سینما

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مجله نیویورکر در گزارشی می‌‌گوید تهیه کننده مشهور هالیوود، هاروی واینستین دست کم به سه زن «تجاوز» کرده است. این گزارش پرونده جنجالی آقای واینستین در مورد «آزار جنسی» را وارد مرحله تازه‌ای می‌کند.

هفته گذشته رونامه نیویورک تایمز در گزارشی تحقیقی و جامع ادعا کرده بود که هاروی واینستین، زنان زیادی را «مورد آزار جنسی قرار داده است».

در این گزارش جنجالی، هشت زن از کارکنان و هنرپیشه‌های صنعت فیلمسازی ادعا کردند که از سوی آقای واینستین مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند. اشلی جود، یکی از این زنان، به تایمز گفت که بیست سال قبل آقای واینستین از او -در اتاقی در یک هتل- درخواست ماساژ کرده بود.

امیلی نستور- زن دیگری که می‌خواست وارد صنعت سینما شود- ادعا کرد که آقای واینستین به او گفته بود که اگر به پیشنهاد رابطه جنسی با او پاسخ مثبت دهد، موجبات پیشرفتش را در کار فراهم خواهد کرد.

هاروی واینستین ۶۵ ساله یکی از تهیه کنندگان مشهور هالیود است. او که یکی از بنیانگذاران شرکت فیلم‌سازی میرامکس است، تهیه کنندگی فیلم‌های مشهوری مانند شکسپیر عاشق و پالپ فیکشن را در کارنامه خود دارد. در سال ۲۰۰۵ او به همراهی برادرش شرکت فیلم‌سازی واینستین را تاسیس کرد. پس از انتشار گزارش هفته گذشته نیویورک تایمز، هیئت مدیره این شرکت، هاروی واینستین را از سمت مدیریت برکنار و در نهایت اخراج کرد.

هاروی واینستین که در اولین واکنش بعد از انتشار گزارش تایمز گفته بود که از رفتار خود شرمسار است چند روز بعد گفت که از نیویورک تایمز شکایت خواهد کرد.

گزارش نیویورک تایمز باعث شد تعداد زیادی از زنانی که می‌گویند در این سال‌ها مورد آزار جنسی واینستین قرار گرفته بودند، آشکارا به بیان آن بپردازند. گوئینت پاترو و آنجلیا جولی امروز اعلام کردند که در سال‌های قبل مورد آزار آقای واینستین قرار گرفتند. آنجلیا جولی گفت که بعد از تجربه بدی که در جوانی با وی داشته، تصمیم گرفته که دیگر با وی کار نکند. او می‌گوید که به بقیه هم در این مورد هشدار داده بود.

گوئینت پاترو هم که در فیلم «اما» به تهیه‌کنندگی آقای واینستین بازی کرده بود، گفت که در ۲۲ سالگی وقتی در ابتدای راه بازیگری قرار داشت، «پیشنهاد جنسی» از سوی واینستین داشته است. او در مصاحبه‌ای به نیویورک تایمز گفت که «بچه‌ بودم، تازه قراردادم را امضا کرده بودم، گیج و متحیر شده بودم.» وقتی پاترو داستان را به براد پیت- دوست پسر آن زمانش- می‌گوید از سوی آقای واینستین مورد تهدید قرار می‌گیرد.

در روزهای گذشته هنرپیشه‌های معروفی چون مریل استریپ و کیت وینسلت علیه رفتارهایی از این دست در هالیود هشدار دادند. سیاستمداران دمکرات هم که در گذشته از سوی آقای واینستین کمک مالی دریافت کرده بودند، گفتند که تمام آن کمک‌های مالی را به سازمان‌های حمایت از حقوق زنان تقدیم می‌کنند. هیلاری کلینتون هم- با آنکه اشاره‌ای به کمک‌های مالی آقای واینستین به ستاد انتخاباتی‌اش نکرد، گفت که از این اخبار شوکه شده است. او شهامت زنانی را که داستان‌هایشان را بیان کرده‌اند ستود.

پس از انتشار گزارش امروز نیویورکر مبنی بر ادعای «تجاوز» از سوی چند زن، سخنگوی آقای واینستین گفت که او هر گونه ادعاهای آمیزش جنسی بدون رضایت دو طرف را قویا رد می‌کند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

کالین فرث، بازیگر بریتانیایی برنده اسکار، شهروند ایتالیا شد.

آقای فرث که مخالف خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بود، گفته که به دلیل بی‌ثباتی بعد از برگزیت درخواست پاسپورت ایتالیایی کرده است.

او در عین حال به عنوان شهروندی دوتابعیتی، پاسپورت بریتانیایی خود را هم خواهد داشت.

آقای فرث در سال ۱۹۹۷ با لیویا جوجولی، تهیه کننده ایتالیایی ازدواج کرد.

این بازیگر برنده اسکار گفته هر چند که به شدت به بریتانیا احساس وابستگی می‌کند، اما به ایتالیا هم عشق می‌ورزد.

او گفته هر کس که با یک ایتالیایی زندگی می‌کند، در واقع با یک خانواده و شاید کل کشور ایتالیا ازدواج می‌کند.

کالین فرث برای فیلم سخنرانی پادشاه اسکار بهترین بازیگر مرد را در سال ۲۰۱۱ برد.

از جمله فیلم‌های دیگر او می‌توان به شکسپیر عاشق، خاطرات بریجت جونز و دختری با گوشواره مرواریداشاره کرد.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بازی انتخاب بهترین‌ها، بازی جذابی است که می‌توان جدی‌اش گرفت یا نه؛ اما همیشه نتایج نهایی انتخاب‌ها- جدای از نمایش سلیقه و نوع نگاه هر منتقد در انتخاب‌هایش که شاید مهمتر از نتیجه نهایی است- می‌تواند از جهت نمایش سلیقه کلی مورد توجه قرار گیرد، حتی اگر انتخاب نهایی در واقع «بهترین» هم نباشد و گذشت زمان نتیجه دیگری را رقم بزند.

در آخرین نوع نظرخواهی از منتقدان جهانی، این بار ۲۵۳ منتقد از ۵۲ کشور، بهترین کمدی‌های تاریخ سینما را انتخاب کرده‌اند. این نظرسنجی به دعوت بخش فرهنگی بی بی سی برگزار شده و نتیجه آن به همراه تحلیل‌های مختلف روز سه شنبه سی و یکم مرداد منتشر شده است.

