1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آیا می دانید تام کروز، ستاره مشهور هالیوودی نزدیک بود در سال 2005 داماد ما ایرانی ها شود؟

اینکه چگونه تام کروز و همسر سابقش کیتی هولمز با یکدیگر آشنا شدند همیشه  یک راز باقی خواهد ماند. ولی شایعاتی از همان زمان به گوش می رسید که آشنایی این دو بواسطه کلیسای ساینتولوژی انجام گرفته است. (کلیسای ساینتولوژی نوعی فرقه مذهبی با قوانین و نظرات عجیب وغریب است که تام کروز و جان تراولتا از جمله اعضای مشهور آن هستند.) اما قبل از کیتی هولمز کسان دیگری نیز برای نقش همسر آقای کروز از سوی کلیسای ساینتولوژی دست چین شده بودند. یکی از آنان نازنین بنیادی، هنرپیشه ایرانی بزرگ شده در لندن بود. نازنین بنیادی یکی از اعضای هنرپیشه این جمع  بود که بعد از بررسی های انجام گرفته تصمیم به ملاقات این دو گرفته شد.

یک دوره آموزشی فشرده هر روزه برگزار شد که در آن نازنین همه رازهای زندگی شخصی خود را برای اعضا فرقه توضیح داد، همچنین یک توافقنامه حفظ اسرار از وی گرفته شد که مطمئن شوند وی هیچیک از این مراحل را بعدا به کسی حتی اعضای خانواده گزارش نخواهد نمود. تا این مرحله نازنین از اهداف این کارها بیخبر بود و فکر می کرد مراحل قبل از آماده سازی برای بازی در فیلمی در نقش مقابل تام کروز است تا آنکه در اکتبر 2004 برای اولین بار در یک رستوران پنج ستاره با تام کروز ملاقات نمو. البته در این ملاقات آنها تنها نبودند یک گروه کامل از اعضای بلند پایه فرقه آنها را همراهی می نمودند. در حقیقت آنجا بود که نازنین فهمید که هدف این برنامه یک ازدواج برنامه ریزی  شده بیش نیست. ملاقات آن دو تا مدتی پس از آن شب ادامه یافت بنا به گزارشات تام همان شب اول مجذوب دختر زیبای ایرانی شد و به وی گفت تا کنون چنین حس خوبی نداشته ام. در این زمان اعضای فرقه نازنین را مجبور به امضای دومین قرارداد حفظ اسرار محرمانه نمودند.

پس از چندی نازنین به خانه تام کروز نقل مکان می نماید و در حالیکه احساس عشق زیادی نسبت به تام داشت ولی عشق دو طرفه هیچگاه بوجود نمی آید. در این زمان، در اوایل سال 2005، و هنگامی که چند ماه از آشنائی این دو نفر بیشتر نمی گذشت نازنین را بناگاه به خانه ای در ایالت فلوریدا انتقال می دهند و به وی توضیح می دهند که دیگر نامزد تام کروز نیست و در مقابل اصرار وی برای صحبت با تام به نازنین گفته میشود که تام مایل به صحبت با وی نیست. همچنین یکی از اعضای بلند مرتبه فرقه به وی می گوید: میتوانی یک اسب را بداخل رودخانه برانی ولی نمی توانی وی را به زور مجبور به خوراندن آب نمایی.

در همین موقع نازنین دلشکسته ماجرای خود و تام را برای یکی از دوستانش شرح می دهد که مورد غضب اعضای فرقه قرار می گیرد و وی را تا مدتها مجبور با تمیز کردن کاسه توالت با مسواک و شستن کف حمام با اسید و کارهای دیگر از جمله فروختن کتابهای موسس این فرقه می نمایند.

در ماه مارس سال 2005، جند ماه پس از ماجرای نازنین، کیتی هولمز برای اولین بار بهمراه تام در افتتاحیه فیلم جنگ دنیاها حضور یافت. پس از چند ماه آندو صاحب دختری بنام سوری شدند و در سال 2006 در ایتالیا با یکدیگر ازدواج نمودند. کیتی که خود از اعضای این فرقه عجیب و غریب نبود سرانجام چند ماه قبل در یک اقدام برنامه ریزی شده و فرار مانند به نیویورک رفت و در آنجا از تام درخواست طلاق داد. تنها چیزی که وی از تام درخواست نمود حضانت سوری دختر شش سالشان بود که با موافقت دادگاه به وی سپرده شد.

دیدگاه‌ها  

0 # ﺳﻤﺎﻧﻪ 1392-03-23 15:30

پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه

در اولین هفته آذر ماه، مروری داریم بر هنر در آخرین هفته آبان؛ این هفته کنسرتهایی بیشماری از جمله کنسرت محمدرضا لطفی، همایون شجریان، گروه دارکوب و گروه سون برگزار شد. همچنین به رغم اعلام وزارت ارشاد مبنی بر ممنوعیت برگزاری فرش قرمز، هفته پیش فرش قرمز دیگری گسترده شد. در پایین به خبری دیگر از فیلم جدایی نادر از سیمین و اخباری از هالیوود و بالیوود مرور این هفته را به پایان می رسانیم.

هنر در هفته ای که گذشت

این هفته، هفته فرهنگی تری به نسبت هفته گذشته بود. اتفاقات جالبی در حوزه های مختلف هنری و فرهنگی افتاد که قابل بررسی است. با هم این هفته را مرور کنیم:   سینما، تلویزیون، شبکه نمایش خانگی مهران مدیری به قلب یخی پیوست. اگرچه این خبر پیش از این هم اعلام شده بود اما به یک باره توانست در صدر اخبار جای بگیرد. قلب یخی، سریال شبکه نمایش خانگی است که در اصل رقیب جدی قهوه تلخ به حساب می آمد. حالا باید دید آیا واقعا مهران مدیری که این روزها مشغول فیلمبرداری از سر گرفته شده قهوه تلخ است، واقعا به میدان رقیب پا خواهد گذاشت یا نه؛ فصل سوم قلب یخی را سامان مقدم می سازد که گویا حضور هدیه تهرانی و هانیه توسلی هم در آن قطعی شده است. این هفته مریل استریپ نامه ای را به صورت دستی به اصغر فرهادی داد. نامه ای که در آن به تمجید از سینمای فرهادی و خوشفکری این سینماگر ایرانی پرداخته بود. او در بخش هایی از این نامه نوشته است: «...باساختن اين فيلم دلپذير، اصغرفرهادي كاري كردكه هيات‌هاي ديپلمات واخبار روزنامه‌ها ازآن عاجزند. اوگذاش تا ما خود را در آينه زندگي ديگران ببينيم و مخمصه‌هاي يكديگر را درك كنيم. مخمصه انسانيت مشترك‌مان را. اين كنش، كنشي سياستمدارانه است. در دنيايي كه مسير تماشا در آن با بد بيني وتلخي مسدود است، نياز داريم تا هنرمندان تصوير را وضوحي بهتر ببخشند. ما به  «يكجدايي» محتاجيم تا به هم نزديك‌مان كند...». فوت ایرج قادری در این هفته، یکی از مهم ترین اخبار سینمای ایران بود. به خصوص که او بدون حضور هنرمندان و بدون هیچ مراسمی در بقعه بی بی سکینه در کرج به خاک سپرده شد. پیام های تسلیت بسیاری از اهالی سینما در این هفته از جمله حواشی فوت این کارگردان و بازیگر قدیمی بود. در این هفته فهرست حزن‌انگيزترين فيلم‌هاي تاريخ سينما منتشرشد. این فهرست توسط نشریه سینمایی «اسکرین» منتشر شد. «شکوفه های پژمرده»، «مصائب ژاندارک»، «بربادرفته»، «کازابلانکا»، «بهترین سال های زندگی ما» و «محله چینی ها» به ترتیب مقام اول تا ششم این لیست را تشکیل می دهند. الناز شاکردوست بعد از مدت ها کم کاری، با خبری جدید در صدر سایت های سینمایی قرار گرفت. او با مسعود ده نمکی قرارداد بست تا در فیلم جدیدش یعنی «رسوایی» بازی کند. فیلمی اجتماعی که شاکردوست در آن نقش یک دختر جنوب شهری را ایفا می کند. گویا جمشید مشایخی هم در این فیلم بازی خواهد کرد. *این هفته دومین قسمت مجموعه «گپ» به کارگردانی رامبد جوان از شبکه آی فیلم پخش نشد تا حرف و حدیث ها مبنی بر توقیف این برنامه زیاد شود. با پخش قسمت اول آن، برخی سایت ها و افراد به نوع برخوردهای مجری زن و مرد (که البته رامبد جوان و همسرش، سحر دولتشاهی هستند) با هم اعتراض کرده بودند و این عدم پخش باعث شایعه هایی شد. هرچند خود جوان اعلام کرد که به دلیل آماده نشدن زیرنویس عربی این کار، به پخش نرسیده است. فیلم «انتقامجویان»  دراولین بعدازظهراکران خود در روز جمعه 18.7  میلیون  دلار فروش کرد. درروزشنبه نیز 80.5 میلیون دلار به این مبلغ اضافه شد تا با فروش 69.7 میلیون  دلار روز یکشنبه، در مجموع سه روز از مبلغ 200 میلیون دلار بگذرد و رکورد جدید برای فروش افتتاحیه در تاریخ سینما به جا بگذارد. در این هفته ناگهان اعلام شد که برنامه «هفت» تنها سه هفته دیگر روی آنتن خواهد بود و به دلیل پخش مسابقات زنده ورزشی، یک ماه روی آنتن نخواهد رفت. از طرف دیگر اعلام شد که فریدون جیرانی هم دیگر مجری این برنامه نخواهد بود. این خبر با واکنش های مثبت و منفی زیادی همراه شد. خیلی ها این توقف را به نامه 21 رسانه ارزشی در اعتراض به این برنامه ربط دادند. خبر جالبی این هفته باعث شد تا خیلی ها رادیو جوان را دنبال کنند. رادیو جوان با حضور استادان عرصه ‌سینما و تئاتر در برنامه «ما بازیگریم» تست بازیگری می‌گیرد و همین خبر کافی است تا خیلی ها پای این برنامه بنشینند تا بتوانند از این طریق بازیگر شوند. برنامه «مابازیگریم» پنجشنبه‌ها از ساعت 14 و 30 دقيقه تا 15 و 30 دقيقه از رادیوجوان پخش میشود. * جرج کلونی در این هفته یک مهمانی مفصل با حضور چهره ها و رفقای ثروتمندش ترتیب داد تا از باراک اوباما در انتخابات آمریکا حمایت کند و از این متمولین، پول جهت تبلیغات جمع آوری کند. تئاتر در این هفته اعلام شد که مجید بهرامی، بازیگر تئاتری که با سرطان دست و پنجه نرم می کرد، دوباره و بعد از بهبودی کامل به صحنه تئاتر باز خواهد گشت. این بازیگر تئا‌تر و سینما،آخرین بارسال 1389 درنمایش«عجایب‌المخلوقات» با کارگردانی رضا ثروتی بازی کرده بود که از ابتدای خرداد بار دیگر در تماشاخانه ایرانشهر با همین نمایش روی صحنه می‌آید. این هفته برندگان نهمین جشن بازیگر انتخاب شدند تا بهترین بازیگران تئاتر در سال 90 جایزه های خود را دریافت کنند. در میان بازیگران مرد، صابر ابر برای بازی در «جیره بندی پر خروس برای سوگواری» بهترین سال شد و رویا افشار در میان بازیگران زن برای تئاتر «زمستان 66». پارسا پیروزفر دوباره اعلام کرده که می خواهد تئاتر را تجربه کند. او قرار است روخوانی نمایشنامه «خدای کشتار» اثر یاسمینا رضا را کارگردانی کند. از اول تا سوم خرداد او در تالار جلیل شهناز خانه هنرمندان این روخوانی را اجرا خواهد کرد. موسیقی و غیره... هوشنگ چالنگي، يدالله رويايي، علي باباچاهي، حافظ موسوي، علي عبدالرضايي، مهرداد فلاح، رويا ‌تفتي، آرش نصر‌ت ‌اللهي، احمدرضا احمدي، محمد آزرم، روجا چمنكار، عباس صفاري، علي قنبري، داريوش مهبودي و موسي بندري، نامزدهای دوره سوم جایزه شعرنیما شدند. دوره ‌سوم جايزه ‌نيما باتوجه به پايان دهه‌ 80، به اعلام شاعران شاخص جريان‌هاي ادبي دراين دهه معطوف است. در این هفته آلبوم  مانی رهنما به نام «من و تو» روانه بازار شد. نیما مسیحا، سالار عقیلی، مانی رهنما و محمد خزاعی برای کنسرت خلیج فارس در برج میلاد روی صحنه رفتند. همچنین شهداد روحانی با ارکستر سمفونیک، سمفونی خلیج فارس را به اجرا گذاشت. در این هفته دومین آلبوم حسین خواجه امیری (ایرج) منتشر شد که خیلی سر و صدا به پا کرد. همچنین این هفته از او گفت و گویی منتشر شد که حرف های جالبی راجع به احسان، پسرش در آن زده بود. آلبوم «قصه زندگی» ایرج به زودی به بازار می آید و البته اعلام کرده است که بعد از انتشار این آلبوم قرار است با احسان، به صورت دو نفره کنسرت دهند. علیرضا عصار، در این هفته اعلام کرد که قرار است در آلبوم جدیدش که هنوز نامی ندارد، فقط اشعار پروین اعتصامی را بخواند. استاد جلیل شهناز که این روزها در بستر بیماری در بیمارستان آراد بستری است، این هفته با عیادت خیلی از اهالی موسیقی روبرو شد. اما اتفاق جالب توجه این بود که علیرضا افتخاری بر بالین او در بیمارستان حاضر شد و در بخش، یک دهان آواز خواند تا حال استاد بهتر شود!* در این هفته اعلام شد استوديوي «لاينزگيت» كه توليدسريال تلويزيوني پرطرفدار «مردان ديوانه» را در دست دارد، براي پخش ترانه‌ «فرداهرگزنمي‌داند» اثرمعروفي ازگروه موسيقي «بيتلز»، 250 هزاردلارخرج كرد. اين اولين‌باراست كه ترانه‌اي از اين گروه موسيقي براي پخش در سريالي تلويزيوني مجوزمي‌گيرد. در این هفته اعلام شد که مازیار فلاحی و خشایار اعتمادی به زودی آلبوم های تازه خود را منتشر می کنند. در البوم اعتمادی، ترانه هایی از روزبه بمانی و علیرضا افکاری را خواهیم شنید و در آلبوم فلاحی، ترانه های خودش را.
نيكي كريمي چهارمين فيلم بلندش را مي‌سازد مروری بر هنر در هفته ای که گذشت چند خبر مهم هنری هفته پسر فراستی درباره پدرش نوشت فراستی تکذیب کرد «فروشنده» اصغر فرهادی به بخش مسابقه جشنواره کن راه یافت

انتخاب سردبیر

تئاتر

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تماشای تئاتر در خانه "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی در تالار قشقایی ببینیم

مطالب تصادفی

موسیقی

اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد

ادل لوری بلو ادکینز (به انگلیسی: Adele Laurie Blue Adkins) (متولد ۵ می ۱۹۸۸) که بیشتر با لقب هنری اش اِدِل شناخته می‌شود، خواننده و ترانه‌نویس بریتانیایی است. وی خوانندگی را از سن چهار سالگی با صدای دل انگیزش شروع کرده است. در سال ۲۰۰۸ آلبوم «۱۹» توسط ادل منتشر شد. از آن جایی که ادل آن را در سن ۱۹ سالگی‌اش ضبط کرد، نام این آلبوم ۱۹ نامیده شد. ۱۹ اولین آلبوم استودیویی ادل است. این آلبوم در سال ۲۰۱۱، با آن که هنوز ۳ سال از انتشار می‌گذشت، چهارمین آلبوم پرفروش سال ۲۰۱۱ در بریتانیا شد. ادل در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۱ آلبوم «۲۱» را منتشر کرد، که برای ۱۸ هفته نخستین آلبوم پرفروش بریتانیا (هرگز زنی در تاریخ موسیقی بریتانیا به چنین رکوردی دست نیافته است) و ۱۳ هفته پرفروش‌ترین آلبوم ایالات متحده بود. آلبوم ۲۱ در ۲۴ کشور جهان در رتبهٔ نخست جدول آلبوم‌های پرفروش بوده و در مجموع ۱۳ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. این آلبوم با فروش ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نسخه، پرفروش‌ترین آلبوم سال ۲۰۱۱ در بریتانیا است. سپس پس از بیماری خونریزی تارهای صوتیش عمل‌های متعددی انجام داد، که در نتیجه تعدادی از کنسرت‌های او نیز لغو گردید اما او از طرفداران خود عذرخواهی کرد و قول داد پس از بهبودی کامل دوباره کنسرت‌هایش را برگزار کند. همچنبن طرفداران ادل بی صبرانه منتظر به روی صحنه آمدن دوباره‌ی او و اهدای جوایز گرمی بهترین شانس آن‌ها بود تا بتوانند خواننده ی محبوبشان را دوباره بروی سن ببینند. پس از پشت سر گداشتن بیماریش وی در ۵۴ اُمین مراسم جایزه گرمی که در سال ۲۰۱۲ برگزار شد، برنده ی ۶ جایزه شد که جایزه‌های «آلبوم سال»، «ضبط سال» و «ترانه ی سال» از جمله آن بود. به این ترتیب، ادل دومین زن تاریخ است که توانسته در یک شب، تعداد ۶ جایزهٔ گرمی را برنده شود. همچنین او در سال ۲۰۰۹ برندهٔ جایزهٔ «بهترین هنرمند جدید» از همین مراسم شده بود. به همین دلیل او سومین هنرمندی است که موفق شده در طول دوران هنریش، ۴ جایزهٔ بزرگ مراسم گرمی را برنده شود. اولین جایزه اسکارش را در هشتاد و پنجمین مراسم اهدا جوایز اسکار به خاطر تیتراژ پایانی ترانه فیلم «اسکای فال» skyfall از سری سریال های جیمز باند را دریافت کرد. سرانجام به دلیل کسب چنین موفقیت ها و افتخارات در 19 دسامبر سال 2013 در کاخ باکینگهام مدال افتخاری به عنوان عضوی از سلطنت بریتانیا را توسط پرنس چارلز دریافت کرد، و نام خود را در این سلطنت و کشور جاودانی کرد.

از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند. جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند. موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود. گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد. وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد. بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود. گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم. تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟ آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند. جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند. موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید. مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.  
«روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه جوآن بائز شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی

" بنگاه شادمانی" مجموعه ای از جدیدترین آثار کامبیز درم بخش، درباره موسیقی هنرمندان این رشته وابزار آلات موسیقی است که در واقع ادامه همان طرح های طنزآمیز موسیقی است، که 3 سال پیش درکتاب " سمفونی خطوط" نشر افق" و فصلنامه " مقام موسیقیایی" منتشر شد.

نقاشی های واقعی

بعضی از نقاشی های آورده شده در این مطلب آنقدر واقعی به نظر می رسند که باورتان نمی شود که نقاشی اند و شخصی با استعداد خالق آن ها بوده است. در زیر از آثار شگفت انگیز از هنرمندان خوا
نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید

ادبیات

نامه های عاشقانه فروغ

فرزانه میلانی، پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی و مطالعات زنان در دانشگاه ویرجینیا که چند دهه بر زندگی و آثار فروغ تحقیق و پژوهش کرده در چهار جلسه متوالی از بیستم تا بیست و چهارم اکتبر در سالن خلیلی دانشکده مطالعات آفریقایی و شرقی دانشگاه لندن، سواس لندن درباره کتاب جدیدش سخنرانی کرد. کتاب جدید خانم میلانی که قبلا هم بر زندگی و آثار سیمین بهبهانی و طاهره قرة‌العین دو شاعر پیشرو زن ایرانی تحقیق کرده، زندگینامه ادبی فروغ فرخزاد است به همراه ۱۵ نامه منتشر نشده به ابراهیم گلستان، ۹ نامه به پدرش، شش نامه دیگر به افراد دیگر و چند کارت پستال. نامه ها را در کتاب به خط فروغ می بینیم. قبل از اینکه خانم میلانی به لندن بیاید یکی از این نامه ها را در اختیار رضا شکراللهی، پژوهشگر زبان فارسی و نویسنده وبلاگ خوابگرد گذاشت. انتشار این نامه بحثهای زیادی ایجاد کرد. \'\'قربان بند کفش‌هایت بروم \'\' زرد است؟ نامه عاشقانه فروغ فرخزاد به شاهی (ابراهیم گلستان) موضوع واکنشهای کاربران شبکه های اجتماعی شد، اعم از کسانی که فروغ و گلستان را دوست داشتند یا نداشتند. فروغ در بخشی از این نامه نوشته: \"شاهی‌جانم، باید برایم دعا کنی. قربان لب‌های عزیزت بروم. قربان چشم‌های عزیزت بروم. قربان بند کفش‌هایت بروم. چه دوستت دارم، چه دوستت دارم، چه دوستت دارم...\" علاوه بر اینکه بخشهای مختلفی از این نامه بازنشر شد، عده زیادی ماجرای حریم خصوصی را پیش کشیدند و گفتند انتشار نامه های خصوصی فروغ به عشقش غیر اخلاقی است و به شناخت فروغ کمکی نمی کند . برخی پا را فراتر گذاشتند و این نامه و بازنشرش را زرد یا عامه‌پسند دانستند و حتی گفتند که ما اگر خودمان را جای فروغ بگذاریم اصلا دوست نداریم که بعد از مرگمان نامه های عاشقانه مان منتشر شود. در برابر این افراد کسانی بودند که با این نظرات مخالف بودند و این قیاس را مع‌الفارق می دانستند. آنها می گفتند مقایسه آدم های عادی با فروغ و ابراهیم گلستان که هر دو از بزرگان فرهنگ و ادب معاصر هستند اشتباه است و حریم خصوصی در این مورد بی معناست. برخی به ابراهیم گلستان خرده گرفتند که چرا نامه های فروغ را در اختیار خانم میلانی گذاشته و نامه های خودش را منتشر نکرده است. فروغ نه اولین است نه آخرین انتشار نامه شخصیتهای ادبی در دنیا رسمی است شناخته شده است. فرانتس کافکا که نامه های زیادی از او به نامزدش، دوستانش و پدرش منتشر شده، جایی خطاب به دوستش ماکس برود نوشته: \"ماکس عزیز مرا ببخش که امشب نتوانستم به دیدنت بیایم. من بسیار ناامید شده ام و نمی توانم خودم را تغییر دهم. سردرد شدید گرفته ام. دندان هایم دارند زرد و فاسد می شوند و ریش تراشم کند شده است. مرا ببخش ولی دیگر نمی توانم به دیدنت بیایم.\" این چند خط شاید مثالی است بر همان که عده ای حریم شخصی افراد می دانند برخی دیگر هم معتقدند حتی اگر حاوی اطلاعاتی باشد که از نظر برخی کم اهمیت است می تواند موجب روشن شدن ایعاد مختلف زندگی آدمی شود که برای ادبیات بسیار مهم است. نامه های سیمون دوبوار نویسنده فرانسوی به ژان پل سارتر و نلسون آلگرن که هر دو از نویسندگان سرشناس هستند و نامه های سارتر به دوبوار همه و همه در قالب چندین کتاب منتشر شده اند. از ادبیات و ادبای معروف جهانی که بگذریم انتشار نامه های شخصی در دنیای ادبیات ایران هم بی‌سابقه نیست. نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد در قالب سه کتاب تدوین شده است، دست اندرکاران می گویند ذکر جزییات دقیق در این نامه ها از چای خوردن و غذا پختن گرفته تا چگونگی استحمام و نظافت و تصویری که از واقعیت ارایه می دهند این نامه ها را به سندهای بی مانندی درباره این دو نفر تبدیل کرده است. نامه های عاشقانه احمد شاملو به همسرش آیدا سرکیسیان، اخیرا در کتابی با نام \"مثل خون در رگهای من\" منتشر شد. کتاب دیگری هم چاپ شد با مقدمه آیدا حاوی نامه های شاملو به پسرش. همین اواخر نیز احمد کیارستمی نامه ای از پدرش منتشر کرد که در شبکه های اجتماعی با استقبال مواجه شد. اما چرا انتشار این نامه ها اعتراض خیلی ها از جمله پوران فرخزاد، خواهر فروغ را برانگیخت؟ بعد از انتشار این نامه و بحثی که پیرامون آن در گرفت ابراهیم گلستان در مصاحبه ای اختصاصی با روزنامه ابتکار اعلام کرد که این نامه ها را که سند تاریخی محسوب می شوند، خودش در اختیار خانم میلانی قرار داده است. به نظر او \"وقتی دو نفر مورد توجه اشخاص قرار می‌گیرند هیچ نوع حریم خصوصی ندارند. حریم خصوصی به خاطر ترسی است که اشخاص از چیزهایی که می فهمند یا نمی‌فهمند، دارند؛ برای آدمی که آزاده است و فکر می‌کند، حریم خصوصی مهم نیست. حریم خصوصی برای هیچ کس وجود ندارد و هر کسی هر چه بخواهد می‌گوید و از روی همین چیزهاست که تمدن یک دوره‌ای ایجاد می‌شود.\" پوران فرخزاد هم بعد از آن در گفتگو با تابناک گفت که فرزانه میلانی را می‌شناسد، او \"شخص محترمی\" است اما در انتشار نامه‌های فروغ \"انگیزه کاسبکارانه\" می‌بیند. خانم فرخزاد در این گفتگو گفت: \"وقتی قصد انجام چنین عملی داریم، باید از خودمان بپرسیم آیا قشنگ است و دوست داریم در آینده زندگی خصوصی و اسرار زندگی‌مان را این گونه و آن هم بدون رضایت خانواده‌مان منتشر کنند؟ به نظرم کنار زدن پرده‌ها زیبا نیست.\" حالا خیلی‌ها می‌پرسند، آیا در مورد شخصی مانند فروغ لازم است پرده ها برخی حقایق را از دید سایرین پنهان کنند؟ در نهایت پژوهشگران چرا و بر اساس کدام اصول باید چه تصویر شسته‌رفته‌ای با چه مشخصاتی به مردم ارایه کنند؟ پوران فرخزاد می‌گوید که اصل، شعر فروغ است و زندگی او در حاشیه است. به گواه حدود چهل سال تحقیقی که فرزانه میلانی بر زندگی و آثار فروغ فرخزاد انجام داده زندگی شخصی و عشقی فروغ از آثاری که خلق کرده جدا نیست. مرز میان روزمرگی و هنر فرزانه میلانی مصایبی که فروغ در زندگیش تحمل کرده را بر می‌شمارد و می گوید که عشق او به ابراهیم گلستان تاثیر بسزایی در غنای شعر او داشته است. او شعر فروغ را در حوزه احساسات زنانه در ادبیات معاصر ایران بی‌بدیل می‌داند. میلانی فروغ را زنی می‌داند که در پیکری زنانه و ادبیاتی مرد محور محبوس بوده، زنی که بسیار بیش از اینها که خوانده‌ایم و شنیده‌ایم از خانواده و جامعه اطرافش آسیب دیده است. او بعد از مشورت با روانپزشکان و تحلیل شرایط زندگی و وضعیت روحی فروغ به این نتیجه رسیده که او احتمالا دچار اختلال دوقطبی یا بای‌پولار بوده است. به گفته متخصصان افسردگی شدید از علایم جدی این بیماری است و شدت آن کم و زیاد می‌شود تا جاییکه خانواده بیمار ممکن است تصور کنند بیماری ریشه کن شده، از آن سو هم ممکن است آنقدر شدید شود که ممکن است نیاز به بستری کردن بیمار باشد. فروغ که در بیمارستان روانی بستری شده بود، به گفته خانم میلانی بدون بیهوشی با شوک الکتریکی تحت درمان قرار گرفت. عشق در شعر فروغ ریشه در بیقراری و ناآرامی و سرکشی غریبی دارد و روح ناآرام و مدام در جستجو و تنهای فروغ به گفته خانم میلانی با رسیدن به ابراهیم گلستان انگار کنار او ماوا می‌گیرد. صاف و ساده و بی‌حاشیه در نامه‌ دیگری به او می‌نویسد: \"قربانت بروم، قربان سراپای وجودت، قربان موهای سفید پشت گردنت بروم، قربان مردمک‌های بی‌قرار چشمهایت بروم، قربان غم و شادیت بروم، تو چه هستی که جز با تو آرام نمی‌گیرم، حتی جای پایی از تو در خاک برای من کافیست، کافیست که بتوانم اعتماد کنم، بتوانم بایستم، بتوانم باشم، کافیست که صدایم کنی، بگویی فروغ! و من به دنیا بیایم و درختها و آفتاب و گنجشکها با من به دنیا بیایند. دوستت دارم و دلم تاب تحمل این همه عشق را ندارد. دلم از سینه‌ام بزرگتر می‌شود. دلم مرا به بی‌قراری می‌کشاند.\" خانم میلانی می گوید در این پانزده نامه‌ای که تازه در کتابی منتشر کرده فروغ پنجاه و نه بار از \"قربانت بروم\" استفاده کرده و پنجاه و چهار بار از \"دوستت دارم\". فروغ به دلیل سنت شکنی ها و نوع زندگی و طلاق و نوع مرگش، به دلیل معاشرتهایش، به دلیل متفاوت بودنش و \"عشق ممنوعه اش\" نسبت به ابراهیم گلستان همواره مورد توجه بوده و برای بسیاری جذابیت داشته است. تحقیقات و مطالعات چند ده ساله خانم میلانی اما یاد ما می‌آورد که این سمبل جذاب سرکشی شعر معاصر روی دیگری هم دارد. آنچه فروغ خلق کرده حاصل زخمهایی است که خورده و تلخی و تنهایی و غربتی که تحمل کرده تا در سی دو سالگی طوری برود که نامش در ادبیات فارسی ایران ماندگار شود. فروغ را نمی توان از شعر فارسی حذف کرد فروغ بر اساس نتایج تحقیقات،مطالعات و آنچه از نوشته های خودش به جامانده در خانه آزار بسیار دید، در جمع تکفیر شد. اشعارش در ایران سانسور شد و از نخستین مجموعه شاعران ایران و جهان حذف شد. اما با این وجود نامش هنوز یادآور \"اسارت\" است و \"عصیان\". هنوز بسیاری از زنان در ایران، افغانستان و تاجیکستان، خودشان را \"زنی تنها\" می دانند \"در آستانه فصلی سرد\". هنوز نام فروغ، عاشقانه هایش و نامه هایش آنچنانکه این روزها شاهدیم سکون فکری و قضاوتهای درست و نادرست و استنتاجها را به گونه‌ای دستخوش تلاطم می کند که بیراه نیست اگر بخواهیم بدانیم اگر او به مرگ زودهنگام نمرده بود، واقعا هم اکنون چه می کرد و چه جایگاهی داشت. خانم میلانی می‌گوید فروغ که حالا بیش از هر شاعر فارسی زبان معاصر در فراسوی مرزهای ایران شناخته شده است، در یک روز سرد زمستانی درست مثل تولدش و روز تنها ازدواجش و همانطور که خودش پیش بینی کرده بود رفت.  

وصیت‌نامه‌ سیمین دانشور منتشر شد

سیمین دانشور ، داستان‌نویس و مترجم که 18 اسفند 90 درگذشت، نخستین زن ایرانی بود که به شکل حرفه ای داستان نوشت. او متولد 8 اردیبهشت 1300 بود و با «سووشون» یکی از بهترین آثار داستانی ایران را خلق کرد. رمانی که نثر ساده اش و زبان خواندنی اش، باعث شد به زبان های مختلف ترجمه شود. حالا وصیت نامه او منتشر شده است. نگاهی به این وصیت نامه و قلم او حتی در این نوشته بیندازید. این وصیت نامه را خانواده اش در اختیار رسانه ها قرار داده اند: به‌نام خدا 7 مرداد 1385 وصیت‌نامه سیمین دانشور با وصایت خانم لیلی ریاحی اینجانب سیمین دانشور فرزند دكتر محمدعلی ـ شماره شناسنامه 46625 ـ صادره از شیراز متولد 1300 در شیراز ـ فرزندخوانده و خواهرزاده‌ام، خانم لیلی ریاحی فرزند احمد ـ دارای شناسنامه شماره 768 صادره از اصفهان حوزه یك متولد سال 1327 را وصی خود قرار می‌دهم كه پس از مرگم ترتیب قرارداد كتاب‌ها و ترجمه‌هایم و ترجمه‌های خارج از كشورم را به عهده بگیرد، و در عوض ثلث از كل اموالم را دریافت دارد. الف - كتاب‌ها و یا ترجمه‌هایی كه كرده‌ام و ناشرانم به قرار زیر است: خانم ریاحی می‌تواند به اتكای این وصیت‌نامه قرارداد با ناشرانم را لغو یا تمدید نماید و وجوه حاصله از فروش كتاب‌ها را دریافت دارد 1- نوشته‌ها یا تألیفات: شهری چون بهشت ـ سووشون ـ به كی سلام كنم؟ ـ جزیره سرگردانی ـ ساربان سرگردان (جلد دوم جزیره سرگردانی) 2- ترجمه: كمدی انسانی ـ داغ ننگ ـ بنال وطن 3- تالیف: شناخت و تحسین هنر نه كتاب فوق از انتشارات خوارزمی (مدیر عامل علیرضا حیدری) می‌باشد. 4- دشمنان ترجمه از چخوف نشر نگاه (مدیرعامل رئیس‌دانا) 5- از پرنده‌های مهاجر بپرس (نشر قطره، مدیرعامل فیاضی)، باغ آلبالو (ترجمه از چخوف) ایضا نشر قطره 6- همراه آفتاب (نشر امیركبیر كه اینك در اختیار انتشارات دولتی است) 7- آتش خاموش ـ راز موفق زیستن ـ بئاتریس ـ ماه عسل آفتابی كتاب‌های فوق قرارداد تازه‌ای پس از چاپ اول بسته نشده است. ب- 1- پول نقد در بانك صادرات ایران ـ تجریش 2- دو میلیون تومان سپرده ثابت در بانك ملی ایران شعبه تجریش توأم با دفترچه ثبت حاصل از سپرده (مدارك در فایل خاكستری در كتابخانه موجود است) لیلی خانم وصی من طبق این وصیت‌نامه و اختیاردار چاپ آثارم می‌تواند با وراث دیگر ثلث اثاث خانه و لباس‌هایم را مالك شود. سیمین دانشور
پوران فرخزاد درگذشت هفتاد سال با شازده کوچولو 20 سفرنامه معاصر ایرانی گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست دا یعنی مادر