1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مراسم بزرگداشت استاد جلال ذوالفنون هنرمند برجسته سه تار کشورمان مه قبل از نوروز امسال به رحمت ایزدی پیوستند اردیبهشت ماه امسال در مرکز همایشهای برج میلاد برگذار خواهد شد. سهیل پسر جلال ذوالفنون اعلام کرده است که یک گروه ده نفره از شاگردان استاد در این شب برنامه اجرا خواهند نمود. وی ادامه داد که او بهمراه سراج الدین حسام برنامه ساز و آواز اجرا خواهند نمود. وی همچنین اعلام نمود که 4 اثر از کارهای استاد ذوالفنون به مرور زمان منتشر خواهد شد.


سایت موسیقی در گزارشی از وضعیت آهنگهای پیشواز ایرانسل آورده است: دو سه سالی هست که شرکت ایرانسل با رو نمایی و اجرایی کردن طرحی به نام آهنگ پیشواز و ویترین، توانسته مشترکین این شرکت را وارد بازی جذابی کند و مخاطبان فراوانی را که عشق موسیقی اند به سمت محصولات شرکت خود جذب کند. ایرانسل از این طریق سوای همه راهکارهای تبلیغاتی اش، از محبوبیت برخی قطعات موسیقی استفاده کرده تا روز به روز تعداد مشترکانش بیشتر و بیشتر شوند. این در حالی است که از نگاه صاحبان آثار موسیقی، نوع قراردادهای منعقد شده میان شركت هاي واسطه ايرانسل و تهیه کننده ها، غير منطقي به نظر مي رسد و ماجرا به جايي رسيده كه آرام آرام سر و صداي هنرمندان و صاحبان آلبوم هاي بازار موسيقي در آمده و آنها در تصميمي خودجوش به اين نتيجه رسيده اند كه شاید پخش ترانه هايشان از اين اپراتور را لغو كنند.

در سايت ايرانسل رده بندي ركوردداران آهنگ پيشواز هم ذكر شده كه جالب توجه است. در اين‌آمار بيشترين تعداد استفاده از آهنگ هاي پيشواز به ترتيب این است: سكوت (با صداي محسن يگانه)، ستاره (با صداي عليرضا قميشي)، به عشق تو (با صداي حميد عسكري)، نباشي(با صداي محسن يگانه)، دلم گرفته (امين رستمي) ، جز تو (محمد عليزاده)، باور (پيام مقامي)، رگ خواب(محسن يگانه)، كاش عاشقت نمي شدم (احسان خواجه اميري) و بمون (محسن يگانه)؛ البته اين سايت هيچ عدد و رقمي را براي اين آمار اعلام نکرده است. همین موضوع و همچنین عدم وجود چهره هاي سرشناس موسيقي كشور همچون رضا صادقي و محسن چاوشي و ... در این جدول، باعث می شود که عده‌اي از كارشناسان و تهيه‌كنندگان اين آمار را غيرقابل اعتماد بدانند.


اما 16 آوریل 123 سالگرد تولد چارلی چاپلین ستاره بزرگ دوران سینای صامت بود. چارلز اسپنسر چاپلین انگلیسی الاصل بازیگر نمایشهای دوره ای بود که در سال 1913 با دستمزد هفتگی 150 دلار به استخدام استودیوی کی استون در آمدد اما شهرت اصلی  در سال 1921 بسراغ وی آمد که فیلم بلند در آن زمان بیش از 2.5 میلیون دلار فروش نمود. زائر 1923، جویندگان طلا 1925، سیرک 1929 از فیلمهای موفق او در دهه بیست میلادی قرن گذشته اند. روشنائی های شهرو عصر جدید به همراه دیکتاتور بزرگ از جمله فیلمهای ماندگار سینما بشمار میروند.
اما چارلی چاپلین بعد از جنگ جهانی دوم بدلیل گرایشات کمونیستی خود در آمریکا دچار مشکل شد و از سال 1955 اجازه ورود به خاک آمریکا را نیافت. وی در سال 1975 لقب شوالیه را از ملکه انگلستان گرفت و بدلیل دیابت در سال 1977 چشم از جهان فرو بست.


