1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

جاستین بیبر،  ستارهٔ‌ جوان کانادایی که نه یک دل، بلکه صد دلم عشق سلنا گومز، دیگر ستاره جوان این روزهای موسیقی پاپ آمریکا شده است دست از ولخرجی برای دوست دختر جوانش بر نمی دارد. اجاره هواپیمای خصوصی، خرید جواهرات قیمتی و لباسهای چند ده هزار دلاری تنها بخشی از هزینه هایی است که جاستین بیبر جوان برای جلب محبّت سلنا گومز  صرف می‌کند و باعث نگرانی مدیران برنامه‌ خود و مادرش  که تا رسیدن جاستین به سن قانونی مسوول امور مالی اوست، گشته است.  جاستین بیبر که استعداد‌هایش توسط آشر خواننده محبوب دنیای هیپ هاپ کشف شد به سرعت تبدیل به خواننده اول تین ایجر‌های آمریکا و کانادا گشت و موفق شد یک شبه راه صد ساله را بپیماید.

جنیفر انیستون، ستاره دنیای سینما و سریال محبوب فرندز که چند سال همسر برد پیت بود در مصاحبه ای اعلام کرد که وقتی‌ شوهر سابقش برد پیت به او اعلام کرد که پس از بازی‌ در فیلم "آقا و خانم اسمیت" عاشق ستاره زن  فیلم  یعنی "آنجلینا جولی"  شده است او را از خانه مشترکشان بیرون انداخت. این آخرین قسمت از سلسله مصاحبه های جنیفر انیستون در پی‌ جدایی از برد پیت در ۶ سال گذشته می‌باشد، که بنظر می‌رسد داغ این طلاق هنوز بر دل جنیفر انیستون تازه مانده و او با این مصاحبه های گاه و بیگاه این زخم کهنه التیام می هد.

امی واینهاوس هنوز پس از مرگ زود هنگامش خبر ساز است، این هنرمند که هم اکنون در جدول آلبوم های پرفروش بیلبرد با یک پل صعود  جایگاه ۷ را اشغال کرده است، در نظر داشته دخترک ۱۰ ساله ای را به فرزند خواندگی بپذیرد. دنیکا اگستین، ساکن یکی‌ از جزایر کوچک دریای کاراییب با اعلام این نکته، جنجالی در  رسانه ها در ارتباط با واینهاوس مرحوم ایجاد نموده است، این در حالیست که مدیران این خواننده فرصت را در تکذیب این خبر از دست ندادند و اعلام داشتند که امی هرگز چنین قصدی نداشته است. این نکته که امی از خود وارثی برای کسب عواید مربوط به حقوق اثر خود به جا نگذشته دست مدیران وی را در استفاده از این ثروت عظیم بازتر خواهد گذشت. همچنین لازم به ذکر است خانهٔ این هنرمند در شهر لندن تبدیل به مکانی برای بهبود معتادان به مواد مخدر و الکل گشته است.

این هفتهٔ گیشهٔ، قسمت قبلی فیلم مشهورسیارهٔ میمون ها محصول سال ۱۹۶۸ در حالی‌ پرفرشترین فیلم هفتهٔ گذشته آمریکا لقب گرفت که توانست با رکورد ۵۴ میلیون دلار، فیلم کابوی‌ها و موجودات فضایی را به رده سوم تنزل دهد. فیلم دوم پرفروش این هفته سمروس با ۲۱ میلیون دلار فروش در جایگاه دوم قرار گرفت. این هفته همچنین هفتهٔ خیلی‌ خوبی برای فیلم‌های کمدی رمانتیک بود به گونه‌ای که ۴ فیلم رووسای وحشتناک با شرکت ستارگانی چون جنیفر انیستون و کالین فارل، فیلم دوستان منفعت دار، با شرکت جاستین تیمبرلیک و میلا کونیس، فیلم دیوانه، احمق، عشق با شرکت استیو کرل و جولیان مور و همچنین فیلم تغییر با شرکت رایان رینلدز و الیویا وایلد از پرفروش های هفته هستند.

اما  از اخبار سینمای کشور اینکه، هدایه تهرانی‌، هنرمند توانای سینما برای بازی‌ در فیلم "پل چوبی" به کارگردانی مهدی کرم پوربه پروژه پیوست.  به نقل از سایت سینمای ما هدیه تهرانی‌ در این فیلم با مهناز افشار و بهرام رادان همبازی خواهد شد. این در حالیست که دو فیلم قبلی این هنرمند، فرزند صبح و نیوه مانگ هنوز مجوز اکران نگرفته اند.

خبر تأسف انگیز اینکه فرانک میری بازیگر ۲۸ ساله تئاتر کشور بر اثر سکتهٔ قلبی درگذشت، این بازیگر در کارنامهٔ خود نقش آفرینی در نمایش‌هایی‌ از قبیل عشقه، تئوری بایندر مایر و پیک نیک‌ در جنگ را داشت. سایت لادیز درگذشت این بازیگر جوان را به خانواده وی و همچنین خانواده هنر کشور تسلیت می‌گوید.

گروه موسیقی "هورشید" نیز  به همراه سیمین غانم در ادامهٔ کنسرت‌های تهران، در شهر‌های رشت و شیراز به روی صحنه خواهند رفت. این برنامه‌ها مخصوص خانم‌ها میباشد.

همچنین پری زنگنه که کتاب "آوای نام‌ها" ی  وی تاکنون ۹ بار تجدید چاپ شده است، مراحل نهایی آخرین کتاب خود را که در ارتباط با خاطرات شخصی دوران جوانی خود است را میگذراند. وی که همچنین کنسرت‌هایی‌ با اهداف خیریه برگزار می نمائید در ارتباط با قحطی زدگان سومالی گفت: ما هنرمندان این روزها بیش از هر زمان دیگری وظیفه داریم به داد نیازمندن برسیم. من شخصاً هر کاری از دستم بر بیاید برای نیازمندن چه داخلی‌ چه خارجی‌ انجام میدهم. هنرمندان بزرگ باید در صف اول کمک به محرومان باشند. این وظیفه همه ماست.

اما محمد علی‌ کشاورز، بازیگر بزرگ تئاتر، سینما و تلویزیون چند صباحیست که در بستر بیماریست، این هنرمند ۸۱ ساله که از ناراحتی شکستگی استخوان در ناحیه‌‌ ران ، در بخش آی‌ سی‌ یو بیمارستان آتیه بستری می‌باشد روند بهبود خود را طی می کند. برای این هنرمند بزرگ کشورمان آرزوی سلامتی داریم.

ودر حالی‌ که دانلود غیر قانونی موسیقی از طریق اینترنت به شدت به صنعت موسیقی و فیلمسازی ضرر زده است، هنرمندان بزرگ صنعت موسیقی سعی‌ دارند با انجام کنسرت‌های بیشتر ضرر‌های مالی خود را جبران کنند، در هفتهٔ گذشته گروه ایرلندی یو۲ تور ۳۶۰درجه خود را پس از ۲ سال و یک ماه خاتمه داد و رکورد‌های زیادی را در کنسرتهای موسیقی جابجا نمود. این دورهٔ کنسرت‌ها که از ۳۰ ژوئن ۲۰۰۹  در شهر بارسلونا آغاز شده بود، شامل ۱۱۰ اجرا زنده بود که در ۸۱ شهر مختلف در ۴ قاره جهان برگزار شد. این کنسرت ها مجموعا بیش از ۷ میلیون نفر بازدید کننده داشت و رقم درامد ناخالص آن به بیش از ۷۱۳ میلیون دلار رسید. گفتنی است رکورد پردرآمد‌ترین تور موسیقی تا کنون در اختیار گروه افسانه رولینگ ا ستون بوده، که تور ساله ۲۰۰۵ آنان در حدود ۵۲۳ میلیون دلار درآمد ایجاد کرده بود.

 

دیدگاه‌ها  

+4 # simin 1390-05-20 19:42
از خبر هاتون که هم داخل مرز و هم خارج مرز کشور رو پوشش می ده خوشم میاد. خسته نباشید و ممنون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # رویا 1390-05-20 20:38
مختصر و مفید. ممنون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # نیکتا 1390-05-20 23:17
عالی بود . واقعا ممنونم . :)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # پدرام 1390-05-23 00:33
بابا چرا بیخیال این امی واینهوس نمی شین؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # kiavash 1390-05-23 00:35
ye negah be hamin ax bendazin. akhe to ro khoda shoma jaye brad pit boodin angelina ro vel mikardin be oon jennifer annistone shir berenj michasbidin?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مریم 1390-05-23 11:30
سلام.ممنون
اقا کیاوش واقعا که...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 20:00
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

چند متر مکعب عشق

 افغان‌ها بیشترین تعداد مهاجران را در ایران تشکیل می‌دهند، اما سینمای ایران طی همه این سال‌ها چندان توجهی به مسائل و زندگی آنها نداشته و معدود مواردی می‌توان یافت که در فیلمی نقش افغان‌ها از حد یک نقش حاشیه‌ای فراتر رفته باشد. این بار اما با اثر قرص و محکمی روبرو هستیم که نقش اول آنها افغان های ساکن در ایران هستند: «چند متر مکعب عشق» ساخته جمشید محمودی که به تازگی نمایش موفقی در جشنواره دوبی داشت. نگاه انسانی فیلم بسیار درگیر کننده است و می تواند داستان جذابش را درباره سنت‌ها و مشکلات جامعه مهاجر افغان و نوع رفتار جامعه میزبان در کنار هم قرار دهد و به نتایج جالب توجهی برسد. فیلم از ابتدا به سراغ اصل ماجرا می رود: یک دختر افغان که با پدرش در حاشیه یک کارگاه دورافتاده در اطراف تهران زندگی می‌کند عاشق یک پسر جوان ایرانی است که در همان کارگاه مشغول به کار است، اما حرف زدن درباره این عشق و عیان کردن آن مشکلات زیادی به بار می آورد. در همین حال فیلم درباره کار غیرقانونی افغان ها در این کارگاه حرف می‌زند و مشکلات اقامتی آنها را در جامعه میزبان - در حد مقدورات؛ نه به شکل تهاجمی و جنجالی- می‌شکافد. رئیس این کارگاه که آنها را به کار گمارده، در مرز آدم خوب/ بد می‌ماند و فیلم به طرز ظریفی روشن نمی کند که او تنها در حال سوء استفاده از افغان‌ها برای پرداخت دستمزد کمتر است یا بیشتر به خاطر مسائل انسان‌دوستانه به آنها کار و مکان زندگی داده است. او جلوی قهرمان منفی داستان که افغان ها را لو می دهد می ایستد و در انتها سعی دارد به وصل این دو عاشق جوان هم کمک کند. اما فیلم دایره بسته ای را تصویر می کند که گریزی از آن نیست. میزانسن های بسته و حرکات دوربین حساب شده، تمام این کارگاه غیر انسانی را به صورت زندان تصویر می کند و افغان هایی که در آن کار می کنند به زندانیانی می مانند که گریز و گزیری از آن ندارند. دو صحنه پناه بردن افغان ها به داخل یک لوله بزرگ برای فرار از دست نیروهای انتظامی، با مضمون روشنی و تاریکی کار می کند و دو دنیای متفاوت را در کنار هم قرار می دهد: پناه بردن به تاریکی و گریز از روشنایی بخاطر جبر زندگی. اما در صحنه دوم پدر دختر تصمیم می گیرد که از این تاریکی بیرون بیاید؛ دوربین از داخل لوله و تاریکی، او را نشان می دهد که به روشنایی می آید و در دیالوگ تلخی به نیروهای انتظامی ای که آنها را محاصره کرده اند، می گوید که آنها به افغانستان بازخواهند گشت. نیروهای انتظامی به طرز غریبی از دستگیری آنها خودداری می کنند و قول شان را می پذیرند( شاید در راستای تلطیف مضمون فیلم درباره رفتار ایرانی ها با افغان ها که فیلم بتواند اجازه ساخت و نمایش داشته باشد.) اما فیلم در ادامه گریز از این دایره بسته را ناممکن جلوه می دهد. افغان ها در حال بستن بار خود برای بازگشت به افغانستان هستند، اما این دختر و پسر عاشق قصد ندارند به تقدیر نه چندان ناخوشایندشان برای جدایی تن دهند. از این رو برای بار آخر در کانتینر متروکی که در گوشه ای قرار دارد ملاقات معصومانه ای دارند. فیلم در انتها برای خوشایند تماشاگر باج نمی دهد؛ برعکس داستانش را به تلخ ترین شکل ممکن به پایان می رساند. کانتینر با فضای بسته اش به گور تاریکی بدل می شود که عشاق را در خود جای می دهد. فضاسازی سکانس آخر، توانایی فیلمساز را در اوج نشان می دهد: استفاده درست از صدا( ضربه های جهان بیرون به دنیای معصومانه آنها که تنها صدای مهیب اش را می شنویم و فریادهای کمک خواستن آنها نشنیده می ماند) و تاریک شدن ذره ذره صحنه تا تاریکی مطلق آن، تماشاگر را در گور ناخواسته شخصیت های اصلی شریک می کند. در نبرد تاریکی و روشنایی، ما در تاریکی می مانیم، اما فیلم با یک صحنه رویایی وصال را میسر می کند و در دل تاریکی به روشنایی می رسد؛ گیرم تنها در حد یک رویای شیرین. 

نامزدهای دریافت اسکار بهترین هنرپیشه زن و مرد

رزاموند پایک این هنرپیشه ۳۵ ساله بریتانیایی برای بازی در فیلم "دختر مفقود شده" به کارگردانی دیوید فینچر نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه زن شده است. این نخستین نامزدی وی برای دریافت این جایزه به شمار می‌رود. او در این فیلم نقش زنی به نام "امی دان" را ایفا می‌کند که به طور ناگهانی غیب شده و پلیس گمان می‌برد همسرش در این حادثه نقش داشته است. استیو کارل ۵۲ ساله و نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه مرد برای بازی در فیلم "فاکس کچر". او در این فیلم در نقش جان دو پون، میلیونر آمریکایی، ظاهر شده است. منتقدان هنرنمایی خیره‌کننده استیو کارل در این فیلم را بسیار ستوده‌اند. این نخستین نامزدی اسکار برای استیو کارل به حساب می‌آید. فلیسیتی جونز ۳۱ ساله و اهل بریتانیا. او در فیلم "تئوری همه چیز" در نقش همسر استیون هاوکینگ‌، اخترشناس مشهور بریتانیایی، ظاهر شده است. این نخستین نامزدی فلیسیتی جونز در اسکار به شمار می‌رود. ادی ردمین ۳۳ ساله، اهل بریتانیا و یکی از امید‌های مسلم دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی. ادی ردمین در فیلم "تئوری همه‌‌چیز" چنان بازی درخشانی در نقش استیون هاوکینگ‌ ارائه داده است که بسیاری پیش‌بینی می‌کنند با کنار گذاشتن رقبایش برنده اسکار شود. او امسال جایزه گلدن گلوب بهترین هنرپیشه مرد در فیلم درام را برد. ادی ردمین برای نخستین بار نامزد دریافت اسکار شده است. ماریون کوتیار هنرپیشه ۳۹ ساله فرانسوی که برای فیلم "دو روز، یک شب" نامزد اسکار شده است. او در سال ۲۰۰۸ همین جایزه را برای بازی تحسین‌برانگیزش در نقش ادیت پیاف، خواننده سرشناس فرانسوی، دریافت کرد. بردلی کوپر او که امسال ۴۰ ساله شده، برای سومین بار پیاپی در بخش هنرپیشگی نامزد دریافت اسکار معرفی شده است. بردلی کوپر در سال ۲۰۱۳ برای "دفترچه امیدبخش" و در سال ۲۰۱۴ برای "اخاذی آمریکایی" نامزد دریافت اسکار شد که هر دوبار ناکام به خانه برگشت. او امسال با بازی در فیلم "تک تیرانداز آمریکایی" چشم‌ها را به خود خیره کرده است. بردلی کوپر همچنین یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم بوده است. جولین مور این هنرپیشه آمریکایی ۵۴ ساله تا کنون ۴ بار برای دریافت جایزه اسکار نامزد شده که هر بار از دریافت آن ناکام مانده است. جولین مور نخستین بار در سال ۱۹۹۸ برای فیلم "شب‌های بوگی" نامزد دریافت اسکار شد. نامزدی امسال وی به فیلم "هنوز آلیس" باز می‌گردد. جولین مور جایزه بهترین هنرپیشه زن را در مراسم امسال گلدن گلوب از آن خود کرد. بندیکت کامبربچ ۳۸ ساله و اهل بریتانیاست. حضور درخشان در فیلم "بازی تقلید" بندیکت کامبربچ را جزو یکی از نامزدان دریافت اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی قرار داد. این فیلم داستان زندگی الن تورینگ، ریاضی‌دان و رمزنگار برجسته بریتانیایی را روایت می‌کند که در زمان جنگ جهانی دوم توانست پیام‌های محرمانه نیروی دریایی آلمان را رمزگشایی کند. این نخستین نامزدی اسکار برای بندیکت کامبربچ به حساب می‌آید. ریز ویتر اسپون هنرپیشه ۳۸ ساله آمریکایی که برای فیلم "وحشی" نامزد دریافت اسکار بهترین هنرپیشه زن شده است. او در سال ۲۰۰۶ این جایزه را برای بازی تحسین‌شده‌اش در نقش جون کارتر، خواننده و همسر جانی کش، در فیلم "Walk the Line" از آن خود کرد. مایکل کیتون ۶۳ سال دارد و در مراسم امسال گلدن گلوب، برنده جایزه بهترین هنرپیشه مرد فیلم کمدی یا موزیکال شد. مایکل کیتون امید دارد که امسال برای بازی در فیلم "بردمن" جایزه اسکار را از آن خود کند. این برای نخستین بار است که او نامزد دریافت این جایزه معتبر سینمایی شده است. مایکل کیتون در دو فیلم ابتدایی بتمن، به نام‌های "بتمن" و "بازگشت بتمن" نقش این ابرقهرمان را بازی کرده بود.
هنر در هفته گذشته پنه‌لوپه کروز و خاویر باردم در فیلم جدید فرهادی ایفای نقش می‌کنند بعضی وقتها مرگ پایان زندگی نیست مروری بر هنر در هفته اول شهریور معرفی فیلم: باهاش کنار بیا

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
" بادها به نفع کودکان می وزند " تماشای تئاتر در خانه بادها برای ما می وزند برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

مطالب تصادفی

موسیقی

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت میشکفه گل از گل باد... سیمین غانم با آن صدای بی نظیرش و ترانه های تاثیرگذارش انگار از دل نوستاژی ها بیرون آمده. از خش خش صفحه های گرامافون پدربزرگ تا فلش مموری های این روزها با صدای سحر انگیزش آشنا هستند. وقتی میخواند سه نسل با او زمزمه میکنند. او از خیل خوانندگان مشهور پیش از انقلاب است اما از معدودِ آنها که ماندن و 20 سال سکوت را به غربت نشینی ترجیح داد. سرانجام با آزاد شدن اجرای کنسرت زنان برای زنان در سال 76، صدای او باز گوش صحنه ها را پر کرد تا مثل مشهورترین ترانه اش گل از گل بادی که صدایش را میشنود بشکفد. اگرچه آهنگهایش منتشر نمیشوند و کسی پشت درهای سالن آنها را نخواهد شنید اما خودش را تکرار نمیکند و در هر اجرای تازه، دو ترانه کاملا جدید را میخواند؛ البته "گل گلدون"، "مرد من"،"آسمون آبی"،"پرنده" و ترانه های خاطره انگیز دیگرش جای خود دارند. او دست کم سالی یکبار کنسرت برگزار میکند و این سومین سالیست که در تالار وحدت به نفع بنیاد خیریه فیروزنیا آواز میخواند؛ روزهای 19 تا 22 اردیبهشت و اینبار در آستانه روز مادر.

جرج مایکل درگذشت

جرج مایکل، خواننده بریتانیایی، هنرمند مشهوری که بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه آلبوم، طی زندگی حرفه‌ایش به فروش رسانده‌است، در سن ۵۳ سالگی در خانه‌اش در گذشت. مدیر برنامه‌های آقای مایکل در بیانیه‌ای گفته است «با اندوهی عمیق تائید می‌کنیم که فرزندی محبوب، برادر، و دوستمان جرج مایکل، در آرامش، در خانه‌اش و طی این روزهای کریسمس در گذشت». مدیر برنامه‌های جرج مایکل از طرف اعضای خانواده او خواستار احترام به حریم خصوصی آن‌ها طی روزهای پیش رو شده است: «شرح و توضیح بیشتری در این لحظه وجود ندارد». آقای مایکل ساکن گورینگ در «آکسفوردشر»، شهری در جنوب شرق انگلستان، بود. شبکه خبری بی‌بی‌سی به نقل از پلیس محلی می‌گوید آمبولانسی در ساعات پس از ظهر روز یک‌شنبه ۵ دی ماه به محل سکونت جرج مایکل فرستاده شده بود. التون جان می‌گوید از شنیدن خبر درگذشت جرج مایکل عمیقا شوکه شده‌است: «من یک دوست بسیار عزیز را از دست داده‌ام؛ بخشنده‌ترین، مهربان‌ترین و هنرمندی فوق‌العاده». پلیس در عین حال افزوده است که آن‌ها دلیل مرگ را نمی‌دانند، اما تاکید کرده، در حال حاضر هیچ دلیل مشکوک یا سوءظنی وجود ندارد. خبرگزاری فرانسه می‌گوید قرار بود فیلم مستندی از این خواننده بریتانیایی در سال میلادی ۲۰۱۷ پخش شود. او در عین حال از انتشار قریب‌الوقوع آلبومی همراه «ناتی بویز» در سال آینده نیز خبر داده بود. جرج مایکل خواننده مشهور موسیقی پاپ بود که شهرت او، سال‌ها پیش، از مرزهای بریتانیا گذشت. ترانه‌هایی مانند «لست کریسمس»، «فیث»، «کرلس ویسپر» یا «کلاب تروپیکانا»، از جمله ترانه‌هایی هستند که آوازه جهانی فراوانی دارند. طی سال ۲۰۱۶ شماری از مشهورترین نوازندگان و خوانندگان جهان درگذشتند؛ از جمله دیوید بووی، پرینس یا لئونارد کوهن.    
امکان پخش صدای آواز زنان كنسرت زمانه گروه كامكارها ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت راجر واترز در هفتاد سالگی نیز می خواند بیست سال بدون معروفی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts "

این بار موسسه فرهنگی اکو، پذیرای  علاقمندان هنراست تا در مراسم گشایش نمایشگاه هنرمندان معاصر پاکستان، ( نقاشی و مینیاتور) که در روز جمعه 14 بهمن ماه راس ساعت 16 برگزار می شود، حضور بهم رسانند.

فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

موسسه فرهنگی اکو به منظور تبادل تجربه‌های هنری میان هنرمندان معاصر با تاکید بر زمینه‌های هویت فرهنگی در آثار هنرمندان معاصر ده کشور عضو اکو، نخستین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی اکو را برگزار می‌کند.
ضرب المثل های آب دار در گالری سین نمایشگاه عکس رضا میلانی تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد

ادبیات

لوریس نخست وزیر خرستان میشود

خالق اپرای «رستم و سهراب»، با بیان اینکه زندگی جوک است و هر کس آن را جدی بگیرید باخته، از قصد خود برای ساخت یک فیلم خبر داد. به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، لوریس چکناوریان دیروز در آیین معرفی کتاب «خرستان» شامل مجموعه ای از داستان های کوتاه طنز که خود به تالیف در آورده، در جمع خبرنگاران افزود: از کودکی ساز می زدم و بعد به آهنگسازی روی آوردم و بعد از 50 سال رهبری ارکستر به نقاشی علاقه مند شدم و بعد از مراجعه به موزه های تقاشی آنچه در ذهن داشتم، روی بوم آوردم. وی ادامه داد: می گویند عمر موسیقی دانان کوتاه است اما خدا عمر مرا طولانی کرده است. سازنده سمفونی «پرسپولیس» افزود: همیشه دوست داشتم کتاب بنویسم اما هراس داشتم تا اینکه با تشویق یارتا یاران نویسنده و نقاش برجسته شروع به نوشتن داستان هایی درباره خران کردم که حاصل آن کتاب «خرستان» شد. این آهنگساز برجسته کشور گفت: به جوک علاقه دارم به همین دلیل وقتی کسی به من زنگ می زند دقایقی جوک می گویم و هر دو می خندیم زیرا خنده مهمترین مساله در زندگی است. چکناوریان توصیه کرد از هر فرصتی در زندگی باید برای خندیدن بهره گرفت. وی با بیان اینکه «خرستان» مجموعه ای از چند داستان درباره خران است که جمع آوری کرده، اضافه کرد: در این کتاب کشوری از مجموعه خران را درست کردم که خودم نخست وزیر آن هستم. چکناوریان با تاکید بر اینکه این کشور به هیچ ملیت و نژادی تعلق ندارد، ادامه داد: این کتاب دارای سلسله جوک هایی است که هدفش فقط خنداندن مردم و نه چیز دیگر است. این آهنگساز نام آشنای کشور در پاسخ به سووالی مبنی بر خودسانسوری در کتاب گفت: از آنجا که زمان نوشتن به چیزی جز خنده فکر نمی کردم، دچار خودسانسوری نشدم. وی در پاسخ به سووال دیگری درباره توجه به نوشتن کتاب و کمرنگ شدن حوزه موسیقی افزود: موسیقی هیچگام برای من کمرنگ نخواهد شد. لوریس چکناوریان گفت‌: در صورتی که از خرید و ترجمه این کتاب استقبال شود، قصد دارم شماره های بعدی آن را به رشته تحریر در آورم.   می خواهم هنرپیشه شوم چکناوریان با بیان اینکه همه هنرها با هم خواهر و برادر هستند، با خنده ادامه داد: قصد دارم در آینده هنرپیشه شده و فیلم هم بسازم، حالا باید دید چند نفر بلیت فیلم های مرا خریده و به سینما می آید. وی افزود: ‌روزی نیست که نخندم چون زندگی کوتاه است و ارزش جدی گرفتن ندارد، اگر عمر طولانی داشته باشم، مایلم کودک باقی بمانم.   «خرستان» گویا می شود صداپیشه و مدیر تولید کتاب گویای خرستان نیز در این نشست گفت: ایده گویا کردن این کتاب در خانه هنرمندان و زمانی که استاد چکناوریان تفاهمنامه ای را با بانک سامان در این مکان منعقد کردند، شکل گرفت. بابک پاییزان با بیان اینکه تصمیم گرفته شد، داستان های کتاب توسط برخی از دوبلورهای نام آشنای کشور به صورت گویا درآید، ادامه داد: اکنون 90 درصد کار گویا کردن کتاب انجام شده و 10 درصد باقی مانده تا پایان سال تمام می شود. به گفته پاییزان، نسخه گویای کتاب «خرستان» سال آینده رونمایی و به بازار عرضه خواهد شد. یارتا یاران ویراستار کتاب «خرستان» نیز در این نشست، گفت وگوی خود با چکناوریان در ابتدای «خرستان» را برای پاسخ به برخی سووالات قرائت کرد. همچنین برای خبرنگاران داستان چهارخر به صورت گویا پخش شد. کتاب «خرستان» با موضوع طنز در قالب 31 داستان توسط نشر صدای معاصر در 168 صفحه منتشر شده است. قیمت این کتاب با شمارگان یکهزار و 100 نسخه 170 هزار ریال است. باشگاه چاقی و لاغری، ازدواج خرکی، دو خر در فرودگاه و خاطرات خودکشی خر از جمله داستان های کتاب «خرستان» است. به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، مراسم رونمایی و جشن امضا کتاب «خرستان» به ترتیب روز شنبه 21 اسفند ماه و یکشنبه 22 اسفند ماه با حضور لوریس چکناوریان در شهر کتاب مرکزی و شهر کتاب ملت برگزار می شود. آیین معرفی کتاب «خرستان» نوشته لوریس چکناوریان دیروز در خانه هنرمندان برگزار شد.

آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید

پنجشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۲ رأس ساعت ۱۳ آکادمی نوبل اعلام کرد که جایزه نوبل ادبی به آلیس مونرو تعلق می‌گیرد. آکادمی نوبل از این نویسنده ۸۲ ساله کانادایی به عنوان استاد داستان کوتاه یاد کرد.منتقدان سبک داستان‌نویسی آلیس مونرو، شیوایی و سادگی داستان‌های او و واقع‌گرایی‌اش را ستوده‌اند. مونرو با وجود آنکه انواع جوایز ادبی، از جمله جایزه من‌بوکر را به‌دست آورده، همواره تأکید کرده که داستان کوتاه، در نظر دیگران یک نوع نازل ادبی به‌شمار می‌آید. اکنون امید می‌رود که با تقدیر آکادمی نوبل از او، داستان‌کوتاه در جهان جدی‌تر در نظر گرفته شود. یکی از مهم‌ترین موضوعات در داستان‌های آلیس مونرو آزادی زنان و رابطه مادران با دخترانشان است. در گفت‌و‌گویی که می‌خوانید خانم مونرو با نگاهی به زندگی خودش به عنوان یک زن آزادیخواه به پرسش‌هایی در زمینه آزادی زنان و تاوانی که آنها برای به‌دست آوردن آزادی‌شان می‌پردازند، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید رابطه زناشوئی نه تنها راهکاری‌ست برای گریز از مرگ بلکه نظم جامعه مدرن را هم به هم می‌زند. چرا به داستان کوتاه علاقه دارید؟ در سال‌های دهه ۱۹۵۰ که شروع کردم به داستان‌نویسی، من هم مثل هر زن دیگری خانه‌دار بودم. همسرم بیرون از خانه کار می‌کرد و من هم می‌بایست کارهای خانه را انجام دهم. برای همین اصلاً وقت نداشتم. اگر داستان کوتاه نوشتم، فقط به این خاطر بود. فکر می‌کنم نویسندگان زن هم‌نسل من هم بیش و کم همین وضع را داشتند. آنها ناگزیر بودند که از کارهایی بزنند تا وقت پیدا کنند برای نوشتن. زندگی روزانه شما در آن زمان چطور می‌گذشت؟ وقتی بچه‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتند، همه بدون استثناء، چه می‌خواستند چه نمی‌خواستند می‌بایست سر ساعت مشخصی بخوابند. به این شکل، یکی دو ساعتی می‌توانستم بدون مزاحمت کارم را بکنم. اما وقتی مدرسه رفتند، بهتر شد. سه ساعتی، هر روز وقت داشتم که بنویسم. اگر داستانی را دست می‌گرفتم، سررشته کارها در خانه از دستم می‌رفت. مثلاً سیب‌زمینی پوست می‌گرفتم و در همان حال جمله‌ای به ذهنم می‌آمد. سیب‌زمینی‌ها را می‌گذاشتم به حال خودش و می‌رفتم دوباره سراغ داستان. پیش می‌آمد که غذا ته بگیرد یا سیب‌زمینی‌ها بسوزند. من هیچوقت اتاق کار نداشتم. الان هم حتی پشت یک میز کوچک در نشیمن می‌نشینم و می‌نویسم. چرا؟ الان، خب، عادت کرده‌ام. اما علتش این است که من زمانی به داستان‌نویسی روی آوردم که نویسندگی شغل مناسبی برای زنان به‌شمار نمی‌آمد. این مردان بودند که می‌توانستند نویسنده باشند و با جسم و جانشان هم می‌نوشتند. گمان می‌بردند رسالتی دارند و هیچ کار دیگری جز نوشتن نمی‌کردند. برای همین هم دفتر و دستکی داشتند برای خودشان. اما زن‌ها به قصد تفنن می‌نوشتند؛ و اغلب هم پنهان از چشم دیگران. گمانم تا همین امروز هم، شیوه کارم به عنوان یک زن نویسنده با مردان نویسنده فرق دارد. چه فرقی دارد؟ حتی الان هم وقتی قلم به‌دست می‌گیرم که داستانی بنویسم، لابلای آن کارهای دیگر هم حتماً باید انجام بدهم. وگرنه نمی‌توانم روی موضوع متمرکز بشوم. هنوز هم خانه‌داری می‌کنم و یا دست‌کم احساس وظیفه می‌کنم نسبت به امور خانه. هرچند که من و شوهرم کارها را با هم انجام می‌دهیم. شوهرم دست‌پخت خیلی خوبی دارد. اما من می‌دانم که زباله‌ها را کی باید برد گذاشت جلوی در و چی کم داریم و چی باید خرید. نویسندگان مرد اینجوری زندگی نمی‌کنند. چند وقت پیش مصاحبه‌ای را می‌خواندم با ویلیام ترور که خیلی هم به نوشته‌هایش علاقه دارم. این گفت‌و‌گو در منزل ترور انجام می‌شود. وسط‌های گفت‌و‌گو خانم ترور با ساندویچ و چای وارد نشیمن می‌شود و از آنها پذیرایی می‌کند. من هم‌زمان هم خانم ترور بودم و هم آقای ترور. شما ظاهراً به شهرت علاقه‌ای ندارید. کمتر با رسانه‌ها گفت‌و‌گو می‌کنید و از محافل ادبی دوری می‌کنید. چرا؟ نمی‌دانم. شاید زن‌ها یاد نگرفته‌اند که با شهرت و هیاهوهایش کنار بیایند. اطمینان دارم که گوته نویسنده محجوب و خجلت‌زده‌ای نبود. بگذارید ماجرایی را برایتان تعریف کنم: به کنگره‌ای دعوت شده بودم در نیویورک. گونتر گراس هم آمده بود و عده زیادی از زنان و دختران او را همراهی می‌کردند. به نظرم رفتارش عجیب بود. نشسته بود روی یک کاناپه و زن‌ها هم دورش را گرفته بودند. اگر می‌خواست با کسی صحبت کند، خودش نمی‌رفت پیش او، بلکه یکی از آن زن‌های دور و برش را به نمایندگی از خودش می‌فرستاد که حرفش را به آن شخص انتقال دهد. گراس نویسنده خوبی است. اما من از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر می‌تواند این وضع را تحمل کند. اگر مردها می‌توانند این شکلی رفتار کنند، علتش این است که از روز اول انتظارات دیگری از زندگی دارند. سال‌هاست که نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه نوبل ادبی مطرح است. نوبل را به یادم نیاورید. واقعاً وحشتناک بود. در سال ۲۰۰۴ ناشرم به من گفت احتمال زیادی هست که این جایزه را به‌دست بیاورم. من البته امیدی نداشتم، اما هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی برنده نوبل ادبی را در آن سال می‌خواستند معرفی کنند، از صبح ساعت پنج گوش به زنگ تلفن بودم. می‌دانستم اگر برنده نوبل بشوم، نیم ساعتی حداقل، از خوشبختی به مرز جنون می‌رسم و بعدش هم به خودم می‌گویم عجب رنجی را تحمل کردم. گفته‌اید می‌ترسید از شما بیش از توانایی‌هاتان انتظار داشته باشند. چرا؟ به‌خاطر تربیت و پیشینه فرهنگی‌ام است. من از یک خانواده اسکاتلندی کالوینیست هستم که دو نسل پیش از من به کانادا مهاجرت کردند. کالوینیسم بر آن است که خوشبختی انسان بسیار زودگذر است و نباید به آن دل بست. از همه بیشتر می‌بایست به ستایش دیگران بدبین بود، چون همواره این احتمال وجود دارد که انسان ارزش آن ستایش‌ها را نداشته باشد، چون در هر حال گناهکار است. اگر در مدرسه نمره خوبی می‌آوردم، در خانه خجلت‌زده بودم. فروتنی، سخت‌کوشی و خداترسی ملاک بود. من در اصل در قرن نوزدهم پرورش پیدا کرده‌ام. پس شما در واقع پیشگام هستید. اجداد من پیشگام بودند که به سرزمین جدیدی مهاجرت کردند. من  پیشگام چی هستم؟ شما هم می‌بایست راهی پیدا می‌کردید که از قرن نوزدهم خودتان را به قرن بیستم برسانید و خود را برهانید از نقشی که برای زن در نظر گرفته بودند. شما به راه استقلال رفتید، پیش از آنکه اندیشه استقلال زن حتی مطرح باشد. اگر اینطور پیشاهنگ را تعریف کنیم. بله. حق با شماست. من همیشه کاری را کردم که دوست می‌داشتم و من می‌خواستم دو کار را حتماً انجام بدهم: با مردی ازدواج کنم که عاشقانه دوستش می‌دارم و داستان‌نویس باشم و وقتی فهمیدم این دو با هم ناسازگارند، تسلیم نشدم و ادامه دادم. شما جوان بودید که ازدواج کردید. زود بچه‌دار شدید و بعد از ۲۲ سال زندگی زناشویی هم از همسر اولتان جدا شدید. در آن زمان همه دخترها در بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند. وقتی من طلاق گرفتم، همه اطرافیانم داشتند از هم جدا می‌شدند. در آن زمان سردرگمی و تنش غریبی بین دو جنس وجود داشت. در داستان‌های شما یک ماجرا همیشه تکرار می‌شود: زن جوانی به سنت‌ها و عرف پشت می‌کند و آزادی‌اش را به‌دست می‌آورد. این داستان، داستان زندگی من است. آیا شما فمینیست هستید؟ من یک نویسنده فمینیست نیستم. اما در زندگی خصوصی‌ام بسیار هم فمینیستم. اما نه از آنها که پلاکارد به‌دست می‌گیرند و در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند. هیچگونه علاقه‌ای به مضامین سیاسی ندارم. من اگر فمینیست هستم فقط به این دلیل که به سرگذشت زنان علاقمندم. یکی دیگر از موضوعات مهم در داستان‌های شما درگیری بین مادران و دخترانشان است. رابطه مادران و دختران برای من مهم است، به این دلیل که رابطه آنها سرشار است از نفرت و عشق، تبعیت از مادر و تلاش برای به استقلال رسیدن از او. تاریخ ادبیات پر است از آثاری درباره پدران و پسران. من تلاش می‌کنم داستان‌هایی بنویسم درباره وداع دختران از مادرشان.
کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست جلسات حافظ شناسی در فرهنگسرای ملل اول اردیبشهت، روز ملی سعدی افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها