1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

کوفتگي​هايت بيشتر درد مي​گيردو زخم​هايت بيشتر مي سوزد وقتي هم جنسي مقابل پيکر زنانه​ات مي ايستد و با تمام توان ضربه ميزند. او ضربه مي​زند و تو فکر مي کني: « وقتي دختري از خاندان آل خليفه باشي، حس ديکتاتوري قوي​تر از هر حس ديگري در وجود توست».

«نوره»، دخترابراهيم  آل خليفه و رئيس اداره مواد مخدر بحرين يکي از اصلي​ترين شکنجه​گران «آيات القرمزي» بود؛ شاعر بيست ساله بحريني که به خاطر سرودن اشعاري در حمايت از انقلاب 14 فوريه و محکوم کردن رژيم آل خليفه دستگير شد.  شعر خواني او موسيقي متن تظاهرات در ميدان لولو بود، شعرهايي که خودش درباره جنايت​هاي آل خلبفه و مظلوميت​هاي مردمش مي گفت؛ با لهجه بحریني مي خواند و لاجرم بيشتر بر دل مي نشست. ميدان لولو تخريب و آواز خوان ميدان هم دستگير شد. ماه​هاي بازدداشت او با خبرهاي دلخراش و دلخراش تر همراه بود. از خبر ضرب و شتم تا تجاوز و شایعه مرگ ولي بعد از حدود 3 ماه آيات آزاد شد؛ هر چندآزادي او  مشروط  بود اما در افشاگري چيزي کم نگذاشت و از جنايت​هاي آل خليفه گفت و از زنی  شکنجه گر به نام نوره :« نوره به من فحش می داد، بارها و بارها در طول زمان مدت بازداشتم بر صورت من سیلی می زد، تهدیدم می کرد که زبانم را می آورد و قطع می کند، بارها با جارو بر دهانم کوبید و جارو را در حلقم فرو کرد، شوک برقی به من وصل می‌کرد و علیه عقایدم  بسیار توهین می کرد».

آزادي آيات به دليل فشارهايي بود که انقلابيون  در حمايت از اين شاعر بر ديکتاتوران بحرين وارد کردند ولي هر روز بر تعداد زنان زندان​هاي آل خليفه اضافه مي​​شد. از 40 زني  که در جريان اعتراض به انتخابات در مجتمع تجاري در نزديک ميدان لولو محاصره و دستگير شدند، 12 زن به شش ماه زندان محکوم شدند. «جليله السلمان»، عضور انجمن معلمان بحرين در خانه خودش در روستاي السهله  از توابع شهر عيسي دستگير شد چون چند روز قبلش در نشستي که روزنامه الوفاق برگزار کرده بود، درباره وضعيت زنان بحريني و به ويژه معلمانش ابراز نگراني کرده بود.

روزهاي جنبش بحرين مملو از قصه زناني است که اعتراض کردند، زنداني شدند، شکنجه ديدند و در بهترين حالت  اگر فقط مجروح مي شدند، هم جرات مراجعه به هيچ پزشک و مرکز درماني را نداشتند. 20 پزشک و پرستار هم​نوع آن​ها به دليل کمک به مجروحان در زندان و زير شکنجه به سر مي​بردند و نتيجه رفتن به مراکز پزشکي فقط بازدداشت بود.

زنان معترض بحرینی نسل جوانی هستند که آینده ای بهتر و روشن تر می خواهند، در میان آنها  بيشتر از همه چهره​هاي نوجوان به چشم مي​آيد. دختران 12 تا 15 ساله​اي که کوچکي سن، تفاوتي در شکنجه هاي آن​ها، برخورد ماموران و حتی حکم های قضایی  ايجاد نمي​کرد. وعده دولتمردان منامه برای آزادی زیر 18 سال ها هیچ وقت عملی نشد.

بعد از يک سال مبارزه و مقاومت  افق های رو شنی به روی معترضان بحرینی گشوده شده است. حکومت آل خليفه عقب نشيني کرد و پادشاه این خاندان همراهی با اصلاحات را پذیرفت و در این راستا باید اختیارات و قدرت بیشتری به پارلمان بحرین بدهد.

جنبش بحرین که در تمام این یک سال و اندی بارها در نوشته ها و رسانه های مختلف با  عنوان جنبش زنان در مقابل ظلم آل خلیفه نام برده شده است ، در وضعیت احتضار به سر می برد. در کنار وعده های پادشاه بحرین، هنوز  خبر بازداشت آزادی خواهان شنیده می شود و مدافعان حقوق بشر از وضعیت زنان این سرزمین( به خصوص گروهی که در زندان ها به سر می برند ) ابراز نگرانی می کنند.

نگراني که چندان بي​راه نيست چون يکي از متداول​ترين شکنجه هاي زندان آل خليفه براي زنان، بدون در نظر نظر گرفتن سن تجاوز است. بسياري از زناني که از اين زندان خارج شده​اند، ازساعت ​هاي شوم و سياه  رها شدن در يک سلول به همراه چندين مرد حرف زده​اند. تجاوز، ساده​ترين راه حل مردان آل خلبفه براي اعتراف گرفتن بوده و هم​چنان هم هست. به خاطر تمام اين زجرها و آسيب​ها  زنان بحرین استوار ایستاده اند تا به سرنوشت زنان مصر دچار نشوند و نتیجه تمام حضور و تلاششان، تصویب قانونی در جهت محدود کردن و نادیده گرفتنشان نباشد.

دیدگاه‌ها  

+1 # فرناز 1391-02-23 17:05
تحسین برانگیز و اشک آور!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # زیبا 1391-03-02 16:51
تجاوز! کسانی که از آزار جنسی در برابر کسانیمه فقط اختلاف عقیده باهاشون دارن استفاده میکنن مشتی حیوانن. واینها حیوانات بحرینی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

راز هایت را نفروش

بعضی آدم ها رازهایشان را می فروشند و در مقابل بخشی از ذهن کسی را اشغال می کنند و اسم اش را می گذارند دوستی. من اما رد پای آدم ها را در قلب ام جاودان می کنم.

به دختران مجرد اینها را نگوئید

درصد زیادی از افراد در شهرهای بزرگ دنیا مجرد زندگی می کنند ولی ما یا به خاطر وضعیت خودمان یا تربیت و عادت، نمی توانیم این اتفاق عمومی را عادی بدانیم. یکی از تحقیقات در این زمینه نشان داده است که ۴۶۶ درصد افراد مجرد مایل به ازدواج هستند. ۲۵ درصد شان جواب منفی داده اند و ۲۹۹ درصدشان گفتند هنوز تصمیم نگرفته اند. با این همه خیلی از ما اصرار داریم که دیگران بر طبق سنت های پیشین زندگی کنند. به قول Shani Silver «گفتن بعضی چیزها می تواند نامناسب باشد نظیر»: ۱ – تو که خیلی خوشگلی!؟ … باور نمی کنم مردی توی زندگی ات نباشه اولاْ که با این حرف دارید می گویید با آنکه زیبا بودن برای پیدا کردن شریک زندگی مهم است ولی خیری از آن ندیدم و بنابراین دیگر امیدی به یافتن فرد مورد دلخواه ندارم. دوماْ مگر خودت خیلی خوشگلی بودی که یک نفر در زندگی ات وجود دارد. من ندارم چون هنوز پیش نیامده است و من مشکلی ندارم و مستاصل هم نیستم. ۲ – خوش به حالت که مجردی. مردا واقعا احمق هستند نه مردا احمق نیستند. مردا خیلی با حال هستند. توی مردا، باهوش زیاد هست. خیلی های شان شوخ طبع های با مزه ایی هستند. بعضی های شان هم خیلی مهربان و خوش قلب هستند. مردها خوبی های مشترک و مشابه با ما زنها را دارند. مردها بازو دارند و من یکی از اون بازوها را می خواهم. فقط به خاطر اینکه جلوی پای من سبز نمی شوند نگوییم احمق هستند. ۳ – درک می کنم وضعیتت را … من هم بادم می آید چه احساسی داشتم وقتی ۲۵ ساله بودم و مجرد این را متوجه باشید که مجرد بودن توی دهه ۲۰ سالگی خیلی با مجرد بودن در ۳۰ سالگی فرق دارد. در دهه ۲۰ سالگی٬ اکثر آدم های دور و بر مجرد هستند. ولی در دوره سی سالگی به بعد یکدفعه جمعیت مجردها کم می شود. در ضمن، تلاشی که به خرج می دهید دوست داشتنی است ولی قادر به درک من نیستید همانطوری که من نمی توانم بفهمم متاهل بودن در دهه سی سالگی چطور می تواند باشد. ۴ –  اگر بخواهی من یک مجرد می شناسم. می خواهی برایت جفت و جور کنم؟ صادقانه و بدون هیچ طعنه و کنایه باید بگویم که خیلی ممنون هستم که به فکر من هستی و این نشانه خوش قلبی تو است. منکر این نیستم که فرصت اشنای ایجاد کردن راهی است که درصد شانس آن را نباید نادیده گرفت ولی به جایش کاش می گفتید: « ما داریم می رویم شب بیرون با چند تا از دوستان … دوست داری بیا٬ خوش خواهد گذشت»  
رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان قرارمان این نبود آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ صد سال تنهایی من برای زندگی بجنگ

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.

مادت

با توجه با شرایط اجتماعی کشور و قوانین پوشش اسلامی، مانتوی زنانه یک صنعت پر سود و درآمدزا برای دست اندرکاران این صنف بحساب می آید. اما شاید جنس، دوخت و طراحی مانتو های سری دوز شده ای که اکثرا در میدان هفت تیر بفروش می رسد بسیاری از ما را زیاد راضی ننماید. خانم حسامی که مصاحبه با وی در ذیل می آید یکی از طراحان خوش ذوق و جوان است که بدلیل علاقه خود به طراحی و مد چند وقتی است کار طراحی و دوخت مانتوهای خاص و شیک که دارای نقوش زیبای محلی و ایرانی است را آغاز  نموده است با وی درباره چند و چون کار و  علایق و سلایق ایشان گفتگو نمودیم که ماحصل این مصاحبه را چند عکس از آخرین طرحهایشان را میتوانید در این مصاحبه مطالعه نمایید. خانم اکبری لطفا بصورت خلاصه خود را معرفی نمایید و بما بگویید چگونه و از کی به کار طراحی پارچه و خیاطی روی آوردید؟ من یاسمن حسامی دانش آموخته طراحی صنعتی به علت علاقه زیادی که به طراحی مد و پوشاک دارم چند سال است که به این کار را آغاز نموده ام در ضمن متاهل هستم و دو پسر 10 و 4 ساله دارم. چگونه به خیاطی بالاخص خیاطی مانتو علاقمند گشتید؟ دلایل گرایش من به این کار فقط علاقه شخصی بود . این کار و عکاسی از کارهای مورد علاقه من هستند. مادت به چه معنی است و چگونه این نام را برای محصولات خود انتخاب نمودید؟ مادت در گویش لری بمعنی دختر ماه است و من خیلی دنبال نام مناسب با معنی ایرانی گشتم تا این اسم را انتخاب نمودم. دوست داشتم اسم کارهایم ارتباط با یکی از گویشهای محلی ایران زمین باشدو حس نوستالژیکی که مادات برای من بوجود آورد خیلی بدلم نشست. چگونه طرحهای خود را انتخاب می نمایید؟ من بعد از طراحی کارها ابتدا بررسی هاو تغییرات مورد نظرم را انجام میدهم و بعد رنگ آمیزی میکنم بعد کاملا میتوانم آن را در بدن یک مدل زنده و بعضی وقتها برای خودم تجسم کنم.بنابراین انتخاب ها همگی به نظر خودم به جا هستند و البته نظر دیگران را هم حتما جویا خواهم شد. مدل کار شما چگونه است؟ آیا سفارش طراحی و دوخت مانتوی تک نیز انجام می دهید؟ مدل کار من به این صورت هست که بعد از مرحله انتخاب طرح و پارچه آنرادریک یاچند سایز به خیاط میدهم و بله من سفارش تکی هم انجام میدهم. چگونه بین کار و وظایف خانه داری تعادل برقرار می نمایید؟ به راحتی این تعادل برقرار میشود به دلیل عشق فراوان مادران به خانواده و در من این علاقه به کار هم نیروی مضاعفی برای ایجاد این تعادل است. نقش خانواده در کمک به خانم خانه برای موفقیت در کار به چه اندازه است؟ خیلی زیاد مهم است برای من که خیلی موثر بود همسرم از نظر معنوی و مالی خیلی حمایتم کرد. در طراحی و دوخت مانتوهای خود بیشتر از مدلهای خارجی استفاده می نمایید یا نقوش ایرانی؟ دوست دارم از نقوش ایرانی استفاده کنم که به نظرم آرامش زیادی در خود دارند و حس میکنم هم شخصی که استفاده میکند و هم دیگران که او را میبینند از این آرامش بی بهره نمیمانند. آیا کار شما فصلی است؟ برای کدام فصل میزان تقاضای مانتو بالا می رود؟ فصلی نیست در همه فصل این نیاز هست ولی در تابستان بیشتر است. بیشتر خانمها چه مدل از مانتو را می پسندند؟ سلیقه ها به شدت متفاوت است انقدر که گاهی گیج کننده میشوداغلب خانمها با طرحهای مدرن موافقند آیا قوانین پوشش بانوان در میزان خرید مانتوهای بلند از شما تفاوت ایجاد نموده است؟ خیر این گرایش به مانتوهای بلند فقط به دلیل مرسوم شدن یا مد شدن آن در سال جدید بود. مانتو چیست؟ لباس یا پوشش؟ لباسی که پوشش است و باید نشانگر شخصیت صاحبش باشد. شما خود به کارهای کدامیک از طراحان لباس مشهور جهان علاقمندید؟ من به کارهای طراحان خانم بیشتر علاقه دارم و نام خاصی در نظرم نیست. موانع توسعه کار شما چیست؟ موانع بیشتر مالی هستند و البته گاهی عزیزان خیاط هم من را بی نصیب نگذاشتند. طراحی مهمتر است یا دوخت؟ هر دو به یک میزان مهم هستند.از هم جدایی ناپذیرند. چه عواملی باعث جلب علاقه عموم نسبت به کی مدل یا طرح و بوجود امدن پدیده ای بنام مد می گردد؟ بیشتر سلیقه عموم جامعه باعث گسترش چند مدل میشوند ولی طراحان هم در بوجود آوردن این موج خیلی نقش دارند.یک طرح خوب میتواند انقلابی در سلیقه ها ایجاد کند. چالشهای اصلی کار شما چیست؟ چالشهای این کار اول از نظر من ماجراهای اقتصادی و مالی است و دیگر این که گاهی عدم هماهنگی بین خیاط و طراح مسایلی را بوجود میاورد و یکی هم شک افراد به استفاده از یک رنگ یا طرح برای پیشگیری از مشکلات محدودیت پوشاک است که من این  تجربه  را در مورد رنگ دارم. از نظر من ما در جامعه بی رنگی زندگی میکنیم و این باعث عدم اعتماد مردم در استفاده از رنگهای شادتر است یک راهنمایی برای آنان که میخواهند وارد این حرفه شوند؟ نا امید نشوند . اگر به قوت طرح خود اطمینان دارند پیش روی را شروع کنند هرچند که مشکلات راه فراوان است. نظر، پیشنهاد و دیدگاه دیگری که مطرح نشده است فقط یک دیدگاه دارم و اینکه دوست دارم یعنی بیشتر آرزو دارم کسانی که در کار پوشاک هستند کمی به پوشاک هند و پیشرفت های چشمگیر آن عمیق فکر کنند.با توجه به اینکه نیاکان ما از اولین اقوامی بودند که پوشاک رسمی امروزی از میراث آنهاست (اگر درست گفته باشم.تقریبا اطمینان دارم که ایرانیان مبدع شلوار هستند)
مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ دردسرهای خرید گوشت قرمز با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید با خیال راحت مهمان داری کنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد

طبق آمار رسمی هر ۶ ساعت یک نفر در کشور به ایدز مبتلا می‌شود. مدت هاست دیگر كارشناسان و مسوولان سكوت خود را شكسته و هشدارها را عیان كرده اند. حالا كه تعداد آلوده به ویروس ایدز در ایران از مرز صدهزارنفر گذشته است، مسوولان لب به سخن باز كرده اند.

نمایشگاه پخت و پز در تهران

دومین جشنواره و نمایشگاه بین المللی پخت و پز در تهران برگزار می شود. این نمایشگاه که در خصوص فراورده های لبنی و پروتئینی است در محل دائمی نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.یکی از ویژگی این نمایشگاه این است که دوستداران آشپزی می توانند با انواع محصولات لبنی که توسط شرکت های گوناگون تولید می شود آشنا شوند.بنابراین اگر میخواهید از بهترین برند ها و کیفیت محصولات لبنی باخبر شوید حتما به این نمایشگاه سر بزنید.این نمایشگاه خیابان فاطمی - خیابان حجاب - بالاتر از فدراسیون شطرنج- مرکز آفرینش های هنری-نمایشگاه پخت و پز برگزار می شود.نمایشگاه پخت و پز از اول تیر ماه سال جاری کار خود را آغاز می کند و تا 4 تیر ماه ادامه دارد.
زوجها ژنهایی مشابه دارند نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران مشکل زود و بزرگ مردان ما

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

دوست پسر مرموز من!

در روابط دوستانه قبل از ازدواج، بخصوص در اوائل یک آشنایی سوالات بسیاری درباره علل و رفتارهای طرف مقابل وجود دارد که جواب آنرا لزوما نمی دانیم. همین عدم درک برخی رفتارها باعث بوجود آمدن نوعی عدم اعتماد و کاهش اعتماد بنفس در ما خواهد شد که این برای ادامه شدن روابط بسیار خطرناک است. ولی چه کسی بهتر از یک پسر همسن و سال نامزدمان میتواند بما در باز کردن این معما ها کمک کند؟ شما نیز اگر سوالاتی در این زمینه دارید میتوانید با یکی از دوستان خود مشورت نمایید. در این مقاله چند سوال متداول را که یک دختر درباره رفتار دوست پسرش از یکی از دوستانش سوال می نماید و جوابهایی را که پسر به او می دهد مطالعه می نماییم. سوال: پسرها چقدر در مورد دخترهاشون با رفیقهاشون صحبت می کنن؟ قطعا به اندازه دخترها در این باره صحبت نمی کنند. من اینطور احساس می کنم که دختر ها بیشتر سخن چینی می کنن و از اتاق خواب به عنوان یه دماسنج برای اندازه گیری گرمای رابطشون استفاده می کنند. اگه می خواهید اسرارتان را کسی نگه دارد، به رفیق پسرتان بگویید. سوال: نامزد من با یه عالمه دختر بوده. چطور می تونم از این مسئله چشم پوشی کنم؟ درست مثل یه مدل موی بد. باید منتظر بمونین. درسته که سخته، اما وقتی که این عدد (تعداد دخترانی که باهاشون بوده) رو با اصرار از زیر زبانش بیرون کشیدین، این تیکه کوچیک از اطلاعات که به هیچ دردی هم نمیخوره مغز شما را مشغول خواهد کرد، البته تا زمانی که شما هم مدت قابل توجهی رو با هم باشین و این باعث بشه که این فکر در ذهنتون کم رنگ بشه. و این پروسه زمان بره. در مورد این مسئله اینطور فکر کنین: چه دلیلی داره که دوست پسر شما بی غل و غش و صادقانه در مورد گذشته خودش به شما بگه، اگه می خواست گذشته رو دوباره تکرار بکنه که با شما صادق نمی بود. اگه هم در مورد این نگرانین که ممکنه با دخترهای قبلی قابل رقابت نباشین، به یاد داشته باشین که اونها دیگه در زندگی دوست پسرتون وجود ندارن، پس الکی در موردش فکر نکنین. سوال: بیشتر از یک ماه است که با پسری دوست شدم، اما هنوز اکیپ دوستاشو به من معرفی نکرده. جریان چیه؟ بهت اطمینان میدم که مشکل از تو نیست. معمولا یک ماه بعد از دوست شدن، هنوز پسرها نگران اینن که دختر چه برداشتی ازشون داره، چه برسه به اینکه چطوری رفیقای خل و چلش به دوست دخترش معرفی کنه. شایدم دلیلش این باشه که رفیقاش خیلی ضایعن  و یا اینکه هنوز دوست دختر قبلیش تو اکپیشونه و  ممکن که حسادت تو رو تحریک کنه و از دستش بپری. به جای این چیزا، اون موقع نگران بشین که آشکارا داره شما رو دودر می کنه، یا روی وال فیس بوکش پر از کامنتهاییه که"دیشب خیلی بهمون خوش گذشت" در حالی که به تو گفته بود که اصلا حوصله بیرون رفتن نداره.   ترجمه: آتماج

پرهیز از اتفاقات ناخواسته در اتاق خواب

آدم ها به همان اندازه که از ماجراهای اتاق خواب خوش شان می اید به همان اندازه ماجراهای به وقوع می پیوندد که برای شان خوشایند نیست. سکس یک جانور خیلی درهم   برهمی است. شلوغ و آشوب زده است. گاهی اتفاقات بد و خجالت آور می تواند تنها خاطرهِ یک همآغوشی باشد. اما دانستن دلایل ایجاد بعضی از آنها، از شدت آنها می کاهد. 1- احساس ناخوشایند در باره بدن مان سکس یک تجربه بسیار خصوصی است. تجربه ای که می بایست با همه حواس پنجگانه صورت بگیرد ولی به قول دکتر روانشناس Alexis Conason، احساس تشویش و نگرانی، عمومی ترین احساسی است که در حین سکس به سراغ افراد میآید. در حین سکس، تصویری که هر فرد از بدن خود دارد باعث تشویشی می شود که لذتبخش بودن سکس را بسیار کاهش می دهد. اگر از بعضی از قسمت های بدن تان راضی نیستید و احساس شرم می کنید به این فکر کنید که طرف مقابل تان به هر حال از مجموعه شما خوشش آمده است که خودش نیز لخت و بدون پنهانکاری در کنار شما دراز کشیده است. 2- سکس یک اجرای کمدی است به قول یک سکس درمانگر Susan Block :«سکس را باید به عنوان یک کمدی دید نه تراژدی». شکی نیست که سکس می تواند وقیح و کثیف و غیرعادی باشد محلوط شدن آب دهانها، تماس دست و بدن و لب با قسمت های از بدن که به طور طبیعی نباید صورت بگیرد. بوی عرق بدن و انواع صداهای ناخواسته در حین جست و خیزهای درون رختخواب … همه و همه بخشی از تئاتر سکس و اتفاقات ناخواسته حین اجرا است. یادتان نرود که این یک تجربه همزمان و دو طرفه است. پس فکر نکنید شما فقط ملتفت ماجرای عجیب و کمابیش مسخره فیزیکی هستید. اینها بهایی است که برای غرق شدن در همدیگر باید بپردازید. 3- بعضی وقت ها اعمال طبیعی صورت نمی پذیردبدن زنان معمولا علائم ناشی از نزدیکی را می فهمد و شروع به ترشح مایع نرم کننده در درون الت جنسی شان می کند ولی برای خیلی ها به دلایل مختلف نظیر تشویش زیاد، محل عشقبازی، خجالت یا ترس و گشنگی و مستی باعث می شود که بدن نتواند خود را آماده کند. برای همین همیشه دور و بر تختخواب از این وسایل نرم کننده داشته باشید. 4- مشروب الکلی هم خوبند و هم بد شایعه درستی وجود دارد که می گوید بعد از نوشیدن کمی الکل، آدم ها شجاع تر و حراف تر می شوند و خجالت کمتری می کشند و صریحترو راحت تر مسیر به سمت رختخواب کشاندن فرد دیگر را تدارک می بینند. اما باید یادشان نرود که چقدر الکل بنوشید کافی است. چون یا اعمال موفقی از شما در رختخواب سر نخواهد زد و بدتر از آن اگر هم سکس خوب داشتید چیزی از آن شب به یادتان نماند. 5- عجله کار شیطان است شاید تعریف استاندارد سکس، دخول الت تناسلی باشد ولی این تعریف کلینیکی و لابراتواری از سکس است. به خودتان فرصت دهید و از جمله افرادی نباشید که انگار ساعتی را کوک کردید برای زنگ زدن در یک وقت مشخص… عشقورزی کنید. به هم  به ارامی هیجان و عطش بیشتری دهید و سعی نکنید از مراحل مختلف به سرعت عبور کنید تا هر چه زودتر زنگ ساعت به صدا در اید. 6- بگویید چه می خواهید هر فرد با دیگری متفاوت است بخصوص در باره چیزهای که می تواند در رختخواب دوست داشته باشد یا نه … سعی کنید خواسته های تان را به زبان بیاورید و بگویید چه حرکتی از شما سر خواهد زد وگرنه ارنج ها به چشم ها می خورد یا بدتر از آن، ناخواسته یکی زودتر به اخر خط برسد و دیگری مغموم بماند. حتما از دیگران ماجراهای مصحکی در باره اتفاقات درون رختخواب شنیده اید پس سعی کنید به انها نیفزائید. 7-  زانو بزنید و انجام دهید از زانو زدن و لذت دادن به پایین تنه همدیگر ابا نکنید. خیلی ها این بخش از رابطه جنسی را به خاطر حس اولیه به نظر اولیه ناخوشایند، انکار می کنند. به بلوغ جنسی رسیدن یک تعریف و وظیفه اساسی در خود دارد. باید بپذیریم به هر شکل ممکن که لازم است شریک مان به رضایت کامل برسد.
پاسخ تست روانشناسی می خواهم قد بلندی داشته باشم برای داشتن یک چت امن از Whatsapp و Signal استفاده کنید در یک رابطه، خوب بودن بهتر از خود واقعی است بشر از نظر جنسی تنوع طلب است اما ترجیح می دهد متعهد باشد

زنان حادثه

قهرمان شطرنج: روسری سر کردن در ایران کافی بود، مسابقات عربستان را تحریم می‌کنم

قهرمان اوکراینی مسابقات جهانی شطرنج سرعت در عربستان سعودی را تحریم کرد آنا موزیچوک قهرمان اوکراینی شطرنج جهان می‌گوید در مسابقات جهانی شطرنج سرعت که قرار است ماه آینده در عربستان سعودی برگزار شود شرکت نخواهد کرد. این استادبزرگ شطرنج و چندین شطرنج‌باز مهم دیگر گفته‌اند به خاطر وضعیت حقوق زنان و حقوق بشر در آن کشور در مسابقات شرکت نمی‌کنند. مسابقات جهانی شطرنج سرعت که یکی از پرهیجان‌ترین رقابت‌های این ورزش محسوب می‌شود با جایزه ۲ میلیون دلاری از جذاب‌ترین تورنومنت‌ها است. آنا موزیچوک که در حال حاضر در مسابقات شطرنج سرعت مقام دوم جهان را دارد روز ۱۱ نوامبر در پیامی که روی صفحه فیسبوک خود منتشر کرد گفت: «با وجود جایزه نقدی بی‌سابقه من در ریاض بازی نخواهم کرد که به معنای از دست دادن دو مقام قهرمانی جهان است.» او در قسمت دیگری از پیام خود با اشاره به مسابقات قهرمانی جهان که چند ماه پیش در تهران برگزار شد، و همچنین قرار سفرش به عربستان برای مسابقات نوشت: «جان خود را به خطر بیندازم و تمام مدت هم چادر عربی بپوشم؟ هرچیزی یک حدی دارد و سر کردن روسری در ایران کافی بود.» در عربستان سعودی تمام زنان چه اهل این کشور باشند و چه خارجی در اماکن عمومی باید چادر عربی (عبای زنان) بپوشند. این نوع پوشش برای زنان در عربستان سعودی با سختگیری تمام اجرا می‌شود. فدراسیون جهانی شطرنج می‌گوید هنوز تمامی جزئیات مربوط به برگزاری مسابقات در عربستان سعودی و از جمله حد و حدود تابعیت شرکت‌کنندگان از نحوه پوشش در آن کشور مشخص نشده‌است. مسابقات جهانی شطرنج سرعت قرار است در روزهای ۲۶ تا ۳۰ دسامبر در ریاض برگزار شود. دولت عربستان نیز تاکنون اعلام نکرده که آیا شرکت‌کنندگان در این مسابقات مجبورند نحوه پوشش و سایر دستورات فرهنگی را رعایت کنند یا نه. با این وجود منتقدانی مثل امیل سوتوفسکی رئیس انجمن شطرنج‌بازان حرفه‌ای می‌گوید اساسنامه فدراسیون جهانی شطرنج این نهاد را موظف می‌کند که هر گونه تبعیض «براساس ملیت، تمایزات نژادی، عقیدتی و جنسیتی» را رد کند. او در صفحه فی‌سبوک خود نوشت: «بودجه بی‌سابقه مسلماً مسئولان فدراسیون جهانی شطرنج را تشویق خواهد کرد که ممنوعیت شرکت شطرنج‌بازان اسرائیلی، ایرانی و قطری در رقابت‌های ریاض را نادیده بگیرند.» او افزود: «به این وضع عادت کنید. ما باید از حامیان مالی ثروتمند استقبال کنیم. آنها حتی ممکن است به حد کافی مهربان باشند و از بازیکنان زن نخواهند که برقع بپوشند. شاید به روسری رضایت دهند. آنها دارند متحول می‌شوند؛ و شطرنج به ایجاد پل‌های بیشتری بین طرف‌ها کمک می‌کند.» سیلویو دانیلف، رئیس پیشین انجمن شطرنج‌بازان حرف‌ای اروپا، نیز که از منتقدان سرسخت فدراسیون جهانی شطرنج است در پیامی نوشت: «پس از ایران و عربستان سعودی مقصد بعدی کجا خواهد بود؟ جمهوری دمکراتیک خلق کره؟» این تحریم مورد دیگری از یک سال جنجالی برای شطرنج‌زنان است. دُرسا درخشانی شطرنج‌باز ۱۹ ساله ایرانی به خاطر اینکه در ماه ژانویه در جشنواره شطرنج مالت حجاب نداشت از سوی فدراسیون شطرنج ایران از شرکت در مسابقات محروم شد. پس از این ماجرا او به آمریکا رفت و به گفته فدراسیون شطرنج آمریکا او از این پس رسماً بعنوان یک شطرنج‌باز آمریکایی در رقابت‌های جهانی شرکت خواهد کرد. نازی پایکیدزه شطرنج‌باز گرجی-آمریکایی و قهرمان شطرنج آمریکا مسابقات جهانی را که در ماه فوریه در ایران برگزار شد به خاطر «قوانین اخلاقی» که مانع تماس زنان و مردان در مجامع عمومی می‌شود تحریم کرد. آنا موزیچوک شطرنج‌باز اوکراینی با پوشیدن روسری در آن مسابقات شرکت کرد و به مقام دوم رسید.

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»
عشق آقای رئیس جمهور برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' آیا پینار سلک محکوم میشود؟ زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دشواری‌های زن بودن در ارتش کره شمالی

حقوق زنان

دهلی و سائوپائولو از نظر جنسی ناامن‌ترین کلان‌شهرها برای زنان

نتیجه یک نظرسنجی در مورد حملات جنسی در کلان‌شهرها نشان می‌دهد که دهلی‌ و سائوپائولو بدترین کلان‌‌شهرهای جهان از نظر تجاوز و آزار جنسی برای زنان هستند. دهلی، دومین کلان‌شهر جهان پیشتر "پایتخت تجاوز" نام گرفته بود.  بنیاد تامسون رویترز در مورد حملا‌ت جنسی در ۱۹ کلان‌شهر جهان نظرسنجی کرده است. نتیجه این نظرسنجی نشان می‌دهد که دهلی و سائوپائولو بدترین شهرهای جهان از این نظر برای زنان هستند. دهلی با جمعیتی بیش از ۲۶ میلیون نفر سال ۲۰۱۳ میلادی به دلیل ثبت یک مورد تجاوز در هر بیست دقیقه "پایتخت تجاوز" نام گرفته بود. نتیجه نظرسنجی بنیاد تامسون رویترز چند ماه پیش از پنجمین سالگرد تجاوز گروهی به نیربهایا منتشر شده است. نیربهایا، دختر دانشجوی ۲۳ ساله هندی سال ۲۰۱۲ میلادی در یک اتوبوس در دهلی مورد تجاوز گروهی چند مرد قرار گرفت و پس از آن بر اثر جراحات ناشی از تجاوز و پرتاب شدن از اتوبوس به بیرون جان داد. این حادثه بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت و جامعه هند را متأثر کرد. با این حال ۵ سال پس از این حادثه، تجاوز، آزار و اذیت جنسی زنان در دهلی بسیار گسترده است. این شهر در کنار سائو پائولو، در میان ۱۹ شهری که بر اساس معیارهای سازمان ملل متحد کلان‌شهر به شمار می‌روند، در فاصله ژوئن تا ژوئیه ۲۰۱۷ میلادی از نظر حملات جنسی علیه زنان بدترین شهر بوده است.  نظرسنجی بنیاد تامسون رویترز از طریق اینترنت و تماس تلفنی با ۲۰ کارشناس در هر کدام از این شهرها و با در نظر گرفتن آمار گرد آمده توسط سازمان‌های مدافع حقوق زنان صورت گرفته است. این  پژوهش با یاری نهادهای آکادمیک، سازمان‌های غیردولتی فعال در امور زنان، سازمان‌های ارائه‌کننده‌ی خدمات بهداشتی و پزشکی به زنان و کارشناسان آسیب‌های اجتماعی صورت گرفته است.   نتیجه این نظرسنجی نشان می‌دهد که دهلی، دومین شهر پرجمیعت جهان، چهارمین شهر خطرناک جهان برای زنان است. در فهرست خطرناک‌ترین شهرهای جهان برای زنان داکا، پایتخت بنگلادش در رتبه هفتم و لاگوس در نیجریه در رتبه هشتم قرار گرفته‌اند. در این فهرست قاهره خطرناک‌ترین شهر جهان برای زنان است. پس از آن کراچی و بعد از آن کینشازا پایتخت جمهوری دموکراتیک کنگو قرار دارند. دسترسی به منابع اقتصادی و خدمات پزشکی دسترسی زنان به خدمات بهداشتی و درمانی از جمله از نظر تندرستی و آمار مرگ ‌و میر پس از زایمان شهر دهلی در وضعیت بسیار بدی قرار دارد. این شهر همچنین از نظر عدم دسترسی زنان به منابع اقتصادی مانند تحصیل، مالکیت زمین یا مسکن یا دارایی‌های دیگر و همچنین عدم دسترسی به سرویس‌های مالی مانند داشتن حساب بانکی سومین شهر جهان است. در مقابل لندن بهترین شهر جهان از نظر دسترسی زنان به منابع اقتصادی است. از نظر حملات جنسی نیز توکیو امن‌ترین شهر جهان برای زنان است. ربکا رایش‌من تاوارس، نماینده دفتر زنان سازمان نامبرده در هند، که پیشتر در برزیل کار کرده است به خبرگزاری رویترز می‌گوید: «رسانه‌ها در هند و برزیل از چندی پیش به موضوع خشونت علیه زنان توجه بیشتری نشان می‌دهند.» او امیدوار است که آگاهی و حساسیت جامعه در این مورد بیشتر شود و آمار حملات جنسی علیه زنان در درازمدت کاهش یابد. در مورد خشونت‌های جنسی علیه زنان در ایران و شهرهای این کشور آمار مستقلی وجود ندارد. تنها پژوهش رسمی در این باره "پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی" است که در دولت محمد خاتمی انجام شد و حاصل آن ۳۲ جلد کتاب بود. شهین‌دخت مولاوردی معاونت امور زنان دولت حسن روحانی در ابتدای انتصاب به این مقام اعلام کرد که نتایج تحقیق پژوهش ملی بررسی خشونت خانگی "گم" شده و هیچ نسخه‌ای از آن در دسترس نیست. 

پای صحبت الکساندرا شفچنکو، یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن تغییر معنای برهنگی

جنبش فمن که سال ۲۰۰۸ در اوکراین شروع شد، حالا ابعاد جهانی پیدا کرده است. آنها تاکنون اقدامات زیادی کرده‌اند: فوریه ۲۰۱۱ جلوی سفارت ایتالیا در کیف علیه زن‌بارگی سیلویو برلوسکونی تظاهرات کردند. سه ماه بعد علیه قاچاق بچه‌ها و در اکتبر ۲۰۱۱ علیه سازماندهندگان بازی‌های جام ملت‌های اروپا در سال ۲۰۱۲. بعد از آن که گند کار دومینیک استرواس کان (رئیس سابق صندوق بین‌المللی پول) در سوء استفاده جنسی از خانم خدمتکاری در هتل در آمد، اکسیون اعتراضی در پاریس به راه انداختند. دسامبر ۲۰۱۱ به تظاهرکنندگان علیه انتخابات روسیه پیوستند. ماه ژوئیه ۲۰۱۲ هم در هامبورگ علیه فحشا تظاهرات کردند. این جنبش هنوز جا نیفتاده و در جوامع مردسالار و حتی در میان روشنفکران نیز مخالفان فراوانی دارد، با این حال به علت ظرفیت مبارزاتی زیاد آن و استقبال بخش‌هایی از زنان مبارز، رفته رفته اسمش سر زبان‌ها افتاد و به عنوان یک شیوه نوین مبارزه شناخته شد. این جنبش هنوز راه درازی در پیش دارد، اما با از کار افتادن بعضی شیوه‌ها یا کند شدن سلاح‌های دیگر، ظهور آن یکباره همه را غافلگیر کرد و نشان داد که سرکوب همه را سرکوفته و سر افکنده نمی‌کند. جنبش وال استریت، و قبل از آن جنبش‌های متعدد دانشجویی برای تحصیل همگانی و مجانی و جنبش های صلح و آزادیخواهانه بر ضد جنگ و نیروگاه‌های اتمی غالباً خودجوش بودند، اما در مواردی راکد شدند، یا رفته رفته درهم ادغام شدند و اشکال دیگری به خود گرفتند. جنبش فمن نیز ادامه راه جنبش فمینیستی با اشکال دیگر است. فمن‌ها خود را فمینیست می‌دانند، اما همه فمینیست‌ها خود را فمن نمی‌دانند. علی‌رغم این تفاوت هر دو علیه ستم جنسی مبارزه می‌کنند. روش مبارزه فمن‌ها اما منحصر به فرد است. این روش که با مخالفت‌های زیادی نیز روبه‌رو شده، یک حسن بزرگ دارد وآن این است که منبطق با نیازها و مقتضیات زمانه ما با مختصات ویژه ارتباطات ماهواره‌ای و اینترنت است. جلب نظر کردن در چنین دنیایی و اثر گذاردن بر افکار عمومی به روش‌های خاص زمانه نیاز دارد. موافق و مخالف جنش فمن‌ها بر این نکته اتفاق نظر دارند که روش مبارزاتی آنها اثرگذار و بسیار برانگیزاننده است: زنان در این شکل از مبارزه به طور علنی و به اعتراض چیزی را به جامعه مردسالار عرضه می کنند که مردان در خفا دنبالش می‌گردند. آنها با برهنه نمودن سینه‌هایشان نقاب از تزویر و ریای اجتماعی برمی‌دارند. بحث دینی به کنار، در زمینه فرهنگی نیز کار فمن‌ها شگفتی‌آور بوده است. چون تاکنون پدیده‌های فرهنگی در غرب تولید می‌شد و مورد تقلید شرق قرار می‌گرفت، اما در مورد جنش فمن خلاف این روند مشاهده می‌شود. رفتار زنان اوکراینی که از لحاظ اقتصادی و فرهنگی عقب‌مانده تلقی می‌شوند، سر مشق زنان اروپای غربی قرار می‌گیرد. در مورد زمینه‌ها و نحوه شکل گیری این جنبش رسانه‌های آلمانی با الکساندرا شفچنکوAlexandra Schewtschenko از بنیان این جنبش گفت‌وگوهایی کرده‌اند که گزیده‌ای از آنها را می‌خوانیم: الکساندرا شفچنکو یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن که بیست و پنج ساله و اهل کیف اوکراین است، در گفتگو با دی‌سایت آلمان می‌گوید: “در جوانی به گذشته حسرت می‌خوردم. آنوقت‌ها جوانان کمونیست برای خودشان فکر و ایده داشتند. من هم برای خودم خواب و خیال‌هایی داشتم، اما تحصیلم در رشته مدیریت اقتصاد راضی‌ام نکرد. امروز در شهرهای کوچک اوکراین کسانی که در سنین بین کودکی و بلوغ هستند کاری جز سیگار کشیدن و آبجو خوردن ندارند. چشم‌انداز دیگری نیست. وقتی هجده سالم شد دوستی با بعضی فعالان جنبش زنان زندگی‌ام را عوض کرد. او در جواب به این پرسش که فمن را چطور تعریف می‌کند، می گوید: “در هجده سالگی فکر می کردم فمینیسم یعنی اینکه آدم زشت لباس بپوشد، موهایش را مثل دیوانه‌ها آرایش کند و از مردها بدش بیاید، اما حالا نظرم عوض شده. به نظرم فمینیسم یک ایدئولوژی ضروری برای همه زنان دنیاست. معنی‌اش این است که راهی جز مبارزه نداریم و در این جدال به سلاح‌های جنون‌آمیز هم متوسل می‌شویم. فمینیسم چیزی نیست که در کتاب‌ها بشود پیدا کرد. باید برایش جنگید. فمینیسم برای زنان جوان در اوکراین و اروپا مهم است. من اگر فمینیست نباشم، یعنی اینکه برده مردان هستم… فمینیسم خیلی ساده یعنی اینکه زنان و مردان برابرند. زنان فقط همسرانی نیستند که پخت و پز می‌کنند، بلکه انسان‌هایی دارای همه حقوق هستند. من فمینیست شده‌ام تا زنان دیگر را هم فمینیست کنم.” او به تفاوت‌های طبقاتی و فرهنگی بین زنان اوکراین و اروپا نیز می‌پردازد: “زنان اوکراینی فقط یک هدف در زندگی دارند: شوهر پیدا کنند و چه بهتر که خارجی باشد. این زنان فقط می‌خواهند خانه‌دار باشند و به کار بیرون علاقه ندارند. برای تغییر این وضع به انقلاب نیاز است. ما برای دست‌گرمی تاکنون چندتایی خرده انقلاب در رسانه‌ها راه انداخته‌ایم. پیش از اقدامات ما در برهنه کردن اعتراضی سینه‌هایمان، سینه برهنه زن را فقط در مجلات سکسی برای مردان یا نیمه شب‌ها در تلویزیون می شد تماشا کرد، اما ما جسم زن را قانونی کرده‌ایم. حالا در روزنامه‌های اوکراین یا روز روشن هم در تلویزیون می‌شود این صحنه‌ها را دید.” دی‌سایت می‌پرسد: این انقلاب شما به کجا ختم می‌شود؟ شفچنکو: به مادرسالاری. یعنی امیدوارم که اینطور بشود. یعنی کی؟ –          نمی دانم، شاید سال ۲۰۱۷. یعنی دقیقا صد سال بعد از انقلاب اکتبری که به استیلای سیستم تزارها خاتمه داد. تا آن هنگام باید بجنگیم. برگزاری مسابقات فوتبال جام ملت‌های اروپا در اوکراین صحنه مناسبی بود برای مطرح شدن فمن‌ها. برگزاری چنین مسابقاتی بازار فحشا را هم داغ کرد و هوسرانان را در قالب تماشاگران فوتبال راهی اوکراین نمود. مبارزه با ستم جنسی از مهم‌ترین موضوعات مبارزه فمن‌هاست. آنها در این مبارزه با تنگناهای زیادی روبه‌رو هستند و به ویژه حضور رسانه‌ای برایشان خیلی اهمیت دارد. به قول شفچنکو “بدون حضور رسانه‌ای در اروپا پوتین ما را می‌بلعید”. دی سایت: چه احساسی دارید هنگامی که جلوی دوربین تلویزین برهنه می‌شوید؟ شفچنکو: نخستین بار خیلی استرس داشتم، اما بیشتر مشکلات و احساسات قبل از این صحنه پیش می‌آیند . یعنی موقعی که آدم باید خودش را آماده مقابله با خانواده و دوستان کند. نخستین‌بار که برهنه شدم مادرم گریه کرد، جیغ کشید، گفت من آبروی خانواده را برده‌ام و دیگر دخترش نیستم… اما آخر من که فاحشه نیستم، یا از اینها که در کلوب‌های شبانه می‌رقصند. مدل هم نیستم. من فمینیستم و این کار بخشی از مبارزه من است. ما فاحشه نیستیم، با فاحشگی مبارزه می‌کنیم. ما نمی‌گذاریم اوکراین فاحشه‌خانه اروپای غربی شود. او در زمینه روسپیگری معتقد به مدل سوئدی است که طبق آن نه با روسپیگری، بلکه با قوادی و خرید و فروش زنان مبارزه می‌شود. شفچنکو در گفت‌وگو با روزنامه آلمانی تاتس تعریف دقیق‌تری از جنبش فمن ارائه می‌دهد: “فمن جنبش زنانی است که به طور فیزیکی و اخلاقی مهیا شده و آمده‌اند تا با پدرسالاری بجنگند و چوبش را هم بخورند، اما از پای ننشینند و مردسالاری را در قالب‌های صنعت سکس، دیکتاتوری و دین برملا کنند.” به قول شفچنکو که به مناسبت بنیانگذاری جنبش در آلمان به برلین آمده بود، “جنبش فمن را نمی‌شود کپی کرد، اما استراتژی‌های معینی هست که باید فقط در تماس با گروه فمن اصلی کسب نمود”. شفچنکو تاکتیک و استراتژی فمن‌ها را “سکستریم” (Sextremis)می‌نامد و بر آمادگی جسمی و روحی، و قدرت انعطاف در مقابله با پلیس تاکید می‌کند: “فمن‌ها همچنین خوب از پیشداوری‌های جامعه مردسالار آگاهند و می‌دانند که بیشتر عکاسان و سردبیران از مردانند؛ مردانی که عملیات اعتراضی فمن‌ها را سانسور یا به میل خود تفسیر می‌کنند.” شفچنکو به تمرین‌های گروه هم اشاره می‌کند که از جمله می‌کوشند جوری ظاهر نشوند که ابژه عکاسان شوند. در عکس‌ها نباید لبخند بزنند وهر چند عصبی هستند، عصبی جلوه نکنند. آنها همچنین تمرین می کنند چگونه فریاد بزنند تا بیشتر اثر کند. او می‌گوید: “ما برهنه، اما مهاجمیم” و در پاسخ به تاتس که می‌پرسد چرا برهنه می‌شوید، می‌گوید: “با برهنگی می‌خواهیم نشان بدهیم که مسلح نیستیم. ما نظر مردم و رسانه‌ها را با طرز اعتراض‌مان به خود جلب می‌کنیم. ما عمداً جایی و جوری ظاهر می‌شویم که برای مردان غیر عادی است. اینجا که ما اعتراض می‌کنیم خیابان است، فاحشه خانه یا مجله سکسی نیست. نیمه شب هم نیست. روز روشن واقعیت است. ما در تلویزیون هم که ظاهر شویم، به جای گفت‌وگو در مورد موضوعات جامعه مصرفی مانند اتومبیل فراری یا آبجو و غیره، از مسائل سیاسی حرف می‌زنیم. ما با برهنه شدن‌مان معنی برهنگی را تغییر می‌دهیم. ما بدن‌مان را پنهان نمی‌کنیم و از چیزی نمی‌ترسیم و شرم نمی‌کنیم . نمی‌توانیم دنیا را از امروز تا فردا زیرو رو کنیم، اما همین برخورد خشن پلیس و دستگیری‌های ما نشان می‌دهد که ما تا آنجا که از دستمان برمی آمده تغییر ایجاد کرده‌ایم.” فمن ها در کنار مبارزه با ستم جنسی، با فاشیست‌ها هم مبارزه می کنند. به قول شفچنکو مبارزه با نئونازی‌ها در صدر مبارزه فمن‌ها در آلمان است. شفچنکو ادامه می‌دهد: “ما فقط سینه‌هایمان را برهنه نمی‌کنیم، بلکه آنها را سپر می‌کنیم برای مبارزه با بی‌عدالتی در سایر زمینه‌های اجتماعی. برای بحث‌های آزاد سیاسی هم آماده‌ایم. یکی از از این بحث‌ها را روز پنجم آوریل در برلین با همکاری گروه‌های سیاسی دیگر برگزار کردیم.” منابع: تاز  
رشته تحصیلی بنام مردانگی ازدواج! نه به هر قیمتی ماجرای ختنه شدن من آیا تجاوز جنسی در سوئد از خاور میانه رایج‌تر است؟ بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده