1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

انسان‌ها شریک زندگی خود را بر اساس چه ویژگی‌هایی انتخاب می‌کنند؟ چگونه می‌توان دانست که انسانی که با او آشنا شده‌ایم شایسته این است که شریک تمام زندگی ما باشد؟

وجوه مشترک، عاملی موثر

ما بیشتر فردی را برای ازدواج انتخاب می‌کنیم که با آن وجه مشترک زیادی داریم. فرهنگ، سن، فرم بدن و تحصیلات از فاکتورهایی هستند که بر انتخاب ما تاثیر می‌گذارند. حال به این لیست یک عامل دیگر افزوده می‌شود و آن هم ساختار ژنتیکی است. این نتیجه تحقیقی از سوی پژوهشگران دانشگاه نیویورک است. مدیریت این پژوهش در دست بنیامین دومینگ بوده است. این نتایج در نشریه علمی فعالیت‌های آکادمی ملی علوم (Proceedings of the National Academy of Sciences) منتشر شده است.

این پژوهشگران ساختار ژنتیکی ۸۲۵ زوج را بررسی کردند و برای اینکه بتوانند میزان اهمیت عامل تحصیلات را نیز مقایسه کنند، درجه‌ی تحصیلات شرکت کنندگان را نیز اندازه گیری کردند.محققان به این نتیجه رسیدند که پیدایش علاقه میان دو نفر به دلیل داشتن ژن‌های مشابه یک سوم میزان جذبه‌ای است بر اساس داشتن سطح تحصیلات مشابه میان دو نفر به‌وجود می‌آید. ۱۶۵۰ نفر در این پژوهش شرکت داشتند که همه آمریکایی با تبار اروپایی بودند.

بنیامین دومینگ در این‌باره می‌گوید: «با وجود تبار مشابه شرکت کنندگان، آنهایی که ساختار ژنتیکی شبیه‌تری داشتند با هم بودند.»

تاثیر "ویژگی‌های خارجی"

به گفته دانشمندان، انسان‌ها احتمالا شریک زندگی خود را بر اساس "ویژگی‌های خارجی" انتخاب می‌کنند و این ویژگی‌ها خود را در ساختار ژنتیکی نیز نشان می‌دهند.

دومینگ می‌گوید: «افراد قدبلند، افراد قدبلند را انتخاب می‌کنند و بلندی قد در ساختار ژنتیکی آنها نیز مشابه است. اما دشوار است که بگوییم کدام عامل اول بوده است. آیا ساختار ژنتیکی باعث این انتخاب شده‌ یا "ویژگی‌های بیرونی".»
با این‌حال برخی از سوال‌ها هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند. برای مثال اینکه آیا تشابه ژنتیکی همین تاثیر را در میان افراد با تبار متفاوت دارد و یا این یافته‌ها برای زوج‌های همجنس‌گرا نیز صدق می‌کنند یا نه، هنوز روشن نیست.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

عاشقانه های باران

این ستون، از این پس تنها به شما عزیزانی تعلق دارد که مطالب خود را برای لادیز نگار ارسال می کنید. گروه لادیز افتخار دارد، اولین تجربه لادیزنگار را به همراه خوش ذوق مان، اشک مهتاب اختصاص دهد. با تشکر از اشک مهتاب، از شما دوستان خوب دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.

مرگ هیچ وقت عادی نمی شود

آدم ها می میرند،مرگ طبیعی است اما مرگ آدم هایی كه دوستشان داریم برای ما عادی نمی شود. مرگ طبیعی است اما كسانی كه دوستشان داریم دفعه اولشان است كه می میرند و برای همین مرگ شان طبیعی نمی شود.
مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ چگونه به زنان توجه کنید این خانه جادو می كند دغدغه های مادرانه

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.

با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید

حراج فرصت خوبی برای خرید است به شرط آنکه بتوانید از این نبرد برنده خارج شوید. بسیاری از اوقات شما اجناسی می خرید که هرگز به آنها احتیاج ندارید. این همان زمانی است که برندها از بلاتکلیفی و هیجان زدگی شما کمال استفاده را می برند.
حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید کیفی پر از مدرسه کار در خانه، فروش در اینستاگرام وزیر اقتصاد منزل تان باشید کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

مطالب تصادفی

گزارش روز

رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال

از آن زمانی كه زن ها در خانه ها می ماندند و مردها را برای رفتن به سركار بدرقه می كردند، شاید نزدیك یك قرن گذشته است. اكنون در سراسر دنیا میلیون ها زن در فعالیت های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مشغول به كار هستند. اما در همه كشورهای دنیا زنان به یك سان فرصت های شغلی را در دست ندارند. هر چه از جهان اول به كشورهای جهان سوم نزدیك تر می شویم، تبعیض های جنسیتی در كار و كسب هم بیشتر می شود.

ماه گرفتگی

بر همه کسانی که دوست دارند یک بار دیگر ماه گرفتگی را ببیند یک خبر خوش این که قرار است امشب چهارشنبه از ساعت ۲۱ و ۵۴ دقیقه و ۳۷ ثانیه  یک ماه گرفتگی با خسوف نیمسایه ای آغاز شود و در ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه و ۴۱ ثانیه روز ۲۶ خردادبه پایان رسد.
مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت سرزمین هایی برای مادر نشدن روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان 26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست رضایت شغلی

بعنوان یک فرذ شاغل، ما مدت زیادی از زندگی روزانه مان را در محیط کار می گذرانیم. اگر این محیط به هر دلیل برای ما فضایی پر تنش و ناخوشایند باشد اثر آن را در بقیه جنبه های زندگی مان هم خواهیم دید. البته اصل این موضوع هم صادق است. پس بهتر است بدانیم آیا محیط کاری وشغل ما رضایتی که خواهان آن هستیم را برای مان به ارمغان می آورد یا خیر. پیش از هر چیز لازم به یاداوری است که این تست یک آزمون روانشناسی با معیارهای کلینیکی نیست. پاسخ هر سوال، یکی از گزینه های هیچوقت، گاهی، اکثرا و همیشه است. 1- در محل کار هر گاه مشکلی پیش می آید خودم را در مورد آن مقصر می دانم. 2- تمام دلخوری های محل کار را در خودم می ریزم و در نتیجه همیشه حس بدی دارم. 3- برای فرار از مشکلات شخصی بیشتر وقتم را صرف کار می کنم. 4- وقتی تحت فشار قرار می گیرم الگوهای رفتاری ام به الگوهای منفی متمایل می شوند. 5- جنبه هاب منفی بیش از جنبه های مثبت توجه مرا جلب می کنند. 6- نسبت به شرایط جدید و تغییرات احساس خوشایندی ندارم. 7- احساس می کنم سمت و نقشی که در محیط کار به من سپرده اند چندان ارزشمند نیست. 8- من اغلب به محل کار یا قرارهای کاری دیر می رسم. 9- جواب انتقاد را با لحن و رفتاری تند می دهم. 10- اگر در کل زمان کار مشغول کار نباشم احساس گناه می کنم. به هیچوقت امتیاز 3، به گاهی 2، به اکثرا 1 و به همیشه امتیاز 0 را بدهید و امیتیازها را بشمارید. کارهایی که بیش از حد توانم هست را قبول می کنم. حتی وقتی خیلی کار دارم و احساس خستگی می کنم هم نمی توانم بخشی از آن را به دیگران واگذار نمی کنم. امتیاز بین 25 تا 36شما یا بر اساس تجربه یا ذاتا قادر هستید هیجانات خود را کنترل کنید. در بدترین شرایط کاری و تحت شدید ترین فشارها شما هنوز قادر هستید منطقی رفتار کنید و درست بیندیشید. بطور کلی شما برای همکاران و مدیرتان یک موهبت به شمار می آیید. فردی قابل اعتماد و محترم هستید و نظرات شما اکثرا مورد توجه قرار می گیرد. امتیاز بین 18 تا 25شما کمی نسبت به استرس حساس هستید. با این حال تا حد زیادی می توانید آن را مهار کنید. لازم است تعادل بیشتری بین میل به موفقیت و ترس از شکست های تان برقرار کنید. از هر چیز برای شما واجب تر یاد گرفتن این موضوع مهم است که باید مشکلات کاری را در همان جا نگه دارید و آن را به خانه نبرید. امتیاز بین بین 10 تا 18:استرس بخشی از کار شماست. شما باید برای کاهش سطح هیجانات ناخوشایند در محیط کارتان تلاش بیشتری کنید. متاسفانه استرس کاری شما به زندگی شحصی تان هم کشیده شده و روی روابط تان تاثیر بدی گذاشته است. لازم است وقتی استرس زیادی احساس می کنید محیط تان را ترک کنید. چند نفس عمیق، دور شدن از فضای استرس زا به شما کمک می کند با انرژی بیشتری به کارتان برگردید. امتیاز زیر 10:شاید وقت آن رسیده باشد که برای کمک به کنترل استر س تان در محیط کار از یک مشاور کمک بگیرید. استرس در سطوح بالا نه تنها فعالیت های شما را مختل می کند که بر سلامت جسم تان هم اثر مخربی می گذارد. ظاهرا کار و هر آنچه در محیط کارتان پیش می آید در اولویت قرار دارند با این حال هرگز آنطور که باید نسبت به فعالیت تان احساس رضا یت نمی کنید.

با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید

روابط زناشویی و رمانتیک فوق العاده و مسرت بخشند ولی حقیقت این است که در عین حال این رابطه ها مانند قطار سریع السیری از احساسات می باشند که شامل لحظات منفی نیز هستند. مردانی که زیاد فکر نمی کنند و زنانی که بیش از حد حساسند. 20 توصیه آسان  برای بازگرداندن حس عاشقانه را به زندگی زناشویی شما روابط زناشویی فوق العاده هستند و باعث می شوند که ما احساس کنیم که دوست داشتنی هستیم و بیشتر احساس امنیت کرده و موجب نفود زوج ها به قلب و جان یکدیگر می شود. بیایید همه این ها را کنار گذاشته و لحظه ای به واقعیت برگردیم. اگرچه روابط بین همسران ماننده قطاری از احساسات  است ولی با خود مشاجرات، مشکلات و بسیاری احساسات دیگر را به همراه دارد که ربطی به روابط رمانتیک ندارند و ما باید سپاسگزار باشیم که کسی حاضر است برای مدت طولانی ما را تحمل کند. چاره ای نیست. آقایان کمی کم دارند و خانم ها احساساتی هستند و ترکیب این دو عامل باعث مشاجراتی می شود که از بسیاری از آنها نمی توان جلوگیری کرد ولی خیلی از آنها را می توان، تنها اگر احساساتی تر رفتار کرده و به موارد کوچک توجه بیشتری داشته باشیم. پس چرا ما به این موارد کلیشه ای اشاره می کنیم؟ چرا که اگر شما مردی هستید که با رمز و رازهای رفتار خانم ها آشنایی ندارید مسلما رفتارهای ساده و بسیاری وجود دارند که شما از آنها بی خبرید در حالی که آنها می توانند قلب همسرتان را آب کرده و روابط بین شما را محکمتر و فاصله بینتان را کمتر کنند. بله درست است که همه آقایان و مسلما خانم ها مثل هم آفریده نشده اند ولی در لیستی که پیش روی شماست بدون شک مواردی وجود دارد که برای همسر شما مناسب است و ما استفاده از آن را به شما توصیه می کنیم. به ما اعتماد کنید. چیزی از دست نخواهید داد. موفق باشید   اول صبح به او بگویید که چقدر شیرین است حتی اگر خانم شما هنگامی که از خواب بیدار می شود بسیار ژولیده است و صورتش ورم کرده شما می دانید که او نازنین ترین موجود روی زمین است پس گفتن این عبارت در صبح اول صبح برای شما ضرری ندارد. به عقیده او احترام بگذارید مردها معمولا فکر می کنند که فکر و عقیده آنها صحیح و مهم تر است مسلما تجربه به شما ثابت کرده است که عکس این نیز صدق می کند. به سخنان همسرتان گوش کنید و عقیده او را در نظر داشته باشید. با او به خرید بروید حتی اگر این برای شما خیلی هم جذاب نیست ولی به خانمتان اجازه بدهد که برای خرید شما را همراهی کند. شما مجبور نیستید لباس هایی را بپوشید که دوست ندارید فقط به خاطر اینکه او آنها را می پسندد ولی لااقل یک یا دو تا از مواردی که او دوست دارد را انتخاب کنید و او بسیار خوشحال خواهد شد.   به او بگویید که چقدر برای شما اهمیت دارد شما می دانید که بدون وجود او چقدر برایتان سخت است. شنیدن این مطلب از شما موجب اعتماد به نفس در او شده و شما را به هم نزدیک می کند.   به او یک ماساژ پیشنهاد کنید درست شاید این خسته کننده باشد، یا شما نمی دانید که چطور آن را انجام دهید ولی هیچ چیزی مثل یک ماساژ خوب حتی اگر حرفه ای نباشد در پایان روز نمی تواند حس نزدیکی به همسر شما بدهد و اینکه چقدر او برای شما با ارزش است. از دوران کودکیتان برای او تعریف کنید وقتی که شما از گذشته برای همسرتان تعریف می کنید او را به دنیایی وارد می کنید که تنها افراد نادری اجازه ورود به آن را دارند و به این ترتیب ارتباط بین خود و همسرتان را مستحکم تر می کنید.   کمی نوازش نوازش خرجی ندارد. گاهی اوقات سرتان را روی شانه اش بگذارید، یا بدون دلیل او را به آغوش بکشید. دست، موها، پاهای و کلا بدنش را نوازش کنید. پیشنهادات زیبایی او را جدی بگیرید آیا واقعا زدن ریش هایتان که بلند شده شما را خواهد کشت؟ یا اگر چند تا از موهای ابروهایتان را مرتب کنید چه خواهد شد؟ بله درست است این بدن شماست و شما اجازه دارید تصمیم بگیرید چطور از آن نگهداری کنید ولی در پایان روز خانمتان به شما نگاه می کند پس به خواسته های او توجه کنید. عشقتان را علنا به او ابراز نمایید اگر او ابراز عشق در مقابل دیگران را دوست ندارد پس او را در وسط پارک نبوسید. اگر دوست دارد دستش را بگیرید با به ابتکار خودتان دستش را بگیرید یا به عبارتی راه صحیح را پیدا کنید تا به او این حس را بدهید که دوستش دارید و به او و رابطه تان افتخار می کنید. برنامه ریزی کنید که او با خانوادتان ملاقات کند اگر به تازگی با هم آشنا شده اید زمان مناسب را پیدا کنید که او را با خانواده و اولیای خود آشنا کنید. این امر نشانگر جدی بودن شما در این ارتباط است.   دستتان را در جیب پشت او بگذارید یک حرکت کوچک و عاشقانه این چنینی لبخند را به روی لب های او خواهند نشاند و اینکه حس کند چقدر برای شما جذاب است. به همراه او به عروسی بروید اگر چه جشن عروس دوستان شادترین روز زندگی یک زوج دیگر است ولی جشن عروسی به ارتباط بین زوج ها رنگ و بو دیگری می بخشند.   یادداشت روی یخچال قبل از او از خانه خارج می شوید؟ برای او یک یادداشت با پیامی عاشقانه روی یخچال، در، آینه حمام یا هر جای دیگری بگذارید و به او نشان دهید که او اولین چیزی است که صبحتان را با آن آغاز می کنید حتی اگر سرتان خیلی شلوغ است. حضور در اطاق خواب را شیرین تر کنید رویاهای او را تحقق بخشید و او از اینکه رویاهای شما را حقیقت ببخشد خوشحال خواهد شد. به او بگویید که چقدر به او گرایش دارید خانم ها روزهایی را تجربه می کنند که در این روزها احساس می کنند زشت ترین موجود روی زمین هستند حتی اگر خیلی هم زیبا به نظر برسند. یک جمله کوتاه شما می تواند در چنین لحظاتی آنها را دگرگون کند. خساست نکنید.   بوسه بر پیشانی هیچ چیز نمی تواند رمانتیک تر از یک بوسه غیر منتظره بر پیشانی او باشد. کلید جدا از هم زندگی می کنید؟ مطمئن هستید که می خواهید این ارتباط را ادامه بدهید؟ کلید خانه تان را به او بدهید. کلید خانه جان تازه ای برای اعتماد و ایمان بین شما خواهد بود. دست او را ببوسید شاید فکر کنید این یک حرکت رمانتیک است که به دنیای دیگری تعلق دارد ولی هیچ ضرری ندارد اگر مانند یک جنتلمن قدیمی به نظر برسید دستش را بگیرید و ببوسید. حتی اگر فکر می کنید که این کار خیلی چرت است ولی مطمئن باشید به خوبی تاثیر گذار است. او را تشویق کنید وسایلش را در خانه شما بگذارد حتی اگر با هم زندگی نمی کنید ولی بیشتر زمان هفته را با هم سپری می کنید. اجازه ندهید که او فکر کند مزاحم شماست. به او این حس را بدهید که او می تواند وسایلی چون مسواک، لوازم آرایش، لباس  و غیره را پیش شما بگذارد. این امر شما را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک کرده و باعث می شود او حس کند شما از بودن با او خوشحالید. یک کار خوب برای یکی از دوستان او انجام دهید نزدیکی شما به دوستان او برایش بسیار مهم است. اگر یکی از آنها به کمک احتیاج دارد برای این کار داوطلب شوید.   نگران دیوانه بازی در مقابل او نباشید حتی اگر این به نظر شما عاقلانه نیست -اگر همسرتان دلقک بازی دوست دارد، از انجام این کار خجالت نکشید  برعکس این دیوانه بازی ها شما را شیرین تر می کند.
آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟ هر فرد 13 راز شخصی دارد 5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج این موضوعات ارزش بحث ندارد! 5 راه ایجاد اعتماد برای روابط پایدارتر

زنان حادثه

قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

خودش هم مرد جوانیست؛ 27 ساله، به اسم مسعود، در زندان در انتظار دادگاه کیفری. اتهام او قتل 4 زنی است که همگی به قصد سرقت و تصاحب دارایی​هایی آن​ها انجام شده است. دختران جوانی که  پولدار نبودند ولی چند قطعه طلا دلیلی برای سکوت همیشگی​شان شد. جسد اولین زن جوان، 25 ساله، 24 بهمن 1389 در شهرستان آبیک قزوین پیدا شد. قاتل در هشتگرد با فاطمه  آشنا شده، با  او طرح دوستی ریخته و روز حادثه او را به محل قتل كشانده بود. مسعود با شلیک گلوله به سر به زندگی فاطمه پایان داد و بعد اموال و طلاهایش را سرقت كرد. همان شیوه قتلی که برای مژگان هم به کار برد. جسد مژگان 30 ساله ، 12 اردیبهشت 1390 در نزدیکی محل کشف جسد اول پیدا شد. او هم با شلیک گلوله از اسلحه کمری به قتل رسیده بود. طبق اعترافات مسعود، انگیزه او از قتل مژگان پنهان کردن رابطه​اش با او بوده است. بعد از این دو جنایت، قاتل از استان قزوین خارج می​شود و دو جنایت دیگرش را در استان مازندران مرتکب می​شود. رابطه قتل​های مازندران و قزوین بعد از دستگیری قاتل و به دست آوردن  مدارکی مربوط به مژگان در ماشین مسعود کشف شد. دو مقتول دیگر، دو خواهر بودند که جسد آنها روز 8‌ تیر در پارك جنگلی سیسنگان در شهرستان نوشهر در فاصله 500 متری از یكدیگر كشف شد؛ این بار نیز هر دو مقتول از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند. تحقیقات برای شناسایی هویت اصلی مقتولان خیلی زود به نتیجه رسید چون  2 روز بعد مردی با مراجعه به پلیس آگاهی نوشهر از گم شدن 2 دخترش به نام‌های نرجس و نسترن خبر داد و مشخص شد این دو، همان مقتولان كشف شده در جنگل سیسنگان هستند. قاتل از طریق همسرش با نرجس و نسترن آشنا شده بود، روز قتل به محل کار آن​ها رفته، به بهانه​ای  این دو دختر را با خود همراه کرده و با آبمیوه مسموم بیهوش کرده بود. پایان زندگی نرجس و نسترن هم مثل دو مقتول دیگر کشته شدن با گلوله و به سرقت رفتن طلاهایشان بود. برای پیدا کردن قاتل، پای زن دیگری به میان آمد به نام مهدخت که همسر دوم مسعود و دوست نرجس و نسترن بوده است. او پس از بازداشت،  با یک قرار صوری همسرش را تسلیم ماموران پلیس کرد اما او هم در بازداشت پلیس و در انتظار دادگاه کیفری به سر می​برد چون بعد از انجام تحقیقات و اعترافات، بازجویان مهر بی​گناهی بر او نزدند و نمی توان به صراحت گفت گه او هیچ نقشی در خاموشی همیشگی 4 هم نوع خودش ندارد. برای این قاتل سریالی که نمی توان گفت بهره​ای از هوش برده، چون خوشبختانه پیش از خرج یک دست گلوله شش تایی​اش شناسایی و بازداشت شد و بیشتر به مانند یک کلاغ، رنگ زرد و براق طلا را دنبال می​کرده، تمام گناه زنان حیله پذیریشان بود و این که می​شد به سادگی زنانه​شان اعتماد کرد.

همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

«بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند.» به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: «بانوی اول کشوری‌ بودن نقشی نیست که در قانون اساسی تعریف شده باشد. بانوی اول همواره وضعیتی منفعل و وابسته داشته است. بنابراین چارچوب و موازین مشخصی برای ارزیابی و تحلیل اقدامات و دستاوردهای این بانوان در اختیار نیست. تنها یک اصل وجود دارد؛ فردیت آنها و فقط می‌توان ثمرات کارآمد بودن آنها در زمینه‌های گوناگون را مقایسه کرد. بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند. مثل هیلاری کلینتون که به گزارش نشنال ریویو، پس از فارغ‌التحصیلی، کار در سازمان‌های مربوط به دفاع از حقوق کودکان، نوجوانان زندانی در کارولینا و کودکان معلول جسمی در ماساچوست را ترجیح داد و در جایگاه بانوی اول تلاش‌های وافری برای اصلاح مراقبت‌های بهداشتی درمانی کودکان داشت. هیلاری در نقش بانوی اول نماند و وسوسه سیاست او را به دولت اوباما کشاند و اینجاست که اقداماتی از او می‌بینیم که دیگر با فعالیت‌های داوطلبانه و خیرخواهانه همسو به‌ نظر نمی‌رسد. به گزارش مجله پالتیک‌فکت، کلینتون یکی از مهره‌های مهم در تحریم ایران در سال ٢٠١٥ بوده و در ‌سال ٢٠١٠ سازمان ملل‌ متحد را بر تحمیل تحریم بر ایران ترغیب کرده است. یکی از اقداماتی که در ‌سال ٢٠١٢ موجب نقصان ٦/٦‌درصدی اقتصادی شد؛ چرا که صادرات نفت ایران به نصف کاهش یافت. کلینتون همچنین رضایت روسیه و چین و ٩ کشور دیگر سازمان ملل متحد را برای سنگین‌ترین تحریم‌ها علیه ایران جلب کرده بود. زندگی کوتاه زنی قدرتمند ایوا پرون زنی بود که با حمایت و همراهی همسرش برای انتخابات ریاست‌جمهوری موانع تبعیض جنسیتی کشورش را درهم‌ شکست و در ‌سال ١٩٤٦ بر جایگاه بانوی اول آرژانتین نشست. پرون که خود فرزندخانواده‌ای فقیر و مشقات زیادی را در زندگی سپری کرده بود، از همان ابتدا قشر مستمند جامعه را مورد توجه قرار داد و با ادعای درک فلاکت و تیره‌روزی آنها در کنار همسرش وقت زیادی را صرف آنان ‌کرد و بالتبع نزد فقرا و کارگران به محبوبیت زیادی رسید. وی همچنین با بازدید از کارخانه‌ها و بیمارستان‌ها و ملاقات دردمندان به چهره‌ای مردمی بدل شد و حاصل آن فعالیت در عرصه بهداشت و درمان و تلاش برای ریشه‌کن‌ کردن بیماری‌هایی چون سل، جزام و مالاریا بود. نتیجه دیگر راه‌اندازی مؤسسه رفاهی ماریا ایوا دوارت پرون برای مبارزه علیه فقر بود که غذا و دارو و حتی پول را میان محتاج‌ها قسمت می‌کرد. پرون گاهی خود این کار را انجام می‌داد و با نوازش فقرا از آنان دلجویی می‌کرد. هزینه این موسسه بیشتر از مالیات‌ها تأمین می‌شد که البته گاهی با رضایت خاطر و گاه با فشار و اجبار تحویل داده می‌شد و نتیجه‌اش برای انبوه جمعیت فقرا خوشایند بود و برای نورچشمی‌ها و مقامات دلگیرکننده. گر چه بانو پرون همواره بر فعالیت‌های اجتماعی اصرار داشت، ناظران سیاسی او را به حضور در امور دولتی ترغیب کردند. او هم «تور رنگین‌کمان» را طرح‌ریزی کرد و در سفری پرطمطراق با همراهان بسیار  راهی اروپا شد و به دیدار رهبران ایتالیا، پرتغال، فرانسه، سوییس و موناکو رفت تا بتواند ارتباطاتی برقرار کند. برخی از کشورها با روی گشاده او را پذیرفتند و برخی دولت‌ها و مردمان چندان از او استقبال نکردند. در نهایت پرون به برزیل و اروگوئه سفر کرد و به خانه بازگشت. یکی از قدرت‌های پرون تسلط بر مطبوعات بود که اگر به مذاقش خوش نمی‌آمد، تعطیل می‌شد. او مجله تایمز آرژانتین را که مقاله‌ای درباره‌اش چاپ کرده بود و در آن خبری از تعریف و تمجید نبود چهار ماه تعطیل کرد و در سال ١٩٤٨ بنا بر ادعایی، با گروه خودش مجله‌ای تأسیس کرد و هر هفته در ستونی به نام «ایوا پرون می‌گوید...» می‌نوشت. اویتا پرون در سال ١٩٤٧ با دستیابی به یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌هایش یعنی تصویب لایحه حق رأی زنان خشم مقامات نظامی را بیش از پیش برانگیخت و با نامزدی برای سمت معاونت ریاست‌جمهوری، به پیشنهاد همسرش، با مخالفت‌های شدید آنان مواجه شد. این مخالفت با بیماری حاد او همراه شد و از آنجا که احتمال توطئه هم می‌رفت، از مبارزه در این مسیر صرف‌ نظر کرد. پرون در ١٩٥٢ در ٣٢سالگی در پی سرطان درگذشت و غمی بی‌سابقه بر آرژانتین نشست. نقش عمده او در سیاست آرژانتین همچنان مورد بحث است و کشمکش و مشاجره هواداران و مخالفانش در این مقاله نمی‌گنجد اما نامش به‌ عنوان بانوی اولی مقتدر و تاثیرگذار در تاریخ ثبت شده است. از «روز من» تا روزگار یک ملت طبق اطلاعات سایت firstlady النور روزولت، (١٨٨٤-١٩٦٦) همسر فرانکلین روزولت، سی‌ودومین رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا از سرآمدترین شخصیت‌ها در جایگاه (١٩٣٣-١٩٤٥) بانوی اول بوده است و در مدت کوتاهی توانسته حرمت و ارج و قرب بالایی در میان ملتش کسب کند و این محبوبیت پس از مرگش همچنان ادامه دارد. او برای جایگاهش، همسر رئیس‌جمهوری، ماهیتی نو برگزید و نقش و رنگی تازه به آن بخشید. با توجه به خانواده سرشناسش انتظار می‌رفت که یک زن فعال اجتماعی و علاقمند به رویدادهای ملی و همگانی باشد و ازدواجش با فرانکلین او را در این مسیر پیش برد. او و همسرش با همراهی هم، در دو بحران بزرگ جنگ جهانی دوم و رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در ١٩٢٩ حضور داشتند؛ هر چند فرانکلین به بیماری سخت و طاقت‌فرسایی مبتلا شد اما همت و تکاپوی بی‌امان همسرش او را به دنیای سیاست بازگرداند و زمینه کامیابی او در انتخابات ریاست‌جمهوری در ١٩٣٢ را فراهم کرد و به این ترتیب دوشادوش او وارد کاخ‌سفید شد. بانوی اول از همان ابتدا تصمیم به پویایی گرفت. دیدگاه‌ها و افکارش را هر هفته به اطلاع گزارشگران می‌رساند و از ‌سال ١٩٣٥ ستونی تحت‌ عنوان «روز من» در روزنامه‌های متفاوتی از جمله واشینگتن دیلی و بوستون گلوب منتشر می‌کرد. گر چه ابتدا تمرکزش بر فعالیت‌های اجتماعی بود اما سیاست هم خیلی زود در زندگی او جای خود را باز کرد و اخبارش منتشر شد. این اقدام رسانه‌ای، او را به زنان خانه‌ها نزدیک کرد و البته در ادامه جد و جهدهایی چون بازدید از کارگران معدن، دفاع از حقوق زنان، مبارزه با نژادپرستی‌ علیه آمریکایی‌های سیاه‌پوست، کمک و مساعدت به بیکاران و همراهی همسرش در دوران‌های سخت او را عضو جدایی‌ناپذیر دستگاه مدیریتی فرانکلین روزولت قرار داد. در دوره جنگ جهانی دوم او هیچ هراسی از مخالفت با همسرش یا مواجهه با نقدهای سرگشاده و آزاد و پذیرش اشتباهاتش نداشت. نخستین خبرها درباره خطری که یهودیان را در اروپا تهدید می‌کرد، در سال ١٩٤٠ به آمریکا رسید و بانوی اول بی‌ هیچ تعللی بنا کرد به برقراری ارتباطات لازم و تبلیغ در جهت نجات و امداد به آنها. او با آگاهی از نبود امنیت با مهاجران ارتباط برقرار می‌کرد و همسرش این برخورد را ساده‌لوحانه و ایده‌آل‌گرایانه می‌پنداشت و زیر بار انجام هیچ کاری در این حوزه نرفت. در اینجا محدودیت اختیارات بانو رخ نشان می‌دهد. فرانکلین روزولت هرگز به همسرش اجازه نداد تا در امور سیاسی که در آنها رأی مخالف داشت، مداخله  کند. نبود مهارت کافی در این وادی مشکلات متعددی را پیش روی این زوج می‌گذارد. جهت‌گیری النور روزولت در حوزه نژادپرستی آمریکایی و جنبش فاشیزم هم توجه عموم را برانگیخت. هر چند ٨٠‌سال از آن واقعه می‌گذرد اما حالا مشخص می‌شود که روزولت در آن زمان چه نقش مهمی در رفع و رجوع مشکلات آمریکا داشته است. او پس از مرگ همسرش همچنان در  فضای سیاست ماند. هری ترومن، رئیس‌جمهوری وقت او را به نمایندگی در هیأت ایالات‌متحده در ملل متحد منصوب کرد و او در این جایگاه بر پدید آمدن اظهارنامه حقوق بشر نظارت کرد. علاوه بر اینها او عضو افتخاری اتحادیه کار بود. رد نفوذ این سازمان در او را می‌شود در سخنانش دید. سخنانی که در جست‌وجوی رفاه اجتماعی و همگانی است: «ما نمی‌توانیم فقط حرف بزنیم. باید عمل کنیم... باید پیشرفت را در زندگی عموم مردم ببینیم؛ نه فقط در یک گروه خاصی که در صدر قرار دارند.» این رفتار، در کنار بسیاری از عملکردهای دیگر، یک عمر تلاش او را در جهت ارزش‌هایی اساسی چون دموکراسی، برابری و عدالت اعتلا بخشید. رسانه‌ها درباره‌ او می‌نویسند: علاوه بر اینها نوآوری‌های پیروزمندانه فراوانی که او در طول عمرش بانی و حامی‌اش بوده، همچون در دفاع و حمایت‌های بی‌دریغ از گروهایی چون آفریقایی - آمریکایی‌ها، زنان و قشر کارگر یاد او را زنده نگه داشتند و در ‌سال ٢٠١٦ نام او برای پنجمین بار به عنوان محبوب‌ترین بانوی اول ایالات متحده مطرح شد. من با عقیده خودم زندگی می‌کنم نخست‌وزیر ژاپن، شینزو آبه نماینده حزب دموکرات در ٢٠١٢ بر سر قدرت آمد و در حالی‌ که سعی می‌کرد خودش را به‌ عنوان مهره‌ای قوی و مسلط در سیاست‌های داخلی تثبیت کند، مهم‌ترین تغییرات در خانه‌اش رخ داد. از ‌سال ٢٠٠٦ آکی آبه که تقریبا پیش از این تنها در نقش حمایتگر همسرش ظاهر می‌شد، با دنبال‌ کردن سبک و رویه خودش تبدیل به یک چهره ملی شد. او در مجلات حضور پر رنگی دارد و به تمام نقاط کشورش سفر می‌کند تا نظرات مردم چه پیر و چه جوان را بشنود. برای پشتیبانی از محرومان و شهروندان که در فجایع ٢٠١١ ژاپن مصیبت‌های جانگداز را پشت سر گذاشتند، همواره حاضر بوده و جمعیت‌های ضعیف‌ جامعه را برای دستیابی به خواست‌هایشان تشویق کرده است. او در رسانه‌ها شخصیت جذابی دارد و نگرش‌های آزادی‌خواهانه‌اش تقریبا همیشه نرم‌ کننده نخست‌وزیر محافظه‌کار بوده است و به وضوح از جایگاه معمول و عادی بانوان اول که تنها در خانه حامی همسران‌شان بوده‌اند و در انظار عمومی حاضر نمی‌شده‌اند، درآمده است. آکی آبه در مصاحبه اخیر خود گفته: «فکر نمی‌کنم استعداد خاصی داشته باشم. من فقط می‌دانم چطور با مردم ارتباط برقرار کنم. من یکی از معدود افراد این کشورم که می‌تواند با قشر گسترده‌ای از مردم صحبت کند از امپراتور گرفته تا بی‌خانمان‌ها.» او گفته است: «در ٢٠٠٦ هیچ‌ وسیله‌ای برای پیام دادن به مردم نداشتم. بنابراین مردم خبر نداشتند من چه می‌کنم  اما حالا هر روز برای آنها در صفحه مجازی‌ام می‌نویسم و افرادی که من را دنبال می‌کنند از احوالات و اقداماتم باخبرند.» آکی آبه در ابتدای ازدواجش معتقد بوده که باید مانند یک زن سنتی ژاپنی رفتار کند. کسی که شانه‌ به‌ شانه همسرش پیش نمی‌رود و همیشه یک یا دو قدم از او عقب‌تر است. پس از آن‌ که همسرش شینزو در سال ١٩٩٣ یکی از قانونگذاران مجلس شد، آکی آبه بیشتر وقتش را در هواداری از همسرش می‌گذراند. اگر چه با سیاست دولت موافق نبود اما از انتشار نظراتش به‌ طور علنی اجتناب می‌کرد، زیرا معتقد بود همسر یک سیاستمدار نباید در مسائلی که قبلا برایش تصمیم گرفته شده، دخالت کند. تا وقتی همسرش برای نخستین بار در جایگاه نخست‌وزیری نشست، به همین رویه ادامه داد و ساکت ماند و انتقادی از جامعه هم محبوبیت همسرش را تهدید نکرد. وقتی آکی آبه در سال ٢٠٠٧ نخستین کتابش «من با عقیده خودم زندگی می‌کنم» را نگاشت، همسرش از این سمت استعفا کرد. آکی آبه نوشت به نظرش درست می‌آید که خودش باشد و آکی آبه زندگی کند، نه همسر شینزو آبه. سپس به دانشگاه بازگشت و تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد تکمیل کرد و برخی فعالیت‌های اجتماعی‌اش را ادامه داد؛ از جمله ساخت مدارسی در میانمار. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، نظراتش را در رابطه با برخی موارد منتشر کرد؛ حتی آنهایی که در تناقض با سیاست‌های همسرش یا حزب همسرش بودند. در نتیجه به او لقبی با این مفهوم دادند: «حزب مخالف در خانه». از آن روز آکی آزادانه برخی سیاست‌ها را در حوزه‌های مختلف زیر سوال می‌برد؛ از صادرات تکنولوژی گرفته تا نیروی هسته‌ای. او با خنده می‌گوید: «من دوست ندارم این منصب، طولانی‌مدت باشد. کارهای زیادی دارم که بعد از پایان دوره نخست‌وزیری او می‌خواهم انجام بدهم.» بانوی شعر و موسیقی بانوی اول هند، سوروا در ١٩٤٠ در بنگلادش به دنیا آمد و در ١٠سالگی به کلکته مهاجرت کرد. او در ١٧سالگی با بناب موخرجی ازدواج کرد و یک دختر و دو پسر به دنیا آورد. با انتخاب همسرش، پرناب موخرجی در ‌سال ٢٠١٢ به نخست‌وزیری، بانوی اول هند شد. سوروا تحصیلکرده و از هواداران دوآتشه اشعار رابیندرانات تاگور بوده و بسیاری از اشعار راببندرا سنگیت را سال‌های ‌سال در نقاط مختلف، از هند گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقا اجرا کرده است. یکی از مهم‌ترین کارهای او راه‌اندازی گروه گیتانجالی‌ است؛ گروهی که مأموریت دارد فلسفه تاگور را با آوازها و اشعاری که برای نمایش‌ها سروده شده(dance drama)  نشر بدهد و سوروا به‌ عنوان نیروی راهنما همواره در تولیدات حضور داشته است. او همچنین نقاشی چیره‌دست است و نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی بسیاری برپا داشته و مادرش را سرچشمه الهامات خلاقانه‌ در آثارش می‌داند؛ آثاری که تحسین و تمجید فراوانی را برانگیخته است. سوروا موخرجی دو کتاب هم نوشته «Chokher Aloey» شرحی در باب ارتباط و تعامل نزدیکش با ایندیرا گاندا و «Chena Achenai Chin»  سفرنامه‌ای از چین. ورود سوروا به عمارت ریاست‌جمهوری در دهلی با نواختن تنبور و ارگ کوچک همراه بود و هدایایی برای او از سوی DL ROY، استاد موسیقی بنگالی. سوروا دچار بیماری قلبی و تنفسی بود و در بیمارستان ارتش در دهلی ‌سال ٢٠١٥ در ٧٤ سالگی درگذشت. مقام شنوا رولا غنی، نخستین زن در تاریخ افغانستان است که در فعالیت‌های همسرش برای ریاست‌جمهوری پرتکاپو حضور داشته است. او در روز بین‌المللی زنان در برابر عموم حاضر شد و به فارسی دری برای جمعیت انبوه زنان افغان سخنرانی کرد و گفت: «نیمی از جمعیت افغانستان زنانند و معلوم است که باید در توسعه کشور عزیزمان نقش داشته باشند. زنان توانمندی‌های زیادی دارند و باید از اقدامات آنها قدردانی شود.» رولا غنی در لبنان به‌ دنیا آمده و بزرگ شده است. در دانشگاه علوم سیاسی پاریس در ‌سال ١٩٦٩ تحصیلاتش را تکمیل کرده و کارشناسی ارشد علوم سیاسی را از دانشگاه آمریکایی بیروت در سال ١٩٧٤ اخذ کرده است. در همانجا با اشرف غنی آشنا شده و پس از آن در ‌سال ١٩٨٣ مقطع کارشناسی ارشد خبرنگاری را هم در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به پایان رسانده است. او و رئیس‌جمهوری اشرف غنی در سال ١٩٧٥ با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام مریم و یک پسر به نام تارک دارند. هشت ماه پیش که اشرف غنی زمام امور را به دست گرفت، بی‌سابقه‌ترین کار را در مراسم تحلیف حکم ریاست‌جمهوری انجام داد. او در سخنرانی‌ افتتاحیه همسرش را معرفی کرد. از آن زمان به بعد رولا غنی دوشادوش همسرش همواره در پی انجام امور مردم‌سالارانه بوده و سخنرانی‌هایی در باب مسائل روز داشته است اما سخنان او همواره نرم، سنجیده و دقیق و البته به دور از سیاست‌های حساس و مرکز توجه افغان بوده است. رولا غنی در جامعه سنتی افغانستان که زن‌ها را پشت درهای بسته نگه داشته، سنت‌شکنی‌های بسیار کرده است؛ از جمله سخنرانی‌هایی رسا و عمومی درباره خشونت علیه زنان، اصول قانون و قدرت مذهب. اشرف غنی زنان افغان را در اکتبر گذشته در ارگ ریاست‌جمهوری در کابل ملاقات کرد و پیشنهاد آنان برای تشکیل شورای زنان را پذیرفته است؛ شورایی که در مسائل مربوط به حقوق زنان و مشارکت آنان در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی به دولت مشاوره بدهد. آنها اعلام کردند حضور همسر ریاست‌جمهوری در مراسم تحلیف و سخنرانی و معرفی او به خوبی گویای حمایت او از زنان افغان بوده است. رولا غنی در گفت‌وگوی با آسوشیتدپرس اعلام کرده: «من کار سیاسی نمی‌کنم.» از ماه سپتامبر صدها نفر از مردم به اتاق او سرازیر شده‌اند تا مشکلات‌شان را مطرح کنند و از پندها و پیشنهادات او بهره‌ ببرند. او به گفته خودش خود را «یک مشاور ... یک مقام شنوا» می‌بیند؛ کسی که احتیاج و لزوم حضور زنانه را در نزدیکی قلب دولت افغان مرتفع می‌کند. یک تیم در کانادا سوفی گرگوار ترادو، روزنامه‌نگار، شخصیت‌ سرشناس تلویزیونی و فعال اجتماعی - سیاسی، مربی یوگا و همسر نخست‌وزیر کاناداست. به گفته رسانه‌ها شخصیت جذاب و کاریزماتیک این زن او را چهره‌ محبوب کشورش و دولتمردان آن سوی مرزهای کشور، ملکه انگلیس، اوباما و همسرش و امپراتور ژاپن و همسرش کرده است. به قول خودش، او و همسرش جاستین در کنار یکدیگر، یک تیم‌اند و نخست‌وزیر از ستودن او در برنامه‌های عمومی ابایی ندارد. سوفی در رشته تجارت و پس از آن ارتباطات در مونترال کانادا تحصیل و در زمینه تبلیغات و فروش کار کرده است. او عاشق تمرین و ورزش‌های بدنی است. حرکت کنیم میشل اوباما هم مثل هیلاری از نسل و دوران بعد از جنگ جهانی دوم است. دوران ازدیاد زاد و ولد در آمریکا که از ١٩٤٥ شروع شد و تا ١٩٦٤ ادامه داشت؛ یعنی درست‌ سال تولد میشل اوباما. اگر در موتور جست‌وجوی گوگل درباره ظاهر میشل اوباما جست‌وجو کنید، ٢٠٩‌ هزار نتیجه خواهید داشت و در مقابل تحصیلات او ١٨٣‌هزار . سخنرانی درباره نوع لباس، زیورآلات و آرایش بد نیست اما چیزهای مهم‌تر از ظاهر هم در این زن وجود دارد. او یکی از ٤ بانوی اول ایالات‌متحده است که تحصیلات دانشگاهی دارد. در رشته حقوق درس خوانده است و وقتی در سال ٢٠٠٧ همسرش اوباما کاندیدای ریاست‌جمهوری شد، ابتدا در کمپین او مسئولیتی را نپذیرفت. مراقبت از دو دخترش را مهم‌تر از این مسأله می‌دانست اما در سال ٢٠٠٨ همکاری او به میزان قابل‌ ملاحظه‌ای افزایش یافت و او بنا کرد به نوشتن متن‌های سخنرانی‌ و بعد نطق‌هایی در جهت حمایت از همسرش. در سال ٢٠٠٩ اوباما به ریاست‌جمهوری رسید و او در جایگاه بانوی اول قرار گرفت. در این برهه از خانواده‌های نظامیان آمریکا پشتیبانی‌های زیادی کرد. با همکاری دکتر جیل بیدن برنامه «نیروهای پیوسته» را به راه انداخت و از تمامی آمریکایی‌ها دعوت کرد تا مدافع نظامیان و خانواده‌های‌شان باشند. از مهم‌ترین کامیابی‌های او در جایگاه بانوی اول راه‌اندازی سایت «حرکت کنیم» است که در مسیر تأکید بر تغذیه سالم کودکان و پیشگیری از چاقی آنان گام برداشته است. یکی دیگر از اقدامات میشل اوباما راه‌اندازی برنامه «بالاتر» است که سعی داشت جوانان آمریکایی را برای ادامه تحصیل بعد از دبیرستان ترغیب کند. میشل اوباما در روزهای پایانی ریاست‌جمهوری همسرش نطق آتشینی در مخالفت با نگرش و صحبت‌های توهین‌آمیز دونالد ترامپ درباره زنان سر داد و گفت: «این سخنان معمول نیست، سیاست هم نیست» و با پافشاری اظهار داشت: «مردان قدرتمند برای نمایش توانایی‌های‌شان نیازی به اهانت و تحقیر زنان نمی‌بینند.» بر اساس گزارش CNN در پی انتخابات آمریکا در ٢٠١٦ ملانی ترامپ خودش را آماده می‌کند تا به جایگاه بانوی اول برسد. به این زودی مشخص نمی‌شود او تصمیم دارد به‌ عنوان بانوی اول ایالات متحده چه مسیری را طی کند. اگر چه پیش از این اظهار داشته دوست دارد از این موقعیت برای مبارزه علیه باجگیری‌های اینترنتی استفاده کند اما در مقایسه با بانوان پیشین، تکیه‌ زدن بر جای آنان سخت به‌ نظر می‌رسد.»
رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید ستارگانی که دیر مادر شدند گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد

حقوق زنان

پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد

نشریه پلی‌بوی اعلام کرد انتشار تصاویر برهنه را که سال گذشته متوقف کرده بود دوباره از سر می‌گیرد. کوپر هفنر مدیر عامل جدید پلی بوی تصمیم سال گذشته را کاملا اشتباه خواند و خبر داد تصاویر برهنه دوباره به این نشریه باز می‌گردند. آقای هفنر این خبر را در توییتر اعلام کرد: امروز ما به هویت خود برمی گردیم و همانی می‌شویم که بودیم. این نشریه آمریکایی دیروز در توییتر عکس مانکنی را که روی جلد شماره آینده ظاهر خواهد شد با هشتگ برهنه ‌طبیعی ‌است منتشر کرد. واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی به این خبر متفاوت بوده است، برخی از آن استقبال کرده و آن را تصمیم خوبی خوانده‌اند و بعضی دیگر علت این تصمیم را افت فروش مجله دانسته‌اند. کوپر هفنر، پسر ۲۵ ساله هیو هفنر بنیانگذار پلی‌بوی دیروز نوشت: \"من اولین نفری هستم که می پذیرم نحوه‌ای که مجله ما برهنگی را تصویر کرده دیگر دورانش به سر آمده است... مسئله به هیچ وجه برهنگی نبود چون برهنگی اصلا نمی‌تواند مسئله باشد. سمیر حسنی استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه می‌سی‌سی‌پی می‌گوید تصمیم پلی بوی برای حذف برهنگی از نشریه‌اش، بیش از آنکه مخاطب جذب کند باعث از دست رفتن مخاطبان شده است: پلی بوی و پرهیز از برهنگی به نوعی نقض غرض است.به عقیده آقای حسنی این نشریه هنوز باید راهی پیدا کند تا برای مخاطبان جوان جذاب باشد، به خصوص در عصر دیجیتال که برهنگی در همه جا یافت می‌شود. پلی‌بوی در شماره آینده برخی از تم‌های قدیم خود را دوباره احیا خواهد کرد. علاوه بر این مطلبی به قلم اسکارلت بیرن درباره جنبش نوک پستان را آزاد کنید منتشر خواهد کرد. این جنبش تلاشی است برای تغییر قوانین مربوط به شیردهی زنان در محیط‌های عمومی و همچنین برهنگی بالاتنه زنان در اماکن عمومی. این جنبش در آمریکا آغاز شده تا به نوشته خانم بیرن \\\\\\\"اهمیت مالکیت زنان بر جنس و جنسیت خود و استاندارد دوگانه‌ای را که هنوز در مورد زنان و مردان وجود دار آشکار کند. با این حال پلی‌بوی تصمیم گرفته توضیح سرگرمی برای مردان را از روی جلد خود حذف کند. به نوشته کوپر هفنر پلی‌بوی همیشه یک نام تجاری برای مردان باقی خواهد ماند\"اما از آنجا که نقش‌های جنسیتی در جامعه تحول پیدا می‌کند ما نیز متحول می‌شویم.  

آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن

در راستای تلاش‌ها در جهت افزایش برابری‌های شهروندی و اجتماعی زنان و مردان، آدمک‌های عابر پیاده در برخی از چراغ‌های راهنمای شهر ملبورن، زن شدند. به گزارش وب سایت ای بی سی استرالیا، ده چراغ راهنمایی در ملبورن برای یک دوره آزمایشی یک ساله به جای آدمک همیشگی چراغ عابر پیاده، تبدیل به شکل یک زن می‌شوند. این حرکت توسط «کمیته ملبورن» که نام یک سازمان غیر انتفاعی است و از حمایت بیش از ۱۲۰ گروه‌ تجاری و اجتماعی این شهر برخوردار است، انجام شده. مارتین لتز، مدیر اجرایی این گروه عقیده دارد که وجود تصویر مردانه در این آدمک‌ها نشانه‌ای از تبیعض علیه زنان است. به گفته آقای لتز، نشان دادن تصویر زنان و مردان در این چراغ‌ها به کم‌کردن «تعصب ناخودآگاه» در ذهن افراد کمک می‌کند. آقای لتس می‌گوید که ملبورن یکی از سرزنده‌ترین شهرهای دنیاست و حالا ما می‌خواهیم آن را تبدیل به یکی از برابرترین شهرها از لحاظ جنسیتی بکنیم. این گروه خواستار نصب آدمک‌های زن و مرد در تمام چراغ‌های عابر پیاده در شهر ملبورن و در نهایت ایالت ویکتوریا است. برخی از مخالفان این طرح آن را «جلب نظر سیاسی» توصیف کرده و می‌گویند که این کار تلف کردن پولی است که می‌تواند صرف موارد جدی‌تر مقابله با نابرابری جنسیتی شود. اما پشتیبانان آن، از جمله فرماندار ایالت ویکتوریا، عقیده دارند که نماد‌ها و نشانه‌ها تاثیر مهمی در رسیدن به باور برابری دارند. لتس می‌گوید که این نشانه‌ها از لحاظ معنایی و کاربردی به ما یادآوری می‌کنند که پنجاه درصد عابرین پیاده زنان هستند و بنابراین باید در چراغ عابر پیاده نشان داده شوند. به گفته وی «فرهنگ نابرابری جنسیتی از مسائل بسیار کوچک- مانند نشان دادن مردان به عنوان تنها عابران پیاده- و مسائل بزرگ- مانند میزان خشونت در خانواده‌ها- تشکیل می‌شود.» هزینه عوض کردن هر چراغ ۱۴۰۰ دلار استرالیا است. دیدگاه شما    
انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند