1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

 

بالاخره دوران صبر به پایان رسید. مهران مدیری با قهوه تلخ می آید. بعد از چند ماه بی خبری از این هنرمند محبوب، خبررسیده که مهران مدیری با معرفی چند بازیگر جدید برای این مجموعه مثل یوسف صیادی، سپند امیر سلیمانی، سعید امیر سلیمانی، رامین ناصر نصیر، آرش نوروزی و مه لقا باقری در لوکیشن جدید که همان ساختمانی است که سریال " ساختمان پزشکان "در آنجا فیلم برداری می شد، فیلم برداری می شود. مهران مدیری دلیل این تاخیر را تغییر در روند فیلم بعد از آمدن به زمان حال می داند و به طرفداران این سریال یک تحول جدید را نوید داده است. گروه نویسندگان این مجموعه تغییری نکرده است و خشایار الوند و امیر مهدی ژوله همچنان به همکاری با مدیری می پردازند. این مجموعه به احتمال زیاد ماه بعد وارد بازار خواهد شد.


در این چند هفته اخیر خبر فیلم " جدایی نادر از سیمین " مهمان هر هفته این ستون ما بوده است. این بار خبر از اصغر فرهادی کارگردان این فیلم و انتخاب او به عنوان بهترین فیلمساز خاورمیانه است. او تنها کارگردانی است که جایزه خرس طلایی بهترین فیلم را در جشنواره برلین از آن خود کرده است. اما خبر دیگر و جالب در خصوص این فیلم، توزیع نسخه اورجینال این فیلم در بازار بود. اما خبر جالب این است که بر روی سی دی نوشته شده که این فیلم به همراه پشت صحنه هایی از این فیلم خواهد بود. اما در این سی دی ارائه شده، خبری از پشت صحنه نیست. علی سرتیپی در این خصوص گزارش می دهد که سرعت در توزیع نسخه اوریجینال به دلیل جلوگیری از قاچاق فیلم علت اصلی این ماجرا بوده است. او خاطر نشان کرد که درتوزیع هفته آینده این سی دی گزارش پشت صحنه این فیلم حتما خواهد بود.


" نارنجی پوش " آقای مهرجویی هنوز در صدر خبرهای روزنامه و تاپ سرچ های صفحات اینترنت است. بازیگران نهایی انتخاب شده برای این کار هنوز معرفی نشده اند. اما مهرجویی هر ساعت با اعلام یک هنرمند دیگر، لیست ستارگان خود را به رخ می کشد. بازیگرانی که تا به امروز برای بازی در این فیلم انتخاب شده اند : حامد بهداد، میترا حجار، مصطفی زمانی، ساره بیات، امید روحانی، فردوس کاویانی، لعیا زنگنه و سامان گوران هستند. اما اینجور که پیش می رود، نمی توان این گروه را گروه تکمیلی دانست. باید باز هم صبر کرد تا دید چه کسانی به این جمع اضافه می شوند. امیدوارم حضور این همه ستاره، نتیجه کار مهرجویی را مثل آخر کار " سالاد فصل " نکند. حضور این همه ستاره، ممکن است خطرناک باشد و از طرف دیگر اگر همه چیز بر وفق مراد پیش برود، ممکن است فیلمی خاطره انگیز شود.


فیلم " یه حبه قند " به کارگردانی رضا میر کریمی در پردیس کیان افتتاح شد. این افتتاحیه با حضور بازیگرانی چون رضا کیانیان، اصغر همت، هدایت هاشمی، شمسی فضل اللهی و ... انجام شد. اما فقط بازیگران این فیلم در این افتتاحیه حضور نداشتند. کریم باقری نیز به همراه دختر خود در این مراسم حضور داشت. همچنین سعید پور صمیمی نیز در این برنامه حاضر بود. همچنین در این هفته فیلم " سعادت آباد" مازیار میری نیز اکران شد. در این هفته فیلم های خوبی بر روی پرده سینما دیده شد که امیدواریم عاقبت مالی خوبی برای کارگردانانش رقم بزند.


محرمانه این هفته همچنان در مورد حضور آنجلینا جولی در ایران است. اخبار ضد و نقیض این هفته در مورد حضوراین بازیگر هالیوودی در فیلم " لطفا بدون گناه " به کارگردانی علیرضا رئیسیان است. این خبر با توجه به به اینکه تمامی صحنه های این فیلم در ایران و داخل کشور می گذرد، بسیار بعید به نظر می رسد اما اگر این اتفاق بیفتاد، بسیار شگفت انگیز خواهد بود.


 

بعد از موفقیت کامکارها در کنسرت اخیر خود به احترام مادرشان، این بار بیژن کامکار خبر انتشار سی دی آموزش دف خود را به دوست داران داد. او که به شدت از نبود قانون کپی رایت در ایران نگران است، خاطر نشان کرد که اگر یک ناشر خوب برای کارش پیدا کند، این سی دی را به همراه یک کتاب مرجع خوب روانه بازار خواهد کرد. کامکار همچنین اعلام کرد که سی دی دیگری با تلفیق دف و نی در دست انتشار دارد که که نی آن را آقای کیانی نژاد زده اند.


 

خبر خوب هفته حول و حوش جلال ذولفنون است. ذولفنون که هنرمندی والا در عرصه نوازندگی سه تار است، در شهر خوی به همراه گروه اوستا برنامه اجرا کردند که طی همايشی تحت عنوان «مولانا در آينه شمس»، عبدالستار يارا، از سوی شهردار قونيه لوح تقدير و نشان مولانا را به جلال ذوالفنون و گروه اوستا اهدا كرد. در اين همايش درخواست پيوند خواهر خواندگی ميان قونيه، خوی و نيشابور به ثبت رسيد.


 

بعد از خبر بیماری سرطان بازیگر تاتر مجید بهرامی، گروه های مختلف هنری دست به برگزاری نمایشگاه عکس و خوانندگانی چون رضا صادقی و بنیامین با برگزاری کنسرت، برای بهبود روند درمان این هنرمند، برنامه اجرا کردند. اما با خبر شدیم در روز چهارشنبه فروش گیشه تاتر" زمستان 66 " به نفع این هنرمند باز خواهد بود. در حال حاضر مجید بهرامی به بیمارستانی در آلمان اعزام شده است.


 

هر چند وقت یک بار خبر از مزایده اموال شخصی مشاهیر به گوش می رسد و با قیمت های عجیب به فروش می رسند. این بار لوازم و وسایل شخصی جان وین با قیمت کلی 5/4 میلیون دلار به فروش رفت. کلیه لوازم جان وین در این مزایده 700 قطعه از لوازم شخصیش بود. گران ترین قطعه فروخته شده، کت سبز رنگ معروف جان وین که در فیلم The Green Berets بر تن داشت به قیمت 179 هزار دلار فروخته شد.


 

این بار بازیگران هالیوودی برایتان قصه می خوانند. به دلیل افت علاقه خرید کتاب های صوتی در امریکا و انگلستان، برای جلب مردم به خرید کتاب های ناطق، این بار دست به دامن بازیگران هالیوودی شده اند. بازیگرانی چون کیت وینسلت، نیکول کیدمن، داستین هافمن و کالین فیرث با امضا قراردادی، رمان های کلاسیک منتخب خود را به صورت صوتی ارائه می کنند.

دیدگاه‌ها  

0 # bagher 1390-07-22 16:21
matalebe jalebi bud. az hame ja neveshtiiid khayli mamnun va khoshhalam ke aghaye farhadi hanuz rou boorse.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # احمد 1390-07-23 13:55
من حتما فیلمه یه حبه قند رو میرم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # saied. s 1390-07-25 13:54
salam.
etelaate honariye khoobi midid. har hafte ro mikhoonam. ama alan dige delam naymad baratoon nazar nazaram.
khaste nabashid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

دو جایزه برای «بدون تاریخ، بدون امضاء» در جشنواره فیلم ونیز

فیلم «بدون تاریخ، بدون امضاء» از وحید جلیلوند، در بخش مسابقه‌ای افق‌ها در هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم ونیز، موفق به دریافت دو جایزه بهترین کارگردانی و همین طور بهترین بازیگر مرد، شد. علاوه بر آقای جلیلوند برای کارگردانی، نوید محمدزاده نیز جایزه بهترین بازیگر مرد را، در این فیلم ‌اجتماعی درباره وضعیت طبقاتی و فقر در جامعه امروز ایران، به خود اختصاص داد. جلیلوند در سال ۲۰۱۵ با فیلم «چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت» در جشنواره فیلم ونیز در همین بخش افق‌ها حضور داشت و جایزه فیپرشی یا انجمن منتقدان بین المللی را هم به خانه برد. حالا این بار هم در بخش افق‌ها دست خالی به خانه بازنگشت. به ویژه که رخشان بنی اعتماد- که سینمایش بی‌شباهت به دو فیلم بلند جلیلوند نیست- یکی از داوران این بخش بود. فیلم با یک اتفاق ساده آغاز می‌شود: یک تصادف. پزشکی که در پزشکی قانونی کار می‌کند، به یک موتوری و خانواده اش که سوار بر موتورسیکلت او هستند برخورد می‌کند. پسر خانواده ظاهراً از ناحیه سر آسیب دیده اما چیز جدی ای به نظر نمی‌رسد. روز بعد این پزشک با جسد این پسربچه در سردخانه پزشکی قانونی روبرو می‌شود، در حالی که به نظر می‌رسد بر اثر مسمومیت غذایی قوت کرده. از این جا بستر قصه شکل می‌گیرد و شرایط بغرنج و غریبی را پیش می‌کشد. مفهوم وجدان به مساله اصلی فیلم بدل می‌شود و مساله انسان بودن- یا «حیوان بودن» به گمان سازندگان که چند بار در دیالوگ‌ها به آن اشاره می‌شود- به مساله اصلی فیلم بدل می‌شود؛ این که این پزشک می‌تواند مرتکب قتل غیر عمد شده باشد و بنا به شغل اش به سادگی همه چیز را کتمان کند. اما فیلم تنها در درگیری ذهنی شخصیت اصلی‌اش خلاصه نمی‌شود و به پیوندی دیدنی با جهان اطرافش می‌رسد و سرانجام غریب و غیر قابل حدسی را هم رقم می‌زند. فیلمی که دنیای خود را بنا می‌کند​ هرچند فیلم از جهت مضمون و پرداخت و حتی فضاسازی- خواه ناخواه- فیلم‌های اصغر فرهادی را به خاطر می‌آورد، اما به گمانم این به خودی خود ایرادی بر فیلم نیست. هر فیلم طبیعتاً دنیای خاص خود را بنا می‌کند و حرف زدن درباره جامعه شهری معاصر و مفهوم قضاوت و وجدان طبیعتاً اصغر فرهادی را به خاطر می‌آورد، اما این لزوماً به معنی تقلید از فرهادی نیست. هر چند موج فزاینده‌ای در سینمای ایران شگل گرفته و فیلم‌های زیادی به تقلید از فرهادی ساخته می‌شود، اما به گمانم بدون تاریخ بدون امضاء، دنیای خود را بنا می‌کند و در روایت این دنیا موفق است. ما همه شخصیت‌ها و دغدغه‌هایشان را باور می‌کنیم و به راحتی با آنها همراه می‌شویم. پدری با احساس گناه و پزشکی با مسئولیت (با دو بازی دیدنی از نوید محمدزاده و امیر آقایی)، دو محور فیلم را رقم می‌زنند؛ از دو طبقه اجتماعی مختلف. اما فیلمساز این دو شخصیت را با هم در یک نقطه پیوند می‌زند: شرافت. شخصیت پدر گناهکار، با آن که به پائین ترین قشر جامعه نظر دارد، شخصیت خلافکاری نیست و تنها قربانی فقرش معرفی می‌شود. جزئیاتی به مانند خجالت کشیدن او به هنگام دریافت پول (و تاکیدش بر این که «این پول زیاد نیست؟») او را از کلیشه معمول فقیر خلافکار جدا می‌کند. در واقع فیلمساز (خوب یا بد البته به مانند فرهادی) قضاوت اولیه تماشاگر را به چالش می‌کشد: ما فکر می‌کنیم که این مرد خیلی زود به باج خواهی از این پزشک روی خواهد آورد، اما فیلم به هیچ وجه سراغ چنین مضمونی نمی‌رود و تنها روایتگر شرایط دشوار روحی مردی است که همه چیزش را می‌بازد و خود را گناهکار می‌داند. تردید ما درباره شرافت پزشک هم بستر چالشی دیگری را رقم می‌زند که تکلیف ما را در قبال او به یک مساله اصلی بدل می‌کند. به نظر می‌رسد «اعتراف» او می‌تواند به قیمت از دست دادن شغل و همه مزایای زندگی نسبت راحت اش بینجامد. اما فیلم پایان غریبی را رقم می‌زند؛ پایانی که بسیار شرافتمندانه‌تر از حدس و گمان‌های تماشاگر به نظر می‌رسد، اما فیلمساز در تمهیدی قابل تحسین، فیلم را با یک تردید به پایان می‌رساند: ما نمی‌توانیم صد درصد درباره صداقت او در دادگاه مطمئن باشیم؛ عدم صداقتی که می‌تواند در عین حال اوج شرافت اش را به نمایش بگذارد و بار دیگر وجوه تثبیت شده و معناهای صداقت و کارکردهای آن را به چالش بکشد و وجوه متفاوتی را برای آن متصور شود.a

کتایون ریاحی، در سفر به سومالی

کتایون ریاحی در سفر به سومالی، ضمن اهدای کمک‌های شخصی خود و بخشی از کمک‌های موسسه مهرآفرین پناه عصر به مردم سومالی ، در شهر گارسیا از یک کلاس درس ، مکتب‌خانه آموزش قرآن، و کمپ نگهداری از قطحی زدگان بازدید کرد.
مرور بر هنر هفته آخر آذر ماه پسر فراستی درباره پدرش نوشت فراستی تکذیب کرد سرانجام "عشق" نخل طلا گرفت باید بدانیم یا ندانیم؟ گرانترین هنرپیشه‌های زن هالیوود در سال ۲۰۱۴

انتخاب سردبیر

تئاتر

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا
"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد " بادها به نفع کودکان می وزند "

مطالب تصادفی

موسیقی

ملیک می دانست چرا مولانا می رقصید

تیر ماهی که گذشت مقارن بود با دهمین سالگرد درگذشت امانوئل ملیک اصلانیان موسیقیدان اندیشمند ایرانی. به همین مناسبت جمعی از شاگردان او البته با تاخیری سه ماهه سوم آبان ماه مراسم ویژه ای در تالار رودکی برگزار می کنند. در درازای هشتاد سالی که از فعال شدن حوزه موسیقی پیشرو در ایران می گذرد، به ندرت می‌توان با موسیقی اندیشمندانه، آنگونه که درخور این عنوان است، روبرو شد. در این حوزه نیز شیفتگی به فن و تکنیک آهنگسازی، نقش تعیین کننده ایفا کرده است. این شیفتگی نه تنها مجال اندیشیدن را از آهنگسازان سلب کرده که راه را بر بیان احساس واقعی آنان نیز بسته است. در چنین فضایی است که نقش حضور اندک اندیشمندانی که شمارشان شاید از انگشتان یک دست تجاوز نکند در جامعه موسیقی ایران ارزش و اهمیت ویژه پیدا می کند. امانوئل ملیک اصلانیان نوازنده و آهنگساز در فهرست این اندک موسیقیدانان اندیشمند جای داشت. او در سال ۱۲۹۴ در روستوف در روسیه زاده شد، هر چند در بیشتر منابع گفته شده در تبریز به دنیا آمده است. در گفت وگویی می گوید:\"محل تولد من در شناسنامه، تبریز نوشته شده اما در حقیقت در سال ۱۹۱۵ میلادی در روستوف به دنیا آمده‌ام. پدر و مادرم اهل تبریز بودند، اما در آن زمان در روستوف زندگی می‌کردند.\" در سال‌های نوجوانی به هامبورگ در آلمان رفت و در کنسرواتوار این شهر به آموزش موسیقی پرداخت. پس از دریافت دیپلم پیانو از کنسرواتوار هامبورگ، رهسپار برلین شد با این نیت که در مدرسه عالی موسیقی این شهر، شیوه‌های علمی آهنگسازی و رهبری ارکستر را نیز فراگیرد. بخت یار امانوئل بود که یکی از موسیقیدانان نام آور و نوآور آلمانی، پاول هیندمیت، در آن مدرسه تدریس می کرد. امانوئل از آموزه‌های هیندمیت بهره های فراوان برد و با به پایان رساندن دوره آهنگسازی، به ایران بازگشت. در ایران چند سالی را به مطالعه در موسیقی ایران پرداخت، به مقام استادی در هنرستان عالی موسیقی رسید و به مرور و به موازات تدریس، دست به کار آفرینش موسیقی شده است. نخستین آفریده‌های ملیک اصلانیان که برای پیانو نوشته شده، کوششی است در راه پیدا کردن ساختاری که در عین وفاداری به ضوابط بین المللی با ویژگی‌های موسیقی ملی نیز سازگار باشد. قطعاتی در چهارگاه و دشتی که حاصل این کوشش است از همان آغاز او را به عنوان آهنگسازی اندیشمند معرفی کرد. اصلانیان پس از آن آرام آرام به سراغ کارهای ارکسترال و صحنه‌ای رفت، هر چند سال یک بار با دقت و مراقبت تمام کاری را به پایان برد و منتظر مانده تا تاثیر اجرای آن را در تالار رودکی ارزیابی کند و از آن در ساخت و پرداخت کارهای بعدی بهره بگیرد. باله پروانه، گلبانگ، برای ارکستر و گروه آواز جمعی، باله افسانه آفرینش و اوراتوریوی سپیده از کارهای برجسته صحنه ای اوست که همه آن ها در تالار رودکی در سال های پیش از انقلاب به اجرا درآمد. اوراتوریوی سپیده با متنی از محمود خوشنام فراز و نشیب‌های تاریخی ایران را بررسی می کند که همیشه نبرد دائمی اهریمن و اهورامزدا، ظلمت و روشنایی را به ذهن می آورد و پایان هر شب سیاه را که در نهایت سپید است. افسانه هستی معروف ترین و شاخص‌ترین کار ملیک اصلانیان افسانه آفرینش است که از باورهای فرهنگ میترایی تغذیه کرده است. \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی\" ملیک اصلانیان، او این باورها را بسیار غنی ارزیابی می کند. منابعی که به یاری آن ها می‌توان بسیاری از رویدادهای جهان هستی را توجیه کرد. افسانه آفرینش همیشه موضوع برانگیزاننده‌ای برای هنرمندان و موسقیدانان بوده است. اما افسانه اصلانیان را دید هستی شناسانه میترایی او از افسانه های دیگران متمایز می کند. در روایت اصلانیان، زِروان خدای مطلق از آسمان به زیر می آید و زمینی می شود. به قالب میترا در می آید که انسان است. او خود می گوید: \"به نظر من، خدا در انسان‌ها جاری می شود و سرانجام به انسان تبدیل می گردد.\" اصلانیان موسیقی افسانه را مدرن و پلی تنال (چند تنالیته‌ای) انتخاب کرده است. در سبب آن می گوید: \"اگر چه این اندیشه از ایران باستان برخاسته ولی تبدیل به یک موضوع فلسفی فراگیر در جهان شده است. از همین روی برای آن از موسیقی مطلق بدون وابستگی به این سو و آن سو بهره گرفتم.\" در سبب آن‌که چرا چنین موضوعی را از طریق رقص و باله مطرح ساخته می گوید: \"رقص در شرق همان کاری را می کند که فوگ، در غرب. در فوگ خلسه از طریق تجرید معنوی و روحانی به دست می آید و در رقص‌های شرقی از راه جسم و این هر دو وسیله‌ای است برای رسیدن به مطلق.\" از همین جاست که به تاثیر عرفان در موسیقی اصلانیان می رسیم. او اظهار شگفتی می کند که \"عرفان نتوانسته همان نیرویی را که در ادبیات گسترده ایران پدید آورده، در موسیقی به وجود آورد. هنوز در موسیقی عارف وجود ندارد.\" سبب واپسماندگی \"می دانم چرا مولانا نیز می‌رقصید. وقتی برگ درخت در هوا می رقصد، این خواسته خودش نیست. نیرویی آن برگ سبک را می رقصاند. مولانا هم از طریق گذشتن از من؛ چنان سبک می‌شد که به رقص در می آمد. در موسیقی هم باید به این سبکی رسید.\" ملیک اصلانیان عوامل مختلفی را در واپس ماندگی‌های فرهنگی ما دست اندر کار می دید: \"اول آن که ما پیر شده‌ایم و احتیاج به رنسانس داریم. ما زودتر شروع کردیم، زودتر هم به اوج رسیدیم و حالا هم به پیری و از کار افتادگی.\" \"در هوای گرم شرق همه چیز زودتر شکفته و پژمرده می شود ولی از یاد نبریم که نژادی که تمدن را آغاز کرد، شرق را برای زندگی انتخاب کرده بود.\" عاملی که به ویژه در حوزه موسیقی و روند تحولات آن اهمیت پیدامی کند، مذهب است. اصلانیان دراین باره نیز نظری ویژه داشت: \"غربی ها به خصوص آلمانی ها روحیه خشن‌تری داشتند و آئین نرم و ملایم مسیحیت را پذیرفتند. ولی ما روحیه نرم و لطیفی داشتیم و آماده بودیم که آئین خشن تری را بپذیریم. به هر حال همه چیز از داخل ناشی شده است. اگر ضعف داخلی وجود نداشت، مقاومت بیشتری می‌شد. اگر آدم ضعیف نباشد، سرماخوردگی او را از پای در نمی آورد. من فکر می کنم اگر آئین مانی باقی مانده بود چه بسا که ما لاک پشت نمی شدیم.\" او در پاسخ ناقدانی که که رپرتووار نوازندگی او را محدود و رسیتال‌های او را تکراری ارزیابی می کردند، می گوید: \"این تکرارها نیز برای رسیدن به عمق است. من بعد از هر اجرا، باز جور دیگری می نوازم. من همیشه در سفرم. آن هم سفری که انتهائی برایش متصور نیست.\" و اما نظرات امانوئل ملیک اصلانیان درباره موسیقی موجود ایران نیز قابل تامل است. از بسیاری از نام آوران سنتی یاد می کند و یادآور می شود که از جمله با ابوالحسن صبا آشنایی داشته و از او مطالب زیادی آموخته است و اشاره ای نیز به کوشش های خود در زمینه موسیقی سنتی می کند و اثری که برای تار و تنبک و سنتور نوشته است. بعد می کوشد سبب واپسماندگی ها را پیدا کند: \"شاید تقصیر از سازها باشد که چون پیشرفت نکرده اند، امکان پیشرفت خود موسیقی را نیز محدود کرده اند. بعد برای روشن شدن رابطه حیاتی میان ساز و موسیقی مثال از غرب می آورد: اگر چمبالو پیشرفت نمی کرد و تبدیل به پیانوی رویال نمی شد ما هم از سونات های اسکارلاتی به راپسودی‌های لیست نمی رسیدیم.\" ملیک اصلانیان بعد حرف آخر را می زند. حرفی که بسیاری از نواندیشان دیگر نیز گفته اند و گوش شنوایی نیافته‌اند: \"ما دارای منبع عظیمی از موسیقی در کشورمان هستیم. آهنگسازان ما باید با استفاده از کنترپوان، هماهنگی‌های جدید ابداع کنند. آن موقع موسیقی ایرانی دارای سبک بین المللی خواهد شد.\" و بعد در پاسخ کسانی که این کوشش ها را غرب زدگی تلقی می کنند، می افزاید: \"کنترپوان یک علم و در نتیجه بین المللی است و مربوط به کشور خاصی نمی‌شود و استفاده از آن لطمه‌ای به هویت ملی ما نخواهد زد.\" منبع: DW

«سال تا سال» گروه پالت، با سال نو

«سال تا سال اگه بی‌عشق موندیم، آوازایی هست که باید می‌خوندیم، صبح تا شب اگه از پا می‌افتیم، قصه‌هایی هست که باید می‌گفتیم. بیا قصه شو تو این شبای بی‌خواب، بیا آزاد شو از این شهر بی‌تاب، بیا خنده شو تو خشکی خیابان، بیا پروانه شو بالی بزن از بام تهران.»   نماهنگ «سال تا سال»، تازه‌ترین اثر گروه «پالت» در آستانه سال ۹۴ انتشار یافت. این نماهنگ یکی از قطعه‌های دومین آلبوم رسمی گروه پالت است که احتمالاً در فصل بهار امسال به بازار می‌آید. تم کلی قطعه «سال تا سال» و قطعات دیگر این آلبوم شهر تهران است. «سال تا سال» که در خیابان‌های تهران به تصویر کشیده شده، فضایی می‌سازد رنگارنگ، پر از شیطنت و حال و هوای کودکی و سبکبالی که مخاطب را به شروعی دوباره دعوت می‌کند. تصاویری مانند پروانه‌ای که بال می‌زند، دوش حمام در باجه تلفن، خریدن توپ فوتبال پلاستیکی از وانت، مسواک زدن در خیابان، زندگی خصوصی را به عرصه عمومی و به خیابان می‌کشد و امر خصوصی را عمومیت می‌دهد و برای آن بیان تصویری و موسیقایی پیدا می‌کند. گروه موسیقی پالت فعالیت خود را از سال ۸۹ در سبک تلفیقی «جاز فیوژن» و موسیقی ایرانی آغاز کرده و تاکنون قطعه‌های بسیاری ساخته است. اولین آلبوم پالت «آقای بنفش» نام دارد. این آلبوم با استقبال مخاطبان مواجه شد. پالت در یک تور اجرای زنده در برخی از شهرهای ایران و همچنین در شهر آمستردام در هلند نیز قطعات آلبوم «آقای بنفش» را به علاقمندانش عرضه کرد. امید نعمتی، خواننده گروه پالت خبر داده است که آلبوم دوم این گروه به زودی منتشر می‌شود. او در سایت «موسیقی ما» درباره این آلبوم گفته است: «میکس در ایران توسط رضا فرهادی و پیمان حاتمی انجام شد و تصمیم گرفتیم که مسترینگ را به یک استودیو خارجی واگذار کنیم. رضا فرهادی هم گفت که یک تجربه جدید برای ما خواهد بود تا ببینیم که میکس ما در آنجا چگونه مستر می‌شود. پس از مشورت‌هایی که انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که کار را به یک استودیو خوب و حرفه‌ای واگذار کنیم. ابی رود یک استودیو مطرح در دنیا است و پس از اینکه انتخاب را انجام دادیم، چند اجرا برای تأمین منابع مالی این حرکت داشتیم. آن کسی که در استودیو ابی رود کار مسترینگ را انجام می‌داد آلبوم‌های گروه‌های معروفی نظیر پینک فلوید را مستر کرده بود. او از رضا فرهادی و تیمش راضی بود و باور نمی‌کرد چنین میکسی به این خوبی از ایران به دستشان رسیده است. در مرحله مسترینگ راحت بودند و کار را برای ما ارسال کردند و شنیدیم و خیلی راضی بودیم.» این گروه تاکنون نماهنگ‌های متفاوتی نیز ارائه کرده مانند قطعه «یادگار دوست» که در برنامه «رادیو هفت» با پانتومیم نواختن ساز اجرا شد. گروه موسیقی پالت در مقابل دوربین صدا و سیما با اینکه نمی‌توانستند سازهای خود را نشان دهند و نوازندگی کنند، وانمود کردند که ساز در دست دارند و با اجرای پانتومیم نوازندگی، قطعه خود را اجرا کردند. علی‌رغم آنچه که در همه این سال‌ها بر شهروندان ایرانی رفته، در موسیقی، ترانه و در ویدئوی قطعه «سال تا سال» امید و میل به زیستن و لذت بردن از زندگی موج می‌زند. کارگردان این ویدئو بهزاد الیاس آذر است و به گفته امید نعمتی خواننده اصلی گروه پالت، پوریا عالمی و بهرنگ تنکابنی نیز در ساختن این ویدئوکلیپ دست داشته‌اند. نسیم روشنایی
۷۰ سالگی خولیو ایگلسیاس، مرد ترانه‌های عاشقانه و پرشور بیانسه پردرآمدترین خواننده زن دنیا امکان پخش صدای آواز زنان خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران

به گزارش «تابناک»؛ عصر جمعه سوم دی 1395، ششمین حراج تهران که به لطف آثار هنر معاصر و شماری چشمگیر از کارهای هنرمندان جوان و البته مدیوم عکس متفاوت تر از همیشه مجموعه داران و خریداران آثار ه

نمایشگاه نقاشی سهیلا حقیقت در گالری سیحون

این بار گالری سیحون، قصد برپایی نمایشگاه نقاشی خانم سهیلا حقیقت را دارد. افتتاحیه این نمایشگاه جمعه 2 دی ماه از ساعت 4 تا 8 شب خواهد بود. این نمایشگاه تا 7 دی ماه پذیرای شما هنردوستان خواهد بود. ساعات بازدید به مانند همیشه از ساعت 10 صبح تا 6 بعدازظهر خواهد بود.
نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش نقاشی های واقعی نمایشگاه عکس رضا میلانی پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری

ادبیات

۶۴ سال از مرگ صادق هدایت گذشت

با این‌که در سالیان اخیر آثار هدایت چندان اجازه‌ی انتشار نیافت اما نقدهای بسیاری بر آثار و زندگی هدایت نوشته شد که نشان از اهمیت این نویسنده ی شهیر ایرانی دارد. صادق هدایت در ۲۸ بهمن‌ماه ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد. بسیاری او را از پیش‌گامان داستان‌نویسی نوین ایران دانسته‌اند. آن‌چه بی‌شک موجب شهرت جهانی هدایت شده است، رمان ِ «بوف کور» این نویسنده است. رمان بوف کور به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است. مصطفی فریدون فرزانه از دوستان هدایت در کتاب «آشنایی با صادق هدایت» تاریخ انتشار این رمان را سال ۱۳۰۹ می‌داند. آغاز کتاب بوف کور شاید از معروف‌ترین جملاتی باشد که در ادبیات فارسی میان مردم دست به دست شده و استفاده شده است. «در زندگی زخم‌هایی است که مثل خوره روح را در انزوا می‌خورند و می‌تراشند. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله‌ی افیون و مواد مخدره است؛ ولی افسوس که تاثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.» پدرش هدایت قلی‌خان (اعتضاد‌الملک، فرزند نیرالملک وزیر علوم در دوره ناصرالدین‌شاه) بود و نام مادرش زیورالملوک. اجدادش از رجال معروف عصر ناصری بودند و جد اعلای هدایت «رضاقلی‌خان هدایت» از رجال معروف ناصرالدین‌شاه و صاحب کتاب‌هایی چون مجمع‌الصفا و اجمل‌التواریخ بود. صادق کوچک‌ترین فرزند خانواده بود. صادق هدایت شش ساله بود که تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه‌ی علمیه‌ی تهران شروع کرد و دوره‌ی متوسطه‌ی خود را در دبیرستان دارالفنون به پایان رساند. مدتی به خاطر بیماری ِ چشم مدرسه را رها کرد اما در سال ۱۲۹۶ در مدرسه‌ی «سن‌لویی» که مدرسه‌‌ی فرانسوی‌ها بود مشغول به تحصیل شد. در این مدرسه بود که به گفته‌ی هدایت او با ادبیات جهان آشنایی ابتدایی پیدا کرد.... فرج سرکوهی نویسنده و منتقد ادبی در مورد مرگ هدایت چنین می‌گوید: «غروب روز ۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰ ، ۹ آوریل ۱۹۵۱، صادق هدایت پس از سوزاندن برخی آثار منتشر نشده خود، در آپارتمانی در خیابان شامپونیه پاریس خوکشی کرد اما خودکشی فرهنگی او با مرگ شور نوشتن و شوق خلاقیت در او، از حدود ده سال پیش آغاز شده بود و هدایت در این ده سال، از ۲۰ ۱۳تا ۱۳۳۰، جز داستان کم ارزش «حاج آقا»، چند داستان کوتاه و چند ترجمه اثری درخور آثار پیشین خود خلق نکرده بود. صادق هدایت تنها بزرگ‌ترین و خلا‌ق‌ترین نویسنده معاصر ایران نیست که به علاوه، هم در آثار و هم در زندگی و مرگ خود، چون آهوی معروفی که نقاشی کرده است، نماد محزون و نجیب غربت روشنفکر مستقل، نقاد، خلاق و نوآور ایرانی، نماد زندگی تبعیدی در میهن و نماد انزوائی است که شکاف بین مردم و روشنفکر و بیگانگی فرهنگ غالب بر جامعه با روشنفکران مستقل، براین گروه کم شمار تحمیل و غربت در وطن، انزوا، سرخوردگی، یاس و تنهائی را به سرنوشت محتوم آنان بدل می کند.»

داستان کوتاه: نفرت نوشته مرضیه محمدپور

نوشته مرضیه محمدپور...همین که داخل حیاط شدم زنم را روی پشت بام دیدم. داشت رخت های شسته را پهن می کرد. فقط یک وجب با لب بام فاصله داشت و پشتش به من بود...
کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! هفتاد سال با شازده کوچولو فردا جایی برای زنان بر روی قله آناپورنا ۱۰ نکته جالب در باره آگاتا کریستی