1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

زمانی نه چندان دور در همین كشور ایران دختر باید با لباس سفید به خانه بخت می رفت و با كفن از خانه شوهرش بیرون می آمد، اما مدتهاست كه دیگر این قانون عرفی شكسته شده است. طلاق واژه ای شده است كه راحت به زبان می آید. كلمه ای كه اگر روزی بر زبان كسی می آمد از خانواده طرد می شد.

 

آمارها نشان می دهد كه میزان طلاق افزایش نگران كننده ای پیدا كرده است. طبق آخرین گزارش ها در پایتخت ایران به طور متوسط از هر كمتر از سه ازدواج یك طلاق صورت می گیرد. در بهار امسال تعداد ازدواج هایی كه در تهران انجام شده است 14 هزار و 84 مورد بوده است ولی در مقابل چهار هزار و 711 طلاق ثبت شده است. بر اساس همین آمارها زوج هایی كه تقریبا هم سن هستند و از ازدواج شان پنج سال نمی گذرد بیش از دیگر خانواده ها تصمیم گرفته اند به زندگی مشترك خود خاتمه بدهند. 70 درصد طلاق های تهران مربوط به شمال شهر بوده است و در كل آمار تهران نسبت به مدت مشابه خود در سال گذشته پنج درصد افزایش داشته است.

اما این خیال باطل است كه طلاق فقط مربوط به پایتخت یا كلان شهرهاست. آنچه این روزها كارشناسان را نگران كرده است، افزایش طلاق در جوامع روستایی و شهرهای كوچك و حتی مذهبی است. سال گذشته بیشترین افزایش طلاق مربوط به استان قم بوده است و پس از آن استان كهكیلویه و بویر احمد بیشترین افزایش درصد را داشته است.

طلاق در فرآیند زمان

افزایش طلاق مربوط به امروز و امسال نیست. هستند مادر بزرگ و پدر بزرگ هایی كه زندگی خود را با جدایی از هم ادامه داده اند. اما باید قبول كرد طلاق مولود زندگی مدرن است.

نگاه به آمارهای گذشته و مقایسه كوتاه آمارها خالی از لطف نیست. به گذشته های دور نمی رویم صفحات روزنامه های سالهای 70 و 71 ایران نشان می دهد آمار طلاق در آن دوره حدود هشت درصد بوده است. آماری كه از سال 72 تا 75 سیر صعودی را داشته منتها با شیبی آرام.

پس از آن، پنج سال یعنی در سالهای 75 تا 79 این روند ثابت می ماند. آمار طلاق در سالهای اول دهه هشتاد دوباره رو به رشد می رود تا آنجا كه به 4/9 درصد می رسد .

شتاب آن از سال 84 به بعد شدت می گیرد تا این كه در سال 1386 به 12 درصد می رسد.

روند رو به رشد آمارهای طلاق به حدی می رسد كه طلاق در سال 1389 حدود 8/8 درصد بیشتر از سال گذشته اش بوده است، یعنی رقمی معادل 124 هزار و 741 نفر.

چند ماه است كه دهه 90 آغاز شده است و فقط در سه ماهه اول امسال چهار هزار و 711 طلاق ثبت شده است.

این روزها اگر از دوستی فقط چند ماه بی خبر باشیم بعد ازتجدید دیدار باید با احتیاط سراغ همسرش را گرفت. این تجربه را شاید بسیاری داشته اند كه رفیقی را بعد از چند وقت دیده اند و بعد از احوال پرسی معمول طرف با صدایی آرام می گوید ما مدتی است از هم جدا شده ایم.

طلاق گاهی تنها راه است

افزایش طلاق در كشور مربوط به فرآیند یك سال یا دو ساله نیست. آنچه در یك دهه بر مردم جامعه گذشته است این آمار را رقم می زند هرچند گاهی عواملی در جامعه باعث می شود این روند رشد سریع تری داشته باشد.

به آماری كه در بالا آمد نگاهی دوباره داشته باشید، ما در سالهایی كه نظام سیاسی در ایران تغییر كرده است آمار ثابتی داریم درست زمانی كه كارشناسان معتقد بودند میزان امید به زندگی در میان ایرانیان افزایش پیدا كرده و تورم و گرانی تا حدودی مهار شده است. كارشناسان معتقدند بی شك مسایل اقتصادی تاثیر مستقیمی بر روند رو به رشد آمار طلاق در ایران دارد. فقدان امنیت شغلی و اقتصادی و مشكلات حوزه اشتغال از عوامل مهم این افزایش است.هرچند برخی از طلاق ها هم ناشی از تحولات اجتماعی صورت می گیرد. با این وجود هنوز تورم و بیكاری و نداشتن مسكن عوامل مهم بر طلاق به شمار می روند.

با همه نگرانی ها بسیاری از جامعه شناسان وجود طلاق را یكی از نشانه های سلامت جوامع می دانند و معتقدند طلاق گاهی تنها راه است برای ادامه زندگی عادی. هنوز هم هستند خانواده هایی كه از طلاق دوری می كنند اما سالها با خشم و نفرت كنار هم زندگی می كنند و فرزندان شان را در این فضای مسموم بزرگ می كنند. این خود باعث بروز مشكلات دیگری در جامعه می شود، فقط كافی است نگاهی به آمار جرم و جنایت و سابقه خانوادگی مجرمان انداخت.

