1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مختار مایی’ زن جوان پاکستانی، ۳۰ ساله بود که در تابستان سال ۲۰۰۲ مورد تجاوز مردانی از قبیله‌ای دیگر قرار گرفت؛ مردانی که بر پایه‌ سنتی دیرپا، با انگیزه انتقام‌گیری از برادر وی، دسته‌جمعی به او تجاوز کردند. آنها مدعی بودند که برادر ۱۲ ساله مختار با دختری از قبیله‌ای آنها دیده شده است.


در سزای این بی‌حرمتی، بزرگان آن قبیله، حکم تجاوز دسته‌جمعی به خواهر آن پسر نوجوان را در برابر چشمان اهالی روستا صادر می‌کنند. در روز پس از واقعه، همه گمان می‌کردند که دیر یا زود، پدر مختار جسد دخترش را از خانه بیرون خواهد آورد یا خود مختار، همانند سایر دخترانی که در گذشته قربانیان چنین سنتی بوده‌اند خودکشی خواهد کرد.

در طول این سال‌ها، «مختار» تلاش کرده است تا صدای مظلومیت قربانیانی همانند خود باشد. او هم‌اکنون چهره‌ای جهانی است و در نشست‌ها و همایش‌های گوناگون شرکت می‌کند. اغلب از او دعوت می‌شود تا از تجربه‌های حرفه‌ای خود در مقام یک فعال حقوق بشر در زمینه مسائل آموزشی و زنان در پاکستان سخن بگوید.

مختار در ‌‌نهایت موفق شد که از متجاوزین خود غرامتی در حدود هشت‌هزار دلار بگیرد؛ مبلغی که همه آن صرف ساختن مدرسه و مراکز آموزشی در روستای زادگاهش شده است. او سازمانی را نیز برای حمایت از زنان پاکستانی بنیاد نهاد: «سازمان زنان مختار مایی» در حال حاضر بخش‌های مختلفی همچون خانه‌های امن، خدمت‌رسانی برای قربانیان خشونت‌ و مرکز پژوهشی دارد.

این سازمان در نواحی دور‌افتاده جنوب پنجاب پاکستان، جایی که بد‌ترین نمونه‌های خشونت علیه زنان، تجاوز‌های جنسی، قتل‌های ناموسی، ازدواج کودکان، ازدواج‌های اجباری و… گزارش می‌شود، توانسته است مراکز فعالی دایر کند.

مختار باور دارد تنها راه مقابله با خشونت‌های خانگی و موارد نقض فاحش حقوق بشر در کشورش، بالا رفتن سطح آگاهی مردم و از بین بردن سنت‌های قبیله‌ای و قوانین عرفی حاکم است. مستندهای گوناگونی در خصوص زندگی مختار ساخته شده است. یکی از این مستند‌ها با نام «زمین، طلا و زن» با استقبال بسیار زیادی مواجه شد.

کتاب خاطرات او نیز که در سال ۲۰۰۶ به چاپ رسیده تاکنون به ۲۳ زبان ترجمه شده است. او در سال ۲۰۰۷ برنده جایزه ویژه (شمال-جنوب) «شورای اروپا» نیز شد.

چندی پیش، در ۲۱ آوریل، دیوان عالی پاکستان حکم آزادی پنج تن از شش متهم پرونده مختار را صادر کرد؛ حکمی ناعادلانه که مورد اعتراض شدید فعالان حقوق بشر و زنان پاکستانی قرار گرفت.

گفت‌وگویی که در زیر می‌خوانید، برگردان مصاحبه هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک با مختارمایی است. این گفت‌وگو هفته پیش منتشر شده است.

نیوزویک: واکنش شما نسبت به صدور این حکم چیست؟

مختار مایی: من عمیقاً متاثر و شوکه هستم. من گمان می‌کردم که دادگاه قضاوت عادلانه‌ای خواهد داشت؛ اما باید بگویم که هیچ عدالتی در دستگاه قضایی پاکستان وجود ندارد. من باور دارم که نیروی پلیس و دستگاه قضایی همانند یکدیگر عمل می‌کنند.

موانع اصلی در جریان دادرسی پرونده شما چه بودند؟

واقعیت این است که شواهد پرونده به درستی جمع‌آوری نشدند. این در حالی بود که مدارک پرشماری ازجمله مدارک پزشکی وجود داشت. ضمناً همه‌ اهالی روستا نیز می‌توانند به نفع من شهادت دهند. گزارش تحقیقی پلیس و نیز برخی از اظهارات اولیه که جمع‌آوری شدند ناقص بودند، به سبب اینکه آنها دروغ گفتند. یکی از قضات پرونده به این امر واقف است و رای او نیز با من بود ولی دوتای دیگر نه.

عکس‌العمل مردم روستای «می‌روالا» نسبت به این حکم دادگاه چه بود؟

آنها بسیار ناراحتند. واقعیت این است که همه می‌دانند چه اتفاقی افتاده است. همه حقیقت را می‌دانند. زنان روستا برای من و خودشان احساس خطر می‌کنند. پرسش اصلی این است: اگر من نتوانستم بعد از این‌ همه سال مشمول اجرای عدالت بشوم، چه بر سر قربانی بعدی خواهد آمد؟

به نظر شما آیا برای زنان پاکستان، صدور این حکم به منزله بازگشت به نقطه آغازین است؟

بله همینطور است. آنها با صدور این حکم همه زنان پاکستان را تحقیر کردند. پیش از این دست کم می‌توانستم زنان روستای خود را دلداری دهم، چراکه فکر می‌کردم از پشتیبانی دستگاه قضایی برخوردارم، اما حالا به آنها چه می‌توانم بگویم؟ مطمئناً این امر در شکست اعتماد به نفس آنها تاثیر زیادی خواهد گذاشت. به نظر من، این حکم، عقبگردی برای زنان روستای من، تمامی زنان پاکستان و نیز همه پاکستانی‌هاست.

شما به دنبال صدور حکم -ابتدایی- دادگاه، مبلغی را به عنوان غرامت دریافت کردید که صرف ساخت مدارسی در روستای زادگاه‌تان شد؛ شرایط کنونی این مدارس چگونه است؟

در ابتدا، به سبب اینکه در روستای من هیچ مفهوم مشخصی از «مدرسه» وجود نداشت، کار بسیار دشوار بود، اما به تدریج همه اهالی روستا بچه‌های خودشان را به مدرسه فرستادند. علاوه بر این ما به بسیاری از زنانی که به این مراکز آموزشی- بهداشتی مراجعه کردند توانستیم کمک‌های درمانی و مشاوره ارائه دهیم. لازم به ذکر است، حتی فرزندان مردانی که به من تجاوز کردند نیز در همین مدرسه‌ها ثبت نام شده‌اند.

آیا به دنبال صدور این حکم تازه، شما احساس امنیت می‌کنید؟ آیا دولت هیچ‌ تدابیر امنیتی خاصی برای شما در نظر گرفته است؟

واقعیت این است که در حال حاضر، کسانی‌ که به من حمله کرده‌اند در مقایسه با من از قدرت بیشتری برخوردارند. آنها هستند که در امنیت قرار دارند و نه من. احساس آرامش ندارم. هیچ احساس امنیت نمی‌کنم. چندتایی پلیس در طول شب در خیابان هستند، اما همه‌اش همین است. از زمانی که دادگاه عالی این حکم جدید را صادر کرده، هیچ تدابیر امنیت خاصی برای من فراهم نشده است.

در گذشته چند کشور اروپایی به شما پیشنهاد پناهندگی دادند. آیا با در نظر گرفتن شرایط تازه حاضرید که کشورتان را ترک کنید؟

زمانی که به من پیشنهاد پناهندگی شد، آن را رد کردم. پاکستان خانه من است. «می‌روالا» خانه من است. اگر بخواهم می‌توانم برای پناهندگی خود اقدام کنم، اما همین جا خواهم ماند. من در اینجا کار می‌کنم؛ به مردم کمک می‌کنم. اگر اینجا را ترک کنم، کارم متوقف خواهد شد و دیگر نمی‌توانم آن را ادامه دهم.

با توجه به آن‌چه اتفاق افتاده، اگر برایتان امکان بازگشت به گذشته وجود داشت، بار دیگر همین اقدامات را انجام می‌دادید؟

این دوره‌ای که گذشت برای من خیلی دشوار بود. تصمیم اخیر دادگاه من‌ را بسیار غمگین و ناامید کرده است. من اعتماد به نفس و اطمینانم را از دست داده‌ام. من همه این کار‌ها را به‌‌ همان اندازه که برای خودم انجام دادم، برای دیگران نیز انجام دادم و دوباره نیز انجام خواهم داد. وکیلم دادخواست جدیدی به دادگاه داده است. باید صبر کنیم و ببینیم چه پیش خواهد آمد.

دیدگاه‌ها  

+6 # پری سا 1390-05-08 16:55
دمش گرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # مروارید 1390-05-10 18:11
اون وقت هی به حقوق بشر ایران که متجاوزین به عنف را در ملاء عام اعدام می کنند و این جرم در قوانین ایران جنبه ی عمومی دارد نه خصوصی اعتراض می کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # سپهر 1390-05-23 21:34
جای تاسف داره واسه اون قضات.مروارید اولا دادگاه های متجاوزین به عنف تو ایران علنی نیست پس نمیتونی بگی کسی که داره اعدام میشه حتما مرتکب این گناه شده باشه.امیدوارم فهمیده باشی چی میگم.در ضمن سیستم قضایی ایران اگه خیلی خفنه بره حیونایی که تو خمینی شهر و کاشمر همچین حرکتی رو انجام دادن محاکمه بکنه.شاکی پرونده کاشمر به جرم ارتباط نامشروع دستگیر شده.فکر کنین؟!طرف به زور بهش تجاوز شده میگن رابطه نامشروع داشتی!وضع ما از پاکستانم بد تره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-06-05 13:59
من واقعا نمیدونم چی بگم وقتیکه تیتر را خوندم ماتم برد از این همه حماقت پستی جهالت وبه قول سپهر حیواااااااااانیت نعوذبالله خدا هم تو کار این بشر میمونه....اما اما افرین به مختار ....ادم ازیه طرف تو کف کار متجاوزها واین سنتهای کثیف میمونه ازیه طرف تو کف استقامت مختار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

بسیاری از مردان با مشاهده زنی که برای مان جذاب است به آنها نزدیک می شویم و طبیعتا می خواهیم احساس مان را بدون هیچ حساب و کتابی بر زبان بیاوریم. ولی با ناباوری تمام با واکنش تندخویانه خانم ها روبرو می شویم. برای خیلی از ما تشخیص این رفتار زنانه قابل درک نیست و حتی به شخصیت مان نیز بر می خورد. برای همین، شاید بد نباشد بدانیم چرا توصیف ما باعث جریحه دار شدن زنان می شود. شاید با شناختی کاملتر، طوری ابراز علاقه کنیم که هیچکس نرنجد. 1 – توصیف های آشکار جنسی جسم افراد یک پدیده بسیار خصوصی و شخصی است. افراد بدون آشنایی و رابطه ایی که وجود ندارد بهتر است وارد حریم شخصی همدیگر نشوند. هیچ انسانی با این رفتار احساس راحتی نمی کند. اگر اصرار دارید که در اولین دیدار دل به دریا بزنید پس لااقل از پوست لطیف و یا موی پرپشت شان بگویید و سعی کنید از اشاره به باسن جذاب یا سینه های برجسته و … پرهیز کنید چون عملا آنها را تبدیل به شی جنسی ساخته اید. ۲ – وصف جذابیت فردی که نمی شناسید این فرض واقعی را در نظر بگیرید که بسیاری از زنان، توصیف قد بلند و چشم قشنگ شان به یکباره از طرف یک غریبه، برای شان راحت نیست. بنابر این به هر اندازه که مقدور است امکان گفتگو و معرفی و شناخت از همدیگر را ایجاد کنید. حرف زدن چندین سود با خود خواهد داشت. خودتان را در معرض قضاوت می گذارید. نشان خواهید داد که مستاصل و اسیر انرژی سکسی نبوده اید که ناگهان از دیدن بدن زیبا یا خنده مطبوعش به وجد آمده اید و اختیار از کف داده اید. 3 –  نیت خوب کافی نیست این را صد در صد بدانید که زنان و دختران در هر سن و موقعیت و کلاسی باشند مدام در معرض قضاوت خصوصیات جنسی هستند. پس با همه نیت خوب تان از این کار دوری بجویید و سعی کنید به یکی از خصوصیات خصلتی نظیر اجتماعی بودن یا با سواد بودن یا اگر از قبل او را می شناختید از قابلیت های شغلی یا رفتاری اش نظیر سخت کوشی یا رفتار محترمانه شان با دیگران یا دقیق بودن شان بگویید. 4 – به توقع تان پر و بال زیادی ندهید اگر یک زن جذاب است و به او این واقعیت را متذکر شدید عالی. بگویید و بدون هیچ توقعی دور شوید. اگر اتفاقی افتاد که چه بهتر وگرنه بهتر است شانس خودتان را جای دیگر بجویید. ابراز احساس محترمانه نسبت به زنان به خودی خود خوب است اگر برای به چنگ آوردن شان نباشد. این روزها زنان خیلی راحت متوجه می شوند. این روزها انتقال تجربیات در بین زنان و دختران  به اندازه وسعت دسترسی به فیلم و ترانه و داستان های زیادی است که می خوانند و می بینند. تماس های وسیع شبکه های اجتماعی که دیگر نیاز به توضیح ندارد.. 5 – صادق باشید لحظه ایی شک نکنید که زنان از توصیف مثبت خصوصیات وجودی شان و حتی توجه تان به فیزیک شان ناراحت نمی شوند به شرطی که صمیمانه و محترمانه و واقعی باشد.  

بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

شب های یلدا برای من بوی مادر بزرگم را می دهد.سال های سال برنامه خانواده ما در شب های یلدا این بود كه همه خانه مادر بزرگ جمع شویم.سفره بیاندازیم از این سر اتاق تا آن سر.منو غذا ثابت بود. وارد خانه كه می شدی بوی "دمپختك" فضای خانه را پر كرده بود.
آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ این خانه جادو می كند بی زحمت مرا اهلی کن من از تو خشمگین نمی شوم این مردهای غمگین نازنین !

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین لامپ کم مصرف حامی محیط زیست جذاب ترین شغل های جهان با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید از پس اندازتان مراقبت کنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند

تجربه این كه باد توی موهایت بپیچد تجربه غریبی است. اولین بار كه بعد از سال ها برایم اتفاق افتاد حس كردم تازه دارم نفس می كشم. اینها را من نمی گویم، شیما می گوید كه ازتجربه خود در پارك بانوان حرف می زند.

چرا مردان زنان را آزار جنسی می‌دهند؟

اسرا یوسریه صالح، در خیابات شلوغ الحسین در مصر که به خاطر فروشگاه‌های سوغاتی فروشی‌اش مشهور است، راه می‌رفت که یک مرد بیست و چند ساله، نگاهش را به او دوخت. بعد دنبالش کرد، دوره‌اش کرد و ناگهان اسرا گرمای نفس‌هایی را در گوشش احساس کرد: «می‌خواهم تا ته بکنم تو.» صالح ۲۸ ساله، یک فعال فمینیست ساکن مصر است. او عصبانی شد؛ چرا آن مرد به خودش اجازه می‌دهد که به او نگاه کند، دنبالش کند و آن کلمات سخیف را در گوشش زمزمه کند؟ یک پژوهش جدید که در گروه پژوهشی «پروموندو» انجام شده درباره انگیزه‌های مردان در آزار جنسی زنان در خیابان‌های چهار منطقه خاورمیانه شامل مصر، لبنان، مراکش و فلسطین توضیح می‌دهد. شیرین الفکی، یکی از نویسندگان گزارش این تحقیق می‌گوید: «ما اطلاعات زیادی درباره زنان و دختران داریم اما اطلاعات‌مان درباره مردان و پسران جوان کم است.» از ۴هزار ۸۳۰ مرد حاضر در این تحقیق که ۳۱ درصد در لبنان و ۶۴ درصد در مصر بودند، تایید کردند که زنان را در مکان‌های عمومی مورد آزار قرار د اده‌اند: آزارهایی مثل چشم چرانی و تجاوز به عنف. آزار خیابانی یک پدیده جهانی است. تحقیقات نشان داده که اکثریت زنان در شهرهای بزرگ برزیل، هند، تایلند و بریتانیا تجربه این آزارها را داشته‌اند. در آمریکا هم وضع به همین منوال است. در یک پژوهش متعلق به سال ۲۰۱۴ که از سوی گروه تحقیقاتی «جی اف کی» که یک کمپین برای توقف آزار خیابانی است انجام شده، ۶۵ درصد از یک گروه ۲ هزار نفری زنان گفته‌اند که آزار خیابانی را تجربه کرده‌اند. بر اساس گزارش گروه پروموندو، در مورد آزارهای خیابانی در خاورمیانه نکات خاصی وجود دارد. در فلسطین، مراکش و مصر، مردان جوان با تحصیلات متوسطه، بیشتر به آزار جنسی زنان مسن‌تر از خود و با تحصیلات پایین‌تر دست می‌زنند. پژوهشگران این تحقیق از یافته‌های خود شگفت‌زده شده‌اند. بارکر، نویسنده دیگر این گزارش که درباره برابری جنسیتی در بیش از ۲۰ کشور جهان تحقیق کرده می‌گوید: «عموما مردانی که دوران دبیرستان یا کالج را به پایان رسانده‌اند، در مقایسه با آنهایی که اصلا به مدرسه نرفته‌اند یا تحصیلات ابتدایی دارند. رفتار محترمانه‌تری نسبت به زنان دارند.» بارکر و الفکیگمان می برند که نرخ بالای بیکاری در منطقه، بی‌ثباتی سیاسی و فشار برای تامین نیازهای روزانه خانواده خود در بروز آزارهای جنسی موثر است. حدود نیمی از مردان مورد مطالعه گفته‌اند که احساس استرس، افسردگی و شرمندگی در مقابل خانواده خود دارند. بارکر می‌گوید شاید اذیت و آزار زنان راهی برای اثبات قدرت آنهاست. به گفته بارکر، این مردان جوان توقعات زیادی از خود دارند که قادر به تامین آنها نیستند: «بنابراین دست به آزار زنان می‌زنند تا به این ترتیب آنها را تحقیر کنند. آنها فکر می‌کنند جهان به آنها بدهکار است.» در جایی مثل مصر، درک موقعیت آسان است. در چینن جامعه‌ای، نوعی بی‌حسی ذهنی در میان مردان وجود دارد. آنها نمی‌توانند کار پیدا کنند، نمی‌توانند پول در بیاورند، مجبورند با حانواده‌شان زندگی کتتد، کاری ندارند که انجام دهند و نقش آنها به عنوان یک فرد بالغ، به تعویق افتاده و متوقف شده است. آزار جنسی راهی است برای مردان جوان که خودشان را خالی کنند. الفکی می‌گوید: «وقتی از مردان حاضر در این بررسی پرسیدیم که چرا زنان را در مکان‌های عمومی آزار می‌دهند، اغلب‌شان -تا حد ۹۰ درصد- گفتند که چون این کار بامزه و هیجان انگیز است. این اما روایت زنان از ماجرا نیست، برای آنها این مساله اصلا جالب و بامزه نیست؛ کابوس است. هالی کیرل، مدیر سازمان «مبارزه با آزار جنسی» و نویسنده «به آزار جنسی خیابانی پایان دهید: جنبش رو به رشد در جهان» می‌گوید که او از نتایج این تحقیق متعجب نشده است: «من چین استدلال‌هایی را شنیده بودم. اینکه می‌گویند حوصله‌ام سر رفته، یا دوستان مردم مرا وادار کردند، داشتیم تفریح می‌کردیم ،و … مردان به احساس زنان فکر نمی‌کنند،» محققان این پژوهش گمان می‌کنند که انگیزه‌های مردان در این رفتار خاص مردان خاورمیانه نیست:‌«آزار جنسی در سراسر جهان یک مساله است و همه جا تقریبا یک ساختار دارد. براین هیلمن، یکی از محققان این گزارش می‌گوید: «ما فقط  یک نگاه اجمالی به  آنچه  در این منطقه می گذرد انداخته‌ایم. این تحقیق اولین تحقیق درباره آزارهای خیابانی از نقطه نظر مردان از سوی این گروه است.» زنان طیف گسترده ای از اثرات روانی ناشی از آزار و اذیت خیابانی را تجربه می‌کنند. مطالعات نشان داده اند که آزار جنسی برای زنان تروماتیک است. زنان ممکن است احساس ناامنی کنند و در نتیجه تحرک و جابه‌جایی خود را کمتر کنند. مثلا صالح بعد از تجربه آزار خیابانی تصمیم گرفت که دیگر از مترو استفاد نکند. او در عوض از «اوبر» استفاده می‌کند: «گاهی اوقات دیگر پول ندارم، مجبورم باز از مترو استفاده کنم.» برنامه‌هایی مانند «نقشه آزار» در مصر و «آزاریاب» در لبنان، از نرم‌افزارهایی برای گزارش موارد آزار جنسی خیابانی استفاده می‌کنند تا خیابان‌ها را امن‌تر کنند. در سال ۲۰۱۰ سازمان ملل یک برنامه جهانی به نام «شهرهای امن و اماکن عمومی امن» را برای جلوگیری از آزار جنسی در بیش از ۲۰ شهر جهان از طریق آموزش و مداخله آغاز کرد. کیرل می‌گوید: «خیلی دشوار است که بگوییم در سطح کلان چه اقداماتی نتیجه می‌دهند، شاید حضور در مدارش و صحبت کردن درباره موضوع آزار جنسی یک راه باشد.» صالح می‌گوید: «شاید مردان و پسران با آموزش بتوانند درک کنند که تفریح آنها چه عواقبی می‌تواند داشته باشد. وقتی دستی می‌خواهد خود را به شکم من برساند یا به اندام جنسی من را لمس کند، می‌خواهم بالا بیاورم، اما نمی‌توانم.»
از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور زنان در جنبش بحرين آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟ تاریخچه موسسه خیریه بهنام دهش پور بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست خودشناسی 2

این تست به شما می گوید از نظر شخصیتی صریح و بی پروایید یا خجالتی و آرام. جواب تست را فردا مشاهده کنید.

انتظارات نامعقول ار مردان

تعریف مردانگی شاید در هر کشور و فرهنگی تا حدودی فرق داشته باشد ولی در یک تصویر کلی، توقعاتی که از مرد در سیاره ما وجود دارد خیلی مشابه هستند. برای همین شاید بد نباشد در باره آنها و تاثیرشان بر زندگی مردان حرف بزنیم: پولدار باشیم  کافی است از دوستان، همسایگان و مردان همکار خودتان بپرسید مهمترین توقعی که همه از شما دارند چیست؟ بدون هیچ تردیدی  اولین چیزی که به ذهن شان می رسد حساب بانکی است. مرد باید وضع مالی اش خوب باشد. حتی این روزها که زنان به شکل گسترده ایی جزو بازار کار و درآمد هستند، همچنان این توقع تغییرناپذیر وجود دارد که مرد بودن مستلزم درآمد خوب داشتن است. درست مثل توقع زیبا بودن که همه جوامع انسانی از زنان توقع دارند. پسران جوان همیشه باید از دوران دبیرستان، تکلیف شان را مشخص کنند از اینکه، در رشته ای تحصیل کنند که ضمانت کافی برای یک درآمد خوب خواهد دادشت. اگر خدای ناکرده بخواهند تاریخ بخوانند یا نقاشی و یا هر نوع علوم  انسانی، اولین مخالفین شان، والدین خواهند بود. مردان از همان جوانی باید آرزوی تشکیل خانواده را مترادف با قدرت مالی برای اداره خانواده ایی که قرار است بسازند ببینند. در غیر اینصورت باید به خودشان بقبولانند که دست از آرزوی شان بکشند. این حقیقت وقتی تلخ تر می شود که بدانیم بخش بزرگی از زنان از شغل ها و درآمد برخوردارند. افزایش قدرت مالی زنان، طبیعتا می بایست از بار مسئولیت حمایت از خانواده که بر روی دوش مردان نهاده شده است سبکتر کند. اما همراه خود، باعث ایجاد تحقیر در مردان شد. انگار که درآمد زنان برای خانواده، نشانه ضعف مردان است. همیشه موفق و برنده باشیم رقابت، حس و انگیزه خوبی برای موفق بودن و  پشت سر گذاشتن موانعی است که جلوی مردان قرار می گیرد. مردان شاید به طور ژنتیکی، اهل رقابت هستند ولی وقتی  پیروز شدن به یک توقع و مسئولیت قطعی تبدیل می شود و مردان باید مدام در هر کاری پیروز شوند نتیجه اش سرخوردگی، یاس و خشم از روی استیصال خواهد بود. مردان باید نشان دهند که از نردبان ترقی و سلسله مراتب اجتماعی بالا رفته اند. ولی همه می دانیم که برای  موفق تر بودن و نفر اول بودن، ظرفیت ها محدود است. به عبارتی صریح تر، همه ما مردان، توانایی و حمایت و موقعیت کافی برای برتری نداریم. ۹۵ درصد مردان ناگزیرند تحت الشعاع خواسته ۵ درصد از مردانی باشند که قدرتمند، برتری طلب و دارای امکانات و شانس لازم هستند. جوامع شاید قوانینش طوری وضع شد که به نفع مردان گشت اما همانطور که فقط یک گروه خاص از مردان، این قوانین را ساختند همان گروه مقتدر و خاص، از بقیه مردان و زنان جامعه  بهره بردند. تاوان آن نیز مدام توسط مردان در جنگ ها و همه توقعات ناگواری که بر دوش مردان سنگینی می کند پرداخت می شود. بخشی از فمینیست ها نیز همه مردان را مقصر محدود بودن زنان می دانند. در صورتی که اکثریت ما انسانها، مقهور افراد و اقشار ثروتمند و قدرتمند هستیم. از نظر فیزیکی قوی باشیم این توقع آنقدر فاحش است که به هر طرف سرک بکشیم شاهد تکرار این ادعا هستیم که مردان باید از نظر جسمی قدرتمند باشند. در داستانها، اشعار، فیلم ها  ین تصور مدام بازسازی می شود که مرد باید قوی هیکل و قدرتمند باشد. نوعی از فیزیک بدنی که خیلی قدیم ها لازم و ضروری بود. این توقع نیز مثل زیبایی که زنان باید داشته باشند از کنترل ما خارج است. شاید ما مردان یا زنان بتوانیم با انواع ترفندها، کمی اوضاع ظاهری مان را تغییر دهیم ولی وقتی بدن لاغر و ریزو حتی کوتاه داریم، کار زیادی از دست ما بر نمی آید. اگر هم خیلی اصرار کنیم باد بخش قابل توجهی از زندگی مان را صرف کنیم تا تغییرات محسوسی ایجاد شود. همیشه در اوج قدرت جنسی باشیم ایمیل های ما مردان بخصوص در بخش اسپم، پر است از نامه های شرکت های عجیب  با وعده افزایش قدرت جنسی و انواع پماد و دارو برای کنترل زودانزالی و افزایش تستوسترون و … این توقع برای قدرت جنسی زیاد داشتن، چنان دماری از مردان در آورده است که امر بر خودش هم مشتبه شده است. هر روز اخبار مربوط به مردانی که برای بزرگتر کردن آلت شان یا مصرف انواع داروهای مشکوک  و حتی قانونی می میرند در رسانه ها منتشر می شود. اپیدمی اضطراب ناشی از زودانزالی زندگی جنسی مردان را از هم می پاشد چون توقع خارق العاده از قابلیت جنسی مردان در جامعه وجود دارد. چون می گویند این روزها اگر ۲۰ دقیقه استوار و قوی نباشی اصلا مرد نیستی. هیچکس به مردان از نوجوانی نمی گوید که سکس یک عشقورزی است. کمتر در تربیت جنسی مردان گفته می شود که زنان توجه و مهر و  زبان ورزی و ماساژ هم آنها را به اوج می رساند. این روزها که زنان فرصت ابراز خواسته های جنسی شان بیشتر شده است مدام در همه تحقیقات رسما و کتبا اعلام می کنند که دخول در واژن فقط یکی از انواع مسیرهای لذت شان است. زنان می خواهند متوجه شوند که قدر زیبایی شان را می دانیم. مردان قرار نیست مثل آهن و به صورت یک ماشین، سکس مکانیکی داشته باشند.    مثل آچار فرانسه باشیم مردان باید فنی باشند و قدرت تعمیر و ساختن شان یک امر بدیهی باشد. البته چون از کودکی اسباب بازی های ور و بر ما پسرها ترکیبی از چیزهایی است که شکلو شمایل ساختن دارد یاد می گیریم که علاقمند شویم. وقتی علاقه ایجاد شود تا حدودی، خیلی از ما از خودمان نتظار داریم که کمی فنی باشیم. این مسیر تربیتی در خود ما هم این توقع را ایجاد می کند که از زنان  در این زمینه بهتر باشیم و در نهایت این اتفاق هم به دلیل توقعاتی که  از کودکی فراهم شده شکل می گیرد. همیشه در اوج قدرت جنسی باشیم ایمیل های ما مردان بخصوص در بخش اسپم، پر است از نامه های شرکت های عجیب  با وعده افزایش قدرت جنسی و انواع پماد و دارو برای کنترل زودانزالی و افزایش تستوسترون و … این توقع برای قدرت جنسی زیاد داشتن، چنان دماری از مردان در آورده است که امر بر خودش هم مشتبه شده است. هر روز اخبار مربوط به مردانی که برای بزرگتر کردن آلت شان یا مصرف انواع داروهای مشکوک  و حتی قانونی می میرند در رسانه ها منتشر می شود. اپیدمی اضطراب ناشی از زودانزالی زندگی جنسی مردان را از هم می پاشد چون توقع خارق العاده از قابلیت جنسی مردان در جامعه وجود دارد. چون می گویند این روزها اگر ۲۰ دقیقه استوار و قوی نباشی اصلا مرد نیستی. هیچکس به مردان از نوجوانی نمی گوید که سکس یک عشقورزی است. کمتر در تربیت جنسی مردان گفته می شود که زنان توجه و مهر و  زبان ورزی و ماساژ هم آنها را به اوج می رساند. این روزها که زنان فرصت ابراز خواسته های جنسی شان بیشتر شده است مدام در همه تحقیقات رسما و کتبا اعلام می کنند که دخول در واژن فقط یکی از انواع مسیرهای لذت شان است. زنان می خواهند متوجه شوند که قدر زیبایی شان را می دانیم. مردان قرار نیست مثل آهن و به صورت یک ماشین، سکس مکانیکی داشته باشند.  
اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی چرا جذاب نیستم؟ تفاوت گریه در زنان و مردان شخصیت پنهان خود را بشناسید بعضی ها بیشتر عاشقِ مخ زنی هستند تا رابطه

