1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در ادامه بحث بر سر اکرانهای نوروزی فیلمهایی مانند گشت ارشاد روزنامه شرق در گزارشی از خبرگزاری فارس آورده است که علی مطهری عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و فرزند آیت الله مطهری در مجموع پیام فیلم را منفی ارزیابی می نماید چرا که فیلم هرگونه نظارت بر پوشش زن و مرد در جامعه  و رعایت ظوابط مربوط به زن و مرد  را مردود می داند. مطهری افزود که پیام این فیلم درست برخلاف نظر اسلام است و افزود از رفتار منفعلانه آقای حسینی وزیر ارشاد نیز تعجب نموده است اما آقای مطهری در فیلم پیامهای مثبت را نیز آموزنده میداند از جمله آنجا که میگفت(انسان قبل از آنکه به فکر اصلاح دیگران باشد باید به فکر اصلاح خود باشد.)


اما فریده حسن زاده مترجم درنامه ای سرگشاده در روزنامه شرق به چاپ رسیده از انتخاب ترانه علیدوستی به عنوان مترجم برتر انتقاد کرده و ترجمه را نه یک هنر بلکه بیشتر فن و مهارتی دانسته که در طول سالیان بسیار و با تمرین و ممارست بدست می آید. در بخشهایی از این نامه آمده است: .. نسل شما اما عطاي هنرپيشگي را به لقايش بخشيد و به بازيگری روي آورد. بودلر مي‌گويد هنرمند در عين ِ خود‌بودن بايد بتواند چون روحی سرگردان در كالبدهای ديگر حلول كند و نهانی ترين جنبه‌های هر شخصيتی را با همه ابعادش به نمايش بگذارد.  مثل خود شما كه همه بی پناهی ها و دربه‌دری های ترانه پانزده‌ساله را با قدرت به نمايش گذاشتيد و جايزه بهترين بازيگر زن را با سرافرازی در جشنواره فجر پذيرفتيد.

البته گفتن ندارد كه آنچه نقش‌آفرينان زن در ايران ِ بعد از انقلاب كردند بسی فراتر از هنرآفرينی و معانی ِ متداول خلاقيت بود زيرا آنها توانستند ژرف‌ترين روابط ِ بين مرد و زن را بي‌سلاح ِ بُرنده برهنگي و تا آخرين لايه‌های پنهان ِ مخاطب به نمايش بگذارند و دالان به دالان روشنايي ببخشند هزار توهای تاريك و ناشناخته درون ِ او را. اين كاری بود كارستان كه تلنگری زد بر آبگينه تاريخ ادبيات ايران و جهان و اگر ويكتور هوگوها و شارل بودلرها و گوستاو فلوبر‌ها زنده بودند نكته‌ها مي‌آموختند از آن و بر غنای ادبی خود مي‌افزودند.

وی همچنین افزوده است:  راستش من اگر جای شما بودم میگفتم: «نه! من شايسته تشويق‌ام نه تقدير» و نمي‌گذاشتم اصالت ِعلايق و تلاش‌های ادبي‌ام برای اهل فن زير سوال برود. 
و شما البته شايسته تشويق‌ايد زيرا با فعاليت‌های ادبی جدی خود وجهه تازه‌ای به شخصيت بازيگر زن در ايران بخشيده‌ايد. همان‌طور كه همكار بسيار محترمتان سركار خانم بهاره رهنما با جديت در نوشتن داستان كوتاه، رمان، شعر و وبلاگ، راه دشوارِ راه يافتن به جمع نويسندگان حرفه‌اي اين سرزمين را يافت و نشان داد كه شهرت و موفقيت بازيگری غايت ِ آمال ِ او نيست و در نهايت معبودی جز هنر نمي‌شناسد. كتاب داستان‌هایكوتاه او پنج بار تجديد چاپ شد و اين نشانه انتخاب و تشويق و احترام مردم بود بس غرورآفرين‌تر از تقدير شدن توسط هياتي از داوران كه شايد قصدشان رونق بخشيدن به بازار راكد كتاب بوده با استفاده از محبوبيت بازيگران در ميان مردم، يا جبران بي‌حرمتي‌های لفظی فلان كارگردان سينما به شخصيت و نجابت بازيگران زن. اما شما چرا باور كرده‌ايد كه گل‌های غنچه نكرده مي‌شكوفند؟

و در پایان آورده است: مدت‌هاست حتی وقتی در آينه نگاه مي‌كنم فقط يك‌رديف صندلی خالی می بينم. شما كه را در آيينه مي‌بينيد؟ شما كه را دوست داريد در آينه ببينيد؟ همان ترانه 15ساله كه حق و حقوقش را به رغم تنها و بي‌پناه بودن به چنگ مي‌آورد يا هنرپيشه‌ای كه براي رونق بخشيدن به بازار سرد كتاب و كتابفروشی ها نقش برنده اول را ايفا مي‌كند؟


در دنیای موسیقی جهان و درجدول پرفروشهای این هفته بیل برد، آلبوم جدید مدونا با نام MDNA  در صدر جدول پر فروشترینهای موسیقی قرار گرفت. این هشتمین آلبوم مدونا ست که توانسته است به صدر جدول پرفروشترینهای روز آمریکا برسد. او همچنینبا تک ترانه Girl gone wide به رکوردی تازه در جدول پرفروشترین تک آهنگها بدست آورده و این ترانه وی 42ترانه مدوناست که به رتبه 1 جدول رسیده است.  اما از دیگر خوانندگان مشهور این لیست آلبوم 19 آدل خواننده انگلیسی است که با 128 هفته حضور در جدول این هفته در جایگاه 19 قرار گرفته است. آدل، که چندی پیش با بردن 6 گرمی غوغایی به پا کرد با دیگر آلبوم خود 21 در جایگاه سوم این رده بندی قرار دارد. ویتنی هیوستون خواننده فقید آمریکایی نیز با آلبوم گلچین بهترینها در رده 12 این جدول قرار دارد و  کیتی پری نیزبا آلبوم رویاهای نوجوان بعد از84 هفته حضور در جایگاه 7 قرار دارد.


بنقل از سایت سینما ما، اصغر فرهادی چهارمین چهره برتر سال گذشته در لیست مجله تایم را به خود اختصاص داده است. موفقیتهای بسیار زیاد فیلم جدایی نادر از سیمین آقای فرهادی را تبدیل به یکی از چهره های سر شناس دنیا نموده است این فیلم که تاکنون بیش از 50 جایزه جهانی را از بفتا تا خرس نقره ها و گلدن گلوب تا اسکار را برای ایشان و سینمای ایران بدست آورده آقای فرهادی را در لیست برترین چهرهای سال گذشته به مقام چهارم رسانده است. آقای فرهادی تا چندی پیش در صدر این لیست قرارداشت. البته سایت مجله تایم تاریخ انتشار لیست نهایی را 17 آپریل یعنی یک هفته بعد موکول نموده است. در این لیست افراد سرشناسی از کلیه طبقات اجتماعی، فرهنگی، ورزشی  مانند بشار اسد رئیس جمهور سوریه، جورج کلونی بازیگر برنده اسکار، آدل خواننده و  ... وجود دارد. اصغر فرهادی تنها کاندید ایرانی این رای کیری میباشد.


مساله ای که این روزها گریبان جامعه هنری کشور را گرفته بحثهایی است که در ارتباط با وجود فساد اخلاقی بخصوص در جامعه سینمایی کشور است. این بحث که توسط سلحشور رسانه ای شد  و با برخورد شدید بانوان هنرمند سینما پیگیری گشت با اظهارات محمد علی کشاورز اسطوره سینمای ایران وارد فاز جدیدی گشته است. وی که بدلیل ناراحتی قلبی چندی بستری است ضمن تائید وجود فساد در جامعه سینمائی کشور اعلام کرده است که بدلیل ترس از گرفتار شدن در چنین وضعیتی که ممکن است باعث خدشه به دستاوردهنری یک عمر وی گردد از بازی در بسیاری از فیلمها و نقشها سر باز می زند. از آنطرف پرستو صالحی در نامه تند و تیزی به سلحشور لایه های جدید تری از وضعیت نابهنجار هنر و صنعت سینما را باز نموده و خواهان عکس العمل سلحشور در این ارتباط شده است.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

سینما

دنیای هنر در هفته سوم مهر

در سومین پنجشنبه مهر ماه، به روال هفته های گذشته مروری بر هنر در هفته گذشته خواهیم داشت. قبل از هر چیز باید به طرفداران مجموعه قهوه تلخ مژده بازگشت مهران مدیری و گروهش را بدهیم، همچنین خبر توزیع فیلم جدایی نادر از سیمین در شبکه ویدئویی و ستارگان فیلم نارنجی پوش مهرجویی  و اکران فیلم های یه حبه قند و سعادت آباد را در اینجا خواهید خواند. در ادامه از آخرین اخبار موسیقی کشور، حراج وسایل شخصی جان وین و قصه خوانی ستارگان هالیوود باخبر خواهد شد.

مهران مدیری به قلب یخی پیوست!

مهران مدیری، ستاره بعدی است که به فصل سوم قلب یخی پیوسته است. پیش از او حضور هدیه تهرانی در این مجموعه قطعی شده بود. با اینکه حدودا یک ماه پیش زمزمه هایی مبنی بر حضور مدیری در این سریال شنیده می شد، اما گویا بالاخره این شایعات تائید شده و مهران مدیری قرار است در فصل سوم قلب یخی بازی کند. این فصل را سامان مقدم کارگردانی می کند ولی هنوز از نویسنده خاصی که کار نگارش این مجموعه را بر عهده داشته باشد، نامی برده نشده است. در فصل های پیشین قلب یخی، محمدحسین لطیفی کارگردان بود و حامد عنقا، نویسنده. دو فصل قبلی هم ستاره های گل درشتی داشت. از الناز شاکردوست و امین حیایی گرفته تا حسین یاری، حمید فرخ نژاد و ... . مهران مدیری این روزها خودش هم قهوه تلخ را دوباره به شبکه نمایش خانگی روانه کرده و جالب است که توافق کرده در سریال رقیب هم بازی کند.
امروز 85 مین سالگرد تولد ستاره ی معروف سینما آدری هپبورن است مشکلات دختر برای پدر تاخت و تاز بازیهای تاج و تخت در امی امسال انتقامجویان از راه رسیدند، سینماهای آمریکا ترکید! فیلم بی صدای رابرت ردفورد

انتخاب سردبیر

تئاتر

در تالار قشقایی ببینیم

« تبار شناسی دروغ و تنهایی » نمایشی به نویسندگی و کارگردانی سجاد افشاریان، هر روز در ساعتهای 19:30 و 21 به مدت زمان 60 دقیقه و قیمت بلیت 8 هزار تومان در تالار قشقایی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است. سیامک صفری ، بهاره رهنما ، ناهید مسلمی ، هوتن شکیبا ، شیدا خلیق ، حسین کشفی اصل ، محسن بابایی ربیعی ، مهتاب کرکوندی ، صبا گرگین پور ، حامد نجابت ، سجاد تابش ، امید سلیمی ، پوریا قاسمی ، نازنین واحد ، ملیکا قریشی ، محمد کریم زادگان مقدم ، بهرام قائمی و مهدخت مولایی بازیگران این نمایشی هستند. این نخستین باریست که سجاد افشاریان علاوه بر نویسندگی کارگردانی یک تئاتر را هم بر عهده دارد. او پیش از این در نمایش هایی مثل "به خاطر یک مشت روبل" نوشته ی نیل سایمون و کارگردانی محمد حسن معجونی و "صد سال پیش از تنهایی ما" نوشته ی سجاد افشاریان و کارگردانی حسن جودکی حضور داشته  است. اجرای این نمایش تا 26 خرداد ادامه دارد.

تماشای تئاتر در خانه

شنبه، سی ام اردیبهشت، در سالن اصلی تئاتر شهر، شبکه  تئاتر در خانه رونمایی شد. داوود رشیدی، تنها هنرمندی که در این مراسم سخنرانی کرد هم همانقدر از این پدیده شگفت زده بود که شما از خواندنش متعجب شدید. او گفت: "تئاتر در خانه؟! دفعه اول است که این اسم را میشنوم! یعنی توی مغازه می رویم و یک cd ضبط شده تئاتر میخریم؟ آیا با این کار به زنده ماندن و رونق تئاتر کمک میکنیم؟ آیا سالن ها خالی نمیشوند؟" تئاتر در خانه آنقدر چیز پیچیده ایست که حتی داوود رشیدی هم نمیداند چیز خوبیست یا نه؟! او در مراسم رونمایی از شبکه تئاتر در خانه از مسئولین و معاونت هنری ارشاد خواست تا اجرای این طرح را در ابتدا به آزمایش بگذارند. به هر حال تئاتر به خانه ها می آید. نه دقیقا تئاتر، بلکه اجراهای ضبط شده آن. به گفته مدیر این پروژه تا کنون 31 اجرا را برای "تئاتر در خانه" انتخاب کرده اند؛ یازده تا برای بچه ها و بیست و یکی برای بزرگترها. اولین این اجرا هم به نام آشپزها که یک نمایش موزیکال شاد است برای مخاطب کودک و نوجوان توزیع شد. شما هم امتحانش کنید.
نگاهی به نمایش خانمچه و مهتابی اثر اکبر رادی "پایکوبی اسب ها پشت پنجره 2 " در برج آزادی چه نمایش‌هایی در ایرانشهر به صحنه می‌روند؟ تانگوی تخم مرغ داغ رفع توقیف شد بادها برای ما می وزند

مطالب تصادفی

موسیقی

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت

کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت میشکفه گل از گل باد... سیمین غانم با آن صدای بی نظیرش و ترانه های تاثیرگذارش انگار از دل نوستاژی ها بیرون آمده. از خش خش صفحه های گرامافون پدربزرگ تا فلش مموری های این روزها با صدای سحر انگیزش آشنا هستند. وقتی میخواند سه نسل با او زمزمه میکنند. او از خیل خوانندگان مشهور پیش از انقلاب است اما از معدودِ آنها که ماندن و 20 سال سکوت را به غربت نشینی ترجیح داد. سرانجام با آزاد شدن اجرای کنسرت زنان برای زنان در سال 76، صدای او باز گوش صحنه ها را پر کرد تا مثل مشهورترین ترانه اش گل از گل بادی که صدایش را میشنود بشکفد. اگرچه آهنگهایش منتشر نمیشوند و کسی پشت درهای سالن آنها را نخواهد شنید اما خودش را تکرار نمیکند و در هر اجرای تازه، دو ترانه کاملا جدید را میخواند؛ البته "گل گلدون"، "مرد من"،"آسمون آبی"،"پرنده" و ترانه های خاطره انگیز دیگرش جای خود دارند. او دست کم سالی یکبار کنسرت برگزار میکند و این سومین سالیست که در تالار وحدت به نفع بنیاد خیریه فیروزنیا آواز میخواند؛ روزهای 19 تا 22 اردیبهشت و اینبار در آستانه روز مادر.

از آتشی که جیم موریسون روشن کرد 50 سال گذشت

ژانویه سال ۱۹۶۷، دقیقا پنجاه سال پیش، گروه دِ دورز ( The Doors) با انتشار تک آهنگ لایت مای فایر /Light My Fire از اولین آلبوم خود به نام د‌ِ دورز به شهرت رسیدند. جیم موریسون؛ شاعر و خواننده، ری منزَرک؛ کیبوردیست، رابی کریگر؛ گیتاریست و جان دِنزمور؛ درامر در منطقه ونیز شهر لس آنجلس باهم آشنا و گروه دِدورز را تشکیل دادند. گروهی که به خاطر اجراهای پر انرژی و جنجالی‌شان در میکده‌های بلوار معروف «سان ست» لس آنجلس آرام آرام اسم‌شان سر زبان‌‌‌ جوانانی افتاده بود که در دهه شصت میلادی به دنبال گروه‌‌ها و هنرمندانی بودند که چارچوب‌‌های جامعه نسبتا سنتی آمریکا را می‌شکستند. موسیقی گروه دِ دورز موسیقی راک بود، ولی متفاوت. ترکیبی عجیب و غریب از شعر، اسطوره‌ها و تراژدی‌های یونان باستان با اضطراب و نگرانی اگزیستانسیالیستی جیم موریسون جوان، و با ردپایی از موسیقی بلوز و توهمات موسیقی سایکدلیک که زاده فرهنگ ال‌اس‌دی و اسید بازهای دهه شصت میلادی بود. گروه دِدورز بیش از هر کس و هر چیزی اسمش با خواننده و شاعر این گروه یعنی جیم موریسون گره خورده. شخصیتی جذاب، با هوش و تابو شکن که اجراهایش جنجالی بودند و ترانه‌هایش مخاطبان را با او به سفرهای دور و درازی می‌بردند که بعضا نتیجه توهمات او بعد از مصرف ال‌اس‌دی بودند. چند ماه قبل از انتشار اولین آلبوم‌شان و پخش شدن تک‌آهنگ لایت مای فایر در رادیو، گروه دِ دورز در کلوب معروف «ویسکی آ گوگو» در بلوار سان سِت لس آنجلس اجرا داشتند. اجرایی که به یکی از مشهورترین اجراهای آن‌ها تبدیل شد. وقتی گروه برای اجرا روی صحنه رفتند، خبری از جیم موریسون نبود. آن‌ها مجبور شدند قسمت اول کنسرت را بدون او اجرا کنند. قبل از شروع قسمت دوم، اعضای گروه به دنبل جیم رفتند و او را در اتاق هتل تراپیکانا نزدیک کلوب پیدا کردند. جیم موریسون ال‌اس‌دی زده بود، ولی اعضای دیگر گروه از او خواستند که به کلوب بیاید و اجرا کند. جیم روی صحنه رفت و برای خاتمه برنامه آهنگ «پایان» یا همان دِ اِند / The End را اجرا کرد. اما جیم که حالا کاملا تحت تاثیر ال‌اس‌دی بود شروع به بداهه خوانی می‌کند و در این اجرا بخشی را اضافه می‌کند که به بخش «ادیپ» این اجرا معروف می‌شود بخشی که در آن جیم موریسون فریاد می‌زند که می‌خواهد با مادرش رابطه جنسی داشته باشد. بلافاصله پس از آن گروه از روی صحنه پایین کشیده می‌شوند و از کلوب اخراج می‌شوند. همین نوع اجراها و رفتارهای عجیب و غریب جیم موریسون بود که توجه بسیاری را در شهر لس آنجلس جلب کرده بود. گروه دِ دورز چند ماه بعد از آن حادثه به استودیوی ساوند ریکوردرز در بلوار سان ست رفتند تا اولین آلبوم خود را ضبط کنند. آن‌ها همان ترانه‌هایی را که در سال گذشته در کلوب ویسکی آ گوگو اجرا کرده بودند، در استودیو ضبط کردند. آلبوم همان حال و هوای اجراهای زنده را دارد. در قسمت‌هایی خام است و حال و هوای خاصی دارد. وقتی آلبوم را از اول تا آخر گوش می‌دهید احساس می‌کنید که گروه را در یک اجرای زنده دیده‌اید - روی صحنه‌ای پر از شمع‌های کوتاه و بلند در فضایی تاریک اما گرم. تک آهنگ لایت مای فایر از همین آلبوم اولین آهنگی بود که رابی کریگر، گیتاریست گروه، ساخت. آهنگی هفت دقیقه‌‌ای که سکوی پرتاب گروه دِ دورز شد و آن‌ها را به شهرت رساند. آهنگی که پنجاه سال بعد هنوز محبوب است و هربار شنیده شود حال و هوای آزاد دوران هیپی‌های دهه شصت را در کالیفرنیا دوباره زنده می‌کند. آهنگ با کیبورد به یاد ماندنی ری منزرک شروع می‌شود، صدای کیبورد او صدای ارگ کلیساهای پروتستان را به یاد می‌‌آورد. صدایی که نماد موسیقی دِدورز شد. صدای جیم موریسون، عمیق، جذاب و آشفته است. ترانه دو پهلو است، مشخص نیست که وقتی جیم کلمه «های» را در این ترانه استفاده کرده دقیقا منظورش چه بوده، نشئه شدن؟ یا عاشق شدن؟ آلبوم با آهنگ «بریک آن ترو» آغاز و با آهنگ «پایان» ختم می‌شود. آهنگی که چیزی بین تئاتر و موسیقی است. ترانه‌اش تحت تاثیر تراژدی ادیپوس یونان است. اجراهای زنده این این ترانه بعضی از به یاد ماندنی‌ترین اجراهای جیم موریسون محسوب می‌شوند که بعضی اوقات بیش از یک ربع طول می‌کشیدند. پال رات‌چایلد، تهیه کننده آلبوم، و بروس بوتنیک، مهندس صدای استودیوی «ساند رکوردرز» بارها در مستندهای مختلف از جلسه ضبط این ترانه برای آلبوم گفته‌‌‌اند. جیم موریسون برای آنکه بتواند همان حال و هوای اجراهای زنده خود را در ضبط هم ایجاد کند، ال‌اس‌دی مصرف می‌کند، ولی بعد از ضبط این ترانه دچار توهم می‌شود و وقتی همه از استودیو خارج می‌شوند، او به استودیو برمی‌گردد، کپسول آتش‌نشانی را برمی‌دارد و همه جا را با محلول و کف آن می‌پوشاند. موفقیت آلبوم دِ دورز گروه را به شهرت جهانی رساند. جیم موریسون هر چه مشهورتر می‌شد، بیشتر از کنترل خارج می‌شد. دیگر ال‌اس‌دی و حشیش برای او کافی نبود. رفتار او غیر قابل پیش‌بینی شده بود و اعضای گروه بارها با او مشکل پیدا کردند. اما کسی و چیزی جلودار او نبود، حتی دوست دخترش پاملا کورسون. چهار سال بعد از رسیدن به شهرت جهانی، جیم و پاملا برای مدتی به پاریس رفتند تا دور از هیاهوی شهرت و راک اند رول استراحت کنند. اما در سوم ژوییه سال ۱۹۷۱ جیم موریسون در اثر ایست قلبی به خاطر مصرف بیش از اندازه هروئین در پاریس درگذشت. او بیست و هفت ساله بود. جیم موریسون هم مانند جیمی هندریکس و جنیس جاپلین هنرمندان هم‌قطار خود سی سالگی را ندید. مرگ او هم مانند بخش‌هایی از زندگیش با افسانه گره خورده. بعضی پاملا دوست دخترش را قاتل او می‌دانند، و بعضی دیگر طمع خود جیم موریسون را در مصرف مواد. جیم موریسون در گورستان پرلاشز پاریس دفن شده و هر سال هزاران نفر از آرامگاه او دیدن می‌کنند.  
«سال تا سال» گروه پالت، با سال نو اِدِل موفق به کسب مدال افتخار از کاخ باکینگهام شد خواهران وحدت؛ مهسا و مرجان شهرداد روحانی و اركستر سمفونيك تهران مدونا با 45 تریلی به ترکیه می آید!

پر بازدیدترین ها

هنرهای تجسمی

اولین موزه زیر آب جهان

در این موزه خارق العاده زیر آبی از ماشین بیتل VW پوشیده شده از جلبک های دریایی گرفته تا مجسمه های مرجانی میتوانید دیدن کنید. بنیان گذار این موزه عکاس بریتانیایی به نام جیسون تیلور است که برای اولین بار در جهان این نوع موزه را تاسیس کرده است. وی کارهای خود را از مواد تشکیل دهنده ای ساخته است که مانع از رشد گیاهان دریایی نخواهد شد و آن ها را کف اقیانوس مناطق ذکر شده قرار داده است. "بی ثباتی"، عمق 5 متری، گرانادا "ماشین بیتل VW"، عمق 9 متری، مکزیک "تکامل خاموش "، عمق 8 متری، مکزیک "مرد مقدس"، عمق 4 متری، مکزیک "مرد آتش"عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، مکزیک "مجموعه "عمق 9 متری، گرانادا

نمایشگاه نقاشی ندا تولایی در گالری سین

نمایشگاه نقاشی ندا تولایی  در نگارخانه سین افتتاح شد. علاقه مندان می توانند تا تاریخ 30 آبان ماه برای بازدید از نمایشگاه به نگارخانه سین مراجعه کنند.
عکسهای بی نظیر از ایران زیبا "تجربه زیست شده" پگاه لاری نقاشی های واقعی فخرالدینی: چکناواریان هر آنچه که می‌شنود را نقاشی می‌کند/ مردی که در هنر حل شد فراخوان جشنواره هنرهای تجسمی اکو

ادبیات

وصیت‌نامه‌ سیمین دانشور منتشر شد

سیمین دانشور ، داستان‌نویس و مترجم که 18 اسفند 90 درگذشت، نخستین زن ایرانی بود که به شکل حرفه ای داستان نوشت. او متولد 8 اردیبهشت 1300 بود و با «سووشون» یکی از بهترین آثار داستانی ایران را خلق کرد. رمانی که نثر ساده اش و زبان خواندنی اش، باعث شد به زبان های مختلف ترجمه شود. حالا وصیت نامه او منتشر شده است. نگاهی به این وصیت نامه و قلم او حتی در این نوشته بیندازید. این وصیت نامه را خانواده اش در اختیار رسانه ها قرار داده اند: به‌نام خدا 7 مرداد 1385 وصیت‌نامه سیمین دانشور با وصایت خانم لیلی ریاحی اینجانب سیمین دانشور فرزند دكتر محمدعلی ـ شماره شناسنامه 46625 ـ صادره از شیراز متولد 1300 در شیراز ـ فرزندخوانده و خواهرزاده‌ام، خانم لیلی ریاحی فرزند احمد ـ دارای شناسنامه شماره 768 صادره از اصفهان حوزه یك متولد سال 1327 را وصی خود قرار می‌دهم كه پس از مرگم ترتیب قرارداد كتاب‌ها و ترجمه‌هایم و ترجمه‌های خارج از كشورم را به عهده بگیرد، و در عوض ثلث از كل اموالم را دریافت دارد. الف - كتاب‌ها و یا ترجمه‌هایی كه كرده‌ام و ناشرانم به قرار زیر است: خانم ریاحی می‌تواند به اتكای این وصیت‌نامه قرارداد با ناشرانم را لغو یا تمدید نماید و وجوه حاصله از فروش كتاب‌ها را دریافت دارد 1- نوشته‌ها یا تألیفات: شهری چون بهشت ـ سووشون ـ به كی سلام كنم؟ ـ جزیره سرگردانی ـ ساربان سرگردان (جلد دوم جزیره سرگردانی) 2- ترجمه: كمدی انسانی ـ داغ ننگ ـ بنال وطن 3- تالیف: شناخت و تحسین هنر نه كتاب فوق از انتشارات خوارزمی (مدیر عامل علیرضا حیدری) می‌باشد. 4- دشمنان ترجمه از چخوف نشر نگاه (مدیرعامل رئیس‌دانا) 5- از پرنده‌های مهاجر بپرس (نشر قطره، مدیرعامل فیاضی)، باغ آلبالو (ترجمه از چخوف) ایضا نشر قطره 6- همراه آفتاب (نشر امیركبیر كه اینك در اختیار انتشارات دولتی است) 7- آتش خاموش ـ راز موفق زیستن ـ بئاتریس ـ ماه عسل آفتابی كتاب‌های فوق قرارداد تازه‌ای پس از چاپ اول بسته نشده است. ب- 1- پول نقد در بانك صادرات ایران ـ تجریش 2- دو میلیون تومان سپرده ثابت در بانك ملی ایران شعبه تجریش توأم با دفترچه ثبت حاصل از سپرده (مدارك در فایل خاكستری در كتابخانه موجود است) لیلی خانم وصی من طبق این وصیت‌نامه و اختیاردار چاپ آثارم می‌تواند با وراث دیگر ثلث اثاث خانه و لباس‌هایم را مالك شود. سیمین دانشور

خسته از زنان پخمه و مردان رذل

گذشته از احساسهای متفاوتی که یک داستان یا کتاب در ما برمیانگیزد، آن را به آخر که میرسانیم، میبینیم یک احساس کلی هم در ما ایجاد کرده است. آن احساس کلی که پس از خواندن کتاب “زنی با زنبیل” برای من برجا ماند، احساس خستگی بود و احساس دلسوزی برای نویسندهی آن که شب و روزهای زندگی ادبیاش را در میان زنان پخمهی عقبمانده و خاکبرسر گذرانده است؛ و دیدم جای تعجب دارد اگر او به بیماری افسردگی دچار نباشد. آدم حکایتهایش را که میخواند از ایرانِ او با همهی زنانش که پخمهاند و همهی مردانش که ازخودراضی و رذل و زنستیزند سرشار از نفرت میشود آخر جای تعجب است که ما در این کتابِ او حتا به یک زنِ باشخصیت و قوی که بتواند سُکّان زندگیاش را در دستان خودش بگیرد برنمیخوریم. بسیاری از نویسندگان غربی و حتا مردم کشورهای دیگر فهمیدهاند که زنان ایران چه پیش از انقلاب، چه در زمان انقلاب و چه پس از آن و نیز در آن خرداد خونین در بسیاری از جهات حتا بیشتر از مردان خطر کردهاند، آنهم با تکیه بر شخصیّت خویش و با احترام برای جنسیّت خویش. پس بیخود نیست اگر بپرسیم چرا او به سراغ چنین زنانی نمیرود؟ خانم آقایی، این پدیده را که در ایران تعداد زنان دانشجو و نویسنده از تعداد مردان بیشتر است، چگونه تفسیر میکند؟ چرا هیچکدام از آنها توجه او را برنینگیختهاند؟ در کتاب «زنی با زنبیل» که وزارت ارشاد اسلامی پس از دو ماه یک داستانش را حذف و آنگاه مجوزش را صادر کرده است، فرخنده آقایی پس از ده سال که این وزارتخانه نگذاشته کتابی از او چاپ شود، پنجاه و سه روایت از زندگی زنان عقبمانده، سنتی، مذهبی و فقیر جامعه را طرح زده است. زنانی که بیشترشان نامی هم ندارند و به همین خاطر نمیتوانیم فردیّتی برای آنان قائل شویم، و میدانیم که “نام” در داستان و رمان مقولهی مهمی است که در اینجا ما را وامیدارد تا بپرسیم که چرا بیشتر زنان روایتهای فرخنده آقایی بینام و بیهویتِ مشخص هستند، و بی‌مقدمه شروع به حرف زدن میکنند. خانم فرخنده آقایی گوید: “این آدم‌ها را من خلق نکرده‌ام، فقط نورافکن روی آن‌ها انداختم و لحظه‌ای از زندگی‌شان را ثبت کردم. بیشتر آن‌ها را از نزدیک می‌شناسم. اصولاً نوع داستان‌نویسی من تخیلی نیست. شخصیت‌ها را پیدا می‌کنم، به آ‌ن‌ها نزدیک می‌شوم و از زندگی آن‌ها داستان می‌سازم.” اگر بر تارک کتاب حک شده بود که روایتهای این کتاب گزارشی است حاصل گفتوگو با زنان فقیر و از نظر فرهنگی عقبماندهی ایران، میشد آنرا به عنوان گزارشی با ارزش از وضعیّت و واقعیّتِ زندگی قشر خاصّی از جامعه در زمانی معلوم پذیرفت؛ چون “گزارش وضعیّت و واقعیّتها” مادههای اولیهی بسیار پر ارزشی هستند که جامعهشناسان، روانکاوان، سیاستمداران، هنرمندان و نویسندگانِ داستان و رمان از آن استفاده میکنند. در آنصورت این گروه از زنان موضوع شناخت قرار میگرفتند. اما وقتی اثری زیر نام هنر یا ادبیّات داستانی جای میگیرد، بدان معناست که هنرمند یا نویسنده توانسته است با استفاده از مادّههای اولیّهای که در دسترش بوده واقعیّت دیگری بیافریند و امکانهای تازهای را به خواننده نشان بدهد. “داستان‌ها کوتاه و از هم مجزا هستند ولی یک نخ تسبیح تمام آنها را به هم وصل کرده است. اگرچه این روایت‌های متعدد، در سطح هستند اما از یک بدنه مشترک می‌آیند. در واقع یک صداست که در چهره‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. می‌توان گفت یک شخصیت است که زندگی‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. در تدوین داستان‌ها به ویژه برایم مهم بود که هر خواننده و مخاطب نسبت به پس زمینه‌ زندگی شخصی و اجتماعی خود، تفسیر و تأویل خود را از هر داستان داشته باشد و آن پیچیدگی که از داستان توقع داریم، در ذهن خواننده رخ دهد.” در مصاحبهی دیگری یوسف علیخانی از خانم آقایی میپرسد: “ولی این [دغدغۀ تکنیک نداشتن] باعث شده، تمام داستانهای مجموعه یک زن، یک عشق یک فرم داشته باشند؛ فرم سنتی و ساده و خطی و هیچگونه پیچیدگی در آنها به چشم نیاید و حتی نگاهتان کهنه بهنظر برسد؟” او در پاسخ میگوید: “… حالا ذهنم آنقدر ساده است که در داستانهای اخیرم به سادهترین شکل ممکن رسیدهاند، امیدوارم این روند بعدها در خودش به تکامل برسد. حالا سعی میکنم به جای پرداختن به فرم داستان، بیایم و به محتوای داستان بپردازم و آن پیچیدگی را در ذهن خواننده ایجاد کنم.” (علیخانی، یوسف: نسل سوم -داستاننویسی امروز- تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰. ص: ۱۵) این را بارها شنیده و خواندهایم که یکی از مهمترین کارها یا خاصیتهای ادبیات و هنر این است که برای مخاطب پرسش ایجاد میکند. اما اینکه ادبیات بخواهد برای خواننده “پیچیدگی” ایجاد کند، موضوع دیگری است، مگر آنکه “پیچیدگی” را با “ایجاد پرسش” یکی بگیریم که آنهم غیرمعقول است. تا جایی که من خواندهام، بهترین آثار ادبی جهان آنهایی هستند که پدیدآورندگانشان انگشت بر آن پیچیدگیهای هستی که بار ذهنشان بوده گذاشته و آنها را در چنان “فرم”های ساده و زیبایی عرضه کردهاند که به آسانی و سرعت با دیگران ارتباط برقرار کردهاند. ما هنگامی که هکلبری فین، خشم و هیاهو، و یا دُن کیشوت را میخوانیم به دنیاهای بسیار سادهای وارد میشویم و برای فهم پیامهای نهفته در آنها “پیچیدگی” در ذهنمان ایجاد نمیشود، بلکه پیچیدگی را در جهان هستی، شرایط اجتماعی و رابطهی انسانها میبینیم. مردم جهان از ملت و فرهنگهای گوناگون، سالهاست که این آثار را میخوانند، میفهمند و از آنها لذت میبرند، نه برای آنکه در ذهنشان ایجاد پیچیدگی میکنند، بلکه برای اینکه میبینند مسائل پیچیدهای که ذهنشان را به خود مشغول داشته، مشکلهایی عام و انسانی هستند و از خود میپرسند برای از پیش پا برداشتن این مشکلات چه باید کرد؟ پس نویسنده و هنرمند پیچیدگیهای هستی را در فرمی که در مخاطب رغبت ایجاد کند و برایش قابل فهم باشد ارائه میکند و مخاطب اگر نگوییم همه، بخشی از خودش و زندگیاش را در آن اثر میبیند و پرسشهایی برایش ایجاد میشود. خانم آقایی میگوید او “به فرم نمیپردازد”. به گمانم منظورش این است که فرم چندان مهم نیست. اما مگر غیر از این است که هنر و ادبیات هنگامی نام یک “اثر” به خود میگیرد که چه شفاهی و چه کتبی از ذهن بیرون آمده و نماد بیرونی یافته باشد؟ و مگر نه این است هر چیزی که خارج از ذهن ما با حواس پنجگانه قابل درک باشد، به ناچار دارای فرمی است؟ پس بیتوجهی یا حتا کمتوجهی به فرم از سوی یک نویسنده میتواند پرسشبرانگیز باشد. آیا چنین نیست که ما با خواندن یک حادثه در روزنامه، یا شنیدن آن از رادیو خودمان به تفسیر و تآویل آن میپردازیم؟ پس فرق بازگویی یک حادثه، یا شرح یک زندگی با یک داستان در چیست؟ به گمان من فرق اساسی در بیان امکانهای تازهای است که نویسندهی داستان در آن حادثه یا زندگی میبیند و به ما نشان میدهد. گذشته از این، کار داستان این است که یک حادثه، واقعه، یا زندگی خاص را به شکلی ارائه میدهد که عامهی خوانندگانش- حتا در زمان و مکانهای مختلف و با فرهنگهای متفاوت- میتوانند خود را در آن بازیابند. و دیگر اینکه داستانی شدن یک واقعه موجب میشود که آنرا بهخاطر بسپاریم و همچون گزارشی روزانه، به راحتی آنرا فراموش نکنیم. در اینجا به این نکته پی بردم که چرا پس از پایان بردن کتاب، بهجای آنکه به مطالبش فکر کنم، به حال نویسندهاش فکر میکردم. برای اینکه این قطعهها هنوز “داستان” نشده بودند.   .
من راه خانه ام را گم کرده ام ده زن برتر ادبیات جهان گل صحرا، زندگی مشهورترین مدل سیاهپوست یادداشتهای ژوزه شازده کوچولو