1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر هشدار می‌دهد که مصرف حشیش و کوکائین در میان بخشی از زنان تهران به "سبک زندگی" تبدیل شده. این ستاد از سال ۹۰ مرکزی را مامور شناسایی ابعاد این مسئله کرده است.

در سال‌های اخیر گزارش‌های فراوانی درباره افزایش مصرف مواد مخدر صنعتی، به ویژه "شیشه" در میان زنان ایران منتشر شده است. اکنون قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر از شیوع استفاده از کوکائین و حشیش در میان زنان ساکن پایتخت خبر می‌دهد.

سایت خبری تابناک روز شنبه، ۲۶ مرداد ۹۲، از قول طه طاهری نوشت: «مسئله اعتیاد زنان موضوع مهمی است و از این رو این ستاد در سال ۹۰ مرکز توانمندسازی حوزه زنان را در دفتر توسعه مشارکت‌های مردمی تشکیل داد تا این مسئله به خوبی شناسایی و بررسی شود.»

مصرف کوکائین به عنوان سبک زندگی

بنابراین گزارش طاهری به اشاره به این که "سبک زندگی یعنی یک موضوع و پدیده به‌عنوان رفتاری ارزشمند تلقی می‌شود" می‌گوید: «متاسفانه امروز در کلانشهر تهران حشیش و کوکائین برای برخی از طبقات زنان و دختران به سبک زندگی تبدیل شده است.»

جانشین مدیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌افزاید: «همین سبک غلط منشاء بروز اعتیاد و وابستگی دائمی در آنان به مواد مخدر می‌شود؛ حتی در بعضی از موارد در توزیع و ترانزیت مواد مخدر از زنان استفاده می‌شود.»

گسترش مصرف مواد مخدر چنان ابعادی دارد که به گفته‌ی طاهری "تاکنون در ۱۸ استان کشور، مرکز نگهداری درمان و کاهش آسیب معتادان راه‌اندازی شده است و اقدامات بسیاری توسط بهزیستی و سایر دستگاه‌ها در حوزه مبارزه با اعتیاد صورت گرفته با این همه او اعتراف می‌کند که "این اقدام‌ها هنوز نتوانسته حجم تهدید را کم کند."

"شیشه" به عنوان داروی لاغری
در حالی که مصرف کوکائین، به علت قیمت بالا، بیشتر در میان قشر مرفه رواج داد، شیوع مصرف شیشه، به جز ارزانی، انگیزه‌های دیگری دارد.

شیشه که به نام‌های "اسید" و "کریستال" هم شناخته می‌شود از مخدرهای صنعتی "متاآمفتامین" است که به علت اثر آن در کاهش اشتها به عنوان داروی لاغری تبلیغ و تجویز می‌شود. مطابق برخی گزارش‌ها مصرف این مواد در برخی از آرایشگاه‌های زنانه و سالن‌های ورزشی و بدنسازی توصیه می‌شود.

عباسعلی ناصحی، مدیر کل دفتر سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت می‌گوید: «عده ای از افراد سودجو از تمایل خانم‌ها برای کاهش وزن استفاده می‌کنند و با تجویز برخی از مخدرها که به عنوان داروهای گیاهی مطرح می‌شوند و حاوی مواد محرک روانی هستند آنها را به ورطه اعتیاد می‌کشانند.»

افزایش اعتیاد در میان زنان

ناصحی هشدار می‌دهد: «در سال‌های اخیر دو مسئله قابل توجه است؛ مسئله اول این است که سوء مصرف و اعتیاد به مواد محرک صنعتی مانند شیشه رو به افزایش است. مسئله قابل توجه دوم هم این است که آمار اعتیاد زنان نسبت به قبل روند افزایشی داشته.»

مسئولان تاکنون در مورد شمار دقیق معتادان و ترکیب سنی و جنسی آنها آمار متفاوت و بعضا متناقضی ارائه کرده‌اند. مطابق برخی روایت‌های رسمی زنان معتاد ۶ تا ۹ درصد کل معتادان ایران را تشکیل می‌دهند.
روزنامه قانون چندی پیش با استناد به گزارش‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر نوشت که از یک میلیون و ۳۲۵ هزار معتاد رسمی در کشور، حدود ۲۷۰ هزار نفر زن هستند.

اعتراف به کتمان و سانسور آمار زنان معتاد

به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر، طه طاهری در نخستین جلسه کمیته زنان و خانواده این ستاد که ۲۴ مرداد ۹۲ برگزار شد از اعضای کمیته خواست، با شناسایی و بررسی "صفر تا صد هر آنچه که مربوط به حوزه اعتیاد زنان و مواد مخدر در این طبقه جنسی است" در این مورد واقع‌نمایی کنند.

طاهری، ضمن اعتراف تلویحی به غیرواقعی بودن گزارش‌های رسمی، گفت: «نباید مسئله اعتیاد را کتمان و مخفی کرد بلکه باید ابعاد آن را برای مردم به صراحت بیان کرد و بدون ملاحظه و سانسور نقش مخرب و آسیب‌زای آن را در همه ابعاد و تاثیرگذاری آن را در همه حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی، امنیتی، جامعه و خانواده را وانمایی کرد.»

دیدگاه‌ها  

+2 # mahnaz 1392-05-28 13:59
متاسفانه کاملا درسته الان حتی در دوره های زنونه هم علف مصرف میشه خیلی چیزه عادی شده قبحش کاملا از بین رفته نکشی هم املی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # در سایه 1392-05-30 16:33
تاسف باره ولی حقیقت داره اوضاع بدتر از ایناست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

ما احساس خوبی نداریم از اینکه چشم به پنجره می دوزیم. چون فکر می کنیم باید به جای آن مشغول کار باشیم یا در حال درس خواندن یا درگیر حل مسائلی که در ذهن مان، لیست کرده ایم.   زل زدن به پنجره شاید برای خیلی از ما، تعبیری جز تلف کردن وقت نباشد. چون به نظر می رسد کاری انجام نمی دهیم و در خدمت هدفی نیست. حتی می تواند معنایش این باشد که حوصله مان سر رفته است یا اینکه می خواهیم برای لحظاتی حواس مان را پرت کنیم. دست به چانه و چشم به بیرون پنجره دوختن، هیچ نوع پرستیژی در بر ندارد برای همین راه نمی افتیم به دیگران بگوییم بهترین لحظاتی که امروز داشته ام زل زدن به پنجره بوده است. اما شاید در یک  جامعه متفاوت، انسانی ترین کاری است که از ما سر خواهد زد. زل دن به یک نقطه در بیرون از پنجره، در تضاد با کاری است که می کنیم چون در حقیقت، ذهن ما نه تنها در جستجوی دیدن چیز مشخصی در بیرون نیست بلکه به صورت خیلی نامحسوس، در جستجوی افکار و ماجراهایی هستیم که در درون ما می گذرد. در وهله اول خیلی آسان می شود تصور کرد در باره چه چیزی فکر می کنیم و چه احساسی داریم ولی تشخیص کامل آن به ندرت اتفاق می افتد. برای همین، بخش بزرگی از چیزهایی که هویت و شخصیت ما را می سازد به صورت دست نخورده و غیرقابل استفاده، فقط در ذهن و روان ما برای خودشان وجود دارند. برای همین، قسمت مهمی از هر آنچه که هستیم توانایی بروز نمی یابد. بسیاری از افکار ما حساس تر از آن هستند که با سئوال های مستقیم، خود را بروز دهند. به همین خاطر، چشم دوختن به پنجره، اگر درست انجام شود می تواند دریچه ایی  ساده و بی غل و غش باشد به افکار عمیق تری که در نهاد ما هستند. افلاطون یک تشبیه برای فعالیت ذهن به کار برده است به این صورت که می گوید: « ایده های ما مثل پرنده های هستند که درون محوطه مغز، بال و پر می زنند. اما برای نشستن و آرام گرفتن پرنده ها، ما نیاز به ایجاد لحظات آرام و بی حساب و کتاب داریم و چشم دوختن به پنجره یکی از همین فرصت ها می تواند باشد. چشمان ما قادرند در حین زل زدن به پنجره، عبور زندگی را بی اختیار ببیند و از هیاهوی روزمره کمی فاصله بگیرند. به مقاومت بته  های روی زمین، در برابر باد بنگرند. مثل شعر زیبابی ایرانی وقتی که می گوید« گون از نسیم پرسید به کجا چنین شتابان؟» چشم دوختن بدون هیچ نیت از پیش تعیین شده، شاید در دنیایی که ملاک و معیارش تولید و مصرف بیشتر است مهم جلوه نکند. اما ایستادگی در برابر هجوم خواسته های ناتمام و روزمره، به ایجاد بزرگترین ایده ها نیز ختم می شود. به افکار عمیق تر خودمان، فرصت کشف بدهیم.

مرگ هیچ وقت عادی نمی شود

آدم ها می میرند،مرگ طبیعی است اما مرگ آدم هایی كه دوستشان داریم برای ما عادی نمی شود. مرگ طبیعی است اما كسانی كه دوستشان داریم دفعه اولشان است كه می میرند و برای همین مرگ شان طبیعی نمی شود.
صد سال تنهایی من مهر، با بوی تند مدرسه این مردهای غمگین نازنین ! من از تو خشمگین نمی شوم بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

طلا؛ زیور یا سرمایه

خانم های بسیاری را می شناسم که همراه با مد، طلاهای خود را عوض کرده و تغییر می دهند. پای صحبت آنها که می نشینم تازه مدعی هم می شوند که این طلا سرمایه ای است برای روز مبادا و تازه از این طریق کمی هم از تعویض و تغییر آن لذت هم می برند.

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.
کار در خانه، فروش در اینستاگرام کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ نکاتی درباره انتخاب یخچال وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

مطالب تصادفی

گزارش روز

راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه

بسیاری بر این عقیده هستند که زمانی می شود جامعه ای را پیشرفته دانست كه زنان آن جامعه پیشرفت كرده باشند. اما از سالها پیش كه دختران گوی سبقت را از پسران در قبولی دانشگاههای كشور ربودند برخی به فكر افتادند تا این روند را به طریقی كنترل كنند.

نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده

سالانه میلیون‌ها دختر با "ختنه" به لحاظ جنسی ناقص می‌شوند. درد و عفونت دائم از پیامدهای این عمل است. یک مرکز پزشکی در برلین با حمایت واریس دیری، مانکن سابق، برای کمک به قربانیان "ختنه" زنان تاسیس شده است. دمیس زن جوانی اهل اتیوپی است. او را هنگامی که ۷ یا ۸ ساله بود "ختنه" کردند. همه اهالی روستایی که او در آن زندگی می‌کرد جمع شده بودند تا بدین خاطر جشن بگیرند. پیش از او نوبت دو دختربچه دیگر بود. «من آن‌ها را دیدم و فرار کردم» اما به دنبالش می‌دوند و او را می‌گیرند. سنایت دمیس در اتاق کلینیک "والدفریده" در برلین اقامت دارد و خاطراتش را شرح می‌دهد. او به یاد ندارد که در اتاقی که او را "ختنه" کردند چه اتفاقی افتاده است. نه درد خود را به خاطر می‌آورد و نه خون زیادی را که احتمالا از او جاری شده است. شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید: «لابد بیهوش شده بودم. یادم نمی‌آید.» او در مورد علت آمدنش به برلین با لبخند می‌گوید: «می‌خواهم چیزی را که از من گرفته‌اند دوباره بدست بیاورم. می‌خواهم بار دیگر کامل باشم.» این زن ۳۴ ساله یکی از دو بیماری است که با تاسیس "مرکز کمک به قربانیان ناقص‌سازی آلت جنسی زنان" در کلینیک برلین به آن مراجعه کرده‌اند و می‌خواهند که بر روی آنها عمل "بازسازی کلیتوریس" انجام گیرد. پزشک جراح کلینیک، رولاند شرر، قرار است این عمل را بر روی زنان انجام دهد. دکتر شرر می‌گوید: عمل ساده‌ای نیست، چون جراحت‌ها بسیار قدیمی هستند و اثر زخم‌ها عمیق. زنان ختنه نشده را "ناپاک" می‌دانند "ختنه" یا ناقص‌سازی آلت تناسلی زنان در بسیاری از کشورهای آفریقایی و در برخی از کشورهای آسیایی و خاورمیانه انجام می‌گیرد.  این پدیده در بعضی نقاط غرب، شمال غربی و جنوب شرقی ایران گزارش شده است. در "ختنه" زنان، بخش‌هایی از کلیتوریس را می‌برند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، حدود ۱۵۰ میلیون زن و دختر قربانی در حال حاضر در جهان وجود دارند. برخی دختران را در سنین بسیار پایین "ختنه" کرده‌اند. انجام این عمل در بسیاری از کشورها ممنوع است. مجازات "ختنه" زنان در آلمان ۱۵ سال حبس است. دلایلی که انجام‌دهندگان این عمل می‌آورند گوناگون‌است. برای مثال می‌گویند زنی که "ختنه" نشده "ناپاک" است. ایولین برندا، فعال حقوق مدنی در کنیا که علیه "ختنه" زنان مبارزه می‌کند در این مورد می‌گوید: «در چشم زنان دیگر، زن ۴۵ ساله‌ای که ختنه نشده جوان‌تر از دختر ۱۵ ساله ‌ختنه شده است.» خود خانم برندا "ختنه" نشده است و برای همین اجازه ندارد در کنیا بر سر میز بزرگسالان بنشیند و باید با کودکان غذا بخورد "یک جنایت" تغییر دادن سنت‌ها دشوار است. ایولین برندا می‌گوید: «با مادرانی سر و کار دارم که دختر خود را در حالی که جیغ می‌کشد در بغل گرفته‌اند و می‌گویند، خانم برندا، من هم دخترم را مثل بقیه دوست دارم!» اما بسیاری از مادران می‌ترسند که اگر دخترشان "ختنه" نشود به حاشیه جامعه رانده شود و مردی پیدا نشود که بخواهد با او ازدواج کند. به نظر این فعال اجتماعی کنیایی، باید برای این مادران توضیح داد که موضوع بر سر سلامتی فرزندانشان است. بریدن کلیتوریس دختران عوارض جسمی زیادی دارد. ابتلا به عفونت‌های واژن و رحم، نازایی، دردهای شدید هنگام قاعدگی یا کیست واژن و رحم و بطور کلی دردهای موضعی، بیشتر دختران و زنانی را که ختنه شده‌اند رنج می‌دهد. با ختنه حس جنسی زنان از میان می‌رود و رابطه جنسی دردناک می‌شود. پیامدهای روحی "ختنه" زنان اغلب زیر سایه قرار می‌گیرد که در این مورد از جمله می‌توان به احساس اضطراب و بی‌اعتمادی اشاره کرد که پیامد آسیب‌دیدگی‌ای است که بر دختر در مواجهه با خشونت عمل "ختنه" وارد شده است. از این روست که واریس دیری، مانکن سابق و فعال حقوق بشر، "ختنه" زنان را "جنایت" می‌نامد. او می‌گوید: زنان رنج می‌کشند. آنها چه موقع زایمان چه هنگامی که عمل زناشوئی انجام می دهند، رنج می‌کشند. واریس دیری که سفیر مخصوص سازمان ملل نیز هست، بنیاد "گل صحرایی" را تاسیس کرده است. او که رمانی به همین نام نوشته و در سراسر جهان با "ناقص‌سازی جنسی زنان" مبارزه می‌کند، حامی مالی مرکز کمک به قربانیان ناقص‌سازی آلت جنسی زنان در کلینیک برلین است. خانم دیری می‌گوید: «هر زنی که بخواهد از امکانات این مرکز استفاده کند، می‌تواند پیش ما بیاید.» پزشک جراح این مرکز حدس می‌زند که سالانه حدود ۱۰۰ نفر را بتوان در این مرکز جراحی کرد. پزشکان دیگری بیرون این کلینیک هم هستند که عمل بازسازی کلیتوریس را انجام می‌دهند. اما به گفته دکتر شرر، نظیر این کلینیک در جهان از نظر "برنامه خاص برای مداوا" وجود ندارد. در اینجا در کنار پزشکان، روانشناسان هم به زنان کمک می‌کنند. با این همه از بین بردن کامل حس "ناقص بودن" برای پزشکان وروانشناسان آسان به نظر نمی‌رسد، چون آسیب‌دیدگی جسمی و روحی زنان تا عمق وجود آنان را صدمه زده است. تنها چاره‌ای که می‌ماند این است که مبارزه با "ختنه" زنان گسترده‌تر شود. سنایت دمیس، زن اتیوپیایی که برای عمل جراحی به کلینیک مراجعه کرده نیز با این نظر موافق است. او می‌گوید هنگامی که به اتیوپی بازگردد تمام تلاش خود را برای مبارزه با "ختنه" زنان خواهد کرد. او در نخستین گام مبارزه خود موفق بوده است. سنایت دمیس توانسته مادر خود را قانع کند که از ختنه دختر پنج‌ساله‌اش چشم بپوشد. منبع: DW.DE
ازدواج سفید در ایران کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان وضعیت نامناسب محیط زیست ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

نامه ای به مادرم

نامه ای که در ذیل خواهید خواند حرف دل خیلی از ماست. حرفهایی که در دل خود گفته ایم اما هیچوقت جرات گفتن آنانرا به بهترین دوستانمان در زندگی، مادرانمان، نداشته ایم. این نامه از یک دختر است به مادر 75 ساله اش در روز تولدش. مادر عزیزم، اکنون که نصف جهان بین ما فاصله افتاده است میخواهم بدانی چقدر بفکرت هستم، روزی نیست که بیادت نباشم به یاد کارهایی که کردی تا من آنطوری که هستم بزرگ شوم، بیاد کارهایی که میخواستی انجام بدهی ولی ندادی تا من زندگی راحتتری داشته باشم. چقدر از بیاد آوری این مطالب احساس گناه میکنم و همزمان چقدر بتو افتخار میکنم. از اینکه مجبورم دور از شما زندگی کنم خیلی ناراحتم، همچنین از اینکه نمیتونم هر روز و هر لحظه با شما در ارتباط باشم ولی روزی را شب نمیکنم بدون اینکه بشما فکر نکرده باشم، به چیزهایی که یادم دادید و برای همیشه از شما برای همه کارهایتان سپاسگذارم. خنده داره ولی اگه من خیلی هم زنگ نمی زنم بزرگترین دلیلش خود شما هستید که بمن یاد دادین هیچوقت تو زندگی بعقب نگاه نکنم. از موقعی که شما را ترک کردم شاید این بهترین امتحان از صدها درسی بوده که تونستم انجامش بدم. هر روز که چشمانم را باز می کنم برای آنروز زندگی می کنم و هر شب که چشمانم را می بندم به امید فردای بهتری بخواب می روم با این وجود هر کاری که می کنم و هر کاری که انجام نمی دهم سایه ای از شما هستم، از اینکه بیشتر با شما در تماس نیستم از خودم خجالت میکشم با این وجود میخواهم این درس بزرگت را به دو دخترم، نوهایت هم یاد بدهم همانطور که شما بمن آموختید. امیدوارم روزی که آنان بزرگ و مستقل شوند نیز همانگونه زندگی نمایند که من از شما یاد گرفتم. شاید آنها راه را کمی دورتر هم بروند و حتی تولد من را نیز بخاطر نیاورند ولی برای من مهم نخواهد بود، من ناراحت نخواهم شد همانگونه که میدانم شما از بی خبری من ناراحت نمیشوید. جالب است که ما مادران موقعی احساس موفقیت در زندگی می نماییم که فرزندانمان بی نیاز از ما بشوند و بتوانند مستقل زندگی نمایند. امیدوارم من نیز مانند شما روزی طعم کمی تلخ موفقیت را بچشم. شما مظهر یک مادر موفق نمونه هستید زیرا توانستید مرا، از هر لحاظ جسمی و روحی، که میتوان فکرش را نمود بسازید. همه آنچیزی که مرا میسازد را شما درست کرده اید و ذره ذره رشد داده اید. همچنین چیزهای کوچکی که بمن یاد دادید و من چقدر در لحظه لحظه زندگیم از آنها استفاده نمودم .. برای همه چیز از شما متشکر و بشما مدیونم ولی اکنون میخواهم به این شش دلیل زیر از شما تشکر نمایم: بخاطر اینکه همیشه پشتیبان من بودید؛ من هیچوقت نقاش خوبی نبودم، همچنین انشای من خیلی خوب نبود ولی یادم می آید که با چه علاقه ای آنانرا به مشتریان لباسهایی که در خانه خیاطی می نمودید می خواندید و نقاشیهای مزخرفم را با چه حرارتی به آنان نشان می دادید. همین شور و حرارت شما نسبت به همه کارهای کوچکی که من انجام میدادم اعتماد بنفسی در من بوجود آورد که منو تا اینجایی که اکنون هستم کشاند، دفتر یکی از بزرگترین نشریات بین الملل در کانادا. ممنونم! بخاطر همه فشارهایی که بمن آوردید؛ با وجود عصبانیت شما من کلاسهای نقاشی، شنا، پیانو و فرانسه را ادامه ندادم. میدانم هنوز چقدر از دست من ناراحت هستید و چقدر بمن گفتید آدمی که بخواد موفق باشه تلاش میکنه. این تجربه مشترک شما و من باعث شده که من به نوه های شما فشاری برای انجام کاری که دوست ندارند نیاورم. ما یاد گرفتیم که برای موفقیت انگیزه هم مانند تلاش لازم است. با این وجود شما آنقدر این جمله معروفتان را گفتید که تاثیرش را کامل روی من گذاشت. الان کمتر شبی است که من بدون تماشای قسمتی از سریال محبوبم بخوابم. ممنون! برای اینکه آشپزی بمن یاد دادید؛ قورمه سبزی و حلیمی که من درست میکنم توی شهر اونقدر طرفدار داره که شوهر یکی از دوستام  که یه رستوران معروف داره چند بار پیشنهاد شراکت بمن بده. بیشتر از این لذتی که درست کردن غذا برای دخترانم برای من داره رو با هیچ غذایی تو هیچ رستورانی عوض نمی کنم، اگر بیشتر خوشحالتون میکنه نوهاتون دارن آشپزی شما رو از من یاد میگیرن. شما درست می گفتید مادر جان کیکها با دارچین طعم بهتری پیدا می کنن. ممنونم! بخاطر اینکه گذاشتید اشکهایتان را ببینم؛ 8 ساله بودم و  خیلی شر و شلوغ و خیلی خوب یادم می آید که چگونه شما را عصبانی کرده بودم تا منو تنبیه کردید تا به اتاق خودم بروم و وقتی صدایتان را شنیدم به آشپزخانه برگشتم و شما را دیدم که در حال گریه هستید. آن موقع بود که فهمیدم شما قدرتمند ترین انسان روی زمین نیستید. شکننده، ظریف، زیبا و چقدر تلخ بود دیدن اشکهایتان با این وجود یاد گرفتم که همه انسانها میتوانند روزی بشکنند، غمگین باشند و گریه کنند، کاری که خود منهم بعضی وقتها انجام می دهم. برای من شما مظهر شور و عشق به زندگی هستید. متچکرم! برای اینکه هم رازهای زندگیم را میدانید؛ هنوز بعضی وقتها از یادآوری بعضی از این خاطرات خجالت میکشم. شما خودت بهتر میدونین وقتی که بخونه می آمدم و ساعتها بغلتون میکردم و گریه میکردم و شما چیزی از من نمی پرسیدی تا خودم بتونم بگم. از شکستهای عاطفیم تا تجربیات تلخ و شیرین زندگی، چگونه میتونم فقط با کلمات تشکر کنم؟ برای اینکه گذاشتید دنیا رو تجربه کنم؛ میدانم چقدر میخواستید دنیا را ببینید و به آنسوی مرزهای ساخته شده مردان بروید و چقدر وجود من مانع شما شد و چطور میتوانم فراموش کنم که در 14 سالگی مرا بدیدار اقوام در اروپا فرستادید تا تجربه ای را که هیچوقت فرصتش را نداشتید بدست آورم. یادم می آید که در روزدهم بغض دوری از شما داشت خفه ام میکرد اما هنگامی که صدای شما را شنیدم غرورم اجازه نداد گریه کنم، چقدر خوشحال بودم که نگذاشتم بفهمید که چقدر دلتنگ شما و خانه شده ام، اکنون اما میدانم که شما میدانستید و میدانم که نگذاشتید که من بشکنم. ممنونم! تمام عمر سپاسگذارتان خواهم بود تولدتان مبارک تنها دخترتان ...

هر انسان ۱۳ راز شخصی دارد

فصلنامه خصلتهای شخصی تحقیقی را منتشر کرده است که ماحصل بررسی بیش از هزار راز در چندین سنجش می باشد. تیم تحقیقاتی بر اساس نتیجه گیری و تقسیم بندی انواع رازهای ثبت شده، آنها را در معرض بازبینی و انتخاب دوباره در بین دو هزار نفر دیگر قرار داده اند و در مرحله نهایی متوجه شده اند که: انسانها به طور میانگین حدود ۱۳ راز شخصی دارند ولی پنج رازشان آنقدر مهم هستند که به هیچکس نمی گویند. پروفسور دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه کلمبیا  Michael Slepian و سرپرست تیم تحقیق می گوید « ما متوجه شدیم که فکر کردن افراد در باره اسراری که پنهان می کنند صدمات روحی و جسمی اش خیلی بیشتر از نگرانی ناشی از فاش شدنش می باشد» سواستفاده از اعتماد باعث شکل گیری حدود نیمی از اسرار آدمها است. دروغ و کلک های اقتصادی هم بخش بزرگی از اسرار شخصی افراد را شامل می شوند. دزدی، خیانت و در رفتن از مسئولیت های شغلی نیز بیش از ۳۰ درصد رازها را در بر می گیرند. تحقیق فوق در ضمن نشان داده است که بخش اعظم کلنجار رفتن در باره اسرار شخصی وقتی صورت می گیرد که افراد تنها هستند. به عبارت دیگر، نگرانی از لو رفتن یک راز خیلی کمتر از اذیتی است که فکر و خیال در باره رازها، ایجاد می کنند. تا مادامیکه یک فرد، یک راز را حمل می کند تشویش اصلی وجود خواهد داشت.
قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید خانم ها همیشه مقدم نیستند دو تشویش ذهنی مردانه مسله خیانت از زاویه دیگر پاسخ تست روانشناسی

زنان حادثه

امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند

أمل علم‌الدین، وکیل حقوق بشر که با جورج کلونی ازدواج کرده است به همراه پیام اخوان، «نسل‌کشی» دانستن کشتار ارامنه را در دادگاه حقوق بشر اروپا مطرح می‌کنند. وکیلان حقوق بشر، أمل علم‌الدین و پیام اخوان عضو تیمی هستند که از روز ۲۸ ژانویه/ ۸ بهمن مقابل دادگاه حقوق بشر اروپا در استراسبورگ، فرانسه حاضر شده‌اند تا این دادگاه را مجاب کنند که صد سال پیش، کشتار یک و نیم میلیون نفر ارمنی در ترکیه «نسل‌کشی» بوده است. یک تیم حقوقی به دنبال به رسمیت شناختن نسل‌کشی ارامنه علم‌الدین، وکیل دولت ارمنستان در دادگاه تجدید نظر سیاست مدار سوسیالیست و ناسیونالیست افراطی ترک، دوئو پرینچک (Dogu Perincek) است که در سال ۲۰۰۷ در سوئیس برای «انکار نسل‌کشی» ارامنه محکوم شد. پرینچک دوئو نسل‌کشی ارامنه را یک «دروغ بین‌المللی» خواند که به موجب آن به جرم «انکار نسل‌کشی» محکوم شد. قوانین سوئیس به مانند قوانین کشور آلمان هر نوع انکار نسل‌کشی‌ها در تاریخ بشر را جرم می‌داند. پرینچک اولین فردی است که در جهان در ارتباط با کشتار ارامنه محکوم شده است. پرینچک پس از حکم دادگاه سوئیسی با مراجعه به دادگاه حقوق بشر اروپا از دولت سوئیس شکایت کرد و گفت این دولت «حق آزادی بیان» او را نقض کرده است. دادگاه حقوق بشر اروپا در دسامبر ۲۰۱۳ به نفع حق آزادی بیان پرینچک رای داد. علم‌الدین، اخوان و دیگر اعضای تیم حقوقی که توسط کشور ارمنستان و سازمان‌های حامی حقوق قربانیان نسل‌کشی‌ ارمنستان استخدام شده‌اند، در خصوص رای ۲۰۱۳ دادگاه حقوق بشر اروپا درخواست تجدید نظر کرده‌اند. هدف اصلی این تیم به رسمیت شناخته شدن یک و نیم میلیون قربانی ارمنی در کشتاری است که به نظر این تیم باید «نسل‌کشی» محسوب شود. این تیم حقوقی امید دارد که بتواند این هدف را از طریق دادگاه حقوق بشر اروپا در پرونده تجدید نظر پرینچک در مقابل کشور سوئیس دنبال کند. پیام اخوان، وکیل  ایرانی- کانادایی نماینده دولت ارمنستان نیست؛ این پروفسور حقوق بین‌الملل در دانشگاه مک گیل کانادا با «موسسه مطالعات بین‌المللی نسل‌کشی و حقوق بشر» که از سازمان‌های مرتبط با «سازمان زوریان» در تورنتو است همکاری می‌کند. همسر ستاره هالیوودی یا وکیل حقوق بشر مشهور بودن علم‌الدین به واسطه ازدواج او با یک ستاره هالیوودی، توجه رسانه‌ها را به موضوع کشتار ارامنه جلب کرده است. بسیاری از رسانه‌ها حتی از بکاربردن نام رسمی این وکیل، أمل علم‌الدین، خودداری می‌کنند و با «أمل کلونی» خواندن این وکیل بر ازدواج او با جورج کلونی تاکید می‌کنند. پیام اخوان در گفت‌و‌گوی خود با نشریه «تورنتو استار» ضمن ابراز خوشحالی از اینکه در کنار همکار قدیمی‌اش علم‌الدین کار خواهد کرد به وجه «ستاره» بودن علم‌الدین به واسطه ازدواج با جورج کلونی اشاره می‌کند و ابراز تاسف می‌کند که رسانه‌ها بیشتر از اینکه به مساله رنج قربانیان بپردازند به وجه «هالیوودی» داستان علاقه دارند. اخوان می‌گوید: «متاسفانه رسانه‌ها بیشتر علاقه‌مند به داستان شهرت‌اند. واقعیت حقوق بشری، درد و رنج قربانیان است و نه شهرت ناجیان». علم‌الدین هم که خود به استقلال حرفه‌ای خود باور دارد، با طنز مخصوص خود توجه رسانه‌ها به لباس‌ها و ظواهر زندگی‌اش را مسخره می‌کند. با این حال، شهرت علم‌الدین موجب شده که بار دیگر کشتار ارامنه و نسل‌کشی بودن یا نبودن آن، موضوعی رسانه‌ای شود. پرینچک و رابطه پیچیده او با دولت اردوغان دولت کنونی ترکیه برای مقابله با تیم حقوق حامی به رسمیت شناختن نسل‌کشی ارامنه، برای پرینچک تیم حقوقی‌ای مجربی را استخدام کرده است. این در حالی است که خود دوئو پرینچک در ترکیه از متهمان دادگاه‌های جنجالی «ارگنکون» است که در آن بسیاری از ناسیونالیست‌های افراطی ترکیه، سوسیالیست‌ها و نظامیان ارتش به حبس ابد محکوم شده‌اند. پرینچک از سال ۱۹۹۲ دبیرکل حزب کارگران سوسیالیست در ترکیه بوده است و در سال ۲۰۱۳ به اتهام «توطئه و تلاش برای براندازی حکومت» در دادگاه «ارگنکون» محاکمه و محکوم به حبس ابد شده است. با این حال مساله کشتار ارامنه به قدری برای دولت ترکیه مهم است که تیمی حقوق برای نمایندگی پرینچک در دادگاه حقوق بشر اروپا توسط دولت ترکیه استخدام شده‌اند. دولت ترکیه کشتار ارامنه را به‌عنوان نسل‌کشی به‌رسمیت نمی‌شناسد و در تمامی دادگاه‌های بین‌المللی مرتبط با این کشتار، شرکت می‌کند. دولت ترکیه با سرمایه‌گذاری در تیم‌های حقوقی این توجیه را بیان می‌کند که در کشتار اوایل قرن بیستم ارامنه در ترکیه، ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار ارمنی جان خود را از دست داده‌اند و این تعداد تلفات جانی نسل‌کشی محسوب نمی‌شود. به اعتقاد ارامنه در سال ۱۹۱۵، یک‌ونیم میلیون ارمنی توسط ترک‌ها کشته شده‌اند و این کشتار به قصد نسل‌کشی و نسل‌کشی بوده است.

این زن نمی بخشد

ماجرای طاهره میان همه حوادث روزانه گم شد تا اینكه آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی، مجید كسی كه به صورتش اسید پاشیده بود، را بخشید. آنوقت بود كه طاهره لب به سخن گشود. آنان یك شباهت دیگر هم دارند و آن این كه هر دو برای طرف مقابل خود در محكمه حكم قصاص گرفته اند. فقط یك تفاوت میان آنان وجود دارد و آن این كه طاهره می گوید نمی بخشد.
موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست دختران شایسته جهان ازکجا می آیند مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

حقوق زنان

تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین

آزار جنسی را چگونه تعریف می‌کنید؟ از نظر شما آیا آزار جنسی فقط شامل آزار جنسی فیزیکی مانند تجاوز یا لمس بدن بدون اجازه فرد است؟ آیا متلک‌پرانی‌های خیابانی را هم بخشی از آزار جنسی محسوب می‌کنید؟ شاید هم اصلا به این موضوع کوچکترین فکری نکرده‌اید. به عنوان یک زن تجربه شخصی من از آزار جنسی و تعریف من از آن فراتر از مثال‌‌‌هایی است که زدم. من به تازگی در شبکه اجتماعی لینکدین شروع به گذاشتن پست‌ها و نوشته‌هایی برای تبلیغ و گسترش دایره اجتماعی و شغلی‌ام کرده‌ام. شبکه اجتماعی لینکد‌ین یک شبکه اجتماعی حرفه‌‌ای است که در آن می‌توانی رزومه و سابقه کاری خود را به اشتراک بگذاری و شرکت‌ها و افرادی که در زمینه حرفه‌ای مشابه با تو مشغول هستند دنبال کنی. در مدت بسیار کوتاهی بیش از هزار کاربر، پروفایل من را دنبال کرده‌اند و این باعث شده که روابط کاری بسیار عالی و امیدوار کننده‌ای پیدا کنم. اما بلااستثناء، تمام آقایانی که برای برقراری رابطه کاری با من تماس گرفته‌اند، دنبال چیز دیگری به غیر از امورات کاری و حرفه‌ای بودند. بعد از چند تجربه آزار دهنده حالا کار به جایی رسیده است که برای رفتن بر سر قرارهای به اصطلاح کاری و حرفه‌‌ای حلقه ازدواج دستم می‌کنم و دائما به شوهر خیالی خود در صحبت‌هایم اشاره می‌کنم تا مبادا آقای مخاطب برداشتی دیگر از حضور من در این جلسه داشته باشد. اما آیا این واقعا یک راه حل است؟ چگونه می‌توان با چنین تظاهر و دروغ‌هایی روابط کاری سالم داشت؟ من اسم دارم. گویا خوشگل خانم از نظر بعضی از آقایان یکی از اسامی من است. آنها بدون کوچکترین شناختی از من به خود اجازه می‌دهند «خوشگل خانم» را جایگزین اسم من کنند. آیا من باید از این بابت خرسند باشم که ایشان چنین لطفی به من دارند؟ جالب اینجاست که اگر به این رفتار اعتراض کنم با جملاتی روبرو خواهم شد که آنها هم نوع دیگری از آزار محسوب می‌شوند؛ جملاتی مانند: آش دهان سوزی هم نیستی، یا جوری صحبت می‌کنی انگار که سوفیا لورن هستی. به نظر می‌آید که از دید این افراد تنها هدف و انگیزه من به عنوان یک زن این است که مقبول آنها باشم حالا غافل از آنکه من با دیدن چنین رفتارهایی از سوی بعضی از آقایان خدا را بارها شکر می‌کنم که زیبایی سوفیا لورن را ندارم وگرنه خدا می‌داند با چه چیزهایی باید دست و پنجه نرم می‌کردم. اگر من از دید یک مرد جذاب و زیبا هستم این به این معنی نیست که من هم چنین دیدی را به او دارم و صد در صد به این معنی نیست که چون برای او جذاب هستم می‌خواهم رابطه‌‌ای فرای رابطه حرفه‌ای با او داشته باشم. اگر من بابت کمک و همکاری یک مرد از او کمال تشکر را دارم، دلیل بر این نیست که بخواهم به نشانه قدردانی با او رابطه جنسی هم داشته باشم. اگر من مجرد هستم، دلیل بر این نیست که دست به سینه منتظر نشسته‌ام، تا هر مردی که از کنارم رد شد، مثل عنکبوت بیوه سیاه، تار خود را تله راه او کنم. اگر من تمایل برای برقراری یک جلسه کاری با یک مرد دارم، این دلیل بر آماده بودن من برای برقراری یک رابطه فیزیکی با او نیست. اگر من در برابر متلک‌ها سکوت می‌کنم، سکوت من به دلیل اشتیاق نهفته‌ام برای همخوابگی با فرد متلک‌گو نیست. اما تا کی؟ تا کی قرار است بعضی از آقایان نقش ابله را بازی کنند و من نقش قربانی را؟ هستند آقایانی که چنین رفتارهایی را نمی‌پسندند و با مشاهده این نوع آزار و اذیت‌ها شاید اعتراض هم بکنند اما بسیاری از آنها اعتراضشان بر این اساس است که مگر آن مرد خودش ناموس ندارد؟ مگر آن مرد خواهر و مادر ندارد که به خود اجازه می‌دهد به خواهر و مادر و ناموس مرد دیگری بی‌حرمتی کند؟ چرا باید بعضی از آقایان برای من و زنان دیگر تنها در ظرفیت خواهر و مادر و ناموس مرد دیگری احترام قائل باشند؟‌ چرا یک زن به عنوان موجودی مستقل و نه در نسبت با یک مرد برای بسیاری از آقایان قابل احترام نیست؟ آیا این نگاه ناموسی به زن خودش یک دیدگاه جنسیت زده نیست؟ آیا این زن را به یک کالا که تنها تحت مالکیت یک مرد، با ارزش است تقلیل نمی‌دهد؟ تصور کنید که من در اداره‌‌ای که کار می‌کنم هربار از کنار همکاران مرد رد می‌شوم آنها را با القابی مانند جگر،‌ خوشتیپ، خواستنی و غیره خطاب کنم، تصور آقایان از من چه خواهد بود؟ آیا آنها به دنبال این خواهند بود که خودشان را مقصر رفتار من بدانند؟ آیا کرم از خود درخت است؟ بسیاری از ما زنان در برابر آزار و اذیت‌‌‌های جنسی و متلک‌گویی‌‌ها خودمان را مقصر می‌دانیم. بسیاری از آقایان اگر شاهد این باشند که به زنی متلک گفته می‌شود یا مورد آزار قرار می‌گیرد دنبال دلیل این آزار و اذیت در رفتار و پوشش آن زن می‌گردند. من به عنوان زنی که بارها انواع و اقسام این نوع آزارها را تجربه کرده‌‌‌ام دیده‌‌‌ام که سکوت در قبال این نوع آزار تنها به شیوع آن کمک می‌‌کند. باید همه ما زن و مرد، تعریف جامع و کاملی از آنچه آزار و اذیت جنسی است داشته باشیم و با دیدن آن رفتار اعتراض کنیم تا شاید بتوانیم آینده‌ای خالی از آزار جنسی را تجربه کنیم.

از تعریف و تمجید تا مزاحمت جنسی؛ مرز کجاست؟

۲۵ نوامبر (۴ آذر) روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است. امسال به بهانه این روز و به دلیل علنی شدن موارد پرشمار آزارهای جنسی در سطح جهان، سراغ موضوع مزاحمت و آزار جنسی رفته‌ایم. تعریف مزاحمت و آزار جنسی چیست؟ مرز بین مزاحمت جنسی و تعریف و تمجید کجاست؟ آیا اعلام مواردی عادی و بی‌خطر که قصد انجام‌دهنده آنها الزاما مزاحمت جنسی نبوده به عنوان آزار جنسی، این موضوع را لوث نمی‌کند؟ آیا باعث نمی‌شود که مردان از این پس از هرگونه تماس و برقراری ارتباط با زنان هراس داشته باند؟ پس از کمپین جهانی #metoo که موارد آزار جنسی را در سراسر جهان، از پارلمان بریتانیا تا هالیوود و کنگره آمریکا علنی کرد، این سوالات پررنگ شده‌اند. برای روشن شدن پاسخ این سوالات سراغ دو متخصص رفتیم: دکتر آزاده کیان، جامعه‌شناس و محقق در زمینه پژوهش‌های جنسیتی و سوده راد کنشگر برابری جنسیتی. تعریف آزار جنسی اگر به تعریف واژه‌نامه‌ای آزار جنسی رجوع کنیم می‌بینیم "آزار جنسی عملی است با ماهیت جنسی که در آن فرد یا افرادی با تعرض به شخصیت یک فرد، از طریق ارعاب، بهره‌گیری ناخواسته یا اجبار، خواستار دریافت توجه جنسی یا تحقیر جنسیتی با توسل به آزار کلامی می‌شوند". اما در عمل می‌بینیم که دامنه این اعمال بسیار وسیع است و می‌تواند فرد به فرد و جامعه به جامعه تغییر کند. چه بسا عملی که در یک جامعه آزار جنسی مسلم است در جامعه دیگری یک رفتار روزمره معمولی محسوب شود. دکتر آزاده کیان برای مثال به فرهنگ‌هایی اشاره می‌کند که در آنها لمس بدن طرف مقابل هنگام صحبت کردن امری عادی است: «آزار و مزاحمت جنسی و نه تجاوز، در جوامع مختلف می‌تواند متفاوت باشد. مثلا در کشورهای مدیترانه‌ای یا شرقی، افراد هنگام حرف زدن با هم تماس بدنی دارند اما در بسیاری از جوامع به خصوص با مذهب پروتستان اساسا رابطه لمس کردن بدن وجود ندارد و همین حرکت ممکن است آزار جنسی تلقی شود. بنابراین به نظرم تعریف آزار جنسی باید در جوامع مختلف و با توجه به فرهنگ‌های مختلف مورد دقت قرار بگیرد نه اینکه ما بخواهیم یک تعریف جهان شمول از این نوع آزار جنسی ارائه دهیم.» سوده راد با پذیرش تفاوت‌های فرهنگی و تاثیر آن بر تعریف آزار جنسی، تاکید می‌کند که اتفاقا موضوع بر سر همین فرهنگ است: «شما ببینید در کشورهایی که مردسالاری و پدرسالاری و سکسیسم عادی‌سازی‌شده‌‌اند، اتفاقا در اینجاها مرز رضایت داشتن خیلی کمرنگ است. در واقع عبور از مرز رضایت خیلی راحت‌تر است برای همین هم تعاریف فرق می‌کند.» او در عین حال تاکید می‌کند که به هیچ وجه مایل نیست وارد مقوله "نسبیت فرهنگی" شود و معتقد به این باشد که چون در ایران متولد شده پس حتما فرهنگی دارد که در آن آزار جنسی یک موضوع سطحی‌تر و قابل پذیرش‌تری است. تاثیر رابطه مبتنی بر قدرت در آزار جنسی آزاده کیان فاکتور اصلی در تعریف آزار جنسی را رابطه مبتنی بر قدرت می‌داند. او می‌گوید: «به نظر من اصل اساسی آزار جنسی رابطه قدرت است. اگر رابطه قدرت به نفع مردان باشد و آنها از این رابطه قدرت سوءاستفاده کنند می‌شود آن را آزار جنسی نامید. در حقیقت بدیل آزار جنسی سر جا نشاندن زنان است؛ زنانی که در بیشتر موارد در موقعیت اجتماعی نابرابر با مردانی قرار دارند که آنها را مورد آزار جنسی قرار می‌دهند.» او در توضیح این مسئله می‌گوید: «آزار جنسی زمانی اتفاق می‌افتد که مرد بخواهد اقدامی را چه لمس کردن چه بوسیدن و چه اقدام دیگر با یک زن انجام دهد ولی زن راضی به آن نباشد اما به خاطر ترس و واهمه‌ای که به لحاظ موقعیت اجتماعی مرد از او دارد نتواند مخالفت خودش را ابراز کند. اگر زنی در یک موقعیت مشابه با یک مرد باشد و مرد بخواهد او را لمس کند زن می‌تواند خیلی راحت به او بگوید دستت را بردار یا به من دست نزن چون موقعیت اجتماعی زن با این نه گفتن به هیچ وجه در خطر قرار نمی‌گیرد ولی یک منشی که رئیسش با او این کار را می‌کند به خاطر اینکه نگران شغلش است ممکن است در دم اعتراض نکند و سالها بعد که خود او در یک موقعیت مناسب‌تری قرار گرفت و دیگر از آن مرد نهراسید بگوید این یک آزار جنسی بوده است.» اما با این تعریف چگونه می‌توان آزارهای خیابانی را که در ایران بسیار معمول است، به عنوان آزار جنسی تعریف کرد؟ در آزارهای خیابانی هیچگونه رابطه قدرتی وجود ندارد و چه بسا طبقه اجتماعی آزاردهنده پایین‌تر از طبقه اجتماعی آزاردیده باشد. آزاده کیان اما در اینگونه موارد هم معتقد به رابطه قدرت است: «مردانی که در خیابان به زنان آزار جنسی می‌رسانند افرادی هستند که فکر می‌کنند فضای عمومی فقط و فقط متعلق به مردان است و اساسا زنان جایی در فضای عمومی ندارند. بنابراین وقتی زنی در فضای عمومی حاضر می‌شود، در حقیقت فضای آنها را مورد تجاوز قرار داده و به همین دلیل هدفشان این است که از طریق آزار رساندن، زنها را به خانه برگردانند. این هم به نوعی رابطه قدرت است چرا که در این جوامع به هر حال رابطه قدرت به نفع مردان است. اینجا فقط مسئله رابطه قدرت بین دو نفر نیست بلکه مربوط به رابطه قدرت کلی‌ای می‌شود که در این جوامع وجود دارد. چرا آزار خیابانی در جوامع اروپایی کمتر است؟» اصل بر رضایت است سوده راد ضمن تایید تاثیر رابطه مبتنی بر قدرت در تعریف آزار جنسی به مورد دیگری هم اشاره می‌کند: رضایت طرف مقابل. او در پاسخ به این پرسش که مرز آزار جنسی و ابراز توجه کجاست، می‌گوید: «خیلی ساده و در عین حال خیلی سخت است. موضوع دقیقا رضایت است. اینکه ممکن است پدر من به من بگوید "دختر خوشگلم" و من خیلی هم خوشم بیاید ولی اگر کسی در خیابان به من بگوید "خوشگل" این دیگر کامپلیمنت نیست، آزار جنسی است. اینجا رضایت شخص من ملاک است. هرکس می‌تواند درباره دیگران نظر داشته باشد اما وقتی شروع می‌کند این نظر را بیان کردن، درحقیقت وارد حریم طرف مقابل شده است و این ورود اگر بدون رضایت طرف مقابل باشد اسمش می‌شود آزار و تجاوز.» اما اعلام این عدم رضایت باید به چه صورتی باشد که از سوی طرف مقابل به عنوان یک نشانه مسلم، قابل درک باشد؟  