1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اکثر ما سریال قصه های مجید را به خاطر می آوریم، همچنین بی بی دوست داشتنی مجید را، که متاسفانه چندی پیش دار فانی را وداع گفتند. کیومرث پور احمد پسر خانم پروین دخت یزدانیان و کارگردان سریال قصه های مجید در مصاحبه ای در مورد این هنرپیشه دوست داشتنی سینما و تلویزیون گفت: ایشان ایشان 65 سال در آشپزخانه بود و 12 فرزند داشت و همانند اکثر زنان خانواده دوست ایرانی بیشتر وقت خود را صرف فرزندان خود نمودند. وی همچنین به کتاب و کتاب خوانی و تماشای فیلم و سریال علاقمند بود و با با تمام گرفتاری روزانه خود برای فرزندانش پلیور می بافت. وی همچنین از هیچ کمکی به نیازمندا ن دریغ نمی نمدند و همواره مثبت اندیش و خیر خواه دیگران بودند.


در حالیکه رشته موفقیتهای بین المللی فیلم جدایی نادر از سیمین همچنان ادامه دارد، اکران نوروزی فیلمهای گشت ارشاد، خصوصی و قلاده های طلا در داخل کشور خبرساز شد. دو فیلم نسبآ پرفروش گشت ارشاد و خصوصی با اعتراض گروهی از مخالفان این دو فیلم به دستور مقامات از اکران خارج شد و نوع برخورد با این دو فیلم بحثهایی را در محافل سینمایی کشور بر انگیخت. حسین فرحبخش تهیه کنندخ سینما و کارگردان فیلم خصوصی در طی نامه ای اعتراض خود را در رابطه با مستهجن خواندن خصوصی در تریبونهای رسمی عنوان نمود به هر حال به مشکلات بوجود آمده برای این دو فیلم فقلاده های طلا که به مسایل بعد از انتخابات ریاست جمهوری پرداخته توانست صدر جدول پرفروشان نوروزی را بدست آورد.


در دنیای موسیقی مدونا خواننده مشهور آمریکایی موفق شد با تک آهنگ جدید خود رکورد جدیدی در تارخ صنعت موسیقی بریتانیا بر جای بگذارد و 12-امین تک آهنگ شماره1 خود را منتشر نماید. آهنگ "همه عشقت را به من بسپار" از آلبوم آخر این خواننده توئانست رکورد الویس پریسلی با 11 آهنگ شماره 1 را پشت سر گذارد. این آهنگ که د دو صدایی و به همراه نیکی میناج جوان تهیه شده است اولین تک آهنگ از آلبوم خواننده ایست که بزودی وارد چهارمین دهه فعالیت هنری خود خواهد شد و نشانه ای از پس رفت یا عقب گرد در کارهایش دیده نمیشود. مدونا بزودی در تور پشتیبانی از آلبوم جدید خود کنسرتهایی در استانبول و ابو ظبی برگزار خواهد نمود.


در بازار موسیقی داخل کشور اعلام شد که آلبوم جدید روزبه نعمت اللهی اردیبهشت ماه به بازار عرضه خواهد گشت. نام این آلبوم که هنوز نهایی نشده است شامل 12 قطعه خواهد بود که از اشعار شاعرانی چون حضرت مولانا، مهدی اخوان ثالث، نیما یوشیج، مسرور نعمت الهی، شاهکار بینش پژوه، حسین قیاسی، لی‌لا رضایی و میثم یوسفی تهیه شده است.


هنوز خاطره آهنگ‌های ریچارد کلایدرمن از ذهن ایرانی‌ها پاک نشده است. سال‌های میانی دهه ۶۰ شمسی بود که این نوازنده فرانسوی با قطعات ساده اما گیرای خود، بازار نوارهای کاستِ بی‌کلام را قبضه کرد. سیطره کلایدرمن تا سال‌های بعد هم ادامه یافت، حتی زمانی که سی‌دی‌ها وارد بازار شدند و دسترسی به اینترنت رواج پیدا کرد. مخاطبان ایرانی بعد از آن هم آلبوم‌ها و قطعاتی چون کاج نقره‌ای، ماه آتش، قلب طلایی، نامه‌ای به مادرم، خاطرات و کریسمس را از یاد نبردند. حال، سا‌ل‌ها از آن دوران پرخاطره گذشته و به نظر می‌رسد «شاهزاده عشق» (لقبی که در نیویورک به او دادند) همچنان درصدد است برای ایرانیان خاطره‌سازی کند. او این بار سراغ سرود «ای ایران» رفته که نوستالژیایش از نوستالژیای آهنگ‌های وی پررنگ‌تر و البته پرمحتوا‌تر است. این نوازنده و آهنگساز فرانسوی بعد از وقفه‌ای که سال قبل بر سر آمدنش به ایران رخ داد، هفته گذشته در گفت‌وگو با «شرق» از سفر قریب‌الوقوع به تهران خبر داد.


اما جدول پرفروشترین فیلمهای هفته جهان به این شرح است

بازیهای بی رحمانه

جدال تایتانها

آیینه آیینه

شماره 21 خیابان جامپ

لورا از دکتر سِوس

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته

بهترین فیلمهای سال گذشته، از آبی گرمترین رنگ است تا گذشته زيبايی شگفت انگيز(پائولو سورنتينو) فيلمی ساده اما در نهان به غايت پيچيده درباره دغدغه های روشنفکر/ نويسنده ای که در برهه ای از زمان متوقف شده و خلاقيت اش در جدال با جست و جوی روزمرگی زندگی و لذت های آن است؛ فيلمی به غايت شبيه تر به "هشت و نيم" فلينی (تا ديگر فيلم او،" زندگی شيرين"، که يافتن شباهت های اين دو منتقدان را ذوق زده کرد) و ادای دين آشکاری به شاهکار جاودانی فلينی که حالا اينجا فيلمساز مستاصل جايش را به يک نويسنده داده و سورنتينو در نماهايی به غايت زيبا، به تلفيق ديدنی ای از نمايش درون و احوال بيرونی يک روشنفکر می رسد. قهرمان سورنتينو، در واقع قهرمان نيست؛ ناظر(هنرمند)ی است با مشکلات خاص خود که از جايگاه خدايگونه خود پائين می آيد و در مهمانی هايی که نماد و نشانه بشر امروز است، تماشاگر را به يک ضيافت تصويری دعوت می کند تا در مفهوم انديشه و خلق و ارزش آن بازنگری کند ايدا(پاول پاوليکوفسکی) خودشناسی يک راهبه با دغدغه های روزمره از لذت جنسی تا مفهوم ارتباط در سايه جنگی که همه چيز را تحت تاثير خود قرار داده و مفاهيم انسانی را تهی کرده است. تصاوير سياه و سفيد پاوليکوفسکی و چهره به شدت سرد بازيگر او، فضای تيره، خالی و غريبی را خلق می کند که در عين فاصله گذاری با شخصيت اصلی، در يک تناقض عجيب، به شدت ما را با او درگير می کند(درگيری ای البته متفاوت از نوع همذات پنداری معمول) پاوليکوفسکی اما در عين حال با خالی گذاشتن فضای بالای سر شخصيت اش در غالب نماها (که ترکيب تازه و به شدت غيرمعمولی را مقابل ما قرار می دهد) بر رمز و راز اثر می افزايد و مهر تقديری ناگفته را بر شخصيت هايش باقی می گذارد. نبراسکا( الکساندر پين) يک فيلم سياه و سفيد شگفت انگيز ديگر؛ اين بار چالشی درگيرکننده در رابطه يک پدر و پسر( با دو بازی درخشان) به زبانی ساده و همگانی با جزئياتی دقيق درباره شخصيت هايی به شدت باورپذير- و دوست داشتنی- که تماشاگر را به رغم ضدقصه بودن- و در واقع خالی بودن فيلم از هر نوع اتفاق يا اوج هيجانی چشمگير- به شدت با فيلم درگير می کند و می تواند به دنيای درونی ساده پيرمردی نفوذ کند که چون همه ما در دوران پيری به دوران کودکی اش بازگشته و صاف و ساده، برنده شدن در لاتاری را باور کرده تا به آرزوهايش برای ديگران- و نه خود- جامه عمل بپوشاند. و طنزی به يادماندنی که قالب سرد محيط و فضا را بسيار گرم و دوست داشتنی جلوه می دهد و پرده عريض با ميزانسن های باز و فضاهای خالی، به جزء غيرقابل تفکيکی از فيلمی بدل می شود که درباره فرهنگ آمريکا حرف می زند. گذشته(اصغر فرهادی) فرهادی با جدايی نادر ازسيمين، انتطارات را بسيار بالا برد، شايد برای همين است که گذشته کمتر قدر ديد: قسمت سوم سه گانه فرهادی که مفهوم حقيقت و جنبه های گوناگون آن را می کاود؛ به طرزی حساب شده- و شايد بيش از حد حساب شده؛ مهمترين مشکل فيلم که گاه آن را تصنعی می کند- و به شيوه ای به شدت قصه گو- مديون سينمای کلاسيک آمريکا- بر عنصر تعليق متمرکز می شود تا قصه آدم هايی را بگويد که در نهايت- به مانند فيلم قبلی- در جبر غريبی گرفتار آمده اند که در آن هيچ کدام مقصر نيستند. تجربه فيلمسازی فرهادی در فرانسه- در محيطی متفاوت و زبانی بيگانه- خوشبختانه دغدغه ها و دنيای او را دگرگون نکرده و همان مايه های آشنای فرهادی و شکل فيلمسازی اش را شاهديم؛ با تاکيد بر رازگشايی قطره قطره و نماهايی که جايی در جلوی تصوير به وسيله يک ستون يا در يا شخص ديگری غير از شخصيت اصلی، بريده می شوند و فضا را تنگ تر می کنند. جاسمین غمگین( وودی آلن) وودی آلن تلخ تر از هميشه و سرراست تر از فيلم های قبلی. دغدغه های آلن را از پس چند دهه فيلمسازی به روشنی می توان در جاسمین غمگین حس کرد و با آن پيش رفت، اما استاد پير، در اين فيلم آخر از سرخوشی اش در سه گانه ستايش از شهرهای اروپا- بارسلون در "ويکی کريستينا بارسلون"، پاريس در "نيمه شب در پاريس" و رم در"تقديم با عشق به رم" - فاصله می گيرد و قصه تلخ زن تنهايی را می گويد که همه هم و غم او در جست و جوی مرد پولدار، با تلخی حقيقی اطراف اش به کام اش زهر می شود. اگر آلن دو سه دهه قبل در عين ديدگاه تلخ و بدبينانه اش، گاه زوج ها را به هم می رساند، اين بار اما پايان فيلم موقعيتی تلخ تر از هميشه را تصوير می کند و شخصيت بی پناه آلن را تنها رها می کند. درون لووين ديويس( برادران کوئن) برادران کوئن بدون تلاش برای خودنمايی؛ با فضايی ساده و صميمی که می تواند همان طور که از عنوانش برمی آيد ما را به درون شخصيت اصلی اش ببرد و يک دور کامل تسلسل و درماندگی را در يک فضای به شدت آمريکايی با ما قسمت کند. فيلم درباره نوميدی است و اين که چطور هم چيز دست به دست هم می تواند زندگی يک شخصيت را از نقطه ای به نقطه ای ديگر هدايت کند. تصوير دقيق کوئن ها از رفتار اين شخصيت و قدرت تصويری فيلم و دور بودن آن از هر نوع ادای روشنفکرانه- مهمترين مشکل غالب فيلم های کوئن ها- درون لووين ديويس را به بهترين فيلم آنها بدل می کند. ايلو، ايلو( آنتونی چن) اولين فيلم يک فيلمساز جوان درباره يک پسربچه تخس که به رابطه عاطفی عميقی با پرستار تازه خود می رسد؛ فيلمی به غايت ساده و در ظاهر سهل الوصول با دوربين غالباً ثابت و ناظر که اما در پی اين روايت رئاليستی و بی تکلف، به صميمتی با تماشاگر می رسد که می تواند اشک از چشمان او سرريز کند. بازی های درخور تمام بازيگران و قدرت خلق موقعيت های عادی زندگی در جلوی دوربين، ايلو، ايلو را به فيلم جذابی درباره مفاهيم اوليه انسانی از عاطفه و عشق تا روابط انسانی بدل می کند؛ بی آن که ادعای زيادی داشته باشد. ونوس با شال خز(رومن پولانسکی) ترکيب غريب و شگفت انگيزی از تئاتر و سينما. دوربين با يک زن که ظاهراً برای تست بازيگری وارد يک تالار تئاتر شده، همراه می شود تا ما را در يک ديدار در ظاهر ساده بين يک زن و مرد شريک کند اما در نهايت، داستان قدرت و قدرت طلبی در رابطه را به شکلی به غايت پيچيده و تکان دهنده با ما در ميان می گذارد. خيلی زود واقعيت و دنيای نمايش با هم می آميزد و دو شخصيت زن و مرد در حال بازی کردن، درونيات خود را آشکار می کنند؛ درونياتی که در سه لايه مختلف جريان می يابد و پيش می رود: جهان واقعی يک زن و مرد، جهان نمايشی که در آن بازی می کنند، و جهان سينمايی که ناظر اين رابطه است و رابطه خدايگونه کارگردان را با تماشاگر قسمت می کند. جاذبه(آلفونسو کائرون) جاذبه در واقع تمرين فيلمسازی از هيچ است؛ دو شخصيت در فضا و ديگر هيچ، و عجيب اين که حاصل در عين حالی که می توانست بسيار خسته کننده باشد، به شدت جذاب و درگير کننده است. همه قيد و بندها- و گريزهای فيلمساز برای پنهان کردن خود- از بين می رود و در فضايی به شدت ساده، همه چيز عريان می شود تا قدرت فيلمسازی و پرداخت يک فيلم عيان شود. در نبود داستان به مفهوم متعارف، همه چيز به جزئيات کوچکی تغيير شکل می دهد که فيلم را پيش می برد و تماشاگر را درگير سرنوشت شخصيت هايی می کند که چيز زيادی درباره شان نمی داند. غول مغرور(کليو برنارد ) نماينده ای از موج جديد فيلمسازان جوان بريتانيايی، که مشکلات جامعه اين کشور را با سبک و سياقی ساده اما در عين حال حساب شده روايت می کنند و اين بار با قصه دوستی دو نوجوان که به کار غيرقانونی در جمع آوری فلز و آهن پاره مشغول اند و همين کار پايان تلخ و درناکی را برای شان رقم می زند؛ يکی جانش را از دست می دهد و ديگری با انبوهی از حس گناه زنده می ماند تا برای هميشه رنج بکشد. در واقع سادگی فيلم محملی برای گريز از ميزانسن و حساب شدگی نيست و فضاسازی اثر به کمک روايتی ضدقصه می آيد تا در صحنه هايی انسانی و گاه شاعرانه  درباره دم دست ترين- و در عين حال مهمترين- مسائل انسانی حرف بزند و چشم تماشاگرش را تر کند. آبی گرم ترين رنگ است(عبدالطيف کشيش) يا «زندگی آدل» که داستان دو دختر همجنسگراست (عکس بازیگران در بالای صفحه)،برنده نخل طلا جشنواره کن شد. پس از نخل طلا، درها به روی اين فيلم جنجالی که ابايی در نمايش روابط جنسی ندارد، باز شد  و البته حواشی متعددی هم داشت؛ از جمله حمله اين دو بازيگر جوان به کارگردان فيلم و «وسواس آزارنده» او. فيلم در ميان نامزدهای اسکار قرار نگرفت اما برای برنده شدن در گلدن گلوب اميد دارد.

مروری بر هنر در هفته آخر شهریور

این بار و در آخرین پنجشنبه شهریور ماه مروری بر اخبار هنری در هفته ای که گذشت داریم. این مطلب مروری است بر برندگان جوایز امی، فیلم منتخب ایرانی برای ارسال به مراسم اسکار و اخباری از کنسرت هایی که در هفته آینده برگزار خواهد شد.
لیلا حاتمی عضو هیئت داوران جشنواره فیلم کن شد نيکی کريمی داورپرتقال طلایی ترکیه با جرج کلونی در فضا! هنر در هفته آخر بهمن مروری بر اخبار هنر در هفته ای که گذشت

انتخاب سردبیر

تئاتر

"پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی

نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2" به کارگردانی "هادی کمالی مقدم" از 25 اردیبهشت در برج آزادی روی صحنه می رود و تا اواسط خرداد ادامه خواهد داشت. این نمایش که بر اساس نمایشنامه ایی از "ماتئی ویسنی یک" ساخته شده است؛ با حضور هنرمندانی چون مینا بزرگمهر،سارا سجادی،مهدی ترکمان، سپیده صیفوری، سعید احمدی، میثم دامنزه، عسل عباسی، شهرزاد رجب زاده، پریسا برازنده و .... نیز با طراحی هنری مینا بزرگمهر اجرا خواهد شد. همچنین فرشاد فزونی نیز ساخت و اجرای موسیقی و مهران احمدی طراحی نور این نمایش را به عهده دارند. نمایش "پایکوبی اسب ها پشت پنجره" در آبان و آذر 90 در پارکینگ تالار وحدت  اجرا شد و این بار با خوانشی دوباره در مجموعه برج آزادی  اجرا می شود. علاقمندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با روابط عمومی مجموعه آزادی به شماره تلفن: 66064121 تماس بگیرند.

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد برای نخستین بار یک زن رئيس تئاتر شهر تهران شد نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ بادها برای ما می وزند

مطالب تصادفی

موسیقی

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت برگزار می شود

کنسرت مخصوص بانوان سیمین غانم، در روزهای ۲۳ ، ۲۴ و ۲۵ شهریور ماه ساعت ۱۶ در تالار وحدت تهران برگزار می شود.

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت میشکفه گل از گل باد... سیمین غانم با آن صدای بی نظیرش و ترانه های تاثیرگذارش انگار از دل نوستاژی ها بیرون آمده. از خش خش صفحه های گرامافون پدربزرگ تا فلش مموری های این روزها با صدای سحر انگیزش آشنا هستند. وقتی میخواند سه نسل با او زمزمه میکنند. او از خیل خوانندگان مشهور پیش از انقلاب است اما از معدودِ آنها که ماندن و 20 سال سکوت را به غربت نشینی ترجیح داد. سرانجام با آزاد شدن اجرای کنسرت زنان برای زنان در سال 76، صدای او باز گوش صحنه ها را پر کرد تا مثل مشهورترین ترانه اش گل از گل بادی که صدایش را میشنود بشکفد. اگرچه آهنگهایش منتشر نمیشوند و کسی پشت درهای سالن آنها را نخواهد شنید اما خودش را تکرار نمیکند و در هر اجرای تازه، دو ترانه کاملا جدید را میخواند؛ البته "گل گلدون"، "مرد من"،"آسمون آبی"،"پرنده" و ترانه های خاطره انگیز دیگرش جای خود دارند. او دست کم سالی یکبار کنسرت برگزار میکند و این سومین سالیست که در تالار وحدت به نفع بنیاد خیریه فیروزنیا آواز میخواند؛ روزهای 19 تا 22 اردیبهشت و اینبار در آستانه روز مادر.
«روی دیگر» بهرام رادان تا چند روز دیگر در بازار جرج مایکل درگذشت حال صورت این‌چنین و حال معنی خود بپرس! گزارشی از کنسرت گروه شمس هیچ جا بهتر از ایران نمی‌توانستم متولد شوم بیست سال بدون معروفی

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

نمایشگاه نقاشان معاصر ایران با عنوان آفرینش

نمایشگاه گروهی هنرمندان معاصر کشور با عنوان آفرینش 16 دی ماه در نگارخانه موسسه فرهنگی اکو افتتاح شد و تا 27 دی ماه پذیرای علاقمندان خواهد بود.

نمایشگاه مجسمه ها

اولین نمایشگاه گروهی انجمن مجسمه سازان ایران با نمایش بیش از 96 اثر هنری در خانه هنرمندان تهران در حال نمایش است. با هم نگاهی می اندازیم به برخی از آثار ارائه شده در این نمایشگاه. انتخاب متریال برای مجسمه سازان آزاد بوده و همچینین هنرمندان شرکت کننده در زمینه انتخاب موضوع نیز آزادی کامل داشتند. بدون عنوان اثر فریبا نظام دستجردی هاله مقدس اثر طاهر شیخ الحکمایی از مجسمه های به نمایش درآمده در خانه هنرمندان تهران اثری از سهیلا فلاح از مجموعه خواجه ها بدون عنوان از رسول کاظمی
نمایشگاه لباس و زیورآلات فروش بیش از 12 میلیارد اثر هنری در حراج تهران گناه‌کار کسی است که وسوسه می‌کند! پنجره ها؛ نمایش نقاشی سروش دبیری کنسرت "پریشاد" ویژه بانوان در تالار وحدت

ادبیات

معجون خوشمزه یک بازیگر

اگر بهاره رهنما را از نزدیک بشناسید یا حتی یک بار او را دیده باشید اصلا تعجب نمی کنید که او روزی کتاب بنویسد و اسم مجموعه داستان اش را بگذارد " چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس " . بهاره آدم بامزه ای ست و تا دل تان بخواهد صمیمی و مهربان. اولین باری که کسی را ببیند آنقدر گرم و صمیمی برخورد می کند که فکر می کنی هزار سال است طرف را می شناسد و این دقیقا همان چیزی ست که در کتاب اش به چشم می خورد. فضای کتاب گرم است و تمام مکان هایی که توصیف کرده آنقدر واقعی اند که می توانی چشم هایت را ببندی و برای خودت در ذهن ، تصویرش را بسازی. فضای همه قصه ها کاملا زنانه ست که با توجه به زن بودن نویسنده دور از ذهن نیست. کتاب مجموع  یازده قصه خیلی کوتاه ست که راحت و روان نوشته شده اند و خیلی سریع می توانی آن ها را بخوانی و گوشه کتاب خانه ات برای همیشه نگه داری. بهاره خودش در مقدمه کتاب گفته که این قصه ها را از سال هفتاد تا امروز نوشته و جعفر مدرس صادقی را مهم ترین مدرس خودش معرفی کرده که زمانی در فرهنگسرای نیاوران داستان هایش را می خوانده و کنارش حاشیه می نوشته. شاید اگر بهاره بازیگر نبود و این ارتباطات را نداشت هیچ وقت جرات به اشتراک گذاشتن دست نویس هایش را با دیگران پیدا نمی کرد و به نظرم خیلی حیف می شد چون بخشی از شخصیت او که راوی ست برای همیشه از دسترس من و شما به عنوان خواننده آثارش دور می ماند. " برای پنجمین بار است در این هفته آمده ای ، روبروی من نشسته ای و از من می خواهی برایت فال بگیرم. موهایم را شرابی کرده ام ، با تارهای سفیدش سایه روشن قشنگی شده ، اما تو اصلا متوجه تغییرم نمی شوی . من هم با حرص ، ورق های سرخ را روی میز شیشه ای بر می زنم و برای چندمین بار می گویم که فال بیشتر از ماهی یک بار جواب نمی دهد . " این چند خط  شروع قصه تو خفه میشی یا من ؟ ست که فضای زنانه بسیار جذابی دارد. تم قصه تکراری ست و ماجرای مشکوک شدن زنی به شوهرش است که فکر می کند با فال گرفتن مداوم می تواند سر از کار شوهرش در بیاورد. اما روایت بهاره قصه را متفاوت کرده تا جایی که من فکر می کنم بهترین قصه این مجموعه است. به هر حال خواندن این 86 صفحه را به شما توصیه می کنم. خواندن اش زمان زیادی نمی برد و طعم معجون خوشمزه خانم بازیگر تا مدت ها یادتان می ماند. چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس را نشر چشمه تابستان 1388 با قیمت 2200 تومان چاپ کرد. امروز چاپ چهارم آن در بازار موجود است.

کتابهای خود را چگونه انتخاب نماییم

  برای انتخاب کتاب، هر کس روش خودش را دارد: تکیه کردن به جوایز ادبی، خواندن پشت جلد، یا حتی باز کردن تصادفی کتاب و مطالعه سردستی چند پاراگراف یا یک صفحه از آن. شما چه می‌کنید؟ ادیتور انگلیسی فورد مدوکس فورد، نویسنده «سرباز خوب» و بنیان‌گذار مجله ادبی انگلیش ریویو در لندن، به یک ضابطه افراطی وفادار بود: «صفحه ۹۹ کتاب را باز کنید، و همه کیفیت‌اش بر شما آشکار خواهد شد.» این واقعیتی است که پیشاپیش اطمینان حاصل کردن از کیفیت کتابی که ممکن است روزها و حتی هفته‎ها وقت‌تان را بگیرد، کار ساده‌ای نیست. دانستن این که آیا خواندن فلان کتاب به دل‌تان خواهد نشست، یا سرخورده، نیمه‌کاره رهایش خواهید کرد، شاید، دلمشغولی مشترک همه‌ دوست‌داران مطالعه در سراسر جهان باشد. مطمئن‌ترین راه‌حل، احتمالا، خواندن دیگر آثار نویسنده‌ای است که نوشته‌ای از او را پیش از این با لذت مرور کرده‌اید. پس می‌توان با اطمینان خاطر بیشتر، دیگر نوشته‌های او را یک به یک به دست گرفت. اما با این شیوه، مشکل نویسنده‌های جدید یا آن‌ها که برای‌تان ناشناخته‌اند ـ و تعدادشان واقعا کم نیست ـ دست‌نخورده سر جایش می‌ماند. با خیل عظیم آن‌ها چه باید کرد؟آثار وی به دنبال داشته است. یک مطالعه انجام شده در نوامبر سال ۲۰۱۰ نیز نشان می‌دهد که به طور متوسط  ۴۰۰ هزار نسخه از کتاب برندگان جایزه گنکور در فرانسه به فروش می‌روند. شما چطور؟ آیا اجازه می‌دهید که اعضای محدود هیات‌های داوران این جوایز در انتخاب‌هاتان حرف آخر را بزنند؟ مشاوران مجازی در کنار صفحات ادبی روزنامه‌ها و نقدهای مجلات ادبی تخصصی‌تر با پیشنهادات و توصیه‌هاشان، اینترنت در روزگار ما، امکانات وسیع‌تری برای گردش دموکراتیک‌تر آرا فراهم کرده است. این چیزی است که توضیحات مینا، دختر ۳۰ ساله تهرانی، گوشزد می‌کند. مینا به زمانه می‌گوید: «نصف انتخاب‌هایم بر اساس معرفی کتاب‌ها/ فیلم‌هایی‌ است که در وبلاگ‌هایی که الان سال‌هاست می‌خوانم و دیگر می‌دانم سلیقه‌ مشابه داریم، می‌آید.» و صد البته در کنار بلاگ‌ها، او از شبکه‌های اجتماعی هم که دیگر دیری‌ است پای ثابت زندگی آنلاین بسیاری از مشتاقان فرهنگ‌اند یاد می‌کند: «گاهی هم تو همین فیس‌بوک اگر معرفی کتاب/ فیلم ببینم می‌روم دنبالش.»   به این ترتیب، این خوانندگان هستند که می‌توانند فارغ از توصیه‌های «رسمی»، تجربیات خود را با یکدیگر در میان بگذارند. در این رابطه مجازی، هر یک از آن‌ها چون عضوی از «شبکه‌»ای به حساب می‌آید که بنا بر سلایق و گرایش‌های مشترک فرهنگی، ادبی ـ که، فراموش نکنیم، محدودیت‌های خود را لزوما خواهد داشت ـ شکل گرفته، بالطبع با یک کلیک می‌تواند از مزایای این گردش اطلاعات بهره‌مند می‌شود. اینترنت از راه‌های دیگر هم مدعی کمک به انتخاب کتاب‌های شماست. باید دانست که به موازات خوانندگان، نویسندگان، ناشران و مراکز پخش کتاب نیز دست روی دست نگذاشته‌اند و دیگر برای تبلیغ کتاب‌هاشان تنها به پشت جلد کتاب‌ها و خلاصه‌ای که از داستان‌ها یا رمان بر آن درج می‌کنند، بسنده نمی‌کنند. به عنوان مثال، وب‎سایت کلاسیکزـ راه‌اندازی شده توسط انتشارات هاشت (Hachette) ـ با اتکا به پاسخ مراجعان به سایت و خوانندگان به پرسش‌هایی مشخص، به آن‌ها مجموعه‌ای از عناوین کتاب‌ها را برای خواندن پیشنهاد می‌کند. با این‌همه کم‌شمار نیستند کسانی که معتقدند این جست‌وجوهای خودکار به دشواری می‌توانند جایگزین توصیه‌های شخصی مثلا کتابفروشان به خوانندگان باشند.   روش انتخاب اتفاقی یک صفحه از میانه یک کتاب در نهایت از معدود روش‌ها، و شاید تنها روشی، است که اجازه دوری گزیدن از تمامی تاثیرات را برای مواجهه مستقیم با نوشته به خواننده می‌دهد. ولی آیا این بهترین روش خواهد بود؟   بد نیست به خاطر داشته باشیم که این رویکرد باعث و بانی بزرگ‌ترین فرصت از دست رفته برای انتشارات معظم گالیمار در فرانسه است. در سال ۱۹۲۲، آندره ژید که صفحات ۶۲ و ۶۴ «از طرف خانه سوان» را برای تصمیم‌گیری در مورد دست‌نوشته جوانی به نام مارسل پروست انتخاب کرده بود، به دنبال روبه‌رو شدن با توصیف بلند و مبهمی در نوشته، از انتشار کتاب منصرف شد. تصمیمی که بعدها از آن با عنوان بزرگ‌ترین اشتباه گالیمار یاد کرد
20 سفرنامه معاصر ایرانی آلیس مونرو 82 ساله برنده جایزه نوبل ادبیات گردید افسانه ها؛ دنیای خیال و آرزوها کتاب‌های الکترونیکی با موضوع جنسی تنها شبها به فروش می رسند نامه های عاشقانه فروغ