1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دو زن سوری با استفاده از دوربین مخفی و به خطر انداختن زندگی‌شان از درون رقه پایتخت دولت اسلامی در شمال سوریه گزارش تازه‌ای تهیه کرده‌اند که در روزنامه اکسپرسن سوئد منتشر شده است.

در این گزارش تصویری، “ام محمد” و “ام عمران” در بخش‌های مختلف شهر رفت و‌ آمد می‌کنند و گوشه‌هایی از زندگی در شهر رقه را با تمرکز بر شرایط زنان گزارش می‌دهند. در رقه، نمایش چهره زنان ممنوع است و حتی تصاویر روی کالاها در سوپرمارکت‌ها هم سانسور شده است. زنان پلیس شریعت در خیابان‌ها به دنبال زنانی می‌گردند که صورت‌شان را با برقع دو لایه نپوشانده باشند، قرض‌های ضدحاملگی و سقط جنین تنها راه جلوگیری از از سنگسار شدن زنانی است که بدون همسر باردار می‌شوند.

همچنین زنان روا نیست در رقه به تنهایی از خانه بیرون بروند. این کار کاملا ممنوع است. هرکسی که از قانون پیروی نکند زندانی می‌شود و اگر خیلی بدشانس باشد به مرگ محکوم می شود؛ زنان تنها باید با همراهی یک زن دیگر یا یک مرد از خانه خارج شوند.

بر اساس قوانین دولت اسلامی (داعش) زنان نباید از وسط خیابان‌ها راه بروند، نباید طوری حرکت کنند که توجه کسی را برانگیزند و بهتر است در کنار ساختمان‌ها و از گوشه‌ها عبور کنند. زنان نباید بلند حرف بزنند و نباید دست‌شان از چادر بیرون بیاید. هنگام اذان ظهر تمام مغازه‌ها باید تعطیل شوند و اگر زنی در خیابان است باید هر جایی که هست تا پایان اذان بنشیند. اگر تاکسی زنی را تنها سوار کند، هم خودش هم زن مسافر به ۳۰ ضربه شلاق محکوم می‌شوند. زنان پلیس شریعت یا حسبه، رفتار و حرکت زنان را در خیابان‌ها کنترل می‌کنند. آنها مسلح هستند و قدرت نامحدودی دارند.

به گفته این زنان، ماموران زن (حسبه)، زنی را که کفش پاشنه بلند بپوشد یا لباس رنگی داشته باشد دستگیر می‌کنند اما زنان عضو داعش که از خارج به رقه آمده‌اند وضعیت بهتری دارند و سختگیری درباره لباس پوشیدن آنها هم کمتر است. همچنین زنان مامور (حسبه) خارجی، رتبه بالاتری در پلیس شریعت دارند. اغلب نیروهای داعش که از خارج آمده‌اند در مناطق مرفه شهر و در ساختمان‌های مدرن‌تر ساکن شده‌اند.

این زنان می‌گویند که چیزی از زنانگی آنها باقی نمانده است. آنها در رقه شاهد صحنه‌های بسیار وحشتناکی بوده‌اند که اعدام و سلاخی انسان‌ها از جمله آنهاست.

در این گزارش آنها به فواره مشهور شهر رقه اشاره می‌کنند که پیش‌تر یک جاذبه توریسیتی شهر بوده اما اکنون به یک قتلگاه تبدیل شده است. ام محمد و ام عمران می‌گوید که آنها صدها نفر را در کنار این فواره کشته‌اند و ماشین‌ها را مجبور کرده‌اند که از روی آنها رد شوند تا جایی که چیزی از آنها به جا نمانده است.

ام محمد و ام عمران می‌خواهند رقه را ترک کنند، اما برای کمک به یکی از دوستان‌شان که باردار است مجبورند در رقه بمانند. دوست آنها از رابطه ای خارج از ازدواج باردار شده و نگه داشتن فرزند حاصل از این رابطه برایش ممکن نیست. اگر بچه را نگه دارد نیروهای داعش دنبال پدر بچه خواهند گشت و اگر مشخص شود که آنها ازدواج نکرده‌اند، زن را سنگسار خواهند کرد. تنها راه سقط جنین است، آن هم با داروهایی که غیرقانونی و بسیار سخت به رقه می‌رسند. سقط جنین جتما باید در خانه انجام شود چون داعش احوال همه ساکنان شهر را کنترل می‌کند.

به گفته ام محمد و ام عمران، برای خروج از رقه دو راه وجود دارد: قانونی و غیرقانونی. برای اینکه کسی بتواند قانونی و با اتوبوس از رقه به دمشق برود، باید از بیمارستان و از پزشک مورد تایید داعش مجوز نیاز به خدمات درمانی در خارج از رقه بگیرد. مجوز برای بیمار و یک همراه صادر می‌شود. اغلب کسانی که از این راه موفق به خروج از رقه می‌شوند زنان و کودکان هستند. این زنان باید هنگام خروج، از زنان مامور داعش یک نقاب و برقع جدید بخرند.

همچنین کسی که از رقه خارج می‌شود باید خون اهدا کند. اگر کسی قادر به اهدای خون نباشد، باید از خون کسان دیگر مایه بگذرد. جلوی بیمارستان پر از مردان بیکاری است که در ازای ۱۰۰۰ دینار خون خود را می‌فروشند.

تنها در خانه است که زنان می‌توانند از لباس بلند و نقاب سیاهی که دنیا را پیش چشمان‌شان سیاه کرده خلاص شوند. آنها نه حق کار کردن دارند نه حق تحصیل. ام محمد می‌گوید: «من می‌خواهم آن طوری که می‌خواهم زندگی کنم. می‌خواهم تنها و بدون ترس از خانه بیرون بروم، بدون اینکه یکی همیشه نگهبانی‌ام را بدهد.»

دیدگاه‌ها  

0 # محبوبه 1395-01-30 11:27
درد و درد و درد.....جهالت اعراب هنوز زنده است... اما تا کی این جهالت با نفس کشیدن بین زن های سوری اونها رو خفه میکنه؟ خدایا بس نیست؟ بیا پایین اینجا زندگی کن........
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

این خانه جادو می كند

شاید كسی باور نكند اما من با قرعه كشی دو هفته مانده به حج عازم سرزمین كعبه شدم. وقتی اسمم از لای قرآن در آمد انگار ناگهان دكمه صدای مرا زدند و من به سكوتی فرو رفتم كه بیش از 40 روز طول كشید. دلشوره تا قبل از این كه سوار هواپیما شوم امانم را بریده بود.

عشق همه چیز است

حرفام واسه همه زن ها نيست  واسه همه اونايي ه كه عشقي ندارن ديگه ... دلگرمي ندارن ... حتي وقتي بزرگترين شكست احساسي رو تجربه ميكنن ميرن به لوكس ترين رستوران ها ... گرون ترين كرم هاي صورتو ميخرن ... حتي اگه ته جيبشون چيزي نمونه ... شايد به خاطر اينكه به خود نامطمئن ديوانه شون ثابت كنن هنوز زيبااان... كه ميتونن .. البته اين كار  احساسي كه اون لحظه به دنيا و آدمهاش دارن رو كم نميكنه يادمه گرونترين چيزي رو كه تو عمرم خريدم روزي بود كه بدترين شكستو خورده بودم ... نسبت به جيبم خيلي گنده بود يه تفريح لوكس بودولي اينكارو كردمو در ناراحتترين لحظاتم موهامو كوتاه كردم ، قرمزترين لاكمو به ناخن هام زدم.من اون روز موهامو آلبالويي رنگ كردم ... شايد يه بلوغ فكري يه تحول بود ... شاد نبودم ولي مثل يه ملكه دنبال با ارزش ترين ها بودم كه به خودم بگم تو ارزش داري البته كه اون نفهميد ولي تو هنوز يك زن بسيار جذابي شايد تو ضمير ناخوداگاه همه زن ها ليدي اين رد اي وجود داره كه هنوز روبه روي ميدان منتظر رسيدن عشقشههمه  اون چيزي كه يك زن از دنيا ميخواد باور كنين فقط عشقه .....
رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان کاش مادر بودم انگار همه روزها یکشنبه اند دغدغه های مادرانه برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

جذاب ترین شغل های جهان

" در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ " این سوالی است که اغلب ما در کودکی ناچار بودیم به آن پاسخ دهیم. همه ی کودکان جهان فارغ از اینکه در کدام کشور، کدام محله ، کوچه یا کوچه باغ و حتی کدام زمان، دوره و... زندگی می کنند آرزوی شغل های آینده شان را در ذهن یا بازی هایشان تصویر می سازند. همه ی ما در کودکی شغل های دلخواه آینده مان را با همسالان خود دوره کرده ایم وساعت ها برایشان رویا بافته ایم اما دریغ از گذر سالیان که تا به سن اشتغال می رسیم اغلب یا رویاهایمان رنگ باخته اند یا در می یابیم شغلی که آرزویش را در سر می پروراندیم چندان در عالم واقعیت مناسب زیستمان نبوده یا نیستند. بارها و شاید سال ها خود را در لباس سپید پزشکی تجسم کردیم، در حیاط خانه با بچه های فامیل خلبان شدیم و به آن سوی آب ها پرواز کردیم. معلم شدیم و هر روز به خواهر کوچک مان دیکته گفتیم ، پرستار خوب عروسک بیمارمان شدیم و برایش آشپزی هم کردیم.  روزهای خوب کودکی گذشت و ما بزرگ شدیم. فرصت انتخاب برای همه ی ما یکسان نبوده و نخواهد بود اما طبق نتایج به دست آمده از تحقیقاتی میدانی در سرتاسر دنیا، عموم ما مردم جهان این روزها نقطه نظراتی یکسان یا در واقع شبیه در گزینش حرفه ی زندگی مان داریم. اگرچه بی تردید کم نیستند آنهایی که پی آرزوی قلبی خود می روند؛ نجار می شوند یا خیاط، روزها در اعماق آب شنا می کنند و یا هر روز ساعت 7:30 صبح پشت باجه بانک می نشینند. یکی ازمحبوب ترین شغل های مردم دنیا مهندسی کامپیوتر است. جالب است بدانید طبق نظرسنجی های انجام گرفته در سایت های مختلف تعداد افرادی که در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه این حرفه را انتخاب کرده اند با فاصله ی شگفتی نسبت به مشاغلی چون دندانپزشکی و مدیریت در صدر فهرست محبوب ترین های مشاغل دنیا قرار گرفته است. یکی از اصلی ترین دلایل گزینش چنین این است که مهندسین کامپیوتر طیف گسترده ای از انتخاب برای ورود در حیطه های گوناگون پیش رو دارند. نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق مناسبی دریافت می کنند و از همه مهم تر معمولاً سریع تر از باقی کارگزاران حرفه های دیگر وارد بازار کار می شوند. اما یکی از مهم ترین دغدغه های مردم در گوشه و کنار دنیای بزرگ برای گزینش شغل این است که استرس کمی حین کار داشته باشند و در عین حال محیط پیرامونشان نیز آرام و فرهیخته باشد. چه شغلی بهتر از تدریس در دانشگاه؟ محیطی فرهنگی که هر روز و هر لحظه در آن می شود لبریز از حس خوب آموختن شد. براساس نظرسنجی های مختلف از جمله فهرست تهیه شد در سایت فوربز، یکی از ایده آل ترینِ مشاغل در سرتاسر جهان تدریس در دانشگاه است. اگرچه درآمد حاصل از آن در بسیاری کشورها خصوصاً کشورهای در حال توسعه آنچنان قابل توجه نیست اما جالب است بدانید به دلیل جو حاکم بر محیط دانشگاهی این شغل بسیار قابل احترام و دارای شان مناسب در جایگاه به شمار می آید.

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.
ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه دردسرهای خرید گوشت قرمز

مطالب تصادفی

گزارش روز

از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور

فاطمه اکرمی ژیمناستی است که از سال پیش پارکور و سقوط آزاد را همزمان شروع کرده است. او به دویچه وله می‌گوید در شهر همه چیز را به شکل مانع می‌بیند. اکرمی یک‌بار در هنگام سقوط آزاد میان ۳ عقاب گیر افتاده است. فاطمه اکرمی متولد اسفند ۱۳۷۲ است. او از چهارده سال پیش رشته ورزشی ژیمناستیک را آغاز کرده است و حدود یک سال پیش "سقوط آزاد" و پارکور را همزمان شروع کرد. او می‌گوید یکی از هم‌ دانشگاهی‌هایش در ایران به او پارکور آموزش داده است. فاطمه اکرمی آموزش سقوط آزاد را هم در چند مرحله در دبی فرا گرفته است. !در جواب اینکه چرا سقوط آزاد را در دبی آموزش دیده، توضیح می دهد که: در ایران متدهای آموزش سقوط آزاد خیلی قدیمی هستند. کسانی هستند در ایران که سقوط آزاد آموزش می‌دهند ولی با متدهای بسیار قدیمی و با همان حالت ارتشی. فاطمه تعریف می کند که در هنگام فرود در یکی از سقوط آزادها وقتی چتر خود را باز کرده و تنها ۳۰۰ متر با زمین فاصله داشته، چند نقطه سیاه در اطراف خود دیده است. «اول فکر کردم آدم‌هایی هستند که لباس بالدار می‌پوشند، پایین‌تر که رفتم متوجه شدم این‌ها آدم نیستند، سه تا عقاب هستند. تنها کاری که توانستم انجام دهم جیغ‌زدن بود. چون اگر بالشان به چتر من گیر می‌کرد مطمئناً سقوط می‌کردم و در ۳۰۰ متر امکان باز کردن چتر دوم را هم نداشتم». تجربه سقوط آزاد از ارتفاع ۴ هزار متری را دارد.   و اما پارکور او معتقد است که پارکور ورزش نیست، یک هنر است، اصلا نباید به پارکور به عنوان یک ورزش نگاه کرد. پارکور یک شیوه زندگی است به همین دلیل خیلی به آمادگی ذهنی بستگی دارد ... «وقتی تمرینات پارکور را شروع می‌کنید، دیگر همه اشیاء اطراف خود را شبیه مانع می‌بیند. روزها که برای کارهای روزمره از خانه بیرون می‌رویم، دوروبرمان را نگاه می‌کنیم و می‌بینم مثلا چقدر این مکان برای پارکور مناسب است. دفعه بعد همان‌جا ۱۰ حرکت دیگر به حرکت‌های قبلی اضافه می‌کنیم». در انتها او می گوید که در ژیمناسیک دو بار آسیب دیده و مجبور شده پای خود را عمل کند؛ تا به حال در پارکور اما دچار آسیب‌دیدگی نشده است.   منبع: دویچه وله فارسی

راه پر از سنگلاخ دختران برای ورود به دانشگاه

بسیاری بر این عقیده هستند که زمانی می شود جامعه ای را پیشرفته دانست كه زنان آن جامعه پیشرفت كرده باشند. اما از سالها پیش كه دختران گوی سبقت را از پسران در قبولی دانشگاههای كشور ربودند برخی به فكر افتادند تا این روند را به طریقی كنترل كنند.
آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟ زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه بار دیگر گشت امنیت اخلاقی مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

در یک رابطه، خوب بودن بهتر از خود واقعی است

از اصلی ترین نگرانی ها برای یافتن یک شریک زندگی این است که آیا او مرا می فهمد؟ آیا من می توانم در کنار او راحت باشم؟ خودم باشم؟ آیا او قادر به تحمل همین که هستم می تواند باشد. یا اینکه ناگزیرمی شوم نقش بازی کنم و حتی بدتر از آن، باید رفتار و اخلاقم را عوض کنم.   تجربه زندگی نشان داده است که شناخت و پذیرش هر آنچه که هستیم یک برگ برنده در روابط بین انسان ها است. اما تحقیق جدیدی که در فصلنامه علوم اجتماعی منتشر شده است حکایت از آن دارد که « خوب و ایده آل بودن» بهتر از « خود واقعی بودن» است اگر احساس کنید که بهترین خودتان می توانید باشید به خودی خود، نشانه قدرتمندی است از اینکه رابطه زناشویی در موقعیت مناسبی قرار دارد. موقعیتی که یک دوستی یا همسری را به سمتی سوق دهد که هر کدام شاناحساس کنند می توانند به خصلت هایی دست یابند که همیشه آرزو می کردند داشته باشند. شاید در قدم اول این واقعیت مهم باشد که شریک زندگی مان ما را همانطور که هستیم دوست داشته باشند ولی یک قدم بهترو مطمئن تر این است که شریک زندگی مان پتانسیل های یک شخصیت بهتر را در ما ببیند و ما را تشویق و ترغیب کند که دنبال « خصلت های ایده آل» خود باشیم.

قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید

عادت یک زن مستقل این است که شکوفا کردن ظرفیت های فردی اش را در اولویت اول قرار دهد، ولی باید بداند در یک رابطه بعضی فداکاری ها و سازش ها ضروری است.همان طور که همه ی زنان مستقل دوست دارند در عین پذیرفتن علایق، عادت ها و نظرات شریک زندگی شان، علایق و ایده های خودشان را نیز حفظ کنند. در این نوشتار به ۵ چیز که یک زن مستقل قبل از آغاز یک رابطه باید بداند، اشاره شده است:۱. وقتی شما و همسرتان”ما” می شوید، فردیت تان را از دست نمی دهید هر زن مستقلی از این که زوج ها”ما” می شوند و دیگر “من” وجود ندارد، منزجر می شود. “ما این فیلم را دوست داریم. ما از آن رستوران جدید متنفریم. ما، ما، ما…” و همه ی زنان مستقل از خودشان می پرسند، چرا فردیت محو شده است و چه بلایی سر نظرات شخصی آمده است؟ ولی “ما شدن” هیچ اشکالی ندارد، و اغلب نشان دهنده ی رابطه ای است که واقعا آینده دارد. هم چنین، با گذشت چند سال از شروع رابطه، طبیعی است که”ما” بشوید، چون چیزهای زیادی را با هم تجربه کرده اید. وقتی یک زن مستقل هستید، “ما” شدن نشانه ی پیش رفت و تکامل یک رابطه ی سالم است، چون از نیازها و ایده های تان آگاه خواهیدشد، و در عین حال بعضی افکارتان با عشق تان مشترک خواهدبود. زنانی که نمی توانند تصور تنهایی یا تجرد را بکنند، همه ی عادت ها و ایده های شریک زندگی شان را می پذیرند، و این منجر به یک رابطه ی معیوب و نارس می شود که خودتان را در آن گم خواهیدکرد. وقتی پی می برید که رابطه تان در حال پیش رفت و تکامل است، وحشت نکنید، فقط با این جریان پیش بروید و از به اشتراک گذاشتن تجربه های تان لذت ببرید، چون استقلال تان به شما اجازه نخواهدداد عادت های تان را فراموش کنید. به علاوه، به شما کمک خواهدکرد عادت ها و نیازهای شریک زندگی تان را درک کنید.۲. شریک زندگی تان را در جایگاه اول قرار نخواهید داد اما یکی از اولویت های تان خواهدشد بیش تر زنان وقتی وارد یک رابطه می شوند، از دوستان، خانواده، و از همه مهم تر خودشان، غافل می شوند، چون شریک زندگی شان را در جایگاه اول قرار می دهند. یک زن مستقل اجازه نمی دهد رابطه اش مانعی برای زندگی اش باشد، ولی می داند این رابطه بخش مهمی از زندگی اش است. بودن در یک رابطه با این معنی نیست که دیگر با دوستان تان در باشگاه های تفریحی خوش گذرانی نکنید. بنابراین دیگر به آن مانند یک اجبار، یا از آن بدتر اتلاف وقت نگاه نکنید. وقتی وارد یک رابطه می شوید، باید روی آن سرمایه گذاری کنید، مخصوصا سرمایه ی احساسی. وقتی زمان می گذرد و به شریک زندگی تان دل بسته می شوید، او یکی از اولویت های تان خواهدشد، و می فهمید چه وقت صحیح است که نخستین مورد در فهرست اولویت های تان باشد، و چه وقت باید دوم باشد. مطمئن باشید که او نیز شما را در بالای فهرست اش قرار خواهدداد، و اگر واقعا عاشق او هستید، سزاوار است که هنگام بعضی تصمیم گیری ها او را نیز در نظر بگیرید.۳. سازش را دوست ندارید، اما قطعا از انجام کارهایی که شریک زندگی تان دوست دارد لذت می برید به عنوان یک زن مستقل، یقینا سازش را در یک رابطه دوست ندارید، شاید چون فکر می کنید همسرتان نقش کوچکی در قصه ی زندگی تان ایفا می کند. اما تصور کنید کسی این را درمورد شما گفته است- احساس بی اهمیتی می کنید، انگار برای شریک زندگی تان بی ارزش هستید. شاید این شما را متحیر کند، ولی هنگامی که یک رابطه ی خیلی خوب دارید، این رابطه داستان اصلی می شود، و شما و شریک زندگی تان شخصیت های اصلی این داستان خواهیدبود. این یک باره اتفاق نخواهد افتاد، اما با توسعه یافتن رابطه تان، پی می برید این رابطه به زندگی تان انگیزه می دهد و شریک زندگی تان بزرگ ترین حامی شما است. زن مستقل یک امتیاز بزرگ دارد، چون وقتی سازش می کند، واقعا شریک زندگی شان و عادت های اش را درک می کند. آنها این گونه از دعوا سر کارهایی که یکی طرفین رابطه برای دیگری انجام داده است، خودداری می کنند. به علاوه، حوصله تان از چیزهایی که او دوست دارد سر نمی رود، چون سازشی منطقی می کنید و از کشف فردیت شریک زندگی تان لذت می برید. شناخت کامل یک انسان تجربه ی زیبایی است که کسب خواهیدکرد و قدر آن را خواهیددانست. هم چنین، شریک زندگی تان احساس خواهدکرد به او احترام گذاشته اید، همان طور که همه ی زنان مستقل دوست دارند در عین پذیرفتن علایق، عادت ها و نظرات شریک زندگی شان، علایق و ایده های خودشان را نیز حفظ کنند. ۴. انتظارات بالایی دارید و کوتاه نمی آیید داشتن انتظارات بالا خوب است، و می دانید مردی وجود دارد که این انتظارات را برآورده خواهدکرد. وقتی انتظارات مشخصی دارید، مثلا می خواهید شریک زندگی تان مردی محترم و باشخصیت باشد، یعنی به خودتان احترام می گذارید و شایستگی های خودتان را می دانید. زنانی که انتظاراتی دارند، می دانند از یک مرد چه می خواهند، و به خودشان احترام می گذارند. هم چنین می دانند چگونه به شریک زندگی شان احترام بگذارند و انتظارات اش را برآورده کنند. سعی کنید بیش از حد از شریک زندگی تان انتظار نداشته باشید، چون لازم نیست روی جزییات کوچک یا مسائل پیش پا افتاده سرمایه گذاری عمیقی بکنید. تنها انتظارات تان باید درمورد طرز رفتار او و رفتارش با شما باشد. من مطمئن هستم شما به عنوان یک زن مستقل می دانید دوست دارید با شما چگونه رفتار شود. بنابراین کوتاه نیایید.۵. می دانید چگونه زمان خوب و باکیفیتی را با شریک زندگی تان سپری کنید شما برای خوش گذراندن نیاز به همراهی کسی ندارید تا شما را سرگرم کند. وقتی مجرد هستید، خیلی چیزها را کشف می کنید و روی بهبود بخشیدن بعضی مهارت های تان کار می کنید. به علاوه می دانید چگونه خوش بگذرانید، و فقط بیهوده در آپارتمان تان پرسه نمی زنید و وقت تان را تلف نمی کنید. بنابراین، وقتی یک رابطه را آغاز می کنید، می دانید چگونه زمانی خوب و باکیفیت را با شریک زندگی تان سپری کنید. از آن گذشته، واقعا دوست خواهیدداشت با او وقت بگذرانید، هر دو خواهید دانست چگونه از مصاحبت با یک دیگر لذت ببرید. می دانید که بهترین اوقاتی که می توانید با کسی داشته باشید، یک گفت وگوی جالب همراه با یک نوشیدنی دل پذیر است، از آن لذت ببرید.
مردان برعکس شایعات، زنان چاق دوست دارند تست مهارت ارتباطی چطور بفهمیم که عاشق شدیم؟ چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ عوارض خود ارضایی

زنان حادثه

فرشتگان نجات

خرید اسلحه در ایالات متحده آمریکا یک امر بسیار پیش پا افتاده، قانونی و ساده است. کافیست سری به 5000 مغازه اسلحه فروشی در سراسر کشور شوید و با یک خمپاره انداز بیرون بیایید. نه یک اسلحه کوچک جیبی بلکه با یک خمپاره انداز یا یک مسلسل از نمونه مسلسلهایی که در ارتشهای مختلف جهان استفاده میگردد. خود آمریکاییها به دو دسته تقسیم میشوند کسانی که موافق ادامه این قانون هستند و کسانی که مخالف اند. دلیل موافقان این قانون اینست که تجارت اسلحه در آمریکا از آغاز تشکیل این کشور 200 ساله آزاد بوده است و بنابراین باید چنین نیز باشد. همچنین آمریکا کشوریست با وسعت زیاد کلانتریها و نیروی پلیس کم بنابراین مردم باید حق داشتن اسلحه برای دفاع از خود را داشته باشند. همچنین استدلال آنان اینست که در طول سال تعداد بیشتری با سلاح سرد کشته میشوند بنابراین چرا چاقوها را از مغازه های لوازم خانگی جمع نمی کنید؟ ما در اینجا سعی به قضاوت درباره درستی این استدلالها را نداریم، هر کشوری قوانین خاص مربوط به خود را دارد. احتمالا همه ما در جریان واقعه دلخراش مدرسه ابتدایی شهر نیو تاون در ایالت کانکتیکات آمریکا قرار گرفته ایم. آدام لندزا جوان گوشه گیر و غصبی 23 ساله در یک روز عادی با نیم دوجین اسلحه به مدرسه محل کار مادرش میرود، ابتدا مادر خود و سپس 25 انسان بیگناه دیگر را میکشد و سپس خودکشی می نماید. در میان کشته شدگان 20 کودک 6 تا 8 ساله به چشم می خورند. دلیل این شورش بی دلیل هنوز معلوم نیست. تیراندازی بی دلیل به قربانیان برای دفعه اول اتفاق نیفتاده است کشتارهایی اینچنینی در سراسر سال در آمریکا اتفاق می افتد اما سابقه نداشته جوانی 23 ساله بدون هیچگونه سو پیشینه دست به انجام همچین جنایتی، کشتار کودکان زیر دهسال زده باشد. اگر آدام لندزا شیطان صفت در سوی تاریک این داستان قرار گرفته است در سوی دیگر این داستان اما معلمانی جوان قرار داشته اند که جانشان را برای نجات شاگردانشان بخطر انداخته اند. ماری جیکوبز کتابدار کتابخانه مدرسه وقتی صدای تیر اندازی شنید تمامی 18 کودکی که در کتابخانه بودند را سریعا به دفتر اداری کتابخانه انتقال داد و کمد بزرگی را به پشت در دفتر قرار داد وتا آمدن نیروی پلیس کمد را جابجا ننمود. ماری میگوید من شنیدم که او وارد کتابخانه شدو چون فکر میکردم که همگی ما لحظات آخر عمرمان را میگذرانیم بچه ها را بدور خود جمع نمودم و به آنها گفتم که چقدر عاشق تک تک آنان هستم، فکر کردم اگر مادرانشان اکنون پیش آنان بودند احتمالا همین حرفها را به آنان می زدند. پلیس میگوید اگر ماری کمی تعلل می نمود همگی کودکان کشته میشدند. اما سرنوشت ویکی لی سوتوی 27 ساله، معلم کلاس اولی ها طور دیگری رقم خورد. او هنگامی که صدای شلیک گلوله ها را شنید همگی بچه ها را در کمد جالباسی کلاس جا داد و هنگامی که قاتل وارد کلاس او شد و پرسید بچه ها کجا هستند او جواب داد: در سالن ورزش مدرسه، قاتل با شلیک تیری به او، او را جا بجا بقتل رساند. هنگامی که پلیس وارد کلاس وی شد شاگردانش بروی زمین در کنار جسد بیجان او حلقه زده بودند. مواردی اینچنینی از زنانی معمولی که در لحظاتی سخت تبدیل به فرشتگانی واقعی در دنیای تلخ کنونی ما میگردند و جان انسانها را نجات میبخشند کم نیستند، یک نمونه آنرا چندی پیش در کشور خودمان در زلزله اخیر ورزقان شاهد بودیم. گلین خانم یا همان گلی سعادتی از اهالی روستای چای کندی ورزقان. او دقایقی پس از زلزله توانسته به تنهایی دقایقی ۶ نفر را از زیر آوار بیرون بکشد که 4 نفر از آنها زنده مانده اند. او می گوید: "پسر کوچکم کنار دستم نشسته بود و داشتم در تنور نان می پختم که زمین به شدت لرزید ، مادر شوهرم که در ایوان طبقه دوم خانه کاه گلیمان نشسته بود با فروریختن خانه مان زیر آوار مانده بود بعد از اینکه پسر کوچکم را در محوطه باز قرار دادم، اولین نفری که از زیر آوار بیرون کشیدم مادر شوهر پیرم بود. در روستا بلوایی به پا شده بود و هر کس به طرفی می دوید ، یکی گریه می کرد یکی به سرش می کوبید. اولین کسانی که به ذهنم رسید پیرمرد و پیرزن پیری بود که همسایه مان بودند، وقتی وارد ویرانه خانه شان شدم پیرزن بین دو تیرک گیر کرده و مانده بود ، به خانه ویران شده اش زل زده بود و در حالیکه سر و رویش را گرد و خاک گرفته بود، به آرامی کمک می خواست و پیرمرد هم فقط کاسه سرش از زیر تل آوار معلوم بود ، بعد از اینکه پیرزن را بیرون آوردم با دستهایم خاک ها را پس زدم و مرد را به حیاط کشیدم ، خاک ها را از دهانش بیرون آوردم و راه نفسش را باز کردم، همین که به کوچه آمدم بچه های همسایه دیگرمان را دیدم که فریاد زنان برای مادر شان که زیر آوار مانده کمک می خواهند، به داخل خانه آنها دویدم ، اما خانه زیر و رو شده بود و جز تلی از خاک نبود، به این طرف و آن طرف می دویدم که از زیر پایم فریاد کمک "یوسف " پسر همسایه مان را شنیدم که گفت " خاله گلی " ما اینجاییم با مادرم ، کمکمان کن ، خاک ها را کنار زدم و پسر را زنده بیرون آوردم ، اما مادرش را که بیرون کشیدم و راه نفسش را باز کردم دیدم نفس ندارد و متاسفانه فوت کرده بود ، یک نفر را هم بعدا از زیر آوار بیرون کشیدم که او نیز متاسفانه فوت شده بود. آیا ما آمادگی ذهنی لازم برای تبدیل شدن به چنین ابر زنهایی که جان انسانها را در پیچهای حساس زندگی نجات میدهند، را داریم؟   عکس متعلق به ویکی لی سوتو، معلم کشته شده مدرسه سندی است.

برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم''

شفق کلهر متولد ۱۳۵۵ در تهران، دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه است و از سال ۱۳۷۴ تا کنون مشغول به تدریس پیانو بوده است. وی می‌گوید عکاسی را از سال ۱۳۸۷ به شکل جدی آغاز کرده است. ''من یک زن هستم'' نام مجموعه‌ای از عکس‌های شفق کلهر است که بازتاب نگاه عکاس به زندگی روزمره  وی است. در این عکس‌ها خالق اثر در انعکاس یک آینه حضور دائمی و البته شاید بتوان گفت غیرمتعارف دارد. آنچه که هستیم در میان قاب بودن است. قابی از زندگی. هرکدام ما در میان اجسام و دیگرانیم که ما را در میان قابی از وظایف ترسیم می‌کنند و با آن‌ها تعریف می‌شویم. شفق کلهر این مجموعه را خود نگاری و بیان زندگی روزمره می‌نامد و می‌گوید: لحظاتی که هر زن تجربه اش کرده. آینه ‌ام آینه ‌ایست که هر زنی در خانه ‌اش دارد. وی اضافه می‌کند: آینه ‌ای برای اصلاح صورت و آرایش کردن، نمادیست زنانه و ابزاری برای خود آرایی در جهت خود نمایاندن، اما روایت موجود به لحاظ نوع کارکرد از آینه رسانه‌ ای ساخته تا حضور زن در خانه و محل کار، در برخورد با افراد داخل خانه و اجتماع بیرون را در حضور پنهان و آشکار من به تصویر کشد. کلهر در این "خودنگاری" به وظایف و مسئولیت‌های گوناگون زندگی شخصی یک زن نگاهی انداخته است. گرچه به قول عکاس "این پرسه زدن‌ها" به نظر شخصی است، اما می‌تواند روایت روزمرگی‌های دیگران نیز باشد. عکاس می‌گوید: بخشی که هرچقدر تکنولوژی پیشرفت کند هم تغییر نمی یابد. در کنش و تعامل با دیگران، دیگرانی که وظایف‌ات را ترسیم می‌کنند، اشکال و رفتارهای متفاوتی رخ می‌نماید. همسر بودن، مادر بودن، شاغل بودن... شفق ''در میانه قاب بودن" را به " تصویر'' می‌کشد: روایتی ساده از زندگی. چنان ساده که گاه نمی‌بینیم‌ شان اما هستند و ما درگیر آن‌هاییم و یا آن‌ها درگیر ما. سه عکس از این مجموعه توانست جزو عکس‌های برگزیده مسابقه "زنان در قاب" شود. مجموعه کاملی از این خودنگاری‌ها در شبکه اینستاگرام شفق کلهر منتشر شده است. توضیحات عکس‌های مجموعه حاضر توسط عکاس نوشته شده است. برخی از این توضیحات در ادامه آورده شده است. بخش جدایی ناپذیر زندگی هر زن آشپزی است. هر زن ساعاتی از زندگی روزانه‌ اش را به آشپزی مشغول است. اجاق گاز. ظروف و موادی که در برابر زن قرار می‌گیرند. به طور یقین با وجود ماشین‌های گوناگون خانه‌داری امروزه بسیار راحت‌تر از زمان مادر بزرگ‌های ماست. اما زن در تقابل با این ماشین‌ها زندگی روزانه‌اش تعریف شده. ماشینی که جای دست‌های ما لباس می‌شوید و گونه‌ای وظیفه فیزیکی زن را انجام می‌دهد. پس او هم عضوی از زن شده مانند دست‌ها. دوری و فاصله تجربه‌ی هر روزه من است. خواهران من درکنارم نیستند اما هر روز با کمک اینترنت سعی داریم این فاصله را پر کنیم. با هم بودنی مجازی که همچنان در واقعیت دست‌های من از لمس بودنشان در کنارم سرد است. پسرم وابستگی عاطفی با شیشه شیرش داشت. حتی در میان بازی و سر به هوایی زمان خوردن شیر همه چیز را رها می‌کرد و با آرامش شیر می‌خورد. از ۱۹ سالگی ام پیانو درس داده‌ام. شغلی که تا به امروز عاشقانه دوستش داشته‌ام و دارم. پیانو و شاگردانم بخشی از کنش روزمره من هستند. ظرف شستن و لحظاتی را مشغول به ساییدن. لحظاتی که تمام فکرت از بین بردن چربی‌هاست. محتویات یخچال در هر خانه نشانه ذوق اشتهایی افراد آن خانه است. زن خانه باید علاقه اشتهایی افراد خانواده را بشناسد و آنرا پر کند. گاهی در میانه بازی خواب سراغ پسرم می‌آید. دیدن این صحنه برای هر مادری لذت بخش است. نظافت سرویس بهداشتی خانه. لحظاتی را که تنها فکر زن برق انداختن و میکروب زدایی است. خرید مایحتاج خانه بخشی از زندگی هر زن است، حتی اگر زن به خرید نرود تنها اوست که مایحتاج خانه را می‌داند. آنچه لازم داریم می‌شود بخشی از فکر روزانه‌ زن. غذا خوردن یک کودک نوپا واقعا دیدنی است. تجربه قاشق دست گرفتن. ریخت و پاش... بعد از بچه دار شدنمان سیگار کشیدن همسرم اغلب خارج از خانه و یا دم پنجره است در زمانی ‌که پسرمان خواب است. با تمام دل‌مشغولی‌هایمان سعی کردیم لحظات با هم بودن دوتایی‌ مان را حفظ کنیم. بازی‌های کامپیوتری. لحظاتی که ذهن شلوغ روزمره‌ ات را در آن‌ها رها می کنی. علاقه کودک نوپا به تقلید از بزرگترها بسیار دیدنی است. پسرم سعی دارد مثل ما مسواک بزند. لحظاتی که خانواده‌ام در کنار همدیگر هستند و هر کدام در دنیای خویش. پسرم تلویزیون می‌بیند و شوهرم سرگرم موبایل و اپلیکیشن هاست. بخشی از زندگی این روزهای اکثر خانواده ها. رسانه‌هایی که ما را مشغول به خود می‌کنند. وجود یک کودک نوپا کافیست که هفته‌ای چندین بار زن خانه مشغول به جارو برقی کشیدن شود. پسرم ابتدا از صدای جارو برقی می‌ هراسید و آنرا مانند موجودی ترسناک می ‌دید اما اکنون از این کار بسیار لذت می‌برد و دائم دور و بر من می‌چرخد و حتی کمکم می‌کند. زندگی آپارتمانی و مدرن کودکان امروزه را کلافه کرده است. من هر روز که در خانه در کنار پسرم باشم بخشی از روزمان را در پارک می‌گذرانیم. لحظاتی که من هم سعی می‌کنم همپای او کودک شوم.
روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم

حقوق زنان

مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند

در مطلب قبلی درباره مواردی گفتیم كه زن می تواند ازدواجش را فسخ كند. در اینجا به نظرم زنان باید بدانند كه در چه مواردی مردان هم می توانند ازدواج خود را فسخ كنند و نكته این است كه تعداد مواردی كه این حق را به مردان می دهد بیشتر از زنان است.

ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران

زهرا رحیمی، مدیرعامل جمعیت امام علی در سمینار ازدواج کودکان در ایران اعلام کرده است که در حال حاضر\"۴۳ هزار دختر بچه‌ ۱۰ تا ۱۵ سال\" در کشور ازدواج کرده‌اند و از این تعداد دو هزار کودک از همسر خود جدا یا بیوه شده‌اند. مدیر عامل جمعیت امام علی، سازمان غیر دولتی که در حوزه کودکان و نوجوانان در ایران فعالیت می کند، همچنین عنوان کرد در بیشتر این ازدواج‌ها خانواده، دختر خود را در ازای پول و خانه معامله می‌کنند. براساس پژوهشی که جمعیت امام علی در ایران انجام داده است، ۱۷ درصد ازدواج‌ها در ایران مربوط به دختران زیر ۱۸ سال است و در سال گذشته بیش از ۵ درصد ازدواج ها در سن کمتر از ۱۵ سالگی ثبت شده است. شهلا اعزازی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در این سمینار اعلام کرد که در سال ۱۳۹۴ نسبت به سال ۱۳۹۳ تعداد ازدواج کودکان ۱۰ هزار مورد افزایش داشته و طلاق آنها هم روند افزایشی داشته است. براساس قانون مدنی در ایران عقد دختر قبل از ۱۳ سال و پسر قبل از ۱۵ سال نیاز به تشخیص دادگاه و اجازه سرپرست دارد. فاطمه ذوالقدر، نماینده مجلس با اشاره به همین قانون در این سمینار عنوان کرد:در صورت تایید این دو منبع، کودکان در سن شش سالگی بدون منع قانونی می توانند ازدواج کنند. مجلس باید اصلاح این قانون را در اولویت قرار دهد تا دیگر شاهد این اتفاق‌ها نباشیم. زهرا کهرام، دبیر این سمینار نیز با تاکید براینکه مقابله با این موضوع نیازمند همکاری نهادهای مختلف و آگاهی رسانی به جامعه است گفت:\"تعداد زیادی از ازدواج هایی که در کودکی رخ می دهد، به هیچ عنوان ثبت نمی شود و به همین دلیل کودکان حاصل از این ازدواج ها فاقد شناسنامه هستند. به گفته خانم کهرام\"۶۸ درصد ازدواج کودکان به دلیل سنت های قومی، ۲ درصد به دلیل اعتیاد، ۹ درصد فقر، ۱۷ درصد علاقه و ۱۱ درصد دلایل دیگر است. براساس آمار رسمی بیشترین آمار ازدواج و طلاق کودکان در استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و غربی، فارس، زنجان، تهران، همدان و مازندران ثبت شده است.
اولین زنان موفق ایرانی از لادیزنگار: مهریه های عجیب بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان