1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«ما هیچ اطلاعی نداریم. اگر هم اطلاعاتی وجود داشته باشد محرمانه است. نباید به این موضوع دامن زد. بهتر است اگر چنین مشکلی هم وجود دارد، در خفا حل شود... .»

به گزارش ایسنا، اینها پاسخ‌هایی است که برخی مسئولان به سؤال‌های خبرنگار دوهفته‌نامه «روبه‌رو» درباره خرید و فروش کودکان در تهران می‌دهند؛ پاسخ‌هایی ابهام‌آمیز که نه خبرهای خرید صد هزار تومانی کودکان را در تهران تأیید می‌کند و نه تکذیب. ماجرایی که از تابستان سال گذشته در یک نشست خبری از سوی فاطمه دانشور، رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران، بر سر زبان‌ها افتاد.

فاطمه دانشور اعلام کرد که حالا دیگر در مراکز آسیب شهر، کودکان نوزادی که درد خماری را از نطفه حس می‌کنند به قیمت صد هزار تومان به فروش می‌رسند. اما این تمام ماجرا نبود. داستانی که فاطمه دانشور چند ماهی است، راوی آن شده، موضوعی قدیمی ‌در برخی از بیمارستان‌های این شهر است. مرجان، پرستار یکی از بیمارستان‌های تهران، می‌گوید: «دلالان و واسطه‌ها پس از شناسایی نوزادانی که ناخواسته یا نامشروع به دنیا می‌آیند، اقدام به خرید و فروش آنان می‌کنند.» او با بیان این که این اتفاق در بیمارستان‌های دولتی و بزرگ و بیمارستان‌هایی که زایشگاه دارند، بیشتر رخ می‌دهد، می‌گوید: «در این بیمارستان‌ها به دلیل بالاتر بودن تعداد نوزادان متولد شده در مقایسه با بیمارستان‌های خصوصی و کوچک، شناسایی افراد سخت‌تر است که این امر، مهم‌ترین دلیل بالاتر بودن آمار خرید و فروش نوزادان متولد شده در مراکز دولتی است.» مسئله‌ای که بلافاصله از سوی نیروی انتظامی ‌تکذیب شد. در خبرهای تأیید نشده می‌شد این جمله‌ها را شنید که آش به این شوری‌ها هم نیست اما کفش و کلاه کردن خبرنگاران و رفتن به بیمارستان‌هایی مانند مهدیه و اکبرآبادی تهران در همان روزهای پرالتهاب نشان می‌داد که از قضا آش بسیار شورتر از آنی است که دانشور خبر داده است.

کودکانی که در توالت پارک حقانی نطفه‌شان بسته می‌شد، در بیشتر مواقع یا معتاد بودند یا خونشان آلوده به ویروس ایدز بود. نوزادان رنگ‌پریده‌ای که در بیمارستان، مجهول‌الهویه بودند و مادر حتی حاضر نبود برای دقایقی آنها را به زیر پستان بگیرد. از آن طرف، جدا از واسطه‌ها و گروه‌هایی که گدایان تهران را ساماندهی می‌کردند، بودند مادران و پدران جوانی که سال‌ها در آتشِ داشتن فرزند، سوخته و نتوانسته بودند از سد بهزیستی بگذرند. آنها برای آن که بتوانند زخم خود را التیام بخشند، به دروازه غار آمده بودند و کودکان معتاد بخوری این خیابان را با قیمتی از ۱۰۰ هزار تا پنج میلیون تومان خریده بودند.

ناهید یکی از همین زنان است. ناهید ۳۸ ساله به همراه همسرش بهرام بعد از ۱۵ سال که در راهروهای بهزیستی دویده بودند، کودکشان سحرناز را از زنی معتاد در خیابان شوش تهران می‌خرند. سحرنازی که فقط ۱۸ ماه میهمان خانه آنها بود و بعد از آن به دلیل ابتلا به اچ‌آی‌وی و هپاتیت سی جان باخته بود. ناهید می‌گوید: «در ابتدای امر اصلا به ماجرای شناسنامه هم فکر نمی‌کردیم. بچه نه کارت بهداشت بیمارستان داشت نه پدرش معلوم بود. دو، سه روز مانده به زایمان، واسطه که یکی از رانندگان خطی میدان شوش به خراسان بود، با شوهرم تماس گرفت و از وجود سحرناز مطلع‌مان کرد. بچه در خانه به دنیا آمد. دو میلیون تومان به مادر دادیم و یک میلیون هم راننده گرفت. شوهرم هم گفت بعد از یکی، دو ماه، پیگیری می‌کند تا شناسنامه بگیریم. بچه همیشه بی‌حال و رنگ و رو رفته بود. شناسنامه نداشتیم و واکسن را هم از طریق یکی از اقوام که پزشک بود برایش زدیم. پنج‌ ماهه بود که به دلیل بی‌حالی‌های مداوم تصمیم گرفتیم آزمایش خون بدهیم و دیدیم کودک مبتلا به ایدز است و کمی‌ بعد از یک سالگی هم جان داد و ما ماندیم و داغی که تا آخر عمر روی سینه‌مان می‌ماند ... .»

هر چند سال گذشته فرمانده نیروی انتظامی ‌تهران بزرگ با تأیید وجود این نوع خرید و فروش اعلام کرد که باید فکری به حال زنان آسیب‌دیده کرد، اما همان روزها گفت ما اطلاعاتی درباره خرید و فروش کودکان در دست نداریم. هنوز که هنوز است، سردار ساجدی‌نیا در مقابل تلاش‌های بی‌وقفه خبرنگار «روبه‌رو» برای گرفتن وقت مصاحبه درباره این معضل پاسخی نمی‌دهد و فقط به این جمله که «در دست اقدام است» بسنده می‌کند.

فاطمه، پرستار یکی از بیمارستان‌های جنوب شهر تهران است. او می‌گوید: «تا اواخر سال گذشته، حتی بعضی از نیروهای بیمارستانی هم به عنوان دلال در این خرید و فروش پولی به جیب می‌زدند اما حالا سخت‌گیری‌ها زیاد شده، بخش نوزادان را جدا کرده‌اند و پرستاران آنها را کمتر می‌بینیم و به طور دائم مددکار در بخش سر می‌زند. الان وقتی کسی بچه‌اش را نمی‌خواهد پیش از زایمان به مددکاری می‌رود و اعلام می‌کند و بچه بعد از وضع حمل به بهزیستی می‌رود اما عده‌ای که می‌خواهند کاسبی کنند، بچه را می‌گیرند و سرِ خیابان به خانواده‌ها واگذار می‌کنند اما حالا تقریبا گرفتن شناسنامه هم غیر ممکن است. برای گرفتن شناسنامه کودک باید سابقه درمانی مادر و تمامی ‌آزمایشات موجود باشد.» فاطمه می‌گوید سهم دلالان در این خرید و فروش از یک میلیون تا سه میلیون تومان متغیر است: «مثلا یکی از همکاران خودمان حداقل ماهی پنج میلیون دلالی داشت اما حالا اخراج شده.»

آمار سازمان بهزیستی

بر اساس آمار عملکرد سازمان بهزیستی تقریبا سالانه بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کودک به فرزندی سپرده می‌شوند. این در حالی است که تعداد متقاضیان فرزندخواندگی چند برابر کودکانی است که به فرزندی سپرده می‌شوند. این امر حاکی از آن است که تقاضا برای دریافت کودک به‌ مراتب بیش از تعداد کودکان قابل واگذاری به خانواده‌هاست. از سوی دیگر فرایند اجرائی فرزندخواندگی مستلزم هماهنگی‌هایی بین سازمان بهزیستی، اداره سرپرستی قوه قضائیه، نیروی انتظامی، مراکز درمان ناباروری و سازمان پزشکی قانونی و ... است که همه اینها به اضافه فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک، فرایند فرزندپذیری را برای متقاضیان فرزندخواندگی، به طور طبیعی، طولانی و زمانبر می‌کند.

انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی، در گفت‌وگو با «روبه‌رو» با تأیید وجود تجارت کودکان، از برنامه‌های بهزیستی برای جلوگیری از این تجارت گفت: «ترجیح ما این است که مادران را به گرفتن رحم اجاره‌ای تشویق کنیم. این مسئله هم باعث می‌شود که درآمدی برای زنان بی‌سرپرست ایجاد شود و هم جلوی سوءاستفاده‌های احتمالی گرفته ‌شود. البته این کار باید با ضوابط کاملا علمی‌ و قانونی انجام پذیرد. ضمن آن که ما نمی‌توانیم به مسئله خرید و فروش کودکان وارد شویم. این مسئله کاملا در اختیار قوه قضائیه و نیروی انتظامی ‌و دادستانی است. ما صرفا اطلاعات خود را در این‌ زمینه به ضابطان قضائی منتقل می‌کنیم. ما حتی اگر از چنین مسئله‌ای اطلاع هم پیدا کنیم باید برای ورود از قوه قضائیه مجوز بگیریم. از طرفی واگذاری کودکان به بهزیستی هم فقط با اجازه قوه قضائیه امکان‌پذیر است.»

اما این همه حکایت نیست. علی یکی از پسرانی است که دو سال قبل بعد از رسیدن به ۱۸‌سالگی با گرفتن پنج میلیون تومان از بهزیستی ترخیص شده است. او می‌گوید: «بهزیستی قوانین عجیبی دارد. ما را به خانواده‌ها نمی‌دهند، چون اصرار دارند خانواده‌ها ملکی به نام ما بکنند. بعد جالب اینجاست که وقتی خودمان را از بهزیستی بیرون کردند، پنج میلیون تومان کف دستمان گذاشتند و خداحافظی کردند. آنها می‌گویند می‌خواهند آینده ما تأمین باشد و ممکن است اگر وارد خانواده‌ای بشویم به ما چیزی ندهند. خب مگر بهزیستی وقت ترخیص چیزی در اختیار ما می‌گذارد؟ اما اگر در خانواده بزرگ شویم، در بدترین شرایطِ ممکن در یک خانواده درس خوانده‌ایم، محبت دیده‌ایم و خانواده داریم. حداقلش این است که کسی در ۱۸سالگی بیرونمان نمی‌کند. من می‌خواهم بدانم مگر همه فرزندان واقعی خانواده‌ها وقتی به دنیا می‌آیند ملکی به نامشان می‌شود یا وقتی پدرشان می‌میرد یک کارخانه به آنها ارث می‌رسد؟ بچه‌های معمولی بیشتر خودشان روی پایشان می‌ایستند، خودشان خانه و مغازه می‌خرند و فقط تحت سایه حمایتی خانواده هستند.»

تجارت پردرآمد

مسیب راننده تاکسی است و می‌گوید خیلی از همکارانش از طریق دلالی بین خانواده‌ها پول خوبی درمی‌آورند. به گفته مسیب بچه نسبت به جنسیت و تمکن خریدار، قیمتش بالا و پایین می‌رود. او می‌گوید: «حالا خانواده‌ها شاخک‌هایشان تیز شده. می‌دانند بچه باید آزمایش سلامت داشته باشد. بچه سالم هم باز قیمتش متغیر است. اول فروشنده می‌گوید مثلا ۲۰ میلیون اما خریدارها زرنگ شده‌اند. گاهی این ۲۰ میلیون به دو میلیون هم می‌رسد اما واسطه‌ها کمترین مبلغی که این وسط به جیب می‌زنند یک میلیون تومان است.»

اما تجارت کودکان فقط بین خانواده‌ها صورت نمی‌گیرد. کودکان بسیاری هم هستند که در این‌ میان گرفتار باندهای تبه‌کاری و گدایی می‌شوند. به گفته یکی از ساکنان دروازه غار، بیشتر کودکانی که معتاد و بیمار به دنیا می‌آیند، جذب باندهای گدایی می‌شوند؛ باندهایی که هیچ‌وقت سرنخ درستی از آن در دست هیچ‌کس نیست. کودکانی که روزانه ۱۰ هزار تومان اجاره می‌شوند و حداقل ۳۰ هزار تومان فروش روزانه‌شان را به صاحب‌کار تحویل می‌دهند. کمتر از یک ماه پیش، شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، روایت دیگری از خرید و فروش کودکان را اعلام کرد. مولاوردی درباره فروش نوزادان از سوی مادران با بیان این که امروز شاهد فروش نوزادان در شکم مادر و پیش از تولد هستیم، اظهار کرد: «آماری از تعداد این نوزادان نداریم اما آن‌ قدر تعداد آنها زیاد بوده که تبدیل به یک خبر شده است.»

معاونت زنان و امور خانواده با تأکید بر این که پدیده فروش کودکان، تک‌عاملی نبوده و مجموعه‌ای از عوامل، زنجیروار در کنار هم قرار می‌گیرند تا یک زن ناچار به فروش فرزندش شود، خاطرنشان کرد: «فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، اعتیاد، کارتن‌خوابی و ازدواج کودکان از جمله عواملی هستند که می‌تواند باعث سوق‌ دادن زنان به سمت فروش کودکان خود شود.»

او تصریح کرد: «اگر بخواهیم پدیده فروش کودکان ادامه پیدا نکند، باید به مجموع این عوامل توجه کرده و آن را حل کنیم.»

یکی از فعالان اجتماعی در دروازه غار تهران می‌گوید، حالا کودکان را پیش‌فروش می‌کنند. سعید انتظاری به «روبه‌رو» می‌گوید: «حالا زن‌ها هدفدار حامله می‌شوند و در چهار، پنج‌ ماهگی که جنسیت نوزاد مشخص شد، آن را به خانواده‌ها می‌فروشند و کودک زیر نظر خریدار در بیمارستان به دنیا می‌آید. حالا کار راحت‌تر شده. خانواده‌ها با بیمارستان‌های خصوصی زدوبند می‌کنند و بعد از آن که کودک به دنیا آمد، نام مادر جعلی به جای مادر اصلی در اوراق هویتی ثبت می‌شود. به همین راحتی ....»

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

اتفاق همین روزهاست...

نمی دانم شما هم همچین حسی داشتید یا نه. من همه عمرم منتظر یك اتفاق بزرگ بودم. همیشه فكر می كردم یك اتفاقی پیش می آید كه زندگی مرا از این رو به آن رو می كند. آن وقت همه پیشامد های زندگیم را با آن اتفاق بزرگی كه نمی دانستم چی هست می سنجیدم.

بیایید برای هم نامه بنویسیم

گاهی بعضی حرفا را نمی شود زد اما می توان نوشت. برای دوستان تان، نزدیكان تان و هر كس كه دوست دارید گاهی نامه بنویسید.اصلا بیایید برای خودتان نامه بنویسید می بینید با تمام این كه از احوالات تان خبر دارید وقت نوشتن خودتان را غافلگیر می كنید.
کاش مادر بودم تماشایی‌ترین تصویر شهر ساعت بی عقربه مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

دردسرهای خرید گوشت قرمز

خانم های بسیاری را می شناسم که بعد از چند سال خانه داری اطلاعات اندکی از چگونگی خرید گوشت قرمز دارند و بسیار پیش آمده که پول هنگفتی را برای خرید چند کیلو گوشت نامطلوب پرداخت کرده اند.

5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

  هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟ در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم. 1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید. اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید. 2-    کولر خاموش سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد. 3-    صندوق عقب خالی صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست. 4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید. باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید. 5-      تنظیم موتور اتومبیل هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید. با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.
بانوی صندوق بین المللی پول جذاب ترین شغل های جهان نکاتی درباره انتخاب یخچال کیفی پر از مدرسه حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

وقتی «باغ شادونه» خشک شد

  وقتی «باغ شادونه» خشک شد فاجعه باورنكردني بود. برنامه اي كه هميشه با صداي خنده معصومانه كودكان همراه بود با صداي اشك و ناله دردناك آنها پايان يافت. عصر پنج شنبه گذشته، بر اثر ازدحام هنگام خروج مردم از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، استان زنجان، 2 کودک ۷‌ساله کشته و ۶ نفر دیگر به شدت مجروح شدند كه يكي از مصدومان صبح روز بعد در گذشت.

زندگی مجردی ، تجربه هزاره سوم ایرانیان

همیشه خانه مجردی میان خانواده های ایرانی یك تابو بوده است. و این به دو نكته برمی گردد اول آن كه تا پیش از این فقط مردان خوش گذرانی كه توجه چندانی به بنیان خانواده نداشتند مشتریان خانه مجردی بودند و نكته دوم به فرهنگ ایرانیان برمی گردد كه اساس استقلال فردی و جدایی از خانواده فقط در صورت ازدواج محقق می شود. در فرهنگ ایرانی بر خلاف كشورهای دیگر فرزند تا زمانی كه ازدواج نكرده است باید در كنف حمایت خانواده قرار داشته باشد.حتی اگر این رخداد میمون هیچ گاه به وقوع نپیوندد.
ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد حامی برقع پوش کودکان بار دیگر گشت امنیت اخلاقی پژوهشی درباره روابط جنسی در آلمان حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند

بدون شک مادران اسطوره های عشق و فداکاری هستند، اما همین موجودات نازنین گاهی اوقات بی آنکه تعمدی داشته باشند عرصه را برای فرزندان شان تنگ می کنند. کمابیش همه دختران لحظاتی با روی دیگر مادران شان مواجه شده اند که چندان باب طبع شان نبوده است. با رسیدن دختران به سن بلوغ، برخی از مادران رفتارشان را تغییر می دهند به دلایل بسیار آنها گاه دچار این تفکر می شوند که دختران آنها قدم های شان را از حد مورد انتظار فراتر گذاشته اند، همین امر باعث می شود آنها تلاش کنند دختر ها را به جایی برگردانند که در کودکی بوده اند. مادرانی که با آمادگی با بزرگ شدن دخترشان مواجه شوند، به آنها اجازه تجربه کردن می دهند. اما هستند مادرانی که اینطور رفتار نمی کنند. در این مطلب با بعضی از این مادران آشنا شوید: مادران سلطه گردرست است که هر خانواده ای برای تربیت فرزندانش اصولی دارد، اما این به معنای آن نیست که هر حرکت بچه ها را که خارج از آن عرف بود سرزنش کنند. مادرها باید به این درک برسند که فرزندان میل به تجربه شخصی دارند آنها نیاز دارند با بال های خودشان پرواز کنند. مادرانی هستند که مدام اشتباهات دختران شان را به رخ آنها می کشند و همیشه مترصد فرصتی هستند تا عیوب آنها را پیدا کرده و به روی شان بیاورند. چنین رفتاری بسیار خطرناک است. از آن جهت که چنین دخترانی با نوعی احساس گناه وارد سنین بزرگسالی می شوند و هرگز اعتماد بنفسی که برای زندگی در اجتماع و زندگی مشترک نیاز دارند را به دست نخواهند آورد. دختران افسرده یا آنها که همیشه در حال عصیان و ناسازگاری هستند دختران خلف مادران سلطه جو هستند. مادران دختر لوس کناین مادران هرگز نمی پذیرند که دختران شان بزرگ شده اند. آنها با نوعی حمایت و محبت کاذب اجازه بزرگ شدن را به فرزندان شان نمی دهند و آنها را در یک قفس شیشه ای نگه می دارند. این مادران هیچ حس مسوولیتی به دختران شان نمی دهند؛ بنابراین دختری که در چنین خانه ای بزرگ می شود قادر نیست تصمیمات جدی را بدون دخالت و صلاحدید دیگران بگیرد. آنها ارزش واقعی خود را درک نمی کنند و بدون آنکه شهامت انجام کاری را داشته باشند تبدیل به افرادی منفعل می شوند. مادران غیر حامییک دختر نوجوان بیشتر از هر چیز به حمایت همیشگی و نامحسوس مادرش نیاز دارد. او باید اطمینان داشته باشد که مادرش بی قید و شرط و همیشه برای کمک به او حاضر است. وقتی یک دختر نوجوان آغاز به حضور در اجتماع می کند بسیار آسیب پذیر و بی تجربه است و این وظیفه خانواده و در وهله نخست مادر است که او را راهنمایی کند. اما مادرانی هستند که این وظیفه را فراموش کرده اند. آنها یا مادرانی درگیر هستند که خود را در فضای حرفه ای غرق کرده اند یا هنوز نپذیرفته اند که مادر یک دختر نوجوان هستند و یا سواد و آمادگی کامل ندارند. در هر حال چنین مادرانی باید آمادگی این را داشته باشند که دختران نوجوان شان در بهترین شرایط از آنها فاصله ای جدی بگیرد. آنچه خطرناک است دوستان ناباب یا حامیان غیرواقعی است که این دختران جایگزین مهر مادری می کنند. مادران ایده آلیستدرست برعکس مادران غیر حامی مادرانی قرار دارند که بیش از حد معمول در کار دختران شان دخالت می کنند و حاضر نیستند دقیقه ای از زندگی دخترشان بدون اطلاع آنها اتفاق بیفتد. آنها همواره مشغول کنجکاوی در زندگی فرزندان هستند و هرگز از عملکرد آنها راضی نیستند.آنها همیشه توقع بیشتری از بچه ها دارند. معدل بالاتر، رشته بهتر، دوستان عاقل تر، اندام موزون تر، لباس های برازنده تر، دستپخت خوشمزه تر، همسر مناسب تر و ...فهرستی است که نزد این مادران تمامی ندارد. مادران ایده آلیست دخترانی نق نقو و عصبی تربیت می کنند. مادران فرق گذاراغلب مادران با اینکه چنین موضوعی را انکار میکنند، تمایل دارند فرزندان شان را دسته بندی کنند. آنها که شبیه خودشان هستند و آنها که شبیه پدرشانند. آنها که با محبتند و بی عاطفه ها، دست و دلباز ها و خسیس ها و ...اما حققیت این است که مادری که به آینده فرزندش اهمیت می دهد باید او را بی قید و شرط و بدون دلیل دوست بدارد. مادری که بین فرزندانش فرق می گذارد دو نوع فرزند دارد ؛ آنها که محبتی بیش از سایر خواهر و برادرها دریافت کرده اند، آنها از همه مردم توقع دارند آنها را بیش از بقیه دوست بدارند و نسبت به کسانی که آنها را به شکلی خاص دوست ندارند کینه ورز می شوند. فرزندانی که والدین شان  آنها را کمتر دوست دارند افرادی بار می آیند که یا حسودند و یا خود را چندان فرد ارزشمندی نمی بینند. مادران دخالت گربعضی از مادران همیشه می خواهند نظرشان را به دختران شان القا کنند آنها این رفتارشان را تا ازدواج دخترها حتی بعد از آن ادامه می دهند. این نوع رفتارها به ایجاد فاصله بین مادر و دختر و یا به هم خوردن زندگی مشتر آنها منجر می شود.

تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها

كامران دانشجوگفت: چیزی به نام تفكیك جنسیتی در برنامه‌های دولت وجود نداشته است و این واژه اصلا مال ما نیست.
9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود تفاوت گریه در زنان و مردان با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد دختران ایرانی سالانه بیش از 10 تریلیون تومان هزینه استفاده از لوازم آرایش می نماییند

زنان حادثه

یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

یک زن نویسنده آمریکایی که در پی ابتلا به سرطان تخمدان، در روزهای پایانی عمر به سر می‌برد، در یک سایت زوج‌یابی برای همسرش حساب کاربری باز کرده است تا او بتواندیک ماجرای عاشقانه دیگر برای خودش پیدا کند. ایمی کروس روزنتال در یادداشتی نوشته است که در حساب کاربری همسرش، خوبی‌های او را فهرست کرده و نوشته که امیدوار است: \"فردی مناسب او این را بخواند و جیسون (همسرش) را پیدا کند. در یادداشت این زن نویسنده در نیویورک‌تایمز آمده است: \"هیچوقت عضو تیندر، بامبل یا ایی‌هارمونی نبوده‌ام. هر سه این سایت‌ها در زمینه زوج‌یابی فعال هستند. ایمی نوشته است: اما برای جیسون یک حساب کاربری درست می‌کنم و مشخصات و ویژگی‌های او را بر اساس تجربه خودم از زندگی با او در یک خانه در مدت ۹۴۹۰ روزی که با او بودم، فهرست می‌کنم.\"ایمی از نویسندگان شناخته‌شده کتاب کودکان به شمار می‌رود و کتاب‌هایی هم با محور خاطراتش از اعضای خانواده و زندگی شخصی خودش منتشر کرده است. او و جیسون برای نزدیک به سه دهه با هم زندگی کرده‌اند. ایمی در یکی از یادداشت‌هایی که قبل از تشخیص سرطان، درباره زندگی خودش نوشت، از خوانندگانش خواست که یکی از آنها طرحی را برای خالکوبی مشترک پیشنهاد بدهد و بعد، در ماه سپتامبر به همراه خواننده‌ای که طرح منتخب را پیشنهاد داده بود، به یک مرکز خالکوبی رفت و با هم طرح مشترکی را خالکوبی کردند. او در تازه‌ترین یادداشت خود با یادآوری این موضوع نوشته اساین، دومین خالکوبی من بود. اولین خالکوبی یک حرف \'جی \' کوچک است که برای ۲۵ سال روی ساق پایم داشته‌ام. می‌توانید حدس بزنید که \'جی\' برای چه کلمه‌ای است. جیسون هم یک خالکوبی دارد: ای‌کی‌آر (مخفف اسم کامل ایمی) که کمی بلندتر از خالکوبی من است ایمی در اواخر یادداشت خود با عنوان \"شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید نوشته است: این (نوشته) را در روز ولنتاین نهایی می‌کنم و واقعی‌ترین و اصل‌ترین هدیه‌ای که می‌توانم امیدوار باشم به او بدهم، این است که فردی مناسب این را بخواند، جیسون را پیدا کند و یک ماجرای عاشقانه دیگر شروع شود.

فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد

سام (سامانتا) بلوم در تعطیلاتی خانوادگی از بالکن افتاد و بدنش از سینه به پایین فلج شد. تحت تاثیر این حادثه دچار افسردگی شدیدی شد اما نمی توانست تصور کند که یک جوجه زاغ که او نیز از لانه‌اش به زمین افتاده بود به او کمک خواهد کرد. وقتی خانواده سام، این جوجه زاغ را به خانه آوردند، شادی و نشاط به محیط خانواده آورده شد. این جوجه زاغ به سام کمک کرد تا زندگی جدیدی را شروع کند. او لحظه سقوط از بالکن هتل در تایلند را به خاطر نمی آورد. ژانویه ۲۰۱۳ بود و سام همراه شوهرش کامرون و سه فرزندشان برای تعطیلات به یک روستای کوچک در سواحل دریای آندامان رفته بودند. سام از ارتفاعی حدود شش متر به زمین افتاد. وقتی شوهرش بالای سرش رسید، رسید از هوش رفته بود و فرصتی نبود تا این صحنه دلخراش را از چشم فرزندانشان پنهان کند. کامرون به یاد می‌آورد که پسر بزرگشان وقتی مادرش را در آن حالت دید پرسید:\"مامان در حال مرگه؟\" کامرون می گوید:\"می دانستم سام زنده است ولی خون از سرش جاری شده بود و بشدت نگران بودم که ممکن است همانجا بمیرد.\" وقتی سام را به بیمارستان اصلی منطقه که چهار ساعت با محل فاصله داشت منتقل کردند آزمایش‌ها نشان داد جمجمه او از چند نقطه ترک خورده، مغزش دچار خونریزی شده ، هر دو ریه‌اش سوراخ شده و یکی از آنها کاملا از کار افتاده و ستون فقراتش درست زیر تیغه های شانه خرد شده است. سام وقتی فهمید از سینه به پایین فلج شده دچار افسردگی شدیدی شد. از همه چیز و همه کس و بخصوص خودش بیزار و عصبانی بود. او شش ماه در بیمارستان بستری بود و در تمام آن مدت حتی زمانیکه بچه ها به ملاقاتش می رفتند نمی توانست جلوی گریه خود را بگیرد. در این مدت کامرون دست به کار شد و منزلشان در سواحل شهر سیدنی استرالیا را برای حرکت سام با صندلی چرخ دار آماده کرد. او و بچه ها منتظر بازگشت سام بودند و امیدشان این بود که با آمدن به خانه روحیه اش بهتر شود. اما درست برعکس بود. سام با بازگشت به خانه متوجه شد دیگر نمی تواند خیلی از کارهای روزانه را انجام دهد. نه می توانست شنا کند و نه همراه بچه ها به موج سواری برود. شرایط روحی اش چنان بد بود که آرزو می کرد بمیرد. اما سه ماه بعد حادثه ای که کسی انتظارش را نداشت روی داد. سام و بچه ها به دیدن مادرش رفته بودند. باد شدیدی می وزید. نوا پسر وسطی خانواده جوجه زاغی را دید که روی زمین افتاده بود. آنها جوجه زاغ را با خودشان به خانه بردند. سام می گوید:\"اسمش را گذاشتیم پنگوئن چون خیلی شبیه پنگوئن است. سراسر سفید و نرم بود و پاهای بزرگی داشت.\" ابتدا فکر می کردند یکی از بالهای جوجه زاغ شکسته است ولی بعد متوجه شدند سالم است ولی چون خیلی کوچک بود و بدن نحیفی داشت. یک دامپزشک به آنها گفت نگهداری از جوجه زاغ مسئولیت زیادی است چون در ماههای اول باید هر دوساعت یک بار به او غذا بدهند. با این همه خانواده تصمیم گرفت که نجات این جوجه می تواند کار خوبی باشد که همگی در آن شرکت کنند. سام می گوید:\"خیلی به او علاقمند شدم چون مثل این بود که همیشه یک نفر پیش من است. از لحظه ای که او را به خانه آوردیم همیشه روی شانه ها و یا پاهای من می نشست. ما را سرگرم می‌کرد و می خنداند.\" \"باهاش حرف می زدم، غر می زدم و درد دلم را بهش می گفتم. به نظرم شوهرم دیگه حوصله زیادی برای این حرف ها نداشت. ولی پنگوئن همه درد دلهای من را شنیده و همه چیز را می داند.\" به گفته سم خلق و خوی پنگوئن متغیر بود.\"بعضی از صبح ها عصبانی بود و دست آدم را نوک می زد. در مواقع دیگر با سرعت داخل سالن می دوید و خودش را می انداخت توی تخت، می رفت زیر لحاف و می خوابید. این حرکاتش واقعا خنده دار بود.\" بچه ها هم با او بازی می کردند، برایش یک تکه چوب پرت می کردند و او با نوکش آنرا می گرفت. کامرون شروع کرد به عکس گرفتن از جوجه زاغ و یک صفحه اینستاگرام برای پنگوئن درست کرد. به فاصله کوتاهی او هزاران طرفدار پیدا کرد. پنگوئن در سراسر خانه جولان می داد و آداب توالت رفتن را نمی دانست در نتیجه همه جا را کثیف می کرد. وقتی بزرگتر شد خانواده او را تشویق کردند که برود توی باغ و در نهایت یاد گرفت شب ها بیرون بخوابد. ولی هر روز صبح ساعت شش سرو کله اش پشت در خانه پیدا می شد و صدای خاصی از خودش درمی آورد که معنای آن این بود \"در را برایم باز کنید.\" هر چه پنگوئن مستقل تر شد زمان بیشتری را بیرون از خانه می ماند. تابستانی که تقریبا یک ساله شده بود به مدت شش هفته ناپدید شد. دل همه برای او تنگ شده بود. اما درست روز تولد سیزده سالگی روبن پسر بزرگ خانواده دوباره سر و کله اش پیدا شد و هشت ماه دیگر آنجا ماند. یک سال پیش او از خانه رفته و تاکنون برنگشته است. جوجه زاغی که به کمک خانواده نجات پیدا کرد بزرگ شده و آزادی خود را یافته است و همزمان سام نیز آزادی متفاوتی پیدا کرده است. از سه سال پیش ورزش قایقرانی (کایاک) را شروع کرده و اکنون عضو تیم کایاک پارالمپیک استرالیا است. او می گوید:\"از صندلی چرخ دار آمدم بیرون و به ورزش در آب و طبیعت بازگشته ام، چیزی که بشدت دلم برایش تنگ شده بود.\" طی دوسالی که پنگوئن با آنها زندگی می کرد کامرون که عکاس حرفه ای است، حدود ۱۴ هزار عکس از او گرفته است. عکسهای زاغ در اینترنت علاقمندان فراوانی داشتند ولی در این مدت کسی از مشکلاتی که این خانواده با آن روبرو بود خبر نداشت. داستان این ماجرا اکنون در کتابی به قلم بردلی ترور گریو همراه با عکس های کامرون منتشر شده است. با خواندن این کتاب اولین بار سام متوجه شد که فرزندانش او را بیهوش و مجروح روی زمین دیده بودند. کامرون معتقد است درست به همان شکلی که خانواده اش جوجه زاغ را نجات دادند او نیز به نجات خانواده آنها کمک کرده است. \"سام وقتی آمد خانه بشدت افسرده بود و وقتی پنگوئن وارد زندگی ما شد فضای خانه را کاملا تغییر داد. بخصوص روحیه سام را از این رو به آن رو کرد.\" سام نیز موافق است و می گوید:\"من واقعا دوستش داشتم، از صمیم قلب عاشقش بودم.\" بخشی از عکسهایی که کامرون از زاغ گرفته اکنون در کتابی با عنوان \"پنگوئن بلوم\" منتشر شده که در عین حال ماجرای تصادف و بازپروری سام را هم بازگو می کند. در مقدمه کتاب، سام با صراحت از زندگی در حالت فلج نسبی صحبت می کند.\"زندگی در حالت فلجی مثل بیرون آمدن از کما و فهمیدن این است که ۱۲۰ ساله هستید. خانواده و دوستان می خواهند شما خوشحال باشید چون بالاخره هنوز زنده اید ولی هر کاری که می خواهید بکنید خیلی کند و دردناک است. و بسیاری از کارهایی که قبلا انجام می دادید و به شما احساس زنده بودن می داد، اکنون دیگر غیرممکن است.\" او می گوید توانست با کمک خانواده اش و ورزش و البته دوستی با یک پرنده براین شرایط غلبه کند. درویدئوی تبلیغاتی این کتاب گفته می شود\"فرشته ها در اندازه ها و اشکال گوناگون ظاهر می‌شوند.\"
سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ عاشقی تا پای چوبه دار قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

حقوق زنان

ناتالی پورتمن: به اشتون کوچنر سه برابر من دستمزد دادند

ناتالی پورتمن، بازیگر سرشناس هالیوود و برنده اسکار گفته است که برای بازی در کمدی درام \\\"بدون تعهد\\\"(No String Attached) در سال ۲۰۱۱ به اشتون کوچر، بازیگر نقش مقابلش سه برابر بیشتر از او دستمزد پرداخت شده بود. خانم پورتمن گفته است که این اختلاف دستمزد به دست اندرکاران ساخت این فیلم مربوط می‌شود که احتمالا تصور کرده‌اند که بازیگر مرد نقش مقابل من ارزش پرداخت این پول را دارد. به گفته این بازیگر \\\"او (اشتون کوچر) سه برابر بیشتر از من دستمزد گرفت. حتما آنها گفتند که او باید سه برابر بیشتر از من بگیرد.\\\" این بازیگر افزوده: \\\"من آنقدر که باید عصبانی نشدم. منظورم این است که به ما آنقدری پرداخت می‌شود که سخت است شکایت کنیم. اما این اختلاف دستمزدها دیوانه کننده است. \\\" وجود شکاف جنسیتی در هالیوود در سال ۲۰۱۵ پس از آن که شرکت سونی هک شد، به مسئله‌ای برجسته تبدیل شد. مدارکی که درز کرد، حاکی از اختلاف در پرداخت دستمزدها در بین بازیگران مرد و زن سرشناس در هالیوود بود. براساس این مدارک دستمزد جنیفر لارنس ، بازیگر برنده اسکار به میزان چشمگیری کمتر از بردلی کوپر و کریستین بیل هم بازی‌های او در فیلم \\\"کلاهبرداری آمریکایی\\\" (American Hustle)بود. خانم لارنس در همان زمان عصبانیتش را در این مورد با نوشتن نامه‌ای نشان داد. او در این نامه نوشت: \\\"وقتی سونی هک شد، آن وقت بود که فهمیدم چقدر به من کمتر از همبازی‌های خوش شانس مرد من پرداخت شده است. از دست سونی عصبانی نشدم از دست خودم عصبانی شدم. من به عنوان یک مذاکره کننده شکست خوردم چون زود تسلیم شدم. من نمی‌خواستم سر میلیون‌ها دلاری بحث کنم که راستش به خاطر دو فیلم، به آن نیازی نداشتم.\\\" خانم لارنس در بخش دیگری از این نامه افزود: \\\"اما اگر با خودم روراست باشم، باید بگویم که نیاز به دوست داشته شدن و این که لوس به نظر نرسم بر تصمیمم در مورد توافق بدون آن که برایش بجنگم، تاثیر گذاشت.\\\"

قانون حمایت از مادران باردار و دوران شیر دهی

طبق قانون، دستگاههاى دولتى و وابسته به دولت و كارگاههاى مشمول قانون كار موظفند تسهیلات لازم و مناسب را براى تغذیه شیرخوارگان با شیر مادر در جوار محل كار كاركنان زن به صورتى كه مسأله تغذیه شیرخوارگان به سهولت كامل انجام پذیرد را ایجاد نمایند. یكی از بهترین قوانین حمایت از مادران شاغل مربوط به ایران است. در بخش اول این نوشتار به بررسی قانونی لایحه حمایت از مادران در دوران شیر دهی می پردازیم. قانون حمایت دولت از مادران در دوران باردارى و شیردهى در سال 1374 به تصویب مجلس شوراى اسلامى رسیده است. طبق قانون فوق الذكر دستگاههاى دولتى و وابسته به دولت و كارگاههاى مشمول قانون كار موظفند تسهیلات لازم و مناسب را براى تغذیه شیرخوارگان با شیر مادر در جوار محل كار كاركنان زن به صورتى كه مسأله تغذیه شیرخوارگان به سهولت كامل انجام پذیرد را ایجاد نمایند كه با توجه به صراحت قانونى و به كار بردن كلماتى چون: دستگاهها موظف هستند، تسهیلات لازم و مناسب، قرار گرفتن مكان مناسب جهت شیردهى فرزندان درجوار محل كار به صورتى كه تغذیه شیرخوارگان به سهولت و بدون ایجاد مشكلاتى براى مادر انجام پذیرد و همچنین تكلیفى بودن این عمل توسط دستگاههاى دولتى و غیردولتى همه وهمه حكایت از اهمیت این موضوع داشته و قانونگذار به خاطر رفاه حال فرزندان ومادران این اجازه را نیز به مادران داده است كه روزى یك ساعت از وقت ادارى خود را به این امر اختصاص داده كه این وقت جزو اوقات كار آنها محسوب مى شود و نیازى به اخذ مرخصى نیز نخواهد بود و حتى در صورت تمایل مادر مى تواند مرخصى مزبور را تا 3 نوبت در روز استفاده كنند. لازم به توضیح است یك ساعت مذكور فقط اختصاص به شیردادن داشته و زمان رفت و آمد مادر به محل نگهدارى در كودكان را در بر نمى گیرد زیرا قانونگذار ایجاد محل نگهدارى كودكان را در جوار محل كار زنان داراى طفل شیرخوار وظیفه تكلیفى (نه وظیفه اختیارى) سازمانها دانسته است و نزدیكترین فاصله به محل كار مادران و ترجیحاً استفاده از قسمتى از ساختمان محل كار مورد تأكید قانونگذار در ماده 2 آیین نامه قرار گرفته است. بر طبق ماده78 قانون كار دركارگاههایى كه داراى كاركنان زن هستند كارفرمایان مكلف هستند به مادران شیرده تا پایان دوسالگى كودك پس از هر سه ساعت، نیم ساعت فرصت شیردادن بدهند. این فرصت جزو ساعات كار آنان محسوب مى شود و همچنین كارفرمایان مكلف هستند متناسب با تعداد كودكان و با در نظر گرفتن گروه سنى آنها مراكز مربوط به نگهدارى كودكان از قبیل شیرخوارگاه و مهدكودك و آمادگى را ایجاد نمایند. طبق تبصره ماده فوق الذكر ضوابط تأسیس و اداره شیرخوارگاه و مهدكودك توسط سازمان بهزیستى كل كشور تهیه و به تصویب وزیر كار و امور اجتماعى به مرحله اجرا گذاشته شده است. طبق ماده 1 این آیین نامه مركز نگهدارى این دسته ازكودكان مؤسسه اى است آموزشى، پرورش و رفاهى كه كودكان را براى شیرخوارگاه تا 2 سالگى و مهدكودك از 2 سالگى تا 5 سالگى و آمادگى قبل از دبستان از5 سالگى تا قبل از ورود به دبستان را شامل مى شود. طبق تبصره 4 این آیین نامه كارگاهها موظفند كه براى بانوانى كه حتى در نوبت دوم نیز در محل كار به كار مشغولند خدمات خود را در این رابطه نیز ارائه كنند. طبق ماده 4 آیین نامه مربوطه نمایندگان وزارت كار و امور اجتماعى، وزارت بهداشت و درمان و همچنین سازمان بهزیستى كشور بر این مراكز نظارت خواهند نمود تا كارفرمایان برخلاف مقررات مقرر در این قانون اقدام ننمایند. بدیهى است مسؤولیت رسیدگى به تخلفات و شكایات مراكز نگهدارى كودكان با شوراى نظارت بر مراكز نگهدارى كودكان خواهد بود و حضور افراد عضو در شوراى مركزى نظارت الزامى است علاوه بر این طبق این آیین نامه مدیران این مراكز باید از بین بانوان داراى تحصیلات لیسانس و بالاتر در رشته هاى علوم تربیتى، روانشناسى، مددكارى اجتماعى، مشاوره و یا مدیریت آموزشى با داشتن حداقل یك سال تجربه كار آموزشى در ارتباط با كودك باشد و یا دارا بودن دیپلم با حداقل 5 سال تجربه كار آموزشى و تربیتى در ارتباط با كودك بوده این مدیر در برابر ضرر و زیان مادى و معنوى و آسیبهاى احتمالى وارده به كودكان مسؤولیت داشت و باید پاسخگو باشد و در صورت بروز حادثه در اثر كمبود امكانات كارفرما و مدیر مؤسسه مسؤول خواهد بود.
ماجراهای دفتر من رشته تحصیلی بنام مردانگی پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام دیوان دادگستری اروپا: منع حجاب در سر کار حق کارفرماست