رانویر سنگ در نقش سلطان علاءالدین خلجی که در متون تاریخی هند به اسکندر ثانی مشهور است، ظاهر شده است.

علاءالدین در متون تاریخی یا شخصیت خیلی مثبت معرفی شده یا خیلی منفی. عده‌ای او را بسیار شجاع، مسلمانی عادل و شاهی کشورگشا دانسته‌‌اند و در نقطه مقابل، پیروان مذاهب هندو او را شخصیتی خون‌خوار، چپاول‌گر، حریص و جاه‌طلب می‌دانند.

گفته می‌شود علاءالدین ازدودمان خلجیان فارس بود. خلجیان در دوره‌های مختلف برای شاهان دیگر، سپاهی و جنگجو گسیل کرده بودند و سبب پیروزی در جنگ‌ها شده بودند.

اینکه محل اصلی زندگی آنها کجا بوده، هنوز مورد مناقشه است. عده‌ای آنها را مربوط به کابل و زابلستان می‌دانند و عده دیگر آنها را به خلجستان در حواشی تهران مرتبط دانسته‌اند.

عده‌ای آنها را افغان ترک‌تبار گفته‌اند و عده‌ای هم فارسی زبان‌ سنی مذهب.

یکی از مسایلی که به شدت جنجال‌برانگیز شده، همین شخصیت علاءالدین است. گروه‌هایی در هند بر این عقیده‌اند که چهره علاءالدین در فیلم پدماوتی تلطیف شده و شخصیت او فریبنده و گیرا معرفی شده است.

گفته می‌شود که یکی از اقدامات جنجال‌برانگیر علاءالدین در زمان سلطنتش آن بوده که چندین عبادت‌گاه باشکوه هندوها را در هم شکسته و مقدار زیاد بت طلایی و جواهرات را از آنها برداشته و خرج کرده است.

هر چند جدی‌ترین جنجال روی نقش شخصیت اصلی فیلم، یعنی ملکه هندی پادمینی است. ولی موارد بحث در مورد علاءالدین خلجی شاید بیشتر باشد.

براساس افسانه‌ها یکی از غلامان رانده شده از دربار راجپوت چیتورگر به نزد علاءالدین می‌رود و از زیبایی خیره کننده ملکه چیتور می‌گوید.

علاءالدین هم برنامه جنگ ریخت و راجا (شاه) را اسیر گرفت. تنها شرط آزادی شاه، دیدار با ملکه بود. ملکه از پشت پرده با علاء‌الدین صحبت کرد.

علاءلدین بعد از صحبت با ملکه نه تنها قضیه را تمام نکرد که بار دیگر به سراغ شاه و ملکه رفت.

این بار شاه کشته شد و ملکه از نهایت ناچاری آتش بسیار بزرگی برپا کرد و سپس خودش و ده‌ها کنیزش درون آتش پریدند.

آنچه هندوان متعصب و راست‌گرا را شدیدا حساس ساخته همین "فداکاری ملکه و پذیرفتن مرگی دردناک اما تسلیم نشدن" است.

آنها اصرار دارند که ملکه هیچ تمایلی به خلجی نداشته است؛ دقیقا آنچه ریشه این عصبانیت است این است که می‌گویند هیچ زیبایی در این "سماجت و جنون" خلجی دیده نمی‌شود.

آنها می‌گویند این از بدکرداری خلجی بود که برای به دست آوردن یک زن شوهردار جنگ‌ها به راه انداخته است.

هر چند در کتب تاریخی زندگی‌نامه خلجی رد این افسانه دیده نمی‌شود ولی دو کتاب تاریخی دیگر زندگی ملکه‌ای را ‌روایت می‌شود که به خاطر جنون شاهی مسلمان خودش را به همراه کنیزانش به آتش افکنده است.

درعین حال اگر چه علاءالدین خلجی چهره‌ای تاریخی است اما مورخان بر این باورند که پادمینی شخصیتی واقعی نیست.

نام این ملکه هندو و داستان فیلم احتمالا از شعر ملک محمد جیسی، شاعر صوفی هندو در قرن شانزدهم برگرفته شده است.

دیپکا پادوکان بخاطر بازی در نقشه ملکه پدماوتی تهدید شده و حتی برای آوردن بینی بریده شده او قیمت‌گذاری شده است؛ همچنین بعد از آن که یکی از آهنگ‌های فیلم مدتها در شبکه یوتیوب به صورت اصلی پخش شده بود، کارگردان مجبور به مونتاژ دوباره آن و پوشاندن کمر برهنه دیپکا پادوکان شد.

در سینمای هند هنوز تابوی پرداختن به تمایلات همجنس‌گرایانه و یا دوجنس‌گرایانه شکسته نشده است.

در مواقع بسیار ضروری اشاره‌های پنهان ممکن است در تصویر دیده شود. علاءالدین در فیلم پدماوتی فردی دوجنس‌گرا معرفی شده است.

براساس برخی کتب علاءالدین در حرمش مردان و پسران زیبای فراوانی به منظور کامروایی داشته و گفته شده که با یکی از غلامانش بنام ملک کافور رابطه جسمانی و عاطفی بسیار نزدیک داشته است، و برخلاف نظر مشاورینش وی را فرمانده کل یک سپاه مقرر کرده بود.

گفته می‌شود در نهایت امر هم همین ملک کافور بود که در غذای وی سم ریخت و او و پسرانش را کشت. تنها پسر کوچکش را به عنوان سمبل نگاه داشته و خود قدرت را کاملا به دست گرفت.

صحنه‌هایی که "نیست"

گروه‌های هندو و سازمان‌های کاست راجپوت مدعی‌اند فیلم شامل صحنه‌ای است که در آن پادشاه مسلمان خواب برقراری رابطه با ملکه هندو را می‌بیند.

اما کارگردان فیلم می‌گوید فیلم حاوی چنین صحنه‌ای نیست. اما پخش شایعات درباره وجود چنین صحنه‌ای باعث خشم هندوهای افراطی شده است.

دیوا آریا، خبرنگار بی‌بی‌سی هم می‌گوید فیلم پدماوتی به رغم آنچه معترضان می‌گویند عشق میان ملکه هندو و پادشاه مسلمان را به تصویر نمی‌کشد.

به گفته او فیلم همچنین حاوی صحنه خواب پادشاه و یا رقص ملکه هندو در برابر بیگانگان با لباس نیمه عریان هم نیست

واکنش در شبکه‌های اجتماعی

فیلم پدماوتی در شبکه‌های اجتماعی هم جنجال بسیار به پا کرده است.

پس از آنکه عده‌ای از هندوهای خشمگین به کارگردان فیلم در جریان فیلم‌برداری حمله کردند و صحنه را به هم ریختند، ستاره‌های مشهور سینمای هند از جلمه شاهرخ خان، ریتیک روشن و آلیا بات به دفاع از تهیه‌کنندگان و دست اندرکاران فیلم برخاستند.

شبانه عظمی، ستاره قدیمی و سرشناس بالیوود کارزاری با هشتگ #دپیکا_را_نجات_دهید به راه انداخت که خیلی زود به یکی از پراستفاده‌ترین هشتگ‌ها در میان کاربران هندی شبکه‌های اجتماعی بدل شد. از آن طرف هم بودند ستاره‌ها و سینماگرانی که طرف هندوهای خشمگین را گرفتند.

از جمله شترو گن سینا، ستاره با نام و نشان سال‌های دور سینمای هند، از کارگردان فیلم خواست به احساسات و خشم مردم احترام بگذارد.

هر چند نخست‌وزیر هند از اظهارنظر مسستقیم خودداری کرده ولی قبلا طی توییتی نوشت که هیچ مرزی برای هنر نباید وجود داشته باشد.

سکوت آمیتاب باچن در این مورد نیز خود موضوع بحث شبکه‌های اجتماعی بود.

به شخصیت علاءالدین خلجی هم در شبکه‌های اجتماعی پرداخته شده است.

عده‌ای تغییر ظاهری رانویر سنگ را بسیار پسندیدند. اینکه در مورد علاءالدین گفته می‌شود که بسیار فریفته سیمای خود بوده و غلامان وی آیینه‌های بزرگ را همه جا باید به دنبال وی می‌کشیدند، در شبکه‌های اجتماعی یکی از سوژه‌های بحث بود.

رانویر سنگ برای اینکه از پس این نقش به درستی برآید، هیچ فیلم دیگری را نپذیرفت و در دو سال گذشته فقط به همین فیلم پرداخت.

گفته می‌شود به وی توصیه شده تا برای دور شدن از شخصیت علاءالدین به روانشناس مراجعه کند.