1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«فروشنده»، آخرین فیلم اصغر فرهادی، برای شرکت در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن در سال ۲۰۱۶ انتخاب شده است.

سایت رسمی جشنواره کن، جمعه سوم اردیبهشت اعلام کرد که «فروشنده» در بخش مسابقه این جشنواره در سال ۲۰۱۶ به نمایش در خواهد آمد.

آقای فرهادی پیش از این در سال ۲۰۱۳ توانسته بود با فیلم «گذشته»، جایزه کلیسای جهانی جشنواره فیلم کن که به بهترین فیلم درونگرای انسانی اهدا می‌شود، به دست بیاورد اما در بخش مسابقه آن توفیقی نداشت.

تاکنون تنها یک فیلم ایرانی توانسته برنده نخل طلای جشنواره فیلم کن شود؛ «طعم گیلاس»، ساخته عباس کیارستمی، در سال ۱۹۹۷ به این جایزه دست یافت.

«فروشنده» هفتمین فیلم بلند اصغر فرهادی است. ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مینا ساداتی و بابک کریمی، بازیگران اصلی آن هستند.

داستان فیلم درباره زوج جوانی است که در حال تمرین نمایشنامه «مرگ فروشنده» نوشته آرتور میلر هستند اما با نقل مکان به خانه‌ای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، تحت تاثیر فضایی قرار می‌گیرند که به خشونت در رابطه آنها منجر می‌شود.

جشنواره فیلم کن یکی از معتبرترین جشنواره‌های جهانی فیلم است که هر سال در شهر کن در جنوب فرانسه برگزار می‌شود.

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی، پیش از این توانسته با فیلم «جدایی نادر از سیمین»، جوایز اسکار و گلدن گلاب بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و نیز خرس طلایی جشنواره فیلم برلین را به دست بیاورد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

نگاهی به فیلم رگ خواب»

«رگ خواب» ساخته حمید نعمت‌الله که این روزها در اکران سینمایی اش در ایران مقبول تماشاگران بوده و فروش خوبی داشته، پنج شنبه شب، جوایز اصلی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی از جمله بهترین فیلم سال را هم به دست آورد. «بوتیک» اولین ساخته حمید نعمت‌الله، نشان از تولد یک فیلمساز مستقل جوان داشت که می‌خواهد فارغ از هیاهو به لحظه‌ها و آدم‌هایی توجه کند که کم‌تر روی پرده آمده‌اند. نعمت‌الله سال‌ها بدون جنجال به کار خود ادامه داد تا امروز که به فیلم «رگ خواب» رسیده: فیلمی‌ که بر پرده سینماهای ایران، پر سر و صداتر از قبلی‌ها به نظر می‌رسد؛ با بازی تحسین شده لیلا حاتمی( برنده جایزه جشنواره فجر) و صدای همایون شجریان که بخشی از مطرح شدن و فروش فیلم را می‌توان مدیون آن فرض گرفت. نعمت‌الله در بوتیک - به رغم شخصیت محوری گلشیفته فراهانی- دنیای مردانه‌ای خلق کرده بود که می‌شناخت(خوب هم می‌شناخت)، این بار اما در رگ خواب به دنیای زنانه‌ای پا گذاشته که خالق شخصیت‌هایش (فیلمنامه نویس) معصومه بیات، همسر اوست. از این رو از ابتدا با دنیای یک زن و مواجهه او با جهان مردانه اطرافش روبه‌رو هستیم. پرداختن به درونیات یک زن و تصویر کردن کورسوی امید بخش عشقی که خیلی زود خاموش می‌شود، شخصیت اصلی شکننده ای را روایت می‌کند که خیلی زود در برابر مشکلات از هم می‌پاشد. در واقع با آن که فیلم درباره زنان حرف می‌زند- و به شکلی به دلیل منفی بودن تمام مردانی که در فیلم می‌بینیم یا درباره آنها می‌شنویم، می‌توان آن را «ضدمرد» هم توصیف کرد؛ شاید در جست و جویی آرمانی در راستای زنان بدون مردان-در نهایت اما فیلمی ‌فمینیستی نیست و تصویری که از شخصیت اصلی ارائه می‌کند، تصویر زنی است به شدت آسیب‌پذیر و احساسی (نقطه مقابل زن قوی و با اراده مورد علاقه فمینیست‌ها) که بسیاری از مصائبی که تحمل می‌کند -به باور دنیای فیلم- از «ضعیف بودن جنس زن» نشات می‌گیرد. از سویی نگاه مردستیز فیلم در سطح می‌ماند و به عمق نمی‌رود. کامران فرشته‌ای تصویر می‌شود که خیلی زود بال‌هایش تقلبی از کار در می‌آیند، اما تصویر فرشته گون او چیزی نیست جز ساخته ذهن مینا، زنی که توانایی و جرات ارتباط با پدرش را هم ندارد و حالا، در تمام طول فیلم، با نریشنی روبرو هستیم که او برای پدرش از خودش و ذهنیاتش می‌گوید: مهمترین ضعف پرداخت فیلم که بی جهت از تصویر به کلام پناه می‌برد و در پایان به خطابه‌ای کلیشه‌ای با قول‌های او برای رودررویی قدرتمندانه‌ترش با زندگی ختم می‌شود. از طرفی سایه یک پدر بر تمام فیلم سنگینی می‌کند. اشاره‌های زن به نگاه‌های تند پدرش- و گریه او به هنگام روایت- برای شخصیت سازی مردی که ما در طول فیلم به طور مستقیم نمی‌بینیم اما بسیار درباره اش می‌شنویم، کافی نیست. از طرفی همین اشاره- که تاکید هم دارد پدر برای خاک خوردن هیچ گاه او را تنبیه هم نکرده و تنها نگاه‌های تندی داشته- برای نمایش مردسالاری مورد نظر نویسنده کافی نیست (هر پدری اگر فرزندش را در حال خاک خوردن ببیند، طبیعی است که نگاه تندی به او خواهد کرد). اما به رغم نریشن گاه مزاحم، فیلم در لحظاتی موفق می‌شود تماشاگر را با شخصیت اصلی فیلم اش همراه می‌کند. حس‌های عاشقانه زیبایی در تک نماها و تک دیالوگ‌ها نمود می‌یابد که می‌تواند نقبی باشد به درون یک زن، با همه ضعف‌ها و مشکلاتش که هنوز می‌تواند دنیا را به چشم دیگری نظاره کند و شاید به تعبیری نمی‌خواهد بزرگ شود (تاکید بر حضور مثبت/منفی «پدر» در زندگی این زن، تاکید غیرمستقیمی‌است بر حضور دنیای کودکانه دختر بچه ای که تاب پیچیدگی‌های دنیای بی رحم اطرافش را ندارد). شکنندگی او با ترس‌هایش از زندگی می‌آمیزد و با گربه‌ای نمادین بر پرده تصویر می‌شود. هرجا فیلم سعی می‌کند به کلام- غالباً نریشن- پناه ببرد از خلاقیت‌های تصویری اش فاصله می‌گیرد و هر بار تلاش دارد تنها با یک نگاه گفتنی‌هایش را با تصویر به تماشاگرش منتقل کند، بارها موفق تر است. نعمت‌الله با قاب بندی‌های دقیق و تدوین حساب شده شناخت اش را از سینما - با سابقه سال‌ها نوشتن درباره سینما- به رخ می‌کشد. بازی هر دو بازیگر اصلی نقطه قوت فیلم را رقم می‌زند، بجز صحنه ملاقات نهایی زن با کامران در رستوران؛ که هم دیالوگ‌ها و هم بازی و حتی کارگردانی به طرز غریبی اغراق آمیز است و فاصله زیادی دارد با باقی فیلم. ای کاش اما ایجاز فیلم در تصویر رابطه این زن و مرد - که در ایران امروز به طرز مضحکی «رابطه ممنوع» تلقی می‌شود و طبیعتاً فیلمساز هم نمی‌تواند به روشنی آن را به نمایش بگذارد- در باقی فیلم هم مشهود بود. نمایش رابطه این زن و مرد در سه صحنه فکر شده سینمایی خلاصه می‌شود: جایی که یکدفعه و ناخواسته صورت آنها به یکدیگر نزدیک می‌شود، جایی که مرد در حال تعویض لباسش است و زن به کمکش می‌آید؛ همین طور صبحی که زن در حال درست کردن صبحانه است و مرد روی تختخواب از خواب بیدار می‌شود.

گلشیفته بر فرش قرمز جشنواره ونیز

مرغ و خورشت آلو(Poulet aux prunes) ساخته مشترک مرجان ساتراپی و ونسان پارونو و با بازی متیو آمالریک، ایزابلا روسلینی و گلشیفته فراهانی برای اولین باردیروز، 3 سپتامبر در فستیوال ونیز به نمایش در آمد.  
مروری بر هنر در هفته ای که گذشت ۵۰ سالگی کیانو ریوز، ستاره "ماتریکس" مروری بر هنر در هفته دوم بهمن کالین فرث ایتالیایی شد نامه مريل استريپ به اصغر فرهادي: چه کسی خوب است، چه کسی بد؟

انتخاب سردبیر

تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.
" بادها به نفع کودکان می وزند " بادها برای ما می وزند "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

محسن یگانه در برج میلاد

باز هم می خواهیم سری بزنیم به سن ستاره باران سالن همایش های برج میلاد. دیشب محسن یگانه بعد از اجرای هشت کنسرت کار خود را به پایان رساند. آخرین سانس از کنسرت های او با حضور همسر وی اجرا شد.

جشنواره موسیقی زنان؛ اواخر خرداد در تالار وحدت

گروه‌های موسیقی زنان ایران در اواخر خرداد جشنواره‌ای را در تالار وحدت تهران برگزار می‌کنند. این جشنواره از حمایت معنوی وزارت فرهنگ و ارشاد برخوردار است. آخرین جشنواره موسیقی زنان ۶ سال پیش برگزار شد. خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) خبر داده که قرار است جشنواره موسیقی بانوان از ۲۴ خرداد تا دوم تیر در تالار وحدت برگزار شود. کامران همت‌پور، برگزارکننده جشنواره، ضمن اعلام این خبر گفته است، این جشنواره از حمایت معنوی پیروز ارجمند، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، برخوردار است. پیروز ارجمند از اول بهمن ماه ۱۳۹۲ به سمت مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد منصوب شده است. روزنامه شرق در شماره روز سه‌شنبه (۱۳ خرداد/ ۳ ژوئن) خود نوشته است، برگزاری جشنواره‌ای مختص زنان در حالی در تهران اتفاق می‌افتد که در شهرهای بزرگی چون اصفهان، زنان از حضور بر روی صحنه منع شده‌اند و چندین کنسرت در شهرهایی چون تبریز به دلیل حضور نوازنده زن کنسل شده است. آخرین جشنواره موسیقی زنان به نام "گل یاس" شش سال پیش در تهران برگزار شد. به نوشته شرق، از آن زمان تاکنون زنان موسیقی‌دان ایرانی حتی از شرکت در دوره‌هایی از جشنواره فجر نیز بازمانده‌اند. ملیحه سعیدی، آهنگساز، مدرس و نوازنده، برگزاری جشنواره زنان در تالار وحدت را اتفاق خوبی می‌داند که می‌تواند مستمر باشد. این موسیقی‌دان به شرق گفته است: «در این سال‌ها با توجه به نارسایی‌هایی که وجود داشت در هیچ جشنواره‌ای شرکت نکردم. اما بعد از حضور آقای مرادخانی در معاونت هنری با توجه به شناختی که از ایشان داریم متوجه تغییراتی در حوزه موسیقی هستیم و می‌توانیم امیدوار باشیم.» به گفته ملیحه سعیدی، در همه این سال‌ها هر چند جشنواره‌ای وجود نداشت، اما هیچ چیزی مانع تلاش زنان موسیقی‌دان نبود. فروش بلیط جشنواره موسیقی زنان از دو روز دیگر توسط سایت "ایران کنسرت" آغاز می‌شود. به گفته کامران همت‌پور، استقبال زنان از برگزاری این جشنواره بسیار بالا بوده و این جشنواره آنها را خوشحال کرده است. گروه "آوای مهربانی" به سرپرستی سهیلا پورگرامی، "کرشمه" به سرپرستی شیدا جاهد، "آواز ملل" به سرپرستی نسرین ناصحی و شهلا میلانی، "پریشاد" به سرپرستی پریچهر خلوتی و همچنین گروه‌های "مشتاق شیراز"، "بوی گندم"، "ستاره قطبی"، "دادمهر"، "قناری"، "دریای راز"، "چکاوک آزاد" و گروه "خنیا" به سرپرستی پری ملکی گروه‌هایی هستند که در این جشنواره حضور دارند.
ویتنی هیوستون در گذشت ایمی واینهاوس، خواننده بیست و هفت ساله بریتانیایی درگذشت تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود پشت ستاره ها/ لاله پورکریم رامین جوادی، آهنگساز سریالهای بازی تاج وتخت و وست ورلد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

موزه هایی که نمیشناسیم

ما اما زیاد اهل موزه رفتن نیستیم، این را لازم نیست آمارها بگویند یا قیاسها تایید کنند، خودمان بهتر میدانیم که در طول یکسال چندبار ممکن است به دیدار موزه ای برویم یا تماشای موزه های شهرمان در برنامه های فرهنگی-تفریحی مان جا داشته باشد. این در حالیست که به واسطه تاریخ چند هزارساله سرزمینمان و تنوع آب و هوایی و تعدد اقوامی که در ایران زندگی میکنند، موزه های ما در سراسر کشور گنجینه های شگفت انگیز، زیبا، قیمتی و غرور آفرینند که تماشایشان دست کم احساس خوبی به بیننده میدهد. 28  اردیبهشت روز جهانی موزه هاست؛ به این بهانه پیشنهاد میکنیم این دو موزه متفاوت و بسیار تماشایی را در تهران ببینید. غار موزه وزیری غارموزه چیز عجیبی است، هم طبیعت است و هم هنر. چشم انداز جانانه ایست. مخصوصا که هنرمند خالق آن همانجا کنارتان باشد و بی وقفه به کار خلق آثار جدید. غار موزه‌ وزيري در شمال پايتخت، در كنار راه لواسان به سمت روستاي كندعليا، بخشي از ديواره رشته کوههای البرز را به خود اختصاص داده است. از هوای مطبوع و چشم انداز بکر آن که عبور کنید به دروازه ای چوبی میرسید که به غار موزه راهنمایی تان میکند. شما اگر طرفدار گردشگری طبیعی باشید یا هوادار تماشای موزه ها یا دوستدار میراث فرهنگی، غار موزه وزیری مقصدی دیدنی برای شماست. وقت تماشای ان هم میشود کنار اتش افروخته گرم شوید ، هم در فضای باز چای و نسکافه بخورید و هم بروید بالای خانه درختی که استاد در محوطه حیاط غارموزه ساخته و از ان بالا منظره ای کوهستانی را ببینید که جای دیگری ندیده اید. شما از دهان یک شیر که در آستانه دیواره کوه ساخته شده وارد غار میشوید، غاری که نه به دست طبیعت که با دست های ناصر هوشمند وزیری، استاد مجسمه ساز ساخته شده. دهليزهاي اين غار موزه از ميان سنگ سخت گرانيت البرز، عشق به فرهنگ ايران را در دل خود جا داده است. او در شيب كوه، غاراش را با دهليزهايي 40متري وسعت بخشيده است. پس از وارد شدن به درون غار موزه مجسمه های چوبی ، گچی ، سیمانی ، سنگی و فلزی را میبینید. مجسمه هایی  از شخصیت های بزرگ و اسطوره ای ایران و مجسمه های از حیوانات که به دست استاد ساخته شده  در درون غار به چشم می خورد. در این مجموعه چکیده ای از آثار مجسمه سازی را میبینید که در سراسر ایران اثری از سرانگشتان هنرمند او خلق شده. وزیری برای قلعه فلك‌الافلاك نزديك به 50 مجسمه براساس فولكلور منطقه با لباس‌هاي محلي ، براي موزه رختشورخانه زنجان، در پارك جمشیدیه، پارک ملت، پارك ساعي، پارك براجين قزوين، پرديسان تهران، عسلويه، ماهشهر و موزه‌هاي تاريخ طبيعي، مجسمه های زیادی ساخته است و از تمام کارهایش دست کم نمونه ای کوچک در این مجموعه  موجود است. ازجمله چیزهای عجیبی که در این مجموعه میبینید، تعدادی توالت فرنگی مستعمل است که تبدیل به صندلی های مناسبی برای نشستن در فضای باز غارموزه شده است. بخش بزرگی از کلکسیون افتابه های وزیری هم اینجاست. علاوه بر اینها مجسمه ها و دیواره هایی است که با قوطی های نوشابه و آب میوه ها و بطری های دور انداخته شده در حاشیه جاده هی ایران ساخته است. عمارت احتسابیه، موزه مقدم درخیابان امام خمینی ، کمی که از خیابان شیخ هادی گذر میکنید و کمی پیش از آنکه به خیابان ولیعصر برسید، سمت راستتان عمارت با شکوه و مجللی است که روی کاشی نصب شده بر سردرش نوشته شده:  "موزه مقدم" اما قدیم تر ها به نام عمارت احتسابیه میشناختندش؛ یعنی زمانی که احتساب الملک در آن زندگی میکرده. این موزه اگرچه یک خانه قجریست اما با تمام آنچه تا به حال به عنوان خانه های تاریخی در تهران یا هر شهر دیگری دیده اید متفاوت است؛ دقیق ترش این است که نسبت به همه خانه های مشابهش یک شاهکاواقعی به شمار میرود. صاحب اصلی این خانه، احتساب الملک ، فرزند حاجب الدوله بوده است؛ همان که فرمان قتل امیرکبیر را به کاشان رساند و در حمام فین اجرا کرد. از بازی روزگار اما نواده قاتل امیرکبیر -دکتر محسن مقدم- میشود مردی به غایت هنرمند و فرهنگ دوست که به نوعی پدر علم باستانشناسی ایران محسوب میشود و پیش از مرگ، عمارت آبا و اجدادیش را وقف دانشگاه تهران میکند که با تمام مجموعه ها و آثار و عتیقه هایی که در آن جمع کرده به صورت موزه ای در تملک دانشگاه تهران بماند تا به این ترتیب نواده قاتل امیرکبیر بواسطه علاقه وافرش به دانشگاه تهران و با هدف بهره‌مندي اساتيدو دانشجويان از این گنجینه تاریخی، پایش را بگذارد چای پای آن مرد شریف که دارالفنونی که در تهران ساخت سنگ بنای آموزش عالی در ایران شد. این خانه اعیانی دوران قاجار، سه حیاط بیرونی، اندرونی و سرایداری دارد. یک برج به عمارت بیرونی، در زمان مرحوم دکتر مقدم اضافه شده و گلخانه بسیار زیبایی با کاشی کاریهای مجلل در حیاط بیرونی میبینید. حقیقت این است که دیدنی های این موزه آنقدر زیاد و متنوع است که  نمیشود همه آنها را نوشت. برای تماشای این عمارت، وقت کم نگذارید. از آنجا که وقت تماشای این موزه در یک مجموعه دانشگاهی هستید، راهنما ها مشتاقانه گوشه و کنار این خانه را که عده ای معتقدند گرانترین خانه دنیاست، در فضایی چند هزار متری به شما نشان میدهند. موزه مقدم  تنها یک خانه تاریخی نیست، گنجینه ایست از انچه در دوران قاجار در کاخها و خانه های مجلل موجود بوده که استاد محسن مقدم هر گاه امکان خریدن انها و اضافه کردنشان به بخش های مختلف خانه موجود بوده است، آنها را خریده تا هم اثاری مثل کاشی ها سنگ تراشی ها ، نقاشی ها و... که از بناهای اصلی جدا شده بودند حفظ شود و هم این خانه تبدیل شود به گنجینه ای از معماری و تزیینات داخلی دوره قاجار، چه در انواع ایرانی اش و چه در شکل و شمایل فرنگی که آنزمان تازه پایش به ایران باز شده بود.

نمایشگاه لباس و زیورآلات

اگر قصد خرید مانتو، تی شرت، زیورآلات طلا و نقره و چرمی را دارید به این نمایشگاه سر بزنید.
نگارخانه سین – گشایش قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان نمایشگاه عکس رضا میلانی گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

ادبیات

عشق افلاطونی

حدود ۲۴۰۰ سال پیش، فیلسوف معروف افلاطون، در کتابی با عنوان « سمپوزیوم» به شکل زیرکانه ایی تعریف های متعدد عشق را در کنار هم قرار داد. او ماجرایی را در یک پارتی مشروبخوری تصور کرد که در آن ۷ صاحبنظر معروف یونان جمع می شوند که بنوشند و موسیقی گوش دهند و هر کدام شان به نوبت در باره عشق نظر دهند.   افلاطون از این طریق، توانست  به شکل جذابی، نظرات فلسفی اش را به صورت گفتگوی ۷ متفکر یونانی که ترکیبی از شاعر، قاضی، فیلسوف، نمایشنامه نویس و یک فرمانده نظامی بوده اند شرح دهد. یکی از بامزه ترن بخش های این کتاب فلسفی، سخنرانی است که افلاطون برای یکی از شخصیت  های درون کتابش یعنی اریستوفان تنظیم کرده است. اریستوفان ضمن پوزش از جمع مهمانان، به آنها هشدار می دهد که تعریف او از عشق کمی عجیب و غریب است. او می گوید انسان اولیه مثل دوقلوهای به هم چسبیده ایی بودند با دو سر و چهار دست و چهار پا و بقیه اعضایی که دو بدن می توانند داشته باشند …  آنها موجودات قدرتمندی بودند که سوار درشکه های تیزتک می شدند و خلاصه اینکه توانمندی های شان، باعث وحشت خدایان نیز شده بود.. زئوس، خدای خدایان، احساس خوبی نسبت به این انسان اولیه نداشت و برای اینکه درس عبرت ابدی به آنها بدهد دستور می دهد آنها را دو شقه کنند. اما طوری که هر کدام شان قسمت بریده شده همدیگر را ببینند. تا یادشان بماند که هیچوقت نافرمانی نکنند. زئوس حتی تهدید کرده بود که بعدا حتما، با اولین بهانه ای که به دست بیاورد، انسان نصفه شده را دوباره دو تکه کند. اگر این اتفاق می افتاد انسانها ناگزیر می شدند روی یک پا، لی لی کنند. زئوس، البته بعدها دلش به رحم می آید و دستور می دهد اجزای بدن انسان دو شقه شده و بویژه آلت تناسلی شان در جای درست قرار بگیرد تا بتوانند با هم سکس داشته باشند و حیات شان ادامه یابد. اریستافون همه این تصور غیرعادی و کمابیش مضحک را شرح می دهد تا به تعریف عشق برسد. به نظر او، انسانها همواره به دنبال بخش زخم خورده که از بدن شان جدا شده خواهند بود. به تعبیری دقیقتر، انسان برای این عاشق می شود که نیمه جدا شده اش را بیابد. افلاطون با نوشتن این سخنرانی زیبا، در حقیقت نوعی از فلسفهِ روابط انسانی را عنوان می کند که ۲۴۰۰ سال بعد از او یعنی در دوره معاصر، تبدیل به  جستجوی زنان و مردان برای یافتن «نیمه گمشده» گشته است. این نیاز عاطفی بشر، همان نیمه مکمل ما است که با عنوان «عشق افلاطونی» نیز یاد می کنیم.  

دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری

  ۲۰۰ سال از مرگ مارکی دو ساد می گذرد؛ نویسنده و فیلسوف فرانسوی که منادی بی بند و باری، لجام گسیختگی و آزادی مطلق جنسی بود و به خاطر ایده های غیر متعارف و جسورانه اش که برخلاف قوانین اخلاقی و اجتماعی و مذهبی جامعه فرانسه قرن هجدهم بود. مارکی آلفونز فرانسوا دو ساد در ۱۲ ژوئن ۱۷۴۰؛ در خانواده ای اشرافی در فرانسه به دنیا آمد. ساد، زندگی جنجالی و پرماجرایی داشت و بارها به اتهام لواط، ارتباط با روسپی‌ها و تجاوز و آزار جنسی زنان، کفرگویی و توهین به مذهب، دستگیر و زندانی شد و دو بار نیز به اعدام با گیوتین محکوم شد اما هر دو بار از زندان گریخت. ساد مجموعا سی سال از عمرش را در زندان گذراند و سرانجام در دوم دسامبر ۱۸۱۴ در تیمارستان شارنتون در حومۀ پاریس درگذشت. ساد، بیشتر رمان ها و نوشته های فلسفی و ادبی اش را در درون زندان و یا تیمارستان شارنتون نوشت. داستان‌ها و نوشته‌های او مدت‌ها اجازه انتشار نداشت اگرچه اغلب آنها از جمله "کشیش و مرد محتضر"، " ژوستین"، " فلسفه اتاق خواب"، "ژولیت"، " بدبختی های فضیلت" و "جنایت های عشق" در فاصله بین سال های ۱۷۸۲ تا ۱۸۰۰ به طور مخفیانه در فرانسه منتشر شد. بارها به زندان افتاد، تا پای گیوتین رفت و سی سال از عمرش را در زندان های مختلف گذارند و سرانجام در تیمارستان/زندان شارنتون درگذشت. به همین مناسبت، موزه دورسه پاریس، نمایشگاهی از نوشته ها، نقاشی ها و فیلم هایی ترتیب داده که بر مبنای ایده های ویرانگر مارکی دو ساد خلق شده اند. در این نمایشگاه که از روز ۱۳ نوامبر با عنوان "ساد: حمله به خورشید" برپا شده و تا ۲۵ ژانویه ادامه دارد، چالش ساد و پیروان او در هنر و ادبیات با مذهب، اخلاق، قراردادهای اجتماعی، مرزها و محدودیت ها و امیال جنسی افسارگسیختۀ آدمی به نمایش گذاشته شده است. گریز از قانون و قراردادهای اجتماعی، یورش به مذهب، اخلاق و پاک‌دامنی و هواداری از هرزگی و لذت جنسی و بی اعتقادی به عشق، مهمترین ویژگی های تفکر ساد و آثار سادومازوخیستی اوست که در کتاب هایی چون "فلسفه در اتاق خواب"، "ژوستین"، "داستان ژولیت"، نمایشنامۀ "مکالمهٔ کشیش و مرد محتضر" و "۱۲۰ روز سودوم" بازتاب یافته است. ساد یکی از تاثیرگذارترین چهره های فلسفی، هنری و ادبی اواخر قرن هیجدهم بود که دامنۀ تاثیر او به ادبیات و هنر قرن نوزدهم و بیستم نیز کشیده شده است. جنون، صراحت، بی پروایی و لجام گسیختگی ساد برای بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و متفکران جهان از گیوم آپولینر و پیکاسو و رودن گرفته تا فروید، آدورنو، لاکان، بونوئل، پازولینی و سوزان سونتاگ، جذاب و الهام بخش بود. بازدید از این نمایشگاه به خاطر برخی تصاویر خشن، اروتیک و پورنوگرافیک آن برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است. پوستر نمایشگاه، تابلویی است از فرانتس فون اشتوک، هنرمند سمبولیست آلمانی است با عنوان "جودیت و هولوفرن" که در سال ۱۹۲۷ بر مبنای یک افسانۀ معروف عهد عتیق خلق شده است. در این تابلو، جودیت برهنه با شمشیر بر بالین هولوفرن جنگجو که در خواب است، ایستاده و می خواهد سر او را از تن جدا کند. انی لو برون، نویسندۀ کتاب "ساد: یک ورطۀ ناگهانی" که مسئولیت برگزاری این نمایشگاه را به عهده دارد، دربارۀ اهداف این نمایشگاه به بی‌بی‌سی می گوید: " این نمایشگاه تاثیر انقلابی نوشته های ساد را هدف قرار داده است. یکی از اهداف این نمایشگاه، این است که ضمن معرفی تاثیر ساد و اندیشه های او در دوران معاصر، جایگاه و اهمیت او در قرن های هیجدهم و نوزدهم و حساسیت شدید او به عصرش را نیز نشان دهد، حساسیتی که باعث طرد و لعنت ساد و اندیشه هایش از طرف جامعه شد." تم های اصلی نمایشگاه، درنده خویی میل انسان، انحراف جنسی، افراط، و تخیلات و هوس های هولناک و عجیب غریب ساد است که در کارهای هنرمندانی چون گویا، رودن، انگر، پیکاسو، ماکس ارنست، هانری ماسون و من ری منعکس شد است. به گفتۀ خانم لو برن، "نمایشگاه ساد نشان می دهد که چگونه هنرمندی مثل ساد توانست با طرح ایده هایی انقلابی و شجاعانه در زمینه سکس و بدن انسان، اخلاق و مذهب، این جرات را به هنرمندان و نویسندگان پس از خود ببخشد که آزادانه و بی پروا درباره موضوع هایی حرف بزنند که پیش از ساد امکان پذیر نبود." گی کوژه وال، مدیر موزه دورسه نیز در مورد اهمیت این نمایشگاه می گوید: "این نمایشگاه، تکریم تاریخ هنر است و سعی ما این بوده که با نگاهی منصفانه، به عمق آثار ساد و اندیشه هایش نفوذ کنیم. پیامی که امروز به واسطۀ این نمایشگاه عمیق و پرشکوه به ما می رسد، تصویری از زندگی و تاثیر ساد بر هنر، ادبیات و اندیشه انسانی است." با گشت و گذاری در این نمایشگاه و از خلال آثار ارائه شده، به دامنۀ عظیم و گستردۀ تاثیر ساد بر ادبیات، سینما و هنرهای تجسمی در طول بیش از دو قرن پی می بریم. سینمای سادیستی ورودی نمایشگاه ساد، اتاق تاریکی است که از آن مونیتورهای بزرگی آویزان شده که هر کدام کلیپ هایی از فیلم هایی را که با الهام از آثار مارکی دوساد ساخته شده اند و یا درونمایه سادوماژوخیستی دارند، نشان می دهند. فیلم هایی که برای نمایش در این نمایشگاه انتخاب شده اند، بیانگر تاثیرپذیری یا تلاش فیلمسازان مختلف از سراسر جهان از اسپانیا گرفته تا بریتانیا و ژاپن برای ورود به دنیای ساد و بهتصور کشیدن اندیشه های ویران کنندۀ اوست.   عکس: دستنوشته یکی از کتابهای دوساد
جشن کتاب تهران در فرهنگسرای مدرسه کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! شوهر من وانهاده شیاطین و فرشتگان