سوده راد می‌گوید: «هرکسی برای اعلام عدم رضایتش یک روش دارد اما خیلی مهم است که بدانیم اگر من لبخند می‌زنم معنایش رضایت نیست، اگر من شوخی می‌کنم معنایش این نیست که می‌خواهم کمپلیمان یا لمس جنسی دریافت کنم. سالهای سال است که جنبش فمینیستی یک شعار معروف دارد و آن هم "نه یعنی نه". ما امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که فرهنگ تجاوز در آن شایع است، فرهنگ جنسیت‌زده "مرد برتر از زن است" در آن شایع است و باید تاکید کنم که موضوع خیلی جنسیتی است اما مختص یک جنس خاص نیست ما در روابط هم‌جنس‌گراها هم موضوع آزار جنسی را می‌بینیم.» این کنشگر برابری جنسیتی به اهمیت آموزش اشاره کرده و می‌گوید: «ما هنوز تعریف آزار جنسی را به طور فراگیر آموزش نداده‌ایم، اینکه مرز رضایت با اشتیاق برای برقراری رابطه جنسی یا برقراری یک مکالمه جنسی کجاست. این مرز است که مشخص می‌کند آزار جنسی کجاست و رابطه پر از عشق و رضایت کجا.» اهمیت "نه گفتن" بسیاری از کسانی که به اذیت و آزار جنسی و یا حتی تجاوز جنسی متهم می‌شوند، ادعا می‌کنند که متوجه عدم رضایت طرف مقابل نشده‌اند و در حقیقت "یک نه صریح و قاطع" از او نشنیده‌اند. به همین دلیل است که بایستی به زنان و به خصوص به دختران جوان آموزش داده شود که "شرم" را کنار گذاشته و "نه" بگویند. آزاده کیان در این باره می‌گوید: «در بعضی جوامع به زنان یاد داده میشود که شرم داشته باشند در حالی که به آقایان یاد داده می‌شود که اصلا شرم نکنند و رفتار متفاوتی داشته باشند. این را ما حتی در  خیلی جوامع اروپایی شاهدش هستیم. به همین دلیل هم یکی از شعارهای ضد آزار جنسی این است که وقتی یک زن می‌گوید نه، یعنی نه و این باید آموزش داده شود و به آنها یاد داده شود، به خصوص دختران جوان که شرم را کنار بگذارند و وقتی مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند بگویند نه و این نه به حدی صریح باشد که اگر طرف مقابل به رفتارش ادامه داد این افراد بتوانند جرأت کرده و شکایت کنند. البته به شرطی که پلیس و قوه قضائیه هم در شرایطی باشند که زن بتواند علیه آزاردهنده به آنها شکایت برد.» سیگنال‌های اشتباه برخی از مردان، معتقدند زنانی که لباس باز می‌پوشند در حقیقت خواهان توجه و نگاه بیشتر هستند و نه البته الزاما خواهان برقراری رابطه جنسی. به همین دلیل هم نگاه کردن به چنین زنانی را نه تنها آزار نمی‌دانند بلکه آن را خواسته این زنان عنوان می‌کنند. سوده راد در این باره می‌گوید: «من می‌خواهم کمی به عقب برگردم. ببینید اصلا چرا زنها باید لباس پوشیده‌تر بپوشند؟ چرا باید سینه‌هایشان را بپوشانند در حالی که مردها می‌توانند سینه لخت حتی در خیابان یا پلاژ حضور داشته باشند؟ این فرهنگ است که هرکسی زن به دنیا می‌آید مجبور باشد خودش را بیشتر بپوشاند و اگر لباس کوتاه‌تر یا یقه بازتری بپوشد به معنای "در باغ سبز نشان دادن" یا "چراغ سبز نشان دادن" برای برقراری رابطه جنسی یا مورد توجه قرار گرفتن است. این تلاش برای پوشاندن بدن زن و تلاش برای جنسی کردن بدن زن است و از آن طرف تلاش برای اینکه مرد را یک شکارچی بدانیم تا زن را شکار کند و در واقع همه اینها چرخ‌دنده‌های مختلف فرهنگی هستند که متاسفانه به یک چرخ گوشت تبدیل شده برای آنکه آخرسر جنس و جنسیتی که ضعیف‌تر است در آن قربانی شود.»  این کنشگر برابری جنسیتی تاکید می‌کند که در اینگونه جوامع، مردان هم تحت فشار هستند: «کافی است سری به سالن‌های ورزشی بزنید و ببینید چطور مردها تحت فشار هستند که بیشتر عضلانی بشوند و چطور زنی که دارد بدن‌سازی می‌کند به عنوان یک اقلیت به او نگاه می‌شود و به او می‌گویند "هیکلت دارد مردانه می‌شود". اینها همانطور که گفتم چرخ دنده‌های یک سیستم آسیب‌زننده هستند.»   آزاده کیان بر این نکته تاکید می‌کند که الزاما لبخند زدن یا نگاه کردن به یک زن یا تعریف کردن از زن، آزار جنسی محسوب نمی‌شود و چه بسا زنان از این رفتارها لذت هم ببرند. اما او می‌گوید: «اما این بستگی دارد به این که تعریف به چه نوعی صورت بگیرد و با چه دلیلی صورت بگیرد و اینکه مردان بفهمند وقتی زنی راضی نیست و نمی‌خواهد، دیگر ادامه ندهند و دیگر تکرار نکنند. متاسفانه بعضی آقایان که هدف آزار جنسی دارند ممکن است از یک تعریف شروع کرده و تا کارهای دیگر ادامه دهند و در واقع به حریم جسمی یک زن توهین کنند.» فرهنگ، آموزش، رابطه قدرت، اهمیت نه گفتن و شهامت پذیرش نه  شنیدن و در کنار همه اینها اعتماد به سیستم قضایی‌ای که بتواند پناه آزاردیدگان جنسی باشد، فاکتورهایی هستند که باید در موضوع  اذیت و آزار جنسی مورد توجه قرار بگیرند. خوش‌بینانه و شاید ساده‌انگارانه باشد اگر فکر کنیم بدون در نظر گرفتن این فاکتورها می‌توان به مبارزه با آزار جنسی رفت.  منبع: DW
گرفتن حق باید محضری شود ازدواج! نه به هر قیمتی ۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان خرده مصیبتهای بچه دار نشدن آیا تجاوز جنسی در سوئد از خاور میانه رایج‌تر است؟