بد نیست کمی صریح تر درباره بدن و امکانات خدادادی (طبیعی) آن حرف بزنیم چون حیف است بعضی مزیت های جنسی بدن به خاطر چیزهایی مثل گناه یا شرم ناشناخته بمانند.

در قوانین ۳ مذهب اصلی دنیا یعنی یهودی، مسیحی و اسلامی در بیشتر موارد، نیاز و لذت جنسی، موضوعی مردانه است. به همین دلیل بیشتر دستورات اخلاقی یا حتی حکم های شرع و عرف در حول و حوش ارضای جنسی مردان نوشته شده است. تاکیداتی که نیتش مثبت بوده است و حفظ سلامت روان و تمرکز ذهن مردان را در نظر گرفته است.

تدوین قوانین چند همسری، تملک جنسی موقت (صیغه) بر زنان تنها، بیوه و یا بی سرپرست … تا دستورات تمکین و فرمانبری جنسی زنان از  شوهران، از جمله اصولی هستند که کمابیش در تمام مذاهب دره نیل وجود دارند.

یکی دیگر از قوانین که برای امنیت روحی و اقتصادی مردان در زمینه زناشویی و جنسی تدوین شده است تنبیهات سختی است که برای زنان متخلف در نظر گرفته شده است. زنانی که نظم و امنیت جنسی تعیین شده در عرف و خانواده را بر هم می زنند. تامین نیازها و تمایلات جنسی بیرون از قوانین تدوین شده ، برای این زنان عذاب جهنم،  بی مهری اجتماعی و حتی تنبیهات تا سر حد مرگ در نظر گرفته شده است.

نادیده گرفتن لذت جنسی زن در طول تاریخ با هر عقیده ایی که داشته باشیم و هر نیتی که بر آن اسم بگذاریم بر یک دلیل تاکید دارد و آن بی ظرفیتی و اغواگرانه بودن زنان، احتمال فریب دادن و یا فریب خوردن زنان می باشد.  دلیلی که می گوید زنان، قدرت تشخیص و تمیز ندارند و برای همین نیاز به قیم و قانون برای کنترل امیال شان ضروری است. این نوع دیدن و رفتار با تمایلات جنسی زنان آنقدر قوی و اساسی بوده است که حتی خود زنان هم در ناخودآگاه شان به این باور رسیده اند که لذت جنسی یک ضرورت و اولویت برای آنها نیست.

اما فقط به یک دلیل ساده اگر سخت گیر نباشیم و کمی به واقعیت ها٬ بیرون از چهارچوبِ اخلاقی که با آن تربیت شده ایم به موضوع بنگریم٬ اگر واقعا نیاز و لذت جنسی در زنان ضعیفتر از مردان بود چرا طبیعت در بدن آنها نقاط حساس جنسی برای لذت ارگاسم و تجربه منحصر به فردِ رهایی و آسودگی را تعبیه کرده است؟ اگر قرار بود فقط مردان لذت برنده اصلی باشند بالطبع جسم زنان نیز می بایست بر همان اساس تنظیم شده باشد.

این اواخر جستجوها و تحقیقات علمی در زمینه توانایی های جنسی زنان به هر دلیل بد یا خوب که می تواند بوجود بیاید نظیر فروش مواد مصرفی و آرایشی تا کشف علاج برای بیماری های زنانه در علم پزشکی باعث شده است که جزئیات اعضای جنسی و خصوصیات شان بیشتر شناخته شود. از جمله توجهات در نیم قرن اخیر شناسایی و تحقیق در باره « نقطه G» در زنان بوده است.

تحقیقات علمی معاصرتر نشان داده است همانطور که کلیتوریس باعث لذت و ارضای جنسی بیرونی می شود نقطه یا ناحیه G می تواند ارضای جنسی به مراتب شدیدتر و در نتیجه آرامش بخش تر را در بدن، ذهن و روان زنان فراهم کند.

بر طبق تربیت و عرف٬ در افکار عمومی این قضاوت وجود داشته است که خشونت، پرخاشگری و عدم تمرکز مردان می تواند منشا جنسی داشته باشد و سعی شده است که برای رفع ناهنجاری ها٬ وسایل آرامش و رفع کمبود جنسی مردان در دستور کار نمایندگان اخلاق قرار بگیرد اما از سوی دیگر رفتارهایی مثل نق زدن، حسادت٬ بی ثباتی در شخصیت زنان را جزئی از نهاد و طبیعت زن تشخیص داده اند و اشاره ایی به احتمال ناکامی و ناکافی بودن جنسی شان در زندگی زناشویی نشده است.

در دنیایی که علم از حدس و گمان و بعضی رفتارهای سنتی در بسیاری زمینه ها کاسته است شاید بد نباشد که در باره نیازهای جنسی زنان به دور از قوانینی که سعی می کند سکس را در زنان منفور و گناه و به همان خاطر شدیدا کنترل شده ببیند کمی فاصل بگیریم و نگاه دوباره و همه جانبه تر به حق لذت جنسی دو سویه در بین مردان و زنان داشته باشیم.

نگاهی که شاید به شعوری واقعی تر و بر اساس فیزیک جنسی انسان ها با همه تفاوت ها و تنوع ها ختم شود. شعوری که احتمالا به رابطه زناشویی کاملتر و انسانی تر منجر خواهد شد. تن با روان پیوندی تنگاتنگ دارد. روان آرام و آسوده در تن، آرامش می یابد. تن های خود  ودیگران را بشناسیم و احترام بگذاریم.