آیا انسانها حق دارند برابر شایستگی هایی که دارند پله هایی ترقی را طی کنند و به موفقیت هایی که برای به دست آوردنش تلاش کرده اند، دست پیدا کنند؟ تردیدی نیست که هر انسانی فارغ از دین، ملیت، نژاد و جنسیت به این سؤال پاسخ مثبت میدهد. حالا اگر گروهی به هر بهانه ای این حقوق را خدشه دار یا پایمال کنند چه باید کرد؟

سالهاست که در مبحث حقوق زنان از تعبیر سقف های شیشه ای استفاده میشود؛ سقفی که اگر بالای سر پرنده ای ساخته شود بی آنکه ببیندش، به خیال اینکه آسمان را بالای سر دارد، پر میگرد و ناگهان با صورت به آن برخورد میکند و پایین میفتد و خیلی زود میفهمد که اوج پروازش نباید به بلندای این سقف برسد. سقف شیشه ای در مبحث حقوق زنان کنایه ای بود از قوانین نانوشته و تبعیض های خارج از مقررات که جلوی پیشرفت دختران و زنان ایران را در سطوح بالای مدیریتی میگرفت. این روز ها اما اتفاقی که در این حوزه میافتد از داستان سقف های شیشه ای غم انگیزتر است این سقف ها این روزها آجری میشوند و همه به روشنی میبینندشان؛ این بار نه در سطوح عالی که در برابر حق برابر ادامه تحصیل در دانشگاههای کشورمان.

خبر این بود: «شش دانشگاه بزرگ و دولتی کشور در تمامی زیرگروه‌های درسی کارشناسی‌ارشد خود اقدام به پذیرش جنسیتی کرده‌اند. این اقدام با انتشار دفترچه راهنمای انتخاب رشته آزمون کارشناسی‌ارشد سال 91 مشخص شد. در هفته نخست خردادماه زمانی که متقاضیان مجاز به انتخاب رشته شده در آزمون کارشناسی‌ارشد به دفترچه راهنما مراجعه کردند، در بسیاری از رشته‌های علوم انسانی، علوم پایه و فنی مهندسی عبارات «فقط زن» و «فقط مرد» را در مقابل نام رشته‌ها مشاهده کردند. اقدامی که با حجم بسیار بالای خود تاکنون بی‌سابقه بوده است و اولین بار است که دانشگاه‌های کشور در این حجم اقدام به پذیرش جنسیتی دانشجویان می‌کنند. به این ترتیب شش دانشگاه مادر و دولتی کشور شامل دانشگاه‌های صنعتی اصفهان، رازی کرمانشاه، علامه‌طباطبایی تهران، لرستان، بوعلی‌سینای همدان و قم در تمامی رشته‌های تحصیلی خود دختران و پسران را به طور مجزا پذیرش می‌کنند. مساله‌ای که تا حد بسیار زیادی کیفیت پذیرش در دانشگاه‌های دولتی را تحت‌شعاع قرار می‌دهد و دانشجویان را نه براساس میزان کسب رتبه و نمره بلکه با معیار جنسیتی جذب می‌کنند.»

قبل از اینکه بگویید این اقدام تنها تبعیض علیه دختران نیست و پسران هم در آن آسیب میبنند لازم است چند نکته را با هم مرور کنیم.

تا سال 1377 همواره تعداد پسرانی که در دانشگاهها پذیرفته میشدند از دختران بیشتر بود. در سال 77 برای نخستین بار دختران با اختصاص بیش از 52درصد ورودی دانشگاه‌های کشور این نسبت را به نفع خود تغییر دادند. بعد از آن در چند مرحله مقامات وزارت علوم، سازمان سنجش و برخی از مقامات دولتی خواستار اجرای سهمیه‌بندی جنسیتی برای محدود کردن ورود دختران به دانشگاه شده‌اند. از همان وقت هدف پیکان سهمیه بندی جنسیتی، دختران بودند. در اردیبهشت سال 1382، حسین رحیمی، رییس وقت سازمان سنجش اعلام کرد که در بعضی رشته‌ها پذیرش داوطلبان دختر به بیش از 70‌درصد رسیده است و قصد داریم ایجاد محدودیت 50‌درصدی در پذیرش دختران داشته باشیم که با ایجاد چنین محدودیتی مشکل سربازی داوطلبان پسر جبران خواهد شد. رییس وقت سازمان سنجش در سخنان خود همچنین گفت: «اگر سقف پذیرش جنسی در این رشته‌ها لحاظ شود، نه تنها باعث حفظ تعادل در هرم جنسی دانشگاه‌ها می‌شود بلکه نوعی توازن جنسی در رشته‌های تحصیلی و تعداد دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها به وجود می‌آورد.» پس از آن سهمیه‌بندی جنسیتی در کنکور سال 1383 برای سه رشته پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی در نظر گرفته شد اما با مخالفت گسترده نمایندگان مجلس و فعالان جنبش زنان مواجه و سبب شد تا رییس‌جمهور وقت دستور لغو محدودیت پذیرش دختران در برخی رشته‌ها از سوی سازمان سنجش را صادر کند. این روند با افت و خیزهایی ادامه یافت تا آنکه در بهمن‌ماه 1385 تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرحی را به منظور کاهش ورود دختران به دانشگاه‌های کشور به مجلس ارایه کردند. این گروه از اعضای مجلس با اشاره به افزایش تعداد ورودی دختران نسبت به پسران که اکنون به 65‌درصد رسیده است آن را برای کشور «خطرناک» و برای قداست خانواده «نامناسب» توصیف کرده و اعلام کردند که قصد دارند با تصویب این طرح ورود دختران به دانشگاه را با محدودیت‌هایی مواجه کنند. در این میان نماینده لردگان در مجلس و از حامیان اصلی طرح محدود کردن ورود دختران به دانشگاه درباره علت ارایه این طرح به مجلس گفت: «وقتی دختران بدون اجازه همسر خود نمی‌توانند کار کنند و به شهرهای دور بروند، تخصص آنها به حال مملکت هیچ تاثیری ندارد!»

نکته مهم دیگری که از آنچه خواندید اثتنبات میشود این است که اساسا تعداد دخترانی که با موفقیت آزمونهای ورود به دانشگاه را پشت سر میگذارند بیش از پسران است بنابر این حتی اگر رشته ها را به طور مساوی بین دختران و پسران تقسیم کنند باز هم در حق دختران بی عدالتی میشود. از سوی دیگر سخنان مسئولین یکی از این دانشگاهها نشان میدهد که پذیرش رشته هایی را برای دختران صد در صد کرده اند که تا پیش از این هم بالغ بر 80 درصد پذیرفته شدگانش دختران بوده اند. محمدعلي زلفي‌گل، رییس دانشگاه بوعلی همدان درین باره گفته است: به منظور تكريم جنسيتي و با توجه به اينكه ماهيت بعضي رشته‌ها به جنسيت ارتباط دارد، دانشگاه بوعلي سينا در برخي رشته‌ها اقدام به پذيرش دانشجو به صورت صرفا دختر يا صرفا پسر در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد كرده است.

به گفته او  در رشته‌هايي كه حالت ميداني و صحرايي دارند، مانند باستان‌شناسي و زمين‌شناسي، و در رشته‌هايي كه بيش از 80‌درصد دانشجويان، دختران بوده‌اند مانند رشته زبان فرانسه و صنايع غذايي، صرفا دختران پذيرفته مي‌شوند.

حق تحصیل از حقوق ابتدایی است که حکومت ها برای شهروندانشان تامین میکنند. پر واضح است که اعمال سیاست‌های تفکیک جنسیتی منجر به بی‌عدالتی آموزشی و تحمیل شرایط به دانشجویان با رتبه‌های بالامیشود؛ مخصوصا دختران که بار دیگر شایستگی ها و حتی علایق و سلایقشان قربانی جنسیتشان میشود.