زنان حادثه

انتشار عکس های خصوصی ستارگان سینما

موجی از تصاویر برهنه تعداد زیادی از ستارگان سر‌شناس دنیای هنر روز یکشنبه و دوشنبه، نهم و دهم شهریور، در فضای مجازی بسیار خبرساز شد. به گزارش رسانه‌های بین‌المللی این عکس‌ها ظاهرا با هک شدن حساب‌های کاربری این افراد روی «آی کلود» پخش شده است. شرکت اپل که صاحب آی کلود است، از اظهارنظر در این زمینه خودداری کرده است. در همین زمینه خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه ۱۰ شهریورماه گزارش داد که از جمله ستارگانی که قربانی این اقدام هکر‌ها شده‌اند می‌توان به جنیفر لارنس، برنده جایزه اسکار، کیت آپتون، و ریحانا اشاره کرد. پخش این عکس‌ها در فضای مجازی که از بامداد یکشنبه آغاز شده است، واکنش خشمگین ستاره‌ها را به دنبال داشته است. مدیر برنامه‌های جنیفر لارنس در این زمینه گفته است: «این یک نقض آشکار حریم خصوصی است. ما مقامات مربوطه را در جریان گذاشته‌ایم و تمام کسانی که عکس‌های دزدیده شده جنیفر لارنس را بازنشر کنند، مجازات خواهند شد». سایت توییتر یکشنبه شب شروع به بستن حساب کاربرانی کرد که عکس‌های لارنس را منتشر کرده بودند. در میان هنرمندانی که عکس‌هایشان پخش شده است نام‌های مطرحی چون اسکارلت یوهانسون، ویونا رایدر، هوپ سولو، آوریل لاوین، آمبر هرد، گابریله یونیون، هایدن پانتیر، هیلاری داف، جنی مک کارتی، کیلی کوکو، کیت بوزورت و کیم کارداشیان نیز به چشم می‌خورد. مری الیزابت وینستد که با بازی در تعدادی از فلیم‌های مطرح ژانر وحشت به شهرت رسید، در حساب کاربری توییرش نوشت: «می‌خواهم به کسانی که هم اکنون به عکس‌هایی که من سال‌ها پیش با همسرم در خلوت خانه‌مان گرفته‌ام نگاه می‌کنند، بگویم که امیدوارم احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید». وی همچنین اضافه کرد: «باتوجه به اینکه مدت‌ها پیش این عکس‌ها را پاک کرده بودم، می‌توانم تصور کنم که برای بازیابی آن‌ها چقدر تلاش شده است. احساس تمام کسانی که هک شده‌اند را درک می‌کنم». این در حالی است که عده‌ای از این هنرمندان نیز واقعی بودن عکس‌ها را تکذیب کرده‌اند. ویکتوریا جاستیس، خواننده، نیز در پیامی در حساب کاربری توییرش نوشت: «عکس‌های به ظاهر برهنه من جعلی هستند». سخنگوی آریانا گرانده، بازیگر و خواننده، نیز عکس‌های منتسب به خود را «کاملا جعلی» خوانده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، کاربران نا‌شناس یک سایت اشتراک عکس به نام «آنون آی بی‌» طی هفته گذشته مدعی شده بودند که عکس‌های هک شده‌ ایت ستارگان را در اختیار دارند. حتی تعدادی از کاربران نیز اقدام به فروش این عکس‌ها و یا تبادل آنها با عکس‌های مشابه کرده بودند. وبسایت تخصصی «نکست وب» در گزارشی مدعی شده است که هکر‌ها نقطه ضعفی در سرویس «آیفون من را پیدا کن»، و اپلیکیشنی که گوشی‌های گمشده و یا دزدیده شده را ردیابی می‌کند، یافته‌اند. در ادامه این گزارش آمده است که اپل اشکال مورد نظر را رفع کرده است. رسوایی جدید می‌تواند ضربه بزرگی به شرکت‌ها بزرگ دنیای تکنولوژی باشد که کاربران را به استفاده از سرویس‌هایی مانند «آی کلود»، «دراپ باکس»، و «گوگل درایو» برای نگهداری اطلاعات شخصی خود دعوت می‌کنند.

با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید

شاهزاده امنیت" لقب رسمی پریسا تبریز، مسئول امنیت اطلاعات بنگاه گوگل است. او زیاد اهل مصاحبه نیست و شمار عکس‌هایی که از او در اینترنت پیدا می‌شود، کمتر از انگشتان یک دست است. نشریه معتبر فوربس، سال گذشته پریسا تبریز را در میان یکی از ۳۰ چهره‌موفق زیر ۳۰ سال در عرصه فناوری در کنار مارک زوکربرگ، پایه‌گذار فیس‌بوک، جای داد. به تازگی خبرنگار مجله "ELLE" به دیدار این کارمند ارشد گوگل، در مقر این کمپانی در کالیفرنیا رفته و با وی گفت‌وگویی انجام داده است. گفت‌وگو در سالن کنفرانس گوگل انجام شده، چون طبق قوانین گوگل خبرنگاران اجازه ورود به ساختمانی را که پریسا تبریز در آن کار می‌کند، ندارند. در تمام مدت گفت‌وگو نیز یک محافظ این خبرنگار را همراهی می‌کرده؛ حتی هنگام رفتن به دستشویی. پریسا تبریز، ۳۱ ساله، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است؛ مادرش پرستاری آمریکایی − لهستانی و پدرش یک پزشک مهاجر ایرانی است. او در سال ۲۰۰۷ به استخدام گوگل درآمد و دهمین عضو تیم کوچکی از هکرها در این کمپانی شد. وظیفه این تیم در یک کلام تأمین امنیت نرم‌افزارهای گوگل بود. اما اکنون این تیم گسترش یافته و بیش از ۲۵۰ متخصص امنیتی در گوگل مشغول به کار هستند. خبرنگار مجله "ELLE" می‌نویسد، پریسا تبریز برای گفت‌وگو در لباسی به رنگ همیشگی، سیاه، با چهره‌ای صمیمی و بدون آرایش ظاهر می‌شود و با لبخند می‌گوید: «این رنگ لاغر نشان می‌دهد.» پریسا تبریز آن طور که خود می‌گوید، در دوران کالج برای نخستین بار با کامپیوتر کار کرده و تا آن موقع وقتش را با هنر، ورزش و رقابت با دو برادرش سپری می‌کرده است. او که در ریاضی و علوم استعداد داشته، سپس وارد دانشگاه ایلی‌نوی شده و اندکی بعد نیز علاقه به امور کامپیوتری در او بیدار می‌شود.
میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ «دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد به‌خاطر یک توییت تاج 'دختر شایسته' ترکیه را پس گرفتند زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد

حقوق زنان

شیوع 'پورن انتقامی' در استرالیا

یک تحقیق مفصل بر روی پورن انتقامی در استرالیا نشان می‌دهد که از هر پنج شهروند این کشور یک نفر آزار و اخاذی از طریق تصاویر و فیلم‌های خصوصی را تجربه کرده‌ است. بر اساس نتایج این نظرسنجی جامع که بر روی بیش از ۴۲۰۰ نفر از شهروندان استرالیا انجام شده است، زنان و مردان به اندازه مساوی هدف پورن انتقامی قرار گرفته‌اند. پورن انتقامی و آزار مبتنی بر تصاویر خصوصی افراد، نوعی آزار و اخاذی است که طرفین در آن از تصاویر خصوصی عمدتا برهنه یا جنسی برای کنترل، آزار و تحقیر افراد استفاده می‌کنند. پورن انتقامی معمولا از سوی شریک جنسی افراد و بعد از آن استفاده می‌شود که رابطه زوج به دنبال بروز اختلاف به پایان رسیده است. در میان افرادی که دراین مطالعه بررسی شده‌اند ۲۰ درصد گفته‌اند که شریک آنها بدون رضایتشان تصاویر برهنه یا جنسی از آنها گرفته است و ۱۱ درصد نیز گفته‌اند که تصاویرشان بدون اجازه آنها منتشر شده است. پژوهشگران دانشگاه موناش استرالیا و موسسه سلطنتی تکنولوژی ملبورن که این تحقیق را انجام داده‌اند می‌گویند این مطالعه نشان داده است که این نوع آزار و اخاذی بسیار شایع‌تر از چیزی است که پیش از این تصور می‌شد. نتایج این مطالعه در استرالیا نشان داده است که مردان با احتمال بیشتری عاملان پورن انتقامی بوده‌اند در حالی که زنان احتیاط بیشتری برای حفظ امنیت شخصی و حریم خصوصی خود داشته‌اند. خطر قربانی شدن گروه‌های اقلیت از جمله بومی‌های استرالیا، افراد دارای معلولیت و اقلیت‌های جنسی در موارد آزار و اخاذی از طریق تصاویر برهنه و جنسی بیشتر از دیگر افراد گروه مورد مطالعه بوده است. پژوهشگران این مطالعه پیشنهاد داده‌اند که آزار مبتنی بر تصاویر خصوصی در استرالیا جرم به شمار رود و همچنین یک شماره تلفن مشاوره برای حمایت از قربانیان اختصاص یابد. تنها دو ایالت در استرالیا قوانین مشخص برای مقابله با انتشار تصاویر افراد بدون کسب رضایت از آنها دارند. دکتر نیکلا هنری، پژوهشگر ارشد این تحقیق می‌گوید: "آزار مبتنی بر تصاویر خصوصی به سرعت به عنوان معضلی ظهور یافته است که قوانین و سیاست‌های ما در تلاش برای مقابله با آن هستند." از سال ۲۰۱۵ در بریتانیا یک شماره تلفن مشاوره حقوقی برای قربانیان پورن انتقامی راه‌اندازی شده است.

آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی

 خشونت نسبت به زنان سابقه ای طولانی و شکل های گوناگون دارد. شکل خاصی از خشونت را می توان در خشونت های جنسی مشاهده کرد. خشونت جنسی و تجاوز، تأثیرات مخربی بر روی زندگی، جسم، و روان زنان می گذارد اما باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن این که در جوامع مردسالار که معمولاً زنان نه فقط جنس دوم بلکه مایملک مردان در نظر گرفته می شوند از طریق خشونت جنسی و تجاوز به زنان، مردان خشونت پیشه غلبه خود را بر مردان دیگری که زنان قربانی، زیر سلطه و نظارت آنان قرار دارند نمایش می دهند. به عبارت دیگر زنان به عنوان نشانه و ابزاری برای زورآزمایی مردان با یکدیگر (برای اثبات قدرت شان) در نظر گرفته می شوند. تجاوز جنسی به زنان، در واقع زنی را که تا لحظۀ تجاوز، زیر نظارت مرد دیگری بوده زیر سلطه فرد متجاوز در می آورد و نه تنها امکان نظارت بر زن را از آن مرد مغلوب می ستاند بلکه مردانگی او را نیز از بین می برد، و مرد غالب از این طریق به بازتولید هویت مردانه خود و نظم جدیدی از مردسالاری می رسد. مقاله زیر در رابطه با تجاوزهای جنسی فراوانی که در خلال جنگ و مناقشات کنونی منطقه ما نسبت به زنان صورت می گیرد تنظیم شده است اما روشن است که این نگاه را می توان به هر نوع تخریب و نابودی جسم و جان زنان مانند وقایع اسید پاشی و هم چنین قتل های ناموسی نیز تعمیم داد. مناقشاتی که در دهه های اخیر به علت درگیریهای قومی، مذهبی و نژادی در میان گروه های مختلف رخ می دهد دارای ویژگی های خاص خود هستند. هر چند که همیشه در جنگ ها خشونت و غارت و کشتن افراد غیر نظامی وجود داشته اما ابعاد خشونت در مناقشات و جنگ های کنونی در منطقه، بسیار گسترده تر شده است. گذشته از خشونت نسبت به افراد عادی، ویژگی دیگر این جنگ ها، خشونت و تجاوزهای مکرر جنسی به زنان است. هر چند که پس از جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۹ و بعد در سال ۱۹۷۷ در کنوانسیون ژنو توجه به حقوق و موقعیت افراد غیر نظامی به ویژه وضعیت زنان و کودکان، در اسناد مختلف مطرح شد (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷) اما نگاه جامعه جهانی به این پدیده هولناک که از سال های پیش، آغاز شده بود تنها بعد از جنگ داخلی بوسنی به این امر تمرکز یافت. تا آن زمان زنان بسیاری در جنگ های متعدد برمه ، کنگو، رواندا و بوسنی – و در حال حاضر در سوریه و عراق – از طرف گروه های متخاصم مورد تجاوز، بردگی و آزار جنسی قرار گرفته، به بردگی گرفتار شده، و به فروش رسیده اند. یکی از دلایلی که معمولاً برای توجیه عمل تجاوز جنسی مطرح می شود توجیه بر اساس میل جنسی مردان است و گفته می شود که سربازان پس از پیروزی بر دشمنان و فتح سرزمین آنها، برای رفع نیازهای جنسی خود دست به این عمل می زنند. این توجیه بیشتر در حد گفتار برای افراد عادی قابل طرح است و از لحاظ بررسی های علمی هرگز مورد تأیید نیست. زیرا تجاوزهای جنسی بدون توجه به امکان برطرف کردن میل جنسی افراد صورت می گیرد و ارتباطی با در دسترس بودن یا در دسترس نبودن امکاناتی برای رفع نیازهای جنسی سربازان ندارد، بلکه بعضی از مردان در “خلاء فرهنگی” به وجود آمده در فضای جنگی، به این عمل شنیع دست می زنند. شواهد متعددی وجود دارد که مشخص می کند تجاوز نه عملی جنسی بلکه عملی تهاجمی است. آن چه متجاوز را راضی می کند نه صرف عمل بلکه تحقیر و خفیف کردن قربانی و دریافت احساس سلطه و قدرت بر زن است. با توجه به هدفمند بودن این رفتار که در مناقشات امروزی دیده می شود، خشونت جنسی را به عنوان سیاستگزاری جنگ و به عنوان یکی از ابزارهای جنگ – ساده ترین و ارزان ترین ابزار جنگ – با بیشترین منافع در نظر می گیرند. خشونت جنسی در سیاستگزاری جنگ در مجاورت سایر ابزار های جنگی در نظر گرفته می شود و یک استراتژی مؤثر برای پیشبرد اهداف جنگی است. خشونت جنسی زنان ساده ترین ابزار جنگی است زیرا به طور مستقیم در برگیرنده علایق مجرمان به انجام و تکرار آن است. ارزان ترین ابزار است زیرا برای گروه مهاجم هزینه ای در بر ندارد. وانگهی، بیشترین منافع را برای مهاجم به وجود می آورد زیرا آگاهی از وجود تجاوزات جنسی حتا قبل از این که سرزمینی فتح گردد باعث فرار افراد و رها کردن خانه و سرزمین خود می شود بنابراین فتح سرزمین و راندن افراد، ساده تر صورت می گیرد. توجه به شرایط حاکم بر جنگ که باعث انجام رفتارهای غیر عقلانی می شود نیز مهم است. افراد در شرایط جنگی از لحاظ احساسی سردرگم ، ناامید ، عصبانی و ترس خورده هستند و به دلیل شرایطی که در آن به سر می برند دست به رفتارهای غیر عقلانی می زنند طبعاً یکی از این رفتارهای خشن و غیرعقلانی، تجاوز به زنان است. در این حالت، تجاوز بخشی از سیاستگزاری جنگ نیست بلکه رفتاری است که از سربازان سر می زند. اما از بروز چنین اعمالی نه تنها جلوگیری نمی شود بلکه قصد جلوگیری را هم ندارند. گمان بر این است که چنین رفتاری برای سربازان و در زمان جنگ طبیعی است و باعث ایجاد همبستگی و کسب رضایت خاطر میان افراد می گردد. توجه به جهان بینی، باورهای جمعی و ساختار اجتماعی گروه های در مناقشه با یکدیگر، نکته دیگری را توضیح می دهد زیرا در ساختار اجتماعی برخی از گروه ها چنین رفتاری نه تنها مجاز بلکه مورد درخواست نیز می باشد از این روست که رفتار افراد را نمی توان تنها با توجه به دلایل فردی توجیه کرد بلکه باید عنوان رفتاری مورد انتظار در چهارچوب باورهای فرهنگی گروه نیز در نظر گرفت. اگر ساختار و فرهنگ زن ستیزی در گروه های مختلف در حال مناقشه با یکدیگر را در نظر داشته باشیم، مشخص می شود که این گروه ها دارای تفاوت هایی در مورد زبان، نژاد، مذهب و به صورت کلی تفاوت در جهان بینی شان با یکدیگرند اما اکثر آنان دارای ساختاری مردسالارانه و زن ستیز، البته با تفاوت هایی در درجه زن ستیزی با یکدیگر هستند. در این جوامع “مردانگی” اصلی بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که “مردانگی” وابسته به نظارت بر کلیه وجوه زندگی زنان و قراردادن آنان در چهارچوب تفکرات مردانه. در فرهنگ های مختلف و ایدئولوژی های مختلف زن دارای ویژگی خاصی می باشد و تنها در صورتی که ان گونه رفتار کند، حرکت کند، فعالیت کند و پوششی مناسب با ایدئولوژی حاکم داشته باشد مردانگی مردان به اثبات می رسد. در نتیجه نمی توان خشونت های جنگی را به صورت فقط سیاستگزاری جنگی یا رفتار فردی در نظر گرفت بلکه باید به تاثیر ساختار فرهنگی توجه داشت، رفتارهای خشن با توجه به فرهنگ گروه را باید به صورت رفتارهایی مطابق با آداب فرهنگی و اجتماعی گروه در نظر گرفت و فرد در چارچوب رفتاری مورد قبول گروه زن ستیز خود رفتار می کند. هدف از درگیری های کنونی تنها فتح سرزمین نیست بلکه بر اساس ایدئولوژی خاصی باید موجودیت، و نسل گروه مخالف را از بین برد بنابراین نه تنها باید سرزمین را فتح کرد، نه تنها باید مردان را از میان برد و بدین وسیله قدرت خود را اثبات کرد بلکه از آن جا که مردانگی اصلی بسیار مهم و تعیین کننده است باید “مردانگی” مردان گروه مخالف را نیز از بین برد و آنان را به عنوان افرادی که قادر به حفظ سرزمین و حمایت از افراد خود به خصوص حفاظت از زنان نیستند مورد تحقیر قرار داد. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان غلبه گروهی بر گروه دیگر در مجاورت تغییراتی که در ساختار اجتماعی، حقوقی و سیاسی به وجود می آید، قواعد و مقررات مربوط به زنان هم تغییر می کند. گروه مهاجم در مورد زنان نیز نظارت های خاص خود ر ا اعمال کرده و سلطه خود را بر زنان نمایش می دهد. گروه طالبان زنانی را که در قبل نیز در یک جامعه مردسالار زندگی می کردند، در خانه ها محبوس کردند و از هر نوع حضور اجتماعی آنان جلوگیری به عمل آوردند، برای طالبان نامریی بودن زنان جهت اثبات مردانگی کفایت می کرد. گروه بوکو حرام نیز با ربودن دختران دانش آموز و ازدواج اجباری و به بردگی کشاندن آنان و دور ساختن شان از آموزش سعی در تقویت الگوی مردانگی مد نظر خود را دارند. در مورد «داعش» این مساله البته به شکلی بسیار فجیع تر و به صورت تجاوز جنسی، خرید و فروش زنان، و کشتن آنان مطرح است. خشونت جنسی در وهله اول به عنوان ارزان ترین سلاح جنگی افراد را حتا قبل از جنگ و تسلیم شدن، وادار به گریز از محل زندگی خود می کند و در بسیاری از موارد هرگز بازگشتی هم صورت نمی گیرد. پس فتح سرزمین به ساده ترین روش صورت گرفته است. از طرف دیگر تجاوزات جنسی که در بسیاری از موارد در برابر چشم دیگران، اعضای خانواده و یا همسایگان صورت می گیرد نه فقط باعث تحقیر و خُردشدن زن می شود بلکه به طرد او از محل زندگی و نزدیکان، و فروپاشی شرایط زندگی او و اطرافیانش می انجامد. در عین حال عملی است که به افراد فاتح رضایت خاطر می بخشد. این رضایت خاطر، نه تنها به دلیل انجام موفقیت آمیز عمل، بلکه به علت ایجاد حس مردانگی بالا، تعلق به گروه فاتح، و قدرتمندبودن هم است. از طریق تجاوز جنسی نه فقط سلطه بر سرزمین کسب می شود بلکه سلطه بر بدن ها نیز به دست می آید و این تنها به معنای سلطه بر بدن زن و نابود کردن جسمی و روانی او نیست بلکه از طریق خشونت جنسی بر زنان، سلطه کامل بر مردان مغلوب نیز به دست می آید. این مردان نه تنها سرزمین خود، اموال و مایملک خود را از دست داده اند بلکه مهم ترین ویژگی هویت مردانه شان یعنی نظارت بر زنان خود را نیز از دست داده اند و بدین ترتیب است که سلطه بر مردان مغلوب کامل می شود. از دید جوامع مردسالار، مردان تعیین کننده و به وجود آورنده جامعه هستند. از این منظر، هویت مردان، هویت جامعه را می سازد پس برای نابودی کامل یک جامعه باید هویت مردان یا مردانگی آنان را ازشان سلب کرد. بدین ترتیب در کنار کارکردهای متعددی که خشونت در جنگ به ویژه خشونت جنسی دارد، کارکرد بسیار مهم دیگری نیز باید برای آن در نظر گرفت که از طریق سلطه بر بدن زن، سلطه بر مردان نیز تأمین می شود. مردی که نتواند از بدن زنان مرتبط با خود محافظت کند یک ویژگی اساسی مردانگی یعنی نظارت بر بدن را از دست داده و «دیگری» این نظارت را از طریق تعرض به بدن زن، به چنگ آورده است. سخن پایانی نگاه فرودستانه به زنان و حاکمیت زن ستیزی در جوامع مردسالار، خواه ناخواه زنان را در موجودیت خود به عنوان یک فرد در نظر نمی گیرد بلکه زنان نشانه ای از روابط میان مردان هستند. در جوامع زن ستیز تحقیر یک زن و سلطه بر بدن اش گذشته از مشکلات فراوان برای او، جهت تحقیر مردان صورت می گیرد. با این عمل اولاً متجاوز برتری خود را به دیگران نشان می دهد و از طرف دیگر خشونت نسبت به زنان نمایشگر ناتوانی مرد مغلوب جهت محافظت از زن، و همین طور بیانگر ناتوانی جنسی او تلقی می شود. در چنین وضعیتی، این طور قلمداد می شود که مرد مغلوب هویت مردانه خود را از دست داده است. هر چند که مردان مغلوب آن جامعه، از مردانگی به دور افتاده اند ولی این به معنای رها شدن زنان از نظارت و کنترل نیست زیرا رفتار مردان پیروز، سبب بازتولید نوعی دیگر از نظارت بر زندگی و بدن زن و “بازتولید نظامی” دیگر از مردسالاری می شود، در این حالت تجاوز جنسی مولد هویت مردانه است. خشونت جنسی نه تنها ابزار جنگ بلکه ابزار قدرت نیز می باشد. قدرتی که پایه های آن در فرهنگ نهادینه شده گروه متجاوز، نهفته است. آنانی که دست به تجاوز جنسی می زنند در واقع قدرت خود را بر بدن و هویت زن، و از این طریق بر مردان و سرزمینی که زن به آن تعلق دارد نشان می دهند. سلطه بر بدن زنان اصلی مهم برای اثبات مردانگی است. شکل حاد آن به صورت تجاوز و بردگی جنسی در جنگ ها مشاهده می شود اما باید به اشکال خفیف تر آن نیز توجه داشت.  
نامه‌های دیده نشده سیلویا پلات /خشونت خانگی آقای شاعر آیا تجاوز جنسی در سوئد از خاور میانه رایج‌تر است؟ توافق بهترين راه است این جا جای زن نیست شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