1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یک زن از تمام دنیا چه می خواند جز جذابیت، شهرت، زیبایی، ثروت و البته کمی عشق؟ دنیا به بعضی از ستارگان حداقل در یکی از موارد یعنی پول، هیچ بدهی ندارد. این ستارگان را بشناسید.

 


 

 

 

 

 

 


۱۰- مریل استریپ

خانم هنرپیشهٔ با استعدادی که رکورد نامزدی جایزهٔ اسکار را دارد، در حالی‌ به این مقام دست یافته است که طی ۱۲ ماه گذشته فیلمی از او به روی اکران نیامده است، طرفداران وی می توانند منتظر هنرنمایی وی در نقش مارگرت تاچر در فیلم "بانوی آهنین" باشند.
درآمد: ۱۰ میلیون دلار


۹- ساندرا بولاک 
این هنرپیشه که سال پرکاری را در سال ۲۰۰۹ با اکران موفق ۲ فیلم "نقط کور" و "پیشنهاد" داشت، مانند مریل استریپ هیچ فیلمی برای اکران در ۱۲ ماه گذشته نداشته است اما با این وجود در این لیست در جایگاه ۹ پر درآمد‌ها قرار گرفته است
درآمد: ۱۵ میلیون دلار


۸- کمرون دیاز 
با اکران ۲ فیلم موفق "شوالیه و روز" و "معلم بد" کمرون تونست خودش را یک بار دیگر در دنیای ستاره‌های سینما مطرح کند. این ۲ فیلم بیش از ۳۸۰ میلیون دلار تنها در آمریکا فروش داشته اند.
درآمد: ۱۸ میلیون دلار


۷- کاترین هیگل
این هنرپیشهٔ محبوب و نسبتا تازه کار توانست با بازی‌ در دو فیلم "قاتلان" و " آنچه از زندگی‌ می دانیم" خودش را در این رده بندی جای دهد. این دو فیلم نزدیک به ۲۰۰ میلیون فروش داشته اند.
درآمد: ۱۹ میلیون دلار


۶- کرستن استیورت
جوانی که یک شبه و با سری فیلم‌های "گرگ و میش" ستاره شد،  امسال در فیلم های "در راه" و "سفید برفی" بازی‌ کرده است. 
درآمد: ۲۰ میلیون دلار


۵- جولیا رابرتس
او که زمانی‌ ملکهٔ هالیوود به شمار میرفت، امسال فیلم بسیار ناموفق "لری کرون" را که با شکست تجاری همراه شد بازی‌ کرد، اما خودش پول خوبی برای این فیلم گرفت.
درآمد: ۲۰ میلیون دلار


۴- ریس ویترسپون
او نیز با وجودی که فیلم موفقی‌ در گیشه نداشت،  سال پرباری را برای حساب بانکیش رقم زد.
درآمد: ۲۸ میلیون دلار


۳- جنیفر انیستن
با وجودی که منتقدان، کارهای امسال جنیفر یعنی فیلم های "فقط انجامش بده" و "رؤسای بد" را جدی نگرفتند، اما او از ستاره‌های مورد علاقهٔ تهیه کنندگان به حساب می آید، ممکن است نهایتا با این فیلم‌ها اسکاری نگیرد اما پول خوبی درو می‌کند.
درآمد: ۲۸ میلیون دلار


۲- سارا جسیکا پارکر
تهیه کننده و بازیگر سریال و فیلمهای "سکس و شهر" امسال در حالی‌ که قسمت دوم این فیلم اکران شد، توانست نظر علاقمندان سینما را بر خلاف منتقدان به این فیلم جذب کند.
درآمد: ۳۰ میلیون دلار


۱- آنجلینا جولی
سفیر فعال صلح سازمان ملل امسال ۲ فیلم موفق "سالت" و "توریست" را در اکران داشت که موفقیت مالی عظیمی‌ را برای تهیه کنندگان به ارمغان آورد، شمارهٔ رتبه آنجلینا نشان میدهد که او هم از این موفقیت بی‌ بهره نمانده است.
درآمد: ۳۲ میلیون دلار

دیدگاه‌ها  

+1 # سمانه 1390-06-07 14:36
آخه چرا سارا جسیکا پارکر باید اینهمه پول داشته باشه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرمين 1390-06-07 15:36
چرا فقط در مورد زنان مغاله مي گذاريد . بيننده هاي شما آقايون هم هستند ؟!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # منیره 1390-06-09 21:18
اینم در نظر بگیرید که این خانمای خوشگل خودشون رو با چی معاوضه میکنند که به این پولها میرسن!!!پس بیخودی اول مقالتون ذهن دخترها رو منحرف نکنید که"یک زن از تمام دنیا چه می خواند جز جذابیت، شهرت، زیبایی، ثروت و البته کمی عشق؟!!
اینا بیشتر شبیه یک عروسک خوشگلن که هر کی هر کار بخواد میتونه باهاشون بکنه و سوری هم یه کسی به اسم شوهر همراهشونه
معروف بودن برای یه زن همیشه بد نیست ولی خیلی موقع ها هم افتخار نیست.حتی بعضی بازیگرای مرد ایرانی حاضر نیستن زنهاشون توی عرصه ی بازیگری حاضر بشن...
من خودم به دخترم و میدونم این فکر چقدر میتونه ذهن یه دختر رو خراب کنه و به هوس یه دنیای رویایی و دروغی که هالیوودیها برای مردم دنیا ساختن،همون زندگی ساده ولی پر از عشقو محبت خودش رو هم از دست بده...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sare 1390-06-24 15:39
ba onire kamelan movafegham,be ghole khodesh in khanoum khoshgela,tan foroshi mikonan,bedoune hich gheydo sharti.sex e bi gheydo shart natijash in daramadas!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
taze sex yek noe' az in tan foroshie in khanum khoshgelas!!!
inaram khaheshan darnazar dashte bashid.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # sare 1390-06-24 15:47
bazam manam,oumadam ta oun 2 kalameye sansoor shodaro be khatere ahammiateshoun tozih bedam,
oun 2 kalame inan,
manzooram hamoun amale zanashouyie ke bedoone hich gheydo sharti tavassote in khoshgel khanouma anjam mishe va in chenin servatayi ro be armaghan miare,hameye shoma midoonin ke in kar avalin sharte bazi dar in filmhas!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # mossi 1390-06-10 14:35
منرصه جان به نظرت خیلی‌ احترام میزارم، اما یه کم تحقیق قبل از اظهار نظر بد نیست همین آنجلینا جولای اندازهٔ کل پولی‌ که من و تو یه عمر در میاریم هر سال داره کمک می‌کنه به بچهای فقیر دنیا، ۳ تا بچهٔ رنگین پوست به فرزند خوندگی گرفت؟ تو چیکار میکنی‌ که به خودت اجازه میدی راجع به دیگران اینطور قضاوت کنی‌؟ مگه اینکه اون چیکار کرده یا با کی‌ می‌خوابه به من یا تو مربوط؟ بد نیست سرتو از زیر برف در بیاری دورو بر خودتو نگاه کن ببین که ما با بچه‌های افغانی چیکار می‌کنیم؟!؟؟! با بچه‌های خودمون چیکار می‌کنیم ؟ بعد اظهار فاضل کن .. محض اطلاع بهت بگم که بچه‌های افغان تواین این مملکت حق مدرسه رفتن ندران...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sare 1390-06-24 23:48
age khabidane in khanoum khoshgela ba marfaye dge be man to rabti nadare,pas haghe tahsile bachhaye afghan tou i mamlekat ham be mano to rabti nadare!!!
to enghad koutahfekri ke hatta nemikhay yezare tahghigh koni ke bebini oun adama vase chi inghanouna ro gozashtan.
vase fekre koutahet moteassefam!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نازنین مقدم 1390-06-10 14:54
کاملأ با mossi موافقم حرف دل من رو زد./در ضمن منیره این خانم های خوشکل خودشونو با چی معاوضه میکنن که ما بی خبریم؟اگه واقعأ اینقدر اطلاعات داری که اینجوری قضاوت میکنی یک کم از این اطلاعاتت به ما هم بده.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نازنین مقدم 1390-06-10 15:01
واقعأ انجلینا جولی مستحق این درآمده.من که خیلی از بازیش خوشم میاد./کمرون دیاز هم بازیش قشنگه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ali 1390-06-10 15:02
عکسو فیلم هم گذاشتی که دست مریزاد، خصوصاً از جولیا رابرتس و کیرستن استوارت ))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # بهنوش رضا 1390-06-10 15:06
ایشالا این مورد هم وقتی‌ مدیریت دنیا رو دادن دست ما حل می‌کنیم، یه پاراف می‌کنن این مشکلم حل می‌شه، آنجلینا جولی میره تو خط جم آوری ماهوارجات و امر معروف
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-21 19:56
دوستان عزیز، سایت لادیز در راستای احترامی که به عقاید و نظرات تک تک شما قائل است، کلیه کامنت ها را بدون بازخوانی منتشر می کند. متاسفانه شاهد نظرهایی هستیم که بدون در نظر گرفتن شئونات اخلاقی و اجتماعی با بکار بردن الفاظ ناشایست از سوی برخی منتشر می شود. ضمن عذرخواهی از دوستانی که بنحوی از سوی عده ای مورد توهین قرار گرفته اند، مجددا از همه همراهان لادیز درخواست می کنیم برای جلوگیری از اعمال حذف و سانسور، مطابق شان انسانی و اجتماعی که از آنها انتظار می رود اقدام به انتشار نظر کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی 1390-06-24 18:23
من با نظر "منیره" خانم هم مخالفم و هم موافق
مخالفم چون: این خانما دین و مذهب و فرهنگشون با ما خیلی متفاوته
اینا اون اعمال توفیلماشونو بد نمیدونن و بلکه برعکس، هنر میدونن
اما جامعه ی ما ایچیزارو بد و زشت میدونه
پس ما نباید بگیم اونا کارشون غلطه چون برای ما ناپسند و زشته
موافقم چون: گاهی از زن ها استفاده ی ابزاری میشه که این یعنی غربی ها هم مثله ما دارن بین زن و مرد تفاوت قائل میشن به برابری حقوق زن و مرد توجهی ندارن و زنهارو مثله کالا میدونن، که این مسئله در تبلیغاتشونم دیده میشه
از طرف دیگه مسائل مربوط به فراماسونها هم اینو تشدید میکنه
البته من نظرمو راجع به این مسائل با دیدن مستند 52قسمتی "ظهور" میگم و اطلاعات کافی ندارم
رو این اساس شاید هم دارم اشتباه فکر میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی 1390-06-24 18:25
"mossi " جان با نظر تو کلا موافقم و بهت رای مثبت دادم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-06-24 18:48
ساره جان اولا بدون توی هالیوود حق تولید فیلمهای پورنی وجود نداره پس تز نده در ضمن اون کسی هم که تو فیلم با یه مرد دیگه میخوابه مدله نه خود بازیگر.تو بدنه بازیگر رو هیچ وقت نمیبینی!!!!!!!!با mossi کاملا موافقم.رهی جام منم تا قسمت های 34-35 اون مستند رو دیدم و سوال برام ایجاد شده:دقت کردی مجلس ایران به صورت هرم هست؟امیدوارم متوجه منظورم شده باشی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sare 1390-06-24 23:40
jenabe sepehr nakone khodetam inkarei ke enghad ettelaatet daghigh o kamele
chi migi? vaghti be vozouh dri sorato alate oun zan ya marde bazigaro mibini dg nemitouni begi oun badale o khod bazigar nist!!!
sharmande ha vali ma az poshte kooh nayoumadim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی 1390-06-24 18:55
"سپهر" عزیز مجلسو دقت نکردم اما خیلی از آرم ها و نماد های دولتی ما هم ...
سیاسیش نکنیم بهتره
هرچند رشتم اقتصاده و با سیاست رابطه ی نزدیک داره اما من همیشه از سیاست گریزانم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-06-24 18:58
آره عزیزم مجلس ایران هم مثل اهرام ثلثه هست.میشه شرکت هایی که آرمشون مورد داره رو بهم بگی تا ببینم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی 1390-06-24 19:05
بگذریم از سیاست داداش جان
آرم چندتا از وزارت هارو سرچ کن متوجه میشی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی 1390-06-24 19:19
این مستند هارو هم اگه تونستی گیر بیاری، حتما نگاه کن:
1. Dark Secrets Inside Bohemian Grove
2. Davoodiye
3. The Divine Book
4. Sheytan Parasti dar Iran
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-06-24 21:15
شیطان پرستی در ایران امیدوارم منظورت برنامه شوک نباشه چون کاملا چرت و پرت بود.کسی که به رپ هیچکس گوش میده میشه شیطان پرست!مسخرست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهی 1390-06-24 23:01
نه "سپهر"جان منظورم شوک نیست
این مستند قابل پخش تورسانه ی عمومی نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-28 04:43
ببخشید اقا رهی میتونم بپرسم این مستندا را از کجا میتونم تهیه کنم مستند ظهور راچطور؟
خیلی از دوستای من هم رپای هیچکس وگوش میدن اما اونا کجا شیطان پرستی کجا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # نجیبه 1390-07-01 12:49
سپهرجان تو الان حاضری آبجیت یا همسرتو بفرستی هالیوود بازی کنه؟عوضش درآمد چندبرابرآنجلیا جولی رو بگیره. فرهنگ اونا با ما فرق داره درست ولی اونام به این نتیجه رسیدن که کاری که با زن و بازیگراشون انجام میدن حقوق زن نیست و نمیشه اسمشو تساوی حقوق زن ومرد گذاشت. خوابیدنشون مدله پس بقیه کاراشونو حتما روح انجام میده آره؟ اونا حاضر نمیشن بیان تو ایران یه روسری سر کنن اون وقت گل شیفته ما فرهنگ خودشو گذاشت زیرپاش واقعا اینکارو اندازه توانایی بازیگریش هنرمندانه انجام داد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سپهر 1390-07-01 15:06
نجیبه جان اولا خواهر یا همسره من برده من نیستن که بخوام صاحب اختیارشون باشم.فقط میتونم راهنماییشون کنم!اگه خواهر من همچین توانایی رو داشت که تو هالیوود بازی کنه تشویقشم میکنم!عزیزه من اون صحنه هایی که شما میگی ناموسیه 1000 نفر پشت دوربینن!بعضی وقتا حتی شوهر طرف هم اونجا وایساده که مرده فکری به کلش نزنه!حالا اصن میگیم اونا کافره مطلق و...بازیگر های ما بعضی هاشون خدا رو شکر پول دارن و با ایمان!کدومشون سفیر صلح هستن؟(البته به غیر از بهرام رادان که یه مدت بود!)کدومشون تا حالا به مناطق محروم کشور سر زدن یا به کشورهای فقیر رفتن؟خدا هیچ وقت نمیگه اول حجاب!همیشه میگه اول هم نوع!خدا خودش گفته من از ظلم به نفس و ظلم به خالق میگذرم ولی حق ناس رو نه!!!!!!!!مفهوم این جمله رو درک کنی منظوره حرفای منم میفهمی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # آبان 1390-07-01 15:52
این Sare هیییییییــــــــــچی نَبَفهمه......!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رعنا امامپور 1390-10-22 14:18
نظرات رو خوندم و تاسف خوردم به حال اونهایی که از روی حسودی یا ضعف یا ترس!! (به هر دلیل که فکرش رو بشه کرد اعم از خانواده یا دین یا ...) هنرمند هایی مثل آنجلینای عزیز و فوق العاده رو اینقدر راحت تن فروش خطاب می کنند اون هم در حالی که حتی تو رویاشون هم نمیتونن دنیای ایشون رو درک کنن
آفرین میگم به این هنر و زیبایی
ممنون بابت مطلب و نظرات همگی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد حسن 1392-09-30 00:19
سمانه جون.به خاطر اینکه...............بقیه شو نامرد ها فیلتر کردن......****از اطلاعات ممنون.*****از اقایون هم بگو.....ممنون.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

رامبد جوان با «مرد يك چشم» به سینما می آید

رامبد جوان فیلم سینمایی «مرد یک چشم» را به زودی کلید می‌زند. اين بازیگر و کارگردان سینما  كه اخيرا با برنامه "گپ"، حسابي خبرساز شده، درباره فعالیت جدیدش گفته است: «از مدتی پیش تعدادی طرح سینمایی توسط افراد مختلف در حال نگارش هستند، که قرار است امسال ساخت یکی از آنها را شروع کنیم. فیلمنامه‌ای که احتمال ساختش برایم بیشتر است، یک کمدی اجتماعی به نام "مرد یک چشم" است که محمود طالبیان مشغول نوشتن آن است». اين كارگردان در آخرين ساخته خود با برنامه "گپ" روي آنتن شبكه آي فيلم رفته بود كه اين برنامه بعد از پخش اولين قسمت قطع شد و عوامل آن  تنها دلیل پخش نشدن دومين قسمت این مجموعه را آماده نبودن دوبله عربی عنوان كردند البته بعدها  این مشکل برطرف شده و پنج شنبه گذشته «گپ» طبق روال ساعت 22 و 30 دقیقه روی آنتن شبکهifilm رفت. این چهارمین فعالیت سینمایی رامبد جوان در مقام کارگردان بعد از "اسپاگتی در هشت دقیقه"، "پسرآدم، دختر حوا" و "ورود آقایان ممنوع" است. البته علاوه بر سوابق سينمايي او کارگردانی چهار مجموعه تلویزیونی به نامهای گمگشته و نشانی و مسافران و توطئه فامیلی را به عهده داشته‌است که مجموعه نشانی ایام نوروز ۸۷ از شبکه دو سیما پخش و مجموعه گمگشته نیز در ماه رمضان سال ۱۳۸۰ از سیما پخش شد و با استقبال تماشاگران روبرو شد.

حضور پر رنگ فیلمهای ایرانی در جشنواره فیلم ونیز امسال

در دومين روز هفتاد و يکمين دوره جشنواره فيلم ونيز، نوبت نمايندگان جريان رسمی سينمای داخل ايران بود تا در اين جشنواره به نمايش درآيند. فيلم «قصه ها» ساخته رخشان بنی اعتماد در بخش اصلی (مسابقه) اکران شد و فيلم «ملبورن» ساخته نيما جاويدی در بخش هفته منتقدان. در اين ميان نمايش فيلم قصه ها به دليل حضورش در بخش مسابقه، با استقبال بيشتری همراه بود. اين فيلم که سال ۱۳۹۰ ساخته شده، روايتی است از وضعيت و حال و روز شخصيت های فيلم های قبلی خانم بنی اعتماد در اين سال. بسياری از شخصيت های فيلم های قبلی اين کارگردان شناخته شده سينمای اجتماعی ايران از جمله نوبرِ فيلم «روسری آبی»، عباس و طوبای فيلم «زير پوست شهر» و آقای حليمی فيلم «خارج از محدوده» اغلب با بازی همان بازيگران در فيلم حضور دارند که بر مبنای قطعه داستان های مجزا برخوردهايی با هم دارند و کارگردان بر مبنای ساختار نيمه اپيزوديک در زمان های مختلف روايتی از آنها ارائه می دهد. نگاه فيلمساز به اين شخصيت ها اما چندان خوش بينانه نيست . تقريبا تمام آنها درگير مشکلاتی سخت تر و پيچيده تر از گذشته هستند و وضعيت زندگی آنها بهبود چندانی نسبت به زمان گذشته نکرده است. قصه ها با اشاره آشکاری به روايت داستانش در زمان پس از انتخابات سال ۸۸، تاحدودی از تبعات آن اتفاق بر برخی شخصيت های فيلم صحبت می کند و حضور مستندسازی در ميان شخصيت هايش که همواره برای ثبت اتفاقات با محدوديت هايی درگير هست، يادآور خود فيلمساز است. انبوه اين اشاره ها و ارجاعات به فيلم ها و وقايع ديگر شاید تاحدودی برای بيننده ای که فيلم های قبلی فيلمساز را نديده بويژه تماشاگران خارجی کمی گيج کننده به نظر برسد، اما ساختار محکم فيلم و شيوه روايت گرايانه مستندگونه اش تماشاگر ناآشنا را هم تا پايان همراه نگه می دارد. هرچند با حضور رقبای قدرتمندی از کشورهای مختلف پيش بينی کسب جايزه برای فيلم بسيار سخت است. قصه ها با آنکه سال گذشته پس از گذشت ۲ سال از ساختش در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد، در ايران هنوز فرصت اکران عمومی نداشته است. «ملبورن»؛ متاثر از فيلم های اصغر فرهادی فيلم ديگر ايرانی نمايش داده شده در روز دوم جشنواره ساخته اول سازنده اش با نام «ملبورن» بود.  کارگردان این فيلم نيما جاويدی است. فيلمی که به واسطه نوع پرداخت و داستان و شخصيت هايش تا حدود زيادی يادآور فيلم های اصغر فرهادی فيلمساز تحسين شده سال های اخير ايران است. فيلم روايت ساعات پايانی حضور زوج جوانی در ايران است که راهی استراليا برای تحصيل و زندگی هستند. وقوع اتفاقی هولناک آنها را درگير روند پايان ناپذيری از دروغ و پنهان کاری می کند. فيلم روايت پرانتقادی از عملکرد طبقه متوسط ايران امروز و مسوليت ناپديری بی پايان اين طبقه ارائه می دهد که به گفته سازنده اش پس از نمايش فيلم، اين مسوليت نپديرفتن نزد جوانان ايران بسيار رواج يافته است.باوجود شروع قابل قبول، فيلم در ادامه در روايت داستانش دچار کمبود و تکرار می شود اما در مجموع در ايجاد تنش و عصبيت ناشی از التهاب فضا موفق است. در ادامه جشنواره روز جمعه فيلم ديگری از يک فيلمساز ايرانی تبار در بخش مسابقه به نمايش در می آيد. اين فيلم «۹۹ خانه» نام دارد و ساخته رامين بحرانی است. نام امير نادری فيلمساز قديمی ايرانی هم به عنوان يکی از نويسندگان فيلمنامه به چشم می خورد.  ضمن اينکه اندرو گارفيلد بازيگر جديد نقش پيتر پارکر در سری فيلم های مرد عنکبوتی بازيگر اصلی اين فيلم است.  
هنر در هفته ای که گذشت مصاحبه با فریبا جدیکار به بهانه حضورش در فیلم شبانه روز اخبار کوتاه ار سینما و صحنه ده عضو ایرانی تازه در آکادمی اسکار؛ از محمد رسول اف تا گلشیفته فراهانی مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.
تماشای تئاتر در خانه در تالار قشقایی ببینیم چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

مطالب تصادفی

موسیقی

«روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار

بالاخره پس از مدت ها انتظار اهالی موسیقی و سینما، آلبوم «روی دیگر» بهرام رادان هنرمند موفق سینما روزیکشنبه 7خرداد ماه 91 به بازار موسیقی می آید. این هنرمند سینمایی اولین تجربه‌ موسیقایی خود را با نام «روی دیگر The Other Side» به مدیریت علی باذل به دوستدارانش هدیه خواهد داد.«روی دیگر» اثری نو و جدید از این سوپر استار سینما است که با قطعات شنیدنی در رده کارهای خاص و متفاوت او قرار خواهد گرفت. این آلبوم با ویژگی‌هایی که دارد، مخاطبان و علاقه‌مندان رادان را غافل‌گیر خواهد کرد. این آلبوم توسط بزرگترین شرکت پخش سی‌دی و دی‌وی‌دی آلبوم‌های موسیقی و فیلم، شرکت پخش الوند، در دو مدل ولتی و قاب شیشه‌ای در تیراژ بسیار بالا توزیع شود .«روی دیگر» قرار بود سال گذشته منتشر شود اما پیش از این علی باذل مدیر برنامه این هنرمند در گفت و گویی اعلام کرده بود تمام مراحل انتشار این آلبوم انجام شده حتی مجوز آن برای انتشار گرفته شده اما به نظر گروه تهیه کننده این آلبوم، انتشاراین آلبوم در سال گذشته زمان مناسبی نبود. به گفته باذل خوانندگی تمامی این آلبوم برعهده بهرام رادان بوده است و رضا یزدانی تنها در ویدئوکلیپ آن حضور دارد. در خبرهای منتشر شده شایعه شده بود مهناز افشار نیز در این آلبوم همکاری دارد اما علی باذل مدیربرنامه این هنرمند سینمایی همکاری مهناز افشار در این آلبوم را شایعه ای بیش ندانست. آلبوم «روی دیگر» 13 قطعه دارد که سه قطعه آن انگلیسی و 10 قطعه دیگر فارسی است و کیوان هنرمند به عنوان آهنگساز وتنظیم آن نیز بر عهده آریا عظیمی نژاد بوده است.این آلبوم به صورت کلیپ تصویری هم تولید شده است. میکس و مسترینگ این آلبوم در استودیویی در کشور ترکیه انجام شده است.

رامین جوادی، آهنگساز سریالهای بازی تاج وتخت و وست ورلد

اگر مجموعه‌های «فرار از زندان»، «بازی تاج‌وتخت» یا «وست‌ورلد» را تماشا کرده باشید حتما آهنگ‌های مسحورکننده‌ی آن‌ها نظرتان را جلب کرده است؛ در ادامه‌ی این مطلب با زندگی‌نامه‌ی «رامین جوادی» آهنگ‌ساز ایرانی‌تبار این مجموعه‌ها همراه دیجی‌کالا مگ باشید. رامین جواد
گنجشک کوچولو گلشیفته با کوچ نشینان برمی گردد بازگشت خنیاگر خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان ویتنی هیوستون در گذشت

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

به گزارش «تابناک»؛ عصر جمعه سوم دی 1395، ششمین حراج تهران که به لطف آثار هنر معاصر و شماری چشمگیر از کارهای هنرمندان جوان و البته مدیوم عکس متفاوت تر از همیشه مجموعه داران و خریداران آثار ه

نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

نخستین نمایشگاه بین‌المللی صنایع و فناوری طلا و جواهر، نقره و سنگ‌های قیمتی، کارگاهها، ماشین‌آلات و تجهیزات وابسته از 18 تا 21 بهمن ماه برگزار می شود.
نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی دختران روی پل رکورد شکست برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود

ادبیات

عشق افلاطونی

حدود ۲۴۰۰ سال پیش، فیلسوف معروف افلاطون، در کتابی با عنوان « سمپوزیوم» به شکل زیرکانه ایی تعریف های متعدد عشق را در کنار هم قرار داد. او ماجرایی را در یک پارتی مشروبخوری تصور کرد که در آن ۷ صاحبنظر معروف یونان جمع می شوند که بنوشند و موسیقی گوش دهند و هر کدام شان به نوبت در باره عشق نظر دهند.   افلاطون از این طریق، توانست  به شکل جذابی، نظرات فلسفی اش را به صورت گفتگوی ۷ متفکر یونانی که ترکیبی از شاعر، قاضی، فیلسوف، نمایشنامه نویس و یک فرمانده نظامی بوده اند شرح دهد. یکی از بامزه ترن بخش های این کتاب فلسفی، سخنرانی است که افلاطون برای یکی از شخصیت  های درون کتابش یعنی اریستوفان تنظیم کرده است. اریستوفان ضمن پوزش از جمع مهمانان، به آنها هشدار می دهد که تعریف او از عشق کمی عجیب و غریب است. او می گوید انسان اولیه مثل دوقلوهای به هم چسبیده ایی بودند با دو سر و چهار دست و چهار پا و بقیه اعضایی که دو بدن می توانند داشته باشند …  آنها موجودات قدرتمندی بودند که سوار درشکه های تیزتک می شدند و خلاصه اینکه توانمندی های شان، باعث وحشت خدایان نیز شده بود.. زئوس، خدای خدایان، احساس خوبی نسبت به این انسان اولیه نداشت و برای اینکه درس عبرت ابدی به آنها بدهد دستور می دهد آنها را دو شقه کنند. اما طوری که هر کدام شان قسمت بریده شده همدیگر را ببینند. تا یادشان بماند که هیچوقت نافرمانی نکنند. زئوس حتی تهدید کرده بود که بعدا حتما، با اولین بهانه ای که به دست بیاورد، انسان نصفه شده را دوباره دو تکه کند. اگر این اتفاق می افتاد انسانها ناگزیر می شدند روی یک پا، لی لی کنند. زئوس، البته بعدها دلش به رحم می آید و دستور می دهد اجزای بدن انسان دو شقه شده و بویژه آلت تناسلی شان در جای درست قرار بگیرد تا بتوانند با هم سکس داشته باشند و حیات شان ادامه یابد. اریستافون همه این تصور غیرعادی و کمابیش مضحک را شرح می دهد تا به تعریف عشق برسد. به نظر او، انسانها همواره به دنبال بخش زخم خورده که از بدن شان جدا شده خواهند بود. به تعبیری دقیقتر، انسان برای این عاشق می شود که نیمه جدا شده اش را بیابد. افلاطون با نوشتن این سخنرانی زیبا، در حقیقت نوعی از فلسفهِ روابط انسانی را عنوان می کند که ۲۴۰۰ سال بعد از او یعنی در دوره معاصر، تبدیل به  جستجوی زنان و مردان برای یافتن «نیمه گمشده» گشته است. این نیاز عاطفی بشر، همان نیمه مکمل ما است که با عنوان «عشق افلاطونی» نیز یاد می کنیم.  

سیمین بهبهانی؛ «ترکیب منحصر به فردی از شاعرانگی، دانایی، عطوفت و فروتنی»

بیست و هشت مرداد ماه سالمرگ سیمین بهبهانی، مهم‌ترین نام و چهره در میان زنان شاعر غزل‌سرای نیم قرن اخیر ایران است. شاعری که نه فقط برای شعرهای درخشان، و اوزان ترکیبی و دشواری که در دستان خبرۀ او استادانه نرم و لطیف می‌شدند ستایش شد، بلکه به دلیل زندگی اجتماعی نیز -دست‌کم در دو دهه پایانی عمر- به شهامت در بیان خواست های مدنی وسیاسی، و همراهی پیوسته‌اش با حرکت های مدافع حقوق زنان میهن اش نیز نامدار شد. این شاعر سرشناس ایران معاصر،سرانجام در سال ۱۳۹۳ در سن ۸۷ سالگی، با بیست عنوان کتاب از میان ما رفت.  مسعود احمدی، شاعر، نویسنده و منتقد ادبیات ساکن تهران در مصاحبه ای یادی و مروری کرده بر شعر سیمین بهبهانی و گوشه‌هایی از دستاوردهای ادبی‌ خانم شعر ایران سیمین بهبهانی.   تمامِ دلم دوست داردت ||| تمام تنم خواستار توست بیا و به چشمم قدم گذار ||| که این همه در انتظار توست چه خوب و چه خوبی، چه نازنین ||| تو خوب‌ترینی، تو بهترین چه بخت بلندی‌ست یار او ||| کسی که شبی در کنار توست نظر نه به سود و زیان کنم ||| هر آنچه بگویی همان کنم بگو که بمان یا بگو بمیر ||| اراده ی من اختیار توست   خب خیلی خوش آمدید آقای احمدی به «نمای دور نمای نردیک» این هفته که ویژه مروری بر شعر سیمین بهبهانی است. شاعر معاصرما که در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ در تهران در گذشت. اجازه بدهید من اولین پرسشم را این طور مطرح کنم که: در عصر پسانیمایی، علت اهمیت شاعری چون سیمین بهبهانی که همچنان وفادار بود به عروض و اوزان و قوافی پیشانیمایی، چه هست به گمان شما؟ خدمت شما عرض شود که من معتقدم شعر خوب، دارای آن جوهره‌ای است که اگر شاعر آن شعر، بر ابزار کارش مسلط باشد، آن شعر [فارغ از قالب آن]، شعرخوب است. حالا این [شعر]، موزون باشد یا شعر آزاد باشد، شعر نو باشد یا شعر سپید باشد(به معنای شعر منثور من این را به کار بردم). در همین دوره هم ما غزلسرایان بزرگی داریم که خوشبختانه اگر از قوالبِ گذشته استفاده کرده اند، ولی اندیشه ها و مضامین نویی در آثارشان هست، از جمله خانم بهبهانی. چیزی را هم اجازه بدهید اضافه کنم. لزوما هر شعر منثوری، هر شعر بی وزنی، هر شعر نیمایی ای، لزوما از یک شعر کلاسیک خوب، بهتر نیست. و چه بسا بسیاری از این شعرها که به نام شعر سپید یا شعر منثور نوشته می شوند بسیارآثار نازل و پیش پا افتاده ای اند. بنابراین خانم بهبهانی را از این منظر نگاه نمی‌کنم. کما این که من استاد هوشنگ ابتهاج را. ایشان اول اگر خاطرتان باشد شعر نیمایی می گفتند، یک تجربیات اندکی هم در شعر سپید داشتند و شعر کاروان ایشان مشهور است: «دیرست،گالیا! به ره افتاد کاروان….» اما امروز یکی از اساتید غزلسرای این مرز و بوم هستند. در مورد خانم بهبهانی، من فکر می کنم که آن راهی را که باید می رفتند، رفتند و آثار درخشانی هم به جا گذاشتند. از خانم بهبهانی بیست مجموعه شعر به جای مانده که از سال ۱۳۳۰ تاکنون این مجموعه ها منتشر شده. به طور پیوسته‌ای هم ایشان در کار سرایش شعر بود. اما خانم بهبهانی را خیلی‌ها در نقد و نوشته ها، نیمای غزل [نامیدند،] یعنی جایگاهش را با نیما یوشیج [سنجیدند،] در شعر امروز به نسبت شعر گذشته، او را نیمای غزل خواندند. علت این چیست؟ چه چیزی خانم بهبهانی اضافه کردند به غزل فارسی، که او را شایسته ی چنین لقبی می کند؟ من از شما اجازه می خواهم که خیلی مختصر و کوتاه عرض کنم. خانم بهبهانی اولین مجموعه ی شعری شان «جای پا»ست به گمان من، که اشعار ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۵ را در بر می گیرد. در کتاب بعدیشان خانم بهبهانی، «چلچراغ» که شعرهای ۱۳۳۵ تا سال ۱۳۳۶ را در بر می‌گیرد، اگر اشتباه نکنم، در این کتاب مقدمه‌ای دارند، در این مقدمه اظهار ندامت می‌کنند از این که این کتاب‌ها را چاپ و منتشر کردند. و اشاراتی می کنند به خامی، به ناپختگی و نقائص این کتاب‌ها. ولی بعد هم یک جوری این مسئله را عنوان می‌کنند که من با همین شعرهای خام در دل ملتم جا باز کردم و خودشان را تسلی می‌دهند و دلداری می دهند. ولی من این ابراز ندامت را یک خصیصه یا ویژگی اخلاقی بسیار بارز یک هنرمند بزرگ می دانم. یعنی چه؟ رضایت ندارد از کارش. هنرمندی که راضی شد کارش تمام است. دیگر یک هنرمند مرده است. از همین جاست که خانم بهبهانی می رسند به غزل های درخشان کتاب «دشت ارژن». به نظرم چاپ اولش حدود سال ۶۱، ۶۲ بود. واقعا غزل‌های درخشانی دارد. شعر کاملا منطبق بر ضوابط وقواعد شعر کلاسیک است و نشان می‌دهد که خانم بهبهانی کاملا بر اوزان شعر کلاسیک، بر بدیع و قافیه و عروض، مسلط بوده‌اند. آقای احمدی، خانم بهبهانی علاوه بر اوزانی که پیشنهاد کرد یا اوزانی که دستکاری کرد -و دستکاری بسیار مبتکرانه و خلاقانه ای هم داشت- موجد جریانی شد به نام غزل نو که هنوز هم پیروان و طرفداران زیادی در زبان فارسی و در شعر ایران دارد. چقدر فکر می‌کنید که این ابتکارات خانم بهبهانی به زبان فارسی، به گستردن زبان فارسی و یا به گنجینه شعر امروز ما کمک می‌کند؟ اجازه بدهید من یک نکته ای را اول عرض کنم. می دانم، این را تشخیص می دهم که خانم بهبهانی آن قدر خوب مطالعه کرده بودند، وزن شعر فارسی [را] از قدیم الایام، شاید از اولین اشعاری که به زبان دری سروده شده، ایشان مطالعه کرده، و پیوسته، پیوسته مطالعه کرده و رفته جلو. منتهی آن چه که شما فرمودید، مسئله این جاست. ایشان بعضی از وزن هایی که شعرای بسیار قدیم، شعرای اولیه، طبع آزمایی کرده بودند و مقبول واقع نشده بود -منظورم مقبول طبع خوانندگان آن روز- ، و کنارش گذاشته بودند، ایشان با یک دست کاری ظریف و استادانه [آنها را] به وزن‌هایی تبدیل کرد که مطلوب مخاطب امروز شدند. این از نظر قالب. حضرت عالی هم که مستحضرید این قوالب عروضی که ما امروز شاعران کلاسیکمان دارند، از دوران شعر سامانیان قرن چهارم هجری، از شاعران اولیه که اسمشان در تذکره ی سیستان آمده، خب مثل فرض بفرمایید ابوحفص سغدی . این ها شعرهایشان نه از نظر فکری بلوغ داشته، نه از نظر فنی پخته بوده. اما در زمان سامانیان به بعد، یعنی قرن چهارم به بعد، شما شاعری مثل شهید بلخی را دارید که استاد رودکی ست و آن غزل مشهورش «مرا به جان تو سوگند و صعب سوگندی، که هرگز از تو نگردم، نه بشنوم پندی» و الی آخر. رودکی را دارید بعد ابو شکور را دارید: از دور به دیدار تو اندر نگرستم، مجروح شد آن چهره ی پر حسن و ملاحت... تدریجا فکرها به خاطر تجربه ی آثار فلاسفه یونان باستان و پیداشدن عرفان پیچیده تر، عالمانه تر، و دقیق تر شد و شعر غزلی که حافظ در صدرش نشسته، به وجود آمد. سرکار خانم بهبهانی را عرض کردم وقتی شما به کتاب دشت ارژن او نگاه می کنید، یا «خطی ز سرعت و از آتش»، می‌بینید که چنان مسلطند و چنان تصاویر زیبایی خلق کرده‌اند و چنان این شعرها دل نشین هستند که واقعا حیرت‌آور است. اما این اصطلاحی که استاد زبانشناس، دکتر علی محمد حق‌شناس بودند که این لقب را به سرکار خانم بهبهانی دادند که «نیمای شعر فارسی»، من یک خرده این را بی‌وجه می دانم. نیمای غزل فارسی... بله، نیمای غزل فارسی. من این را، جسارت نشود و امیدوارم بر من ببخشایند دوستداران ایشان، این اصلا عنوان درستی نیست. شاید هم بسیاری موافق باشند، هیچ اشکال ندارد. ولی واقعا از پی ایشان هست که غزلسرایان دیگری پیدا می شوند، مثلا حسین منزوی. چندتا غزل بسیار زیبا دارد: من و تو آن دو خطیم آری | موازیانِ به ناچاری... خاطر مبارکتان هست؟ ترکیب زیبای «موازیانِ به ناچاری» را ببینید... این‌ها یک نسلی است که پیوستاری آمده اند؛ خلق الساعه نبوده اند. از پیشینه ی ادبیات و زبان و شعر فارسی، نه تنها مطلع بودند بلکه بعضا بر آن اشراف داشتند. یک نکته ی دیگری که من می خواهم در مورد خانم بهبهانی به آن اشاره بکنیم در این گفتگو، بحث مضامینی هست که خانم بهبهانی به آن می پردازد. یعنی شاید جزو اولین کسانی بود که مضامینی را وارد غزل کرد که بسیار معاصر، روزمره و در زندگی مردم [بود]. ار این بابت بسیار شبیه [است] به آن چه که پس از نیما اتفاق می افتد در شعر فارسی به لحاظ مضمونی، یعنی نزدیک کردن شعر به جهان مردم، به زندگی، به زندگی روزمره ی مردمی که مخاطب این شعرند. این هم فکر می کنم یکی از امتیازات بزرگ شعر خانم بهبهانی بود. نظر شما چیست؟ همین طور است. همین طوری است که می فرمایید. از همان زمانی که ایشان شروع کردند به شعر گفتن، دغدغه‌های اجتماعی و مردمی داشتند. همان توی کتاب «جای پا»شان می‌بینیم شعرها کاملا اجتماعی است و بعضا وجهه سیاسی شان هم بسیار پر رنگ است. این ادامه پیدا می کند. آن خامی‌هایی که خودشان به آن اعتراف می کنند در مقدمه ی کتاب بعدی شان کتاب «چلچراغ»، از بین می رود. چه از بابت ذهنی چه از بابت زبان. بنابراین یک راهی را با تامل، درنگ [پیش می روند.] دچار خودستایی، خودپسندی، خودبزرگ بینی نشده اند. تلمذ کردند مثل هر هنرمند بزرگی. من فکر می کنم اگر الان هم زنده بودند و می پرسیدید، از کارشان ابراز رضایت نمی کردند. و این شرط رشد یک هنرمند است. بله در شعرهای آخرشان هم با ظرافت بیشتر یعنی از جنبه ی شعاری بعضی شعرهای «جای پا»، عبور می‌کنند، همین طور عبور می کنند مضامین پخته‌تر، با تصاویر زیباتر، از نظر زبان و وزن پاکیزه تر، دقیق‌تر و همین طور می‌آیند جلو. وقتی آن نوآوری‌ها را هم که می‌کنند عرض کردم به همان اوزانی که زیاد مقبول واقع نشد دستی می‌برند، که استادانه هم دست می‌برند، باز هم مضامین اجتماعی هست. سطری که خواندم از منروی، پایان آن این است، ببینید چه قدر زیبا گفته: چه سرنوشت غم انگیزی، که کرم کوچک ابریشم، تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود. خب این ها از پشتوانه فرهنگی برخوردارند. این ها پشت سرشان سیمین بهبهانی است. من فکر می‌کنم به سجایای هنرمند، به سجایای اخلاقی‌اش هم باید فکر کرد. یعنی هنرمندی مثل حافظ که تاج سر شعر جهان می‌تواند باشد -اگر حکم نکنیم می‌گوییم می تواند باشد، این آدم، البته می دانید، در تمام تذکره هایی که بعد از او نوشته شده، درباره ی حافظ گفته اند به تمام علوم عقلی و نقلی زمانه ی خودش واقف بود. می دانید که فلسفه می خواند. علیرغم این که از قرن پنجم هجری، از زمانی که امام محمد غزالی کتاب تهافت الفلاسفه را نوشت، خواندن و تامل فلسفی ممنوع بود و فلاسفه در ردیف زندیقان و کفار قرار گرفتند. ولی فلسفه می خواند این مرد. و غیره. علوم عقلی و نقلی. [دیوان] حافظی که جناب خرمشاهی درآورده اند، اشارات و کنایه های او را به کتاب قرآن و احادیت و غیره برشمرده اند و یکی اش هم می گوید که این آدم آزاده، مسلمان ولی آزاده و بسیار شجاعی بوده است. شوخی نیست در زمان امیر مبارزالدین تو بیایی بگویی در میخانه ببستند خدایا مپسند، که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند. این شجاعت است. این یک فضیلت اخلاقی است. این جسارت، یکی از خصلت ها یا ویژگی های اخلاقی یک هنرمند بزرگ است که خانم بهبهانی این را به نهایت داشتند. ما می‌دانیم که در شعر پسانیمایی شاید نام دو زن، بلندترین نام ها شدند در میان زنان شاعر ما: یکی فروغ فرخزاد هست و یکی سیمین بهبهانی؛ که سیمین این بخت را داشت که عمر نسبتا بلندی داشته باشد و تولیدات بسیاری را ارائه بدهد به زبان فارسی. درباره‌ی فروغ کم گفته نشده اما درباره سیمین فکر می‌کنید که برای شاعران امروز، بری شاعران جوان‌تر، چه چیزی دارد و چه قدر ضرورت دارد که آثارش خوانده شود به وسیله ی شاعرانی که به شعر نیمایی علاقمندند حتی و نه الزاما به غزل؟ فکر می کنید چه دارد سیمین بهبهانی برای شاعران امروز؟ ببینید متاسفانه متاسفانه... واقعا اسف‌انگیز است که اکثر شاعران جوان امروز، نمی‌گویم همه، یک اکثریت غالبشان اصولا با شعر و ادب پیشینیان خودشان هیچگونه آشنایی ندارند. نه با شعر و ادب، بلکه با زبان فارسی هم آشنایی درستی ندارند. اما ما شاعرانی را نام می‌بریم و مدنظر می‌گیریم که این‌ها اهل مطالعه هستند، اهل تحقیق‌اند در آثار بزرگان هر نحله شعری. خانم بهبهانی با بیان مسائل اجتماعی در قالب غزل، با تصاویر بسیار زیبا و پرهیز از شعار، یک میراث گرانبها گذاشت، یک میراث گرانبها. که اولا تفهیم کرد که لزوما غزل یا قصیده یا شعر موزون، لزوما شعر کهنه ای نیست. برعکسش هم در موضع باز ثابت کرد که هر شعر بی وزنی، پسانیمایی یا پساساختارگرا یا هرچه و هرچه، لزوما بهتر از یک غزل نیست. شعر خوب می تواند غزل باشد، می تواند شعر سپید باشد، می تواند شعرنو یا نیمایی باشد. این را تفهیم کرد به جامعه. و جوان ها، اگر می خواهد کسی غزل بگوید و دوست دارد بگوید، استطاعتش را باید داشته باشد و حتما باید دفترهای خانم بهبهانی به خصوص دفترهای آخرینشان، به خصوص «خطی ز سرعت و از آتش» و «دشت ارژن» را باید بخواند، که دچار تکرار نشود. مضامین تازه را ببیند. صور خیال تازه را ببیند. زبان متناسب با مضمون را ببیند. و این میراث کمی نیست. با این که سنی از من گذشته، من هم هنوز گاهی اشعار ایشان را، گاهی سر می زنم، به گزیده ی اشعارشان. من یک چیز دیگر را هم اجازه بدهید آقای قاسمفر اضافه کنم... سه چهار بار توفیق زیارت زنده یاد استاد بهبهانی رو داشته ام. از این سه چهار دفعه، دوبارش چندساعته بوده. مهمان ایشان بودم، آقای اخوان بودند، استاد محمد حقوقی بودند، من شاعر نوپایی بودم که آقای حقوقی من را لطف کردند بردند آن جا. شما نمی دانید این زن چه قدر مهربان بود. چه قدر عَطوف بود. چه قدر خویشتن‌دار بود. بعضی اختلافات، متاسفانه متاسفانه بین شاعران ما، شاعران بزرگ ما، یک جوری در رفتارهایشان، اختلاف نظرهایشان، اختلاف سلیقه هایشان در رفتارهایشان نسبت به هم متجلی می شد و منِ جوان تر، بسیار حیرتزده می شدم. ولی خانم بهبهانی چنان مدیریت می کرد، چنان مهربانی از خودش نشان می داد که حیرت آور بود برای من. و چنان با من و امثال من که جوان تر بودیم، برخوردی مهربانانه، مادرانه و پر از عطوفت داشت که برای من حیرت انگیز است. این صفات، مهم‌اند. هنرمند بزرگ، علاوه بر دانش، علاوه بر سلطه بر ابزار کارش، یعنی زبانی که به آن می نویسد و ظرائف آن، باید سجایای اخلاقی بزرگ داشته باشد مثل جسارت، مثل سخاوت، مثل عطوفت، و به اضافه ی این ها احساسات و عواطف غنی و گسترده، که ایشان همه ی این ها را داشت.
روز ملی عطار اول اردیبشهت، روز ملی سعدی عذاب وجدان جشن کتاب تهران در فرهنگسرای مدرسه شازده کوچولو