1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آدری هِپبورن Audrey Hepburn ‏متولد ۴ مه ۱۹۲۹ هنرپیشه مشهور بریتانیایی هلندی‌ تبار متولد بلژیک سینما و تئاتر بود. وی در تمام دوره ها الگویی برای زنان به حساب آمده است. نه تنها او یک بازیگر استثنایی بود، آدری همچنین یک مادر توام با عشق و با ملاحظه، ستاره معروف و در عین حال انسان دوست بود. در واقع، زمانی که مسن تر  و دارای فرزند شد اقدام به بازنشستگی از شغلش شد تا زمان بیشتری برای توجه به خانواده و کارش به عنوان سفیر داوطلب یونیسف بپردازد.

باوجود اینکه حدود 20 سال پیش ۲۰ ژانویه ۱۹۹۳ در گذشته است، میراث وی دست نخورده باقی مانده است. او به عنوان یکی از معدود بازیگران موفق به کسب جایزه اسکار، امی، گرمی و جایزه تونی و یکی از بازیگران بزرگ "عصر طلایی" در هالیوود بوده است. موسسه فیلم آمریکا آدری را به عنوان سومین زن معروف ستاره در تمام دوران بعد از کاترین هپبورن و بت دیویس نامیده است.

لباس و استیل وی همیشه خاص و الگویی برای مد و سبک در تمام دوره ها به حساب آمده است.

کارهای خیریه ی وی همیشه مورد توجه بیشتر کشورهای جهان بوده است. با وجود داشتن کودکی سخت وی کمک های بیشماری برای کودکان بی سرپرست و محتاج جهان سوم کرده است.

آدری دارای دو فرزند: شان فرر Sean Ferrer، از ازدواج با بازیگر و کارگردان مل فرر Mel Ferrer و لوکا دوتی Luca Dotti از ازدواج دومش با روانپزشک ایتالیایی آندریا دوتی Andrea Dotti بود. امروز شان و لوکا از طریق ارث مادر خود راه خیریه وی را ادامه می دهند.

دیدگاه‌ها  

0 # banoo 1393-02-16 12:41
آدری زن زیبایی بوده، میشه لطفا فیلم های معروفش را بگین؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

جنجال آخرین تانگو؛ وقتی کارگردانان بازیگران را آزار می‌دهند

اخیرا بحث بر سر چگونگی اجرای صحنه‌ای از فیلم آخرین تانگو در پاریس جنجال آفرین شده است. این سکانسی است که در آن شخصیتی که نقشش را مارلون براندو بازی می‌کند به دختر جوانی که تازه با او در پاریس آشنا شده (با بازی ماریا اشنایدر) تجاوز می‌کند. در ویدئویی از سال ۲۰۱۳ که در روزهای اخیر دوباره مطرح و خبرساز شده، برناردو برتولوچی، کارگردان فیلم، اعتراف می‌کند که قبلاً جزییات این صحنه و این که چه چیز واقعاً قرار است اتفاق بیافتد را به بازیگر فیلم (که در آن موقع نوزده سال داشت، در حالی که براندو از او سی سال بزرگ‌تر بود) اطلاع نداده بود تا به آن شوک، شرم و انزجاری دست یابد که از این صحنه و بازی اشنایدر نیاز داشته است. با این که خبر تازه نیست و خود اشنایدر در سال های پس از تولید فیلم در سال ۱۹۷۲ به آن اشاره کرده بود، اما این بار واکنش‌ها به آن تندتر از همیشه بوده است. واکنش‌ها، به خصوص از سوی زنان، به این مصاحبه با برتولوچی به شکل قابل انتظاری خشمگینانه است و این سوال اساسی را پیش می‌آورد که تا کجا می‌شود به اسم هنر پیش رفت و بدیهیات اخلاقی و انسانی را نادیده گرفت؟ نمونه‌های زیر شاید بتوانند نشان دهند که فیلم‌های مشهوری که از این خط قرمزها فراتر رفته و در آن کارگردان‌ها، بازیگران را در موقعیت‌هایی غیرقابل قبول قرار داده‌اند اندک نیستند. سؤال این است که آیا می‌شود به بهانه لذت بیننده یا خلق اثری واقعی و تأثیرگذار چنین روش‌هایی را به کار گرفت؟ گاهی وقت‌ها تکرار دوباره و چندباره یک صحنه توسط یک کارگردان کمال‌گرا می‌تواند به طور مشخص شکل شکنجه پیدا کند. استنلی کوبریک برای وسواسش به برداشت‌های متعدد مشهور بود و بدتر از همه گاهی وقت‌ها این برداشت‌های متعدد را در ثبت سکانس‌‌هایی به کار می‌برد که حتی یک برداشت از آن‌ها هم آسان نبود. به عنوان مثال در صحنه دلخراش ورود به زور به خانه و تجاوز به یک زن در پرتغال کوکی، کوبریک آنقدر این برداشت را تکرار کرد که بازیگر زن فیلم نه تنها صحنه فیلمبرداری، بلکه کل فیلم را برای همیشه ترک کرد. وقتی بازیگر تازه‌ای استخدام شد، او هم همین مشکل را با تعدد برداشت‌ها داشت و بعدها از روش کار کوبریک انتقاد کرد. به گفتۀ جک نیکلسون در مستندی دربارۀ کوبریک، شلی دووال، همبازی زن او در تلألو یک صحنه را به دستور کوبریک ۱۲۷ بار تکرار کرد و فشار عصبی روی او چنان زیاد بود که موهایش در طول ساخت فیلم شروع به ریختن کرد. آیا در صحنه‌ای که قرار است شخصیت‌ها ترسیده باشند می‌شود بازیگرها را واقعاً ترساند؟ در سکانس مشهوری از فیلم بیگانه، ساختۀ ریدلی اسکات، که همه سرنشینان سفینه فضایی که تقریباً تمام تیم بازیگران را تشکیل می‌دهد، دور جان هرت بیمار که روی تخت خوابیده جمع شده‌اند و ناگهان هیولا از قفسه سینه او بیرون می‌زند. این شوک ناگهانی، که با مقادیر متنابهی خون مصنوعی و مواد لزج جهنده دیگر همراه بود، قبلاً به بازیگران فیلم گفته نشده بود و همه را میخکوب کرد. وقتی خون مصنوعی روی صورت یکی از بازیگران به نام ورونیکا کارت‌رایت ریخت، او همانجا بیهوش شد. روش مشابهی باعث شوک جیسن میلر، بازیگر نقش کشیش جوان در جن‌گیر شد، وقتی به او گفته نشده بود که دختر بچه جن زده در فیلم قرار است مایعی سبز را که با پمپ مکانیکی خارج می‌شد مستقیماً روی صورت او بالا بیاورد. مرد بد خانه دوست کجاست ترساندن بازیگر می‌تواند پشت دوربین هم اتفاق بیافتد، مثل صحنه کلاس درس در خانه دوست کجاست که در آن، به گفته کیومرث پوراحمد که در زمان ساخت فیلم دستیار عباس کیارستمی بود، برای درآوردن اشک پسربچه‌ای که در کلاس به خاطر ننوشتن مشق‌هایش مواخذه شده و گریه می‌کند او را ترسانده‌اند. پوراحمد در کتاب وقایع‌نگاری این فیلم نوشته است برای آنکه گریه بازیگر کودک را در آورد مرد بد می‌شود و برای او خط و نشان\\\" می‌کشد و با داد و هوار او را شماتت و تهدید می‌کند و عکسی که عکاس فیلم از کودک گرفته را پاره می‌کند، پسربچه مضطرب می‌شود و نهایتا به گریه می‌افتد و دوربین این لحظه را ثبت می‌کند. او می‌نویسد پس از فیلمبرداری به او شیرینی و اسباب بازی می‌دهد و عکاس چند عکس او می‌گیرد. پوراحمد می نویسد لابد این پسربچه بعدا عکسهایش را در مجله‌ها می‌بیند و \\\"به ماجرایی که به گریه کردنش منجر شد، می‌خندد\\\". با آن‌که طبق قوانین ممیزی ، هر شکل از تماس فیزیکی مرد و زن در سینمای ایران ممنوع است، اما یک استثناء بزرگ برای نقض این قانون وجود دارد و آن صحنه‌های معمولاً نادری است که در آن بازیگر مرد به بازیگر زن یا برعکس سیلی می‌زند. اما این قرارداد سینمایی به خودی خود مسئله‌دار، وقتی مسئله‌دارتر می‌شود که مثل فیلم هامون، ساختۀ داریوش مهرجویی، بازیگر زن (بیتا فرهی) خبر ندارد بازیگر مرد (خسرو شکیبایی) قرار است واقعا به او سیلی بزند. پنهان کردن واقعیت از بازیگر به بهانه طبیعی‌تر کردن صحنه توجیه شده است. مهرجویی در گفت‌وگویی درباره این صحنه گفته است: بهترین کار این بود که به بیتا فرهی نگوییم که خسرو می‌خواهد بزندش چون ناخودآگاه گارد می‌گرفت و این روی بازی‌اش اثر می‌گذاشت. این را به خسرو گفتم و توضیح دادم که یک سیلی بیشتر نیست دیگر، حالا بعدا خودمان یک جوری توجیه‌اش می‌کنیم. این پلان را در یک برداشت گرفتیم و بعدش دیدم خسرو رفته یک گوشه و دارد زار زار گریه می‌کند، از بس که وجدانش ناراحت شده بود و بیتا هم همین قدر شوکه بود. او در کتاب مهرجویی: کارنامه چهل ساله گفته است: پلان خیلی خوب از آب در آمد. البته من ته دلم بابت این حقه‌بازی شرمگین بودم ولی چاره‌ای نبود. جبر هنر خِرَم را گرفته بود! اگر بیتا خبر داشت قرار است سیلی بخورد محال بود بتواند این حیرت و جا خوردن را در بازی‌اش به این خوبی اجرا کند.\\\" مایکل کورتیز، کارگردان هالیوودی بر خلاف طبع رومانتیک بعضی از فیلم‌هایش مثل \\\"کازابلانکا\\\"، آدمی دیکتاتورمآب بود و به حداکثر واقع‌نمایی در فیلم‌هایش اصرار داشت. این اصرار در ساخت فیلم کشتی نوح باعث شد تا سه سیاهی لشکر غرق شوند، یک نفر پایش را از دست بدهد و تعداد زیادی جراحت‌های جدی بردارند. گاهی وقت‌ها ضعف‌های نظارتی و امنیتی باعث چنین مرگ‌های ناخواسته‌ای می‌شود که مشهورترین نمونه‌اش کشته شده براندون لی، پسر بروس لی، توسط گلوله‌ای واقعی (که قرار بود تیر مشقی باشد) در فیلم \"کلاغ بود. آزار دنباله‌دار سوء‌استفاده از بازیگران، خارج از زمان فیلمبرداری چیز تازه‌ای نیست. کارگردانانی بوده‌اند که قدرت مطلق خود را خارج از چارچوب ساخت فیلم اعمال کرده‌اند، به خصوص کارگردانان مرد در ارتباط با بازیگران زن فیلم. یکی از بدنام‌ترین نمونه‌ها رابطه بین آلفرد هیچکاک با تیپی هدرن، بازیگر زن فیلم‌های پرندگان و مارنی، بود که سال‌ها موضوع شایعات، جنجال و حتی یک فیلم تلویزیونی قرار گرفت. هدرن در کتاب زندگینامه‌اش که ماه گذشته منتشر شد، ادعا می‌کند که هیچکاک کاملاً بر زندگی او تسلط پیدا کرده و به او پیشنهادهای جنسی داده بود. با گفتۀ هدرن، هیچکاک حتی سکانس حمله پرندگان به او در اتاقک زیرشیروانی را با پرندگان واقعی فیلم‌برداری کرده است. به علاوه\"استاد دلهره آدم‌هایی را استخدام کرده بود تا هر حرکت هدرن در زندگی خصوصی را تحت نظر گرفته و به او گزارش بدهند. این ادعاها به شدت توسط کسانی که هیچکاک را از نزدیک می‌شناخته و یا با او کار کرده‌اند رد شده، اما شاید زنگ خطری باشد برای درک این حقیقت تلخ که بعضی فیلمسازان فکر می‌کنند که اجازۀ کارگردانی زندگی خصوصی، بدن و هویت بازیگرانشان را هم دارند.  

