1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

وقتی دختر گفت كه می خواهد خانه جدا بگیرد، پدر تند و غضب آلود نگاهش كرد و مادر لب گزید. انگار كه حرف بسیار بدی شنیده است. پدر گفت:" دیگر چی؟ دیگه چه كارهای می خواهی بكنی؟" و مادر گفت:" در و همسایه چه می گویند؟ فك و فامیل چی فكر می كنند؟" اما دختر فكر هیچ كدام از این ها را نكرده بود و قرار هم نبود بكند تنها چیزی كه می خواست این بود كه مستقل شود.همین.

همیشه خانه مجردی میان خانواده های ایرانی یك تابو بوده است. و این به دو نكته برمی گردد اول آن كه تا پیش از این فقط مردان خوش گذرانی كه توجه چندانی به بنیان خانواده نداشتند مشتریان خانه مجردی بودند و نكته دوم به فرهنگ ایرانیان برمی گردد كه اساس استقلال فردی و جدایی از خانواده فقط در صورت ازدواج محقق می شود. در فرهنگ ایرانی بر خلاف كشورهای دیگر فرزند تا زمانی كه ازدواج نكرده است باید در كنف حمایت خانواده قرار داشته باشد.حتی اگر این رخداد میمون هیچ گاه به وقوع نپیوندد.

اما این تابو در برخی خانواده ها شكسته شده و در برخی دیگر ایام پایانی را سپری می كند. این اتفاق از آن روزی افتاد كه موضوع ادامه تحصیل فرزندان برای خانواده ایرانی در اولویت اول قرار گرفت. حجم متقاضیان تحصیل افزایش پیدا كرد و امكانات دانشگاهی محدود بود. فرزندان به ناچار برای ادامه تحصیل به شهرهای دیگر رفتند و آنانی كه از شهرهای كوچك آمده بودند بعد از تحصیل به شهرهای خود برنگشتند و ماندند كه كار و زندگی كنند. و این چنین قصه زندگی مجردی آغاز شد. این راه برای دختران دشوار تر بود اما آنان مانند دیگر موانع، آن را از پیش راه خود برداشتند تا امروز كه دیگر در آمار و ارقام خودنمایی می كنند.

طبق آخرین آمار سازمان ملی جوانان 30 درصد از دختران مجرد در 5 شهر بزرگ کشور در خانه های مجردی زندگی می کنند. بر طبق همین گزارش 5 شهر بزرگ تهران، اصفهان، مشهد، شیراز و تبریز 5 شهر بزرگ کشور هستند که دختران مجرد بیشماری به صورت مجردی و در خانه های مستقل در آنها زندگی می کنند. دانشجویان و دختران فارغ التحصیلی که به دنبال کار به شهرهای بزرگ مراجعه کرده اند بیشترین تعداد دختران مجردی را تشکیل می دهند که در این شهرها سکنی گزیده اند. اما موضوع دختران مجردی که در شهرها به تنهایی و در خانه های مستقل زندگی می کنند یکی از مواردی است که کارشناسان و صاحبنظران زیادی به آن پرداخته اند و به محسنات و معایب آن اشاره کرده اند.

مصطفی اقلیما، رییس انجمن علمی مددکاری ایران در گفت و گو با پانا در این باره گفته است:" ظرف سال های گذشته تا امروز سیاست دولت در کوچک کردن خانه ها بوده است که این سیاست در شهرهای بزرگ افزایش بیشتری نیز یافته است. با کوچک کردن خانه ها و یک یا دو خوابه کردن آنها دیگر خانه ها جایگاهی برای بچه های 15 ساله به بالا نیست و این موضوع باعث می شود تا در چند سال آینده بچه های بالای 15 سال به دنبال خانه بگردند."  به اعتقاد وی بچه ها دیگر در خانه های مستقل زندگی می کنند زیرا طرز فکر آنان تغییر کرده است که همین می تواند استقلال آنان را افزایش دهد.
رییس انجمن علمی مددکاری ایران با اشاره به اینکه بچه هایی که مستقل زندگی می کنند استقلال را فرامی گیرند و زمانی ازدواج می کنند که نیازمند پول و خانه شوهر نیستند و به دنبال همسر واقعی می گردند اضافه می کند: " با این وسیله ازدواج نیز دیگر به اجبار نیست و به اختیار افراد خواهد بود. از طرفی طلاق های این ازدواج ها کمتر خواهد بود و افراد در این زندگی ها یاد می گیرند که بتوانند روی پای خود بایستند و بنابراین ازدواج ها واقعی تر می شود."
به اعتقاد او اما وقتی زندگی ها صرفا از روی سنت شکل بگیرد واقعی نخواهد بود و از طرفی خانه های 50 – 60 متری دیگر جای فرزندان نیست و همچنین در این خانه ها فرزندان و پدربزرگ و مادربزرگها جایی برای زندگی ندارند و باید برای این موضوع فکری کرد.

اما همیشه در كنار هر عقیده ای ، باور مخالفی هم وجود دارد. در این باره هستند كسانی كه معتقدند در خانه های مجردی فقط كارهای منافی عفت و جرم صورت می گیرد. برهمین اساس چندی پیش طرحی از سوی پلیس ارایه شد مبنی بر جمع آوری خانه های مجردی.
سردار عزیزالله رجب زاده در گفتگو با خبرگزاری مهر با اعلام این خبر گفته بود:" یکی از برنامه هایی که قرار است در طرح انضباط اجتماعی اجرا شود، جمع آوری خانه های مجردی است چرا که یکی از کانونهای جرم در این منطقه که عامل اصلی تجمع تبهکاران است همین خانه های مجردی است و به همین علت پلیس امنیت درحال شناسایی این اماکن است و از آینده نزدیك کار پاکسازی آنها آغاز می شود." طرحی كه چندان جدی گرفته نشد و پس از مدتی به فراموشی سپرده شد. بر اساس اظهارنظرهای صورت گرفته از سوی مسوولان نیروی انتظامی به نظررسید كه منظور پلیس در اجرای چنین طرحی برخورد با پاتوق یا كانون‌های جرم‌خیز است، زیرا در غیر این صورت و به گفته نایب رییس كمیسیون اجتماعی، پلیس حتما باید تعریف خود را از خانه‌های مجردی ارائه كند.

اما قصه زندگی مجردی ابعاد مختلفی دارد .هستند هنوز صاحبخانه هایی كه به دختر یا پسر مجرد خانه اجاره ندهند و یا ثبت محضری می كنند كه در صورت رفت وآمد افراد غیر جریمه دریافت كنند.

زندگی مجردی تجربه منحصر به فردی است. در كنار استقلال فردی، جوان تنهایی را نیز تجربه می كند. سما دختری كه از 18 سالگی به تنهایی زندگی كرده است می گوید:"هر شب كه از سر كار به خانه می آیم می دانم كسی منتظرم نیست .غذایی روی گاز گرم نمانده است و روزها اگر از خانه خارج نشوم حتی صدای خودم را هم نمی شنوم. تنهایی و سكوت انگار چند برابر می شود."
وقتی از سما سوال می شود كه حاضر بودی این تجربه را از آغاز شروع نمی كردی می گوید:"به هیچ وجه . با تمام اینها چیزی كه به دست آوردم آنقدر گرانبهاست كه حد ندارد."
او می گوید:" زندگی مجردی باعث می شود هیچ چیز زندگی تو را نترساند. چون تو روی پا ایستادن به تنهایی را آموخته ای."

دیدگاه‌ها  

+1 # بهزاد 1390-06-02 17:50
بنظرام که خیلیم کار درستی، من با برادرم، پدر و مادرم، و پدر پدرم تواین یه آپارتمان ۱۰۰ متری چپیدیم بغل هم، هممون از دست همدیگه کلافه ایم، اینم که میگن آپارتمان خالی‌ باعث این و یون می‌شه یه مشت مزخرفات، اونی که بخواد کاری بکنه، معطل جا نمی‌مونه، جاشو پیدا می‌کنه، پس دلیل اینکه روابط به اصطلاح نامشروع (که بنظر من حرف مفتی در کلّ) میافته نه از جا و مکان بلکه از شرایطی که ما رو توش بزرگ کردن، منتها چون اینجا هیچکی عمیق فکر نمی‌کنه همه میخوان معلول را سرکوب کنن نه علتو درک کنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # mahnaz 1390-06-02 18:00
حالا مگه چی‌ اینی که میگن خونه مجردی، کسی‌ اگه فکر می‌کنه همش حالو حوله بفرما! یه دردسره کامل، یکی‌ ۲ ماه اول خوبه، بد تازه میفتی به پاک کن، تمیز کن، مراتب کن، بخر، ببر، قبض بده، اجاره بده، شارژ بده،.... البته بگما آخرش از زندگی‌ با ادمیی‌ که ۳۰ سال عزت بزرگترنو به اسم بابا و مامان خیلی‌ بهتره، با هیچی‌ نمی‌شه عوضش کرد ؛))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # اشک مهتاب 1390-06-03 09:20
من دختریم که استقلال نسبی دارم حتی در نبود مادرم تمام امور خونه رابه عهده میگیرم درمورد مسائل بیرون از خونه هم همینطور اما در مورد در امد نه....ولی به اندازه ای عاشق پدر ومادرم هستم که هیچوقت زندگی مجردی انتخاب نمیکنم...مهناز خانم مگه پدر مادرا جز خوبی وفداکاری واسه ادم میکنند که اینقدر دلتون پره؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # mahnaz 1390-06-03 10:02
نه! همچینم دلم پر نیست، اما من اینطوری بیشتر ترجیح میدم، اونا هم همینطور، به هر حال نظرات متفاوته، هیچکدوم نه بهتره نه بتر، ولی‌ من میگم آدم باید شرایطو ایجاد کنه که بتونه مستقل زندگی‌ کنه کلا روی اعتماد به نفس آدم خیلی‌ تاثیر میذاره.. بعدش هممون قراره ۲ روز زندگی‌ کنیم بهتره اونطوری زندگی‌ کنیم که بعدش پشیمون نشیم که چرا اینو نکردم، اون کارو نکردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرجان 1390-06-03 13:28
بهترین راه اینه که چند نفر با هم جمع شن همخونه بشن اینطوری هزینه‌ها با هم قسمت می‌شه البته باید یه سری نکاتو رعایت کنن، در ضمن من خودم سالها تنها زندگی‌ کردم اینکه عدم چطوری از خونش استفاده کنه به اخلاق خودش مربوطه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # سییده 1390-06-03 13:46
میگم چطوره اشک مهتاب، امیر علی‌، کیانا، سپهر، ساسانو نیلوفر جم شین یه خونه مجردی بگیرین، با شما‌ها می‌شه سریال big brother ایران تولید کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-04 15:05
چراسپیده جان؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # mossi 1390-06-04 00:43
این آماری که دادین واقعیه؟؟ یانی این همه دختر روشن فکر داریم ما تواین این مملکت؟ آدرس چندتاشو میدادین خوب!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # گلناز 1390-06-04 13:12
همینو فقط بلدین دیگه، فکر می‌کنین خونه مجردی کجاست؟ چه خبر توش برین خودتونو به یه دکتر چیزی نشون بدین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # maryam 1390-06-04 13:41
manam ba marjan ham aghidam
adama khodeshun zarfiye hamechizo bayad dashte bashan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-04 15:32
سلام
من فعلا راجع به بد یا خوب بودن مجردی نظری ندارم چون تازه با خوندن این مطلب به این موضوع دارم فکر میکنم
طبیعتا این موضوع هم یه سری آثار خوب و یه سری آثار بد داره
من به دلیل شرایط زندگیم، هم با خانواده ها و افراد زیادی زندگی کردم و هم تنهایی رو تجربه کردم
واقعا نمیتونم بگم کدومش بهتر بود برام
هرکدومش برام چیزای خوبی داشت
فرهنگ جوونای امروز ما داره میشه مثله فرهنگ جوونای غربی
نمیگم فرهنگشون بد یا خوبه
اما برای اینکه ما بریم به اون سمت، باید خیلی مسائل دیگمونو هم تغییر بدیم
متاسفانه زندگی های مجردی باعث شده که بچه ها راحت تر به خانوادشون دروغ بگن و برای یک جامعه رواج دروغ گویی از بدترین چیزاست
ای کاش ما از هر فرهنگی چیزهای مناسبش رو یاد بگیریم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # nazanin 1390-06-04 16:00
با اینکه با بیشتر گفتهتون موافقم اما مخالف اینم که زندگی‌ مجردی باعث دروغ گویی می‌شه، من خودم الان ۵ ساله تنها زندگی‌ می‌کنم، هیچوقتم به خانوادم دروغ نگفتم، اونا میدونن از من چی‌ بپرسن، چطور بپرسن پس نیزی به دروغ گویی ندارم اما خیلیرم میشناسم که با خانوادشون زندگی‌ می‌کنن و به خاطر اینکه دوست پسرشونو ببینن باید دائم به خانوادشون دروغ بگن. آخه دختر ۳۰ ساله چرا باید کلی‌ دروغ بگه چون می‌خواد با دوستش بره شمال، یا مهمونی‌ یا حالا هر جایی‌ برای هر کاری؟؟؟ اون که کارشو به هر حل می‌کنه، در ضمن من آدم غربگرایی نیستم و خارج رو هم دیدم، باور کنین اونا خیلی‌ راحتر از ما زندگی‌ می‌کنن و دروغ اصلا نمیگن چون نیازی ندران، حالا دین و ایمانشون هم جای خود یا دارن یا نداران ولی‌ که چی‌ ما نه دینمون دین، نه زندگیمون زندگی‌
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-04 15:42
و اینم باید بگم که: امروزه رضایت از زندگی توآدما خیلی کم شده
که یکی از دلیلاش رواج شدن تنهاییه
هنوز نتونستم بفهمم که چرا هر چی میریم جلوتر و با اینکه امکانات و راحتی بیشتر شده، اما رضایت از زندگی ها کم شده؟؟
توهر دوره ای آدما میگن: "یادش بخیر قدیما خیلی خوب بود"
که این دلیل بر این داره که با جلو رفتن زمان زندگی برای آدما بد و بدتر میشه
خوبیه این محیط اینه که با خوندن نظرات و آشنایی با افکار بقیه، میشه به جواب بعضی سوالات رسید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سید 1390-06-04 20:16
nazanin جان منظور به همه ی آدما نبود
منم کسایی رو میشناسم که مجردی زندگی میکنن و رابطشون با خانوادشون خیلی خوبه
اما برعکسش هم هست
کسایی رو هم میبینم که مجردی زندگی میکنن و به سمت های بدی کشیده میشن
من منظورم به آدمای مجرد مورد دوم بود
با خوب ها که مشکلی نداریم و اصلا حرفی نیست راجع بهشون
یه شوخی:
ما که نیازی به دروغ نداریم واسه شمال رفتن
چون خودمون شمال زندگی میکنیم!!!!!(نیشخند)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سعید 1390-06-05 03:53
کاش همه چی به همین سادگی که می گفتید بود.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مسعود 1390-06-06 10:07
همهی اینا بستگی به خود طرف داره. حالا هر کی هر چی میخواد بگه. اصلا زندگی شخصی آدما به کسی چه؟ اگر کسی فضول نباشه به حق زندگی دیگران احترام میذاره و سرش تو زندگی خودشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ghazal 1390-06-06 10:15
ba masud jan movafegham zendegi shakhsi adam b khodesh rabt dare na digaraaaaan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # غلامی 1390-06-06 17:10
واقعا ما یه سری مسائل داریم که به خدا اگه بقیه دنیا بفهمن بهمون میخندن، همونطور که ما به وضع افغانی‌ها می‌خندیدیم، الان بد از شکست دشمن در جنگ با دیسه‌های ماهوارهای، و جداسازی خانهٔ فساد (کودکستان‌های سابق) میخوان سرشونو بکنن تواین خونه مردم ببینن کی‌ داره تنها زندگی‌ می‌کنه... در همین اثنا ۴۰۰ عدد قتل و تجاوز گروهی انجام می‌شه به فلان جای پلیس مملکت نیست...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شیلا 1390-06-07 10:25
بعیضیها از مسایل اسمشونه که دید بدی رو ایجاد میکنه ، اینم یکی از این مسایل. "خونه مجردی" خونه مجردی با خونه ایی که تنها یک نفر در اون زندگی میکنه خیلی فرق داره! تصویری که از خونه مجردی هست میتونه درست باشه ، چون یه نفر میره جایی رو که لروزما محل زندگی دائمش نیست رو تهیه میکنه تا یه تایمی هر آنچه رو که تو محل زندگیش نمی تونه داشته باشه رو برای خودش ایجاد کنه (که البته این میتونه صرفا تنهایی باشه ) ولی کسی که تنها زندگی میکنه مثل همه آدمها داره زندگی میکنه با این تفاوت که تنهاست. و این قابل تحسینه! کاش جای نقد و بررسی این مسئله یاد بگریم به حریم خصوصی همدیگه احترام بزاریم و اینقدر تو کارو خونه همدیگه سرک نکشیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نیکتا 1390-06-07 18:31
من خیلی‌ خوشحالم که الان تنها زندگی‌ می‌کنم، اوایلش خانوادم ساز مخالف میزدن، فامیل هم بد با این موضوع برخورد کردن اما الان عادت کردن همه و چند تا از بچه‌های فامیل هم الان دارن دنبال زندگی‌ مستقل خودشونن آخرش همه ما باید یاد بگیریم روی پای خودمون بایستیم. الان من حتا فکر می‌کنم که پدر و مادرم خیلیم خوشحالن که بد از مدت‌ها با هم تنها موندن تو خونه ؛))
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # نگار 1390-06-09 11:58
خوش به حال اونایی که می‌تونن تنها زندگی‌ کنن، من یه مدت تنها زندگی‌ می‌کردم اما بعد از اینکه از شوهرم جدا شدم مجبورم کردن برگردم پیش خانوادم الان با یه بچه، من با پدر و مادرو مادر پدرم یعنی ۴ نسل زیر یه سقف زندگی‌ می‌کنیم، دیگه واقعا خسته شدم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # شهرزاد 1390-06-09 13:35
بنظر من الان فک و فامیل گرفتار تر از اونی هستن که بخوان ببینن بچه های فامیل چکار دارن می کنن. یه پیشنهاد واسه کسانی دارم که از حرف و حدیث فک و فامیل یا غش و ضعف مادرا می ترسن. می تونین یواش یواش و بی سر و صدا از خونه برین. مثلا اولش بگین یکی از دوستام خونه گرفته شبا می رم پیشش بعد تر بگین من یه بخش از پولشو می دم که وسایلمو بزارم خونه ش. بعدم اصلا اگه شبا بیاین خونه ازتون می پرسن چرا اومدی؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # الهام 1390-06-11 22:40
خیلی‌ ایده خوبی بود شهرزاد من اینکارو باید از فردا امتحان کنم، مرسی‌
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sahar 1390-06-12 10:26
kash mishod man az mamanam badam miad har roooz ba ham dava darim age mishod khonamo joda konam ali mishod
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # michael 1390-07-06 15:52
be nazar man bastegi be sharayete va khososiat afrad dare.baraye bazia behtarin gozinast vali baraye bazia na...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ترانه 1391-01-12 23:01
سلام باوربفرمایید من ازتنهایی زندگی کردنم درس هایی
آموختم که شایددرسن 40سالگیم بهش میرسیدم البته مونس تنهایی من کتابه وفکر!وقتی تنهایی میتونی بزرگ بشی البته یکم سخت میشه زندگی چون ازبقیه همسن وسالهات زودتربزرگ میشی من از18 سالگی تا الان که 24 هستم تنهایی روترجیح دادم والبته انسان وقتی خودش روبشناسه میتونه با تاهل هم بزرگ بشه خوب همسرهمفکرهم صدالبته سخت پیدامیشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پريسا 1391-09-07 07:54
من كه كليدخونمم تودستمه ولي هنوزلنگ پدرومادرم عاشقشونم ولي دوس دارم استقلال خودمم داشته باشم البته مشكلات خانماي مجردزياده ولي چاره اي نيست بايدقوي باشيم تاراه واسه تغييرفرهنگ هم بازبشه البته واسه آقايون نه ولي اگه موقعيت رفتن خانمابه خارج ازكشورفراهم شه بهتره برن تاجايي زندگي كنن كه يك ساعتشم واسه خودت زندگي نميكني وهمه تقريباميخوان طعمتوبچشن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

ساعت بی عقربه

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.

انگار همه روزها یکشنبه اند

  نمی دانم این روزها سقف آسمان زیادی پایین آمده یا قد من زیادی بلند شده که حس می کنم ستاره ها ته حلق ام هستند. خدا که جای خود دارد. انگار آمده پایین تا با من چایی بنوشد و آنقدر بهش خوش گذشته که یادش رفته دوباره برود سر جای خودش بنشیند.
چگونه به زنان توجه کنید برای زندگی بجنگ دختری که کسی منتظرش نیست بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.

نکاتی درباره انتخاب یخچال

می خواهید برای خانه تان یخچال بخرید؟ چند نفر هستید؟ تا چه اندازه از فضای داخل یخچال و فریز استفاده می‌کنید؟ میزان خرید های هفتگی تان چقدر است؟ ابتدا به این پرسش ها پاسخ دهید سپس به دنبال انتخاب یخچال باشید؛
دردسرهای خرید گوشت قرمز با خیال راحت مهمان داری کنید طلا؛ زیور یا سرمایه کیفی پر از مدرسه آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟

مطالب تصادفی

گزارش روز

ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد

آمار بسیار وحشتناك است. هر سه ثانیه یک کودک در جهان ازدواج می‌کند. فكر نكنید این آمار فقط مربوط به كشورهای فقیر و جهان سوم است. این معضل كشور خودمان ایران را نیز در بر می گیرد. مدیركل ثبت‌احوال هرمزگان، به‌تازگی در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس خبر داده كه طی 10 ماه امسال، بیش از 530 ازدواج زیر 10 و 14 سال در این استان ثبت شده است.

هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است

معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست می‌گوید هر منطقه‌ای که طرح‌های حفاظت از محیط زیست در آن ناکام بماند خسارت‌های سنگینی به کشور وارد می‌کند و "بازگشت به دوران تعادل نیز هزینه‌های بالایی در بر خواهد داشت." به گزارش روابط عمومی محیط زیست معصومه ابتکار روز دوشنبه (۱۵ مهر ۱۳۹۲/ ۶ اکتبر) در نشست کارگروه کاهش آلودگی هوا در استانداری البرز گفت: «هم اکنون که فرصت داریم باید برنامه‌ها را جدی گرفته و در سیاست‌گذاری‌ها گام‌ها را رو به جلو برداریم.» تاثیر آلودگی زیست محیطی بر سلامتی معصومه ابتکار برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری محیط زیست را پیش‌شرط توسعه پایدار خواند و تاکید کرد: «رسیدن به توسعه پایدار نیز به نوبه خود تعادل در اقتصاد و صنعت را در برخواهد داشت.» معاون رئیس جمهور گفت: «هزینه‌هایی که امروز مردم در بخش درمان متحمل هستند و تحت عنوان بیماری‌های آلرژی ، آسم و ...به بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند همگی ریشه در آلودگی زیست محیطی دارد و همین امر نیز وظایف دست‌اندرکاران این حوزه را خطیرتر می‌سازد.» در میان ۳۱ استان ایران، البرز با حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار ساکن، دوازدهمین استان پرجمعیت کشور است. کرج، مرکز استان البرز یکی از هشت کلان‌شهر (شهرهایی با جمعیتی بالای نیم میلیون نفر) محسوب می‌شود. رئیس سازمان محیط زیست طرح‌های استان البرز برای رسیدن به شاخص‌های هوای پاک را مثبت ارزیابی کرده و می‌گوید: «رویکرد استان البرز با "سند توسعه محیط زیست" که به تصویب شورای برنامه‌ریزی نیز رسیده، مثبت بوده و ضروری است که بخشی از وظایف نیز در این حوزه با محوریت محیط زیست به شهرداری و شوراها واگذار شود.» ۵ روز هوای پاک در ۱۰ سال به رغم "رویکرد مثبت" استان البرز برای رسیدن به شاخص‌های هوای پاک، کرج نیز همچون دیگر کلان‌شهرهای ایران با آلودگی شدید هوا در اغلب روزهای سال روبروست. حسن پسندیده مدیرکل محیط زیست استان البرز از وجود ۳ هزار و ۶۰۰ واحد صنعتی آلاینده در این استان خبر می‌دهد که به گفته‌ی او ساماندهی وضعیت آنها "ضرورتی انکارناپذیر" دارد. آلودگی هوا در شهرهای بزرگ ایران، به ویژه در پایتخت موضوعی سابقه‌دار است که تا کنون اقدام قابل توجهی برای مقابله به آن انجام نشده است. این وضعیت هر سال و با بازگشایی مدرسه‌ها بحرانی‌تر می‌شود. یوسف رشیدی مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران هشتم شهریور ۹۲ به خبرگزاری ایسنا گفت: «آمارها نشان می‌دهد که طی ۱۰ سال گذشته شهروندان تهرانی در مهرماه تنها ۵ روز هوای پاک تنفس کرده‌اند.» رشیدی راه‌کار اصلی حل معضل آلودگی هوا در تهران و سایر شهرهای کشور را ارتقای کیفیت سوخت و خودروها و گسترش حمل و نقل عمومی عنوان می‌کند. خودروها و سوخت غیر استاندارد معصومه ابتکار سوم مهرماه وعده داد با تشکیل کارگروه کاهش آلودگی هوا برای بهبود وضعیت تهران و دیگر کلان‌شهرها اقدام‌های مشخصی، از جمله از رده خارج کردن خودروهای فرسوده و انتقال صنایع آلاینده به خارج شهر در دستور کار قرار بگیرد. محمدجواد نظری، عضو فراکسیون محیط زیست مجلس هفته‌ی گذشته با بیان این که آلودگی هوا با راهکارهای مقطعی کاهش پیدا نمی‌کند ابراز امیدواری کرد وعده‌ی دولت در مورد خروج صنایع از تهران و تشکیل کارگروه کاهش آلودگی عملی شود و تداوم داشته باشد. او به خبرگزاری مهر گفت: «با توجه به اینکه وارد نیمه دوم سال شده‌ایم و در این نیمه از سال آلودگی هوا به دلیل شرایط جوی و از طرفی بازگشایی مدارس افزایش می‌یابد اجرای بندهای طرح کاهش آلودگی هوا ضرورتی دو چندان می‌یابد.» عضو فراکسیون محیط زیست با اشاره به نقش سوخت خودروها در آلودگی هوا خاطر نشان کرد: «استاندارد کردن سوخت خودروها یکی از اولویت‌های طرح جامع کاهش آلودگی هواست اما همچنان روند این استاندارد کردن بسیار کند است و کسی به آن رسیدگی نمی‌کند.»
آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان سرزمین هایی برای مادر نشدن ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر نمایشگاه پخت و پز در تهران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

نامه عاشقانه زنی به همسرش در جنگ جهانی دوم بعد از ۷۲ سال به صاحبش رسید

نامه عاشقانه ای که در بین دیوار های یک خانه در ایالت نیوجرسی گم شده بود ۷۲ سال بعد به دست مخاطبش رسید. دریافت کننده این نامه یک سرباز جنگ جهانی دوم بود. ملیسا فاهی و پدرش هنگام انجام تعمیراتی در خانه نامه را در فاصله بین پله ها پیدا کردند. نامه در ماه می سال ۱۹۴۵ پست شده بود. زنی به نام «ویرجینیا» نامه را برای همسرش «رولف کریستوفرسون» نوشته بود. او سرباز نیروی دریای نروژ بود. در نامه آمده است «دوستت دارم رولف، به اندازه خورشید گرم. تو خورشید زندگی من هستی. خورشیدی که همه چیز دیگر دور آن می گردد.» ملیسا فاهی بعد از پیدا کردن نامه، تصمیم گرفت این زوج را پیدا کند. او نخست به سراغ فیسبوک رفت و کاربران این شبکه اجتماعی کمک کردند تا پسر آنها را در کالیفرنیا پیدا کنند. پسر رولف نامه را برای پدر ۹۶ ساله اش خواند. همسر او، ویرجینیا، ۶ سال پیش درگذشت.  

این موضوعات ارزش بحث ندارد!

مطمئنا هیچ زن یا شوهری از دعوا با شریک زندگی اش لذت نمی برد. در زندگی مشترک، موضوعات زیادی وجود دارد که موجب اختلاف نظر بین زوجین شده و گاهی به مشاجره ختم می شود اما برخی از آن ها واقعا ارزش دعوا و نزاع را ندارد. به گزارش سلامت نیوز به نقل از«باشگاه خبرنگاران»، اگر شما هم سر موضوعاتی که در ادامه این مطلب به آن ها اشاره خواهیم کرد با همسرتان مدام بگومگو دارید، همین حالا شیوه رفتارتان را تغییر دهید.از او کاری خواسته اید اما هنوز انجام نشده استحتما برای شما هم بارها پیش آمده که از همسرتان بخواهید کاری را انجام دهد اما پس از گذشت مدتی ببینید که او هنوز هیچ اقدامی نکرده است؛ برای مثال از او خواسته اید که سطل زباله را بیرون بگذارد یا سر ساعت 9 کانال تلویزیون را تغییر دهد چون که شما می خواهید برنامه مورد علاقه تان را ببینید، اما او به هیچ کدام عمل نکرده است. مهم نیست. همه ما گاهی فراموشکار می شویم. مطمئنا برعکس این قضیه هم اتفاق افتاده است و شما هم بارها آنچه را همسرتان به شما گوشزد کرده، از یاد برده اید. ذهن ما کامل نیست، همیشه نقص هایی دارد اما این ها دلیل خوبی برای شروع یک جنگ در میدان زندگی نیست. بهتر است قبل از این که خواسته یک نفر به نزاع تبدیل شود، با تکرار و البته زبان خوش آن را ختم به خیر کنید.خانواده همسرتان رفتاری غیرمنطقی داشتندخانواده و دوستان همسرتان رفتاری غیرمنطقی از خود نشان داده اند. این که یکی از اعضای خانواده یا دوستان همسرتان حرفی زده یا رفتاری از خود نشان داده که مورد پسند شما نبوده است، ربطی به همسرتان ندارد. مقصر، شخص دیگری است پس شما نباید او را به دلیل رفتار دیگری سرزنش کنید. تنها زمانی که دلیل قانع کننده ای پشت آن داشته باشید، حق گلایه دارید. در غیر این صورت، لحظات شیرین خود را به خاطر فرد دیگری، که ممکن است روحش هم از این قضیه خبر نداشته باشد، تلخ نکنید.خواسته های همسرتان با انتظارات شما متفاوت استشاید فکر کنید که در تمام مسائل باید با همسرتان تفاهم داشته باشید اما واقعیت این است که گاهی تضادها روابط را جذاب تر می کند. شاید شما دوست داشته باشید در خانه بمانید و کتابی بخوانید یا برنامه مورد علاقه تان را تماشا کنید اما همسرتان از خانه بیرون رفتن را می پسندد، در این صورت به جای دعوا کردن، انعطاف پذیری بیشتری از خود نشان دهید و با یکدیگر سازش کنید. خدا را چه دیدید؟ شاید با تجربه چیزهای جدید، به آن ها علاقه مند شدید. شما قادر نیستید شخصیت طرف مقابل تان را تغییر دهید، اما می توانید با گفت و گو به نظری مشترک برسید.همسرتان از آمدن با شما به مکانی خاص امتناع می کنداین آخر جهان نیست. اگر او نمی خواهد که با شما به میهمانی جشن تولد همکارتان بیاید، خب نمی خواهد، به همین سادگی. ممکن است هیچ دلیل منطقی هم پشت آن پنهان نباشد، پس با اصرار کردن، نه تنها حال خودتان بلکه حال او را هم دگرگون می کنید. به این فکر کنید که ممکن است این شرایط برای شما هم پیش آید. آیا دوست دارید فردی شما را مجبور به رفتن به جایی کند؟ پس بهتر است جر و بحث سر این موضوع را فراموش کنید.تفریحات او با شما متفاوت استمهم نیست چند ساعت، چند روز یا حتی ماه ها و سال ها با همسرتان درباره این که او به فوتبال یا بازی های رایانه ای علاقه دارد، بحث کنید. شما هیچ وقت نخواهید فهمید که چرا آقایان عاشق فوتبال هستند یا این که چرا خانم ها از تماشای سریال های خانوادگی تلویزیونی لذت می برند. پس بهتر است بدون هیچ جنجالی، آنچه طرف مقابل تان را شاد و سرگرم می کند، قبول کنید.اتفاقاتی که در گذشته زندگی او رخ داده استشما حق ندارید همسرتان را به دلیل گذشته اش، قبل از این که شما به زندگی او وارد شوید، سرزنش کنید. شما او را همین طور که بوده، با همان گذشته، قبول کرده اید. سرزنش او در این برهه زمانی، نه تنها هیچ فایده ای ندارد که اعتماد به نفسش را هم به میزان قابل توجهی کاهش خواهد داد.
عوارض خود ارضایی مسله خیانت از زاویه دیگر در یک رابطه، خوب بودن بهتر از خود واقعی است با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید خصوصیات متولدین فصل بهار

زنان حادثه

آلینوش طریان ، مادر

۱۵ اسفند ماه سالروز درگذشت آلینوش طریان، مادر فیزیک ونخستین زن استاد فیزیك ایران و بنیانگذار رصدخانه و تلسكوپ خورشیدی تاریخ نجوم ایران .خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد. خدمات بینظیر وی شامل:پایه‌گذاری نخستین رصدخانهٔ فیزیک خورشیدیبرای نخستین بار درس‌های فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک را ارایه دادطریان برای گسترش دانش و بهره‌گیری دانشجویان و ارمنیان خانه خویش را وقف کردپایه‌گذاری نخستین تلسکوپ خورشیدی بانویی كه ٣٠ سال از زندگی پربارش را به تربیت دانشجویانی پرداخت كه اكنون خود استادانی بزرگ در این عرصه هستند. آلینوش طریان در ١٨ آبان سال ١٢٩٩ خورشیدی در خانواده ارمنی در تهران پا به عرصه گیتی نهاد.او مدرک لیسانس خود را در سال ۱۳۲۶ از دانشگاه تهران دریافت کرد و همانجا به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد.سپس برای بورس تحصیلی درخواست کرد ولی به دلیل زن بودن او، استادش، دکتر محمود حسابی، با این درخواست موافقت نکرد، بنابراین آلینوش طریان به خرج خانوادهٔ خود به دانشگاه سوربن رفت و سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶ میلادی) از آن دانشگاه مدرک دکترا گرفت.با وجود پیشنهاد استادی در دانشگاه سوربن، دکتر طریان با هدف خدمت به کشورش به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران به عنوان دانشیار ترمودینامیک منصوب شد.او در سال ۱۳۳۸ برای شرکت در بورسیهٔ دولتی آلمان غربی در مطالعه رصدخانه خورشیدی انتخاب شد و پس از چهار ماه مطالعه به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۵ نقش عمده‌ای را در بنیان‌گذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران ایفا کرد.خانم دکتر طریان در سال ۱۳۴۳ به مقام استادی در دانشگاه تهران رسید و نخستین شخصی بود که درس فیزیک ستاره‌ها (اختر فیزیک) را در ایران تدریس کرد.

دشواری‌های زن بودن در ارتش کره شمالی

یک سرباز سابق ارتش کره شمالی می‌گوید که زندگی برای یک زن در چهارمین ارتش بزرگ دنیا آنقدر سخت بود که عادت ماهیانه اغلب آنها خیلی زود قطع می‌شد و تجاوز، آنطور که این زن می‌گوید برای بسیاری از کسانی که با آنها کار می‌کرده یک واقعیت زندگی بود. "لی سو یوان"، ده سال در پایین یک تختخواب دو طبقه در اتاقی با ۲۴ زن دیگر می‌خوابید. به هر زن یک کمد کوچک برای گذاشتن یونیفرم‌هایشان داده بودند. روی هر کدام از این کمدها دو عکس قاب شده قرار داشت؛ یکی عکس "کیم ایل سونگ"، رهبر و بنیانگذار کره شمالی و عکس دوم "کیم جونگ ایل"، رهبر وقت این کشور. ده سال پیش او ارتش را ترک کرده بود، اما بوی سربازخانه‌های بتنی همچنان در خاطرش مانده است. "خیلی عرق می‌کردیم. تشک‌ها از پوسته برنج پر شده بود و عرق بدنمان جذب آن می‌شد. از پنبه درست نشده بود و چون پوسته برنج بود بوی عرق و همه بوها را نگه می‌داشت. خیلی نامطبوع بود." این مسئله به خاطر وضعیت امکانات شست و شو بود. لی سو یوان می‌گوید: "به عنوان یک زن، یکی از سخت‌ترین چیزها این بود که نمی‌توانستیم درست و حسابی دوش بگیریم. چون آب گرم نبود. یک شیلنگ، آب را مستقیم از کوهستان به سربازخانه می‌آورد. گاهی از توی شیلنگ قورباغه و حلزون می‌گرفتیم." او که دختر یک استاد دانشگاه است، حالا ۴۱ سال دارد. او در مناطق شمالی متولد شده است. بسیاری از مردان خانواده او سرباز بودند و وقتی در سال‌های ۱۹۹۰ میلادی قحطی این کشور را فرا گرفت، او داوطلبانه به ارتش پیوست. فکر اینکه هر روز یک وعده غذای تضمین شده خواهی داشت، او را تشویق به این کار کرد. هزاران زن جوان دیگر هم همین کار را کردند. "جیون باک"، نویسنده کتاب "انقلاب پنهان کره شمالی" می‌گوید: "زنان به طور خاص در دوره خشکسالی در کره شمالی صدمه زیادی دیدند. بیشتر زنان جذب بازار کار شدند و خیلی از آنها مورد سوءاستفاده و به خصوص آزار جنسی، قرار گرفتند." فراریان قابل اعتماد "ژولیت موریلوت"، نویسنده کتاب"کره شمالی در صد سوال" که به زبان فرانسه منتشر شده و "جیون باک" می‌گویند که اظهارات لی سو یان با گفته‌های دیگران مطابقت می‌کند اما هشدار داده‌اند که باید در برخورد با افرادی که از کره شمالی فرار می‌کنند هشیار بود. باک می‌گوید: "تمایل شدیدی برای دانستن درباره وضعیت داخل کره شمالی وجود دارد و این باعث می‌شود که بعضی از کسانی که از کره شمالی گریخته‌اند، داستان‌های غلوآمیزی به رسانه‌ها بگویند، به خصوص اگر در مقابل دریافت پول باشد. خیلی از کسانی که خودشان از کره شمالی گریخته‌اند و نمی‌خواهند در رسانه‌ها مطرح شوند از اینکه این کار کسب و کار بعضی شده است انتقاد می‌کنند. این را باید در نظر داشت." از سوی دیگر اطلاعاتی که از سوی منابع رسمی کره شمالی منتشر می‌شود، فقط تبلیغات مطلق است. لی سویان بابت این مصاحبه پولی دریافت نکرده است. اوایل، لی سو یان ۱۷ ساله به خاطر حس وطن‌پرستی و کار گروهی از زندگی‌اش در ارتش لذت می‌برد. او شیفته سشواری شده بود که در اختیار داشت هرچند به خاطر وضعیت برق به ندرت می‌توانست از آن استفاده کند. وظایف روزانه زنان و مردان تقریبا یکسان بود. مدت تمرین‌های فیزیکی برای زنان کوتاه‌تر بود اما آنها باید هر روز کارهایی مثل غذا پختن و تمیز کردن را هم انجام می‌دادند. کارهایی که سربازان مرد از انجام آن معاف بودند. ژولیت موریلوت می‌گوید: "کره شمالی به طور سنتی یک جامعه مردسالار است و قوانین مردسالارانه در آن حاکم است. هنوز هم نگاه کلی به زنان این است که آنها به آشپزخانه تعلق دارند و باید در آشپزخانه بمانند." تمرینات سخت و جیره غذایی که مدام کمتر می‌شد وضعیت جسمی لی سو یان و سایر همقطارانش را ضعیف کرد. او می‌گوید: "بعد از شش ماه خدمت در ارتش، عادت ماهیانه همه ما به خاطر سوءتغذیه و فضای پر استرس قطع شد. سربازان زن از اینکه پریود نمی‌شدند خوشحال بودند. آنها می‌گفتند اوضاع آنقدر بد است که اگر پریود هم باشیم بدتر خواهد بود." چه کسانی از کره شمالی فرار می‌کنند؟ حدود ۷۰ درصد کسانی که از کره شمالی فرار می‌کنند زن هستند، شاید به این دلیل که میزان بیکاری در میان زنان بیشتر است. بیش از نیمی از آنها در رده سنی ۲۰ و ۳۰ هستند، شاید به این دلیل که برای جوانان شنا از رودخانه و یا عبور از راه‌های دشوار راحت‌تر است.   بر اساس آنچه که یان می‌گوید زمانی که در ارتش بوده، برای دوران عادت ماهیانه سربازان زن هیچ امکاناتی در نظر گرفته نشده بود و اغلب سربازان مجبور به استفاده چند باره از دستمال‌های بهداشتی می‌شدند. ژولیت موریلوت می‌گوید: "هنوز هم زنان از دستمال‌های پنبه‌ای سنتی استفاده می‌کنند. آنها باید دستمال‌ها را دور از چشم مردان می‌شستند برای همین مجبور بودند صبح زود بلند شوند و دستمال‌ها را بشورند." ژولیت موریلوت که با چند سرباز زن کره شمالی صحبت کرده، می‌گوید: "یکی از دخترهایی که با او صحبت می‌کردم، ۲۰ ساله بود و به من گفت که یکبار آنقدر سخت تمرین کرده بود که برای دو سال پریود نشد." همزمان دولت کره شمالی در یک اقدام غیرمعمول اعلام کرد که محصولات بهداشتی ویژه زنان را در بیشتر واحدهای زنان ارتش توزیع خواهد کرد. جیون باک می‌گوید: "احتمالا این اقدامی است برای جبران شرایطی که در گذشته بوده. اقدامی کمی اغراق آمیز برای مقابله با این واقعیت که شرایط زنان قبلا بد بوده است.هدفشان احتمالا تقویت روحیه زنان و این است که زنان بیشتری فکر کنند "عجب پس مراقب ما خواهند بود." به تازگی یک محصول آرایشی با کیفیت به نام "پیونگ‌یانگ" هم در بعضی واحدهای ارتش کره شمالی توزیع شده است. این اقدام پس از آن انجام شد که کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی در سال ۲۰۱۶ میلادی ضمن بازدید از کارخانه این محصول آرایشی خواست که این محصول در عرصه جهانی با مارک‌های مشهور جهان مانند لانکوم، شانل و کریستین دیور رقابت کند. با وجود همه اینها، سربازان زنی که پایگاه‌های بیرون شهر هستند حتی به توالت هم دسترسی ندارند و بعضی از آنها به موریلوت گفته‌اند که اغلب مجبور می‌شوند در مقابل مردها دستشویی کنند؛ کاری که سخت آزارشان می‌دهد. خدمت سربازی در کره شمالی در کره شمالی زنان حداقل ۷ سال و مردان باید ۱۰ سال خدمت سربازی بگذرانند. این طولانی‌ترین دوران خدمت اجباری سربازی در جهان است. برآورد شده که حدود ۴۰ درصد زنان ۱۸ تا ۲۵ سال در حال گذراندن سربازی هستند، رقمی که انتظار می‌رود افزایش پیدا کند چون تازه از دو سال پیش خدمت سربازی برای زنان اجباری شده است. حکومت کره شمالی می‌گوید که ۱۵ درصد بودجه کشور صرف ارتش می‌شود اما موسسات پژوهشی می‌گویند که این رقم بیش از ۴۰ درصد است. دانش‌آموزان ممتاز با توانایی‌های خاص، برای مثال در ورزش و موسیقی، ممکن است بتوانند از انجام خدمت سربازی معاف شوند. موریلوت و باک، هر دو می‌گویند که آزار و اذیت جنسی متداول بوده است. موریلوت می‌گوید که وقتی برای اولین بار موضوع تجاوز در ارتش کره شمالی را با زنان سرباز مطرح کرد "اغلب زنان گفتند که این اتفاق برای دیگران افتاده است و هیچکدام تجربه شخصی ندارند." لی سو یان هم میگوید که در طول سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۱ که در ارتش کره شمالی بوده کسی به او تجاوز نکرده است اما برای خیلی از همقطارانش این اتفاق افتاده بود. "فرمانده گروهان در اتاق خودش می‌ماند و به سربازان زن تجاوز می‌کرد. این اتفاق مدام می‌افتاد." او افزود که سکوت در مقابل سواستفاده جنسی در ارتش، ریشه در "نگرش مردسالارانه در جامعه کره شمالی" دارد. همان نگرشی که باعث می‌شود که زنان در ارتش همه کارهای سخت و طاقت فرسا را انجام دهند. او می‌گوید زنان خانواده‌های فقیر که به استخدام ارتش درمی‌آیند و در مکان‌های کوچک غیر رسمی به سر می‌برد شرایط ناامن‌تری دارند. "خشونت خانگی در جامعه هنوز به طور گسترده پذیرفته شده است و گزارش نمی‌شود، این مساله در ارتش هم به همین شکل است. اما من تاکید می‌کنم که باید به این واقعیت توجه کنیم که این نوع فرهنگ درباره آزار و اذیت در ارتش کره جنوبی هم وجود دارد." لی سو یان که به عنوان سرباز در منطقه‌ای در نزدیکی مرز کره جنوبی خدمت می‌کرد، سرانجام در سن ۲۸ سالگی ارتش کره شمالی را ترک کرد. او خوشحال بود که می‌تواند وقت بیشتری با خانواده‌اش بگذراند اما احساس می‌کرد که برای زندگی خارج از ارتش آماده نیست و از نظر مالی شرایطش سخت شده بود. سال ۲۰۰۸ میلادی بود که تصمیم گرفت به کره جنوبی فرار کند. در اولین تلاشش در مرز چین دستگیر شد و یک سال به زندان افتاد. در دومین تلاش و مدت کوتاهی پس از آزادی از زندان شناکنان از رودخانه "تومن" گذشت و به چین رفت. در مرز چین بود که به کمک یک دلال موفق شد به کره جنوبی برسد.  
زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه من با واژنم رای نمی دهم

حقوق زنان

تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین

آزار جنسی را چگونه تعریف می‌کنید؟ از نظر شما آیا آزار جنسی فقط شامل آزار جنسی فیزیکی مانند تجاوز یا لمس بدن بدون اجازه فرد است؟ آیا متلک‌پرانی‌های خیابانی را هم بخشی از آزار جنسی محسوب می‌کنید؟ شاید هم اصلا به این موضوع کوچکترین فکری نکرده‌اید. به عنوان یک زن تجربه شخصی من از آزار جنسی و تعریف من از آن فراتر از مثال‌‌‌هایی است که زدم. من به تازگی در شبکه اجتماعی لینکدین شروع به گذاشتن پست‌ها و نوشته‌هایی برای تبلیغ و گسترش دایره اجتماعی و شغلی‌ام کرده‌ام. شبکه اجتماعی لینکد‌ین یک شبکه اجتماعی حرفه‌‌ای است که در آن می‌توانی رزومه و سابقه کاری خود را به اشتراک بگذاری و شرکت‌ها و افرادی که در زمینه حرفه‌ای مشابه با تو مشغول هستند دنبال کنی. در مدت بسیار کوتاهی بیش از هزار کاربر، پروفایل من را دنبال کرده‌اند و این باعث شده که روابط کاری بسیار عالی و امیدوار کننده‌ای پیدا کنم. اما بلااستثناء، تمام آقایانی که برای برقراری رابطه کاری با من تماس گرفته‌اند، دنبال چیز دیگری به غیر از امورات کاری و حرفه‌ای بودند. بعد از چند تجربه آزار دهنده حالا کار به جایی رسیده است که برای رفتن بر سر قرارهای به اصطلاح کاری و حرفه‌‌ای حلقه ازدواج دستم می‌کنم و دائما به شوهر خیالی خود در صحبت‌هایم اشاره می‌کنم تا مبادا آقای مخاطب برداشتی دیگر از حضور من در این جلسه داشته باشد. اما آیا این واقعا یک راه حل است؟ چگونه می‌توان با چنین تظاهر و دروغ‌هایی روابط کاری سالم داشت؟ من اسم دارم. گویا خوشگل خانم از نظر بعضی از آقایان یکی از اسامی من است. آنها بدون کوچکترین شناختی از من به خود اجازه می‌دهند «خوشگل خانم» را جایگزین اسم من کنند. آیا من باید از این بابت خرسند باشم که ایشان چنین لطفی به من دارند؟ جالب اینجاست که اگر به این رفتار اعتراض کنم با جملاتی روبرو خواهم شد که آنها هم نوع دیگری از آزار محسوب می‌شوند؛ جملاتی مانند: آش دهان سوزی هم نیستی، یا جوری صحبت می‌کنی انگار که سوفیا لورن هستی. به نظر می‌آید که از دید این افراد تنها هدف و انگیزه من به عنوان یک زن این است که مقبول آنها باشم حالا غافل از آنکه من با دیدن چنین رفتارهایی از سوی بعضی از آقایان خدا را بارها شکر می‌کنم که زیبایی سوفیا لورن را ندارم وگرنه خدا می‌داند با چه چیزهایی باید دست و پنجه نرم می‌کردم. اگر من از دید یک مرد جذاب و زیبا هستم این به این معنی نیست که من هم چنین دیدی را به او دارم و صد در صد به این معنی نیست که چون برای او جذاب هستم می‌خواهم رابطه‌‌ای فرای رابطه حرفه‌ای با او داشته باشم. اگر من بابت کمک و همکاری یک مرد از او کمال تشکر را دارم، دلیل بر این نیست که بخواهم به نشانه قدردانی با او رابطه جنسی هم داشته باشم. اگر من مجرد هستم، دلیل بر این نیست که دست به سینه منتظر نشسته‌ام، تا هر مردی که از کنارم رد شد، مثل عنکبوت بیوه سیاه، تار خود را تله راه او کنم. اگر من تمایل برای برقراری یک جلسه کاری با یک مرد دارم، این دلیل بر آماده بودن من برای برقراری یک رابطه فیزیکی با او نیست. اگر من در برابر متلک‌ها سکوت می‌کنم، سکوت من به دلیل اشتیاق نهفته‌ام برای همخوابگی با فرد متلک‌گو نیست. اما تا کی؟ تا کی قرار است بعضی از آقایان نقش ابله را بازی کنند و من نقش قربانی را؟ هستند آقایانی که چنین رفتارهایی را نمی‌پسندند و با مشاهده این نوع آزار و اذیت‌ها شاید اعتراض هم بکنند اما بسیاری از آنها اعتراضشان بر این اساس است که مگر آن مرد خودش ناموس ندارد؟ مگر آن مرد خواهر و مادر ندارد که به خود اجازه می‌دهد به خواهر و مادر و ناموس مرد دیگری بی‌حرمتی کند؟ چرا باید بعضی از آقایان برای من و زنان دیگر تنها در ظرفیت خواهر و مادر و ناموس مرد دیگری احترام قائل باشند؟‌ چرا یک زن به عنوان موجودی مستقل و نه در نسبت با یک مرد برای بسیاری از آقایان قابل احترام نیست؟ آیا این نگاه ناموسی به زن خودش یک دیدگاه جنسیت زده نیست؟ آیا این زن را به یک کالا که تنها تحت مالکیت یک مرد، با ارزش است تقلیل نمی‌دهد؟ تصور کنید که من در اداره‌‌ای که کار می‌کنم هربار از کنار همکاران مرد رد می‌شوم آنها را با القابی مانند جگر،‌ خوشتیپ، خواستنی و غیره خطاب کنم، تصور آقایان از من چه خواهد بود؟ آیا آنها به دنبال این خواهند بود که خودشان را مقصر رفتار من بدانند؟ آیا کرم از خود درخت است؟ بسیاری از ما زنان در برابر آزار و اذیت‌‌‌های جنسی و متلک‌گویی‌‌ها خودمان را مقصر می‌دانیم. بسیاری از آقایان اگر شاهد این باشند که به زنی متلک گفته می‌شود یا مورد آزار قرار می‌گیرد دنبال دلیل این آزار و اذیت در رفتار و پوشش آن زن می‌گردند. من به عنوان زنی که بارها انواع و اقسام این نوع آزارها را تجربه کرده‌‌‌ام دیده‌‌‌ام که سکوت در قبال این نوع آزار تنها به شیوع آن کمک می‌‌کند. باید همه ما زن و مرد، تعریف جامع و کاملی از آنچه آزار و اذیت جنسی است داشته باشیم و با دیدن آن رفتار اعتراض کنیم تا شاید بتوانیم آینده‌ای خالی از آزار جنسی را تجربه کنیم.

چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟

با یک مرد خسیس چه باید کرد؟ وقتی از یک "شوهر خسیس" صحبت میکنیم، منظورمان مردی است که از پرداخت مخارج روزمره خانواده اش، مثل خوراک و پوشاک و سلامت، علیرغم توانایی مالی امتناع میکند و زندگی را برای آنها تبدیل به رنجی دائمی کرده است . شمایی که این مطلب را میخوانید شاید شبیه این مورد را دیده یا شنیده باشید. مطمتن باشید بعد از خواندن این مطلب میتوانید به افرادی که مشکلی شبیه این دارند مشاوره های اولیه را بدهید. در حال ورود به به دفتر وکالت هستم که مادر و دختری همزمان با من از دفتر خارج میشوند. مادر را درست نمیبینم اما کمی خمیده است نه از کهولت سن که انگار از حالی که اصلا خوش نیست. دخترک که 7-26 ساله به نظر میرسد، کمی چهره اش متعجب است، اما تعجب آمیخته با شادی و امیدواری. پله هار را بالا میروم هنوز نمیدانم قرار است درباره کدامیک از موضوعات حقوقی که میتواند دامن زندگی یک زن را بگیرد، صحبت کنم. بالا که میرسم ، سارا نجیمی، وکیل جوانی که برای نوشتن این مطالب سراغش رفته ام،  خودش شروع میکند به گفتن از مادر و دختری که وقت ورود با آنها برخورد کردم. 28 سال است که این زن با شوهرش زندگی میکند، مرد به غایت خسیس است به طوریکه به سادگی میتوان گفت دچار بیماریست. این مسئله در پدر خانواده به حدی بغرنج است که گاهی ممکن است بچه هایش را به بهانه اینکه پول زیادی خرج کرده، گرسنه نگه دارد یا اگر ببیند که همسرش وقت پختن غذا آنرا میچشد قشقرق به پا کند که تو همه چیز را یواشکی میخوری. حالا تصور کنید با مردی تا این حد بیمار که حتی مهر پدری او تحت تاثیر خساستش قرار میگرد چطور میتوان به زندگی ادامه داد؟! اما آنطور که مادر خانواده برای وکیلش گفته بود تا آنروز هرگز کارشان به جدایی نکشیده. تا وقتی که بچه ها از اب و گل درنیامده بودند که مادر برای خاطر آنها سوخته و ساخته و بعد از آن هم هر وقت بحث جدایی برای زن جدی میشده مرد گریه میکرده و به التماس می افتاده و قول های بی پشتوانه میداده که خودش را اصلاح کند. اینبار اما مادر به پشتوانه دخترش که برای خودش سرکار میرود و دیگر تحمل تماشای زندگی مادرش با مردی که نیازهای اولیه او را دریغ میکند ندارد، آمده برای اینکه بداند حق و حقوقش چیست . چطور میتواند از این عذاب، با نام مستعار زندگی، خلاص شود. از سارا نجیمی میخواهم گام به گام برایم توضیح دهد که کسی که دچار چنین مسئله ایست چه باید بکند و چه راههایی پیش پای اوست؟ او میگوید: «اول از همه به سراغ یک وکیل بروند یا اگر توان پرداخت هزینه اش را ندارند دست کم از یک وکیل مشاوره حقوقی بگیرند.» باقی توصیه های راهبردی خانم وکیل به این شرح است: خانم شاکی این پرونده با توجه به اینکه حق طلاق ندارد و حق طلاق در قانون ما اساسا با مرد است و با توجه به اینکه شوهرش خسیس است باید در گام اول حقوق مالی اش را به اجرا بگدارد؛ حقوقی که شامل مهریه، نفقه و اجرت المثلند. طبیعی است که آدمی که تا این حد خسیس است هرگز نمی اید 50-60 میلیون پول به همسرش بدهد، مجبور است معامله کند و به طلاق رضایت دهد. به این ترتیب زن هم به بخشی از حقوق مادی اش میرسد و هم میتواند از اجبار زیستن با این مرد نجات پیدا کند. مطالبه مهریه به این صورت است که وکیل یا مشاوری که به او مراجعه کردید نرخ مهریه را به روز محاسبه میکند این محاسبه با فرمولی انجام میشود که ثابت است و نیاز به کار کارشناسی و نظر قاضی و ... ندارد. بنابراین زن در همان جلسه نخست مراجعه میداند که چقدر باید از همسرش مطالبه مهریه کند. مهریه این خانم که 28 سال پیش 150 هزار تومان بوده به نرخ امروز چیزی حدود 20 میلیون تومان میشود. بحث بعدی اجرت المثل است؛ پولی که بابت کارهایی زن در ایام زندگی مشترک در زندگی شوهرش انجام داده به او پرداخت میشود. اجرت المثل را قبلا فقط در صورت طلاق میشد مطالبه کرد اما امروز میشود درست مثل مهریه بدون داشتن تقاضای طلاق هم مطالبه اش کرد. اجرت المثل اما مثل مهریه فرمول مشخصی ندارد. کارشناس رسمی دادگستری آن را طبق شئونات زندگی زن و تمکن مالی همسرش تعیین میکند. برای مثال زنی که در شمال شهر تهران زندگی میکند با زنی که در جنوبی ترین نقطه شهر زندگی میکند، اجرت المثل برابری نمیگیرند اما برای اینکه یک تصور کلی از اجرت المثل داشته باشید به طور میانگین زنی که سی سال با شوهرش در یک خانواده متوسط زندگی کرده حدود 30 میلیون تومان اجرت المثل دریافت میکند؛ کمی کمتر یا بیشتر. محاسبه نفقه هم درست مثل محاسبه اجرت المثل کار کارشناس رسمی دادگستریست. نفقه همچنانکه میدانید پولیست که شوهر موظف است برای هزینه های زن به او بپردازد و تحت هیچ شرایط و با هیچ بهانه ای مثل اینکه زن شاغل بوده یا خودش تمکن مالی دارد و اساسا به این پول نیازی ندارد از عهده مرد ساقط نمیشود جز در صورت عدم تمکین. اما مردی که نفقه را ترک میکند دادگاه محکومش میکند به پرداخت آن. برای اینکه یک تصور کلی از نفقه ای که توسط کارشناسان تامین میشود داشته باشید به طور تقریبی برای یک زن در یک خانواده متوسط حدود ماهی 500 هزار تومان میشود. درباره نفقه جالب است بدانید که از آنجا که شوهر موظف است مطابق شان همسرش به او نفقه دهد، وضعیت مالی خانواده پدری زن نیز در به دست آوردن این عدد موثر است. سرانجام اینکه در این پرونده زن با طرح دادخواست مطالبه مهریه، اجرت المثل و نفقه ترک شده در ماههای اخیر میتواند مرد را در دادگاه به پرداخت چیزی نزدیک به 60میلیون تومان پول نقد محکوم کند  بی اینکه درخواست طلاق داشته باشد و مرد که به دلیل خساست ثابت شده از پرداخت این مبلغ سرباز میزند به طور توافقی به مبلغی کمتر رضایت میدهد و در عوض با طلاق زن موافقت میکند و زن نهایتا از زندگی دردناکش نجات پیدا میکند؛ آنهم در شرایطی که فرزندانش با پشت سر گذاشت سن بلوغ شرعی میتوانند زندگی کردن با مادرشان را انتخاب کنند. اگر دچار مشکلاتی از این دست هستید، یا کسی را میشناسید که به مشاوره دقیق تری نیاز دارد میتوانید با خانم سارا نجیمی، با شماره تلفن 09125716890 تماس بگیرید.
۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای «زن ذليل» واژه‌اي ضد زن دهلی و سائوپائولو از نظر جنسی ناامن‌ترین کلان‌شهرها برای زنان