1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اخیرا بحث بر سر چگونگی اجرای صحنه‌ای از فیلم آخرین تانگو در پاریس جنجال آفرین شده است. این سکانسی است که در آن شخصیتی که نقشش را مارلون براندو بازی می‌کند به دختر جوانی که تازه با او در پاریس آشنا شده (با بازی ماریا اشنایدر) تجاوز می‌کند.

در ویدئویی از سال ۲۰۱۳ که در روزهای اخیر دوباره مطرح و خبرساز شده، برناردو برتولوچی، کارگردان فیلم، اعتراف می‌کند که قبلاً جزییات این صحنه و این که چه چیز واقعاً قرار است اتفاق بیافتد را به بازیگر فیلم (که در آن موقع نوزده سال داشت، در حالی که براندو از او سی سال بزرگ‌تر بود) اطلاع نداده بود تا به آن شوک، شرم و انزجاری دست یابد که از این صحنه و بازی اشنایدر نیاز داشته است.

با این که خبر تازه نیست و خود اشنایدر در سال های پس از تولید فیلم در سال ۱۹۷۲ به آن اشاره کرده بود، اما این بار واکنش‌ها به آن تندتر از همیشه بوده است.

واکنش‌ها، به خصوص از سوی زنان، به این مصاحبه با برتولوچی به شکل قابل انتظاری خشمگینانه است و این سوال اساسی را پیش می‌آورد که تا کجا می‌شود به اسم هنر پیش رفت و بدیهیات اخلاقی و انسانی را نادیده گرفت؟

نمونه‌های زیر شاید بتوانند نشان دهند که فیلم‌های مشهوری که از این خط قرمزها فراتر رفته و در آن کارگردان‌ها، بازیگران را در موقعیت‌هایی غیرقابل قبول قرار داده‌اند اندک نیستند. سؤال این است که آیا می‌شود به بهانه لذت بیننده یا خلق اثری واقعی و تأثیرگذار چنین روش‌هایی را به کار گرفت؟

گاهی وقت‌ها تکرار دوباره و چندباره یک صحنه توسط یک کارگردان کمال‌گرا می‌تواند به طور مشخص شکل شکنجه پیدا کند.

استنلی کوبریک برای وسواسش به برداشت‌های متعدد مشهور بود و بدتر از همه گاهی وقت‌ها این برداشت‌های متعدد را در ثبت سکانس‌‌هایی به کار می‌برد که حتی یک برداشت از آن‌ها هم آسان نبود.

به عنوان مثال در صحنه دلخراش ورود به زور به خانه و تجاوز به یک زن در پرتغال کوکی، کوبریک آنقدر این برداشت را تکرار کرد که بازیگر زن فیلم نه تنها صحنه فیلمبرداری، بلکه کل فیلم را برای همیشه ترک کرد. وقتی بازیگر تازه‌ای استخدام شد، او هم همین مشکل را با تعدد برداشت‌ها داشت و بعدها از روش کار کوبریک انتقاد کرد.

به گفتۀ جک نیکلسون در مستندی دربارۀ کوبریک، شلی دووال، همبازی زن او در تلألو یک صحنه را به دستور کوبریک ۱۲۷ بار تکرار کرد و فشار عصبی روی او چنان زیاد بود که موهایش در طول ساخت فیلم شروع به ریختن کرد.

آیا در صحنه‌ای که قرار است شخصیت‌ها ترسیده باشند می‌شود بازیگرها را واقعاً ترساند؟

در سکانس مشهوری از فیلم بیگانه، ساختۀ ریدلی اسکات، که همه سرنشینان سفینه فضایی که تقریباً تمام تیم بازیگران را تشکیل می‌دهد، دور جان هرت بیمار که روی تخت خوابیده جمع شده‌اند و ناگهان هیولا از قفسه سینه او بیرون می‌زند. این شوک ناگهانی، که با مقادیر متنابهی خون مصنوعی و مواد لزج جهنده دیگر همراه بود، قبلاً به بازیگران فیلم گفته نشده بود و همه را میخکوب کرد.

وقتی خون مصنوعی روی صورت یکی از بازیگران به نام ورونیکا کارت‌رایت ریخت، او همانجا بیهوش شد.

روش مشابهی باعث شوک جیسن میلر، بازیگر نقش کشیش جوان در جن‌گیر شد، وقتی به او گفته نشده بود که دختر بچه جن زده در فیلم قرار است مایعی سبز را که با پمپ مکانیکی خارج می‌شد مستقیماً روی صورت او بالا بیاورد.

مرد بد خانه دوست کجاست

ترساندن بازیگر می‌تواند پشت دوربین هم اتفاق بیافتد، مثل صحنه کلاس درس در خانه دوست کجاست که در آن، به گفته کیومرث پوراحمد که در زمان ساخت فیلم دستیار عباس کیارستمی بود، برای درآوردن اشک پسربچه‌ای که در کلاس به خاطر ننوشتن مشق‌هایش مواخذه شده و گریه می‌کند او را ترسانده‌اند.

پوراحمد در کتاب وقایع‌نگاری این فیلم نوشته است برای آنکه گریه بازیگر کودک را در آورد مرد بد می‌شود و برای او خط و نشان\\\" می‌کشد و با داد و هوار او را شماتت و تهدید می‌کند و عکسی که عکاس فیلم از کودک گرفته را پاره می‌کند، پسربچه مضطرب می‌شود و نهایتا به گریه می‌افتد و دوربین این لحظه را ثبت می‌کند.

او می‌نویسد پس از فیلمبرداری به او شیرینی و اسباب بازی می‌دهد و عکاس چند عکس او می‌گیرد. پوراحمد می نویسد لابد این پسربچه بعدا عکسهایش را در مجله‌ها می‌بیند و \\\"به ماجرایی که به گریه کردنش منجر شد، می‌خندد\\\".

با آن‌که طبق قوانین ممیزی ، هر شکل از تماس فیزیکی مرد و زن در سینمای ایران ممنوع است، اما یک استثناء بزرگ برای نقض این قانون وجود دارد و آن صحنه‌های معمولاً نادری است که در آن بازیگر مرد به بازیگر زن یا برعکس سیلی می‌زند.

اما این قرارداد سینمایی به خودی خود مسئله‌دار، وقتی مسئله‌دارتر می‌شود که مثل فیلم هامون، ساختۀ داریوش مهرجویی، بازیگر زن (بیتا فرهی) خبر ندارد بازیگر مرد (خسرو شکیبایی) قرار است واقعا به او سیلی بزند. پنهان کردن واقعیت از بازیگر به بهانه طبیعی‌تر کردن صحنه توجیه شده است.

مهرجویی در گفت‌وگویی درباره این صحنه گفته است: بهترین کار این بود که به بیتا فرهی نگوییم که خسرو می‌خواهد بزندش چون ناخودآگاه گارد می‌گرفت و این روی بازی‌اش اثر می‌گذاشت. این را به خسرو گفتم و توضیح دادم که یک سیلی بیشتر نیست دیگر، حالا بعدا خودمان یک جوری توجیه‌اش می‌کنیم. این پلان را در یک برداشت گرفتیم و بعدش دیدم خسرو رفته یک گوشه و دارد زار زار گریه می‌کند، از بس که وجدانش ناراحت شده بود و بیتا هم همین قدر شوکه بود.

او در کتاب مهرجویی: کارنامه چهل ساله گفته است: پلان خیلی خوب از آب در آمد. البته من ته دلم بابت این حقه‌بازی شرمگین بودم ولی چاره‌ای نبود. جبر هنر خِرَم را گرفته بود! اگر بیتا خبر داشت قرار است سیلی بخورد محال بود بتواند این حیرت و جا خوردن را در بازی‌اش به این خوبی اجرا کند.\\\"

مایکل کورتیز، کارگردان هالیوودی بر خلاف طبع رومانتیک بعضی از فیلم‌هایش مثل \\\"کازابلانکا\\\"، آدمی دیکتاتورمآب بود و به حداکثر واقع‌نمایی در فیلم‌هایش اصرار داشت. این اصرار در ساخت فیلم کشتی نوح باعث شد تا سه سیاهی لشکر غرق شوند، یک نفر پایش را از دست بدهد و تعداد زیادی جراحت‌های جدی بردارند.

گاهی وقت‌ها ضعف‌های نظارتی و امنیتی باعث چنین مرگ‌های ناخواسته‌ای می‌شود که مشهورترین نمونه‌اش کشته شده براندون لی، پسر بروس لی، توسط گلوله‌ای واقعی (که قرار بود تیر مشقی باشد) در فیلم \"کلاغ بود.

آزار دنباله‌دار

سوء‌استفاده از بازیگران، خارج از زمان فیلمبرداری چیز تازه‌ای نیست. کارگردانانی بوده‌اند که قدرت مطلق خود را خارج از چارچوب ساخت فیلم اعمال کرده‌اند، به خصوص کارگردانان مرد در ارتباط با بازیگران زن فیلم.

یکی از بدنام‌ترین نمونه‌ها رابطه بین آلفرد هیچکاک با تیپی هدرن، بازیگر زن فیلم‌های پرندگان و مارنی، بود که سال‌ها موضوع شایعات، جنجال و حتی یک فیلم تلویزیونی قرار گرفت.

هدرن در کتاب زندگینامه‌اش که ماه گذشته منتشر شد، ادعا می‌کند که هیچکاک کاملاً بر زندگی او تسلط پیدا کرده و به او پیشنهادهای جنسی داده بود. با گفتۀ هدرن، هیچکاک حتی سکانس حمله پرندگان به او در اتاقک زیرشیروانی را با پرندگان واقعی فیلم‌برداری کرده است. به علاوه\"استاد دلهره آدم‌هایی را استخدام کرده بود تا هر حرکت هدرن در زندگی خصوصی را تحت نظر گرفته و به او گزارش بدهند.

این ادعاها به شدت توسط کسانی که هیچکاک را از نزدیک می‌شناخته و یا با او کار کرده‌اند رد شده، اما شاید زنگ خطری باشد برای درک این حقیقت تلخ که بعضی فیلمسازان فکر می‌کنند که اجازۀ کارگردانی زندگی خصوصی، بدن و هویت بازیگرانشان را هم دارند.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

مروری بر هنر در هفته سوم مرداد

به روال هر پنجشنبه، هنر ایران و جهان را در هفته ای که گذشت مرور می کنیم. اخبار را از دنیای ستارگان آغاز می کنیم. جایی که جاستین بیبر جوان برای جلب محبت دوست دختر خواننده اش دست به هر کاری می زند، از سوی دیگر اخباری از مثلث عاطفی معروف یعنی برنجلینا و جنیفر آنیستون می خوانید. همچنین از آخرین خبر پس از مرگ امی واینهاوس می توانید در اینجا مطلع شوید. برای دوستداران خانم هدیه تهرانی خبر خوش نقش آفرینی ایشان در یکی از محصولات سینمایی کشور و همچنین مروری به کنسرت اخیر خانم غانم در شیراز داریم. متاسفانه این هفته از خبر فوت یکی از بازیگران جوان کشور مان، خانم فرانک میری بر اثر عارضه قلبی مطلع شدیم که باینوسیله درگذشت این استعداد جوان را به خانواده وی و جامعه هنری کشور تسلیت می گوییم و در آخر امیدواریم آقای علی کشاورز با بازیابی سلامتی شان دوباره ما را به لذت دیدن حضورشان در سینما، تئاتر و تلویزیون مهمان کنند.

رابین ویلیامز، کمدین و هنرپیشه آمریکایی درگذشت

رابین ویلیامز، یکی از موفق ترین هنرپیشگان و کمدین های آمریکایی در ۶۳ سالگی درگذشت. رابین ویلیامز فیلم های بسیاری بازی کرده که از جمله آنها می توان به "صبح بخیر ویتنام"، "خانم داتفایر" "انجمن شاعران مرده" و "گود ویل هانتینگ" اشاره کرد. او برای بازی در این آخری جایزه اسکار گرفت. پلیس کالیفرنیا احتمال می دهد که او خودکشی کرده باشد. پلیس می گوید که حوالی ظهر به وقت محلی، نیروهای اورژانس به خانه او رفتند و جسد بی جان او را یافتند. رابین ویلیامز پیشتر درباره اعتیادش به الکل و مواد مخدر آزادنه صحبت کرده بود. او در ماه ژوئیه برای آنچه که خودش "خرده کاری" می نامید به یک مرکز ترک اعتیاد رفته بود. پلیس گفته آنچه به نظر می رسد این است که آقای ویلیامز از خفگی مرده است. اما اظهار نظر دقیق در این خصوص را به بعد موکول کرد که گزارش پزشکی قانونی منتشر شود. رابین ویلیامز، متولد سال 1951 میلادی در شهر شیکاگو بود. در دوره دبیرستان وارد گروه تئاتر شد و برای یادگیری تئاتر به مدرسه معتبر جولیارد در نیویورک رفت. یکی از معلم هایش او را تشویق کرد تا بخت خود را در کمدی بیازماید. نخستین بار او در یک مجموعه تلویزیونی در سالهای 70 میلادی به نام "مورک و میندی" درخشید. او نقش یک آدم فضایی عجیب را در آن سریال بازی می کرد. او در کنار بازی در فیلم های سینمایی در تمام سال های فعالیتش روی صحنه هم برنامه های کمدی اجرا می کرد.
نامزدهای دریافت اسکار بهترین هنرپیشه زن و مرد هنر در هفته سوم بهمن ماه قانون جدید اسکار به دلیل گاف اسکار ۲۰۱۷ رنگ زیبای سینمای بالیوود «قول»؛ شهره آغداشلو و «نسل‌کشی» ارامنه

انتخاب سردبیر

تئاتر

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.
بادها برای ما می وزند " بادها به نفع کودکان می وزند " تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند

کارن همایونفر و رضا یزدانی، آلبومی سینمایی منتشر میکنند   دو نفر از اهالی موسیقی که هر دو دلبستگی خاصی به سینما دارند، قرار است با هم همکاری کنند. رضا یزدانی و کارن هامیونفر، هر دو با اینکه از اهالی موسیقی به شمار می روند اما سابقه سینمایی هم دارند. کارن همایونفر که موسیقی های زیادی برای فیلم های خوب سینمای ایران ساخته و از طرفی در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» رضا کاهانی هم بازی کرده. رضا یزدانی هم که هم سابقه بازیگری در فیلم ها را دارد و هم خوانندگی برای سینما. حالا این دو نفر قصد دارند آلبومی مشترک را منتشر کنند. رضا یزدانی، خارج از سیر معمول فعالیت‌های موسیقایی‌اش، آلبوم متفاوتی را با کارن‌همایونفر در حال کار کردن است: «در حال حاضر دو آلبوم را در دست ساخت دارم که اولی در ادامه‌ آلبوم‌های قبلی‌ام و با گروه خودم است و دومی آلبومی ا‌ست که قرار است با آهنگسازی کارن همایونفر منتشر کنم». او در این مرود همچنین گفته است: «در حال حاضر روی این آلبوم و همکاری‌ با همایونفر معطوف شده‌ام و با این حساب، انتشار آلبوم دیگرم، به تعویق خواهد افتاد. آنچنانکه فکر می‌کنم آلبوم من با همایونفر تا اواسط سال جاری منتشر شود و آلبوم دیگرم پایان سال جاری یا نیمه‌ نخست سال آتی روانه‌ بازار شود». به گفته این خواننده آلبوم جدیدش گویا فضایی کاملا متفاوت از آلبوم‌های قبلی خواهد داشت: «این آلبوم حالتی کلاسیک خواهد داشت. ۵ قطعه از این آلبوم که از قبل ساخته شده بود، با تدوین جدید در آلبوم قرار خواهد گرفت و ۷ قطعه‌ جدید، با اشعار و ترانه‌های جدید نیز به این آلبوم اضافه خواهد شد. در این ۵ قطعه، قطعه‌ «مرگ تدریجی یک رویا» و قطعه‌ «تهران؛ طهران» با تدوینی تازه در آلبوم جای می‌گیرد و ۳ قطعه‌ دیگر نیز قطعاتی هستند که قبلا برای فیلم‌ها مختلف ساخته شده بود ولی از آن‌ها استفاده نشده است. قطعات جدید هم از لحاظ آهنگ، وکال و تنظیم، کاملا متفاوت هستند و از چند شعر سپید و ترانه‌هایی با موضوع و فضاهای تازه استفاده شده است». ,

گنجشک کوچولو

" ادیت جوانا گاسن" که بعدها به نام " ادیت پیاف" معروف شد، در 19 دسامبر 1915 در پاریس به دنیا آمد و در 11 اکتبر 1963، در حالیکه تنها 48 سال داشت از دنیا رفت.
جرج مایکل درگذشت كنسرت زمانه گروه كامكارها محسن یگانه در برج میلاد گروه دارکوب می کوبد رودخانه بی پایان در راه است

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

ضرب المثل های آب دار در گالری سین

نمایشگاه آثار پندار نبی پور با عنوان " ضرب المثل های آب دار" ، از جمعه 6 آبان در گالری سین به نمایش در خواهد آمد.

فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

موسسه فرهنگی اکو به منظور تبادل تجربه‌های هنری میان هنرمندان معاصر با تاکید بر زمینه‌های هویت فرهنگی در آثار هنرمندان معاصر ده کشور عضو اکو، نخستین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی اکو را برگزار می‌کند.
عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید نمایشگاه مجسمه ها باغ جادوی گیزلا و یاسمین سینایی نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts " امیر آقایی در گالری سیحون

ادبیات

سفر با حاج سیاح

کتاب سفر با حاج سیاح، سفرنامه ایست جالب نوشته احسان نوروزی که حاوی تجربیات شخصی از سفر طولانی به چند کشور اروپائی است. برای بیشتر ما در خاورمیانه اروپای بخصوص غربی آرمانشهری بوده است که کلیه خوبیها از علم و هنر تا صنعت و اقتصاد به بهترین شکل در آن به تکامل رسیده است. احسان نوروزی در این سفرنامه بدنبال این سوال بی پاسخ است که چه چیزی در اروپا ما را بدین حد شیفته آنجا نموده است و چه تفاوتی است که ما را بدین گونه بارآورده است و آنان را به آنصورت. اما حاج سیاح کیست؟ حاج محمد علی محلاتی (1215-1304) از اولین کسانی بود که راه سفر به فرنگ را در پیش کشیدند و مشاهدات و تجربیات خود  از آن زمان رشد شکوفایی علمی و صنعتی کشورهای مختلف اروپایی در دهه 1860 میلادی را برای اشتراک با هم میهنانش نوشتند. سفر حاج سیاح بیش از 18 سال بطول انجامید و هنگام بازگشت یکی از حکام محلی به او هشداری داد که شاید تاکنون در گوش تاریخ زنگ می زند: در ایران حرف از تمدن به زبان نیاور که برای تو خطر جانی دارد. ارتباط حاج سیاح با سید جمال الدین اسد آبادی و میرزای رضای کرمانی ( که ناصرالدین شاه را بقتل رساند) باعث شد که تحت شکنجه حکومت وقت قرار گیرد و 20 ماه را در زندان سپری نماید. اما او در زندان نیز بیکار نماند و یادداشتهای او در این ایام تبدیل به اولین خاطره نویسی زندان در ایران گشت. این رکورد داریش بقول احسان نوروزی به اینجا ختم نمی شود. حاج سیاح اولین ایرانی است که به شهروندی ایالات متحده آمریکا رسید و دو بار با رئیس جمهور وقت، اولیس گرانت دیدار نمود. یکی از موردهایی که خواندن این کتاب را به تجربه ای مفرح تبدیل نموده است سفر در تاریخ با حاج سیاحی در 150 سال قبل تا امروز است تا معرفی واستفاده نویسنده از پدیده های جدید دنیای ارتباطات مانند couch surfing  که در آن اعضای این جامعه مجازی میهمانانی ناشناخته را به رایگان در منزل خود پذیرا هستند به امید اینکه روزی آنان نیز از این سخاوتمندی  میهمانشان یا دیگر اعضای این سایت در چهار گوشه جهان بهره مند گردند. اما سفر این جهانگرد جوان از شهر وین شروع میشود و بدنبال آن شهرهای بوداپست (مجارستان)، براتیسلاوا(اسلواکی)، پراگ (جمهوری چک)، برلین (آلمان)، آمستردام (هلند)، پاریس (فرانسه)، بارسلون(اسپانیا)، رم (ایتالیا) و توسکانی (منطقه ای در شمال ایتالیا) را در بر میگیرد. خواننده در این کتاب آنچنان از نزدیک با تجربه سفر نویسنده همراه میگردد که احساس او در پایان کتاب همراهی با نویسنده در طول مدت سفر است. در پایان هر بخش از سفر، نویسنده بر اساس برداشت خود از تجربه اش با آن شهر، آنرا به زنی با مشخصاتی خاص تشبیه می نماید: برلین زنی حامله است، دمدمی مزاجی و حساسیت هایش هم از همین می آید. سر کار مطیع و فرمانبردار است. خیلی وقت است در میهمانی های دوستانش شرکت نمی کند، چون این حاملگی همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است. مهمترین مساله اش شده است و گور پدر همه شان، من بچه ام را دارم. برای کودک زاده نشده موسیقی می گذاری و  داستان می خواند. گاهی پیش می آید که ناگهان در مترو می زند زیر گریه، یا به یک باره به خودش می آید و می بیند که در خانه راه می رود و بلند بلند به زمین و زمان فحش می دهد. همچنین گزیده هایی از نوشته های حاج سیاح در باره  همان مکانها و شهرها سفر دیگری است در پوشش سفر اصلی که جذابیت تجربه شخصی خواننده می افزاید مانند این نوشته از حاج سیاح درباره شهر رم و میدان سن پیترو: دویست و هشتاد و شش ستون در آم میدان مقرر است، بر سر دیوارها شش جا نشان پاپ ها را نصب کرده اند، یعنی پاپهای ازمنه متفاوته.. در طرف شرقی این میدان خانه پاپ است و در شمال آن جا کلیسا و در جنوبش بازار و جانب غربی آن جا باغچه ای است که دو فواره آب دائم جهنده در آن موضع داشته اند...   کتاب با این نوشته برتولت برشت آغاز می شود: از این شهر ها باقی خواهد ماند آنچه از میانشان گذشت: باد کتاب سفر با حاج سیاح توسط نشر افق منتشر شده است و کتاب 160 صفحه ایست و براحتی میتوانید آنرا در کیف خود حمل نمایید. قیمت کتاب 6000 تومان است. خواندن این کتاب را به کلیه دوستداران کتاب و علاقمندان به سفر به نقاط دیدنی جهان توصیه می نماییم.

مترجم هری پاتر: رمز زندگی را كشف كنيم

نهم مرداد، سالروز تولد هری پاتر، جی کی رولینگ، خالق هری پاتر و ویدا اسلامیه مترجم سری کتاب های هری پاتر است. گفتگوی ما را با خانم اسلامیه بخوانید.
فاطمه فاطمه است وانهاده یادداشتهای ژوزه هفتاد سال با شازده کوچولو وسط راه همدیگر را ببینیم