1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مریل استریپ که در تمام این مدت علاقه اش به سینمای فرهادی و نگاه او را اعلام کرده بود، نامه جالبی به اصغر فرهادی نوشته است.
عنواني كه روي عكس بزرگ مريل استريپ و اصغر فرهادي درج شده،  اين است: «كاري كه هيات‌هاي ديپلماتيك از آن عاجزند!» متن نامه مريل استريپ به فرهادي به اين شرح است: «نمي‌دانم آيا اصغر فرهادي زماني كه فيلمش را مي‌ساخته آگاه بوده كه بر خلاف نام فيلم، تاثير جهاني «يك جدايي» مردم را به هم نزديك خواهد كرد؟! نزديك كردن ما و مردم ايران تا از طريق داستان خانواده‌اي در حال گسست و پيچيدگي‌هاي اخلاقي و عاطفي‌شان، خانواده‌هاي ما و ايرانيان را به هم نزديك كند.
او اين كار را با ظرافت انجام مي‌دهد، با ارايه تصويري صميمي از پيشخوان آشپزخانه‌اي در تهران يا با نشان دادن پرتره كوچكي از انيشتين يا نقاشي ديگري از وايت به نام دنياي كريستينا. او به ما اجازه همدردي با مردي را مي‌دهد كه به تازگي تركش كرده‌اند، جايي كه براي يافتن تنظيم درست ماشين لباسشويي در تكاپوست. او مي‌گذارد تا ما عمل دردناك و سرشار از عشق شست‌وشوي پدري پير را باز‌شناسيم و مي‌گذارد شوك حاصل از بازي كودكي كه پيچ دستگاه اكسيژن را باز و بسته مي‌كند و باز مي‌بندد و باز مي‌كند را حس كنيم.
همچنان كه سرنوشت با زندگي ما در حال بازي است. او مي‌گذارد در خستگي مفرط قاضي‌اي سهيم شويم كه مي‌خواهد پنجره دفتر كم هوايي كه در آن تصميمات دشوار مي‌گيرد، چارتاق باز باشد:

-چه چيز هل دادن است، چه چيز ضربه زدن؟

-چه كسي پرت شد، چه كسي از حال رفت؟

-چه كسي دروغ گفته، چه كسي غيرقابل اطمينان است؟

-چه كسي خوب است، چه كسي بد؟

چگونه مي‌توان همه اينها را در جاي خود قرار داد؟ و ببينيد چه ميزان گذشت در دل مردمي است كه تحت قواعدي بي‌گذشت زندگي مي‌كنند. با ساختن اين فيلم دلپذير، اصغر فرهادي كاري كرد كه هيات‌هاي ديپلمات و اخبار روزنامه‌ها از آن عاجزند. او گذاشت تا ما خود را در آينه زندگي ديگران ببينيم و مخمصه‌هاي يكديگر را درك كنيم. مخمصه انسانيت مشترك‌مان را. اين كنش، كنشي سياستمدارانه است. در دنيايي كه مسير تماشا در آن با بدبيني و تلخي مسدود است، نياز داريم تا هنرمندان تصوير را وضوحي بهتر ببخشند. ما به «يك جدايي» محتاجيم تا به هم نزديك‌مان كند.»

دیدگاه‌ها  

0 # راهی 1391-02-19 17:57
واقعا این نامه رو باید چند بار خوند، آفرین به این هنرمند واقعی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته آخر دی ماه

اتفاقات دنیای هنر در این هفته، معطوف به خبر فیلم موفق" جدایی نادر از سیمین" و برنده شدن این فیلم در گولدن گلوب بود. خبر های هنری هفته گذشته را با  اخباری از کنسرت های جدید و آخرین شنیده ها از جشنواره فیلم فجر مرور می کنیم:

تا پایان دنیا چکار کنیم؟

  حتما شما هم اینروزها شنیده اید که قرار است دنیا تا چند هفته دیگر به پایان برسد. 21 دسامبر 2012 روزی است که بعضی از دوستان ما منتظر اتمام دنیا به شکلی که ما می شناسیم هستند. باور داسته باشید یا نه، به این دوستانتان برای عقاید خرافیشان (بنظر شما البته) بخندید یا در تنهایی خود احتمال وقوع این مسئله را بدهید یا نه آخر الزمان یا پایان دنیا یکی از ترسها و نگرانی نوع بشر از آغاز زندگی تا کنون بوده است. روایتها، داستانها و فیلمهای بسیاری بر این اساس ساخته شده اند که زندگی بازماندگان از حوادث مهلک و یا نوع پایان دنیا را برای ما روایت نموده اند. با افزایش نگرانی ها درباره پایان جهان بدلیلی بیماریها و آلودگی های زیست محیطی  در دو دهه اخیر سینماگران نیز بیکار نبوده اند و فیلمهای بسیاری در این زمینه تولید نموده اند. با هم نگاهی می اندازیم به بهترین فیلمهای آخر الزمانی بیست سال اخیر دنیای سینما. بسیاری از این فیلمها را شما نیز دیده اید. بما بگوئید کدام یک را دیده اید و کدام نظر شما را بیشتر بخود جلب نموده است. اصلا شاید برای اینکه ایده بهتری از آخر الزمان داشته باشیم بهتر است از اندک فرصت باقیمانده استفاده نموده و همه این فیلمها را ببینیم. پایان روزها آرنولد در نقش جریکو، افسر سابق پلیس که وظیفه محافظت از یک جوان کاریزماتیک را بعهده دارد ظاهر می گردد. جوان در حقیقت خود شیطان است که قرار است با آمیزش با یک زن فرزند شیطان متولد گردد تا دنیای را که میشناسیم تبدیل به جهنم نماید. صحنه های بیاد ماندنی فیلم و ریتم خوب فیلم باعث میشود تا مدتها بیاد بیننده بماند. تاثیر نهایی سیاره کوچکی در راه برخورد به زمین است و این برخورد به انهدام زمین منجر خواهد شد. تنها راه چاره انهدام سیاره مهاجم قبل از برخورد به زمین است. تاثیر نهایی کمی ترسناک و فیلمی بسیار قوی است و شما را در موقعیت تصمیم گیری در چنین وضعیتهایی قرار می دهد.   ادراک نیکلاس کیج در نقش یک پرفسور ستاره شناسی کپسولی را می یابد که چند دهه قبل در دبستان محل تحصیل تنها پسر خردسالش در یک گنجه پنهان شده است و شامل نقاشی های کودکان همان دبستان است. یکی از برگه ها در اصل تنها شامل شماره هایی است که در نگاه اول بسیار به یکدیگر بی ربط می نمایند اما در حقیقت هر شماره تاریخ یک رخداد فاجعه بار در گذشته و آینده است.  فیلم بسیار پر کشش و خوش ساخت است و پایان آن تا مدتها ذهن شما را بخود مشغول خواهد داشت.   روزی که زمین ایستاد کیانو ریوز ستاره سه گانه ماتریکس در این فیلم در نقش کلاتو یک موجود فرازمینی ظاهر میشود که به سیاره ما آمده است تا پیغام بسیار مهمی را به ما برساند: در صلح زندگی نمایید یا همه از بین خواهید رفت. نگاه فلسفی فیلم و جلوه های ویژه فیلم را به یکی از بهترینها در این فهرست تبدیل می نماید.   پس فردا دنیای ما در این فیلم نه با برخورد سیارگان از بین می رود نه با هجوم موجودات فرا زمینی، چیزی که باعث نابودی زندگی بروی سیاره زمین میشود گرم شدن هوا و آلودگی های زیست محیطی میباشد که بدست خود نوع بشر بوجود آمده است. نماهای زیبایی که از شهر نیویورک در زیر پتویی از برف و یخ گرفته شده به تنهایی ارزش دیدن فیلم را بسیار بیشتر می نماید.   جنگ دنیاها تام کروز در این فیلم سراسر هیجان سعی می کند دختر و پسر خود را از چنگ موجودات فرازمینی که بدنبال شکار تک تک انسانها می باشند نجات داده و به منطقه امن برساند. آنچه این فیلم را متمایز می نماید جلوه های گرافیکی بالای فیلم می باشد. اگر از دوستاران کارهای استیون اسپیلبرگ می باشید حتما این فیلم را از دست ندهید.   من یک افسانه هستم این فیلم شاید از جمله بهترین کارهای ویل اسمیت بازیگر سری فیلمهای مردان سیاه پوش است. در این فیلم او نقش یک دانشمند را بازی می کند که احتمالا آخرین انسان باقی مانده از یک ویروس بسیار کشنده در نیویورک است. بازی تحسین شده ویل اسمیت در کنار فضا سازی ماهرانه شهر نیویورک در بعد از وقوع فاجعه آخر الزمانی در حالیکه موجودات عجیب الخلقه تمام ساکنان شهر را تشکیل می دهند این فیلم را دراین لیست متمایز نموده است.   فرزندان انسان در دنیای فرسوده از جنگ، آلودگی و تروریزم اتمی انسانها توانایی باروری را از دست داده اند. آنگاه که یک فعال صلح  دختر جوان بارداری را پیدا می کند سعی می نماید او را به جای امنی انتقال دهد به امید آنکه کودکی که در راه است پاسخهایی برای دنیای آینده بشریت داشته باشد. فضا سازی بی مانند، خط داستانی متمایز و بازیهای بی نقص فیلمی بیاد ماندنی را بوجود آورده که از بازبینی آن خسته نخواهید شد.   28 روز بعد یک ویروس کشنده بسرعت پخش میشود و همه کسانی را که دچار این ویروس گشته اند را به جنون آدمکشی دچار نموده است. چند نفر در شهر لندن جنون زده باید برای بقای خود و فرار از دست مجنونان این شهر وبقیه مشکلات فرار نمایند. صحنه های پایانی فیلم از بهترین اندینگهای فیلمهای این فهرست است.   کتاب الیا شاید بهترین فیلم ساخته شده در این ژانر کتاب الیا باشد. داستان فیلم در دنیای پس از آخر الزمان و معدودی باقیمانده از آن است. دنزل واشنگتن در نقش الیا باید کتاب گرانبهایی را به دست افرادی در غرب آمریکا برساند تا راهی باشد برای آینده نوع بشر. داستان، صحنه پردازی زیبا و بازی بسیار خوب دنزل واشنگتن این فیلم را یکی از محبویترین فیلمهای چند  دهه اخیر ساخته است. مطمئن باشید این فیلم شما را نیز مدتها به فکر وادار خواهد نمود.   ترمیناتور 2 آرنولد در این فیلم در نقش قهرمانی ظاهر میشود که باید جان کانر جوان را از دست ماشینهای بد طینت که از آینده برگشته اند حفظ نماید. این فیلم یکی از بهترین فیلمهای اوایل دهه نود میلادی بود که ابعاد جدیدی از جلوهای ویژه را به دنیای هنر معرفی نمود.   2012 بر اساس پیشگویی های قوم مایا جهان در سال 2012 میلادی به پایان میرسد. دانشمندان چند سال زودتر از  2012  بر اساس تغییرات آب و هوایی این واقعه را تایید می نمایند و چند کشتی بزرگ با ظرفیت دهها هزار نفر را آماده می نمایند تا بتوانند جان تعدادی از ساکنان کره زمین را نجات دهند. واقعه غرق شدن حیات در 21 دسامبر اتفاق می افتد. بد نیست محض تغییر هم که شده این فیلم را در همان روز تماشا نمایید.   مالیخولیا این فیلم در حقیقت به رابطه و رفتار انسانها در مدتی قبل ازبرخورد سیارکی سرگردان به زمین است. داستان دو خواهر و شوهر و پسر یکی از خواهران و عروسی خواهر دیگر و رفتار عجیب و غریب او فیلمی دیدنی و دلهره آور از دنیا قبل از آخرالزمان است. در این فیلم خبری از جنگ، ویروس و کشت و کشتار نیست و وخط داستان شاید بشما این حس را القا نماید که یک فیلم خانوادگی خسته کننده را نگاه می نمایید اما بموقع خود آدرنالین خون شما را بسقف می چسباند. این فیلم شاید بهترین انتخاب فیلم برای این روزهای به اصطلاح پایان دنیایی باشد.
مروری بر هنر در هفته سوم آذر رکورد فروش فیلم در فرانسه با " جدای نادر از سیمین" اخبار کوتاه ار سینما و صحنه جدیدترین لیست 100 فیلم برتر تاریخ سینما طاهر رحیم بازیگر مرد تازه‌ترین فیلم اصغر فرهادی شد

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.
تماشای تئاتر در خانه در تالار قشقایی ببینیم " بادها به نفع کودکان می وزند " "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

بیست سال بدون معروفی

جواد معروفی، پیانیست و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی را از نوآوران موسیقی سنتی می‌دانند. او پلی بود میان ملودی‌های موسیقی سنتی ایرانی و هارمونی غربی. شانزدهم آذرماه مصادف بود با بیستمین سالگرد درگذشت او. پیانو با نوایی پر طنین، نه تنها سنگین‌وزن و پر حجم است، که بهایش نیز گران. پیانو و ویولن از معدود سازهای غربی هستند که با وجود موسیقیدانان سنت‌گرای متعصب، توانستند ده‌ها سال پیش به موسیقی ایرانی راه یابند. ویولن را کمانچه‌نوازان تا مدت‌ها کمانچه فرنگی می‌نامیدند و به همان سبک و شیوه می‌نواختند. پیانو اما سال‌های دراز مهجور ماند و کسی را پروای نزدیکی به آن نبود. اما این وضع با گذشت زمان تغییر یافت و گوش مردم آرام آرام با نوای پیانو آشنا شد. کلنل علینقی وزیری و مدرسه موسیقی در آغاز این راه را گشودند. جواد معروفی، پسر موسی خان معروفی، که خود موسیقیدان و ردیف‌شناس برجسته‌ی آن زمان بود در سن یازده سالگی به مدرسه موسیقی وزیری راه یافت و در آن جا به تحصیل و یادگیری نواختن پیانو پرداخت. پیش از معروفی اما چند پیانو‌نواز مشهور دیگر چون مشیر همایون شهردار و مرتضی محجوبی بودند که شهرت‌شان در گروی همین نواختن پیانو به سبک ایرانی بود. معروفی در باره‌ی مشیر همایون شهردار گفته بود که او پیانو را ذوقی یاد گرفت و به مهارت‌هایی هم دست یافت. در همان زمانی که مشیر همایون شهردار شهرتی هم به دست آورده بود، هنوز بسیاری از مردم نه این ساز را دیده بودند و نه با صدای آن آشنایی داشتند. یکی از منتقدان موسیقی می‌گوید که سازمان امنیت آن زمان او را به خاطر نقدی که بر روی کارهای مشیر همایون شهردار نوشته بود به ساواک احضار کرد. مامور امنیتی که گویا به خاطر حفظ نسبت فامیلی از "شهردار" دفاع می‌کرده، به منتقد جوان می‌گوید: «خجالت نمی‌کشی! آن موقعی که تو دهانت هنوز بوی شیر می‌داد، این آقا سازش را روی کولش می‌گذاشت و این و جا و آن جا می‌زد!» معروفی از نگاه شاگردش درباره ی معروفی اما بهتر است سخنان پویان آزاده، یکی از شاگردانش را نقل کنیم که همچنان به شیوه‌ی او می‌نوازد و تحصیل‌کرده‌ی رشته آموزش موسیقی در آلمان است. او علت پرداختن بیشتر به شیوه معروفی را آشنایی‌اش با موسیقی کلاسیک غربی می‌داند و می‌گوید: «ورود من به نوازندگی پیانو با موسیقی کلاسیک بود و یکسری قطعات با بافت ساده‌تر کارهای آقای معروفی. دلیل‌ا‌ش بیشتر این بود که در کار آقای جواد معروفی عناصر موسیقی کلاسیک بیشتر بود و شیوه نواختن آن به نوازندگی و آهنگسازی موسیقی کلاسیک نزدیک‌تر. این شیوه می‌توانست در هنرجو کششی ایجاد کند و او را به سمت خود بکشاند. چون شباهتش بیشتر بود به موسیقی کلاسیک تا نوازندگی مرتضی محجوبی که خیلی اصیل‌تر است و ویژگی‌های موسیقی ایران در آن بیشتر.» معروفی و شوپن سال‌ها پیش یکی از صفحات هفتاد و هشت دور معروفی را که "خواب‌های طلایی" نام داشت، برای دو میهمان انگلیسی پخش کردم. آن دو بلافاصله گفتند که این از نواخته‌های شوپن است! و من اصرار ورزیدم که این کار ساخته‌ی اصیل آهنگساز ایرانی ما جواد معروفی است. درباره شباهت‌های کار معروفی با شوپن پویان آزاده توضیح می‌دهد: « جواد معروفی بیشتر از آهنگ‌سازهای دوران رمانتیک تأثیر گرفته، مثل شوپن. خودش هم خیلی دوست داشت و حتی قطعات کلاسیک را هم می‌زد. او به شاگردانش هم که می خواستند نواختن پیانو را شروع کنند، برای این که اول دستشان روان شود و بتوانند تکنیک‌های خوب نواختن پیانو را یاد بگیرند، توصیه می کرد، ابتدا بیایند با موسیقی کلاسیک کارشان را شروع کنند و بعد وارد جزییات و ظرایف موسیقی ایران شوند.» معروفی و شاگردانی که تربیت کرد بعضی از اساتید موسیقی ایرانی، سبک و شیوه‌شان با خودشان می‌آید و با از دست رفتنشان هم آن شیوه به فراموشی سپرده می‌شود. بعضی اما راهشان ادامه می‌یابد. علت را باید در پرورش شاگردان دانست. معروفی به آن دسته‌ای تعلق دارد که بیشترین شاگردان را با شیوه پیانونوازی خود آشنا کرد و پرورش داد. او خودش به نوآوران سنتی تعلق دارد، اما آیا شاگردانش نیز به نوآوری‌هایی دست یافته‌اند؟ پویان قضاوت را به گذشت زمان می‌سپارد: «زمانی باید بگذرد و بعداً می‌شود از آن جواب گرفت. البته بعضی از شاگردهاشان کارهایی کرده‌اند، ملودی‌هایی ساخته‌اند که توانسته در میان مردم هم جا بیافتد، مثل آقای روحانی که طبیعتاً توانسته خلاقیتی را جهت آهنگ‌سازی داشته باشد. ولی این که بشود این را الان قضاوت کرد که نوآوری ‌یا یک شیوه نو نوازندگی است، باید به نظر من موکول شود به گذشت زمان.»

مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی

مادونا، ستاره سرشناس موسیقی پاپ جهان یک تابلو از مجموعه قیمتی خود را به حراج می‌گذارد تا از طریق فروش آن‌ به آموزش دختران در افغانستان و پاکستان یاری رساند. بسیاری از ستاره‌های سینما و دنیای موسیقی در کنار فعالیت‌های هنری‌شان، دست به کارهای خیریه هم می‌زنند. مادونا، ستاره ۵۴ ساله موسیقی پاپ از آمریکا هم از شمار این هنرمندان است. حراج "ساتبی" روز چهارشنبه (۳ مارس) در نیویورک خبر داد که نقاشی "زنان دور میز قرمز" اثر نقاش فرانسوی فرناند لژه (۱۸۸۱­ تا ۱۹۵۵) را به حراج می‌گذارد. ارزش این تابلو که در تاریخ هفتم ماه مه حراج می‌شود، نزدیک به ۵،۵ میلیون یورو تخمین زده می‌شود. مادونا، صاحب این تابلودر این رابطه گفت که دنیایی که در آن دختران و زنان را به خاطر رفتن به مدرسه یا تدریس در مدارس به گلوله می‌بندند قابل تحمل نیست به گفته مادونا پولی که از فروش این تابلو به دست خواهد آمد، به یک انجمن خیریه اختصاص خواهد یافت تا در راه آموزش دختران افغان و پاکستانی هزینه شود. مادونا خود را شیفته هنرو آموزش می‌داند و خواهان پیوند این دو است. مادونا در این‌باره گفت: «من این نقاشی با ارزش را با چیزی معامله می‌کنم که بهایی برایش نمی‌‌توان تعیین کرد. این امر با ارزش آموزش دختران است.» یکی از دخترانی که در راه مدرسه به گلوله بسته شد، ملاله یوسف‌زی، دختر ۱۵ ساله پاکستانی است که سال گذشته در اتوبوس مدرسه‌اش هدف حمله چند تروریست طالبان در دره سوات قرار گرفت. او به طرز معجزه‌آسایی نجات یافت و حالا کمپینی برای آموزش برای دختران و کودکان براه انداخته است.
«روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد شب پر ستاره مازیار فلاحی شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران چکناواریان در تالار وحدت

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری

گالری سین، این بار با نمایشگاه نقاشی سروش دبیری به نام پنجره ها پذیرای شما علاقه مندان خواهد بود. افتتاحیه این نمایشگاه، روز جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 بعد از ظهر خواهد بود. این نمایشگاه تا تاریخ 11 دی ماه، از ساعت 3 تا 7 عصر ادامه خواهد داشت.

قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان

شیخه المیاسه بنت حمد بن خلیفه آل ثانی (سمت چپ در عکس بالا) در فهرست سالیانه "۱۰۰ قدرت" نشریه آرت ریویو به دلیل "قدرت خرید کلان موسسه متبوعش" در صدر ۱۰۰ چهره قدرتمند دنیای هنر قرار گرفته است. شیخه المیاسه نخستین بار در سال ۲۰۱۱ در مقام ۹۰ این فهرست دیده شد، و در سال ۲۰۱۲ به مقام یازدهم صعود کرده بود. آی وی وی، هنرمند چینی، که در سال ۲۰۱۱، در صدر این فهرست قرار داشت، امسال در رتبه (نهم) قرار دارد- که بهترین رتبه هنرمندان در این فهرست به شمار می رود. لری گاگوسیان، دلال هنری، (رتبه چهارم) و سر نیکولاس سروتا، مدیر موزه تیت (در رتبه ششم) از دیگر چهره های شناخته شده در میان ۱۰ رتبه اول اند. سر نیکولاس سروتا روز چهارشنبه در کاخ باکینگهام به پاس خدماتش به هنر، از سوی پرنس چارلز نشان افتخار گرفت. شیخه المیاسه خواهر شیخ تمیم بن حمد آل ثانی است که پس از کناره گیری پدرش از سلطنت در ماه ژوئن، اکنون امیر قطر است. به نوشته نشریه آرت ریویو، اداره موزه های قطر سالانه حدود یک میلیارد دلار صرف گسترش گالری ها، برگزاری جشنواره های فیلم و حمایت از هنر همگانی کرده است. این موسسه، همچنین، حامی مالی نمایشگاه دیمین هرست در موزه تیت مدرن بود که در سال گذشته، بیش از ۴۶۳هزار بازدید کننده را به خود جلب کرد. سال گذشته هم بالاترین رتبه فهرست ۱۰۰ چهره قدرتمند هنری متعلق به یک زن بود - کارولین کریستف باکارگیف، برگزارکننده نمایشگاه تاثیرگذار "داکومنتا ۱۳" در کاسل آلمان. دیوید زوینر، که صاحب گالری هایی در لندن و نیوریورک است، در رتبه دوم فهرست امسال قرار دارد، و شریک تجاری سابق او، ایوان ویرث، سومین چهره قدرتمند هنری در سال ۲۰۱۳ است. رتبه سر نیکولاس سروتا پس از رتبه های هانس اولریخ ابریست و جولیا پیتون جونز، مدیران هنری گالری های سرپنتاین در لندن، است. ۱۰۰ قدرت هنری را یک هیئت داوری شامل ۱۳ داور بین المللی برمی گزیند- این فهرست "عکس منحصر به فردی از چشم انداز هنر معاصر" توصیف شده است. به نوشته نشریه هنر معاصر آرت ریویو، ملاک انتخاب کسانی که به این فهرست راه می یابند، تاثیرگذاری جهانی شان بر فرایند تولید هنر و خدماتشان به دنیای هنر طی ۱۲ ماه گذشته است.
موزه هایی که نمیشناسیم کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد سهراب سپهری رکورد شکست

ادبیات

راوی زندگی مادران جنگ و چرنوبیل برنده جایزه نوبل ادبیات سال شد

سوتلانا الکسیویچ برنده نوبل ادبیات سال 2015 زاده بلاروس است و به خاطر داستان‌های عاطفی و پر احساسش در مورد فاجعه چرنوبیل و جنگ جهانی دوم، که از زبان شاهدان این حوادث حکایت می‌شوند، شهرت جهانی پیدا کرده است. او در آثارش در عین حال تأثیر سیستم سیاسی اتحاد شوروی بر روح انسان‌ها و زندگی فردی شهروندان را موشکافی کرده و پس از چند دهه که از سقوط اتحاد شوروی می‌گذرد، هنوز هم نحوه زدودن این تأثیرات از زندگی مردم منطقه را بررسی می‌کند. خانم الکسیویچ ۶۷ ساله است و آثار او به زبان‌های مختلف ترجمه شده و قبل از جایزه نوبل جوایز بین‌المللی دیگری دریافت کرده است. اما آثار او که به زبان روسی نوشته شده‌اند، در کشور زادگاهش یعنی بلاروس، که مدت‌هاست الکساندر لوکاشنکو رئیس‌جمهور مستبد بر آن حکومت می‌کند، تاکنون چاپ نشده‌اند. خانم الکسیویچ شرایط حاکم بر کشورش را «سانسوری عمیق و خزنده» توصیف کرده است. سوتلانا الکسیویچ در سال‌های دهه هفتاد میلادی زمانی که خبرنگار يک روزنامه محلی بود، خاطرات زنان سرباز جنگ جهانی دوم را از زبان خود آنها ضبط کرد. نتیجه گفتگو با این شاهدان عینی کتابی است با عنوان «چهره غیرزنانه جنگ» که به خاطر تمرکزش روی تراژدی‌های شخصی و نه حزب کمونیست مدت‌ها چاپ آن ممنوع بود. این کتاب بالاخره در سال ۱۹۸۵ و در چهارچوب اصلاحات پروسترویکا اجازه انتشار یافت. خانم الکسیویچ بعدها همان روش را، یعنی شهادت‌های شخص اول برای مستند کردن مصائب مادرانی که فرزندان خود را در جنگ افغانستان از دست دادند، در کتاب بعدی خود با عنوان «پسران زنیکی» به کار گرفت. او در سال ۱۹۹۸ کتاب بعدی خود با عنوان «صداهای چرنوبیل» را منتشر کرد که مجموعه‌ای است از شهادت افرادی که برای پاکسازی این تأسیسات هسته‌ای پس از فاجعه سال ۱۹۸۶ کار می‌کردند. تازه‌ترین کتاب او با عنوان «زمان دست دوم» یک اثر غیرداستانی است که میراث ذهنیت دوران شوروی را بیست سال پس از سقوط آن سیستم بررسی می‌کند. از زمان روی کار آمدن الکساندر لوکاشنکو در سال ۱۹۹۴ آثار سوتلانا الکسیویچ در بلاروس اجازه انتشار پیدا نکرده‌اند و او بخش اعظم این سال‌ها را در ایتالیا، آلمان، فرانسه و سوئد زندگی کرده است. او به زبان صریحی از اداره امور اقتصادی بلاروس به شیوه دوران شوروی و اجرای مجازات مرگ در بلاروس انتقاد کرده است. او در مورد اوکراین از تظاهرکنندگان مخالف حکومت یانوکوویچ در سال ۲۰۱۴ دفاع کرد که خواستار قطع پیوندهای اوکراین با گذشته شوروی این کشور هستند. در مورد روسیه او پرزیدنت پوتین را شدیداً مورد انتقاد قرار داده و می‌گوید حکومت او این کشور را به عقب رانده است. او در عین حال با نوشتن آثار خود به زبان روسی، روشنفکران و نخبگان فرهنگی بلاروس را که برای احیای فرهنگ و زبان اصیل این کشور تلاش می‌کنند، آزرده است. او در یکی از مصاحبه‌هایش گفته که خود را بخشی از فرهنگ بزرگ روس می‌داند، زبان بلاروسی روستایی و برای ادبیات بسیار نابالغ است. سوتلانا الکسیویچ از قدرت‌گیری محافظه‌کاری اجتماعی و فرهنگی و به خصوص احاطه کلیسای ارتدکس بر جامعه روسیه نیز انتقاد کرده است. او در یکی از مصاحبه‌های خود گفته است: «حجابی که در مورد "هویت ملی" درست کرده‌اند و به زبانی دیگر تلاش برای تبدیل کردن روسیه به یک ایران ارتدکس حرکتی واپس‌گراست». خانم الکسیویچ در سال ۲۰۱۳ جایزه صلح نمایشگاه کتاب فرانکفورت را دريافت کرد.

عذاب وجدان

عذاب وجدان، اثر آلبا دسس پدس نویسنده ایتالیایی است که آثار دیگر او  مانند " دفترچه ممنوع"، " عروسک فرنگی" و " هیچیک از آنها بازنمی گردند"، نیز به شرح زندگی زنانی از طبقه متوسط جامعه ایتالیا می پردازد.
جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا عطر سنبل، عطر كاج کودکانه زیستن فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد سفر با حاج سیاح