سینما

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
فیلم فروشنده اصغر فرهادی جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان اسکار ۲۰۱۷ را کسب کرد. آقای فرهادی در سال ۲۰۱۲ نیز با فیلم جدایی نادر از سیمین برنده جایزه اسکار شده بود. اصغر فرهادی در اعتراض به فرمان مهاجرتی جنجال برانگیز دونالد ترامپ از شرکت در مراسم اسکار خودداری کرده، هرچند فرمان مذکور به حکم یک قاضی فدرال به حالت تعلیق در آمده است. آقای فرهادی انوشه انصاری و فیروز نادری را به عنوان نمایندگانش برای شرکت در هشتاد و نهمین مراسم اسکار معرفی کرد. انوشه انصاری در سالن برگزاری مراسم از طرف آقای فرهادی بیانیه‌ای را قرائت کرد: من متاسفم که امشب با شما نیستم. غیبت من به علت احترام به مردم کشورم و شش کشور دیگر است که با قانون غیرانسانی‌ای که مانع ورود مهاجران به آمریکا می شود مورد بی‌احترامی قرار گرفته اند. تقسیم کردن جهان به دسته ما در برابر دسته دشمنان ما باعث ایجاد هراس می شود و توجیه فریبکارانه‌ای برای تجاوز نظامی و جنگ است. این جنگ‌ها مانع دموکراسی و حقوق بشر در کشورهایی می شود که خود قربانی تجاوزهای نظامی بوده اند. فیلمسازان می توانند دوربین‌های خود را روشن کنند تا ویژگی‌های مشترک انسان‌ها را ضبط و کلیشه‌های موجود در مورد اعضای ملل و ادیان مختلف را بشکنند. آن‌ها می توانند بین ما و دیگران یکدلی ایجاد کنند- یکدلی‌ای که ما امروز بیش از همیشه به آن نیاز داریم. ترانه علیدوستی بازیگر فیلم فروشنده نیز مراسم اسکار را تحریم کرده است. در شبکه‌های اجتماعی ایرانیان مقیم آمریکا یا آمریکایی تبار ابراز خوشحالی و افتخار از جایزه فرهادی کرده اند. منتقدان در نقاط دیگر جهان تقریبا متفق القول از فیلم فرهادی استقبال کرده اند. محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در توییتر خود نوشته که به بازیگران و سازندگان فیلم فروشنده برای دریافت اسکار و ایستادن مقابل ممنوعیت از ورود مسلمانان افتخار می‌کند. او نوشت: ایرانیان دو هزار سال است که فرهنگ و تمدن را نمایندگی می‌کنند. اصغر فرهادی در کنار فدریکو فلینی، اینگمار برگمن و ویتوریو دسیکا، یکی از چهار کارگردانی است که بیش از یک بار اسکار بهترین فیلم خارجی را برای آثارشان کسب کرده اند. عده‌ای از کارشناسان اسکارِ فروشنده را تحت تاثیر فضای سیاسی آمریکا می‌دانند اما آنچه برای سینمای ایران اهمیت دارد، ماندگار شدن نام فروشنده و اصغر فرهادی در تاریخ اسکار و سینمای جهان است. با این حال این نکته را نیز باید در نظر گرفت که فروشنده سال گذشته و ماه‌ها پیش از آنکه دونالد ترامپ، پیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شود، توانسته بود در جشنواره کن دو جایزه از آن خود کند که این نشان از آن دارد که به طور حتم نمی‌توان موفقیت امشب آن را صرفا ناشی از حواشی سیاسی دانست. ایران به همراه شش کشور، آلمان، مجارستان، آرژانتین، اتریش ، سوئیس و چکسلواکی سابق، یکی از هفت کشوری است که تا به حال دو بار برنده اسکار در رشته بهترین فیلم خارجی زبان شده است. اصغر فرهادی پیشتر در واکنش به نامزد شدن فیلمش برای جایزه اسکار گفت که افتخار بزرگی‌ است که نام ایران را در جمع کشورهای سازنده بهترین فیلم‌های غیر انگلیسی زبان می‌بین\". فروشنده داستان زن و شوهری به نام رعنا و عماد (با بازی شهاب حسینی و ترانه علیدوستی) را روایت می‌کند که در حال بازی در نمایش مرگ فروشنده آرتور میلر هستند. در آستانه شب افتتاح نمایش حادثه‌ای رخ می‌دهد که رابطه این زوج را ناخواسته درگیر تنش و التهاب می‌کند. فروشنده در جشنواره فیلم کن جایزه بهترین فیلمنامه (اصغر فرهادی) و بهترین بازیگر مرد ( شهاب حسینی) را دریافت کرد. این فیلم جایزه ویژه هیات داوران پنجاه و دومین جشنواره فیلم شیکاگو را هم به دست آورده است. فروشنده پیش از این در جشنواره فیلم مونیخ به عنوان بهترین فیلم و در جشنواره آمستردام به عنوان بهترین فیلم تماشاگران انتخاب شد.  
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
اصغر فرهادی که در این دوره از جوایز سینمایی اسکار با فیلم «فروشنده» نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم خارجی شده است، دو چهره موفق از میان ایرانیان ساکن آمریکا را به عنوان نماینده خود برای حضور در مراسم اهدای این جوایز انتخاب کرد. رسانه‌های خبری ایران این دو چهره را انوشه انصاری، اولین زن ایرانی فضانورد و فیروز نادری از دانشمندان ناسا معرفی کرده‌اند. آقای فرهادی پیش از این اعلام کرده بود که در اعتراض به فرمان دونالد ترامپ رییس‌جمهوری ایالات متحده، مبنی بر ممنوعیت سفر شهروندان ایرانی و شش کشور عمدتا مسلمان دیگر به آمریکا از حضور در مراسم اهدای جوایز اسکار خودداری می‌کند. وی درنامه خود که در روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر شد تاکید کرده بود که قصد تحریم مراسم اسکار را نداشته چرا که اعضای آکادمی اسکار خود مخالف «افراطی‌گری» هستند، اما شرایطی که در رابطه با سفر شهروندان ایرانی از جمله او به آمریکا پیش آمده، «به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست». گرچه فرمان دونالد ترامپ با حکم قاضی فدرال ایالت واشینگتن لغو شد و دولت جدید آمریکا در دادگاه استیناف نیز نتوانست تغییری در این حکم ایجاد کند، اما این همه باعث نشد که آقای فرهادی تغییری در برنامه خود ایجاد کند. دونالد ترامپ در دفاع از فرمان اجرایی خود گفته بود این کار به منعی جلوگیری از ورود مسلمانان به آمریکا نیست و هدف از صدور آن «حفاظت از مردم آمریکا» است. آخرین ساخته اصغر فرهادی یکی از پنج نامزد اصلی دریافت جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان اسکار است و تا شب یکشنبه به وقت محلی در لس‌آنجلس مشخص می‌شود که این فیلم‌ساز پس از موفقیت‌هایی که با فیلم «جدایی نادر از سیمین» کسب کرده بود، آیا برای دومین بار برنده جایزه اسکار خواهد شد یا نه. در هر صورت این انوشه انصاری و فیروز نادری هستند که به جای او در مراسم اهدای جوایز اسکار حضور خواهند داشت. انوشه انصاری از کارآفرینان سرشناس در آمریکا و اولین زن ايرانى فضانوردی‌ست که به فضا رفته. فیروز نادری هم پیش از بازنشستگی مدیرکل اکتشافات منظومه خورشیدی در ناسا، سازمان هوانوردی و فضایی ملی آمریکا، بود.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
