1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آیا می دانید تام کروز، ستاره مشهور هالیوودی نزدیک بود در سال 2005 داماد ما ایرانی ها شود؟

اینکه چگونه تام کروز و همسر سابقش کیتی هولمز با یکدیگر آشنا شدند همیشه  یک راز باقی خواهد ماند. ولی شایعاتی از همان زمان به گوش می رسید که آشنایی این دو بواسطه کلیسای ساینتولوژی انجام گرفته است. (کلیسای ساینتولوژی نوعی فرقه مذهبی با قوانین و نظرات عجیب وغریب است که تام کروز و جان تراولتا از جمله اعضای مشهور آن هستند.) اما قبل از کیتی هولمز کسان دیگری نیز برای نقش همسر آقای کروز از سوی کلیسای ساینتولوژی دست چین شده بودند. یکی از آنان نازنین بنیادی، هنرپیشه ایرانی بزرگ شده در لندن بود. نازنین بنیادی یکی از اعضای هنرپیشه این جمع  بود که بعد از بررسی های انجام گرفته تصمیم به ملاقات این دو گرفته شد.

یک دوره آموزشی فشرده هر روزه برگزار شد که در آن نازنین همه رازهای زندگی شخصی خود را برای اعضا فرقه توضیح داد، همچنین یک توافقنامه حفظ اسرار از وی گرفته شد که مطمئن شوند وی هیچیک از این مراحل را بعدا به کسی حتی اعضای خانواده گزارش نخواهد نمود. تا این مرحله نازنین از اهداف این کارها بیخبر بود و فکر می کرد مراحل قبل از آماده سازی برای بازی در فیلمی در نقش مقابل تام کروز است تا آنکه در اکتبر 2004 برای اولین بار در یک رستوران پنج ستاره با تام کروز ملاقات نمو. البته در این ملاقات آنها تنها نبودند یک گروه کامل از اعضای بلند پایه فرقه آنها را همراهی می نمودند. در حقیقت آنجا بود که نازنین فهمید که هدف این برنامه یک ازدواج برنامه ریزی  شده بیش نیست. ملاقات آن دو تا مدتی پس از آن شب ادامه یافت بنا به گزارشات تام همان شب اول مجذوب دختر زیبای ایرانی شد و به وی گفت تا کنون چنین حس خوبی نداشته ام. در این زمان اعضای فرقه نازنین را مجبور به امضای دومین قرارداد حفظ اسرار محرمانه نمودند.

پس از چندی نازنین به خانه تام کروز نقل مکان می نماید و در حالیکه احساس عشق زیادی نسبت به تام داشت ولی عشق دو طرفه هیچگاه بوجود نمی آید. در این زمان، در اوایل سال 2005، و هنگامی که چند ماه از آشنائی این دو نفر بیشتر نمی گذشت نازنین را بناگاه به خانه ای در ایالت فلوریدا انتقال می دهند و به وی توضیح می دهند که دیگر نامزد تام کروز نیست و در مقابل اصرار وی برای صحبت با تام به نازنین گفته میشود که تام مایل به صحبت با وی نیست. همچنین یکی از اعضای بلند مرتبه فرقه به وی می گوید: میتوانی یک اسب را بداخل رودخانه برانی ولی نمی توانی وی را به زور مجبور به خوراندن آب نمایی.

در همین موقع نازنین دلشکسته ماجرای خود و تام را برای یکی از دوستانش شرح می دهد که مورد غضب اعضای فرقه قرار می گیرد و وی را تا مدتها مجبور با تمیز کردن کاسه توالت با مسواک و شستن کف حمام با اسید و کارهای دیگر از جمله فروختن کتابهای موسس این فرقه می نمایند.

در ماه مارس سال 2005، جند ماه پس از ماجرای نازنین، کیتی هولمز برای اولین بار بهمراه تام در افتتاحیه فیلم جنگ دنیاها حضور یافت. پس از چند ماه آندو صاحب دختری بنام سوری شدند و در سال 2006 در ایتالیا با یکدیگر ازدواج نمودند. کیتی که خود از اعضای این فرقه عجیب و غریب نبود سرانجام چند ماه قبل در یک اقدام برنامه ریزی شده و فرار مانند به نیویورک رفت و در آنجا از تام درخواست طلاق داد. تنها چیزی که وی از تام درخواست نمود حضانت سوری دختر شش سالشان بود که با موافقت دادگاه به وی سپرده شد.

دیدگاه‌ها  

0 # ﺳﻤﺎﻧﻪ 1392-03-23 15:30

پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

رامبد جوان با «مرد يك چشم» به سینما می آید

رامبد جوان فیلم سینمایی «مرد یک چشم» را به زودی کلید می‌زند. اين بازیگر و کارگردان سینما  كه اخيرا با برنامه "گپ"، حسابي خبرساز شده، درباره فعالیت جدیدش گفته است: «از مدتی پیش تعدادی طرح سینمایی توسط افراد مختلف در حال نگارش هستند، که قرار است امسال ساخت یکی از آنها را شروع کنیم. فیلمنامه‌ای که احتمال ساختش برایم بیشتر است، یک کمدی اجتماعی به نام "مرد یک چشم" است که محمود طالبیان مشغول نوشتن آن است». اين كارگردان در آخرين ساخته خود با برنامه "گپ" روي آنتن شبكه آي فيلم رفته بود كه اين برنامه بعد از پخش اولين قسمت قطع شد و عوامل آن  تنها دلیل پخش نشدن دومين قسمت این مجموعه را آماده نبودن دوبله عربی عنوان كردند البته بعدها  این مشکل برطرف شده و پنج شنبه گذشته «گپ» طبق روال ساعت 22 و 30 دقیقه روی آنتن شبکهifilm رفت. این چهارمین فعالیت سینمایی رامبد جوان در مقام کارگردان بعد از "اسپاگتی در هشت دقیقه"، "پسرآدم، دختر حوا" و "ورود آقایان ممنوع" است. البته علاوه بر سوابق سينمايي او کارگردانی چهار مجموعه تلویزیونی به نامهای گمگشته و نشانی و مسافران و توطئه فامیلی را به عهده داشته‌است که مجموعه نشانی ایام نوروز ۸۷ از شبکه دو سیما پخش و مجموعه گمگشته نیز در ماه رمضان سال ۱۳۸۰ از سیما پخش شد و با استقبال تماشاگران روبرو شد.

50 سالگی مونیکا بلوچی

  مونیکا بلوچی که ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۴ به دنیا آمده، نخستین تجربیات خود در جلوی دوربین را در سن شانزده سالگی کسب کرد، البته نه به‌عنوان بازیگر بلکه به عنوان مانکن از جمله برای شرکت معروف دولچه و گابانا. بلوچی که مادرش نقاش و پدرش صاحب یک شرکت حمل و نقل است، قصد داشت از طریق مد هزینه تحصیل خود در رشته حقوق را تأمین کند، اما به جای آنکه وکیل شود، در نهایت به دنیای بازیگری و مد قدم گذاشت.بلوچی فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۹۹۰ آغاز کرد. او دو سال بعد نخستین حضورش در هالیوود را جشن گرفت و در فیلم "دراکولای برام استوکر"، به کارگردانی فرنسیس فورد کوپولا ایفای نقش کرد. مونیکا بلوچی پس از آن در چندین فیلم نقش‌آفرینی کرد، اما با فیلم "مالنا" (محصول ۲۰۰۰) به کارگردانی جوزپه تورناتوره بود ‌که نام وی در سراسر جهان بر سر زبان‌ها افتاد. "مالنا" داستان زندگی زنی سیسیلی و سرنوشت او در محیطی سنتی و بدبین در گرماگرم جنگ جهانی دوم است. این فیلم در سال ۲۰۰۱ جایزه "داوید دی دناتلو"، مهمترین جایزه سینمای ایتالیا را از آن خود کرد.در سال ۲۰۰۲ بود که مونیکا بلوچی با فیلم "برگذشت‌ناپذیر" در جشنواره سینمایی کن حضور یافت؛ فیلمی که یکی از نامزدهای نخل طلایی بود. به ویژه‌ صحنه‌ای ۹ دقیقه‌ای از این فیلم که بلوچی در آن در یک تونل با خشونت مورد تجاوز قرار می‌گیرد و به اغما می‌رود، سروصدای زیادی به پا کرد. این فیلم در کشورهای مختلف دنیا نیز با درجه‌بندی‌های محدودکننده به نمایش درآمد. در سال ۲۰۰۲ فیلمی دیگر با بازیگری مونیکا بلوچی به پرده‌ی سینما‌ها راه یافت: آستریک و اوبلیکس؛ مأموریت کلوپاترا. این فیلم که آن را آلن شابا کارگردانی کرده، بر اساس یکی از ماجراهای آستریکس، شخصیت معروف داستان‌های مصور ساخته شده است. ناگفته نماند که این فیلم با ۵۳ میلیون دلار بودجه پرهزینه‌ترین فیلم سینمایی غیرانگلیسی‌زبان در اروپا محسوب می‌شد.مونیکا بلوچی در سال ۲۰۰۳ جایزه انجمن ملی فیلم ایتالیا (Nastro d’Argento) را به عنوان بهترین بازیگر زن مکمل برای نقش‌آفرینی در فیلم Ricordati di me دریافت کرد. این فیلم را گابریله دوچینو، سینماگر ایتالیایی (راست در تصویر) کارگردانی کرده است. در سال ۲۰۰۳ بود که مونیکا بلوچی در قسمت‌های دوم و سوم سه‌گانه علمی‌تخیلی "ماتریکس" ایفای نقش کرد. او که دیگر به یکی از چهر‌ه‌های سرشناس عالم سینما بدل شده بود، پای ثابت جشنواره‌هایی سینمایی از جمله فستیوال کن و برلین بود. تصویر: مونیکا بلوچی در نمایی از فیلم "ماتریکس: بارگذاری مجدد".در سال ۲۰۰۳ فیلمی دیگر با بازیگری مونیکا بلوچی به نمایش درآمد. "اشک‌های خورشید" که بلوچی در آن نقش یک پزشک در جنگل‌های نیجریه را ایفا می‌کند. این فیلم محصول آمریکا است و در آن بروس ویلیس، ستاره مشهور هالیوود نیز بازیگری کرده استفیلم تاریخی "مصائب مسیح" (محصول ۲۰۰۴)، به کارگردانی مل گیبسون از دیگر آثاری است که مونیکا بلوچی در آن نقش‌آفرینی کرده است. این فیلم ۱۲ ساعت آخر عمر عیسی مسیح را به تصویر می‌کشد. بازی تماشایی بلوچی در این فیلم در نقش مریم مجدلیه نشان داد که او افزون بر زیبایی از استعدادهای بازیگری نیز برخوردار است. ناگفته نماند که این فیلم از لحاظ تجاری یکی از موفق‌ترین فیلم‌های مذهبی در تاریخ سینما محسوب می‌شود. فیلم "عجایب" Le Meraviglie آخرین فیلمی است که بلوچی در آن بازیگری کرده است. این فیلم در جشنواره سینمایی کن در سال ۲۰۱۴ به نمایش درآمد و جایزه بزرگ هیأت داوران این فستیوال را از آن خود کرد.مونیکا بلوچی در سال ۱۹۹۹ با ونسان کاسل، هنرپیشه سرشناس فرانسوی ازدواج کرد و دو دختر نیز حاصل این زناشویی است. این دو هنرپیشه در سال ۲۰۱۳ از هم طلاق گرفتند. مونیکا بلوچی افزون بر زبان مادری‌اش، ایتالیایی به زبان‌های فرانسوی، انگلیسی و اسپانیایی نیز احاطه دارد و نقش‌هایی نیز به این زبان‌ها برعهده گرفته است.بلوچی در سال ۲۰۰۶ در جمع هیأت داوران جشنواره کن حضور داشت. او در سال ۲۰۰۹ نیز جایزه Women’s World Award را به عنوان بهترین هنرپیشه زن دریافت کرد.در سال ۲۰۱۲ کتابی تحت عنوان Monica Bellucci by Monica Bellucci منتشر شد که در آن ۱۵۰ عکس از بهترین عکس‌های مونیکا بلوچی گردآوری شده‌اند. این عکس‌ها را عکاسانی صاحبنام چون پیتر لیندبرگ، هلموت نیوتون، فابریتیزو فری و ریچارد آودون گرفته‌اند. مونیکا بلوچی در رده‌بندی‌هایی که در ارتباط با زیباترین زنان جهان در مجله‌های ویژه مردان منتشر می‌شود، معمولا رتبه‌های بالا را به خود اختصاص می‌دهد. این ستاره ۵۰ ساله درباره زیبایی می‌گوید: «زیبایی تنها زمانی بازدارنده است که تو آنقدر خنگ باشی که نتوانی با هوشیاری از آن استفاده کنی!»
مریل استریپ و درخواست برابری حقوق زن و مرد در عرصه سینما شهری در ایتالیا آماده پناه دادن به رابرت دنیرو است فیلم کیارستمی سومین فیلم برتر قرن 21 پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در فیلم جدید فرهادی ایفای نقش می‌کنند شب ستارگان به افتخار نادر و سیمین

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد در تالار قشقایی ببینیم

مطالب تصادفی

موسیقی

چکناواریان در تالار وحدت

ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان  از 19 خرداد به مدت یک هفته از ساعت 21 در تالار وحدت به صحنه خواهد رفت. بلیت­های کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان که از شنبه 7 خرداد، از طریق سایت بنیاد رودکی، گیشه تالار وحدت و گیشه پردیس سینما آزادی به فروش می­رسید، به دلیل استقبال کم نظیر علاقمندان و به منظور رفاه حال مخاطبان این برنامه از طریق سایت سی گذر به نشانی www.sigozar.com  و مراکز فروش بلیت تابعه این سایت نیز عرضه خواهد شد.

جشنواره موسیقی زنان؛ اواخر خرداد در تالار وحدت

گروه‌های موسیقی زنان ایران در اواخر خرداد جشنواره‌ای را در تالار وحدت تهران برگزار می‌کنند. این جشنواره از حمایت معنوی وزارت فرهنگ و ارشاد برخوردار است. آخرین جشنواره موسیقی زنان ۶ سال پیش برگزار شد. خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) خبر داده که قرار است جشنواره موسیقی بانوان از ۲۴ خرداد تا دوم تیر در تالار وحدت برگزار شود. کامران همت‌پور، برگزارکننده جشنواره، ضمن اعلام این خبر گفته است، این جشنواره از حمایت معنوی پیروز ارجمند، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخوردار است. پیروز ارجمند از اول بهمن ماه ۱۳۹۲ به سمت مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد منصوب شده است. روزنامه شرق در شماره روز سه‌شنبه (۱۳ خرداد/ ۳ ژوئن) خود نوشته است، برگزاری جشنواره‌ای مختص زنان در حالی در تهران اتفاق می‌افتد که در شهرهای بزرگی چون اصفهان، زنان از حضور بر روی صحنه منع شده‌اند و چندین کنسرت در شهرهایی چون تبریز به دلیل حضور نوازنده زن کنسل شده است. آخرین جشنواره موسیقی زنان به نام "گل یاس" شش سال پیش در تهران برگزار شد. به نوشته شرق، از آن زمان تاکنون زنان موسیقی‌دان ایرانی حتی از شرکت در دوره‌هایی از جشنواره فجر نیز بازمانده‌اند. ملیحه سعیدی، آهنگساز، مدرس و نوازنده، برگزاری جشنواره زنان در تالار وحدت را اتفاق خوبی می‌داند که می‌تواند مستمر باشد. این موسیقی‌دان به شرق گفته است: «در این سال‌ها با توجه به نارسایی‌هایی که وجود داشت در هیچ جشنواره‌ای شرکت نکردم. اما بعد از حضور آقای مرادخانی در معاونت هنری با توجه به شناختی که از ایشان داریم متوجه تغییراتی در حوزه موسیقی هستیم و می‌توانیم امیدوار باشیم.» به گفته ملیحه سعیدی، در همه این سال‌ها هر چند جشنواره‌ای وجود نداشت، اما هیچ چیزی مانع تلاش زنان موسیقی‌دان نبود. فروش بلیط جشنواره موسیقی زنان از دو روز دیگر توسط سایت "ایران کنسرت" آغاز می‌شود. به گفته کامران همت‌پور، استقبال زنان از برگزاری این جشنواره بسیار بالا بوده و این جشنواره آنها را خوشحال کرده است. گروه "آوای مهربانی" به سرپرستی سهیلا پورگرامی، "کرشمه" به سرپرستی شیدا جاهد، "آواز ملل" به سرپرستی نسرین ناصحی و شهلا میلانی، "پریشاد" به سرپرستی پریچهر خلوتی و همچنین گروه‌های "مشتاق شیراز"، "بوی گندم"، "ستاره قطبی"، "دادمهر"، "قناری"، "دریای راز"، "چکاوک آزاد" و گروه "خنیا" به سرپرستی پری ملکی گروه‌هایی هستند که در این جشنواره حضور دارند.
بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید جرج مایکل درگذشت

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه عکس رضا میلانی

نمایشگاه عکس رضا میلانی که در روز 18 آذر ماه مراسم افتتاحیه خود را در گالری سیحون  پشت سر گذاشته است، از همان روز لغایت 30 آذر ماه پذیرای شما دوست داران رشته عکاسی می باشد.

نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts "

این بار موسسه فرهنگی اکو، پذیرای  علاقمندان هنراست تا در مراسم گشایش نمایشگاه هنرمندان معاصر پاکستان، ( نقاشی و مینیاتور) که در روز جمعه 14 بهمن ماه راس ساعت 16 برگزار می شود، حضور بهم رسانند.
نمایشگاه مجسمه ها عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید نگارخانه سین – گشایش عکسهای بی نظیر از ایران زیبا اولین موزه زیر آب جهان

ادبیات

خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی

در دوازدهمین مرداد بی بامداد، آیدا، لبخند آمرزش شاعر از سال هایی  که با او و بدون او سپری کرده می گوید.

انتخاب واهه

واهه آرمن در واگویه هایش با خودد زمزمه می کند: تو پاهایت را از دست دادی، یا باید همین جا بمانی و یا پرواز نمایی؛ واهه پرواز می نماید، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می کند و اشعار وی با بال هایی نامریی در سراسر این کره خاکی سفر کرده و به زبان های مختلفی ترجمه شده اند. از سپیده دم حیات بشر پیوند میان آسمان و زمین از طریق پیامبران الهی برقرار شده است. هدف ارسال این رسولان شکوفاسازی فطرت حق جو و خداخواه انسان در راستای کسب آرامش حقیقی از طریق مانوس شدن با خداوند است از این رو به راحتی می‌توان دریافت یهودی، مسیحی، زرتشتی و مسلمان همه و همه در عمق جان خویش در پی آنند که در ذیل ایمان به خالق هستی آفرین و عمل به دستورات وی به حقیقت الهی خویش نزدیک شوند. توسعه و پیشرفت جامعه بشری، به ویژه توسعه و گسترش حیرت آور وسایل ارتباط جمعی و انتقال و مدیریت اطلاعات، انسان‌ها را در سطح جهانی به یکدیگر نزدیک کرده و آنان را کنار هم قرار داده است. زندگی مسالمت آمیز در عصر حاضر بسی بیش از گذشته، به شناخت و فهم متقابل نیاز دارد. ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده‌های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال 301 میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان (تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است. روابط میان ارمنیان و ایرانیان دارای تاریخی چند هزار ساله است. همسایگی این دو قوم کهن پیوندی عمیق میان آنان ایجاد کرده که ریشه‌هایی بس محکم در مراودات فرهنگی آن‌ها دارد. جامعه ارامنه ایران به عنوان شهروندان ایرانی در مقاطع گوناگون تاریخی خدمات ارزنده و مهمی در زمینه‌های هنری، صنعتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ایران زمین نموده‌اند. علی رغم این پیوند تاریخی متأسفانه تا چند دهه اخیر ادبیات ارمنی به زبان فارسی ترجمه نشده بود و اندک فعالیت‌هایی نیز که در این خصوص صورت گرفته بود صرفاً مقطعی و حاصل ذوق و علاقه مترجم آن اثر بود وهیچ‌گاه تبدیل به جریانی خاص نشده بود. نویسندگان ارمنی فارسی‌نویس این روز‌ها تقریباً همه قصه‌نویس هستند یا تنها به ترجمه روی آورده‌اند، امّا واهه آرمن به فارسی شعر می‌نویسد. واهه آرمن شاید هر روز شعر نگوید، اما همیشه شاعرانه زیسته است. چند روزی‌ست چیزی ننوشته‌ای گاهی هر چیزی حتی دیدن یک کرم خاکی روی کاغذ شعر می‌شود و گاهی هیچ چیز حتی عشقی آسمانی بدل به شعر نمی‌شود. زندگی شاعرانه‌ای به همراه موتسارت، ون گوگ، چارلز دیکنز، تومانیان، شاملو، فرانسیسکو گویا، لوکاچ، بورخس و هنرمندان و اندیشمندان دیگری دارد که در جای جای دفترهای شعر این شاعر جای گرفته‌اند. آرمن حتی با موتسارت نامه نگاری می‌کند و این نامه‌ها را در «باران بگیرد، می‌رویم» می‌خوانیم. جای گرفتن این افراد در اشعار آرمن تنها به دلیل علاقه وی به این شخصیت‌ها نیست. قرار نیست افراد هم‌دوره باشند تا با هم زندگی کنند، آرمن با این شخصیت‌ها زندگی می‌کند و از آن‌ها چیزهای زیادی را آموخته است. وی با پطرسِ حواری زندگی می‌کند و با پُل الوار و دیگران نفس می‌کشد. جنگ است و دشمن شهر را بمباران می‌کند ولفگانگ پیش از پناه برده به گوشه‌ای که نمی‌دانم امن است یا نا‌امن آخرین شعرم را به پای کبوتری که با هم آب و نان خورده‌ایم می‌بندم و برای آخرین بار پروازش می‌دهم.... آرمن که در مشهد دیده به جهان گشود، سال‌هاست به دلیل تصادف توان راه رفتن با پا‌هایش را از دست داده و تمام زندگی خود را وقف ادبیات کرده است. باور می‌کنی از روزی که با ویلچر در خانه می‌گردم بیشتر از زمانی که پیاده این سو و آن سو می‌رفتم کفش پاره کرده‌ام.... آرمن از خانه خیلی کم بیرون می‌رود و یک خانه برای هنرمند بسی کوچک است اما خانه‌اش را دنیایی کرده تا بزرگترین‌ها باشد. از بهار بگو می‌گفت گاهی شعر‌هایت را به دریا می‌ریزی -قایق را به آب بینداز پطرس دوست دارم امشب برویم دریا شعر بخوانیم و ماهی بگیریم قایق را به آب بینداز پطرس این شاعر که از کودکی به ادبیات علاقه‌مند بوده است، می‌گوید: «اوایل فکر نمی‌کردم روزی بنویسم، ولی گویا هر اتفاق ناخوشایندی می‌تواند به اتفاق خوشایندی تبدیل شود». آرمن در نوجوانی به انگلستان رفته و در رشته جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند تا این‌که برای بیماری پدرش به ایران سفر می‌کند و پیش از بازگشت به انگلستان تصادف می‌کند و چهار سال تمام در رخت‌خواب می‌خوابد و حتی توان نشستن پیدا نمی‌کند. همه زندگی او در رختخوابی می‌گذرد تا این‌که برای معالجه با آنت –خواهرش- به انگلیس سفر می‌کند و بعد از طی کردن دوره یکساله درمان، ویلچر بخشی از جسمش می‌شود. در آن سال‌ها، آرمن در واگویه‌هایش با خود زمزمه می‌کند: «تو پا‌هایت را از دست داده‌ای، یا باید همین‌جا بمانی و یا پرواز کنی.»، به راستی که آرمن پرواز می‌کند، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می‌کند و اشعار وی با بال‌هایی نامرئی در سراسر این کره خاکی سفر کرده است و به زبان‌های مختلفی ترجمه شده‌اند. کودک گفته بود می‌بینی واهه چه دست‌های پر زوری دارد دیشب خواب دیدم مچ یک غول را به راحتی خواباند مادر گفته بود می‌دانی چرا او هر روز ساعت‌ها ویلچر می‌راند کودک گفته بود می‌دانم هر روز ویلچر می‌راند و شعر می‌نویسد خوش به حالش نه؟... اولین شعر آرمن نامه‌ای کوتاه به یک دوست بود. او بعد از بهبود نسبی و بازگشت به ایران، نامه‌ای به زبان ارمنی و با سطرهای شاعرانه برای یکی از دوستانش در خارج از کشور می‌نویسد. دوستش با او تماس می‌گیرد و وی را بسیار تشویق می‌کند. آرمن از این‌جا شعر نویسی و بازی با شعر را آغاز می‌کند. دکتر «مسروب بالایان» استاد برجستۀ روان‌شناسی و از شاگردان ژان پیاژه، «لئونید سروریان» از اساتید زبان فارسی و ارمنی و عده‌ای از شخصیت‌های ادبی و فرهنگی هفته‌ای چند بار به دیدن آرمن می‌روند و با او به شعرخوانی و بحث‌های ادبی و تحلیل روانشناسانۀ اشعار شاعران بزرگ جهان می‌پردازند. با سروریان گاهی، اوقاتِ خود را با شعربازی می‌گذرانند؛ هر بار اشعار کمتر شنیده شده را بر روی تکه کاغذی می‌نویسند و به سنجش مهارت‌های شعری خود می‌پردازند. شب‌ و روز مطالعه می‌کند و در مدتی کوتاه در عرصه شعر پیشرفت زیادی می‌کند. در این راه از بسیاری می‌آموزد و یاد می‌گیرد که هنرمند باید برهنه شود و جرات داشته باشد تا خالصانه روح خود را عریان کند و بر روی کاغذ بیاورد، موضوعی که امروز در کمتر فردی به خصوص جوانان می‌بینیم که خود را پشت حاجب‌های زیادی پنهان می‌کنند و به تصنع می‌رسند و حرفی که از دل بر نیامده بر دل نیز نمی‌نشیند. واهه آرمن سعی نمی‌کند مورد استقبال و بازارگرمی‌های رایج قرار گیرد، بلکه می‌خواهد اگر 10 نفر هم کتاب او را می‌خوانند بر آن‌ها تاثیری عمیق بگذارد. واهه آرمن توشه ادبی و اطلاعات زیادی را با خود به همراه دارد و در‌‌ همان چهار سالی که خوردن، خوابیدن و همه زندگی‌اش در رختخواب می‌گذرد، بهترین و برجسته‌ترین آثار ادبی دنیا را می‌خواند و از نویسندگان و مترجمان بر‌تر هر کتابی که ترجمه می‌شود را مطالعه می‌کند. یاد می‌گیرد خواننده خود را دست کم نگیرد و با نوشتن اشعار سطحی به شعور آن‌ها توهین نکند. او سطر‌ها و مفاهیم پنهان زیادی را در اشعار خود جای می‌دهد. به گفته خودش نانوشته‌های شعرش را هر خواننده‌ای با نگاه خود به شعرش خواهد افزود و آن‌ را کامل خواهد کرد. وی در کتاب «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» که سال جاری منتشر شد، به نوعی زندگینامه خودنوشت خود را از کودکی تا امروز در ساختار نظم و نثر به تصویر می‌کشد و حتی درباره دورانی که در رختخواب گذرانده می‌گوید: «پس از پیشامد تصادف و معلول شدن پا‌هایم، چهار سال از زندگی‌ام در رخت‌خواب گذشت. توان نشستن نداشتم. یکی دوبار در روز و هر بار چند دقیقه‌ای به زحمت بر لبه تخت‌خواب می‌نشستم. در آن سال‌ها تنها سه بار سوار ویلچر شدم. چشمم که به ویلچر می‌افتاد حالم بد می‌شد. عصر یک روز پاییزی بنا بر عادت دراز کشیده بودم و کتاب می‌خواندم لحظه‌ای چشم از کتاب برداشتم و از پنجره به بیرون نگاه کردم به دور دست‌ها به کشت‌زارهای سبز سن ‌رمی به دست‌های پینه بسته «سیب‌زمینی‌خور‌ها» در خانه معدن‌چی‌ها به کافه تراس و به نگاه دوشیزه گاشه که تا نیمه شب مرا وادار به نشستن و زُل زدن به شب کرد شبی به رنگ ماهی‌ها که با خاموش شدن هر چراغ شهر رنگین‌تر و زیبا‌تر می‌شد.» دو مجموعه شعر نخست واهه آرمن با عنوان‌های «به سوی آغاز» و «جیغ» به زبان ارمنی نوشته شده‌اند که مورد استقبال بسیار زیادی در ارمنستان واقع شد. در شهرهای مختلف و در برنامه‌های مختلف تلویزیونی برای این کتاب مراسم‌هایی برگزار کردند. این کتاب هیچگاه به فارسی ترجمه نشد اما مفاهیمی که در این کتاب‌ها هستند در اشعار دیگر واهه آرمن جای گرفتند. بعد از آن او به تدریج از طریق ترجمه‌هایش به فارسی و سپس نگارش شعر به این زبان، زبان ادبی خود را تغییر داد. اوایل گویی تکلیف خود می‌دانست که به زبان مادری شعر بسراید و از اساتید زبان ارمنی هم بهره می‌برد ولی با همه این‌ها احساس می‌کند از درون در حال فروپاشی است. وی معتقد است شاعران و نویسندگانی که از سرزمین آبا و اجدادی خود بیرون می‌آیند دیگر نمی‌توانند آن کسی باشند یا آن چیزی را بنویسند که در آن خاک می‌توانسته‌اند. خودش در این باره می‌گوید: «زمانی که به ارمنی شعر می‌نوشتم، همیشه دغدغه‌ام این بود که آنچه را که در ذهن دارم چگونه بنویسم، در حالی که وقتی به فارسی شعر می‌نویسم، تنها به این موضوع می‌اندیشم که چه بنویسم. به نظر من شاعر باید به زبانی که به آن می‌نویسد تسلط کامل داشته باشد، طوری که هرگز نگران چگونه نوشتن نباشد، بلکه تمام فکر و ذکرش این باشد که چه بنویسد.». آرمن زبان را وسیله‌ای می‌داند و شعر را وسیله‌ای برای بیان صدایش، صدای انسان ارمنی که دور از وطن آبا و اجدادی خود سال‌هاست که زندگی می‌کند. او می‌گوید: سال‌ها در مشهد زندگی کرده است و سال‌ها در تهران و در این مدت با هزاران ایرانی فارسی زبان در ارتباط بوده و تنها با چندین و چند خانواده ارمنی زبان هم صحبت شده است، به هر رو، عوض کردن زبان، برای او هرچند دردناک، امّا حیاتی بوده است. به قول شاعر همیشه زنده ارمنی «واهان دِریان»، زندگی یعنی خلق کردن. آنجا که خلاقیت نیست، زندگی هم نیست. آرمن هم با ساده‌ترین واژه‌ها خلق می‌کند و در خاطره‌ها می‌ماند. با زبانی ساده از مادر می‌گوید و شاید به پیچیده‌ترین شکل موضوع را به خواننده می‌فهماند: لباس‌های کودکی آن روز‌ها، ‌ مادر در یک تشت پر آب با کمی صابون و چند تکه لباس خورشید را می‌شست آن روز‌ها همهٔ لباس‌های من بوی آفتاب می‌داد بهره گیری زبان این شاعر و استفاده از توصیفات و تشبیهات آرمن به نوبه خود بسیار ارزشمند هستند. کِی خسته خواهد شد زمین از این رقص و برای این بالرین چه کسی دست خواهد زد در پایان... شعر از نظر واهه آرمن سخنی است که در ناهشیاری شاعر نوشته می‌شود و خواننده را در هشیاری ویران می‌کند. از اینرو معتقد است نباید با اندیشیدن شعر نوشت، بلکه باید شعری نوشت که خواننده را به اندیشه وا داشت. او حتی روزهایی که شعر نمی‌نویسد، شاعرانه زندگی می‌کند. اگر شاعر به مرحله شاعرانه زیستن برسد و در محیط این چنینی زیست کند می‌تواند در ناهشیاری شعر بگوید. پانویس یک سفرنامه مسحور آواز مرغان دریایی پارو می‌زدیم در آن کشتی که پیش می‌رفت در آب‌های دور دست پارو می‌زدیم از سپیده دم تا هنگام غروب دریا جاری بود در حنجرهٔ مرغان دریایی و نیمه شب‌ها دریا غرق می‌شد در دهان وال‌ها در آن کشتی روزی صد‌ها اتفاق می‌افتاد و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد... واهه آرمن از تعلق خاطرش به مشهد می‌گوید: «هرچقدر هم تفکر جهانی داشته باشم، که دارم، اما به هر حال هر کسی به مکانی که در آن‌جا به دنیا آمده و بزرگ شده دل‌بستگی دارد.» هر چند روزگاری در مشهد توان راه رفتن خود را از دست داد و در سن 21 سالگی بر بستر خوابید، اما مشهد را از همه نقاط جهان بیشتر دوست دارد و به زادگاهش و دیگر شهرهای خراسان مثل نیشابور و قوچان و بجنورد عشق می‌ورزد. به گفته وی در نوجوانی و جوانی یکی از به یادماندنی‌ترین دل‌خوشی‌هایش، روزهای پنجشنبه با قطار به نیشابور رفتن و دیدار خیام و عطار و کمال‌الملک و تماشای سپیدارهای همیشه رقصان نیشابور بوده است. او بنا بر عادت هر شب پیش از خواب کتاب می‌خوانَد. وی مدتی رُمانی از یک نویسنده نامدار را شروع می‌کند ولی داستان پیش نمی‌رود. آن شب حال و هوای نوشتن داشتم اما ناخواسته کتاب را برداشتم و شروع به خواندن کردم در نیمه‌های داستان اسب سواری بر بلندای تپه ایستاد از اسب پیاده شد نیم نگاهی به من انداخت و با بی‌حوصلگی پرسید تا پایان داستان چه‌قدر راه مانده حیرت زده نگاهش می‌کردم که ادامه داد اسب من تیزپاست به سرزمین شعر‌ها می‌روم می‌آیی؟... عاشقانه زیستن در جای جای خانه واهه آرمن دیده می‌شود. وی درخت یاسی را که خشک شده است را هم به درخت آرزوهایی تبدیل کرده که هر کسی که به خانه‌اش می‌رود می‌تواند آرزوهای خود را با رُبان‌های رنگین بر این درخت ببندد. در این دود‌شهر هم باغچه‌ای در ایوان خانه‌ ایجاد کرده است که زندگی و دل سبز او به این سبزی‌ها طراوت می‌بخشد. واهه آرمن علاوه بر سرودن اشعار، تاکنون شعرهای زیادی را ترجمه کرده است. وی شعرهای برخی از شاعران معاصر ایران را به ارمنی ترجمه کرده و مجموعه‌های «کلید درم نور خورشید است» (کارهای شاعران معاصر ارمنی)، «شهد زردآلو و مثلث سیاه» (شعرهای ادوارد هاخوِردیان)، «پاییزی کاملاً متفاوت» (شعرهای هوانس گریگوریان) و «سطر اول را نمی‌نویسم» (شعرهای کوتاه از شاعران معاصر ارمنستان) را از ارمنی به فارسی ترجمه کرده است.. شعرهای فارسی واهه آرمن در مجموعه‌هایی به نام‌های «بال‌هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت» (1384)، «پس از عبور دُرنا‌ها» (1388)، «باران بگیرد، می‌رویم» (1391)، و «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» (1392) منتشر شده است. نوشته: پریسا چیذری خبرگزاری فارس
عذاب وجدان لوریس نخست وزیر خرستان میشود بامزه در فارسی روز ملی عطار ده زن برتر ادبیات جهان