1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

 

بالاخره دوران صبر به پایان رسید. مهران مدیری با قهوه تلخ می آید. بعد از چند ماه بی خبری از این هنرمند محبوب، خبررسیده که مهران مدیری با معرفی چند بازیگر جدید برای این مجموعه مثل یوسف صیادی، سپند امیر سلیمانی، سعید امیر سلیمانی، رامین ناصر نصیر، آرش نوروزی و مه لقا باقری در لوکیشن جدید که همان ساختمانی است که سریال " ساختمان پزشکان "در آنجا فیلم برداری می شد، فیلم برداری می شود. مهران مدیری دلیل این تاخیر را تغییر در روند فیلم بعد از آمدن به زمان حال می داند و به طرفداران این سریال یک تحول جدید را نوید داده است. گروه نویسندگان این مجموعه تغییری نکرده است و خشایار الوند و امیر مهدی ژوله همچنان به همکاری با مدیری می پردازند. این مجموعه به احتمال زیاد ماه بعد وارد بازار خواهد شد.


در این چند هفته اخیر خبر فیلم " جدایی نادر از سیمین " مهمان هر هفته این ستون ما بوده است. این بار خبر از اصغر فرهادی کارگردان این فیلم و انتخاب او به عنوان بهترین فیلمساز خاورمیانه است. او تنها کارگردانی است که جایزه خرس طلایی بهترین فیلم را در جشنواره برلین از آن خود کرده است. اما خبر دیگر و جالب در خصوص این فیلم، توزیع نسخه اورجینال این فیلم در بازار بود. اما خبر جالب این است که بر روی سی دی نوشته شده که این فیلم به همراه پشت صحنه هایی از این فیلم خواهد بود. اما در این سی دی ارائه شده، خبری از پشت صحنه نیست. علی سرتیپی در این خصوص گزارش می دهد که سرعت در توزیع نسخه اوریجینال به دلیل جلوگیری از قاچاق فیلم علت اصلی این ماجرا بوده است. او خاطر نشان کرد که درتوزیع هفته آینده این سی دی گزارش پشت صحنه این فیلم حتما خواهد بود.


" نارنجی پوش " آقای مهرجویی هنوز در صدر خبرهای روزنامه و تاپ سرچ های صفحات اینترنت است. بازیگران نهایی انتخاب شده برای این کار هنوز معرفی نشده اند. اما مهرجویی هر ساعت با اعلام یک هنرمند دیگر، لیست ستارگان خود را به رخ می کشد. بازیگرانی که تا به امروز برای بازی در این فیلم انتخاب شده اند : حامد بهداد، میترا حجار، مصطفی زمانی، ساره بیات، امید روحانی، فردوس کاویانی، لعیا زنگنه و سامان گوران هستند. اما اینجور که پیش می رود، نمی توان این گروه را گروه تکمیلی دانست. باید باز هم صبر کرد تا دید چه کسانی به این جمع اضافه می شوند. امیدوارم حضور این همه ستاره، نتیجه کار مهرجویی را مثل آخر کار " سالاد فصل " نکند. حضور این همه ستاره، ممکن است خطرناک باشد و از طرف دیگر اگر همه چیز بر وفق مراد پیش برود، ممکن است فیلمی خاطره انگیز شود.


فیلم " یه حبه قند " به کارگردانی رضا میر کریمی در پردیس کیان افتتاح شد. این افتتاحیه با حضور بازیگرانی چون رضا کیانیان، اصغر همت، هدایت هاشمی، شمسی فضل اللهی و ... انجام شد. اما فقط بازیگران این فیلم در این افتتاحیه حضور نداشتند. کریم باقری نیز به همراه دختر خود در این مراسم حضور داشت. همچنین سعید پور صمیمی نیز در این برنامه حاضر بود. همچنین در این هفته فیلم " سعادت آباد" مازیار میری نیز اکران شد. در این هفته فیلم های خوبی بر روی پرده سینما دیده شد که امیدواریم عاقبت مالی خوبی برای کارگردانانش رقم بزند.


محرمانه این هفته همچنان در مورد حضور آنجلینا جولی در ایران است. اخبار ضد و نقیض این هفته در مورد حضوراین بازیگر هالیوودی در فیلم " لطفا بدون گناه " به کارگردانی علیرضا رئیسیان است. این خبر با توجه به به اینکه تمامی صحنه های این فیلم در ایران و داخل کشور می گذرد، بسیار بعید به نظر می رسد اما اگر این اتفاق بیفتاد، بسیار شگفت انگیز خواهد بود.


 

بعد از موفقیت کامکارها در کنسرت اخیر خود به احترام مادرشان، این بار بیژن کامکار خبر انتشار سی دی آموزش دف خود را به دوست داران داد. او که به شدت از نبود قانون کپی رایت در ایران نگران است، خاطر نشان کرد که اگر یک ناشر خوب برای کارش پیدا کند، این سی دی را به همراه یک کتاب مرجع خوب روانه بازار خواهد کرد. کامکار همچنین اعلام کرد که سی دی دیگری با تلفیق دف و نی در دست انتشار دارد که که نی آن را آقای کیانی نژاد زده اند.


 

خبر خوب هفته حول و حوش جلال ذولفنون است. ذولفنون که هنرمندی والا در عرصه نوازندگی سه تار است، در شهر خوی به همراه گروه اوستا برنامه اجرا کردند که طی همايشی تحت عنوان «مولانا در آينه شمس»، عبدالستار يارا، از سوی شهردار قونيه لوح تقدير و نشان مولانا را به جلال ذوالفنون و گروه اوستا اهدا كرد. در اين همايش درخواست پيوند خواهر خواندگی ميان قونيه، خوی و نيشابور به ثبت رسيد.


 

بعد از خبر بیماری سرطان بازیگر تاتر مجید بهرامی، گروه های مختلف هنری دست به برگزاری نمایشگاه عکس و خوانندگانی چون رضا صادقی و بنیامین با برگزاری کنسرت، برای بهبود روند درمان این هنرمند، برنامه اجرا کردند. اما با خبر شدیم در روز چهارشنبه فروش گیشه تاتر" زمستان 66 " به نفع این هنرمند باز خواهد بود. در حال حاضر مجید بهرامی به بیمارستانی در آلمان اعزام شده است.


 

هر چند وقت یک بار خبر از مزایده اموال شخصی مشاهیر به گوش می رسد و با قیمت های عجیب به فروش می رسند. این بار لوازم و وسایل شخصی جان وین با قیمت کلی 5/4 میلیون دلار به فروش رفت. کلیه لوازم جان وین در این مزایده 700 قطعه از لوازم شخصیش بود. گران ترین قطعه فروخته شده، کت سبز رنگ معروف جان وین که در فیلم The Green Berets بر تن داشت به قیمت 179 هزار دلار فروخته شد.


 

این بار بازیگران هالیوودی برایتان قصه می خوانند. به دلیل افت علاقه خرید کتاب های صوتی در امریکا و انگلستان، برای جلب مردم به خرید کتاب های ناطق، این بار دست به دامن بازیگران هالیوودی شده اند. بازیگرانی چون کیت وینسلت، نیکول کیدمن، داستین هافمن و کالین فیرث با امضا قراردادی، رمان های کلاسیک منتخب خود را به صورت صوتی ارائه می کنند.

دیدگاه‌ها  

0 # bagher 1390-07-22 16:21
matalebe jalebi bud. az hame ja neveshtiiid khayli mamnun va khoshhalam ke aghaye farhadi hanuz rou boorse.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # احمد 1390-07-23 13:55
من حتما فیلمه یه حبه قند رو میرم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # saied. s 1390-07-25 13:54
salam.
etelaate honariye khoobi midid. har hafte ro mikhoonam. ama alan dige delam naymad baratoon nazar nazaram.
khaste nabashid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

«قول»؛ شهره آغداشلو و «نسل‌کشی» ارامنه

صد سالگی کشتار ارامنه در امپراتوری عثمانی که به گفته بسیاری از مورخین حدود یک و نیم میلیون نفر ارمنی قربانی آن شدند، بحث و کنکاش‌های تازه‌ای را در این زمینه مطرح کرد که طبیعتاً پایش به سینما هم کشیده شد و حالا در صد و دو سالگی این واقعه با اکران فیلمی در این باره روبرو هستیم: «قول» فیلم تازه‌ای است ساخته تری جرج با بودجه‌ای صد میلیون دلاری که سعی دارد داستان این«نسل‌کشی» ارامنه در دل یک داستان عاشقانه نسبتاً جذاب روایت کند. به نظر می رسد خالقان فیلم- چه در زمینه فیلمنامه و روایت و چه کارگردانی- قصد هیچ نوع نوآوری و تلاش برای تجربه‌ای تازه ندارند و تنها می خواهند داستان گویی به شیوه هالیوودی را به تمامی در پروداکشنی نسبتاً عظیم و داستانی عشقی- که البته می توانست در هر زمان دیگری اتفاق بیفتد- مو به مو پیاده کنند و تماشاگر را در بستری تاریخی - درباره واقعه‌ای کمتر اشاره شده- درگیر یک رابطه عاشقانه غیرممکن کنند که به تبع وقایع تلخ جاری در آن، نمی تواند پایان خوشی داشته باشد. بازی برخی از بازیگران فیلم در برخی صحنه ها- به ویژه صحنه‌های شلوغ- به فیلم لطمه می زند، در حالی که تمام بازیگران اصلی هم به طرز قابل حسی اغراق آمیز ظاهر شده اند، گویی بر صحنه تئاتر حاضرند؛ مشکلی که بسیاری از فیلم‌های تاریخی/ حماسی هالیوودی با خود دارند به این گمان که فیلم‌های جدی در بستر تاریخی لزوماً به بازی هایی اغراق آمیز و تئاتری نیاز دارند. این میان شهره آغداشلو در این تازه‌ترین حضورش، نقش مادر شخصیت اصلی را برعهده دارد؛ مادری که سختی‌های دوران را در درونش پنهان می کند و سعی دارد با چشم‌هایش روایتگر تلخی وقایع اطرافش باشد. در نیمه اول فیلم حضور او به مانند هر مادر دلواپسی است که نگران فرزندش است و در نیمه دوم (پس از زنده ماندن در قتل عام) با مادری ساکت تر و درونگراتر روبرو هستیم که به ناظری تلخ بدل می شود و پس از اعترافش نزد دختر مورد علاقه پسرش، حالا دیگر بار سنگینی از روی دوشش برداشته شده و می تواند در آرامش بمیرد. پیش از آن که فیلم ارزشی در روایت تاریخی‌اش داشته باشد، سعی دارد نقطه قوتش را در بنای یک رابطه پیچیده عاشقانه بیابد که در آن چهار نفر به شکل‌های مختلف سهیم اند. تماشاگر از ابتدا با میکائیل (ارمنی‌ای که روستایش را برای تحصیل پزشکی ترک می کند در حالی که قول ازدواج به دختری به نام مارال داده، اما در شهر عاشق دختر دیگری به نام آنا می شود در حالی که آنا با یک خبرنگار آمریکایی به نام کریس زندگی می کند) تا حدی همراه می شود و می تواند احساسات او را درک کند، همین نقطه‌ای است که می تواند تماشاگر را درگیر وقایع عاشقانه بعدی کند، هرچند سبک و سیاق فیلم به شدت بر تکیه بر احساسات تماشاگر و تر کردن گوشه چشم او استوار است. اما به مانند غالب فیلم‌های دیگری از این دست، چند صحنه زیبا در فیلم می توان سراغ گرفت که فارغ از بستر تاریخی/ عاشقانه فیلم، صحنه‌های جذابی هستند؛ از جمله جایی که کریس و میکائیل- رقبای عشقی- دست در دست هم به دیگران کمک می کنند( نوعی غلبه جبر شرایط بر مسائل شخصی) و بعدتر بر روی قایق مجبورند غم مشترکی را با هم قسمت کنند که درمانی برای آن سراغ ندارند. در واقع فیلم از تم عشق به تم دوستی شخصیت‌هایش می رسد؛ دوستی‌ای که یک شب در یک جمع چهارنفره در حال میخواری شکل می گیرد و نفر چهارم این جمع- دوست ترک میکائیل- بعدتر در دو مرحله قربانی این دوستی - و آن شب چهار نفره- می شود: یک بار زمانی که سعی دارد عموی ارمنی میکائیل را نجات دهد و پدرش در پاسخ به این گستاخی او را به خدمت نظام می فرستد، و بار دوم وقتی است که با تلفن به سفارت آمریکا، کریس را از زندان نجات می دهد اما با لو رفتن موضوع خودش اعدام می شود. اما رقبای عشقی، میکائیل و کریس، پیوند دوستی‌ای می یابند که ظاهراً تا انتهای عمر همراهشان می ماند: کریس به میکائیل کمک می کند که به آمریکا برود. فیلم در واقع در این زمینه هم پیروی کاملی از فرمول هالیوود در روایت یک پیام اخلاقی دارد؛ جایی که در انتها به کلیشه ای‌ترین شکل ممکن راوی- که خوشبختانه حضور فراموش شده‌ای در طول داستان داشت- دوباره بازمی گردد، به جنگ دوم جهانی می رسیم و میکائیل در عروسی برادرزاده‌اش حرف هایی شعاری بر زبان می آورد.  

سرانجام "عشق" نخل طلا گرفت

شصت و پنجمين جشنواره فيلم كن هم پايان يافت. يكشنبه شب اين شهر ساحلي جنوب فرانسه بار ديگر ستاره باران شد. در جشنواره اي كه برخي از مهم ترين فيلم هاي آن درباره عشق بود نهايتا هم فيلم «عشق» به كارگرداني ميشائيل هانكه با پشت سر گذاشتن 21 رقيب نخل طلاي بهترين فيلم را گرفت. فيلم «عشق» به بحران رابطه عاطفي ميان يك زوج آهنگساز هشتاد ساله مي‌پردازد. هانکه، فیلمساز اتریشی، سال 2009 هم با فیلم «روبان سفید» كه درباره خباثت در دهکده‌ای آلمانی در آستانه آغاز جنگ جهانی اول است، جایزه نخل طلای کن را دریافت کرده بود و اين دومين باري بود كه اين جايزه معتبر را به خانه برد. هانکه سال 2001 با فیلم «معلم پیانو» برنده جایزه بزرگ هیئت داوران جشنواره کن شد و سال 2005 هم برای «پنهان» جایزه بهترین کارگردان این جشنواره را برد. «ویدئو بنی»، «بازی‌های بامزه»، «رمز ناشناخته» و «زمان گرگ» از دیگر ساخته‌های این فیلمساز 70 ساله است.           *وقتي ليلا حاتمي نخل طلا را اهدا كرد اما سينماي ايران با اينكه در بخش مسابقه اصلي نماينده اي نداشت اما باز هم با حضور ليلا حاتمي، ستاره سينما، درخشيد.  او با حضور در فرش قرمز اين فستيوال معتبر جهاني و رفتن روي صحنه‌ مراسم اختتاميه، جايزه بزرگ هيات داوران مسابقه را به ماتئو گارونه كارگردان فيلم «واقعیت» اهدا كرد. حاتمی که به زبان های انگلیسی، آلمانی و فرانسوی مسلط است، برخلاف اکثر بازیگران و سينماگران غیر فرانسوی حاضر در كن، بدون نياز به مترجم فرانسه روی صحنه  اختتاميه حاضر شد و به لهجه سليس فرانسوي جايزه ويژه هيات داوران را به فيلمساز برگزيده اهدا كرد. او  فيلم «آشنايي با ليلا» اولين تجربه كارگرداني  عادل يراقي را هم در بازار فيلم كن داشت. اين فيلم كه توسط شركت دريم‌لب در بازار امسال عرضه شد نوشته عباس كيارستمي و عادل يراقي است. *نتيجه يازده روز ماراتن اما پس از یازده روز ماراتن فیلم‌بینی به جز ارزشمندترين جايزه كه نصيب هانكه شد جایزه‌ی بزرگ (Grand Prix) که دومین جایزه‌ معتبر این جشنواره محسوب می‌شود، به فیلم «واقعیت» اثر «متئـــو گارونـــه» رسید. همچنین جایزه‌ بهترین کارگردانی برای فیلم «پس از تاریکی، روشنایی» به «کارلوس ریگاداس» مکزیکی تعلق گرفت. فیلم «در فراسوی تپه‌ها» ساخته‌ «کریستین مونگیـــو» رومانیایی نیز توانست با دریافت دو جایزه‌ بهترین فیلم‌نامه و نیز بهترین بازیگر زن دست پر از جشنواره بیرون آید. جایزه‌ بهترین بازیگر زن به‌طور مشترک به هر دو بازیگر این فیلم، یعنی «کریستینــا فلوتــر» و «کازمینـــا استراتــان» رسید. جایزه‌ بهترین بازیگر مرد نیز در دستان «مدز میکلســـن» برای نقش‌آفرینی در فیلم «شکار» (توماس وینتربرگ) قرار گرفت. و در نهایت جایزه‌ ویژه‌ی داوران (Special Jury Prize) به فیلم «سهم فرشتگان» ساخته‌ «کن لوچ» کهنه‌کار رسید. در بخش فیلم‌های کوتاه، نخل طلا از آن فیلم «سکوت» ساخته‌ی «ال.رزان یسیلباس»شد. عباس كيارستمي، فيلمساز سرشناس ايراني كه با فيلم «مثل يك عاشق» در بخش مسابقه اصلي شركت داشت جزو ناكامان بزرگ اين دوره بود و نتوانست هيچ جايزه اي را نصيب خود كند. * بخشی از قولی که ما به یکدیگر داديم علاوه بر انتخاب‌های هیئت داوران، حاشیه‌های مراسم اختتامیه و واکنش‌های برندگان کن 2012 هم جذابیت‌های خاص خودش را داشت. کریستین مونگیو فیلمساز رومانیایی که پیش از این برای فیلم «چهار ماه و سه هفته و سه روز»  نخل طلای کن را دریافت  کرده بود، جایزه بهترین فیلمنامه کن 2012 را هم برای فیلم « آن سوی تپه‌ها» به خود اختصاص داد. او پس از دریافت جایزه در صحبت‌های خود به واقعیت‌های نشان داده شده در فیلمش اشاره کرد: « فوق‌العاده است که اینجا کنار هم باشیم، اما نباید اجازه بدهیم که این داستان حقیقی که برگرفته از رویدادهای واقعی و زندگی مردم زجر کشیده‌است، فراموش شود. اگر ما نمی‌توانیم گذشته را بازسازی کنیم، می‌توانیم به آینده امیدوار باشیم.» جایزه بهترین بازیگر مرد را هم مدس میکلسن دانمارکی دریافت کرد. میکلسن جایزه خود را برای حضور در فیلم «شکار» از دستان گونگ لی ستاره‌ سینمای آسیای شرقی دریافت کرد و گفت: «آرزو داشتم که کاش می‌شد جایزه‌ام را توماس وینتربرگ تقسیم کنم. از تو برای آن که ما را به این عالم عشق دعوت کردی ممنونم». اما صحبت هاي کن لوچ، فيلمساز نامدار و قديمي، پس از دريافت  جایزه رنگ و بوي انتقادي داشت و طعنه اي به سياستمداران و سردمداران غرب بود. لوچ  گفت: « می‌خواهم بگویم کن بیانگر آن است که سینما فقط سرگرمی نیست، بلکه نشان می‌دهد ما چه هستیم. همچنین می‌خواهم همبستگی خودمان را با تمام کسانی که در مقابل ریاضت اقتصادی ایستادگی می‌کنند، نشان دهیم». در نهایت  ادری توتو و آدرین برودی برای اهدای نخل طلای کن امسال به میشائیل هانکه برای فیلم «عشق» روی صحنه آمدند. هانکه فیلمساز بزرگ اتریشی پس از دریافت دومین نخل طلای خود اعلام کرد که: « خیلی خوشحالم که با بازیگرانم روی این صحنه هستم، چون این باعث می‌شود که کمتر خجالت بکشم. از تمام اعضای هیئت داوران و تیری فرمو تشکر می‌کنم که فرصت حضور این فیلم را در اینجا فراهم کرد. از تمام کسانی که در ساخت این فیلم به من کمک کردند، ممنونم. از همسرم ممنونم  که در تمام این سال‌ها پشتیبان من بوده. این فیلم ترسیم گر بخشی از قولی است که ما به یکدیگر داده‌ایم. یک تشکر بزرگ هم به دو بازیگرم بدهکارم که جوهر اصلی این فیلم اند». شصت و پنجمین جشنواره کن در حالی به کار خود پایان داد که اکثر منتقدان فیلم‌های امسال کن را آثاری متوسط و پایین‌تر از حد انتظار ارزیابی کرده‌اند.
هنر در هفته ای که گذشت مریل استریپ و درخواست برابری حقوق زن و مرد در عرصه سینما اسرار شخصی زندگی پیپا لی مروری بر هنر در هفته اول آذر ماه مروری بر دنیای هنر

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی در تالار قشقایی ببینیم تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

مطالب تصادفی

موسیقی

نود سالگی شارل آزناوور، خواننده اسطوره‌ای فرانسه

شارل آزناوور٬ خواننده٬ آهنگساز٬ ترانه‌سرا و بازیگر فرانسوی ارمنی‌تبار٬ ۹۰ سالگی خود را جشن می‌گیرد. "لا بوهم"٬ "لا ماما"٬ و "شی" از معروف‌ترین ترانه‌های اوست که در ایران نیز در صف هنرمندان محبوب قرار داشت. محبوبیت ترانه‌های فرانسوی در ایران به سال‌های دیر و دور باز می‌گردد. شاید علتش رواج بیشتر فرهنگ کشور فرانسه در ایران٬ یا متن‌های دلنشین و پرمحتوای ترانه‌ها و احتمالا جذابیت خوانندگان بوده است. شانسون‌های فرانسوی و خوانندگانی چون ادیت پیاف٬ ژولیت گرکو٬ ژاک برل و شارل آزناوور همیشه جایگاهی ویژه در میان ایرانیان علاقه‌مند به موسیقی فرنگی داشتند. می‌گویند در کهنسالی تنها باید به استراحت پرداخت. شاهنور واریناگ آزناووریان٬ که بعدها به شارل آزناوور معروف شد٬ اما گویا استراحت‌پذیر نیست. در نود سالگی اگر ترانه‌ای با صدای او نمی‌شنویم به معنای کنج عزلت گزیدن او نیست. او از زمانی که به شهرت رسید سرزمین آباء و اجدادی‌اش ارمنستان را فراموش نکرد. گذشته از کمک‌های مالی‌ای که او در موقعیت‌های گوناگون برای پیشرفت و آبادانی ارمنستان کرده٬ امروز او سفیر دائمی ارمنستان در یونسکو است.

تیلر سویفت کمپانی اپل را مجبور به تغییر رویه نمود

کمپانی اپل در واکنش به اعتراض تیلور سویفت، خواننده آمریکایی اعلام کرد که سیاست خود در خصوص پرداخت به هنرمندان را تغییر می‌دهد. روز گذشته تیلور سویفت در نامه‌ای سرگشاده اعلام کرد که چون از پخش رایگان آهنگ‌های آلبوم ۱۹۸۹ در "اپل میوزیک" راضی نیست، آلبومش را از این برنامه بیرون می آورد. قرار بود این آلبوم در سه ماه اول راه اندازی این برنامه، به صورت رایگان در دسترس مشترکان قرار گیرد. او نوشت: "آیا می دانستید که اپل بابت این سه ماه پولی به ترانه‌سرا، تهیه‌کننده و هنرمند نمی‌دهد." به نوشته سویفت سه ماه زمان زیادی است که صاحب اصلی اثر پولی دریافت نکند و این "عادلانه نیست". در واکنش به اعتراض سویفت، اپل اعلام کرد در مدت سه ماهه آزمایشی این برنامه، حق کپی‌رایت سویفت پرداخت خواهد شد. ادی کیو، معاون مدیرعامل اپل در امور نرم‌افزار و خدمات اینترنتی اپل خطاب به تیلور سویفت نوشت: "صدای تو و هنرمندان مستقل را شنیدیم. دوست‌تان داریم، اپل." ۱۹۸۹ یکی از پرفروش‎ترین آلبوم‌های سال ۲۰۱۴ بوده و بیش از ۴ .۹ میلیون نسخه از آن در آمریکا فروخته شده است. به گفته کمپانی اپل، ۷۰ درصد از درآمد پخش آنلاین موسیقی به صاحبان اثر پرداخت می‍‎شود. "اپل میوزیک" برای ورود به بازار پخش آنلاین موسیقی راه‌اندازی شده و رقبایی مانند اسپاتیفای دارد. قرار است این برنامه از ۳۰ ژوئن در دسترس عموم قرار بگیرد و حق اشتراک آن برای یک نفر در آمریکا ۹.۹۹ دلار و برای یک خانواده ۱۴.۹۹ دلار خواهد بود.
راجر واترز در هفتاد سالگی نیز می خواند جرج مایکل درگذشت محسن یگانه در برج میلاد گرانترین آلبوم موسیقی جهان مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون

کیارش یعقوبی در گالری سیحون نمایشگاه نقاشی خط ابداع را افتتاح کرد.

نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

نخستین نمایشگاه بین‌المللی صنایع و فناوری طلا و جواهر، نقره و سنگ‌های قیمتی، کارگاهها، ماشین‌آلات و تجهیزات وابسته از 18 تا 21 بهمن ماه برگزار می شود.
"تجربه زیست شده" پگاه لاری گنجینه هنری ایران به دور دنیا می رود کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت نمایشگاه لباس و زیورآلات عکس های زروان روح بخشان – عصر جمعه: مکعب سفید

ادبیات

لیلا اعظم زنگنه، ستاره جدید ادبیات دنیا

لیلا اعظم زنگنه، نویسنده ایرانی‌تبار بزرگ شده پاریس است. او اکنون در شهر نیویورک زندگی می گذارند. این روزها لیلا اعظم زنگنه، با کتاب خود به نام «یک جادوگر–ناباکوف و خوشبختی» در نمایشگاه فرانکفورت خبرساز شده است. این داستان با مرگ ولادیمیر ناباکوف آغاز می‌شود و در ادامه آن، به فلسفه زندگی این نویسنده روس مهاجر، شرح حال و سرگذشت او به عنوان یک نویسنده انقلاب زده و همچنین به عشق او به شکار پروانه‌ها می‌پردازد. این نخستین رمان لیلا است. او از پدر و مادری ایرانی در پاریس متولد شده است. در دانشگاه‌های فرانسوی ادبیات و فلسفه خوانده و پس از آن به آمریکا رفته است. اعظم زنگنه در هیئت ناظران کمیته بین‌المللی نجات عضو است و جزء جمع مشورتی انجمن «واژگان بدون مرز». علاوه بر همه این‌ها، او در جمع مشورتی انجمنی به نام «ظرف غذا»ست که به صورت غیرانتفاعی برای تهیه غذای مورد نیاز دانش‌آموزان در آفریقای جنوبی فعالیت می‌کند. لیلا اعظم زنگنه اکنون در هاروارد تدریس می‌کند.  

۶۴ سال از مرگ صادق هدایت گذشت

با این‌که در سالیان اخیر آثار هدایت چندان اجازه‌ی انتشار نیافت اما نقدهای بسیاری بر آثار و زندگی هدایت نوشته شد که نشان از اهمیت این نویسنده ی شهیر ایرانی دارد. صادق هدایت در ۲۸ بهمن‌ماه ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد. بسیاری او را از پیش‌گامان داستان‌نویسی نوین ایران دانسته‌اند. آن‌چه بی‌شک موجب شهرت جهانی هدایت شده است، رمان ِ «بوف کور» این نویسنده است. رمان بوف کور به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است. مصطفی فریدون فرزانه از دوستان هدایت در کتاب «آشنایی با صادق هدایت» تاریخ انتشار این رمان را سال ۱۳۰۹ می‌داند. آغاز کتاب بوف کور شاید از معروف‌ترین جملاتی باشد که در ادبیات فارسی میان مردم دست به دست شده و استفاده شده است. «در زندگی زخم‌هایی است که مثل خوره روح را در انزوا می‌خورند و می‌تراشند. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله‌ی افیون و مواد مخدره است؛ ولی افسوس که تاثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.» پدرش هدایت قلی‌خان (اعتضاد‌الملک، فرزند نیرالملک وزیر علوم در دوره ناصرالدین‌شاه) بود و نام مادرش زیورالملوک. اجدادش از رجال معروف عصر ناصری بودند و جد اعلای هدایت «رضاقلی‌خان هدایت» از رجال معروف ناصرالدین‌شاه و صاحب کتاب‌هایی چون مجمع‌الصفا و اجمل‌التواریخ بود. صادق کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. صادق هدایت شش ساله بود که تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ی علمیه‌ی تهران شروع کرد و دوره‌ی متوسطه‌ی خود را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند. مدتی به خاطر بیماری ِ چشم مدرسه را رها کرد اما در سال ۱۲۹۶ در مدرسه‌ی «سن‌لویی» که مدرسه‌‌ی فرانسوی‌ها بود مشغول به تحصیل شد. در این مدرسه بود که به گفته‌ی هدایت او با ادبیات جهان آشنایی ابتدایی پیدا کرد.... فرج سرکوهی نویسنده و منتقد ادبی در مورد مرگ هدایت چنین می‌گوید: «غروب روز ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ ، ۹ آوریل ۱۹۵۱، صادق هدایت پس از سوزاندن برخی آثار منتشر نشده خود، در آپارتمانی در خیابان شامپونیه پاریس خوکشی کرد اما خودکشی فرهنگی او با مرگ شور نوشتن و شوق خلاقیت در او، از حدود ده سال پیش آغاز شده بود و هدایت در این ده سال، از ۲۰ ۱۳تا ۱۳۳۰، جز داستان کم ارزش «حاج آقا»، چند داستان کوتاه و چند ترجمه اثری درخور آثار پیشین خود خلق نکرده بود. صادق هدایت تنها بزرگ‌ترین و خلا‌ق‌ترین نویسنده معاصر ایران نیست که به علاوه، هم در آثار و هم در زندگی و مرگ خود، چون آهوی معروفی که نقاشی کرده است، نماد محزون و نجیب غربت روشنفکر مستقل، نقاد، خلاق و نوآور ایرانی، نماد زندگی تبعیدی در میهن و نماد انزوائی است که شکاف بین مردم و روشنفکر و بیگانگی فرهنگ غالب بر جامعه با روشنفکران مستقل، براین گروه کم شمار تحمیل و غربت در وطن، انزوا، سرخوردگی، یاس و تنهائی را به سرنوشت محتوم آنان بدل می کند.»
مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش لوریس نخست وزیر خرستان میشود جلسات حافظ شناسی در فرهنگسرای ملل معجون خوشمزه یک بازیگر فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد