1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

فیلم تایتانیک که در سال 1997 پرده سینما ها را به تسخیر در آورد و لقب پرفروشترین فیلم تاریخ را قبل از اینکه توسط دیگر فیلم جیمز کامرون کارگردان هر دو فیلم شکسته شود را یدک می کشید داستان عشقی ناکام و کوتاه به اندازه زنگی خود کشتی تایتانیک است. این فیلم پر طرفدار اما حاوی نکاتی است که در یکصد سالگی غرق شدن این ابر کشتی نگاهی به آن شاید خالی از لطف نباشد.

استودیو ی پارامونت اصرار داشت که ماتیو مکاناهی نقش جک داوسون را برعهده گیرد، با اصرار جیمز کامرون این نقش به لئوناردو دی کاپریوی جوان رسید. حتی تام کروز نیز خواهان حضور در این نقش بود اما دستمزد چند میلیونی او باعث شد جیمز کامرون بر انتخاب دی کاپریو مصممتر گردد. کامرون می گوید راضی نمودن خود دی کاپریو برا ی بازی در این نقش بسیار دشوار بود.

  • جیمز کامرون در ابتدا می خواست نقش رز دوویت را به گوئنت پالترو بدهد در حقیقت اصرارهای بی پایان کیت وینسلت برای حضور در این نقش بود که کامرون را به انتخاب وی مجاب نمود. کامرون میگوید، این دو در اولین حضور در کنار هم چنان ظاهر شدند که دیگر هیچ شکی در مورد انتخاب آنان نداشتم اما کیت خود پیشتر از بازی لئو چنان تحت تاثیر قرار گرفته بود که پس از اولین تمرین در گوش کامرون گفت او فوق العاده است حتی اگر مرا انتخاب نمی کنی حتما لئو را انتخاب کن.
  • در سکانس معروف مربوط به نقاشی جک از روز ، لئو میگوید "برو روی تخت دراز بکش – ببخشید روی مبل" در حالیکه جمله می باید "روی مبل دراز بکش باشد" اما این اشتباه لفظی چنان به مذاق کامرون خوش آمد که به همین گونه از آن سکانس در فیلم استفاده نمود و تغییری در آن نداد.
  • در همین سکانس دستی که نقاشی رز را میکشد در حقیقت دست کامرون است، نقاشی لئو بسیار بد بود به همین دلیل مجبور شدند از دست کارون هنگام نقاشی استفاده نمایند. اما مشکل چپ دست بودن کامرون نیز با استفاده از یک آیینه حل شد بطوریکه فیلمبرداری در حقیقت از تصویر دست کامرون در آئینه می باشد.
  • اما کیت و لئو که در آن زمان 22 سال داشتند اکنون چه حسی در باره تایتانیک دارند، کیت می گوید ما هر دو در 15 سال با تجربه تر گشته ایم و از دنیای فیلم و سینما بسیار آموخته ایم من فقط آرزو داشتم که همه این دانش و تجربه را در آن زمان داشتم و می توانستم در آن فیلم بکار گیرم. اما لئو چند ماه پیش با کامرون دیداری داشته که در طی آن کامرون 18 دقیقه از فیلم 3d را به لئو نشان داده کامرون میگوید او مدتهاست فیلم را دوباره ندیده بود و در آغاز از اینکه در فیلم چقدر بچه بنظر میرسد قهقه اش گرفته است اما در میانه های نمایش 18 دقیقه ای فیلم صدای خر و پفش را بوضوح می توانستم بشنوم.
  • فروش نزدیک به 2 میلیاردی فیلم از لئو و کیت یکشبه ستاره هایی ساخت که با این فیلم جاودانه شده بودند. اما این کار را برای آنان که هنوز در اول راه بازیگری بودند دشوار ساخت. آنان مجبور شدند برای فرار از کلیشه تایتانیک در انواع و اقسام فیلمها بازی نمایند تا از تاثیر زیاد شخصیتهای این فیلم خارج گردند. هم لئو و هم کیت اکنون توانسته اند نام خود را بعنوان بازیگران موفق و سرشناس دنیای هنر تثبیت نمایند.

  • اما تنها خود فیلم نبود که موفقیت شایانی کسب نمود، ترانه " قلب من ادامه خواهد داد" سلین دیون بعنوان ترانه فیلم تبدیل به پرفروشترین تک آهنگ دنیا در سال 1998 گشت و از سلین دیون یک خواننده برتر در سطح جهان ساخت. این آهنگ همچنین برنده اسکار بهترین ترانه متن جوایز اسکار و برنده 4 جایزه گرامی در سال 1999 گردید. همچنین جایزه گلدن گلوب یال 1999 را نیز به خود اختصاص داد.

دیدگاه‌ها  

+24 # nesa 1391-01-28 16:02
ممنون . خوندن این اطلاعات در صدمین سالگرد این حادثه خیلی جذاب بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ندا 1395-12-15 23:15
عالی بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+17 # مجید 1392-01-23 19:12
سلام
سوالی که برام در ورد این فیلم پیش اومده اینه که آیا داستان عشقی بین جک و رز واقعیت داشته.و اینکه اگه واقعیت داشته چرا جک برای نجات جون خودش تلاش نکرد،بااینکه جوون زرنگی بود و میتونست با رفتن رو یه تیکه چوبی که اطرافش بود این کار رو بکنه و بتونه با رز زندگیش رو ادامه بده؟
با تشکر از شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+11 # الیسا 1392-07-28 18:14
جک و رز واقعی نیستن ولی تایتانیک واااااااااااقعیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # متیا 1392-04-14 19:40
سلام مجید جان
داستان جک و رز افسانه است و شخصیت های اونها هم واقعی نیست و این نظر نویسنده بوده که چنین پایانی براش در نظر گرفته که این عشق تاثیر گذارتر باشه مثل عشق لیلی و مجنون یا فرهاد و شیرین خودمون! البته شخصیت های واقعی هم وجود داشتن مثل ناخدا و ... که میتونی تو ویکی پدیا فیلم تایتانیک بخونی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+19 # Erfan 1392-11-12 17:12
هر کسی میخواهد این فیلم سه ساعتی رو دانلود کنه وبدون سانسورو با دوبله ی فارسی باید به سایت:www.TinyMoveiz.net مراجع بکنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # مهسا 1395-02-01 00:12
حرف نداره تایتانیک
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # s.y.b 1393-04-25 14:43
بعدازدیدن این فیلم البته برای چندمین بارهنوزم برام تازگی داره ودونستن اطلاعاتی درموردش خیلی تاثیرگذاره.ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # محمدرضا تهرانی 1393-04-27 08:43
یادش به‌خیر فکر کنم سال 1377 بود که فیلم به صورت VHS و VCD تازه به ایران اومده بود، غوغایی بوجود اومد. سال دوم دانشگاه بودم و بچه‌ها سر کلاس فیلم رو به هم قرض می‌دادن.
نصف مطلب روزنامه‌های زردِ بعد دوم خرداد هم تو اون روزها راجع به این فیلم بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+12 # ali t4 1393-05-05 04:20
سلام من اولين باری که دیدم اونقدر گریه کردم بگذریم به هر حال ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-8 # السا 1393-05-08 17:00
الیسا خانم هم جک هم رز واقعی ان.تازه رز تا چند سال پیش زنده بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سارا 1234566 1393-06-02 18:03
رز و جک واقعی هستن یا نه؟؟؟؟ اگه واقعی نیستن پس اون پیرزن که گردن بند رو داشت و داستان رو تعریف کرد چی و ادعا داشت که رز هستش تو رو خدا بهم بگین مخم نابود شد!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Saba 1395-10-05 18:27
واقعی نیستن
اون زنه و گردنبدم الکی بودن فقط واسه فیلم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # رامین 1393-08-05 23:55
درسته که بعضی از صحنه هاش واقعیت نداره...ولی من یه پسر دایی دارم که هر روز سه بار تایتانیکو نگا میکنه....اون اعتقاد داره که همش درسته ....پاک دیوونه شده.........خواهش میکنم هرکی راه چاره بلده بهم ایمیل کنه... .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # هانیه 1395-11-25 10:01
ایول عجب پسردایی داری تو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهتاب 1396-02-14 18:07
این فیلم هنوز هم که هنوزه برای من تازگی داره و تاثیرگذاره بعضی فیلم ها واقعا همیشه اثرگذار و متحول کننده اند اینکه بد نیس البته اگر تاثیرات روانی بدی روی پسرداییتون نداره بنظرم اشکالی نداره خیلی ام خوبه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # فرهاد 1393-08-08 17:09
خيلي عالي بود من عاشق تايتانيكم ممنون id line farhad0144
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # Manije 1394-12-07 13:43
فقط تایتانیک واقعیه اون پیرزن هم تو فیلم داره قصه زندگی خودشو تعریف میکنه بگذریم من عاشق این. فیلمممممم بهترینی که تا حالا دیدم ممنون از اطلاعات خوبتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # مهرناز 1394-12-11 17:02
به نقل از سارا 1234566:
رز و جک واقعی هستن یا نه؟؟؟؟ اگه واقعی نیستن پس اون پیرزن که گردن بند رو داشت و داستان رو تعریف کرد چی و ادعا داشت که رز هستش تو رو خدا بهم بگین مخم نابود شد!!!!

رز واقعیه.درواقع آخرین بازمانده کشتی تایتانیک بود که چند سال پیش درسن نود سالگی فوت کرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # رها 1394-12-16 16:35
به نقل از مجید:
سلام
سوالی که برام در ورد این فیلم پیش اومده اینه که آیا داستان عشقی بین جک و رز واقعیت داشته.و اینکه اگه واقعیت داشته چرا جک برای نجات جون خودش تلاش نکرد،بااینکه جوون زرنگی بود و میتونست با رفتن رو یه تیکه چوبی که اطرافش بود این کار رو بکنه و بتونه با رز زندگیش رو ادامه بده؟
با تشکر از شما

داستان کشتی و بعضی از شخصیت هایش واقعی است رز و جک وجود خارجی نداشته اند. اگر تخته چوبی در دریا بود که سرش کشته نمیشد حتما از اون استفاده میکرد. جواب مهرنازجون هم غلط است اخرین بازمانده ی کشتی وقتی سه ماهه بود در کشتی حضور داشت و مادرش هم در کشتی مرد عکساش تو اینترنت هست حتی خود جیمز کامرون هم گفته که بعضی از شخصیت ها مثل اون زن چاقه که به جک کت و شلوار داد شخصیتی واقعی داشت و خیلی های دیگه تو اینترنت سرچ بکنید حتما میبینید. منم دیوونه ی فیلمم تا حالا چهل و سه بار دیدم ول اطلاعاتم دقیق است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # ندافرامرزی 1395-08-08 01:51
سلام ممنونم فوق العاده بود متشکرم از همه دوستان درخواست می کنم نقد زبان بدن تایتانیک را به قلم مازیارمیرBP حتما بخوانید آن نقد هم برایم بسیار جالب و استثنایی بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مهسا 1395-08-12 16:03
فیلم فوق العاده ای بود.ممنون از اطلاعاتتون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # omid 1395-09-13 00:47
من از وقتى ديدم فيلمو ى حس عجيبى درونم پيدا شد حسى ک تو اين روزگار خودمون اصن پيدا نميشه و اونم عشق جک و رز بود درسته واقعى نيس اما همين ک تو اين فيلم نشون دادن ک چقد همو دوس دارن از هر چيزى واسم بااهميتر بود راستش من خودم چن بار گريه کردم چون واقعا احساسى بود فيلم بهرحال بهترين فيلم احساسى بود ک ديدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هانیه 1395-11-25 10:44
دمت گرم منم خیلی احساسم فوران کرد واقعا الان عشق واقعی پیدا نمیشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیرحسین 1396-02-04 02:46
آقا امید منم احساسی شبیه شمارو تجربه کردم .
خیلی حس باحالیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیوان 1395-10-11 12:03
باسلام،
چرا برخی از قسمت های این فیلم ازسوی جیمزکامرون حذف شده؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # Alireza 1395-10-20 22:22
سلام...ببخشید فیلم دیگه ای سراغ دارید که تو مایه فیلم تایتانیک باشه؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شهاب 1395-12-14 02:48
پوپک و مش ماشالله
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Pouya 1395-11-29 16:10
بهترين فيلمي بود كه من ديدم از لينك زير ميتونيد دانلود كنيد
http://30nama17.link/movies/0120338-titanic-1997.html
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # mahdi 1395-12-23 01:04
بهترین فیلمی بود که دیدم هیچ فیلمی مث این نمیشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1395-12-26 10:42
سلام .من به تازگی این فیلمو به سفارش دوستم دیدم .الان چن روزه که دارم دیوونه میشم برا جک .کمکم کنین .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # بهرام 1396-01-04 02:40
واقعا دلم خواست که یکی منو اینجوری دوست داشته باشه و منم دوسش داشته باشم :( دمتون گرم عالی بود فیلم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # علی 1396-01-05 22:06
من عاشق فیلمشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # دوره گرد 1396-01-09 13:20
واقعا فیلم خوبی بو د آدم گرش میگیره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیرحسین 1396-02-04 02:40
آقا امید منم واقعا حسی شبیه به شمارو تجربه کردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # alireza 1396-02-21 16:36
تایتانیک فیلم خیلی خوبیه فیلم هری پاتر هم خوبه بهتون پیشنهاد میکنم حتما ببینینش خودم وقتی دیدم تا یک هفته تو فکرش بودم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه

در اولین هفته آذر ماه، مروری داریم بر هنر در آخرین هفته آبان؛ این هفته کنسرتهایی بیشماری از جمله کنسرت محمدرضا لطفی، همایون شجریان، گروه دارکوب و گروه سون برگزار شد. همچنین به رغم اعلام وزارت ارشاد مبنی بر ممنوعیت برگزاری فرش قرمز، هفته پیش فرش قرمز دیگری گسترده شد. در پایین به خبری دیگر از فیلم جدایی نادر از سیمین و اخباری از هالیوود و بالیوود مرور این هفته را به پایان می رسانیم.

مروری بر هنر در هفته اول دی ماه

در این هفته ، پیش از هرچیز میلاد حضرت مسیح را به هموطنان مسیحی مان تبریک می گوییم. و در ادامه آخرین اخبار هنری ایران و جهان را پیگیری می کنیم. این بار خبرهایی از تولید چند فیلم پر سرو صدا و همچنین صدور مجوز برای چند آلبوم داریم. با مروری بر هنر این هفته نیز با ما همراه باشید.
شخصیت همجنسگرای «دیو و دلبر»؛ شاید روسیه فیلم را تحریم کند معرفی فیلم: باهاش کنار بیا لا لا لند جوایز گلدن گلاب را درو کرد در مراسم ختم ایرج قادری چه اتفاقی افتاد هنر در هفته پایانی آبان ماه

انتخاب سردبیر

تئاتر

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

مطالب تصادفی

موسیقی

بیانسه رکورد نامزدی در گرمی را شکست

با اعلام نامزدهای دریافت جایزه گرمی، «بیانسه» توانست دست به یک رکوردشکنی بزند و هم‌چنین «سام اسمیت» خواننده جوان بریتانیایی با شش رشته در صدر بایستد. نامزدهای اولیه جایزه گرمی ۲۰۱۵ را روز جمعه ۱۵ آذر، فرل ویلیامز و اد شیران به صورت زنده در یک برنا

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

کنسرت مخصوص بانوان سیمین غانم، در روزهای ۲۳ ، ۲۴ و ۲۵ شهریور ماه ساعت ۱۶ در تالار وحدت تهران برگزار می شود.
مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی تورهای موسیقی پرفروش سال ۲۰۱۱ تا امروز امکان پخش صدای آواز زنان قوالی تو را تا خدا می برد بیست سال بدون معروفی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه عکس رضا میلانی

نمایشگاه عکس رضا میلانی که در روز 18 آذر ماه مراسم افتتاحیه خود را در گالری سیحون  پشت سر گذاشته است، از همان روز لغایت 30 آذر ماه پذیرای شما دوست داران رشته عکاسی می باشد.

گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود

ون‌گوگ، پیکاسو، نولده و مونک تنها برخی از هنرمندانی هستند که ۳۵ سال است در موزه هنرهای معاصر تهران مخفی شده‌اند. البته خودشان که نه، آثار هنری‌شان؛ شاهکارهایی که فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی که علاقه‌ی ویژه‌ای به هنر و آثار هنری داشت، در دهه‌ی ۷۰ میلادی خرید و به تهران آورد. ملکه پیشین برای نمایش آثاری بی‌مانند از هنر مدرن که حالا ایران صاحب آنها بود، دستور ساخت موزه‌ی هنرهای معاصر داد.موزه هنرهای معاصر یکی از موزه‌های شهر تهران است که در سال ۱۳۵۶ خورشیدی (۱۹۷۷ میلادی) به معماری کامران دیبا ساخته شد.این موزه شامل مهم‌ترین و جامع‌ترین مجموعه هنر غربی در قارهٔ آسیا است. ایران در دهه‌ی ۷۰ میلادی و در بحبوحه‌ی بحران‌های اقتصادی، یکی از قدرتمندترین کشورهای خریدار هنر غربی به شمار می‌آمد. کامران دیبا در فیلم مستندی که چند سال پیش از گنجینه‌ی آثار هنری مدرن در تهران تهیه شد، گفت: «ما با اینکه تنها ۴ میلیون دلار داشتیم، می‌توانستیم چنین آثاری را خریداری کنیم.»اما عمر بالیدن این مجموعه کم نظیر در ایران کوتاه بود. هنوز چند وقتی از گشایش نمایشگاه نگذشته بود که انقلاب به وقوع پیوست. تابلوها به انبار موزه منتقل شدند.تابلوهایی که ارزش آنها تا ۳ میلیارد یورو تخمین زده می‌شود قرار است پس از ۳۵ سال بیرون بیایند و به زودی در موزه‌های مشهور غرب به نمایش گذاشته شوند. بنا بر گزارش "فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ"، نمایش این آثار ابتدا در لندن، سپس در پاریس و بعد در برلین خواهد بود. به نوشته این سایت آلمانی‌زبان، در فهرستی که موزه هنرهای معاصر منتشر کرده است، نام‌های هنرمندان مشهوری از اواخر قرن ۱۹ میلادی تا دهه‌ی ۷۰ میلادی به چشم می‌خورد که آثارشان در این مجموعه است: وان‌گوگ، پیکاسو، نولده، مونک، کاندینسکی، کله، شاگال، میرو، گوگن و بیکن. عکس جکسون پولاک نقاش معاصر آمریکایی
هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟ نگارخانه سین – گشایش نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

ادبیات

انتخاب واهه

واهه آرمن در واگویه هایش با خودد زمزمه می کند: تو پاهایت را از دست دادی، یا باید همین جا بمانی و یا پرواز نمایی؛ واهه پرواز می نماید، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می کند و اشعار وی با بال هایی نامریی در سراسر این کره خاکی سفر کرده و به زبان های مختلفی ترجمه شده اند. از سپیده دم حیات بشر پیوند میان آسمان و زمین از طریق پیامبران الهی برقرار شده است. هدف ارسال این رسولان شکوفاسازی فطرت حق جو و خداخواه انسان در راستای کسب آرامش حقیقی از طریق مانوس شدن با خداوند است از این رو به راحتی می‌توان دریافت یهودی، مسیحی، زرتشتی و مسلمان همه و همه در عمق جان خویش در پی آنند که در ذیل ایمان به خالق هستی آفرین و عمل به دستورات وی به حقیقت الهی خویش نزدیک شوند. توسعه و پیشرفت جامعه بشری، به ویژه توسعه و گسترش حیرت آور وسایل ارتباط جمعی و انتقال و مدیریت اطلاعات، انسان‌ها را در سطح جهانی به یکدیگر نزدیک کرده و آنان را کنار هم قرار داده است. زندگی مسالمت آمیز در عصر حاضر بسی بیش از گذشته، به شناخت و فهم متقابل نیاز دارد. ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده‌های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال 301 میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان (تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است. روابط میان ارمنیان و ایرانیان دارای تاریخی چند هزار ساله است. همسایگی این دو قوم کهن پیوندی عمیق میان آنان ایجاد کرده که ریشه‌هایی بس محکم در مراودات فرهنگی آن‌ها دارد. جامعه ارامنه ایران به عنوان شهروندان ایرانی در مقاطع گوناگون تاریخی خدمات ارزنده و مهمی در زمینه‌های هنری، صنعتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ایران زمین نموده‌اند. علی رغم این پیوند تاریخی متأسفانه تا چند دهه اخیر ادبیات ارمنی به زبان فارسی ترجمه نشده بود و اندک فعالیت‌هایی نیز که در این خصوص صورت گرفته بود صرفاً مقطعی و حاصل ذوق و علاقه مترجم آن اثر بود وهیچ‌گاه تبدیل به جریانی خاص نشده بود. نویسندگان ارمنی فارسی‌نویس این روز‌ها تقریباً همه قصه‌نویس هستند یا تنها به ترجمه روی آورده‌اند، امّا واهه آرمن به فارسی شعر می‌نویسد. واهه آرمن شاید هر روز شعر نگوید، اما همیشه شاعرانه زیسته است. چند روزی‌ست چیزی ننوشته‌ای گاهی هر چیزی حتی دیدن یک کرم خاکی روی کاغذ شعر می‌شود و گاهی هیچ چیز حتی عشقی آسمانی بدل به شعر نمی‌شود. زندگی شاعرانه‌ای به همراه موتسارت، ون گوگ، چارلز دیکنز، تومانیان، شاملو، فرانسیسکو گویا، لوکاچ، بورخس و هنرمندان و اندیشمندان دیگری دارد که در جای جای دفترهای شعر این شاعر جای گرفته‌اند. آرمن حتی با موتسارت نامه نگاری می‌کند و این نامه‌ها را در «باران بگیرد، می‌رویم» می‌خوانیم. جای گرفتن این افراد در اشعار آرمن تنها به دلیل علاقه وی به این شخصیت‌ها نیست. قرار نیست افراد هم‌دوره باشند تا با هم زندگی کنند، آرمن با این شخصیت‌ها زندگی می‌کند و از آن‌ها چیزهای زیادی را آموخته است. وی با پطرسِ حواری زندگی می‌کند و با پُل الوار و دیگران نفس می‌کشد. جنگ است و دشمن شهر را بمباران می‌کند ولفگانگ پیش از پناه برده به گوشه‌ای که نمی‌دانم امن است یا نا‌امن آخرین شعرم را به پای کبوتری که با هم آب و نان خورده‌ایم می‌بندم و برای آخرین بار پروازش می‌دهم.... آرمن که در مشهد دیده به جهان گشود، سال‌هاست به دلیل تصادف توان راه رفتن با پا‌هایش را از دست داده و تمام زندگی خود را وقف ادبیات کرده است. باور می‌کنی از روزی که با ویلچر در خانه می‌گردم بیشتر از زمانی که پیاده این سو و آن سو می‌رفتم کفش پاره کرده‌ام.... آرمن از خانه خیلی کم بیرون می‌رود و یک خانه برای هنرمند بسی کوچک است اما خانه‌اش را دنیایی کرده تا بزرگترین‌ها باشد. از بهار بگو می‌گفت گاهی شعر‌هایت را به دریا می‌ریزی -قایق را به آب بینداز پطرس دوست دارم امشب برویم دریا شعر بخوانیم و ماهی بگیریم قایق را به آب بینداز پطرس این شاعر که از کودکی به ادبیات علاقه‌مند بوده است، می‌گوید: «اوایل فکر نمی‌کردم روزی بنویسم، ولی گویا هر اتفاق ناخوشایندی می‌تواند به اتفاق خوشایندی تبدیل شود». آرمن در نوجوانی به انگلستان رفته و در رشته جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند تا این‌که برای بیماری پدرش به ایران سفر می‌کند و پیش از بازگشت به انگلستان تصادف می‌کند و چهار سال تمام در رخت‌خواب می‌خوابد و حتی توان نشستن پیدا نمی‌کند. همه زندگی او در رختخوابی می‌گذرد تا این‌که برای معالجه با آنت –خواهرش- به انگلیس سفر می‌کند و بعد از طی کردن دوره یکساله درمان، ویلچر بخشی از جسمش می‌شود. در آن سال‌ها، آرمن در واگویه‌هایش با خود زمزمه می‌کند: «تو پا‌هایت را از دست داده‌ای، یا باید همین‌جا بمانی و یا پرواز کنی.»، به راستی که آرمن پرواز می‌کند، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می‌کند و اشعار وی با بال‌هایی نامرئی در سراسر این کره خاکی سفر کرده است و به زبان‌های مختلفی ترجمه شده‌اند. کودک گفته بود می‌بینی واهه چه دست‌های پر زوری دارد دیشب خواب دیدم مچ یک غول را به راحتی خواباند مادر گفته بود می‌دانی چرا او هر روز ساعت‌ها ویلچر می‌راند کودک گفته بود می‌دانم هر روز ویلچر می‌راند و شعر می‌نویسد خوش به حالش نه؟... اولین شعر آرمن نامه‌ای کوتاه به یک دوست بود. او بعد از بهبود نسبی و بازگشت به ایران، نامه‌ای به زبان ارمنی و با سطرهای شاعرانه برای یکی از دوستانش در خارج از کشور می‌نویسد. دوستش با او تماس می‌گیرد و وی را بسیار تشویق می‌کند. آرمن از این‌جا شعر نویسی و بازی با شعر را آغاز می‌کند. دکتر «مسروب بالایان» استاد برجستۀ روان‌شناسی و از شاگردان ژان پیاژه، «لئونید سروریان» از اساتید زبان فارسی و ارمنی و عده‌ای از شخصیت‌های ادبی و فرهنگی هفته‌ای چند بار به دیدن آرمن می‌روند و با او به شعرخوانی و بحث‌های ادبی و تحلیل روانشناسانۀ اشعار شاعران بزرگ جهان می‌پردازند. با سروریان گاهی، اوقاتِ خود را با شعربازی می‌گذرانند؛ هر بار اشعار کمتر شنیده شده را بر روی تکه کاغذی می‌نویسند و به سنجش مهارت‌های شعری خود می‌پردازند. شب‌ و روز مطالعه می‌کند و در مدتی کوتاه در عرصه شعر پیشرفت زیادی می‌کند. در این راه از بسیاری می‌آموزد و یاد می‌گیرد که هنرمند باید برهنه شود و جرات داشته باشد تا خالصانه روح خود را عریان کند و بر روی کاغذ بیاورد، موضوعی که امروز در کمتر فردی به خصوص جوانان می‌بینیم که خود را پشت حاجب‌های زیادی پنهان می‌کنند و به تصنع می‌رسند و حرفی که از دل بر نیامده بر دل نیز نمی‌نشیند. واهه آرمن سعی نمی‌کند مورد استقبال و بازارگرمی‌های رایج قرار گیرد، بلکه می‌خواهد اگر 10 نفر هم کتاب او را می‌خوانند بر آن‌ها تاثیری عمیق بگذارد. واهه آرمن توشه ادبی و اطلاعات زیادی را با خود به همراه دارد و در‌‌ همان چهار سالی که خوردن، خوابیدن و همه زندگی‌اش در رختخواب می‌گذرد، بهترین و برجسته‌ترین آثار ادبی دنیا را می‌خواند و از نویسندگان و مترجمان بر‌تر هر کتابی که ترجمه می‌شود را مطالعه می‌کند. یاد می‌گیرد خواننده خود را دست کم نگیرد و با نوشتن اشعار سطحی به شعور آن‌ها توهین نکند. او سطر‌ها و مفاهیم پنهان زیادی را در اشعار خود جای می‌دهد. به گفته خودش نانوشته‌های شعرش را هر خواننده‌ای با نگاه خود به شعرش خواهد افزود و آن‌ را کامل خواهد کرد. وی در کتاب «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» که سال جاری منتشر شد، به نوعی زندگینامه خودنوشت خود را از کودکی تا امروز در ساختار نظم و نثر به تصویر می‌کشد و حتی درباره دورانی که در رختخواب گذرانده می‌گوید: «پس از پیشامد تصادف و معلول شدن پا‌هایم، چهار سال از زندگی‌ام در رخت‌خواب گذشت. توان نشستن نداشتم. یکی دوبار در روز و هر بار چند دقیقه‌ای به زحمت بر لبه تخت‌خواب می‌نشستم. در آن سال‌ها تنها سه بار سوار ویلچر شدم. چشمم که به ویلچر می‌افتاد حالم بد می‌شد. عصر یک روز پاییزی بنا بر عادت دراز کشیده بودم و کتاب می‌خواندم لحظه‌ای چشم از کتاب برداشتم و از پنجره به بیرون نگاه کردم به دور دست‌ها به کشت‌زارهای سبز سن ‌رمی به دست‌های پینه بسته «سیب‌زمینی‌خور‌ها» در خانه معدن‌چی‌ها به کافه تراس و به نگاه دوشیزه گاشه که تا نیمه شب مرا وادار به نشستن و زُل زدن به شب کرد شبی به رنگ ماهی‌ها که با خاموش شدن هر چراغ شهر رنگین‌تر و زیبا‌تر می‌شد.» دو مجموعه شعر نخست واهه آرمن با عنوان‌های «به سوی آغاز» و «جیغ» به زبان ارمنی نوشته شده‌اند که مورد استقبال بسیار زیادی در ارمنستان واقع شد. در شهرهای مختلف و در برنامه‌های مختلف تلویزیونی برای این کتاب مراسم‌هایی برگزار کردند. این کتاب هیچگاه به فارسی ترجمه نشد اما مفاهیمی که در این کتاب‌ها هستند در اشعار دیگر واهه آرمن جای گرفتند. بعد از آن او به تدریج از طریق ترجمه‌هایش به فارسی و سپس نگارش شعر به این زبان، زبان ادبی خود را تغییر داد. اوایل گویی تکلیف خود می‌دانست که به زبان مادری شعر بسراید و از اساتید زبان ارمنی هم بهره می‌برد ولی با همه این‌ها احساس می‌کند از درون در حال فروپاشی است. وی معتقد است شاعران و نویسندگانی که از سرزمین آبا و اجدادی خود بیرون می‌آیند دیگر نمی‌توانند آن کسی باشند یا آن چیزی را بنویسند که در آن خاک می‌توانسته‌اند. خودش در این باره می‌گوید: «زمانی که به ارمنی شعر می‌نوشتم، همیشه دغدغه‌ام این بود که آنچه را که در ذهن دارم چگونه بنویسم، در حالی که وقتی به فارسی شعر می‌نویسم، تنها به این موضوع می‌اندیشم که چه بنویسم. به نظر من شاعر باید به زبانی که به آن می‌نویسد تسلط کامل داشته باشد، طوری که هرگز نگران چگونه نوشتن نباشد، بلکه تمام فکر و ذکرش این باشد که چه بنویسد.». آرمن زبان را وسیله‌ای می‌داند و شعر را وسیله‌ای برای بیان صدایش، صدای انسان ارمنی که دور از وطن آبا و اجدادی خود سال‌هاست که زندگی می‌کند. او می‌گوید: سال‌ها در مشهد زندگی کرده است و سال‌ها در تهران و در این مدت با هزاران ایرانی فارسی زبان در ارتباط بوده و تنها با چندین و چند خانواده ارمنی زبان هم صحبت شده است، به هر رو، عوض کردن زبان، برای او هرچند دردناک، امّا حیاتی بوده است. به قول شاعر همیشه زنده ارمنی «واهان دِریان»، زندگی یعنی خلق کردن. آنجا که خلاقیت نیست، زندگی هم نیست. آرمن هم با ساده‌ترین واژه‌ها خلق می‌کند و در خاطره‌ها می‌ماند. با زبانی ساده از مادر می‌گوید و شاید به پیچیده‌ترین شکل موضوع را به خواننده می‌فهماند: لباس‌های کودکی آن روز‌ها، ‌ مادر در یک تشت پر آب با کمی صابون و چند تکه لباس خورشید را می‌شست آن روز‌ها همهٔ لباس‌های من بوی آفتاب می‌داد بهره گیری زبان این شاعر و استفاده از توصیفات و تشبیهات آرمن به نوبه خود بسیار ارزشمند هستند. کِی خسته خواهد شد زمین از این رقص و برای این بالرین چه کسی دست خواهد زد در پایان... شعر از نظر واهه آرمن سخنی است که در ناهشیاری شاعر نوشته می‌شود و خواننده را در هشیاری ویران می‌کند. از اینرو معتقد است نباید با اندیشیدن شعر نوشت، بلکه باید شعری نوشت که خواننده را به اندیشه وا داشت. او حتی روزهایی که شعر نمی‌نویسد، شاعرانه زندگی می‌کند. اگر شاعر به مرحله شاعرانه زیستن برسد و در محیط این چنینی زیست کند می‌تواند در ناهشیاری شعر بگوید. پانویس یک سفرنامه مسحور آواز مرغان دریایی پارو می‌زدیم در آن کشتی که پیش می‌رفت در آب‌های دور دست پارو می‌زدیم از سپیده دم تا هنگام غروب دریا جاری بود در حنجرهٔ مرغان دریایی و نیمه شب‌ها دریا غرق می‌شد در دهان وال‌ها در آن کشتی روزی صد‌ها اتفاق می‌افتاد و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد... واهه آرمن از تعلق خاطرش به مشهد می‌گوید: «هرچقدر هم تفکر جهانی داشته باشم، که دارم، اما به هر حال هر کسی به مکانی که در آن‌جا به دنیا آمده و بزرگ شده دل‌بستگی دارد.» هر چند روزگاری در مشهد توان راه رفتن خود را از دست داد و در سن 21 سالگی بر بستر خوابید، اما مشهد را از همه نقاط جهان بیشتر دوست دارد و به زادگاهش و دیگر شهرهای خراسان مثل نیشابور و قوچان و بجنورد عشق می‌ورزد. به گفته وی در نوجوانی و جوانی یکی از به یادماندنی‌ترین دل‌خوشی‌هایش، روزهای پنجشنبه با قطار به نیشابور رفتن و دیدار خیام و عطار و کمال‌الملک و تماشای سپیدارهای همیشه رقصان نیشابور بوده است. او بنا بر عادت هر شب پیش از خواب کتاب می‌خوانَد. وی مدتی رُمانی از یک نویسنده نامدار را شروع می‌کند ولی داستان پیش نمی‌رود. آن شب حال و هوای نوشتن داشتم اما ناخواسته کتاب را برداشتم و شروع به خواندن کردم در نیمه‌های داستان اسب سواری بر بلندای تپه ایستاد از اسب پیاده شد نیم نگاهی به من انداخت و با بی‌حوصلگی پرسید تا پایان داستان چه‌قدر راه مانده حیرت زده نگاهش می‌کردم که ادامه داد اسب من تیزپاست به سرزمین شعر‌ها می‌روم می‌آیی؟... عاشقانه زیستن در جای جای خانه واهه آرمن دیده می‌شود. وی درخت یاسی را که خشک شده است را هم به درخت آرزوهایی تبدیل کرده که هر کسی که به خانه‌اش می‌رود می‌تواند آرزوهای خود را با رُبان‌های رنگین بر این درخت ببندد. در این دود‌شهر هم باغچه‌ای در ایوان خانه‌ ایجاد کرده است که زندگی و دل سبز او به این سبزی‌ها طراوت می‌بخشد. واهه آرمن علاوه بر سرودن اشعار، تاکنون شعرهای زیادی را ترجمه کرده است. وی شعرهای برخی از شاعران معاصر ایران را به ارمنی ترجمه کرده و مجموعه‌های «کلید درم نور خورشید است» (کارهای شاعران معاصر ارمنی)، «شهد زردآلو و مثلث سیاه» (شعرهای ادوارد هاخوِردیان)، «پاییزی کاملاً متفاوت» (شعرهای هوانس گریگوریان) و «سطر اول را نمی‌نویسم» (شعرهای کوتاه از شاعران معاصر ارمنستان) را از ارمنی به فارسی ترجمه کرده است.. شعرهای فارسی واهه آرمن در مجموعه‌هایی به نام‌های «بال‌هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت» (1384)، «پس از عبور دُرنا‌ها» (1388)، «باران بگیرد، می‌رویم» (1391)، و «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» (1392) منتشر شده است. نوشته: پریسا چیذری خبرگزاری فارس

اول اردیبشهت، روز ملی سعدی

شیخ مصلح الدین سعدی، شاعر ونویسنده بزرگ پارسی گوی در شیراز زاده شد. پدر او دارای یک مقام در دستگاه  اتابکان فارس بود و هنگامی که سعدی کودک بود درگذشت. سعدی در جوانی برای کسب علم به نظامیه بغداد رفت. وی کمی بعد از آن از محضر عرفتی بزرگی چون شهاب الدین عمر سهروردی نیز بهره برد و از او عرفان آموخت. پس از پایان تحصیلات در بغداد بود که سفرهای معروف سعدی آغاز شد، سفرهایی که خود سعدی و معاصران او در آثارشان به آنها اشارات بسیاری کرده اند. هند، شام، عربستان، ترکستان، فاسطین، چین، یمن، شمال آفریقا، ترکستان و ... تنها بخشی از این سفرها هستند. زمانی که سعدی به شیراز برگشت، شیراز تبدیل به پایگاه دانشمندان و شعرا و ادبا شده بود. در این زمان سعدی در دستگاه حکومتی فارس ارج و قرب فراوان داشت. تا جاییکه سعدی لقب خود را از نام ولیعهد مظفرالدین ابوبکر، سعد بن ابوبکر گرفته است. وی ابتدا بوستان را به نظم و یک سال بعدتر از آن گلستان را به نظم آمیخته به نثر سرود. پس از آن بود که سعدی جهانگردی سی ساله خود را آغاز کرد، سفری از هندوستان به شمال آفریقا و مصر. آثار سعدی به قرار زیر است: بوستان، اثری منظوم در رابطه با اخلاق. گلستان، اثری به نثر مسجع. دیوان اشعار که عمدتا غزل ها و قصیده های سعدی را شامل می شود. مواعظ:اثری است مشابه دیوان. صاحبیه، اثری به فارسی و عربی که شامل مدایحی درباره یکی از وزرای اتابکان فارس است. قصاید سعدی اشعاری به عربی هستند که عمدتا مدح و ثنای بزرگان و پروردگار است. مراثی سعدی: قصاید بلندی در عزای آخرین خلیفه عباسی که به دست مغولان کشته شد است. مغردات سعدی آثار نثر: کتاب نصیحةالملوک رساله در عقل و عشق الجواب در تربیت یکی از ملوک گوید مجالس پنجگانه شعر «بنی‌آدم» سعدی بسیار مشهور است و در پیام فارسی که در مجموعه پیام‌های فضاپیمای ویجر برای فضاهای دوردست فرستاده شده‌است این شعر به عنوان پیام برگزیده شده‌است. (شنیدن پیام فارسی برای ساکنان فضا از وب‌گاه ویجر، ناسا.) باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده نیز در پیام نوروزی سال ۲۰۰۹ این بیت از سعدی را قرائت کرد. بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به در آورد روزگار دگرعضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی و دبیرکل سازمان یونسکو در سخنرانی خود این شعر را برای حضار خواند. اشعار سعدی همچنین در فرشی که از سوی دولت ایران در سال ۲۰۰۵ به فراخور سال رسمی سازمان ملل برای گفت‌وگو میان تمدن‌ها به سازمان ملل اهدا شد بافته شده‌است.این فرش برخلاف عادت سازمان ملل که هدایا را به نمایش نمی‌گذارد، در محل مناسبی در سازمان ملل آویزان شد که کارشناسان می‌گویند این اقدام «به علت غیرممکن بودن مقاومت در برابر شعر سعدی» بوده‌است. این شعر همچنین بر سردر تالار ملل مقر سازمان ملل متحد در نیویورک و نیز یونسکو نقش بسته‌است. ولی در مورد درست بودن این مطلب تردیدهایی نیز وجود دارد. از جمله، موسس مرکز سعدی‌شناسی وجود هر گونه لوح و یا سردری را با این اشعار از سعدی در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک، رد می‌کند و معتقد است: «متاسفانه الان طوری شده که اگر این حرف را بزنیم، هیچ‌کس باور نمی‌کند و مردم واقعاً فکر می‌کنند شعر سعدی در سردر سازمان ملل متحد نوشته شده‌است حال آنکه نه سردری و نه تابلویی با اشعار سعدی در سازمان ملل وجود ندارد.»
میلاد مهدی (عج) مبارک باد نادین گوردیمر، نویسنده پیشرو و نامدار آفریقای جنوبی درگذشت باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد دا یعنی مادر روز بهترین دوست انسان