وقتی دختر گفت كه می خواهد خانه جدا بگیرد، پدر تند و غضب آلود نگاهش كرد و مادر لب گزید. انگار كه حرف بسیار بدی شنیده است. پدر گفت:" دیگر چی؟ دیگه چه كارهای می خواهی بكنی؟" و مادر گفت:" در و همسایه چه می گویند؟ فك و فامیل چی فكر می كنند؟" اما دختر فكر هیچ كدام از این ها را نكرده بود و قرار هم نبود بكند تنها چیزی كه می خواست این بود كه مستقل شود.همین.

همیشه خانه مجردی میان خانواده های ایرانی یك تابو بوده است. و این به دو نكته برمی گردد اول آن كه تا پیش از این فقط مردان خوش گذرانی كه توجه چندانی به بنیان خانواده نداشتند مشتریان خانه مجردی بودند و نكته دوم به فرهنگ ایرانیان برمی گردد كه اساس استقلال فردی و جدایی از خانواده فقط در صورت ازدواج محقق می شود. در فرهنگ ایرانی بر خلاف كشورهای دیگر فرزند تا زمانی كه ازدواج نكرده است باید در كنف حمایت خانواده قرار داشته باشد.حتی اگر این رخداد میمون هیچ گاه به وقوع نپیوندد.

اما این تابو در برخی خانواده ها شكسته شده و در برخی دیگر ایام پایانی را سپری می كند. این اتفاق از آن روزی افتاد كه موضوع ادامه تحصیل فرزندان برای خانواده ایرانی در اولویت اول قرار گرفت. حجم متقاضیان تحصیل افزایش پیدا كرد و امكانات دانشگاهی محدود بود. فرزندان به ناچار برای ادامه تحصیل به شهرهای دیگر رفتند و آنانی كه از شهرهای كوچك آمده بودند بعد از تحصیل به شهرهای خود برنگشتند و ماندند كه كار و زندگی كنند. و این چنین قصه زندگی مجردی آغاز شد. این راه برای دختران دشوار تر بود اما آنان مانند دیگر موانع، آن را از پیش راه خود برداشتند تا امروز كه دیگر در آمار و ارقام خودنمایی می كنند.

طبق آخرین آمار سازمان ملی جوانان 30 درصد از دختران مجرد در 5 شهر بزرگ کشور در خانه های مجردی زندگی می کنند. بر طبق همین گزارش 5 شهر بزرگ تهران، اصفهان، مشهد، شیراز و تبریز 5 شهر بزرگ کشور هستند که دختران مجرد بیشماری به صورت مجردی و در خانه های مستقل در آنها زندگی می کنند. دانشجویان و دختران فارغ التحصیلی که به دنبال کار به شهرهای بزرگ مراجعه کرده اند بیشترین تعداد دختران مجردی را تشکیل می دهند که در این شهرها سکنی گزیده اند. اما موضوع دختران مجردی که در شهرها به تنهایی و در خانه های مستقل زندگی می کنند یکی از مواردی است که کارشناسان و صاحبنظران زیادی به آن پرداخته اند و به محسنات و معایب آن اشاره کرده اند.

مصطفی اقلیما، رییس انجمن علمی مددکاری ایران در گفت و گو با پانا در این باره گفته است:" ظرف سال های گذشته تا امروز سیاست دولت در کوچک کردن خانه ها بوده است که این سیاست در شهرهای بزرگ افزایش بیشتری نیز یافته است. با کوچک کردن خانه ها و یک یا دو خوابه کردن آنها دیگر خانه ها جایگاهی برای بچه های 15 ساله به بالا نیست و این موضوع باعث می شود تا در چند سال آینده بچه های بالای 15 سال به دنبال خانه بگردند."  به اعتقاد وی بچه ها دیگر در خانه های مستقل زندگی می کنند زیرا طرز فکر آنان تغییر کرده است که همین می تواند استقلال آنان را افزایش دهد.
رییس انجمن علمی مددکاری ایران با اشاره به اینکه بچه هایی که مستقل زندگی می کنند استقلال را فرامی گیرند و زمانی ازدواج می کنند که نیازمند پول و خانه شوهر نیستند و به دنبال همسر واقعی می گردند اضافه می کند: " با این وسیله ازدواج نیز دیگر به اجبار نیست و به اختیار افراد خواهد بود. از طرفی طلاق های این ازدواج ها کمتر خواهد بود و افراد در این زندگی ها یاد می گیرند که بتوانند روی پای خود بایستند و بنابراین ازدواج ها واقعی تر می شود."
به اعتقاد او اما وقتی زندگی ها صرفا از روی سنت شکل بگیرد واقعی نخواهد بود و از طرفی خانه های 50 – 60 متری دیگر جای فرزندان نیست و همچنین در این خانه ها فرزندان و پدربزرگ و مادربزرگها جایی برای زندگی ندارند و باید برای این موضوع فکری کرد.

اما همیشه در كنار هر عقیده ای ، باور مخالفی هم وجود دارد. در این باره هستند كسانی كه معتقدند در خانه های مجردی فقط كارهای منافی عفت و جرم صورت می گیرد. برهمین اساس چندی پیش طرحی از سوی پلیس ارایه شد مبنی بر جمع آوری خانه های مجردی.
سردار عزیزالله رجب زاده در گفتگو با خبرگزاری مهر با اعلام این خبر گفته بود:" یکی از برنامه هایی که قرار است در طرح انضباط اجتماعی اجرا شود، جمع آوری خانه های مجردی است چرا که یکی از کانونهای جرم در این منطقه که عامل اصلی تجمع تبهکاران است همین خانه های مجردی است و به همین علت پلیس امنیت درحال شناسایی این اماکن است و از آینده نزدیك کار پاکسازی آنها آغاز می شود." طرحی كه چندان جدی گرفته نشد و پس از مدتی به فراموشی سپرده شد. بر اساس اظهارنظرهای صورت گرفته از سوی مسوولان نیروی انتظامی به نظررسید كه منظور پلیس در اجرای چنین طرحی برخورد با پاتوق یا كانون‌های جرم‌خیز است، زیرا در غیر این صورت و به گفته نایب رییس كمیسیون اجتماعی، پلیس حتما باید تعریف خود را از خانه‌های مجردی ارائه كند.

اما قصه زندگی مجردی ابعاد مختلفی دارد .هستند هنوز صاحبخانه هایی كه به دختر یا پسر مجرد خانه اجاره ندهند و یا ثبت محضری می كنند كه در صورت رفت وآمد افراد غیر جریمه دریافت كنند.

زندگی مجردی تجربه منحصر به فردی است. در كنار استقلال فردی، جوان تنهایی را نیز تجربه می كند. سما دختری كه از 18 سالگی به تنهایی زندگی كرده است می گوید:"هر شب كه از سر كار به خانه می آیم می دانم كسی منتظرم نیست .غذایی روی گاز گرم نمانده است و روزها اگر از خانه خارج نشوم حتی صدای خودم را هم نمی شنوم. تنهایی و سكوت انگار چند برابر می شود."
وقتی از سما سوال می شود كه حاضر بودی این تجربه را از آغاز شروع نمی كردی می گوید:"به هیچ وجه . با تمام اینها چیزی كه به دست آوردم آنقدر گرانبهاست كه حد ندارد."
او می گوید:" زندگی مجردی باعث می شود هیچ چیز زندگی تو را نترساند. چون تو روی پا ایستادن به تنهایی را آموخته ای."