1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

هنوز در گیر و دار خبر های متفاوت از عمل شدن مجید بهرامی هنرمند تاتر هستیم که برای درمان بیماری سرطان به کشور آلمان رفته است. او که در درمان بیماری خود و هزینه بالای آن ناتوان شده بود علی رغم کنسرت ها و گالری هایی که به نفع او برگزار شده بود، هنوز نتوانسته درمانش را کامل کند. بعد از خبر اینکه کلیه هزینه درمان او از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تامین شده است، خبری دیگر مبنی بر عمل او نبز در رسانه ها مطرح شد. اما مجید بهرامی هنوز مراحل شیمی درمانی را می گذراند و هنوز پولی دریافت نکرده است. برای این هنرمند عزیز دعا کنیم.


در تاریخ 9 تا 13 آبان ماه قرار بود ریچارد کلایدر من به ایران بیاید و کنسرتش را اجرا کند. اما او نه تنها کنسرتی اجرا نکرد، بلکه به همکاری با دولت اسرائیل نیز متهم شد. این موسیقیدان مطرح خارجی برای اولین بار به اتهامات خود پاسخ داد تا بتواند در کشوری که همیشه به فرهنگ کهنش می بالد، اجرا داشته باشد. نماینده ریچارد در ایران برای مسئولین توضیح داد که ریچارد آلبوم هایی تقلبی در بازار دارد و تا به حال او نام آلبومی را که در زمینه او و فعالیت هایش با اسرائیل است را تا نشنیده و متذکر شد که در همه جای دنیا و در دنیای مجازی این چنین تقلب هایی صورت می گیرد. اما او کنسرت سال 1981 در سرزمین های اشغالی را منکر نشد و اجرایش در این سرزمین را مانند اجراهای دیگرش در 5 قاره و قریب بر 100 کشور نام برد. مسئولین کشور این نوید را دادند که به احتمال زیاد بعد از رفع سوئ تفاهمات این کنسرت برگزار خواهد شد.


هفته پیش از پولساز ترین شخص سینمای هالییود خبر دادیم. اما این هفته از پردرآمد ترین بازیگر خبر می دهیم. لئوناردو دی کاپریو به عنوان پر درآمد ترین بازیگر هالیوود در سال 2011 نام برده شد. این بازیگر 37 ساله با مبلغی حدود 77میلیون دلار دستمزد که برای بازی خود دریافت کرده در رتبه اول این جدول جای گرفت. در حال حاضر او در حال فیلم برداری چند فیلم جدید دیگر نیز می باشد.


این هفته هم خبری از رونمایی پوستری دیگر داریم. تریلر جنایی " مردی بر پرتگاه " به کارگردانی " اسگر لیث" با بازی "سم ورتینگتونٰ" "آنتونی ماکی" "الیزابت بنکس" "اد هریس" که در 25 ژانویه 2012 در انگلستان اکران می شود.


تهمینه میلانی بعد از فیلم اخیرش که با مخالف هایی روبه رو شد توانست پروانه ساخت "شیر یا خط " را بگیرد. شورایی که در تاریخ 15 آبان تشکیل شده بود به چندین فیلم در حوزه های مختلف پروانه ساخت داده که فیلم "شیر یا خط " به تهیه کنندگی محمد نیک بین نیز جز این فیلم ها بوده است.


در دنیای موسیقی و خبر های کنسرت های اخیر بعد از موفقیت احسان خواجه امیری از گروه سون می گوییم. کنسرت اخیر این گروه که با استقبال زیادی رو به رو شده بود، مجددا برای تاریخ های 28 و 29 آبان ماه در سالن اریکه ایرانیان تمدید شد. قیمت بلیط ها از 30 هزار تومان تا 60 هزار تومان اعلام شده است.


بعد از یک هفته دل تنگی برای فیلم " جدایی نادر از سیمین " این هفته خبری از این فیلم برایتان دارم. این فیلم تحسین شده اصغر فرهادی در موزه هنر های مدرن نیویورک به نمایش در خواهد آمد. تاریخ نمایش این فیلم 21 دسامبر مشخص شده است. در این موزه که سالانه برنامه هایش اجرا می شود فیلم های مطرح سال آمریکایی و خارجی به نمایش گذاشته می شوند.


این هفته خبر از اکران عمومی فیلمی توقیفی داریم. فیلم " انتهای خیابان هشتم " در گروه سینمای عصر جدید در اوایل دی ماه اکران خواهد شد. این فیلم که ساخته علیرضا امینی است بعد از فیلم" اسب حیوان نجیبی است " کار شده است. در این فیلم بازیگرانی چون ترانه علیدوستی، صابر ابر، حامد بهداد، محمدرضا غفاری، مهدی ماهانی، بیتا بیگی، خسرو شهراز، احسان عیوض‌نژاد، اولدوز منصور، رضا دهقانی‌سامانی، محمد همایون‌‌پور و الهه حصاری ایفای نقش می کنند.


مجرم اصلی مرگ مایکل جکسون شناسایی شد. در سال 2009 که مایکل جکسون به علت مصرف بیش از حد داروی بیهوشی فوت شده بود، با ارائه بیش از 300 مدرک دال بر بیگناهی مایکل و بی توجهی دکترش کنراد موریٰ او گناهکار شناخته شد. کنراد موری به خاطر قتل غیر عمد به 4 سال زندان و باطل شدن پروانه طبابتش محکوم شد.


و اما به تولد های این ماه می پردازیم.

گوردون رمزی و جاک آزبورن و اریک دین از دنیای هالیوود

و در کشورمان ایران این هفته تولد بازیگرانی چون علی دهکردی ملیکا شریفی نیا و شیلا خداد است.

دیدگاه‌ها  

+5 # نازی 1390-08-19 13:59
آخی بالاخره معلوم شد قاتلش کی بوده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sorkh 1390-08-21 10:00
ملیکا شریفی نیا بنده خدا زشته. به مادرش نرفته به باباش رفته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # هلیا 1390-08-21 10:01
be babash rafte. ama tou del boroe. mesle babash zedde mellat nist
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # key1 1390-08-21 10:06
mohamad nik bin shohare khanume tahmine milaniye ha
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سوگند 1390-08-22 11:48
na baba.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ... 1390-08-22 10:36
ina poole majid bahrami ro bala nakeshan shans ovordim. inhame dozdi inam yeki digash
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

مروری بر هنر در هفته دوم دی ماه

با تبریک سال نوی میلادی به هموطنان مسیحی مان، این هفته نیز با مروری بر هنر هفته پیش همراه هم خواهیم بود. با اخباری از سینمای ایران و جهان، مثل اعلام پرفروش ترین فیلم های سینمایی سال میلادی گذشته، اخباری از فیلم جدایی نادر از سیمین و ....، موسیقی سنتی و پاپ کشور و همچنین چند رویداد هنری داخلی و بین المللی دیگر با شما هستیم.

انتقامجویان از راه رسیدند، سینماهای آمریکا ترکید!

الان دیگر دو روز از اکران مهم ترین فیلم این روزهای سینمای جهان می گذرد. فیلمی که خیلی ها معتقدند، بمب خبری و رسانه ای در حوزه سینما در دنیاست. البته فروش 18.7 میلیون دلاری این فیلم در شب اول اکران در آمریکا هم نشان داد که «انتقامجویان» تازه بر اسب مرادش سوار شده است. این فیلم به کارگردانی جاس ودون تازه اکران شد و این اکران به یکی از بمب های خبری در سال 2012 تبدیل شده است. «انتقامجویان» از سری فیلم های ابرقهرمانی است که البته در همان اکران اول توانست میزان فروش «شوالیه سیاه» به کارگردانی کریستفر نولان را هم بشکند و همین موضوع باعث خبری تر شدن این فیلم شود. جالب اینکه نه تنها مردم از این فیلم استقبال کرده اند که منتقدان هم بسیار از آن تعریف کرده اند. این فیلم برداشتی از داستان‌های کمیکی است که در آن چند تن از مشهورترین ابرقهرمان‌های کمپانی مارول از جمله مرد آهنی (رابرت داونی جونیور)،‌ هالک (مارک روفالو)، کاپیتان آمریکا (کریس ایوانز)، ثور (کریس همسورث)، بیوه سیاه (اسکارلت یوهانسون)، نیک فیوری (ساموئل ال. جکسن) و هاوکی (جرمی رنر) حضور دارند. کارگردان این فیلم یعنی جاس ودون، کسی است که پیش از این در نوشتن فیلمنامه انیمیشن هایی مثل داستان اسباب بازی و آتلانتیس، نقش داشته است. یکی از مهم ترین حواشی زمان ساخت این فیلم، آسیب دیدن اسکارلت یوهانسون زمان بازی بود که خیلی خبری شد. پخش این فیلم بر عهده کمپانی والت دیزنی است.
موجی از اتهام‌های «تجاوز» و «آزار جنسی» علیه تهیه‌کننده مشهور هالیوود 10 ملکه میلیونر هالیوود ستارگان هالیوود و خوانندگان معروف بدون آرایش مرور بر هنر هفته آخر آذر ماه باید بدانیم یا ندانیم؟

انتخاب سردبیر

تئاتر

بادها برای ما می وزند

"بادها برای که می وزند"، شرحی است از هراس های یک انسان. از آسیب های فردی و اجتماعی. از امنیتی که کمتر پیدا می شود. چیستا یثربی عواید یک اجرا از این روایت را به انجمن حمایت از کودکان تقدیم کرده است. در این گفتگو به گوشه ای از دغدغه های این کارگردان در مورد زنان و کودکان اشاره می شود.

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.
" بادها به نفع کودکان می وزند " تماشای تئاتر در خانه نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

مطالب تصادفی

موسیقی

رودخانه بی پایان در راه است

بیست سال از انتشار آخرین آلبوم گروه اسطوره‌ای پینک فلوید می‌گذرد. حال همسر دیوید گیلمور، خواننده و گیتاریست این گروه از طریق شبکه توییتر اعلام کرده که آلبومی جدید به نام "رودخانه بی‌پایان" در راه است. در بهار سال ۱۹۹۴ بود که گروه پرآوازه پینک فلوید چهاردهمین و آخرین آلبوم استودیویی خود را به انتشار رساند؛ آلبومی به نام ‌‌‌‌‌"ناقوس جدایی" (The Division Bell) که قطعات آن عمدتا توسط دیوید گیلمور (گیتاریست و خواننده) و ریچارد رایت (نوازنده کیبورد) ساخته شده بودند. راجر واترز که برخی‌ها او را مغز متفکر پینک فلوید می‌دانند، در تهیه این آلبوم نقشی نداشت. حال پالی سامسون، همسر دیوید گیلمور به‌طور غیرمرقبه در پیامی که در شبکه توییتر منتشر کرده، از انتشار آلبوم استودیویی جدید پینک فلوید سخن گفته که قرار است در ماه اکتبر سال جاری میلادی روانه بازار شود. این آلبوم "رودخانه بی‌پایان" نام خواهد داشت. مسئول روابط عمومی دفتر دیوید گیلمور روز یکشنبه (۶ ژوئیه) در تماسی که از سوی نشریه معتبر "رولینگ استون" صورت گرفته، صحت این خبر را تایید کرده است. به گفته‌ی پالی سامسون آلبوم جدید پینک فلوید از جمله دربرگیرنده‌ی دستاوردهایی است که اعضای گروه در همنوازی‌های خود برای تهیه آلبوم "ناقوس جدایی" ساخته بودند. از این رو قطعات آلبوم جدید به نوعی میراث ریچارد رایت، کیبوردنواز پینک‌فلوید نیز هستند. ریچارد رایت در سال ۲۰۰۸ بر اثر سرطان درگذشت. گروهی پرنفوذ پینک فلوید را می‌‌توان یکی از پرنفوذترین گروه‌های راک در جهان دانست. این گروه در سال ۱۹۶۵ پایه گذاری شد و در اواسط دهه هشتاد میلادی نیز با رفتن راجر واترز، دیگر از آن ترکیب جادویی برخوردار نبود. پینک فلوید بزرگ‌ترین موفقیت‌های خود را در دهه هفتاد میلادی جشن گرفت. آلبوم‌های "نیمه‌ی تاریک ماه" و "دیوار" که به ترتیب در سال‌های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۹ به انتشار رسیدند، از آثار فراموش‌نشدنی و تاثیرگذار در تاریخ موسیقی راک محسوب می‌شوند. تا کنون بیش از ۷۰ میلیون نسخه از این دو آلبوم در سراسر جهان به فروش رفته و از این رو از پرفروش‌ترین آلبوم‌های پاپ و راک در جهان به شمار می‌روند. آلبوم "ناقوس جدایی"، آخرین اثر استودیویی پینک فلوید نیز از لحاظ تجاری موفق بود و بیش از ۱۲ میلیون نسخه از آن نیز در سراسر جهان به فروش رسید. این آلبوم ۶۰ هفته در فهرست یکصد آلبوم پرفروش جهان قرار داشت. عکس قدیمی از اعضای اصلی پینک فلوید  

گروه کوبه ای هوران

قبل از اینکه اجرای باور نکردنی این گروه را ببینم، حتی نام این گروه را نیز نشنیده بودم. در اختتامیه مراسمی این گروه به اجرا پرداخت، نوای کمانچه به همراه دف و سازهای کوبه ای، همکاری این گروه کنار یکدیگر نفس همگان را در سینه ها حبس کرده بود.
كنسرت زمانه گروه كامكارها جازخوانی فارسی به سبک رعنا فرحان کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت گروه دارکوب می کوبد جوآن بائز

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین

نمایشگاه نقاشی ندا تولایی  در نگارخانه سین افتتاح شد. علاقه مندان می توانند تا تاریخ 30 آبان ماه برای بازدید از نمایشگاه به نگارخانه سین مراجعه کنند.

"تجربه زیست شده" پگاه لاری

نمایشگاه نقاشی پگاه لاری، با عنوان " تجربه زیست شده"، جمعه 15مهر ماه افتتاح می شود و تا 25 مهر ماه برای بازدی عموم دایر است.
نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش رونمایی از کتاب زندگی ،عشق و گم‌گشتگی: نقاشی های علی اکبر صادقی نمایشگاه عکس رضا میلانی تیر زدن در چشم ارواح در گالری طراحان آزاد نمایشگاه نقاشی خط در گالری سیحون

ادبیات

دویستمین سالگرد مرگ منادی بی بند و باری

  ۲۰۰ سال از مرگ مارکی دو ساد می گذرد؛ نویسنده و فیلسوف فرانسوی که منادی بی بند و باری، لجام گسیختگی و آزادی مطلق جنسی بود و به خاطر ایده های غیر متعارف و جسورانه اش که برخلاف قوانین اخلاقی و اجتماعی و مذهبی جامعه فرانسه قرن هجدهم بود. مارکی آلفونز فرانسوا دو ساد در ۱۲ ژوئن ۱۷۴۰؛ در خانواده ای اشرافی در فرانسه به دنیا آمد. ساد، زندگی جنجالی و پرماجرایی داشت و بارها به اتهام لواط، ارتباط با روسپی‌ها و تجاوز و آزار جنسی زنان، کفرگویی و توهین به مذهب، دستگیر و زندانی شد و دو بار نیز به اعدام با گیوتین محکوم شد اما هر دو بار از زندان گریخت. ساد مجموعا سی سال از عمرش را در زندان گذراند و سرانجام در دوم دسامبر ۱۸۱۴ در تیمارستان شارنتون در حومۀ پاریس درگذشت. ساد، بیشتر رمان ها و نوشته های فلسفی و ادبی اش را در درون زندان و یا تیمارستان شارنتون نوشت. داستان‌ها و نوشته‌های او مدت‌ها اجازه انتشار نداشت اگرچه اغلب آنها از جمله "کشیش و مرد محتضر"، " ژوستین"، " فلسفه اتاق خواب"، "ژولیت"، " بدبختی های فضیلت" و "جنایت های عشق" در فاصله بین سال های ۱۷۸۲ تا ۱۸۰۰ به طور مخفیانه در فرانسه منتشر شد. بارها به زندان افتاد، تا پای گیوتین رفت و سی سال از عمرش را در زندان های مختلف گذارند و سرانجام در تیمارستان/زندان شارنتون درگذشت. به همین مناسبت، موزه دورسه پاریس، نمایشگاهی از نوشته ها، نقاشی ها و فیلم هایی ترتیب داده که بر مبنای ایده های ویرانگر مارکی دو ساد خلق شده اند. در این نمایشگاه که از روز ۱۳ نوامبر با عنوان "ساد: حمله به خورشید" برپا شده و تا ۲۵ ژانویه ادامه دارد، چالش ساد و پیروان او در هنر و ادبیات با مذهب، اخلاق، قراردادهای اجتماعی، مرزها و محدودیت ها و امیال جنسی افسارگسیختۀ آدمی به نمایش گذاشته شده است. گریز از قانون و قراردادهای اجتماعی، یورش به مذهب، اخلاق و پاک‌دامنی و هواداری از هرزگی و لذت جنسی و بی اعتقادی به عشق، مهمترین ویژگی های تفکر ساد و آثار سادومازوخیستی اوست که در کتاب هایی چون "فلسفه در اتاق خواب"، "ژوستین"، "داستان ژولیت"، نمایشنامۀ "مکالمهٔ کشیش و مرد محتضر" و "۱۲۰ روز سودوم" بازتاب یافته است. ساد یکی از تاثیرگذارترین چهره های فلسفی، هنری و ادبی اواخر قرن هیجدهم بود که دامنۀ تاثیر او به ادبیات و هنر قرن نوزدهم و بیستم نیز کشیده شده است. جنون، صراحت، بی پروایی و لجام گسیختگی ساد برای بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و متفکران جهان از گیوم آپولینر و پیکاسو و رودن گرفته تا فروید، آدورنو، لاکان، بونوئل، پازولینی و سوزان سونتاگ، جذاب و الهام بخش بود. بازدید از این نمایشگاه به خاطر برخی تصاویر خشن، اروتیک و پورنوگرافیک آن برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع است. پوستر نمایشگاه، تابلویی است از فرانتس فون اشتوک، هنرمند سمبولیست آلمانی است با عنوان "جودیت و هولوفرن" که در سال ۱۹۲۷ بر مبنای یک افسانۀ معروف عهد عتیق خلق شده است. در این تابلو، جودیت برهنه با شمشیر بر بالین هولوفرن جنگجو که در خواب است، ایستاده و می خواهد سر او را از تن جدا کند. انی لو برون، نویسندۀ کتاب "ساد: یک ورطۀ ناگهانی" که مسئولیت برگزاری این نمایشگاه را به عهده دارد، دربارۀ اهداف این نمایشگاه به بی‌بی‌سی می گوید: " این نمایشگاه تاثیر انقلابی نوشته های ساد را هدف قرار داده است. یکی از اهداف این نمایشگاه، این است که ضمن معرفی تاثیر ساد و اندیشه های او در دوران معاصر، جایگاه و اهمیت او در قرن های هیجدهم و نوزدهم و حساسیت شدید او به عصرش را نیز نشان دهد، حساسیتی که باعث طرد و لعنت ساد و اندیشه هایش از طرف جامعه شد." تم های اصلی نمایشگاه، درنده خویی میل انسان، انحراف جنسی، افراط، و تخیلات و هوس های هولناک و عجیب غریب ساد است که در کارهای هنرمندانی چون گویا، رودن، انگر، پیکاسو، ماکس ارنست، هانری ماسون و من ری منعکس شد است. به گفتۀ خانم لو برن، "نمایشگاه ساد نشان می دهد که چگونه هنرمندی مثل ساد توانست با طرح ایده هایی انقلابی و شجاعانه در زمینه سکس و بدن انسان، اخلاق و مذهب، این جرات را به هنرمندان و نویسندگان پس از خود ببخشد که آزادانه و بی پروا درباره موضوع هایی حرف بزنند که پیش از ساد امکان پذیر نبود." گی کوژه وال، مدیر موزه دورسه نیز در مورد اهمیت این نمایشگاه می گوید: "این نمایشگاه، تکریم تاریخ هنر است و سعی ما این بوده که با نگاهی منصفانه، به عمق آثار ساد و اندیشه هایش نفوذ کنیم. پیامی که امروز به واسطۀ این نمایشگاه عمیق و پرشکوه به ما می رسد، تصویری از زندگی و تاثیر ساد بر هنر، ادبیات و اندیشه انسانی است." با گشت و گذاری در این نمایشگاه و از خلال آثار ارائه شده، به دامنۀ عظیم و گستردۀ تاثیر ساد بر ادبیات، سینما و هنرهای تجسمی در طول بیش از دو قرن پی می بریم. سینمای سادیستی ورودی نمایشگاه ساد، اتاق تاریکی است که از آن مونیتورهای بزرگی آویزان شده که هر کدام کلیپ هایی از فیلم هایی را که با الهام از آثار مارکی دوساد ساخته شده اند و یا درونمایه سادوماژوخیستی دارند، نشان می دهند. فیلم هایی که برای نمایش در این نمایشگاه انتخاب شده اند، بیانگر تاثیرپذیری یا تلاش فیلمسازان مختلف از سراسر جهان از اسپانیا گرفته تا بریتانیا و ژاپن برای ورود به دنیای ساد و بهتصور کشیدن اندیشه های ویران کنندۀ اوست.   عکس: دستنوشته یکی از کتابهای دوساد

انتخاب واهه

واهه آرمن در واگویه هایش با خودد زمزمه می کند: تو پاهایت را از دست دادی، یا باید همین جا بمانی و یا پرواز نمایی؛ واهه پرواز می نماید، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می کند و اشعار وی با بال هایی نامریی در سراسر این کره خاکی سفر کرده و به زبان های مختلفی ترجمه شده اند. از سپیده دم حیات بشر پیوند میان آسمان و زمین از طریق پیامبران الهی برقرار شده است. هدف ارسال این رسولان شکوفاسازی فطرت حق جو و خداخواه انسان در راستای کسب آرامش حقیقی از طریق مانوس شدن با خداوند است از این رو به راحتی می‌توان دریافت یهودی، مسیحی، زرتشتی و مسلمان همه و همه در عمق جان خویش در پی آنند که در ذیل ایمان به خالق هستی آفرین و عمل به دستورات وی به حقیقت الهی خویش نزدیک شوند. توسعه و پیشرفت جامعه بشری، به ویژه توسعه و گسترش حیرت آور وسایل ارتباط جمعی و انتقال و مدیریت اطلاعات، انسان‌ها را در سطح جهانی به یکدیگر نزدیک کرده و آنان را کنار هم قرار داده است. زندگی مسالمت آمیز در عصر حاضر بسی بیش از گذشته، به شناخت و فهم متقابل نیاز دارد. ارامنه در تاریخ ایران نقش فعالی داشتند. چنانکه در دوران هخامنشیان ارمنستان ساتراپ نشین ایران بود. شاهزاده‌های اشکانی سالیان سال در این کشور حکومت کردند. در سال 301 میلادی، ارامنه مسیحیت را بعنوان کیش رسمی خود پذیرفتند و بدین ترتیب ارمنستان اولین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. حدود ده سال بعد کنستانتین، قیصر روم؛ مسیحی شد و در نتیجه امپراطوری روم مسیحیت را رسماً پذیرفت. نکته جالب اینکه شخصی که پادشاه ارمنستان (تیرداد) و به طبع کل ارمنستان را مسیحی کرد و گریگور نوربخش لقب گرفت، اصلیتی ایرانی و پارتی داشته است. روابط میان ارمنیان و ایرانیان دارای تاریخی چند هزار ساله است. همسایگی این دو قوم کهن پیوندی عمیق میان آنان ایجاد کرده که ریشه‌هایی بس محکم در مراودات فرهنگی آن‌ها دارد. جامعه ارامنه ایران به عنوان شهروندان ایرانی در مقاطع گوناگون تاریخی خدمات ارزنده و مهمی در زمینه‌های هنری، صنعتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ایران زمین نموده‌اند. علی رغم این پیوند تاریخی متأسفانه تا چند دهه اخیر ادبیات ارمنی به زبان فارسی ترجمه نشده بود و اندک فعالیت‌هایی نیز که در این خصوص صورت گرفته بود صرفاً مقطعی و حاصل ذوق و علاقه مترجم آن اثر بود وهیچ‌گاه تبدیل به جریانی خاص نشده بود. نویسندگان ارمنی فارسی‌نویس این روز‌ها تقریباً همه قصه‌نویس هستند یا تنها به ترجمه روی آورده‌اند، امّا واهه آرمن به فارسی شعر می‌نویسد. واهه آرمن شاید هر روز شعر نگوید، اما همیشه شاعرانه زیسته است. چند روزی‌ست چیزی ننوشته‌ای گاهی هر چیزی حتی دیدن یک کرم خاکی روی کاغذ شعر می‌شود و گاهی هیچ چیز حتی عشقی آسمانی بدل به شعر نمی‌شود. زندگی شاعرانه‌ای به همراه موتسارت، ون گوگ، چارلز دیکنز، تومانیان، شاملو، فرانسیسکو گویا، لوکاچ، بورخس و هنرمندان و اندیشمندان دیگری دارد که در جای جای دفترهای شعر این شاعر جای گرفته‌اند. آرمن حتی با موتسارت نامه نگاری می‌کند و این نامه‌ها را در «باران بگیرد، می‌رویم» می‌خوانیم. جای گرفتن این افراد در اشعار آرمن تنها به دلیل علاقه وی به این شخصیت‌ها نیست. قرار نیست افراد هم‌دوره باشند تا با هم زندگی کنند، آرمن با این شخصیت‌ها زندگی می‌کند و از آن‌ها چیزهای زیادی را آموخته است. وی با پطرسِ حواری زندگی می‌کند و با پُل الوار و دیگران نفس می‌کشد. جنگ است و دشمن شهر را بمباران می‌کند ولفگانگ پیش از پناه برده به گوشه‌ای که نمی‌دانم امن است یا نا‌امن آخرین شعرم را به پای کبوتری که با هم آب و نان خورده‌ایم می‌بندم و برای آخرین بار پروازش می‌دهم.... آرمن که در مشهد دیده به جهان گشود، سال‌هاست به دلیل تصادف توان راه رفتن با پا‌هایش را از دست داده و تمام زندگی خود را وقف ادبیات کرده است. باور می‌کنی از روزی که با ویلچر در خانه می‌گردم بیشتر از زمانی که پیاده این سو و آن سو می‌رفتم کفش پاره کرده‌ام.... آرمن از خانه خیلی کم بیرون می‌رود و یک خانه برای هنرمند بسی کوچک است اما خانه‌اش را دنیایی کرده تا بزرگترین‌ها باشد. از بهار بگو می‌گفت گاهی شعر‌هایت را به دریا می‌ریزی -قایق را به آب بینداز پطرس دوست دارم امشب برویم دریا شعر بخوانیم و ماهی بگیریم قایق را به آب بینداز پطرس این شاعر که از کودکی به ادبیات علاقه‌مند بوده است، می‌گوید: «اوایل فکر نمی‌کردم روزی بنویسم، ولی گویا هر اتفاق ناخوشایندی می‌تواند به اتفاق خوشایندی تبدیل شود». آرمن در نوجوانی به انگلستان رفته و در رشته جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند تا این‌که برای بیماری پدرش به ایران سفر می‌کند و پیش از بازگشت به انگلستان تصادف می‌کند و چهار سال تمام در رخت‌خواب می‌خوابد و حتی توان نشستن پیدا نمی‌کند. همه زندگی او در رختخوابی می‌گذرد تا این‌که برای معالجه با آنت –خواهرش- به انگلیس سفر می‌کند و بعد از طی کردن دوره یکساله درمان، ویلچر بخشی از جسمش می‌شود. در آن سال‌ها، آرمن در واگویه‌هایش با خود زمزمه می‌کند: «تو پا‌هایت را از دست داده‌ای، یا باید همین‌جا بمانی و یا پرواز کنی.»، به راستی که آرمن پرواز می‌کند، دستانش به همراه قلمی در فضای دل بسیاری سیر می‌کند و اشعار وی با بال‌هایی نامرئی در سراسر این کره خاکی سفر کرده است و به زبان‌های مختلفی ترجمه شده‌اند. کودک گفته بود می‌بینی واهه چه دست‌های پر زوری دارد دیشب خواب دیدم مچ یک غول را به راحتی خواباند مادر گفته بود می‌دانی چرا او هر روز ساعت‌ها ویلچر می‌راند کودک گفته بود می‌دانم هر روز ویلچر می‌راند و شعر می‌نویسد خوش به حالش نه؟... اولین شعر آرمن نامه‌ای کوتاه به یک دوست بود. او بعد از بهبود نسبی و بازگشت به ایران، نامه‌ای به زبان ارمنی و با سطرهای شاعرانه برای یکی از دوستانش در خارج از کشور می‌نویسد. دوستش با او تماس می‌گیرد و وی را بسیار تشویق می‌کند. آرمن از این‌جا شعر نویسی و بازی با شعر را آغاز می‌کند. دکتر «مسروب بالایان» استاد برجستۀ روان‌شناسی و از شاگردان ژان پیاژه، «لئونید سروریان» از اساتید زبان فارسی و ارمنی و عده‌ای از شخصیت‌های ادبی و فرهنگی هفته‌ای چند بار به دیدن آرمن می‌روند و با او به شعرخوانی و بحث‌های ادبی و تحلیل روانشناسانۀ اشعار شاعران بزرگ جهان می‌پردازند. با سروریان گاهی، اوقاتِ خود را با شعربازی می‌گذرانند؛ هر بار اشعار کمتر شنیده شده را بر روی تکه کاغذی می‌نویسند و به سنجش مهارت‌های شعری خود می‌پردازند. شب‌ و روز مطالعه می‌کند و در مدتی کوتاه در عرصه شعر پیشرفت زیادی می‌کند. در این راه از بسیاری می‌آموزد و یاد می‌گیرد که هنرمند باید برهنه شود و جرات داشته باشد تا خالصانه روح خود را عریان کند و بر روی کاغذ بیاورد، موضوعی که امروز در کمتر فردی به خصوص جوانان می‌بینیم که خود را پشت حاجب‌های زیادی پنهان می‌کنند و به تصنع می‌رسند و حرفی که از دل بر نیامده بر دل نیز نمی‌نشیند. واهه آرمن سعی نمی‌کند مورد استقبال و بازارگرمی‌های رایج قرار گیرد، بلکه می‌خواهد اگر 10 نفر هم کتاب او را می‌خوانند بر آن‌ها تاثیری عمیق بگذارد. واهه آرمن توشه ادبی و اطلاعات زیادی را با خود به همراه دارد و در‌‌ همان چهار سالی که خوردن، خوابیدن و همه زندگی‌اش در رختخواب می‌گذرد، بهترین و برجسته‌ترین آثار ادبی دنیا را می‌خواند و از نویسندگان و مترجمان بر‌تر هر کتابی که ترجمه می‌شود را مطالعه می‌کند. یاد می‌گیرد خواننده خود را دست کم نگیرد و با نوشتن اشعار سطحی به شعور آن‌ها توهین نکند. او سطر‌ها و مفاهیم پنهان زیادی را در اشعار خود جای می‌دهد. به گفته خودش نانوشته‌های شعرش را هر خواننده‌ای با نگاه خود به شعرش خواهد افزود و آن‌ را کامل خواهد کرد. وی در کتاب «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» که سال جاری منتشر شد، به نوعی زندگینامه خودنوشت خود را از کودکی تا امروز در ساختار نظم و نثر به تصویر می‌کشد و حتی درباره دورانی که در رختخواب گذرانده می‌گوید: «پس از پیشامد تصادف و معلول شدن پا‌هایم، چهار سال از زندگی‌ام در رخت‌خواب گذشت. توان نشستن نداشتم. یکی دوبار در روز و هر بار چند دقیقه‌ای به زحمت بر لبه تخت‌خواب می‌نشستم. در آن سال‌ها تنها سه بار سوار ویلچر شدم. چشمم که به ویلچر می‌افتاد حالم بد می‌شد. عصر یک روز پاییزی بنا بر عادت دراز کشیده بودم و کتاب می‌خواندم لحظه‌ای چشم از کتاب برداشتم و از پنجره به بیرون نگاه کردم به دور دست‌ها به کشت‌زارهای سبز سن ‌رمی به دست‌های پینه بسته «سیب‌زمینی‌خور‌ها» در خانه معدن‌چی‌ها به کافه تراس و به نگاه دوشیزه گاشه که تا نیمه شب مرا وادار به نشستن و زُل زدن به شب کرد شبی به رنگ ماهی‌ها که با خاموش شدن هر چراغ شهر رنگین‌تر و زیبا‌تر می‌شد.» دو مجموعه شعر نخست واهه آرمن با عنوان‌های «به سوی آغاز» و «جیغ» به زبان ارمنی نوشته شده‌اند که مورد استقبال بسیار زیادی در ارمنستان واقع شد. در شهرهای مختلف و در برنامه‌های مختلف تلویزیونی برای این کتاب مراسم‌هایی برگزار کردند. این کتاب هیچگاه به فارسی ترجمه نشد اما مفاهیمی که در این کتاب‌ها هستند در اشعار دیگر واهه آرمن جای گرفتند. بعد از آن او به تدریج از طریق ترجمه‌هایش به فارسی و سپس نگارش شعر به این زبان، زبان ادبی خود را تغییر داد. اوایل گویی تکلیف خود می‌دانست که به زبان مادری شعر بسراید و از اساتید زبان ارمنی هم بهره می‌برد ولی با همه این‌ها احساس می‌کند از درون در حال فروپاشی است. وی معتقد است شاعران و نویسندگانی که از سرزمین آبا و اجدادی خود بیرون می‌آیند دیگر نمی‌توانند آن کسی باشند یا آن چیزی را بنویسند که در آن خاک می‌توانسته‌اند. خودش در این باره می‌گوید: «زمانی که به ارمنی شعر می‌نوشتم، همیشه دغدغه‌ام این بود که آنچه را که در ذهن دارم چگونه بنویسم، در حالی که وقتی به فارسی شعر می‌نویسم، تنها به این موضوع می‌اندیشم که چه بنویسم. به نظر من شاعر باید به زبانی که به آن می‌نویسد تسلط کامل داشته باشد، طوری که هرگز نگران چگونه نوشتن نباشد، بلکه تمام فکر و ذکرش این باشد که چه بنویسد.». آرمن زبان را وسیله‌ای می‌داند و شعر را وسیله‌ای برای بیان صدایش، صدای انسان ارمنی که دور از وطن آبا و اجدادی خود سال‌هاست که زندگی می‌کند. او می‌گوید: سال‌ها در مشهد زندگی کرده است و سال‌ها در تهران و در این مدت با هزاران ایرانی فارسی زبان در ارتباط بوده و تنها با چندین و چند خانواده ارمنی زبان هم صحبت شده است، به هر رو، عوض کردن زبان، برای او هرچند دردناک، امّا حیاتی بوده است. به قول شاعر همیشه زنده ارمنی «واهان دِریان»، زندگی یعنی خلق کردن. آنجا که خلاقیت نیست، زندگی هم نیست. آرمن هم با ساده‌ترین واژه‌ها خلق می‌کند و در خاطره‌ها می‌ماند. با زبانی ساده از مادر می‌گوید و شاید به پیچیده‌ترین شکل موضوع را به خواننده می‌فهماند: لباس‌های کودکی آن روز‌ها، ‌ مادر در یک تشت پر آب با کمی صابون و چند تکه لباس خورشید را می‌شست آن روز‌ها همهٔ لباس‌های من بوی آفتاب می‌داد بهره گیری زبان این شاعر و استفاده از توصیفات و تشبیهات آرمن به نوبه خود بسیار ارزشمند هستند. کِی خسته خواهد شد زمین از این رقص و برای این بالرین چه کسی دست خواهد زد در پایان... شعر از نظر واهه آرمن سخنی است که در ناهشیاری شاعر نوشته می‌شود و خواننده را در هشیاری ویران می‌کند. از اینرو معتقد است نباید با اندیشیدن شعر نوشت، بلکه باید شعری نوشت که خواننده را به اندیشه وا داشت. او حتی روزهایی که شعر نمی‌نویسد، شاعرانه زندگی می‌کند. اگر شاعر به مرحله شاعرانه زیستن برسد و در محیط این چنینی زیست کند می‌تواند در ناهشیاری شعر بگوید. پانویس یک سفرنامه مسحور آواز مرغان دریایی پارو می‌زدیم در آن کشتی که پیش می‌رفت در آب‌های دور دست پارو می‌زدیم از سپیده دم تا هنگام غروب دریا جاری بود در حنجرهٔ مرغان دریایی و نیمه شب‌ها دریا غرق می‌شد در دهان وال‌ها در آن کشتی روزی صد‌ها اتفاق می‌افتاد و هیچ اتفاقی نمی‌افتاد... واهه آرمن از تعلق خاطرش به مشهد می‌گوید: «هرچقدر هم تفکر جهانی داشته باشم، که دارم، اما به هر حال هر کسی به مکانی که در آن‌جا به دنیا آمده و بزرگ شده دل‌بستگی دارد.» هر چند روزگاری در مشهد توان راه رفتن خود را از دست داد و در سن 21 سالگی بر بستر خوابید، اما مشهد را از همه نقاط جهان بیشتر دوست دارد و به زادگاهش و دیگر شهرهای خراسان مثل نیشابور و قوچان و بجنورد عشق می‌ورزد. به گفته وی در نوجوانی و جوانی یکی از به یادماندنی‌ترین دل‌خوشی‌هایش، روزهای پنجشنبه با قطار به نیشابور رفتن و دیدار خیام و عطار و کمال‌الملک و تماشای سپیدارهای همیشه رقصان نیشابور بوده است. او بنا بر عادت هر شب پیش از خواب کتاب می‌خوانَد. وی مدتی رُمانی از یک نویسنده نامدار را شروع می‌کند ولی داستان پیش نمی‌رود. آن شب حال و هوای نوشتن داشتم اما ناخواسته کتاب را برداشتم و شروع به خواندن کردم در نیمه‌های داستان اسب سواری بر بلندای تپه ایستاد از اسب پیاده شد نیم نگاهی به من انداخت و با بی‌حوصلگی پرسید تا پایان داستان چه‌قدر راه مانده حیرت زده نگاهش می‌کردم که ادامه داد اسب من تیزپاست به سرزمین شعر‌ها می‌روم می‌آیی؟... عاشقانه زیستن در جای جای خانه واهه آرمن دیده می‌شود. وی درخت یاسی را که خشک شده است را هم به درخت آرزوهایی تبدیل کرده که هر کسی که به خانه‌اش می‌رود می‌تواند آرزوهای خود را با رُبان‌های رنگین بر این درخت ببندد. در این دود‌شهر هم باغچه‌ای در ایوان خانه‌ ایجاد کرده است که زندگی و دل سبز او به این سبزی‌ها طراوت می‌بخشد. واهه آرمن علاوه بر سرودن اشعار، تاکنون شعرهای زیادی را ترجمه کرده است. وی شعرهای برخی از شاعران معاصر ایران را به ارمنی ترجمه کرده و مجموعه‌های «کلید درم نور خورشید است» (کارهای شاعران معاصر ارمنی)، «شهد زردآلو و مثلث سیاه» (شعرهای ادوارد هاخوِردیان)، «پاییزی کاملاً متفاوت» (شعرهای هوانس گریگوریان) و «سطر اول را نمی‌نویسم» (شعرهای کوتاه از شاعران معاصر ارمنستان) را از ارمنی به فارسی ترجمه کرده است.. شعرهای فارسی واهه آرمن در مجموعه‌هایی به نام‌های «بال‌هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت» (1384)، «پس از عبور دُرنا‌ها» (1388)، «باران بگیرد، می‌رویم» (1391)، و «دوست دارم گاهی شاعر نباشم» (1392) منتشر شده است. نوشته: پریسا چیذری خبرگزاری فارس
دا یعنی مادر داستان کوتاه: نفرت نوشته مرضیه محمدپور نادین گوردیمر، نویسنده پیشرو و نامدار آفریقای جنوبی درگذشت پوران فرخزاد درگذشت فردوسی؛ مردی که می دانست نمی میرد