1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

 

بالاخره دوران صبر به پایان رسید. مهران مدیری با قهوه تلخ می آید. بعد از چند ماه بی خبری از این هنرمند محبوب، خبررسیده که مهران مدیری با معرفی چند بازیگر جدید برای این مجموعه مثل یوسف صیادی، سپند امیر سلیمانی، سعید امیر سلیمانی، رامین ناصر نصیر، آرش نوروزی و مه لقا باقری در لوکیشن جدید که همان ساختمانی است که سریال " ساختمان پزشکان "در آنجا فیلم برداری می شد، فیلم برداری می شود. مهران مدیری دلیل این تاخیر را تغییر در روند فیلم بعد از آمدن به زمان حال می داند و به طرفداران این سریال یک تحول جدید را نوید داده است. گروه نویسندگان این مجموعه تغییری نکرده است و خشایار الوند و امیر مهدی ژوله همچنان به همکاری با مدیری می پردازند. این مجموعه به احتمال زیاد ماه بعد وارد بازار خواهد شد.


در این چند هفته اخیر خبر فیلم " جدایی نادر از سیمین " مهمان هر هفته این ستون ما بوده است. این بار خبر از اصغر فرهادی کارگردان این فیلم و انتخاب او به عنوان بهترین فیلمساز خاورمیانه است. او تنها کارگردانی است که جایزه خرس طلایی بهترین فیلم را در جشنواره برلین از آن خود کرده است. اما خبر دیگر و جالب در خصوص این فیلم، توزیع نسخه اورجینال این فیلم در بازار بود. اما خبر جالب این است که بر روی سی دی نوشته شده که این فیلم به همراه پشت صحنه هایی از این فیلم خواهد بود. اما در این سی دی ارائه شده، خبری از پشت صحنه نیست. علی سرتیپی در این خصوص گزارش می دهد که سرعت در توزیع نسخه اوریجینال به دلیل جلوگیری از قاچاق فیلم علت اصلی این ماجرا بوده است. او خاطر نشان کرد که درتوزیع هفته آینده این سی دی گزارش پشت صحنه این فیلم حتما خواهد بود.


" نارنجی پوش " آقای مهرجویی هنوز در صدر خبرهای روزنامه و تاپ سرچ های صفحات اینترنت است. بازیگران نهایی انتخاب شده برای این کار هنوز معرفی نشده اند. اما مهرجویی هر ساعت با اعلام یک هنرمند دیگر، لیست ستارگان خود را به رخ می کشد. بازیگرانی که تا به امروز برای بازی در این فیلم انتخاب شده اند : حامد بهداد، میترا حجار، مصطفی زمانی، ساره بیات، امید روحانی، فردوس کاویانی، لعیا زنگنه و سامان گوران هستند. اما اینجور که پیش می رود، نمی توان این گروه را گروه تکمیلی دانست. باید باز هم صبر کرد تا دید چه کسانی به این جمع اضافه می شوند. امیدوارم حضور این همه ستاره، نتیجه کار مهرجویی را مثل آخر کار " سالاد فصل " نکند. حضور این همه ستاره، ممکن است خطرناک باشد و از طرف دیگر اگر همه چیز بر وفق مراد پیش برود، ممکن است فیلمی خاطره انگیز شود.


فیلم " یه حبه قند " به کارگردانی رضا میر کریمی در پردیس کیان افتتاح شد. این افتتاحیه با حضور بازیگرانی چون رضا کیانیان، اصغر همت، هدایت هاشمی، شمسی فضل اللهی و ... انجام شد. اما فقط بازیگران این فیلم در این افتتاحیه حضور نداشتند. کریم باقری نیز به همراه دختر خود در این مراسم حضور داشت. همچنین سعید پور صمیمی نیز در این برنامه حاضر بود. همچنین در این هفته فیلم " سعادت آباد" مازیار میری نیز اکران شد. در این هفته فیلم های خوبی بر روی پرده سینما دیده شد که امیدواریم عاقبت مالی خوبی برای کارگردانانش رقم بزند.


محرمانه این هفته همچنان در مورد حضور آنجلینا جولی در ایران است. اخبار ضد و نقیض این هفته در مورد حضوراین بازیگر هالیوودی در فیلم " لطفا بدون گناه " به کارگردانی علیرضا رئیسیان است. این خبر با توجه به به اینکه تمامی صحنه های این فیلم در ایران و داخل کشور می گذرد، بسیار بعید به نظر می رسد اما اگر این اتفاق بیفتاد، بسیار شگفت انگیز خواهد بود.


 

بعد از موفقیت کامکارها در کنسرت اخیر خود به احترام مادرشان، این بار بیژن کامکار خبر انتشار سی دی آموزش دف خود را به دوست داران داد. او که به شدت از نبود قانون کپی رایت در ایران نگران است، خاطر نشان کرد که اگر یک ناشر خوب برای کارش پیدا کند، این سی دی را به همراه یک کتاب مرجع خوب روانه بازار خواهد کرد. کامکار همچنین اعلام کرد که سی دی دیگری با تلفیق دف و نی در دست انتشار دارد که که نی آن را آقای کیانی نژاد زده اند.


 

خبر خوب هفته حول و حوش جلال ذولفنون است. ذولفنون که هنرمندی والا در عرصه نوازندگی سه تار است، در شهر خوی به همراه گروه اوستا برنامه اجرا کردند که طی همايشی تحت عنوان «مولانا در آينه شمس»، عبدالستار يارا، از سوی شهردار قونيه لوح تقدير و نشان مولانا را به جلال ذوالفنون و گروه اوستا اهدا كرد. در اين همايش درخواست پيوند خواهر خواندگی ميان قونيه، خوی و نيشابور به ثبت رسيد.


 

بعد از خبر بیماری سرطان بازیگر تاتر مجید بهرامی، گروه های مختلف هنری دست به برگزاری نمایشگاه عکس و خوانندگانی چون رضا صادقی و بنیامین با برگزاری کنسرت، برای بهبود روند درمان این هنرمند، برنامه اجرا کردند. اما با خبر شدیم در روز چهارشنبه فروش گیشه تاتر" زمستان 66 " به نفع این هنرمند باز خواهد بود. در حال حاضر مجید بهرامی به بیمارستانی در آلمان اعزام شده است.


 

هر چند وقت یک بار خبر از مزایده اموال شخصی مشاهیر به گوش می رسد و با قیمت های عجیب به فروش می رسند. این بار لوازم و وسایل شخصی جان وین با قیمت کلی 5/4 میلیون دلار به فروش رفت. کلیه لوازم جان وین در این مزایده 700 قطعه از لوازم شخصیش بود. گران ترین قطعه فروخته شده، کت سبز رنگ معروف جان وین که در فیلم The Green Berets بر تن داشت به قیمت 179 هزار دلار فروخته شد.


 

این بار بازیگران هالیوودی برایتان قصه می خوانند. به دلیل افت علاقه خرید کتاب های صوتی در امریکا و انگلستان، برای جلب مردم به خرید کتاب های ناطق، این بار دست به دامن بازیگران هالیوودی شده اند. بازیگرانی چون کیت وینسلت، نیکول کیدمن، داستین هافمن و کالین فیرث با امضا قراردادی، رمان های کلاسیک منتخب خود را به صورت صوتی ارائه می کنند.

دیدگاه‌ها  

0 # bagher 1390-07-22 16:21
matalebe jalebi bud. az hame ja neveshtiiid khayli mamnun va khoshhalam ke aghaye farhadi hanuz rou boorse.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # احمد 1390-07-23 13:55
من حتما فیلمه یه حبه قند رو میرم..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # saied. s 1390-07-25 13:54
salam.
etelaate honariye khoobi midid. har hafte ro mikhoonam. ama alan dige delam naymad baratoon nazar nazaram.
khaste nabashid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

سینما

مهران مدیری به قلب یخی پیوست!

مهران مدیری، ستاره بعدی است که به فصل سوم قلب یخی پیوسته است. پیش از او حضور هدیه تهرانی در این مجموعه قطعی شده بود. با اینکه حدودا یک ماه پیش زمزمه هایی مبنی بر حضور مدیری در این سریال شنیده می شد، اما گویا بالاخره این شایعات تائید شده و مهران مدیری قرار است در فصل سوم قلب یخی بازی کند. این فصل را سامان مقدم کارگردانی می کند ولی هنوز از نویسنده خاصی که کار نگارش این مجموعه را بر عهده داشته باشد، نامی برده نشده است. در فصل های پیشین قلب یخی، محمدحسین لطیفی کارگردان بود و حامد عنقا، نویسنده. دو فصل قبلی هم ستاره های گل درشتی داشت. از الناز شاکردوست و امین حیایی گرفته تا حسین یاری، حمید فرخ نژاد و ... . مهران مدیری این روزها خودش هم قهوه تلخ را دوباره به شبکه نمایش خانگی روانه کرده و جالب است که توافق کرده در سریال رقیب هم بازی کند.

بازی تاج و تخت جوایز امسال امی را درو کرد

  فصل پنجم سریال «بازی تاج و تخت» با دریافت ۱۲ جایزه در مراسم «امی» که به اسکار تلویزیونی آمریکا معروف است،‌ توانست رکورد جدیدی از خود برجای گذارد. برگزیدگان شصت و هفتمین جوایز امی که مهم‌ترین جایزه تلویزیونی آمریکا محسوب می‌شود، یکشنبه شب۲۰ سپتامبر، بامداد دوشنبه به وقت ایران در مراسمی در سالن «مایکروسافت تیاتر» لس‌آنجلس معرفی شدند. فصل پنجم سریال « بازی تاج و تخت / Game of Thrones» تولید شبکه اچ‌بی‌او که با ۲۴ نامزدی، پیشتاز کاندیداهای این دوره جوایز امی بود، با دریافت ۱۲ جایزه از جمله بهترین سریال درام، بهترین بازیگر مرد مکمل در یک سریال درام (پیتر دینکلیج)، بهترین کارگردانی یک سریال درام (دیوید ناتر) و بهترین نویسندگی یک سریال‌ درام رکورد دریافت بیشترین جایزه یک سریال در جوایز امی را از آن خود کرد. «بازی تاج و تخت» که طی چند سال گذشته در زمره پربیننده‌ترین و محبوب‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی در سطح جهان بوده است، از روی سری کتاب‌های فانتزی و پرفروش جرج آر. آر. مارتین ساخته شده و داستان هفت قلمروی افسانه‌ای است که بر سر پادشاهی با هم در حال جنگ هستند. «بازی تاج و تخت» یکی از سریال‌های پرهزینه شبکه اچ‌بی‌او و پربیننده‌ترین سریال تاریخ این شبکه است و تاکنون در دوره‌های گذشته جایزه امی، جوایر متعددی را از آن خود کرده اما در مراسم «گلدن گلوب» تاکنون تنها دوبار نامزد دریافت بهترین سریال درام شد و یک جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را نیز به خود اختصاص داد. تاکنون پنج فصل از این مجموعه طی سال‌های گذشته از شبکه‌ اچ‌پی‌او پخش شده و فصل ششم آن نیز از آوریل سال ۲۰۱۶ نمایش داده خواهد شد. مجموعه «بازی تاج و تخت» در بخش بهترین سریال درام با مجموعه‌های «Better Call Saul»، «دانتن ابی»، «خانه پوشالی»، «هوملند»، «مد من» و «نارنجی، سیاه جدید است» برای به دست آوردن عنوان بهترین سریال درام رقابت داشت. اما در بخش بهترین سریال کمدی، مجموعه کمدی-سیاسی «ویپ/Veep» دیگر تولید اچ‌بی‌او جایزه امی را از آن خود کرد. «لویی»، «خانواده مدرن»، «Parks & Recreation»، «سیلیکون ولی»، «شفاف/Transparent» و «کیمی اشمیت نشکن/ Unbreakable Kimmy Schmidt» دیگر نامزدهای این بخش بودند. مینی سریال «اولیو کیتریج/Olive Kitteridge» دیگر تولید اچ‌بی‌او نیز با دریافت شش جایزه از جمله بهترین سریال کوتاه، بهترین بازیگر مرد در یک سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی (ریچارد جنکینز)، بهترین بازیگر زن در یک سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی (فرانسس مک‌دورمند)، بهترین بازیگر مرد مکمل در یک سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی (بیل مورای)، بهترین کارگردانی یک سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی یا برنامه ویژه (لیسا چولودنکو) و بهترین نویسندگی یک سریال کوتاه یا فیلم تلویزیونی یا برنامه ویژه (جین اندرسن) دیگر برنده بزرگ این دوره جوایز امی بود. این سریال چهار ساعته از روی رمانی نوشته الیزابت استراوت ساخته شده و درباره یک معلم بازنشسته در شهر ساحلی کراسبی و ارتباط او با همسر، پسر و اطرافیانش است. «اولیو کیتریج» در ۱۳ بخش نامزد دریافت جوایز امی بود. از سوی دیگر جان هام برای بازی در سریال «مدمِن» توانست جایزه بهترین بازیگر مرد در یک سریال درام را از آن خود کند. جفری تامبور هم برای بازی در سریال «شفاف/ Transparent» جایزه بهترین بازیگر نقش کمدی را دریافت کرد. آکادمی علوم و هنرهای تلویزیونی هر ساله جایزه امی را به بهترین‌های دنیای تلویزیون در بخش‌های مختلف درام، کمدی، سریال کوتاه، فیلم تلویزیونی، برنامه‌های زنده و چند رشته دیگر اعطا می‌کند. نامزدهای امی ۲۰۱۵ از میان صدها برنامه تلویزیونی انگلیسی‌زبان که از تاریخ اول ژوئن ۲۰۱۴ تا ۳۱ مه ۲۰۱۵ از شبکه‌های مختلف تلویزیونی دنیا پخش شده بودند به این مرحله راه یافتند.
اخبار کوتاه ار سینما و صحنه بعضی وقتها مرگ پایان زندگی نیست جدیدترین لیست 100 فیلم برتر تاریخ سینما گرانترین هنرپیشه‌های زن هالیوود در سال ۲۰۱۴ مروری بر دنیای هنر در هفته‌ چهارم تیر

انتخاب سردبیر

تئاتر

چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟

شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه "ایرانشهر" فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلام کرد.   به گزارش ایسنا، روابط عمومی تماشاخانه ایرانشهر، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر متشکل از بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حسین مسافرآستانه، حسین پارسایی و مجید رجبی معمار فهرست اجراهای نیم‌سال اول سال 95 را اعلا

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.
برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد تماشای تئاتر در خانه نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد در تالار قشقایی ببینیم

مطالب تصادفی

موسیقی

شب پر ستاره مازیار فلاحی

دیشب در برج میلاد شبی متفاوت بود. مازیار فلاحی خواننده ای که این روز ها خیلی طرفدار پیدا کرده است، روی سن ستاره باران برج میلاد آمد و همزمان با روز تولدش در برج میلاد کنسرتی برگزار کرد که مورد استقبال بسیار قرار گرفت.

كنسرت زمانه گروه كامكارها

كنسرت موسیقی كردی، فارسی گروه كامكارها  14،15 و 16 مهر ماه در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی، ساعت 21 برگزار می شود. این كنسرت یادبودی برای مادر كامكارها است كه به احترام ایشان (زمانه) نامگذاری شده و قطعه زیبایی كه به یاد ایشان ساخته شده، اجرا می شود.
رودخانه بی پایان در راه است حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس «روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان گنجشک کوچولو

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

موزه هایی که نمیشناسیم

ما اما زیاد اهل موزه رفتن نیستیم، این را لازم نیست آمارها بگویند یا قیاسها تایید کنند، خودمان بهتر میدانیم که در طول یکسال چندبار ممکن است به دیدار موزه ای برویم یا تماشای موزه های شهرمان در برنامه های فرهنگی-تفریحی مان جا داشته باشد. این در حالیست که به واسطه تاریخ چند هزارساله سرزمینمان و تنوع آب و هوایی و تعدد اقوامی که در ایران زندگی میکنند، موزه های ما در سراسر کشور گنجینه های شگفت انگیز، زیبا، قیمتی و غرور آفرینند که تماشایشان دست کم احساس خوبی به بیننده میدهد. 28  اردیبهشت روز جهانی موزه هاست؛ به این بهانه پیشنهاد میکنیم این دو موزه متفاوت و بسیار تماشایی را در تهران ببینید. غار موزه وزیری غارموزه چیز عجیبی است، هم طبیعت است و هم هنر. چشم انداز جانانه ایست. مخصوصا که هنرمند خالق آن همانجا کنارتان باشد و بی وقفه به کار خلق آثار جدید. غار موزه‌ وزيري در شمال پايتخت، در كنار راه لواسان به سمت روستاي كندعليا، بخشي از ديواره رشته کوههای البرز را به خود اختصاص داده است. از هوای مطبوع و چشم انداز بکر آن که عبور کنید به دروازه ای چوبی میرسید که به غار موزه راهنمایی تان میکند. شما اگر طرفدار گردشگری طبیعی باشید یا هوادار تماشای موزه ها یا دوستدار میراث فرهنگی، غار موزه وزیری مقصدی دیدنی برای شماست. وقت تماشای ان هم میشود کنار اتش افروخته گرم شوید ، هم در فضای باز چای و نسکافه بخورید و هم بروید بالای خانه درختی که استاد در محوطه حیاط غارموزه ساخته و از ان بالا منظره ای کوهستانی را ببینید که جای دیگری ندیده اید. شما از دهان یک شیر که در آستانه دیواره کوه ساخته شده وارد غار میشوید، غاری که نه به دست طبیعت که با دست های ناصر هوشمند وزیری، استاد مجسمه ساز ساخته شده. دهليزهاي اين غار موزه از ميان سنگ سخت گرانيت البرز، عشق به فرهنگ ايران را در دل خود جا داده است. او در شيب كوه، غاراش را با دهليزهايي 40متري وسعت بخشيده است. پس از وارد شدن به درون غار موزه مجسمه های چوبی ، گچی ، سیمانی ، سنگی و فلزی را میبینید. مجسمه هایی  از شخصیت های بزرگ و اسطوره ای ایران و مجسمه های از حیوانات که به دست استاد ساخته شده  در درون غار به چشم می خورد. در این مجموعه چکیده ای از آثار مجسمه سازی را میبینید که در سراسر ایران اثری از سرانگشتان هنرمند او خلق شده. وزیری برای قلعه فلك‌الافلاك نزديك به 50 مجسمه براساس فولكلور منطقه با لباس‌هاي محلي ، براي موزه رختشورخانه زنجان، در پارك جمشیدیه، پارک ملت، پارك ساعي، پارك براجين قزوين، پرديسان تهران، عسلويه، ماهشهر و موزه‌هاي تاريخ طبيعي، مجسمه های زیادی ساخته است و از تمام کارهایش دست کم نمونه ای کوچک در این مجموعه  موجود است. ازجمله چیزهای عجیبی که در این مجموعه میبینید، تعدادی توالت فرنگی مستعمل است که تبدیل به صندلی های مناسبی برای نشستن در فضای باز غارموزه شده است. بخش بزرگی از کلکسیون افتابه های وزیری هم اینجاست. علاوه بر اینها مجسمه ها و دیواره هایی است که با قوطی های نوشابه و آب میوه ها و بطری های دور انداخته شده در حاشیه جاده هی ایران ساخته است. عمارت احتسابیه، موزه مقدم درخیابان امام خمینی ، کمی که از خیابان شیخ هادی گذر میکنید و کمی پیش از آنکه به خیابان ولیعصر برسید، سمت راستتان عمارت با شکوه و مجللی است که روی کاشی نصب شده بر سردرش نوشته شده:  "موزه مقدم" اما قدیم تر ها به نام عمارت احتسابیه میشناختندش؛ یعنی زمانی که احتساب الملک در آن زندگی میکرده. این موزه اگرچه یک خانه قجریست اما با تمام آنچه تا به حال به عنوان خانه های تاریخی در تهران یا هر شهر دیگری دیده اید متفاوت است؛ دقیق ترش این است که نسبت به همه خانه های مشابهش یک شاهکاواقعی به شمار میرود. صاحب اصلی این خانه، احتساب الملک ، فرزند حاجب الدوله بوده است؛ همان که فرمان قتل امیرکبیر را به کاشان رساند و در حمام فین اجرا کرد. از بازی روزگار اما نواده قاتل امیرکبیر -دکتر محسن مقدم- میشود مردی به غایت هنرمند و فرهنگ دوست که به نوعی پدر علم باستانشناسی ایران محسوب میشود و پیش از مرگ، عمارت آبا و اجدادیش را وقف دانشگاه تهران میکند که با تمام مجموعه ها و آثار و عتیقه هایی که در آن جمع کرده به صورت موزه ای در تملک دانشگاه تهران بماند تا به این ترتیب نواده قاتل امیرکبیر بواسطه علاقه وافرش به دانشگاه تهران و با هدف بهره‌مندي اساتيدو دانشجويان از این گنجینه تاریخی، پایش را بگذارد چای پای آن مرد شریف که دارالفنونی که در تهران ساخت سنگ بنای آموزش عالی در ایران شد. این خانه اعیانی دوران قاجار، سه حیاط بیرونی، اندرونی و سرایداری دارد. یک برج به عمارت بیرونی، در زمان مرحوم دکتر مقدم اضافه شده و گلخانه بسیار زیبایی با کاشی کاریهای مجلل در حیاط بیرونی میبینید. حقیقت این است که دیدنی های این موزه آنقدر زیاد و متنوع است که  نمیشود همه آنها را نوشت. برای تماشای این عمارت، وقت کم نگذارید. از آنجا که وقت تماشای این موزه در یک مجموعه دانشگاهی هستید، راهنما ها مشتاقانه گوشه و کنار این خانه را که عده ای معتقدند گرانترین خانه دنیاست، در فضایی چند هزار متری به شما نشان میدهند. موزه مقدم  تنها یک خانه تاریخی نیست، گنجینه ایست از انچه در دوران قاجار در کاخها و خانه های مجلل موجود بوده که استاد محسن مقدم هر گاه امکان خریدن انها و اضافه کردنشان به بخش های مختلف خانه موجود بوده است، آنها را خریده تا هم اثاری مثل کاشی ها سنگ تراشی ها ، نقاشی ها و... که از بناهای اصلی جدا شده بودند حفظ شود و هم این خانه تبدیل شود به گنجینه ای از معماری و تزیینات داخلی دوره قاجار، چه در انواع ایرانی اش و چه در شکل و شمایل فرنگی که آنزمان تازه پایش به ایران باز شده بود.

Warning: DOMDocument::loadHTML() [domdocument.loadhtml]: Empty string supplied as input in /home/ladicom/public_html/modules/mod_random-article/tmpl/article_middle.php on line 16

دختران روی پل رکورد شکست

تابلوی دختران روی پل، اثر ادوارد مونک، نقاش اکسپرسیونیست نروژی در یک حراجی به بهای ۵۴ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار فروخته شد. به گفته حراجی ساتبیز، این تابلو پس از \\\"جیغ\\\" گرانترین اثر این نقاش اواخر قرن نوزدهم/اوایل قرن بیستم است که حراج شده است. \\\"جیغ\\\" که مشهورترین اثر مونک است در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۲۰ میلیون دلار فروخته شد. \\\"دختران روی پل\\\" که روز دوشنبه در نیویورک حراج شد در سال ۱۹۰۲ ترسیم شده است. ساتبیز پیش‌بینی می‌کرد که این تابلو بیش از ۵۰ میلیون دلار فروخته شود. \\\"دختران روی پل\\\" هر بار که به حراج گذاشته شده رکورد قبلی فروش خود را شکسته است.   این تابلو نخستین بار در سال ۱۹۹۷ حراج شد که ۷ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار فروخته شد و سپس در سال ۲۰۰۸ نزدیک به ۳۱ میلیون دلار به فروش رفت. ادوارد مونک (۱۸۶۳ - ۱۹۴۴) آفرینش هنری را از اواخر قرن نوزدهم شروع کرد، زمانی که هنوز آخرین نقاشان امپرسیونیست مانند پل گوگن و ونسان ون‌گوگ فعال بودند. او از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین هنرمندان تاریخ هنر جهان به شمار می‌رود. زندگی تلخ و دشوار او با سبکی کاملا شخصی و نوآورانه در آثارش منعکس شده است. مونک در آخرین سالهای قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، به راهی تازه قدم گذاشت و با نوآوری‌های خود از پیشقراولان سبک اکسپرسیونیسم شناخته شد.
نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان نمایشگاه کاریکاتور بنگاه شادمانی نمایشگاه بین المللی صنایع و فناوری طلا، جواهر و نقره

ادبیات

انتخاب واهه

واهه آرمن در واگویه هایش با خودد زمزمه می کند: تو پاهایت را از دست دادی، یا باید همین جا بمانی و یا پرواز نمایی؛ واهه پرواز می نماید، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می کند و اشعار وی با بال هایی نامریی در سراسر این کره خاکی سفر کرده و به زبان های مختلفی ترجمه شده اند. از سپیده دم حیات بشر پیوند میان آسمان و زمین از طریق پیامبران الهی برقرار شده است. هدف ارسال این رسولان شکوفاسازی فطرت حق جو و خداخواه انسان در راستای کسب آرامش حقیقی از طریق مانوس شدن با خداوند است از این رو به راحتی می‌توان دریافت یهودی، مسیحی، زرتشتی و مسلمان همه و همه در عمق جان خویش در پی آنند که در ذیل ایمان به خالق هستی آفرین و عمل به دستورات وی به حقیقت الهی خویش نزدیک شوند. توسعه و پیشرفت جامعه بشری، به ویژه توسعه و گسترش حیرت آور وسایل ارتباط جمعی و انتقال و مدیریت اطلاعات، انسان‌ها را در سطح جهانی به یکدیگر نزدیک کرده و آنان را کنار هم قرار داده است. زندگی مسالمت آمیز در عصر حاضر بسی بیش از گذشته، به شناخت و فهم متقابل نیاز دارد. ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده‌های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال 301 میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان (تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است. روابط میان ارمنیان و ایرانیان دارای تاریخی چند هزار ساله است. همسایگی این دو قوم کهن پیوندی عمیق میان آنان ایجاد کرده که ریشه‌هایی بس محکم در مراودات فرهنگی آن‌ها دارد. جامعه ارامنه ایران به عنوان شهروندان ایرانی در مقاطع گوناگون تاریخی خدمات ارزنده و مهمی در زمینه‌های هنری، صنعتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ایران زمین نموده‌اند. علی رغم این پیوند تاریخی متأسفانه تا چند دهه اخیر ادبیات ارمنی به زبان فارسی ترجمه نشده بود و اندک فعالیت‌هایی نیز که در این خصوص صورت گرفته بود صرفاً مقطعی و حاصل ذوق و علاقه مترجم آن اثر بود وهیچ‌گاه تبدیل به جریانی خاص نشده بود. نویسندگان ارمنی فارسی‌نویس این روز‌ها تقریباً همه قصه‌نویس هستند یا تنها به ترجمه روی آورده‌اند، امّا واهه آرمن به فارسی شعر می‌نویسد. واهه آرمن شاید هر روز شعر نگوید، اما همیشه شاعرانه زیسته است. چند روزی‌ست چیزی ننوشته‌ای گاهی هر چیزی حتی دیدن یک کرم خاکی روی کاغذ شعر می‌شود و گاهی هیچ چیز حتی عشقی آسمانی بدل به شعر نمی‌شود. زندگی شاعرانه‌ای به همراه موتسارت، ون گوگ، چارلز دیکنز، تومانیان، شاملو، فرانسیسکو گویا، لوکاچ، بورخس و هنرمندان و اندیشمندان دیگری دارد که در جای جای دفترهای شعر این شاعر جای گرفته‌اند. آرمن حتی با موتسارت نامه نگاری می‌کند و این نامه‌ها را در «باران بگیرد، می‌رویم» می‌خوانیم. جای گرفتن این افراد در اشعار آرمن تنها به دلیل علاقه وی به این شخصیت‌ها نیست. قرار نیست افراد هم‌دوره باشند تا با هم زندگی کنند، آرمن با این شخصیت‌ها زندگی می‌کند و از آن‌ها چیزهای زیادی را آموخته است. وی با پطرسِ حواری زندگی می‌کند و با پُل الوار و دیگران نفس می‌کشد. جنگ است و دشمن شهر را بمباران می‌کند ولفگانگ پیش از پناه برده به گوشه‌ای که نمی‌دانم امن است یا نا‌امن آخرین شعرم را به پای کبوتری که با هم آب و نان خورده‌ایم می‌بندم و برای آخرین بار پروازش می‌دهم.... آرمن که در مشهد دیده به جهان گشود، سال‌هاست به دلیل تصادف توان راه رفتن با پا‌هایش را از دست داده و تمام زندگی خود را وقف ادبیات کرده است. باور می‌کنی از روزی که با ویلچر در خانه می‌گردم بیشتر از زمانی که پیاده این سو و آن سو می‌رفتم کفش پاره کرده‌ام.... آرمن از خانه خیلی کم بیرون می‌رود و یک خانه برای هنرمند بسی کوچک است اما خانه‌اش را دنیایی کرده تا بزرگترین‌ها باشد. از بهار بگو می‌گفت گاهی شعر‌هایت را به دریا می‌ریزی -قایق را به آب بینداز پطرس دوست دارم امشب برویم دریا شعر بخوانیم و ماهی بگیریم قایق را به آب بینداز پطرس این شاعر که از کودکی به ادبیات علاقه‌مند بوده است، می‌گوید: «اوایل فکر نمی‌کردم روزی بنویسم، ولی گویا هر اتفاق ناخوشایندی می‌تواند به اتفاق خوشایندی تبدیل شود». آرمن در نوجوانی به انگلستان رفته و در رشته جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند تا این‌که برای بیماری پدرش به ایران سفر می‌کند و پیش از بازگشت به انگلستان تصادف می‌کند و چهار سال تمام در رخت‌خواب می‌خوابد و حتی توان نشستن پیدا نمی‌کند. همه زندگی او در رختخوابی می‌گذرد تا این‌که برای معالجه با آنت –خواهرش- به انگلیس سفر می‌کند و بعد از طی کردن دوره یکساله درمان، ویلچر بخشی از جسمش می‌شود. در آن سال‌ها، آرمن در واگویه‌هایش با خود زمزمه می‌کند: «تو پا‌هایت را از دست داده‌ای، یا باید همین‌جا بمانی و یا پرواز کنی.»، به راستی که آرمن پرواز می‌کند، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می‌کند و اشعار وی با بال‌هایی نامرئی در سراسر این کره خاکی سفر کرده است و به زبان‌های مختلفی ترجمه شده‌اند. کودک گفته بود می‌بینی واهه چه دست‌های پر زوری دارد دیشب خواب دیدم مچ یک غول را به راحتی خواباند مادر گفته بود می‌دانی چرا او هر روز ساعت‌ها ویلچر می‌راند کودک گفته بود می‌دانم هر روز ویلچر می‌راند و شعر می‌نویسد خوش به حالش نه؟... اولین شعر آرمن نامه‌ای کوتاه به یک دوست بود. او بعد از بهبود نسبی و بازگشت به ایران، نامه‌ای به زبان ارمنی و با سطرهای شاعرانه برای یکی از دوستانش در خارج از کشور می‌نویسد. دوستش با او تماس می‌گیرد و وی را بسیار تشویق می‌کند. آرمن از این‌جا شعر نویسی و بازی با شعر را آغاز می‌کند. دکتر «مسروب بالایان» استاد برجستۀ روان‌شناسی و از شاگردان ژان پیاژه، «لئونید سروریان» از اساتید زبان فارسی و ارمنی و عده‌ای از شخصیت‌های ادبی و فرهنگی هفته‌ای چند بار به دیدن آرمن می‌روند و با او به شعرخوانی و بحث‌های ادبی و تحلیل روانشناسانۀ اشعار شاعران بزرگ جهان می‌پردازند. با سروریان گاهی، اوقاتِ خود را با شعربازی می‌گذرانند؛ هر بار اشعار کمتر شنیده شده را بر روی تکه کاغذی می‌نویسند و به سنجش مهارت‌های شعری خود می‌پردازند. شب‌ و روز مطالعه می‌کند و در مدتی کوتاه در عرصه شعر پیشرفت زیادی می‌کند. در این راه از بسیاری می‌آموزد و یاد می‌گیرد که هنرمند باید برهنه شود و جرات داشته باشد تا خالصانه روح خود را عریان کند و بر روی کاغذ بیاورد، موضوعی که امروز در کمتر فردی به خصوص جوانان می‌بینیم که خود را پشت حاجب‌های زیادی پنهان می‌کنند و به تصنع می‌رسند و حرفی که از دل بر نیامده بر دل نیز نمی‌نشیند. واهه آرمن سعی نمی‌کند مورد استقبال و بازارگرمی‌های رایج قرار گیرد، بلکه می‌خواهد اگر 10 نفر هم کتاب او را می‌خوانند بر آن‌ها تاثیری عمیق بگذارد. واهه آرمن توشه ادبی و اطلاعات زیادی را با خود به همراه دارد و در‌‌ همان چهار سالی که خوردن، خوابیدن و همه زندگی‌اش در رختخواب می‌گذرد، بهترین و برجسته‌ترین آثار ادبی دنیا را می‌خواند و از نویسندگان و مترجمان بر‌تر هر کتابی که ترجمه می‌شود را مطالعه می‌کند. یاد می‌گیرد خواننده خود را دست کم نگیرد و با نوشتن اشعار سطحی به شعور آن‌ها توهین نکند. او سطر‌ها و مفاهیم پنهان زیادی را در اشعار خود جای می‌دهد. به گفته خودش نانوشته‌های شعرش را هر خواننده‌ای با نگاه خود به شعرش خواهد افزود و آن‌ را کامل خواهد کرد. وی در کتاب «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» که سال جاری منتشر شد، به نوعی زندگینامه خودنوشت خود را از کودکی تا امروز در ساختار نظم و نثر به تصویر می‌کشد و حتی درباره دورانی که در رختخواب گذرانده می‌گوید: «پس از پیشامد تصادف و معلول شدن پا‌هایم، چهار سال از زندگی‌ام در رخت‌خواب گذشت. توان نشستن نداشتم. یکی دوبار در روز و هر بار چند دقیقه‌ای به زحمت بر لبه تخت‌خواب می‌نشستم. در آن سال‌ها تنها سه بار سوار ویلچر شدم. چشمم که به ویلچر می‌افتاد حالم بد می‌شد. عصر یک روز پاییزی بنا بر عادت دراز کشیده بودم و کتاب می‌خواندم لحظه‌ای چشم از کتاب برداشتم و از پنجره به بیرون نگاه کردم به دور دست‌ها به کشت‌زارهای سبز سن ‌رمی به دست‌های پینه بسته «سیب‌زمینی‌خور‌ها» در خانه معدن‌چی‌ها به کافه تراس و به نگاه دوشیزه گاشه که تا نیمه شب مرا وادار به نشستن و زُل زدن به شب کرد شبی به رنگ ماهی‌ها که با خاموش شدن هر چراغ شهر رنگین‌تر و زیبا‌تر می‌شد.» دو مجموعه شعر نخست واهه آرمن با عنوان‌های «به سوی آغاز» و «جیغ» به زبان ارمنی نوشته شده‌اند که مورد استقبال بسیار زیادی در ارمنستان واقع شد. در شهرهای مختلف و در برنامه‌های مختلف تلویزیونی برای این کتاب مراسم‌هایی برگزار کردند. این کتاب هیچگاه به فارسی ترجمه نشد اما مفاهیمی که در این کتاب‌ها هستند در اشعار دیگر واهه آرمن جای گرفتند. بعد از آن او به تدریج از طریق ترجمه‌هایش به فارسی و سپس نگارش شعر به این زبان، زبان ادبی خود را تغییر داد. اوایل گویی تکلیف خود می‌دانست که به زبان مادری شعر بسراید و از اساتید زبان ارمنی هم بهره می‌برد ولی با همه این‌ها احساس می‌کند از درون در حال فروپاشی است. وی معتقد است شاعران و نویسندگانی که از سرزمین آبا و اجدادی خود بیرون می‌آیند دیگر نمی‌توانند آن کسی باشند یا آن چیزی را بنویسند که در آن خاک می‌توانسته‌اند. خودش در این باره می‌گوید: «زمانی که به ارمنی شعر می‌نوشتم، همیشه دغدغه‌ام این بود که آنچه را که در ذهن دارم چگونه بنویسم، در حالی که وقتی به فارسی شعر می‌نویسم، تنها به این موضوع می‌اندیشم که چه بنویسم. به نظر من شاعر باید به زبانی که به آن می‌نویسد تسلط کامل داشته باشد، طوری که هرگز نگران چگونه نوشتن نباشد، بلکه تمام فکر و ذکرش این باشد که چه بنویسد.». آرمن زبان را وسیله‌ای می‌داند و شعر را وسیله‌ای برای بیان صدایش، صدای انسان ارمنی که دور از وطن آبا و اجدادی خود سال‌هاست که زندگی می‌کند. او می‌گوید: سال‌ها در مشهد زندگی کرده است و سال‌ها در تهران و در این مدت با هزاران ایرانی فارسی زبان در ارتباط بوده و تنها با چندین و چند خانواده ارمنی زبان هم صحبت شده است، به هر رو، عوض کردن زبان، برای او هرچند دردناک، امّا حیاتی بوده است. به قول شاعر همیشه زنده ارمنی «واهان دِریان»، زندگی یعنی خلق کردن. آنجا که خلاقیت نیست، زندگی هم نیست. آرمن هم با ساده‌ترین واژه‌ها خلق می‌کند و در خاطره‌ها می‌ماند. با زبانی ساده از مادر می‌گوید و شاید به پیچیده‌ترین شکل موضوع را به خواننده می‌فهماند: لباس‌های کودکی آن روز‌ها، ‌ مادر در یک تشت پر آب با کمی صابون و چند تکه لباس خورشید را می‌شست آن روز‌ها همهٔ لباس‌های من بوی آفتاب می‌داد بهره گیری زبان این شاعر و استفاده از توصیفات و تشبیهات آرمن به نوبه خود بسیار ارزشمند هستند. کِی خسته خواهد شد زمین از این رقص و برای این بالرین چه کسی دست خواهد زد در پایان... شعر از نظر واهه آرمن سخنی است که در ناهشیاری شاعر نوشته می‌شود و خواننده را در هشیاری ویران می‌کند. از اینرو معتقد است نباید با اندیشیدن شعر نوشت، بلکه باید شعری نوشت که خواننده را به اندیشه وا داشت. او حتی روزهایی که شعر نمی‌نویسد، شاعرانه زندگی می‌کند. اگر شاعر به مرحله شاعرانه زیستن برسد و در محیط این چنینی زیست کند می‌تواند در ناهشیاری شعر بگوید. پانویس یک سفرنامه مسحور آواز مرغان دریایی پارو می‌زدیم در آن کشتی که پیش می‌رفت در آب‌های دور دست پارو می‌زدیم از سپیده دم تا هنگام غروب دریا جاری بود در حنجرهٔ مرغان دریایی و نیمه شب‌ها دریا غرق می‌شد در دهان وال‌ها در آن کشتی روزی صد‌ها اتفاق می‌افتاد و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد... واهه آرمن از تعلق خاطرش به مشهد می‌گوید: «هرچقدر هم تفکر جهانی داشته باشم، که دارم، اما به هر حال هر کسی به مکانی که در آن‌جا به دنیا آمده و بزرگ شده دل‌بستگی دارد.» هر چند روزگاری در مشهد توان راه رفتن خود را از دست داد و در سن 21 سالگی بر بستر خوابید، اما مشهد را از همه نقاط جهان بیشتر دوست دارد و به زادگاهش و دیگر شهرهای خراسان مثل نیشابور و قوچان و بجنورد عشق می‌ورزد. به گفته وی در نوجوانی و جوانی یکی از به یادماندنی‌ترین دل‌خوشی‌هایش، روزهای پنجشنبه با قطار به نیشابور رفتن و دیدار خیام و عطار و کمال‌الملک و تماشای سپیدارهای همیشه رقصان نیشابور بوده است. او بنا بر عادت هر شب پیش از خواب کتاب می‌خوانَد. وی مدتی رُمانی از یک نویسنده نامدار را شروع می‌کند ولی داستان پیش نمی‌رود. آن شب حال و هوای نوشتن داشتم اما ناخواسته کتاب را برداشتم و شروع به خواندن کردم در نیمه‌های داستان اسب سواری بر بلندای تپه ایستاد از اسب پیاده شد نیم نگاهی به من انداخت و با بی‌حوصلگی پرسید تا پایان داستان چه‌قدر راه مانده حیرت زده نگاهش می‌کردم که ادامه داد اسب من تیزپاست به سرزمین شعر‌ها می‌روم می‌آیی؟... عاشقانه زیستن در جای جای خانه واهه آرمن دیده می‌شود. وی درخت یاسی را که خشک شده است را هم به درخت آرزوهایی تبدیل کرده که هر کسی که به خانه‌اش می‌رود می‌تواند آرزوهای خود را با رُبان‌های رنگین بر این درخت ببندد. در این دود‌شهر هم باغچه‌ای در ایوان خانه‌ ایجاد کرده است که زندگی و دل سبز او به این سبزی‌ها طراوت می‌بخشد. واهه آرمن علاوه بر سرودن اشعار، تاکنون شعرهای زیادی را ترجمه کرده است. وی شعرهای برخی از شاعران معاصر ایران را به ارمنی ترجمه کرده و مجموعه‌های «کلید درم نور خورشید است» (کارهای شاعران معاصر ارمنی)، «شهد زردآلو و مثلث سیاه» (شعرهای ادوارد هاخوِردیان)، «پاییزی کاملاً متفاوت» (شعرهای هوانس گریگوریان) و «سطر اول را نمی‌نویسم» (شعرهای کوتاه از شاعران معاصر ارمنستان) را از ارمنی به فارسی ترجمه کرده است.. شعرهای فارسی واهه آرمن در مجموعه‌هایی به نام‌های «بال‌هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت» (1384)، «پس از عبور دُرنا‌ها» (1388)، «باران بگیرد، می‌رویم» (1391)، و «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» (1392) منتشر شده است. نوشته: پریسا چیذری خبرگزاری فارس

من راه خانه ام را گم کرده ام

" همه نقشه ها را بینداز دور. آن ها را از کتاب هایت پاره کن. از دل ات پاره کن و گرنه دل ات را می شکنند. شک نداشته باش. همه نقشه هایت را بینداز دور. آن ها را بسوزان ". این چند خط را از مجموعه بی نظیر " نقشه هایت را بسوزان " انتخاب کرده ام .
راوی زندگی مادران جنگ و چرنوبیل برنده جایزه نوبل ادبیات سال شد لیلا اعظم زنگنه، ستاره جدید ادبیات دنیا داستان کوتاه: نفرت نوشته مرضیه محمدپور یادداشتهای ژوزه احتمالا دو نفر بودیم