1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در هفته گذشته کنسرت محمدرضا لطفی و گروهش به نام همنوازان شیدا، در سالن نمایشگاه میلاد اجرا شد. این برنامه که دو قسمت داشت، در قسمت اول بداهه نوازی های لطفی و به همراه تنبک نوازی و دف نوازی و در قسمت دوم نیز این گروه در دستگاه همایون، با آواز علیرضا فریدون پور به روی صحنه رفت. اما این اجرا دارای معایبی نیز بود. در قسمت اول به دلیل انتخاب نامناسب جایگاه نوازندگان، تماشاگرانی که در قسمت میانی سالن نشسته بودند از دید کافی برخوردار نبودند. البته این مشکل برای قسمت دوم برطرف شد. از طرفی تماشاگران این کنسرت را به دلیل همراهی نکردن آواز با قطعات لطفی، بدون حس کافی اعلام کردند.


بعد از چند هفته بی خبری از فیلم جدایی نادر از سیمین، این بار خبر از دریافت جایزه سینمای جهان بی بی سی ۴ شنیدیم. اصغر فرهادی که نتوانست خود برای دریافت این جایزه در لندن حضور داشته باشد، سرمایه گزارش را برای دریافت این جایزه معرفی کرد. فیلم "جدایی نادر از سیمین" انتخاب نهایی هیئت پنج نفره داوران بی بی سی ۴ بود که شامل دیوید هیر، کارگردان، کازوئو ایشی گورو، نویسنده جایزه بوکر، گوریندر چادا، مستندساز، و جان بتسک، تهیه کننده مستند برنده اسکار می شدند. برنده جایزه سینمای جهان بی بی سی ۴ در سال گذشته، فیلم "روبان سفید" بود. از طرفی دیگر نشریه هالیوود ریپورتر احتمال اینکه این فیلم یکی از نامزد های نهایی جایزه اسکار باشد را دور از ذهن نمی داند.


بعد از 30 سال که از مرگ ناتالی وود می گذرد، دوباره پرونده مرگ این بازیگر به جریان می افتد. ناتالی وود که در فیلم های شورش بی دلیل و شکوه علفزار، بازی کرده بود، در نوامبر سال 1981 از قایق تفریحی خود و همسرش به درون آب افتاده و خفه شده بود. 30 سال پیش پلیس علت مرگ را حالت غیر طبیعی او اعلام کردند. اما درست سال گذشته کتابی در خصوص مرگ او نوشته شد و در این کتاب از درگیری همان شب او با همسرش توضیح داده شده است. پلیس این پرونده را مجدد ارزیابی می کند و هنوز معلوم نیست این ادعاها که در کتاب آمده صحت داشته باشد.


همانطور که شایعه در سینمای هالیوود و در حاشیه زندگی بازیگران وجود دارد این هفته شایعه ای در خصوص خودکشی پس از تعرض به یک دختر جوان توسط رضا رویگری پخش شد. ماجرا از این قرار است که چندی پیش در روزنامه کیهان مطلبی در این خصوص نوشته شد که بلافاصله توسط این بازیگر تکذیب شد. پلیس آگاهی نیز این چنین خبری را تکذیب کرده و گفته است که چنین پرونده ای در آگاهی موجود نیست.


زمانی که فیلم جرم به کارگردانی مسعود کیمیایی اکران شد، هنرمندان و سازندگان این فیلم با لیموزین و بادیگارد بر روی فرش قرمز قرار گرفتند و با طرفدارانشان وارد سینما شدند. از بعد از این فیلم برای چند فیلم دیگر نیز فرش قرمز برای هنرمندان پهن می شد و این حرکت بعضی را کمی نگران کرد. همین نگرانی باعث شد که اعلام شود از این به بعد فرش قرمزRed Carpet در ایران نخواهیم داشت و تمام سعی خود را خواهیم کرد که با این فرهنگ غربی مقابله کنیم. این سخنان را مدیر امور اجرایی تالار" ایوان شمس"، شخصی به نام موسوی نیا در مصاحبه ای با سایت فارس بیان کرده است. اما علیرضا سجادپور در دو روز اخیر حداقل به ده دوازده رسانه درباره این موضوع توضیح داده‌ است که وزارت ارشاد به هیچ وجه با اصل برگزاری چنین مراسمی مشکلی ندارد. این درست برخلاف حرف و حدیث هایی که از شخصی به نام موسوی نیا شنیده است و همچنین او اظهار داشت که تا به حال نام چنین پستی به گوشش نخورده است.


بعد از خبر ممنوعیت فرش قرمز، جمعه شب در سینما آفریقا فرش قرمز پهن شده بود. این فرش قرمز به دلیل اکران خصوصی فیلم هنر پرواز Art Of Flight ساخته کرت مورگان ، به دعوت ردبول برگزار شده بود. در این اکران، چهره های سرشناسی چون، یاس، بهنام ابطحی، رضا صادقی و حمیدرضا صدر نیز دیده می شدند.


بالاخره گروه سون، کنسرتش را اجرا کرد اما این بار با 45 دقیقه تاخیر گروه بر روی سن رفتند. این کار گروه که صدای طرفدارانشان را در آورده بود، با اجرای خوب گروه سالن اریکه را پر از شور و هیجان کرد. آرش قنادی بعد از کنسرت علت این تاخیر را عدم هماهنگی گروه پشتیبانی اعلام کردند و توضیح داد که لباس او را جا گذاشته بودند. او در ابتدا با لباسی متفاوت از گروه بالاخره به اجرا پرداخت اما این گروه که هماهنگی بین اعضایش را بسیار مهم می داند، بعد از اینکه لباسش را برایش آوردند، متحدالشکل برنامه را ادامه دادند.


کنسرت گروه دارکوب نیز اجرا شد. برخی از منتقدین این کنسرت را موفقیت آمیز نمی دانستند اما زمانی که این گروه بر روی صحنه رفت هیچ جای خالی در بین صندلی ها پیدا نشد. این گروه که به سرپرستی همایون نصیری و به همراهی حامد بهداد در سالن اریکه برگزار شد، شبی به یاد ماندنی برای طرفدارانش به حساب می آمد. در این کنسرت حضور همایون شجریان شور و هیجان بی وصفی را بین تماشاگران به وجود آورد.


بعد از حضور همایون شجریان در کنسرت دارکوب، او و گروه همنوازان حصار، اجرای متفاوت او با همراهی علی قمصری و گروه حصار را می توان تلفیقی از سازهای سنتی و مدرن نامید. در آمیخته شدن، ویولا و ویلنسل، کوزه و سازهای کوبه‌ای با تمبک و کمانچه و دف و تار شکل تازه و متفاوتی در اجرای تصنیف ها در دستگاه‌های بیات اصفهان، شوشتری، دشتی، شور و بیداد را به نمایش گذاشتند. در این کنسرت تماشاگران یک صدا تصنیف مرغ سحر را درخواست می کردند اما تصنیف پایانی این کنسرت، "بی همگان به سر شود" بود. این گروه با استقبال پر شور و بی نظیر تماشاگران، صحنه را ترک کردند.


خبر دنیای بالییوود در این هفته، اضافه شدن یک نوزاد به خاندان باچان بود. آیشواریا رای که عروس آمیتا باچان و همسر آبیشک باچان است، بعد از گذشت 4 سال از زندگی زناشویی، فرزند خود را در بمبئی به دنیا آورد. او صاحب یک دختر کوچک شده است.


خبر غافلگیر کننده دیگر این هفته از اکران پرفروش ترین فیلم تاریخ سینما، آواتار به صورت سه بعدی در سینما آزادی است. این خبر زمانی پخش شد که حق پخش این فیلم خریداری شده و این فیلم در حال حاضر مراحل دوبلاژ را سپری می کند. این فیلم پس از پخش انیمیشن سه بعدی " آلفا و امکا" به نمایش در خواهد آمد.


خبر ها در مورد فیلم سفید برفی در حال کامل شدن است. این دو فیلم " سفید برفی و آینه آینه " و سفید برفی و شکارچی" با عکس ها و تیزر ها معرفی شدند. در این فیلم که قرار است جولیا رابرتز و چارلیز ترون نقش ملکه بد جنس را بازی کنند، از هم اکنون طرفدارن بسیاری را منتظر اکران این فیلم قرار داده است. در این فیلم "جولیا رابرتز" نقش ملکه بدجنس را در مقابل "لیلی کالینز" در نقش سفید برفی ایفا می کند. اما در مقابل «آینه آینه» قرار است رقابتی را با فیلم «سفید برفی و شکارچی» با بازی "کریستن استیوارت" در نقش سفید برفی و "کریس همسورث" در نقش شکارچی، داشته باشد. در این فیلم همان طور که گفته شد "چارلیزترون" را در نقش ملکه بدجنس خواهیم دید. «آینه آینه» قرار است در 16 مارس 2012 در آمریکا و انگلستان همزمان اکران شود و «سفید برفی و شکارچی» ، در 1 جون سال 2012 اکران خواهد شد.


و اما جدول فروش هفته سینمای هالیوود با فیلم گرگ و میش – سپیده دم با فروش 144میلیون دلار در رتبه اول قرار دارد. رده های دوم و سوم را به ترتیب انیمیشن 3 بعدی خوش قدم 2 Happy feet2 با مبلغ 22 میلیون دلار و فناناپذیران با مبلغ 12.3 میلیون دلار فروش داشته اند. در گیشه سینمای ایران، فیلم سعادت آباد همچنان در صدر فروش با مبلغ یک میلیارد تومان در رتبه اول و فیلم یه حبه قند، با فروش 825 میلیون تومان در رتبه دوم و فیلم پرتقال خونی با فروش 370 میلیون تومان در رده سوم قرار دارد.

دیدگاه‌ها  

+1 # marziye 1390-09-04 14:55
akhbare honariton az aval ta akhar fogholade bod moteshakeram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # fahime 1390-09-04 15:03
afarin bar aghaye asghare farhadi ke be hagh iran rosarboland kardan .man az tarafe tamame mardome iran azashon moteshakeram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # nilofar 1390-09-04 15:10
zaheran aghaye behdad lebase bolotuso gharz gerefte:)))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # گیسو 1390-09-05 09:46
دقیقا منم به همین فکر کردم که لباس اونه. اما کارشو با این گروه خیلی دوست دارم. زیبا می خونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

۵۰ سالگی کیانو ریوز، ستاره "ماتریکس"

کیانو ریوز، ستاره محبوب و پرکار هالیوود تولد پنجاه سالگی‌اش را جشن می‌گیرد؛ اگرچه شادابی و جوانی خود را حفظ کرده است. "وکیل‌ مدافع شیطان" و سه‌گانه‌های "ماتریکس" از جمله فیلم‌های به‌ یادماندنی این بازیگر کانادایی هستند. کیانو ریوز در روز ۲ سپتامبر ۱۹۶۴ در بیروت، پایتخت لبنان به دنیا آمد. پدر و مادرش نام کیانو را برای فرزندشان برگزیدند که در زبان هاوایی به معنای "نسیم خنک" است. او را بیش از همه به عنوان ستاره‌ی فیلم‌های اکشن و علمی‌تخیلی می‌شناسند. کیانو ریوز نخستین تجربیات خود در زمینه بازیگری را با حضور در تئاتر به دست آورد و همچنین در شماری از محصولات سینمایی و تلویزیونی نقش ‌آفرینی کرد. "نقطه گسست" (محصول ۱۹۹۱) نخستین فیلمی بود که نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. ریوز در این فیلم در کنار پاتریک سوایزی بازیگری کرده است. "نقطه گسست" یک اکشن جذاب و پرهیجان است که تماشگر را به دنبال خود می‌کشاند. فیلم "سرعت" که در سال ۱۹۹۴ به پرده‌ی سینماها راه یافت، کیانو ریوز را در سراسر جهان به شهرت رساند و او را به یکی از هنرپیشگان پردرآمد فیلم‌های اکشن در هالیوود بدل ساخت. "سرعت" نه تنها مورد توجه منتقدان قرار گرفت، بلکه از لحاظ گیشه نیز بسیار موفق بود. این فیلم که با بودجه ‌ای ۳۰ میلیون دلاری تهیه شده بود، در سراسر جهان ۳۵۰ میلیون دلار فروش داشت. در سال ۱۹۹۷ کیانو ریوز در کنار آل‌ پاچینو، ستاره‌ی پرسابقه هالیوود به روی صحنه رفت. آل‌پاچینو در این فیلم نقش شیطان را بازی می‌کند و کیانو ریوز نیز نقش وکیل ‌مدافعی موفق را که "شیطان" در تلاش فریفتن و جذب اوست. این فیلم اگرچه از لحاظ موفقیت تجاری با "سرعت" قابل قیاس نبود، اما با حدود ۱۵۳ میلیون دلار فروش خوبی داشت. در سال ۱۹۹۹ فیلم "ماتریکس" دوستداران آثار علمی

شخصیت همجنسگرای «دیو و دلبر»؛ شاید روسیه فیلم را تحریم کند

شرکت دیزنی همیشه تلاش می کند با هر فیلم جدیدش نه تنها تابو های اجتماعی، بلکه مرزهای فیلمهای گذشته خود را نیز بشکند. استفاده از یک شخصیت همجنسگرا، شاید موجب شود که نمایش «دیو و دلبر» در روسیه ممنوع شود. در جدید ترین فیلم این شرکت که بازسازی کلاسیک موفق و محبوب «دیو و دلبر» است، با نخستین شخصیت همجنسگرا که تاکنون در فیلمهای شرکت دیزنی حضور دارد، آشنا می شویم. بیل کاندون، کارگردان فیلم به وب سایت «Attitude» گفت شخصیت «لافائو» (دستیار «گستان» شخصیت بدجنس داستان) که نقشش را «جاش گد» بازیگر کمدی بازی می کند، اولین شخصیت در تاریخ فیلمهای دیزنی است که به طور آشکارا همجنسگراست. به گفته بیل کاندون «لافائو» به «گستان» علاقه عاشقانه دارد. از همین رو امکان دارد روسیه این فیلم را تحریم کند. این تحریم بر اساس قانونی است که در سال ۲۰۱۳ در این کشور تصویب شد که بر ضد حقوق همجنسگرایان است. ولادیمیر مدینسکی وزیر فرهنگ روسیه بعد از تماشای «دیو و دلبر» گفت اگر در آن شعارهایی در حمایت از همجنسگرایی وجود داشته باشد امکان تحریم این فیلم وجود دارد.
مروری بر هنر در هفته اول مرداد مروری هنر در هفته سوم اسفند تا پایان دنیا چکار کنیم؟ امروز 85 مین سالگرد تولد ستاره ی معروف سینما آدری هپبورن است آنجلینا جولی در کامبوج مدل می شود

انتخاب سردبیر

تئاتر

تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد

در حالی که نمایش «تانگوی تخم‌مرغ‌ داغ» از ۱۶ خردادماه متوقف شده و دادستانی تهران از تشکیل پرونده قضایی علیه این نمایش خبر داده بود٬ مرکز هنرهای نمایشی می‌گوید مشکل «تانگوی تخم‌مرغ داغ» حل شده و این نمایش دوباره به روی صحنه می‌رود. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران٬ ایسنا٬ عباس غفاری مدیر روابط عمومی مرکز هنرهای نمایشی روز سه‌شنبه ۲۰ خردادماه اعلام کرد: «خوشبختانه پس از چند روز گفت‌و‌گو و تعامل میان اداره کل هنرهای نمایشی٬ قوه قضائیه و گروه اجرایی نمایش «تانگوی تخم‌مرغ داغ»٬ مشکلاتی که برای اجرای این اثر به وجود آمده بود٬ حل شد و اجرای این نمایش از امشب ۲۰ خردادماه از سر گرفته می‌شود.» وی افزود: «در این چند روز مدیر اداره کل هنرهای نمایشی به همراه نماینده معاون هنری٬ آقای مرزبان کارگردان نمایش٬ آقای نصیریان بازیگر پیشکسوت نمایش و گروهی از بازیگران با نماینده قوه قضائیه صحبت کردند و با این گفت‌و‌گوها مشکلات حل شد و تعاملی ایجاد شد تا گروه بتواند به اجرای خود ادامه بدهد.» «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به کارگردانی هادی مرزبان و بازی بازیگرانی چون علی نصیریان٬ فردوس کاویانی٬ فرزانه کابلی٬ امین زندگانی٬ پریسا مقتدی٬ مهدی عبادتی و لیلا برخورداری ۱۶ خردادماه٬ پس از ۳۳ اجرا در تالار وحدت٬ از اجرا بازماند. این توقیف اعتراض وزیر ارشاد را به همراه داشت که تاکید می‌کرد این نمایش با مجوز به روی صحنه رفته است. دادستانی تهران ۱۹ خردادماه علت توقف اجرای این نمایش را «وجود برخی صحنه‌های نامناسب که به طور عمده توسط بازیگر زن اجرا می‌شود» و همچنین استفاده از «الفاظ رکیک و اظهارات خلاف موازین اسلامی و عفت عمومی» عنوان کرد پرونده قضایی برای این موضوع تشکیل شده است.  «تانگوی تخم‌مرغ داغ» که نوشته اکبر رادی است٬ فروریختن پدرسالاری و نمادهای آن در جامعه ایران را به تصویر می‌کشد. این نمایش جزو نخستین آثار تولیدی مرکز هنرهای نمایشی و شورای ارزشیابی و نظارت این اداره در دوره جدید مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد محسوب می‌شود.

" بادها به نفع کودکان می وزند "

تئاتر " بادها برای که می وزند " به کارگردانی چیستا یثربی ، به نفع انجمن حمایت از حقوق کودکان روی صحنه می رود.
چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ در تالار قشقایی ببینیم نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی تماشای تئاتر در خانه بادها برای ما می وزند

مطالب تصادفی

موسیقی

حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس

یک شب پاییزی، نور، صدا، همراهی گروه و صحنه، رهی معیری، مولانا، سماع‌گران قونیه...همه آمده بودند تا گوش و دل به تازه‌ترین نواهای خانواده پورناظری بسپارند. به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ساعت از 18 گذشته بود. سهراب پورناظری با تنبورش آمد. روبین واسی پشت سازهای کوبه‌ای‌اش قرار گرفت و آرشاک ساهاکیان دودوک را روی لب قرار داد. شمع‌های روشن و نماد گروه «شمس» پشت سر نوازندگان، نور و رنگ را به صحنه هدیه می‌داد. سهراب تنبورش را به دست گرفته و به جمعیتی که همچنان در حال رفت و آمد در سالن همایش برج میلاد هستند، می‌نگرد و می‌گوید: همیشه دوست داریم کنسرت‌های ایران را هم مانند خارج از کشور به موقع شروع کنیم اما...البته کسانی که دیر می‌آیند، نمی‌دانند چه اجحافی در حق سایر حاضران و 1600 نفر دیگر در سانس بعدی می‌کنند. او ادامه داد: امشب میهمانان عزیزی داریم.اصغر فرهادی، جعفر پناهی، رخشان بنی‌اعتماد، سروش صحت و...مردم دقایقی این هنرمندان را تشویق کردند و سکوت در سالن حکم‌فرما شد. طبق روال همیشه کنسرت با نوای تنبور سهراب و به آرامی آغاز می‌شود. آنها که تنبورنوازی او را دیده‌اند، می‌دانند که او چگونه هنگام نواختن از خود بی خود می‌شود. چشمانش را می‌بندد و با سازش می‌تازد. گویی در خواب و خیالی است و در دنیای دیگری سیر می‌کند. «شبگرد کولی باد» همان قطعه‌ای است که گاهی در اوج و گاه به آرامی نواخته می‌شود. ساهاکیان با سازهای کوبه‌ای‌اش مورد تشویق زیادی قرار می‌گیرد و فضایی آمیخته از عشق و جنون خلق می‌شود. تهمورس پورناظری هم می‌آید و کنار برادر کوچک‌ترش می‌نشیند. نجمه تجدد با لباس کردی آبی‌رنگش برای هم‌آوایی سمت چپ سهراب می‌نشیند. سنتور مهیار طریحی هم خوش می‌نوازد. سهراب می‌خواند: از بد اندیشان نیندیشم که یار من تویی...فارغم از دشمنان تا دوستدار من تویی...دوری ظاهر دلیل دوری دل نیست نیست... آن که داند خلوت شب‌های تار من تویی همه چیز برای حضور سماع‌گر قونیه آماده است. به آرامی از گوشه سن وارد صحنه می‌شود. با همراهی تنبور و در حالت خلسه می‌چرخد. «یار آمد» قطعه‌ای دیگری از سهراب بود که آن را براساس موسیقی تاجیکستان ساخته است و با شعری از هلالی جغتایی آن را می‌خواند: یار آمد و من طاقت دیدار ندارم...از خود گله‌ای دارم و از یار ندارم نجمه تجدد هم به خوبی از پس همراهی با او بر می‌آید. وقت آن رسیده که تهمورس و سهراب از هجران بگویند: دلتنگم و دیدار تو درمان من است...بی‌رنگ رخت زمانه زندان من است...برهیچ دلی مباد و بر هیچ تنی...آنچ از غم هجران تو بر جان من است... اجرای قطعه «مجنونی» مقدمه‌ای برای یک تنفس 15 دقیقه‌ای بود. حسین رضایی‌نیا،‌کاوه گرایلی، ندا خاکی، علیرضا جوادی، خورشید دادبه، نیک‌ناز میرقلمی، کیمیا جمشید، سپند دادبه، آرین کشیشی و پوریا پورناظری روی صحنه ردیف شدند. سپس کیخسرو پورناظری به همراه پسرانش به روی صحنه حاضر شد و حاضران به احترام پورناظری پدر از جا بلند شدند سهراب خواست تا حاضران بیژن کامکار را هم تشویق کنند و گفت: سلامتی اردوان کامکار خبر خوشی برای همه ما بود. او از محمدحسین توتونچیان هم از بابت برگزاری این کنسرت قدردانی کرد. منبع: خبرگزاری ایسنا عکس: میثم میر زنده دل

مادونا و کمک به زنان افغان و پاکستانی

مادونا، ستاره سرشناس موسیقی پاپ جهان یک تابلو از مجموعه قیمتی خود را به حراج می‌گذارد تا از طریق فروش آن‌ به آموزش دختران در افغانستان و پاکستان یاری رساند. بسیاری از ستاره‌های سینما و دنیای موسیقی در کنار فعالیت‌های هنری‌شان، دست به کارهای خیریه هم می‌زنند. مادونا، ستاره ۵۴ ساله موسیقی پاپ از آمریکا هم از شمار این هنرمندان است. حراج "ساتبی" روز چهارشنبه (۳ مارس) در نیویورک خبر داد که نقاشی "زنان دور میز قرمز" اثر نقاش فرانسوی فرناند لژه (۱۸۸۱­ تا ۱۹۵۵) را به حراج می‌گذارد. ارزش این تابلو که در تاریخ هفتم ماه مه حراج می‌شود، نزدیک به ۵،۵ میلیون یورو تخمین زده می‌شود. مادونا، صاحب این تابلودر این رابطه گفت که دنیایی که در آن دختران و زنان را به خاطر رفتن به مدرسه یا تدریس در مدارس به گلوله می‌بندند قابل تحمل نیست به گفته مادونا پولی که از فروش این تابلو به دست خواهد آمد، به یک انجمن خیریه اختصاص خواهد یافت تا در راه آموزش دختران افغان و پاکستانی هزینه شود. مادونا خود را شیفته هنرو آموزش می‌داند و خواهان پیوند این دو است. مادونا در این‌باره گفت: «من این نقاشی با ارزش را با چیزی معامله می‌کنم که بهایی برایش نمی‌‌توان تعیین کرد. این امر با ارزش آموزش دختران است.» یکی از دخترانی که در راه مدرسه به گلوله بسته شد، ملاله یوسف‌زی، دختر ۱۵ ساله پاکستانی است که سال گذشته در اتوبوس مدرسه‌اش هدف حمله چند تروریست طالبان در دره سوات قرار گرفت. او به طرز معجزه‌آسایی نجات یافت و حالا کمپینی برای آموزش برای دختران و کودکان براه انداخته است.
کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود یک ایرانی در گروه آرکایو جوآن بائز ادل/ Adele Laurie Blue Adkins رودخانه بی پایان در راه است

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

قدرتمندترین چهره های دنیای هنر جهان

شیخه المیاسه بنت حمد بن خلیفه آل ثانی (سمت چپ در عکس بالا) در فهرست سالیانه "۱۰۰ قدرت" نشریه آرت ریویو به دلیل "قدرت خرید کلان موسسه متبوعش" در صدر ۱۰۰ چهره قدرتمند دنیای هنر قرار گرفته است. شیخه المیاسه نخستین بار در سال ۲۰۱۱ در مقام ۹۰ این فهرست دیده شد، و در سال ۲۰۱۲ به مقام یازدهم صعود کرده بود. آی وی وی، هنرمند چینی، که در سال ۲۰۱۱، در صدر این فهرست قرار داشت، امسال در رتبه (نهم) قرار دارد- که بهترین رتبه هنرمندان در این فهرست به شمار می رود. لری گاگوسیان، دلال هنری، (رتبه چهارم) و سر نیکولاس سروتا، مدیر موزه تیت (در رتبه ششم) از دیگر چهره های شناخته شده در میان ۱۰ رتبه اول اند. سر نیکولاس سروتا روز چهارشنبه در کاخ باکینگهام به پاس خدماتش به هنر، از سوی پرنس چارلز نشان افتخار گرفت. شیخه المیاسه خواهر شیخ تمیم بن حمد آل ثانی است که پس از کناره گیری پدرش از سلطنت در ماه ژوئن، اکنون امیر قطر است. به نوشته نشریه آرت ریویو، اداره موزه های قطر سالانه حدود یک میلیارد دلار صرف گسترش گالری ها، برگزاری جشنواره های فیلم و حمایت از هنر همگانی کرده است. این موسسه، همچنین، حامی مالی نمایشگاه دیمین هرست در موزه تیت مدرن بود که در سال گذشته، بیش از ۴۶۳هزار بازدید کننده را به خود جلب کرد. سال گذشته هم بالاترین رتبه فهرست ۱۰۰ چهره قدرتمند هنری متعلق به یک زن بود - کارولین کریستف باکارگیف، برگزارکننده نمایشگاه تاثیرگذار "داکومنتا ۱۳" در کاسل آلمان. دیوید زوینر، که صاحب گالری هایی در لندن و نیوریورک است، در رتبه دوم فهرست امسال قرار دارد، و شریک تجاری سابق او، ایوان ویرث، سومین چهره قدرتمند هنری در سال ۲۰۱۳ است. رتبه سر نیکولاس سروتا پس از رتبه های هانس اولریخ ابریست و جولیا پیتون جونز، مدیران هنری گالری های سرپنتاین در لندن، است. ۱۰۰ قدرت هنری را یک هیئت داوری شامل ۱۳ داور بین المللی برمی گزیند- این فهرست "عکس منحصر به فردی از چشم انداز هنر معاصر" توصیف شده است. به نوشته نشریه هنر معاصر آرت ریویو، ملاک انتخاب کسانی که به این فهرست راه می یابند، تاثیرگذاری جهانی شان بر فرایند تولید هنر و خدماتشان به دنیای هنر طی ۱۲ ماه گذشته است.

عکسهای بی نظیر از ایران زیبا

نمایشگاه «بیرون از کادر» با محوریت نمایش عکس‌هایی از چشم‌اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی‌های زیست‌محیطی و نقش افراد جامعه در این امور در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. تعدادی از عکس‌های این نمایشگاه را ببینید. نمایشگاه مشترک فرید ثانی و امیر حسین مددی با عنوان بیرون از کادر خرداد 1392 در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. امیر ثانی در باره عکسهای به نمایش درآمده در این نمایشگاه می گوید: در این نمایشگاه 18 عکس در قالب 6 مجموعه به نمایش گذارده شده است که در مدت 4 تا 5 سال از اقصی نقاط ایران ثبت شده است. با توجه به مساحت و وسعت کشور ایران می توان گفت این مجموعه حاصل بیش از 50000 کیلومتر سفر زمینی است. فرید ثانی دیگر عکاس این مجموعه نیز به دویچه وله می‌گوید: «در این نمایشگاه سعی کردیم با قرار دادن عکس‌هایمان از چشم اندازهای زیبای ایران در کنار اخبار منتشر شده در رسانه‌ها از تهدیدها و تخریب‌های همان مناطق ، توجه مخاطب را به نداشتن این زیبایی‌ها در آینده نه چندان دور جلب کنیم». این نمایشگاه با محوریت و نمایش عکس هایی از چشم اندازهای زیبای ایران، مخاطرات و نگرانی های زیست محیطی و نقش افراد جامعه در این امور برگزار شد.
نقاشی های واقعی فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران نمايشگاه هنرمندان معاصر پاكستان "Pakistan's Contemporary Arts " گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

ادبیات

جلسات حافظ شناسی در فرهنگسرای ملل

سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با همكاری فرهنگسرای ملل و انجمن دوستداران حافظ، اقدام به برگزاری گردهمایی های ماهانه حافظ شناسی كرده است.

آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید

پنجشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۹۲ رأس ساعت ۱۳ آکادمی نوبل اعلام کرد که جایزه نوبل ادبی به آلیس مونرو تعلق می‌گیرد. آکادمی نوبل از این نویسنده ۸۲ ساله کانادایی به عنوان استاد داستان کوتاه یاد کرد.منتقدان سبک داستان‌نویسی آلیس مونرو، شیوایی و سادگی داستان‌های او و واقع‌گرایی‌اش را ستوده‌اند. مونرو با وجود آنکه انواع جوایز ادبی، از جمله جایزه من‌بوکر را به‌دست آورده، همواره تأکید کرده که داستان کوتاه، در نظر دیگران یک نوع نازل ادبی به‌شمار می‌آید. اکنون امید می‌رود که با تقدیر آکادمی نوبل از او، داستان‌کوتاه در جهان جدی‌تر در نظر گرفته شود. یکی از مهم‌ترین موضوعات در داستان‌های آلیس مونرو آزادی زنان و رابطه مادران با دخترانشان است. در گفت‌و‌گویی که می‌خوانید خانم مونرو با نگاهی به زندگی خودش به عنوان یک زن آزادیخواه به پرسش‌هایی در زمینه آزادی زنان و تاوانی که آنها برای به‌دست آوردن آزادی‌شان می‌پردازند، پاسخ می‌دهد. او می‌گوید رابطه زناشوئی نه تنها راهکاری‌ست برای گریز از مرگ بلکه نظم جامعه مدرن را هم به هم می‌زند. چرا به داستان کوتاه علاقه دارید؟ در سال‌های دهه ۱۹۵۰ که شروع کردم به داستان‌نویسی، من هم مثل هر زن دیگری خانه‌دار بودم. همسرم بیرون از خانه کار می‌کرد و من هم می‌بایست کارهای خانه را انجام دهم. برای همین اصلاً وقت نداشتم. اگر داستان کوتاه نوشتم، فقط به این خاطر بود. فکر می‌کنم نویسندگان زن هم‌نسل من هم بیش و کم همین وضع را داشتند. آنها ناگزیر بودند که از کارهایی بزنند تا وقت پیدا کنند برای نوشتن. زندگی روزانه شما در آن زمان چطور می‌گذشت؟ وقتی بچه‌ها هنوز مدرسه نمی‌رفتند، همه بدون استثناء، چه می‌خواستند چه نمی‌خواستند می‌بایست سر ساعت مشخصی بخوابند. به این شکل، یکی دو ساعتی می‌توانستم بدون مزاحمت کارم را بکنم. اما وقتی مدرسه رفتند، بهتر شد. سه ساعتی، هر روز وقت داشتم که بنویسم. اگر داستانی را دست می‌گرفتم، سررشته کارها در خانه از دستم می‌رفت. مثلاً سیب‌زمینی پوست می‌گرفتم و در همان حال جمله‌ای به ذهنم می‌آمد. سیب‌زمینی‌ها را می‌گذاشتم به حال خودش و می‌رفتم دوباره سراغ داستان. پیش می‌آمد که غذا ته بگیرد یا سیب‌زمینی‌ها بسوزند. من هیچوقت اتاق کار نداشتم. الان هم حتی پشت یک میز کوچک در نشیمن می‌نشینم و می‌نویسم. چرا؟ الان، خب، عادت کرده‌ام. اما علتش این است که من زمانی به داستان‌نویسی روی آوردم که نویسندگی شغل مناسبی برای زنان به‌شمار نمی‌آمد. این مردان بودند که می‌توانستند نویسنده باشند و با جسم و جانشان هم می‌نوشتند. گمان می‌بردند رسالتی دارند و هیچ کار دیگری جز نوشتن نمی‌کردند. برای همین هم دفتر و دستکی داشتند برای خودشان. اما زن‌ها به قصد تفنن می‌نوشتند؛ و اغلب هم پنهان از چشم دیگران. گمانم تا همین امروز هم، شیوه کارم به عنوان یک زن نویسنده با مردان نویسنده فرق دارد. چه فرقی دارد؟ حتی الان هم وقتی قلم به‌دست می‌گیرم که داستانی بنویسم، لابلای آن کارهای دیگر هم حتماً باید انجام بدهم. وگرنه نمی‌توانم روی موضوع متمرکز بشوم. هنوز هم خانه‌داری می‌کنم و یا دست‌کم احساس وظیفه می‌کنم نسبت به امور خانه. هرچند که من و شوهرم کارها را با هم انجام می‌دهیم. شوهرم دست‌پخت خیلی خوبی دارد. اما من می‌دانم که زباله‌ها را کی باید برد گذاشت جلوی در و چی کم داریم و چی باید خرید. نویسندگان مرد اینجوری زندگی نمی‌کنند. چند وقت پیش مصاحبه‌ای را می‌خواندم با ویلیام ترور که خیلی هم به نوشته‌هایش علاقه دارم. این گفت‌و‌گو در منزل ترور انجام می‌شود. وسط‌های گفت‌و‌گو خانم ترور با ساندویچ و چای وارد نشیمن می‌شود و از آنها پذیرایی می‌کند. من هم‌زمان هم خانم ترور بودم و هم آقای ترور. شما ظاهراً به شهرت علاقه‌ای ندارید. کمتر با رسانه‌ها گفت‌و‌گو می‌کنید و از محافل ادبی دوری می‌کنید. چرا؟ نمی‌دانم. شاید زن‌ها یاد نگرفته‌اند که با شهرت و هیاهوهایش کنار بیایند. اطمینان دارم که گوته نویسنده محجوب و خجلت‌زده‌ای نبود. بگذارید ماجرایی را برایتان تعریف کنم: به کنگره‌ای دعوت شده بودم در نیویورک. گونتر گراس هم آمده بود و عده زیادی از زنان و دختران او را همراهی می‌کردند. به نظرم رفتارش عجیب بود. نشسته بود روی یک کاناپه و زن‌ها هم دورش را گرفته بودند. اگر می‌خواست با کسی صحبت کند، خودش نمی‌رفت پیش او، بلکه یکی از آن زن‌های دور و برش را به نمایندگی از خودش می‌فرستاد که حرفش را به آن شخص انتقال دهد. گراس نویسنده خوبی است. اما من از خودم می‌پرسیدم چطور یک نفر می‌تواند این وضع را تحمل کند. اگر مردها می‌توانند این شکلی رفتار کنند، علتش این است که از روز اول انتظارات دیگری از زندگی دارند. سال‌هاست که نام شما به عنوان یکی از کاندیداهای جایزه نوبل ادبی مطرح است. نوبل را به یادم نیاورید. واقعاً وحشتناک بود. در سال ۲۰۰۴ ناشرم به من گفت احتمال زیادی هست که این جایزه را به‌دست بیاورم. من البته امیدی نداشتم، اما هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم. وقتی برنده نوبل ادبی را در آن سال می‌خواستند معرفی کنند، از صبح ساعت پنج گوش به زنگ تلفن بودم. می‌دانستم اگر برنده نوبل بشوم، نیم ساعتی حداقل، از خوشبختی به مرز جنون می‌رسم و بعدش هم به خودم می‌گویم عجب رنجی را تحمل کردم. گفته‌اید می‌ترسید از شما بیش از توانایی‌هاتان انتظار داشته باشند. چرا؟ به‌خاطر تربیت و پیشینه فرهنگی‌ام است. من از یک خانواده اسکاتلندی کالوینیست هستم که دو نسل پیش از من به کانادا مهاجرت کردند. کالوینیسم بر آن است که خوشبختی انسان بسیار زودگذر است و نباید به آن دل بست. از همه بیشتر می‌بایست به ستایش دیگران بدبین بود، چون همواره این احتمال وجود دارد که انسان ارزش آن ستایش‌ها را نداشته باشد، چون در هر حال گناهکار است. اگر در مدرسه نمره خوبی می‌آوردم، در خانه خجلت‌زده بودم. فروتنی، سخت‌کوشی و خداترسی ملاک بود. من در اصل در قرن نوزدهم پرورش پیدا کرده‌ام. پس شما در واقع پیشگام هستید. اجداد من پیشگام بودند که به سرزمین جدیدی مهاجرت کردند. من  پیشگام چی هستم؟ شما هم می‌بایست راهی پیدا می‌کردید که از قرن نوزدهم خودتان را به قرن بیستم برسانید و خود را برهانید از نقشی که برای زن در نظر گرفته بودند. شما به راه استقلال رفتید، پیش از آنکه اندیشه استقلال زن حتی مطرح باشد. اگر اینطور پیشاهنگ را تعریف کنیم. بله. حق با شماست. من همیشه کاری را کردم که دوست می‌داشتم و من می‌خواستم دو کار را حتماً انجام بدهم: با مردی ازدواج کنم که عاشقانه دوستش می‌دارم و داستان‌نویس باشم و وقتی فهمیدم این دو با هم ناسازگارند، تسلیم نشدم و ادامه دادم. شما جوان بودید که ازدواج کردید. زود بچه‌دار شدید و بعد از ۲۲ سال زندگی زناشویی هم از همسر اولتان جدا شدید. در آن زمان همه دخترها در بیست‌سالگی ازدواج می‌کردند. وقتی من طلاق گرفتم، همه اطرافیانم داشتند از هم جدا می‌شدند. در آن زمان سردرگمی و تنش غریبی بین دو جنس وجود داشت. در داستان‌های شما یک ماجرا همیشه تکرار می‌شود: زن جوانی به سنت‌ها و عرف پشت می‌کند و آزادی‌اش را به‌دست می‌آورد. این داستان، داستان زندگی من است. آیا شما فمینیست هستید؟ من یک نویسنده فمینیست نیستم. اما در زندگی خصوصی‌ام بسیار هم فمینیستم. اما نه از آنها که پلاکارد به‌دست می‌گیرند و در خیابان‌ها تظاهرات می‌کنند. هیچگونه علاقه‌ای به مضامین سیاسی ندارم. من اگر فمینیست هستم فقط به این دلیل که به سرگذشت زنان علاقمندم. یکی دیگر از موضوعات مهم در داستان‌های شما درگیری بین مادران و دخترانشان است. رابطه مادران و دختران برای من مهم است، به این دلیل که رابطه آنها سرشار است از نفرت و عشق، تبعیت از مادر و تلاش برای به استقلال رسیدن از او. تاریخ ادبیات پر است از آثاری درباره پدران و پسران. من تلاش می‌کنم داستان‌هایی بنویسم درباره وداع دختران از مادرشان.
۶۴ سال از مرگ صادق هدایت گذشت نادین گوردیمر، نویسنده پیشرو و نامدار آفریقای جنوبی درگذشت کورت ونه گات و پیانوی خودنوازش! مردانه بازی كن، زنانه پیروز باش روز ملی عطار