سینما

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«رگ خواب» ساخته حمید نعمت‌الله که این روزها در اکران سینمایی اش در ایران مقبول تماشاگران بوده و فروش خوبی داشته، پنج شنبه شب، جوایز اصلی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی از جمله بهترین فیلم سال را هم به دست آورد.

«بوتیک» اولین ساخته حمید نعمت‌الله، نشان از تولد یک فیلمساز مستقل جوان داشت که می‌خواهد فارغ از هیاهو به لحظه‌ها و آدم‌هایی توجه کند که کم‌تر روی پرده آمده‌اند.

نعمت‌الله سال‌ها بدون جنجال به کار خود ادامه داد تا امروز که به فیلم «رگ خواب» رسیده: فیلمی‌ که بر پرده سینماهای ایران، پر سر و صداتر از قبلی‌ها به نظر می‌رسد؛ با بازی تحسین شده لیلا حاتمی( برنده جایزه جشنواره فجر) و صدای همایون شجریان که بخشی از مطرح شدن و فروش فیلم را می‌توان مدیون آن فرض گرفت.

نعمت‌الله در بوتیک - به رغم شخصیت محوری گلشیفته فراهانی- دنیای مردانه‌ای خلق کرده بود که می‌شناخت(خوب هم می‌شناخت)، این بار اما در رگ خواب به دنیای زنانه‌ای پا گذاشته که خالق شخصیت‌هایش (فیلمنامه نویس) معصومه بیات، همسر اوست. از این رو از ابتدا با دنیای یک زن و مواجهه او با جهان مردانه اطرافش روبه‌رو هستیم.

پرداختن به درونیات یک زن و تصویر کردن کورسوی امید بخش عشقی که خیلی زود خاموش می‌شود، شخصیت اصلی شکننده ای را روایت می‌کند که خیلی زود در برابر مشکلات از هم می‌پاشد. در واقع با آن که فیلم درباره زنان حرف می‌زند- و به شکلی به دلیل منفی بودن تمام مردانی که در فیلم می‌بینیم یا درباره آنها می‌شنویم، می‌توان آن را «ضدمرد» هم توصیف کرد؛ شاید در جست و جویی آرمانی در راستای زنان بدون مردان-در نهایت اما فیلمی ‌فمینیستی نیست و تصویری که از شخصیت اصلی ارائه می‌کند، تصویر زنی است به شدت آسیب‌پذیر و احساسی (نقطه مقابل زن قوی و با اراده مورد علاقه فمینیست‌ها) که بسیاری از مصائبی که تحمل می‌کند -به باور دنیای فیلم- از «ضعیف بودن جنس زن» نشات می‌گیرد.

از سویی نگاه مردستیز فیلم در سطح می‌ماند و به عمق نمی‌رود. کامران فرشته‌ای تصویر می‌شود که خیلی زود بال‌هایش تقلبی از کار در می‌آیند، اما تصویر فرشته گون او چیزی نیست جز ساخته ذهن مینا، زنی که توانایی و جرات ارتباط با پدرش را هم ندارد و حالا، در تمام طول فیلم، با نریشنی روبرو هستیم که او برای پدرش از خودش و ذهنیاتش می‌گوید: مهمترین ضعف پرداخت فیلم که بی جهت از تصویر به کلام پناه می‌برد و در پایان به خطابه‌ای کلیشه‌ای با قول‌های او برای رودررویی قدرتمندانه‌ترش با زندگی ختم می‌شود.

از طرفی سایه یک پدر بر تمام فیلم سنگینی می‌کند. اشاره‌های زن به نگاه‌های تند پدرش- و گریه او به هنگام روایت- برای شخصیت سازی مردی که ما در طول فیلم به طور مستقیم نمی‌بینیم اما بسیار درباره اش می‌شنویم، کافی نیست. از طرفی همین اشاره- که تاکید هم دارد پدر برای خاک خوردن هیچ گاه او را تنبیه هم نکرده و تنها نگاه‌های تندی داشته- برای نمایش مردسالاری مورد نظر نویسنده کافی نیست (هر پدری اگر فرزندش را در حال خاک خوردن ببیند، طبیعی است که نگاه تندی به او خواهد کرد).

اما به رغم نریشن گاه مزاحم، فیلم در لحظاتی موفق می‌شود تماشاگر را با شخصیت اصلی فیلم اش همراه می‌کند. حس‌های عاشقانه زیبایی در تک نماها و تک دیالوگ‌ها نمود می‌یابد که می‌تواند نقبی باشد به درون یک زن، با همه ضعف‌ها و مشکلاتش که هنوز می‌تواند دنیا را به چشم دیگری نظاره کند و شاید به تعبیری نمی‌خواهد بزرگ شود (تاکید بر حضور مثبت/منفی «پدر» در زندگی این زن، تاکید غیرمستقیمی‌است بر حضور دنیای کودکانه دختر بچه ای که تاب پیچیدگی‌های دنیای بی رحم اطرافش را ندارد).

شکنندگی او با ترس‌هایش از زندگی می‌آمیزد و با گربه‌ای نمادین بر پرده تصویر می‌شود. هرجا فیلم سعی می‌کند به کلام- غالباً نریشن- پناه ببرد از خلاقیت‌های تصویری اش فاصله می‌گیرد و هر بار تلاش دارد تنها با یک نگاه گفتنی‌هایش را با تصویر به تماشاگرش منتقل کند، بارها موفق تر است.

نعمت‌الله با قاب بندی‌های دقیق و تدوین حساب شده شناخت اش را از سینما - با سابقه سال‌ها نوشتن درباره سینما- به رخ می‌کشد. بازی هر دو بازیگر اصلی نقطه قوت فیلم را رقم می‌زند، بجز صحنه ملاقات نهایی زن با کامران در رستوران؛ که هم دیالوگ‌ها و هم بازی و حتی کارگردانی به طرز غریبی اغراق آمیز است و فاصله زیادی دارد با باقی فیلم.

ای کاش اما ایجاز فیلم در تصویر رابطه این زن و مرد - که در ایران امروز به طرز مضحکی «رابطه ممنوع» تلقی می‌شود و طبیعتاً فیلمساز هم نمی‌تواند به روشنی آن را به نمایش بگذارد- در باقی فیلم هم مشهود بود. نمایش رابطه این زن و مرد در سه صحنه فکر شده سینمایی خلاصه می‌شود: جایی که یکدفعه و ناخواسته صورت آنها به یکدیگر نزدیک می‌شود، جایی که مرد در حال تعویض لباسش است و زن به کمکش می‌آید؛ همین طور صبحی که زن در حال درست کردن صبحانه است و مرد روی تختخواب از خواب بیدار می‌شود.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آی ‌سینما: گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اول زن «آواز عقرب‌ها» سومین ساخته بلند انوپ سینگ فیلمساز هندی است. این فیلم 119 دقیقه‌ای به تازگی در هفتادمین جشنواره فیلم لوکارنو اکران جهانی شد. در این فیلم، فراهانی نقش شخصیتی به نام «نوران» را بازی می‌کند که ساکن صحرای راجستان است. او با آوازهایش شفای نیش عقرب‌ها را آموزش می‌دهد تا این‌که فاجعه‌ای زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بازیگر ایرانی مقیم فرانسه در گفت‌وگوی اخیر خود با «ورایتی» از چگونگی کنار آمدنش با زبان و فرهنگی جدید، شیوه برخوردش با نقش‌هایش و ابعاد مهاجرتش حرف زده است.

- چه چیزی شما را جذب این نقش یا کارگردانش کرد؟

من انوپ را بعد از تماشای «قصه» - دومین فیلم بلند کارگردان هندی - ملاقات کردم. به نظرم یکی از شگفت‌انگیزترین انسان‌هایی است که تا امروز ملاقات کرده‌ام. او شاعر است، هنرمندی فوق‌العاده حساس و حیرت‌آور است و چیزی سحرانگیز در مورد او وجود دارد. توجه و دانش او درباره زنان کاملا باورنکردنی است. به نظرم، پیدا کردن کارگردانان مردی که زوایای عمیق ساختار ذهن زنان را درک کنند، امری نادر است. وقتی او درباره این پروژه با من صحبت کرد؛ این‌که چطور رویایی می‌بیند و بعد یک‌شبه فیلمنامه‌اش را می‌نویسد. آن‌جا بود که فهمیدم باید در این فیلم بازی کنم.

- با توجه به این که قرار بود با زبان، فرهنگ و کشوری جدید مواجه شوید، آماده‌سازی برای اجرای این نقش چه‌جور تجربه‌ای برای‌تان به همراه داشت؟

من تا به حال، به هفت زبان مختلف نقش اجرا کرده‌ام. به همین خاطر، الان دیگر آشنایی با اجرای نقش به زبانی غیر از زبان مادری‌ام تجربه‌ای سرگرم‌کننده و بامزه است. ابتدا، شش ماه روی یادگیری زبان کار کردم تا بتوانم دیالوگ‌هایم را ادا کنم. یادگیری زبان چالش بسیار دشواری است، خصوصا وقتی کمال‌گرا باشید. و خودم به عنوان یک موسیقیدان، دلم می‌خواست این وجه از اجرایم بی‌نقص به نظر برسد. بعد از آن، عازم هند شدیم و من به صحرا رفتم تا مدتی را در محیط بگذارنم و با زنان آن‌جا و نحوه راه رفتن و حرف زدن‌شان آشنا شوم. تجربه‌ای خشن و سخت و در عین حال، لطیف بود.

- این فیلم درباره یک آوازخوان است: می‌توانید رابطه‌تان را با موسیقی توضیح بدهید؟

به طرز خنده‌داری، موسیقی همیشه مثل سایه در تعقیب من بوده، حتی در سینما و در تمام جنبه‌های زندگی‌ام بسیار به کمکم آمده است. موسیقی به پروانه‌ای کوچک می‌ماند که از گلی به گل دیگر می‌پرد و من به دنبال کردنش ادامه می‌دهم. اگر بهشتی وجود داشته باشد، چیزی جز گل و موسیقی نخواهد بود.

- وقتی بازی در نقش شخصیتی را می‌پذیرید که قرار است درد و غم و اندوه فراوانی را از سر بگذارند، چطور خودتان را از نقش جدا می‌کنید؟

گاهی اوقات می‌توانید خودتان را از شخصیت جدا کنید اما گاهی اوقات هم نمی‌توانید. ممکن است طلسم شخصیت گریبان‌گیرتان شود و شما اسیر دردی می‌شوید که متعلق به نقش است. شیوه من متد اکتینگ نیست. من شخصیت‌هایم را با خودم به خانه نمي‌برم اما احساسات و تاثرات شخصیت به درون آدم رخنه می‌کند یا گاهی به شکل بیماری خودش را در بدن آدم بروز می‌دهد. در این پروژه، فشار و آسیبی که شخصیت من از سر می‌گذراند، از درون خودم نشات می‌گرفت. آدم به عنوان یک بازیگر نیاز دارد از جهان هستی کمک بگیرد تا به دام اعتیاد و خودکشی نیافتد. بازیگر به مراقبت نیاز دارد.

- فیلم‌هایی که تا امروز بازی کرده‌اید در لوکیشن‌ها و فرهنگ‌ها و به زبان‌های مختلف بوده‌اند. دلیل این انتخاب‌ها چیست؟

انگیزه من از کار کردن در سینما، انتقال این پیام است که سینما حمایت‌گر است. این‌جور فیلمنامه‌ها به دستم می‌رسد و همگی قصه‌هایی برای گفتن دارند. البته که خودم هم مشتاقم. عاشق این هستم که خودم را تا مرز محدودیت‌هایم به چالش بکشم و ببینم آیا می‌توانم از پس ناممکن‌ها بربیایم. هر چه ناممکن به نظر برسد، من باید آن را ممکن سازم. مهم‌ترین نکته این است که کاملا خودت را بسپاری و آماده باشی برای هر نقشی که بازی می‌کنی، جانت را هم فدا کنی.

- چطور بین پروژه‌هایی که در سینما می‌پذیری و سایر مشغولیت‌هایت توازن ایجاد می‌کنی؟

از میانه آشوب. من در کار تعادل پیدا می‌کنم. در سختی‌های کار کردن آرامش می‌یابم. اما کعبه آمالم کاری است که انجام می‌دهم و خودم را به تمامی وقف آن کرده‌ام. من پای این کار، کشورم را از دست داده‌ام، آرامش را از دست داده‌ام، خانواده‌ام و تقریبا دار و ندارم را از دست داده‌ام.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«اگر فمینیسم به معنای تعادل است، بله، من فمینیست هستم.»

این بخشی از سخنان تهمینه میلانی، کارگردان زن ایرانی است که در اولین برنامه «روزهای فیلم زنان ایران» در برلین شرکت داشت. در این برنامه، از ۱۱ تا ۱۵ خرداد، فیلم‌هایی برگزیده از میان فیلم‌های ساخته شده توسط فیلم‌سازان زن ایرانی به نمایش درآمد.

از میان فیلم‌های تهمینه میلانی، کارگردان زن پرسابقه سینمای ایران نیز سه فیلمی که خود سه‌گانه می‌نامد به نمایش گذاشته شد؛ دو زن، نیمه پنهان و واکنش پنجم.

در جلسه پرسش و پاسخ پس از نمایش فیلم دو زن از تهیمنه میلانی پرسیدم که پس از ساختن سه‌گانه‌ای در مورد مشکلات زنان ایرانی، آیا او خود را فمینیست می‌داند؟ او پاسخ داد:«همه ایسم‌ها بسته به جامعه‌ای که در آن تعریف می‌شود، معانی متفاوتی دارد. از نظر من فمینیسم خیلی کلمه خطرناکی است. من فمنیستی دیده‌ام که می‌گوید مردها بروند بمیرند اما من شوهری دارم که خیلی او را دوست دارم، برادرهای فوق‌العاده‌ای دارم و پدربی‌نظیری داشتم و مشکلی با مردها ندارم اما من در جامعه‌ای مردسالار زندگی می‌کنم. پدر، برادر یا همسرم برای من تصمیم نمی‌گرند. مردان دیگری برای من تصمیم می‌گیرند. آدم‌هایی مثل من برای دستیابی به عدالت تلاش می‌کنند. اگر فمینیسم هم به معنای تعادل است، بله، من فمینیست هستم. »

تهمینه میلانی در مورد وضعیت خودش به عنوان یک فیلم‌ساز زن ایرانی گفت:« من حالا در وضعیت بسیار بدی هستم. با شکایت نیروهای انتظامی یک سال و نیم دادگاه رفتم و چند ماهی است که تبرئه شده‌ام. به دلیل این که من به عنوان یک فیلمساز به یک الگو تبدیل شده‌ام، فشار بسیار زیادی بر روی من قرار دارد و صراحتا به من گفته می‌شود که از ایران بروم.»

با این همه تهمینه میلانی می‌گوید نسل جوان جامعه ایران با نسل زنانی که در انقلاب اسلامی شرکت داشتند تفاوت‌های عمده‌ای دارد. او گفت:« نسل جوان کشور می‌گوید من انقلاب نکرده‌ام، من این قوانین را قبول ندارم و خواستار تغییر هستم. این نسل به هیچ عنوان تابع نیست. ما نسل اول انقلاب جرأت اعتراض نداشتیم.»

حذف کارگردانان زن ایرانی

عصر جمعه، به کارگردانی مونا زندی، فیلمی‌است که به موضوع ممنوع تجاوز به محارم در ایران می‌پردازد. فیلمی که یازده سال پیش ساخته شد و به گفته کارگردانش پس از پنج سال توقیف اجازه نمایش محدود را پیدا کرد اما نمایش محدود نیز به زودی متوقف شد و حالا حتی اجازه توزیع در شبکه فیلم‌های خانگی را نیز ندارد.

پس از نمایش فیلم در فستیوال فیلم زنان برلین ازمونا زندی پرسیدم: خانم زندی، شما پس از ساخت این فیلم که یکی از مهم‌ترین تابوهای زندگی زنان در ایران را مطرح می‌کرد، تاکنون یعنی ۱۱ سال بعد مجوز ساخت فیلمی را نگرفتید. آیا تیغ سانسور یکی از جدی‌ترین فیلم‌سازان زن ایرانی را حذف کرده است؟

مونا زندی با اشاره به این که قصه اصلی این فیلم از دو مستند گرفته شده بود پاسخ داد:«به هرحال ما باید بپذیریم در زمانی زندگی می‌کنیم که خیلی از موضوعات قابل پخش نیست؛ هرچند شاید من کمی بی‌محابا عمل کردم و با ساخت این فیلم خودم را در موقعیتی قرار دادم که سخت‌گیری‌ها برای ادامه کارم بیشتر شد. سه فیلم‌نامه من در ارشاد توقیف شد اما خبر خوش این است که شش سال بعد، یعنی زمانی که این فیلم توقیف بود، فیلم «هیس، دخترها فریاد نمی‌زنند» با موضوع تجاوز ساخته شد. من فکر می‌کنم هرچند فیلم من توقیف شد و اکران گسترده‌ای نداشت اما مسیری را باز کرد، فیلمی از کارگردانی دیگر ساخته شد که بسیار گسترده اکران شد. فیلم «عصر جمعه» تابویی را شکست و من فکر می‌کنم کار خودم را کردم و راهی را باز کردم.»

قوانین سخت‌گیرانه و زنان فیلم‌ساز

آیدا پناهنده، کارگردان فیلم تحسین شده ناهید از منظری دیگر به موضوع حضور فیلم‌سازان زن ایرانی می‌پردازد و معتقد است فیلم‌سازان زن ایرانی تجربه‌های متفاوتی را پشت سر می‌گذارند:« جامعه ایران خیلی تغییر کرده و طبقه متوسط شهری و نسل نویی که در ایران زندگی می‌کند، زنها را دوست دارند و به آنها احترام می‌گذارند. مدیران سینمایی اتفاقا فیلم‌سازان زن را تشویق می‌کنند. تعداد فیلم‌سازان زن ایرانی - چه مستند ساز و چه فیلم‌سازان داستانی- بسیار زیاد است و تشویق می‌شوند تا فیلم بسازند زیرا فهمیده اند که این فرصت تاریخی باید در اختیار زنان ایرانی قرار بگیرد تا حرف خود را بزنند.»

در کنار فیلم‌های تهمینه میلانی و مونا زندی، فیلم‌هایی از کارگردانان زن مانند زمانی دیگراز ناهید حسن زاده،جشن تکلیف از فیروزه خسروانی، چند روز بعد از نیکی کریمی و آینه‌های روبرو از نگار آذربایجانی به نمایش در آمد.

آندره‌آ زیلینگر از دست‌اندرکاران پایه‌گذاری این برنامه در پاسخ به این سوال که چرا تنها زنان فیلم‌ساز دعوت شده‌اند، به رادیو فردا گفت:« بعد از برگزاری چهارمین فستیوال فیلم‌های ایرانی در شهر کلن، که عمدتا به فیلم‌سازان مرد می‌پرداخت، این ایده به‌وجود آمد که فیلم‌های زنان ایرانی را هم برای مخاطبان آلمانی و ایرانیان مقیم آلمان به نمایش بگذاریم. و تلاش برای اجرای این ایده ما را به اینجا رساند.»

به گفته خانم زیلینگر در این برنامه شش روزه تلاش شده است تا نمونه‌هایی از فیلم‌های زنان ایرانی در ۲۰ سال گذشته به نمایش در آید و روند تغییر در وضعیت زنان ایرانی به تماشا گذاشته شود. تغییری که به گفته نسرین بصیری، روزنامه نگار ساکن برلین کاملا مشهود و دیدنی است. به گفته خانم بصیری این تصویر جدید از ایران برای کسانی که سال‌هاست ایران نرفته‌اند بسیار جذاب است.

نسرین بصیری در مورد اقبال رسانه‌های آلمانی به این برنامه می‌گوید: «رسانه‌های آلمانی حضور مردان کارگردان ایرانی را بسیار پررنگ دیده‌اند اما حضور زنان فیلم‌سازایرانی برایشان جالب است. در ایران زندگی دوگانه است و کسانی که رسانه‌ها را می‌خوانند می‌بینند که ایران کشوری است با قوانین سخت‌گیرانه در مورد زنان و تصورشان این است که زنان ایرانی عقب‌مانده هستند اما در این فیلم‌ها صحنه‌های دیگری از زندگی زنان به نمایش در می‌آید.»

اما آیا با توجه به این قوانین سختگیرانه‌تر، کار برای فیلم‌سازان زن ایرانی دشوارتر است؟ مجید برزگر، مشاور اجرایی جشنواره و مسئول انتخاب فیلم‌های مستند به این پرسش پاسخ منفی می‌دهد و می‌گوید:« نوعی سانسور تاریخی و فرهنگی پس ذهن جامعه ایران وجود دارد که کمتر می‌توان به زن‌ها اعتماد کرد و شاید آنها نتوانند فیلم خوبی بسازند. این تفکردر حوزه سرمایه‌گذاری، هیچ ربطی به سانسور و ممیزی ندارد. آنچه به عنوان ممیزی و یا نظارت بر فیلم‌ها وجود دارد، هیچ تفاوتی میان فیلم‌سازان مرد و زن وجود ندارد. آنچه دچار ممیزی در مراحل مختلف ساخت فیلم می‌شود نه کارگردانان زن، بلکه موضوعات مرتبط با زنان است.»

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آکادمی علوم و هنرهای سینما که برگزار کننده مراسم اسکار است، هر سال اعضای تازه‌ای را از سراسر جهان به صورت افتخاری می پذیرد و امسال این آکادمی از هفتصد و هفتاد و چهار نفر از اهالی سینمای جهان از پنجاه و هفت کشور دعوت کرده تا به عضویت این آکادمی دربیایند.

شیوه دعوت از اعضای تازه به این شکل است که آنها باید توسط دو نفر از اعضای فعلی آکادمی در همان رشته معرفی شوند و هر عضو آکادمی هم تنها می تواند یک نفر را پیشنهاد دهد.

به این ترتیب ده عضو ایرانی تازه آکادمی حداقل از سوی بیست نفر از اعضای فعلی آکادمی معرفی شده اند. جدای از این نامزدی، هر بخش آکادمی قوانین خاص خود را دارد و هر عضو معرفی شده باید واجد شرایط باشد. پس از معرفی نامزد مورد نظر از سوی دو عضو آکادمی در همان رشته، کمیته‌ای درباره صلاحیت آنها و دعوت احتمالی تصمیم می گیرد. آخرین فرصت برای معرفی یک نامزد سی و یکم ماه مارس امسال اعلام شده بود و هر سال تنها یک بار اعضای تازه معرفی می شوند.

محمد رسول اف که با تازه‌ترین فیلمش، لرد، درباره رشوه و فساد اداری در ایران در جشنواره کن امسال خوش درخشید و حایزه بهترین فیلم بخش نوعی نگاه را از آن خود کرد، یکی از ده ایرانی‌ای است که امسال برای عضویت در آکادمی دعوت شده و تنها فیلمساز ایرانی‌ای است که امسال در بخش کارگردانان به عضویت آکادمی درآمده است.

رخشان بنی اعتماد که تحسین شده‌ترین فیلمساز زن سینمای ایران محسوب می شود، در بخش فیلمنامه نویسان به عضویت آکادمی درآمده است.

بهمن قبادی هم که این روزها در نیویورک ساکن است و به زودی فیلمبرداری فیلم تازه‌اش را در این شهر آغار می کند، از این پس برای انتخاب بهترین‌های هر سال، نظر خواهد داد. قبادی که با فیلم هایی چون زمانی برای مستی اسب‌ها و گربه‌های ایرانی در آمریکا شناخته شده است، در بخش فیلمنامه نویسان به عضویت آکادمی درآمده است.

لیلا حاتمی تنها بازیگر ایرانی ساکن ایران است که به عضویت آکادمی اسکار در می آید. حاتمی با جدایی نادر ازسیمین ساخته اصغر فرهادی که جایزه اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را برای اولین بار برای سینمای اران به ارمغان آورد، در آمریکا و کشورهای اروپایی به چهره شناخته شده‌ای بدل شد و مصاحبه‌های او به زبان فرانسه در تلویزیون‌های فرانسه، او را به عنوان شناخته شده‌ترین بازیگر زن ساکن ایران تثبیت کرد.

گلشیفته فراهانی که سال‌ها پیش ایران را ترک کرد، این روزها به موفق‌ترین بازیگر ایرانی در خارج از کشور بدل شده و حالا با این عضویت به افتخارات خود افزوده است. بازی برای جیم جارموش در نقش اصلی فیلمش او را در سینمای آمریکا به چهره شناخته شده‌ای بدل کرد و نقش کوچک اما متفاوت او در قسمت تازه فیلم تجاری مهاجمان دریای کارائیب( با بازی جانی دپ) راه او را برای بازی در فیلم‌های تجاری هالیوودی هم باز کرده است.

نارنین بنیادی بازیگر ایرانی- بریتانیایی هم که در فیلم هایی چون مرد آهنی و بن هور نقش آفرینی کرده و این روزها در سینما فعال تر شده، به همراه هایده صفی یاری، تدوین گر برجسته سینمای ایران که رد پای او را در بسیاری از فیلم‌های مهم سال‌های اخیر می توان یافت(جلوی نام او در فهرست آکادمی نام فیلم‌های جدایی نادر از سیمین و فروشنده آمده)، از دیگر اعضای تازه آکادمی اسکار هستند.

محمدرضا دلپاک، صدابردار شناخته شده و محسن موسوی طراح جلوه‌های ویژه برای فیلم هایی چون نسخه تازه روز استقلال و مرد عنکبوتی ، دیگر چهره‌های ایرانی تازه آکادمی هستند.

هنگامه پناهی پخش کننده و تهیه کننده ساکن فرانسه هم از دعوت شدگان تازه به آکادمی است.

مرحوم عباس کیارستمی، آنا لیلی امیرپور و رامین بحرانی فیلمسازان ایرانی‌ای هستند که سال پیش به عضویت آکادمی علوم و هنرهای سینما درآمدند.

کسی که نامزد دریافت جایزه اسکار شده باشد، خودبخود به آکادمی دعوت می شود و به این ترتیب اصغر فرهادی دیگر عضو ایرانی آکادمی است.

فاتح آکین، صدیق برمک، لاو دیاز، آلخاندرو خودوروفسکی، کیم کی دوک، تاکاشی میکه و گای ریچی از جمله فیلمسازان شناخته شده‌ای هستند که امسال به عضویت آکادمی درآمده اند.

آکادمی علوم و هنرهای سینما در سال‌های اخیر به دلیل کمبود بودن رنگین پوستان و زنان در ترکیب اعضایش بسیار مورد انتقاد قرارگرفته، شاید از این روست که امسال ۳۹ درصد دعوت شدگان زن هستند و ۳۰ درصد آنها رنگین پوست. هفت گروه از هفده گروه آکادمی، در مجموع زنان بیشتری را نسبت به مردان دعوت کرده اند.

آکادمی علوم و هنرهای سینما که نود سال پیش تاسیس شده، بیش از هفت هزار عضو دارد و اعضای هر گروه آن که شامل هفده گروه مختلف است متناسب با حرفه‌شان هر ساله بهترین‌های آن بخش را انتخاب می کنند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شرکت دیزنی همیشه تلاش می کند با هر فیلم جدیدش نه تنها تابو های اجتماعی، بلکه مرزهای فیلمهای گذشته خود را نیز بشکند. استفاده از یک شخصیت همجنسگرا، شاید موجب شود که نمایش «دیو و دلبر» در روسیه ممنوع شود.

در جدید ترین فیلم این شرکت که بازسازی کلاسیک موفق و محبوب «دیو و دلبر» است، با نخستین شخصیت همجنسگرا که تاکنون در فیلمهای شرکت دیزنی حضور دارد، آشنا می شویم.

بیل کاندون، کارگردان فیلم به وب سایت «Attitude» گفت شخصیت «لافائو» (دستیار «گستان» شخصیت بدجنس داستان) که نقشش را «جاش گد» بازیگر کمدی بازی می کند، اولین شخصیت در تاریخ فیلمهای دیزنی است که به طور آشکارا همجنسگراست.

به گفته بیل کاندون «لافائو» به «گستان» علاقه عاشقانه دارد.

از همین رو امکان دارد روسیه این فیلم را تحریم کند. این تحریم بر اساس قانونی است که در سال ۲۰۱۳ در این کشور تصویب شد که بر ضد حقوق همجنسگرایان است.

ولادیمیر مدینسکی وزیر فرهنگ روسیه بعد از تماشای «دیو و دلبر» گفت اگر در آن شعارهایی در حمایت از همجنسگرایی وجود داشته باشد امکان تحریم این فیلم وجود دارد.

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

خاوير باردم، پنه‌لوپه كروز و بردپيت در کنار هم

حضور برد پیت در فیلم "مشاور" که اقتباسی از رمان"کورمک مک کارتی" است قطعی شد و فیلمبرداری آن به زودی آغاز می‌شود. این فیلم را "ریدلی اسکات" کارگردانی می‌کند و فیلمنامه آن توسط نویسنده رمان برنده "پولیتزر" یعنی "کورمک مک کارتی" به رشته تحریر درآمده است. رمان " پیرمردها سرزمینی ندارند" از دیگر آثار مهم کارتی است که چند سال پیش توسط برادران کوئن اقتباس شد و توانست جوایز زیادی، از جمله اسکار بهترین فیلمنامه  را دریافت کند. "مشاور" درباره وکیلی است که با یک کارتل مواد مخدر درگیر می‌شود. اسکات از اکشن سازهای شناخته شده هالیوودی است که آثاری چون "هانیبال"، "رابین هود" و "سال خوب" را دارد. در این فیلم پر ستاره بازیگران دیگری چون "خاویر باردم"، "پنه لوپه کروز" و "کامرون دیاز" نیز حضور خواهند داشت.

مروری بر هنر در هفته سوم شهریور

در سومین هفته شهریور ماه اخبار هنری هفته قبل را مرور می کنیم. این هفته جدال فیلم های نامزد ارسال به اسکار را بررسی می کنیم. فیلم های ایرانی پایان نامه، آلزایمر و جدایی نادر از سیمین سه فیلمی هستند که تا امروز بیشترین بخت و حرف و حدیث را در این مورد به خود اختصاص داده اند.
امروز 85 مین سالگرد تولد ستاره ی معروف سینما آدری هپبورن است با جرج کلونی در فضا! مهران مدیری به قلب یخی پیوست! مروری بر هنر در هفته سوم مرداد سرانجام "عشق" نخل طلا گرفت

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

امکان پخش صدای آواز زنان

در جشن چهاردهمین سال تاسیس "خانه موسیقی ایران" سخنگوی این نهاد صنفی در حضور معاون وزیر ارشاد خواستار پخش صدای زنان خواننده شده. داریوش پیرنیاکان گفت: «خواست مهم خانه موسیقی آزادی پخش صدای زنان است.» جشن چهاردهمین سال تاسیس "خانه موسیقی ایران" شامگاه دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۲ در تالار وحدت برگزار شد، به‌گزارش خبرگزاری فارس داریوش پیرنیاکان سخنگوی "خانه موسیقی" در حضور معاون وزیر ارشاد خواستار آزاد شدن صدای زنان در ایران شد. پیرنیاکان با اشاره به این نکته که در فقه اسلامی هیچ اثری از "حرام بودن موسیقی" نیافته است گفت: «۳۴ سال است که در عرصه موسیقی زمستان است. هنوز موسیقی را این‌جا حرام می‌دانند. هیچ روایتی نیست که نشان دهد موسیقی حرام است و درست نیست که این خیل عظیم جمعیت شنوندگان موسیقی را نادیده بگیریم. از فقها می‌خواهم توضیح دهند در کجای دین موسیقی حرام اعلام شده است؟ به علاوه خواسته‌ی مهم خانه موسیقی پخش شدن صدای زنان است.» به گفته داریوش پیرنیاکان نیمی از هنرمندان موسیقی، زنان هستند که در ایران اجازه خواندن ندارند. وی "اصلاح شیوه ممیزی در حوزه موسیقی"، "صدور مجوز‌ها"، "تامین سالن اجرای کنسرت" و " نمایش سازها در تلویزیون" را خواسته‌های اهالی موسیقی ایران معرفی کرد. حسین علیزاده: چرا صدای زن را از حافظه موسیقایی ما پاک کرده‌اند؟ به‌گزارش روزنامه "بهار" حسین علیزاده آهنگساز برجسته ایران و رهبر گروه "هم‌آوایان" جمعه ۲۹ شهريور ۱۳۹۲ با اشاره به تفکیک جنسیتی در موسیقی ایران گفت:«این‌که فکر کنیم هرجایی زنان حضور دارند باید احساس خطر کنیم درست نیست، زیرا هنر بدون زن وجود ندارد و در همه مسائل زن و مرد باهم شریک هستند.» حسین علیزاده پیش‌تر نیز با اشاره به "پاک شدن صدای زنان از حافظه موسیقایی ۳۰ ساله‌های امروز" گفته بود: «چرا صدای زن را از حافظه موسیقایی ما پاک کرده‌اند؟ من با هرگونه تفکیک جنسیتی مخالفم. مگر تنها مردان می‌توانند هنرمند باشند و آواز بخوانند؟» اما اتفاقات این سخنان جنجالی چند روز بعد هم ادامه یافت داریوش پیرنیاکان هشت‌ روز بعد از طرح مشکل پخش صدای زنان، روز ۳۰ مهر از سمت خود استعفا داد. او که از بنیان‌گذاران خانه موسیقی است و چند دوره دبیر وسخنگوی این مرکز هنری بوده، در رابطه با استعفا از این سمت گفت: «به دلایلی از جمله برای استراحت کناره‌گیری کردم». علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همان روز استعفای آقای پیر نیاکان در روز سه‌شنبه (۳۰ مهر / ۲۲ اکتبر) در حاشیه رونمایی از نخستین و بزرگ‌ترین نهج‌البلاغه مطلا در محل دفتر وزارت‌خانه، در پاسخ به پرسشی درباره ایراد شرعی به صدای خوانندگان زن گفت: «طبق نظر مراجع اگر صدای تک‌خوان‌ها موجب مفسده نباشد ایرادی ندارد و برخی از مراجع در این باره چنین نظری دارند».

رامین جوادی، آهنگساز سریالهای بازی تاج وتخت و وست ورلد

اگر مجموعه‌های «فرار از زندان»، «بازی تاج‌وتخت» یا «وست‌ورلد» را تماشا کرده باشید حتما آهنگ‌های مسحورکننده‌ی آن‌ها نظرتان را جلب کرده است؛ در ادامه‌ی این مطلب با زندگی‌نامه‌ی «رامین جوادی» آهنگ‌ساز ایرانی‌تبار این مجموعه‌ها همراه دیجی‌کالا مگ باشید. رامین جواد
بازگشت خنیاگر گلشیفته با کوچ نشینان برمی گردد جرج مایکل درگذشت ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید بیست سال بدون معروفی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

سهراب سپهری رکورد شکست

دومین حراج آثار هنری در سالن زرین هتل آزادی تهران برگزار شد که در جریان آن آثار هنری به مبلغ ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به فروش رفتند. گزارش تصویری از این حراجی: رکورد فروش متعلق به کاری از سهراب سپهری بود که به مبلغ هفتصد میلیون تومان بفروش رسید وصل و هجران اثری از علی شیرازی نیایش یک قهرمان از بهروز دارش این یک گاو گریان است اثری از عباس کیا رستمی

امیر آقایی در گالری سیحون

باز هم گالری سیحون و این بار همکاری با موسسه خیریه بهنام دهش پور.
گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره نمایشگاه عکس رضا میلانی موزه هایی که نمیشناسیم کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت

ادبیات

نامه های عاشقانه فروغ

فرزانه میلانی، پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی و مطالعات زنان در دانشگاه ویرجینیا که چند دهه بر زندگی و آثار فروغ تحقیق و پژوهش کرده در چهار جلسه متوالی از بیستم تا بیست و چهارم اکتبر در سالن خلیلی دانشکده مطالعات آفریقایی و شرقی دانشگاه لندن، سواس لندن درباره کتاب جدیدش سخنرانی کرد. کتاب جدید خانم میلانی که قبلا هم بر زندگی و آثار سیمین بهبهانی و طاهره قرة‌العین دو شاعر پیشرو زن ایرانی تحقیق کرده، زندگینامه ادبی فروغ فرخزاد است به همراه ۱۵ نامه منتشر نشده به ابراهیم گلستان، ۹ نامه به پدرش، شش نامه دیگر به افراد دیگر و چند کارت پستال. نامه ها را در کتاب به خط فروغ می بینیم. قبل از اینکه خانم میلانی به لندن بیاید یکی از این نامه ها را در اختیار رضا شکراللهی، پژوهشگر زبان فارسی و نویسنده وبلاگ خوابگرد گذاشت. انتشار این نامه بحثهای زیادی ایجاد کرد. \'\'قربان بند کفش‌هایت بروم \'\' زرد است؟ نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به شاهی (ابراهیم گلستان) موضوع واکنشهای کاربران شبکه های اجتماعی شد، اعم از کسانی که فروغ و گلستان را دوست داشتند یا نداشتند. فروغ در بخشی از این نامه نوشته: \"شاهی‌جانم، باید برایم دعا کنی. قربان لب‌های عزیزت بروم. قربان چشم‌های عزیزت بروم. قربان بند کفش‌هایت بروم. چه دوستت دارم، چه دوستت دارم، چه دوستت دارم...\" علاوه بر اینکه بخشهای مختلفی از این نامه بازنشر شد، عده زیادی ماجرای حریم خصوصی را پیش کشیدند و گفتند انتشار نامه های خصوصی فروغ به عشقش غیر اخلاقی است و به شناخت فروغ کمکی نمی کند . برخی پا را فراتر گذاشتند و این نامه و بازنشرش را زرد یا عامه‌پسند دانستند و حتی گفتند که ما اگر خودمان را جای فروغ بگذاریم اصلا دوست نداریم که بعد از مرگمان نامه های عاشقانه مان منتشر شود. در برابر این افراد کسانی بودند که با این نظرات مخالف بودند و این قیاس را مع‌الفارق می دانستند. آنها می گفتند مقایسه آدم های عادی با فروغ و ابراهیم گلستان که هر دو از بزرگان فرهنگ و ادب معاصر هستند اشتباه است و حریم خصوصی در این مورد بی معناست. برخی به ابراهیم گلستان خرده گرفتند که چرا نامه های فروغ را در اختیار خانم میلانی گذاشته و نامه های خودش را منتشر نکرده است. فروغ نه اولین است نه آخرین انتشار نامه شخصیتهای ادبی در دنیا رسمی است شناخته شده است. فرانتس کافکا که نامه های زیادی از او به نامزدش، دوستانش و پدرش منتشر شده، جایی خطاب به دوستش ماکس برود نوشته: \"ماکس عزیز مرا ببخش که امشب نتوانستم به دیدنت بیایم. من بسیار ناامید شده ام و نمی توانم خودم را تغییر دهم. سردرد شدید گرفته ام. دندان هایم دارند زرد و فاسد می شوند و ریش تراشم کند شده است. مرا ببخش ولی دیگر نمی توانم به دیدنت بیایم.\" این چند خط شاید مثالی است بر همان که عده ای حریم شخصی افراد می دانند برخی دیگر هم معتقدند حتی اگر حاوی اطلاعاتی باشد که از نظر برخی کم اهمیت است می تواند موجب روشن شدن ایعاد مختلف زندگی آدمی شود که برای ادبیات بسیار مهم است. نامه های سیمون دوبوار نویسنده فرانسوی به ژان پل سارتر و نلسون آلگرن که هر دو از نویسندگان سرشناس هستند و نامه های سارتر به دوبوار همه و همه در قالب چندین کتاب منتشر شده اند. از ادبیات و ادبای معروف جهانی که بگذریم انتشار نامه های شخصی در دنیای ادبیات ایران هم بی‌سابقه نیست. نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد در قالب سه کتاب تدوین شده است، دست اندرکاران می گویند ذکر جزییات دقیق در این نامه ها از چای خوردن و غذا پختن گرفته تا چگونگی استحمام و نظافت و تصویری که از واقعیت ارایه می دهند این نامه ها را به سندهای بی مانندی درباره این دو نفر تبدیل کرده است. نامه های عاشقانه احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان، اخیرا در کتابی با نام \"مثل خون در رگهای من\" منتشر شد. کتاب دیگری هم چاپ شد با مقدمه آیدا حاوی نامه های شاملو به پسرش. همین اواخر نیز احمد کیارستمی نامه ای از پدرش منتشر کرد که در شبکه های اجتماعی با استقبال مواجه شد. اما چرا انتشار این نامه ها اعتراض خیلی ها از جمله پوران فرخزاد، خواهر فروغ را برانگیخت؟ بعد از انتشار این نامه و بحثی که پیرامون آن در گرفت ابراهیم گلستان در مصاحبه ای اختصاصی با روزنامه ابتکار اعلام کرد که این نامه ها را که سند تاریخی محسوب می شوند، خودش در اختیار خانم میلانی قرار داده است. به نظر او \"وقتی دو نفر مورد توجه اشخاص قرار می‌گیرند هیچ نوع حریم خصوصی ندارند. حریم خصوصی به خاطر ترسی است که اشخاص از چیزهایی که می فهمند یا نمی‌فهمند، دارند؛ برای آدمی که آزاده است و فکر می‌کند، حریم خصوصی مهم نیست. حریم خصوصی برای هیچ کس وجود ندارد و هر کسی هر چه بخواهد می‌گوید و از روی همین چیزهاست که تمدن یک دوره‌ای ایجاد می‌شود.\" پوران فرخزاد هم بعد از آن در گفتگو با تابناک گفت که فرزانه میلانی را می‌شناسد، او \"شخص محترمی\" است اما در انتشار نامه‌های فروغ \"انگیزه کاسبکارانه\" می‌بیند. خانم فرخزاد در این گفتگو گفت: \"وقتی قصد انجام چنین عملی داریم، باید از خودمان بپرسیم آیا قشنگ است و دوست داریم در آینده زندگی خصوصی و اسرار زندگی‌مان را این گونه و آن هم بدون رضایت خانواده‌مان منتشر کنند؟ به نظرم کنار زدن پرده‌ها زیبا نیست.\" حالا خیلی‌ها می‌پرسند، آیا در مورد شخصی مانند فروغ لازم است پرده ها برخی حقایق را از دید سایرین پنهان کنند؟ در نهایت پژوهشگران چرا و بر اساس کدام اصول باید چه تصویر شسته‌رفته‌ای با چه مشخصاتی به مردم ارایه کنند؟ پوران فرخزاد می‌گوید که اصل، شعر فروغ است و زندگی او در حاشیه است. به گواه حدود چهل سال تحقیقی که فرزانه میلانی بر زندگی و آثار فروغ فرخزاد انجام داده زندگی شخصی و عشقی فروغ از آثاری که خلق کرده جدا نیست. مرز میان روزمرگی و هنر فرزانه میلانی مصایبی که فروغ در زندگیش تحمل کرده را بر می‌شمارد و می گوید که عشق او به ابراهیم گلستان تاثیر بسزایی در غنای شعر او داشته است. او شعر فروغ را در حوزه احساسات زنانه در ادبیات معاصر ایران بی‌بدیل می‌داند. میلانی فروغ را زنی می‌داند که در پیکری زنانه و ادبیاتی مرد محور محبوس بوده، زنی که بسیار بیش از اینها که خوانده‌ایم و شنیده‌ایم از خانواده و جامعه اطرافش آسیب دیده است. او بعد از مشورت با روانپزشکان و تحلیل شرایط زندگی و وضعیت روحی فروغ به این نتیجه رسیده که او احتمالا دچار اختلال دوقطبی یا بای‌پولار بوده است. به گفته متخصصان افسردگی شدید از علایم جدی این بیماری است و شدت آن کم و زیاد می‌شود تا جاییکه خانواده بیمار ممکن است تصور کنند بیماری ریشه کن شده، از آن سو هم ممکن است آنقدر شدید شود که ممکن است نیاز به بستری کردن بیمار باشد. فروغ که در بیمارستان روانی بستری شده بود، به گفته خانم میلانی بدون بیهوشی با شوک الکتریکی تحت درمان قرار گرفت. عشق در شعر فروغ ریشه در بیقراری و ناآرامی و سرکشی غریبی دارد و روح ناآرام و مدام در جستجو و تنهای فروغ به گفته خانم میلانی با رسیدن به ابراهیم گلستان انگار کنار او ماوا می‌گیرد. صاف و ساده و بی‌حاشیه در نامه‌ دیگری به او می‌نویسد: \"قربانت بروم، قربان سراپای وجودت، قربان موهای سفید پشت گردنت بروم، قربان مردمک‌های بی‌قرار چشمهایت بروم، قربان غم و شادیت بروم، تو چه هستی که جز با تو آرام نمی‌گیرم، حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست، کافیست که بتوانم اعتماد کنم، بتوانم بایستم، بتوانم باشم، کافیست که صدایم کنی، بگویی فروغ! و من به دنیا بیایم و درختها و آفتاب و گنجشکها با من به دنیا بیایند. دوستت دارم و دلم تاب تحمل این همه عشق را ندارد. دلم از سینه‌ام بزرگتر می‌شود. دلم مرا به بی‌قراری می‌کشاند.\" خانم میلانی می گوید در این پانزده نامه‌ای که تازه در کتابی منتشر کرده فروغ پنجاه و نه بار از \"قربانت بروم\" استفاده کرده و پنجاه و چهار بار از \"دوستت دارم\". فروغ به دلیل سنت شکنی ها و نوع زندگی و طلاق و نوع مرگش، به دلیل معاشرتهایش، به دلیل متفاوت بودنش و \"عشق ممنوعه اش\" نسبت به ابراهیم گلستان همواره مورد توجه بوده و برای بسیاری جذابیت داشته است. تحقیقات و مطالعات چند ده ساله خانم میلانی اما یاد ما می‌آورد که این سمبل جذاب سرکشی شعر معاصر روی دیگری هم دارد. آنچه فروغ خلق کرده حاصل زخمهایی است که خورده و تلخی و تنهایی و غربتی که تحمل کرده تا در سی دو سالگی طوری برود که نامش در ادبیات فارسی ایران ماندگار شود. فروغ را نمی توان از شعر فارسی حذف کرد فروغ بر اساس نتایج تحقیقات،مطالعات و آنچه از نوشته های خودش به جامانده در خانه آزار بسیار دید، در جمع تکفیر شد. اشعارش در ایران سانسور شد و از نخستین مجموعه شاعران ایران و جهان حذف شد. اما با این وجود نامش هنوز یادآور \"اسارت\" است و \"عصیان\". هنوز بسیاری از زنان در ایران، افغانستان و تاجیکستان، خودشان را \"زنی تنها\" می دانند \"در آستانه فصلی سرد\". هنوز نام فروغ، عاشقانه هایش و نامه هایش آنچنانکه این روزها شاهدیم سکون فکری و قضاوتهای درست و نادرست و استنتاجها را به گونه‌ای دستخوش تلاطم می کند که بیراه نیست اگر بخواهیم بدانیم اگر او به مرگ زودهنگام نمرده بود، واقعا هم اکنون چه می کرد و چه جایگاهی داشت. خانم میلانی می‌گوید فروغ که حالا بیش از هر شاعر فارسی زبان معاصر در فراسوی مرزهای ایران شناخته شده است، در یک روز سرد زمستانی درست مثل تولدش و روز تنها ازدواجش و همانطور که خودش پیش بینی کرده بود رفت.  

داستان کوتاه: نفرت نوشته مرضیه محمدپور

نوشته مرضیه محمدپور...همین که داخل حیاط شدم زنم را روی پشت بام دیدم. داشت رخت های شسته را پهن می کرد. فقط یک وجب با لب بام فاصله داشت و پشتش به من بود...
چرا من پیاده شم؟ روز بهترین دوست انسان روز ملی عطار داستانک: عاشق خسته از زنان پخمه و مردان رذل