دیدگاه‌ها  

+3 # sina 1390-07-24 12:51
من ترجیح میدم بچم فرزند طلاق باشه تا اینکه نفرت رو با چشم خودش ببینه و بعد بره اسید تو صورت دختران این کشور بپاشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # s.namazi 1390-07-24 13:09
چه مطلب خوبی بود. آمارش تکان دهنده بود. خوبه شما مخفی کاری نمی کنید!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شیوا 1390-07-24 14:13
سلام من برگشتم. منم با آقا سینا هم عقیدم. طلاق یه جاهایی از بزهکاری فرزندان جلوگیری می کنه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # keyvan 1390-07-24 15:17
ای بابا تازه فکر نکنم این آمار آماره واقعی باشه .. چون آمار حقیقی خطرناک تر از بیانشه. بازم ممنون از اینکه یه آمار رو گفتید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ti ti 1390-07-24 15:38
kash ghabl az ezdevaj dorost fekr konan ta kar be injaha narese va ye seri bache ba kambod bozorg nashan
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # شوکا 1390-07-24 16:05
آخه اول ازدواج همه داغن.. کی به این حرفا فکر می کنه؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # shabnam 1390-07-24 16:43
یه زن و شوهرهایی هستن که ۲۰-۳۰ ساله دارن با هم زندگی می کنن،اونوقت تنها نقطه مشترکشون داشتن دوتا بچه اس.
این به نظرتون خوبه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # رامین 1390-07-25 14:23
یه وقتایی طلاق باعث خوشبختی بچه ها میشه. محیط مسموم یک خانواده بهتره که از هم بپاشه تا بچه ها رو هم مسموم کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # soha 1390-07-25 15:03
سلام
بعضی وقتا آدم مجبور به این منفور ترین حلالها می شود ولی کلا خوب نیست
مثل یه خاکستر سرد روی زندگی آدم میشینه که هیچ وقت پاک نمیشه و همیشه مثل یه کابوس وحشتناک با آدمه
انشاله واسه هیچ کسی نباشه
خیلی بدو نکبته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # A R F 1390-07-25 23:23
اگه ما انتخاب خوبی داشته باشیم و توی زندگیمون یه کمی عشق محبت و از همه مهم تر صبر خرج کنیم البته دو طرفه باشه اون وقت موقه ای که دختر با لباس سفید به خانه بخت رفت با كفن از خانه شوهرش بیرون میاد البته با علاقه خودش نه به زور (قدیمی ها)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mehdi 1390-07-26 13:07
هدف" تو زندگی خیلی مهمه اینکه دو طرف بفهمند چی میخوان.
و ایمان بین دو طرف قوی و درک متقابل باشه
اوون وقت
چیزی بنام طلاق معنی نداره..
ولی متاسفانه حرمت ها و محدیدیت ها که پایمال میشه همچی آسون میشه . همونطور که اول طلاق بعدشم هزاران فساده دیگه.....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هدهد 1390-07-26 16:05
همنشین تو از تو به باید تاترا عقل ودین بیافزاید
بعضی وقتهاطلاق بهترین راه حل ممکنه.خداروشکر که این راه حل وجود دارد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # sumy 1390-07-26 16:40
بعضی وقتها طلاق بهترین راه حله
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sana 1390-07-26 20:36
به نظر من زندگی دو نفر به اجبار غیرممکنه. کی یا کجای دین ما گفته شده که دونفر وقتی به بن بست زندگی مشترک میرسنن باید به اجبار با هم زندگی کنن؟ فرزندانی که در این محیط نفرت انگیز بزرگ میشن قطعا روحیه سالمی نخواهند داشت... نظراتی خوندم که گفته بودن طلاق منجر به فساد میشه ...نمیدونم آقا بوده یا خانم که این نظرو داشته ولی در هر حال من و تو هستیم که جامعه رو میسازیم اگه افکارت رو درست کنی مسلما جامعه درست میشه به خودت یا انسانها فقط به چشم یه نیاز جسمی نگاه نکن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # lili 1390-08-09 11:17
titi jan azizam malome mojaradi va az khoda mikham hamsare khobi behet bede vali fekr kardan be chi baziha khob film bazi mikonan va vaghti to zendegi miyoftan aslan uni nistan ke to fekr mikardi.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # غم 1390-08-29 16:54
الان طلاق عاطفی بیشتر از طلاق محضری.خیانت از کجا می آد؟ چقدر خوبه آدم قضاوت نکنه ، آدما خودشون صلاح خودشون می دونن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مریم 1391-02-16 23:04
به نظر من یک زن نجیب مرد خیانت کار خودش رو هرگز نمی بخشه...چون خیانت رو اگر بخشیدی دوباره و دوباره تکرار خواهد شد.و زنانی که خیانت رو نادیده می گیرند از هر فاحشه ای فاحشه تر هستند...چون غرور و حیثیت و صلابت زن رو زیر سوال می برند...همین زنها هستند که باعث می شند مردها به راحتی خیانت کنند بدون ترس از دست دادن زندگیشون. و زنانی که به هم یاد می دهند اگر همسرت خیانت کرد بیشتر محبت کن اینها احمق ترین و حقیرترین موجودات دنیا هستند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رویا 1391-02-16 23:55
مریم جون با شدتی که شما خانم های رو خطاب می کنید موافق نیستم. ولی واقعا اگه زنی براش مهمه که همسرش خیانت نکنه با اولینموردی که چنین چیزی رو ازش دید باید تکلیف خودشومعلوم کنه. چون اولین خیانت آخرینش نیست و مردا اصلا حاضر نیستن هوس بازیاشونو بخاطر یه زن متوقف کنن. متاسفانه تو جامعه کثیف و مردسالار ما مردا منعی ندارن در این مورد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # یحیی 1391-02-16 23:21
مریم جان شما برای هر مردی یک کابوس هستی)) من با تو همنظرم راستشو بخای ولی این زنانی که تصمیم میگیرن بسوزن و بسازن خیلیهاشون چاره دیگیه ای ندارن شما فکر مشکلات اقتصادی رو بکن که اینا باید روبرو شن در صورت طلاق یا فکر اینو مه کجا برن؟ آینده بچهاشون چی میشه؟ آینده خودشون؟؟ جامعه مریض ما به یه زن مطلقه چطور نگاه میکنه و به یه مردی که 4 بار ازدواج میکنه؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.

بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

شب های یلدا برای من بوی مادر بزرگم را می دهد.سال های سال برنامه خانواده ما در شب های یلدا این بود كه همه خانه مادر بزرگ جمع شویم.سفره بیاندازیم از این سر اتاق تا آن سر.منو غذا ثابت بود. وارد خانه كه می شدی بوی "دمپختك" فضای خانه را پر كرده بود.
ساعت بی عقربه دغدغه های مادرانه مراقب خودت و دیگری باش اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

طلا؛ زیور یا سرمایه

خانم های بسیاری را می شناسم که همراه با مد، طلاهای خود را عوض کرده و تغییر می دهند. پای صحبت آنها که می نشینم تازه مدعی هم می شوند که این طلا سرمایه ای است برای روز مبادا و تازه از این طریق کمی هم از تعویض و تغییر آن لذت هم می برند.

چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟

همه ما دوستان و آشنایانی داریم که در کنار کارهای خانه داری و بچه داری کارهای کوچکی نیز راه انداخته اند . کمک خرج هزینه های سر سام آور امروز برای خانواده شده اند. طراحی مانتو و خیاطی، طراحی و ساخت زیور آلات و یا پخت و پز نمونه ای از کارهایی هستند که با صرف هزینه اولیه کم میتوان از عهده آن برآمد. اما برای گسترش کسب و کار کوچک شما احتیاج به نگرشی بیشتر از بحثهای فنی در نوع هنر و فعالیت خود هستید که در ذیل چهار مورد آنرا به اختصار توضیح میدهیم. 1- هوش و ذکاوت: اگر این مطلب را در این سایت میخوانید بنابراین به اندازه کافی باهوش هستید ولی منظور ما از کلمه ذکاوت بیشتر بمعنی هوش بازاری یا زیرکی خیابانی آن است. در حقیقت بین شخص مبتکر و موفق تفاوتهایی وجودد دارد. شخص مبتکر معمولا سر رشته آنچنانی از  فعالیتهای اقتصادی ندارد و همچنان یک فروشنده موفق غالبا یک مبتکر یا مخترع موفق نیست. بنابراین باید یک توازن مناسب از این دو، ابتکار- هنر و شم اقتصادی بوجود آورد.   2- روش و رفتار، نگرش مثبت دوستی داشتم که میخواست کسب و کار کوچکی راه اندازی نماید، دوست مشترک ما، مانند گلوم در کارتون گالیور، یک منفی نگر محض بود که دایما نگران عدم موفقیت کار بود و به دوست مبتکرم گفت سر دو سال مجبور می شوی خانه ات را بروی این کار بفروشی، دوست مبتکرم جواب داد پس حداقل این دو سال بهترین سالهای زندگیم خواهد بود. این نوع برخوردی است که یک مبتکر یا کار آفرین نسبت به کارش باید از خود نشان دهد. شوق و اشتیاق نسبت به بوجود آورن یک کار جدید و موفقیت کلیدی ترین اندوخته شما در کارتان است. شما باید برای شکست خوردن و ورشکست شدن آماده باشید. هیچ گارانتی در بیزنس وجود ندارد. بنابراین بهتر است از الان آماده مقابله با بدترین شرایط موجود باشید. در روزهای سخت فشار مالی و بی پولی تنها چیزی که شما را نجات خواهد داد، نگرش مثبت و اخلاق و روش و رفتار شما خواهد بود. همچنین باید سعی نمایید که وارد کاری شوید که از لحظه به لحظه آن لذت میبرید. اگر نوع کار شما طوری باشد که احساس نمایید در زندان گیر افتاده ایدو برای رهایی لحظه شماری می نمایید بنابراین بهتر است از الان وارد همچین کاری نشوید. 3- توانایی رهبری مدیران خوب لزوما رهبران ایده الی نیستند. رهبری در معنی کلی آن یعنی داشتن ایده های مشخص و توانایی برقراری ارتباط آن ایده ها با جامعه مخاطب. این مطلب شامل ارتباط با افرادی نیز که برای شما کاری انجام نمی دهند نیز میشود. کلا دور یک فعالیت اقتصادی موفق افراد زیادی وجود دارند که باید از لحاظ فکری قانع شوند. این کار سختتر هم میشود چون شما یک خانم هستید. توانایی اقناع افرای به سرمایه گذاری در تجارت شما یا همراهی با ایده های شما کار سختی نیست ولی آسان هم نیست. حتما شما نباید دارای مدارج علمی بالا باشید تا بتوانید ایده های خود را بقبولانید، در اطراف ما هستند کسانی که دراری مدارک پایین هستند و در فعالیت تجاری خود افراد موفقی بشمار می آیند. 4- دانش در میان چهار عامل فوق این شاید کمترین درجه اهمیت را دارا باشد اما بی اهمیت نیز نمی باشد.  اگر شما بعنوان مثال میخواهید یک تجارت کوچک در زمینه کیک سازی راه اندازی نمایید، احتیاج به دانشی حداقل در زمینه مراحل پخت و پز و وسالی که در آن بکار میرود هستید. ولی در همین حال اگر متخصص کیک و شیرینی باشیدو درچیزی از قابلیتهای سه گانه بالا را نداشته باشید حتما موفق نخواهید شد. ولی چه خواهد شد اگر کسی هیچکدام از قابلیتهای چهارگانه فوق را نداشته باشد؟  آیا باید به حقوق ناچیز کارمندی بسنده نماید؟ نکته مثبت در این زمینه این است که قابلیتهای بالا اکثرا اکتسابی هستند و می توان با آموزش خود آنها را ارتقا داد. ولی کلید اصلی موفقیت اینست که اهداف خود را با توجه به توانایی های خود انتخاب نماییم و از بیاد داشته باشیم که سنگ بزرگ علامت نزدن است.
کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره مادر خرج سخت​تر از هر مادری وزیر اقتصاد منزل تان باشید 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید با خیال راحت مهمان داری کنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

ورود ممنوع دولت به زنان

«ورود زنان به چایخانه‌ها ممنوع شد.» كمتر كسی است این خبر را نشنیده باشد، سیزدهم تیرماه  بود که فرمانده نیروی انتظامی تهران آن را اعلام کرد.

زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه

افزایش زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی در شهرهای بزرگ رو به افزایش است. این امر برای مردمی که ازدواج موقت را خلاف عرف جامعه می دانند و با آن کنار نمی آیند کمی دور از ذهن است ولی واقعیت دارد. سردار مرتضی طلائی میگوید: متاسفامه گزارشهایی از زندگی دختر و پسر دانشجو زیر یک سقف در شمال تهران داریم. آمار دقیقی نیز بر اینکه چه تعداد از جوانان بدون عقد رسمی با هم زندگی می کنند وجود ندارد. آسیب اجتماعی، فاجعه یا پدیده؟ دکتر باهر، رفتار شناس، افزایش پدیده زندگی مشترک بدون انجام مراسم شرعی و قانونی را ناهنجاری می داند که در جامعه ما پدیده ای نوین است. و دلیل ظهور چنین پدیده ای را مشکل شدن ازدواج سنتی و رنگ پریدگی باورهای عرفی اجتماعی می داند. وی به کم دوام شدن ازدواج های سنتی نیز اشاره می نماید و می افزاید امروز در کشور ما ازدواجهای رسمی هم در برخی موارد کم دوام شده است چه رسد به ازدواجهای غیر رسمی بخصوص اگر بر پایه زر و زور و تزویر باشد. اگر دو طرف چنین رابطه ای عاقل، بالغ، رشید و آزاد باشندواقعه ای که رخ داده قابل تامل است در غیر اینصورت فاجعه ای رخ داده است. دکتر باهر همچنین بر این باور است که بر نیاز به همزیستی مسالمت آمیز دو جنس مخالف به عنوان یک ضرورت غریزی باید قبول گردد در عین حال توجه داشت شرایط اجتماعی و اقتصادی سختی برای ازدواج سنتی پدید آمده است و ترس از طلاق و پیمودن راه پله های دادگاههای خانواده و همچنین تاثیر رسانه های خارجی و دافعه کم رسانه های داخلی نیز دست بدست هم داده تا این پدیده بعنوان یک ناهنجاری ظهور نماید. اما حجت الاسلام اراکی استاد حوزه علمیه می گوید افرادی که که نمی خواهند خود را پابند زندگی مشترک نمایند و تمایل دارند با اباحه گری و ابتذال زندگی نمایند به چنین زندگی هایی روی می آورند. وی خوشبینانه ترین دلیل بروز چنین زندگی هایی را آشنایی بیشتر طرفین می داندو با اشاره به نظرهای  مترقی اسلام در مورد ازدواج و آشنایی پیش از ازدواج می گوید با وجود تاکید اسلام بر حجاب به دختر اجازه داده میشود که در روز خواستگاری حجاب خود را بازتر کند و به مرد هم اجازه داده میشود که کاملا به دختر نگاه کند و گناهی برای این نگاه در نظر گرفته نمیشود. وی در مورد پیامدهای چنین زندگیهای مشترک بدون ازدواجی میگوید که دختری که مورد سو استفاده جنسی قرار گیرد دچار ناراحتی های عصبی زیادی میشود همچنین پسری که تجربه رابطه جنسی پیش از ازدواج را داشته باشد پایبند ازدواج نخواهد شد. وی همچنین می گوید اینکه بگوییم مشکل ما در کشور بدلیل وجود کاباره و دیسکو و بار است کاملا اشتباه است ما باید بدنبال واکسیناسیون برویم غریزه جنسی دختران و پسران باید بنوعی ارضا شود. ازدواج موقت یکی از این راهها است و این افتخار شیعه است که راه حلی مانند ازدواج موقت را برای رفع نیازهای انسانی پیش بینی نموده است با این وجود با آن مقابله می گردد. اما رئیس انجمن مددکاری ایران، حسن موسوی چلک می گوید اگرچه چنین موضوعاتی فراوانی کمی در ایران دارد انا چون خلاف عرف جامعه است حساسیتها به آن بالاست و همچنین ممکن است گسترش پیدا نماید و این امر تعدی به عرف جامعه است ضمن اینکه اعتماد اجتماعی را نیز از بین می برد. همچنین بعنوان یک کشور مسلمان چنین اقداماتی باعث قانون گریزی و زمینه ساز آسیبهای اجتماعی می گردد. این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به تغییر معماری و سبک ساخت منزل ادامه می دهد: زمانی مردم در محله با هم بزرگ میشند و همدیگر را می شناختند اما امروز با تغییر معماری منازل و ساخت برجهای چند طبقه ساکنان یک آپارتمان هم همدیگر را نمی شناسند. بنابراین بوجود آمدن زندگی های خارج از عرف دور از نظارت اجتماعی مردمی که با هم آشنا هستند چندان دور از ذهن نیست. موسوی چلک همچنین بالا رفتن تعداد زنان خود سرپرست در جامعه را بی ارتباط با این پدیده نمی داند و می گوید سلامت اجتماعی، هویت فرهنگی فردی که به خانواده اش احساس تعلق نماید بهتر است و کمتر در معرض چنین تهدید هایی قرار می گیرد اما تنها شدن افراد در جامعه آمادگی روانی برای شروع چنین زندگی هایی را افزایش می دهد.
26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

سرو چمان من میل چمن کن...

سرک میکشم توی اتاق میبینمت که نشسته ای روی تخت و حرف می زنی و یک چیزهایی روی یک برگه ای می نویسی... فکر می کنم که سهم من از داشتن تو همین؟

5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج

شاید برایتان سوال باشد که اگر تمام عشقی که در رابطه از طرف‌مقابلتان دریافت می‌کنید فیزیکی است، آیا می‌تواند نشانه این باشد که او شما را فقط برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق.  شما از صمیمی و نزدیک شدن با او لذت می‌برید اما دوست هم ندارید که مورد سوءاستفاده او قرار گیرید. هیچکس دوست ندارد بفهمد که عشقی که طرفش به او نشان می‌داد فقط شهوت بوده است. خیلی‌ها تصور می‌کنند که این مردها هستند که ممکن است بخاطر رابطه‌جنسی، و نه عشق، وارد روابط مختلف شوند ولی محققان دریافته‌اند که خانم‌ها هم به همان اندازه از چنین روابطی لذت می‌برند. این محققان بر روی تفاوت‌های جنسیتی در مردها و زن‌ها و ایده‌های آنها درمورد روابط عاشقانه درمقابل روابط‌جنسی بررسی کردند. آنها دریافتند که مردها در روابط‌جنسی آسان‌گیرتر از زن‌ها هستند ولی بااینحال زن‌ها و مردها به یک اندازه جنبه‌های دیگر جنسیت مثل رابطه‌جنسی بعنوان یک تجربه احساسی را تایید می‌کنند. مردها و زن‌ها از نظر متغیرهای مختلف روابط با هم متفاوت بودند (بعنوان مثال زن‌ها بیشتر به دنبال عشق بر مبنای دوستی و مردها بیشتر به دنبال عشق بر مبنای بازی هستند). دانستن اینکه اگر زنی فاقد آن دوستی باشد ممکن است در یک رابطه سکس‌محور باشد و برای مرد اگر رابطه‌ای فاقد آن جنبه‌های بازی و سرگرمی باشد یعنی در یک رابطه سکس‌محور است به شما کمک می‌کند تشخیص دهید طرفتان شما را فقط برای سکس می‌خواهد یا عشق. ۱. در گذشته اهل تعهد در رابطه نبوده است. آیا روابط کوتاه‌مدت زیادی قبل از شما داشته است؟ آیا این او بوده است که همیشه رابطه‌اش را ترک می‌کرده است نه اینکه کسی او را ترک کند؟ این می‌توند نشاندهنده این باشد که او قادر به فراهم کردن یک رابطه طولانی‌مدت و متعهدانه نیست و ممکن است فقط برای برقراری روابط‌جنسی با شما وارد رابطه شده باشد. ۲. برای ابراز احساسات احساس راحتی نمی‌کند. اگر برای ابراز خستگی‌ها، ناراحتی‌ها و نگرانی‌هایش از یک مشکل با شما احساس راحتی نمی‌کند می‌تواند به این معنی باشد که نمی‌داند چطور به شما هم ابراز عشق کند. دیوید ام. باس در کتاب خود «چرا حسادت به اندازه عشق و رابطه‌جنسی مهم است؟» می‌گوید، مردها و زن‌ها انتظارات متفاوتی درمورد درمیان گذاشتن احساسات و وفاداری دارند. بعنوان مثال، اگر زن‌ها از خیانت احساسی همسرشان بیشتر ناراحت می‌شوند. از طرف دیگر، برای مردها خیانت درواقع عدم‌وفاداری جنسی به حساب می‌آید نه احساسی. بی‌وفایی احساسی مسئله‌ای واقعی است و اگر طرفتان درمورد احساسات خود با شما حرف نزند می‌تواند نشانه این باشد که شما را برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق. و این احتمال وجود دارد که این صمیمیت احساسی را با فرد دیگری در یک رابطه دیگر دارد. صمیمیت و پیوند احساسی، به‌ویژه درمورد احساسات مثبت، بخش بسیار مهمی از روابط برمبنای عشق است. اگر طرفتان از نظر احساسی از شما دور است یا احساسات خود را در رابطه سرکوب می‌کند، می‌تواند نشانه این باشد که فقط برای برقراری رابطه‌جنسی با شما وارد رابطه شده است. ۳. خیلی وقت‌ها بااینکه نمی‌خواهید با هم رابطه‌جنسی دارید. اگر طرف‌مقابلتان شما را برای رابطه‌جنسی بخواهد نه عشق این احتمال وجود دارد که خیلی زیاد با هم رابطه‌جنسی دارید و احتمالاً خیلی بیشتر از مقداری که خودتان می‌خواهید. درواقع، احتمالاً بیشتر از یکبار به او گفته‌اید که حوصله آن را ندارید ولی او اصرار کرده است و بالاخره آن کار را انجام داده است. اینکه شما را مجبور به برقراری رابطه‌جنسی کند درواقع شکستن مرزهای جنسی، یک نوع تجاوز و بسیار نگران‌کننده است. اگر با اینکه به او «نه» گفته‌اید او باز کارش را خلاف میل شما شروع کرده است، صرفنظر از وضعیت تاهل شما با هم، در بعضی کشورها نوعی تجاوز به حساب می‌آید. ۴. طرفتان در اکثر برنامه‌های تفریحی شما شرکت نمی‌کند. شام در رستوران؟ متاسفم طرفتان یک جلسه دیرهنگام در شرکت دارد ولی به شما می‌گوید که اگر می‌توانید بعد از آن به خانه او بروید. رفتن به پیک‌نیک در طبیعت چطور؟ نه باز هم او برنامه‌های دیگری دارد که شامل شما نمی‌شود ولی به شما می‌گوید شاید بتوانید بعد از آن با هم در رختخواب غذا بخورید. اگر او تولدتان، تعطیلی‌ها، مناسبت‌ها و این چیزها را فراموش می‌کند، می‌توانید مطمئن باشید که رابطه‌تان چندان عمیق نیست. کم‌کم متوجه می‌شوید که تنها قسمتی از زندگی او که می‌توانید در آن حضور داشته باشید قسمتی است که شما را برای رابطه‌جنسی می‌خواهد نه عشق.  5. مکالماتتان یا منجر به صحبتهای جنسی می‌شود یا طرفتان ساکت می‌شود. اگر از صحبتهای جنسی با او امتناع کنید و او هم بخاطر این مسئله دیگر با شما حرف نزند، نشانه این است که شما را برای سکس می‌خواهد نه عشق. مشخص است که برای او مکالمات رابطه مثل مقدمه‌ای برای رابطه‌جنسی است نه صمیمیت احساسی. منبع: مردمان
سنگ صبور شما کیست؟ چرا جذاب نیستم؟ پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان تست روانشناسی چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟

زنان حادثه

رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست

برای نخستین بار یک زن اهل عربستان سعودی موفق به فتح قله اورست، مرتفع‌ترین کوه جهان، شد. رها محرق، کوهنورد ۲۵ ساله، همچنین نام خود را به عنوان جوان‌ترین کوهنوردی که تا کنون موفق به فتح اورست شده، به ثبت رساند. رها محرق، ۲۵ ساله به همراه ۱۲ کوهنورد دیگر به قله اورست صعود کرد و به این ترتیب نام خود را در تاریخ به ثبت رساند. او که تحصیلات آکادمیک دارد، در شهر جده در عربستان سعودی متولد شده، اما در دوبی اقامت دارد. خانم محرق نه تنها نخستین زن از عربستان سعودی، بلکه جوان‌ترین کوهنورد عرب است که موفق به ایستادن بر فراز اورست شده است. او گفته است که راضی کردن خانواده‌اش در ابتدا به اندازه صعود به قله دشوار بوده است، هر چند آنها هم اینک از وی پشتیبانی می‌کنند. حسن محرق، پدر وی، از موفقیت دخترش ابراز خوشحالی کرده و گفت: «ما موفق به تماس با او شدیم. او بسیار خسته است و در حال حاضر استراحت می‌کند.» گروهی که این کوهنورد زن سعودی در آن عضویت دارد، در تلاش برای جمع‌آوری پول برای پروژه‌های تحصیلی در نپال است و از حمایت‌های عربستان سعودی برخوردار شده است. سال گذشته دولت عربستان برای نخستین بار به دو زن ورزشکار این کشور اجازه حضور در رقابت‌های المپیک را داد. از ابتدای ماه جاری نیز دختران در مدارس خصوصی عربستان اجازه حضور در کلاس‌های دو و میدانی را به دست آورده‌اند، با این شرط که بدن خود را پوشانده و در رشته‌های "شایسته و مناسب" تمرین کنند. به گفته سازمان دیده‌بان‌حقوق بشر، عربستان سعودی تنها کشور در جهان است که در آن دختران در مدارس دولتی حق حضور در کلاس‌های ورزش را ندارند. قله اورست ۸۸۴۸ متر ارتفاع دارد و پس از فتح آن برای نخستین بار در سال ۱۹۵۳ تا کنون، بیش از ۳ هزار کوهنورد موفق به صعود این قله شده‌اند.

کیم کارداشیان در همسایگی ایران

کیم کارداشیان، ستاره تلویزیونی آمریکایی، برای شرکت در مراسم مربوط به صدمین سالگرد کشتار ارامنه و ضبط اپیزود جدید برنامه تلویزیونی اش، "همراهی با کارداشیان ها"، به ارمنستان رفت. خانواده پدری کیم کارداشیان ارمنی هستند. در این سفر کلوئه، خواهر کیم، کانیه وست، رپر و تهیه کننده آمریکایی و همسر کیم و فرزندش او را همراهی می کنند. در روزهای آینده، علاوه بر چهره های سیاسی از کشورهای مختلف، ستاره هایی از جمله جورج کلونی و همسرش امل نیز برای شرکت در مراسم صدمین سالگرد قتل عام ارامنه به ارمنستان خواهند رفت. سیستم آف ا داون، گروه موسیقی ارمنی آمریکایی، شب ۲۳ آوریل در ایروان کنسرت برگزار خواهد کرد. نزدیک به ۲۰ کشور و چند سازمان بین المللی و مورخان غربی کشتار بیش از یک و نیم میلیون ارامنه در اواخر امپراتوری عثمانی و سالهای ابتدایی جمهوری ترکیه را قتل عام نامیده اند. در طی این قتل عام سازماندهی شده بیش از یک میلیون یونانی و بیش از هشتصد هزار یونانی ساکن فلات اناتولی نیز کشته شدند. هر چند ترکیه امروزی این اتهام را رد می کند و می گوید که گروهی از ارامنه و ترک ها در شرایط بحرانی حاکم بر جنگ جهانی اول به دلایل مختلف از جمله بیماری و گرسنگی کشته شدند اما شواهد انکار ناپدیز حاکی از سارماندهی  حکومت عثمانی و ترکها در پاکسازی قومی و مذهبی آنچه امروزه ترکیه نامیده میشود را دارد.
بانوی اول آرژانتین در بیمارستان گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ اندوه بی پایان گریس کلی

حقوق زنان

آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی

 خشونت نسبت به زنان سابقه ای طولانی و شکل های گوناگون دارد. شکل خاصی از خشونت را می توان در خشونت های جنسی مشاهده کرد. خشونت جنسی و تجاوز، تأثیرات مخربی بر روی زندگی، جسم، و روان زنان می گذارد اما باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن این که در جوامع مردسالار که معمولاً زنان نه فقط جنس دوم بلکه مایملک مردان در نظر گرفته می شوند از طریق خشونت جنسی و تجاوز به زنان، مردان خشونت پیشه غلبه خود را بر مردان دیگری که زنان قربانی، زیر سلطه و نظارت آنان قرار دارند نمایش می دهند. به عبارت دیگر زنان به عنوان نشانه و ابزاری برای زورآزمایی مردان با یکدیگر (برای اثبات قدرت شان) در نظر گرفته می شوند. تجاوز جنسی به زنان، در واقع زنی را که تا لحظۀ تجاوز، زیر نظارت مرد دیگری بوده زیر سلطه فرد متجاوز در می آورد و نه تنها امکان نظارت بر زن را از آن مرد مغلوب می ستاند بلکه مردانگی او را نیز از بین می برد، و مرد غالب از این طریق به بازتولید هویت مردانه خود و نظم جدیدی از مردسالاری می رسد. مقاله زیر در رابطه با تجاوزهای جنسی فراوانی که در خلال جنگ و مناقشات کنونی منطقه ما نسبت به زنان صورت می گیرد تنظیم شده است اما روشن است که این نگاه را می توان به هر نوع تخریب و نابودی جسم و جان زنان مانند وقایع اسید پاشی و هم چنین قتل های ناموسی نیز تعمیم داد. مناقشاتی که در دهه های اخیر به علت درگیریهای قومی، مذهبی و نژادی در میان گروه های مختلف رخ می دهد دارای ویژگی های خاص خود هستند. هر چند که همیشه در جنگ ها خشونت و غارت و کشتن افراد غیر نظامی وجود داشته اما ابعاد خشونت در مناقشات و جنگ های کنونی در منطقه، بسیار گسترده تر شده است. گذشته از خشونت نسبت به افراد عادی، ویژگی دیگر این جنگ ها، خشونت و تجاوزهای مکرر جنسی به زنان است. هر چند که پس از جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۹ و بعد در سال ۱۹۷۷ در کنوانسیون ژنو توجه به حقوق و موقعیت افراد غیر نظامی به ویژه وضعیت زنان و کودکان، در اسناد مختلف مطرح شد (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷) اما نگاه جامعه جهانی به این پدیده هولناک که از سال های پیش، آغاز شده بود تنها بعد از جنگ داخلی بوسنی به این امر تمرکز یافت. تا آن زمان زنان بسیاری در جنگ های متعدد برمه ، کنگو، رواندا و بوسنی – و در حال حاضر در سوریه و عراق – از طرف گروه های متخاصم مورد تجاوز، بردگی و آزار جنسی قرار گرفته، به بردگی گرفتار شده، و به فروش رسیده اند. یکی از دلایلی که معمولاً برای توجیه عمل تجاوز جنسی مطرح می شود توجیه بر اساس میل جنسی مردان است و گفته می شود که سربازان پس از پیروزی بر دشمنان و فتح سرزمین آنها، برای رفع نیازهای جنسی خود دست به این عمل می زنند. این توجیه بیشتر در حد گفتار برای افراد عادی قابل طرح است و از لحاظ بررسی های علمی هرگز مورد تأیید نیست. زیرا تجاوزهای جنسی بدون توجه به امکان برطرف کردن میل جنسی افراد صورت می گیرد و ارتباطی با در دسترس بودن یا در دسترس نبودن امکاناتی برای رفع نیازهای جنسی سربازان ندارد، بلکه بعضی از مردان در “خلاء فرهنگی” به وجود آمده در فضای جنگی، به این عمل شنیع دست می زنند. شواهد متعددی وجود دارد که مشخص می کند تجاوز نه عملی جنسی بلکه عملی تهاجمی است. آن چه متجاوز را راضی می کند نه صرف عمل بلکه تحقیر و خفیف کردن قربانی و دریافت احساس سلطه و قدرت بر زن است. با توجه به هدفمند بودن این رفتار که در مناقشات امروزی دیده می شود، خشونت جنسی را به عنوان سیاستگزاری جنگ و به عنوان یکی از ابزارهای جنگ – ساده ترین و ارزان ترین ابزار جنگ – با بیشترین منافع در نظر می گیرند. خشونت جنسی در سیاستگزاری جنگ در مجاورت سایر ابزار های جنگی در نظر گرفته می شود و یک استراتژی مؤثر برای پیشبرد اهداف جنگی است. خشونت جنسی زنان ساده ترین ابزار جنگی است زیرا به طور مستقیم در برگیرنده علایق مجرمان به انجام و تکرار آن است. ارزان ترین ابزار است زیرا برای گروه مهاجم هزینه ای در بر ندارد. وانگهی، بیشترین منافع را برای مهاجم به وجود می آورد زیرا آگاهی از وجود تجاوزات جنسی حتا قبل از این که سرزمینی فتح گردد باعث فرار افراد و رها کردن خانه و سرزمین خود می شود بنابراین فتح سرزمین و راندن افراد، ساده تر صورت می گیرد. توجه به شرایط حاکم بر جنگ که باعث انجام رفتارهای غیر عقلانی می شود نیز مهم است. افراد در شرایط جنگی از لحاظ احساسی سردرگم ، ناامید ، عصبانی و ترس خورده هستند و به دلیل شرایطی که در آن به سر می برند دست به رفتارهای غیر عقلانی می زنند طبعاً یکی از این رفتارهای خشن و غیرعقلانی، تجاوز به زنان است. در این حالت، تجاوز بخشی از سیاستگزاری جنگ نیست بلکه رفتاری است که از سربازان سر می زند. اما از بروز چنین اعمالی نه تنها جلوگیری نمی شود بلکه قصد جلوگیری را هم ندارند. گمان بر این است که چنین رفتاری برای سربازان و در زمان جنگ طبیعی است و باعث ایجاد همبستگی و کسب رضایت خاطر میان افراد می گردد. توجه به جهان بینی، باورهای جمعی و ساختار اجتماعی گروه های در مناقشه با یکدیگر، نکته دیگری را توضیح می دهد زیرا در ساختار اجتماعی برخی از گروه ها چنین رفتاری نه تنها مجاز بلکه مورد درخواست نیز می باشد از این روست که رفتار افراد را نمی توان تنها با توجه به دلایل فردی توجیه کرد بلکه باید عنوان رفتاری مورد انتظار در چهارچوب باورهای فرهنگی گروه نیز در نظر گرفت. اگر ساختار و فرهنگ زن ستیزی در گروه های مختلف در حال مناقشه با یکدیگر را در نظر داشته باشیم، مشخص می شود که این گروه ها دارای تفاوت هایی در مورد زبان، نژاد، مذهب و به صورت کلی تفاوت در جهان بینی شان با یکدیگرند اما اکثر آنان دارای ساختاری مردسالارانه و زن ستیز، البته با تفاوت هایی در درجه زن ستیزی با یکدیگر هستند. در این جوامع “مردانگی” اصلی بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که “مردانگی” وابسته به نظارت بر کلیه وجوه زندگی زنان و قراردادن آنان در چهارچوب تفکرات مردانه. در فرهنگ های مختلف و ایدئولوژی های مختلف زن دارای ویژگی خاصی می باشد و تنها در صورتی که ان گونه رفتار کند، حرکت کند، فعالیت کند و پوششی مناسب با ایدئولوژی حاکم داشته باشد مردانگی مردان به اثبات می رسد. در نتیجه نمی توان خشونت های جنگی را به صورت فقط سیاستگزاری جنگی یا رفتار فردی در نظر گرفت بلکه باید به تاثیر ساختار فرهنگی توجه داشت، رفتارهای خشن با توجه به فرهنگ گروه را باید به صورت رفتارهایی مطابق با آداب فرهنگی و اجتماعی گروه در نظر گرفت و فرد در چارچوب رفتاری مورد قبول گروه زن ستیز خود رفتار می کند. هدف از درگیری های کنونی تنها فتح سرزمین نیست بلکه بر اساس ایدئولوژی خاصی باید موجودیت، و نسل گروه مخالف را از بین برد بنابراین نه تنها باید سرزمین را فتح کرد، نه تنها باید مردان را از میان برد و بدین وسیله قدرت خود را اثبات کرد بلکه از آن جا که مردانگی اصلی بسیار مهم و تعیین کننده است باید “مردانگی” مردان گروه مخالف را نیز از بین برد و آنان را به عنوان افرادی که قادر به حفظ سرزمین و حمایت از افراد خود به خصوص حفاظت از زنان نیستند مورد تحقیر قرار داد. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان غلبه گروهی بر گروه دیگر در مجاورت تغییراتی که در ساختار اجتماعی، حقوقی و سیاسی به وجود می آید، قواعد و مقررات مربوط به زنان هم تغییر می کند. گروه مهاجم در مورد زنان نیز نظارت های خاص خود ر ا اعمال کرده و سلطه خود را بر زنان نمایش می دهد. گروه طالبان زنانی را که در قبل نیز در یک جامعه مردسالار زندگی می کردند، در خانه ها محبوس کردند و از هر نوع حضور اجتماعی آنان جلوگیری به عمل آوردند، برای طالبان نامریی بودن زنان جهت اثبات مردانگی کفایت می کرد. گروه بوکو حرام نیز با ربودن دختران دانش آموز و ازدواج اجباری و به بردگی کشاندن آنان و دور ساختن شان از آموزش سعی در تقویت الگوی مردانگی مد نظر خود را دارند. در مورد «داعش» این مساله البته به شکلی بسیار فجیع تر و به صورت تجاوز جنسی، خرید و فروش زنان، و کشتن آنان مطرح است. خشونت جنسی در وهله اول به عنوان ارزان ترین سلاح جنگی افراد را حتا قبل از جنگ و تسلیم شدن، وادار به گریز از محل زندگی خود می کند و در بسیاری از موارد هرگز بازگشتی هم صورت نمی گیرد. پس فتح سرزمین به ساده ترین روش صورت گرفته است. از طرف دیگر تجاوزات جنسی که در بسیاری از موارد در برابر چشم دیگران، اعضای خانواده و یا همسایگان صورت می گیرد نه فقط باعث تحقیر و خُردشدن زن می شود بلکه به طرد او از محل زندگی و نزدیکان، و فروپاشی شرایط زندگی او و اطرافیانش می انجامد. در عین حال عملی است که به افراد فاتح رضایت خاطر می بخشد. این رضایت خاطر، نه تنها به دلیل انجام موفقیت آمیز عمل، بلکه به علت ایجاد حس مردانگی بالا، تعلق به گروه فاتح، و قدرتمندبودن هم است. از طریق تجاوز جنسی نه فقط سلطه بر سرزمین کسب می شود بلکه سلطه بر بدن ها نیز به دست می آید و این تنها به معنای سلطه بر بدن زن و نابود کردن جسمی و روانی او نیست بلکه از طریق خشونت جنسی بر زنان، سلطه کامل بر مردان مغلوب نیز به دست می آید. این مردان نه تنها سرزمین خود، اموال و مایملک خود را از دست داده اند بلکه مهم ترین ویژگی هویت مردانه شان یعنی نظارت بر زنان خود را نیز از دست داده اند و بدین ترتیب است که سلطه بر مردان مغلوب کامل می شود. از دید جوامع مردسالار، مردان تعیین کننده و به وجود آورنده جامعه هستند. از این منظر، هویت مردان، هویت جامعه را می سازد پس برای نابودی کامل یک جامعه باید هویت مردان یا مردانگی آنان را ازشان سلب کرد. بدین ترتیب در کنار کارکردهای متعددی که خشونت در جنگ به ویژه خشونت جنسی دارد، کارکرد بسیار مهم دیگری نیز باید برای آن در نظر گرفت که از طریق سلطه بر بدن زن، سلطه بر مردان نیز تأمین می شود. مردی که نتواند از بدن زنان مرتبط با خود محافظت کند یک ویژگی اساسی مردانگی یعنی نظارت بر بدن را از دست داده و «دیگری» این نظارت را از طریق تعرض به بدن زن، به چنگ آورده است. سخن پایانی نگاه فرودستانه به زنان و حاکمیت زن ستیزی در جوامع مردسالار، خواه ناخواه زنان را در موجودیت خود به عنوان یک فرد در نظر نمی گیرد بلکه زنان نشانه ای از روابط میان مردان هستند. در جوامع زن ستیز تحقیر یک زن و سلطه بر بدن اش گذشته از مشکلات فراوان برای او، جهت تحقیر مردان صورت می گیرد. با این عمل اولاً متجاوز برتری خود را به دیگران نشان می دهد و از طرف دیگر خشونت نسبت به زنان نمایشگر ناتوانی مرد مغلوب جهت محافظت از زن، و همین طور بیانگر ناتوانی جنسی او تلقی می شود. در چنین وضعیتی، این طور قلمداد می شود که مرد مغلوب هویت مردانه خود را از دست داده است. هر چند که مردان مغلوب آن جامعه، از مردانگی به دور افتاده اند ولی این به معنای رها شدن زنان از نظارت و کنترل نیست زیرا رفتار مردان پیروز، سبب بازتولید نوعی دیگر از نظارت بر زندگی و بدن زن و “بازتولید نظامی” دیگر از مردسالاری می شود، در این حالت تجاوز جنسی مولد هویت مردانه است. خشونت جنسی نه تنها ابزار جنگ بلکه ابزار قدرت نیز می باشد. قدرتی که پایه های آن در فرهنگ نهادینه شده گروه متجاوز، نهفته است. آنانی که دست به تجاوز جنسی می زنند در واقع قدرت خود را بر بدن و هویت زن، و از این طریق بر مردان و سرزمینی که زن به آن تعلق دارد نشان می دهند. سلطه بر بدن زنان اصلی مهم برای اثبات مردانگی است. شکل حاد آن به صورت تجاوز و بردگی جنسی در جنگ ها مشاهده می شود اما باید به اشکال خفیف تر آن نیز توجه داشت.  

هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند

هزاران زن خشمگین در ترکیه به اصلاحیه قانون رابطه جنسی با دختران کم سن و سال اعتراض کردند. این اصلاحیه جدید به مردانی که با دختربچه‌ها رابطه جنسی برقرار می‌کنند به عنوان متجاوز برخورد نمی‌کند اگر آنها با قربانی ازدواج کنند. روز شنبه (۱۹ نوامبر - ۲۹ فروردین) هزاران زن در استانبول و چند شهر دیگر ترکیه با در دست گرفتن پلاکارد و پارچه‌نویسی‌هایی که روی آنها نوشته شده بود من ساکت نمی‌مانم به خیابان‌ها آمدند. این در حالی است که دولت ترکیه با دفاع ازاین لایحه گفته هدف از آن مقابله با سنت رایج ازدواج با دختربچه‌ها بوده است اما منتقدان می‌گویند چنین قانونی مجوز تجاوز به کودکان را صادر می‌کند. تظاهرات‌کنندگان خشمگین امروز فریاد می‌زدند: ما سکوت نمی کنیم. ما اطاعت نمی‌کنیم. این لایحه را فورا برچینید. بزرگترین تجمع امروز در استانبول برگزار شد که جمعیتی حدود ۳ هزار نفر در آن حضور داشتند اما هم‌زمان گزارش‌هایی از تجمع‌های مشابهی در شهرهای ازمیر و ترابوزان منتشر شده است. لایحه جدید زمینه آزادی مردانی را فراهم می کند که ثابت شود بدون زور و ارعاب و یا هر موردی که رضایت طرف مقابل را محدود کرده باشد  با دختری که زیر سن قانونی بوده ارتباط جنسی داشته‌اند و بعد هم با او ازدواج کرده‌اند. معترضان همچنین در پلاکاردها و شعارهایشان آوردند: تجاوز جنسی نمی تواند قانونی شودو یا این شعار که ای.کی.پ دستت را از بدن من عقب بکش. اشاره‌ای به حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری، که ارایه کننده این لایحه بوده است. در همین حال، گزارش شده بن‌علی یلدیریم، نخست‌وزیر، به نمایندگان حزب عدالت و توسعه گفته با مخالفان این لایحه بر سر میز مذاکره بنشینند. این لایحه روز پنجشنبه در مرحله اول به تصویب رسید اما برای تصویب نهایی باید روز سه شنبه دوباره در صحن پارلمان ترکیه به بحث گذاشته شود. همزمان، صندوق کودکان سازمان ملل متحد، یونیسف، نسبت به تصویب احتمالی این لایحه \\اظهار نگرانی شدید کرده است. سخنگوی یونیسف در واکنش به این لایحه گفته هرگونه خشونت علیه کودکان جرم محسوب می شود و باید با آن برخورد شود. در تابستان گذشته هم دادگاه قانون اساسی ترکیه در اقدامی جنجالی بخشی از تعریف و طبقه بندی رابطه جنسی با کودکان زیر ۱۵ سال را تغییر داده بود.
مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند اولین زنان موفق ایرانی ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