1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

بعد از خبری که در مورد  کنسرت کامکارها در هفته گذشته برای تان نوشتیم، این خبرخوشحال کننده را نیز اعلام می کنیم که آلبوم پوئم سمفونی خرمشهر و حلبچه، اثر هوشنگ کامکار، رونمایی شد. هوشنگ کامکار در این برنامه اعلام کرد: "پوئم سمفونی خرمشهر و حلبچه در آغاز به سفارش هیچکس نبوده و من این اثر را در حقیقت به سفارش دل خودم ساختم." این مراسم، با حضور اهالی موسیقی به ویژه دکتر محمد سریر، گروه کامکارها و حسین علیزاده، در سالن شهناز خانه هنرمندان در حالی برگزار شد که اهالی موسیقی در یک اتفاق نادر شاهد تهیه و تولید یک اثر موسیقایی توسط بخش خصوصی بودند و این حمایت از جمله رویدادهای خوبی بود که هر یک از هنرمندان حاضر در سالن از این اقدام بخش خصوصی به نیکی یاد می کردند.


اما در موسیقی این هفته خبر دیگری از انتشار آلبوم روزبه نعمت الهی نیز داریم که بعد از کنسرت موفقیت آمیزش این خبر برای دوستداران صدای او بسیار مسرت بخش خوهد بود. این آلبم 13 قطعه ای به نام " رویای روزهای بارانی" با تنظیم و آهنگسازی رضا تاجبخش، فردین قره گوزلو، پیام قربانی و مرتضی ساعدی آماده انتشار است. ترانه های این کار بر گرفته از نیما یوشیج، مولانا، اخوان ثالث، میثم یوسفی، لیلا رضایی، حسن غیاثی، شاهکار بینش پژوه و مسرور نعمت الهی است.


خبر مهم دیگری که در هفته گذشته همه جا نقل می شد، حضور فرزاد فرزین در کنسرت ارمنستان یانی بود. این کنسرت که خود حاشیه های زیادی به دنبال داشته، برای فرزاد فرزین  تجربه  بزرگی بوده و تاثیر آن تا مدت ها در ذهنش باقی خواهد ماند. او این برنامه را بی نظیر یاد کرد و در گفتگویی که با یانی داشته متوجه شده که خود یانی علاقه بسیار زیادی به اجرای موسیقی در ایران داشته و حتی رایزنی هایی نیز در این زمینه صورت گرفته اما به دلایل نامشخصی فعلا از نتیجه این رایزنی ها خبری نیست. این سفر فرزین با همراهی رهبر ارکستر او، عباس لطیفی صورت گرفته است. عباس لطیفی در مورد اجرای مشهورترین قطعات یانی در چند ماهه آینده خبر داد. این کنسرت که با اعضایی 60 نفره اجرا خواهد شد، نوازندگان یانی را بر آن داشت که برای این کنسرت حضوری افتخاری داشته باشند.


برترین آلبوم های موسیقی اصیل، تلفیقی و سایر ژانر ها، آلبوم مرغ خوشخوان محمدرضا شجریان، و برترین آلبوم های راک و پاپ، آلبوم " دیگه مشکی نمی پوشم " رضا صادقی این هفته در صدر جول قرار داشتند.


جدول فروش هفتگی فیلم ها نیز با 25 روز نمایش و فروش کلی 797 میلیون تومان به فیلم " شیش و بش " تعلق دارد و فیلم " آژانس ازدواج" با 6 روز نمایش و فروش 16 میلیون تومان در رتبه آخر فروش این هفته قرار دارد.


باز هم خبر دیگری از فیلم " جدایی نادر از سیمین " این خبر خوش برای آنهایی است که موفق به دیدن این فیلم در روزهای اکرانش نشدند. نسخه قانونی این فیلم از طریق شبکه نمایش خانگی وارد بازار شد و این عمل بعد از ورود نسخه غیر قانونی آن به سرعت در مراحل توزیع قرار گرفته تا از صدمه به دست اندر کارانش بکاهند.


در این هفته خبر فیلم داریوش مهرجویی به نام " نارنجی پوش " بر زبان ها افتاده است و بازیگران این فیلم تک به تک معرفی می وند. این هفته خبر بازی "ساره بیات"، " میترا حجار" و حامد بهداد تایید شد. ساره بیات قبل از این در فیلم های " جدایی نادر از سیمین" و "مقلد شیطان" به ایفای نقش پرداخته است.


خبر مهم دیگر این هفته این است نیکی کریمی به عنوان داور چهل و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم پرتقال طلایی در ترکیه انتخاب شد. شعار این جشنواره امسال " ...و زنان دنیا را تحت تاثیر قرار دادند." است.


جشنواره فیلم بغداد امسال با حضور فیلم هایی از کشورهای هلند، فرانسه، مصر، الجزایر، مراکش، مکزک، بلژیک، کویت و لبنان برگزار خواهد شد. اما خبر حائز اهمیت، حضور فریبا کوثری به عنوان رییس هیئت داوران در بخش فیلم های مستند است. در این جشنواره 32 کشور با بیش از 150 فیلم بلند، کوتاه و مستند حضور دارند.


فیلم جدید کوئنتین تارنتینو به نام "جانگو بدون زنجیر" بعد از خبر اینکه کوین کاستنر به دلیل مشغله های کاریش کنارگذاشته شد، جایگزینی نداشت. اما در این هفته جایگزین کوین پیدا شد. کورت راسل به جای او در کنار دیگر بازیگران منتخب این فیلم مانند لئوناردو دی کاپریو، ساموئل ال جکسون، کری ماشنگتون و الورا کایوته به ایفای نقش خواهد پرداخت.


خبر مهیج آخر هفته نیز به مذاکرات با هنرپیشه مشهور هالییوود " آنجلینا جولی" برای سفر به ایران تعلق دارد. علی سرتیپی تهیه کننده سینما از مذاکره با مدیر برنامه های آنجلینا جولی گفت و اضافه کرد بعد از گرفتن جواب مثبت برای این همکاری از آنجلینا جولی با وزارت ارشاد وارد مذاکره خواهیم شد. از طرف دیگر سید علیرضا سجاد پور رئیس اداره ارزشیابی و نظارت و نظارت معاونت سینمایی اظهار نظر در مورد این خبر را منطقی ندانست و تصریح کرد که بعد از دیدن فیلم نامه های رسکی اظهار نظر خواهد کرد.

دیدگاه‌ها  

0 # shahab 1390-07-14 18:16
eyval angelina ...bah bah
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mohamad 1390-07-14 18:18
خوبه.. ممنون از آقای فرهادی که هنوز رو بورسه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # اشک مهتاب 1390-07-16 19:56
باتمام احترامی که قائلم باید بگم البوم مشکی نمیپوشم یکی از بدترینموسیقی هایی بود که شنیده بودم اصلا خوشم نیمد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساره 1390-07-17 09:54
roozbeh tu concerte in dafash terekooond..aali boud
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آرش 1390-07-18 12:27
فیلم جدایی نادر از سیمین اوومد.. کپی نکنید خواهش می کنم و برای همه دوستان و آشنایان اصلش رو بخرید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

ماجرای آشنایی تام کروز و نازنین بنیادی

آیا می دانید تام کروز، ستاره مشهور هالیوودی نزدیک بود در سال 2005 داماد ما ایرانی ها شود؟ اینکه چگونه تام کروز و همسر سابقش کیتی هولمز با یکدیگر آشنا شدند همیشه  یک راز باقی خواهد ماند. ولی شایعاتی از همان زمان به گوش می رسید که آشنایی این دو بواسطه کلیسای ساینتولوژی انجام گرفته است. (کلیسای ساینتولوژی نوعی فرقه مذهبی با قوانین و نظرات عجیب وغریب است که تام کروز و جان تراولتا از جمله اعضای مشهور آن هستند.) اما قبل از کیتی هولمز کسان دیگری نیز برای نقش همسر آقای کروز از سوی کلیسای ساینتولوژی دست چین شده بودند. یکی از آنان نازنین بنیادی، هنرپیشه ایرانی بزرگ شده در لندن بود. نازنین بنیادی یکی از اعضای هنرپیشه این جمع  بود که بعد از بررسی های انجام گرفته تصمیم به ملاقات این دو گرفته شد. یک دوره آموزشی فشرده هر روزه برگزار شد که در آن نازنین همه رازهای زندگی شخصی خود را برای اعضا فرقه توضیح داد، همچنین یک توافقنامه حفظ اسرار از وی گرفته شد که مطمئن شوند وی هیچیک از این مراحل را بعدا به کسی حتی اعضای خانواده گزارش نخواهد نمود. تا این مرحله نازنین از اهداف این کارها بیخبر بود و فکر می کرد مراحل قبل از آماده سازی برای بازی در فیلمی در نقش مقابل تام کروز است تا آنکه در اکتبر 2004 برای اولین بار در یک رستوران پنج ستاره با تام کروز ملاقات نمو. البته در این ملاقات آنها تنها نبودند یک گروه کامل از اعضای بلند پایه فرقه آنها را همراهی می نمودند. در حقیقت آنجا بود که نازنین فهمید که هدف این برنامه یک ازدواج برنامه ریزی  شده بیش نیست. ملاقات آن دو تا مدتی پس از آن شب ادامه یافت بنا به گزارشات تام همان شب اول مجذوب دختر زیبای ایرانی شد و به وی گفت تا کنون چنین حس خوبی نداشته ام. در این زمان اعضای فرقه نازنین را مجبور به امضای دومین قرارداد حفظ اسرار محرمانه نمودند. پس از چندی نازنین به خانه تام کروز نقل مکان می نماید و در حالیکه احساس عشق زیادی نسبت به تام داشت ولی عشق دو طرفه هیچگاه بوجود نمی آید. در این زمان، در اوایل سال 2005، و هنگامی که چند ماه از آشنائی این دو نفر بیشتر نمی گذشت نازنین را بناگاه به خانه ای در ایالت فلوریدا انتقال می دهند و به وی توضیح می دهند که دیگر نامزد تام کروز نیست و در مقابل اصرار وی برای صحبت با تام به نازنین گفته میشود که تام مایل به صحبت با وی نیست. همچنین یکی از اعضای بلند مرتبه فرقه به وی می گوید: میتوانی یک اسب را بداخل رودخانه برانی ولی نمی توانی وی را به زور مجبور به خوراندن آب نمایی. در همین موقع نازنین دلشکسته ماجرای خود و تام را برای یکی از دوستانش شرح می دهد که مورد غضب اعضای فرقه قرار می گیرد و وی را تا مدتها مجبور با تمیز کردن کاسه توالت با مسواک و شستن کف حمام با اسید و کارهای دیگر از جمله فروختن کتابهای موسس این فرقه می نمایند. در ماه مارس سال 2005، جند ماه پس از ماجرای نازنین، کیتی هولمز برای اولین بار بهمراه تام در افتتاحیه فیلم جنگ دنیاها حضور یافت. پس از چند ماه آندو صاحب دختری بنام سوری شدند و در سال 2006 در ایتالیا با یکدیگر ازدواج نمودند. کیتی که خود از اعضای این فرقه عجیب و غریب نبود سرانجام چند ماه قبل در یک اقدام برنامه ریزی شده و فرار مانند به نیویورک رفت و در آنجا از تام درخواست طلاق داد. تنها چیزی که وی از تام درخواست نمود حضانت سوری دختر شش سالشان بود که با موافقت دادگاه به وی سپرده شد.

مروری بر اخبار هنر در هفته ای که گذشت

در هفته اول اردیبهشت، نگاهی می اندازیم به مهمترین وقایع هنری ایران و جهان در هفته گذشته.
بعضی وقتها مرگ پایان زندگی نیست مروری بر هنر در هفته اول مرداد مروری بر هنر در هفته سوم دی ماه هنر در هفته سوم آبان ماه گرانترین هنرپیشه‌های زن هالیوود در سال ۲۰۱۴

انتخاب سردبیر

تئاتر

برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد

پریسا مقتدی، بازیگر و کارگردان با حکم مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر تهران رسید. این نخستین بار است که ریاست مجموعه تئاتر شهر به یک زن واگذار می‌شود. پریسا مقتدی، متولد ۱۳۴۹ شیراز و بازیگر و کارگردان تئاتر روز یکشنبه (۱۴ اردیبهشت/ ۵ مه) با حکم حسین طاهری، مدیر کل هنرهای نمایشی به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب شد. وی دارای مدرک فوق ‌لیسانس کارگردانی تئاتر از دانشکده هنر و معماری است. مقتدی پیش از این ۴ سال مدیر برنامه‌ریزی و هماهنگی و معاون اجرایی تئاتر شهر بود و یک سال مدیریت تالار سنگلج را نیز برعهده داشت. به نوشته خبرگزاری ایسنا، مقتدی تابحال ریاست فرهنگسرای سرو و مسئولیت انجمن نمایش فرهنگسرا، مدیریت هنری تالارهنر، عضویت هیئت مؤسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و سرپرستی مجموعه تئاتر شهر (از ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۰) را نیز بوده بر عهده داشته است. فعالیت‌های مقتدی در عرصه تئاتر در حکم مدیرکل هنرهای نمایشی خطاب به پریسا مقتدی آمده است: «با عنایت به تخصص، تجربه، شایستگی‌ها و سوابق ارزشمندتان در حوزه نمایش و مجموعه تئاتر شهر، تالار سنگلج و تالار هنر، شما را به عنوان رئیس مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌نمایم.» خبرگزاری ایسنا درباره فعالیت‌های کنونی مقتدی می‌نویسد نمایش "انتراکت بی‌آنتراکت" به کارگردانی مقتدی در تالار سایه و نمایش"تانگوی تخم مرغ داغ" به کارگردانی هادی مرزبان با بازی مقتدی درتالار وحدت روی صحنه است. منتقدین می‌گویند، به دلیل بر عهده داشتن معاونت اجرایی تئاتر شهر فعالیت مقتدی در عرصه تئاتر محدود بوده است. از سوی دیگر "عدم استقلال مالی و عدم وجود بدنه فنی مجرب" در تئاتر شهر از جمله مشکلاتی است که مجموعه تئاتر شهر با آن مواجه شده است. دوری از فضای کارهای هنری "جام جم" در مصاحبه مفصلی که پیش از این انتصاب با خانم مقتدی انجام داده می‌نویسد: «پریسا مقتدی سال‌های طولانی است که به‌عنوان بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر فعالیت دارد، اما طی چند سال گذشته به دلیل حضور در پست معاونت مجموعه تئاتر شهر، اندکی از فضای کارهای هنری دور شده یا با فواصل طولانی به صحنه می‌آید.» پریسا مقتدی اما می‌گوید اولویت فعالیت‌هایش تئاتر است. وی تاکید می‌کند: «همه جای دنیا در بهترین شکل، فعالیت‌های فرهنگی از دل کسانی برمی‌آید که در این حوزه فعال هستند. به این دلیل که مسائل و مشکلات آن حوزه را نسبت به کسانی که تجربه‌ای در این حوزه ندارند بهتر درک می‌کنند.» انتصاب مقتدی به ریاست مجموعه تئاتر شهر بویژه در شرایط فعلی در رسانه‌های داخل کشور از این جنبه اهمیت پیدا کرده است که برای نخستین بار در جمهوری اسلامی ایران یک زن به ریاست مجموعه تئاتر شهر منصوب می‌شود. خبرگزاری مهر خبر انتصاب او را با عنوان "اولین مدیر زن در قلب تئاتر ایران" منتشر کرد. ناگفته نماند که پیش از این نیز در برخی از شهرهای ایران زنان به عنوان فرماندار انتصاب شدند.    

نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی

نمایش ”خانمچه و مهتابی” اثر ”اکبر رادی” و دراماتورژی و کارگردانی ”مسعود دلخواه” نمایشی که رادی نویسنده اش باشد، هادی مرزیان کارگردانی کند و گلاب آدینه، ایرج راد، فرزانه کابلی، سیما تیر انداز و سیروس همتی در آن نقش بازی کنند، غنیمتی است برای چشمانی که تشنه تماشای نمایش اند.
بادها برای ما می وزند تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی در تالار قشقایی ببینیم تماشای تئاتر در خانه

مطالب تصادفی

موسیقی

بیست سال بدون معروفی

جواد معروفی، پیانیست و آهنگساز برجسته‌ی ایرانی را از نوآوران موسیقی سنتی می‌دانند. او پلی بود میان ملودی‌های موسیقی سنتی ایرانی و هارمونی غربی. شانزدهم آذرماه مصادف بود با بیستمین سالگرد درگذشت او. پیانو با نوایی پر طنین، نه تنها سنگین‌وزن و پر حجم است، که بهایش نیز گران. پیانو و ویولن از معدود سازهای غربی هستند که با وجود موسیقیدانان سنت‌گرای متعصب، توانستند ده‌ها سال پیش به موسیقی ایرانی راه یابند. ویولن را کمانچه‌نوازان تا مدت‌ها کمانچه فرنگی می‌نامیدند و به همان سبک و شیوه می‌نواختند. پیانو اما سال‌های دراز مهجور ماند و کسی را پروای نزدیکی به آن نبود. اما این وضع با گذشت زمان تغییر یافت و گوش مردم آرام آرام با نوای پیانو آشنا شد. کلنل علینقی وزیری و مدرسه موسیقی در آغاز این راه را گشودند. جواد معروفی، پسر موسی خان معروفی، که خود موسیقیدان و ردیف‌شناس برجسته‌ی آن زمان بود در سن یازده سالگی به مدرسه موسیقی وزیری راه یافت و در آن جا به تحصیل و یادگیری نواختن پیانو پرداخت. پیش از معروفی اما چند پیانو‌نواز مشهور دیگر چون مشیر همایون شهردار و مرتضی محجوبی بودند که شهرت‌شان در گروی همین نواختن پیانو به سبک ایرانی بود. معروفی در باره‌ی مشیر همایون شهردار گفته بود که او پیانو را ذوقی یاد گرفت و به مهارت‌هایی هم دست یافت. در همان زمانی که مشیر همایون شهردار شهرتی هم به دست آورده بود، هنوز بسیاری از مردم نه این ساز را دیده بودند و نه با صدای آن آشنایی داشتند. یکی از منتقدان موسیقی می‌گوید که سازمان امنیت آن زمان او را به خاطر نقدی که بر روی کارهای مشیر همایون شهردار نوشته بود به ساواک احضار کرد. مامور امنیتی که گویا به خاطر حفظ نسبت فامیلی از "شهردار" دفاع می‌کرده، به منتقد جوان می‌گوید: «خجالت نمی‌کشی! آن موقعی که تو دهانت هنوز بوی شیر می‌داد، این آقا سازش را روی کولش می‌گذاشت و این و جا و آن جا می‌زد!» معروفی از نگاه شاگردش درباره ی معروفی اما بهتر است سخنان پویان آزاده، یکی از شاگردانش را نقل کنیم که همچنان به شیوه‌ی او می‌نوازد و تحصیل‌کرده‌ی رشته آموزش موسیقی در آلمان است. او علت پرداختن بیشتر به شیوه معروفی را آشنایی‌اش با موسیقی کلاسیک غربی می‌داند و می‌گوید: «ورود من به نوازندگی پیانو با موسیقی کلاسیک بود و یکسری قطعات با بافت ساده‌تر کارهای آقای معروفی. دلیل‌ا‌ش بیشتر این بود که در کار آقای جواد معروفی عناصر موسیقی کلاسیک بیشتر بود و شیوه نواختن آن به نوازندگی و آهنگسازی موسیقی کلاسیک نزدیک‌تر. این شیوه می‌توانست در هنرجو کششی ایجاد کند و او را به سمت خود بکشاند. چون شباهتش بیشتر بود به موسیقی کلاسیک تا نوازندگی مرتضی محجوبی که خیلی اصیل‌تر است و ویژگی‌های موسیقی ایران در آن بیشتر.» معروفی و شوپن سال‌ها پیش یکی از صفحات هفتاد و هشت دور معروفی را که "خواب‌های طلایی" نام داشت، برای دو میهمان انگلیسی پخش کردم. آن دو بلافاصله گفتند که این از نواخته‌های شوپن است! و من اصرار ورزیدم که این کار ساخته‌ی اصیل آهنگساز ایرانی ما جواد معروفی است. درباره شباهت‌های کار معروفی با شوپن پویان آزاده توضیح می‌دهد: « جواد معروفی بیشتر از آهنگ‌سازهای دوران رمانتیک تأثیر گرفته، مثل شوپن. خودش هم خیلی دوست داشت و حتی قطعات کلاسیک را هم می‌زد. او به شاگردانش هم که می خواستند نواختن پیانو را شروع کنند، برای این که اول دستشان روان شود و بتوانند تکنیک‌های خوب نواختن پیانو را یاد بگیرند، توصیه می کرد، ابتدا بیایند با موسیقی کلاسیک کارشان را شروع کنند و بعد وارد جزییات و ظرایف موسیقی ایران شوند.» معروفی و شاگردانی که تربیت کرد بعضی از اساتید موسیقی ایرانی، سبک و شیوه‌شان با خودشان می‌آید و با از دست رفتنشان هم آن شیوه به فراموشی سپرده می‌شود. بعضی اما راهشان ادامه می‌یابد. علت را باید در پرورش شاگردان دانست. معروفی به آن دسته‌ای تعلق دارد که بیشترین شاگردان را با شیوه پیانونوازی خود آشنا کرد و پرورش داد. او خودش به نوآوران سنتی تعلق دارد، اما آیا شاگردانش نیز به نوآوری‌هایی دست یافته‌اند؟ پویان قضاوت را به گذشت زمان می‌سپارد: «زمانی باید بگذرد و بعداً می‌شود از آن جواب گرفت. البته بعضی از شاگردهاشان کارهایی کرده‌اند، ملودی‌هایی ساخته‌اند که توانسته در میان مردم هم جا بیافتد، مثل آقای روحانی که طبیعتاً توانسته خلاقیتی را جهت آهنگ‌سازی داشته باشد. ولی این که بشود این را الان قضاوت کرد که نوآوری ‌یا یک شیوه نو نوازندگی است، باید به نظر من موکول شود به گذشت زمان.»

ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید

تیر ماهی که گذشت مقارن بود با دهمین سالگرد درگذشت امانوئل ملیک اصلانیان موسیقیدان اندیشمند ایرانی. به همین مناسبت جمعی از شاگردان او البته با تاخیری سه ماهه سوم آبان ماه مراسم ویژه ای در تالار رودکی برگزار می کنند. در درازای هشتاد سالی که از فعال شدن حوزه موسیقی پیشرو در ایران می گذرد، به ندرت می‌توان با موسیقی اندیشمندانه، آنگونه که درخور این عنوان است، روبرو شد. در این حوزه نیز شیفتگی به فن و تکنیک آهنگسازی، نقش تعیین کننده ایفا کرده است. این شیفتگی نه تنها مجال اندیشیدن را از آهنگسازان سلب کرده که راه را بر بیان احساس واقعی آنان نیز بسته است. در چنین فضایی است که نقش حضور اندک اندیشمندانی که شمارشان شاید از انگشتان یک دست تجاوز نکند در جامعه موسیقی ایران ارزش و اهمیت ویژه پیدا می کند. امانوئل ملیک اصلانیان نوازنده و آهنگساز در فهرست این اندک موسیقیدانان اندیشمند جای داشت. او در سال ۱۲۹۴ در روستوف در روسیه زاده شد، هر چند در بیشتر منابع گفته شده در تبریز به دنیا آمده است. در گفت وگویی می گوید:\"محل تولد من در شناسنامه، تبریز نوشته شده اما در حقیقت در سال ۱۹۱۵ میلادی در روستوف به دنیا آمده‌ام. پدر و مادرم اهل تبریز بودند، اما در آن زمان در روستوف زندگی می‌کردند.\" در سال‌های نوجوانی به هامبورگ در آلمان رفت و در کنسرواتوار این شهر به آموزش موسیقی پرداخت. پس از دریافت دیپلم پیانو از کنسرواتوار هامبورگ، رهسپار برلین شد با این نیت که در مدرسه عالی موسیقی این شهر، شیوه‌های علمی آهنگسازی و رهبری ارکستر را نیز فراگیرد. بخت یار امانوئل بود که یکی از موسیقیدانان نام آور و نوآور آلمانی، پاول هیندمیت، در آن مدرسه تدریس می کرد. امانوئل از آموزه‌های هیندمیت بهره های فراوان برد و با به پایان رساندن دوره آهنگسازی، به ایران بازگشت. در ایران چند سالی را به مطالعه در موسیقی ایران پرداخت، به مقام استادی در هنرستان عالی موسیقی رسید و به مرور و به موازات تدریس، دست به کار آفرینش موسیقی شده است. نخستین آفریده‌های ملیک اصلانیان که برای پیانو نوشته شده، کوششی است در راه پیدا کردن ساختاری که در عین وفاداری به ضوابط بین المللی با ویژگی‌های موسیقی ملی نیز سازگار باشد. قطعاتی در چهارگاه و دشتی که حاصل این کوشش است از همان آغاز او را به عنوان آهنگسازی اندیشمند معرفی کرد. اصلانیان پس از آن آرام آرام به سراغ کارهای ارکسترال و صحنه‌ای رفت، هر چند سال یک بار با دقت و مراقبت تمام کاری را به پایان برد و منتظر مانده تا تاثیر اجرای آن را در تالار رودکی ارزیابی کند و از آن در ساخت و پرداخت کارهای بعدی بهره بگیرد. باله پروانه، گلبانگ، برای ارکستر و گروه آواز جمعی، باله افسانه آفرینش و اوراتوریوی سپیده از کارهای برجسته صحنه ای اوست که همه آن ها در تالار رودکی در سال های پیش از انقلاب به اجرا درآمد. اوراتوریوی سپیده با متنی از محمود خوشنام فراز و نشیب‌های تاریخی ایران را بررسی می کند که همیشه نبرد دائمی اهریمن و اهورامزدا، ظلمت و روشنایی را به ذهن می آورد و پایان هر شب سیاه را که در نهایت سپید است. افسانه هستی معروف ترین و شاخص‌ترین کار ملیک اصلانیان افسانه آفرینش است که از باورهای فرهنگ میترایی تغذیه کرده است. \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی\" ملیک اصلانیان، او این باورها را بسیار غنی ارزیابی می کند. منابعی که به یاری آن ها می‌توان بسیاری از رویدادهای جهان هستی را توجیه کرد. افسانه آفرینش همیشه موضوع برانگیزاننده‌ای برای هنرمندان و موسقیدانان بوده است. اما افسانه اصلانیان را دید هستی شناسانه میترایی او از افسانه های دیگران متمایز می کند. در روایت اصلانیان، زِروان خدای مطلق از آسمان به زیر می آید و زمینی می شود. به قالب میترا در می آید که انسان است. او خود می گوید: \"به نظر من، خدا در انسان‌ها جاری می شود و سرانجام به انسان تبدیل می گردد.\" اصلانیان موسیقی افسانه را مدرن و پلی تنال (چند تنالیته‌ای) انتخاب کرده است. در سبب آن می گوید: \"اگر چه این اندیشه از ایران باستان برخاسته ولی تبدیل به یک موضوع فلسفی فراگیر در جهان شده است. از همین روی برای آن از موسیقی مطلق بدون وابستگی به این سو و آن سو بهره گرفتم.\" در سبب آن‌که چرا چنین موضوعی را از طریق رقص و باله مطرح ساخته می گوید: \"رقص در شرق همان کاری را می کند که فوگ، در غرب. در فوگ خلسه از طریق تجرید معنوی و روحانی به دست می آید و در رقص‌های شرقی از راه جسم و این هر دو وسیله‌ای است برای رسیدن به مطلق.\" از همین جاست که به تاثیر عرفان در موسیقی اصلانیان می رسیم. او اظهار شگفتی می کند که \"عرفان نتوانسته همان نیرویی را که در ادبیات گسترده ایران پدید آورده، در موسیقی به وجود آورد. هنوز در موسیقی عارف وجود ندارد.\" سبب واپسماندگی \"می دانم چرا مولانا نیز می‌رقصید. وقتی برگ درخت در هوا می رقصد، این خواسته خودش نیست. نیرویی آن برگ سبک را می رقصاند. مولانا هم از طریق گذشتن از من؛ چنان سبک می‌شد که به رقص در می آمد. در موسیقی هم باید به این سبکی رسید.\" ملیک اصلانیان عوامل مختلفی را در واپس ماندگی‌های فرهنگی ما دست اندر کار می دید: \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی.\" \"در هوای گرم شرق همه چیز زودتر شکفته و پژمرده می شود ولی از یاد نبریم که نژادی که تمدن را آغاز کرد، شرق را برای زندگی انتخاب کرده بود.\" عاملی که به ویژه در حوزه موسیقی و روند تحولات آن اهمیت پیدامی کند، مذهب است. اصلانیان دراین باره نیز نظری ویژه داشت: \"غربی ها به خصوص آلمانی ها روحیه خشن‌تری داشتند و آئین نرم و ملایم مسیحیت را پذیرفتند. ولی ما روحیه نرم و لطیفی داشتیم و آماده بودیم که آئین خشن تری را بپذیریم. به هر حال همه چیز از داخل ناشی شده است. اگر ضعف داخلی وجود نداشت، مقاومت بیشتری می‌شد. اگر آدم ضعیف نباشد، سرماخوردگی او را از پای در نمی آورد. من فکر می کنم اگر آئین مانی باقی مانده بود چه بسا که ما لاک پشت نمی شدیم.\" او در پاسخ ناقدانی که که رپرتووار نوازندگی او را محدود و رسیتال‌های او را تکراری ارزیابی می کردند، می گوید: \"این تکرارها نیز برای رسیدن به عمق است. من بعد از هر اجرا، باز جور دیگری می نوازم. من همیشه در سفرم. آن هم سفری که انتهائی برایش متصور نیست.\" و اما نظرات امانوئل ملیک اصلانیان درباره موسیقی موجود ایران نیز قابل تامل است. از بسیاری از نام آوران سنتی یاد می کند و یادآور می شود که از جمله با ابوالحسن صبا آشنایی داشته و از او مطالب زیادی آموخته است و اشاره ای نیز به کوشش های خود در زمینه موسیقی سنتی می کند و اثری که برای تار و تنبک و سنتور نوشته است. بعد می کوشد سبب واپسماندگی ها را پیدا کند: \"شاید تقصیر از سازها باشد که چون پیشرفت نکرده اند، امکان پیشرفت خود موسیقی را نیز محدود کرده اند. بعد برای روشن شدن رابطه حیاتی میان ساز و موسیقی مثال از غرب می آورد: اگر چمبالو پیشرفت نمی کرد و تبدیل به پیانوی رویال نمی شد ما هم از سونات های اسکارلاتی به راپسودی‌های لیست نمی رسیدیم.\" ملیک اصلانیان بعد حرف آخر را می زند. حرفی که بسیاری از نواندیشان دیگر نیز گفته اند و گوش شنوایی نیافته‌اند: \"ما دارای منبع عظیمی از موسیقی در کشورمان هستیم. آهنگسازان ما باید با استفاده از کنترپوان، هماهنگی‌های جدید ابداع کنند. آن موقع موسیقی ایرانی دارای سبک بین المللی خواهد شد.\" و بعد در پاسخ کسانی که این کوشش ها را غرب زدگی تلقی می کنند، می افزاید: \"کنترپوان یک علم و در نتیجه بین المللی است و مربوط به کشور خاصی نمی‌شود و استفاده از آن لطمه‌ای به هویت ملی ما نخواهد زد.\" منبع: DW
اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد گرانترین آلبوم موسیقی جهان جرج مایکل درگذشت گنجشک کوچولو خواننده اتریشی برنده مسابقه یوروویژن شد

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

دختران روی پل رکورد شکست

تابلوی دختران روی پل، اثر ادوارد مونک، نقاش اکسپرسیونیست نروژی در یک حراجی به بهای ۵۴ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار فروخته شد. به گفته حراجی ساتبیز، این تابلو پس از \\\"جیغ\\\" گرانترین اثر این نقاش اواخر قرن نوزدهم/اوایل قرن بیستم است که حراج شده است. \\\"جیغ\\\" که مشهورترین اثر مونک است در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۲۰ میلیون دلار فروخته شد. \\\"دختران روی پل\\\" که روز دوشنبه در نیویورک حراج شد در سال ۱۹۰۲ ترسیم شده است. ساتبیز پیش‌بینی می‌کرد که این تابلو بیش از ۵۰ میلیون دلار فروخته شود. \\\"دختران روی پل\\\" هر بار که به حراج گذاشته شده رکورد قبلی فروش خود را شکسته است.   این تابلو نخستین بار در سال ۱۹۹۷ حراج شد که ۷ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار فروخته شد و سپس در سال ۲۰۰۸ نزدیک به ۳۱ میلیون دلار به فروش رفت. ادوارد مونک (۱۸۶۳ - ۱۹۴۴) آفرینش هنری را از اواخر قرن نوزدهم شروع کرد، زمانی که هنوز آخرین نقاشان امپرسیونیست مانند پل گوگن و ونسان ون‌گوگ فعال بودند. او از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین هنرمندان تاریخ هنر جهان به شمار می‌رود. زندگی تلخ و دشوار او با سبکی کاملا شخصی و نوآورانه در آثارش منعکس شده است. مونک در آخرین سالهای قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، به راهی تازه قدم گذاشت و با نوآوری‌های خود از پیشقراولان سبک اکسپرسیونیسم شناخته شد.

نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts "

این بار موسسه فرهنگی اکو، پذیرای  علاقمندان هنراست تا در مراسم گشایش نمایشگاه هنرمندان معاصر پاکستان، ( نقاشی و مینیاتور) که در روز جمعه 14 بهمن ماه راس ساعت 16 برگزار می شود، حضور بهم رسانند.
نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره موزه هایی که نمیشناسیم برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی برای زنان مفاخر ایران

ادبیات

خسته از زنان پخمه و مردان رذل

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟ در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند. خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.” اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد. “داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.” در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟” او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵) این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است. تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟ پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود. خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد. آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟ به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم. در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.   .

جشن کتاب تهران در فرهنگسرای مدرسه

جشن کتاب تهران، همزمان با هفته کتاب از تاریخ 5 لغایت 25 آذر با برنامه های متنوعی در فرهنگسرای مدرسه برگزار می شود.
لوریس نخست وزیر خرستان میشود چرا من پیاده شم؟ وانهاده نامه های عاشقانه فروغ دوره آشنایی با ادبیات ملل در فرهنگسرای ملل