1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

شهری در ایتالیا که جد پدری رابرت دنیرو، ستاره مشهور هالیوود در آنجا زندگی می‌کرد گفته است که آماده است تا با \"دستانی گشادهاز این هنرپیشه استقبال کند.

رابرت دنیرو که شهروندی آمریکا و ایتالیا را دارد، پیشتر گفته بود در صورتی که دونالد ترامپ به ریاست‌جمهوری برسد به شهرک فراتسانو در استان کامپوباسو نقل مکان خواهد کرد.

آقای دنیرو پس از اعلام نتایج انتخابات و پیروزی دونالد ترامپ به شوخی گفته است حتمالا به فراتسانو خواهد رفت.

او گفته است گزینه مشت زدن به آقای ترامپ دیگر روی میز نیست.

رابرت دنیرو گفته استاو (ترامپ) اکنون رئیس‌جمهور است و من باید به این جایگاه احترام بگذارم.

آنتونیو چریو، شهردار این شهر کوچک به رسانه‌های محلی گفته است ما آماده استقبال از او با دستانی گشاده هستیم.

پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری، آقای دنیرو در ویدیویی که برای تشویق مردم به رای دادن ضبط شد، با حمله به دونالد ترامپ گفت: میخواهد با مشت به صورت دونالد ترامپ بکوبد

اجداد آقای دنیرو در سال ۱۸۹۰ از ایتالیا مهاجرت کردند.

آقای چریو گفته استاگر پس از ناامیدی ناشی از انتخاب ترامپ، او (دنیرو) می‌خواهد به اینجا پناهنده شود، ما از او استقبال می‌کنیم.

او گفته است این باعث افتخار ما خواهد بود

جمعیت فراتسانو بالغ بر سه هزار نفر می‌شود.

رابرت دنیرو تا کنون دو بار برنده جایزه اسکارشده است. یک بار به خاطر بازی در قسمت دوم فیلم پدرخوانده (۱۹۷۴) به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و بار دوم به دلیل ایفای نقش یک قهرمان بوکس در فیلم گاو خشمگین (محصول ۱۹۸۰) به کارگردانی مارتین اسکورسیزی.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

هنر در هفته پایانی آبان ماه

این هفته نیز به روال هفته های قبل هنر را در  ایران و جهان  بررشی می کنیم. این هفته آخرین اخبار کنسرت های داخلی، فیلم در حال ساخت عباس کیارستمی، رونمایی از پوستر یک فیلم هالیوودی،اخبار آخرین فیلم تارانتینو و اخباری دیگر ما را همراهی کنید.

مروری بر هنر در هفته سوم دی ماه

در سومین هفته دی ماه به روال هر هفته مروری داریم بر هنر در هفته ای که گذشت. در این هفته با ما همراه باشید تا با جدیدترین اخبار سینما و موسیقی ایران و جهان آشنا شوید. این هفته خبرهایی از انحلال خانه سینما، درخشش دیگرباره جدایی نادر از سیمین در یک جشنواره بین المللی، اخباری از پروانه نمایش نارنجی پوش مهرجویی و ..... خواهید خواند.
طاهر رحیم بازیگر مرد تازه‌ترین فیلم اصغر فرهادی شد هنر در هفته ای که گذشت ستارگان هالیوود و خوانندگان معروف بدون آرایش مروری بر هنر در هفته اول بهمن ماه مروری بر هنر در هفته ای که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

چکناواریان در تالار وحدت

ارکستر مجلسی ارمنستان به رهبری لوریس چکناواریان  از 19 خرداد به مدت یک هفته از ساعت 21 در تالار وحدت به صحنه خواهد رفت. بلیت­های کنسرت ارکستر مجلسی ارمنستان که از شنبه 7 خرداد، از طریق سایت بنیاد رودکی، گیشه تالار وحدت و گیشه پردیس سینما آزادی به فروش می­رسید، به دلیل استقبال کم نظیر علاقمندان و به منظور رفاه حال مخاطبان این برنامه از طریق سایت سی گذر به نشانی www.sigozar.com  و مراکز فروش بلیت تابعه این سایت نیز عرضه خواهد شد.

شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران

شهرداد روحانی رهبری مهمان ارکستر سمفونیک تهران را برای اجرای کنسرت در تیرماه سال جاری بر عهده می‌گیرد.
ادل/ Adele Laurie Blue Adkins هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم «سال تا سال» گروه پالت، با سال نو گروه کوبه ای هوران کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

نمایشگاه «بیرون از کادر» با محوریت نمایش عکس‌هایی از چشم‌اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی‌های زیست‌محیطی و نقش افراد جامعه در این امور در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. تعدادی از عکس‌های این نمایشگاه را ببینید. نمایشگاه مشترک فرید ثانی و امیر حسین مددی با عنوان بیرون از کادر خرداد 1392 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. امیر ثانی در باره عکسهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه می گوید: در این نمایشگاه 18 عکس در قالب 6 مجموعه به نمایش گذارده شده است که در مدت 4 تا 5 سال از اقصی نقاط ایران ثبت شده است. با توجه به مساحت و وسعت کشور ایران می توان گفت این مجموعه حاصل بیش از 50000 کیلومتر سفر زمینی است. فرید ثانی دیگر عکاس این مجموعه نیز به دویچه وله می‌گوید: «در این نمایشگاه سعی کردیم با قرار دادن عکس‌هایمان از چشم اندازهای زیبای ایران در کنار اخبار منتشر شده در رسانه‌ها از تهدیدها و تخریب‌های همان مناطق ، توجه مخاطب را به نداشتن این زیبایی‌ها در آینده نه چندان دور جلب کنیم». این نمایشگاه با محوریت و نمایش عکس هایی از چشم اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی های زیست محیطی و نقش افراد جامعه در این امور برگزار شد.

باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی

هم اکنون کافه گالری ایرانشهر،میزبان نمایشگاه نقاشی مجسمه گیزلا وارگا و یاسمین سینایی است. این نمایشگاه، شنبه 15 بهمن ماه نمایشگاه افتتاح شده و اختتامیه آن 30 بهمن خواهد بود.
سهراب سپهری رکورد شکست نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون نمایشگاه نقاشی پونه جعفری نژاد اولین موزه زیر آب جهان نمایشگاه لباس و زیورآلات

ادبیات

ماجرای اسارت سعدی در سرزمین بیگانه

سعدی را به زنجیر بسته بودند و مانند بردگان با او رفتار می‌کردند. آن‌ قدر وضعیت او و سایر بردگان اسفناک بود که دل هر تازه‌واردی را در شهر «طرابلس» (در لبنان امروزی) به درد می‌آورد. از همان شروع اسارت در سال 1227 میلادی توسط صلیبیون سعدی هفت سال عمرش را در همین وضعیت به سر ‌برد. به گزارش ایسنا، ماهنامه «سرزمین‌ من» در ادامه نوشت: «گر چه در آن زمان همه‌ سرزمین‌های اسلامی به دست «صلاح‌الدین ایوبی» آزاد شده بود اما هنوز بخش‌های کوچکی در سواحل شرقی مدیترانه از جمله طرابلس طعم آزادی را نچشیده بودند. این سرزمین‌های کوچک هر کدام سهم سرداری صلیبی شده بودند تا روزنه‌ امیدی باشند برای فئودال‌ها در فتح دوباره‌ همه‌ی اراضی امپراتوری. قرعه‌ لبنان به «ریموند کنت تولوز» - فاتح بخش شمالی لبنان - رسیده بود. وقتی سربازان صلیبی شیخ مصلح‌الدین سعدی را با صدها اسیر مسلمان و یهودی از «عکا» - در سرزمین‌های اشغالی امروز - به آنجا بردند، ریموند که هنوز نتوانسته بود دژ طرابلس را که حصاری مستحکم داشت، به دست بیاورد، این بردگان را وادار کرد تا کار کندن خندق در بیرون استحکامات نظامی شهر طرابلس را انجام دهند. سعدی هم به کار کندن خندق مشغول شد. بگذارید کمی به عقب‌تر برویم و ببینیم سعدی چرا اسیر شده بود و اصلا در عکا چه می‌کرد؟ سعدی در باب دوم گلستان سعدی با نام «در اخلاق درویشان» این ماجرا را این‌ طور شرح می‌دهد: ماجرایی که الزاما به معنای روایت درست تاریخی نیست و حکایتی است از این شاعر و نویسنده‌ ایرانی. «از صحبت یاران دمشقم ملالتی پدید آمده بود، سر در بیابان قدس نهادم و با حیوانات انس گرفتم تا وقتی که اسیر فرنگ شدم.» این‌ طور که معلوم است، او به سمت اورشلیم در حرکت بوده، چون بر اساس آخرین اخباری که از جنگ‌های صلیبی پیشین در ذهن داشت، تصور می‌کرد اورشلیم در دست مسلمانان باشد. ظاهراً سعدی نمی‌دانست که صلیبیون پیمان صلح «سن فرانچسکو ۱۲۲۱» را نقض کرده و دوباره به سرزمین‌های مقدس حمله کرده‌اند. آنها در جنگ ششم صلیبی بر بخش‌های زیادی از منطقه‌ اورشلیم، یعنی نواری بین اورشلیم و عکا حکومت می‌کردند و مسلمانان فقط «قبه‌الصخری» و مسجدالاقصی را در اختیار داشتند. سعدی بی‌خبر وارد متصرفات صلیبیون شده بود که توسط آنها به اسارت درآمد. در آن مقطع رسم بود که هر مسلمان و یهودی می‌توانست با پرداخت «سربها» افراد آزادشده‌ خود را به سرزمین‌های اسلامی برساند اما سعدی چون آه در بساط نداشت، ناچار بود مدت زمان مدیدی در خندق طرابلس برای لایروبی کار کند. البته مسلمانان توانگر هم به سرزمین‌های تحت تصرف صلیبیون می‌آمدند و مسلمانان اسیر شده را آزاد می‌کردند. در سفرنامه‌ ناصرخسرو آمده: «از مراتب لطف و احسان خدای تعالی بر اسیران در این شهرهای فرنگی شام این است که هر یک از شاهان و دولتمندان مسلمان، خاتونان و توانگران در این صفحات شام بخشی از مال خود را به آزاد کردن اسیران مغربی اختصاص می‌دهد.» یکی از همین توانگران مسلمان که از حاکمان حلب بود و از قضا سعدی را هم می‌شناخت، با دیدن او بسیار تعجب کرد. او سعدی را به ۱۰دینار فدیه خریداری و آزاد کرد و با خود به حلب برد و پیشنهاد داد که سعدی با دخترش ازدواج کند. شیخ شیراز نیز دختر حاکم حلب را که ۱۰۰دینار کابینش بود، به همسری برگزید. همسری که به تعبیر خود سعدی «بدخوی و ستیزه‌روی و نافرمان بود. زبان درازی کردن گرفت و عیش مرا منغّص داشتن. باری زبان به تَعَنّت دراز کرده همی گفت: تو آن نیستی که پدر من تو را از فرنگ بازخرید؟» سعدی هم جواب داده: «بلی من آنم که به ده دینار از قید فرنگم بازخرید و به صد دینار به دست تو گرفتار کرد.» سعدی سرانجام راهی جز این نمی‌بیند که عطای این زندگی را به لقایش ببخشد و به شیراز بازگردد.» عکس موضوعی و از ابیات عاشقانه استاد سخن زبان فارسی، سعدی می باشد

خسته از زنان پخمه و مردان رذل

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟ در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند. خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.” اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد. “داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.” در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟” او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵) این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است. تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟ پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود. خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد. آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟ به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم. در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.   .
شوهر من فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد 20 سفرنامه معاصر ایرانی باب دیلن جایزه نوبل را قبول کرد افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها