1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دو زن سوری با استفاده از دوربین مخفی و به خطر انداختن زندگی‌شان از درون رقه پایتخت دولت اسلامی در شمال سوریه گزارش تازه‌ای تهیه کرده‌اند که در روزنامه اکسپرسن سوئد منتشر شده است.

در این گزارش تصویری، “ام محمد” و “ام عمران” در بخش‌های مختلف شهر رفت و‌ آمد می‌کنند و گوشه‌هایی از زندگی در شهر رقه را با تمرکز بر شرایط زنان گزارش می‌دهند. در رقه، نمایش چهره زنان ممنوع است و حتی تصاویر روی کالاها در سوپرمارکت‌ها هم سانسور شده است. زنان پلیس شریعت در خیابان‌ها به دنبال زنانی می‌گردند که صورت‌شان را با برقع دو لایه نپوشانده باشند، قرض‌های ضدحاملگی و سقط جنین تنها راه جلوگیری از از سنگسار شدن زنانی است که بدون همسر باردار می‌شوند.

همچنین زنان روا نیست در رقه به تنهایی از خانه بیرون بروند. این کار کاملا ممنوع است. هرکسی که از قانون پیروی نکند زندانی می‌شود و اگر خیلی بدشانس باشد به مرگ محکوم می شود؛ زنان تنها باید با همراهی یک زن دیگر یا یک مرد از خانه خارج شوند.

بر اساس قوانین دولت اسلامی (داعش) زنان نباید از وسط خیابان‌ها راه بروند، نباید طوری حرکت کنند که توجه کسی را برانگیزند و بهتر است در کنار ساختمان‌ها و از گوشه‌ها عبور کنند. زنان نباید بلند حرف بزنند و نباید دست‌شان از چادر بیرون بیاید. هنگام اذان ظهر تمام مغازه‌ها باید تعطیل شوند و اگر زنی در خیابان است باید هر جایی که هست تا پایان اذان بنشیند. اگر تاکسی زنی را تنها سوار کند، هم خودش هم زن مسافر به ۳۰ ضربه شلاق محکوم می‌شوند. زنان پلیس شریعت یا حسبه، رفتار و حرکت زنان را در خیابان‌ها کنترل می‌کنند. آنها مسلح هستند و قدرت نامحدودی دارند.

به گفته این زنان، ماموران زن (حسبه)، زنی را که کفش پاشنه بلند بپوشد یا لباس رنگی داشته باشد دستگیر می‌کنند اما زنان عضو داعش که از خارج به رقه آمده‌اند وضعیت بهتری دارند و سختگیری درباره لباس پوشیدن آنها هم کمتر است. همچنین زنان مامور (حسبه) خارجی، رتبه بالاتری در پلیس شریعت دارند. اغلب نیروهای داعش که از خارج آمده‌اند در مناطق مرفه شهر و در ساختمان‌های مدرن‌تر ساکن شده‌اند.

این زنان می‌گویند که چیزی از زنانگی آنها باقی نمانده است. آنها در رقه شاهد صحنه‌های بسیار وحشتناکی بوده‌اند که اعدام و سلاخی انسان‌ها از جمله آنهاست.

در این گزارش آنها به فواره مشهور شهر رقه اشاره می‌کنند که پیش‌تر یک جاذبه توریسیتی شهر بوده اما اکنون به یک قتلگاه تبدیل شده است. ام محمد و ام عمران می‌گوید که آنها صدها نفر را در کنار این فواره کشته‌اند و ماشین‌ها را مجبور کرده‌اند که از روی آنها رد شوند تا جایی که چیزی از آنها به جا نمانده است.

ام محمد و ام عمران می‌خواهند رقه را ترک کنند، اما برای کمک به یکی از دوستان‌شان که باردار است مجبورند در رقه بمانند. دوست آنها از رابطه ای خارج از ازدواج باردار شده و نگه داشتن فرزند حاصل از این رابطه برایش ممکن نیست. اگر بچه را نگه دارد نیروهای داعش دنبال پدر بچه خواهند گشت و اگر مشخص شود که آنها ازدواج نکرده‌اند، زن را سنگسار خواهند کرد. تنها راه سقط جنین است، آن هم با داروهایی که غیرقانونی و بسیار سخت به رقه می‌رسند. سقط جنین جتما باید در خانه انجام شود چون داعش احوال همه ساکنان شهر را کنترل می‌کند.

به گفته ام محمد و ام عمران، برای خروج از رقه دو راه وجود دارد: قانونی و غیرقانونی. برای اینکه کسی بتواند قانونی و با اتوبوس از رقه به دمشق برود، باید از بیمارستان و از پزشک مورد تایید داعش مجوز نیاز به خدمات درمانی در خارج از رقه بگیرد. مجوز برای بیمار و یک همراه صادر می‌شود. اغلب کسانی که از این راه موفق به خروج از رقه می‌شوند زنان و کودکان هستند. این زنان باید هنگام خروج، از زنان مامور داعش یک نقاب و برقع جدید بخرند.

همچنین کسی که از رقه خارج می‌شود باید خون اهدا کند. اگر کسی قادر به اهدای خون نباشد، باید از خون کسان دیگر مایه بگذرد. جلوی بیمارستان پر از مردان بیکاری است که در ازای ۱۰۰۰ دینار خون خود را می‌فروشند.

