1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«فروشنده»، آخرین فیلم اصغر فرهادی، برای شرکت در بخش مسابقه جشنواره فیلم کن در سال ۲۰۱۶ انتخاب شده است.

سایت رسمی جشنواره کن، جمعه سوم اردیبهشت اعلام کرد که «فروشنده» در بخش مسابقه این جشنواره در سال ۲۰۱۶ به نمایش در خواهد آمد.

آقای فرهادی پیش از این در سال ۲۰۱۳ توانسته بود با فیلم «گذشته»، جایزه کلیسای جهانی جشنواره فیلم کن که به بهترین فیلم درونگرای انسانی اهدا می‌شود، به دست بیاورد اما در بخش مسابقه آن توفیقی نداشت.

تاکنون تنها یک فیلم ایرانی توانسته برنده نخل طلای جشنواره فیلم کن شود؛ «طعم گیلاس»، ساخته عباس کیارستمی، در سال ۱۹۹۷ به این جایزه دست یافت.

«فروشنده» هفتمین فیلم بلند اصغر فرهادی است. ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مینا ساداتی و بابک کریمی، بازیگران اصلی آن هستند.

داستان فیلم درباره زوج جوانی است که در حال تمرین نمایشنامه «مرگ فروشنده» نوشته آرتور میلر هستند اما با نقل مکان به خانه‌ای که پیشتر زنی به نام آهو در آن ساکن بود، تحت تاثیر فضایی قرار می‌گیرند که به خشونت در رابطه آنها منجر می‌شود.

جشنواره فیلم کن یکی از معتبرترین جشنواره‌های جهانی فیلم است که هر سال در شهر کن در جنوب فرانسه برگزار می‌شود.

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی، پیش از این توانسته با فیلم «جدایی نادر از سیمین»، جوایز اسکار و گلدن گلاب بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و نیز خرس طلایی جشنواره فیلم برلین را به دست بیاورد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

لا لا لند جوایز گلدن گلاب را درو کرد

فیلم «لالا لند» ساخته دیمین شزل در هفتادوچهارمین دوره گلدن گلوب موفق شد با هفت جایزه رکورد جدیدی در کسب بیشترین جوایز دوره‌های گلدن گلوب را به‌دست آورد. فیلم «فروشنده» اصغر فرهادی بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان جایزه‌ای دریافت نکرد. «اگر چنین سنتی هستی، چگونه می‌خواهی یک انقلابی بشوی؟» این سئوالی است که از پیانیست قدیمی جاز سباستین (با بازی رایان گاسلینگ) در فیلم «لا لا لند» پرسیده می‌شود. این جمله را می‌توان به‌عنوان مونولوگ کارگردان فیلم نیز فهمید: دیمین شزل، یک موسیقیدان جاز آماتور، ۳۱ سال سن بیشتر ندارد اما در حال حاضر هالیوود را مفتون خود کرده است. فیلم موزیکال دیمین شزل در مورد یک آهنگساز و یک بازیگر جوان است که به لس‌آنجلس می‌روند تا بخت خود را در هالیوود بیازمایند. «لا لا لند» موفق شد با جوایز بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه (دیمین شزل)، بهترین فیلم موزیکال، بهترین بازیگر زن موزیکال (اما استون)، بهترین بازیگر مرد موزیکال (رایان گاسلینگ)، بهترین موسیقی و بهترین ترانه، بیشترین جوایز را از آن خود کند و رکورد جدیدی از خود به جای بگذارد. فیلم «مهتاب» ساخته بری جنکینز که در شش زمینه کاندیدای جایزه شده بود و انجمن‌های مختلف منتقدان سینما از آن تقدیر کرده بودند، تنها موفق شد جایزه بهترین فیلم درام را از آن خود کند. «مهتاب» بر اساس نمایشنامه «در مهتاب پسران سیاه آبی به‌نظر می‌رسند» اثر تارل آلوین مکرنی ساخته شده و دومین فیلم بری جنکینز است. این فیلم سه دوران مختلف زندگی مرد جوان سیاه‌پوستی را نشان می‌دهد که با تمایلات متفاوت جنسی، فشار ناشی از تحصیل و خانواده‌ از هم پاشیده در پی یافتن جایگاه خود در جهان است. فیلمی درباره زندگی در فقر، سیاه‌پوستی، همجنس‌گرایی، و اولین بوسه‌ها و روابط عاطفی. جایزه بهترین بازیگر زن نقش درام به ایزابل هوپر، بازیگر فرانسوی به‌خاطر بازی در فیلم «او»، ساخته پل ورهوفن، کارگردان هلندی رسید. «او» یک فیلم روان‌شناسانه است که در آن زن تاجری به نام میشل، با بازی ایزابل هوپر، در خانه‌اش توسط ضاربی ناشناس مورد تجاوز قرار می‌گیرد. پل ورهوفن موفق شد با همین فیلم جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان را از آن خود کند. بدین ترتیب اصغر فرهادی، کارگردان فیلم «فروشنده»، رقیب «او»، دست خالی از مراسم گلدن گلوب بازگشت. اصغر فرهادی با فیلم «جدایی نادر از سیمین» در سال ۲۰۱۲، جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان شصت‌ونهمین دوره گلدن گلوب را دریافت کرده و به نخستین فیلمساز ایرانی تبدیل شده بود که این جایزه را دریافت می‌کند. جایزه بهترین بازیگر مرد درام به کیسی افلک به‌خاطر ایفای نقش در فیلم «منچستر کنار دریا» رسید. این فیلم درباره مرد جوانی به نام لی چندلر (کیسی افلک) است که پس از مرگ برادر بزرگترش مجبور می شود تا سرپرستی پسر برادرش را برعهده بگیرد و به همین منظور به شهر زادگاه خود بازمی‌گردد. کارگردانی و فیلمنامه «منچستر کنار دریا» کار کنت لانرگن است که هنرمند مطرحی در سینما به‌شمار می‌رود. در بخش بازیگران مکمل، ویولا دیویس، برای بازی در فیلم «حصارها» ساخته دنزل واشنگتن، بازیگر نامدار سینما برنده جایزه بهترین بازیگر مکمل زن شد. «حصار» بر اساس نمایشنامه‌ آگوست ویلسون ساخته شده که برنده جایزه پولیتزر شده بود. خود دنزل واشنگتن در این فیلم ایفای نقش می‌کند و برای بازی در این فیلم نیز کاندیدای جایزه بهترین بازیگر مرد درام بود. جایزه بهترین بازیگر مرد مکمل به آرون تیلور جانسن بازیگر فیلم «حیوانات شبانه»، ساخته تام فورد، از معروف‌ترین طراحان مد آمریکا، رسید. جایزه بهترین انیمیشن بلند به «زوتوپیا» و جایزه بهترین سریال تلویزیونی درام به سریال «تاج» رسید. مریل استریپ، بازیگر آمریکایی برنده سه جایزه اسکار و هشت جایزه گلدن گلوب نیز جایزه یک عمر دستاورد هنری «سیل بی.دمیل» را دریافت کرد.

رامبد جوان با «مرد يك چشم» به سینما می آید

رامبد جوان فیلم سینمایی «مرد یک چشم» را به زودی کلید می‌زند. اين بازیگر و کارگردان سینما  كه اخيرا با برنامه "گپ"، حسابي خبرساز شده، درباره فعالیت جدیدش گفته است: «از مدتی پیش تعدادی طرح سینمایی توسط افراد مختلف در حال نگارش هستند، که قرار است امسال ساخت یکی از آنها را شروع کنیم. فیلمنامه‌ای که احتمال ساختش برایم بیشتر است، یک کمدی اجتماعی به نام "مرد یک چشم" است که محمود طالبیان مشغول نوشتن آن است». اين كارگردان در آخرين ساخته خود با برنامه "گپ" روي آنتن شبكه آي فيلم رفته بود كه اين برنامه بعد از پخش اولين قسمت قطع شد و عوامل آن  تنها دلیل پخش نشدن دومين قسمت این مجموعه را آماده نبودن دوبله عربی عنوان كردند البته بعدها  این مشکل برطرف شده و پنج شنبه گذشته «گپ» طبق روال ساعت 22 و 30 دقیقه روی آنتن شبکهifilm رفت. این چهارمین فعالیت سینمایی رامبد جوان در مقام کارگردان بعد از "اسپاگتی در هشت دقیقه"، "پسرآدم، دختر حوا" و "ورود آقایان ممنوع" است. البته علاوه بر سوابق سينمايي او کارگردانی چهار مجموعه تلویزیونی به نامهای گمگشته و نشانی و مسافران و توطئه فامیلی را به عهده داشته‌است که مجموعه نشانی ایام نوروز ۸۷ از شبکه دو سیما پخش و مجموعه گمگشته نیز در ماه رمضان سال ۱۳۸۰ از سیما پخش شد و با استقبال تماشاگران روبرو شد.
حضور پر رنگ فیلمهای ایرانی در جشنواره فیلم ونیز امسال مروری بر هنر در هفته سوم شهریور مروری بر دنیای هنر «بن كینگزلی» در نقش ابوعلی سینا هنر در هفته پایانی آبان ماه

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد بادها برای ما می وزند برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

بیانسه رکورد نامزدی در گرمی را شکست

با اعلام نامزدهای دریافت جایزه گرمی، «بیانسه» توانست دست به یک رکوردشکنی بزند و هم‌چنین «سام اسمیت» خواننده جوان بریتانیایی با شش رشته در صدر بایستد. نامزدهای اولیه جایزه گرمی ۲۰۱۵ را روز جمعه ۱۵ آذر، فرل ویلیامز و اد شیران به صورت زنده در یک برنا

جورج مایکل؛ فراز و نشیب یک ستاره

مرگ جورج، مایکل ستاره موسیقی پاپ در روز کریسمس و در سن ۵۳ سالگی هواداران او را در سرتاسر جهان در شوک فرو برد. جورج مایکل در دهه ۸۰ میلادی کار خود را با گروه وَم شروع کرد و به شهرت رسید اما در سال‌های بعد به تنهایی به فعالیت هنری خود ادامه داد و توانست بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه از آثارش را به فروش برساند. گئورگیوس کیریاکوس پانایوتو که بعدها نام جورج مایکل را برای خود انتخاب کرد، در ژوئن ۱۹۶۳ از پدری از مهاجران یونانی قبرس و مادری انگلیسی در شمال لندن به دنیا آمده بود. او همراه با ریجلی، هم‌کلاسی‌اش در دبیرستان، در اوایل دهه ۱۹۸۰ با گروه دو نفره وم ( Wham) وارد عرصه موسیقی حرفه‌ای شدند. این گروه که در سال‌های بین ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۶ فعالیت داشت، ترانه‌های عرضه کردند که تعدادی از آنها به پروفروش‌ترین ترانه‌های دهه ۱۹۸۰ تبدیل شد. بیدارم کن و آخرین کریسمس، دو ترانه مشهور این گروه بودند که هفته‌ها صدرنشین جدول پروفروش‌های برتانیا و حتی آمریکا بودند. یکی پرفروش‌ترین‌ ترانه‌های این دهه نجوای بی‌پروا (Careless Whisper) بود که با آنکه اجرایی انفرادی از جورج مایکل بود اما در شناسنامه آن آمده که با همکاری ریجلی ساخته شده است. مایکل پس از جدایی از گروه وم فعالیت انفرادی خود را ادامه داد. هر چند یکی-دو دهه آخر عمرش کم‌کارتر از گذشته بود. آلبوم Faith نخستین اثر مستقل او پس از جدایی‌اش از اندرو ریجلی بود که در ۱۹۸۹ به بازار آمد که بیش از ۲۵ میلیون نسخه از آن فروخته شد. مایکل برای این آلبوم جایزه گرمی آلبوم سال را گرفت. این دومین جایزه گرمی مایکل بود و پس از آن فقط پنج بار دیگر نامزد جایزه شد. بسیاری از کارشناسان موسیقی او را مهمترین خواننده بریتانیایی موسیقی پاپ در دهه ۱۹۸۰ می‌دانند که در کنار مایکل جکسون، مدونا و پرینس یکی از ستون‌های اصلی این گونه از موسیقی را در آن دهه بود. در فیلم مستند زندگی جورج مایکل در سال ۲۰۰۵ با عنوان داستانی متفاوت، جورج مایکل اذعان کرد که کوشیده موفقیت‌های خود را به پای موفقیت های مایکل جکسون و مدونا برساند. اما پس از موفقیت های طلایی در دهه ۹۰، زندگی و تصویر جورج مایکل جنجال برانگیز و پرحاشیه شد. جورج مایکل در سال ۱۹۹۳ پس از درگذشت انسلمو فلپا معشوق همجنس‌گرایش به علت ابتلا به بیماری ایدز، ضربه روحی شدیدی خورد. او در سال ۱۹۹۴ تلاش کرد همه قراردادهای خود با شرکت سونی را فسخ کند چون آن را \"برده‌داری حرفه‌ای\" می‌نامید. شرکت سونی را متهم کرد که برای آلبوم \"بی تعصب گوش کن\" به خوبی بازاریابی نکرده است. جورج مایکل در دادگاه شکست خورد و مجبور شد به تعهدات خود در قبال سونی عمل کند و دو آهنگ دیگر برای این شرکت ضبط کند. پس از آن، جورج مایکل با شرکت دریم ورکز قرارداد بست و آلبوم بعدی خود را در سال ۲۰۰۵ به نام پیرتر (Older) منتشر کرد. فروش این آلبوم در آمریکا به یک میلیون نسخه هم نرسید. جورج مایکل در سال ۱۹۹۷ مادر خود را در اثر ابتلا به سرطان از دست داد و سال بعد، به دلیل انجام عمل جنسی در یک مکان عمومی در لس آنجلس بازداشت شد. پس از آن بود که جورج مایکل رسما اعلام کرد که همجنسگراست. او نخستین بار در ۱۹ سالگی به اندرو ریجلی گفته بود که به هر دوجنس گرایش دارد. او ماجرای دستگیری خود را در سال ۱۹۹۸ در ویدیوی تک آهنگ بیرون (Outside) بازسازی و هجو کرد. این تک آهنگ در جدول آهنگ های محبوب در بریتانیا تا رتبه چهارم بالا آمد. جورج مایکل در ماه ژوئیه ۲۰۱۰ به جرم رانندگی پس از استفاده از مواد مخدر به تحمل هشت هفته زندان محکوم شد. او پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود، به دلیل خوش‌رفتاری از امکان آزادی مشروط برخوردار شد. چند باری دیگر پیش از آن به دلیل همراه داشتن مواد مخدر یا رانندگی پس از مصرف مواد مخدر دستگیر شده بود. مایکل در اختتامیه المپیک ۲۰۱۲ لندن آهنگ تازه‌ای از خود را اجرا کرد که بسیاری گفتند او از فرصت استفاده کرده تا کار تازه‌اش را تبلیغ کند. او در آن مراسم ترانه \"نور سفید\" (The white light) را اجرا کرد که درباره تجربه نزدیک شدنش به مرگ است.
گنجشک کوچولو گروه دارکوب می کوبد یک ایرانی در گروه آرکایو جرج مایکل درگذشت هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

اولین موزه زیر آب جهان

در این موزه خارق العاده زیر آبی از ماشین بیتل VW پوشیده شده از جلبک های دریایی گرفته تا مجسمه های مرجانی میتوانید دیدن کنید. بنیان گذار این موزه عکاس بریتانیایی به نام جیسون تیلور است که برای اولین بار در جهان این نوع موزه را تاسیس کرده است. وی کارهای خود را از مواد تشکیل دهنده ای ساخته است که مانع از رشد گیاهان دریایی نخواهد شد و آن ها را کف اقیانوس مناطق ذکر شده قرار داده است. "بی ثباتی"، عمق 5 متری، گرانادا "ماشین بیتل VW"، عمق 9 متری، مکزیک "تکامل خاموش "، عمق 8 متری، مکزیک "مرد مقدس"، عمق 4 متری، مکزیک "مرد آتش"عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، گرانادا

نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

نمایشگاه گروهی هنرمندان معاصر کشور با عنوان آفرینش 16 دی ماه در نگارخانه موسسه فرهنگی اکو افتتاح شد و تا 27 دی ماه پذیرای علاقمندان خواهد بود.
هنر در عصر دیجیتال را کجا بیابیم؟ فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری نمایشگاه لباس و زیورآلات نقاشی های واقعی

ادبیات

وانهاده

"وانهاده"، داستانی است از سیمون دوبوار که روایت کننده بخشی از زندگی یک زن است. مضمون این داستان تنهایی، شکست، خیانت و وانهاده شدن زنی است که تا آخر داستان میل به یافتن حقیقت را حفظ می کند.

آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید

پنجشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۲ رأس ساعت ۱۳ آکادمی نوبل اعلام کرد که جایزه نوبل ادبی به آلیس مونرو تعلق می‌گیرد. آکادمی نوبل از این نویسنده ۸۲ ساله کانادایی به عنوان استاد داستان کوتاه یاد کرد.منتقدان سبک داستان‌نویسی آلیس مونرو، شیوایی و سادگی داستان‌های او و واقع‌گرایی‌اش را ستوده‌اند. مونرو با وجود آنکه انواع جوایز ادبی، از جمله جایزه من‌بوکر را به‌دست آورده، همواره تأکید کرده که داستان کوتاه، در نظر دیگران یک نوع نازل ادبی به‌شمار می‌آید. اکنون امید می‌رود که با تقدیر آکادمی نوبل از او، داستان‌کوتاه در جهان جدی‌تر در نظر گرفته شود. یکی از مهم‌ترین موضوعات در داستان‌های آلیس مونرو آزادی زنان و رابطه مادران با دخترانشان است. در گفت‌و‌گویی که می‌خوانید خانم مونرو با نگاهی به زندگی خودش به عنوان یک زن آزادیخواه به پرسش‌هایی در زمینه آزادی زنان و تاوانی که آنها برای به‌دست آوردن آزادی‌شان می‌پردازند، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید رابطه زناشوئی نه تنها راهکاری‌ست برای گریز از مرگ بلکه نظم جامعه مدرن را هم به هم می‌زند. چرا به داستان کوتاه علاقه دارید؟ در سال‌های دهه ۱۹۵۰ که شروع کردم به داستان‌نویسی، من هم مثل هر زن دیگری خانه‌دار بودم. همسرم بیرون از خانه کار می‌کرد و من هم می‌بایست کارهای خانه را انجام دهم. برای همین اصلاً وقت نداشتم. اگر داستان کوتاه نوشتم، فقط به این خاطر بود. فکر می‌کنم نویسندگان زن هم‌نسل من هم بیش و کم همین وضع را داشتند. آنها ناگزیر بودند که از کارهایی بزنند تا وقت پیدا کنند برای نوشتن. زندگی روزانه شما در آن زمان چطور می‌گذشت؟ وقتی بچه‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتند، همه بدون استثناء، چه می‌خواستند چه نمی‌خواستند می‌بایست سر ساعت مشخصی بخوابند. به این شکل، یکی دو ساعتی می‌توانستم بدون مزاحمت کارم را بکنم. اما وقتی مدرسه رفتند، بهتر شد. سه ساعتی، هر روز وقت داشتم که بنویسم. اگر داستانی را دست می‌گرفتم، سررشته کارها در خانه از دستم می‌رفت. مثلاً سیب‌زمینی پوست می‌گرفتم و در همان حال جمله‌ای به ذهنم می‌آمد. سیب‌زمینی‌ها را می‌گذاشتم به حال خودش و می‌رفتم دوباره سراغ داستان. پیش می‌آمد که غذا ته بگیرد یا سیب‌زمینی‌ها بسوزند. من هیچوقت اتاق کار نداشتم. الان هم حتی پشت یک میز کوچک در نشیمن می‌نشینم و می‌نویسم. چرا؟ الان، خب، عادت کرده‌ام. اما علتش این است که من زمانی به داستان‌نویسی روی آوردم که نویسندگی شغل مناسبی برای زنان به‌شمار نمی‌آمد. این مردان بودند که می‌توانستند نویسنده باشند و با جسم و جانشان هم می‌نوشتند. گمان می‌بردند رسالتی دارند و هیچ کار دیگری جز نوشتن نمی‌کردند. برای همین هم دفتر و دستکی داشتند برای خودشان. اما زن‌ها به قصد تفنن می‌نوشتند؛ و اغلب هم پنهان از چشم دیگران. گمانم تا همین امروز هم، شیوه کارم به عنوان یک زن نویسنده با مردان نویسنده فرق دارد. چه فرقی دارد؟ حتی الان هم وقتی قلم به‌دست می‌گیرم که داستانی بنویسم، لابلای آن کارهای دیگر هم حتماً باید انجام بدهم. وگرنه نمی‌توانم روی موضوع متمرکز بشوم. هنوز هم خانه‌داری می‌کنم و یا دست‌کم احساس وظیفه می‌کنم نسبت به امور خانه. هرچند که من و شوهرم کارها را با هم انجام می‌دهیم. شوهرم دست‌پخت خیلی خوبی دارد. اما من می‌دانم که زباله‌ها را کی باید برد گذاشت جلوی در و چی کم داریم و چی باید خرید. نویسندگان مرد اینجوری زندگی نمی‌کنند. چند وقت پیش مصاحبه‌ای را می‌خواندم با ویلیام ترور که خیلی هم به نوشته‌هایش علاقه دارم. این گفت‌و‌گو در منزل ترور انجام می‌شود. وسط‌های گفت‌و‌گو خانم ترور با ساندویچ و چای وارد نشیمن می‌شود و از آنها پذیرایی می‌کند. من هم‌زمان هم خانم ترور بودم و هم آقای ترور. شما ظاهراً به شهرت علاقه‌ای ندارید. کمتر با رسانه‌ها گفت‌و‌گو می‌کنید و از محافل ادبی دوری می‌کنید. چرا؟ نمی‌دانم. شاید زن‌ها یاد نگرفته‌اند که با شهرت و هیاهوهایش کنار بیایند. اطمینان دارم که گوته نویسنده محجوب و خجلت‌زده‌ای نبود. بگذارید ماجرایی را برایتان تعریف کنم: به کنگره‌ای دعوت شده بودم در نیویورک. گونتر گراس هم آمده بود و عده زیادی از زنان و دختران او را همراهی می‌کردند. به نظرم رفتارش عجیب بود. نشسته بود روی یک کاناپه و زن‌ها هم دورش را گرفته بودند. اگر می‌خواست با کسی صحبت کند، خودش نمی‌رفت پیش او، بلکه یکی از آن زن‌های دور و برش را به نمایندگی از خودش می‌فرستاد که حرفش را به آن شخص انتقال دهد. گراس نویسنده خوبی است. اما من از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر می‌تواند این وضع را تحمل کند. اگر مردها می‌توانند این شکلی رفتار کنند، علتش این است که از روز اول انتظارات دیگری از زندگی دارند. سال‌هاست که نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه نوبل ادبی مطرح است. نوبل را به یادم نیاورید. واقعاً وحشتناک بود. در سال ۲۰۰۴ ناشرم به من گفت احتمال زیادی هست که این جایزه را به‌دست بیاورم. من البته امیدی نداشتم، اما هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی برنده نوبل ادبی را در آن سال می‌خواستند معرفی کنند، از صبح ساعت پنج گوش به زنگ تلفن بودم. می‌دانستم اگر برنده نوبل بشوم، نیم ساعتی حداقل، از خوشبختی به مرز جنون می‌رسم و بعدش هم به خودم می‌گویم عجب رنجی را تحمل کردم. گفته‌اید می‌ترسید از شما بیش از توانایی‌هاتان انتظار داشته باشند. چرا؟ به‌خاطر تربیت و پیشینه فرهنگی‌ام است. من از یک خانواده اسکاتلندی کالوینیست هستم که دو نسل پیش از من به کانادا مهاجرت کردند. کالوینیسم بر آن است که خوشبختی انسان بسیار زودگذر است و نباید به آن دل بست. از همه بیشتر می‌بایست به ستایش دیگران بدبین بود، چون همواره این احتمال وجود دارد که انسان ارزش آن ستایش‌ها را نداشته باشد، چون در هر حال گناهکار است. اگر در مدرسه نمره خوبی می‌آوردم، در خانه خجلت‌زده بودم. فروتنی، سخت‌کوشی و خداترسی ملاک بود. من در اصل در قرن نوزدهم پرورش پیدا کرده‌ام. پس شما در واقع پیشگام هستید. اجداد من پیشگام بودند که به سرزمین جدیدی مهاجرت کردند. من  پیشگام چی هستم؟ شما هم می‌بایست راهی پیدا می‌کردید که از قرن نوزدهم خودتان را به قرن بیستم برسانید و خود را برهانید از نقشی که برای زن در نظر گرفته بودند. شما به راه استقلال رفتید، پیش از آنکه اندیشه استقلال زن حتی مطرح باشد. اگر اینطور پیشاهنگ را تعریف کنیم. بله. حق با شماست. من همیشه کاری را کردم که دوست می‌داشتم و من می‌خواستم دو کار را حتماً انجام بدهم: با مردی ازدواج کنم که عاشقانه دوستش می‌دارم و داستان‌نویس باشم و وقتی فهمیدم این دو با هم ناسازگارند، تسلیم نشدم و ادامه دادم. شما جوان بودید که ازدواج کردید. زود بچه‌دار شدید و بعد از ۲۲ سال زندگی زناشویی هم از همسر اولتان جدا شدید. در آن زمان همه دخترها در بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند. وقتی من طلاق گرفتم، همه اطرافیانم داشتند از هم جدا می‌شدند. در آن زمان سردرگمی و تنش غریبی بین دو جنس وجود داشت. در داستان‌های شما یک ماجرا همیشه تکرار می‌شود: زن جوانی به سنت‌ها و عرف پشت می‌کند و آزادی‌اش را به‌دست می‌آورد. این داستان، داستان زندگی من است. آیا شما فمینیست هستید؟ من یک نویسنده فمینیست نیستم. اما در زندگی خصوصی‌ام بسیار هم فمینیستم. اما نه از آنها که پلاکارد به‌دست می‌گیرند و در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند. هیچگونه علاقه‌ای به مضامین سیاسی ندارم. من اگر فمینیست هستم فقط به این دلیل که به سرگذشت زنان علاقمندم. یکی دیگر از موضوعات مهم در داستان‌های شما درگیری بین مادران و دخترانشان است. رابطه مادران و دختران برای من مهم است، به این دلیل که رابطه آنها سرشار است از نفرت و عشق، تبعیت از مادر و تلاش برای به استقلال رسیدن از او. تاریخ ادبیات پر است از آثاری درباره پدران و پسران. من تلاش می‌کنم داستان‌هایی بنویسم درباره وداع دختران از مادرشان.
جلسات حافظ شناسی در فرهنگسرای ملل داستانک: عاشق دا یعنی مادر نامه های عاشقانه فروغ شازده کوچولو