1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

روز جهانی ترک سیگار هر سومین پنجشنبه نوامبر در بسیاری از نقاط جهان جشن گرفته می شود. این واقعه در سال 1977 توسط انجمن سرطان آمریکا برای پیشگیری از مصرف تنباکو و ارتقاء سلامت به وجود آمد.

هدف این روز ترویج کاهش رواج وابستگی به تنباکو، و مبارزه با مصرف سیگار برای تمام سنین جوامع ، پیشگیری از مصرف دخانیات و اطلاع رسانی به عموم مردم در مورد اثرات مخرب مصرف توتن و تنباکو بر سلامت، و متقاعد کردن جوانان امروزی به اینکه سیگار کشیدن نشانه ای از جهل و نا آگاهی است.

به گفته سازمان بهداشت جهانی(WHO):

  • نود درصد از مرگ و میر در سراسر جهان به دلیل سرطان ریه،  -75٪التهاب های تنفسی مزمن و  - 25٪از بیماری های قلبی ناشی از سیگار کشیدن می باشد؛
  • در جهان هر ده ثانیه یک فرد سیگاری شدید می میرد (کارشناسان پیش بینی می کنند که تا سال 2020 این رقم به یک نفر در هر 3 ثانیه افزایش می یابد)؛
  • سیگار کشیدن و بیماری های ناشی از آن در هر سال  تبدیل به یک علت مرگ کمتر از یک میلیون نفر از شهروندان روسیه شود؛
  • در روسیه، سیگار حداقل 10٪ از زنان، و در میان دانش آموزان دبیرستانی و دانشجویان کالج - 53٪از پسران و 28٪ دختران را در بر می گیرد؛
  • سیگاری های شدید در روسیه امروزه تا 60 درصد از مردان را در بر می گیرد (در میان برخی از جوامع، این رقم 95 درصد می باشد!)؛
  • کشیدن ترک - غیر ممکن است، و 28٪ و در مورد آن فکر نمی کنم. با 21٪ از کسانی که ساکنان بررسی قبلا سعی برای ترک سیگار، اما فایده ای نداشت.

بر اساس بررسی ها 12 درصد از پاسخ دهندگان بر این باورند که ترک سیگار به اندازه کافی آسان است، در مقابل  56درصد بر این باورند که کاری مشکل است، 4٪  بر این باورند که ترک سیگار  غیر ممکن است، و 28٪ در مورد آن فکر نکرده اند. 21٪ از افراد مورد بررسی نیز گفته اند که قبلا سعی به ترک سیگار کرده اند، اما فایده ای نداشته است.

سی درصد از شهروندان مورد مطالعه از مراکز کمک ترک سیگار آگاه هستند ولی 70٪  آن ها هیچ آگاهی ندارند.

تقریبا 25٪ از افراد سیگاری قبل از موعد مقرر به دلیل استفاده از توتون و تنباکو می میرند. بسیاری از آنها توانسته اند برای ده سال طولانی تر زندگی کنند.مرگ و میر ناشی از سیگار کشیدن  به طور متوسط ​​10-15 سال زودتر از عمر فرد می باشد .

لازم به ذکر است زمانی که آگاهی خوبی از خطرات ناشی از سیگار کشیدن برای سلامتی وجود داشته باشد، افراد بسیار زیادی به دنبال خلاص شدن از شر این اعتیاد می روند. افرادی که  عواقب سیگار کشیدن بر سلامتی خود و دیگران را درک نمی کنند، و یا معتقدند که وابستگی به نیکوتین نگرانی ندارد، و یا عادت سیگار کشیدن آنقدر  قوی است که ترک آن برایشان غیر ممکن است در مرز خطر جبران ناپذیری قرار دارند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

خدایا دست ات را از گلویم بردار

این روزها از دست خدا کلافه ام. اصولا رابطه من و خدا خیلی خوب است. من شاید بنده شاکر خوبی نباشم او اما همیشه شش دانگ حواس اش به من است. این روزها نمی دانم سرش به کدامین بنده اش گرم است که حس می کنم پیچ خورده ایم به هم.

مرگ هیچ وقت عادی نمی شود

آدم ها می میرند،مرگ طبیعی است اما مرگ آدم هایی كه دوستشان داریم برای ما عادی نمی شود. مرگ طبیعی است اما كسانی كه دوستشان داریم دفعه اولشان است كه می میرند و برای همین مرگ شان طبیعی نمی شود.
ساعت بی عقربه چگونه به زنان توجه کنید دلم می خواهدت.. انگار همه روزها یکشنبه اند اتفاق همین روزهاست...

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

در شرایطی که بهای آب و برق و گاز و خدماتی از این قبیل در حال تغییر است شاید بد نباشد که در بعد کلان به میزان مصرف این انرژی ها در منزل جدید خود توجه نشان دهید. یکی از مهم ترین شاخصه ها استفاده از شیشه های دو جدار است.

از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید

خرید برای منزل تجربه ای خوشایند است، البته به شرط آنکه با در نظر گرفتن تمهیداتی بتوانیم به اندازه نیاز و بودجه مان خرید کنیم.  با یاد گرفتن تکنیک های خرید، دیگر از خرید در فروشگاه های بزرگ هراسی نخواهید داشت.
دردسرهای خرید گوشت قرمز کیفی پر از مدرسه حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید لامپ کم مصرف حامی محیط زیست وزیر اقتصاد منزل تان باشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن

زن بالابلند است و جوان. زیبایی محزونی دارد. همسرش را دوماه قبل در تصادفی جانکاه از دست داده و حالا فهمیده دوماهه باردار است. حال خرابی دارد. پشتوانه مالی چندانی ندارند. همسرش کارمند ساده‌ای بوده در یک اداره دولتی و خانواده‌اش هم سنتی و کم بضاعت هستند. خودش هم زنی است برآمده از فرهنگی مردسالارانه. دانشگاه نرفته، مهارتی برای امرار معاش نمی‌داند. پیشتر به واسطه محدودیت‌های همسرش و حالا پس از او به واسطه سختگیری‌های هر دو خانواده مجال کار کردن و امرار معاش را نخواهد یافت و دیر یا زود ناچار خواهد بود به ازدواج دوم تن دهد یا تا ابد تنها بماند. کسی از حاملگی اش با خبر نیست جز همسر دوست نزدیک شوهر. می‌خواهد بچه را «بیندازد» تا او را با به دنیا آوردنش شریک بدبختی خود نکند. می‌گوید: «آنقدر خودخواه نیستم که فقط به خودم فکر کنم. بعضی‌ها می‌گویند بچه‌ام یادگاری از شوهرم است ولی وقتی که دیگر نیست چه فایده ای دارد؟» سقط جنین ممکن است خودبه‌خود رخ دهد، به دلایل پزشکی انجام شود و یا انتخابی باشد. در موارد اول و دوم بحث و جدلی در کار نیست اما سقط جنین انتخابی یکی از چالش‌های دولت‌ها با مردم است. در ایران این موضوع پیچیده تر هم هست چرا که علاوه بر ابعاد حقوقی ابعاد شرعی و عرفی هم دارد. آمارهای رسمی در ایران نشان می‌دهند بخش زیادی از زنان به دلایل متعدد خودشان تصمیم می‌گیرند که جنین خود را سقط کنند. واقعیت این است که سیاست‌های حکومتی در ایران بدون تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، اصلاح قوانین حمایت از خانواده و البته آموزش‌های مدنی نه تنها نتوانسته منجر به فرزندآوری شود، بلکه نتیجه‌ای معکوس داشته و حتی پاداش‌های مالی یک میلیون در ازای هر فرزند نتوانسته است مردم را مجاب کند تا دست از سقط جنین بکشند یا حداقل این رویداد سیر نزولی بیابد. در قوانین ایران تنها سقط جنین قانونی از نوع درمانی است. سقط درمانی هنگامی ضرورت دارد که بنا به دلایل پزشکی ادامه بارداری برای مادر خطرناک باشد و البته سقط پیش از حلول روح صورت پذیرد .بر اساس ماده واحده مصوب ۱۰/۰۳/۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی؛ سقط درمانی باید با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی در مواردی که عقب ماندگی یا ناقص‌الخلقه بودن جنین تشخیص داده شده یا خطر مرگ مادر را تهدید می کند، با رضایت زن انجام شود تا مجازات و مسوولیتی متوجه پزشک مباشر نباشد. این میان اما سقط انتخابی در جامعه ایران کم رخ نمی‌دهد. کافی است در میان نزدیکان و آشنایان پرس و جو کنید یا سری به روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی بزنید. براساس آمار رسمی منتشر شده در رسانه های داخلی ایران، آمار مراجعان برای سقط جنین به مراکز پزشکی در طول ۱۰ سال گذشته رشد صعودی داشته و از در هزار و ۹۲۹ مورد در سال ۸۵ به ۹ هزار و ۹۵۵ مورد در سال ۹۴ رسیده است. آمار غیر رسمی منتشر شده اما رقمی هولناک دارد. سایت فرارو در اردیبهشت ماه سال جاری آمار سقط جنین در ایران را چیزی بیش از ۲۲۰ هزار مورد اعلام کرده و از قول حسین مروتی پژوهشگر بحران جمعیتی گفته است در سال ۹۴ بیش از ۲۲۰ هزار مورد سقط جنین رخ داده که کمتر از ۶ هزار مورد از آنها قانونی بوده است. عمده‌ترین دلایل سقط جنین در ایران چیست؟ برخی گمان می‌کنند عمده ترین دلایل زنان برای سقط جنین بارداری‌های خارج از چارچوب ازدواج است، یا بارداری‌هایی که در نتیجه ازدواج‌های موقت اتفاق می‌افتند؛ چرا که این بچه‌ها عموما از سوی مردان رابطه پذیرفته نشده و زنان نیز به تنهایی قادر به حل و فصل مصائب آن نیستند. سیاست‌ها در جامعه ایران در سال‌های اخیر همواره بر این مبنا بوده که خانواده‌ها را به افزایش جمعیت، تشویق به ازدواج حتی به صورت موقت و فرزندآوری وادارد. در مواردی حتی مسئله‌ وازکتومی و توبکتومی را به عنوان اقدامات پزشکی غیرقانونی مطرح کرده و دسترسی زنان و مردان را به ابزارهای پیشگیری محدود کرده است. این اقدامات همگی بی‌توجه به عواقبی همچون شیوع بیماری‌های مقاربتی، بارداری زنانی که ازدواج رسمی نداشته یا حتی در زمان ازدواج موقت باردار شده بودند و به عنوان مادران مجرد با مصائب بی‌شماری در جامعه مواجه می‌شدند اتفاق افتاده است. نتیجه اما چیست؟ سقط جنین ممکن است خودبه‌خود رخ دهد، به دلایل پزشکی انجام شود و یا انتخابی باشد. در موارد اول و دوم بحث و جدلی در کار نیست اما سقط جنین انتخابی یکی از چالش‌های دولت‌ها با مردم است. در ایران این موضوع پیچیده تر هم هست چرا که علاوه بر ابعاد حقوقی ابعاد شرعی و عرفی هم دارد. آمارهای رسمی در ایران نشان می‌دهند بخش زیادی از زنان به دلایل متعدد خودشان تصمیم می‌گیرند که جنین خود را سقط کنند. واقعیت این است که سیاست‌های حکومتی در ایران بدون تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، اصلاح قوانین حمایت از خانواده و البته آموزش‌های مدنی نه تنها نتوانسته منجر به فرزندآوری شود، بلکه نتیجه‌ای معکوس داشته و حتی پاداش‌های مالی یک میلیون در ازای هر فرزند نتوانسته است مردم را مجاب کند تا دست از سقط جنین بکشند یا حداقل این رویداد سیر نزولی بیابد. در قوانین ایران تنها سقط جنین قانونی از نوع درمانی است. سقط درمانی هنگامی ضرورت دارد که بنا به دلایل پزشکی ادامه بارداری برای مادر خطرناک باشد و البته سقط پیش از حلول روح صورت پذیرد .بر اساس ماده واحده مصوب ۱۰/۰۳/۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی؛ سقط درمانی باید با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی در مواردی که عقب ماندگی یا ناقص‌الخلقه بودن جنین تشخیص داده شده یا خطر مرگ مادر را تهدید می کند، با رضایت زن انجام شود تا مجازات و مسوولیتی متوجه پزشک مباشر نباشد. این میان اما سقط انتخابی در جامعه ایران کم رخ نمی‌دهد. کافی است در میان نزدیکان و آشنایان پرس و جو کنید یا سری به روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی بزنید. براساس آمار رسمی منتشر شده در رسانه های داخلی ایران، آمار مراجعان برای سقط جنین به مراکز پزشکی در طول ۱۰ سال گذشته رشد صعودی داشته و از در هزار و ۹۲۹ مورد در سال ۸۵ به ۹ هزار و ۹۵۵ مورد در سال ۹۴ رسیده است. آمار غیر رسمی منتشر شده اما رقمی هولناک دارد. سایت فرارو در اردیبهشت ماه سال جاری آمار سقط جنین در ایران را چیزی بیش از ۲۲۰ هزار مورد اعلام کرده و از قول حسین مروتی پژوهشگر بحران جمعیتی گفته است در سال ۹۴ بیش از ۲۲۰ هزار مورد سقط جنین رخ داده که کمتر از ۶ هزار مورد از آنها قانونی بوده است. عمده‌ترین دلایل سقط جنین در ایران چیست؟ برخی گمان می‌کنند عمده ترین دلایل زنان برای سقط جنین بارداری‌های خارج از چارچوب ازدواج است، یا بارداری‌هایی که در نتیجه ازدواج‌های موقت اتفاق می‌افتند؛ چرا که این بچه‌ها عموما از سوی مردان رابطه پذیرفته نشده و زنان نیز به تنهایی قادر به حل و فصل مصائب آن نیستند.    

راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه

بسیاری بر این عقیده هستند که زمانی می شود جامعه ای را پیشرفته دانست كه زنان آن جامعه پیشرفت كرده باشند. اما از سالها پیش كه دختران گوی سبقت را از پسران در قبولی دانشگاههای كشور ربودند برخی به فكر افتادند تا این روند را به طریقی كنترل كنند.
زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود زوجها ژنهایی مشابه دارند سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود

در مطالب قبلی به نکاتی درباره آداب غذا خوردن در رستوران اشاره کردیم. با توجه به استقبالی که دوستان لادیز از چنین مطالبی کردند، تصمیم گرفتیم که نکات بیشتری را در مورد مواردی که هنگام غذا خوردن باید رعایت کرد، با هم مرور کنیم.

تست مهارت ارتباطی

این تست، مهارت های عاطفی و ارتباطی افراد را ارزیابی می کند. برای آنکه دریابید تا چه میزان در ارتباطات و روابط تان، شخصی توانمند و اثرگذار هستید این تست را انجام دهید. این تست شاید همان بهانه ای باشد که برای خوشایند کردن روابط تان به آن نیاز دارید.
یازده خطای دخترانه این موضوعات ارزش بحث ندارد! بعضی ها بیشتر عاشقِ مخ زنی هستند تا رابطه تست روانشناسی چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟

زنان حادثه

با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید

شاهزاده امنیت" لقب رسمی پریسا تبریز، مسئول امنیت اطلاعات بنگاه گوگل است. او زیاد اهل مصاحبه نیست و شمار عکس‌هایی که از او در اینترنت پیدا می‌شود، کمتر از انگشتان یک دست است. نشریه معتبر فوربس، سال گذشته پریسا تبریز را در میان یکی از ۳۰ چهره‌موفق زیر ۳۰ سال در عرصه فناوری در کنار مارک زوکربرگ، پایه‌گذار فیس‌بوک، جای داد. به تازگی خبرنگار مجله "ELLE" به دیدار این کارمند ارشد گوگل، در مقر این کمپانی در کالیفرنیا رفته و با وی گفت‌وگویی انجام داده است. گفت‌وگو در سالن کنفرانس گوگل انجام شده، چون طبق قوانین گوگل خبرنگاران اجازه ورود به ساختمانی را که پریسا تبریز در آن کار می‌کند، ندارند. در تمام مدت گفت‌وگو نیز یک محافظ این خبرنگار را همراهی می‌کرده؛ حتی هنگام رفتن به دستشویی. پریسا تبریز، ۳۱ ساله، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است؛ مادرش پرستاری آمریکایی − لهستانی و پدرش یک پزشک مهاجر ایرانی است. او در سال ۲۰۰۷ به استخدام گوگل درآمد و دهمین عضو تیم کوچکی از هکرها در این کمپانی شد. وظیفه این تیم در یک کلام تأمین امنیت نرم‌افزارهای گوگل بود. اما اکنون این تیم گسترش یافته و بیش از ۲۵۰ متخصص امنیتی در گوگل مشغول به کار هستند. خبرنگار مجله "ELLE" می‌نویسد، پریسا تبریز برای گفت‌وگو در لباسی به رنگ همیشگی، سیاه، با چهره‌ای صمیمی و بدون آرایش ظاهر می‌شود و با لبخند می‌گوید: «این رنگ لاغر نشان می‌دهد.» پریسا تبریز آن طور که خود می‌گوید، در دوران کالج برای نخستین بار با کامپیوتر کار کرده و تا آن موقع وقتش را با هنر، ورزش و رقابت با دو برادرش سپری می‌کرده است. او که در ریاضی و علوم استعداد داشته، سپس وارد دانشگاه ایلی‌نوی شده و اندکی بعد نیز علاقه به امور کامپیوتری در او بیدار می‌شود.

کیم کارداشیان در همسایگی ایران

کیم کارداشیان، ستاره تلویزیونی آمریکایی، برای شرکت در مراسم مربوط به صدمین سالگرد کشتار ارامنه و ضبط اپیزود جدید برنامه تلویزیونی اش، "همراهی با کارداشیان ها"، به ارمنستان رفت. خانواده پدری کیم کارداشیان ارمنی هستند. در این سفر کلوئه، خواهر کیم، کانیه وست، رپر و تهیه کننده آمریکایی و همسر کیم و فرزندش او را همراهی می کنند. در روزهای آینده، علاوه بر چهره های سیاسی از کشورهای مختلف، ستاره هایی از جمله جورج کلونی و همسرش امل نیز برای شرکت در مراسم صدمین سالگرد قتل عام ارامنه به ارمنستان خواهند رفت. سیستم آف ا داون، گروه موسیقی ارمنی آمریکایی، شب ۲۳ آوریل در ایروان کنسرت برگزار خواهد کرد. نزدیک به ۲۰ کشور و چند سازمان بین المللی و مورخان غربی کشتار بیش از یک و نیم میلیون ارامنه در اواخر امپراتوری عثمانی و سالهای ابتدایی جمهوری ترکیه را قتل عام نامیده اند. در طی این قتل عام سازماندهی شده بیش از یک میلیون یونانی و بیش از هشتصد هزار یونانی ساکن فلات اناتولی نیز کشته شدند. هر چند ترکیه امروزی این اتهام را رد می کند و می گوید که گروهی از ارامنه و ترک ها در شرایط بحرانی حاکم بر جنگ جهانی اول به دلایل مختلف از جمله بیماری و گرسنگی کشته شدند اما شواهد انکار ناپدیز حاکی از سارماندهی  حکومت عثمانی و ترکها در پاکسازی قومی و مذهبی آنچه امروزه ترکیه نامیده میشود را دارد.
زندگی در برزخ زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است گلشیفته و سندرم بریژیت باردو زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا چراغهای رابطه تاریک اند

حقوق زنان

آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی

 خشونت نسبت به زنان سابقه ای طولانی و شکل های گوناگون دارد. شکل خاصی از خشونت را می توان در خشونت های جنسی مشاهده کرد. خشونت جنسی و تجاوز، تأثیرات مخربی بر روی زندگی، جسم، و روان زنان می گذارد اما باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن این که در جوامع مردسالار که معمولاً زنان نه فقط جنس دوم بلکه مایملک مردان در نظر گرفته می شوند از طریق خشونت جنسی و تجاوز به زنان، مردان خشونت پیشه غلبه خود را بر مردان دیگری که زنان قربانی، زیر سلطه و نظارت آنان قرار دارند نمایش می دهند. به عبارت دیگر زنان به عنوان نشانه و ابزاری برای زورآزمایی مردان با یکدیگر (برای اثبات قدرت شان) در نظر گرفته می شوند. تجاوز جنسی به زنان، در واقع زنی را که تا لحظۀ تجاوز، زیر نظارت مرد دیگری بوده زیر سلطه فرد متجاوز در می آورد و نه تنها امکان نظارت بر زن را از آن مرد مغلوب می ستاند بلکه مردانگی او را نیز از بین می برد، و مرد غالب از این طریق به بازتولید هویت مردانه خود و نظم جدیدی از مردسالاری می رسد. مقاله زیر در رابطه با تجاوزهای جنسی فراوانی که در خلال جنگ و مناقشات کنونی منطقه ما نسبت به زنان صورت می گیرد تنظیم شده است اما روشن است که این نگاه را می توان به هر نوع تخریب و نابودی جسم و جان زنان مانند وقایع اسید پاشی و هم چنین قتل های ناموسی نیز تعمیم داد. مناقشاتی که در دهه های اخیر به علت درگیریهای قومی، مذهبی و نژادی در میان گروه های مختلف رخ می دهد دارای ویژگی های خاص خود هستند. هر چند که همیشه در جنگ ها خشونت و غارت و کشتن افراد غیر نظامی وجود داشته اما ابعاد خشونت در مناقشات و جنگ های کنونی در منطقه، بسیار گسترده تر شده است. گذشته از خشونت نسبت به افراد عادی، ویژگی دیگر این جنگ ها، خشونت و تجاوزهای مکرر جنسی به زنان است. هر چند که پس از جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۹ و بعد در سال ۱۹۷۷ در کنوانسیون ژنو توجه به حقوق و موقعیت افراد غیر نظامی به ویژه وضعیت زنان و کودکان، در اسناد مختلف مطرح شد (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷) اما نگاه جامعه جهانی به این پدیده هولناک که از سال های پیش، آغاز شده بود تنها بعد از جنگ داخلی بوسنی به این امر تمرکز یافت. تا آن زمان زنان بسیاری در جنگ های متعدد برمه ، کنگو، رواندا و بوسنی – و در حال حاضر در سوریه و عراق – از طرف گروه های متخاصم مورد تجاوز، بردگی و آزار جنسی قرار گرفته، به بردگی گرفتار شده، و به فروش رسیده اند. یکی از دلایلی که معمولاً برای توجیه عمل تجاوز جنسی مطرح می شود توجیه بر اساس میل جنسی مردان است و گفته می شود که سربازان پس از پیروزی بر دشمنان و فتح سرزمین آنها، برای رفع نیازهای جنسی خود دست به این عمل می زنند. این توجیه بیشتر در حد گفتار برای افراد عادی قابل طرح است و از لحاظ بررسی های علمی هرگز مورد تأیید نیست. زیرا تجاوزهای جنسی بدون توجه به امکان برطرف کردن میل جنسی افراد صورت می گیرد و ارتباطی با در دسترس بودن یا در دسترس نبودن امکاناتی برای رفع نیازهای جنسی سربازان ندارد، بلکه بعضی از مردان در “خلاء فرهنگی” به وجود آمده در فضای جنگی، به این عمل شنیع دست می زنند. شواهد متعددی وجود دارد که مشخص می کند تجاوز نه عملی جنسی بلکه عملی تهاجمی است. آن چه متجاوز را راضی می کند نه صرف عمل بلکه تحقیر و خفیف کردن قربانی و دریافت احساس سلطه و قدرت بر زن است. با توجه به هدفمند بودن این رفتار که در مناقشات امروزی دیده می شود، خشونت جنسی را به عنوان سیاستگزاری جنگ و به عنوان یکی از ابزارهای جنگ – ساده ترین و ارزان ترین ابزار جنگ – با بیشترین منافع در نظر می گیرند. خشونت جنسی در سیاستگزاری جنگ در مجاورت سایر ابزار های جنگی در نظر گرفته می شود و یک استراتژی مؤثر برای پیشبرد اهداف جنگی است. خشونت جنسی زنان ساده ترین ابزار جنگی است زیرا به طور مستقیم در برگیرنده علایق مجرمان به انجام و تکرار آن است. ارزان ترین ابزار است زیرا برای گروه مهاجم هزینه ای در بر ندارد. وانگهی، بیشترین منافع را برای مهاجم به وجود می آورد زیرا آگاهی از وجود تجاوزات جنسی حتا قبل از این که سرزمینی فتح گردد باعث فرار افراد و رها کردن خانه و سرزمین خود می شود بنابراین فتح سرزمین و راندن افراد، ساده تر صورت می گیرد. توجه به شرایط حاکم بر جنگ که باعث انجام رفتارهای غیر عقلانی می شود نیز مهم است. افراد در شرایط جنگی از لحاظ احساسی سردرگم ، ناامید ، عصبانی و ترس خورده هستند و به دلیل شرایطی که در آن به سر می برند دست به رفتارهای غیر عقلانی می زنند طبعاً یکی از این رفتارهای خشن و غیرعقلانی، تجاوز به زنان است. در این حالت، تجاوز بخشی از سیاستگزاری جنگ نیست بلکه رفتاری است که از سربازان سر می زند. اما از بروز چنین اعمالی نه تنها جلوگیری نمی شود بلکه قصد جلوگیری را هم ندارند. گمان بر این است که چنین رفتاری برای سربازان و در زمان جنگ طبیعی است و باعث ایجاد همبستگی و کسب رضایت خاطر میان افراد می گردد. توجه به جهان بینی، باورهای جمعی و ساختار اجتماعی گروه های در مناقشه با یکدیگر، نکته دیگری را توضیح می دهد زیرا در ساختار اجتماعی برخی از گروه ها چنین رفتاری نه تنها مجاز بلکه مورد درخواست نیز می باشد از این روست که رفتار افراد را نمی توان تنها با توجه به دلایل فردی توجیه کرد بلکه باید عنوان رفتاری مورد انتظار در چهارچوب باورهای فرهنگی گروه نیز در نظر گرفت. اگر ساختار و فرهنگ زن ستیزی در گروه های مختلف در حال مناقشه با یکدیگر را در نظر داشته باشیم، مشخص می شود که این گروه ها دارای تفاوت هایی در مورد زبان، نژاد، مذهب و به صورت کلی تفاوت در جهان بینی شان با یکدیگرند اما اکثر آنان دارای ساختاری مردسالارانه و زن ستیز، البته با تفاوت هایی در درجه زن ستیزی با یکدیگر هستند. در این جوامع “مردانگی” اصلی بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که “مردانگی” وابسته به نظارت بر کلیه وجوه زندگی زنان و قراردادن آنان در چهارچوب تفکرات مردانه. در فرهنگ های مختلف و ایدئولوژی های مختلف زن دارای ویژگی خاصی می باشد و تنها در صورتی که ان گونه رفتار کند، حرکت کند، فعالیت کند و پوششی مناسب با ایدئولوژی حاکم داشته باشد مردانگی مردان به اثبات می رسد. در نتیجه نمی توان خشونت های جنگی را به صورت فقط سیاستگزاری جنگی یا رفتار فردی در نظر گرفت بلکه باید به تاثیر ساختار فرهنگی توجه داشت، رفتارهای خشن با توجه به فرهنگ گروه را باید به صورت رفتارهایی مطابق با آداب فرهنگی و اجتماعی گروه در نظر گرفت و فرد در چارچوب رفتاری مورد قبول گروه زن ستیز خود رفتار می کند. هدف از درگیری های کنونی تنها فتح سرزمین نیست بلکه بر اساس ایدئولوژی خاصی باید موجودیت، و نسل گروه مخالف را از بین برد بنابراین نه تنها باید سرزمین را فتح کرد، نه تنها باید مردان را از میان برد و بدین وسیله قدرت خود را اثبات کرد بلکه از آن جا که مردانگی اصلی بسیار مهم و تعیین کننده است باید “مردانگی” مردان گروه مخالف را نیز از بین برد و آنان را به عنوان افرادی که قادر به حفظ سرزمین و حمایت از افراد خود به خصوص حفاظت از زنان نیستند مورد تحقیر قرار داد. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان غلبه گروهی بر گروه دیگر در مجاورت تغییراتی که در ساختار اجتماعی، حقوقی و سیاسی به وجود می آید، قواعد و مقررات مربوط به زنان هم تغییر می کند. گروه مهاجم در مورد زنان نیز نظارت های خاص خود ر ا اعمال کرده و سلطه خود را بر زنان نمایش می دهد. گروه طالبان زنانی را که در قبل نیز در یک جامعه مردسالار زندگی می کردند، در خانه ها محبوس کردند و از هر نوع حضور اجتماعی آنان جلوگیری به عمل آوردند، برای طالبان نامریی بودن زنان جهت اثبات مردانگی کفایت می کرد. گروه بوکو حرام نیز با ربودن دختران دانش آموز و ازدواج اجباری و به بردگی کشاندن آنان و دور ساختن شان از آموزش سعی در تقویت الگوی مردانگی مد نظر خود را دارند. در مورد «داعش» این مساله البته به شکلی بسیار فجیع تر و به صورت تجاوز جنسی، خرید و فروش زنان، و کشتن آنان مطرح است. خشونت جنسی در وهله اول به عنوان ارزان ترین سلاح جنگی افراد را حتا قبل از جنگ و تسلیم شدن، وادار به گریز از محل زندگی خود می کند و در بسیاری از موارد هرگز بازگشتی هم صورت نمی گیرد. پس فتح سرزمین به ساده ترین روش صورت گرفته است. از طرف دیگر تجاوزات جنسی که در بسیاری از موارد در برابر چشم دیگران، اعضای خانواده و یا همسایگان صورت می گیرد نه فقط باعث تحقیر و خُردشدن زن می شود بلکه به طرد او از محل زندگی و نزدیکان، و فروپاشی شرایط زندگی او و اطرافیانش می انجامد. در عین حال عملی است که به افراد فاتح رضایت خاطر می بخشد. این رضایت خاطر، نه تنها به دلیل انجام موفقیت آمیز عمل، بلکه به علت ایجاد حس مردانگی بالا، تعلق به گروه فاتح، و قدرتمندبودن هم است. از طریق تجاوز جنسی نه فقط سلطه بر سرزمین کسب می شود بلکه سلطه بر بدن ها نیز به دست می آید و این تنها به معنای سلطه بر بدن زن و نابود کردن جسمی و روانی او نیست بلکه از طریق خشونت جنسی بر زنان، سلطه کامل بر مردان مغلوب نیز به دست می آید. این مردان نه تنها سرزمین خود، اموال و مایملک خود را از دست داده اند بلکه مهم ترین ویژگی هویت مردانه شان یعنی نظارت بر زنان خود را نیز از دست داده اند و بدین ترتیب است که سلطه بر مردان مغلوب کامل می شود. از دید جوامع مردسالار، مردان تعیین کننده و به وجود آورنده جامعه هستند. از این منظر، هویت مردان، هویت جامعه را می سازد پس برای نابودی کامل یک جامعه باید هویت مردان یا مردانگی آنان را ازشان سلب کرد. بدین ترتیب در کنار کارکردهای متعددی که خشونت در جنگ به ویژه خشونت جنسی دارد، کارکرد بسیار مهم دیگری نیز باید برای آن در نظر گرفت که از طریق سلطه بر بدن زن، سلطه بر مردان نیز تأمین می شود. مردی که نتواند از بدن زنان مرتبط با خود محافظت کند یک ویژگی اساسی مردانگی یعنی نظارت بر بدن را از دست داده و «دیگری» این نظارت را از طریق تعرض به بدن زن، به چنگ آورده است. سخن پایانی نگاه فرودستانه به زنان و حاکمیت زن ستیزی در جوامع مردسالار، خواه ناخواه زنان را در موجودیت خود به عنوان یک فرد در نظر نمی گیرد بلکه زنان نشانه ای از روابط میان مردان هستند. در جوامع زن ستیز تحقیر یک زن و سلطه بر بدن اش گذشته از مشکلات فراوان برای او، جهت تحقیر مردان صورت می گیرد. با این عمل اولاً متجاوز برتری خود را به دیگران نشان می دهد و از طرف دیگر خشونت نسبت به زنان نمایشگر ناتوانی مرد مغلوب جهت محافظت از زن، و همین طور بیانگر ناتوانی جنسی او تلقی می شود. در چنین وضعیتی، این طور قلمداد می شود که مرد مغلوب هویت مردانه خود را از دست داده است. هر چند که مردان مغلوب آن جامعه، از مردانگی به دور افتاده اند ولی این به معنای رها شدن زنان از نظارت و کنترل نیست زیرا رفتار مردان پیروز، سبب بازتولید نوعی دیگر از نظارت بر زندگی و بدن زن و “بازتولید نظامی” دیگر از مردسالاری می شود، در این حالت تجاوز جنسی مولد هویت مردانه است. خشونت جنسی نه تنها ابزار جنگ بلکه ابزار قدرت نیز می باشد. قدرتی که پایه های آن در فرهنگ نهادینه شده گروه متجاوز، نهفته است. آنانی که دست به تجاوز جنسی می زنند در واقع قدرت خود را بر بدن و هویت زن، و از این طریق بر مردان و سرزمینی که زن به آن تعلق دارد نشان می دهند. سلطه بر بدن زنان اصلی مهم برای اثبات مردانگی است. شکل حاد آن به صورت تجاوز و بردگی جنسی در جنگ ها مشاهده می شود اما باید به اشکال خفیف تر آن نیز توجه داشت.  

بیش از صد میلیون زن ختنه شده در جهان

سازمان بهداشت جهانی (WHO) در تحقیقات جدید خود اعلام کرد که در جهان از هر سه زن یک نفر با خشونت خانگی روبه‌رو شده است. این سازمان در مورد خشونت علیه زنان در جهان هشدار داد. در تحقیقات جدید سازمان بهداشت جهانی که در مجله پزشکی The Lancet منتشر شده، آمده است که در جهان بین ۱۰۰ تا ۱۴۰ میلیون دختر جوان و زن از ختنه رنج می‌برند. برپایه این آمار ۷۰ میلیون دختر پیش از ۱۸ سالگی ازدواج کرده‌اند که اغلب این ازدواج‌ها برخلاف خواست آن‌ها بوده است. همچنین ۷ درصد زنان با خطر این‌که یک بار در زندگی خود مورد تجاوز قرار بگیرند روبه‌رو هستند. سازمان بهداشت جهانی گفته است این خشونت‌ها، که «در طول جنگ و بحران‌های انسانی تشدید می‌شوند» عواقب غمباری برای سلامت جسمی و روانی قربانیان دارند. به‌گفته این نهاد وابسته به سازمان ملل، با وجود توجه بیشتر به پدیده خشونت علیه زنان در سال‌های اخیر، این تلاش‌ها ناکافی است. شارلوت واتس، استاد مدرسه عالی بهداشت و پزشکی مناطق گرمسیر در لندن، در این‌باره می‌گوید: «هیچ چوب جادویی‌ای نمی‌تواند خشونت علیه زنان را [فوری] از بین ببرد. اما ما شواهدی داریم که نشان می‌دهند تغییر در نگرش‌ها و رفتارها امکان‌پذیر است و می‌تواند در دست‌کم یک نسل به اجرا در آید.» خشونت علیه زنان؛ موضوع سلامت عمومی سازمان بهداشت جهانی خواهان سرمایه‌گذاری بیشتر دولت‌ها و کمک‌کنندگان به‌منظور کاهش تبعیض علیه زنان شد و تأکید کرد که خشونت علیه زنان تنها مسأله‌ای اجتماعی و جنایی نیست و به سلامت عمومی نیز مربوط است. دکتر کلودیا گارسیا ـ مورِنو، مسئول تحقیقات سازمان بهداشت جهانی در مورد خشونت علیه زنان، گفت: «پرسنل بخش سلامت اغلب نخستین کسانی هستند که با زنان قربانی خشونت مواجه می‌شوند و این پرسنل به آموزش مناسب و کافی در این رابطه نیاز دارند.»  حذف تبعیض جنسیتی این مطالعات راه‌های مختلفی را برای سرعت بخشیدن به تلاش‌ها در این زمینه، به سیاست‌گذاران، کمک‌کنندگان بین‌المللی و پرسنل پزشکی نشان می‌دهد. یکی از این راه‌ها حذف همه اهرم‌های تداوم تبعیض جنسیتی در قوانین و نهادهاست. همچنین ترویج برابری و رفتار غیرخشونت‌آمیز و جلوگیری از بدنام کردن قربانیان بنا به نیاز توسط عاملان خشونت؛ از جمله راهکارهای دیگر برشمرده شده است. در نهایت، دولت‌ها دعوت شده‌اند تا مطالعه و اجرای فوری تدابیری که در مبارزه با تبعیض جنسیتی مؤثرتر هستند را ترویج کنند.  
ازدواج! نه به هر قیمتی چراغ سبزهای قانون برای ندادن نفقه زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند توافق بهترين راه است او مرا کتک زد پس دوستم دارد!