در باره پدیده بیخوابی حرف های ضد و نقیض زیادی شنیده می شود. بعضی ها فکر می کنند که بیخوابی می کشند ولی عملا می خوابند. بعضی ها برای شان به خواب رفتن سخت است ولی وقتی خوابیدند بقیه اش یک خواب معمولی است. بعضی ها سریع به خواب می روند ولی بعد از چند ساعت بیدار می شوند و دوباره نمی توانند بخوابند.

به همان اندازه نیز نقش قرص خواب ها ضد و نقیض ترسیم شده است. مدل قدیمی قرص خواب ها که ترکیبی از benzene و diazepine هستند و در این مجموعه diazepam یا valium clonazepam یا klonopin, lorazepam یا ativan  هم می گنجند، کارشان مداوای بیخوابی از طریق کاهش نگرانی و تشویش است.

گروه جدیدتر قرص ها نظیر zolpidem یا ambientو zaleplon یا sonata ترفند اصلی شان کور کردن یا خواباندن عصب های مخصوص خواب است. قرص های خواب در واقع، کدهای خاطره ساختن در مغز را مسدود میکنند

خوردن قرص خوابها مساوی با به فراموشی سپردن دوران قبل و حین خواب است. داروهای فوق حتی مدعی هستند که از ده دقیقه تا یک ساعت به مدت خوابیدن مصرف کنندگان می افزایند.

قرص های خواب افراد را به نوعی از حالت کما می برد که در آن اتفاقات حین خواب، نظیر بیدار شدن های مکرر و کابوس و رویاها، در گیرنده های عصبی شان ثبت نمی شود.

افزایش مقدار خواب توسط قرص ها و ایجاد فراموشی، به مصرف کنندگان قرص ها این احساس را می دهند که به خواب دست یافته اند.

بشر این روزها نیاز کمتری به خواب دارد چون مثل دوران انسان نخستین، فعالیت فیزیکی چندانی ندارد که خسته شود. نگرانی و تشویش هم به درد دوران خطرناک قدیم می خورد که انسان همیشه می بایست آماده و نگران باشد.

بشر امروزی دلیل واقعی برای نگرانی و تشویش ناشی از شکار و خورده شدن خودش را ندارد. به جای آن، سرعت و شلوغی باعث انواع دغدغه های جدید روحی و طبیعتا افزایش بیخوابی می شوند.