گزارش روز

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اسرا یوسریه صالح، در خیابات شلوغ الحسین در مصر که به خاطر فروشگاه‌های سوغاتی فروشی‌اش مشهور است، راه می‌رفت که یک مرد بیست و چند ساله، نگاهش را به او دوخت. بعد دنبالش کرد، دوره‌اش کرد و ناگهان اسرا گرمای نفس‌هایی را در گوشش احساس کرد: «می‌خواهم تا ته بکنم تو.»

صالح ۲۸ ساله، یک فعال فمینیست ساکن مصر است. او عصبانی شد؛ چرا آن مرد به خودش اجازه می‌دهد که به او نگاه کند، دنبالش کند و آن کلمات سخیف را در گوشش زمزمه کند؟

یک پژوهش جدید که در گروه پژوهشی «پروموندو» انجام شده درباره انگیزه‌های مردان در آزار جنسی زنان در خیابان‌های چهار منطقه خاورمیانه شامل مصر، لبنان، مراکش و فلسطین توضیح می‌دهد.

شیرین الفکی، یکی از نویسندگان گزارش این تحقیق می‌گوید: «ما اطلاعات زیادی درباره زنان و دختران داریم اما اطلاعات‌مان درباره مردان و پسران جوان کم است.»

از ۴هزار ۸۳۰ مرد حاضر در این تحقیق که ۳۱ درصد در لبنان و ۶۴ درصد در مصر بودند، تایید کردند که زنان را در مکان‌های عمومی مورد آزار قرار د اده‌اند: آزارهایی مثل چشم چرانی و تجاوز به عنف.

آزار خیابانی یک پدیده جهانی است. تحقیقات نشان داده که اکثریت زنان در شهرهای بزرگ برزیل، هند، تایلند و بریتانیا تجربه این آزارها را داشته‌اند. در آمریکا هم وضع به همین منوال است. در یک پژوهش متعلق به سال ۲۰۱۴ که از سوی گروه تحقیقاتی «جی اف کی» که یک کمپین برای توقف آزار خیابانی است انجام شده، ۶۵ درصد از یک گروه ۲ هزار نفری زنان گفته‌اند که آزار خیابانی را تجربه کرده‌اند.

بر اساس گزارش گروه پروموندو، در مورد آزارهای خیابانی در خاورمیانه نکات خاصی وجود دارد. در فلسطین، مراکش و مصر، مردان جوان با تحصیلات متوسطه، بیشتر به آزار جنسی زنان مسن‌تر از خود و با تحصیلات پایین‌تر دست می‌زنند.

پژوهشگران این تحقیق از یافته‌های خود شگفت‌زده شده‌اند.

بارکر، نویسنده دیگر این گزارش که درباره برابری جنسیتی در بیش از ۲۰ کشور جهان تحقیق کرده می‌گوید:

«عموما مردانی که دوران دبیرستان یا کالج را به پایان رسانده‌اند، در مقایسه با آنهایی که اصلا به مدرسه نرفته‌اند یا تحصیلات ابتدایی دارند. رفتار محترمانه‌تری نسبت به زنان دارند.»

بارکر و الفکیگمان می برند که نرخ بالای بیکاری در منطقه، بی‌ثباتی سیاسی و فشار برای تامین نیازهای روزانه خانواده خود در بروز آزارهای جنسی موثر است. حدود نیمی از مردان مورد مطالعه گفته‌اند که احساس استرس، افسردگی و شرمندگی در مقابل خانواده خود دارند. بارکر می‌گوید شاید اذیت و آزار زنان راهی برای اثبات قدرت آنهاست.

به گفته بارکر، این مردان جوان توقعات زیادی از خود دارند که قادر به تامین آنها نیستند: «بنابراین دست به آزار زنان می‌زنند تا به این ترتیب آنها را تحقیر کنند. آنها فکر می‌کنند جهان به آنها بدهکار است.»

در جایی مثل مصر، درک موقعیت آسان است. در چینن جامعه‌ای، نوعی بی‌حسی ذهنی در میان مردان وجود دارد. آنها نمی‌توانند کار پیدا کنند، نمی‌توانند پول در بیاورند، مجبورند با حانواده‌شان زندگی کتتد، کاری ندارند که انجام دهند و نقش آنها به عنوان یک فرد بالغ، به تعویق افتاده و متوقف شده است.

آزار جنسی راهی است برای مردان جوان که خودشان را خالی کنند. الفکی می‌گوید: «وقتی از مردان حاضر در این بررسی پرسیدیم که چرا زنان را در مکان‌های عمومی آزار می‌دهند، اغلب‌شان -تا حد ۹۰ درصد- گفتند که چون این کار بامزه و هیجان انگیز است.

این اما روایت زنان از ماجرا نیست، برای آنها این مساله اصلا جالب و بامزه نیست؛ کابوس است.

هالی کیرل، مدیر سازمان «مبارزه با آزار جنسی» و نویسنده «به آزار جنسی خیابانی پایان دهید: جنبش رو به رشد در جهان» می‌گوید که او از نتایج این تحقیق متعجب نشده است: «من چین استدلال‌هایی را شنیده بودم. اینکه می‌گویند حوصله‌ام سر رفته، یا دوستان مردم مرا وادار کردند، داشتیم تفریح می‌کردیم ،و … مردان به احساس زنان فکر نمی‌کنند،»

محققان این پژوهش گمان می‌کنند که انگیزه‌های مردان در این رفتار خاص مردان خاورمیانه نیست:‌«آزار جنسی در سراسر جهان یک مساله است و همه جا تقریبا یک ساختار دارد.

براین هیلمن، یکی از محققان این گزارش می‌گوید: «ما فقط  یک نگاه اجمالی به  آنچه  در این منطقه می گذرد انداخته‌ایم. این تحقیق اولین تحقیق درباره آزارهای خیابانی از نقطه نظر مردان از سوی این گروه است.»

زنان طیف گسترده ای از اثرات روانی ناشی از آزار و اذیت خیابانی را تجربه می‌کنند. مطالعات نشان داده اند که آزار جنسی برای زنان تروماتیک است. زنان ممکن است احساس ناامنی کنند و در نتیجه تحرک و جابه‌جایی خود را کمتر کنند.

مثلا صالح بعد از تجربه آزار خیابانی تصمیم گرفت که دیگر از مترو استفاد نکند. او در عوض از «اوبر» استفاده می‌کند: «گاهی اوقات دیگر پول ندارم، مجبورم باز از مترو استفاده کنم.»

برنامه‌هایی مانند «نقشه آزار» در مصر و «آزاریاب» در لبنان، از نرم‌افزارهایی برای گزارش موارد آزار جنسی خیابانی استفاده می‌کنند تا خیابان‌ها را امن‌تر کنند. در سال ۲۰۱۰ سازمان ملل یک برنامه جهانی به نام «شهرهای امن و اماکن عمومی امن» را برای جلوگیری از آزار جنسی در بیش از ۲۰ شهر جهان از طریق آموزش و مداخله آغاز کرد.

کیرل می‌گوید: «خیلی دشوار است که بگوییم در سطح کلان چه اقداماتی نتیجه می‌دهند، شاید حضور در مدارش و صحبت کردن درباره موضوع آزار جنسی یک راه باشد.»

صالح می‌گوید: «شاید مردان و پسران با آموزش بتوانند درک کنند که تفریح آنها چه عواقبی می‌تواند داشته باشد. وقتی دستی می‌خواهد خود را به شکم من برساند یا به اندام جنسی من را لمس کند، می‌خواهم بالا بیاورم، اما نمی‌توانم.»

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آیا می دانید یکی از بزرگترین انواع خشونت های خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سواستفاده و بدرفتاری می‌تواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانه سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیرد.

بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد و هر نوع از اذیت ها برای خود علائمی هم به بار می آورند.  که دانستن آنها می تواند از بار غم و درد بسیاری از سالمندان کم کند.

1 – بدرفتاری فیزیکی: نظیر کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادن
علایم هشدار دهنده: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و…

2 – بدرفتاری روانی:  که شامل تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک،دپرخاش و …
علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس،

3 – بدرفتاری مالی: که شایع ترین نوع بدرفتاری با سالمندان است نظیرمجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال و …
علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیره مالی فرد به نظر کافی است.پایین بودن استاندارد تغذیه و پوشاک که با سرمایه و موقعیت فرد همخوانی ندارد. اضطراب مداوم فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه و …

4 – بدرفتاری از طریف بی توجهی: انکار  مراجعات و نیازهای درمانی،  بی توجهی به زمان مصرف داروها،  رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و …
علایم هشدار دهنده: سو تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر.

۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده می‌تواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات رکیک سکسی برای تحقیر یا تحریک.
علایم هشدار دهنده: سرخوردگی،شرمندگی و افسردگی همیشگی، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوه برخورداری از مراقبت‌های روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی

امیدوارم هم جامعه،‌ هماقوام و همسایه ها و هم پرسنل درمانی و هم مسئولین انتظامی و قضایی به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم.

این متن در وبسایت شبنویس منتشر شده است و با اخذ اجازه آن را بازنشر کردیم

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آنچه که این‌روزها در کلان شهر تهران با عنوان اسنپ و تپسی شناخته می‌شوند، نمونه‌های ایرانی اپلیکیشن حمل و نقل «اوبر» هستند که با استقبال عموم و رضایت مردم و راننده‌ها مواجه شده‌اند.

به گزارش ایسنا، «خبرآنلاین» در ادامه می‌نویسد: چیزی که در هفته‌های گذشته به محل نزاع تاکسی‌ها و آژانس‌های پایتخت با اسنپ و تپسی تبدیل شده، در اذهان عموم جامعه که حالا این دو اپلیکیشن حمل و نقل برایشان اولویت‌های سفرهای درون شهری است، رأی را به نرخ کمتر و رضایت بیشتر می‌دهد. مجادله‌ای که شاید باید نظر مردم مبنی بر میزان رضایت و نارضایتی از هر دو طرف ماجرا را به عنوان فاکتوری تمام و کمال برای قضاوت به حساب آورد. همین راه پر پیچ و خم در روزگاری پیش پای اوبر، لیفت و تاکسی‌های اینترنتی و اپلیکیشنی مشابه بود.

سال ۲۰۰۹ بود که تحول عظیمی در سیستم حمل و نقل عمومی اتفاق افتاد. خاستگاه این تغییر، کالیفرنیا در ایالات متحده آمریکا بود. ایده جدیدی که توسط گرت کمپ به یک طرح انقلابی تبدیل شد خیلی زود با پشتیبانی و شراکت تریویس کلینیک در قامت سرمایه‌گذار، آغازگر راهی شد که می‌توان آن را تغییر عظیم در سیستم حمل و نقل عنوان کرد.

اوبر وارد بازار کار شد. ورودش بازار را رقابتی نکرد بلکه با قدرت آن را به انحصار خود درآورد. با حضور اپلیکیشن اوبر به عرصه حمل و نقل در کالیفرنیا، آنچه که اتفاق افتاد این بود که اوبر هفتاد درصد از حمل و نقل‌های روزانه کالیفرنیا را زیر لوای خود قرار داد. تاکسی‌های معمولی شهری چاره‌ای جز پایین آوردن نرخ‌های خود نداشتند تا بتوانند این انحصار را بشکنند و فضا را رقابتی کنند. اتفاقی که قطعا به مذاق آنها خوش نمی‌آمد و بعدها جرقه اعتراضاتی را زد که شعله‌های آتش آن روز به روز گسترده‌تر می‌شد.

اوبر چیست؟

اوبر در واقع یک اپلیکیشن است که در قالب سرویس خدمات حمل و نقل به مشتری خود این امکان را می‌دهد تا از طریق اینترنت برای سفرهای شهری خود درخواست ماشین کند. در ادامه این پروسه بسیار سریع، مسافر می‌تواند از طریق اپلیکیشن مشخصات خودرو ،‌راننده و محل دقیق او را دریافت کرده و به این ترتیب سفر امن و البته «ارزان‌تری» را تجربه کند.

اگر می‌خواهید با اوبر بیشتر آشنا شوید فقط کافیست بدانید آنچه که این‌روزها در کلان شهر تهران با عنوان اسنپ و تپسی شناخته می‌شوند نمونه‌های ایرانی این اپلیکیشن حمل و نقل هستند که با استقبال عموم و رضایت مردم و راننده‌ها مواجه شده‌اند. با این حال حواشی پیرامون این سیستم‌های حمل و نقل همیشه وجود داشته ،‌چه برای اسنپ و تپسی و چه اوبر و رقیب جدی‌اش لیفت که صد البته دردسرهای به مراتب پیچیده‌تری را سپری کردند هر چند همچنان فعال و با همان قوت اولیه کار خود را پیش می‌برند.

اوبر چگونه پر و بال گرفت؟

شما می‌توانید بدون هیچ دغدغه‌ای از طریق اپلیکیشنی که روی تلفن هوشمند خود دانلود کرده‌اید درخواست تاکسی کرده ، از مشخصات خودرو ، راننده و مکان او مطلع شوید. از طریق جی‌پی‌اس همچنین می‌توانید با مکان یابی راننده متوجه شوید او دقیقا کجاست و تا چه زمان به شما می‌رسد. قیمت‌ها به طرز قابل توجهی از تاکسی سرویس‌های معمول شهری پایین‌تر است، سرعت در این پروسه بالاتر و تاکسی‌های اینترنتی در دسترس‌تر هستند. در واقع شما می‌توانید در هر نقطه‌ای که باشید به آنها دسترسی پیدا کنید. آیا همه اینها کافی نبود تا اوبر خیلی سریع پر و بال بگیرد و به یک سیستم حمل و نقل اینترنتی محبوب تبدیل شود؟ آنچه که برای اوبر اتفاق افتاد همین بود.

طبیعی است که در چنین شرایطی، کسب و کاری این چنین پر رونق دیگران را هم وارد گود رقابت ‌می‌کند. برای اوبر اما جدی‌ترین رقیب لیفت بود که توانست همپای این سیستم پیش برود و خودش را بین مردم جا بیاندازد.

به این ترتیب بود که اوبر از محدوده صرف ایالات متحده خارج شده و به دیگر قاره‌ها، کشورها و شهرها سفر کرد. حالا اوبر با ۶۶ کشور و ۵۰۷ شهر به یک سیستم حمل و نقل اینترنتی محبوب تبدیل شد. البته این محبوبیت صرفا بین مردم مصرف کننده بود وگرنه سندیکاهای تاکسیرانی در سراسر دنیا قطع به یقین، صدای بلند زنگ خطری را بیخ گوش خود احساس می‌کردند که طبیعی بود بابت آن و کسب و کار از رونق افتاده‌شان شاکی شوند و داد اعتراض سر دهند.

آغاز جنگ در برابر اوبر

در همان حالی که اوبر رشد بین‌المللی را تجربه می‌کرد، اختلافات عمیق و جدی با سیستم‌های تاکسیرانی شهرها و البته دولت‌های کشورهایی که اوبر به آنها راه یافته بود سر برآورد. در ماه آوریل ۲۰۱۴، فعالیت اوبر در شهر برلین از طرف دولت این کشور ممنوع شد اگرچه این سیستم همچنان در سایر شهرهای آلمان بسیار فعال و جدی روند رو به رشد خود را ادامه می‌داد. با این حال استقبال شدید مردمی از اوبر همچنان تعلیق فعالیت اوبر در برلین را به مذاکرات می‌کشاند و به نظر می‌رسد این پرونده هنوز بسته نشده باشد.

در تاریخ ۱۱ ژوئن سال ۲۰۱۴ اما راننده‌های تاکسی‌های شهری، شهرهای برلین، لندن، پاریس و مادرید اعتراضات گسترده‌ای علیه اوبر به راه انداختند و حضور این سیستم در حمل و نقل شهری را مسبب از رمق افتادن کسب و کار خود اعلام کردند. با این حال اگرچه در برلین فعالیت اوبر متوقف شد و البته این اتفاق همچنان در محافل قانونی این شهر محل بحث بسیار دارد اما سایر دیگر شهرها موفق به حذف تاکسی سرویس اینترنتی اوبر از سیستم حمل و نقل عمومی نشدند. با این حال این مجادلات همچنان ادامه داشت و در حالی که اوبر به غول حمل و نقل اینترنتی در دنیا تبدیل می‌شد مخالفت‌ها با آن شدت بیشتری می‌گرفت.

مخالفت‌ها با اوبر جدی‌تر شد

مخالفت‌ها با اوبر صرفا به اعتراضات گسترده راننده‌های تاکسی در چند شهر بزرگ دنیا خلاصه نمی‌شود. سیل مخالفت‌های دولتی و کمپانی‌های تاکسیرانی با اوبر با اقدامات قانونی وارد فاز تازه‌تری می‌شود.

معترضان دولتی و غیر دولتی با طرح این ادعا که اوبر مالیات و یا هزینه‌های صدور پروانه پرداخت نمی‌کند ، رقابت با این سیستم حمل و نقل را در فضایی غیر منصفانه تعریف می‌کنند. عدم پرداخت هزینه‌های صدور پروانه یا مالیات از طرف مخالفان اوبر ارتباط مستقیمی با به خطر انداختن مسافران ، رانندگانی که تعلیم ندیده‌اند و در نتیجه فاقد مجوز و بیمه هستند خواهد داشت. این پرونده‌های حقوقی اما گاهی با شکایت‌ راننده‌های اوبر هم همراه می‌شود مبنی بر اینکه آنها اگرچه از کارمندان این سیستم هستند اما از حقوق و مزایای قانونی مطابق بر قوانین کار بی‌بهره‌اند. به همین ترتیب است که اوبر در مسیر پیشرفت روزافزون خود مشکلات بسیاری را می‌بیند که ناخودآگاه این راه را برای آن ناهموار می‌کنند.

با این حال موج تظاهرات علیه اوبر در میانه‌های سال ۲۰۱۵ شدت گرفت. اسپانیا، کلمبیا، ایتالیا، فرانسه، دانمارک، کانادا،‌ چین و انگلستان و برخی دیگر کشورها ، اعتراضات بسیاری را علیه اوبر راه انداختند که در نتیجه آنها و البته اختلافات با عوامل دولتی برخی کشورها، فعالیت اوبر در اسپانیا و دو شهر هند ممنوع شد. اگرچه یکسال بعد اوبر با قوانین جدیدتر و محدودیت‌های بیشتر دوباره به خیابان‌های مادرید بازگشت هر چند در این بازگشت سخت‌گیری‌های درباره این سرویس حمل و نقل اینترنتی بیشتر شد. در عین حال اختلاف با دولت‌های هند، ایالات متحده و استرالیا هم بسیار جدی‌تر پیش رفت.

وقتی دولتی‌ها از پس توقف اوبر برنیامدند...

با وجود همه مخالفت‌ها و البته توقف فعالیت اوبر در برخی مناطق اما دولت‌های درگیر با این کمپانی به طور گسترده از پس جلوگیری از ادامه کار اوبر برنیامدند. ناتوانی دولت‌ها در مسیر توقف فعالیت اوبر در حوزه‌های قضایی آنها به این دلیل اتفاق افتاد که برنامه عملیاتی اوبر در درجه اول بر روی اینترنت اجرا می‌شد.

در عین حال استقبال مردم از اوبر باعث شد بسیاری از آنها از دولت‌های خود بخواهند قوانین را به نفع کمپانی اوبر تعدیل کنند تا این سرویس حمل و نقل اینترنتی بتواند همچنان به فعالیت خود ادامه دهد.

در عین حال برخی دولت‌ها که اوبر در حوزه قضایی آنها فعالیت گسترده‌ای داشته قوانینی وضع کردند مبنی بر اینکه رانندگان اوبر باید طبق قانون مالیاتی ملزم به پرداخت مالیات خدمات دولتی باشند. با این وجود اوبر به این طرح اعتراض کرد و مدعی شد اوبر یک سرویس تاکسی نیست و بر همین اساس نباید تحت مقررات الزامی تاکسیرانی‌ها قرار بگیرد.

سرویس اوبر هک شد

ماه می سال ۲۰۱۴ بود که در طی یک حمله سایبری،‌ اوبر هک شد و اطلاعات ۵۰۰۰ راننده به سرقت رفت. اگرچه در همان زمان بنا به ادعای شرکت اوبر این اطلاعات که حالا به دست هکرها افتاده بود هرگز مورد سوءاستفاده قرار نگرفت.

با وجود تمام مشکلاتی که برای اوبر ایجاد شد، حدس اینکه حمله هکری به اوبر روشی دیگر برای مبارزه با این سیستم حمل و نقل اینترتی باشد، احتمال بعیدی نخواهد بود.

حمله پاریسی به راننده‌های اوبر!

در ۱۳ ژانویه ۲۰۱۴ بود که رانندگان تاکسی پاریس در نزدیکی فرودگاه شارل دو گل در پایتخت فرانسه به رانندگان اوبر حمله کردند! این حمله به نشانه اعتراضی به این سیستم جدید حمل و نقل بود که از سوی مردم به شدت استقبال شده بود. در ۱۱ ژوئن ۲۰۱۴ ،‌رانندگان تاکسی در بسیاری از شهرهای اروپا با مسدود کردن جاده‌ها اعتراض خود را به ظهور کمپانی‌هایی مانند اوبر نشان دادند و معتقد بودند چنین کمپانی‌هایی معیشت خانوادگی آنها را به خطر انداخته‌اند.

یکبار دیگر در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۵ رانندگان تاکسی پاریسی با قفل کردن خیابان‌های این شهر ، اعتراض جدی‌تری را به اوبر به معرض نمایش گذاشتند.

در ۲۴ جولای ۲۰۱۵ اما ،‌اینبار در مسافتی قاره‌ای ، صدها راننده تاکسی در ریودوژانیرو ،‌در اوج ساعت ترافیک اول صبح ، خیابان‌های این شهر را به نشانه اعتراض به اوبر بند آوردند.

همه این رانندگان معترض بر این عقیده بودند اضافه شدن کاربرهای اپلیکیشن اوبر باعث کاهش درآمد روزانه آنها شده و این رویه را غیر عادلانه می‌دانستند.

در ۲۶ نوامبر ۲۰۱۵ رانندگان اوبر توسط راننده‌های تاکسی برزیلی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که البته این اتفاق باز هم تکرار شد.

در ۲۲ مارچ ۲۰۱۶ رانندگان تاکسی در جاکارتا تظاهرات گسترده‌ای علیه کمپانی‌هایی مانند اوبر و گراب به راه انداختند.

با همه این احوال همچنان استقبال مردم از اوبر و سیستم‌های مشابه مانند گراب و لیفت اجازه نداد فعالیت اوبر به جز در موارد انگشت‌شماری متوقف یا محدود شود. از قرار، اقبال عمومی قدرت به مراتب بیشتری از تلاش دولت‌ها و سندیکاهای تاکسیرانی برای جلوگیری از فعالیت سیستم حمل و نقل اینترنتی اوبر و امثال آن داشته است و همین محدودیت دست معترضان را برای جلوگیری از ادامه فعالیت اوبر بست.

وقتی دونالد ترامپ اوبر را به دردسر انداخت!

اوبر،‌ این سیستم محبوب مردمی که حالا به غول حمل و نقل شهری تبدیل شده و البته بابت حمایت‌های مردمی ، با وجود انواع دست اندازهایی که در مسیر پیشرفتش قرار گرفت به راه خود ادامه داد با دستور جدید ترامپ مبنی بر جلوگیری از ورود اتباع هفت کشور به خاک آمریکا به دردسر جدی افتاد. دردسری که به تقابل حامیان اوبر ، یعنی مردم با این کمپانی منجر شده است.

درست در اولین روز اجرایی شدن دستور ترامپ، در حالیکه رانندگان تاکسی از جمله سرویس‌ اینترنتی لیفت در اعتصابی گسترده در محدوده فرودگاه جان اف کندی به تصمیم ترامپ مبنی بر گزینش کردن مسافران از جمله خودداری از خدمات دهی به مسافران کشورهای مربوطه اعتراض کردند،‌ اوبر همچنان فعالیت خود را ادامه می‌داد. بخصوص اینکه اوبر در گیرودار این اعتصاب تا حدودی نرخ‌هایش را هم بالاتر برد. همین مسأله دردسرهای زیادی را برای این کمپانی در پی داشت.

به این ترتیب بسیاری از کاربران توئیتر با هشتگ پاک کردن اوبر، دیگران را به این اقدام تشویق می‌کردند تا جایی که بسیار از کاربران اپلیکیشن اوبر،‌ این برنامه را از تلفن‌های همراه خود پاک کردند.

با این حال تراویس کالانیک مدیر عامل اوبر ، که اتفاقاً یکی از اعضای گروه مشاوران اقتصادی دونالد ترامپ هم محسوب می‌شد ضمن ابراز نگرانی از این ممنوعیت نامه سرگشاده‌ای را خطاب به دونالد ترامپ امضا کرده و خواستار لغو این ممنوعیت از سوی رئیس‌جمهور آمریکا شده است. کالانیک همچنین اخیراً مدعی شده عضو گروه مشاوران دونالد ترامپ بودن به این معنا نیست که با همه تصمیمات او موافق باشیم.

البته چند روز پس از ارسال این نامه و گفت‌وگوی تراویس کالانیک با دونالد ترامپ،‌ از قرار معلوم به دلیل هجمه انتقاداتی که متوجه مدیرعامل این کمپانی بود، وی از سمت خود در گروه مشاوران اقتصادی رئیس‌جمهور جدید ایالات متحده کناره‌گیری کرد تا شرایط را به نفع شرکت خود تعدیل کند.

اسنپ و تپسی محبوب مانند اوبر...

با مرور قابلیت‌ها و ویژگی‌های اسنپ و اوبر شباهت بسیار زیادی در ارائه خدمات بین این دو سرویس اینترنتی دیده می‌شود که حالا به شدت با استقبال مردم تهران مواجه شده‌اند. هرچند که مخالفت‌های بسیاری هم در پی دارند.

با وجود اختلافات بسیار درباره حضور این نوع از سیستم سفرهای درون شهری اما به نظر می‌رسد محبوبیت آنها بین مردم اصلی‌ترین دلیل برای ناتوانی در توقف فعالیت آنها بخصوص از طرق قانونی است. به هر حال نرخ پایین‌تر اسنپ و تپسی در ایران منجر نشد که تاکسی‌ها و آژانس‌ها نسبت به کاهش نرخ خود اقدام کنند تا فعالیت حمل و نقل در فضایی رقابتی در نهایت منجر به جلب رضایت مشتری شود. بنابراین استقبال ار اسنپ و تپسی بیشتر و بیشتر شد.

البته که این اختلاف‌ها درباره اوبر هم نمود پیدا می‌کند. به عنوان مثال شکایت قانونی راننده‌های تاکسی‌های معروف سیاه لندن به دادگاه عالی مبنی بر عدم استفاده اوبر از تاکسی متر و در نتیجه غیر قانونی بودن راه به جایی نبرد تا دادگاه عالی رای به قانونی بودن فعالیت اوبر در کلان شهری مانند لندن بدهد.

در رأی دادگاه عالی لندن موضوع اینطور تعریف می‌شود که تاکسیمتر دستگاهی نیست که سیگنال‌های جی‌پی‌اس را دریافت کند و سپس دیتاهای آن را برای سروی در خارج از محدوده خودرو ارسال کند. در واقع در این سیستم کرایه خودرو بر اساس داده‌هایی که به سرور اصلی ارسال می‌شود از جمله مسافت سفر و زمان آن محاسبه خواهد شد.

انتهای پیام

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آمار رسمی منتشر شده از سوی مرکز آمار درباره بازار کار ایران نشان می‌دهد که طی دهه اخیر نرخ مشارکت اقتصادی زنان کاهش پیدا کرده و همزمان نرخ بیکاری زنان بالا رفته است. این اتفاق درحالی رخ داده که تعداد زنان دانشجو و زنان فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌ به میزان قابل‌توجهی افزایش پیدا کرده است اما برخلاف تصور، افزایش تعداد زنان دارای تحصیلات عالی، به افزایش نرخ مشارکت اقتصادی زنان منتهی نشده است.

در مجموع، از سهم زنان در بازار کار کاسته شده و شکاف جنسیتی در این بازار افزایش پیدا کرده است. در مطالعه پیش‌روی، روندها و شاخص‌های آماری با هدف بررسی حضور زنان در بازار کار ایران بررسی می‌شود و تغییر روند مشارکت زنان در این بازار با تغییر جمعیت زنان دارای تحصیلات دانشگاهی مورد مقایسه قرار می‌گیرد.

وضعیت کلی بازار کار

اطلاعات منتشر شده‌ی مرکز آمار نشان می‌دهد که بازار کار در ایران از نیمه‌ی دهه هشتاد خورشیدی روندی متفاوت پیدا کرده است. با افزایش جمعیت کل کشور و همچنین «جمعیت در سن کار[۱]» طی این دوره، انتظار می‌رفت تا تعداد فرصت‌های شغلی جدید، متناسب با رشد جمعیت افزایش پیدا کند. اما نه تنها این اتفاق رخ نداده، بلکه تعداد افراد شاغل تقریبا ثابت باقی مانده است.

اگر براساس اطلاعاتی که از طرف مرکز آمار ایران ارایه می‌شود سه شاخص جمعیتی، یعنی جمعیت کل کشور، جمعیت در سن‌ کار و جمعیت شاغل، مورد مقایسه قرار گیرد، تصویر گویاتری از روند بازار کار ایران به دست می‌آید. جزییات این ارقام برای تمام سال‌ها در دسترس نیست اما اگر سال‌های ۱۳۶۵ ، ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵ که در آنها مرکز آمار به سرشماری سراسری نفوس و مسکن اقدام کرده، ملاک قرار گیرد و میانگین سه شاخص مورد اشاره با هم مقایسه شود روند تغییرات آنها در دوره‌های ده‌ساله نمایان می‌شود.

همچنین با توجه به اینکه سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ هنوز انجام نگرفته است، می‌توان آخرین گزارش همین مرکز را درباره نیروی کار در سال ۱۳۹۳ ملاک قرار داد و ارقام سه شاخص جمعیتی مذکور را از این طرح آمارگیری استخراج و سپس میانگین دوره آخر را با میانگین دوره‌های پیشین مقایسه کرد.

همان‌طور که در نمودار شمار ۱ قابل مشاهده است، در دوره ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵ سالانه به‌طور میانگین یک‌میلیون و ۶۱هزار نفر، در دوره ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ یک میلیون و ۴۴ هزار نفر و در دوره ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۳ نیز ۷۶۵ هزار نفر، به جمعیت کشور اضافه شده است.

متوسط سالانه افزایش جمعیت در سن کار نیز در سه دوره مورد اشاره به ترتیب یک میلیون و ۲۵۲ هزار نفر، یک میلیون ۴۱۲ هزار نفر و ۵۶۱ هزار نفر بوده است.

متوسط افرادی که سالانه طی این سه دوره به جمعیت شاغل اضافه شده‌اند به ترتیب ۳۵۷هزار نفر، ۵۹۰ هزار نفر و ۱۰۳ هزار نفر به طور میانگین افزوده شده است.

بر اساس این آمار، شتاب رشد جمعیت و همچنین جمعیت در سن کار در دو دوره اول بیشتر بوده از دوره آخر بوده است. تعداد مشاغل ایجاد شده هم در دوره آخر به شدت کاهش پیدا کرده است. به عبارتی فرصت‌های شغلی ایجاد شده در مجموع سال‌های دوره سوم، کمتر از مشاغلی‌ست که به‌طور متوسط در دو سال از دوره دوم به وجود آمده است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که از نیمه دهه هشتاد خورشیدی بازار کار ایران روندی داشته که باعث شده تعداد افراد بدون شغل افزایش قابل توجهی پیدا کنند. این اتفاق در دور‌ه‌ای افتاده که جمعیت جوان جویای کار و تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی نیز افزایش زیادی داشته‌ است.

همچنین در این دوره قیمت جهانی نفت به بالاترین مقدار تاریخ خود رسید و امکانات مالی سرشاری در اختیار اقتصاد ایران برای اشتغال‌زایی قرار گرفت؛ اما آنگونه‌ که آمار نشان می‌دهد به رغم وجود این فرصت مالی کم‌نظیر، فرصت‌های شغلی افزایش مورد انتظار را پیدا نکرده است. برای درک روشن‌تر شرایط بازار کار در ایران به طور عام، و آگاهی از شرایط زنان در این بازار به طور خاص، در این مطالعه، بازه زمانی ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳ مورد بررسی قرار می‌گیرد که طی آن روند شاخص‌های بازار کار تغییر معنادارای پیدا کرده است.

نرخ بیکاری زنان بیش از دو برابر مردان

یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در مطالعه بازار کار، نرخ بیکاری است که در ایران از محاسبات مرکز آمار در طرح آمارگیری نیروی کار مشخص و اعلام می‌شود.

در نمودار شماره دو، نرخ بیکاری کل، نرخ بیکاری مردان و نرخ بیکاری زنان در دوره ۱۳۸۴-۱۳۹۳ به تفکیک قابل مشاهده است. مقایسه این سه نرخ در دهه مورد اشاره نشان می‌دهد که نرخ بیکاری زنان همواره هم از نرخ بیکاری مردان بیشتر بوده است و هم از نرخ بیکاری عمومی، اما نرخ بیکاری مردان همواره از دو نرخ دیگر کمتر بوده است.

نکته دارای اهمیتتغییر تعریف بیکاری در این دوره است. تغییری که در نیمه دهه هشتاد خورشیدی صورت گرفت و باعث شد برخی افرادی که پیش‌تر بیکار محسوب می‌شدند، شاغل درنظر گرفته شوند. به‌طور نمونه افرادی که در دوره آمارگیری تنها یک ساعت کار کرده باشند بر طبق تعریف جدید شاغل درنظر گرفته می‌شوند.

نکته قابل توجه دیگر روند متضاد تغییر نرخ بیکاری مردان و زنان در این دوره است. با در نظر گرفتن نرخ بیکاری مردان در ابتدا و انتهای این دوره مشاهده می‌شود که نرخ بیکاری مردان، روند مثبتی طی کرده و از۱۰ درصد سال ۱۳۸۴ به ۸.۸ درصد سال ۱۳۹۳ رسیده است. اما این روند برای زنان معکوس بوده به‌طوریکه نرخ بیکاری زنان از ۱۷ درصد ابتدای این دوره به نزدیک ۲۰ درصد در انتهای دوره افزایش پیدا کرده است. نرخ بیکاری کل هم در این دوره از ۱۱.۵ درصد به ۱۰.۶ درصد کاهش پیدا کرده است. به عبارت دیگر هم نرخ بیکاری کل و هم نرخ بیکاری مردان بعد از نوسانی که روند آن در نمودار نمایش داده شده، بهبود پیدا کرده است، اما نرخ بیکاری زنان بالاتر رفته است.

براساس این اطلاعات، نرخ بیکاری کل در سال ۱۳۸۸ افزایش پیدا کرده ولی دوباره از سال ۱۳۹۰ روند آن کاهشی شده است. اما این بهبود به‌طور یکسان در نرخ بیکاری زنان و مردان بازتاب پیدا نکرده است و نرخ بیکاری مردان با شدت بیشتری از سال ۱۳۹۰ کاهش پیدا کرده است. به‌ بیان ساده‌تر، بهبود نسبی ایجاد شده در نرخ بیکاری، به‌ طور عمده نصیب مردان شده است.

ابهام‌ آماری درباره نرخ بیکاری

در بازه‌ی مورد اشاره تعداد قابل توجهی به جمعیت در سن کار ایران اضافه شده اما کمتر از یک میلیون فرصت شغلی ایجاد شده است. اما این اختلاف بزرگ نه تنها در آمار نرخ بیکاری بازتاب پیدا نکرده است بلکه براساس آمار رسمی نرخ بیکاری بهبود هم یافته به‌طوریکه در انتهای این دوره نرخ بیکاری کمتر از ابتدای آن بوده است. این اتفاق ابهام‌برانگیز موضوع مطالعات و تحقیقات مختلفی قرار گرفته است. یکی از این تحقیقات در موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه‌ریزی انجام گرفته است که به طور مستقیم زیرنظر رییس‌جمهور فعالیت می‌کند.

نتیجه‌گیری این تحقیق به طریق اولی برای شرایط زنان در بازار کار صادق است؛ زیرا هم گرایش زنان به تحصیلات دانشگاهی بیشتر از قبل شده و هم شرایط نامطلوب بازار کار، بخش مهمی از زنان را از یافتن کار مایوس کرده است. بنابراین تعداد زیادی از جمعیت زنان در سن کار، جویای کار نبوده‌اند و به‌اصطلاح آماری خارج از جمعیت فعال قرار گرفته‌اند. به همین دلیل عدم اشتغال آن‌ها، در نرخ بیکاری بازتاب پیدا نکرده است. برای روشن شدن بهتر این موضوع آماری، نیاز است تا مفهوم جمعیت فعال و غیرفعال مورد توجه قرار گیرد.

روند کاهشی جمعیت زنان فعال

از نظر اقتصادی جمعیت به دو بخش فعال و غیرفعال تقسیم می‌شوند. جمعیت غیرفعال با اینکه در سن کار است اما یا از کار کردن ناتوان است و یا تمایل به داشتن شغل ندارد. در مقابل جمعیت فعال جامعه هم توان و هم تمایل به کار دارد بنابراین یا شاغل است یا درجستجوی کار. بنابراین تنها آن دسته افراد در سن کار که هم توانایی کار دارند و هم علاقه به داشتن شغل دارند ولی کار ندارند، بیکار محسوب می‌شوند.

اطلاعات منتشر شده از طرف مرکز آمار نشان می‌دهد در دوره مورد بررسی، جمعیت زنان فعال نه تنها تناسبی با افزایش جمعیت زنان در سن کار نداشته، بلکه در اتفاقی پرسش‌برانگیز از تعداد جمعیت زنان فعال کاسته شده است.

 

کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان

از تقسیم جمعیت فعال بر جمعیت در سن کار نرخ مشارکت اقتصادی به دست می‌آید. این نرخ یکی از شاخص‌های مهم در مطالعه بازار کار است.

مقایسه نرخ مشارکت اقتصادی مردان و زنان در ایران نشان می‌دهد که نرخ مشارکت اقتصادی زنان نسبت به نرخ مشارکت کل پایین است و در قیاس با نرخ مشارکت مردان به شدت پایین است. علاوه بر آن نرخ مشارکت زنان در دوره مورد بررسی روند نزولی داشته و افت کرده است.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

اما حفظ آبرو از مهم‌ترین دلیل سکوت زنان آزاردیده در برابر آزارهای اخلاقی و جنسی است. به عقیده کارشناسان، در اکثر این موارد، جامعه اغلب زن را متهم می‌کند که خود مقصر و عامل رفتار ضد اخلاقی است. به علاوه نگرشی که رسانه‌های عمومی ترویج می‌کنند این است که نوع رفتار و پوشش زن در اکثر موارد عامل تجربه چنین آزارهایی اسـت و اگر زنان نخواهند، چنین آزارهایی اتفاق نمی‌افتد.

به گزارش ایسنا، روزنامه «قانون» با اشاره به یک آسیب اجتماعی پنهان علیه زنان، سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایتی از آزاردیده، از دلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است.

سارا ۲۴ ساله: «روزهایی که کارم زود تمام می‌شود اگر در ساعت شلوغی رفت وآمدهای مترو باشد، در محل کارم می‌مانم تا مطمئن شوم مترو خلوت شده. در راهروهای باریک مترو تجربه آزارهای مختلف را داشته‌ام. از لمس بدنم گرفته تا نگاه‌های بدی که بسیار آزارم می‌دهد. هیچ‌گاه وارد واگن‌های بخش آقایان نمی‌شوم، حتی اگر دیرم شده باشد و واگن‌های خانم‌ها جا نداشته باشد. مرتب احساس ناامنی دارم».

مائده ۳۸ ساله: «مدیر ما با کارمندان بیش از اندازه احساس صمیمیت می‌کند. روزی هنگامی که در دفترش تنها بودیم و از کار صحبت می‌کردیم، پیغامی در تلگرامش آمد، شروع به خندیدن کرد، آن را به راحتی به من هم نشان داد. فیلم تجاوز به دختری بود که پنهانی از او گرفته شده بود. نمی‌دانستم چه کنم. بدون این که فیلم را نگاه کنم گوشی را به او دادم و با عذرخواهی از اتاق خارج شدم».

ثریا ۳۰ ساله: «از دوستانم تعریف اجناس ارزان بازار را شنیده بودم. البته همکارم گفته بود که باید صبح زود بروم تا خلوت باشد وگرنه در آن شلوغی بازار، خرید سخت می‌شود. آدرس گرفتم و صبح زود برای خرید به بازار تهران رفتم. نگاه برخی کسبه بسیار آزاردهنده بود. ازکنار هر چرخ دستی که رد می‌شدم متلکی می‌شنیدم. از خرید پشیمان شدم و برگشتم». فاطمه ۳۲ ساله: «مدیر بخش ما پسر جوانی است. یك ماه پس از آمدنم در شرکت روزی برای من شعری در تلگرام ارسال کرد. سپس شروع کرد مرا به نام کوچك صدا زدن. گاهی اوقات نیمـه شب پیغامی می‌داد و نام من را در پیغام می‌نوشت. یك بار که فقط جواب سلامش را دادم، شروع کرد به دادن پیغام‌هایی و احساس جنسی اش را نسبت به من گفتن...»

این‌ها بخشی از تجربه عموم زنانی است که در کنار ما زندگی می‌کنند. زنانی که ظاهرا در آرامش و امنیت زندگی روزمره شان را سپری می‌کنند اما وقتی پای صحبت‌های‌شان می‌نشینیم، تجربه‌های تلخی از حضور در اجتماع داشته‌اند. زنانی که پرورش‌دهنده نسل‌های آینده این سرزمین هستند اما آزارهای اخلاقی و جنسی هر روزه، آزارشان می‌دهد. حسی که در بلندمدت منجر به گسترش بی‌اعتمادی به دیگران در فضای جامعه می‌شود. هیچکدام از زنان در بیان تجربه تلخشان صحبتی از ارگان رسمی که از آن‌ها در برابر این نوع آزار حمایت کند، نمی‌کنند.

به گمان خود این زنان، این موضوعات اموری از بدیهیات هر جامعه‌ای است و صرفا باید خود را از آن دور کنند. هیچکدام از این زنان به حق و حقوق انسانی و شهروندی‌شان اشاره نداشتند. آن‌قدر حقوق‌شان نادیده گرفته شده که گمان می‌کنند صرفا باید برابر این تجربه‌ها، خودشان از خودشان محافظت کنند. از دهه‌های دور، متلک انداختن به گروهی از زنان و دختران در فضاهای عمومی شهر و اصطلاحا سر کوچه‌ها، ناهنجاری‌ای بوده که رواج داشته و در عین حال، برخوردهایی نیز با آن‌ها صورت می‌گرفت. برخوردهایی که عمدتا لوتی‌ها و غیرتی‌های محل در دفاع از زنان و دختران می‌کردند.

اکنون اما سطح و عمق متلک‌ها، رفتارهای غیراخلاقی، آزارهای جنسی و... علیه زنان و دختران آنچنان پیش رفته که گویی نوعی فرهنگ میان گروهی از مردان این سرزمین شده است.از نگاه‌های منزجرکننده به زنان تا پیشنهادهای غیر اخلاقی که مجرد و متاهل و باحجاب و بدحجاب نمی‌شناسد، این سال‌ها به عنوان رفتاری بس نکوهیده در هیاهوهای روزانه شهر رشد کرده است.

مصادیق آزار جنسی زنان

در حالی که در باور بسیاری از افراد تنها مصداق آزار زنان، لمس جسمی است که از آن به عنوان آزار جنسی نام می‌برند، این آزار گاه در کلام و رفتار و حتی در نوع نگاه نیز می‌تواند از مصادیق آزار جنسی زنان تعریف شود.

از جمله مصادیق آزارهای کلامی عبارتند از: گفتن داستان‌ها، شوخی‌ها و طنزهای جنسی، پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی شخصی یا جنسی فرد، کنایه‌های جنسی در گفتار، اظهار نظر در مورد ظاهر و پوشش فرد، پیشنهاد یا دعوت جنسی ناخواسته، درخواست‌های مکرر برای قرار ملاقات یا رابطه خارج از عرف، توصیفات و نظرات جنسی یا معذب کننده راجع به شکل یا وضعیت اعضای بدن زنان در محیط‌های مختلف در جامعه، متلک‌ها و آزارهای روحی خیابانی و غیره كه می‌توانند از مصادیق آزار جنسی زنان باشند.همچنین مصادیق آزارهای روانی عبارتند از نشان دادن تصاویر نامناسب جنسی، چشم‌چرانی و چشمک زدن، ارسال نامه، یادداشت، پیامک و غیره.

سکوت زنان برای حفظ آبرو!

اما حفـظ آبرو از مهم‌ترین دلیل سکوت زنان آزاردیده در برابر آزارهای اخلاقی و جنسی است. به عقیده کارشناسان، در اکثر این موارد، جامعه اغلب زن را متهم می‌کند که خود مقصر و عامل رفتار ضد اخلاقی است. به علاوه نگرشی که رسانه‌های عمومی ترویج می‌کنند این است که نوع رفتار و پوشش زن در اکثر موارد عامل تجربه چنین آزارهایی اسـت و اگر زنان نخواهند، چنین آزارهایی اتفاق نمی‌افتد. بدیهی است وقتی فضای جامعه به گونه‌ای باشد که زنان را مسبب اصلی وقـوع آزار جنسی بداند، زنان با علنی کردن موارد آزار اخلاقی و جنسی، مورد فشار مضاعف از سوی جامعه قرار می‌گیرند و مایل یا قادر به تحمل آن نمی‌باشند. وجود فضاهایی که در آن فرد آزاردیده خود را مقصر احساس کند و از اینکه مورد آزار جنسی قرار بگیرد احساس گناه کند، دلیل دیگر سکوت زنان در برابر آزار جنسی است. همچنین ترس از عدم حمایت خانواده و دوستان نیز در این دست فضاها به شدت پررنگ است و مانعی دیگر برای علنی کردن تجربه آزار جنسی محسوب می‌شود.

ازسویی، در محیط های کاری، تنگناهای اقتصادی و نگرانی بابت از دست دادن شغل، دلیل بسیار مهم و موثری برای سکوت در برابر آزار جنسی زنان است. حتی در مواردی تنگناهای معیشتی باعث می‌شود زن به‌طور ناخواسته و از روی اجبار به روابط خاصی در محیط کار تن دهد. سکوت قانونگذار در مقابل آزار جنسی و فقدان قوانین حمایت کننده از آزاردیده، ناآگاهی زنان از دستورالعمل‌های موجود و بی‌اطلاعی درباره حقوق خود، تردید درباره نتیجه بخش بودن شکایت و مجازات مجرم و همچنین دشوار بودن اثبات ادعا، از دیگر دلایل سکوت زنان در برابر آزار جنسی است.

نبود آمار شفاف برای آزار جنسی زنان

بر اساس اعلامیه سازمان بین المللی کار (ILO) آزار جنسی در محیط کار بارزترین نمود تبعیض جنسیتی است و مصداق نقض حقوق بشراست. طبق گزارش‌های این سازمان، بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از زنان در کشورهای اتحادیه اروپا، در محیط کار خود دارای تجربیات ناخواسته و اجباری درباره آزار و اذیت جنسی، برقراری روابط جنسـی و دیگر اشکال خشونت جنسی هستند. در کشورهای آسیا- اقیانوسیه نیز، تجربه شکل‌های مختلفی از اذیت و آزار کلامی، جسمی یا جنسی برای ۳۰ تا ۴۰ درصد زنان کارگر، گزارش شده است. در تحقیقاتی که در ۱۱ کشور اروپایی انجام شده بود، ۳۰ تا۵۰ درصد زنان در محل کار مورد آزار قرار می‌گیرند در حالی که این آمار برای مردان ۱۰ درصد است. از میان کشورها در اتریش ۸۱ درصد زنان در محیط کارمورد آزار قرار گرفته‌اند و کمترین آزار در محیط کار در اروپای شمالی مربوط به کشور سوئد است که رقم آن دو درصد است.

در انگلیس این آمار ۵۴ درصد او در آمریکا ۴۴ درصد است. با این حال، آمار شفافی از میزان آزار جنسی زنان در دست نیست. نبود این آمار از یک سو به دلیل مشکلات قانونی است که تعریف مشخصی ازآزار جنسی به عنوان جرم وجود ندارد و در قوانین ایران این مساله به وضوح جرم انگاری نشده است و درواقع قانونگذار در این زمینه سکوت کرده است واز سوی دیگر سکوت زنان آزاردیده و عدم تمایل‌شان به بیان تجربیات تلخی که دراین زمینه داشته‌اند، باعث شده تا حق و حقوق زیادی از زنان این سرزمین تضییع شود. نبود آموزش اجتماعی به زنان و به رسمیت نشناختن مساله آزار جنسی زنان در محیط‌های مختلف به تلخی این ماجرا بیشتر دامن می زند.

جای خالی مطالبه‌گری زنان

بررسی‌های کارشناسی نشان می‌دهد تا زمانی که سازمان‌های غیردولتی اجازه ورود به مساله خشونت علیه زنان را نداشته باشند، این پدیده به شکل جدی به عنوان یک مساله اجتماعی در جامعه مورد توجه قرار نخواهد گرفت زیرا مطالبه‌گری در زمینه رسیدگی به خشونت علیه زنان وجود ندارد. تا زمانی که بیان مورد خشونت قرار گرفتن از سوی زنان در جامعه و فرهنگ ایرانی تابو باشد، مساله خشونت علیه زنان دیده نخواهد شد. متاسفانه مسیر خشونت علیه زنان از مسیر قانونی نیز کمتر دیده شده و افزایش زمینه‌های بروز خشونت علیه زنان نشان از جای خالی قانون در این مساله مهم اجتماعی دارد. هرچند لوایحی همچون تامین امنیت زنان در برابر خشونت سعی در پر کردن جای خالی این مهم دارد اما از سوی دیگر زمینه‌های فرهنگی لازم در جامعه همراه با تصویب این نوع قوانین باید فراهم شود.

تا زمانی که زنی بعد از شكایت از خشونت و حقوق انسانی‌اش، مورد مذمت قرار گیرد، نمی‌توان انتظار داشت که صرف قانونگذاری موجب شود در زمانی کوتاه، این معضل جدی زنان در فضای جامعه حل شود. پیش درآمد این نوع قانونگذاری‌ها، آموزش‌هایی است که باید به شهروندان داده شود تا هرکسی به حق و حقوقش و حد و حدودش آشنایی پیدا کند.

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

من از تو خشمگین نمی شوم

من چند تایی نازنین رفیق دارم که دل ام با بودن شان قرص است. همان هایی که از نان شب واجب ترند. آن ها همان هایی هستند که دکمه نقطه ضعف من دست شان است اما هرگز آن را فشار نمی دهند که مرا خشمگین کنند.

صد سال تنهایی من

می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم. می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم.
دغدغه های مادرانه قرارمان این نبود مرگ هیچ وقت عادی نمی شود عاشقانه های باران آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.

کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

شاید شما هم از افرادی هستید که وقتی برای خرید ماهانه به یکی از فروشگاه‌های بزرگ می‌روید، پشیمان باز می‌گردید. پشیمان از این که دوبرابر آنچه خواسته‌اید خرید کرده‌اید. یک بار دیگر خاطره آخرین خرید خود را به یاد آورید. چند بسته شکلات خامه‌ای و بسکوییت که هیچ کدام جزء خرید های مورد نیاز شما نبوده اند، به خانه آورده اید؟
وزیر اقتصاد منزل تان باشید به یخچال تان عمری دوباره ببخشید نکاتی درباره انتخاب یخچال ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران

مطالب تصادفی

گزارش روز

گردشگران ایرانی کدام کشورها را بیشتر ترجیح می دهند

  مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی اعلام کرد که ترکیه، پربازدیدترین مقصد ایرانی‌ها در سال ۲۰۱۳ میلادی بوده‌ است. بر اساس این گزارش که تحت عنوان «نمایه آماری گردشگری جمهوری اسلامی ایران» منتشر شده است، در سال ۲۰۱۳ میلادی، یک میلیون و ۱۹۶ هزار و ۴۸۲ ایرانی به کشور ترکیه سفر کرده‌اند. بر اساس نتایج این گزارش آماری که با استناد به سالنامه آماری سازمان جهانگردی تدوین شده و دوره زمانی ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ میلادی را مورد بررسی قرار داده، عراق پس از ترکیه دومین مقصد گردشگران ایرانی در سال ۲۰۱۳ میلادی بوده است. در این سال، ۷۸۷ هزار و ۱۹۵ ایرانی به عراق سفر کرده‌‌اند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، پس از ترکیه و عراق، عربستان سعودی سومین مقصد سفرهای خارجی گردشگران ایرانی اعلام شده‌ است. اما بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده است، سومین مقصد پرطرفدار ایرانیان در سال ۲۰۱۳، عربستان سعودی نبوده‌ است. گزارش ایسنا که بر اساس آمارهای سازمان جهانی جهانگردی تهیه و تدوین شده است، حاکی است که پس از ترکیه و عراق مقاصد پربازدیدکننده بعدی ایرانیان در سال ۲۰۱۳ میلادی، کشورهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان بوده‌اند. در بخش دیگری از این گزارش، تراز گردشگری ایران در سال ۲۰۱۲ میلادی، منفی و بالغ بر شش میلیارد و ۴۰۳ میلیون دلار بوده است، به این معنی که در سال ۲۰۱۲ میلادی، در مجموع گردشگران خروجی از ایران به مقاصد خارجی بیش از گردشگران ورودی به ایران، هزینه کرده‌اند. در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی تصریح شده است که در سال ۲۰۱۳ میلادی سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی ایران ۶.۱ درصد بوده است، جالب توجه اینکه ۸۱.۵ درصد از این سهم، متعلق به هزینه‌ها و مخارج گردشگران داخلی بوده و سهم گردشگران خارجی فقط به ۸.۵ درصد می‌رسیده است. در این گزارش بر اساس ارزیابی شورای جهانی سفر و گردشگری، پیش‌بینی شده است که در سال ۲۰۱۴ میلادی، میزان رشد سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی ایران به ۱۰ درصد برسد. اگر این رشد ۱۰ درصدی محقق شود، ایران جایگاه چهارم رشد سهم گردشگری در تولید ناخالص داخلی در جهان را به خود اختصاص خواهد داد. هنوز گزارش نهایی این شورا از تغییرات و تحولات بخش گردشگری کشورهای جهان منتشر نشده است. پیش از این مرکز آمار ایران نیز با انتشار گزارشی که دوره زمانی تابستان سال ۹۲ را مورد بررسی قرار می‌داد، اعلام کرده بود که استان گیلان مقصد نخست گردشگران داخلی در تابستان ۹۲ بوده است. پس از گیلان، استان‌های خراسان رضوی و مازندران مقاصد پرطرفدار گردشگران داخلی در تابستان ۹۲ بودند. عکس بالا مبعد گارنی در کشور ارمنستان 

حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد

قصه ورود زنان به ورزشگاه هاي ايران داستان امروز و ديروز نيست.سالهاست كه اين ماجرا شروع شده است و هر از چند گاهي توجه ها را به خود جلب مي كند. اما هفته گذشته پس چند سال سكوت دوباره ماجراي ورود زنان به استاديوم ها كليد خورد.
در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال مرثیه ای به نام طلاق در ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

بارون تهران

این تهرانِ باران‌زده، این تهرانِ باران‌زده که آدم را هوایی می‌کند، این هوا که جان می‌دهد برای راه رفتن دونفره...  

مصایب مهربانی

بعضی از آدم‌ها بیش از اندازه مهربان و مراقب هستند. این شاید برای دیگران خوب باشد اما کسانی که سعی می‌کنند از روی مهربانی، رضایت دیگران را جلب کنند مشکلات زیادی دارند. این افراد ممکن است در انجام ساده‌ترین امور زندگی‌شان هم دچار مساله شوند. مثلا کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم غذایی برای آدمی که بیش از اندازه به فکر رضایت دیگران است دشوارتر از فردی است که کمتر ملاحظه دیگران را می‌کند. شاید هرگز به این مساله فکر نکرده باشید اما باور کنید این آدم‌ها ممکن است در کم کردن وزن یا پیروی از یک الگوی سالم هم دچار مشکل شوند. آدم‌های خیلی مهربان، موجوداتی دلپذیر و شایسته احترام هستند؛ بسیار بعید است که از چنین افرادی پاسخ نه بشنوید و همیشه می‌توانید روی آنها حساب کنید. آنها بسیار مطیع به نظر می‌رسند و همشه به دنبال جلب رضایت دیگران هستند به همین دلیل وقت زیادی را صرف بقیه می‌کنند. به بقیه کمک می‌کنند تا کار را پیش ببرند، برای رضایت و خوشحالی دیگران همه تصمیم‌ها و برنامه‌ها را اجرایی می‌کنند و همیشه برای خدمت رسانی و کمک به خانواده و دوستان حاضر و آماده هستند. هرچند که ظاهرا این مهربانی و کمک‌های بی‌شمار برای بقیه بسیار خوشایند است اما متاسفانه فردی که مطیع و خدمتگزار است از الگوی رفتاری ناسالمی پیروی می‌کند. من زن ۴۰ ساله‌ای را می‌شناسم که دو فرزند نوجوان دارد. او کار تمام وقت دارد و  پرستار یک بیمارستان است. این زن بیش از ۱۵ کیلو اضافه وزن دارد و با اینکه بارها تلاش کرده تا رژیم بگیرد اما متاسفانه هرگز نتوانسته به وزن دلخواهش برسد چون نمی‌تواند طبق برنامه پیش برود و در هفته چند بار فست فود می‌خورد و وقتی برای ورزش کردن ندارد. بعد از کار تمام وقت، هر روز فرزندانش را برای آموزش ورزش به باشگاه می‌برد. ساعت‌ها در ماشین منتظر می‌ماند و وقتی همگی به خانه می‌رسند آنقدر گرسنه هستند که او فقط می‌تواند از بیرون سفارش غذای گرم بدهد. بعد از خوردن غذا عذاب وجدان شروع می‌شود و به خودش قول می‌دهد تا روز دیگر برنامه رژیم غذایی را رعایت کند. اما گرفتاری‌های روزمره و رسیدگی به اعضای خانواده و دوستان بهانه‌هایی هستند که باعث می‌شوند هرگز نتواند طبق خواسته خودش پیش برود. این زن شخصیت مطیعی دارد. همه وقت و عمر او صرف توجه و مراقبت از دیگران می‌شود. او حق دارد که هرگز فرصتی برای ورزش و برنامه رژیم غذایی نداشته باشد. با وجود تعهدات فراوان او چنین زمانی اصلا وجود ندارد. مشکل آدم‌های خیلی مهربان چیست؟ چرا بعضی آدم‌ها مطیع و بیش از اندازه مهربان هستند؟ روان‌شناس‌ها می‌گویند آدم‌های مطیع نگران طرد شدن هستند و از شکست می‌ترسند. ترس از طرد شدن پشت این احساس نهفته است که «اگر من همه کار نکنم، نمی‌توانم این فرد راخوشحال کنم. او مرا ترک خواهد کرد و دیگر دوستم نخواهد داشت.» آدم‌هایی که نگران طرد شدن از سوی دیگران هستند معمولا مراقبان خوبی نداشته‌اند. والدینی که مراقبت‌های اولیه و کافی در اختیار فرزندشان قرار نمی‌دهند و در دسترس کودک نیستند، پایه‌گذار این نگرانی در فرزندشان هستند.   اما آدم‌های مطیع از شکست هم می‌ترسند. آنها اینگونه فکر می‌کنند: «اگر شکست بخورم دیگران را ناامید خواهم کرد یا مجازات خواهم شد.» ترس از شکست هم ناشی از تجربه‌های اولیه گذشته است که در آن فرد به خاطر یک اشتباه کوچک مجازات شده است. کسانی که والدینی سخت‌گیر و بسیار منتقد دارند، بیشتر از دیگران دچار نگرانی از شکست می‌شوند. هر تجربه اولیه‌ای که همراه با انتقادهای شدید و مجازات باشد، باعث ایجاد اضطراب در افراد برای انجام تعهدات می‌شود. فرقی نمی‌کند که تعهدات چقدر ساده یا دشوار باشند؛ ترس از شکست هرگز این فرد را رها نمی‌کند. اگرچه ممکن است این افراد منتقد یا والدین ( یا معلم) سخت‌گیر دیگر در زندگی فرد حضور نداشته باشند یا تاثیر گذار نباشند اما ترس و اضطراب نهادینه شده از تجربه‌های تلخ باعث می‌شود که او همیشه نگران باشد. اما آنچه باید بدانید این است که هرچند اولویت دادن به نیازهای دیگران از شما چهره جذاب و دلپذیری می‌سازد اما زمانی که خواسته‌ها، اهداف و نیازهای خودتان در اولویت قرار ندارد، دچار مشکلات بسیار جدی و مهمی در زندگی‌تان می‌شوید. نادیده گرفتن خود کسی که بیش از اندازه به دیگران توجه می‌کند و وقت زیادی صرف دیگران می‌کند، فرصتی برای توجه به سلامت جسمی و روانی خودش ندارد. تمام تلاش آدم مهربان این است که دیگران فعال، خوشحال و آرام باشند. یک والد مطیع دائما مراقب غذای سالم فرزندانش است و یا وقت زیادی را صرف برنامه‌ریزی برای موفقیت‌های زندگی فرزندانش می‌کند اما هرگز فرصتی برای توجه به نیازهای خودش ندارد. اگر فقط در جهت رضایت دیگران قدم برمی‌دارید، بدون شک انسان مهربانی هستید. مراقبت و توجه به دیگران بسیار خوب است اما مهربانی در حق دیگران به معنای آن نیست که خود را وقف دیگران کنید. وقتی به خودتان توجه کنید، دیگران را بیشتر از وجود خود بهره‌مند می‌کنید. آدم سالم، توان و انرژی لازم برای مراقبت از دیگران را دارد.  بنابراین برای اطرافیان‌تان بسیار خوب خواهد بود که شما به اندازه کافی بخوابید، غذای سالم بخورید، ورزش کنید، مطالعه کنید، تفریح داشته باشید و شاد زندگی کنید. خدمت کردن به دیگران در حالی‌که احساسات‌تان را سرکوب کرده‌اید، خشم‌تان را فرو خورده‌اید یا وقت غذا خوردن ندارید، غیر ممکن است؛ چون روزی فرا می‌رسد که دیگر توانی برای خوشحال کردن دیگران باقی نمی‌ماند. احساس ناکامی در کنار دیگران اگرچه آدم مطیع تلاش می‌کند دیگران را شاد نگه دارد اما این باعث نمی‌شود همیشه از کاری که می‌کند لذت ببرد.  استرس و نگرانی دائمی به خاطر اینکه دیگران چه فکر می‌کنند و یا چه واکنش خواهند داشت و قرار گرفتن در شرایطی که اغلب به فرد تحمیل می‌شود و مانع انجام فعالیت دلخواه او می‌شود، عواملی هستند که در ایجاد احساس ناکامی اثر دارند. این نارضایتی و احساس ناکامی بالاخره خود را در رفتار و گفتار نشان داده می‌شود. بنابراین شاید بهتر باشد کمتر به فکر راضی نگه داشتن دیگران باشید. استرس و افسردگی معنای استرس و نگرانی این است که بار و فشار زیادی به شما تحمیل می‌شود که تاب و توان آن را ندارید. افرادی که دائما برای جلب رضایت دیگران تلاش می‌کنند، معمولا دچار استرس شدید و رفتارها و واکنش‌های ناسالم هستند. استرس و افسردگی را می‌توان با درمان‌های دارویی کنترل کرد اما تا زمانی که این روند ادامه داشته باشد، نباید انتظار داشته باشید تغییر موثر و ویژه‌ای در زندگی‌تان اتفاق بیفتد. برای رهایی از استرس و افسردگی در چنین وضعیتی باید بپذیرید که نباید همیشه فراتر از تعهدات و وظایف تعریف شده خودتان پیش بروید و به خاطر دیگران از خواسته خود بگذرید. رنج مفید بودن حمایت و همراهی با دیگران خوب است و تا اندازه‌ای منطقی است. اما اگر نتوانید به دیگران نه بگویید، ممکن است آنها را دچار این سوءتفاهم کنید که اجازه دارند تا هرجایی که می‌توانند خود را به شما تحمیل کنند. چه چیزی بهتر از اینکه یک نفر همیشه در دسترس و در اختیار یا مطیع و فرمانبر باشد؟ متاسفانه دیگران مرزها و حریم شما را تشخیص نخواهند داد، مگر اینکه بتوانید برخی از خواسته‌های آنها را رد کنید و گاهی اجازه ورود به حریم خود را ندهید. این شما هستید که به دیگران می‌گویید چگونه با شما رفتار کنند. اگر حریمی برای خودتان قائل باشید، توقع دیگران را به اندازه توان و موقعیت خود پایین می‌آورید. در این‌صورت، کمتر رنج می‌کشید و چیزی را هم از دست نمی‌دهید. از گفتن «نه» یا «نمی‌توانم» نترسید. شاید لازم باشد کمی روی اعتماد به نفس خود کار کنید و از طریق رفتار درمانی  ترس از شکست و طرد شدن را رفع کنید. برای ایجاد این تغییرات ابتدا باید به این نتیجه برسید که باید خودتان را به اندازه دیگران دوست داشته باشید.  
عوارض خود ارضایی فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید! چطور بفهمیم که عاشق شدیم؟ تفاوت گریه در زنان و مردان مردانی که از تصمیم گیری می ترسند

زنان حادثه

نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید

«انوشه انصاری» شاید یکی از شناحته‌شده‌ترین ایرانی‌های مقیم خارج باشد که دستی در تجارت دارد و شهرتی فراوان به خاطر کسب عنوان «نخستین زن توریست‌فضانورد ایرانی» که به ایستگاه فضایی سفر کرده است. وقتی حرف از جذب سرمایه و سرمایه‌گذار خارجی برای اقتصاد ایران می‌شود،‌ حتما باید نام او را هم در فهرست مدعوین گذاشت. خانم انصاری از بنیان‌گذاران شرکت ارتباطات از راه دور تی‌تی‌ای TTI است که ریاست هیات مدیره این شرکت را هم به عهده دارد؛ شرکتی که او و خانواده‌اش در سرمایه‌گذاری و توسعه آن مشارکت داشتند در زمینه ارتباطات جدید،‌ ارائه خدمات به منظور افزایش عملکرد سیستم‌،‌ ارتقای بهره‌وری و ایجاد فرصت‌های تازه درآمدزایی کار می‌کند. او علاوه بر این شرکت «پرودیا سیستمز» را راه‌اندازی کرده است که در زمینه خانه‌های هوشمند و فناوری‌های رسانه‌ای در خانه‌ها کار می‌کند. خانم انصاری در سال 2000 از طرف مجله زنان کارآفرین به عنوان «زن نمونه سال» معرفی شده است و بعد از سفرش به فضا که توجه رسانه‌ای زیادی را به خود جلب کرد و باعث شد او به عنوان نخستین زن و البته اولین ایرانی که با هزینه شخصی به فضا می‌رود، رکورددار شود،‌ جایزه «انصاری ایکس» را راه‌اندازی کرد تا به پروژه‌هایی که برای عمومی‌تر شدن سفرهای فضایی و خارج‌کردن آن از انحصار برخی دولت‌ها، طراحی می‌شوند، کمک کند. با این که افرادی مانند خانم انصاری با امکانات و ایده‌ها و علاقه خاص به ایران در دنیا کم نیستند، اما دولت‌ها در ایران هنوز در جذب سرمایه آن‌ها آن‌قدر ها موفق نبوده‌اند؛ به همین دلیل سوای همه کتاب‌هایی که تاجران خارجی در مورد ایران نوشته‌اند، ‌شاید نظر ایرانی‌های خارج از کشوری که چندان به ورود سرمایه‌شان به ایران خوشبین نیستند، اهمیتی ویژه داشته باشد. خانم انصاری در مورد لازمه‌های سرمایه‌گذاری افرادی چون خودش در ایران به ایسنا می‌گوید: « از مهم‌ترین خواسته‌هایم این است که بتوانم آزادانه به ایران رفت و آمد کنم. اما در مورد سرمایه‌گذاری و کار در ایران باید این تفکیک را قائل شویم که مشکلات در مورد سرمایه‌گذاری در ایران در دو گروه قرار می‌گیرد. یک سری مشکلات مربوط به سیاست‌هایی است که هر کشوری دارد تا فضای سرمایه‌گذاری را  آماده و با اعمال سیاست‌های نظارتی درست، امکان سرمایه‌گذاری را فراهم کند. موضوع دیگر این است که در ایران در قسمت آکادمیک از نظر حضور  مهندسان ظرفیت خوبی وجود دارد اما در حوزه مدیریت تجارت، کمبودهایی هست که لازمه رفع آن این است که دانشگاه‌های مدیریت و تجارت مکمل بخش مهندسی باشند. » « خیلی‌ها وارد بازار ایران می‌شوند و حتی به موفقیت‌هایی هم دست پیدا می‌کنند؛ اما این «دستیابی به اهدافشان خیلی بیشتر از هر جای دیگری طول می‌کشد.» شاید تنها دلیلی که می‌مانند و کارشان را ادامه می‌دهند این است که به کشور علاقه شخصی دارند، اگر کسی ایرانی نباشد و آن حس قوی را نسبت به ایران نداشته باشد، خیلی زود ناامید می‌شود . شاید کارکردن در ایران برای کسانی که اسم تجاری دارند راحت‌تر  باشد،‌ تا کسانی که می‌خواهند تازه شروع به کار کنند. خیلی‌ها هم هستند که  تجربه‌های خوبی نداشته‌اند و سرمایه‌شان را از دست داده‌اند،‌ یا کسی که با آن‌ها همکاری می‌کرده بعد از مدتی ناپدید شده است یا به خاطر تغییر ارزش برابری دلار و ریال مشکلاتی برایشان به وجود آمده که باعث شده ناامید شوند.» با این وجود دولت در تلاش  است تا بخشی از مشکلات سیاسی جذب سرمایه خارجی به داخل کشور را حل کند؛ البته اگر ابر و باد و مه خورشید و فلک دست به دست هم بدهند. خانم انصاری در این مورد می‌گوید: « امضای توافق برجام قدم مثبتی بود که در راه درست برداشته شد. با این توافق ایران به تمام دنیا گفت که «می‌خواهیم جزئی از جامعه بین‌المللی باشیم»؛ از این به بعد خیلی مهم است که این روند ادامه پیدا کند. در میان فعالان تجاری در دنیا شوق زیادی برای ورود به بازار ایران وجود دارد؛ چرا که نیازهای زیادی در این بازار هست.  من با هر کسی در نقاط مختلف دنیا صحبت می‌کنم می‌بینم که خیلی‌ها دوست دارند  وارد بازار ایران شوند. اگر این گام‌های درست ادامه پیدا کند، فکر می‌کنم نتایج مثبتی خواهیم گرفت؛ البته من و خیلی‌ها از نتایج انتخابات اخیر در آمریکا ناامید شدیم؛ حرف‌هایی که گفته می‌شود خیلی امیدوارکننده نیست؛ اما از آنجا که این سیستم یک دموکراسی است ما امیدوار هستیم که مجلس سنا و شورا توافق‌های صورت گرفته را حفظ کنند؛ چرا که جامعه جهانی به این توافق‌ها نیاز دارد.» و در نهایت خانم انصاری یک توصیه برای زنان کارآفرین در ایران دارد: «  من به زنانی که با وجود این همه مشکلات تلاش می‌کنند، می‌جنگند و به کار ادامه می‌دهند ادای احترام می‌کنم. می خواهم به آن‌ها بگویم شاید بسیاری بخواهند شما باور کنید که نمی‌توانید کاری انجام دهید؛ ما خیلی وقت‌ها به حرف‌هایی که دیگران در موردمان می‌گویند باور پیدا می‌کنیم و خودمان قبول می‌کنیم که نمی‌توانیم کاری انجام دهیم، در نتیجه افسرده می شویم،‌ باید این صداهای منفی را کنار گذاشت و به توانایی‌های خود امیدوار بود.»  

گلشیفته و سندرم بریژیت باردو

«تن‌کامگی او نه فقط جادویی که درنده است، در عشق‌بازی هم شکارچی‌ست و هم نخجیر. او کوچک‌ترین اهمیتی به قضاوت‌های اخلاقی مردم نمی‌دهد و از سرشتش پیروی می‌کند، به‌گاه گرسنگی می‌خورد و به همین سادگی و بی‌هیچ آیینی عشق‌بازی می‌کند.»این‌ وصفی است که سیمون دوبوار، نویسنده، فیلسوف و فمینیست شهره‌ فرانسوی از بریژیت باردو، بازیگر جنجالی هم‌وطنش به دست داده است. دوبوار در مقاله‌ای مفصل با عنوان «بریژیت باردو و سندروم لولیتا» رفتارهای خارج از عرف و بی‌پروایی‌های او را به طبیعت بی‌قید آدمی نسبت داده و باردو را نیروی محرکه‌ جنبش زنان و نخستین و رها‌ترین زن در فرانسه‌ پس از جنگ نامیده است. «بریژیت باردو و سندروم لولیتا» نخستین بار اوت ۱۹۵۹، دو سال پس از اکران فیلم «و خدا زن را آفرید» در مجله‌ Esquire چاپ شد. باردو در این فیلم، شخصیت یک دخترک شهرستانی با سویه‌های متناقض رفتاری را به تصویر درآورده ‌بود؛ زنی تازه‌بالغ که از یک‌سو بار معصومیت خردسالی‌اش را به دوش می‌کشید و از سوی دیگر سر به بی‌قیدی جنون‌آمیزی می‌گذاشت. رفتارهای جسورانه و شیوه‌ یگانه‌ اغواگری باردو در برابر دوربین و همین‌طور کردار غریب و پرهیاهویش در زندگی شخصی‌ از او بازیگری جنجالی ساخت، تا آن حد که برخی چهره‌های فرهنگی و اخلاق‌گرای کاتولیک نسبت به هنجار‌شکنی‌های مکرر او موضع گرفتند و رفتارهای او را موجب تخریب تصویر زن در ذهن جوانان خواندند. گستره‌ تابوشکنی‌های باردو از نمایش برهنگی زنانه و زندگی بی‌قید جنسی تا حق سقط جنین و پیشگیری از بارداری را شامل می‌شد و نامش را با حاشیه‌هایی پر رنگ‌تر از متن گره زده بود. اما نکته‌ از نظر دور مانده اینجا بود که به عصیان این دختر نوجوان، نه دانشی سنجاق بود و نه اندیشه و هدفی پشتوانه‌ سلوکش بود. او که تنها با جذابیت‌های جنسی و خیره‌سری‌های زنانه‌اش بر پرده‌ نقره‌ای می‌درخشید، از عهده‌ اجرای نقش‌های میانسالی برنیامد و ۴۰ سال هم نداشت که دنیای سینما را بدرود گفت. در همین احوال نگاره‌ای که برخی از روشنفکران فرانسوی از باردو ساخته‌ بودند، او را در زمان بازنشستگی، به راه مداخله در سیاست و اظهار نظرهای نژادپرستانه‌ای کشاند که در تقابل تام و تمام با باور به آزادی تن و جان بودند. باردو که روزگاری سمبل رهایی بشر از هر قید و بندی بود، از سال‌های نخستین دهه‌ ۱۹۹۰ میلادی به «جبهه ملی‌« فرانسه پیوست و با نظرهای خصمانه‌اش درباره‌ مهاجران، اختلاط نژادی، مسلمانان فرانسه و امیال همجنسگرایانه، هوادارانش را از پیرامونش پراکند. چنین بود که سرانجام زنی که روزی بنا بود با یاری سینما و مجله‌های مد فرانسه مبلغ آزادی‌های بی‌چون و چرای آدمی باشد، به چهره‌ای نافی خودش بدل شد. آنچه امروز و پس از گذشت نزدیک به شش دهه در پی انتشار عکس‌های برهنه‌ گلشیفته فراهانی در مجله «اگوئیست» چاپ فرانسه رخ می‌دهد، به پارودی‌ای از پدیده‌ باردو مانند است، چرا که نه گلشیفته همانند بریژیت باردو سمبلی از شور و گرمای زنانه است، نه نظریه‌پردازانی چون سیمون دوبوار قلم در دست دارند و نه جامعه‌ فرانسه – حتی در آن برهه‌ تاریخی- قابل قیاس با فضای حاکم بر ایران است. گلشیفته فراهانی بازیگر جوان بالیده در سال‌های پس از انقلاب ۵۷، به روزگاری نه چندان دور پشت پا زده و طی مدت چهار سال، هر چند گاه با نمایش سویه‌ای از برهنگیِ تنش، به تیتر خبر و دستمایه‌ تحلیل ناظران بدل شده است. او به اذعان خودش، برای بقا در سینمای غرب، ناگزیر به پذیرفتن قواعدی‌ست که نیازمند گسستن از بندهای سنت و مذهب زادگاهش است. او با بهره‌ گرفتن از حق مالکیت بر تنش و با تن سپردن به نظام «هنر- کالا»پرور، در تلاش است در این بازار پر رقیب، از نظر‌ها دور نماند. پس به تنش متوسل می‌شود و تصویر عریانش را بر جلد مجله‌های هنری فرانسه منتشر می‌کند و برای مدتی نامش را در محافل عمومی بر سر زبان‌ها می‌اندازد. ر‌ها از هر گونه نقد درباره‌ زیبایی‌شناسی عکس‌های منتشر شده و همین‌طور با مسلم دانستن حق اختیار آدمی بر تن خویش، در این میان، تحلیل برخی ناظران نشانه‌شناس، منجر به شخصیت‌سازی کاذب و ارائه‌ تصویری دگرگونه از ماجرا می‌شود. در این دست تحلیل‌ها، دورنماهای مباحث فمینیسم با واکاوی عکس‌ها به شیوه‌ای پسامدرن ترکیب می‌شود و تصاویر به صورت آمیزه‌ای ناهمگون از سنت‌های شرقی و تابوشکنی‌های جسورانه تفسیر می‌شوند و در همین حال رگه‌هایی از مبارزه و سلحشوری هم در آن تنیده‌ می‌شود: زنی رهیده از خاورمیانه‌ پرآشوب با چشمانی مبهوت، نگاهی خالی و لب‌هایی غمزده. همه چیز برای نمایشی تمام و کمال از یک قربانی جهان سومی و بازآفرینی الهه‌ای مصلوب برای مخاطب جهان‌اولی مهیاست؛ شیوه‌ای عاری از تفکر همراه با تزریق ارزش‌های دروغین که هم‌زمان هم با موضوع و هم با مخاطب سازگار می‌شود. سرانجام آنچه برجا می‌ماند ناسازگاری تصویر و هویت و نا‌همخوانی معنا و ظاهر است. این رویه اگرچه در ‌‌نهایت داستانی ‌رضایت‌بخش را به مخاطبان به تنگ آمده از خفقان عرضه می‌کند، اما حتی هنرمند یاد شده را هم درباره‌ هویت منسوب به خودش دچار تناقض می‌کند، تا جایی که گلشیفته فراهانی، سرآخر با کنایه‌ای به مخاطب ایرانی، او را به دیدن بعد «روحانی» هویتش فرامی‌خواند. فراهانی که پیش‌تر نیم‌نگاهی به جنبش برخاسته پس از انتخابات سال ۸۸ داشت، گویی نه سودای شهرت در غرب ر‌هایش می‌کند و نه می‌تواند از جلب نظر هموطنان دیروزش دل بکند. با تأملی آگاهانه بر حقیقت این تصاویر و دور از ایدئولوژی‌های عامه‌پسند می‌توان دریافت که تصاویر برهنه گلشیفته فراهانی، تنها تصاویری از یک زن برهنه‌اند؛ نه چیزی کم و نه چیزی بیش. هنجارشکنی‌های خالی از اندیشه، گستردن بساط کسب و کار با تابوهای خانه کرده در دل جامعه و از همه مهم‌تر خوانش‌های اغراق‌آمیز برآمده از این پدیده‌ها، در درازمدت نه به سود هنرمند است و نه درمانی‌ست بر دردهای جامعه‌ای که فقر و خفقان بیش از همه گریبان زنانش را گرفته است. لیلا سامانی
مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن آلینوش طریان ، مادر امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی

حقوق زنان

خشونت خانگی چیست؟

در مورد خشونت خانگی تعاریف و تقسیم بندی های متعددی بر اساس شدت و ضعف و نوع خشونت صورت گرفته است اما در یک تعریف ساده میتوان گفت: خشونت خانگی به استفاده از قدرت به معنای اعمال زور و تحمیل اراده گفته  می شود که بوسیله یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگرهمان خانواده صورت می گیرد. در گزارش های مربوط به خشونت خانگی معمولا زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی محسوب می شوند و بنا بر آمار جهانی حدود ۹۰ درصد از قربانیان زنان و ۱۰ درصد مردان هستند . در این گزارش ها آمده است کودکان از تاثیر منفی خشونت خانگی در کوتاه مدت و بلند مدت در امان نیستند و خشونت خانگی در میان تمام طبقات اجتماعی ، گروههای سنی ، نژادی ، جنسی و حتی به رغم معلولیت رخ میدهد . لازم به توضیح است خشونت همواره جسمی نیست که آثار فیزیکی و قابل مشاهده از خود به جا بگذارد ، خشونت در موارد بسیاری به صورت های روحی و روانی و جنسی اعمال می شود و با شیوه های مختلفی چون توهین ، تهدید ، دشنام ، محرومیت ، قهر ، تهمت ، رفتار آمرانه و موارد مختلف دیگر همراه است که موجب کاهش اعتماد به نفس و افسردگی و عوارض روانی و جسمی و روان تنی شده و گاهی به خودکشی افراد تحت خشونت خانگی منجر می شود . پدیده خشونت خانگی عموماً امری پنهان است و معمولا” توسط شوهر، پدر ، برادر یا سایر اقوام و نزدیکان ذکور، بر علیه اعضای خانواده  در محیط خانواده به وقوع می پیوندد . در بسیاری از جوامع زنان ، به دلایلی از جمله شرم، آبرو و ترس از مجازات سخت از بیان  آن خودداری کرده و سکوت اختیار می نمایند. در واقع تعداد کمی از زنان حاضرند  درباره رفتار خشونت آمیزی  که در مورد آنها چه در عرصه خانواده و چه در اجتماع صورت گرفته است سخنی بگویند. حتی  در بسیاری از کشورها زنان متاهل یا مجرد قربانی تجاوزسکوت اختیار میکنند و یا در صورت مجرد بودن مجبور به ازدواج با فرد مهاجم می شوند که پس از ازدواج خطر تداوم خشونت علیه زنان در خانه هایشان بیشتر می شود. در حالیکه در جوامع دیگری برای خشونت خانگی در شرایط زندگی مشترک خارج از ازدواج قوانین و مقررات کنترل کننده وجود دارد . نقش فرهنگ بر تاییدو تشویق و یا کنترل خشونت خانگی دارای اهمیت است و نقش قانون نیز تعیین کننده است هر چند که رفتارقربانیان خشونت نیز در تدارم خشونت تاثیر دارد. عوامل خشونت های خانگی: بر اساس تحقیقی که دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری در ۲۸ استان کشور انجام داد، عوامل خشونت خانگی در ایران را به ۸ عامل دسته بندی شده است : استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره: تهدید به آزار یا کشتن زن ، فرزندان یا اقوام یا خودکشی، مخفی کردن مدارک شخصی، ایجاد محرومیت در روابط زنان، تهدید به طلاق یا بیگاری کشیدن از زن و اعضای خانواده .  خشونت های فیزیکی از نوع اول: گرفتن، بستن، زندانی کردن، اخراج از خانه، محروم کردن از غذا و عدم مواظبت در زمان بیماری.  خشونت فیزیکی از نوع دوم: سیلی، مشت، لگد، هل دادن.  خشونت های روانی و کلامی: به کار بردن کلمات رکیک، فریاد و بد اخلاقی، قهر و صحبت نکردن، از بین بردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی  و ایجاد احساس گناه ،  خجالت زده کردن ، رفتار تحکیم آمیز و منت نهادن بابت تأمین معاش.  خشونت های جنسی و ناموسی: عدم مراعات بهداشت زناشویی، مجبورکردن به دیدن فیلم های مبتذل، مجبور کردن به سقط جنین یا حاملگی ناخواسته، متهم کردن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بددلی.تجاوز به محارم  خشونت های اقتصادی و مالی: جلوگیری از استقلال مالی زن، دخل و تصرف در اموال شخصی و فروش طلا و جواهرات زن، ندادن خرجی و پول کافی  .  خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق: جلوگیری از نگهداری فرزندان در زمان متارکه، ازدواج مجدد شوهر، امتناع از طلاق علی رغم اصرار زن.  ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی: ممانعت ار کاریابی و اشتغال زن، ایجاد محدودیت در رابطه با ادامه تحصیل، ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی. از آنجایی که بسیاری از خشونت ها در خانواده علیه زنان در خانواده صورت می گیرد توجه به این موضوع دارای اهمیت است.   مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۳ فوریه سال ۱۹۹۴ طی قطعنامه ای خشونت علیه زنان را اینگونه تعریف کرده است: عبارت “خشونت علیه زنان” به معنی هر عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است که به آسیب و رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر شود، یا احتمال آن وجود داشته باشد، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه؛ اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود. نتیجه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که در هر ۱۱ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می گیرد و باردار بودن زنان هم آنها را از خشونت مصون نمی دارد . ۳۳ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی همسران خود هستند و۱۵ تا ۲۵ درصد آنها در هنگام بارداری مورد ضرب و شتم قرار می گیرند؛ همچنین از هر ۱۰ زن سه نفراز آنان توسط شوهرانشان یا سایر مردان به قتل میرسند. بعنوان مثال: در هند بطور متوسط سالانه ۴۱۴ زن در اثر آزار جسمی همسرانشان دست به خودکشی می زنند، در بنگلادش ۵۳۴ قتل از قتل ها ناشی از خشونت مردان بوده ؛ و در شیلی ۶۳۴ زن مورد آزار جسمی قرار گرفته اند.در ایران آمار قابل اعتماد در مورد خشونت خانگی علیه زنان کمتر در دسترس است. اما امارهای موجود  نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرا گرفته‌اند. میزان و انواع خشونت خانگی در استان‌های مختلف ایران از تنوع و تفاوتهای زیاد و معناداری برخوردار است . سازمان بهداشت جهانی نیز انواع خشونت را بر اساس دوره های زندگی به صورت زیر تقسیم بندی کرده است: دوران پیش از تولد: سقط جنین به دلیل جنسیت؛ تحت تأثیر تلاش برای از بردن جنین در طول دوران بارداری. دوران نوزادی: نوزادان دختر مورد سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی. دوران کودکی: ازدواج کودکان، ختنه دختران، سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی، تجاوز محارم، تن فروشی کودکان و استفاده از آنان در ویدیوهای پورن. دوران نوجوانی و جوانی:             دوران نوجوانی و جوانی:خشونت در قرارهای عشقی و عشقبازی ( بعنوان مثال پاشیدن اسد و تجاوز)؛ رابطه جنسی با زورگیری اقتصادی (بعنوان مثال دختران محصلی که بخاطر مخارج مدرسه با مردانی همسن پدرشان رابطه جنسی دارند)؛ تجاوز محارم؛ سؤاستفاده های جنسی در محل کار، تجاوز، تهدیدهای جنسی، اجبار در تن فروشی و ویدیو های پورنو، قاچاق زنان، شراکت در اعمال خشونت، تجاوز همسر، سوءاستفاده مالی و قتل، شرکت در قتل، سوءاستفاده روحی-روانی، سوءاستفاده از زنانی که نقص عضو دارند، اجبار به بارداری. دوران میانسالی: اجبار به خودکشی یا قتل بیوه ها به دلایل اقتصادی، رابطه جنسی با سوءاستفاده جنسی و روانی. در نهایت آنچه مسلم است  نقش مردم و رهبران جوامع و قوانین در کنترل خشونت خانگی  است . همه ما  در هر جایگاهی که هستیم میتوانیم مهارت هایی را پرورش دهیم که در پیشگیر و مداخله  در خشونت به آن نیاز است.  افزایش آگاهی نخستین گام در این کوشش اجتماعی برای تغییر است . مردم و مسوولان و پلیس و وکلا و قضات و قانون گذاران هر چه بیشتر درباره خشونت خانگی بدانند بیشتر در کنترل آن موثر خواهند بود . پس از ارتقای آگاهی، گام بعد کمک به خانواده‌هایی است که نیاز‌مند یاری‌اند. نهاد های سنتی حمایتی و سازمانهای غیر دولتی و ارگانهای حمایتی ومراکز بهداشتی و مشاوره دولتی در این راه میتوانند مفیدواقع شوند. هدایت و سازمان دهی این خدمات دارای اهمیت هستند و ما به عنوان یک حلقه کوچک در این یاری رسانی به کوشش پرداخته ایم . کنترل و توقف خشونت خانگی در گرو بسیج اجتماعی و یاری تک تک ماست

۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان

موسسه پژوهش سیاست‌های کیفری وابسته به دانشگاه لندن در تازه‌ترین گزارش خود، شمار زندانیان زن در کشورهای جهان را بیش از ۷۰۰ هزار تن تخمین زده است که حدود یک‌سوم (۳۰ درصد) از آنان در زندان‌های آمریکا به سر می‌برند. این موسسه پژوهشی،  با انتشار فهرستی از تعداد زندانیان زن در کشورهای جهان می‌گوید که براساس تازه‌ترین آمارهای موجود بیش از ۷۰۰ هزار زن و دختر در سراسر جهان در زندان به سر می‌برند. تحلیل آمارهای سال‌های اخیر نشان می‌دهد که از حدود سال ۲۰۰۰ میلادی به این سو تعداد زندانیان زن به نسبت زندانیان مرد در اکثر کشورهای جهان با شتاب و ضریب بیشتری در حال افزایش بوده و در ۱۵ سال گذشته تعداد زندانیان دختر و زن حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است. در این فهرست زندانیان زن تقریبا تمامی کشورهای جهان گنجانده شده و مورد بررسی قرار گرفته است. فهرست زنان زندانی جهان نشان می‌دهد که از نظر تعداد زندانیان زن آمریکا با حدود ۲۰۵ هزار زندانی در رتبه اول، چین با حدود ۱۰۴ هزار زندانی در رتبه دوم و روسیه با حدود ۵۳ هزار زندانی در رتبه سوم قرار دارند. پس از این سه کشور تایلند با حدود ۴۵ هزار، برزیل با حدود ۳۷ هزار، ویتنام با حدود ۲۰ هزار، هند با حدود ۱۸ هزار و مکزیک با حدود ۱۳ هزار در رتبه های بعدی این فهرست هستند. براساس نتایج این گزارش آماری، در ایران، زنان و دختران حدود ۳.۱ درصد از کل جمعیت زندانیان را تشکیل می‌دهند که از نسبت متوسط جهانی حدود ۱.۳ واحد درصد کمتر است، اما تعداد زندانیان زن به نسبت هر صد هزار نفر از جمعیت کشور (اگر جمعیت ایران را ۷۷.۷ میلیون در نظر بگیریم) حدود ۸.۹ نفر است که حدود ۲.۹ واحد درصد از متوسط جهانی بالاتر است.  از مقایسه آمارهای مربوط به ایران بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۴میلادی می توان مشاهده کرد که هر سال به طور متوسط حدود ۳.۵ درصد به تعداد زندانیان زن افزوده شده است. بررسی این آمارها نشان می‌دهند که نه تنها جمعیت زندانیان زن در سراسر جهان با سرعت رو به افزایش بوده بلکه ضریب افزایش آن بسیار بیشتر از تعداد زندانیان مرد است.  ارزیابی‌ها بیانگر آن است که کل جمعیت زندانیان در سطح جهان از سال ۲۰۰۰ میلادی، ۱۵ سال قبل تاکنون حدود ۲۰ درصد افزایش یافته حال آنکه شمار زندانیان زن و دختر در همین مدت حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است. آمارهای موجود در فهرست زنان زندانی جهان نشان می دهد که در حال حاضر دختران و زنان در سطح جهان به طور متوسط حدود ۴.۴ درصد از کل رقم زندانیان را تشکیل می دهند و به ازای هر صد هزار نفر از جمعیت جهان شش زندانی زن وجود دارد. این نسبت در کشورهای قاره آمریکا بیش از هر بخش دیگری از جهان و حدود ۱۲ تن ارزیابی می‌شود. براساس آمارهای منتشر شده موسسه پژوهش‌های سیاست‌گذاری کیفری تعداد زندانیان زن در ایران حدود شش هزار و ۹۰۰ تن تخمین زده می شود. این ارزیابی آماری در  پایان سال ۲۰۱۴ میلادی، سال گذشته انجام شده است.  
برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها تم امسال برای روز جهانی زنان مهریه را معقول تعیین کنید ۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان مردان ما بخوانند، رضایت حلقه گم شده روابط جنسی