1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

روزنامه شرق در هفته ای که گذشت مصاحبه مفصلی داشت با خانم مهناز افشار. چکیده های از این مصاحبه یک صفحه ای با این هنرمند دوست داشتنی کشورمان را با هم میخوانیم.

مخالفان محتوایی «برف روی کاج‌ها»، ایراد فیلم را اشاعه مسائل غیراخلاقی می‌دانند و تاکید می‌کنند که فیلم روی موضوع خیانت صحه می‌گذارد. با توجه به اینکه شما همیشه به دیدگاه طیف‌های مختلف مخاطبان فیلم در سینما احترام می‌گذارید، در این مورد نظرتان چیست؟
این مساله از اساس نادرست و تلقی غیرمنصفانه‌ای از فیلم است. من با قاطعیت می‌گویم نه‌تنها فیلم روی مساله خیانت صحه نمی‌گذارد، بلکه تمام عوامل فیلم، چه مقابل دوربین و چه پشت دوربین به کانون خانواده علاقه‌مندند. آقای پیمان معادی واقعا اهل خانواده است. به غیر از کارگردان، سایر عوامل فیلم زندگی خانوادگی دارند و من هم در چنین خانواده‌ای بزرگ شدم که پایبند ارزش‌هاست و خودم هم به اخلاقیات معتقدم. این بی‌انصافی است که اتهام بی‌اخلاقی به این فیلم زده شود.

هنگام نگارش فیلمنامه در جریان نوشته شدن نقش رویا بودید؟
این فیلمنامه سال‌ها قبل نوشته شده بود و همان‌موقع آقای معادی می‌خواستند این فیلم را بسازند.

‌یعنی بعد از زمان همکاری پیمان معادی با آقای فرهادی بود؟
بله. آقای معادی بعد از بازی در فیلم «درباره الی» تصمیم به ساخت این فیلم گرفتند.

‌که البته قرار هم بود در فیلم «درباره الی» بازی کنید که نشد؟
بله. منتها چون الان صحبت آن پیش آمد می‌خواهم به نکته‌ای اشاره کنم که قسمت نشد در فیلم «درباره الی» بازی کنم. منتها به خاطر این جمله آنقدر حرف‌های حاشیه‌ای و نامربوط به نقل از من مطرح شد درحالی که روحم از آن خبر نداشت. متاسفانه نتوانستم در این فیلم بازی کنم. اما وقتی فیلم را دیدم از بودن آن همه همکار عزیز و نتیجه درخشان و از اینکه قسمت نشد در آن کار باشم عبور کردم ولی در دنیای سینما چنین مسائلی پیش می‌آید و مساله‌ای پیچیده نیست. به هرجهت همان‌موقع قرار شد فیلم ساخته شود.

وقتی فیلمنامه را خواندم، آنقدر درگیر شخصیت و داستان شدم که ناخودآگاه متاثر شدم و گریه کردم. به پیمان معادی پیشنهاد دادم که دوست دارم نقش رویا را بازی کنم. چون من با همسر آقای معادی دوست هستم و با ایشان رفت‌و‌آمد خانوادگی داریم. ولی در نهایت فیلم آن زمان ساخته نشد و من هم سر صحنه فیلم دیگری مشغول کار شدم تا اینکه زمان ساخت این فیلمنامه رسید و آقای معادی با من تماس گرفتند و گفتند که بالاخره قسمت توست که نقش رویا را بازی کنی.

‌از این به بعد ادامه فعالیتتان درسینما چگونه خواهد بود؟
چون برخی جاها از قول من اعلام کردند که مهناز افشار از دنیای سینما خداحافظی کرده که اصلا درست نیست، من اگر بخواهم خداحافظی کنم بیانیه نمی‌دهم. می‌روم جایی و گم می‌شوم تا کسی نتواند پیدایم کند! ضمن اینکه الان انتخاب کردن برایم سخت شده که خیلی نمی‌توانم پرکار باشم ولی با این حال سینما حرفه و عشق من است و سعی می‌کنم از این به بعد دقیق‌تر انتخاب کنم.

‌نظرتان درباره سخنان آقای سلحشور درباره بازیگران سینمای ایران چیست؟
من نظر اصلی‌ام را دربرنامه هفت اعلام کردم و گفتم چقدر خوب است اگر نسبت به هم نقدی داریم با احترام صحبت کنیم. حتی اگر یک جاهایی هم نقدی درست است، با احترام گوش دهیم. ولی ضمن احترام به آفرینش و خلق ایشان به عنوان یک مخلوق، در کل حرف‌های آقای سلحشور را خیلی جدی نمی‌گیرم.

‌شما جزو آن بازیگران که از ایشان شکایت کردند، نیستید؟
نه نیستم. ولی پشت همکارانم درمقابل هر بی‌احترامی خواهم ایستاد.

‌اگر حرف نگفته‌ای دارید، بگویید.
چون برای آموزش و نقش آن در ارتقای سطح بازیگری اهمیت قائلم و خوشحال هستم که شاگرد استاد «حمید سمندریان» بوده‌ام، باید بگویم مدت دو سال است که کار تئاتر انجام می‌دهم و فکر می‌کنم تمرینات تئاتری در پرورش بازیگر موثر است. به همین دلیل معتقدم حرف‌های استاد «بهزاد فراهانی» که دربرنامه «هفت» درباره ورود بازیگران سینما به عرصه تئاتر بود، درست بود. ولی یک‌کم دور از انصاف بود. آخر همه ما کارمان نمایش است و مگر می‌شود یک بازیگر بازی درسینما و تئاتر را از هم جدا کند؟ من خوشحالم که می‌توانم در کنار بازیگران تئاتر حضور پیدا کنم و یاد بگیرم. ضمن اینکه درگذشت همکار عزیزم خانم «عسل بدیعی» را به خانواده محترم و جامعه هنری تسلیت عرض می‌کنم. و در آخر هم آرزو می‌کنم که مخاطبان فیلم «برف روی کاج‌ها» ارتباط خوبی با فیلم برقرار کنند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

نامه مريل استريپ به اصغر فرهادي: چه کسی خوب است، چه کسی بد؟

مریل استریپ که در تمام این مدت علاقه اش به سینمای فرهادی و نگاه او را اعلام کرده بود، نامه جالبی به اصغر فرهادی نوشته است. عنواني كه روي عكس بزرگ مريل استريپ و اصغر فرهادي درج شده،  اين است: «كاري كه هيات‌هاي ديپلماتيك از آن عاجزند!» متن نامه مريل استريپ به فرهادي به اين شرح است: «نمي‌دانم آيا اصغر فرهادي زماني كه فيلمش را مي‌ساخته آگاه بوده كه بر خلاف نام فيلم، تاثير جهاني «يك جدايي» مردم را به هم نزديك خواهد كرد؟! نزديك كردن ما و مردم ايران تا از طريق داستان خانواده‌اي در حال گسست و پيچيدگي‌هاي اخلاقي و عاطفي‌شان، خانواده‌هاي ما و ايرانيان را به هم نزديك كند. او اين كار را با ظرافت انجام مي‌دهد، با ارايه تصويري صميمي از پيشخوان آشپزخانه‌اي در تهران يا با نشان دادن پرتره كوچكي از انيشتين يا نقاشي ديگري از وايت به نام دنياي كريستينا. او به ما اجازه همدردي با مردي را مي‌دهد كه به تازگي تركش كرده‌اند، جايي كه براي يافتن تنظيم درست ماشين لباسشويي در تكاپوست. او مي‌گذارد تا ما عمل دردناك و سرشار از عشق شست‌وشوي پدري پير را باز‌شناسيم و مي‌گذارد شوك حاصل از بازي كودكي كه پيچ دستگاه اكسيژن را باز و بسته مي‌كند و باز مي‌بندد و باز مي‌كند را حس كنيم. همچنان كه سرنوشت با زندگي ما در حال بازي است. او مي‌گذارد در خستگي مفرط قاضي‌اي سهيم شويم كه مي‌خواهد پنجره دفتر كم هوايي كه در آن تصميمات دشوار مي‌گيرد، چارتاق باز باشد: -چه چيز هل دادن است، چه چيز ضربه زدن؟ -چه كسي پرت شد، چه كسي از حال رفت؟ -چه كسي دروغ گفته، چه كسي غيرقابل اطمينان است؟ -چه كسي خوب است، چه كسي بد؟ چگونه مي‌توان همه اينها را در جاي خود قرار داد؟ و ببينيد چه ميزان گذشت در دل مردمي است كه تحت قواعدي بي‌گذشت زندگي مي‌كنند. با ساختن اين فيلم دلپذير، اصغر فرهادي كاري كرد كه هيات‌هاي ديپلمات و اخبار روزنامه‌ها از آن عاجزند. او گذاشت تا ما خود را در آينه زندگي ديگران ببينيم و مخمصه‌هاي يكديگر را درك كنيم. مخمصه انسانيت مشترك‌مان را. اين كنش، كنشي سياستمدارانه است. در دنيايي كه مسير تماشا در آن با بدبيني و تلخي مسدود است، نياز داريم تا هنرمندان تصوير را وضوحي بهتر ببخشند. ما به «يك جدايي» محتاجيم تا به هم نزديك‌مان كند.»

گلشیفته فراهانی: برای سینما دار و ندارم را از دست داده‌ام

آی ‌سینما: گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اول زن «آواز عقرب‌ها» سومین ساخته بلند انوپ سینگ فیلمساز هندی است. این فیلم 119 دقیقه‌ای به تازگی در هفتادمین جشنواره فیلم لوکارنو اکران جهانی شد. در این فیلم، فراهانی نقش شخصیتی به نام «نوران» را بازی می‌کند که ساکن صحرای راجستان است. او با آوازهایش شفای نیش عقرب‌ها را آموزش می‌دهد تا این‌که فاجعه‌ای زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بازیگر ایرانی مقیم فرانسه در گفت‌وگوی اخیر خود با «ورایتی» از چگونگی کنار آمدنش با زبان و فرهنگی جدید، شیوه برخوردش با نقش‌هایش و ابعاد مهاجرتش حرف زده است. - چه چیزی شما را جذب این نقش یا کارگردانش کرد؟ من انوپ را بعد از تماشای «قصه» - دومین فیلم بلند کارگردان هندی - ملاقات کردم. به نظرم یکی از شگفت‌انگیزترین انسان‌هایی است که تا امروز ملاقات کرده‌ام. او شاعر است، هنرمندی فوق‌العاده حساس و حیرت‌آور است و چیزی سحرانگیز در مورد او وجود دارد. توجه و دانش او درباره زنان کاملا باورنکردنی است. به نظرم، پیدا کردن کارگردانان مردی که زوایای عمیق ساختار ذهن زنان را درک کنند، امری نادر است. وقتی او درباره این پروژه با من صحبت کرد؛ این‌که چطور رویایی می‌بیند و بعد یک‌شبه فیلمنامه‌اش را می‌نویسد. آن‌جا بود که فهمیدم باید در این فیلم بازی کنم. - با توجه به این که قرار بود با زبان، فرهنگ و کشوری جدید مواجه شوید، آماده‌سازی برای اجرای این نقش چه‌جور تجربه‌ای برای‌تان به همراه داشت؟ من تا به حال، به هفت زبان مختلف نقش اجرا کرده‌ام. به همین خاطر، الان دیگر آشنایی با اجرای نقش به زبانی غیر از زبان مادری‌ام تجربه‌ای سرگرم‌کننده و بامزه است. ابتدا، شش ماه روی یادگیری زبان کار کردم تا بتوانم دیالوگ‌هایم را ادا کنم. یادگیری زبان چالش بسیار دشواری است، خصوصا وقتی کمال‌گرا باشید. و خودم به عنوان یک موسیقیدان، دلم می‌خواست این وجه از اجرایم بی‌نقص به نظر برسد. بعد از آن، عازم هند شدیم و من به صحرا رفتم تا مدتی را در محیط بگذارنم و با زنان آن‌جا و نحوه راه رفتن و حرف زدن‌شان آشنا شوم. تجربه‌ای خشن و سخت و در عین حال، لطیف بود. - این فیلم درباره یک آوازخوان است: می‌توانید رابطه‌تان را با موسیقی توضیح بدهید؟ به طرز خنده‌داری، موسیقی همیشه مثل سایه در تعقیب من بوده، حتی در سینما و در تمام جنبه‌های زندگی‌ام بسیار به کمکم آمده است. موسیقی به پروانه‌ای کوچک می‌ماند که از گلی به گل دیگر می‌پرد و من به دنبال کردنش ادامه می‌دهم. اگر بهشتی وجود داشته باشد، چیزی جز گل و موسیقی نخواهد بود. - وقتی بازی در نقش شخصیتی را می‌پذیرید که قرار است درد و غم و اندوه فراوانی را از سر بگذارند، چطور خودتان را از نقش جدا می‌کنید؟ گاهی اوقات می‌توانید خودتان را از شخصیت جدا کنید اما گاهی اوقات هم نمی‌توانید. ممکن است طلسم شخصیت گریبان‌گیرتان شود و شما اسیر دردی می‌شوید که متعلق به نقش است. شیوه من متد اکتینگ نیست. من شخصیت‌هایم را با خودم به خانه نمي‌برم اما احساسات و تاثرات شخصیت به درون آدم رخنه می‌کند یا گاهی به شکل بیماری خودش را در بدن آدم بروز می‌دهد. در این پروژه، فشار و آسیبی که شخصیت من از سر می‌گذراند، از درون خودم نشات می‌گرفت. آدم به عنوان یک بازیگر نیاز دارد از جهان هستی کمک بگیرد تا به دام اعتیاد و خودکشی نیافتد. بازیگر به مراقبت نیاز دارد. - فیلم‌هایی که تا امروز بازی کرده‌اید در لوکیشن‌ها و فرهنگ‌ها و به زبان‌های مختلف بوده‌اند. دلیل این انتخاب‌ها چیست؟ انگیزه من از کار کردن در سینما، انتقال این پیام است که سینما حمایت‌گر است. این‌جور فیلمنامه‌ها به دستم می‌رسد و همگی قصه‌هایی برای گفتن دارند. البته که خودم هم مشتاقم. عاشق این هستم که خودم را تا مرز محدودیت‌هایم به چالش بکشم و ببینم آیا می‌توانم از پس ناممکن‌ها بربیایم. هر چه ناممکن به نظر برسد، من باید آن را ممکن سازم. مهم‌ترین نکته این است که کاملا خودت را بسپاری و آماده باشی برای هر نقشی که بازی می‌کنی، جانت را هم فدا کنی. - چطور بین پروژه‌هایی که در سینما می‌پذیری و سایر مشغولیت‌هایت توازن ایجاد می‌کنی؟ از میانه آشوب. من در کار تعادل پیدا می‌کنم. در سختی‌های کار کردن آرامش می‌یابم. اما کعبه آمالم کاری است که انجام می‌دهم و خودم را به تمامی وقف آن کرده‌ام. من پای این کار، کشورم را از دست داده‌ام، آرامش را از دست داده‌ام، خانواده‌ام و تقریبا دار و ندارم را از دست داده‌ام.  
فروشنده اصغر فرهادی اسکار گرفت تاخت و تاز بازیهای تاج و تخت در امی امسال هنر در هفته سوم آبان ماه جنجال آخرین تانگو؛ وقتی کارگردانان بازیگران را آزار می‌دهند مریل استریپ و درخواست برابری حقوق زن و مرد در عرصه سینما

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد بادها برای ما می وزند "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

مطالب تصادفی

موسیقی

گروه کوبه ای هوران

قبل از اینکه اجرای باور نکردنی این گروه را ببینم، حتی نام این گروه را نیز نشنیده بودم. در اختتامیه مراسمی این گروه به اجرا پرداخت، نوای کمانچه به همراه دف و سازهای کوبه ای، همکاری این گروه کنار یکدیگر نفس همگان را در سینه ها حبس کرده بود.

پشت ستاره ها/ لاله پورکریم

در بازار موسیقی برای سنجش یک خواننده ، طرفداران او را می شمارند و به این ترتیب با این معیار میزان محبوبیت و موفقیت آن خواننده به دست می آید. لاله پورکریم خواننده ایرانی الاصل از آن دسته هنرمندانی است که با ارایه کارهایی نوین طرفداران خاص خودش را پیدا کرده است.
مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید! محسن یگانه در برج میلاد بازگشت خنیاگر تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود جرج مایکل درگذشت

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی

" بنگاه شادمانی" مجموعه ای از جدیدترین آثار کامبیز درم بخش، درباره موسیقی هنرمندان این رشته وابزار آلات موسیقی است که در واقع ادامه همان طرح های طنزآمیز موسیقی است، که 3 سال پیش درکتاب " سمفونی خطوط" نشر افق" و فصلنامه " مقام موسیقیایی" منتشر شد.

نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد

این نمایشگاه از جمعه 4 آذر ماه لغایت 16 آذر ماه همه روزه از 10 صبح تا 6 شب پذیرای شما هنرمندان عزیز خواهد بود.
نگارخانه سین – گشایش نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts " کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

ادبیات

کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش!

دیروز، رمانی دیگر از کورت ونه گات در ایران منتشر شد. اسم این کتاب، «پیانوی خودنواز» است. زهرا طراوتي، مترجم اثر این خبر را اعلام کرد و گفت: «کورت ونه‌گات نويسنده‌ ضدجنگ ادبيات معاصر آمریكاست كه رمان «پيانوي خودنواز» را از بهترین رمان‌های خود می‌داند. او در کارنامه‌ي ادبی‌اش به اين رمان نمره‌ A داده است.» داستان اين رمان با تمی پست‌مدرن اما روایتی کلاسیک به دنیای 50 سال آینده‌ آمریکا می‌پردازد؛ دنیایی ماشینی که ماشین‌ها بر انسان‌ها حکم‌فرمانی می‌کنند، آن‌ها کار انسان‌ها را می‌دزدند و انسان‌‌ها بی‌کار، واخورده و گوشه‌نشین می‌شوند. در نهایت، انسان‌های سرخورده از ماشین و سیستم در پی انقلابی صنعتی علیه ماشین‌ها برمی‌آیند. داستان روایتی جذاب از زندگی «پل پروتز» و زندگی خانوادگی اوست که به مرور در رشد این انقلاب تأثیر می‌گذارد. «پيانوي خودنواز» در 432 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قيمت 9000 تومان از سوي انتشارات سبزان منتشر شده است. از ديگر آثار كورت ونه‌گات كه تا كنون به فارسي ترجمه شده است، می توان به رمان‌هاي «گهواره‌ي گربه»، «شب مادر»، «محبوس»، «خدا خیرت بدهد آقای رزواتر» و «سلاخ‌خانه‌ي شماره‌ي پنج»  اشاره کرد.

مترجم هری پاتر: رمز زندگی را كشف كنيم

نهم مرداد، سالروز تولد هری پاتر، جی کی رولینگ، خالق هری پاتر و ویدا اسلامیه مترجم سری کتاب های هری پاتر است. گفتگوی ما را با خانم اسلامیه بخوانید.
عذاب وجدان میلاد مهدی (عج) مبارک باد مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش داستان کوتاه: نفرت نوشته مرضیه محمدپور شعری از رهی