1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

مختار مایی’ زن جوان پاکستانی، ۳۰ ساله بود که در تابستان سال ۲۰۰۲ مورد تجاوز مردانی از قبیله‌ای دیگر قرار گرفت؛ مردانی که بر پایه‌ سنتی دیرپا، با انگیزه انتقام‌گیری از برادر وی، دسته‌جمعی به او تجاوز کردند. آنها مدعی بودند که برادر ۱۲ ساله مختار با دختری از قبیله‌ای آنها دیده شده است.


در سزای این بی‌حرمتی، بزرگان آن قبیله، حکم تجاوز دسته‌جمعی به خواهر آن پسر نوجوان را در برابر چشمان اهالی روستا صادر می‌کنند. در روز پس از واقعه، همه گمان می‌کردند که دیر یا زود، پدر مختار جسد دخترش را از خانه بیرون خواهد آورد یا خود مختار، همانند سایر دخترانی که در گذشته قربانیان چنین سنتی بوده‌اند خودکشی خواهد کرد.

در طول این سال‌ها، «مختار» تلاش کرده است تا صدای مظلومیت قربانیانی همانند خود باشد. او هم‌اکنون چهره‌ای جهانی است و در نشست‌ها و همایش‌های گوناگون شرکت می‌کند. اغلب از او دعوت می‌شود تا از تجربه‌های حرفه‌ای خود در مقام یک فعال حقوق بشر در زمینه مسائل آموزشی و زنان در پاکستان سخن بگوید.

مختار در ‌‌نهایت موفق شد که از متجاوزین خود غرامتی در حدود هشت‌هزار دلار بگیرد؛ مبلغی که همه آن صرف ساختن مدرسه و مراکز آموزشی در روستای زادگاهش شده است. او سازمانی را نیز برای حمایت از زنان پاکستانی بنیاد نهاد: «سازمان زنان مختار مایی» در حال حاضر بخش‌های مختلفی همچون خانه‌های امن، خدمت‌رسانی برای قربانیان خشونت‌ و مرکز پژوهشی دارد.

این سازمان در نواحی دور‌افتاده جنوب پنجاب پاکستان، جایی که بد‌ترین نمونه‌های خشونت علیه زنان، تجاوز‌های جنسی، قتل‌های ناموسی، ازدواج کودکان، ازدواج‌های اجباری و… گزارش می‌شود، توانسته است مراکز فعالی دایر کند.

مختار باور دارد تنها راه مقابله با خشونت‌های خانگی و موارد نقض فاحش حقوق بشر در کشورش، بالا رفتن سطح آگاهی مردم و از بین بردن سنت‌های قبیله‌ای و قوانین عرفی حاکم است. مستندهای گوناگونی در خصوص زندگی مختار ساخته شده است. یکی از این مستند‌ها با نام «زمین، طلا و زن» با استقبال بسیار زیادی مواجه شد.

کتاب خاطرات او نیز که در سال ۲۰۰۶ به چاپ رسیده تاکنون به ۲۳ زبان ترجمه شده است. او در سال ۲۰۰۷ برنده جایزه ویژه (شمال-جنوب) «شورای اروپا» نیز شد.

چندی پیش، در ۲۱ آوریل، دیوان عالی پاکستان حکم آزادی پنج تن از شش متهم پرونده مختار را صادر کرد؛ حکمی ناعادلانه که مورد اعتراض شدید فعالان حقوق بشر و زنان پاکستانی قرار گرفت.

گفت‌وگویی که در زیر می‌خوانید، برگردان مصاحبه هفته‌نامه آمریکایی نیوزویک با مختارمایی است. این گفت‌وگو هفته پیش منتشر شده است.

نیوزویک: واکنش شما نسبت به صدور این حکم چیست؟

مختار مایی: من عمیقاً متاثر و شوکه هستم. من گمان می‌کردم که دادگاه قضاوت عادلانه‌ای خواهد داشت؛ اما باید بگویم که هیچ عدالتی در دستگاه قضایی پاکستان وجود ندارد. من باور دارم که نیروی پلیس و دستگاه قضایی همانند یکدیگر عمل می‌کنند.

موانع اصلی در جریان دادرسی پرونده شما چه بودند؟

واقعیت این است که شواهد پرونده به درستی جمع‌آوری نشدند. این در حالی بود که مدارک پرشماری ازجمله مدارک پزشکی وجود داشت. ضمناً همه‌ اهالی روستا نیز می‌توانند به نفع من شهادت دهند. گزارش تحقیقی پلیس و نیز برخی از اظهارات اولیه که جمع‌آوری شدند ناقص بودند، به سبب اینکه آنها دروغ گفتند. یکی از قضات پرونده به این امر واقف است و رای او نیز با من بود ولی دوتای دیگر نه.

عکس‌العمل مردم روستای «می‌روالا» نسبت به این حکم دادگاه چه بود؟

آنها بسیار ناراحتند. واقعیت این است که همه می‌دانند چه اتفاقی افتاده است. همه حقیقت را می‌دانند. زنان روستا برای من و خودشان احساس خطر می‌کنند. پرسش اصلی این است: اگر من نتوانستم بعد از این‌ همه سال مشمول اجرای عدالت بشوم، چه بر سر قربانی بعدی خواهد آمد؟

به نظر شما آیا برای زنان پاکستان، صدور این حکم به منزله بازگشت به نقطه آغازین است؟

بله همینطور است. آنها با صدور این حکم همه زنان پاکستان را تحقیر کردند. پیش از این دست کم می‌توانستم زنان روستای خود را دلداری دهم، چراکه فکر می‌کردم از پشتیبانی دستگاه قضایی برخوردارم، اما حالا به آنها چه می‌توانم بگویم؟ مطمئناً این امر در شکست اعتماد به نفس آنها تاثیر زیادی خواهد گذاشت. به نظر من، این حکم، عقبگردی برای زنان روستای من، تمامی زنان پاکستان و نیز همه پاکستانی‌هاست.

شما به دنبال صدور حکم -ابتدایی- دادگاه، مبلغی را به عنوان غرامت دریافت کردید که صرف ساخت مدارسی در روستای زادگاه‌تان شد؛ شرایط کنونی این مدارس چگونه است؟

در ابتدا، به سبب اینکه در روستای من هیچ مفهوم مشخصی از «مدرسه» وجود نداشت، کار بسیار دشوار بود، اما به تدریج همه اهالی روستا بچه‌های خودشان را به مدرسه فرستادند. علاوه بر این ما به بسیاری از زنانی که به این مراکز آموزشی- بهداشتی مراجعه کردند توانستیم کمک‌های درمانی و مشاوره ارائه دهیم. لازم به ذکر است، حتی فرزندان مردانی که به من تجاوز کردند نیز در همین مدرسه‌ها ثبت نام شده‌اند.

آیا به دنبال صدور این حکم تازه، شما احساس امنیت می‌کنید؟ آیا دولت هیچ‌ تدابیر امنیتی خاصی برای شما در نظر گرفته است؟

واقعیت این است که در حال حاضر، کسانی‌ که به من حمله کرده‌اند در مقایسه با من از قدرت بیشتری برخوردارند. آنها هستند که در امنیت قرار دارند و نه من. احساس آرامش ندارم. هیچ احساس امنیت نمی‌کنم. چندتایی پلیس در طول شب در خیابان هستند، اما همه‌اش همین است. از زمانی که دادگاه عالی این حکم جدید را صادر کرده، هیچ تدابیر امنیت خاصی برای من فراهم نشده است.

در گذشته چند کشور اروپایی به شما پیشنهاد پناهندگی دادند. آیا با در نظر گرفتن شرایط تازه حاضرید که کشورتان را ترک کنید؟

زمانی که به من پیشنهاد پناهندگی شد، آن را رد کردم. پاکستان خانه من است. «می‌روالا» خانه من است. اگر بخواهم می‌توانم برای پناهندگی خود اقدام کنم، اما همین جا خواهم ماند. من در اینجا کار می‌کنم؛ به مردم کمک می‌کنم. اگر اینجا را ترک کنم، کارم متوقف خواهد شد و دیگر نمی‌توانم آن را ادامه دهم.

با توجه به آن‌چه اتفاق افتاده، اگر برایتان امکان بازگشت به گذشته وجود داشت، بار دیگر همین اقدامات را انجام می‌دادید؟

این دوره‌ای که گذشت برای من خیلی دشوار بود. تصمیم اخیر دادگاه من‌ را بسیار غمگین و ناامید کرده است. من اعتماد به نفس و اطمینانم را از دست داده‌ام. من همه این کار‌ها را به‌‌ همان اندازه که برای خودم انجام دادم، برای دیگران نیز انجام دادم و دوباره نیز انجام خواهم داد. وکیلم دادخواست جدیدی به دادگاه داده است. باید صبر کنیم و ببینیم چه پیش خواهد آمد.

دیدگاه‌ها  

+6 # پری سا 1390-05-08 16:55
دمش گرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # مروارید 1390-05-10 18:11
اون وقت هی به حقوق بشر ایران که متجاوزین به عنف را در ملاء عام اعدام می کنند و این جرم در قوانین ایران جنبه ی عمومی دارد نه خصوصی اعتراض می کنند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # سپهر 1390-05-23 21:34
جای تاسف داره واسه اون قضات.مروارید اولا دادگاه های متجاوزین به عنف تو ایران علنی نیست پس نمیتونی بگی کسی که داره اعدام میشه حتما مرتکب این گناه شده باشه.امیدوارم فهمیده باشی چی میگم.در ضمن سیستم قضایی ایران اگه خیلی خفنه بره حیونایی که تو خمینی شهر و کاشمر همچین حرکتی رو انجام دادن محاکمه بکنه.شاکی پرونده کاشمر به جرم ارتباط نامشروع دستگیر شده.فکر کنین؟!طرف به زور بهش تجاوز شده میگن رابطه نامشروع داشتی!وضع ما از پاکستانم بد تره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-06-05 13:59
من واقعا نمیدونم چی بگم وقتیکه تیتر را خوندم ماتم برد از این همه حماقت پستی جهالت وبه قول سپهر حیواااااااااانیت نعوذبالله خدا هم تو کار این بشر میمونه....اما اما افرین به مختار ....ادم ازیه طرف تو کف کار متجاوزها واین سنتهای کثیف میمونه ازیه طرف تو کف استقامت مختار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

آیا شوهر خوبی برای من میشه؟

اگر نامزد شما از شما درخواست ازدواج می نماید  قبل از هر گونه تصمیم گیری برای ازدواج بهتر است چند سوال درباره زوج خود از خود بپرسید و بعدا تصمیم نهایی خود را اتخاذ نمایید. اگر جواب بعضی سوالات را

رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

ما زنها هم دنیایی داریم واقعا منحصر بفرد که خودمان هم بعضی وقتها سر از کاری که انجام می دهیم در نمی آوریم چه برسد به شوهران بیچاره ما. این 15 نکته درباره زنانه بودن و احساس کردن است در باره 15 نکته نه خیلی کوچکی است که شما مردان درباره ما نمیدانید و البته شما هیچوقت درباره لذت زن بودن چیزی نخواهید دانست. با این وجود شاید باید بخوانید. 1-       ما دوست داریم نامه های عاشقانه ای را که برایمان نوشته شده نگهداریم نه به این خاطر که هنوز احساسی داریم یا امیدی بیشتر به این خاطر که خواندن این نامه ها بما یاداوری می کند که از چه مراحلی در زندگی گذشته ایم و همچنین این احساس خوب که کسانی ما را در زندگیشان دوست داشته اند. 2-       ما یکم از شما مردان متنفریم بیشتر به این خاطر که اصلا نمی فهمید که درد زایمان چی هست! 3-       ما مثل مومیایی ها هستیم آرایش غلیظ روی صورت، گن و سوتینهای تنگ تایلونی که توش نزدیکه خفه شیم و جوراب شلواری نایلونی و کفش 10 سانتی، با همه اینها ما زنده تر از همیشه هستیم 4-       ما احتیاجی به پسورد شما نداریم نه اینکه نخواهیم سر از کاری که ساعتها باید جلوی مانیتور کامپیوتر باشی در بیاوریم یا لیست آخرین چتهایتان را در صفحه فیس بوک چک کنیم و همچنین ایمیل ها شما رو بخونیم، مساله اینه که شما اونقدر حواس پرت هستید که لپ تاپتونو روشن بذارین و برید بخوابید 5-       وقتی میگیم هدیه نمی خواهیم.. هیچ زنی توی دنیا نیست که با گرفتن هدیه خوشحال نشه، آرزوی هر زنی اینه که شوهر هر روز با یک هدیه بیاد خونه مهم هم نیست که چقدر قیمتیه مهم اینه که بفکر ما بودین و وقتتونو گذاشتین که برای ما یه هدیه بخرین و البته پولتونو 6-       بیانسه کیه دیگه!؟ شما شاید تو حمام احساس پاوارتی بودن بهتون دست میده ولی ما موقعی که تو خونه تنها هستیم احساس بیانسه بودن بهمون دست میده 7-       رویا های پایان ناپذیرما راجع به هر چیزی، از لباسی که قراره توی مراسم تدفین مادرتون بپوشیم تا اینکه یه روز برنامه آشپزی داشته باشیم یا فرم انداممون با دوران 16 سالگیمون برگرده یا اینکه کلیه ترانه های عاشقانه راجع به ما نوشته شده 8-       حمامهای پایان ناپذیر ما برای فرار از درس و مشق بچه ها، یا صحبت با مادر محترمتون یا مرتب کردن خانه ای که شما قبل از رفتن توش بمب منفجر کردین 9-       ذهن مبارزه جوی ما که هر روز در حال دعوا با مادرمون، مادرتون، خواهرتون، دوسشمن هامون و بقیه عالم و آدمه... بدون نیاز به دلیل خاصی 10-    صورتی که مثل کف دست میشناسیم مدت زیادی خودمونو توی آیینه نگاه میکنیم، همه پستی و بلندی های صورتمونو و نوعشونو و دلیل بوجود اومدنشونو خیلی خوب میدونیم بعد شبها نمی خوابیم و راجع بهشون فکر میکنیم. 11-     ما هم نسبت به دخترا احساس داریم فکر بد نکنین! احساس ما مخلوطیست از انواع احساسات درباره هر کسی که از ما خوشگلتر، جوانتر و خوش لباستره 12-    دوست داریم که دوست داشته شویم بغل کردن، نوازش، تکستهای وقت و بی وقت عاشقانه.. ممکنه بهتون بگیم لوس ولی نمیتونیم منتظر حرکتت بعدیتون بشینیم 13-    معمولا ازتون عصبانی هستیم دلیلش؟ دلیل خاصی نداره، تقصیر استروژنهاست 14-    ما دوست داریم نقش اول بازی کنیم
به دختران مجرد اینها را نگوئید مهر، با بوی تند مدرسه صد سال تنهایی من وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! بی زحمت مرا اهلی کن

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران

روز گذشته نشست «کار جنسی زنان، مواجهه با مسئله در ایران»، در انجمن جامعه‌شناسی ایران، با حضور دانشجویان و کارشناسان برگزار شد.   به گزارش شرق در این نشست دکتر بخارایی با طرح این مسئله که عوامل روی‌آوردن به تن‌فروشی مشترک است، بیان کرد: «عواملی مثل فقر، اعتیاد زن یا شوهر، ازدواج اجباری و تنوع‌طلبی مردان و در مواردی بالا‌‌بودن عرضه تن‌فروشی و کم‌بودن موقعیت ازدواج می‌تواند از عوامل روسپیگری باشد. مطابق آمار، ٤٠ درصد مردان متأهل مشتری این قشر محسوب می‌شوند و مطابق گزارش بهزیستی، سن دختران تن‌فروش به ١٦ سال رسیده و سن فرار از منزل دختران به ٩ سال کاهش پیدا کرده است و باید در نظر داشت که فرار نیز می‌تواند از عوامل تن‌فروشی محسوب شود». وی افزود: «در ایران مطابق آمار ثبت‌شده، چند هزار زن خودفروش وجود دارد و از میان آنها ١٢درصد را زنان متأهل تشکیل می‌دهند. البته باید در نظر داشت این تنها بخشی از آمار است که ما به آن دسترسی داریم چراکه روسپیگری در کشور عملی مجرمانه است». در ادامه این گفت‌وگو، دکتر مدنی افزود: «درحال‌حاضر مسئولان کمی وجود دارند که این پدیده را در کشور انکار کنند، اما زمانی ما تلاش می‌کردیم که بگوییم پنهان‌کردن این آسیب مشکلی را حل نخواهد کرد. از طرفی نکته‌ای که بسیار حائزاهمیت است این است که مشکلات اجتماعی در کشور، چه تن‌فروشی و چه اعتیاد، ریشه‌های ساختاری دارند و برای همین، راه درمان و حل مسئله‌ای مثل اعتیاد را به‌سختی می‌شود پیدا کرد یا درمورد پدیده روسپیگری نمی‌شود راه‌حل درستی پیدا کرد چون سیاست‌های کلان و نادرست اقتصادی- اجتماعی، ما را به سمتی برده که پیداکردن راه‌حل سخت شود».   وی افزود: «از سال ٨٤ تا ٩٢ به‌طورکلی مسائل اجتماعی در کشور نادیده گرفته می‌شد، اما متأسفانه باید بگوییم درحال‌حاضر نیز رویکرد دولت‌ها با آسیب‌های اجتماعی آشتی‌جویانه نیست و مسائل اقتصادی نیز از دیدگاه‌های کلاسیک پیروی می‌کنند تا به حل رشد اقتصادی برسند و این در حالی است که مسئولیت اقتصادی در حوزه معیشت مردم وخیم است. به همین دلایل مجموعه روند موجود نمی‌تواند حل‌کننده مسائل اجتماعی در کشور باشد، مگر اینکه دولت توجهی جدی به مسائل و امور اجتماعی هم‌شأن با مسائل اقتصادی داشته باشد». در ادامه این نشست، دکتر مدنی در پاسخ به دکتر بخارایی در رابطه با کشف باندهای تن‌فروشی در کشور افزود: «تخمین زنان تن‌فروش دشوار است. کلا نمی‌شود حتی از یک زن تن‌فروش مصاحبه دقیق علمی به عمل آورد.    در ادامه این نشست، دکتر اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی بهزیستی، با اشاره به کار جنسی و روسپیگری در ایران گفت: «در دهه ٨٠، در دفتر امور آسیب‌دیدگان اجتماعی، آقای معتمدی، مدیرکل وقت، اعلام کرده بود ٣٠٠ هزار زن روسپی داریم، در جلسه دیگری به علت فشارهای موجود این آمار اعلام‌شده به ٣٠ هزار رسید و سپس رئیس سازمان بهزیستی این آمار را به سه‌هزار نفر رساند. این در حالی است که سه‌هزار نفر اعلام‌شده از سوی رئیس سازمان بهزیستی، سه‌هزار نفر زن پذیرفته‌شده در مراکز بودند».   وی افزود: «درباره آمارهای روسپیگری در کشور اختلافات زیادی وجود دارد. مثل آمار اعتیاد که در ابتدا یک‌میلیون‌و٣٢٥‌هزار نفر اعلام شد و یک ماه بعد آمار اعلامی به بالای دومیلیون نفر رسید. به گفته خانم دکتر مینو محرز، ما ٥٠ هزار زن خیابانی داریم که از هر ١٤ نفر آنها، دو نفر مبتلا به اچ.آی.وی هستند. کار جنسی و کارگر جنسی موضوع مهمی است که شاید برای پرداختن دقیق‌تر و علمی‌تر باید از طرح مسئله آن قبح‌زدایی شود. البته نام کارگر جنسی به زنان روسپی در کشورهایی اطلاق می‌شود که روسپیگری را قانونی می‌دانند».