در این نظرسنجی، «بعضی‌ها داغشو دوست دارند» ساخته تحسین برانگیز بیلی وایلدر با بازی جک لمون، تونی کرتیس و مریلین مونرو، بیشترین رای را آورده که تعجبی هم ندارد: یک فیلم دیدنی کامل که داستان دو مرد را روایت می‌کند که برای فرار از دست مافیا خود را به عنوان زن جا می‌زنند و وارد یک گروه نوازنده جاز زنان می‌شوند.

فیلمنامه این فیلم به عنوان یک کلاس درس می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد و دیالوگ‌های به دقت نوشته شده آن، فراموش نشدنی اند، از جمله دیالوگ نهایی فیلم (در پاسخ به این اعتراف که او یک مرد است): «هیچ کس کامل نیست!»

«دکتر استرنج لاو یا چگونه یاد گرفتم دست از نگرانی بردارم و بمب اتم را دوست بدارم» ساخته استنلی کوبریک(۱۹۶۴)، جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است.

آنی ‌هال (وودی آلن)، روز موش خرما (هارولد رامیس)، سوپ اردک (لئو مک کاری)، زندگی برایان (تری جونز)، هواپیما (جیم آبراهامز، جری و دیوید زوکر)، زمان بازی (ژاک تاتی)، این اسپینال تپ است (راب رینر) و ژنرال (باستر کیتن) به ترتیب رتبه‌های بعدی را به خود اختصاص داده اند.

دو فیلم از چارلی چاپلین (عصر جدید و دیکتاتور بزرگ) رتبه‌های دوازدهم و شانزدهم را به خود اختصاص داده‌اند. طبق تحلیل برگزارکنندگان، عصر جدید غالباً محبوب منتقدان جنوب آسیا بوده (رتبه اول در میان رای‌دهندگان از این مناطق) اما اقبال قابل توجهی در بین منتقدان اروپایی و آمریکایی نداشته است.

برگزار کنندگان فهرست اولیه ای ارائه نکرده‌اند و تنها از رای دهندگان خواسته اند ده فیلم برتر «کمدی» تاریخ را انتخاب کنند و تعریف «کمدی» را به خود رای‌دهنده واگذار کرده‌اند. در نهایت حضور چند فیلم در فهرست نهایی صد فیلم برگزیده به عنوان کمدی، شاید کمی ‌عجیب به نظر برسد؛ از جمله حضور «قصه‌های عامه پسند» (کوئنتین تارانتینو) در رتبه چهل و ششم و «زنان در آستانه انفجار عصبی» (پدرو آلمودووار) در رتبه پنجاهم.

اختلاف نظر درباره واژه «کمدی» باعث شده که از هشتاد و نه برنده جایزه اسکار بهترین فیلم کمدی، تنها سه فیلم در فهرست نهایی صد فیلم کمدی منتقدان جای داشته باشند و برگزار کنندگان این رای گیری از هشتاد و نه برنده اسکار این بخش تنها هفت فیلم را «کمدی» می‌دانند.

۱۳۵ منتقد مرد و ۱۱۸ منتقد زن از شش قاره جهان در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند و انتخاب اول و دوم زنان و مردان هر دو به یک نتیجه مشترک رسیده و اختلاف عمده‌ای بین سلیقه زنان و مردان منتقد دیده نمی‌شود.

نگارنده این سطور به عنوان تنها ایرانی حاضر در این رای گیری، این ده فیلم را انتخاب کرده است: پرخوری (مارکو فرری)، جعبه موسیقی (جیمز پاروت/لورل و‌هاردی)، هفت شانس (باستر کیتن)، سفر به ماه (ژرژ ملی یس)، نینوچکا (ارنست لوبیچ)، احمق مرا ببوس (بیلی وایلدر)، گلوله آتش (هوارد‌هاکس)، در یک شب اتفاق افتاد (فرانک کاپرا)، پولو بردار و فرار کن (وودی آلن) و تازه چه خبر دکتر جون؟ (پیتر باگدانوویچ).

فهرست صد فیلم نهایی غالباً از فیلم‌های کلاسیک تشکیل شده و جدیدترین فیلمی‌که به این فهرست راه یافته، «تونی اردمن» ساخته مارن آده محصول ۲۰۱۶ است.

 

 
 
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

فیلم «بدون تاریخ، بدون امضاء» از وحید جلیلوند، در بخش مسابقه‌ای افق‌ها در هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم ونیز، موفق به دریافت دو جایزه بهترین کارگردانی و همین طور بهترین بازیگر مرد، شد.

علاوه بر آقای جلیلوند برای کارگردانی، نوید محمدزاده نیز جایزه بهترین بازیگر مرد را، در این فیلم ‌اجتماعی درباره وضعیت طبقاتی و فقر در جامعه امروز ایران، به خود اختصاص داد.

جلیلوند در سال ۲۰۱۵ با فیلم «چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت» در جشنواره فیلم ونیز در همین بخش افق‌ها حضور داشت و جایزه فیپرشی یا انجمن منتقدان بین المللی را هم به خانه برد. حالا این بار هم در بخش افق‌ها دست خالی به خانه بازنگشت. به ویژه که رخشان بنی اعتماد- که سینمایش بی‌شباهت به دو فیلم بلند جلیلوند نیست- یکی از داوران این بخش بود.

فیلم با یک اتفاق ساده آغاز می‌شود: یک تصادف. پزشکی که در پزشکی قانونی کار می‌کند، به یک موتوری و خانواده اش که سوار بر موتورسیکلت او هستند برخورد می‌کند. پسر خانواده ظاهراً از ناحیه سر آسیب دیده اما چیز جدی ای به نظر نمی‌رسد. روز بعد این پزشک با جسد این پسربچه در سردخانه پزشکی قانونی روبرو می‌شود، در حالی که به نظر می‌رسد بر اثر مسمومیت غذایی قوت کرده.

از این جا بستر قصه شکل می‌گیرد و شرایط بغرنج و غریبی را پیش می‌کشد. مفهوم وجدان به مساله اصلی فیلم بدل می‌شود و مساله انسان بودن- یا «حیوان بودن» به گمان سازندگان که چند بار در دیالوگ‌ها به آن اشاره می‌شود- به مساله اصلی فیلم بدل می‌شود؛ این که این پزشک می‌تواند مرتکب قتل غیر عمد شده باشد و بنا به شغل اش به سادگی همه چیز را کتمان کند.

اما فیلم تنها در درگیری ذهنی شخصیت اصلی‌اش خلاصه نمی‌شود و به پیوندی دیدنی با جهان اطرافش می‌رسد و سرانجام غریب و غیر قابل حدسی را هم رقم می‌زند.

فیلمی که دنیای خود را بنا می‌کند​

هرچند فیلم از جهت مضمون و پرداخت و حتی فضاسازی- خواه ناخواه- فیلم‌های اصغر فرهادی را به خاطر می‌آورد، اما به گمانم این به خودی خود ایرادی بر فیلم نیست. هر فیلم طبیعتاً دنیای خاص خود را بنا می‌کند و حرف زدن درباره جامعه شهری معاصر و مفهوم قضاوت و وجدان طبیعتاً اصغر فرهادی را به خاطر می‌آورد، اما این لزوماً به معنی تقلید از فرهادی نیست. هر چند موج فزاینده‌ای در سینمای ایران شگل گرفته و فیلم‌های زیادی به تقلید از فرهادی ساخته می‌شود، اما به گمانم بدون تاریخ بدون امضاء، دنیای خود را بنا می‌کند و در روایت این دنیا موفق است.

ما همه شخصیت‌ها و دغدغه‌هایشان را باور می‌کنیم و به راحتی با آنها همراه می‌شویم. پدری با احساس گناه و پزشکی با مسئولیت (با دو بازی دیدنی از نوید محمدزاده و امیر آقایی)، دو محور فیلم را رقم می‌زنند؛ از دو طبقه اجتماعی مختلف. اما فیلمساز این دو شخصیت را با هم در یک نقطه پیوند می‌زند: شرافت. شخصیت پدر گناهکار، با آن که به پائین ترین قشر جامعه نظر دارد، شخصیت خلافکاری نیست و تنها قربانی فقرش معرفی می‌شود. جزئیاتی به مانند خجالت کشیدن او به هنگام دریافت پول (و تاکیدش بر این که «این پول زیاد نیست؟») او را از کلیشه معمول فقیر خلافکار جدا می‌کند. در واقع فیلمساز (خوب یا بد البته به مانند فرهادی) قضاوت اولیه تماشاگر را به چالش می‌کشد: ما فکر می‌کنیم که این مرد خیلی زود به باج خواهی از این پزشک روی خواهد آورد، اما فیلم به هیچ وجه سراغ چنین مضمونی نمی‌رود و تنها روایتگر شرایط دشوار روحی مردی است که همه چیزش را می‌بازد و خود را گناهکار می‌داند.

تردید ما درباره شرافت پزشک هم بستر چالشی دیگری را رقم می‌زند که تکلیف ما را در قبال او به یک مساله اصلی بدل می‌کند. به نظر می‌رسد «اعتراف» او می‌تواند به قیمت از دست دادن شغل و همه مزایای زندگی نسبت راحت اش بینجامد. اما فیلم پایان غریبی را رقم می‌زند؛ پایانی که بسیار شرافتمندانه‌تر از حدس و گمان‌های تماشاگر به نظر می‌رسد، اما فیلمساز در تمهیدی قابل تحسین، فیلم را با یک تردید به پایان می‌رساند: ما نمی‌توانیم صد درصد درباره صداقت او در دادگاه مطمئن باشیم؛ عدم صداقتی که می‌تواند در عین حال اوج شرافت اش را به نمایش بگذارد و بار دیگر وجوه تثبیت شده و معناهای صداقت و کارکردهای آن را به چالش بکشد و وجوه متفاوتی را برای آن متصور شود.a

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«رگ خواب» ساخته حمید نعمت‌الله که این روزها در اکران سینمایی اش در ایران مقبول تماشاگران بوده و فروش خوبی داشته، پنج شنبه شب، جوایز اصلی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی از جمله بهترین فیلم سال را هم به دست آورد.

«بوتیک» اولین ساخته حمید نعمت‌الله، نشان از تولد یک فیلمساز مستقل جوان داشت که می‌خواهد فارغ از هیاهو به لحظه‌ها و آدم‌هایی توجه کند که کم‌تر روی پرده آمده‌اند.

نعمت‌الله سال‌ها بدون جنجال به کار خود ادامه داد تا امروز که به فیلم «رگ خواب» رسیده: فیلمی‌ که بر پرده سینماهای ایران، پر سر و صداتر از قبلی‌ها به نظر می‌رسد؛ با بازی تحسین شده لیلا حاتمی( برنده جایزه جشنواره فجر) و صدای همایون شجریان که بخشی از مطرح شدن و فروش فیلم را می‌توان مدیون آن فرض گرفت.

نعمت‌الله در بوتیک - به رغم شخصیت محوری گلشیفته فراهانی- دنیای مردانه‌ای خلق کرده بود که می‌شناخت(خوب هم می‌شناخت)، این بار اما در رگ خواب به دنیای زنانه‌ای پا گذاشته که خالق شخصیت‌هایش (فیلمنامه نویس) معصومه بیات، همسر اوست. از این رو از ابتدا با دنیای یک زن و مواجهه او با جهان مردانه اطرافش روبه‌رو هستیم.

پرداختن به درونیات یک زن و تصویر کردن کورسوی امید بخش عشقی که خیلی زود خاموش می‌شود، شخصیت اصلی شکننده ای را روایت می‌کند که خیلی زود در برابر مشکلات از هم می‌پاشد. در واقع با آن که فیلم درباره زنان حرف می‌زند- و به شکلی به دلیل منفی بودن تمام مردانی که در فیلم می‌بینیم یا درباره آنها می‌شنویم، می‌توان آن را «ضدمرد» هم توصیف کرد؛ شاید در جست و جویی آرمانی در راستای زنان بدون مردان-در نهایت اما فیلمی ‌فمینیستی نیست و تصویری که از شخصیت اصلی ارائه می‌کند، تصویر زنی است به شدت آسیب‌پذیر و احساسی (نقطه مقابل زن قوی و با اراده مورد علاقه فمینیست‌ها) که بسیاری از مصائبی که تحمل می‌کند -به باور دنیای فیلم- از «ضعیف بودن جنس زن» نشات می‌گیرد.

از سویی نگاه مردستیز فیلم در سطح می‌ماند و به عمق نمی‌رود. کامران فرشته‌ای تصویر می‌شود که خیلی زود بال‌هایش تقلبی از کار در می‌آیند، اما تصویر فرشته گون او چیزی نیست جز ساخته ذهن مینا، زنی که توانایی و جرات ارتباط با پدرش را هم ندارد و حالا، در تمام طول فیلم، با نریشنی روبرو هستیم که او برای پدرش از خودش و ذهنیاتش می‌گوید: مهمترین ضعف پرداخت فیلم که بی جهت از تصویر به کلام پناه می‌برد و در پایان به خطابه‌ای کلیشه‌ای با قول‌های او برای رودررویی قدرتمندانه‌ترش با زندگی ختم می‌شود.

از طرفی سایه یک پدر بر تمام فیلم سنگینی می‌کند. اشاره‌های زن به نگاه‌های تند پدرش- و گریه او به هنگام روایت- برای شخصیت سازی مردی که ما در طول فیلم به طور مستقیم نمی‌بینیم اما بسیار درباره اش می‌شنویم، کافی نیست. از طرفی همین اشاره- که تاکید هم دارد پدر برای خاک خوردن هیچ گاه او را تنبیه هم نکرده و تنها نگاه‌های تندی داشته- برای نمایش مردسالاری مورد نظر نویسنده کافی نیست (هر پدری اگر فرزندش را در حال خاک خوردن ببیند، طبیعی است که نگاه تندی به او خواهد کرد).

اما به رغم نریشن گاه مزاحم، فیلم در لحظاتی موفق می‌شود تماشاگر را با شخصیت اصلی فیلم اش همراه می‌کند. حس‌های عاشقانه زیبایی در تک نماها و تک دیالوگ‌ها نمود می‌یابد که می‌تواند نقبی باشد به درون یک زن، با همه ضعف‌ها و مشکلاتش که هنوز می‌تواند دنیا را به چشم دیگری نظاره کند و شاید به تعبیری نمی‌خواهد بزرگ شود (تاکید بر حضور مثبت/منفی «پدر» در زندگی این زن، تاکید غیرمستقیمی‌است بر حضور دنیای کودکانه دختر بچه ای که تاب پیچیدگی‌های دنیای بی رحم اطرافش را ندارد).

شکنندگی او با ترس‌هایش از زندگی می‌آمیزد و با گربه‌ای نمادین بر پرده تصویر می‌شود. هرجا فیلم سعی می‌کند به کلام- غالباً نریشن- پناه ببرد از خلاقیت‌های تصویری اش فاصله می‌گیرد و هر بار تلاش دارد تنها با یک نگاه گفتنی‌هایش را با تصویر به تماشاگرش منتقل کند، بارها موفق تر است.

نعمت‌الله با قاب بندی‌های دقیق و تدوین حساب شده شناخت اش را از سینما - با سابقه سال‌ها نوشتن درباره سینما- به رخ می‌کشد. بازی هر دو بازیگر اصلی نقطه قوت فیلم را رقم می‌زند، بجز صحنه ملاقات نهایی زن با کامران در رستوران؛ که هم دیالوگ‌ها و هم بازی و حتی کارگردانی به طرز غریبی اغراق آمیز است و فاصله زیادی دارد با باقی فیلم.

ای کاش اما ایجاز فیلم در تصویر رابطه این زن و مرد - که در ایران امروز به طرز مضحکی «رابطه ممنوع» تلقی می‌شود و طبیعتاً فیلمساز هم نمی‌تواند به روشنی آن را به نمایش بگذارد- در باقی فیلم هم مشهود بود. نمایش رابطه این زن و مرد در سه صحنه فکر شده سینمایی خلاصه می‌شود: جایی که یکدفعه و ناخواسته صورت آنها به یکدیگر نزدیک می‌شود، جایی که مرد در حال تعویض لباسش است و زن به کمکش می‌آید؛ همین طور صبحی که زن در حال درست کردن صبحانه است و مرد روی تختخواب از خواب بیدار می‌شود.

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

هیچکس استیو جابز نمی شود

با کناره‌گیری «کریستین بیل» از بازی در نقش استیو جابزدر فیلم سینمایی «جابز»،‌ تولید این فیلم پرحاشیه، با مشکل جدیدی روبرو شده است. پیش از این «لئوناردو دی‌کاپریو» و «دیوید فینچر» در مقام بازیگر و کارگردان،‌ از این پروژه کناره‌گیری کرده بودند. این فیلم به تهیه‌کنندگی سونی پیکچرز قرار بود زمستان امسال کلید بخورد،‌ اما با توجه به اتفاقات جدید، ‌زمان قطعی آغاز فیلمبرداری مشخص نیست. چند ماه پیش و به دنبال شکست تجاری – هنری فیلم سینمایی «جابز» به کارگردانی «مایکل استرن» بود که مسئولان کمپانی سونی به فکر تولید روایت دیگری از زندگی «استیو جابز»،‌ البته این‌بار به شکلی حرفه‌ای‌تر و با عواملی مطرح‌تر افتادند. فیلم قبلی «جابز» که در سال ۲۰۱۳ ساخته و اکران شد،‌ توسط کارگردانی جوان و کم نام و نشان، که پیشتر تنها دو فیلم ناموفق در کارنامه‌اش داشت،‌ ساخته شده بود.    «اشتون کوچر» در این فیلم نقش «استیو جابز» را ایفا می‌کرد و فیلم به  داستان زندگی سازنده و مدیرعامل «اپل» از دوران نوجوانی تا تاسیس کمپانی بزرگش بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۰ می‌پرداخت. این فیلم نه در جشنواره‌های مهم شرکت کرد، ‌نه نظر مساعد منتقدان را در پی داشت و نه اینکه در گیشه موفق شد تماشاگران زیادی را به سمت خود بکشاند.  فیلم «مایکل استرن» در سینماهای آمریکا،‌ تنها ۱۶ میلیون دلار فروش کرد، ‌تا سایر کمپانی‌ها همچنان انگیزه ساخت یک فیلم پرسر و صدا و پرفروش از زندگی و کار «استیو جابز» را در سر داشته باشند. اما اوایل سال ۲۰۱۴ بود که مسئولان کمپانی سونی،‌ تصمیم گرفتند ساخت فیلم دیگری از «استیو جابز» را در دستور کار قرار بدهند. به همین خاطر،‌ آنها فیلمنامه‌ای از «آرون سورکین» را که بر اساس کتاب معروف زندگی‌نامه «استیو جابز» توسط «والتر ایزاکسون» نوشته شده بود، مبنای کار قرار دادند. اولین گزینه برای کارگردانی این اثر،‌ کسی نبود جز «دیوید فینچر»؛‌ فیلم‌سازی که پیش از این سابقه همکاری با فیلمنامه‌نویس کار یعنی «آرون سورکین» را در کارنامه‌اش داشت. فینچر و سورکین،‌ به عنوان کارگردان و فیلمنامه‌نویس، در سال ۲۰۱۰ فیلم سینمایی «شبکه اجتماعی» را بر اساس زندگی «مارک زاکربرگ»، ‌مدیرعامل و مالک فیس‌بوک تولید کرده بوند که حاصل آن سه اسکار، ‌از جمله جایزه بهترین فیلمنامه برای نویسنده‌اش بود. با این‌که برخی تهیه کنندگان فیلم «شبکه اجتماعی» مانند «اسکات رودین»، در تهیه فیلم جدید «جابز» نیز مشارکت داشتند و فینچر پیشتر با آنها سابقه همکاری داشت،‌ اما توافقات مالی حاصل نشد و این کارگردان معروف، ‌از این پروژه کناره‌گیری کرد. «زیاده خواهی»، چیزی بود که برخی مسئولان کمپانی سونی،‌ آن‌را دلیل اصلی همکاری نکردن «دیوید فینچر» با پروژه «جابز» عنوان کردند. به گفته آن‌ها،‌ فینچر برای کارگردانی این فیلم مبلغ ۱۰ میلیون دلار پیش پرداخت به اضافه کنترل کامل بر شیوه بازاریابی فیلم را درخواست کرده بود؛ مسئله‌ای که برخی مسئولان سونی، ‌آن‌را «احمقانه» خوانده بودند چرا که به گفته آن‌ها،‌ فیلم «جابز» یک «بلک باستر» مانند «ترانسفورمرز» و «کاپیتان آمریکا» نیست که چنین مبالغ بالایی برای آن پرداخت شود. اما بعد از «دیوید فینچر»،‌ نوبت به «دنی بویل» کارگردان فیلم‌هایی مانند «میلیونر زاغه نشین» و «۲۸ روز بعد» رسید تا روی صندلی کارگردانی «جابز» بنشیند؛ این کارگردان بریتانیایی تبار،‌ با این‌که «کریستین بیل» گزینه اصلی «دیوید فینچر» برای ایفای نقش «استیو جابز» بود،‌ به سراغ «لئوناردو دی‌کاپریو» رفت تا او را برای بازی در این نقش راضی کند. بویل و دی‌کاپریو، سال‌ها پیش در فیلم «ساحل» با هم همکاری کرده بودند، ولی این سابقه مشترک هم باعث نشد تا بازیگر محبوب «مارتین اسکورسیزی»،‌ راضی به همکاری دوباره با بویل شود. «دی‌کاپریو» با انصراف از بازی در نقش «استیو جابز» گفته بود که می‌خواهد مدتی طولانی از بازیگری کناره گیری کند. پس از این انصراف، «دنی بویل» و مسئولان سونی به سراغ گزینه‌هایی چون «مت دیمون»،‌ «بردلی کوپر» و نیز گزینه قبلی فینچر یعنی «کریستین بیل» رفتند. پس از مذاکره و توافق اولیه با «کریستین بیل»،‌ «آرون سورکین» نویسنده فیلم‌نامه «جابز» درباره انتخاب این بازیگر گفت: «ما بهترین بازیگر حال حاضر را در یک بازه سنی مشخص می‌خواستیم. کریستین بیل برای ایفای این نقش نیازی به تست نداشته و تنها یک جلسه بین ما برگزار شده است.» «سورکین» همچنین، درباره دشواری این نقش و لزوم توانایی بازیگر انتخاب شده،‌ گفته بود: « کریستین بیل در این فیلم به قدری دیالوگ دارد که سه فیلم مختلف بصورت یک‌جا این مقدار دیالوگ را ندارند. او دائما در حال قدم زدن و حرف زدن است و تقریبا هیچ صحنه‌ای در فیلم نیست که او در آن حضور نداشته باشد.» اما با این‌که همه چیز طبق برنامه پیش می‌رفت و مسئولان کمپانی سونی از دراختیار داشتن «بتمنِ»سینما در نقش سازنده «اپل»، خشنود به نظر می‌رسیدند،‌ ولی گفته شد که «کریستین بیل» نیز از بازی در فیلم «جابز» انصراف داده است. او درباره دلیل انصرافش فقط یک جمله گفته بود: «من برای بازی دراین نقش مناسب نیستم.» اما داستان فیلم «جابز»؛ به گفته فیلم‌نامه‌نویس، شما با یک اثر زندگی نامه‌ای روبرو نخواهید بود و فیلم قرار نیست داستان زندگی «استیو جابز» باشد.   فیلم «دنی بویل»، در سه دوره مختلف روایت خواهد شد. این فیلم سه سکانس طولانی دارد که هر سه در زمانی واقعی، به تصویر کشیده می‌شوند.   به گفته «آرون سورکین»،‌ فیلمنامه‌نویس اثر،‌ این سه صحنه درست پیش از ارائه سه محصول مهم «اپل» و در زمانی واقعی اتفاق می‌افتند؛ یکی در زمان  عرضه اولین کامپیوتر «مکینتاش» در ۱۹۸۴، دومی در زمان عرضه محصولی از سوی شرکت «نکست« در سال ۱۹۹۰ و سومی در زمان عرضه اولین «آی‌پاد» در سال  ۲۰۰۱ میلادی. سورکین، برای نوشتن فیلمنامه این فیلم، به غیر از استفاده از کتاب زندگی‌نامه «جابز» نوشته «والتر ایزاکسون»، با آدم‌های مختلفی که هر یک به شکلی با جابز در ارتباط بودند، از جمله «استیو وزنیاک» دیگر موسس «اپل» نیز دیدار کرده است. اما با این‌که بازیگر جانشین «کریستین بیل» برای بازی در نقش «استیو جابز» هنوز مشخص نشده، ولی برخی سایت‌ها از حضور «مایکل فاسبیندر» بازیگر فیلم‌هایی چون «۱۲ سال بردگی» و «حرام‌زاده‌های لعنتی»، در این نقش خبر داده‌اند. ضمن این‌که نقش «استیو وزنیاک»، شریک قدیمی «استیو جابز» را نیز،‌ «ست روگن»، بازیگری که بیشتر نقش‌های کمدی در کارنامه‌اش دیده می‌شود، ‌بازی خواهد کرد.

مروری بر هنر در هفته ای که گذشت

مانند هفته های گذشته، این هفته نیز هنر را در هفته ای که گذشت مرور می کنیم. با ما همراه باشید از اخباری از دنیای سینما، موسیقی و...
معرفی فیلم: باهاش کنار بیا نامزدهای اسکار 2014 نیکول کیدمن در کن درخشید مروری بر هنر در هفته دوم دی ماه هنر در هفته پایانی آبان ماه

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم بادها برای ما می وزند نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

مطالب تصادفی

موسیقی

قوالی تو را تا خدا می برد

چند نفر دور هم روی زمین می نشینند. یك ساز كوبه ای دارند كه اغلب یك طبلا و دوهلك است و آكاردئون یا ساز هندی در میان سازهای ساده و اندك قوالی دیده می شود.

كنسرت زمانه گروه كامكارها

كنسرت موسیقی كردی، فارسی گروه كامكارها  14،15 و 16 مهر ماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی، ساعت 21 برگزار می شود. این كنسرت یادبودی برای مادر كامكارها است كه به احترام ایشان (زمانه) نامگذاری شده و قطعه زیبایی كه به یاد ایشان ساخته شده، اجرا می شود.
«سال تا سال» گروه پالت، با سال نو محسن یگانه در برج میلاد خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان جازخوانی فارسی به سبک رعنا فرحان کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

دختران روی پل رکورد شکست

تابلوی دختران روی پل، اثر ادوارد مونک، نقاش اکسپرسیونیست نروژی در یک حراجی به بهای ۵۴ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار فروخته شد. به گفته حراجی ساتبیز، این تابلو پس از \\\"جیغ\\\" گرانترین اثر این نقاش اواخر قرن نوزدهم/اوایل قرن بیستم است که حراج شده است. \\\"جیغ\\\" که مشهورترین اثر مونک است در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۲۰ میلیون دلار فروخته شد. \\\"دختران روی پل\\\" که روز دوشنبه در نیویورک حراج شد در سال ۱۹۰۲ ترسیم شده است. ساتبیز پیش‌بینی می‌کرد که این تابلو بیش از ۵۰ میلیون دلار فروخته شود. \\\"دختران روی پل\\\" هر بار که به حراج گذاشته شده رکورد قبلی فروش خود را شکسته است.   این تابلو نخستین بار در سال ۱۹۹۷ حراج شد که ۷ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار فروخته شد و سپس در سال ۲۰۰۸ نزدیک به ۳۱ میلیون دلار به فروش رفت. ادوارد مونک (۱۸۶۳ - ۱۹۴۴) آفرینش هنری را از اواخر قرن نوزدهم شروع کرد، زمانی که هنوز آخرین نقاشان امپرسیونیست مانند پل گوگن و ونسان ون‌گوگ فعال بودند. او از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین هنرمندان تاریخ هنر جهان به شمار می‌رود. زندگی تلخ و دشوار او با سبکی کاملا شخصی و نوآورانه در آثارش منعکس شده است. مونک در آخرین سالهای قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، به راهی تازه قدم گذاشت و با نوآوری‌های خود از پیشقراولان سبک اکسپرسیونیسم شناخته شد.

اولین موزه زیر آب جهان

در این موزه خارق العاده زیر آبی از ماشین بیتل VW پوشیده شده از جلبک های دریایی گرفته تا مجسمه های مرجانی میتوانید دیدن کنید. بنیان گذار این موزه عکاس بریتانیایی به نام جیسون تیلور است که برای اولین بار در جهان این نوع موزه را تاسیس کرده است. وی کارهای خود را از مواد تشکیل دهنده ای ساخته است که مانع از رشد گیاهان دریایی نخواهد شد و آن ها را کف اقیانوس مناطق ذکر شده قرار داده است. "بی ثباتی"، عمق 5 متری، گرانادا "ماشین بیتل VW"، عمق 9 متری، مکزیک "تکامل خاموش "، عمق 8 متری، مکزیک "مرد مقدس"، عمق 4 متری، مکزیک "مرد آتش"عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، گرانادا
گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! "تجربه زیست شده" پگاه لاری فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو نمایشگاه لباس و زیورآلات موزه هایی که نمیشناسیم

ادبیات

روز بهترین دوست انسان

کتاب در عمر تقریبی پنج هزار ساله‌ی خود مسیر شگفتی را از لوح گلی آغاز کرد تا به نشر الکترونیک برسد. از نوشتن بر لوح گلی تا آغاز نشر گسترده کتاب ۴۵۰۰ طول کشید، اما شتاب تحولات در چند دهه گذشته شگفت‌انگیز است. یونسکو از سال ۱۹۹۵ روز ۲۳ آوریل (سوم اردیبهشت) را به عنوان روز جهانی کتاب و حقوق مولفان وارد تقویم خود کرده است. تولد و مرگ برخی از نویسندگان نامدار جهان از جمله ویلیام شکسپیر و میگوئل سروانتس نیز با این روز مصادف است. شناسایی این روز توسط سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد به درخواست ناشران و دولت اسپانیا انجام شد و عبارت "حقوق مولفان" به پیشنهاد روسیه به آن افزوده شده است. سابقه‌ی این نامگذاری به سنتی در کاتالونیای اسپانیا بازمی‌گردد که در آن کتابفروشان روز ۲۳ آوریل همراه هر کتاب شاخه گلی نیز به خریدار هدیه می‌دادند. در بسیاری از کشورها در روز جهانی کتاب برنامه‌های مختلفی برای تشویق و ترغیب کودکان و نوجوانان به خریدن و خواندن کتاب تدارک می‌بینند. پاپیروس، راهگشای نشر متون تا چند دهه پیش مفهوم رایج کتاب تعدادی صفحه‌ی کاغذی بود که میان دو جلد به هم چسبیده بودند. با رونق نشر الکترونیک این مفهوم رفته‌رفته تغییر می‌کند و کتاب دیگر نه فقط مجموعه‌ای از صفحه‌های کاغذی که گاهی نوشته‌هایی است در "دنیای مجازی". از یک منظر مفهوم کتاب در تحول اخیر، به سرمنشا خود نزدیک شده است؛ به زمانی که انسان ثبت دانش، تاریخ، حکایت و احکام و اعتقادات خود را بر روی لوح گلی آغاز کرد. مفهوم مشترک در تمام این دوران "نوشتن" و "خواندن" و به عبارتی نوشته شدن، ثبت شدن، و انتقال متن به آیندگان به نظر می‌رسد. باستان‌شناسان و تاریخ‌نویسان از وجود کتابخانه‌هایی با ده‌ها هزار لوح گلی در شهرهای سومریان (هزاره دوم و سوم پیش از میلاد) سخن می‌گویند. برای انسان امروز تصور چنین مجموعه‌ای - کتابخانه‌ای با صدها متر قفسه و ده‌ها هزار لوح گلی - شاید کمی دشوار باشد؛ امروز تمام اطلاعات ثبت شده بر لوح‌های گلی سومریان را می‌توان در گوشه‌ای از حافظه‌ی یک رایانه جیبی به این طرف و آن طرف برد. مرکز تمدن سومریان در جنوب عراق کنونی و میان دو رود دجله و فرات قرار داشته و این قوم حدود پنج‌هزار سال پیش خط میخی را برای نگارش ابداع کردند. ابداع خط میخی که کهن‌ترین نظام نگارش شناخته شده در دوران باستان به شمار می‌رود، سرآغاز راهی بود که در هزاره‌های بعدی به شکل‌های مختلف ادامه یافت. نوشتن بر لوح‌های فلزی و چوبی گام‌های بعدی بودند و استفاده از پوست حیوانات و ابداع پاپیروس را می‌توان جهشی انقلابی محسوب کرد. کتاب در قالب طومار مصریان حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح از مغز گیاهی علفی به نام بوریا لوح‌هایی ساختند که پاپیروس خوانده می‌شود. پاپیروس تا نیمه‌ی هزاره دوم پس از میلاد مهمترین و رایج‌ترین وسیله‌ی ثبت اطلاعات بود و آنچه به عنوان کاغذ بعدها رواج یافت، شکل تکامل‌یافته‌ی آن است. قدیمی‌ترین کتاب‌هایی که تاکنون شناخته شده‌اند، بر طومارهایی از پاپیروس یا پوست نوشته شده‌اند. بر سنگ‌نگاره‌های یونان باستان که متعلق به پنج قرن پیش از میلاد هستند، نقش‌هایی وجود دارد که استفاده از طومارهای پایروس را تایید می‌کند. باستان‌شناسان معتقدند که نوشتن حماسه و آثار فلسفی بر پاپیروس به قرن‌ها پیش از این تاریخ بازمی‌گردد. با این همه کهن‌ترین طومار یونانی که در مصر کشف شده متعلق به قرن چهارم پیش از میلاد است. از نوشته‌های تاریخی چنین برمی‌آید که با رونق مکتب فلسفی آتن و با برپایی کتابخانه‌های بزرگ در شهرهایی چون بندر اسکندریه تکثیر کتاب بر طومارهای پاپیروس در همان دوران بسیار رونق داشته است. حروف چینی و انقلاب صنعت نشر با گسترش مسیحیت در اروپا تولید انبوه کتاب قرن‌ها کار راهبانی بود که در صومعه‌ها مشغول نسخه‌برداری و بعضا ترجمه متون بودند. افزایش تعداد عنوان‌ها و ضخامت و گرانی اوراق چرم و پوست رفته‌رفته راه را برای استفاده از کاغذ باز کرد. چین یکی از نخستین کشورهایی است که به تولید انبوه کاغذ‌های بسیار نازک پرداخت. پارچه ابریشم نیز به خاطر دوام و مرغوبیت برای تولید کتاب‌های نفیس به کار گرفته می‌شد. همزمان با این تحولات تولید انبوه کتاب با استفاده از فرم‌های چوبی و سفالی نیز پیشرفت قابل ملاحظه‌ای کرد. یکی از نخستین نمونه‌های شناخته شده‌ی استفاده از این تکنیک، تکثیر متون بودیستی در کره و در ابتدای قرن یازدهم است. استفاده از حروف قابل جا‌به‌جایی و حروف‌چینی گام بعدی در تکامل تولید انبوه کتاب بوده است. سازمان یونسکو در سال ۲۰۰۱ نسخه‌ای از تعالیم بودایی را که در سال ۱۳۷۷ با این شیوه در کره تکثیر شده، به عنوان میراث فرهنگی بشر به ثبت رساند. نیاز به تعداد بیشتر کتاب باعث شد که یوهانس گوتنبرگ آلمانی با الهام از تکنیکی که در چین و کره ابداع شده بود، نخستین ماشین چاپ با استفاده از حروف قابل جابه‌جایی را در میانه‌ی قرن پانزدهم میلادی اختراع کند.   نشر الکترونیک، فاتح جوان سنتی کهن استفاده از حروف‌چینی و ماشین چاپ انقلابی است که نام گوتنبرگ را در کنار تاثیرگذارترین شخصیت‌های تاریخ بشر قرار می‌دهد. تولید انبوه کتاب زمینه‌ی ورود به عصر روشنگری و پیشرفت‌های علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را فراهم کرد. بیش از ۴۵۰۰ سال طول کشید تا کتاب از لوح گلی به تعدادی صفحه‌ی کاغذی میان دو جلد تحول پیدا کند و کالایی بشود در دسترس عامه مردم. از این دوران کمتر از چهار قرن زمان لازم بود تا کتاب با تصویرهای چهار رنگ و در تیراژ‌های میلیونی منتشر شود. شتاب این تحول و تغییرات با ورود انسان به دنیای نشر الکترونیک چنان ابعادی پیدا کرد که در کمتر از سه دهه برای نوشتن و تکثیر کتاب دیگر نه به کاغذ نیاز است نه به دستگاه چاپ. در دهه‌ی دوم قرن ۲۱ نوشتن و انتشار در دنیای مجازی چنان عادی تلقی می‌شود که دشوار بتوان تصور کرد، عمر نخستین کتاب الکترونیکی ۲۵ سال بیشتر نیست و تاریخ ثبت نخستین دامنه اینترنتی دنیا به سه دهه نمی‌رسد. نخستین کتابی که فقط بر روی صفحه کامپیوتر قابل خواندن بود اثری است از ویلیام گیبسون، نویسنده آمریکایی داستان‌های علمی- تخیلی که در ۴۰ سالگی نویسنده (۱۹۸۸) برای خرید به بازار عرضه شد.

دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری

  ۲۰۰ سال از مرگ مارکی دو ساد می گذرد؛ نویسنده و فیلسوف فرانسوی که منادی بی بند و باری، لجام گسیختگی و آزادی مطلق جنسی بود و به خاطر ایده های غیر متعارف و جسورانه اش که برخلاف قوانین اخلاقی و اجتماعی و مذهبی جامعه فرانسه قرن هجدهم بود. مارکی آلفونز فرانسوا دو ساد در ۱۲ ژوئن ۱۷۴۰؛ در خانواده ای اشرافی در فرانسه به دنیا آمد. ساد، زندگی جنجالی و پرماجرایی داشت و بارها به اتهام لواط، ارتباط با روسپی‌ها و تجاوز و آزار جنسی زنان، کفرگویی و توهین به مذهب، دستگیر و زندانی شد و دو بار نیز به اعدام با گیوتین محکوم شد اما هر دو بار از زندان گریخت. ساد مجموعا سی سال از عمرش را در زندان گذراند و سرانجام در دوم دسامبر ۱۸۱۴ در تیمارستان شارنتون در حومۀ پاریس درگذشت. ساد، بیشتر رمان ها و نوشته های فلسفی و ادبی اش را در درون زندان و یا تیمارستان شارنتون نوشت. داستان‌ها و نوشته‌های او مدت‌ها اجازه انتشار نداشت اگرچه اغلب آنها از جمله "کشیش و مرد محتضر"، " ژوستین"، " فلسفه اتاق خواب"، "ژولیت"، " بدبختی های فضیلت" و "جنایت های عشق" در فاصله بین سال های ۱۷۸۲ تا ۱۸۰۰ به طور مخفیانه در فرانسه منتشر شد. بارها به زندان افتاد، تا پای گیوتین رفت و سی سال از عمرش را در زندان های مختلف گذارند و سرانجام در تیمارستان/زندان شارنتون درگذشت. به همین مناسبت، موزه دورسه پاریس، نمایشگاهی از نوشته ها، نقاشی ها و فیلم هایی ترتیب داده که بر مبنای ایده های ویرانگر مارکی دو ساد خلق شده اند. در این نمایشگاه که از روز ۱۳ نوامبر با عنوان "ساد: حمله به خورشید" برپا شده و تا ۲۵ ژانویه ادامه دارد، چالش ساد و پیروان او در هنر و ادبیات با مذهب، اخلاق، قراردادهای اجتماعی، مرزها و محدودیت ها و امیال جنسی افسارگسیختۀ آدمی به نمایش گذاشته شده است. گریز از قانون و قراردادهای اجتماعی، یورش به مذهب، اخلاق و پاک‌دامنی و هواداری از هرزگی و لذت جنسی و بی اعتقادی به عشق، مهمترین ویژگی های تفکر ساد و آثار سادومازوخیستی اوست که در کتاب هایی چون "فلسفه در اتاق خواب"، "ژوستین"، "داستان ژولیت"، نمایشنامۀ "مکالمهٔ کشیش و مرد محتضر" و "۱۲۰ روز سودوم" بازتاب یافته است. ساد یکی از تاثیرگذارترین چهره های فلسفی، هنری و ادبی اواخر قرن هیجدهم بود که دامنۀ تاثیر او به ادبیات و هنر قرن نوزدهم و بیستم نیز کشیده شده است. جنون، صراحت، بی پروایی و لجام گسیختگی ساد برای بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و متفکران جهان از گیوم آپولینر و پیکاسو و رودن گرفته تا فروید، آدورنو، لاکان، بونوئل، پازولینی و سوزان سونتاگ، جذاب و الهام بخش بود. بازدید از این نمایشگاه به خاطر برخی تصاویر خشن، اروتیک و پورنوگرافیک آن برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است. پوستر نمایشگاه، تابلویی است از فرانتس فون اشتوک، هنرمند سمبولیست آلمانی است با عنوان "جودیت و هولوفرن" که در سال ۱۹۲۷ بر مبنای یک افسانۀ معروف عهد عتیق خلق شده است. در این تابلو، جودیت برهنه با شمشیر بر بالین هولوفرن جنگجو که در خواب است، ایستاده و می خواهد سر او را از تن جدا کند. انی لو برون، نویسندۀ کتاب "ساد: یک ورطۀ ناگهانی" که مسئولیت برگزاری این نمایشگاه را به عهده دارد، دربارۀ اهداف این نمایشگاه به بی‌بی‌سی می گوید: " این نمایشگاه تاثیر انقلابی نوشته های ساد را هدف قرار داده است. یکی از اهداف این نمایشگاه، این است که ضمن معرفی تاثیر ساد و اندیشه های او در دوران معاصر، جایگاه و اهمیت او در قرن های هیجدهم و نوزدهم و حساسیت شدید او به عصرش را نیز نشان دهد، حساسیتی که باعث طرد و لعنت ساد و اندیشه هایش از طرف جامعه شد." تم های اصلی نمایشگاه، درنده خویی میل انسان، انحراف جنسی، افراط، و تخیلات و هوس های هولناک و عجیب غریب ساد است که در کارهای هنرمندانی چون گویا، رودن، انگر، پیکاسو، ماکس ارنست، هانری ماسون و من ری منعکس شد است. به گفتۀ خانم لو برن، "نمایشگاه ساد نشان می دهد که چگونه هنرمندی مثل ساد توانست با طرح ایده هایی انقلابی و شجاعانه در زمینه سکس و بدن انسان، اخلاق و مذهب، این جرات را به هنرمندان و نویسندگان پس از خود ببخشد که آزادانه و بی پروا درباره موضوع هایی حرف بزنند که پیش از ساد امکان پذیر نبود." گی کوژه وال، مدیر موزه دورسه نیز در مورد اهمیت این نمایشگاه می گوید: "این نمایشگاه، تکریم تاریخ هنر است و سعی ما این بوده که با نگاهی منصفانه، به عمق آثار ساد و اندیشه هایش نفوذ کنیم. پیامی که امروز به واسطۀ این نمایشگاه عمیق و پرشکوه به ما می رسد، تصویری از زندگی و تاثیر ساد بر هنر، ادبیات و اندیشه انسانی است." با گشت و گذاری در این نمایشگاه و از خلال آثار ارائه شده، به دامنۀ عظیم و گستردۀ تاثیر ساد بر ادبیات، سینما و هنرهای تجسمی در طول بیش از دو قرن پی می بریم. سینمای سادیستی ورودی نمایشگاه ساد، اتاق تاریکی است که از آن مونیتورهای بزرگی آویزان شده که هر کدام کلیپ هایی از فیلم هایی را که با الهام از آثار مارکی دوساد ساخته شده اند و یا درونمایه سادوماژوخیستی دارند، نشان می دهند. فیلم هایی که برای نمایش در این نمایشگاه انتخاب شده اند، بیانگر تاثیرپذیری یا تلاش فیلمسازان مختلف از سراسر جهان از اسپانیا گرفته تا بریتانیا و ژاپن برای ورود به دنیای ساد و بهتصور کشیدن اندیشه های ویران کنندۀ اوست.   عکس: دستنوشته یکی از کتابهای دوساد
عذاب وجدان فردا ۶۴ سال از مرگ صادق هدایت گذشت ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه اول اردیبشهت، روز ملی سعدی