فیلم «فروشنده» ساخته اصغر فرهادی روز سه‌شنبه پنجم بهمن به عنوان یکی از پنج نامزد اصلی برای دریافت جایزه اسکار در بخش فیلم‌های خارجی معرفی شد. «فروشنده» به عنوان نماینده ایران در اسکار امسال حاضر است. دیگر فیلم‌های خارجی این بخش که با فروشنده رقابت می‌کنند، عبارتند از «محوطه مین‌ها» از دانمارک، «مردی به نام اوه» از سوئد، «تانا» از استرالیا و «تونی اردمن» از آلمان. فروشنده در فستیوال فیلم کن موفق به دریافت دو جایزه برای بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد شد. اصغر فرهادی اولین فیلمساز ایرانی است که برنده جایزه اسکار شده است. او این جایزه را برای فیلم «جدایی نادر از سیمین» گرفته بود. وی روز سه‌شنبه در واکنش به اعلام نام فیلم «فروشنده» در فهرست پنج نامزد نهایی فیلم‌های خارجی به خبرگزاری ایسنا گفت: «افتخار بزرگی‌ است که نام ایران را در جمع کشورهای سازنده بهترین فیلم‌های غیر انگلیسی زبان می‌بینم». وی افزوده است: «آرزو می‌کردم این خبر خوشحال کننده را در روزهایی می‌شنیدم که مردم ایران غرق در اندوه حادثه تلخ فرو ریختن ساختمان پلاسکو و جان باختن تعدادی از هموطنان‌مان و همچنین قهرمانان بزرگوار و فروتن آتش‌نشانی نبودند». نامزدی «لالا لند» در ۱۴ رشته اسکار فیلم موزیکال و عاشقانه «لالا لند» در ۱۴ رشته نامزد جوایز اسکار شده و به این ترتیب در کنار رکوردداران تاریخ این جوایز سینمایی یعنی «تایتانیک» و «همه چیز درباره ایو» قرار گرفت. «لالا لند» در رشته بهترین فیلم، دیمین شزل نویسنده و کارگردان ۳۲ ساله آن در رشته بهترین کارگردان و بازیگران اصلی آن اما استون و رایان گاسلینگ در رشته بهترین بازیگر زن و بهترین بازیگر مرد نقش اصلی نامزد شدند. سایر نامزدان رشته بهترین فیلم عبارتند از «مهتاب»، «منچستر کنار دریا»، «اگر از آسمان سنگ ببارد»، «شیر»، «حصارها»، «هکسا ریچ» و «چهره‌های پنهان». پس از دو سال بحث و اعتراض به تبعیض علیه اقلیت‌های نژادی غیرسفیدپوست در هالیوود، امسال آکادمی فیلم آمریکا تعداد بیشتری از فیلم هایی را که موضوع نژادی متنوع تری دارند برگزیده است. از جمله مهمترین آنها فیلم «مهتاب» به کارگردانی بری جنکینز است که داستانش درباره دوران بلوغ یک جوان سیاهپوست همجنسگرا است. و همین طور فیلم «حصارها» به کارگردانی دنزل واشنگتن و فیلم «چهره‌های پنهان» به کارگردانی تئودور ملفی. «مهتاب» و فیلم علمی- تخیلی «ورود» به کارگردانی دنی ویلنو پس از «لالا لند»هر یک با نامزدی در هشت رشته در رتبه دوم نامزدان جوایز اسکار قرار دارند. مهمترین نکته تعجب‌آور در اعلام نامزدان اسکار امسال حمایت از مل گیبسون بود که مدت‌هاست از سوی هالیوود طرد شده است. فیلم جدید او به نام «هکسا ریچ» که داستان آن درباره جنگ جهانی دوم است، جزء نامزدان بهترین فیلم و خود او نیز جزء نامزدان رشته بهترین کارگردانی قرار گرفت. نامزدان رشته بهترین بازیگر مرد نقش اصلی عبارتند از کیسی افلک به خاطر فیلم «منچستر کنار دریا»، اندرو گارفیلد به خاطر فیلم «هکسا ریچ»، رایان گاسلینگ به خاطر فیلم «لالا لند»، ویگو مورتنسن به خاطر فیلم «کاپیتان فنتستیک» و دنزل واشنگتن به خاطر فیلم «حصارها». به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، به حق و یا ناحق فهرست نامزدان امسال جوایز اسکار به عنوان سنجشی از تغییر سیاست آکادمی اسکار تلقی خواهد شد. این اولین رای اعضای آکادمی پس از تغییر مقررات عضویت در این نهاد است که براساس آن ۶۸۳ عضو جدید به اعضای آکادمی که اکثریت آنها مرد، سفیدپوست و سالخورده بودند، افزوده شد. تعداد اعضای آکادمی اسکار اکنون شش هزار و ۶۸۷ نفر است. هر چند میزان فروش برخی از فیلم‌های نامزد جوایز اسکار امسال از جمله «لالا لند»در بازار آمریکا به مرز ۱۰۰ میلیون دلار نزدیک شده ولی فروش هیچ یک از آنها از مرز ۱۰۰ میلیون دلار عبور نکرده است. به این ترتیب نامزدان رشته بهترین فیلم امسال جز کم درآمدترین آثاری هستند که تاکنون در این رشته نامزد شده‌اند. نکته دیگر این است که در سال‌های اخیر آثار استودیوهای بزرگ فیلمسازی که معمولا فیلم‌های پر خرج و پردرآمدی هستند به ندرت به فهرست نامزدان اسکار راه می یابند. به عنوان مثال در میان فهرست نامزدان بهترین فیلم امسال فقط استودیوی فیلمسازی پارامونت را می‌بینیم که توزيع کننده دو فیلم «حصارها» و «ورود»است.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
در این مطلب نامزدهای جایزه بهترین بازیگر زن در هشتاد و نهمین دوره اسکار را مرور می‌کنیم. این مراسم روز یکشنبه ۲۶ فوریه ۲۰۱۷ (۸ اسفند) در لس‌آنجلس برگزار می‌شود.   ایزابل اوپر، ۶۳ ساله   برای بازی در فیلم او شخصیت او در فیلم: نقش میشله له‌بلانک رییس یک شرکت تولید بازی‌های کامپیوتری را بازی می‌کند که در منزلش به او تجاوز می‌شود. سابقه در اسکار: هیچگاه نامزد نشده است. نظر منتقدان: ایزابل اوپر با ارائه نقشی سرشار از خشم آمرانه بیننده را میخکوب می‌کند، تا حدی که ممکن است او را پس بزنیم. فیلم با جسارت تمام او را نه به عنوان قربانی بلکه به عنوان تلفات دنیایی ارائه می‌دهد که خود او بخشی از آن و یا حتی مکمل آن است. (روزنامه گاردین) روث نگا، ۳۵ ساله برای بازی در فیلم لاوینگ شخصیت او در فیلم: زن سیاهپوستی به نام میلدرد لاوینگ که ازدواجش با مرد سفید پوستی به نام ریچارد لاوینگ (با بازی جوئل اجرتون) در دهه پنجاه میلادی به بازداشت این زوج و در نهایت تبعید آنها از ایالت ویرجینیا منجر می‌شود. سابقه در اسکار: هیچگاه نامزد نشده است. نظر منتقدان: وقتی چشمان نافذش که معمولا رو به پایین است برای مقابله با جهانی که نیازمند تغییر است، بالا می‌آید، نگاهش تکان‌دهنده است. بی‌پیرایگی نافذ در بازیگری روث نگا نفس‌گیر است. (مجله رولینگ استون) ناتالی پورتمن، ۳۵ ساله برای بازی در فیلم جکی شخصیت او در فیلم: او نقش جکی کندی همسر پرزیدنت جان اف کندی را بازی می‌کند که در سال ۱۹۶۳ ترور شد. سابقه در اسکار: ناتالی پورتمن در سال ۲۰۱۱ به خاطر فیلم قوی سیاه جایزه بهترین بازیگر زن نقش اصلی را گرفت و در سال ۲۰۱۵ برای بازی در فیلم نزدیکتر نامزد بهترین بازیگر زن نقش مکمل شد. نظر منتقدان:بازی پیچیده ناتالی پورتمن در این فیلم ممکن است نقش‌آفرینی او برای فیلم قوی سیاه را تحت‌الشعاع قرار دهد و به بزرگ‌ترین دستاورد بازیگری او بدل کشود. (ورایتی) اما استون، ۲۸ ساله برای بازی در فیلم عالم هپروت (لالالند) شخصیت او در فیلم: نقش میا دولان، زن جوانی را بازی می‌کند که در شهر لس آنجلس زندگی می‌کند و آرزو دارد بازیگر شود. سابقه در اسکار: در سال ۲۰۱۵ به خاطر بازی در فیلم بردمن در رشته بهترین بازیگر زن نقش مکمل نامزد شد. نظر منتقدان:این بهترین مقطع از کار حرفه ای اما استون است که نقش خود را به عنوان زن سرگشته‌ای که عاشق هنرپیشه شدن است واقع گرایانه و جسورانه ایفا می‌کند و بعد در قالب میا که زندگی واقعی اوست با وقار به سفرش ادامه می‌دهد. (سینما بلند) مریل استریپ ۶۷ ساله برای بازی در فیلم فلورانس فاستر جنکینز شخصیت او در فیلم: نقش فلورانس فاستر جنکینز زنی نیویورکی را بازی می‌کند که ثروت فراوانی به ارث برده و با وجود صدای ناهنجارش آرزو دارد خواننده اپرا شود. سوابق در اسکار: مریل استریپ تاکنون ۱۹ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده، دوبار به خاطر بازی در فیلم‌های بانوی آهنین (۲۰۱۲) و انتخاب سوفی (۱۹۸۳) جایزه بهترین بازیگر زن و به خاطر بازی در فیلم کریمر علیه کریمر(۱۹۸۰) جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل را برده است. نظر منتقدان:خانم استریپ نشاط آور و هنگامی که می‌خواند واقعا بامزه است و در تمام مدت، بازی او جسورانه ولی در عین حال کاملا باورکردنی است. (نیویورک تایمز)  
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
فیلم «لالا لند» ساخته دیمین شزل در هفتادوچهارمین دوره گلدن گلوب موفق شد با هفت جایزه رکورد جدیدی در کسب بیشترین جوایز دوره‌های گلدن گلوب را به‌دست آورد. فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان جایزه‌ای دریافت نکرد. «اگر چنین سنتی هستی، چگونه می‌خواهی یک انقلابی بشوی؟» این سئوالی است که از پیانیست قدیمی جاز سباستین (با بازی رایان گاسلینگ) در فیلم «لا لا لند» پرسیده می‌شود. این جمله را می‌توان به‌عنوان مونولوگ کارگردان فیلم نیز فهمید: دیمین شزل، یک موسیقیدان جاز آماتور، ۳۱ سال سن بیشتر ندارد اما در حال حاضر هالیوود را مفتون خود کرده است. فیلم موزیکال دیمین شزل در مورد یک آهنگساز و یک بازیگر جوان است که به لس‌آنجلس می‌روند تا بخت خود را در هالیوود بیازمایند. «لا لا لند» موفق شد با جوایز بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه (دیمین شزل)، بهترین فیلم موزیکال، بهترین بازیگر زن موزیکال (اما استون)، بهترین بازیگر مرد موزیکال (رایان گاسلینگ)، بهترین موسیقی و بهترین ترانه، بیشترین جوایز را از آن خود کند و رکورد جدیدی از خود به جای بگذارد. فیلم «مهتاب» ساخته بری جنکینز که در شش زمینه کاندیدای جایزه شده بود و انجمن‌های مختلف منتقدان سینما از آن تقدیر کرده بودند، تنها موفق شد جایزه بهترین فیلم درام را از آن خود کند. «مهتاب» بر اساس نمایشنامه «در مهتاب پسران سیاه آبی به‌نظر می‌رسند» اثر تارل آلوین مکرنی ساخته شده و دومین فیلم بری جنکینز است. این فیلم سه دوران مختلف زندگی مرد جوان سیاه‌پوستی را نشان می‌دهد که با تمایلات متفاوت جنسی، فشار ناشی از تحصیل و خانواده‌ از هم پاشیده در پی یافتن جایگاه خود در جهان است. فیلمی درباره زندگی در فقر، سیاه‌پوستی، همجنس‌گرایی، و اولین بوسه‌ها و روابط عاطفی. جایزه بهترین بازیگر زن نقش درام به ایزابل هوپر، بازیگر فرانسوی به‌خاطر بازی در فیلم «او»، ساخته پل ورهوفن، کارگردان هلندی رسید. «او» یک فیلم روان‌شناسانه است که در آن زن تاجری به نام میشل، با بازی ایزابل هوپر، در خانه‌اش توسط ضاربی ناشناس مورد تجاوز قرار می‌گیرد. پل ورهوفن موفق شد با همین فیلم جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را از آن خود کند. بدین ترتیب اصغر فرهادی، کارگردان فیلم «فروشنده»، رقیب «او»، دست خالی از مراسم گلدن گلوب بازگشت. اصغر فرهادی با فیلم «جدایی نادر از سیمین» در سال ۲۰۱۲، جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان شصت‌ونهمین دوره گلدن گلوب را دریافت کرده و به نخستین فیلمساز ایرانی تبدیل شده بود که این جایزه را دریافت می‌کند. جایزه بهترین بازیگر مرد درام به کیسی افلک به‌خاطر ایفای نقش در فیلم «منچستر کنار دریا» رسید. این فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر (کیسی افلک) است که پس از مرگ برادر بزرگترش مجبور می شود تا سرپرستی پسر برادرش را برعهده بگیرد و به همین منظور به شهر زادگاه خود بازمی‌گردد. کارگردانی و فیلمنامه «منچستر کنار دریا» کار کنت لانرگن است که هنرمند مطرحی در سینما به‌شمار می‌رود. در بخش بازیگران مکمل، ویولا دیویس، برای بازی در فیلم «حصارها» ساخته دنزل واشنگتن، بازیگر نامدار سینما برنده جایزه بهترین بازیگر مکمل زن شد. «حصار» بر اساس نمایشنامه‌ آگوست ویلسون ساخته شده که برنده جایزه پولیتزر شده بود. خود دنزل واشنگتن در این فیلم ایفای نقش می‌کند و برای بازی در این فیلم نیز کاندیدای جایزه بهترین بازیگر مرد درام بود. جایزه بهترین بازیگر مرد مکمل به آرون تیلور جانسن بازیگر فیلم «حیوانات شبانه»، ساخته تام فورد، از معروف‌ترین طراحان مد آمریکا، رسید. جایزه بهترین انیمیشن بلند به «زوتوپیا» و جایزه بهترین سریال تلویزیونی درام به سریال «تاج» رسید. مریل استریپ، بازیگر آمریکایی برنده سه جایزه اسکار و هشت جایزه گلدن گلوب نیز جایزه یک عمر دستاورد هنری «سیل بی.دمیل» را دریافت کرد.

سینما

فیلم بی صدای رابرت ردفورد

رابرت ردفورد، هنرپیشه قدیمی و سرشناس آمریکایی، در فیلم اخیر خود خود به نام "همه از دست رفت" (All is lost)، نقش قایقرانی را بازی می کند که در یک سفر تنهایی در آب های اقیانوس هند قایقش دچار سانحه می شود و می کوشد خود را نجات دهد. رابرت ردفورد ۷۷ ساله تنها بازیگر این فیلم صد و شش دقیقه ای است که باید همه ماجراهای فیلم را یک تنه به بیننده منتقل کند. آنچه هنرنمایی او را جالبتر کرده این است که در طول این فیلم فقط چند کلمه بر زبان وی جاری می شود تنها کلماتی که در طول فیلم ادا می شوند صدای وی در قالب راوی نامه ای است که وی قبل از شروع سفر خطاب به دوستان و اعضای خانواده اش نوشته است. از آن لحظات به بعد تنها شخصیت این داستان که از وی فقط به عنوان " مرد مورد نظر ما " یاد می شود، در سکوتی مطلق با دریایی ناآرام و طوفانی دست و پنجه نرم می کند. جی سی چاندور، نویسنده و کارگردان فیلم در توضیح سکوت مطلق شخصیت اصلی داستان می گوید: "اگر من جک نیکلسون را برای ایفای این نقش انتخاب کرده بودم مسلما فیلم شکل بیان دیگری پیدا می کرد و من در طول داستان حوادث را از زبان یک راوی توضیح می دادم. ولی رابرت ردفورد برای بیان و انعکاس احساسات و شرایط روحی بسیار پیچیده بدون اینکه کلامی به زبان آورد، توانایی خارق العاده ای دارد." جی سی چاندور با اولین فیلم بلند و داستانی خود با عنوان Margin Call که مربوط به حوادث بحران مالی سال های اخیر بود به شهرت رسید. فیلم او در سال ۲۰۱۱ در بخش بهترین فیلمنامه نامزد جایزه اسکار شد. اما فیلم جدید وی به نام "همه از دست رفت " با فیلم قبلی وی کاملا متفاوت است. فیلمنامه ای که وی نوشت سی و یک صفحه نثر توصیفی بود که هیچ دیالوگ و گفتاری نداشت. در صورتی که یک فیلمنامه معمولی ممکن است حدود صد و بیست صفحه باشد. او متن نامه تنها شخصیت داستان را که در آغاز فیلم روایت می شود در یکی از سفرهای خود با قطار در سواحل آمریکا و در روزهایی نوشت که مشغول تولید اولین فیلم خود بود. وی می گوید: " در آن روزها بین شهر های ساحل شرقی آمریکا سفر می کردم و از شهرهایی عبور می کردم که جمعیت اصلی آن خانواده های طبقه متوسطی هستند که اکثرا قایق دارند. این نامه غمناک و پر از دلتنگی را در طول یکی از همین سفرها نوشتم." جی سی چاندور یک بار در زمان شرکت در جشنواره فیلم ساندانس که هرسال به ابتکار و مدیریت رابرت ردفورد برگزار می شود، به این نتیجه رسید که این بازیگر کهنه کار بهترین فرد برای ایفای نقش تنها شخصیت این داستان است. در یک بخش از سخنرانی رابرت ردفورد در مراسم گشایش جشنواره، یکی از بلندگو هایی که نزدیک صندلی جی سی چاندور بود از کار افتاد و او عملا نمی توانست صدای رابرت ردفورد را بشنود. جی سی چاندور می گوید: " حالت خیلی عجیبی بود. من صدای کسی را که داشت در آن سالن سخنرانی می کرد اصلا نمی شنیدم هر چند حالت چهره او را به خوبی می دیدم. مدتها این موضوع در ذهن من باقی ماند تا اینکه بالاخره ایفای این نقش را به رابرت ردفورد پیشنهاد کردم و حقیقت این است که اصلا انتظار نداشتم او پیشنهاد من را بپذیرد." پنج روز بعد رابرت ردفورد از وی خواست تا برای ملاقات اولیه به شهر لس آنجلس برود. جی سی چاندور فیلمنامه ناقابل سی و یک صفحه ای را همراه خود برد. جی سی چاندور در توضیح آن ملاقات می گوید: "من هنوز به توضیح کامل داستان نرسیده بودم و پنج یا شش دقیقه بعد از شروع صحبت های من، رابرت ردفورد به من نگاهی کرد و گفت بریم درستش کنیم." فیلم با صحنه ای شروع می شود که شخصیت داستان بر اثر اصابت قایق خود با یک کشتی غول پیکر باربری از خواب می پرد. قایق او به شدت صدمه دیده و دوران سرگردانی آن در اقیانوس شروع می شود. بیسیم و ابزار های جهت یابی قایق همه از کار افتاده اند و تنها وسیله ای که برای وی باقی مانده یک نقشه ساده دریانوردی و غریزه بقا است. اما کارگردان با حذف صدای تنها شخصیت داستان و نگنجاندن هیچ کلامی از زبان وی در متن فیلمنامه به دنبال چه بود؟ جی سی چاندور می گوید: " رابرت ردفورد صدای بسیار خوب و جذابی دارد. ولی اگر صدای وی را حذف کنیم بیننده در طول داستان می تواند فراموش کند که او رابرت ردفورد است. امید من این بود که به این شیوه نشان دهم که او یک مرد معمولی است. او می تواند هر کسی باشد و سوابق و جزییات زندگی سابق او چندان مهم نیست. فقط می خواستیم به بیننده نشان دهیم که او یک مرد معمولی است که خانواده دارد و نه یک قایقران حرفه ای که تمام عمر خود را صرف دریانوردی کرده است." جی سی چاندور در ادامه مصاحبه با بی بی سی می افزاید :" به نظرم قرار دادن هنرپیشه مهم و سرشناسی مثل رابرت ردفورد در یک چنین موقعیت نامتعارف و انتزاعی، این امکان را فراهم می کند که وی با بینندگان و به خصوص مخاطبان آمریکایی که وی را به خوبی می شناسند به یک شیوه کاملا متفاوتی ارتباط برقرار کند." به گفته جی سی چاندور نمایش آزمایشی این فیلم برای مخاطبان محدود موفقیت این ایده را ثابت کرد و اکثر بینندگان گفته اند که چند دقیقه پس از شروع فیلم فراموش کردند فردی که در مقابل دوربین قرار دارد رابرت ردفورد است. در همین نمایش های محدود مشخص شد که بینندگان در مورد سرانجام داستان به دو گروه تقسیم می شوند. بدون اینکه وارد جزئیات داستان شویم از کارگردان فیلم پرسیدیم که درک خود را از سرانجام داستان و برداشت های مختلف از آن توضیح دهد. " انگیزه اصلی من در نوشتن این داستان در حقیقت نوعی اندیشیدن به میرائی بود. اگر ما به هر روز زندگی به عنوان یک هدیه و یا موهبت نگاه نکنیم شاید نتوانیم تلاش های یک مرد ۷۵ ساله برای بقاء و زنده ماندن حتی برای یک روز دیگر را به درستی درک کنیم."

مرور بر هنر هفته

این بار نیز چون هفته های گذشته ما را با مرور بر هنر ایران و جهان در هفته گذشته همراهی کنید.
تاخت و تاز بازیهای تاج و تخت در امی امسال مروری بر هنر در هفته دوم شهریور گرانترین هنرپیشه‌های زن هالیوود در سال ۲۰۱۴ مروری بر هنر در هفته اول شهریور اخباری از دنیای هنر

انتخاب سردبیر

تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد بادها برای ما می وزند "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

مطالب تصادفی

موسیقی

بازگشت خنیاگر

سهیل نفیسی بعد از حدود یکسال سکوت و بی‌خبری در تهران روی صحنه می‌رود، خنیاگر محبوب دهه اخیر موسیقی ایران روز ۱۴ شهریور ماه در تهران روی صحنه می‌رود.نفیسی بعد از حدود یکسال سکوت و بی‌خبری دوبار شهریور ماه در تهران با مخاطبانش ملاقات خواهد کرد. صمد طالقانی، مدیربرگزاری این کنسرت به موسیقی ما گفت: «در این کنسرت قطعاتی از سه آلبوم منتشر شده این هنرمند در کنار تعدادی از آثار شنیده نشده اجرا می‌شوند.»به گفته طالقانی ترجیج سهیل نفیسی و گروه برگزاری این است که اطلاعاتی بیش از این داده نشود. طالقانی همچنین توضیح داد که این اجرا مثل اجرای سال گذشته سهیل نفیسی بصورت انفرادی برگزار خواهد شد.سهیل نفیسی تابستان سال گذشته در تهران و رشت روی صحنه رفت و پس از آن هیچ خبری از فعالیت‌های او منتشر نشد تا اینکه امسال دوباره نیت به اجرای کنسرت کرده است. بسیاری از علاقمندان موسیقی در انتظار خبر آلبوم جدیدی از او هستند.علاقمندان می‌توانند برای تهیه بلیت از امروز به سایت تیوال (www. tiwall. com) مراجعه کنند.سهیل نفیسی موسیقیدان و خواننده در سال ۱۳۸۴ با انتشار آلبوم «ری را» در میان علاقمندان جدی موسیقی مطرح شد. نفیسی که بسیاری او را فرهاد زمانه ما می‌دانند، به واسطه انتخاب دقیقی که از اشعار دارد و شکل خاص آواز خواندنش به شانسون‌های فرانسوی هم تشبیه شده است، خوانندگانی که کلام را در حد کمال ادا می‌کنند. نفیسی ۶ سال بعد با آلبوم «ترانه‌های جنوب» بازگشتی درخشان به عرصه موسیقی داشت. آلبومی که بازخوانی ۹ قطعه از ابراهیم منصفی ملقب به رامی بود. این آلبوم نوازندگی به مدد مثال زدنی پویا محمودی در کنار سرودهای زیبای رامی و ترانه خوانی منحصر به فرد سهیل نفیسی، تبدیل به یکی از مهم‌ترین آلبوم‌های دهه اخیر ایران شد. دو سال بعد هم نفیسی آلبوم «چنگ و سرود» را منتشر کرد. آلبومی که پی‌تر سلیمانی‌پور در مسند نوازنده ساکسوفن، کلارینت، کنترباس و گیتار او را همراهی کرده بود. از آن زمان تاکنون هنوز اثر دیگری از نفیسی منتشر نشده است. نفیسی متولد سال ۱۳۴۶ است و در آستانه چهل سالگی اولین آلبوم را منتشر کرد ولی پختی در پس آن نشان می‌داد که در این سال‌ها مشغول به کار بوده. امروز در ۴۷ سالگی یکی از مهم‌ترین هنرمندان موسیقی ایران است که به انزوا و کم حرفی شناخته شده است. باید منتظر بود و دید که امسال سهیل نفیسی چگونه برای علاقمندانش خاطره سازی می‌کند.

بیست سال بدون معروفی

جواد معروفی، پیانیست و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی را از نوآوران موسیقی سنتی می‌دانند. او پلی بود میان ملودی‌های موسیقی سنتی ایرانی و هارمونی غربی. شانزدهم آذرماه مصادف بود با بیستمین سالگرد درگذشت او. پیانو با نوایی پر طنین، نه تنها سنگین‌وزن و پر حجم است، که بهایش نیز گران. پیانو و ویولن از معدود سازهای غربی هستند که با وجود موسیقیدانان سنت‌گرای متعصب، توانستند ده‌ها سال پیش به موسیقی ایرانی راه یابند. ویولن را کمانچه‌نوازان تا مدت‌ها کمانچه فرنگی می‌نامیدند و به همان سبک و شیوه می‌نواختند. پیانو اما سال‌های دراز مهجور ماند و کسی را پروای نزدیکی به آن نبود. اما این وضع با گذشت زمان تغییر یافت و گوش مردم آرام آرام با نوای پیانو آشنا شد. کلنل علینقی وزیری و مدرسه موسیقی در آغاز این راه را گشودند. جواد معروفی، پسر موسی خان معروفی، که خود موسیقیدان و ردیف‌شناس برجسته‌ی آن زمان بود در سن یازده سالگی به مدرسه موسیقی وزیری راه یافت و در آن جا به تحصیل و یادگیری نواختن پیانو پرداخت. پیش از معروفی اما چند پیانو‌نواز مشهور دیگر چون مشیر همایون شهردار و مرتضی محجوبی بودند که شهرت‌شان در گروی همین نواختن پیانو به سبک ایرانی بود. معروفی در باره‌ی مشیر همایون شهردار گفته بود که او پیانو را ذوقی یاد گرفت و به مهارت‌هایی هم دست یافت. در همان زمانی که مشیر همایون شهردار شهرتی هم به دست آورده بود، هنوز بسیاری از مردم نه این ساز را دیده بودند و نه با صدای آن آشنایی داشتند. یکی از منتقدان موسیقی می‌گوید که سازمان امنیت آن زمان او را به خاطر نقدی که بر روی کارهای مشیر همایون شهردار نوشته بود به ساواک احضار کرد. مامور امنیتی که گویا به خاطر حفظ نسبت فامیلی از "شهردار" دفاع می‌کرده، به منتقد جوان می‌گوید: «خجالت نمی‌کشی! آن موقعی که تو دهانت هنوز بوی شیر می‌داد، این آقا سازش را روی کولش می‌گذاشت و این و جا و آن جا می‌زد!» معروفی از نگاه شاگردش درباره ی معروفی اما بهتر است سخنان پویان آزاده، یکی از شاگردانش را نقل کنیم که همچنان به شیوه‌ی او می‌نوازد و تحصیل‌کرده‌ی رشته آموزش موسیقی در آلمان است. او علت پرداختن بیشتر به شیوه معروفی را آشنایی‌اش با موسیقی کلاسیک غربی می‌داند و می‌گوید: «ورود من به نوازندگی پیانو با موسیقی کلاسیک بود و یکسری قطعات با بافت ساده‌تر کارهای آقای معروفی. دلیل‌ا‌ش بیشتر این بود که در کار آقای جواد معروفی عناصر موسیقی کلاسیک بیشتر بود و شیوه نواختن آن به نوازندگی و آهنگسازی موسیقی کلاسیک نزدیک‌تر. این شیوه می‌توانست در هنرجو کششی ایجاد کند و او را به سمت خود بکشاند. چون شباهتش بیشتر بود به موسیقی کلاسیک تا نوازندگی مرتضی محجوبی که خیلی اصیل‌تر است و ویژگی‌های موسیقی ایران در آن بیشتر.» معروفی و شوپن سال‌ها پیش یکی از صفحات هفتاد و هشت دور معروفی را که "خواب‌های طلایی" نام داشت، برای دو میهمان انگلیسی پخش کردم. آن دو بلافاصله گفتند که این از نواخته‌های شوپن است! و من اصرار ورزیدم که این کار ساخته‌ی اصیل آهنگساز ایرانی ما جواد معروفی است. درباره شباهت‌های کار معروفی با شوپن پویان آزاده توضیح می‌دهد: « جواد معروفی بیشتر از آهنگ‌سازهای دوران رمانتیک تأثیر گرفته، مثل شوپن. خودش هم خیلی دوست داشت و حتی قطعات کلاسیک را هم می‌زد. او به شاگردانش هم که می خواستند نواختن پیانو را شروع کنند، برای این که اول دستشان روان شود و بتوانند تکنیک‌های خوب نواختن پیانو را یاد بگیرند، توصیه می کرد، ابتدا بیایند با موسیقی کلاسیک کارشان را شروع کنند و بعد وارد جزییات و ظرایف موسیقی ایران شوند.» معروفی و شاگردانی که تربیت کرد بعضی از اساتید موسیقی ایرانی، سبک و شیوه‌شان با خودشان می‌آید و با از دست رفتنشان هم آن شیوه به فراموشی سپرده می‌شود. بعضی اما راهشان ادامه می‌یابد. علت را باید در پرورش شاگردان دانست. معروفی به آن دسته‌ای تعلق دارد که بیشترین شاگردان را با شیوه پیانونوازی خود آشنا کرد و پرورش داد. او خودش به نوآوران سنتی تعلق دارد، اما آیا شاگردانش نیز به نوآوری‌هایی دست یافته‌اند؟ پویان قضاوت را به گذشت زمان می‌سپارد: «زمانی باید بگذرد و بعداً می‌شود از آن جواب گرفت. البته بعضی از شاگردهاشان کارهایی کرده‌اند، ملودی‌هایی ساخته‌اند که توانسته در میان مردم هم جا بیافتد، مثل آقای روحانی که طبیعتاً توانسته خلاقیتی را جهت آهنگ‌سازی داشته باشد. ولی این که بشود این را الان قضاوت کرد که نوآوری ‌یا یک شیوه نو نوازندگی است، باید به نظر من موکول شود به گذشت زمان.»
تورهای موسیقی پرفروش سال ۲۰۱۱ تا امروز قوالی تو را تا خدا می برد ویتنی هیوستون در گذشت نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون

این بار گالری سیحون، قصد برپایی نمایشگاه نقاشی خانم سهیلا حقیقت را دارد. افتتاحیه این نمایشگاه جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 شب خواهد بود. این نمایشگاه تا 7 دی ماه پذیرای شما هنردوستان خواهد بود. ساعات بازدید به مانند همیشه از ساعت 10 صبح تا 6 بعدازظهر خواهد بود.

فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

به گزارش «تابناک»؛ عصر جمعه سوم دی 1395، ششمین حراج تهران که به لطف آثار هنر معاصر و شماری چشمگیر از کارهای هنرمندان جوان و البته مدیوم عکس متفاوت تر از همیشه مجموعه داران و خریداران آثار ه
نگارخانه سین – گشایش نمایشگاه مجسمه ها باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

ادبیات

گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست

همه آنچه بسیاری ازما از دنیای مد می دانیم بسیار اندك است. سالن های دراز و دخترانی با چهره های بی حالت و آرایش های عجیب و غریب كه روی صحنه رژه می روند.هفته مد میلان، هفته مد نیویورك، هفته مد پاریس.

انتخاب واهه

واهه آرمن در واگویه هایش با خودد زمزمه می کند: تو پاهایت را از دست دادی، یا باید همین جا بمانی و یا پرواز نمایی؛ واهه پرواز می نماید، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می کند و اشعار وی با بال هایی نامریی در سراسر این کره خاکی سفر کرده و به زبان های مختلفی ترجمه شده اند. از سپیده دم حیات بشر پیوند میان آسمان و زمین از طریق پیامبران الهی برقرار شده است. هدف ارسال این رسولان شکوفاسازی فطرت حق جو و خداخواه انسان در راستای کسب آرامش حقیقی از طریق مانوس شدن با خداوند است از این رو به راحتی می‌توان دریافت یهودی، مسیحی، زرتشتی و مسلمان همه و همه در عمق جان خویش در پی آنند که در ذیل ایمان به خالق هستی آفرین و عمل به دستورات وی به حقیقت الهی خویش نزدیک شوند. توسعه و پیشرفت جامعه بشری، به ویژه توسعه و گسترش حیرت آور وسایل ارتباط جمعی و انتقال و مدیریت اطلاعات، انسان‌ها را در سطح جهانی به یکدیگر نزدیک کرده و آنان را کنار هم قرار داده است. زندگی مسالمت آمیز در عصر حاضر بسی بیش از گذشته، به شناخت و فهم متقابل نیاز دارد. ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده‌های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال 301 میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان (تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است. روابط میان ارمنیان و ایرانیان دارای تاریخی چند هزار ساله است. همسایگی این دو قوم کهن پیوندی عمیق میان آنان ایجاد کرده که ریشه‌هایی بس محکم در مراودات فرهنگی آن‌ها دارد. جامعه ارامنه ایران به عنوان شهروندان ایرانی در مقاطع گوناگون تاریخی خدمات ارزنده و مهمی در زمینه‌های هنری، صنعتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ایران زمین نموده‌اند. علی رغم این پیوند تاریخی متأسفانه تا چند دهه اخیر ادبیات ارمنی به زبان فارسی ترجمه نشده بود و اندک فعالیت‌هایی نیز که در این خصوص صورت گرفته بود صرفاً مقطعی و حاصل ذوق و علاقه مترجم آن اثر بود وهیچ‌گاه تبدیل به جریانی خاص نشده بود. نویسندگان ارمنی فارسی‌نویس این روز‌ها تقریباً همه قصه‌نویس هستند یا تنها به ترجمه روی آورده‌اند، امّا واهه آرمن به فارسی شعر می‌نویسد. واهه آرمن شاید هر روز شعر نگوید، اما همیشه شاعرانه زیسته است. چند روزی‌ست چیزی ننوشته‌ای گاهی هر چیزی حتی دیدن یک کرم خاکی روی کاغذ شعر می‌شود و گاهی هیچ چیز حتی عشقی آسمانی بدل به شعر نمی‌شود. زندگی شاعرانه‌ای به همراه موتسارت، ون گوگ، چارلز دیکنز، تومانیان، شاملو، فرانسیسکو گویا، لوکاچ، بورخس و هنرمندان و اندیشمندان دیگری دارد که در جای جای دفترهای شعر این شاعر جای گرفته‌اند. آرمن حتی با موتسارت نامه نگاری می‌کند و این نامه‌ها را در «باران بگیرد، می‌رویم» می‌خوانیم. جای گرفتن این افراد در اشعار آرمن تنها به دلیل علاقه وی به این شخصیت‌ها نیست. قرار نیست افراد هم‌دوره باشند تا با هم زندگی کنند، آرمن با این شخصیت‌ها زندگی می‌کند و از آن‌ها چیزهای زیادی را آموخته است. وی با پطرسِ حواری زندگی می‌کند و با پُل الوار و دیگران نفس می‌کشد. جنگ است و دشمن شهر را بمباران می‌کند ولفگانگ پیش از پناه برده به گوشه‌ای که نمی‌دانم امن است یا نا‌امن آخرین شعرم را به پای کبوتری که با هم آب و نان خورده‌ایم می‌بندم و برای آخرین بار پروازش می‌دهم.... آرمن که در مشهد دیده به جهان گشود، سال‌هاست به دلیل تصادف توان راه رفتن با پا‌هایش را از دست داده و تمام زندگی خود را وقف ادبیات کرده است. باور می‌کنی از روزی که با ویلچر در خانه می‌گردم بیشتر از زمانی که پیاده این سو و آن سو می‌رفتم کفش پاره کرده‌ام.... آرمن از خانه خیلی کم بیرون می‌رود و یک خانه برای هنرمند بسی کوچک است اما خانه‌اش را دنیایی کرده تا بزرگترین‌ها باشد. از بهار بگو می‌گفت گاهی شعر‌هایت را به دریا می‌ریزی -قایق را به آب بینداز پطرس دوست دارم امشب برویم دریا شعر بخوانیم و ماهی بگیریم قایق را به آب بینداز پطرس این شاعر که از کودکی به ادبیات علاقه‌مند بوده است، می‌گوید: «اوایل فکر نمی‌کردم روزی بنویسم، ولی گویا هر اتفاق ناخوشایندی می‌تواند به اتفاق خوشایندی تبدیل شود». آرمن در نوجوانی به انگلستان رفته و در رشته جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند تا این‌که برای بیماری پدرش به ایران سفر می‌کند و پیش از بازگشت به انگلستان تصادف می‌کند و چهار سال تمام در رخت‌خواب می‌خوابد و حتی توان نشستن پیدا نمی‌کند. همه زندگی او در رختخوابی می‌گذرد تا این‌که برای معالجه با آنت –خواهرش- به انگلیس سفر می‌کند و بعد از طی کردن دوره یکساله درمان، ویلچر بخشی از جسمش می‌شود. در آن سال‌ها، آرمن در واگویه‌هایش با خود زمزمه می‌کند: «تو پا‌هایت را از دست داده‌ای، یا باید همین‌جا بمانی و یا پرواز کنی.»، به راستی که آرمن پرواز می‌کند، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می‌کند و اشعار وی با بال‌هایی نامرئی در سراسر این کره خاکی سفر کرده است و به زبان‌های مختلفی ترجمه شده‌اند. کودک گفته بود می‌بینی واهه چه دست‌های پر زوری دارد دیشب خواب دیدم مچ یک غول را به راحتی خواباند مادر گفته بود می‌دانی چرا او هر روز ساعت‌ها ویلچر می‌راند کودک گفته بود می‌دانم هر روز ویلچر می‌راند و شعر می‌نویسد خوش به حالش نه؟... اولین شعر آرمن نامه‌ای کوتاه به یک دوست بود. او بعد از بهبود نسبی و بازگشت به ایران، نامه‌ای به زبان ارمنی و با سطرهای شاعرانه برای یکی از دوستانش در خارج از کشور می‌نویسد. دوستش با او تماس می‌گیرد و وی را بسیار تشویق می‌کند. آرمن از این‌جا شعر نویسی و بازی با شعر را آغاز می‌کند. دکتر «مسروب بالایان» استاد برجستۀ روان‌شناسی و از شاگردان ژان پیاژه، «لئونید سروریان» از اساتید زبان فارسی و ارمنی و عده‌ای از شخصیت‌های ادبی و فرهنگی هفته‌ای چند بار به دیدن آرمن می‌روند و با او به شعرخوانی و بحث‌های ادبی و تحلیل روانشناسانۀ اشعار شاعران بزرگ جهان می‌پردازند. با سروریان گاهی، اوقاتِ خود را با شعربازی می‌گذرانند؛ هر بار اشعار کمتر شنیده شده را بر روی تکه کاغذی می‌نویسند و به سنجش مهارت‌های شعری خود می‌پردازند. شب‌ و روز مطالعه می‌کند و در مدتی کوتاه در عرصه شعر پیشرفت زیادی می‌کند. در این راه از بسیاری می‌آموزد و یاد می‌گیرد که هنرمند باید برهنه شود و جرات داشته باشد تا خالصانه روح خود را عریان کند و بر روی کاغذ بیاورد، موضوعی که امروز در کمتر فردی به خصوص جوانان می‌بینیم که خود را پشت حاجب‌های زیادی پنهان می‌کنند و به تصنع می‌رسند و حرفی که از دل بر نیامده بر دل نیز نمی‌نشیند. واهه آرمن سعی نمی‌کند مورد استقبال و بازارگرمی‌های رایج قرار گیرد، بلکه می‌خواهد اگر 10 نفر هم کتاب او را می‌خوانند بر آن‌ها تاثیری عمیق بگذارد. واهه آرمن توشه ادبی و اطلاعات زیادی را با خود به همراه دارد و در‌‌ همان چهار سالی که خوردن، خوابیدن و همه زندگی‌اش در رختخواب می‌گذرد، بهترین و برجسته‌ترین آثار ادبی دنیا را می‌خواند و از نویسندگان و مترجمان بر‌تر هر کتابی که ترجمه می‌شود را مطالعه می‌کند. یاد می‌گیرد خواننده خود را دست کم نگیرد و با نوشتن اشعار سطحی به شعور آن‌ها توهین نکند. او سطر‌ها و مفاهیم پنهان زیادی را در اشعار خود جای می‌دهد. به گفته خودش نانوشته‌های شعرش را هر خواننده‌ای با نگاه خود به شعرش خواهد افزود و آن‌ را کامل خواهد کرد. وی در کتاب «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» که سال جاری منتشر شد، به نوعی زندگینامه خودنوشت خود را از کودکی تا امروز در ساختار نظم و نثر به تصویر می‌کشد و حتی درباره دورانی که در رختخواب گذرانده می‌گوید: «پس از پیشامد تصادف و معلول شدن پا‌هایم، چهار سال از زندگی‌ام در رخت‌خواب گذشت. توان نشستن نداشتم. یکی دوبار در روز و هر بار چند دقیقه‌ای به زحمت بر لبه تخت‌خواب می‌نشستم. در آن سال‌ها تنها سه بار سوار ویلچر شدم. چشمم که به ویلچر می‌افتاد حالم بد می‌شد. عصر یک روز پاییزی بنا بر عادت دراز کشیده بودم و کتاب می‌خواندم لحظه‌ای چشم از کتاب برداشتم و از پنجره به بیرون نگاه کردم به دور دست‌ها به کشت‌زارهای سبز سن ‌رمی به دست‌های پینه بسته «سیب‌زمینی‌خور‌ها» در خانه معدن‌چی‌ها به کافه تراس و به نگاه دوشیزه گاشه که تا نیمه شب مرا وادار به نشستن و زُل زدن به شب کرد شبی به رنگ ماهی‌ها که با خاموش شدن هر چراغ شهر رنگین‌تر و زیبا‌تر می‌شد.» دو مجموعه شعر نخست واهه آرمن با عنوان‌های «به سوی آغاز» و «جیغ» به زبان ارمنی نوشته شده‌اند که مورد استقبال بسیار زیادی در ارمنستان واقع شد. در شهرهای مختلف و در برنامه‌های مختلف تلویزیونی برای این کتاب مراسم‌هایی برگزار کردند. این کتاب هیچگاه به فارسی ترجمه نشد اما مفاهیمی که در این کتاب‌ها هستند در اشعار دیگر واهه آرمن جای گرفتند. بعد از آن او به تدریج از طریق ترجمه‌هایش به فارسی و سپس نگارش شعر به این زبان، زبان ادبی خود را تغییر داد. اوایل گویی تکلیف خود می‌دانست که به زبان مادری شعر بسراید و از اساتید زبان ارمنی هم بهره می‌برد ولی با همه این‌ها احساس می‌کند از درون در حال فروپاشی است. وی معتقد است شاعران و نویسندگانی که از سرزمین آبا و اجدادی خود بیرون می‌آیند دیگر نمی‌توانند آن کسی باشند یا آن چیزی را بنویسند که در آن خاک می‌توانسته‌اند. خودش در این باره می‌گوید: «زمانی که به ارمنی شعر می‌نوشتم، همیشه دغدغه‌ام این بود که آنچه را که در ذهن دارم چگونه بنویسم، در حالی که وقتی به فارسی شعر می‌نویسم، تنها به این موضوع می‌اندیشم که چه بنویسم. به نظر من شاعر باید به زبانی که به آن می‌نویسد تسلط کامل داشته باشد، طوری که هرگز نگران چگونه نوشتن نباشد، بلکه تمام فکر و ذکرش این باشد که چه بنویسد.». آرمن زبان را وسیله‌ای می‌داند و شعر را وسیله‌ای برای بیان صدایش، صدای انسان ارمنی که دور از وطن آبا و اجدادی خود سال‌هاست که زندگی می‌کند. او می‌گوید: سال‌ها در مشهد زندگی کرده است و سال‌ها در تهران و در این مدت با هزاران ایرانی فارسی زبان در ارتباط بوده و تنها با چندین و چند خانواده ارمنی زبان هم صحبت شده است، به هر رو، عوض کردن زبان، برای او هرچند دردناک، امّا حیاتی بوده است. به قول شاعر همیشه زنده ارمنی «واهان دِریان»، زندگی یعنی خلق کردن. آنجا که خلاقیت نیست، زندگی هم نیست. آرمن هم با ساده‌ترین واژه‌ها خلق می‌کند و در خاطره‌ها می‌ماند. با زبانی ساده از مادر می‌گوید و شاید به پیچیده‌ترین شکل موضوع را به خواننده می‌فهماند: لباس‌های کودکی آن روز‌ها، ‌ مادر در یک تشت پر آب با کمی صابون و چند تکه لباس خورشید را می‌شست آن روز‌ها همهٔ لباس‌های من بوی آفتاب می‌داد بهره گیری زبان این شاعر و استفاده از توصیفات و تشبیهات آرمن به نوبه خود بسیار ارزشمند هستند. کِی خسته خواهد شد زمین از این رقص و برای این بالرین چه کسی دست خواهد زد در پایان... شعر از نظر واهه آرمن سخنی است که در ناهشیاری شاعر نوشته می‌شود و خواننده را در هشیاری ویران می‌کند. از اینرو معتقد است نباید با اندیشیدن شعر نوشت، بلکه باید شعری نوشت که خواننده را به اندیشه وا داشت. او حتی روزهایی که شعر نمی‌نویسد، شاعرانه زندگی می‌کند. اگر شاعر به مرحله شاعرانه زیستن برسد و در محیط این چنینی زیست کند می‌تواند در ناهشیاری شعر بگوید. پانویس یک سفرنامه مسحور آواز مرغان دریایی پارو می‌زدیم در آن کشتی که پیش می‌رفت در آب‌های دور دست پارو می‌زدیم از سپیده دم تا هنگام غروب دریا جاری بود در حنجرهٔ مرغان دریایی و نیمه شب‌ها دریا غرق می‌شد در دهان وال‌ها در آن کشتی روزی صد‌ها اتفاق می‌افتاد و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد... واهه آرمن از تعلق خاطرش به مشهد می‌گوید: «هرچقدر هم تفکر جهانی داشته باشم، که دارم، اما به هر حال هر کسی به مکانی که در آن‌جا به دنیا آمده و بزرگ شده دل‌بستگی دارد.» هر چند روزگاری در مشهد توان راه رفتن خود را از دست داد و در سن 21 سالگی بر بستر خوابید، اما مشهد را از همه نقاط جهان بیشتر دوست دارد و به زادگاهش و دیگر شهرهای خراسان مثل نیشابور و قوچان و بجنورد عشق می‌ورزد. به گفته وی در نوجوانی و جوانی یکی از به یادماندنی‌ترین دل‌خوشی‌هایش، روزهای پنجشنبه با قطار به نیشابور رفتن و دیدار خیام و عطار و کمال‌الملک و تماشای سپیدارهای همیشه رقصان نیشابور بوده است. او بنا بر عادت هر شب پیش از خواب کتاب می‌خوانَد. وی مدتی رُمانی از یک نویسنده نامدار را شروع می‌کند ولی داستان پیش نمی‌رود. آن شب حال و هوای نوشتن داشتم اما ناخواسته کتاب را برداشتم و شروع به خواندن کردم در نیمه‌های داستان اسب سواری بر بلندای تپه ایستاد از اسب پیاده شد نیم نگاهی به من انداخت و با بی‌حوصلگی پرسید تا پایان داستان چه‌قدر راه مانده حیرت زده نگاهش می‌کردم که ادامه داد اسب من تیزپاست به سرزمین شعر‌ها می‌روم می‌آیی؟... عاشقانه زیستن در جای جای خانه واهه آرمن دیده می‌شود. وی درخت یاسی را که خشک شده است را هم به درخت آرزوهایی تبدیل کرده که هر کسی که به خانه‌اش می‌رود می‌تواند آرزوهای خود را با رُبان‌های رنگین بر این درخت ببندد. در این دود‌شهر هم باغچه‌ای در ایوان خانه‌ ایجاد کرده است که زندگی و دل سبز او به این سبزی‌ها طراوت می‌بخشد. واهه آرمن علاوه بر سرودن اشعار، تاکنون شعرهای زیادی را ترجمه کرده است. وی شعرهای برخی از شاعران معاصر ایران را به ارمنی ترجمه کرده و مجموعه‌های «کلید درم نور خورشید است» (کارهای شاعران معاصر ارمنی)، «شهد زردآلو و مثلث سیاه» (شعرهای ادوارد هاخوِردیان)، «پاییزی کاملاً متفاوت» (شعرهای هوانس گریگوریان) و «سطر اول را نمی‌نویسم» (شعرهای کوتاه از شاعران معاصر ارمنستان) را از ارمنی به فارسی ترجمه کرده است.. شعرهای فارسی واهه آرمن در مجموعه‌هایی به نام‌های «بال‌هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت» (1384)، «پس از عبور دُرنا‌ها» (1388)، «باران بگیرد، می‌رویم» (1391)، و «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» (1392) منتشر شده است. نوشته: پریسا چیذری خبرگزاری فارس
نامه های عاشقانه فروغ شعری از رهی کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! من راه خانه ام را گم کرده ام سفر با حاج سیاح