مروری بر هنر در هفته آخر شهریور

این بار و در آخرین پنجشنبه شهریور ماه مروری بر اخبار هنری در هفته ای که گذشت داریم. این مطلب مروری است بر برندگان جوایز امی، فیلم منتخب ایرانی برای ارسال به مراسم اسکار و اخباری از کنسرت هایی که در هفته آینده برگزار خواهد شد.
پرفروش ترین فیلمهای سینمای ایران در سالی که گذشت هنر در هفته ای که گذشت مهران مدیری به قلب یخی پیوست! فیلم "گذشته" به عنوان نماینده ایران به اسکار معرفی شد هنر در هفته اول آبان ماه

انتخاب سردبیر

تئاتر

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا
بادها برای ما می وزند "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تماشای تئاتر در خانه برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

بردی از یادم

هنوز که هنوزه، وقتی این شعر توسط هر خواننده ای باز خوانی می شود، ما را یاد خواننده اصلی این شعر و خانم دلکش می اندازد. عصمت باقر پور، معروف به دلکش درست در زمانی که درخشش قمر الملوک وزیری رو به کاهش بود، توسط پرویز خطیبی کشف شد.

راجر واترز در هفتاد سالگی نیز می خواند

از دید بسیاری از طرفداران موسیقی راک، نام راجر واترز با گروه اسطوره‌ای پینک فلوید پیوندی جدایی‌ناپذیر دارد. او هنرمندی خلاق محسوب می‌شود که در نوازندگی، آهنگسازی، ترانه‌سرایی و خوانندگی نیز چیره‌دست است. راجر واترز که روز ششم سپتامبر ۲۰۱۳ تولد هفتاد سالگی‌اش را جشن گرفتند، در نزدیکی کمبریج به دنیا آمد. او پیش از آنکه در سال ۱۹۶۵ به همراه دوستانش گروه اسطوره‌ای پینک فلوید را به راه اندازد، به تحصیل در رشته معماری پرداخت. واترز خالق سروده‌هایی غمگین و پراحساس و همچنین ملودی‌های شنیدنی است. او از موسیقی بومی (فولک) و همچنین بلوز تاثیر گرفته و اکثر سروده‌هایش درباره جنگ است و دوران کودکی‌ای که می‌بایست بدون پدر پشت سر گذارد. راجر واترز در آلبوم فراموش‌نشدنی "دیوار" از کودکی خود می‌گوید، آلبومی که او و گروه پینک فلوید را به شهرتی جهانی رساند. اعتیاد سید برت (Syd Barrett) یکی دیگر از بنیان‌گذاران گروه پینک فلوید به مواد مخدر نیز از جمله موضوعاتی است که واترز در ترانه‌های خود به آن می‌پردازد. واترز ترانه به‌یاد ماندنی "کاش اینجا بودی" را که یکی از زیبا‌ترین ترانه‌های راک محسوب می‌شود، به برت تقدیم کرده است. واترز از سال ۱۹۸۳ فعالیت‌های خود را به شکل انفرادی و مستقل دنبال کرد. البته آلبوم "برش نهایی" که آخرین حاصل همکاری راجر واترز و گروه پینک‌ فلوید است، کاملا امضای واترز را دارد و همه شعر و آهنگ‌ها از این هنرمند چیره دست است. این آلبوم در دوران جنگ بر سر جزایر فالکلند تهیه شده و زیرعنوان آن عبارت است از: "مرثیه‌ای برای رویای پس از جنگ." گروه پینک فلوید در سال ۱۹۸۳ از هم پاشید. راجر واترز پس از جدایی آلبوم‌های انفرادی متعددی منتشر کرد که از لحاظ تجاری نتوانستند موفقیت‌های دوران پینک فلوید را تکرار کنند، اما با استقبال منتقدان موسیقی و طرفداران راک روبرو شدند. او همواره در صحنه‌ سیاسی نیز فعال بوده است، برای نمونه در انتقاد از سیاست‌های تهاجمی جرج دبیلیو بوش، رئیس‌جمهور آمریکا یا سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی در چین. جدایی از ریشه و غربیه‌گی از جمله موضوعاتی است که او سعی در پرداختن به آنها داشته است. آخرین آلبوم مفهومی او Amused to death نام دارد. واترز در این آلبوم رسانه‌ها را به باد انتقاد می‌گیرد و از اطلاع‌رسانی نادرست آنها سخن می‌گوید. در سال۱۹۹۰ بود که راجر واترز به مناسبت فروپاشی دیوار برلین به همراه شماری از ستارگان موسیقی به روی صحنه رفت و با نمایش و اجرایی به یادماندنی از "دیوار" صد‌ها هزار تماشاگر حاضر در میدان پوتسدام در برلین را به وجد آورد. صدها میلیون نفر نیز این کنسرت عظیم را از طریق پخش زنده د‌نبال کردند. راجر واترز می‌کوشد شنوندگان خود را تکان دهد و ذهن آنان را بیدار کند. ترانه‌های او چه از لحاظ مضمون و چه از لحاظ موسیقیایی به‌گونه‌ای هستند که شنونده به راحتی قادر به فهم و درک پیام‌هاست. آلبوم‌های "دیوار" (۱۹۸۰) و "نیمه تاریک ماه" از جمله آثار تاثیرگذار و فراموش‌نشدنی پینک فلوید و راجر واترز محسوب می‌شوند. دوستداران و مخالفان راجر واترز دست کم در یک نکته توافق‌نظر دارند و آنهم پیچیدگی و زبان تند این ستاره است. واترز یکی از مهم‌ترین ترانه‌سرایان و آهنگسازان موسیقی راک در چند دهه گذشته محسوب می‌شود. البته او در عرصه موفقیت تجاری نیز گوی سبقت را از بسیاری‌ ربوده و در سال ۲۰۱۲ با کسب ۸۸ میلیون دلار در رتبه دوم پردرآمدترین چهره‌های دنیای موسیقی قرار داشته است.
رامین جوادی، آهنگساز سریالهای بازی تاج وتخت و وست ورلد باهوش‌تر شدن مغز با آموزش موسیقی بیانسه رکورد نامزدی در گرمی را شکست دریا دادور گرانترین آلبوم موسیقی جهان

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

سهراب سپهری رکورد شکست

دومین حراج آثار هنری در سالن زرین هتل آزادی تهران برگزار شد که در جریان آن آثار هنری به مبلغ ۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به فروش رفتند. گزارش تصویری از این حراجی: رکورد فروش متعلق به کاری از سهراب سپهری بود که به مبلغ هفتصد میلیون تومان بفروش رسید وصل و هجران اثری از علی شیرازی نیایش یک قهرمان از بهروز دارش این یک گاو گریان است اثری از عباس کیا رستمی

نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

نخستین نمایشگاه بین‌المللی صنایع و فناوری طلا و جواهر، نقره و سنگ‌های قیمتی، کارگاهها، ماشین‌آلات و تجهیزات وابسته از 18 تا 21 بهمن ماه برگزار می شود.
تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی امیر آقایی در گالری سیحون

ادبیات

افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها

قرنهاست كه توده های مردم با افسانه ها زندگی كرده اند و هنوز هم با وجود پیشرفت فن و تكنیك از علاقه شان به شنیدن و یا خواندن افسانه ها كم نشده است.

عشق افلاطونی

حدود ۲۴۰۰ سال پیش، فیلسوف معروف افلاطون، در کتابی با عنوان « سمپوزیوم» به شکل زیرکانه ایی تعریف های متعدد عشق را در کنار هم قرار داد. او ماجرایی را در یک پارتی مشروبخوری تصور کرد که در آن ۷ صاحبنظر معروف یونان جمع می شوند که بنوشند و موسیقی گوش دهند و هر کدام شان به نوبت در باره عشق نظر دهند.   افلاطون از این طریق، توانست  به شکل جذابی، نظرات فلسفی اش را به صورت گفتگوی ۷ متفکر یونانی که ترکیبی از شاعر، قاضی، فیلسوف، نمایشنامه نویس و یک فرمانده نظامی بوده اند شرح دهد. یکی از بامزه ترن بخش های این کتاب فلسفی، سخنرانی است که افلاطون برای یکی از شخصیت  های درون کتابش یعنی اریستوفان تنظیم کرده است. اریستوفان ضمن پوزش از جمع مهمانان، به آنها هشدار می دهد که تعریف او از عشق کمی عجیب و غریب است. او می گوید انسان اولیه مثل دوقلوهای به هم چسبیده ایی بودند با دو سر و چهار دست و چهار پا و بقیه اعضایی که دو بدن می توانند داشته باشند …  آنها موجودات قدرتمندی بودند که سوار درشکه های تیزتک می شدند و خلاصه اینکه توانمندی های شان، باعث وحشت خدایان نیز شده بود.. زئوس، خدای خدایان، احساس خوبی نسبت به این انسان اولیه نداشت و برای اینکه درس عبرت ابدی به آنها بدهد دستور می دهد آنها را دو شقه کنند. اما طوری که هر کدام شان قسمت بریده شده همدیگر را ببینند. تا یادشان بماند که هیچوقت نافرمانی نکنند. زئوس حتی تهدید کرده بود که بعدا حتما، با اولین بهانه ای که به دست بیاورد، انسان نصفه شده را دوباره دو تکه کند. اگر این اتفاق می افتاد انسانها ناگزیر می شدند روی یک پا، لی لی کنند. زئوس، البته بعدها دلش به رحم می آید و دستور می دهد اجزای بدن انسان دو شقه شده و بویژه آلت تناسلی شان در جای درست قرار بگیرد تا بتوانند با هم سکس داشته باشند و حیات شان ادامه یابد. اریستافون همه این تصور غیرعادی و کمابیش مضحک را شرح می دهد تا به تعریف عشق برسد. به نظر او، انسانها همواره به دنبال بخش زخم خورده که از بدن شان جدا شده خواهند بود. به تعبیری دقیقتر، انسان برای این عاشق می شود که نیمه جدا شده اش را بیابد. افلاطون با نوشتن این سخنرانی زیبا، در حقیقت نوعی از فلسفهِ روابط انسانی را عنوان می کند که ۲۴۰۰ سال بعد از او یعنی در دوره معاصر، تبدیل به  جستجوی زنان و مردان برای یافتن «نیمه گمشده» گشته است. این نیاز عاطفی بشر، همان نیمه مکمل ما است که با عنوان «عشق افلاطونی» نیز یاد می کنیم.  
روز بهترین دوست انسان خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی کودکانه زیستن رومن به روایت پولانسکی هفتاد سال با شازده کوچولو