1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نشريه‌ي سينمايي هاليوود ريپورتر نوشت: فيلم «پله‌ي آخر» ساخته‌ي علي مصفا يادآوري دوباره‌ي اين واقعيت است كه سينماي ايران سرشار از فيلمسازان در سطح جهاني است.
به گزارش ايسنا، در پي نمايش فيلم «پله‌ي آخر» به كارگرداني و نويسندگي علي مصفا در جشنواره‌ي كارلووي‌ واري كه موفق به كسب دو جايزه‌ي فيپرشي و بهترين بازيگر زن (ليلا حاتمي) شد، نشريه‌ي معتبر هاليوود ريپورتر به نقد اين فيلم پرداخت و لب به تحسين آن گشود.
اين نشريه‌ي سينمايي نوشت: پس از آنكه سينماي ايران از موفقيت بي‌سابقه «جدايي نادر از سيمين» اصغر فرهادي در كسب جايزه‌ي اسكار و قرار گرفتن در كانون توجه جهاني لذت برد، به نظر مي‌رسد اين‌بار نوبت فيلم «پله‌ي آخر» است كه در جشنواره‌هاي بين‌المللي بدرخشد و فروش جهاني قابل‌توجهي به دست آورد؛ حتي اگر به خاطر ستاره‌ي فيلم «جدايي» و همسر كارگردان فيلم (علي مصفا) باشد.
هاليوود ريپورتر در ادامه‌ آورده است: «پله‌ي آخر» آميزه‌اي از معماي پليسي، مثلث عشقي و تفكر شاعرانه به مرگ است؛ يك درام جذاب از ايران معاصر. ليلا حاتمي كه بي‌شباهت به "ايزابلا روسليني" (بازيگر سرشناس ايتاليايي) نيست، در اين فيلم كمتر از علي مصفا مقابل دوربين رفته است كه نه تنها در نقش نويسنده و كارگردان ظاهر شده، بلكه در كنار همسرش به نقش‌آفريني نيز پرداخته است.
در اين فيلم علي مصفا در نقش خسرو و همسر ليلي (ليلا حاتمي) بازي مي‌كند و داستان فيلم درباره‌ي يك مهندس معمار مبتلا به بيماري است كه مي‌ميرد و البته از همان ابتدا مخاطب با روايتي طعنه‌آميز از اين موضوع آگاه مي‌شود كه اين يادآور "ويليام هولدن" در فيلم «سان‌ست بولوار» يا "كوين اسپيسي" در فيلم «زيباي آمريكايي» است.
به گزارش هاليوود ريپورتر، فيلم «پله‌ي آخر» وقايع را به شكل غيرخطي و نامنظم روايت مي‌كند و به شكل كنايه‌آميز به بازگويي روابط پيچيده‌ي احساسي و دلايل مرگ خسرو (علي مصفا) مي‌پردازد. اين فيلم به طور نسبي برگرفته از رمان «مرگ ايوان ايليچ» اثر "تولستوي" و رمان «مردگان» اثر "جيمز جويس" است، گرچه موسيقي، شعر و طنز تنيده شده در روايت فيلم مستقيما برگرفته از ادبيات كلاسيك فارسي است.
ساختار غيرخطي روايت اين فيلم نوعي حس امپرسيونيستي در مخاطب ايجاد مي‌كند كه گويا چيزي در داستان فيلم مبهم است، اما علي مصفا با اضافه كردن مايه‌ي كمدي به جذابيت فيلم افزوده است.

«پله‌ي آخر» در اولین نمایش خود در سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و جایزه‌ي بهترین فیلمنامه اقتباسی را نیز به خود اختصاص داد. اين دومین ساخته‌ي بلند علی مصفا و اولین حضور بین‌المللی آن در جشنواره‌ي كارلووي‌واري بود
لیلا حاتمی پس از دریافت جایزه اش، آنرا به مادرش تقدیم کرد.
همچنین «پله آخر» در بخش غیر رسمی جشنواره، جایزه منتقدان فیلم بین‌المللی(فیپرشی) را دریافت کرد. این جایزه در مراسمی که پیش از اختتامیه برگزار شد و در آن جوایز جنبی جشنواره اهدا شد، به علی مصفا تقدیم شد. «پله آخر» برای دریافت جایزه گوی بلورین بهترین فیلم جشنواره کارلووی‌واری با یازده فیلم دیگر رقابت می کرد.

به گزارش خبرگزاری هنر«آرتنا»، كامران عدل عكاس كشورمان در راستای ماندگاري و جلوگيري از تخريب عکس های دوران دفاع مقدس به خبرنگار «آرتنا»، گفت: عكس با توجه به جایگاه خاص خود در ثبت و ضبط رخداد هاي مهم كشور، می بایست به این مهم توجه داشت براي ماندگاري و جلوگيري از تخريب بايد در يك محيط مناسب و تعريف شده با اصول حرفه اي  با بهترين امكانات و تجهيزات مدرن مورد محافظت قرار بگيرند .
وي افزود : طی دوران هشت سال دفاع مقدس، گوشه هاي مختلف اين رخداد مهم داخلي در توسط  هنرمندان عکاس ما ثبت و ضبط  شده است. حال براي انتقال و نشان دادن این ارزش هاي و دلاورمردی های دوران دفاع مقدس به قشر جوان در هر مقطع زماني به ويژه ايامي مانند هفته دفاع مقدس نیاز به برگزاری نمایشگاههای مختلف برای زنده نگه داشتن این خاطرات می باشد .
اين عكاس كشورمان تصريح كرد :مديريت حوزه فرهنگ و هنر به ويژه در بخش محافظت از ميراث فرهنگي و ملي به خصوص در حوزه عكس در بخش دوران دفاع مقدس، با توجه به شنيده هاي ما عكس هاي دوران جنگ تحميلي و به دليل نبود نظارت درست و سيستم نگهداري صحيح و اصولي با آخرين متد هاي حرفه اي در دنيا از ضعف هاي زيادي برخوردار است .
عدل اضافه كرد: تخريب عكس هاي دفاع مقدس به عنوان آثار تاریخی و ملی  به علت عدم توجه جدي مدیریت درست فرهنگی ونگهداری در فضاي نامناسب فعلي؛ رسيدن به مرز نابودي وتخريب تعجب آور نيست . اين عكاس كشورمان اظهار داشت: تقدير و قدرداني از هنرمندان ثبت اين بخش از تاريخ ايران، و حفظ ارزشها هرچند در قالب فيلم و به ويژه عكس، به دليل تبديل اين يادگاري ها از دوران جنگ تحميلي به تاريخ و بخشي از تمدن ما در هزاران سال آينده لازم وضروري است

استاد حمید سمندریان نویسنده و کارگردان پیشکسوت تئاتر به دلیل بیماری سرطان کبد حدود ساعت 5 صبح امروز پنجشنبه 22 تیرماه دارفانی را وداع گفت. حمید سمندریان در سال 1310 در تهران متولد شد و صبح امروز در سن 82 سالگی درگذشت.
سمندریان استاد بزرگترین هنرمندان تئاتر و سینما و تلویزیون صبح روز شنبه 24 تیرماه از مقابل سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر به سمت دیار باقی تشییع می‌شود.

اما در مراسم آغاز نمایش"33درصد نیل سایمون" نوشته محمد یعقوبی عصر روز چهارشنبه (بیست و یکم)21 تیر ماه با حضور جمعی کثیری از هنرمندان و اصحاب رسانه در مجموعه تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد. ستاره اسکندری مدیر تهیه و تولید این نمایش پس از نواختن زنگ آئین افتتاح نمایش "33 درصد نیل سایمون" و خیر مقدم به حاضرین در این مراسم گفت: قرار بود زنگ آیین آغاز این نمایش با دستان توانای استاد حمید سمندریان نواخته شود که متاسفانه این امر میسر نشد. اما دلخوشیم به بودن اش در لحظه لحظه این نمایش و باید بگویم به پشتوانه اوست که این اثر امروز روی صحنه می رود زیرا  از او آموختیم که صحنه تئاتر خانه ما است، خانه او، خانه استادمان حمید سمندریان.

 

 

دیدگاه‌ها  

0 # yasaman 1391-04-26 11:29
خانم حتمی عزیز
همیشه موفق باشین بانو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # yasaman 1391-04-26 11:30
خانم حاتمی عزیز
همیشه موفق باشین بانو
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

در مراسم ختم ایرج قادری چه اتفاقی افتاد

مراسم ختم ایرج قادری؛ کارگردان و بازیگر باسابقه سینما بعدازظهر جمعه در مسجد الجواد واقع در هفت تیر برگزار شد. برخی از هنرمندان پیشکسوت از جمله پوری بنایی و جمشید مشایخی به مراسم یادبود همکار سابق خود آمدند که جمشید مشایخی در همان دقایق ابتدایی به دلیل ازدحام بالای جمعیت با آمبولانس به بیرون فرستاده شد. کوچه  منتهی به درهای اصلی مسجد سرشار از جمعیتی بود که بیشتر برای ملاقات با بازیگران مشهور سینما جمع شده بودند و با کوچکترین تراکم جمعیتی همه به سمت شلوغی هجوم می بردند. در گوشه ای از کوچه و در میان جمعیت فردی در حال فروش ویژه نامه و عکس های قدیمی ایرج قادری بود و با فریاد یادبود قادری هزار تومان توجه عده ای را به خود جلب کرده بود. در گوشه ای دیگر هم جمعی از دوستداران قادری مشغول اجرای ترانه ای در سوگ بازیگر کوچه مردها بودند. ژوبین قادری که صبح دیروز هم به صورت جداگانه برای پدرش مراسم ختم برگزار کرد، به مسجد الجواد آمد که به دلیل فضای کمی متشنج مسجد خیلی زود آنجا را ترک کرد. پوری بنایی بازيگر زن قبل انقلاب سينماي ايران  و ملکه رنجبر در میان جمعیت حاضرين گرفتار شدند و بنایی با تدابیر برخی از دوستانش به سختی از میان جمعیت بیرون رفت. در میان هنرمندان حاضر در مراسم یادبود ایرج قادری حضور برادر فردین مورد توجه بسیاری از دوستداران سینما قرار گرفت. جوانبخش: مي خواستند لباس مرا تكه تكه كنند بهزاد جوانبخش، بازیگر قدیمی سینمای ایران که از رفقای نزدیک ایرج قادری بود درباره اين مراسم گفت: «به جرات می گویم سینمای ایران یکی از بی نظیرترین مراسمهای ختم را به خود دید. به عنوان کسی که در مراسم فردین هم حضور داشتم به شما می گویم با اینکه تلاش زیادی شد تا این ختم به ساده ترین شکل ممکن برگزار شود و مردم نسبت به این آدم، بی تفاوت باشند، اما مردمان دوستدار ایرج قادری از اقصی نقاط کشور به میدان هفت تیر آمدند تا در رثای سینماگر محبوبشان همکلام شوند. اغلب حاضران در مراسم دوست داشتند به من نزدیک شده و از من درباره ایرج بپرسند شاید به خاطر این بوده باشد که به اعتقاد بسیاری هنوز دوستان ایرج بوی او را می دهند. مردم می خواستند لباسهای مرا تکه تکه کنند چون بسیاری از آنها می دانستند من از رفقای نزدیک ایرج هستم.» در این مراسم هنرمندان بسیاری از جمله مرتضی و مصطفی شایسته، مهران مدیری، مهناز افشار، داریوش اسدزاده، سعید پیردوست، دانیال عبادی، هوشنگ حمزه ای، ستار اورکی، سعید سهیلی، مهرشاد کارخانی، کیانوش گرامی، جواد طوسی، هارون یشایایی، اسدالله یکتا، ماهچهره خلیلی، حبیب اسماعیلی، جمشید مشایخی، ملکه رنجبر، علی علایی، ولی‌الله مومنی،‌ محرم بسیم، احمد ایران‌دوست، پوری بنایی، فلور نظری و تعدادی دیگر از قدیمی های سینما و تلویزیون کشور حضور داشتند.

دنیای هنر در هفته سوم مهر

در سومین پنجشنبه مهر ماه، به روال هفته های گذشته مروری بر هنر در هفته گذشته خواهیم داشت. قبل از هر چیز باید به طرفداران مجموعه قهوه تلخ مژده بازگشت مهران مدیری و گروهش را بدهیم، همچنین خبر توزیع فیلم جدایی نادر از سیمین در شبکه ویدئویی و ستارگان فیلم نارنجی پوش مهرجویی  و اکران فیلم های یه حبه قند و سعادت آباد را در اینجا خواهید خواند. در ادامه از آخرین اخبار موسیقی کشور، حراج وسایل شخصی جان وین و قصه خوانی ستارگان هالیوود باخبر خواهد شد.
شخصیت همجنسگرای «دیو و دلبر»؛ شاید روسیه فیلم را تحریم کند نگاهی به فیلم رگ خواب» کیارستمی دوباره در ایتالیا فیلم میسازد اسرار شخصی زندگی پیپا لی هنر در هفته ای که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.
برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد " بادها به نفع کودکان می وزند " تماشای تئاتر در خانه بادها برای ما می وزند "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

مطالب تصادفی

موسیقی

از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند. جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند. موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود. گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد. وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد. بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود. گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم. تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟ آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند. جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند. موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید. مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.  

جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره

مرگ جورج، مایکل ستاره موسیقی پاپ در روز کریسمس و در سن ۵۳ سالگی هواداران او را در سرتاسر جهان در شوک فرو برد. جورج مایکل در دهه ۸۰ میلادی کار خود را با گروه وَم شروع کرد و به شهرت رسید اما در سال‌های بعد به تنهایی به فعالیت هنری خود ادامه داد و توانست بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آثارش را به فروش برساند. گئورگیوس کیریاکوس پانایوتو که بعدها نام جورج مایکل را برای خود انتخاب کرد، در ژوئن ۱۹۶۳ از پدری از مهاجران یونانی قبرس و مادری انگلیسی در شمال لندن به دنیا آمده بود. او همراه با ریجلی، هم‌کلاسی‌اش در دبیرستان، در اوایل دهه ۱۹۸۰ با گروه دو نفره وم ( Wham) وارد عرصه موسیقی حرفه‌ای شدند. این گروه که در سال‌های بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ فعالیت داشت، ترانه‌های عرضه کردند که تعدادی از آنها به پروفروش‌ترین ترانه‌های دهه ۱۹۸۰ تبدیل شد. بیدارم کن و آخرین کریسمس، دو ترانه مشهور این گروه بودند که هفته‌ها صدرنشین جدول پروفروش‌های برتانیا و حتی آمریکا بودند. یکی پرفروش‌ترین‌ ترانه‌های این دهه نجوای بی‌پروا (Careless Whisper) بود که با آنکه اجرایی انفرادی از جورج مایکل بود اما در شناسنامه آن آمده که با همکاری ریجلی ساخته شده است. مایکل پس از جدایی از گروه وم فعالیت انفرادی خود را ادامه داد. هر چند یکی-دو دهه آخر عمرش کم‌کارتر از گذشته بود. آلبوم Faith نخستین اثر مستقل او پس از جدایی‌اش از اندرو ریجلی بود که در ۱۹۸۹ به بازار آمد که بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آن فروخته شد. مایکل برای این آلبوم جایزه گرمی آلبوم سال را گرفت. این دومین جایزه گرمی مایکل بود و پس از آن فقط پنج بار دیگر نامزد جایزه شد. بسیاری از کارشناسان موسیقی او را مهمترین خواننده بریتانیایی موسیقی پاپ در دهه ۱۹۸۰ می‌دانند که در کنار مایکل جکسون، مدونا و پرینس یکی از ستون‌های اصلی این گونه از موسیقی را در آن دهه بود. در فیلم مستند زندگی جورج مایکل در سال ۲۰۰۵ با عنوان داستانی متفاوت، جورج مایکل اذعان کرد که کوشیده موفقیت‌های خود را به پای موفقیت های مایکل جکسون و مدونا برساند. اما پس از موفقیت های طلایی در دهه ۹۰، زندگی و تصویر جورج مایکل جنجال برانگیز و پرحاشیه شد. جورج مایکل در سال ۱۹۹۳ پس از درگذشت انسلمو فلپا معشوق همجنس‌گرایش به علت ابتلا به بیماری ایدز، ضربه روحی شدیدی خورد. او در سال ۱۹۹۴ تلاش کرد همه قراردادهای خود با شرکت سونی را فسخ کند چون آن را \"برده‌داری حرفه‌ای\" می‌نامید. شرکت سونی را متهم کرد که برای آلبوم \"بی تعصب گوش کن\" به خوبی بازاریابی نکرده است. جورج مایکل در دادگاه شکست خورد و مجبور شد به تعهدات خود در قبال سونی عمل کند و دو آهنگ دیگر برای این شرکت ضبط کند. پس از آن، جورج مایکل با شرکت دریم ورکز قرارداد بست و آلبوم بعدی خود را در سال ۲۰۰۵ به نام پیرتر (Older) منتشر کرد. فروش این آلبوم در آمریکا به یک میلیون نسخه هم نرسید. جورج مایکل در سال ۱۹۹۷ مادر خود را در اثر ابتلا به سرطان از دست داد و سال بعد، به دلیل انجام عمل جنسی در یک مکان عمومی در لس آنجلس بازداشت شد. پس از آن بود که جورج مایکل رسما اعلام کرد که همجنسگراست. او نخستین بار در ۱۹ سالگی به اندرو ریجلی گفته بود که به هر دوجنس گرایش دارد. او ماجرای دستگیری خود را در سال ۱۹۹۸ در ویدیوی تک آهنگ بیرون (Outside) بازسازی و هجو کرد. این تک آهنگ در جدول آهنگ های محبوب در بریتانیا تا رتبه چهارم بالا آمد. جورج مایکل در ماه ژوئیه ۲۰۱۰ به جرم رانندگی پس از استفاده از مواد مخدر به تحمل هشت هفته زندان محکوم شد. او پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود، به دلیل خوش‌رفتاری از امکان آزادی مشروط برخوردار شد. چند باری دیگر پیش از آن به دلیل همراه داشتن مواد مخدر یا رانندگی پس از مصرف مواد مخدر دستگیر شده بود. مایکل در اختتامیه المپیک ۲۰۱۲ لندن آهنگ تازه‌ای از خود را اجرا کرد که بسیاری گفتند او از فرصت استفاده کرده تا کار تازه‌اش را تبلیغ کند. او در آن مراسم ترانه \"نور سفید\" (The white light) را اجرا کرد که درباره تجربه نزدیک شدنش به مرگ است.
كنسرت زمانه گروه كامكارها شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران چکناواریان در تالار وحدت بردی از یادم یک ایرانی در گروه آرکایو

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

موسسه فرهنگی اکو به منظور تبادل تجربه‌های هنری میان هنرمندان معاصر با تاکید بر زمینه‌های هویت فرهنگی در آثار هنرمندان معاصر ده کشور عضو اکو، نخستین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی اکو را برگزار می‌کند.

رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی

مراسم رونمایی از کتاب "زندگی ، عشق و گم‌گشتگی" مجموعه کامل آثار علی اکبر صادقی نقاش سرشناس، جمعه ۲۷ فروردین ماه با نمایش نسخه های ترمیم شده‌ی انیمیشن های این هنرمند، با حضور تعداد زیادی از هنرمندان در گالری شیرین تهران برگزار شد. این مجموعه کتاب در سه جلد و به کوشش علی بختیاری منتشرشده است. جلد اول با عنوان "زندگی"، مروری بر کارهای اولیه‌ی علی اکبر صادقی است و روند شکل گیری آثار هنری او در رشته های گرافیک، نقاشی روی شیشه یا ویترای ، انیمیشین و تصویر سازی را تا اواسط دهه‌ی پنجاه مورد بررسی قرار داده است. کتاب عشق نیز مروری بر نقاشی های علی اکبر صادقی است که از میانه‌ی دهه‌ی پنجاه به بعد با مجموعه‌ی اسطوره و ریاضی آغاز شد. کتاب گم‌گشتگی نیز شامل مجموعه اشعاری است که علی اکبر صادقی در سال های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ سروده است. علاوه بر خود هنرمند فرشید مثقالی، جواد مجابی، علی بختیاری ، شهروز مهاجر ، عطاالله امیدوار و طاها بهبهانی از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم از علی اکبر صادقی سخن گفتند. جواد مجابی، نویسنده و منتقد که مقدمه کتاب علی اکبر صادقی را هم نوشته است، در گفت و گویی با بی بی سی فارسی در باره علی اکبر صادقی و جایگاه او و آثارش در هنر معاصر ایران گفت:" علی اکبر صادقی یک نقاش نو کلاسیک روایت گراست یعنی در واقع کسی است که نقاشی کلاسیک ایران و جهان و مخصوصا مینیاتور ایران را خیلی خوب می داند و تجربه کرده است، اما آنچه او را متفاوت می کند دید نو نقاش است که طبیعتا با نگاه شوخ چشمانه‌ای که به هستی دارد همه چیز را در یک حالت لغزان و مردد نشان می دهد." آقای مجابی در ادامه گفت: "صادقی وقتی به مجالس جنگ و بزم و باغ های ایرانی، افسانه ها و اسطوره نگاه می کند همه چیز را نا استوار معرفی می کند و این نگاه شوخ چشمانه به جهان است که به کارهای او تازگی می دهد." آقای مجابی تاکید کرد که صادقی یکی از پرکارترین هنرمندان معاصر ایران است و کارهایش هم مورد تایید خواص است و هم عموم مردم به کارهایش توجه دارند و می توانند با آثار او ارتباط برقرار کنند. به گفته‌ی آقای مجابی، او هنرمند نو اندیشی است که هیج گاه شیفته‌ی کار خود نمی شود و به جای تکرار هر وقت در کارهایش به اوج رسیده است خود را محدود نکرده و به کار تازه‌ای روی آورده است. آقای مجابی در باره‌ی کتاب گم‌گشتگی که مجموعه اشعار علی اکبرصادقی است، گفت: "صادقی در یک دوره به خاطر افسردگی نقاشی نکرده و نشسته شعرهای خودش را نوشته. این شعرها به نظر من نوعی خواب گزاری است؛ بیان یک دنیای خواب گونه است و سرشار از فضاهای فرا واقعی است." علی اکبر صادقی علی اکبر صادقی، در سال ۱۳۱۶ در تهران به دنیا آمد. نقاشی را از‌‌ همان کودکی آغاز کرد و در دوران دبیرستان، نقاشی آبرنگ را نزد آواک هایراپتیان، با کپی از طبیعت آموخت. علی اکبر صادقی در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد و در همان سال ها ، نقاشی روی شیشه با حال و هوای ایرانی را تجربه کرد. او به مرور سبک‌ها و شیوه‌های مختلف نقاشی را تجربه کر ، اما در ‌‌نهایت می‌توان وی را نقاشی سوررئالیست دانست که به بیان و فرم شخصی خود دست یافته است. نقاشی‌های سوررئالیستی علی اکبر صادقی به ویژه در آثار دوره‌ی اولش، هم از نظر مضمونی و تماتیک و هم از نظر به‌کارگیری عناصر تصویری و رنگ، جلوه‌ای ایرانی داشتند که درست به همین دلیل، بین او و دیگر نقاشان سوررئالیست فاصله‌ای محسوس ایجاد می‌کرد و به دنیای نقاش، رنگ و بویی شخصی و متمایز می‌داد. در دوره‌ی دوم اما، صادقی به‌تدریج از این عناصر فاصله گرفت و به نقاشانی چون رنه ماگریت و دالی که از نقاشان مورد علاقه‌ی وی هستند، نزدیک‌تر شد و در مقابل کوشید که مرزهای نقاشی‌اش را از بوم به قاب‌هایی که این بوم‌ها را در خود گرفته بودند گسترش دهد. با این همه به نظر می‌رسد که مخاطبان علی اکبر صادقی، هنوز کارهای دوره‌ی اول او را بیشتر دوست می‌دارند و نام او را با این کار‌ها و نقش‌ها به خاطر سپرده‌اند. اگرچه نقاشی، اصلی‌ترین دغدغه علی اکبر صادقی به شمار می‌آید، اما او در زمینه‌های دیگر، از جمله ساخت انیمیشین، تصویرگری کتاب گرافیک و حتی شعر نیز فعال بوده است. او در فاصله سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶، شش فیلم از جمله «گلباران»، «رخ»، «ملک خورشید» و «زال و سیمرغ» را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ساخت. این فیلم‌ها که هم در داخل ایران و هم در جشنواره‌های جهانی مورد اقبال بسیار واقع شدند و جوایز متعددی را نصیب وی کردند، نمونه‌های موفقی از انیمیشن ایرانی به حساب می‌آید. در اغلب آثار او فرهنگ عامیانه، اساطیر ایرانی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و سنت‌های تصویری ایرانی مثل پرده‌خوانی بازآفرینی شده اند. در اکثر آثار علی اکبر صادقی چهره های مردانی با کلاهخود و سپر حضور دارند که در بسیاری از آنها چهره‌ی خود نقاش به چشم می خورد؛ گویی که او تاریخ ایران را با نوعی خود نگاری ترکیب کرده است. علی اکبر صادقی کار‌هایش در بیش از صدها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران به نمایش درآمده، و برای نقاشی‌ها، فیلم‌ها و تصویرگری‌های کتاب جوایز متعددی را کسب کرده است.
امیر آقایی در گالری سیحون دختران روی پل رکورد شکست نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts " نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

ادبیات

عطر سنبل، عطر كاج

همه ما از كودكی خاطراتی را در ذهن داریم كه شاید هر كدام از آنها برای خودش داستانی باشد اما چگونگی نقل آنها خود هنری است كه هر كس ندارد. كتاب " عطر سنبل، عطر كاج" داستان كودكی فیروزه جزایرى دوما است.

کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش!

دیروز، رمانی دیگر از کورت ونه گات در ایران منتشر شد. اسم این کتاب، «پیانوی خودنواز» است. زهرا طراوتي، مترجم اثر این خبر را اعلام کرد و گفت: «کورت ونه‌گات نويسنده‌ ضدجنگ ادبيات معاصر آمریكاست كه رمان «پيانوي خودنواز» را از بهترین رمان‌های خود می‌داند. او در کارنامه‌ي ادبی‌اش به اين رمان نمره‌ A داده است.» داستان اين رمان با تمی پست‌مدرن اما روایتی کلاسیک به دنیای 50 سال آینده‌ آمریکا می‌پردازد؛ دنیایی ماشینی که ماشین‌ها بر انسان‌ها حکم‌فرمانی می‌کنند، آن‌ها کار انسان‌ها را می‌دزدند و انسان‌‌ها بی‌کار، واخورده و گوشه‌نشین می‌شوند. در نهایت، انسان‌های سرخورده از ماشین و سیستم در پی انقلابی صنعتی علیه ماشین‌ها برمی‌آیند. داستان روایتی جذاب از زندگی «پل پروتز» و زندگی خانوادگی اوست که به مرور در رشد این انقلاب تأثیر می‌گذارد. «پيانوي خودنواز» در 432 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قيمت 9000 تومان از سوي انتشارات سبزان منتشر شده است. از ديگر آثار كورت ونه‌گات كه تا كنون به فارسي ترجمه شده است، می توان به رمان‌هاي «گهواره‌ي گربه»، «شب مادر»، «محبوس»، «خدا خیرت بدهد آقای رزواتر» و «سلاخ‌خانه‌ي شماره‌ي پنج»  اشاره کرد.
ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه معجون خوشمزه یک بازیگر دست ها اول اردیبشهت، روز ملی سعدی سفر با حاج سیاح