تنها در خانه است که زنان می‌توانند از لباس بلند و نقاب سیاهی که دنیا را پیش چشمان‌شان سیاه کرده خلاص شوند. آنها نه حق کار کردن دارند نه حق تحصیل. ام محمد می‌گوید: «من می‌خواهم آن طوری که می‌خواهم زندگی کنم. می‌خواهم تنها و بدون ترس از خانه بیرون بروم، بدون اینکه یکی همیشه نگهبانی‌ام را بدهد.»

دیدگاه‌ها  

0 # محبوبه 1395-01-30 11:27
درد و درد و درد.....جهالت اعراب هنوز زنده است... اما تا کی این جهالت با نفس کشیدن بین زن های سوری اونها رو خفه میکنه؟ خدایا بس نیست؟ بیا پایین اینجا زندگی کن........
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مراقب خودت و دیگری باش

این روزها از نازنین آدمی دلگیرم اما نمی دانم که واقعا حق دلگیری دارم یا نه. ماجرا از این قرار بود که این آدم بین من و خودش ، خودش را انتخاب کرد .

این مردهای غمگین نازنین !

این نوشته رو یکی از دوستان از وبلاگ خانم الهام ارسال نموده است! با اجازه از نویسنده مطلب آنرا منتشر می کنیم. مطلب جالب و نگاهی استثنائی به مردان از دید یک خانم. یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند... یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...  ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند! مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.  بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.
تماشایی‌ترین تصویر شهر راز هایت را نفروش مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد به دختران مجرد اینها را نگوئید بی زحمت مرا اهلی کن

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول)

در این مقاله قصد داریم توصیه هایی را به شما ارائه دهیم تا بتوانید به سادگی نه تنها در سی روز ماه پول داشته باشید بلکه بتوانید مقداری از این پول را ذخیره نیز کنید. 1.از خرید موادی که ضرورت چندانی ندارند، بپرهیزید. بعضی مواقع ما وسایل یا احتیاجاتی را برآورده می کنیم که به آنها نیازی نداریم و فقط آنها را خریداری می کنیم که شاید یک روز به کار آیند. 2.اگر اهل گردش هستید. اگر فردی هستید که مدام به بیرون می روید و اهل گردش هستید بهتر است به جای اینکه هزینه ای را بابت تاکسی یا وسایل حمل و نقل پرداخت کنید ، مسیرهایی که کوتاه هستند را پیاده طی کنید تا هم سلامت باشید و هم اینکه پس اندازی کرده باشید. 3. در فروشگاه مواد غذایی چشمان خود را به خوراکی های وهم برانگیز ببندید و اجازه ندهید که شما را برای خریدن شان تشویق کنند. 4. هنگامی که پول به دست تان می رسد در یک لحظه به فکر خرید می  افتید ؟ این فکر را از خود دور کنید و تنها مقداری از پول را برای این کار اختصاص دهید نه تمام مبلغ پول. 5. هر ماه مبلغی از مقدار پول را هر چقدر هم کم به خرید یک شی با ارزش اختصاص دهید : مانند خرید یک سکه کم عیار ، و ... 6. اگر در بورس سهام دارید برای جلوگیری از ولخرجی های زیاد می توانید هر ماه یک سهم به سهامتان اضافه کنید. 7. مصرف خوراکی را کاهش دهید : مقدار مواد خوراکی که مصرف می کنید را کاهش دهید : موادی مانند روغن خوراکی، برنج و ... 8. مقدار مصرف مواد شوینده را کمتر کنید : برای شستن لباس کمتر از همیشه پودر لباسشویی استفاده کنید . 9. برای عصرانه به رستوران بروید : اگر با دوستان خود زیاد به رستوران می روید ، سعی کنید در ساعات عصر این کار را انجام دهید . چون مسلما قیمت یک عصرانه ساده مثل قهوه ، چای با کیک بسیار کمتر از وعده ناهار یا شام است . 10. ورود نظافت چی ممنوع : اگر خانم هستید و در حال خواندن این مقاله به جای اینکه از یک نفر برای ا نجام کارهای منزل کمک بگیرید بهتر است هر روز خودتان یک قسمت از کارها را ا نجام دهید تا نظافت منزل هر روز انجام شود و نیاز به گرفتن کمک برای انجام کارهای منزل نباشید. در این صورت شما می توانید پولی را که قصد دادن به خانم نظافت چی را داشتید ذخیره کنید . 11 . راه حلی برای به دست آوردن پول هر چند ناچیز: جای خالی شامپو ، شوینده ، کاغذهای بی مصرف را دور نیاندازید. شما می توانید این مواد را به مکان های خاصی تحویل دهید تا هم چرخه تجزیه و ساخت دوباره این مواد انجام شود و هم اینکه مبلغی را بابت تحویل این مواد دریافت می کنید. درست است که این مبلغ بسیار ناچیز است و به چشم نمی آید اما شما می توانید با همین مبلغ کم بعضی از نیازهای روزمره تان را بدون کم شدن صندوق مالی تان انجام دهید . 12 . کارهای گذشته را ادامه ندهید : برای اینکه پولتان ذخیره شود باید کمی از کارهایی که در گذشته انجام می دادید ، چشم پوشی کنید . مانند : لباس هایتان را خودتان اتو کنید و دیگر به خشک شویی ندهید ، کفش هایتان را خودتان واکس بزنید و به کفاشی ندهید و ... 13.با دوستان تان دوره برگزار می کنید ؟ اگر با دوستانتان دوره دارید و هر ماه یکدیگر را ملاقات می کنید به جای اینکه به منزل یکدیگر بروید یا اینکه به رستوران بهتر است به محیط های سالمی مانند پارک بروید هم از هوای آزاد استفاده می کنید و نیز روحیه شما عوض می شود. این کار دارای چندین فایده می باشد : شما می توانید در هزینه ها صرف جویی کنید ، از محیط تکراری منزل نیز خارج شوید. 14. تولد یکی از نزدیکانتان نزدیک است ؟ چرا همیشه با کادو دادن باید عشق و علاقه خود را اثبات کنید ، با رفتار صحیح ، محبت می توانید بهترین هدیه را بدهید. سعی کنید هر روز سال برای تان به مانند تولد باشد نه یک روز خاص. بسیاری از افراد فکر می کنند اگر یک هدیه گران قیمت بدهند باعث می شود که فرد مقابل رفتارهای گذشته شان را فراموش کند . اما باید بدانید هر فردی طالب رفتار خوب و صحیح است نه کادو های گران قیمت  که فقط مختص یک روز هستند. 15. توصیه می کنیم در آخر هر فصل خرید کنید : زیرا در اخر هر فصل تمام فروشگاه ها اجناس خود را به حراج می گذارند و شما میتوانید همان جنس و کالا را با قیمت نازل تری خریداری کنید. این کار شما چندین فایده دارد : برای مثال خرید پوشاک: زمانی که در آخر فصل خرید کنید ، در تمام طول سال و برای هر ماه از سال بهترین و شیک ترین پوشش  را دارید در عین اینکه پول تان را پس انداز کرده اید. اجناس گران نیز نخریده اید.

در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

فصل حراج خوب است. مانتویی را که دو ماه پیش خریده اید 90 هزار تومان را ، حالا شخص دیگری می خرد 45 هزار تومان. اما همیشه این طور نیست که خریداران فصل حراج برنده باشند. خرید کردن در حراجی ها، مهارتی می طلبد که با تجربه به دست می آید.
اولین تولد کافه ویسپو لامپ کم مصرف حامی محیط زیست 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند وزیر اقتصاد منزل تان باشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

وضعیت نامناسب محیط زیست ایران

معصومه ابتکار گفته خشک‌سالی در ایران تا سال ۲۰۵۰ یعنی ۳۵ سال دیگر، ۱۱ برابر امروز می‌شود. عضو شورای شهر تهران نیز اعلام کرده در یک سال گذشته چهار هزار و ۶۰۰ نفر بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست داده‌اند. عصومه ابتکار، معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران اظهار داشته که بر اساس پیش‌بینی‌های انجام‌شده، خشکسالی و کاهش نزولات جوی ایران تا سال ۲۰۵۰، ۱۱ برابر شرایط فعلی خواهد شد. به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان حفاظت از محیط زیست ایران، خانم ابتکار در دیدار با مدیر منطقه آسیا و اقیانوسیه برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) این شرایط را "موجب نگرانی عمیق در خصوص آینده ایران، منطقه و جهان" دانسته است. وی با توجه به اثر پذیری بالای ایران از تغییرات روز افزون آب و هوایی، خواستار آن شده تا برنامه محیط‌زیست سازمان ملل در تدوین ساز و کاری برای جلوگیری از گسترش این مشکلات با ایران همکاری کند. ابتکار راه‌اندازی صندوق ملی محیط‌زیست را راهکار مناسبی برای استفاده بهتر ایران از امکانات بین‌المللی عنوان کرد. در این دیدار کاوه زاهدی مدیر منطقه آسیا و اقیانوسیه برنامه محیط‌زیست سازمان ملل اظهار داشت که این دفتر در عرصه‌های ظرفیت‌سازی و انتقال تجارب منطقه‌ای آماده همکاری با ایران است. کاوه زاهدی در سفر به تهران و در چارچوب امضای تفاهم نامه همکاری زیست‌محیطی میان ایران و برنامه محیط‌زیست ملل متحد با معصومه ابتکار دیدار و گفت و گو کرد. مرگ چهار هزار و ۶۰۰ تهرانی در یک سال گذشته در جسه علنی روز سه‌شنبه (۳۰ دی، ۲۰ ژانویه) شورای شهر تهران حافظی یکی از اعضای شورای شهر اعلام کرد که در یک سال گذشته چهار هزار و ۶۰۰ نفر در تهران جانشان را بر اثر آلودگی هوا از دست داده‌اند. این آمار نسبت به ۱۰ سال قبل دو برابر شده است. وی با اشاره به گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۱۴ گفت: «در سال گذشته میلادی در کل دنیا هفت میلیون نفر بر اثر آلودگی هوا جان باخته‌اند. همچنین از هر هشت مورد مرگ، یکی بر اثر آلودگی هواست».  

بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران

به گزارش خبرگزاری تسنیم، رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت و محیط زیست شورای شهر تهران با اعلام این خبر گفت: «در حال حاضر و بر مبنای آماری که شهردار تهران از تعداد کارتن‌خواب‌های شهر تهران ارائه دادند، چیزی در حدود ۱۵ هزار کارتن‌خواب در شهر تهران وجود دارد.» وی افزود: «از این رو به نظر می‌رسد که زنان کارتن‌خواب، ۲۰ تا ۲۵ درصد کارتن‌خواب‌های شهر تهران را تشکیل می‌دهند.» به‌گفته وی در حال حاضر تمام گرمخانه‌های شهر تهران برای مردان راه‌اندازی شده و شهرداری پایتخت مقدمات راه‌اندازی گرمخانه‌ای برای زنان را فراهم کرده است. با این حال این مقام شهرداری تهران گفته است که گرمخانه‌ها از جایگاه حقوقی برخوردار نیستند و اگر در آن‌ها برای یکی از این افراد بی‌سرپناه، اتفاقی رخ دهد، هیچ کس پاسخگو نیست و دادستان حق بازخواست شهردار منطقه را به دلیل نداشتن جایگاه قانونی این اماکن و نگهداری این افراد بدون داشتن مجوز را دارد و مسئولان شهری در این موارد بازخواست می‌شوند. سال گذشته رضا جهانگیری‌فرد، معاون وقت خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، گفته بود میانگین سن زنان کارتن‌خواب تهران به ۱۷ و ۱۸ سال کاهش یافته است. وی علت اصلی افزایش تعداد کارتن‌خواب‌های زن در شهر تهران را اعتیاد دانسته بود. حبیب‌الله مسعودی فرید، مدیرکل امور آسیب‌دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی ایران نیز سال گذشته اعلام کرده بود که بر اساس آمارهای مراکز بازپروری سازمان بهزیستی، ۱۰ تا ۱۲ درصد زنان خیابانی متأهل هستند.
تهرانی ها ازدواج نمی کنند وقتی «باغ شادونه» خشک شد سیگار خواهد کشت ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

این 5 قانون روانشناسی زندگی را برایتان آسانتر می کند

درک روانشناسی خودمان و دیگرانی که اطراف ما زندگی می‌کنند نقش مهمی در خوشبختی ما بازی می‌کند. گاهی تجربیات گذشته که به باورهای قطعی ما تبدیل شده‌اند اجازه نمی‌دهند ذهن‌مان فراتر از محدودیتی برود که برای خود ساخته‌ایم، از همین روست که بعضی اوقات احساس سرخوردگی و شکست می‌کنیم ، زندگی برایمان سخت پیش می‌رود و احساس می‌کنیم نمی‌توانیم از خود راضی باشیم. با این حال اگر ذهن را در شرایط بهتری قرار بدهیم ، شرایطی که در آن منفی نگری‌ها و منفی بافی‌ها به حداقل برسد و نگاه مثبت غالب شود چه بسا مسیر پر پیچ و خم زندگی برایمان هموارتر و آسان‌تر خواهد شد. بر همین اساس باید استفاده از این قوانین روانشناسی را برای خودمان به یک ضرورت تبدیل کنیم تا زندگی راحت‌تر جلو برود و البته بتوان دنیا را با نگاه تازه و زیباتری از منظر گذراند. 1- مردم آنقدر که شما فکر می‌کنید اهمیت نمی‌دهند! شاید واقعیت ناخوشایندی باشد اما به طور کلی مصداق پیدا می‌کند. اینکه بخواهیم خودمان را درگیر این ماجرا کنیم که دیگران درباره ما چه فکری می‌کنند یا اینکه توقع دارند ما چطور باشیم یک اتفاق زیان آور برای زندگی‌مان است چون هر کسی مشغول مشکلات و دغدغه‌های خودش است. بهتر است این نکته را یادمان باشد که بیشتر باورهای ما درباره اینکه مردم درباره‌مان چه فکری می‌کنند بر اساس تجربه‌های گذشته شکل گرفته و به طور غلط و نادرستی در ذهن‌مان تعبیر و تفسیر شده است. بودن هر آنچه که خود واقعی‌تان هستید بدون نگرانی درباره اینکه دیگران چه فکری در مورد شما می‌کنند برای به رسیدن به خوشبختی به شما کمک خواهد کرد. 2- ما مرتب در حال تغییر هستیم ما خیلی ساده می‌توانیم فکر کنیم که همان آدم ده سال پیش هستیم و باز هم خیلی ساده می‌توانیم بیاندیشیم ده سال بعد هم همین آدم امروز هستیم در حالیکه واقعیت این نیست. گذشته،‌ حال و آینده ما کاملا از یکدیگر مستقل هستند چون افکار ما هم همراه زندگی ما در گردش زمان و بر اثر تجربیات تغییر می‌کنند و عوض می‌شوند. به همین دلیل ما باید برای تصمیم گیری‌هایمان با آنچه که در حال حاضر هستیم صادق باشیم. ما هرگز نمی‌توانیم پیش بینی کنیم که در آینده چطور فکر می‌کنیم یا چه احساسی داریم و خب هر آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است به همان گذشته تعلق دارد و تمام شده. همه قدرت در همین لحظه حال وجود دارد. حال را دریابید. 3- مقایسه کردن خود با دیگران را متوقف کنید این‌روزها شبکه‌های اجتماعی باعث شده‌اند افراد خیلی ساده اوقات زندگی‌شان را در قالب عکس و توضیح با دیگران به اشتراک بگذارند و خب این مقدمه‌ایست برای اینکه ما زندگی خودمان را بر اساس آنچه که صرفا در ظاهر می‌بینیم با زندگی \\\"ظاهرا\\\" کامل دیگران مقایسه کنیم. حتی در زندگی واقعی هم ما همچنان تلاش می‌کنیم روی خوش خودمان را به دیگران نشان بدهیم تا ضعف‌هایمان را چون از قضاوت و طرد شدن هراس داریم. واقعیت این است که همه ما ضعف‌هایی داریم و با همان ضعف‌ها زندگی می‌کنیم. با این حال ما می‌خواهیم از طرف دیگران مورد تائید و پذیرش بقیه قرار بگیریم. با این وصف اینکه ما فکر کنیم دیگران بهتر از ما هستند و زندگی مرتب‌تری نسبت به ما دارند یک وقت تلف کردن صرف است. بنابراین مقایسه کردن خود با دیگران و احساس حقارت در برابر آنها یک کار بیهوده است چرا که حتی قدرتمندترین آدم‌ها هم روی دیگری در زندگی‌شان دارند که در آن نگرانی‌ها، ناامنی و فقدان اطمینان کافی وجود دارد. 4- تصور نکنید نصیحت‌های شما باید مورد توجه قرار بگیرد دوستی را می‌بینید که غرق در مشکلات است و شما می‌دانید که چطور باید او را راهنمایی کنید تا مشکلش برطرف شود؟ شما نصیحت‌تان را می‌کنید اما انگار گوش شنوایی برای شنیدن وجود ندارد. شما احساس عصبانیت شدید می‌کنید چون صرفا می‌خواهید به او کمک کنید. با این حال این را یادتان باشد که هیچکس به نصیحت‌های دیگری گوش نمی‌کند مگر اینکه همه چیز در بهترین زمان و بهترین شرایط ذهنی اتفاق بیفتد. در پایان هر روز مردم نگاه و ذهنیتشان را صرفا بر اساس معاشرت‌ها و تجربیات خود تغییر می‌دهند. شاید گه‌گاهی این اتفاق به واسطه توصیه‌های شما واقع شود اما در بیشتر مواقع این تغییرات بر اساس درک خود آنها از شرایط اتفاق می‌افتد. بنابراین احساس نکنید نادیده گرفته شده‌اید یا دلشکسته نشوید و اجازه بدهید هر کسی کار خودش را بکند. 5- شما فقط می‌توانید پاسخ‌های خودتان را کنترل کنید شما چطور در برابر یک مشکل، اتفاق یا موقعیت که برایتان از دیگر شرایط مهمتر است واکنش نشان می‌دهید؟ در زندگی نگرش‌ها همه آن چیزی هستند که می‌توانند ضامن شادی و خوشبختی شما باشند. شما می‌توانید واکنش‌هایی را انتخاب کنید که بیانگر افکار و احساسات‌تان باشند یا اینکه سراغ راه دیگری بروید. در هر موقعیت منفی اگرچه خیلی سخت است اما سعی کنید خودتان را برای حتی چند ثانیه از جو موجود دور کنید تا ذهنتان دوباره خودش را پیدا کند. این موضوع قبل از واکنش نشان دادن ، به شما کمک می‌کند تا عکس‌العمل‌های ممکن و احتمالی برای شما و دیگران قابل درک و سنجیده شود.

10 دلیل آفرینش زن

دوست عزیزمان، شیرین، این مطلب جالب را برای لادیزنگار فرستاده اند. ضمن تشکر از ایشان از شما نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود.
آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟ 6 دلیل برای خیانت آداب معاشرت در رستوران اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان

زنان حادثه

زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت

زاها حدید، نخستین زنی که جایزه معماری پریتزکر را از آن خود کرد، در ۶۵ سالگی درگذشت. او شهرتی جهانی داشت و دومین ساختمان بلندمرتبه تهران را هم طراحی کرده است.   زاها حدید، معمار عراقی‌تبار بریتانیایی در میامی، در اثر سکته قلبی درگذشت. بی‌بی‌سی جهانی اعلام کرده است که حدید به خاطر درمان بیماری ریوی در بیمارستانی در میامی بستری شده بود که سکته قلبی بر او عارض شد. برخی از بناهایی که زاها حدید طراحی کرده از شهرتی جهانی برخوردار است. کارشناسان معماری اعتقاد دارند که بناهای او از ویژگی سنیتیک و سیال برخوردارند و مثل این است که درطبیعت در حال سیلان و جاری شدن‌اند. از مهم‌ترین آثار او می‌توان از بناهای زیر یاد کرد: ایستگاه آتش‌نشانی ویترا (۱۹۹۴)، ویل ام راین، آلمان سکوی پرش اسکی برگیسل (۲۰۰۲)، اینسبروک، اتریش ساختمان مرکزی ب‌ام‌و (۲۰۰۵)، لیپزیگ، آلمان مرکز مگی در بیمارستان ویکتوریا (۲۰۰۶)، کرکالدی، اسکاتلند ایستگاه قطار سریع‌السیر ناپل (۲۰۰۶)، ناپل، ایتالیا ترن هوایی (۲۰۰۷) اینسبروک، اتریش مرکز علمی فائنو (۲۰۰۵)، وولفسبرگ، آلمان زها حدید در ایران هم اثری از خود به یادگار گذاشته است: هتل – آپارتمان پنج ستاره پاسارگاد فرشته در  تهران که در سال ۱۳۹۱ آغاز شد و قرار است در سال ۱۳۹۷ به پایان برسد، امااز هم‌اکنون منتقدان زیادی دارد. این عمارت برای ۴۴ طبقه مجوز ساخت گرفته، اما محاسبات و طراحی آن برای ۵۷ طبقه است و به این ترتیب بلندمرتبه‌ترین ساختمان تهران بعد از برج میلادخواهد بود. منتقدان می‌گویند ۴۰ طبقه این عمارت اضافی‌ست. زاها حدید منتقدان دیگری هم دارد. شون گریفیث، استاد معماری اعتقاد دارد که آثار زاها حدید مانند یک ظرف خالی‌اند که به سادگی در خدمت هر ایدئولوژی‌ و هر حکومتی قرار می‌گیرند. مایکادن، کارشناس تاریخ هنر بر زاها حدید خرده گرفته است که او در طراحی‌هایش به نیازهای انسان در فضاهای عمومی در زندگی شهری توجه نمی‌کند و برای اثبات این نظر به موزه ماکسی در رم از طراحی‌های او اشاره می‌کند. ادن بر آن است که حداد در طراحی این بنا خصلت دموکراتیک هنر را یکسر نادیده گرفته است. زاها حدید در سال ۲۰۰۴ جایزه معماری پریتزکر را از آن خود کرد. از این جایزه به عنوان مهم‌ترین جایزه معماری جهان و به یک معنا نوبل معماری یاد کرده‌اند. او تنها زنی‌ست که این جایزه را به دست آورده.

گلشیفته و سندرم بریژیت باردو

«تن‌کامگی او نه فقط جادویی که درنده است، در عشق‌بازی هم شکارچی‌ست و هم نخجیر. او کوچک‌ترین اهمیتی به قضاوت‌های اخلاقی مردم نمی‌دهد و از سرشتش پیروی می‌کند، به‌گاه گرسنگی می‌خورد و به همین سادگی و بی‌هیچ آیینی عشق‌بازی می‌کند.»این‌ وصفی است که سیمون دوبوار، نویسنده، فیلسوف و فمینیست شهره‌ فرانسوی از بریژیت باردو، بازیگر جنجالی هم‌وطنش به دست داده است. دوبوار در مقاله‌ای مفصل با عنوان «بریژیت باردو و سندروم لولیتا» رفتارهای خارج از عرف و بی‌پروایی‌های او را به طبیعت بی‌قید آدمی نسبت داده و باردو را نیروی محرکه‌ جنبش زنان و نخستین و رها‌ترین زن در فرانسه‌ پس از جنگ نامیده است. «بریژیت باردو و سندروم لولیتا» نخستین بار اوت ۱۹۵۹، دو سال پس از اکران فیلم «و خدا زن را آفرید» در مجله‌ Esquire چاپ شد. باردو در این فیلم، شخصیت یک دخترک شهرستانی با سویه‌های متناقض رفتاری را به تصویر درآورده ‌بود؛ زنی تازه‌بالغ که از یک‌سو بار معصومیت خردسالی‌اش را به دوش می‌کشید و از سوی دیگر سر به بی‌قیدی جنون‌آمیزی می‌گذاشت. رفتارهای جسورانه و شیوه‌ یگانه‌ اغواگری باردو در برابر دوربین و همین‌طور کردار غریب و پرهیاهویش در زندگی شخصی‌ از او بازیگری جنجالی ساخت، تا آن حد که برخی چهره‌های فرهنگی و اخلاق‌گرای کاتولیک نسبت به هنجار‌شکنی‌های مکرر او موضع گرفتند و رفتارهای او را موجب تخریب تصویر زن در ذهن جوانان خواندند. گستره‌ تابوشکنی‌های باردو از نمایش برهنگی زنانه و زندگی بی‌قید جنسی تا حق سقط جنین و پیشگیری از بارداری را شامل می‌شد و نامش را با حاشیه‌هایی پر رنگ‌تر از متن گره زده بود. اما نکته‌ از نظر دور مانده اینجا بود که به عصیان این دختر نوجوان، نه دانشی سنجاق بود و نه اندیشه و هدفی پشتوانه‌ سلوکش بود. او که تنها با جذابیت‌های جنسی و خیره‌سری‌های زنانه‌اش بر پرده‌ نقره‌ای می‌درخشید، از عهده‌ اجرای نقش‌های میانسالی برنیامد و ۴۰ سال هم نداشت که دنیای سینما را بدرود گفت. در همین احوال نگاره‌ای که برخی از روشنفکران فرانسوی از باردو ساخته‌ بودند، او را در زمان بازنشستگی، به راه مداخله در سیاست و اظهار نظرهای نژادپرستانه‌ای کشاند که در تقابل تام و تمام با باور به آزادی تن و جان بودند. باردو که روزگاری سمبل رهایی بشر از هر قید و بندی بود، از سال‌های نخستین دهه‌ ۱۹۹۰ میلادی به «جبهه ملی‌« فرانسه پیوست و با نظرهای خصمانه‌اش درباره‌ مهاجران، اختلاط نژادی، مسلمانان فرانسه و امیال همجنسگرایانه، هوادارانش را از پیرامونش پراکند. چنین بود که سرانجام زنی که روزی بنا بود با یاری سینما و مجله‌های مد فرانسه مبلغ آزادی‌های بی‌چون و چرای آدمی باشد، به چهره‌ای نافی خودش بدل شد. آنچه امروز و پس از گذشت نزدیک به شش دهه در پی انتشار عکس‌های برهنه‌ گلشیفته فراهانی در مجله «اگوئیست» چاپ فرانسه رخ می‌دهد، به پارودی‌ای از پدیده‌ باردو مانند است، چرا که نه گلشیفته همانند بریژیت باردو سمبلی از شور و گرمای زنانه است، نه نظریه‌پردازانی چون سیمون دوبوار قلم در دست دارند و نه جامعه‌ فرانسه – حتی در آن برهه‌ تاریخی- قابل قیاس با فضای حاکم بر ایران است. گلشیفته فراهانی بازیگر جوان بالیده در سال‌های پس از انقلاب ۵۷، به روزگاری نه چندان دور پشت پا زده و طی مدت چهار سال، هر چند گاه با نمایش سویه‌ای از برهنگیِ تنش، به تیتر خبر و دستمایه‌ تحلیل ناظران بدل شده است. او به اذعان خودش، برای بقا در سینمای غرب، ناگزیر به پذیرفتن قواعدی‌ست که نیازمند گسستن از بندهای سنت و مذهب زادگاهش است. او با بهره‌ گرفتن از حق مالکیت بر تنش و با تن سپردن به نظام «هنر- کالا»پرور، در تلاش است در این بازار پر رقیب، از نظر‌ها دور نماند. پس به تنش متوسل می‌شود و تصویر عریانش را بر جلد مجله‌های هنری فرانسه منتشر می‌کند و برای مدتی نامش را در محافل عمومی بر سر زبان‌ها می‌اندازد. ر‌ها از هر گونه نقد درباره‌ زیبایی‌شناسی عکس‌های منتشر شده و همین‌طور با مسلم دانستن حق اختیار آدمی بر تن خویش، در این میان، تحلیل برخی ناظران نشانه‌شناس، منجر به شخصیت‌سازی کاذب و ارائه‌ تصویری دگرگونه از ماجرا می‌شود. در این دست تحلیل‌ها، دورنماهای مباحث فمینیسم با واکاوی عکس‌ها به شیوه‌ای پسامدرن ترکیب می‌شود و تصاویر به صورت آمیزه‌ای ناهمگون از سنت‌های شرقی و تابوشکنی‌های جسورانه تفسیر می‌شوند و در همین حال رگه‌هایی از مبارزه و سلحشوری هم در آن تنیده‌ می‌شود: زنی رهیده از خاورمیانه‌ پرآشوب با چشمانی مبهوت، نگاهی خالی و لب‌هایی غمزده. همه چیز برای نمایشی تمام و کمال از یک قربانی جهان سومی و بازآفرینی الهه‌ای مصلوب برای مخاطب جهان‌اولی مهیاست؛ شیوه‌ای عاری از تفکر همراه با تزریق ارزش‌های دروغین که هم‌زمان هم با موضوع و هم با مخاطب سازگار می‌شود. سرانجام آنچه برجا می‌ماند ناسازگاری تصویر و هویت و نا‌همخوانی معنا و ظاهر است. این رویه اگرچه در ‌‌نهایت داستانی ‌رضایت‌بخش را به مخاطبان به تنگ آمده از خفقان عرضه می‌کند، اما حتی هنرمند یاد شده را هم درباره‌ هویت منسوب به خودش دچار تناقض می‌کند، تا جایی که گلشیفته فراهانی، سرآخر با کنایه‌ای به مخاطب ایرانی، او را به دیدن بعد «روحانی» هویتش فرامی‌خواند. فراهانی که پیش‌تر نیم‌نگاهی به جنبش برخاسته پس از انتخابات سال ۸۸ داشت، گویی نه سودای شهرت در غرب ر‌هایش می‌کند و نه می‌تواند از جلب نظر هموطنان دیروزش دل بکند. با تأملی آگاهانه بر حقیقت این تصاویر و دور از ایدئولوژی‌های عامه‌پسند می‌توان دریافت که تصاویر برهنه گلشیفته فراهانی، تنها تصاویری از یک زن برهنه‌اند؛ نه چیزی کم و نه چیزی بیش. هنجارشکنی‌های خالی از اندیشه، گستردن بساط کسب و کار با تابوهای خانه کرده در دل جامعه و از همه مهم‌تر خوانش‌های اغراق‌آمیز برآمده از این پدیده‌ها، در درازمدت نه به سود هنرمند است و نه درمانی‌ست بر دردهای جامعه‌ای که فقر و خفقان بیش از همه گریبان زنانش را گرفته است. لیلا سامانی
قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام اندوه بی پایان گریس کلی

حقوق زنان

از لادیزنگار: مهریه های عجیب

دوست عزیزی به نام خانم مولود محتشم، این مطلب جالب را برای لادیز  نکار فرستاده اند. با تشکر از این لادیزی خوب، از شما هم دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما بفرستید تا با نام خودتان در لادیز منتشر شود.

سقط جنین در ایران، از داروخانه تا ناصر خسرو

در ایران سقط جنین به طور کامل ممنوع نیست. در مواردی از بیماری‌های خاص و خطرناک برای جنین و یا مادر، تا پیش از چهار ماهگی، این امکان وجود دارد که با ارایه مدرک به دادگاه و دریافت مجوز، سقط جنین کرد. برای سقط جنین حتی نیازی به موافقت پدر نیست زن می‌تواند به تنهایی، با ارایه مدارک پزشکی به دادگاه، اقدام کند. اما مشکل از آنجا آغاز می‌شود که تعداد زیادی از متقاضیان سقط جنین،این شرایط ندارند. یعنی نه جنین و نه مادر، بیماری ای ندارند اما به دلایل متفاوت میخواهند به بارداری خود خاتمه دهند. به طول مثال دخترانی هستند که ازدواج نکرده اند و یا حتی پس از چهار ماهگی به هر دلیل تصمیم به سقط جنین گرفته اند اینجاست که روند خطرناک سقط جنین‌های خانگی با داروهای خریده شده از خیابان ناصرخسرو و یا در اتاق های زیرزمینی آغاز می‌شود. سوالاتی مبنی بر راهنمایی برای سقط جنین در سایت ها و فروم های بارداری و نوزادان به وفور یافت میشود سارا، دختر جوان مجردی که به ناچار شیوه‌های مختلف سقط جنین زیرزمینی را امتحان کرده می‌گوید: من چند وقت پیش متوجه شدم که پنج ماه است از دوست پسرم باردارم. با توجه به شرایط خانوادگی و فرهنگی در ایران، نگاه داشتن بچه ممکن نبود. در نتیجه تصمیم گرفتم که سقط جنین کنم. کمی تحقیق کردم متوجه شدم سه روش برای سقط جنین می‌توانم انتخاب کنم: با قرص، آمپول و یا کورتاژ. به من گفتند که باید قرص (میزوپروستول) پیدا کنم و در یک ساعت، ده تا بخورم. این دارو گویا در داروخانه‌ها هم پیدا می‌شود و قیمتش حدود 8 هزار تومان است. اما چون من نسخه نداشتم باید به خیابان ناصرخسرو می‌رفتم. آنجا هر ده قرص را 200 هزار تومان می‌فروختند. آمپولی هم که برای این کار استفاده می‌شود «پروستاگلندین» است که باید دو عدد از آن را تزریق می‌کردم که هر کدام 40 هزار تومان قیمت داشت. اما شنیده بودم که تزریق این آمپول خطرناک است و امکان دارد دچار تشنج شوم. علاوه بر این، باید کسی را پیدا می‌کردم که تزریق آمپول را قبول می‌کرد. در نتیجه تصمیم گرفتم از ناصرخسرو قرص ها را بخرم. این منطقه جای مناسبی برای یک دختر تنها نیست. باید پول را هم اول می‌دادم تا بعد دارو را تحویل بدهند. من ترسیدم که داروی تقلبی و یا تاریخ مصرف گذشته به من بدهند در نتیجه پشیمان شدم و قرص را نخریدم. در نهایت تصمیم گرفتم که به یک پزشک مراجعه کنم. او گفت باید حتما کورتاژ انجام دهم. چون حاملگی اولم بود و امکان داشت تمامی جنین با دارو یا آمپول از رحم خارج نشود  و مشکلات دیگری برایم به وجود بیاید. همین خانم دکتر من را برای یافتنمحلی برای انجام عمل راهنمایی کرد. من به مطبی در جنوب شرقی تهران رفتم. دو خانم آنجا مشغول به کار بودند که در ابتدا فکر کردم پزشک هستند اما بعد فهمیدم ماما هستند. هیچ مردی را هم به داخل راه نمی‌دادند. مطب شلوغ بود.عدۀ زیادی برای ترمیم پرده بکارت و عده ای هم برای سقط جنین آمده بودند. به من گفتند که می‌توانم این کار را با دو قیمت انجام دهم: بدون بیهوشی 700 هزار تومان و با بیهوشی، یک میلیون و پانصدهزار تومان... می‌گفتند که داروی بیهوشی بسیار گران و کمیاب شده است. من از ترس خواستم که بیهوشم کنند. مدت کوتاهی من را بیهوش کردند و عمل سقط انجام شد و مشکلی هم پس از آن پیش نیامد. هنوز آمار سقط جنین در سال جاری اعلام نشده اما طبق آمارها سال گذشته و به روایت سازمان پزشکی قانونی، شش هزار و ۶۵۶ نفر برای دریافت مجوز سقط درمانی به مراکز پزشکی قانونی سراسر کشور مراجعه کرده اند. که تنها برای حدود  چهارهزار نفر این مجوز صادر شده است. در سال گذشته در استان تهران یک‌هزار و ۶۸۴ مراجعه برای دریافت مجوز سقط جنین درمانی وجود داشته که در مقایسه با دیگر استان‌ها بیشترین تعداد بوده است. از این تعداد ۷۶۱ نفر شرایط دریافت مجوز را داشتند. با یک حساب سرانگشتی ساده می‌توان متوجه شد ۹۲۳ نفر شرایط سقط جنین قانونی را نداشته‌اند و این تنها آمار رسمی کسانی است که به صورت قانونی تقاضا داده اند. یعنی فقط نوک آیسبرگ (کوه یخ)... چرا که درصد بالایی از متقاضیان سقط جنین به خاطر مشکلات قانونی و داشتن روابط جنسی خارج از ازدواج، به مراجع رسمی متوسل نمی‌شوند. پس برای جمعیت زیادی که خواهان سقط جنین هستند و نمی‌توانند به صورت قانونی اقدام به این کار کنند تنها یک راه می‌ماند: خیابان ناصر خسرو... از قرص برنج تا سیانور برای خودکشی تا داروهای نایاب هموفیلی و اعصاب و روان با قیمت‌های گزاف در ناصرخسرو بفروش می رسد چه رسد به قرص «میزوپروستول» و آمپول «پروستاگلندین» برای سقط جنین. این دو داروی اخیر، رایج‌ترین روش سقط جنین در ایران هستند. ممکن است که این قرص‌ها و آمپول‌ها موجب سقط کامل جنین نشود اما از آنجا که استفاده از این دو روش خونریزی شدید به دنبال دارد، حتی اگر بارداری از طریق روابط نامشروع صورت گرفته باشد بیمارستان‌ها مراجعه‌کننده را می‌پذیرند تا کورتاژ و سقط کامل صورت گیرد. این روز‌ها، چه در مطب و چه در زیرزمین‌ها، سقط جنین برای برخی پول هنگفتی به همراه دارد. بحث سقط جنین در جامعه امروز ایران به عنوان یکی از آسیب‌ها، دارای ابعاد پیچیده‌ای است. اما به دلیل شرایط فرهنگی حاکم بر کشور، اصولاً روابط خارج از ازدواج و تبعات آن همیشه پنهان مانده است. منبع: RFI
۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟ چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند او مرا کتک زد پس دوستم دارد! با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید