1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

رزاموند پایک

این هنرپیشه ۳۵ ساله بریتانیایی برای بازی در فیلم "دختر مفقود شده" به کارگردانی دیوید فینچر نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه زن شده است. این نخستین نامزدی وی برای دریافت این جایزه به شمار می‌رود. او در این فیلم نقش زنی به نام "امی دان" را ایفا می‌کند که به طور ناگهانی غیب شده و پلیس گمان می‌برد همسرش در این حادثه نقش داشته است.

استیو کارل

۵۲ ساله و نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه مرد برای بازی در فیلم "فاکس کچر". او در این فیلم در نقش جان دو پون، میلیونر آمریکایی، ظاهر شده است. منتقدان هنرنمایی خیره‌کننده استیو کارل در این فیلم را بسیار ستوده‌اند. این نخستین نامزدی اسکار برای استیو کارل به حساب می‌آید.

فلیسیتی جونز

۳۱ ساله و اهل بریتانیا. او در فیلم "تئوری همه چیز" در نقش همسر استیون هاوکینگ‌، اخترشناس مشهور بریتانیایی، ظاهر شده است. این نخستین نامزدی فلیسیتی جونز در اسکار به شمار می‌رود.

ادی ردمین

۳۳ ساله، اهل بریتانیا و یکی از امید‌های مسلم دریافت جایزه اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی. ادی ردمین در فیلم "تئوری همه‌‌چیز" چنان بازی درخشانی در نقش استیون هاوکینگ‌ ارائه داده است که بسیاری پیش‌بینی می‌کنند با کنار گذاشتن رقبایش برنده اسکار شود. او امسال جایزه گلدن گلوب بهترین هنرپیشه مرد در فیلم درام را برد. ادی ردمین برای نخستین بار نامزد دریافت اسکار شده است.

ماریون کوتیار

هنرپیشه ۳۹ ساله فرانسوی که برای فیلم "دو روز، یک شب" نامزد اسکار شده است. او در سال ۲۰۰۸ همین جایزه را برای بازی تحسین‌برانگیزش در نقش ادیت پیاف، خواننده سرشناس فرانسوی، دریافت کرد.

بردلی کوپر

او که امسال ۴۰ ساله شده، برای سومین بار پیاپی در بخش هنرپیشگی نامزد دریافت اسکار معرفی شده است. بردلی کوپر در سال ۲۰۱۳ برای "دفترچه امیدبخش" و در سال ۲۰۱۴ برای "اخاذی آمریکایی" نامزد دریافت اسکار شد که هر دوبار ناکام به خانه برگشت. او امسال با بازی در فیلم "تک تیرانداز آمریکایی" چشم‌ها را به خود خیره کرده است. بردلی کوپر همچنین یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم بوده است.

جولین مور

این هنرپیشه آمریکایی ۵۴ ساله تا کنون ۴ بار برای دریافت جایزه اسکار نامزد شده که هر بار از دریافت آن ناکام مانده است. جولین مور نخستین بار در سال ۱۹۹۸ برای فیلم "شب‌های بوگی" نامزد دریافت اسکار شد. نامزدی امسال وی به فیلم "هنوز آلیس" باز می‌گردد. جولین مور جایزه بهترین هنرپیشه زن را در مراسم امسال گلدن گلوب از آن خود کرد.

بندیکت کامبربچ

۳۸ ساله و اهل بریتانیاست. حضور درخشان در فیلم "بازی تقلید" بندیکت کامبربچ را جزو یکی از نامزدان دریافت اسکار بهترین هنرپیشه مرد نقش اصلی قرار داد. این فیلم داستان زندگی الن تورینگ، ریاضی‌دان و رمزنگار برجسته بریتانیایی را روایت می‌کند که در زمان جنگ جهانی دوم توانست پیام‌های محرمانه نیروی دریایی آلمان را رمزگشایی کند. این نخستین نامزدی اسکار برای بندیکت کامبربچ به حساب می‌آید.

ریز ویتر اسپون

هنرپیشه ۳۸ ساله آمریکایی که برای فیلم "وحشی" نامزد دریافت اسکار بهترین هنرپیشه زن شده است. او در سال ۲۰۰۶ این جایزه را برای بازی تحسین‌شده‌اش در نقش جون کارتر، خواننده و همسر جانی کش، در فیلم "Walk the Line" از آن خود کرد.

مایکل کیتون

۶۳ سال دارد و در مراسم امسال گلدن گلوب، برنده جایزه بهترین هنرپیشه مرد فیلم کمدی یا موزیکال شد. مایکل کیتون امید دارد که امسال برای بازی در فیلم "بردمن" جایزه اسکار را از آن خود کند. این برای نخستین بار است که او نامزد دریافت این جایزه معتبر سینمایی شده است. مایکل کیتون در دو فیلم ابتدایی بتمن، به نام‌های "بتمن" و "بازگشت بتمن" نقش این ابرقهرمان را بازی کرده بود.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

سرانجام "عشق" نخل طلا گرفت

شصت و پنجمين جشنواره فيلم كن هم پايان يافت. يكشنبه شب اين شهر ساحلي جنوب فرانسه بار ديگر ستاره باران شد. در جشنواره اي كه برخي از مهم ترين فيلم هاي آن درباره عشق بود نهايتا هم فيلم «عشق» به كارگرداني ميشائيل هانكه با پشت سر گذاشتن 21 رقيب نخل طلاي بهترين فيلم را گرفت. فيلم «عشق» به بحران رابطه عاطفي ميان يك زوج آهنگساز هشتاد ساله مي‌پردازد. هانکه، فیلمساز اتریشی، سال 2009 هم با فیلم «روبان سفید» كه درباره خباثت در دهکده‌ای آلمانی در آستانه آغاز جنگ جهانی اول است، جایزه نخل طلای کن را دریافت کرده بود و اين دومين باري بود كه اين جايزه معتبر را به خانه برد. هانکه سال 2001 با فیلم «معلم پیانو» برنده جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره کن شد و سال 2005 هم برای «پنهان» جایزه بهترین کارگردان این جشنواره را برد. «ویدئو بنی»، «بازی‌های بامزه»، «رمز ناشناخته» و «زمان گرگ» از دیگر ساخته‌های این فیلمساز 70 ساله است.           *وقتي ليلا حاتمي نخل طلا را اهدا كرد اما سينماي ايران با اينكه در بخش مسابقه اصلي نماينده اي نداشت اما باز هم با حضور ليلا حاتمي، ستاره سينما، درخشيد.  او با حضور در فرش قرمز اين فستيوال معتبر جهاني و رفتن روي صحنه‌ مراسم اختتاميه، جايزه بزرگ هيات داوران مسابقه را به ماتئو گارونه كارگردان فيلم «واقعیت» اهدا كرد. حاتمی که به زبان های انگلیسی، آلمانی و فرانسوی مسلط است، برخلاف اکثر بازیگران و سينماگران غیر فرانسوی حاضر در كن، بدون نياز به مترجم فرانسه روی صحنه  اختتاميه حاضر شد و به لهجه سليس فرانسوي جايزه ويژه هيات داوران را به فيلمساز برگزيده اهدا كرد. او  فيلم «آشنايي با ليلا» اولين تجربه كارگرداني  عادل يراقي را هم در بازار فيلم كن داشت. اين فيلم كه توسط شركت دريم‌لب در بازار امسال عرضه شد نوشته عباس كيارستمي و عادل يراقي است. *نتيجه يازده روز ماراتن اما پس از یازده روز ماراتن فیلم‌بینی به جز ارزشمندترين جايزه كه نصيب هانكه شد جایزه‌ی بزرگ (Grand Prix) که دومین جایزه‌ معتبر این جشنواره محسوب می‌شود، به فیلم «واقعیت» اثر «متئـــو گارونـــه» رسید. همچنین جایزه‌ بهترین کارگردانی برای فیلم «پس از تاریکی، روشنایی» به «کارلوس ریگاداس» مکزیکی تعلق گرفت. فیلم «در فراسوی تپه‌ها» ساخته‌ «کریستین مونگیـــو» رومانیایی نیز توانست با دریافت دو جایزه‌ بهترین فیلم‌نامه و نیز بهترین بازیگر زن دست پر از جشنواره بیرون آید. جایزه‌ بهترین بازیگر زن به‌طور مشترک به هر دو بازیگر این فیلم، یعنی «کریستینــا فلوتــر» و «کازمینـــا استراتــان» رسید. جایزه‌ بهترین بازیگر مرد نیز در دستان «مدز میکلســـن» برای نقش‌آفرینی در فیلم «شکار» (توماس وینتربرگ) قرار گرفت. و در نهایت جایزه‌ ویژه‌ی داوران (Special Jury Prize) به فیلم «سهم فرشتگان» ساخته‌ «کن لوچ» کهنه‌کار رسید. در بخش فیلم‌های کوتاه، نخل طلا از آن فیلم «سکوت» ساخته‌ی «ال.رزان یسیلباس»شد. عباس كيارستمي، فيلمساز سرشناس ايراني كه با فيلم «مثل يك عاشق» در بخش مسابقه اصلي شركت داشت جزو ناكامان بزرگ اين دوره بود و نتوانست هيچ جايزه اي را نصيب خود كند. * بخشی از قولی که ما به یکدیگر داديم علاوه بر انتخاب‌های هیئت داوران، حاشیه‌های مراسم اختتامیه و واکنش‌های برندگان کن 2012 هم جذابیت‌های خاص خودش را داشت. کریستین مونگیو فیلمساز رومانیایی که پیش از این برای فیلم «چهار ماه و سه هفته و سه روز»  نخل طلای کن را دریافت  کرده بود، جایزه بهترین فیلمنامه کن 2012 را هم برای فیلم « آن سوی تپه‌ها» به خود اختصاص داد. او پس از دریافت جایزه در صحبت‌های خود به واقعیت‌های نشان داده شده در فیلمش اشاره کرد: « فوق‌العاده است که اینجا کنار هم باشیم، اما نباید اجازه بدهیم که این داستان حقیقی که برگرفته از رویدادهای واقعی و زندگی مردم زجر کشیده‌است، فراموش شود. اگر ما نمی‌توانیم گذشته را بازسازی کنیم، می‌توانیم به آینده امیدوار باشیم.» جایزه بهترین بازیگر مرد را هم مدس میکلسن دانمارکی دریافت کرد. میکلسن جایزه خود را برای حضور در فیلم «شکار» از دستان گونگ لی ستاره‌ سینمای آسیای شرقی دریافت کرد و گفت: «آرزو داشتم که کاش می‌شد جایزه‌ام را توماس وینتربرگ تقسیم کنم. از تو برای آن که ما را به این عالم عشق دعوت کردی ممنونم». اما صحبت هاي کن لوچ، فيلمساز نامدار و قديمي، پس از دريافت  جایزه رنگ و بوي انتقادي داشت و طعنه اي به سياستمداران و سردمداران غرب بود. لوچ  گفت: « می‌خواهم بگویم کن بیانگر آن است که سینما فقط سرگرمی نیست، بلکه نشان می‌دهد ما چه هستیم. همچنین می‌خواهم همبستگی خودمان را با تمام کسانی که در مقابل ریاضت اقتصادی ایستادگی می‌کنند، نشان دهیم». در نهایت  ادری توتو و آدرین برودی برای اهدای نخل طلای کن امسال به میشائیل هانکه برای فیلم «عشق» روی صحنه آمدند. هانکه فیلمساز بزرگ اتریشی پس از دریافت دومین نخل طلای خود اعلام کرد که: « خیلی خوشحالم که با بازیگرانم روی این صحنه هستم، چون این باعث می‌شود که کمتر خجالت بکشم. از تمام اعضای هیئت داوران و تیری فرمو تشکر می‌کنم که فرصت حضور این فیلم را در اینجا فراهم کرد. از تمام کسانی که در ساخت این فیلم به من کمک کردند، ممنونم. از همسرم ممنونم  که در تمام این سال‌ها پشتیبان من بوده. این فیلم ترسیم گر بخشی از قولی است که ما به یکدیگر داده‌ایم. یک تشکر بزرگ هم به دو بازیگرم بدهکارم که جوهر اصلی این فیلم اند». شصت و پنجمین جشنواره کن در حالی به کار خود پایان داد که اکثر منتقدان فیلم‌های امسال کن را آثاری متوسط و پایین‌تر از حد انتظار ارزیابی کرده‌اند.

گلشیفته فراهانی: برای سینما دار و ندارم را از دست داده‌ام

آی ‌سینما: گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اول زن «آواز عقرب‌ها» سومین ساخته بلند انوپ سینگ فیلمساز هندی است. این فیلم 119 دقیقه‌ای به تازگی در هفتادمین جشنواره فیلم لوکارنو اکران جهانی شد. در این فیلم، فراهانی نقش شخصیتی به نام «نوران» را بازی می‌کند که ساکن صحرای راجستان است. او با آوازهایش شفای نیش عقرب‌ها را آموزش می‌دهد تا این‌که فاجعه‌ای زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بازیگر ایرانی مقیم فرانسه در گفت‌وگوی اخیر خود با «ورایتی» از چگونگی کنار آمدنش با زبان و فرهنگی جدید، شیوه برخوردش با نقش‌هایش و ابعاد مهاجرتش حرف زده است. - چه چیزی شما را جذب این نقش یا کارگردانش کرد؟ من انوپ را بعد از تماشای «قصه» - دومین فیلم بلند کارگردان هندی - ملاقات کردم. به نظرم یکی از شگفت‌انگیزترین انسان‌هایی است که تا امروز ملاقات کرده‌ام. او شاعر است، هنرمندی فوق‌العاده حساس و حیرت‌آور است و چیزی سحرانگیز در مورد او وجود دارد. توجه و دانش او درباره زنان کاملا باورنکردنی است. به نظرم، پیدا کردن کارگردانان مردی که زوایای عمیق ساختار ذهن زنان را درک کنند، امری نادر است. وقتی او درباره این پروژه با من صحبت کرد؛ این‌که چطور رویایی می‌بیند و بعد یک‌شبه فیلمنامه‌اش را می‌نویسد. آن‌جا بود که فهمیدم باید در این فیلم بازی کنم. - با توجه به این که قرار بود با زبان، فرهنگ و کشوری جدید مواجه شوید، آماده‌سازی برای اجرای این نقش چه‌جور تجربه‌ای برای‌تان به همراه داشت؟ من تا به حال، به هفت زبان مختلف نقش اجرا کرده‌ام. به همین خاطر، الان دیگر آشنایی با اجرای نقش به زبانی غیر از زبان مادری‌ام تجربه‌ای سرگرم‌کننده و بامزه است. ابتدا، شش ماه روی یادگیری زبان کار کردم تا بتوانم دیالوگ‌هایم را ادا کنم. یادگیری زبان چالش بسیار دشواری است، خصوصا وقتی کمال‌گرا باشید. و خودم به عنوان یک موسیقیدان، دلم می‌خواست این وجه از اجرایم بی‌نقص به نظر برسد. بعد از آن، عازم هند شدیم و من به صحرا رفتم تا مدتی را در محیط بگذارنم و با زنان آن‌جا و نحوه راه رفتن و حرف زدن‌شان آشنا شوم. تجربه‌ای خشن و سخت و در عین حال، لطیف بود. - این فیلم درباره یک آوازخوان است: می‌توانید رابطه‌تان را با موسیقی توضیح بدهید؟ به طرز خنده‌داری، موسیقی همیشه مثل سایه در تعقیب من بوده، حتی در سینما و در تمام جنبه‌های زندگی‌ام بسیار به کمکم آمده است. موسیقی به پروانه‌ای کوچک می‌ماند که از گلی به گل دیگر می‌پرد و من به دنبال کردنش ادامه می‌دهم. اگر بهشتی وجود داشته باشد، چیزی جز گل و موسیقی نخواهد بود. - وقتی بازی در نقش شخصیتی را می‌پذیرید که قرار است درد و غم و اندوه فراوانی را از سر بگذارند، چطور خودتان را از نقش جدا می‌کنید؟ گاهی اوقات می‌توانید خودتان را از شخصیت جدا کنید اما گاهی اوقات هم نمی‌توانید. ممکن است طلسم شخصیت گریبان‌گیرتان شود و شما اسیر دردی می‌شوید که متعلق به نقش است. شیوه من متد اکتینگ نیست. من شخصیت‌هایم را با خودم به خانه نمي‌برم اما احساسات و تاثرات شخصیت به درون آدم رخنه می‌کند یا گاهی به شکل بیماری خودش را در بدن آدم بروز می‌دهد. در این پروژه، فشار و آسیبی که شخصیت من از سر می‌گذراند، از درون خودم نشات می‌گرفت. آدم به عنوان یک بازیگر نیاز دارد از جهان هستی کمک بگیرد تا به دام اعتیاد و خودکشی نیافتد. بازیگر به مراقبت نیاز دارد. - فیلم‌هایی که تا امروز بازی کرده‌اید در لوکیشن‌ها و فرهنگ‌ها و به زبان‌های مختلف بوده‌اند. دلیل این انتخاب‌ها چیست؟ انگیزه من از کار کردن در سینما، انتقال این پیام است که سینما حمایت‌گر است. این‌جور فیلمنامه‌ها به دستم می‌رسد و همگی قصه‌هایی برای گفتن دارند. البته که خودم هم مشتاقم. عاشق این هستم که خودم را تا مرز محدودیت‌هایم به چالش بکشم و ببینم آیا می‌توانم از پس ناممکن‌ها بربیایم. هر چه ناممکن به نظر برسد، من باید آن را ممکن سازم. مهم‌ترین نکته این است که کاملا خودت را بسپاری و آماده باشی برای هر نقشی که بازی می‌کنی، جانت را هم فدا کنی. - چطور بین پروژه‌هایی که در سینما می‌پذیری و سایر مشغولیت‌هایت توازن ایجاد می‌کنی؟ از میانه آشوب. من در کار تعادل پیدا می‌کنم. در سختی‌های کار کردن آرامش می‌یابم. اما کعبه آمالم کاری است که انجام می‌دهم و خودم را به تمامی وقف آن کرده‌ام. من پای این کار، کشورم را از دست داده‌ام، آرامش را از دست داده‌ام، خانواده‌ام و تقریبا دار و ندارم را از دست داده‌ام.  
رامبد جوان با «مرد يك چشم» به سینما می آید نيكي كريمي چهارمين فيلم بلندش را مي‌سازد 10 ملکه میلیونر هالیوود آلن دلون، آدرین برودی و داستین هافمن در فیلمی جدید درباره قتل عام ارامنه خواهند درخشید باید بدانیم یا ندانیم؟

انتخاب سردبیر

تئاتر

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    
بادها برای ما می وزند نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند. جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند. موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود. گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد. وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد. بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود. گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم. تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟ آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند. جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند. موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید. مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.  

شب پر ستاره مازیار فلاحی

دیشب در برج میلاد شبی متفاوت بود. مازیار فلاحی خواننده ای که این روز ها خیلی طرفدار پیدا کرده است، روی سن ستاره باران برج میلاد آمد و همزمان با روز تولدش در برج میلاد کنسرتی برگزار کرد که مورد استقبال بسیار قرار گرفت.
تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود راجر واترز در هفتاد سالگی نیز می خواند حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت گروه کوبه ای هوران

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد

تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد این بار در ستون لادیزنگار، دوست خوب مان " عذرا اسماعیل زاده" ما را از یک اتفاق خوب هنری آگاه کرده است. از شما دوستان خوب نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسوم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.

گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود

ون‌گوگ، پیکاسو، نولده و مونک تنها برخی از هنرمندانی هستند که ۳۵ سال است در موزه هنرهای معاصر تهران مخفی شده‌اند. البته خودشان که نه، آثار هنری‌شان؛ شاهکارهایی که فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی که علاقه‌ی ویژه‌ای به هنر و آثار هنری داشت، در دهه‌ی ۷۰ میلادی خرید و به تهران آورد. ملکه پیشین برای نمایش آثاری بی‌مانند از هنر مدرن که حالا ایران صاحب آنها بود، دستور ساخت موزه‌ی هنرهای معاصر داد.موزه هنرهای معاصر یکی از موزه‌های شهر تهران است که در سال ۱۳۵۶ خورشیدی (۱۹۷۷ میلادی) به معماری کامران دیبا ساخته شد.این موزه شامل مهم‌ترین و جامع‌ترین مجموعه هنر غربی در قارهٔ آسیا است. ایران در دهه‌ی ۷۰ میلادی و در بحبوحه‌ی بحران‌های اقتصادی، یکی از قدرتمندترین کشورهای خریدار هنر غربی به شمار می‌آمد. کامران دیبا در فیلم مستندی که چند سال پیش از گنجینه‌ی آثار هنری مدرن در تهران تهیه شد، گفت: «ما با اینکه تنها ۴ میلیون دلار داشتیم، می‌توانستیم چنین آثاری را خریداری کنیم.»اما عمر بالیدن این مجموعه کم نظیر در ایران کوتاه بود. هنوز چند وقتی از گشایش نمایشگاه نگذشته بود که انقلاب به وقوع پیوست. تابلوها به انبار موزه منتقل شدند.تابلوهایی که ارزش آنها تا ۳ میلیارد یورو تخمین زده می‌شود قرار است پس از ۳۵ سال بیرون بیایند و به زودی در موزه‌های مشهور غرب به نمایش گذاشته شوند. بنا بر گزارش "فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ"، نمایش این آثار ابتدا در لندن، سپس در پاریس و بعد در برلین خواهد بود. به نوشته این سایت آلمانی‌زبان، در فهرستی که موزه هنرهای معاصر منتشر کرده است، نام‌های هنرمندان مشهوری از اواخر قرن ۱۹ میلادی تا دهه‌ی ۷۰ میلادی به چشم می‌خورد که آثارشان در این مجموعه است: وان‌گوگ، پیکاسو، نولده، مونک، کاندینسکی، کله، شاگال، میرو، گوگن و بیکن. عکس جکسون پولاک نقاش معاصر آمریکایی
فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی موزه هایی که نمیشناسیم ضرب المثل های آب دار در گالری سین

ادبیات

شیاطین و فرشتگان

«شیاطین و فرشتگان» اولین بخش از سه گانه دن براون است.  در دو كتاب این سه گانه مسیحیت وكاتولیك در مركز توجه نویسنده قرار دارد. «شیاطین و فرشتگان» قصه انجمن برادری اشراقیون است و داستان انتقام دیرینه آنها از كلیسا و «رمز داوینچی» قصه مسیح است و جام مقدس.

نادین گوردیمر، نویسنده پیشرو و نامدار آفریقای جنوبی درگذشت

نادین گوردیمر، نویسنده‌ای که هنر خود را به پیکار با ظلم و بی‌عدالتی اختصاص داده بود، در ۹۰ سالگی درگذشت. از این نویسنده‌ی برنده جایزه ادبی نوبل، دهها اثر ادبی علیه نظام غیرانسانی آپارتاید منتشر شده است. نادین گوردیمر فرزند خانواده‌ای از مهاجران یهودی اروپا بود که در ۲۰ نوامبر ۱۹۲۳ در افریقای جنوبی متولد شد. نادین گوردیمر ۱۵ رمان و دهها مقاله و نمایشنامه و داستان کوتاه منتشر کرده است، که تمام آنها درونمایه اجتماعی دارند و التهابات سیاسی کشور را بازتاب می‌دهند. او دهها سال از زندگی خود را به مبارزه با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی وقف کرد. رژیم آپارتاید بسیاری از آثار او را ممنوع کرده بود، هرچند این آثار در سراسر جهان منتشر می‌شد و خوانندگان بسیار داشت. او در سال ۱۹۹۱ جایزه نوبل برای ادبیات را دریافت کرد. رمان "خانواده جولای" از کارهای مهم گوردیمر است که به زبان فارسی نیز منتشر شده است. مجموعه داستان "تاراج" نادین گوردیمر در رمان آخر خود به نام "زمانه‌ای نه مثل این زمان" که در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد، از درد و رنج مردمی گفت که به رغم پایان یافتن آپارتاید، هنوز در فقر و محنت زندگی می‌کنند. نادین گوردیمر مورد احترام نلسون ماندلا و بسیاری از روشنفکران مبارز و ضدآپارتاید افریقای جنوبی بود. او در سالهای آخر زندگی به کارزار پیکار با بیماری ایدز پیوسته بود.
لیلا اعظم زنگنه، ستاره جدید ادبیات دنیا روز بهترین دوست انسان کتاب‌های الکترونیکی با موضوع جنسی تنها شبها به فروش می رسند کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! وانهاده