1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شاید اسم این هفته را بتوان هفته کم خبری در حوزه های هنری گذاشت. البته اگر اتفاق مهمی چون آغاز فستیوال کن را با بی انصافی نادیده بگیریم. اتفاقات مهم این هفته را در حوزه های مختلف هنری را مرور می کنیم تا دستمان بیاید چه خبر است:

*این هفته با برگزاری مراسم ختم ایرج قادری شروع شد. مراسمی که در مسجد الجواد میدان هفت تیر برگزار شد. این مراسم حواشی زیادی داشت. هجوم جمعیت باعث شد تا جمشید مشایخی را با آمبولانس از آنجا خارج کنند. مهناز افشار خیلی زود مجبور به ترک مراسم شد و پوری بنایی در لابلای جمعیت گم شده بود. این در حالی بود که مراسم خاکسپاری ایرج قادری بدون هیچ اطلاع رسانی و بدون حضور دیگر هنرمندان برگزار شد.

* این هفته، خداحافظی فریدون جیرانی با هفت، جدی شد. او در آخرین برنامه اش حضور پیدا کرد و خیلی غم انگیز با هفت و مخاطبانش خداحافظی کرد. بلافاصله بعد از آن خبر رسید که محمد خزاعی، دبیر جشنواره سی ام فیلم فجر، تهیه کننده این برنامه شده و جای جیرانی هم محمود گبرلو خواهد نشست. قبل از این اتفاق جمعی از سینماگران ایرانی در نامه ای از ضرغامی خواستند که «هفت» و «جیرانی» را حفظ کند. امضاکنندگان این نامه چهره های سرشناسی بودند: مسعود کیمیایی/ داریوش مهرجویی/ مسعود جعفری‌جوزانی/ ابراهیم حاتمی‌کیا/ احمدرضا درویش/ رضا میرکریمی/ بهروز افخمی/ علیرضا داودنژاد/ رسول صدرعاملی/ ابوالحسن داودی/ همایون اسعدیان/ سعید سهیلی/ مازیار میری/ رامبد جوان/ بیژن امکانیان/ مرتضی شایسته/ غلامرضا موسوی/ سید جمال ساداتیان/ داود رشیدی/ محمد پیرهادی/ علی سرتیپی/ فرشته طائرپور/ مریلا زارعی/ امین حیایی/ ماهایا پطروسیان/ مهناز افشار/ حامد بهداد/ محمود کلاری/ علیرضا زرین‌دست/ علیرضا امینی/ علی معلم/ مهدی کرم‌پور/ سعید راد.

* کشته شدن سه کودک در جشن «باغ شادونه» در خرمدره، همه اخبارهنری را تحت تاثیر قرر داد. این اتفاق وقتی توسط فرماندار خرمدره رسانه ای شد، شوک بزرگی به خانواده ها وارد کرد. بعد از این بود که خیلی ها نسبت به این اتفاق واکنش نشان دادند. واکنش خسرو معتضد در میان همه بیش از همه بود که خاله شادونه را به بی هنری که فقط بلد است صدایش را نازک و میو میو کند، متهم کرده بود، تند و تیزتر بود. در نهایت ملیکا زارعی (خاله شادونه) بعد از چند روز در متن تسلیتی اعلام کرد که فعلا به علت مشکلات روحی که برایش به وجود آمده از اجرای این برنامه و همکاری با گروه سازنده «باغ شادونه» انصراف می دهد.

* در این هفته، فیلم های تازه ای به پرده سینماها رسیدند. «آخرین سرقت» به کارگردانی پدرام عیلزاده و با بازی پوریا پورسرخ، نیما شاهرخ شاهی، خاطره اسدی، مریم سعادت و مجید مشیری، «روزهای زندگی» به کارگردانی پرویز شیخ طادی و بازی حمید فرخ نژاد و هنگامه قاضیانی، «چک» به کارگردانی کاظم راست گفتار و با بازی همایون ارشادی، فرهاد آئیش، شاهرخ استخری و ...؛

* پیوستن ستاره های رنگ و وارنگ دیگر به پروژه «قلب یخی» از دیگر اتفاقات این هفته بود. قبلا نامهای مهمی چون هدیه تهرانی و هانیه توسلی و مهران مدیری در این لیست به چشم می خورد. اما در این هفته، نامه هایی چون پژمان بازغی، محمدرضا فروتن، میلاد کیمرام و رضا کیانیان هم در این نامها دیده شدند.

* جشنواره بین المللی کن، کار خود را آغاز کرد. در این جشنواره، فیلم «یک خانواده محترم» به کارگردانی مسعود بخشی و با بازی بابک حمیدیان، مهرداد صدیقیان، آهو خردمند و مهران احمدی از ایران حضور دارد. همچنین هیاتی که به سرپرستی حسن نجاریان، قائم مقام بنیاد سینمایی فارابی از ایران راهی این جشنواره شدند، عبارت بودند از: شفیع آقامحمدیان (مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی)، هاشم میرزاخانی (مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران)، محمدرضا عباسیان (مدیرعامل موسسه رسانه‌های تصویری)، امیر اسفندیاری (مدیر بین‌الملل بنیاد سینمایی فارابی)، محسن علی‌اکبری» (تهیه‌کننده و عضو شورای‌عالی سینمای ایران)، «فرهاد اصلانی» (بازیگر) و «هنگامه قاضیانی» (بازیگر) بودند. در بخش بازار کن هم فیلم «آشنایی با لیلا» اثر عادل یراقی با بازی لیلا حاتمی، بهاره رهنما و خود یراقی هم اکران خواهد شد. این فیلم را یراقی با عباس کیارستمی نوشته است.

* زنگ افتتاحیه تئاتر «پدرخوانده ناپلی» را استاد سمندریان این هفته به صدا درآورد. این تئاتر را بابک محمدی کارگردانی کرده و در آن مریم سعادت، پرستو گلستانی، امیر غفارمنش و ... بازی می کنند.

* آلبوم «قصه زندگی» این هفته منتشر شد. آلبومی که بعد از سال ها ایرج آن را خوانده است.

* این هفته جشن رونمای از کتاب «تنها شدم وای» در کافه کا برگزار شد. این کتاب مجموعه ترانه های فرید احمدی است که خیلی ها او را با قطعه های بنیامین می شناسند. میزبان این جشن رونمایی هم بنیامین بهادری و فرید احمدی بودند و هنرمندان و شاعران زیادی در این رونمایی خودمانی شرکت داشتند.

* حضور رضا صادقی در کنسرت رستاک، باعث شد تا این اجرا بیش از پیش خبری شود. رضا صادقی اصولا به علت مشکلات جسمی نمی تواند در هر مراسمی شرکت کند. اما حضور او در این کنسرت و استقبال هواداران رستاک از او، خیلی خبرساز شد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

مروری بر هنر در هفته چهارم مرداد

در آخرین پنجشنبه مرداد ماه اخبار هنری ایران و جهان را مرور می کنیم. ابتدا ازاظهار نظر کارگردان کهنه کار سینمای ایران در مورد فیلم های ارسالی به اسکار باخبر می شوید، همچنین نمایندگان سینمای ایران در جشنواره فیلم مونترال را می شناسید و در ادامه دامنه تیغ سانسور ارشاد را اندازه گیری می کنید که این بار سفری در زمان داشته و تذکراتی را به یک اثر شامخ قرن ششمی وارد دانسته است.در ادامه و در سینمای جهان مت دیمون را می بینیم که سودای سیاست به سر دارد و همینطور تولد جیمز کامرون خالق آثاری چون آواتار و تایتانیک را تبریک می گوییم. 26 مردادسالروز مرگ الویس پریسلی یا همان " سلطان" نیز هست در همین مطلب مختصری از زندگی او را می خوانید.

مهران مدیری به قلب یخی پیوست!

مهران مدیری، ستاره بعدی است که به فصل سوم قلب یخی پیوسته است. پیش از او حضور هدیه تهرانی در این مجموعه قطعی شده بود. با اینکه حدودا یک ماه پیش زمزمه هایی مبنی بر حضور مدیری در این سریال شنیده می شد، اما گویا بالاخره این شایعات تائید شده و مهران مدیری قرار است در فصل سوم قلب یخی بازی کند. این فصل را سامان مقدم کارگردانی می کند ولی هنوز از نویسنده خاصی که کار نگارش این مجموعه را بر عهده داشته باشد، نامی برده نشده است. در فصل های پیشین قلب یخی، محمدحسین لطیفی کارگردان بود و حامد عنقا، نویسنده. دو فصل قبلی هم ستاره های گل درشتی داشت. از الناز شاکردوست و امین حیایی گرفته تا حسین یاری، حمید فرخ نژاد و ... . مهران مدیری این روزها خودش هم قهوه تلخ را دوباره به شبکه نمایش خانگی روانه کرده و جالب است که توافق کرده در سریال رقیب هم بازی کند.
حقایقی درباره فیلم تایتانیک نامزدهای اسکار 2014 50 قرار اول تاخت و تاز بازیهای تاج و تخت در امی امسال مروری بر هنر در هفته ای که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد بادها برای ما می وزند

مطالب تصادفی

موسیقی

بردی از یادم

هنوز که هنوزه، وقتی این شعر توسط هر خواننده ای باز خوانی می شود، ما را یاد خواننده اصلی این شعر و خانم دلکش می اندازد. عصمت باقر پور، معروف به دلکش درست در زمانی که درخشش قمر الملوک وزیری رو به کاهش بود، توسط پرویز خطیبی کشف شد.

ویتنی هیوستون در گذشت

ویتنی هیوستون، خواننده محبوب رنگین پوست  شب گذشته، در هتل هیلتون بورلی هیلز، در سن 48 سالگی، درگذشت. پلیس هنوز علت مرگ او اعلام نکرده است. اما با اطمینان کامل ذکر کرده که نشانی از قتل پیدا نشده است.
هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم پشت ستاره ها/ لاله پورکریم جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره گروه دارکوب می کوبد گرانترین آلبوم موسیقی جهان

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

رقص در زندگی و میراث پدر، داستان زندگی پدر و دختر هنر باله ایران

در طول سال ها، میراث ارمنی – ایرانی سرکیس جانبازیان، پدر باله ایران، عشق به طراحی رقص و طبیعت از عوامل اثرگذار بر تم رقص های دخترش آناجانبازیان بوده است.   در آن زمان کشیش کلیسای ارامنه شهر قزوین هر چند از قدرت و توانایی لازم برخوردار نبود، اما توانست به طور پنهانی امکاناتی را به وجود بیاورد که سرکیس بتواند به تدریس و ترویج رقص بپردازد: پدرم در آن روزها روی پشت بام کلیسا به علاقمندان درس باله می داد. استاد و شاگردانش از نردبان چوبی که کشیش در اختیارشان گذاشته بود بالا می رفتند. بعضی از شاگردان آنقدر کوچک بودند که پدرم ناچار آنها را بغل می کرد و از نردبان به پشت بام می برد. سرکیس جانبازیان پس از اجرای چند باله و تشویق مردم قزوین در سال ۱۳۲۰ به تهران رفت و اولین هنرستان باله را در این شهر پایه گزاری کرد. او بعدها گفته بود: در روسیه درس باله یاد گرفتم اما ایران به من درس زندگی آموخت. آنا جانبازیان می گوید: پدرم انرژی بی حد وحساب و پایان ناپذیری داشت. او روح بزرگی بود که هنگام رقص هرگز حتی برای یک لحظه هم نمی توانستید چشم از او بردارید. بیشتر اوقات کودکی من به تماشای رقص درکلاس های پدرم می گذشت. وقتی که کلاس تمام می شد، آن وقت نوبت من بود که روی زمین چوبی بازی کنم و رقص های خودم را طراحی کنم. من در چنین محیطی بزرگ شدم. شنیدن موسیقی، تماشای اجراهای کم نظیر و ادای رقصندگان دیگر را درآوردن سرکیس جانبازیان در طول دوران ۲۷ سال فعالیت های حرفه ای در ایران شاگردان و مربیان بی شماری تربیت کرد، جوایز و مدال های زیادی به دست آورد و به دلیل علاقه زیادی که به زبان و داستان های ایرانی داشت چند باله بر اساس آثار ادبی ایرانی از جمله \\رستم و تهمینه را به کمک احسان یارشاطر، استاد زبان و ادبیات فارسی، به روی صحنه برد. پس از مرگ ناگهانی سرکیس جانبازیان بر اثر سکته قلبی در ۵۰ سالگی، همسرش، فلور، به اداره هنرستان رقص او ادامه داد. آنا جانبازیان که هنگام مرگ پدر یازده ساله بود در اواخر دهه ۶۰ میلادی برای ادامه تحصیل در رشته باله به دانشگاه و انستیتوی آموزش و پرورش رقص و طراحی ایروان در ارمنستان شوروی رفت. آنا جانبازیان، که فوق لیسانس خود را در رشته طراحی رقص مدرن از دانشگاه لس آنجلس دریافت کرده است، به دلیل رقص های آبستره، انتزاعی و متفاوتش، جایگاهی یگانه در صحنه طراحی باله مدرن ایران دارد. خانم جانبازیان می گوید: رقص برای من در قدم های طراحی شده خلاصه نمی شود، بلکه چشمی است که با آن می بینم و زبانی است که با آن تکلم می کنم و از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار می کنم. آناهید (آنا) جانبازیان از سه سالگی در هنرستان پدرش، استاد باله، سرکیس جانبازیان، به یادگیری رقص پرداخت. در ۵ سالگی در تالار فرهنگ شهر تهران به اجرای برنامه پرداخت، در ۷ سالگی رسما به فراگیری فنون باله کلاسیک پرداخت و بعدها تا هنگام ترک ایران علاوه بر تعلیم و تربیت شاگردان و مربیان بی شمار، بیش از ۱۰۰ باله تئاترال را روی صحنه برد. خانم جانبازیان مدت کوتاهی پس از مهاجرت به آمریکا بنیاد باله جانبازیان را در شهرگلندل پایه گزاری کرد. او همزمان در دانشگاه لس آنجلس به تحصیل مشغول شد و فوق لیسانس خود را در رشته طراحی رقص مدرن دریافت کرد. او در طول سال ها در فستیوال های مختلف و برنامه های فرهنگی گوناگون باله مدرن و رقص های محلی و فولکلوریک ایران و ارمنستان را به نسل تازه ای از ایرانیان و ارامنه مهاجر و تماشاگران غیر ایرانی معرفی کرده است. امروز، بیش از هفتاد سال پس از تاسیس اولین هنرستان باله در ایران، آنا جانبازیان، راهی را که پدرش سرکیس جانبازیان سال ها پیش و علی رغم مشکلات موجود پیمود، در دیاری دیگر ادامه می دهد: آکادمی ما امروز هنوز هم بر اساس باله کلاسیک پایه ریزی شده و کار می کند. چرا که بعد از فراگیری صحیح باله هر نوع رقص دیگری را هم می توانید به آسانی یاد بگیرید. هدف دیگر ما، همان مقابله با طرز تلقی عموم از رقص است که در جامعه ایرانی هنوز هم به آن به عنوان یک سرگرمی و نه یک هنر نگاه می شود. آنا جانبازیان، که فوق لیسانس خود را در رشته طراحی رقص مدرن از دانشگاه لس آنجلس دریافت کرده است، به دلیل رقص های آبستره، انتزاعی و متفاوتش، جایگاهی یگانه در صحنه طراحی باله مدرن ایران دارد. خانم جانبازیان می گوید: رقص برای من در قدم های طراحی شده خلاصه نمی شود، بلکه چشمی است که با آن می بینم و زبانی است که با آن تکلم می کنم و از طریق آن با دیگران ارتباط برقرار می کنم. آناهید (آنا) جانبازیان از سه سالگی در هنرستان پدرش، استاد باله، سرکیس جانبازیان، به یادگیری رقص پرداخت. در ۵ سالگی در تالار فرهنگ شهر تهران به اجرای برنامه پرداخت، در ۷ سالگی رسما به فراگیری فنون باله کلاسیک پرداخت و بعدها تا هنگام ترک ایران علاوه بر تعلیم و تربیت شاگردان و مربیان بی شمار، بیش از ۱۰۰ باله تئاترال را روی صحنه برد. سرکیس جانبازیان که برای نخستین بار امکاناتی به وجود آورده بود تا زنان ایرانی بتوانند در کلاس های رقص حرفه ای شرکت کنند و اصول باله کلاسیک را بیاموزند، درسال ۱۲۹۲ خورشیدی در آرماویر ارمنستان به دنیا آمد. او در لنینگراد (سن پترزبورگ) به فراگیری فنون باله پرداخت و پس از فارغ التحصیلی از آکادمی رقص واگانوا و دانشگاه لزگاف با پیوستن به گروه باله کیرف و تدریس رقص به شهرت چشمگیری دست یافت. درسال ۱۳۱۷ درنتیجه فشارهای دولت شوروی سابق برمردم ارمنستان، بسیاری از آنها راهی کشورهای دیگر شدند. سرکیس جانبازیان هم به همراه خانواده اش به ایران مهاجرت کرد. اما در آن زمان ارامنه اجازه نداشتند در تهران زندگی و یا کار کنند و درنتیجه خانواده جانبازیان در قزوین ساکن شدند. سرکیس جانبازیان از همان زمان تصمیم داشت با تاسیس کلاس های رقص و آموزش شاگردان در قزوین به اجرای باله بپردازد. اما وقتی برای طرح این پیشنهاد و گرفتن مجوز به شورای شهر رجوع کرد با مخالفت و توهین اعضای آن ها روبرو شد. سرکیس جانبازیان در طول دوران ۲۷ سال فعالیت های حرفه ای در ایران شاگردان و مربیان بی شماری تربیت کرد، جوایز و مدال های زیادی به دست آورد و به دلیل علاقه زیادی که به زبان و داستان های ایرانی داشت چند باله بر اساس آثار ادبی ایرانی از جمله رستم و تهمینه را به کمک احسان یارشاطر، استاد زبان و ادبیات فارسی، به روی صحنه برد. پس از مرگ ناگهانی سرکیس جانبازیان بر اثر سکته قلبی در ۵۰ سالگی، همسرش، فلور، به اداره هنرستان رقص او ادامه داد. آنا جانبازیان که هنگام مرگ پدر یازده ساله بود در اواخر دهه ۶۰ میلادی برای ادامه تحصیل در رشته باله به دانشگاه و انستیتوی آموزش و پرورش رقص و طراحی ایروان در ارمنستان شوروی رفت. خانم جانبازیان پنج سال بعد و پس ازفارغ التحصیلی در رشته های باله و رقص های محلی صحنه ای به تهران بازگشت و به تدریس در هنرستان باله جانبازیان پرداخت: چندین سال طول کشید تا بالاخره توانستیم به آکادمی باله پدرم سرو صورتی بدهیم و آن را به وضعیت قبلی برگردانیم. خانم جانبازیان مدت کوتاهی پس از مهاجرت به آمریکا بنیاد باله جانبازیان را در شهرگلندل پایه گزاری کرد. او همزمان در دانشگاه لس آنجلس به تحصیل مشغول شد و فوق لیسانس خود را در رشته طراحی رقص مدرن دریافت کرد. او در طول سال ها در فستیوال های مختلف و برنامه های فرهنگی گوناگون باله مدرن و رقص های محلی و فولکلوریک ایران و ارمنستان را به نسل تازه ای از ایرانیان و ارامنه مهاجر و تماشاگران غیر ایرانی معرفی کرده است. امروز، بیش از هفتاد سال پس از تاسیس اولین هنرستان باله در ایران، آنا جانبازیان، راهی را که پدرش سرکیس جانبازیان سال ها پیش و علی رغم مشکلات موجود پیمود، در دیاری دیگر ادامه می دهد: آکادمی ما امروز هنوز هم بر اساس باله کلاسیک پایه ریزی شده و کار می کند. چرا که بعد از فراگیری صحیح باله هر نوع رقص دیگری را هم می توانید به آسانی یاد بگیرید. هدف دیگر ما، همان مقابله با طرز تلقی عموم از رقص است که در جامعه ایرانی هنوز هم به آن به عنوان یک سرگرمی و نه یک هنر نگاه می شود.  

برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران

بوستان ولایت که به مناسبت سوم خرداد روز آزاد سازی خرمشهر افتتاح شده، اکنون قرار است که سردیس زنان مفاخر ایران در این بوستان نصب شوند.
گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد امیر آقایی در گالری سیحون تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

ادبیات

دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری

  ۲۰۰ سال از مرگ مارکی دو ساد می گذرد؛ نویسنده و فیلسوف فرانسوی که منادی بی بند و باری، لجام گسیختگی و آزادی مطلق جنسی بود و به خاطر ایده های غیر متعارف و جسورانه اش که برخلاف قوانین اخلاقی و اجتماعی و مذهبی جامعه فرانسه قرن هجدهم بود. مارکی آلفونز فرانسوا دو ساد در ۱۲ ژوئن ۱۷۴۰؛ در خانواده ای اشرافی در فرانسه به دنیا آمد. ساد، زندگی جنجالی و پرماجرایی داشت و بارها به اتهام لواط، ارتباط با روسپی‌ها و تجاوز و آزار جنسی زنان، کفرگویی و توهین به مذهب، دستگیر و زندانی شد و دو بار نیز به اعدام با گیوتین محکوم شد اما هر دو بار از زندان گریخت. ساد مجموعا سی سال از عمرش را در زندان گذراند و سرانجام در دوم دسامبر ۱۸۱۴ در تیمارستان شارنتون در حومۀ پاریس درگذشت. ساد، بیشتر رمان ها و نوشته های فلسفی و ادبی اش را در درون زندان و یا تیمارستان شارنتون نوشت. داستان‌ها و نوشته‌های او مدت‌ها اجازه انتشار نداشت اگرچه اغلب آنها از جمله "کشیش و مرد محتضر"، " ژوستین"، " فلسفه اتاق خواب"، "ژولیت"، " بدبختی های فضیلت" و "جنایت های عشق" در فاصله بین سال های ۱۷۸۲ تا ۱۸۰۰ به طور مخفیانه در فرانسه منتشر شد. بارها به زندان افتاد، تا پای گیوتین رفت و سی سال از عمرش را در زندان های مختلف گذارند و سرانجام در تیمارستان/زندان شارنتون درگذشت. به همین مناسبت، موزه دورسه پاریس، نمایشگاهی از نوشته ها، نقاشی ها و فیلم هایی ترتیب داده که بر مبنای ایده های ویرانگر مارکی دو ساد خلق شده اند. در این نمایشگاه که از روز ۱۳ نوامبر با عنوان "ساد: حمله به خورشید" برپا شده و تا ۲۵ ژانویه ادامه دارد، چالش ساد و پیروان او در هنر و ادبیات با مذهب، اخلاق، قراردادهای اجتماعی، مرزها و محدودیت ها و امیال جنسی افسارگسیختۀ آدمی به نمایش گذاشته شده است. گریز از قانون و قراردادهای اجتماعی، یورش به مذهب، اخلاق و پاک‌دامنی و هواداری از هرزگی و لذت جنسی و بی اعتقادی به عشق، مهمترین ویژگی های تفکر ساد و آثار سادومازوخیستی اوست که در کتاب هایی چون "فلسفه در اتاق خواب"، "ژوستین"، "داستان ژولیت"، نمایشنامۀ "مکالمهٔ کشیش و مرد محتضر" و "۱۲۰ روز سودوم" بازتاب یافته است. ساد یکی از تاثیرگذارترین چهره های فلسفی، هنری و ادبی اواخر قرن هیجدهم بود که دامنۀ تاثیر او به ادبیات و هنر قرن نوزدهم و بیستم نیز کشیده شده است. جنون، صراحت، بی پروایی و لجام گسیختگی ساد برای بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و متفکران جهان از گیوم آپولینر و پیکاسو و رودن گرفته تا فروید، آدورنو، لاکان، بونوئل، پازولینی و سوزان سونتاگ، جذاب و الهام بخش بود. بازدید از این نمایشگاه به خاطر برخی تصاویر خشن، اروتیک و پورنوگرافیک آن برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است. پوستر نمایشگاه، تابلویی است از فرانتس فون اشتوک، هنرمند سمبولیست آلمانی است با عنوان "جودیت و هولوفرن" که در سال ۱۹۲۷ بر مبنای یک افسانۀ معروف عهد عتیق خلق شده است. در این تابلو، جودیت برهنه با شمشیر بر بالین هولوفرن جنگجو که در خواب است، ایستاده و می خواهد سر او را از تن جدا کند. انی لو برون، نویسندۀ کتاب "ساد: یک ورطۀ ناگهانی" که مسئولیت برگزاری این نمایشگاه را به عهده دارد، دربارۀ اهداف این نمایشگاه به بی‌بی‌سی می گوید: " این نمایشگاه تاثیر انقلابی نوشته های ساد را هدف قرار داده است. یکی از اهداف این نمایشگاه، این است که ضمن معرفی تاثیر ساد و اندیشه های او در دوران معاصر، جایگاه و اهمیت او در قرن های هیجدهم و نوزدهم و حساسیت شدید او به عصرش را نیز نشان دهد، حساسیتی که باعث طرد و لعنت ساد و اندیشه هایش از طرف جامعه شد." تم های اصلی نمایشگاه، درنده خویی میل انسان، انحراف جنسی، افراط، و تخیلات و هوس های هولناک و عجیب غریب ساد است که در کارهای هنرمندانی چون گویا، رودن، انگر، پیکاسو، ماکس ارنست، هانری ماسون و من ری منعکس شد است. به گفتۀ خانم لو برن، "نمایشگاه ساد نشان می دهد که چگونه هنرمندی مثل ساد توانست با طرح ایده هایی انقلابی و شجاعانه در زمینه سکس و بدن انسان، اخلاق و مذهب، این جرات را به هنرمندان و نویسندگان پس از خود ببخشد که آزادانه و بی پروا درباره موضوع هایی حرف بزنند که پیش از ساد امکان پذیر نبود." گی کوژه وال، مدیر موزه دورسه نیز در مورد اهمیت این نمایشگاه می گوید: "این نمایشگاه، تکریم تاریخ هنر است و سعی ما این بوده که با نگاهی منصفانه، به عمق آثار ساد و اندیشه هایش نفوذ کنیم. پیامی که امروز به واسطۀ این نمایشگاه عمیق و پرشکوه به ما می رسد، تصویری از زندگی و تاثیر ساد بر هنر، ادبیات و اندیشه انسانی است." با گشت و گذاری در این نمایشگاه و از خلال آثار ارائه شده، به دامنۀ عظیم و گستردۀ تاثیر ساد بر ادبیات، سینما و هنرهای تجسمی در طول بیش از دو قرن پی می بریم. سینمای سادیستی ورودی نمایشگاه ساد، اتاق تاریکی است که از آن مونیتورهای بزرگی آویزان شده که هر کدام کلیپ هایی از فیلم هایی را که با الهام از آثار مارکی دوساد ساخته شده اند و یا درونمایه سادوماژوخیستی دارند، نشان می دهند. فیلم هایی که برای نمایش در این نمایشگاه انتخاب شده اند، بیانگر تاثیرپذیری یا تلاش فیلمسازان مختلف از سراسر جهان از اسپانیا گرفته تا بریتانیا و ژاپن برای ورود به دنیای ساد و بهتصور کشیدن اندیشه های ویران کنندۀ اوست.   عکس: دستنوشته یکی از کتابهای دوساد

کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش!

دیروز، رمانی دیگر از کورت ونه گات در ایران منتشر شد. اسم این کتاب، «پیانوی خودنواز» است. زهرا طراوتي، مترجم اثر این خبر را اعلام کرد و گفت: «کورت ونه‌گات نويسنده‌ ضدجنگ ادبيات معاصر آمریكاست كه رمان «پيانوي خودنواز» را از بهترین رمان‌های خود می‌داند. او در کارنامه‌ي ادبی‌اش به اين رمان نمره‌ A داده است.» داستان اين رمان با تمی پست‌مدرن اما روایتی کلاسیک به دنیای 50 سال آینده‌ آمریکا می‌پردازد؛ دنیایی ماشینی که ماشین‌ها بر انسان‌ها حکم‌فرمانی می‌کنند، آن‌ها کار انسان‌ها را می‌دزدند و انسان‌‌ها بی‌کار، واخورده و گوشه‌نشین می‌شوند. در نهایت، انسان‌های سرخورده از ماشین و سیستم در پی انقلابی صنعتی علیه ماشین‌ها برمی‌آیند. داستان روایتی جذاب از زندگی «پل پروتز» و زندگی خانوادگی اوست که به مرور در رشد این انقلاب تأثیر می‌گذارد. «پيانوي خودنواز» در 432 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قيمت 9000 تومان از سوي انتشارات سبزان منتشر شده است. از ديگر آثار كورت ونه‌گات كه تا كنون به فارسي ترجمه شده است، می توان به رمان‌هاي «گهواره‌ي گربه»، «شب مادر»، «محبوس»، «خدا خیرت بدهد آقای رزواتر» و «سلاخ‌خانه‌ي شماره‌ي پنج»  اشاره کرد.
من راه خانه ام را گم کرده ام ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد یادداشتهای ژوزه جلسات حافظ شناسی در فرهنگسرای ملل