1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هیات داوران شصت و ششمین دوره جوایز تلویزیونی امی، نامزدهای سال ۲۰۱۴ این جایزه را معرفی کردند. سریال تلویزیونی "بازی تاج و تخت" (Game of Thrones) در ۱۹ رشته نامزد شده است.

فصل اول این سریال پر بیننده آمریکا که محصول شبکه اچ‌بی‌او (HBO) است آوریل سال ۲۰۱۱ پخش شد. تاکنون ۴ فصل از این سریال تهیه شده و قرار است دو فصل دیگر نیز به آن افزوده شود.

اولین فصل "بازی تاج و تخت" در سال ۲۰۱۱ برای ۱۳ جایزه امی نامزد شده بود. این فصل ، دو جایزه بازیگر "مکمل فوق‌العاده در مجموعه درام" و "طراحی تیتراژ فوق‌العاده" را دریافت کرد.

فصل دوم سریال در سال ۲۰۱۲ نیز توانست ۶ جایزه در بخش هنرهای خلاقه جایزه امی به‌دست بیاورد. در سال ۲۰۱۳ نیز مجموعه "بازی تاج و تخت" دو جایزه بخش "هنر خلاق امی" را برای جلوه‌های ویژه و گریم به دست آورد.

دیگر مجموعه موفق امسال که بیشترین تعداد نامزدی جوایز را به خود اختصاص داده سریال تلویزیونی "فارگو" است که در ۱۸ بخش رقابت می‌کند.

فارگو یک مجموعه کمدی سیاه-درام جنایی است از روی فیلمی به همین نام ساخته برادران کوئن که در سال ۱۹۹۶ تهیه شده است. از نکته قابل توجه واقعی بودن داستان‌های این مجموعه است. نمایش رسمی قسمت اول از فصل اول این سریال آوریل ۲۰۱۴ آغاز شده و تاکنون۱۰ قسمت آن پخش شده است.

در بخش بهترین سریال کمدی، مجموعه "خانواده مدرن" برای پنجمین سال متوالی نامزد دریافت این جایزه شده است. این سریال، در چهار سال گذشته این جایزه را کسب کرده است.

شش سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones)، خانه پوشالی (House Of Cards)، برکینگ بد (Breaking Bad)، مردان دیوانه (Mad men)، داون تاون ابی ( Downton Abbey) و کارآگاه واقعی ( True Detective) نیز نامزدهای بهترین سریال درام هستند.

فیلم‌های داستانی شرلوک: قول آخرش، کشتن کندی، برتون و تیلور، قلب عادی، سفر به بانتیفول و بازگشت به صفر، نامزد جایزه بهترین فیلم داستانی تلویزیونی امی ۲۰۱۴ شده‌اند.

نام برندگان جوایز تلویزیونی ۲۰۱۴ امی روز ۲۵ اوت در لس‌آنجلس اعلام خواهند شد.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مرور هنر در هفته آخر مهر ماه

در آخرین هفته مهر ماه اخبار هنری هفته گذسته ا مرور می کنیم با خبرهایی از جشن تولد بیل کلینتون، توقف ساخت " بفرمایید شام ایرانی، موفقیتی دیگر برای " جدایی نادر از سیمین"، جانشینی لیلا حاتمی برای نقش آنجلینا جولی در فیم رئیسیان، انتشار آلبومی از برادران خواجه نوری و درخشش فیلم ایرانی "سوگ" در جشنواره پوسان. همچنین در آخرین روزهای این هفته از فوت هنرمند تلویزیون، تئاتر و سینمای کشور، شاه علی سرخانی، مطلع شدیم. لادیز این ضایعه را به خانواده ایشان و جامعه هنری ایران تسلیت می گوید.

«تلفن همراه رییس جمهور» اکران نشده، جنجالی شد توقیف یا غیر توقیف؟

  قرار بود، هفته آینده، چهارشنبه، فیلم «تلفم همراه رییس جمهور» جایگزین «سیب و سلما» شود. اما یکباره خبر توقیف این فیلم، باعث واکنش تهیه کننده و کارگردان این کار شد. این فیلم که اولین بار در جشنواره سی ام فیلم فجر، اکران شد، حالا و در آستانه اکران عمومی، رنگ توقیف به خود گرفت. محسن علی اکبری، تهیه کننده این کار درباره این خبر، توضیح داده است: «اداره كل نظارت و ارزشيابي با اينكه شاهد اصلاحات بعد از جشنواره بود و ما پروانه نمايش داشتيم و حتي قرارداد هم با سينما بسته بوديم، با ما تماس گرفتند و گفتند اين كار احتياج به بازبيني مجدد دارد». طبق گفته های علی اکبری گویا وقتي دوبار فيلم ديده و تمام اصلاحاتش هم انجام شده، يعني ديگر نبايد نيازي به بازبيني مجدد داشته باشد. او معتقد است که اين يك اتفاق نادر است که براي اين كار پيش آمده. از انجا که شوراي نظارت جلسه بازبيني مجدد برای این فیلم را روز سه شنبه گذاشته اند، حتی اگر تغییرات اندک باشد، باز هم کپی های این فیلم برای اکران در سینماها نخواهد رسید: «اگر اصلاحاتي كه قرار است براي سومين بار روي فيلم اعمال شود، كم باشد ما حرفي نداريم. اما با توجه به اينكه ما براي جشنواره هم 3 دقيقه مميزي اعمال كرديم اگر قرار باشد اين بار اصلاحيه بيش ازاندازه به فيلم بخورد به حدي كه نتواند ما را متقاعد كند از اكران صرف نظر خواهم كرد». علی عطشانی، کارگردان این کار هم در این باره گفته است: «ما از همان اولين اكران در جشنواره با ارشاد در تعامل بوديم و با اعمال اصلاحاتي كه از ما خواسته بودند، مشكل مان را حل كرديم. "تلفن همراه رئيس جمهور" هفته پيش با سينماآزادي قراردادش را بست و هم اكنون هر جا كه برويد تبليغات و پوستر فيلم را هم مشاهده خواهيد كرد. همه چيز طبق برنامه در حال انجام بود. بايد صبركنيم ببينيم چه اتفاقي خواهد افتاد». در خبری که درمورد توقیف این فیلم رسانه ای شد، آمده بود که یک مقام عالی رتبه خواستار توقیف این فیلم شده است. هرچند هم تهیه کننده و هم کارگردان این کار آن را تکذیب کردند. جالب اینکه بعد از چند ساعت از انتشار این خبر، علیرضا سجادپور، رییس اداره نظارت و ارزشیابی ارشاد در گفت و گویی کل این خبر را تکذیب کرد و گفت: «این موضوع از اساس کذب و بی پایه است و نمی دانم چرا مراکز خبری کشور بی دلیل به این شایعات دامن می زنند. توصیه من به همکاران رسانه ای این است که با اخباری که منبع و اساس مشخصی ندارند، اینچنین برخورد نکنند و  اخبار عاری اینچنینی را منعکس نکنند.  برخی اوقات گروهی دست به دست هم می دهند تا باعث بازارگرمی برای فیلمی شوند. اما من هرگز خودم را وارد این فضا نخواهم کرد». او در ادامه حتی توضیح داد که پیگیر اینکه چه کسی این اخبار کذب را منتشر کرده، خواهد بود.   در تلفن همراه «رییس جمهور»، مهدی هاشمی، نیکی کریمی، نیما شاهرخ شاهی، بهناز جعفری، آتیلا پسیانی، اکبر عبدی و ... بازی می کنند.
ده عضو ایرانی تازه در آکادمی اسکار؛ از محمد رسول اف تا گلشیفته فراهانی مروری بر هنر در هفته ای که گذشت زن دوم شخصیت همجنسگرای «دیو و دلبر»؛ شاید روسیه فیلم را تحریم کند مشکلات دختر برای پدر

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.
" بادها به نفع کودکان می وزند " "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی بادها برای ما می وزند برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند   دو نفر از اهالی موسیقی که هر دو دلبستگی خاصی به سینما دارند، قرار است با هم همکاری کنند. رضا یزدانی و کارن هامیونفر، هر دو با اینکه از اهالی موسیقی به شمار می روند اما سابقه سینمایی هم دارند. کارن همایونفر که موسیقی های زیادی برای فیلم های خوب سینمای ایران ساخته و از طرفی در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» رضا کاهانی هم بازی کرده. رضا یزدانی هم که هم سابقه بازیگری در فیلم ها را دارد و هم خوانندگی برای سینما. حالا این دو نفر قصد دارند آلبومی مشترک را منتشر کنند. رضا یزدانی، خارج از سیر معمول فعالیت‌های موسیقایی‌اش، آلبوم متفاوتی را با کارن‌همایونفر در حال کار کردن است: «در حال حاضر دو آلبوم را در دست ساخت دارم که اولی در ادامه‌ آلبوم‌های قبلی‌ام و با گروه خودم است و دومی آلبومی ا‌ست که قرار است با آهنگسازی کارن همایونفر منتشر کنم». او در این مرود همچنین گفته است: «در حال حاضر روی این آلبوم و همکاری‌ با همایونفر معطوف شده‌ام و با این حساب، انتشار آلبوم دیگرم، به تعویق خواهد افتاد. آنچنانکه فکر می‌کنم آلبوم من با همایونفر تا اواسط سال جاری منتشر شود و آلبوم دیگرم پایان سال جاری یا نیمه‌ نخست سال آتی روانه‌ بازار شود». به گفته این خواننده آلبوم جدیدش گویا فضایی کاملا متفاوت از آلبوم‌های قبلی خواهد داشت: «این آلبوم حالتی کلاسیک خواهد داشت. ۵ قطعه از این آلبوم که از قبل ساخته شده بود، با تدوین جدید در آلبوم قرار خواهد گرفت و ۷ قطعه‌ جدید، با اشعار و ترانه‌های جدید نیز به این آلبوم اضافه خواهد شد. در این ۵ قطعه، قطعه‌ «مرگ تدریجی یک رویا» و قطعه‌ «تهران؛ طهران» با تدوینی تازه در آلبوم جای می‌گیرد و ۳ قطعه‌ دیگر نیز قطعاتی هستند که قبلا برای فیلم‌ها مختلف ساخته شده بود ولی از آن‌ها استفاده نشده است. قطعات جدید هم از لحاظ آهنگ، وکال و تنظیم، کاملا متفاوت هستند و از چند شعر سپید و ترانه‌هایی با موضوع و فضاهای تازه استفاده شده است». ,

۷۰ سالگی خولیو ایگلسیاس، مرد ترانه‌های عاشقانه و پرشور

خولیو ایگلسیاس خودش را "مهم‌ترین هنرمند دنیای لاتین" می‌نامد. او تا کنون بیش از ۲۶۰۰ گواهی‌نامه طلا و پلاتین فروش موسیقی دریافت کرده و بیش از ۵ هزار کنسرت در سراسر دنیا اجرا کرده است. این خواننده، ترانه‌سرا و گیتاریست اسپانیایی بنا بر روایت کتاب رکورد گینس پرفروش‌ترین هنرمند تمام دوران بوده است. خولیو ایگلسیاس ترانه‌هایی را در این سال‌ها نوشته و خوانده است که هر کدام تا مدتها ورد زبان‌ها بوده‌اند. دست تقدیر خولیو ایگلسیاس ۲۳ سپتامبر (1 مهر) سال ۱۹۴۳ در شهر مادرید متولد شد. او در دوران نوجوانی در تیم جوانان رئال مادرید در دروازه می‌ایستاد و تصمیم داشت روزی فوتبالیست حرفه‌ای شود. توانمندی‌اش در محافظت از دروازه نیز دلیلی بود که بسیاری را نسبت به آینده وی خوشبین‌ساخته بود. اما یک سانحه رانندگی درست در روز تولد ۲۰ سالگی‌اش و صدمه دیدن طناب نخاعی، تمام رؤیاهایش را برای حضور در زمین حرفه‌ای فوتبال نقش بر آب ساخت. پس از انجام یک عمل جراحی چندین ساعته و فرو رفتن در کما، او در حالی بار دیگر چشمانش را به روی والدینش گشود که یک سمت بدنش فلج شده بود. خولیو ایگلسیاس نشستن بر روی صندلی چرخدار را مصرانه رد کرد و به کمک پدرش که یک سال مرخصی گرفته بود، توانایی راه رفتن را بازیافت. او در مدت ۲۰ ماهی که در بیمارستان بستری بود، وقتش را با شنیدن موسیقی، سرودن شعر، یادگیری نواختن گیتار و آواز سپری کرد. خولیو پس از مرخص شدن از بیمارستان مدتی را برای بازیافت سلامتی در سواحل اسپانیا گذراند. پس از آن والدینش برای ادامه تحصیل در رشته حقوق او را به دانشگاه کمبریج فرستادند. در سال ۱۹۶۸ پدر خولیو ایگلسیاس با وقفه تحصیلی او به مدت یک سال موافقت کرد زیرا خولیو قصد داشت تا در این مدت شانسش را به عنوان خواننده و نوازنده بیازماید. این وقفه یکساله اما ۳۳ سال به طول انجامید. با این همه او در سال ۲۰۰۱ تحصیلش در رشته حقوق را به پایان رساند. در تمام این سال‌ها خولیو ایگلسیاس به عنوان یک حقوقدان و وکیل جزئیات قراردادهایش را مطالعه و امضا کرده است. پس از انتشار چندین آلبوم موفق و پرفروش در اواخر دهه ۷۰ میلادی، شهرت خولیو ایگلسیاس مرزهای آمریکا را نیز در نوردید. ترانه‌های عاشقانه و پر احساس او که گرمای مردمان سرزمین‌های جنوبی را در خود جای داده، تا به امروز مخاطبان را شیفته خود می‌کند. خولیو ایگلسیاس بیش از ۳۰۰ میلیون آلبوم در جهان فروخته است. او در سال ۲۰۰۳ آلبوم "طلاق" را روانه بازار کرد که در عرض چند روز بیش از ۳۵۰ هزار نسخه از آن به فروش رفت. این آلبوم در اسپانیا، پرتغال، فرانسه، ایتالیا و روسیه در صدر جدول ترانه‌های برتر نشست. در سال ۱۹۷۱ خولیو ایگلسیاس در مسابقه آواز یورویژن شرکت کرد که در نهایت به مقام چهارمی رسید. ترانه‌ای که او در این مسابقه اجرا کرد به ترانه شماره یک کشورهای اسپانیایی زبان تبدیل شد. در آن زمان خولیو تصمیم گرفت تا ترانه‌هایی را به زبان‌‌های دیگر از جمله آلمانی نیز اجرا کند. فرانک سیناترای اسپانیایی خولیو ایگلسیاس بخش عمده شهرتش را از ترانه‌های عاشقانه‌ای کسب کرد که به زبان انگلیسی و اسپانیایی خوانده است. او در کنار اجراهای انفرادی، بارها با خوانندگان نامدار دیگر نظیر دایانا راس و استیوی واندر به روی صحنه‌ رفت که این دوئت‌ها با استقبال چشمگیر مخاطبان روبرو شدند. ترانه "My Love" با اجرای خولیو ایگلسیاس و استیوی واندر در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. در سال ۱۹۷۱ خولیو ایگلسیاس با ایزابل پریسل آراستریا، روزنامه‌نگار و دختر یک دپیلمات فیلیپینی ازدواج کرد. حاصل این ازدواج که ۸ سال بیشتر دوام نیافت، سه فرزند به نام‌های شابلی، خولیو ژوزه و انریکه هستند. انریکه ایگلسیاس نیز سال‌ها بعد جا پای پدر گذاشت و با فروش چند میلیون نسخه از آلبوم‌هایش به خواننده‌ای سرشناس تبدیل شد. خولیو ایگلسیاس اوایل دهه ۹۰ میلادی با زنی هلندی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج نیز پنج فرزند بوده است. در سال ۱۹۹۳ او همراه با فرانک سیناترا ترانه "باد تابستانی" را اجرا کرد؛ ترانه‌ای که بعدها برای ایگلسیاس لقب "فرانک سیناترای اسپانیایی" را به همراه آورد. این ستاره اسپانیایی دستی هم در فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه داشته است. در سال ۱۹۸۸ او ۳۰ کنسرت خیریه به نفع سازمان یونیسف برای کمک به کودکان فقیر برگزار کرد. یک سال بعد از آن نیز به عنوان سفیر ویژه این سازمان معرفی شد. در سال ۱۹۸۵ خولیو ایگلسیاس صاحب یک ستاره در بلوار معروف " Walk of Fame " در هالیوود شد. این خواننده نامدار اسپانیایی تاکنون موفق به دریافت جوایز مهم دنیای موسیقی شده و بسیاری او را به عنوان محبوب‌ترین هنرمند دنیای لاتین معرفی می‌کنند. روز ۲۳ سپتامبر امسال خولیو اگلسیاس به باشگاه هفتاد ساله‌ها پیوست.
ادل/ Adele Laurie Blue Adkins ویتنی هیوستون در گذشت جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره جشنواره موسیقی زنان؛ اواخر خرداد در تالار وحدت گروه کوبه ای هوران

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

نمایشگاه «بیرون از کادر» با محوریت نمایش عکس‌هایی از چشم‌اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی‌های زیست‌محیطی و نقش افراد جامعه در این امور در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. تعدادی از عکس‌های این نمایشگاه را ببینید. نمایشگاه مشترک فرید ثانی و امیر حسین مددی با عنوان بیرون از کادر خرداد 1392 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. امیر ثانی در باره عکسهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه می گوید: در این نمایشگاه 18 عکس در قالب 6 مجموعه به نمایش گذارده شده است که در مدت 4 تا 5 سال از اقصی نقاط ایران ثبت شده است. با توجه به مساحت و وسعت کشور ایران می توان گفت این مجموعه حاصل بیش از 50000 کیلومتر سفر زمینی است. فرید ثانی دیگر عکاس این مجموعه نیز به دویچه وله می‌گوید: «در این نمایشگاه سعی کردیم با قرار دادن عکس‌هایمان از چشم اندازهای زیبای ایران در کنار اخبار منتشر شده در رسانه‌ها از تهدیدها و تخریب‌های همان مناطق ، توجه مخاطب را به نداشتن این زیبایی‌ها در آینده نه چندان دور جلب کنیم». این نمایشگاه با محوریت و نمایش عکس هایی از چشم اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی های زیست محیطی و نقش افراد جامعه در این امور برگزار شد.

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد این بار در ستون لادیزنگار، دوست خوب مان " عذرا اسماعیل زاده" ما را از یک اتفاق خوب هنری آگاه کرده است. از شما دوستان خوب نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسوم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.
نمایشگاه مجسمه ها نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟ نمایشگاه گروه نقره فام درنگارخانه شهرزاد کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت

ادبیات

ده زن برتر ادبیات جهان

ادبیات جهان، امروزه شاهد حضور زنانی است که خالق شخصیت ها و داستان هایی جاودانی هستند. میراث هزاران ساله ای که مادربزرگان ما برای ما زنان به جا گذاشته اند اکنون بیش از هر زمان دیگری به شکوفایی رسیده است. در این مطلب با

آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید

پنجشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۲ رأس ساعت ۱۳ آکادمی نوبل اعلام کرد که جایزه نوبل ادبی به آلیس مونرو تعلق می‌گیرد. آکادمی نوبل از این نویسنده ۸۲ ساله کانادایی به عنوان استاد داستان کوتاه یاد کرد.منتقدان سبک داستان‌نویسی آلیس مونرو، شیوایی و سادگی داستان‌های او و واقع‌گرایی‌اش را ستوده‌اند. مونرو با وجود آنکه انواع جوایز ادبی، از جمله جایزه من‌بوکر را به‌دست آورده، همواره تأکید کرده که داستان کوتاه، در نظر دیگران یک نوع نازل ادبی به‌شمار می‌آید. اکنون امید می‌رود که با تقدیر آکادمی نوبل از او، داستان‌کوتاه در جهان جدی‌تر در نظر گرفته شود. یکی از مهم‌ترین موضوعات در داستان‌های آلیس مونرو آزادی زنان و رابطه مادران با دخترانشان است. در گفت‌و‌گویی که می‌خوانید خانم مونرو با نگاهی به زندگی خودش به عنوان یک زن آزادیخواه به پرسش‌هایی در زمینه آزادی زنان و تاوانی که آنها برای به‌دست آوردن آزادی‌شان می‌پردازند، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید رابطه زناشوئی نه تنها راهکاری‌ست برای گریز از مرگ بلکه نظم جامعه مدرن را هم به هم می‌زند. چرا به داستان کوتاه علاقه دارید؟ در سال‌های دهه ۱۹۵۰ که شروع کردم به داستان‌نویسی، من هم مثل هر زن دیگری خانه‌دار بودم. همسرم بیرون از خانه کار می‌کرد و من هم می‌بایست کارهای خانه را انجام دهم. برای همین اصلاً وقت نداشتم. اگر داستان کوتاه نوشتم، فقط به این خاطر بود. فکر می‌کنم نویسندگان زن هم‌نسل من هم بیش و کم همین وضع را داشتند. آنها ناگزیر بودند که از کارهایی بزنند تا وقت پیدا کنند برای نوشتن. زندگی روزانه شما در آن زمان چطور می‌گذشت؟ وقتی بچه‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتند، همه بدون استثناء، چه می‌خواستند چه نمی‌خواستند می‌بایست سر ساعت مشخصی بخوابند. به این شکل، یکی دو ساعتی می‌توانستم بدون مزاحمت کارم را بکنم. اما وقتی مدرسه رفتند، بهتر شد. سه ساعتی، هر روز وقت داشتم که بنویسم. اگر داستانی را دست می‌گرفتم، سررشته کارها در خانه از دستم می‌رفت. مثلاً سیب‌زمینی پوست می‌گرفتم و در همان حال جمله‌ای به ذهنم می‌آمد. سیب‌زمینی‌ها را می‌گذاشتم به حال خودش و می‌رفتم دوباره سراغ داستان. پیش می‌آمد که غذا ته بگیرد یا سیب‌زمینی‌ها بسوزند. من هیچوقت اتاق کار نداشتم. الان هم حتی پشت یک میز کوچک در نشیمن می‌نشینم و می‌نویسم. چرا؟ الان، خب، عادت کرده‌ام. اما علتش این است که من زمانی به داستان‌نویسی روی آوردم که نویسندگی شغل مناسبی برای زنان به‌شمار نمی‌آمد. این مردان بودند که می‌توانستند نویسنده باشند و با جسم و جانشان هم می‌نوشتند. گمان می‌بردند رسالتی دارند و هیچ کار دیگری جز نوشتن نمی‌کردند. برای همین هم دفتر و دستکی داشتند برای خودشان. اما زن‌ها به قصد تفنن می‌نوشتند؛ و اغلب هم پنهان از چشم دیگران. گمانم تا همین امروز هم، شیوه کارم به عنوان یک زن نویسنده با مردان نویسنده فرق دارد. چه فرقی دارد؟ حتی الان هم وقتی قلم به‌دست می‌گیرم که داستانی بنویسم، لابلای آن کارهای دیگر هم حتماً باید انجام بدهم. وگرنه نمی‌توانم روی موضوع متمرکز بشوم. هنوز هم خانه‌داری می‌کنم و یا دست‌کم احساس وظیفه می‌کنم نسبت به امور خانه. هرچند که من و شوهرم کارها را با هم انجام می‌دهیم. شوهرم دست‌پخت خیلی خوبی دارد. اما من می‌دانم که زباله‌ها را کی باید برد گذاشت جلوی در و چی کم داریم و چی باید خرید. نویسندگان مرد اینجوری زندگی نمی‌کنند. چند وقت پیش مصاحبه‌ای را می‌خواندم با ویلیام ترور که خیلی هم به نوشته‌هایش علاقه دارم. این گفت‌و‌گو در منزل ترور انجام می‌شود. وسط‌های گفت‌و‌گو خانم ترور با ساندویچ و چای وارد نشیمن می‌شود و از آنها پذیرایی می‌کند. من هم‌زمان هم خانم ترور بودم و هم آقای ترور. شما ظاهراً به شهرت علاقه‌ای ندارید. کمتر با رسانه‌ها گفت‌و‌گو می‌کنید و از محافل ادبی دوری می‌کنید. چرا؟ نمی‌دانم. شاید زن‌ها یاد نگرفته‌اند که با شهرت و هیاهوهایش کنار بیایند. اطمینان دارم که گوته نویسنده محجوب و خجلت‌زده‌ای نبود. بگذارید ماجرایی را برایتان تعریف کنم: به کنگره‌ای دعوت شده بودم در نیویورک. گونتر گراس هم آمده بود و عده زیادی از زنان و دختران او را همراهی می‌کردند. به نظرم رفتارش عجیب بود. نشسته بود روی یک کاناپه و زن‌ها هم دورش را گرفته بودند. اگر می‌خواست با کسی صحبت کند، خودش نمی‌رفت پیش او، بلکه یکی از آن زن‌های دور و برش را به نمایندگی از خودش می‌فرستاد که حرفش را به آن شخص انتقال دهد. گراس نویسنده خوبی است. اما من از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر می‌تواند این وضع را تحمل کند. اگر مردها می‌توانند این شکلی رفتار کنند، علتش این است که از روز اول انتظارات دیگری از زندگی دارند. سال‌هاست که نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه نوبل ادبی مطرح است. نوبل را به یادم نیاورید. واقعاً وحشتناک بود. در سال ۲۰۰۴ ناشرم به من گفت احتمال زیادی هست که این جایزه را به‌دست بیاورم. من البته امیدی نداشتم، اما هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی برنده نوبل ادبی را در آن سال می‌خواستند معرفی کنند، از صبح ساعت پنج گوش به زنگ تلفن بودم. می‌دانستم اگر برنده نوبل بشوم، نیم ساعتی حداقل، از خوشبختی به مرز جنون می‌رسم و بعدش هم به خودم می‌گویم عجب رنجی را تحمل کردم. گفته‌اید می‌ترسید از شما بیش از توانایی‌هاتان انتظار داشته باشند. چرا؟ به‌خاطر تربیت و پیشینه فرهنگی‌ام است. من از یک خانواده اسکاتلندی کالوینیست هستم که دو نسل پیش از من به کانادا مهاجرت کردند. کالوینیسم بر آن است که خوشبختی انسان بسیار زودگذر است و نباید به آن دل بست. از همه بیشتر می‌بایست به ستایش دیگران بدبین بود، چون همواره این احتمال وجود دارد که انسان ارزش آن ستایش‌ها را نداشته باشد، چون در هر حال گناهکار است. اگر در مدرسه نمره خوبی می‌آوردم، در خانه خجلت‌زده بودم. فروتنی، سخت‌کوشی و خداترسی ملاک بود. من در اصل در قرن نوزدهم پرورش پیدا کرده‌ام. پس شما در واقع پیشگام هستید. اجداد من پیشگام بودند که به سرزمین جدیدی مهاجرت کردند. من  پیشگام چی هستم؟ شما هم می‌بایست راهی پیدا می‌کردید که از قرن نوزدهم خودتان را به قرن بیستم برسانید و خود را برهانید از نقشی که برای زن در نظر گرفته بودند. شما به راه استقلال رفتید، پیش از آنکه اندیشه استقلال زن حتی مطرح باشد. اگر اینطور پیشاهنگ را تعریف کنیم. بله. حق با شماست. من همیشه کاری را کردم که دوست می‌داشتم و من می‌خواستم دو کار را حتماً انجام بدهم: با مردی ازدواج کنم که عاشقانه دوستش می‌دارم و داستان‌نویس باشم و وقتی فهمیدم این دو با هم ناسازگارند، تسلیم نشدم و ادامه دادم. شما جوان بودید که ازدواج کردید. زود بچه‌دار شدید و بعد از ۲۲ سال زندگی زناشویی هم از همسر اولتان جدا شدید. در آن زمان همه دخترها در بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند. وقتی من طلاق گرفتم، همه اطرافیانم داشتند از هم جدا می‌شدند. در آن زمان سردرگمی و تنش غریبی بین دو جنس وجود داشت. در داستان‌های شما یک ماجرا همیشه تکرار می‌شود: زن جوانی به سنت‌ها و عرف پشت می‌کند و آزادی‌اش را به‌دست می‌آورد. این داستان، داستان زندگی من است. آیا شما فمینیست هستید؟ من یک نویسنده فمینیست نیستم. اما در زندگی خصوصی‌ام بسیار هم فمینیستم. اما نه از آنها که پلاکارد به‌دست می‌گیرند و در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند. هیچگونه علاقه‌ای به مضامین سیاسی ندارم. من اگر فمینیست هستم فقط به این دلیل که به سرگذشت زنان علاقمندم. یکی دیگر از موضوعات مهم در داستان‌های شما درگیری بین مادران و دخترانشان است. رابطه مادران و دختران برای من مهم است، به این دلیل که رابطه آنها سرشار است از نفرت و عشق، تبعیت از مادر و تلاش برای به استقلال رسیدن از او. تاریخ ادبیات پر است از آثاری درباره پدران و پسران. من تلاش می‌کنم داستان‌هایی بنویسم درباره وداع دختران از مادرشان.
هفتاد سال با شازده کوچولو درگذشت شاعره لهستانی فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد نادین گوردیمر، نویسنده پیشرو و نامدار آفریقای جنوبی درگذشت دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری