1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

این هفته، هفته فرهنگی تری به نسبت هفته گذشته بود. اتفاقات جالبی در حوزه های مختلف هنری و فرهنگی افتاد که قابل بررسی است. با هم این هفته را مرور کنیم:


 

سینما، تلویزیون، شبکه نمایش خانگی

مهران مدیری به قلب یخی پیوست. اگرچه این خبر پیش از این هم اعلام شده بود اما به یک باره توانست در صدر اخبار جای بگیرد. قلب یخی، سریال شبکه نمایش خانگی است که در اصل رقیب جدی قهوه تلخ به حساب می آمد. حالا باید دید آیا واقعا مهران مدیری که این روزها مشغول فیلمبرداری از سر گرفته شده قهوه تلخ است، واقعا به میدان رقیب پا خواهد گذاشت یا نه؛ فصل سوم قلب یخی را سامان مقدم می سازد که گویا حضور هدیه تهرانی و هانیه توسلی هم در آن قطعی شده است.


این هفته مریل استریپ نامه ای را به صورت دستی به اصغر فرهادی داد. نامه ای که در آن به تمجید از سینمای فرهادی و خوشفکری این سینماگر ایرانی پرداخته بود. او در بخش هایی از این نامه نوشته است: «...باساختن اين فيلم دلپذير، اصغرفرهادي كاري كردكه هيات‌هاي ديپلمات واخبار روزنامه‌ها ازآن عاجزند. اوگذاش تا ما خود را در آينه زندگي ديگران ببينيم و مخمصه‌هاي يكديگر را درك كنيم. مخمصه انسانيت مشترك‌مان را. اين كنش، كنشي سياستمدارانه است. در دنيايي كه مسير تماشا در آن با بد بيني وتلخي مسدود است، نياز داريم تا هنرمندان تصوير را وضوحي بهتر ببخشند. ما به  «يكجدايي» محتاجيم تا به هم نزديك‌مان كند...».


فوت ایرج قادری در این هفته، یکی از مهم ترین اخبار سینمای ایران بود. به خصوص که او بدون حضور هنرمندان و بدون هیچ مراسمی در بقعه بی بی سکینه در کرج به خاک سپرده شد. پیام های تسلیت بسیاری از اهالی سینما در این هفته از جمله حواشی فوت این کارگردان و بازیگر قدیمی بود.


در این هفته فهرست حزن‌انگيزترين فيلم‌هاي تاريخ سينما منتشرشد. این فهرست توسط نشریه سینمایی «اسکرین» منتشر شد. «شکوفه های پژمرده»، «مصائب ژاندارک»، «بربادرفته»، «کازابلانکا»، «بهترین سال های زندگی ما» و «محله چینی ها» به ترتیب مقام اول تا ششم این لیست را تشکیل می دهند.


الناز شاکردوست بعد از مدت ها کم کاری، با خبری جدید در صدر سایت های سینمایی قرار گرفت. او با مسعود ده نمکی قرارداد بست تا در فیلم جدیدش یعنی «رسوایی» بازی کند. فیلمی اجتماعی که شاکردوست در آن نقش یک دختر جنوب شهری را ایفا می کند. گویا جمشید مشایخی هم در این فیلم بازی خواهد کرد.


*این هفته دومین قسمت مجموعه «گپ» به کارگردانی رامبد جوان از شبکه آی فیلم پخش نشد تا حرف و حدیث ها مبنی بر توقیف این برنامه زیاد شود. با پخش قسمت اول آن، برخی سایت ها و افراد به نوع برخوردهای مجری زن و مرد (که البته رامبد جوان و همسرش، سحر دولتشاهی هستند) با هم اعتراض کرده بودند و این عدم پخش باعث شایعه هایی شد. هرچند خود جوان اعلام کرد که به دلیل آماده نشدن زیرنویس عربی این کار، به پخش نرسیده است.


فیلم «انتقامجویان»  دراولین بعدازظهراکران خود در روز جمعه 18.7  میلیون  دلار فروش کرد. درروزشنبه نیز 80.5 میلیون دلار به این مبلغ اضافه شد تا با فروش 69.7 میلیون  دلار روز یکشنبه، در مجموع سه روز از مبلغ 200 میلیون دلار بگذرد و رکورد جدید برای فروش افتتاحیه در تاریخ سینما به جا بگذارد.


در این هفته ناگهان اعلام شد که برنامه «هفت» تنها سه هفته دیگر روی آنتن خواهد بود و به دلیل پخش مسابقات زنده ورزشی، یک ماه روی آنتن نخواهد رفت. از طرف دیگر اعلام شد که فریدون جیرانی هم دیگر مجری این برنامه نخواهد بود. این خبر با واکنش های مثبت و منفی زیادی همراه شد. خیلی ها این توقف را به نامه 21 رسانه ارزشی در اعتراض به این برنامه ربط دادند.


خبر جالبی این هفته باعث شد تا خیلی ها رادیو جوان را دنبال کنند. رادیو جوان با حضور استادان عرصه ‌سینما و تئاتر در برنامه «ما بازیگریم» تست بازیگری می‌گیرد و همین خبر کافی است تا خیلی ها پای این برنامه بنشینند تا بتوانند از این طریق بازیگر شوند. برنامه «مابازیگریم» پنجشنبه‌ها از ساعت 14 و 30 دقيقه تا 15 و 30 دقيقه از رادیوجوان پخش میشود.


* جرج کلونی در این هفته یک مهمانی مفصل با حضور چهره ها و رفقای ثروتمندش ترتیب داد تا از باراک اوباما در انتخابات آمریکا حمایت کند و از این متمولین، پول جهت تبلیغات جمع آوری کند.


تئاتر

در این هفته اعلام شد که مجید بهرامی، بازیگر تئاتری که با سرطان دست و پنجه نرم می کرد، دوباره و بعد از بهبودی کامل به صحنه تئاتر باز خواهد گشت. این بازیگر تئا‌تر و سینما،آخرین بارسال 1389 درنمایش«عجایب‌المخلوقات» با کارگردانی رضا ثروتی بازی کرده بود که از ابتدای خرداد بار دیگر در تماشاخانه ایرانشهر با همین نمایش روی صحنه می‌آید.

این هفته برندگان نهمین جشن بازیگر انتخاب شدند تا بهترین بازیگران تئاتر در سال 90 جایزه های خود را دریافت کنند. در میان بازیگران مرد، صابر ابر برای بازی در «جیره بندی پر خروس برای سوگواری» بهترین سال شد و رویا افشار در میان بازیگران زن برای تئاتر «زمستان 66».


پارسا پیروزفر دوباره اعلام کرده که می خواهد تئاتر را تجربه کند. او قرار است روخوانی نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا را کارگردانی کند. از اول تا سوم خرداد او در تالار جلیل شهناز خانه هنرمندان این روخوانی را اجرا خواهد کرد.


موسیقی و غیره...

هوشنگ چالنگي، يدالله رويايي، علي باباچاهي، حافظ موسوي، علي عبدالرضايي، مهرداد فلاح، رويا ‌تفتي، آرش نصر‌ت ‌اللهي، احمدرضا احمدي، محمد آزرم، روجا چمنكار، عباس صفاري، علي قنبري، داريوش مهبودي و موسي بندري، نامزدهای دوره سوم جایزه شعرنیما شدند. دوره ‌سوم جايزه ‌نيما باتوجه به پايان دهه‌ 80، به اعلام شاعران شاخص جريان‌هاي ادبي دراين دهه معطوف است.


در این هفته آلبوم  مانی رهنما به نام «من و تو» روانه بازار شد.

نیما مسیحا، سالار عقیلی، مانی رهنما و محمد خزاعی برای کنسرت خلیج فارس در برج میلاد روی صحنه رفتند. همچنین شهداد روحانی با ارکستر سمفونیک، سمفونی خلیج فارس را به اجرا گذاشت.

در این هفته دومین آلبوم حسین خواجه امیری (ایرج) منتشر شد که خیلی سر و صدا به پا کرد. همچنین این هفته از او گفت و گویی منتشر شد که حرف های جالبی راجع به احسان، پسرش در آن زده بود. آلبوم «قصه زندگی» ایرج به زودی به بازار می آید و البته اعلام کرده است که بعد از انتشار این آلبوم قرار است با احسان، به صورت دو نفره کنسرت دهند.

علیرضا عصار، در این هفته اعلام کرد که قرار است در آلبوم جدیدش که هنوز نامی ندارد، فقط اشعار پروین اعتصامی را بخواند.

استاد جلیل شهناز که این روزها در بستر بیماری در بیمارستان آراد بستری است، این هفته با عیادت خیلی از اهالی موسیقی روبرو شد. اما اتفاق جالب توجه این بود که علیرضا افتخاری بر بالین او در بیمارستان حاضر شد و در بخش، یک دهان آواز خواند تا حال استاد بهتر شود!*

در این هفته اعلام شد استوديوي «لاينزگيت» كه توليدسريال تلويزيوني پرطرفدار «مردان ديوانه» را در دست دارد، براي پخش ترانه‌ «فرداهرگزنمي‌داند» اثرمعروفي ازگروه موسيقي «بيتلز»، 250 هزاردلارخرج كرد. اين اولين‌باراست كه ترانه‌اي از اين گروه موسيقي براي پخش در سريالي تلويزيوني مجوزمي‌گيرد.

در این هفته اعلام شد که مازیار فلاحی و خشایار اعتمادی به زودی آلبوم های تازه خود را منتشر می کنند. در البوم اعتمادی، ترانه هایی از روزبه بمانی و علیرضا افکاری را خواهیم شنید و در آلبوم فلاحی، ترانه های خودش را.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مرور بر هنر هفته آخر آذر ماه

در اولین پنجشنبه دی ماه اخبار هنری هفته آخر آذر ماه را مرور می کنیم. اخباری از سینمای ایران و جهان، موسیقی کشور و جهان  و .... را با هم پیگیری می کنیم.

مروری بر هنر در هفته سوم آذر

در این هفته، با توجه به ایام تاسوعا و عاشورا حسینی، دنیای هنر از تلاطم زیادی برخوردار نبود. اما این به معنی سکون در هنر نیز نبوده است. به همین منظور مهمترین خبر های این هفته را به اختصار برایتان بازگو می کنم
مروری بر هنر در هفته دوم دی ماه هنر در هفته آخر بهمن حقایقی درباره فیلم تایتانیک لا لا لند جوایز گلدن گلاب را درو کرد مروری بر دنیای هنر

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
در تالار قشقایی ببینیم بادها برای ما می وزند " بادها به نفع کودکان می وزند " برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

تورهای موسیقی پرفروش سال ۲۰۱۱ تا امروز

در حالی‌ که در میانهٔ راه تابستان سال ۲۰۱۱ قرار داریم هنرمندان سرتاسر دنیا در رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر سعی‌ در فروش هرچه بیشتر بلیط کنسرت‌های خود در شهرهای مختلف دارند.

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند   دو نفر از اهالی موسیقی که هر دو دلبستگی خاصی به سینما دارند، قرار است با هم همکاری کنند. رضا یزدانی و کارن هامیونفر، هر دو با اینکه از اهالی موسیقی به شمار می روند اما سابقه سینمایی هم دارند. کارن همایونفر که موسیقی های زیادی برای فیلم های خوب سینمای ایران ساخته و از طرفی در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» رضا کاهانی هم بازی کرده. رضا یزدانی هم که هم سابقه بازیگری در فیلم ها را دارد و هم خوانندگی برای سینما. حالا این دو نفر قصد دارند آلبومی مشترک را منتشر کنند. رضا یزدانی، خارج از سیر معمول فعالیت‌های موسیقایی‌اش، آلبوم متفاوتی را با کارن‌همایونفر در حال کار کردن است: «در حال حاضر دو آلبوم را در دست ساخت دارم که اولی در ادامه‌ آلبوم‌های قبلی‌ام و با گروه خودم است و دومی آلبومی ا‌ست که قرار است با آهنگسازی کارن همایونفر منتشر کنم». او در این مرود همچنین گفته است: «در حال حاضر روی این آلبوم و همکاری‌ با همایونفر معطوف شده‌ام و با این حساب، انتشار آلبوم دیگرم، به تعویق خواهد افتاد. آنچنانکه فکر می‌کنم آلبوم من با همایونفر تا اواسط سال جاری منتشر شود و آلبوم دیگرم پایان سال جاری یا نیمه‌ نخست سال آتی روانه‌ بازار شود». به گفته این خواننده آلبوم جدیدش گویا فضایی کاملا متفاوت از آلبوم‌های قبلی خواهد داشت: «این آلبوم حالتی کلاسیک خواهد داشت. ۵ قطعه از این آلبوم که از قبل ساخته شده بود، با تدوین جدید در آلبوم قرار خواهد گرفت و ۷ قطعه‌ جدید، با اشعار و ترانه‌های جدید نیز به این آلبوم اضافه خواهد شد. در این ۵ قطعه، قطعه‌ «مرگ تدریجی یک رویا» و قطعه‌ «تهران؛ طهران» با تدوینی تازه در آلبوم جای می‌گیرد و ۳ قطعه‌ دیگر نیز قطعاتی هستند که قبلا برای فیلم‌ها مختلف ساخته شده بود ولی از آن‌ها استفاده نشده است. قطعات جدید هم از لحاظ آهنگ، وکال و تنظیم، کاملا متفاوت هستند و از چند شعر سپید و ترانه‌هایی با موضوع و فضاهای تازه استفاده شده است». ,
شب پر ستاره مازیار فلاحی باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد ویتنی هیوستون در گذشت اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

سهراب سپهری رکورد شکست

دومین حراج آثار هنری در سالن زرین هتل آزادی تهران برگزار شد که در جریان آن آثار هنری به مبلغ ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به فروش رفتند. گزارش تصویری از این حراجی: رکورد فروش متعلق به کاری از سهراب سپهری بود که به مبلغ هفتصد میلیون تومان بفروش رسید وصل و هجران اثری از علی شیرازی نیایش یک قهرمان از بهروز دارش این یک گاو گریان است اثری از عباس کیا رستمی

امیر آقایی در گالری سیحون

باز هم گالری سیحون و این بار همکاری با موسسه خیریه بهنام دهش پور.
نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش نمایشگاه عکس رضا میلانی موزه هایی که نمیشناسیم قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون

ادبیات

روز ملی عطار

فريد الدين محمد عطار، در كدكن نيشابور متولد شد و در همان شهر محل تولدش وفات یافت. تاريخ تولد و وفات عطار چنان با افسانه آمیخته شده که تاریخ دقیقی از آن در دست نیست. اما آنچه بطور قاطع می توان گفت آن است که وی در در طول قرن ششم می زیسته و تاريخ وفاتش نیز با حمله مغولان به نيشابور همزمان بوده است. آنچه تاریخ می گوید حاکی از آن است که عطار به دست مغولان کشته شده است. پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری كه همان دارو فروشی بود مشغول بوده و بسیار هم در این كار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین كار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می كرده و اطلاعی در دست نمی باشد كه نزد چه كسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی كه آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده كه معروفترین آن این است كه:"روزی عطار در دكان خود مشغول به معامله بود كه درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار كمك خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش كاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن كلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دكان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد." عطار، در شعر و ادبیات وامدار سنايي و مولوی است. هرچند عطار چه در نظم و چه در نثر استادانه سخنوری کرده است اما عمده شهرت عطار بخاطر آمیختگی عرفان با اشعار و نوشته های اوست. تذكرة‏الاولياء که گنجینه بزرگ نثر فارسی است، داستان زندگی صد عارف بزرگ است که با قلمی شیوا و ساده نگاشته شده است. منظومه‏هاي عطار نیز شامل الهي نامه، اسرار نامه ، منطق الطير، مصيبت نامه، مختارنامه و ديوان است. ديوان عطار شامل مجموعه غزليات، قصايد و ترجيعات اوست و مختارنامه حاوي رباعيات وي مي‏باشد. بجز اسرارنامه سه مثنوي الهي نامه، مصيبت نامه و منطق الطير داراي روايت داستاني واحدي است كه با مجموعه حكايات و تمثيل هاي فراوان همراه است.. هرچند تاریخ اشاره مستقیمی به خانواده عطار نمی کند اما به احتمال قوی وی همسر و فرزندانی داشته ،وی در آثارش با دیدی بسیار مثبت به زن می نگرد؛. زنان آثار عطار، رسالت هاي چندگانه‏اي را ايفا مي‏كنند. زن در نقش همسر، زن در نقش مادر، زن مظهر عشق و دلدادگي، زن مظهر پارسايي و توكل، زن مظهر زهد و پرهيزكاري و زن مظهر خردمندي وی مقام مادر خود را بسیار بالا برده و در وصق وی چنین سروده است: اگر چه رابعه صد تهمتن بود وليكن ثانبه اين نيك زن بود چنان پشتم قوي داشت آن ضعيفه كه ملك شرع را روي خليفه نبود او زن كه مرد معنوي بود سحرگاهان دعاي او قوي بود در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده كه او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یك سرباز مغول به شهادت رسیده كه شیخ بهاءالدین در كتاب معروف خود كشكول این واقعه را چنین تعریف می كند كه وقتی لشكر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام كردند و ضربت شمشیری توسط یكی از مغولان بر دوش شیخ خورد كه شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل كرده اند كه چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست كه مرگش نزدیك است. با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت:  در كوی تو رسم سرفرازی این است  مستان تو را كمینه بازی این است  با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت شاید كه تو را بنده نوازی این است مقبره شیخ عطار در نزدیكی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد.

دست ها

پیرزن پرسید: - این دستها را می بینی پسر ؟ و دستهای لاغر و كشیده اش را كه از آستنیهای چروك خورده ی پیراهن گلدارش بیرون افتاده بود بلند كرد و مانند دو چوب خشك مقابل چشمانش گرفت . روی صندلی چرخدار درب و داغونی نشسته بود و شاخه های پر برگ درخت چنار چنان بر سرش سایه انداخته بود كه گویی در آغوشش گرفته است . مقابلش پسر كوچك رفتگر با سر و رویی ژولیده پای جدول پیاده رو ایستاده بود . پسرك دسته ی بلند جارویی را كه هم قد خودش بود در بغل نگه داشته ، چشم به دهان فرورفته ی پیرزن دوخته بود . پیرزن علی رغم كهولت سنش ، صدایی صاف و محكم داشت . در حالیكه كف دستان استخوانی اش را به هم می كوفت ادامه داد : - این دستها روزهایی اصلا دوست ندارند تكان بخورند . چیزی را از جایی بردارند یا سرجایش بگذارند . مجبور می شوم هی این دو تا چیز اضافه را با خودم این طرف و آن طرف بكشانم . پسرك زل زد به دستهای پیرزن . تا حالا دستهایی به آن فرسودگی  ندیده بود . دستهای مادرش تا وقتی كه زنده بود همیشه در آب بود. هنگام  شستشوی لباس ها یا ظرف و ظروف مجالس مهمانی و حتا قالیچه و قالی های سنگین مردم . دستهای مادرش خنك ترین و خسته ترین دستی بود كه می شناخت . پیرزن گفت: - می دانی چیز اضافه یعنی چی ؟ همان موقع گربه ای كه یك لنگ مرغ به دندان گرفته بود از كنارشان گذشت . پسرك توجهش به گربه جلب شد .دیوانه ی بازی با گربه ها بود اما از وقتی كه پدرش اسیر مواد مخدر شده بود دیگر وقتی برای بازی با گربه ها نداشت . لبخند زد . پیرزن گفت : - گوش ات با منه یا نه ؟ نكنه تو هم از شنیدن حرفهای من خسته می شی ؟ پسرك با نگاه،گربه را كه زیر اتومبیل پارك شده ای می خزید دنبال كرد. پیرزن گفت : - ببین دارم با كی حرف می زنم . گذشت آن زمانها كه مردم فرسنگ ها راه را پای پیاده طی می كردند تا به دیدن آدمی بروند كه بیشتر از صد سال عمر كرده بود . مدتهای زیادی بود كه پیرزن از دو پا فلج شده بود . ولی دستهایش هنوز نیم جانی برای به حركت درآوردن چرخهای فرسوده ی صندلیش داشت . مردمی كه در آن حوالی زندگی می كردند او را می دیدند كه هر صبح پای درخت چنار نشسته است و با دستهایش گفت و گو می كند . همه او را دیوانه می دانستند اما اگر كسی پیدا نمی شد كه به پسرك امر و نهی كند ، دوست داشت مقابل پیرزن بایستد و به حرفهایش گوش كند. پیرزن آب نبات زعفرانی كوچكی به دست پسرك داد . وقتی مطمئن شد كه حواس پسر به اوست ، گفت : - من عمرم از صد گذشته و این دستها خیلی كارها برایم انجام دادند . دلم می خواست اگر پسری مثل تو داشتم ، دستهایم را به او می بخشیدم تا بتواند با آنها برای خودش كف بزند . همان طور كه حالا من برای تو كف می زنم . پیرزن سعی كرد كف دستهای لرزانش را به هم بكوبد . پسرك هر چه منتظر شد تا صدای كف زدن دستها را بشنود ، نشنید . پیرزن گفت: - باید یاد بگیری وقتی كارهای درست و حسابی انجام می دهی برای خودت كف بزنی … این طور . باز هم صدایی از دستها به گوش نرسید . پسرك برای اولین بار به زبان آمد : - من خیلی كارها انجام می دهم . خیابانها را جارو می زنم . قوطی های خالی و پلاستیك جمع آوری می كنم . غذای خودم و پدرم را می پزم و لباسهایم را می شویم . گاهی هم گلها را هرس می كنم . اما نمی دانم كدامیك درست و حسابی است . چهره ی پیرزن خندان شد : - من بچه ای را می شناسم هم قد و هیكل خودت اما هنوز نمی تواند لقمه ی غذا را درست بگذارد دهانش … پسر گفت : - بعضی وقتها تكه ای نان خشك پیدا می كنم و می گذارم دهانم . گاهی روزها اصلا چیزی پیدا نمی كنم . پیرزن گفت : - گرسنه بودن خیلی مهم نیست . فقط یاد بگیر به دستانت احترام بگذاری . و دستهایش را بلند كرد تا دوباره برای پسرك كف بزند اما نتوانست . آب دهانش روی چانه ی باریكش جاری شد و سرش كج شد و ناگهان به سرفه افتاد . پسر كه همیشه از سرفه ی آدمهای پیر وحشت داشت ، چوب جارویش را رها كرد و به طرف ظرف آبی كه داشت دوید . كف دستانش را از آب پر كرد و مقابل دهان پیرزن گرفت . پیرزن فقط كف دستهای پسر را بویید . پسر با انگشتان خیسش شقیقه های كبود پیرزن را مرطوب كرد و پیشانی سردش را با محبت نوازش كرد . پیرزن آرام گرفت . خیره به چشمان پسرك لبخند زد اما همان وقت مردی با لباس سرهمی خاك آلود ظاهر شد و داد زد: - هی پسر ، دوست داری با پس گردنی بیایم سراغت . پس كی می خواهی دستهای مرده شوریت را به كار اندازی ؟ پیرزن ترسید . نگاهش مانند پرنده ی وحشت زده ای شد كه ناگهان گرفتار طوفان شده است . چشمان غمگینش را به ارابه ی پر از خرت و پرت پسرك دوخت و آهی كشید. پسر چوب جارویش را برداشت و شروع به جارو زدن كرد . غبار از میان ساق پاهایش به هوا بر می خاست و در چشم و دهانش می نشست . كارش را از صبح زود آغاز كرده بود و هنوز خیابانهای زیادی مانده بود كه تا قبل از ظهر باید جارو می كشید . مرد قبل از آنكه ناپدید شود گفت : - ببینم بیكار ایستادی با دستهام خفه ات می كنم . پسرك مدتی مشغول كارش بود كه به انتهای خیابان رسید. قبل از آن كه راهش را به سمت دیگر كج كند ،ایستاد و نگاهی به پیرزن انداخت . سایه درخت كنار رفته و آفتاب به شانه های پیرزن رسیده بود .آرامشش را به دست آورده بود و بی توجه به گرمای روز ، برای گربه ای كه مقابلش نشسته بود و پاره گوشتی به دندان داشت ، دست می زد. صدای رسای پیرزن دلنشین ترین صدایی بود كه گویی در عمرش شنیده بود : - باید یاد بگیری وقتی كارهای درست و حسابی انجام می دهی برای خودت كف بزنی ... با آنكه می دانست پیرزن او را نمی بیند برایش دستی تكان داد و فریاد شادمانه ای سر داد . باید به كارش ادامه می داد . باید دستهایش را به كار می انداخت و نانی به دست می آورد  كپه ی آشغال ها را به هر زحمتی بود با بیل دستی توی ارابه اش خالی كرد و ارابه را به سمت خیابان دیگری راند.
رومن به روایت پولانسکی درگذشت شاعره لهستانی بامزه در فارسی میلاد مهدی (عج) مبارک باد عذاب وجدان