بزودی باید کتابی در مورد تعدادجوایز بین المللی که فیلم جدایی نادر از سیمین کسب نموده است برشته تحریر در آید. در حالیکه هنوز خوشحالی کسب اسکار توسط اصغر فرهادی را در جامعه هنری بوضوح می توان احساس نمود، جدایی نادر از سیمین نامزد کسب سزار (معادل اسکار) سینمای ایتالیا شده است. جدایی نادر از سیمین، هوگو، نیمه مارس، رانده شده و درخت زندگی نامزد های دریافت این جایزه معتبر می باشند. با آرزوی موفقیت برای آقای فرهادی که مقام چهارم لیست برترین چهره سال مجله تایم را نیز در هفته ای که گذشت کسب نمودند.


: اما جایزه معتبر پولیتزر عکاسی امسال به عکاسی افغانی رسیده که سالهای زیادی در ایران زندگی نموده و دوستان زیادی در ایران دارد. مسعود حسيني در روزي كه مي‌خواست براي دريافت جايزه «ورلدپرس فتو» به هلند سفر كند اتفاق مهم ديگري برايش افتاد. او به عنوان اولين عكاس افغانستاني برنده جايزه نيم‌ميليون‌دلاري«پوليتزر» شد. عكاسي كه مدت‌ها در ايران زندگي مي‌كرد و جمع زيادي از عكاسان ايراني از دوستان او بودند. او در سال 2002 به كشورش بازگشت تا به عنوان عكاس خبرگزاري فرانسه در كابل فعاليت خود را ادامه دهد. در يكي از عاشوراهاي تلخ افغانستان، در يكي از همان روزهايي كه جان انسان ارزان شده بود، او ضجه‌هاي تنهايي و درماندگي دختري به‌نام «ترانه اكبري» را تصوير كرد. دختري كه با لباس سبزي، در يك لحظه تعداد زيادي از اعضاي خانواده‌اش را از دست داد. دختري 12ساله كه در بهت و حيرت اين تنهايي قرار گرفته است و هر عكس‌العملي از ضجه يا مويه را انجام مي‌دهد، لحظه‌اي كه بمب‌گذار انتحاري مي‌نشيند و بمب منفجر مي‌شود و تمام تركش‌ها به بالا مي‌رود. مسعود حسيني در گفت‌وگو با رسانه‌ها از حس خود در لحظه گرفتن این عکس گفته است، از اينكه دوست نداشته است بار ديگر به آن لحظه برگردد و عكس‌هاي آن روز را دوباره مرور كند چرا كه «هر لحظه‌اي كه به اين عكس نگاه مي‌كنم، با آن هيجان و فرياد دختر سبزپوش، دوباره تمام وجود من را وحشت مي‌گيرد.» اين تمام حس او از آن لحظه‌اي است كه مي‌خواهد با عكس بيان كند: «نمي‌خواستم كسي را ناراحت يا احساس بدي به او تحميل كنم. اگر ما همه انسان هستيم و آن طور كه مي‌گوييم از يك خانواده و بدن هستيم، اين وضعيتي است از يكي از اعضاي اين بدن.» از آن روز تا به حال عكس او بارها و بارها در نشريات و روزنامه‌هايي مانند «نيويورك‌تايمز»، «لس‌آنجلس تايمز» و «واشنگتن‌پست» منتشر شده است و بسياري شريك وحشت و ترسي شدند «كه بعد از آن انفجار و ديدن بدن‌هاي بي‌جان عزاداران در ذهن مانده است.» يادگاري او از آن لحظه تنها اين عكس‌هاي دردناك نيست، زخمي هم هست كه بر دست چپش به جامانده و هنوز هم نمي‌تواند به راحتي وسيله‌اي را در اين دست بگيرد. «مسعود حسيني» اينك به عنوان برنده سه جايزه مهم عكاسي دنيا، زندگي حرفه‌اي متفاوتي را در پيش دارد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

شهری در ایتالیا آماده پناه دادن به رابرت دنیرو است

شهری در ایتالیا که جد پدری رابرت دنیرو، ستاره مشهور هالیوود در آنجا زندگی می‌کرد گفته است که آماده است تا با \"دستانی گشادهاز این هنرپیشه استقبال کند. رابرت دنیرو که شهروندی آمریکا و ایتالیا را دارد، پیشتر گفته بود در صورتی که دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری برسد به شهرک فراتسانو در استان کامپوباسو نقل مکان خواهد کرد. آقای دنیرو پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی دونالد ترامپ به شوخی گفته است حتمالا به فراتسانو خواهد رفت. او گفته است گزینه مشت زدن به آقای ترامپ دیگر روی میز نیست. رابرت دنیرو گفته استاو (ترامپ) اکنون رئیس‌جمهور است و من باید به این جایگاه احترام بگذارم. آنتونیو چریو، شهردار این شهر کوچک به رسانه‌های محلی گفته است ما آماده استقبال از او با دستانی گشاده هستیم. پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری، آقای دنیرو در ویدیویی که برای تشویق مردم به رای دادن ضبط شد، با حمله به دونالد ترامپ گفت: میخواهد با مشت به صورت دونالد ترامپ بکوبد اجداد آقای دنیرو در سال ۱۸۹۰ از ایتالیا مهاجرت کردند. آقای چریو گفته استاگر پس از ناامیدی ناشی از انتخاب ترامپ، او (دنیرو) می‌خواهد به اینجا پناهنده شود، ما از او استقبال می‌کنیم. او گفته است این باعث افتخار ما خواهد بود جمعیت فراتسانو بالغ بر سه هزار نفر می‌شود. رابرت دنیرو تا کنون دو بار برنده جایزه اسکارشده است. یک بار به خاطر بازی در قسمت دوم فیلم پدرخوانده (۱۹۷۴) به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و بار دوم به دلیل ایفای نقش یک قهرمان بوکس در فیلم گاو خشمگین (محصول ۱۹۸۰) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی.

مریل استریپ و درخواست برابری حقوق زن و مرد در عرصه سینما

مریل استریپ در گفت و گویی با بی بی سی به مناسبت نمایش فیلم "سافرجت" در جشنواره فیلم لندن، گفته است که با وجود تمام دستاوردهایش، دستمزدش او همیشه از دستمزد بازیگران مکمل مردش پایین‌تر بوده است. در فیلم سافرجت (طرفدار حق رای زنان ) مریل استریپ در نقش کوتاه اِمِلین پنکهِرست، از نخستین رهبران جنبش زنان بریتانیا که برای حق رای زنان در بریتانیا فعالیت کرد، ظاهر شده است. مریل استریپ که بیش‌تر از هر بازیگر زن یا مرد دیگری در تاریخ سینما نامزد جایزه اسکار بوده، گفت که نقش زنان در تولید و عرضه آثار سینمایی و سهم اقتصادی آن‌ها از این فرایند، همیشه در درجه دوم اهمیت قرار گرفته و مردان بیشترین نصیب را برده‌اند. در سال ۲۰۱۴ مجموع دستمزد ده بازیگر زن پولساز هالیوود ۲۲۶ میلیون دلار بوده است. در حالی که ده بازیگر مرد پولساز هالیوود نزدیک به دو برابر این رقم، یعنی ۴۱۹ میلیون دلار دریافت کرده‌اند. به گفتۀ خانم استریپ، بین ۱۰ پخش کننده‌ عمده فیلم در آمریکا که هر کدام یک ناحیه این کشور را پوشش می‌دهند حتی یک زن هم وجود ندارد. او می‌گوید این مسأله باعث می‌شود تا بازار همیشه بر مبنای نیاز مردان بچرخد و آنها باشند که تصمیم بگیرند چه فیلمی نمایش داده شود. با در نظر گرفتن این که نحوه پخش فیلم‌ها و استقبال از آن‌ها نوع تولیدشان را دیکته می‌کند، استریپ عنوان می‌کند که پخش‌کننده‌ها بهانه‌شان این است که "فیلم‌های زنان نمی‌فروشند." مریل استریپ گفته است که قبلاً تمام عوامل فنی فیلم‌ها مردان بودند، اما این موضوع دارد به مرور تغییر می‌کند و حالا زنان بیشتری سرصحنه تولید فیلم دیده می‌شوند. مریل استریپ زمانی فعالیتش را شروع کرد که فقط دو فیلم‌ساز زن در کل تاریخ استودیوهای بزرگ هالیوودی کار کرده بودند. او باید در شرایطی مبارزه می کرد که هم شانس حضور در فیلم‌ها را از دست ندهد و هم موفقیت‌هایش را وسیله‌ای برای انعکاس و انتقاد از مردسالاری صنعت سینما قرار دهد، رسالتی که فیلم "سافرجت" یکی دیگر از نمونه‌های آن است. 'عاشق مردانم' مریل استریپ ۶۶ ساله در پاسخ به سوال خبرنگار بی بی سی که آیا او فمینیست است، می‌گوید: "من مادرم. فرزند من پسر است و شوهرم هم مرد است. من عاشق مردانم. اما فکر می‌کنم [تعبیر فمینیسم] این روزها برای زنان جوان باعث ایجاد فاصله از کسانی که دوستشان دارند شده است و فکر نمی‌کنم معنای تاریخی فمینیسم این بوده باشد. این مسأله من را اذیت می‌کند." او سرانجام ترجیح داد یک "اومانیست [انسان‌گرا]" باقی بماند که طرفدار "اعتدال" است.
مروری بر هنر در هفته آخر شهریور بازی تاج و تخت جوایز امسال امی را درو کرد آنجلینا جولی در کامبوج مدل می شود اصغر فرهادی دو چهره سرشناس ایرانی را نماینده خود در اسکار کرد مروری بر اخبار هنر در هفته ای که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.
تماشای تئاتر در خانه چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد " بادها به نفع کودکان می وزند " نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

مطالب تصادفی

موسیقی

گلشیفته با کوچ نشینان برمی گردد

بازیگرزن جنجال بر انگیز این روزهای سینمای ایران بار دیگر خبر ساز شد. گلشیفته فراهانی این بار در زمینه ای دیگر از هنر و این بار در موسیقی و خوانندگی درخشید.

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت میشکفه گل از گل باد... سیمین غانم با آن صدای بی نظیرش و ترانه های تاثیرگذارش انگار از دل نوستاژی ها بیرون آمده. از خش خش صفحه های گرامافون پدربزرگ تا فلش مموری های این روزها با صدای سحر انگیزش آشنا هستند. وقتی میخواند سه نسل با او زمزمه میکنند. او از خیل خوانندگان مشهور پیش از انقلاب است اما از معدودِ آنها که ماندن و 20 سال سکوت را به غربت نشینی ترجیح داد. سرانجام با آزاد شدن اجرای کنسرت زنان برای زنان در سال 76، صدای او باز گوش صحنه ها را پر کرد تا مثل مشهورترین ترانه اش گل از گل بادی که صدایش را میشنود بشکفد. اگرچه آهنگهایش منتشر نمیشوند و کسی پشت درهای سالن آنها را نخواهد شنید اما خودش را تکرار نمیکند و در هر اجرای تازه، دو ترانه کاملا جدید را میخواند؛ البته "گل گلدون"، "مرد من"،"آسمون آبی"،"پرنده" و ترانه های خاطره انگیز دیگرش جای خود دارند. او دست کم سالی یکبار کنسرت برگزار میکند و این سومین سالیست که در تالار وحدت به نفع بنیاد خیریه فیروزنیا آواز میخواند؛ روزهای 19 تا 22 اردیبهشت و اینبار در آستانه روز مادر.
گنجشک کوچولو حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس كنسرت زمانه گروه كامكارها شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه لباس و زیورآلات

اگر قصد خرید مانتو، تی شرت، زیورآلات طلا و نقره و چرمی را دارید به این نمایشگاه سر بزنید.

نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

نمایشگاه گروهی هنرمندان معاصر کشور با عنوان آفرینش 16 دی ماه در نگارخانه موسسه فرهنگی اکو افتتاح شد و تا 27 دی ماه پذیرای علاقمندان خواهد بود.
کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت "تجربه زیست شده" پگاه لاری قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان امیر آقایی در گالری سیحون فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

ادبیات

دست ها

پیرزن پرسید: - این دستها را می بینی پسر ؟ و دستهای لاغر و كشیده اش را كه از آستنیهای چروك خورده ی پیراهن گلدارش بیرون افتاده بود بلند كرد و مانند دو چوب خشك مقابل چشمانش گرفت . روی صندلی چرخدار درب و داغونی نشسته بود و شاخه های پر برگ درخت چنار چنان بر سرش سایه انداخته بود كه گویی در آغوشش گرفته است . مقابلش پسر كوچك رفتگر با سر و رویی ژولیده پای جدول پیاده رو ایستاده بود . پسرك دسته ی بلند جارویی را كه هم قد خودش بود در بغل نگه داشته ، چشم به دهان فرورفته ی پیرزن دوخته بود . پیرزن علی رغم كهولت سنش ، صدایی صاف و محكم داشت . در حالیكه كف دستان استخوانی اش را به هم می كوفت ادامه داد : - این دستها روزهایی اصلا دوست ندارند تكان بخورند . چیزی را از جایی بردارند یا سرجایش بگذارند . مجبور می شوم هی این دو تا چیز اضافه را با خودم این طرف و آن طرف بكشانم . پسرك زل زد به دستهای پیرزن . تا حالا دستهایی به آن فرسودگی  ندیده بود . دستهای مادرش تا وقتی كه زنده بود همیشه در آب بود. هنگام  شستشوی لباس ها یا ظرف و ظروف مجالس مهمانی و حتا قالیچه و قالی های سنگین مردم . دستهای مادرش خنك ترین و خسته ترین دستی بود كه می شناخت . پیرزن گفت: - می دانی چیز اضافه یعنی چی ؟ همان موقع گربه ای كه یك لنگ مرغ به دندان گرفته بود از كنارشان گذشت . پسرك توجهش به گربه جلب شد .دیوانه ی بازی با گربه ها بود اما از وقتی كه پدرش اسیر مواد مخدر شده بود دیگر وقتی برای بازی با گربه ها نداشت . لبخند زد . پیرزن گفت : - گوش ات با منه یا نه ؟ نكنه تو هم از شنیدن حرفهای من خسته می شی ؟ پسرك با نگاه،گربه را كه زیر اتومبیل پارك شده ای می خزید دنبال كرد. پیرزن گفت : - ببین دارم با كی حرف می زنم . گذشت آن زمانها كه مردم فرسنگ ها راه را پای پیاده طی می كردند تا به دیدن آدمی بروند كه بیشتر از صد سال عمر كرده بود . مدتهای زیادی بود كه پیرزن از دو پا فلج شده بود . ولی دستهایش هنوز نیم جانی برای به حركت درآوردن چرخهای فرسوده ی صندلیش داشت . مردمی كه در آن حوالی زندگی می كردند او را می دیدند كه هر صبح پای درخت چنار نشسته است و با دستهایش گفت و گو می كند . همه او را دیوانه می دانستند اما اگر كسی پیدا نمی شد كه به پسرك امر و نهی كند ، دوست داشت مقابل پیرزن بایستد و به حرفهایش گوش كند. پیرزن آب نبات زعفرانی كوچكی به دست پسرك داد . وقتی مطمئن شد كه حواس پسر به اوست ، گفت : - من عمرم از صد گذشته و این دستها خیلی كارها برایم انجام دادند . دلم می خواست اگر پسری مثل تو داشتم ، دستهایم را به او می بخشیدم تا بتواند با آنها برای خودش كف بزند . همان طور كه حالا من برای تو كف می زنم . پیرزن سعی كرد كف دستهای لرزانش را به هم بكوبد . پسرك هر چه منتظر شد تا صدای كف زدن دستها را بشنود ، نشنید . پیرزن گفت: - باید یاد بگیری وقتی كارهای درست و حسابی انجام می دهی برای خودت كف بزنی … این طور . باز هم صدایی از دستها به گوش نرسید . پسرك برای اولین بار به زبان آمد : - من خیلی كارها انجام می دهم . خیابانها را جارو می زنم . قوطی های خالی و پلاستیك جمع آوری می كنم . غذای خودم و پدرم را می پزم و لباسهایم را می شویم . گاهی هم گلها را هرس می كنم . اما نمی دانم كدامیك درست و حسابی است . چهره ی پیرزن خندان شد : - من بچه ای را می شناسم هم قد و هیكل خودت اما هنوز نمی تواند لقمه ی غذا را درست بگذارد دهانش … پسر گفت : - بعضی وقتها تكه ای نان خشك پیدا می كنم و می گذارم دهانم . گاهی روزها اصلا چیزی پیدا نمی كنم . پیرزن گفت : - گرسنه بودن خیلی مهم نیست . فقط یاد بگیر به دستانت احترام بگذاری . و دستهایش را بلند كرد تا دوباره برای پسرك كف بزند اما نتوانست . آب دهانش روی چانه ی باریكش جاری شد و سرش كج شد و ناگهان به سرفه افتاد . پسر كه همیشه از سرفه ی آدمهای پیر وحشت داشت ، چوب جارویش را رها كرد و به طرف ظرف آبی كه داشت دوید . كف دستانش را از آب پر كرد و مقابل دهان پیرزن گرفت . پیرزن فقط كف دستهای پسر را بویید . پسر با انگشتان خیسش شقیقه های كبود پیرزن را مرطوب كرد و پیشانی سردش را با محبت نوازش كرد . پیرزن آرام گرفت . خیره به چشمان پسرك لبخند زد اما همان وقت مردی با لباس سرهمی خاك آلود ظاهر شد و داد زد: - هی پسر ، دوست داری با پس گردنی بیایم سراغت . پس كی می خواهی دستهای مرده شوریت را به كار اندازی ؟ پیرزن ترسید . نگاهش مانند پرنده ی وحشت زده ای شد كه ناگهان گرفتار طوفان شده است . چشمان غمگینش را به ارابه ی پر از خرت و پرت پسرك دوخت و آهی كشید. پسر چوب جارویش را برداشت و شروع به جارو زدن كرد . غبار از میان ساق پاهایش به هوا بر می خاست و در چشم و دهانش می نشست . كارش را از صبح زود آغاز كرده بود و هنوز خیابانهای زیادی مانده بود كه تا قبل از ظهر باید جارو می كشید . مرد قبل از آنكه ناپدید شود گفت : - ببینم بیكار ایستادی با دستهام خفه ات می كنم . پسرك مدتی مشغول كارش بود كه به انتهای خیابان رسید. قبل از آن كه راهش را به سمت دیگر كج كند ،ایستاد و نگاهی به پیرزن انداخت . سایه درخت كنار رفته و آفتاب به شانه های پیرزن رسیده بود .آرامشش را به دست آورده بود و بی توجه به گرمای روز ، برای گربه ای كه مقابلش نشسته بود و پاره گوشتی به دندان داشت ، دست می زد. صدای رسای پیرزن دلنشین ترین صدایی بود كه گویی در عمرش شنیده بود : - باید یاد بگیری وقتی كارهای درست و حسابی انجام می دهی برای خودت كف بزنی ... با آنكه می دانست پیرزن او را نمی بیند برایش دستی تكان داد و فریاد شادمانه ای سر داد . باید به كارش ادامه می داد . باید دستهایش را به كار می انداخت و نانی به دست می آورد  كپه ی آشغال ها را به هر زحمتی بود با بیل دستی توی ارابه اش خالی كرد و ارابه را به سمت خیابان دیگری راند.

روز ملی عطار

فريد الدين محمد عطار، در كدكن نيشابور متولد شد و در همان شهر محل تولدش وفات یافت. تاريخ تولد و وفات عطار چنان با افسانه آمیخته شده که تاریخ دقیقی از آن در دست نیست. اما آنچه بطور قاطع می توان گفت آن است که وی در در طول قرن ششم می زیسته و تاريخ وفاتش نیز با حمله مغولان به نيشابور همزمان بوده است. آنچه تاریخ می گوید حاکی از آن است که عطار به دست مغولان کشته شده است. پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری كه همان دارو فروشی بود مشغول بوده و بسیار هم در این كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین كار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می كرده و اطلاعی در دست نمی باشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده كه معروفترین آن این است كه:"روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار كمك خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش كاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد." عطار، در شعر و ادبیات وامدار سنايي و مولوی است. هرچند عطار چه در نظم و چه در نثر استادانه سخنوری کرده است اما عمده شهرت عطار بخاطر آمیختگی عرفان با اشعار و نوشته های اوست. تذكرة‏الاولياء که گنجینه بزرگ نثر فارسی است، داستان زندگی صد عارف بزرگ است که با قلمی شیوا و ساده نگاشته شده است. منظومه‏هاي عطار نیز شامل الهي نامه، اسرار نامه ، منطق الطير، مصيبت نامه، مختارنامه و ديوان است. ديوان عطار شامل مجموعه غزليات، قصايد و ترجيعات اوست و مختارنامه حاوي رباعيات وي مي‏باشد. بجز اسرارنامه سه مثنوي الهي نامه، مصيبت نامه و منطق الطير داراي روايت داستاني واحدي است كه با مجموعه حكايات و تمثيل هاي فراوان همراه است.. هرچند تاریخ اشاره مستقیمی به خانواده عطار نمی کند اما به احتمال قوی وی همسر و فرزندانی داشته ،وی در آثارش با دیدی بسیار مثبت به زن می نگرد؛. زنان آثار عطار، رسالت هاي چندگانه‏اي را ايفا مي‏كنند. زن در نقش همسر، زن در نقش مادر، زن مظهر عشق و دلدادگي، زن مظهر پارسايي و توكل، زن مظهر زهد و پرهيزكاري و زن مظهر خردمندي وی مقام مادر خود را بسیار بالا برده و در وصق وی چنین سروده است: اگر چه رابعه صد تهمتن بود وليكن ثانبه اين نيك زن بود چنان پشتم قوي داشت آن ضعيفه كه ملك شرع را روي خليفه نبود او زن كه مرد معنوي بود سحرگاهان دعاي او قوي بود در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده كه او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یك سرباز مغول به شهادت رسیده كه شیخ بهاءالدین در كتاب معروف خود كشكول این واقعه را چنین تعریف می كند كه وقتی لشكر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشیری توسط یكی از مغولان بر دوش شیخ خورد كه شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست كه مرگش نزدیك است. با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت:  در كوی تو رسم سرفرازی این است  مستان تو را كمینه بازی این است  با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت شاید كه تو را بنده نوازی این است مقبره شیخ عطار در نزدیكی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد.
خسته از زنان پخمه و مردان رذل میلاد مهدی (عج) مبارک باد وسط راه همدیگر را ببینیم بامزه در فارسی جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا