1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این هفته، هفته فرهنگی تری به نسبت هفته گذشته بود. اتفاقات جالبی در حوزه های مختلف هنری و فرهنگی افتاد که قابل بررسی است. با هم این هفته را مرور کنیم:


 

سینما، تلویزیون، شبکه نمایش خانگی

مهران مدیری به قلب یخی پیوست. اگرچه این خبر پیش از این هم اعلام شده بود اما به یک باره توانست در صدر اخبار جای بگیرد. قلب یخی، سریال شبکه نمایش خانگی است که در اصل رقیب جدی قهوه تلخ به حساب می آمد. حالا باید دید آیا واقعا مهران مدیری که این روزها مشغول فیلمبرداری از سر گرفته شده قهوه تلخ است، واقعا به میدان رقیب پا خواهد گذاشت یا نه؛ فصل سوم قلب یخی را سامان مقدم می سازد که گویا حضور هدیه تهرانی و هانیه توسلی هم در آن قطعی شده است.


این هفته مریل استریپ نامه ای را به صورت دستی به اصغر فرهادی داد. نامه ای که در آن به تمجید از سینمای فرهادی و خوشفکری این سینماگر ایرانی پرداخته بود. او در بخش هایی از این نامه نوشته است: «...باساختن اين فيلم دلپذير، اصغرفرهادي كاري كردكه هيات‌هاي ديپلمات واخبار روزنامه‌ها ازآن عاجزند. اوگذاش تا ما خود را در آينه زندگي ديگران ببينيم و مخمصه‌هاي يكديگر را درك كنيم. مخمصه انسانيت مشترك‌مان را. اين كنش، كنشي سياستمدارانه است. در دنيايي كه مسير تماشا در آن با بد بيني وتلخي مسدود است، نياز داريم تا هنرمندان تصوير را وضوحي بهتر ببخشند. ما به  «يكجدايي» محتاجيم تا به هم نزديك‌مان كند...».


فوت ایرج قادری در این هفته، یکی از مهم ترین اخبار سینمای ایران بود. به خصوص که او بدون حضور هنرمندان و بدون هیچ مراسمی در بقعه بی بی سکینه در کرج به خاک سپرده شد. پیام های تسلیت بسیاری از اهالی سینما در این هفته از جمله حواشی فوت این کارگردان و بازیگر قدیمی بود.


در این هفته فهرست حزن‌انگيزترين فيلم‌هاي تاريخ سينما منتشرشد. این فهرست توسط نشریه سینمایی «اسکرین» منتشر شد. «شکوفه های پژمرده»، «مصائب ژاندارک»، «بربادرفته»، «کازابلانکا»، «بهترین سال های زندگی ما» و «محله چینی ها» به ترتیب مقام اول تا ششم این لیست را تشکیل می دهند.


الناز شاکردوست بعد از مدت ها کم کاری، با خبری جدید در صدر سایت های سینمایی قرار گرفت. او با مسعود ده نمکی قرارداد بست تا در فیلم جدیدش یعنی «رسوایی» بازی کند. فیلمی اجتماعی که شاکردوست در آن نقش یک دختر جنوب شهری را ایفا می کند. گویا جمشید مشایخی هم در این فیلم بازی خواهد کرد.


*این هفته دومین قسمت مجموعه «گپ» به کارگردانی رامبد جوان از شبکه آی فیلم پخش نشد تا حرف و حدیث ها مبنی بر توقیف این برنامه زیاد شود. با پخش قسمت اول آن، برخی سایت ها و افراد به نوع برخوردهای مجری زن و مرد (که البته رامبد جوان و همسرش، سحر دولتشاهی هستند) با هم اعتراض کرده بودند و این عدم پخش باعث شایعه هایی شد. هرچند خود جوان اعلام کرد که به دلیل آماده نشدن زیرنویس عربی این کار، به پخش نرسیده است.


فیلم «انتقامجویان»  دراولین بعدازظهراکران خود در روز جمعه 18.7  میلیون  دلار فروش کرد. درروزشنبه نیز 80.5 میلیون دلار به این مبلغ اضافه شد تا با فروش 69.7 میلیون  دلار روز یکشنبه، در مجموع سه روز از مبلغ 200 میلیون دلار بگذرد و رکورد جدید برای فروش افتتاحیه در تاریخ سینما به جا بگذارد.


در این هفته ناگهان اعلام شد که برنامه «هفت» تنها سه هفته دیگر روی آنتن خواهد بود و به دلیل پخش مسابقات زنده ورزشی، یک ماه روی آنتن نخواهد رفت. از طرف دیگر اعلام شد که فریدون جیرانی هم دیگر مجری این برنامه نخواهد بود. این خبر با واکنش های مثبت و منفی زیادی همراه شد. خیلی ها این توقف را به نامه 21 رسانه ارزشی در اعتراض به این برنامه ربط دادند.


خبر جالبی این هفته باعث شد تا خیلی ها رادیو جوان را دنبال کنند. رادیو جوان با حضور استادان عرصه ‌سینما و تئاتر در برنامه «ما بازیگریم» تست بازیگری می‌گیرد و همین خبر کافی است تا خیلی ها پای این برنامه بنشینند تا بتوانند از این طریق بازیگر شوند. برنامه «مابازیگریم» پنجشنبه‌ها از ساعت 14 و 30 دقيقه تا 15 و 30 دقيقه از رادیوجوان پخش میشود.


* جرج کلونی در این هفته یک مهمانی مفصل با حضور چهره ها و رفقای ثروتمندش ترتیب داد تا از باراک اوباما در انتخابات آمریکا حمایت کند و از این متمولین، پول جهت تبلیغات جمع آوری کند.


تئاتر

در این هفته اعلام شد که مجید بهرامی، بازیگر تئاتری که با سرطان دست و پنجه نرم می کرد، دوباره و بعد از بهبودی کامل به صحنه تئاتر باز خواهد گشت. این بازیگر تئا‌تر و سینما،آخرین بارسال 1389 درنمایش«عجایب‌المخلوقات» با کارگردانی رضا ثروتی بازی کرده بود که از ابتدای خرداد بار دیگر در تماشاخانه ایرانشهر با همین نمایش روی صحنه می‌آید.

این هفته برندگان نهمین جشن بازیگر انتخاب شدند تا بهترین بازیگران تئاتر در سال 90 جایزه های خود را دریافت کنند. در میان بازیگران مرد، صابر ابر برای بازی در «جیره بندی پر خروس برای سوگواری» بهترین سال شد و رویا افشار در میان بازیگران زن برای تئاتر «زمستان 66».


پارسا پیروزفر دوباره اعلام کرده که می خواهد تئاتر را تجربه کند. او قرار است روخوانی نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا را کارگردانی کند. از اول تا سوم خرداد او در تالار جلیل شهناز خانه هنرمندان این روخوانی را اجرا خواهد کرد.


موسیقی و غیره...

هوشنگ چالنگي، يدالله رويايي، علي باباچاهي، حافظ موسوي، علي عبدالرضايي، مهرداد فلاح، رويا ‌تفتي، آرش نصر‌ت ‌اللهي، احمدرضا احمدي، محمد آزرم، روجا چمنكار، عباس صفاري، علي قنبري، داريوش مهبودي و موسي بندري، نامزدهای دوره سوم جایزه شعرنیما شدند. دوره ‌سوم جايزه ‌نيما باتوجه به پايان دهه‌ 80، به اعلام شاعران شاخص جريان‌هاي ادبي دراين دهه معطوف است.


در این هفته آلبوم  مانی رهنما به نام «من و تو» روانه بازار شد.

نیما مسیحا، سالار عقیلی، مانی رهنما و محمد خزاعی برای کنسرت خلیج فارس در برج میلاد روی صحنه رفتند. همچنین شهداد روحانی با ارکستر سمفونیک، سمفونی خلیج فارس را به اجرا گذاشت.

در این هفته دومین آلبوم حسین خواجه امیری (ایرج) منتشر شد که خیلی سر و صدا به پا کرد. همچنین این هفته از او گفت و گویی منتشر شد که حرف های جالبی راجع به احسان، پسرش در آن زده بود. آلبوم «قصه زندگی» ایرج به زودی به بازار می آید و البته اعلام کرده است که بعد از انتشار این آلبوم قرار است با احسان، به صورت دو نفره کنسرت دهند.

علیرضا عصار، در این هفته اعلام کرد که قرار است در آلبوم جدیدش که هنوز نامی ندارد، فقط اشعار پروین اعتصامی را بخواند.

استاد جلیل شهناز که این روزها در بستر بیماری در بیمارستان آراد بستری است، این هفته با عیادت خیلی از اهالی موسیقی روبرو شد. اما اتفاق جالب توجه این بود که علیرضا افتخاری بر بالین او در بیمارستان حاضر شد و در بخش، یک دهان آواز خواند تا حال استاد بهتر شود!*

در این هفته اعلام شد استوديوي «لاينزگيت» كه توليدسريال تلويزيوني پرطرفدار «مردان ديوانه» را در دست دارد، براي پخش ترانه‌ «فرداهرگزنمي‌داند» اثرمعروفي ازگروه موسيقي «بيتلز»، 250 هزاردلارخرج كرد. اين اولين‌باراست كه ترانه‌اي از اين گروه موسيقي براي پخش در سريالي تلويزيوني مجوزمي‌گيرد.

در این هفته اعلام شد که مازیار فلاحی و خشایار اعتمادی به زودی آلبوم های تازه خود را منتشر می کنند. در البوم اعتمادی، ترانه هایی از روزبه بمانی و علیرضا افکاری را خواهیم شنید و در آلبوم فلاحی، ترانه های خودش را.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

حقایقی درباره فیلم تایتانیک

فیلم تایتانیک که در سال 1997 پرده سینما ها را به تسخیر در آورد و لقب پرفروشترین فیلم تاریخ را قبل از اینکه توسط دیگر فیلم جیمز کامرون کارگردان هر دو فیلم شکسته شود را یدک می کشید داستان عشقی ناکام و کوتاه به اندازه زنگی خود کشتی تایتانیک است. این فیلم پر طرفدار اما حاوی نکاتی است که در یکصد سالگی غرق شدن این ابر کشتی نگاهی به آن شاید خالی از لطف نباشد. استودیو ی پارامونت اصرار داشت که ماتیو مکاناهی نقش جک داوسون را برعهده گیرد، با اصرار جیمز کامرون این نقش به لئوناردو دی کاپریوی جوان رسید. حتی تام کروز نیز خواهان حضور در این نقش بود اما دستمزد چند میلیونی او باعث شد جیمز کامرون بر انتخاب دی کاپریو مصممتر گردد. کامرون می گوید راضی نمودن خود دی کاپریو برا ی بازی در این نقش بسیار دشوار بود. جیمز کامرون در ابتدا می خواست نقش رز دوویت را به گوئنت پالترو بدهد در حقیقت اصرارهای بی پایان کیت وینسلت برای حضور در این نقش بود که کامرون را به انتخاب وی مجاب نمود. کامرون میگوید، این دو در اولین حضور در کنار هم چنان ظاهر شدند که دیگر هیچ شکی در مورد انتخاب آنان نداشتم اما کیت خود پیشتر از بازی لئو چنان تحت تاثیر قرار گرفته بود که پس از اولین تمرین در گوش کامرون گفت او فوق العاده است حتی اگر مرا انتخاب نمی کنی حتما لئو را انتخاب کن. در سکانس معروف مربوط به نقاشی جک از روز ، لئو میگوید "برو روی تخت دراز بکش – ببخشید روی مبل" در حالیکه جمله می باید "روی مبل دراز بکش باشد" اما این اشتباه لفظی چنان به مذاق کامرون خوش آمد که به همین گونه از آن سکانس در فیلم استفاده نمود و تغییری در آن نداد. در همین سکانس دستی که نقاشی رز را میکشد در حقیقت دست کامرون است، نقاشی لئو بسیار بد بود به همین دلیل مجبور شدند از دست کارون هنگام نقاشی استفاده نمایند. اما مشکل چپ دست بودن کامرون نیز با استفاده از یک آیینه حل شد بطوریکه فیلمبرداری در حقیقت از تصویر دست کامرون در آئینه می باشد. اما کیت و لئو که در آن زمان 22 سال داشتند اکنون چه حسی در باره تایتانیک دارند، کیت می گوید ما هر دو در 15 سال با تجربه تر گشته ایم و از دنیای فیلم و سینما بسیار آموخته ایم من فقط آرزو داشتم که همه این دانش و تجربه را در آن زمان داشتم و می توانستم در آن فیلم بکار گیرم. اما لئو چند ماه پیش با کامرون دیداری داشته که در طی آن کامرون 18 دقیقه از فیلم 3d را به لئو نشان داده کامرون میگوید او مدتهاست فیلم را دوباره ندیده بود و در آغاز از اینکه در فیلم چقدر بچه بنظر میرسد قهقه اش گرفته است اما در میانه های نمایش 18 دقیقه ای فیلم صدای خر و پفش را بوضوح می توانستم بشنوم. فروش نزدیک به 2 میلیاردی فیلم از لئو و کیت یکشبه ستاره هایی ساخت که با این فیلم جاودانه شده بودند. اما این کار را برای آنان که هنوز در اول راه بازیگری بودند دشوار ساخت. آنان مجبور شدند برای فرار از کلیشه تایتانیک در انواع و اقسام فیلمها بازی نمایند تا از تاثیر زیاد شخصیتهای این فیلم خارج گردند. هم لئو و هم کیت اکنون توانسته اند نام خود را بعنوان بازیگران موفق و سرشناس دنیای هنر تثبیت نمایند. اما تنها خود فیلم نبود که موفقیت شایانی کسب نمود، ترانه " قلب من ادامه خواهد داد" سلین دیون بعنوان ترانه فیلم تبدیل به پرفروشترین تک آهنگ دنیا در سال 1998 گشت و از سلین دیون یک خواننده برتر در سطح جهان ساخت. این آهنگ همچنین برنده اسکار بهترین ترانه متن جوایز اسکار و برنده 4 جایزه گرامی در سال 1999 گردید. همچنین جایزه گلدن گلوب یال 1999 را نیز به خود اختصاص داد.

آلن دلون، آدرین برودی و داستین هافمن در فیلمی جدید درباره قتل عام ارامنه خواهند درخشید

والری ساهاریان تهیه کننده روسی-ارمنی در نظر دارد فیلمی در مورد قتل عام ارامنه بسازد. او بازیگر مشهور فرانسوی آلن دلون را برای بازیگری در این فیلم دعوت به همکاری کرده است. ساهاریان در گفته هایش با لایف نیوز یاد آور بازدید آقای دلون به بنای یاد بود قتل عام ارامنه در ایروان گفت: «او بسیار هیجان زده بود و نمی توانست جلوی اشک هایش را بگیرد.» ساهاریان در مورد قتل عام وحشیانه ارامنه در سال 1915 از مادربزرگ خود که یکی از بازماندگان از آن زمان بوده آموخته است. داستان این فیلم که عنوانش «بیمار» است، در یکی از آسایشگاه های روانی پاریس اوایل قرن 20م شکل گرفته است. شخصیت اصلی آن آهنگساز ارمنی کومیتاس می باشد که حوادث ناگواری که طی قتل عام شاهدش بوده است، تاثیر عمیقی بر روان وی گذاشته بود. کومیتاس غرق در افکار غم آلود و در هم شکسته ی خود نسبت به جهان بیرون مأیوس و منزوی شده بود. به همین دلیل در پاییز سال 1916 به بیمارستانی در قسطنطنیه فرستاده می شود، و سپس در سال 1919 به یکی از آسایشگاه های روانی پاریس منتقل می شود که در  همان جا در سال 1935 از دنیا می رود. برای والری ساهاریان این فیلم ادای احترام به یاد اجداد او است. به همین دلیل او می خواهد با افرادی که با مسائل مربوط به نسل کشی آشنا هستند در این کار همکاری کند. او اخیرا با سرژ تانکیان خواننده اصلی گروه راک سیستم آو دان تماس گرفته و او برای نوشتن موسیقی متن فیلم موافقت کرده است. انتظار می رود دیگر بازیگران مشهور هالیوود از قبیل آدرین برودی و داستین هافمن نیز در این فیلم بازی کنند.
مریل استریپ و درخواست برابری حقوق زن و مرد در عرصه سینما چند خبر مهم هنری هفته باید بدانیم یا ندانیم؟ شب ستارگان به افتخار نادر و سیمین نامزدهای دریافت اسکار بهترین هنرپیشه زن و مرد

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی در تالار قشقایی ببینیم تماشای تئاتر در خانه تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران

شهرداد روحانی رهبری مهمان ارکستر سمفونیک تهران را برای اجرای کنسرت در تیرماه سال جاری بر عهده می‌گیرد.

جرج مایکل درگذشت

جرج مایکل، خواننده بریتانیایی، هنرمند مشهوری که بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم، طی زندگی حرفه‌ایش به فروش رسانده‌است، در سن ۵۳ سالگی در خانه‌اش در گذشت. مدیر برنامه‌های آقای مایکل در بیانیه‌ای گفته است «با اندوهی عمیق تائید می‌کنیم که فرزندی محبوب، برادر، و دوستمان جرج مایکل، در آرامش، در خانه‌اش و طی این روزهای کریسمس در گذشت». مدیر برنامه‌های جرج مایکل از طرف اعضای خانواده او خواستار احترام به حریم خصوصی آن‌ها طی روزهای پیش رو شده است: «شرح و توضیح بیشتری در این لحظه وجود ندارد». آقای مایکل ساکن گورینگ در «آکسفوردشر»، شهری در جنوب شرق انگلستان، بود. شبکه خبری بی‌بی‌سی به نقل از پلیس محلی می‌گوید آمبولانسی در ساعات پس از ظهر روز یک‌شنبه ۵ دی ماه به محل سکونت جرج مایکل فرستاده شده بود. التون جان می‌گوید از شنیدن خبر درگذشت جرج مایکل عمیقا شوکه شده‌است: «من یک دوست بسیار عزیز را از دست داده‌ام؛ بخشنده‌ترین، مهربان‌ترین و هنرمندی فوق‌العاده». پلیس در عین حال افزوده است که آن‌ها دلیل مرگ را نمی‌دانند، اما تاکید کرده، در حال حاضر هیچ دلیل مشکوک یا سوءظنی وجود ندارد. خبرگزاری فرانسه می‌گوید قرار بود فیلم مستندی از این خواننده بریتانیایی در سال میلادی ۲۰۱۷ پخش شود. او در عین حال از انتشار قریب‌الوقوع آلبومی همراه «ناتی بویز» در سال آینده نیز خبر داده بود. جرج مایکل خواننده مشهور موسیقی پاپ بود که شهرت او، سال‌ها پیش، از مرزهای بریتانیا گذشت. ترانه‌هایی مانند «لست کریسمس»، «فیث»، «کرلس ویسپر» یا «کلاب تروپیکانا»، از جمله ترانه‌هایی هستند که آوازه جهانی فراوانی دارند. طی سال ۲۰۱۶ شماری از مشهورترین نوازندگان و خوانندگان جهان درگذشتند؛ از جمله دیوید بووی، پرینس یا لئونارد کوهن.    
کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت امکان پخش صدای آواز زنان رودخانه بی پایان در راه است بیانسه رکورد نامزدی در گرمی را شکست گروه کوبه ای هوران

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی

" بنگاه شادمانی" مجموعه ای از جدیدترین آثار کامبیز درم بخش، درباره موسیقی هنرمندان این رشته وابزار آلات موسیقی است که در واقع ادامه همان طرح های طنزآمیز موسیقی است، که 3 سال پیش درکتاب " سمفونی خطوط" نشر افق" و فصلنامه " مقام موسیقیایی" منتشر شد.

نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد

نگار خانه شهرزاد، با همکاری گروه نقره فام، در روزهای 23 آذر ماه لغایت جمعه 25 آذر ماه از ساعت 11 صبح تا 5 بعد از ظهر، پذیرای علاقه مندان به سنگ های درمانی و زیور آلات نقره می باشد.
فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو امیر آقایی در گالری سیحون نمایشگاه عکس رضا میلانی اولین موزه زیر آب جهان نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین

ادبیات

وصیت‌نامه‌ سیمین دانشور منتشر شد

سیمین دانشور ، داستان‌نویس و مترجم که 18 اسفند 90 درگذشت، نخستین زن ایرانی بود که به شکل حرفه ای داستان نوشت. او متولد 8 اردیبهشت 1300 بود و با «سووشون» یکی از بهترین آثار داستانی ایران را خلق کرد. رمانی که نثر ساده اش و زبان خواندنی اش، باعث شد به زبان های مختلف ترجمه شود. حالا وصیت نامه او منتشر شده است. نگاهی به این وصیت نامه و قلم او حتی در این نوشته بیندازید. این وصیت نامه را خانواده اش در اختیار رسانه ها قرار داده اند: به‌نام خدا 7 مرداد 1385 وصیت‌نامه سیمین دانشور با وصایت خانم لیلی ریاحی اینجانب سیمین دانشور فرزند دكتر محمدعلی ـ شماره شناسنامه 46625 ـ صادره از شیراز متولد 1300 در شیراز ـ فرزندخوانده و خواهرزاده‌ام، خانم لیلی ریاحی فرزند احمد ـ دارای شناسنامه شماره 768 صادره از اصفهان حوزه یك متولد سال 1327 را وصی خود قرار می‌دهم كه پس از مرگم ترتیب قرارداد كتاب‌ها و ترجمه‌هایم و ترجمه‌های خارج از كشورم را به عهده بگیرد، و در عوض ثلث از كل اموالم را دریافت دارد. الف - كتاب‌ها و یا ترجمه‌هایی كه كرده‌ام و ناشرانم به قرار زیر است: خانم ریاحی می‌تواند به اتكای این وصیت‌نامه قرارداد با ناشرانم را لغو یا تمدید نماید و وجوه حاصله از فروش كتاب‌ها را دریافت دارد 1- نوشته‌ها یا تألیفات: شهری چون بهشت ـ سووشون ـ به كی سلام كنم؟ ـ جزیره سرگردانی ـ ساربان سرگردان (جلد دوم جزیره سرگردانی) 2- ترجمه: كمدی انسانی ـ داغ ننگ ـ بنال وطن 3- تالیف: شناخت و تحسین هنر نه كتاب فوق از انتشارات خوارزمی (مدیر عامل علیرضا حیدری) می‌باشد. 4- دشمنان ترجمه از چخوف نشر نگاه (مدیرعامل رئیس‌دانا) 5- از پرنده‌های مهاجر بپرس (نشر قطره، مدیرعامل فیاضی)، باغ آلبالو (ترجمه از چخوف) ایضا نشر قطره 6- همراه آفتاب (نشر امیركبیر كه اینك در اختیار انتشارات دولتی است) 7- آتش خاموش ـ راز موفق زیستن ـ بئاتریس ـ ماه عسل آفتابی كتاب‌های فوق قرارداد تازه‌ای پس از چاپ اول بسته نشده است. ب- 1- پول نقد در بانك صادرات ایران ـ تجریش 2- دو میلیون تومان سپرده ثابت در بانك ملی ایران شعبه تجریش توأم با دفترچه ثبت حاصل از سپرده (مدارك در فایل خاكستری در كتابخانه موجود است) لیلی خانم وصی من طبق این وصیت‌نامه و اختیاردار چاپ آثارم می‌تواند با وراث دیگر ثلث اثاث خانه و لباس‌هایم را مالك شود. سیمین دانشور

آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید

پنجشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۲ رأس ساعت ۱۳ آکادمی نوبل اعلام کرد که جایزه نوبل ادبی به آلیس مونرو تعلق می‌گیرد. آکادمی نوبل از این نویسنده ۸۲ ساله کانادایی به عنوان استاد داستان کوتاه یاد کرد.منتقدان سبک داستان‌نویسی آلیس مونرو، شیوایی و سادگی داستان‌های او و واقع‌گرایی‌اش را ستوده‌اند. مونرو با وجود آنکه انواع جوایز ادبی، از جمله جایزه من‌بوکر را به‌دست آورده، همواره تأکید کرده که داستان کوتاه، در نظر دیگران یک نوع نازل ادبی به‌شمار می‌آید. اکنون امید می‌رود که با تقدیر آکادمی نوبل از او، داستان‌کوتاه در جهان جدی‌تر در نظر گرفته شود. یکی از مهم‌ترین موضوعات در داستان‌های آلیس مونرو آزادی زنان و رابطه مادران با دخترانشان است. در گفت‌و‌گویی که می‌خوانید خانم مونرو با نگاهی به زندگی خودش به عنوان یک زن آزادیخواه به پرسش‌هایی در زمینه آزادی زنان و تاوانی که آنها برای به‌دست آوردن آزادی‌شان می‌پردازند، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید رابطه زناشوئی نه تنها راهکاری‌ست برای گریز از مرگ بلکه نظم جامعه مدرن را هم به هم می‌زند. چرا به داستان کوتاه علاقه دارید؟ در سال‌های دهه ۱۹۵۰ که شروع کردم به داستان‌نویسی، من هم مثل هر زن دیگری خانه‌دار بودم. همسرم بیرون از خانه کار می‌کرد و من هم می‌بایست کارهای خانه را انجام دهم. برای همین اصلاً وقت نداشتم. اگر داستان کوتاه نوشتم، فقط به این خاطر بود. فکر می‌کنم نویسندگان زن هم‌نسل من هم بیش و کم همین وضع را داشتند. آنها ناگزیر بودند که از کارهایی بزنند تا وقت پیدا کنند برای نوشتن. زندگی روزانه شما در آن زمان چطور می‌گذشت؟ وقتی بچه‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتند، همه بدون استثناء، چه می‌خواستند چه نمی‌خواستند می‌بایست سر ساعت مشخصی بخوابند. به این شکل، یکی دو ساعتی می‌توانستم بدون مزاحمت کارم را بکنم. اما وقتی مدرسه رفتند، بهتر شد. سه ساعتی، هر روز وقت داشتم که بنویسم. اگر داستانی را دست می‌گرفتم، سررشته کارها در خانه از دستم می‌رفت. مثلاً سیب‌زمینی پوست می‌گرفتم و در همان حال جمله‌ای به ذهنم می‌آمد. سیب‌زمینی‌ها را می‌گذاشتم به حال خودش و می‌رفتم دوباره سراغ داستان. پیش می‌آمد که غذا ته بگیرد یا سیب‌زمینی‌ها بسوزند. من هیچوقت اتاق کار نداشتم. الان هم حتی پشت یک میز کوچک در نشیمن می‌نشینم و می‌نویسم. چرا؟ الان، خب، عادت کرده‌ام. اما علتش این است که من زمانی به داستان‌نویسی روی آوردم که نویسندگی شغل مناسبی برای زنان به‌شمار نمی‌آمد. این مردان بودند که می‌توانستند نویسنده باشند و با جسم و جانشان هم می‌نوشتند. گمان می‌بردند رسالتی دارند و هیچ کار دیگری جز نوشتن نمی‌کردند. برای همین هم دفتر و دستکی داشتند برای خودشان. اما زن‌ها به قصد تفنن می‌نوشتند؛ و اغلب هم پنهان از چشم دیگران. گمانم تا همین امروز هم، شیوه کارم به عنوان یک زن نویسنده با مردان نویسنده فرق دارد. چه فرقی دارد؟ حتی الان هم وقتی قلم به‌دست می‌گیرم که داستانی بنویسم، لابلای آن کارهای دیگر هم حتماً باید انجام بدهم. وگرنه نمی‌توانم روی موضوع متمرکز بشوم. هنوز هم خانه‌داری می‌کنم و یا دست‌کم احساس وظیفه می‌کنم نسبت به امور خانه. هرچند که من و شوهرم کارها را با هم انجام می‌دهیم. شوهرم دست‌پخت خیلی خوبی دارد. اما من می‌دانم که زباله‌ها را کی باید برد گذاشت جلوی در و چی کم داریم و چی باید خرید. نویسندگان مرد اینجوری زندگی نمی‌کنند. چند وقت پیش مصاحبه‌ای را می‌خواندم با ویلیام ترور که خیلی هم به نوشته‌هایش علاقه دارم. این گفت‌و‌گو در منزل ترور انجام می‌شود. وسط‌های گفت‌و‌گو خانم ترور با ساندویچ و چای وارد نشیمن می‌شود و از آنها پذیرایی می‌کند. من هم‌زمان هم خانم ترور بودم و هم آقای ترور. شما ظاهراً به شهرت علاقه‌ای ندارید. کمتر با رسانه‌ها گفت‌و‌گو می‌کنید و از محافل ادبی دوری می‌کنید. چرا؟ نمی‌دانم. شاید زن‌ها یاد نگرفته‌اند که با شهرت و هیاهوهایش کنار بیایند. اطمینان دارم که گوته نویسنده محجوب و خجلت‌زده‌ای نبود. بگذارید ماجرایی را برایتان تعریف کنم: به کنگره‌ای دعوت شده بودم در نیویورک. گونتر گراس هم آمده بود و عده زیادی از زنان و دختران او را همراهی می‌کردند. به نظرم رفتارش عجیب بود. نشسته بود روی یک کاناپه و زن‌ها هم دورش را گرفته بودند. اگر می‌خواست با کسی صحبت کند، خودش نمی‌رفت پیش او، بلکه یکی از آن زن‌های دور و برش را به نمایندگی از خودش می‌فرستاد که حرفش را به آن شخص انتقال دهد. گراس نویسنده خوبی است. اما من از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر می‌تواند این وضع را تحمل کند. اگر مردها می‌توانند این شکلی رفتار کنند، علتش این است که از روز اول انتظارات دیگری از زندگی دارند. سال‌هاست که نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه نوبل ادبی مطرح است. نوبل را به یادم نیاورید. واقعاً وحشتناک بود. در سال ۲۰۰۴ ناشرم به من گفت احتمال زیادی هست که این جایزه را به‌دست بیاورم. من البته امیدی نداشتم، اما هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی برنده نوبل ادبی را در آن سال می‌خواستند معرفی کنند، از صبح ساعت پنج گوش به زنگ تلفن بودم. می‌دانستم اگر برنده نوبل بشوم، نیم ساعتی حداقل، از خوشبختی به مرز جنون می‌رسم و بعدش هم به خودم می‌گویم عجب رنجی را تحمل کردم. گفته‌اید می‌ترسید از شما بیش از توانایی‌هاتان انتظار داشته باشند. چرا؟ به‌خاطر تربیت و پیشینه فرهنگی‌ام است. من از یک خانواده اسکاتلندی کالوینیست هستم که دو نسل پیش از من به کانادا مهاجرت کردند. کالوینیسم بر آن است که خوشبختی انسان بسیار زودگذر است و نباید به آن دل بست. از همه بیشتر می‌بایست به ستایش دیگران بدبین بود، چون همواره این احتمال وجود دارد که انسان ارزش آن ستایش‌ها را نداشته باشد، چون در هر حال گناهکار است. اگر در مدرسه نمره خوبی می‌آوردم، در خانه خجلت‌زده بودم. فروتنی، سخت‌کوشی و خداترسی ملاک بود. من در اصل در قرن نوزدهم پرورش پیدا کرده‌ام. پس شما در واقع پیشگام هستید. اجداد من پیشگام بودند که به سرزمین جدیدی مهاجرت کردند. من  پیشگام چی هستم؟ شما هم می‌بایست راهی پیدا می‌کردید که از قرن نوزدهم خودتان را به قرن بیستم برسانید و خود را برهانید از نقشی که برای زن در نظر گرفته بودند. شما به راه استقلال رفتید، پیش از آنکه اندیشه استقلال زن حتی مطرح باشد. اگر اینطور پیشاهنگ را تعریف کنیم. بله. حق با شماست. من همیشه کاری را کردم که دوست می‌داشتم و من می‌خواستم دو کار را حتماً انجام بدهم: با مردی ازدواج کنم که عاشقانه دوستش می‌دارم و داستان‌نویس باشم و وقتی فهمیدم این دو با هم ناسازگارند، تسلیم نشدم و ادامه دادم. شما جوان بودید که ازدواج کردید. زود بچه‌دار شدید و بعد از ۲۲ سال زندگی زناشویی هم از همسر اولتان جدا شدید. در آن زمان همه دخترها در بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند. وقتی من طلاق گرفتم، همه اطرافیانم داشتند از هم جدا می‌شدند. در آن زمان سردرگمی و تنش غریبی بین دو جنس وجود داشت. در داستان‌های شما یک ماجرا همیشه تکرار می‌شود: زن جوانی به سنت‌ها و عرف پشت می‌کند و آزادی‌اش را به‌دست می‌آورد. این داستان، داستان زندگی من است. آیا شما فمینیست هستید؟ من یک نویسنده فمینیست نیستم. اما در زندگی خصوصی‌ام بسیار هم فمینیستم. اما نه از آنها که پلاکارد به‌دست می‌گیرند و در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند. هیچگونه علاقه‌ای به مضامین سیاسی ندارم. من اگر فمینیست هستم فقط به این دلیل که به سرگذشت زنان علاقمندم. یکی دیگر از موضوعات مهم در داستان‌های شما درگیری بین مادران و دخترانشان است. رابطه مادران و دختران برای من مهم است، به این دلیل که رابطه آنها سرشار است از نفرت و عشق، تبعیت از مادر و تلاش برای به استقلال رسیدن از او. تاریخ ادبیات پر است از آثاری درباره پدران و پسران. من تلاش می‌کنم داستان‌هایی بنویسم درباره وداع دختران از مادرشان.
روز ملی عطار خسته از زنان پخمه و مردان رذل یادداشتهای ژوزه دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری احتمالا دو نفر بودیم