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
اولین تولد کافه ویسپو از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید دردسرهای خرید گوشت قرمز کنترل صفرهای قبض برق کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

مطالب تصادفی

گزارش روز

مشکل زود و بزرگ مردان ما

یکی از بزرگترین دلایل طلاق در کشور مشکلات جنسی زوجهای جوان است. اما  این مشکلات در عدم ارضای زوجین میتواند دلایل متعددی داشته باشد. از دلایل اساسی طلاقهای جنسی در میان زوجهای مختلف انزال زود هنگام مرد می باشد. اما انزال زود هنگام چیست و چگونه رخ می دهد؟ عوارض آن چیست؟ آیا راهی برای بر طرف نمودن این مشکل وجود دارد؟ انزال زود هنگام یا Premature Ejaculation   هنگامی رخ میدهد که مرد زودتر از هنگامی که خودش یا همسرش میخواهد، انزال نماید. این اتفاق غالبا برای هر مردی پیش می آید اما اگر این اتفاق یک عادت همیشگی است بنابراین موردی است که باید در مورد برطرف نمودن آن اقدام نمایید. انزال زود هنگام همچنین یک شکایت جنسی در بیش از یک سوم مردان میباشد. بررسی های انجام شده بروی مردانی که دارای این مشکل هستند نشان می دهد که این مشکل با بالا رفتن سن مردان کمتر می شود. افزایش تجربه جنسی و بالا رفتن اعتماد بنفس در مردان به کنترل انزال آنان کمک می نماید. انزال جنسی زود هنگام به دو نوع مادام العمر و اکتسابی تقسیم میشود. انجمن بین المللی پزشکی جنسی انزال زود رس اولیه (مادام العمر) را بدین گونه تعریف می نماید: انزال در همه موارد در کمتر از 2 دقیقه پس از دخول رخ دهد و مرد در همه موارد یا تقریبا در همه موارد نتواند انزال خود را کنترل نماید این وضعیت باعث بوجود آمدن استرس، ناکامی زوجین و عدم تمایل به برقراری روابط جنسی از ترس عدم کامیابی جنسی میشود. بهترین راه حل برای رفع این مشکل اینست که با همسرتان در این مورد صحبت نمایید و از از او بخواهید به پزشک معالج مراجعه نماید. در حدود 80% کسانی که به پزشکان معالج مراجعه نمودند توانستند این مشکل را برطرف نمایند. بای توجه داشت که زمان انزال زود رس 2 دقیقه و کمتر از آن است و میانگین انزال در روابط جنسی مردان در حدود 5 دقیقه عادی بحساب می آید. دلایل وقوع چنین مشکلی بصورت قطع هنوز معلوم نیست اما پزشکان محقق یک سری از مشکلات و دلایل را بعنوان دلیل بروز  انزال زود هنگام مطرح می نمایند از جمله: الگوی رفتاری نا صحیح و الگوهای روانی به این معنی که الگوی رفتاری شخص در تجربه های اولیه او از روابط جنسی ممکن است باعث بروز چنین مشکلی در او گردد. یا استرس از امکان رسیدن به نغوظ در مردان که ممکن است نگرانی در مورد رسیدن به نغوظ در مردان باعث انزال زود هنگام گردد. همچنین از دیگر دلایل اضطراب  و نگرانی در مورد کارکردشان و حتی نگرانی های روزمره زندگی میتواند تاثیر مخربی بر کارکرد جنسی مرد داشته باشد. مشکلات ارتباطی شما و همسرتان نیز میتواند در حکم یک عامل منفی در کیفیت روابط زناشوئیتان خواهد گذارد. اما اختلالهای زیستی و جسمی مانند اختلال در هورمونها و مشکلات تیروئیدی و پروستاتی و صفات ارثی، مشکلات ناشی از برخی جراحیها بروی سیستم عصبی مرد و همچنین قطع مصرف برخی داروها که برای معالجه برخی مشکلات روانی مصرف میشدند نیز میتواند بر این عملکرد تاثیر منفی بگذارد. بازخورد در زندگی انزال زودرس باعث عدم کامیابی جنسی مرد و زن میشود این سرخوردگی میتواند بطور کلی زندگی زناشوئی آنان را تخریب نماید. این مشکل اگر زوج خواهان داشتن بچه نیز باشند اوضاع را بدتر میکند. گاهی مشکل آنقدر شدید است که مرد پیش از دخول انزال می نماید. درمان گفتگو درمانی بر اساس این شیوه، روان درمانگر با مرد و همسرش درباره روابط و تجربیاتشان صحبت می نماید و سعی می نماید دلایل اضطراب را کشف و آنرا مرتفع نماید. در بیشترین موارد این شیوه جواب تاثیر گذاری از خود بجا می گذارد. درمانگرهای جنسی در بیشتر مواقع استرس و اضطراب پس از دفعه اول روابط جنسی کمتر میشود و در دفعات بعدی اقدام به ایجاد روابط جنسی این مشکل تا حد زیادی از بین میرود. بیاد داشته باشید که مرد مدتی را باید برای تجدید قوا فرصت داشته باشد. همچنین بهتر است در دفعات اول از دخول صرفنظر شود تا فشار و استرس در مواجهه با همسر احساس میشود از بین برود. دارودرمانی برخی داروهای ضد افسردگی و کرمهای بی حسی ممکن است برای درمان انزال زود هنگام بکار روند. همچنین داروهای ضد افسردگی دارای عوارض جانبی از جمله به تاخیر انداختن انزال و ارگاسم است. پزشک ممکن است از این عارضه جانبی برای درمان زود انزالی استفاده نماید این داروها همچنین ممکن است عوارضی چون احساس تهوع، خشکی دهان، خواب آلودگی و حتی کاهش میل جنسی نیز با خود داشته باشند. فلوکستین (پروزاک)، سرترالین(زولوفت) یا پاروکستین (پاکسیل) ممکن است از سوی پزشک تجویز شوند اما حداقل 10 روز زمان برای تاثیر گذاری نیاز دارند. البته استفاده مداوم از این داروها معمولا توصیه نمی شود. بهتر است حتما استفاده از این داروها با نظر پزشک معالج صورت پذیرد. کرمهای بی حسی موضعی کرمهای بی حسی موضعی مانند لیدوکایین یا پیلوکایین حس آلت مردانه را کاهش میدهد و ممکن است به تاخیر انزال کمک نمایند فرد باید کرم را مدت کوتاهی پیش از آمیزش روی آلت بمالد و هنگامی که احساس نمود به اندازه کافی حس آلتش کاهش یافته آنرا پاک نماید. برخی مردان در استفاده از این متد کاهش حس تنایل را تجربه می نمایند همچنین زنان هم دچار کاهش حس دستگاه تناسلی و لذت میشوند و امکان حساسیت و آلرژی به این مواد در زنان نیز وجود دارد. بیاد داشته باشید این مشکل تا میزان بسیاری (80%) قابل رفع شدن است بنابراین با حوصله و شکیبایی از شوهر خود بخواهید  راههای اشاره شده را البته تحت نظر پزشک متخصص امتحان نماید تا زندگی زناشوئی شما پر از کامیابی جنسی گردد.

وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی

دو زن جوان ایرانی به جرم حمل مواد مخدر در مالزی به اعدام محکوم شدند. ندا و شهرزاد ۲۶ و ۳۱ ساله حامل حدود پنج کیلو مفتامین بوده‌اند که در فرودگاه کوالالامپور دستگیر می‌شوند. به گزارش رسانه‌های گروهی، هریک از این دو بیش از دو کیلو مفتامین با خود داشته‌اند اما "شراره سعیدی" فعال حقوق زندانیان در مالزی  می‌گوید که یکی از این دونفر هیچ ماده مخدری همراهش نبوده بلکه تنها به دلیل همراهی و دوستی با فرد دیگر دستگیر می‌شود. زن دیگری که مواد را در لباس‌هایش جاسازی کرده بوده در ازای دریافت ۳ میلیون تومان پول حاضر به این کار شده است. این فرد که به گفته خانم سعیدی در تمام طول این سه سال حمایت مالی صاحب اصلی مواد را داشته، حاضر نشده شهادت دهد که دوستش از این جریان بی اطلاع بوده است. خانم سعیدی البته تاکید می‌کند که شرایط زندان‌های مالزی آنقدر بد و اسف‌بار است که اصلا نمی‌توان از زندانیان انتظار داشت رفتارهای منطبق با عقل و منطق انجام دهند. یکی از زنانی که مدت ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده و به تازگی آزاد شده است به دویچه‌وله می‌گوید که در حال حاضر بین ۳۰ تا ۳۵ زندانی زن در فاصله سنی ۲۶ تا ۶۵ سال در این زندان هستند که جرم یا اتهام اکثر آنان حمل مواد مخدر است. این فرد که نخواست نامش فاش شود، شرایط بهداشتی و غذایی این زندانیان را "اسف‌بار" توصیف می‌کند و می‌گوید: «زنان در اتاقک‌های کوچک سه در چهار متری نگهداری می‌شوند و در هر اتاق ۱۵ تا ۱۶ نفر به سر می‌برند. در چنین شرایطی، با جمعیت زیاد و فضای فوق‌العاده کم، فقط جای کوچکی را به "سرویس بهداشتی" اختصاص داده‌اند که البته نمی‌شود اسم آن را سرویس بهداشتی گذاشت به خاطر این‌که از آن به عنوان دست‌شویی، حمام، روشویی و دست‌شویی استفاده می‌شود. خانم‌ها از ناراحتی‌های زنان و پوستی رنج می‌برند. به یک نوع بیماری قارچ به نام "گوراب" که مربوط به آب و هوا و وضعیت غیربهداشتی اینجاست، مبتلا می‌شوند. شپش ‌در زندان بیداد می‌کنند. چون اکثر مجرم‌هایی که با هم‌دیگر هستند، موهای‌شان بلند است و استحمام در آن‌جا انجام نمی‌گیرد، به همین خاطر شپش‌ها منتقل می‌شوند. تشک‌های آن‌جا فوق‌العاده کثیف و بدبو هستند که روی زمین پهن می‌شوند». به گفته این فرد برخی از این زنان به خاطر تامین غذا و دارو مجبور به تن‌فروشی می‌شوند و مسئولان زندان هم این موضوع را می‌دانند اما بر آن سرپوش می‌گذارند. این زندانی سابق می‌گوید: «در ماه رمضان همه‌ی بچه‌ها را به یک سلول منتقل کردند که خیلی زجرآور بود. مثلاً بعضی خانم‌ها پریود بودند و نمی‌توانستند روزه بگیرند، اما شرایط را برای همه یکسان کرده بودند. بچه‌ها می‌گفتند ما نمی‌توانیم روزه ‌بگیریم، باید غذا بخوریم، روزه گرفتن و نماز خواندن ما حرام است، ولی به آن‌ها گفته می‌شد که فرقی نمی‌کند، شما هم همان دو وعده غذا را دارید». حمل ماده‌ای که نمی‌دانند چیست فرد گفت و گو کننده با دویچه‌وله می‌گوید بیش از نیمی از این زندانیان نمی‌دانستند که حامل مواد مخدر هستند و تنها به آنها گفته شده که اینها دارویی است که ممکن است ورودش به مالزی قدغن باشد اما اگر به ماموران فرودگاه رشوه بدهید کاری با شما نخواهند داشت. شراره سعیدی نیز تایید می‌کند که اکثر کسانی که به صورت گروهی دستگیر شده‌اند اصلا نمی‌دانسته‌اند که حامل مواد مخدر هستند. او می‌گوید در هر گروه تنها یک نفر از موضوع اطلاع دارد و او هم اجازه ندارد چیزی در این مورد به بقیه بگوید. به گفته این زندانی سابق، بیشتر زنان زندانی متارکه کرده ‌و بیکار هستند و به همین دلیل نیاز مالی شدید دارند و در ازای دریافت ۳ تا ۵ میلیون تومان پول حاضر به حمل این مواد شده‌اند. برخی دیگر نیز از سوی همسرانشان وادار به این کار شده‌اند. این فرد به زن مسنی اشاره می‌کند که به دلیل تامین هزینه خرید کلیه برای شوهرش حاضر به حمل مواد مخدر به مالزی شده و زن دیگری که دختری عقب‌مانده دارد و برای تامین هزینه‌های او ناچار به این کار شده است. سفارتی که حامی نیست در طول چند سال اخیر که تعداد زندانیان ایرانی مالزی افزایش پیدا کرده است تنها دوبار نماینده‌ای از سفارت ایران در مالزی به دیدار این زندانیان رفته است. در حالی که به گفته زنی که با دویچه‌وله گفت و گو کرد، نمایندگان سفارت‌خانه‌های کشورهای دیگر مثل ویتنام و میانمار هر ماه به دیدار زندانیانشان می‌روند و در تامین غذا و داروی آنها کمک می‌کنند. این زن می‌گوید: «بچه‌هایی هستند که قرار است آزاد بشوند. آن‌ها می‌گویند ما قرار است آزاد بشویم و سفارت آمار ما را هم دارد، ولی متأسفانه کوتاهی می‌کند و به موقع در دادگاه‌شان حاضر نمی‌شود و هیچ کنترلی هم بر پرونده آنها نمی‌کند. می‌گویند از لحاظ دارو و درمان، سفارت می‌تواند به آن‌ها کمک کند، ولی متأسفانه این کمک‌ها را دریغ می‌کند. یکی دوبار هم که نماینده‌ی سفارت به آن‌جا رفته، فقط گفته که شما با این کارتان آبروی ایران را برده‌اید و از ما انتظار کمک نداشته باشید. با توجه به کاری هم که کرده‌اید، مجرم هستید و هر بلایی‌هم که سرتان بیاید، حق‌تان است». از روز اول اکتبر امسال (۹ مهر) دولت مالزی مدت ویزای ایرانیان را که سه ماه بود به ۱۴ روز تقلیل داده است. به گفته وزیر کشور مالزی این تغییر به این دلیل صورت گرفته که ایرانیان از مالزی برای عبور و مهاجرت غیرقانونی به استرالیا استفاده می‌کنند. او تصریح کرده که این کار به درخواست دولت استرالیا انجام شده است. شراره سعیدی می‌گوید این اقدام نیز در راستای فشار بیشتر بر ایرانیان است که تا کنون با اعتراضی از سوی دولت ایران روبرو نشده است. دو زنی که به اعدام محکوم شده‌اند از روز ۹ مهر به سلول انفرادی منتقل شده‌اند. بر اساس قوانین مالزی به محض صدور حکم اعدام حتی در مرحله بدوی، زندانی به سلول انفرادی منتقل می‌شود. به گفته خانم سعیدی در حال حاضر ۷۰ زندانی ایرانی به اعدام محکوم شده‌اند و کسانی در میان آنها هستند که دو سال و نیم است در انفرادی به سر می‌برند. این فعال حقوق زندانیان می‌گوید وقتی به دیدن این افراد می‌رود از او خواهش می‌کنند تا بیشتر بماند تا آنها را دیرتر به سلول انفرادی برگردانند. زنی که ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده می‌گوید: «اینجا آخرالزمان است». منبع:DW
مرثیه ای به نام طلاق در ایران زوجها ژنهایی مشابه دارند سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟ ختنه دختران ماه گرفتگی

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست رضایت شغلی

بعنوان یک فرذ شاغل، ما مدت زیادی از زندگی روزانه مان را در محیط کار می گذرانیم. اگر این محیط به هر دلیل برای ما فضایی پر تنش و ناخوشایند باشد اثر آن را در بقیه جنبه های زندگی مان هم خواهیم دید. البته اصل این موضوع هم صادق است. پس بهتر است بدانیم آیا محیط کاری وشغل ما رضایتی که خواهان آن هستیم را برای مان به ارمغان می آورد یا خیر. پیش از هر چیز لازم به یاداوری است که این تست یک آزمون روانشناسی با معیارهای کلینیکی نیست. پاسخ هر سوال، یکی از گزینه های هیچوقت، گاهی، اکثرا و همیشه است. 1- در محل کار هر گاه مشکلی پیش می آید خودم را در مورد آن مقصر می دانم. 2- تمام دلخوری های محل کار را در خودم می ریزم و در نتیجه همیشه حس بدی دارم. 3- برای فرار از مشکلات شخصی بیشتر وقتم را صرف کار می کنم. 4- وقتی تحت فشار قرار می گیرم الگوهای رفتاری ام به الگوهای منفی متمایل می شوند. 5- جنبه هاب منفی بیش از جنبه های مثبت توجه مرا جلب می کنند. 6- نسبت به شرایط جدید و تغییرات احساس خوشایندی ندارم. 7- احساس می کنم سمت و نقشی که در محیط کار به من سپرده اند چندان ارزشمند نیست. 8- من اغلب به محل کار یا قرارهای کاری دیر می رسم. 9- جواب انتقاد را با لحن و رفتاری تند می دهم. 10- اگر در کل زمان کار مشغول کار نباشم احساس گناه می کنم. به هیچوقت امتیاز 3، به گاهی 2، به اکثرا 1 و به همیشه امتیاز 0 را بدهید و امیتیازها را بشمارید. کارهایی که بیش از حد توانم هست را قبول می کنم. حتی وقتی خیلی کار دارم و احساس خستگی می کنم هم نمی توانم بخشی از آن را به دیگران واگذار نمی کنم. امتیاز بین 25 تا 36شما یا بر اساس تجربه یا ذاتا قادر هستید هیجانات خود را کنترل کنید. در بدترین شرایط کاری و تحت شدید ترین فشارها شما هنوز قادر هستید منطقی رفتار کنید و درست بیندیشید. بطور کلی شما برای همکاران و مدیرتان یک موهبت به شمار می آیید. فردی قابل اعتماد و محترم هستید و نظرات شما اکثرا مورد توجه قرار می گیرد. امتیاز بین 18 تا 25شما کمی نسبت به استرس حساس هستید. با این حال تا حد زیادی می توانید آن را مهار کنید. لازم است تعادل بیشتری بین میل به موفقیت و ترس از شکست های تان برقرار کنید. از هر چیز برای شما واجب تر یاد گرفتن این موضوع مهم است که باید مشکلات کاری را در همان جا نگه دارید و آن را به خانه نبرید. امتیاز بین بین 10 تا 18:استرس بخشی از کار شماست. شما باید برای کاهش سطح هیجانات ناخوشایند در محیط کارتان تلاش بیشتری کنید. متاسفانه استرس کاری شما به زندگی شحصی تان هم کشیده شده و روی روابط تان تاثیر بدی گذاشته است. لازم است وقتی استرس زیادی احساس می کنید محیط تان را ترک کنید. چند نفس عمیق، دور شدن از فضای استرس زا به شما کمک می کند با انرژی بیشتری به کارتان برگردید. امتیاز زیر 10:شاید وقت آن رسیده باشد که برای کمک به کنترل استر س تان در محیط کار از یک مشاور کمک بگیرید. استرس در سطوح بالا نه تنها فعالیت های شما را مختل می کند که بر سلامت جسم تان هم اثر مخربی می گذارد. ظاهرا کار و هر آنچه در محیط کارتان پیش می آید در اولویت قرار دارند با این حال هرگز آنطور که باید نسبت به فعالیت تان احساس رضا یت نمی کنید.

چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟

بسیاری از ما مردان بعد از پایان یک عشقبازی و آمیزش موفق از طرف مقابل می پرسیم چطور بودیم و اگر امکانش بود حتی می خواهیم به کیفیت کار ما نمره هم بدهند. از همه مهمتر می خواهیم بدانیم آیا به مرحله اوج رسیده اند یا نه؟ متوجه هستیم که اغلب زنان دوست ندارند از آنها پرسیده شود اما اجازه دهید از زاویه حس و وجود مردان به این مسئله بنگریم. این ها بخشی از دلایل ما است: 1- ذات ما مردان با رقابت و مسابقه گره خورده است. دلیل خیلی ساده ای هم داریم، ما می خواهیم بهترین باشیم و به همین دلیل می خواهیم بدانیم چه احساسی دارید. می خواهیم بدانیم چقدر خوب بوده ایم. 2 – به اوج رساندن شما، نشانه ای است از مردانگی ما… ما می خواهیم سربلند و مغرور از رختخواب بیرون بیاییم 3 – ما چه بخواهیم یا نخواهیم حسود هستیم و دانستن اینکه نیاز جنسی تان را به خوبی و کافی برطرف کرده ایم به ما احساس اطمینان مطمئن می دهد. 4 – به قول مشهورترین روزنامه نگار و روانشناس سکس نویس انگلیس خانم تریسی کاکس لحظه ارگاسمِ زنان و گونه های کمابیش سرخ شده شان، دهان باز و دیدن صورت شان در ان لحظه، برای مردان خیلی زیبا است» و ما می خواهیم آن لحظه واقعا زیبا را هر بار شاهد باشیم. 5 – لحظه ارگاسم خیلی خصوصی و صمیمی و طبیعی است. صدای خیلی غریزی که حکایت از لذت واقعی  شما است تا مدتها در روح  و روان ما خواهد ماند. احساس غرور و افتخاری در ایجاد این لحظه است که قادر به توصیفش نیستیم. 6 – اگر همه این دلایل بالا نبود چرا اینقدر خود را به دردسر، مشکل، صرف وقت و عاطفه می انداختیم. چطور می توانستیم نه شنیدن ها و تحقیرهای مختلف را تحمل کنیم؟ می ماندیم خانه و خودمان را ارضا می کردیم. 7 – لذت بخشی و حتی دانستن کیفیت لذتی که می توانیم در زنان ایجاد کنیم به ما احساس به پایان رساندن یک هدف و مسئولیت دوست داشتنی می دهد. ما زیاد اهل ابراز احساس نیستیم. بگذارید حداقل در این لحظات خصوصی و مشترک، به دور از زد و بندها و تربیت های اکتسابی، احساست مان را بروز دهیم.  
یازده خطای دخترانه سرو چمان من میل چمن کن... آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟ وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند تست خودشناسی 2

زنان حادثه

با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید

شاهزاده امنیت" لقب رسمی پریسا تبریز، مسئول امنیت اطلاعات بنگاه گوگل است. او زیاد اهل مصاحبه نیست و شمار عکس‌هایی که از او در اینترنت پیدا می‌شود، کمتر از انگشتان یک دست است. نشریه معتبر فوربس، سال گذشته پریسا تبریز را در میان یکی از ۳۰ چهره‌موفق زیر ۳۰ سال در عرصه فناوری در کنار مارک زوکربرگ، پایه‌گذار فیس‌بوک، جای داد. به تازگی خبرنگار مجله "ELLE" به دیدار این کارمند ارشد گوگل، در مقر این کمپانی در کالیفرنیا رفته و با وی گفت‌وگویی انجام داده است. گفت‌وگو در سالن کنفرانس گوگل انجام شده، چون طبق قوانین گوگل خبرنگاران اجازه ورود به ساختمانی را که پریسا تبریز در آن کار می‌کند، ندارند. در تمام مدت گفت‌وگو نیز یک محافظ این خبرنگار را همراهی می‌کرده؛ حتی هنگام رفتن به دستشویی. پریسا تبریز، ۳۱ ساله، در حومه شهر شیکاگو بزرگ شده است؛ مادرش پرستاری آمریکایی − لهستانی و پدرش یک پزشک مهاجر ایرانی است. او در سال ۲۰۰۷ به استخدام گوگل درآمد و دهمین عضو تیم کوچکی از هکرها در این کمپانی شد. وظیفه این تیم در یک کلام تأمین امنیت نرم‌افزارهای گوگل بود. اما اکنون این تیم گسترش یافته و بیش از ۲۵۰ متخصص امنیتی در گوگل مشغول به کار هستند. خبرنگار مجله "ELLE" می‌نویسد، پریسا تبریز برای گفت‌وگو در لباسی به رنگ همیشگی، سیاه، با چهره‌ای صمیمی و بدون آرایش ظاهر می‌شود و با لبخند می‌گوید: «این رنگ لاغر نشان می‌دهد.» پریسا تبریز آن طور که خود می‌گوید، در دوران کالج برای نخستین بار با کامپیوتر کار کرده و تا آن موقع وقتش را با هنر، ورزش و رقابت با دو برادرش سپری می‌کرده است. او که در ریاضی و علوم استعداد داشته، سپس وارد دانشگاه ایلی‌نوی شده و اندکی بعد نیز علاقه به امور کامپیوتری در او بیدار می‌شود.

انتشار عکس های خصوصی ستارگان سینما

موجی از تصاویر برهنه تعداد زیادی از ستارگان سر‌شناس دنیای هنر روز یکشنبه و دوشنبه، نهم و دهم شهریور، در فضای مجازی بسیار خبرساز شد. به گزارش رسانه‌های بین‌المللی این عکس‌ها ظاهرا با هک شدن حساب‌های کاربری این افراد روی «آی کلود» پخش شده است. شرکت اپل که صاحب آی کلود است، از اظهارنظر در این زمینه خودداری کرده است. در همین زمینه خبرگزاری فرانسه روز دوشنبه ۱۰ شهریورماه گزارش داد که از جمله ستارگانی که قربانی این اقدام هکر‌ها شده‌اند می‌توان به جنیفر لارنس، برنده جایزه اسکار، کیت آپتون، و ریحانا اشاره کرد. پخش این عکس‌ها در فضای مجازی که از بامداد یکشنبه آغاز شده است، واکنش خشمگین ستاره‌ها را به دنبال داشته است. مدیر برنامه‌های جنیفر لارنس در این زمینه گفته است: «این یک نقض آشکار حریم خصوصی است. ما مقامات مربوطه را در جریان گذاشته‌ایم و تمام کسانی که عکس‌های دزدیده شده جنیفر لارنس را بازنشر کنند، مجازات خواهند شد». سایت توییتر یکشنبه شب شروع به بستن حساب کاربرانی کرد که عکس‌های لارنس را منتشر کرده بودند. در میان هنرمندانی که عکس‌هایشان پخش شده است نام‌های مطرحی چون اسکارلت یوهانسون، ویونا رایدر، هوپ سولو، آوریل لاوین، آمبر هرد، گابریله یونیون، هایدن پانتیر، هیلاری داف، جنی مک کارتی، کیلی کوکو، کیت بوزورت و کیم کارداشیان نیز به چشم می‌خورد. مری الیزابت وینستد که با بازی در تعدادی از فلیم‌های مطرح ژانر وحشت به شهرت رسید، در حساب کاربری توییرش نوشت: «می‌خواهم به کسانی که هم اکنون به عکس‌هایی که من سال‌ها پیش با همسرم در خلوت خانه‌مان گرفته‌ام نگاه می‌کنند، بگویم که امیدوارم احساس خوبی نسبت به خودتان داشته باشید». وی همچنین اضافه کرد: «باتوجه به اینکه مدت‌ها پیش این عکس‌ها را پاک کرده بودم، می‌توانم تصور کنم که برای بازیابی آن‌ها چقدر تلاش شده است. احساس تمام کسانی که هک شده‌اند را درک می‌کنم». این در حالی است که عده‌ای از این هنرمندان نیز واقعی بودن عکس‌ها را تکذیب کرده‌اند. ویکتوریا جاستیس، خواننده، نیز در پیامی در حساب کاربری توییرش نوشت: «عکس‌های به ظاهر برهنه من جعلی هستند». سخنگوی آریانا گرانده، بازیگر و خواننده، نیز عکس‌های منتسب به خود را «کاملا جعلی» خوانده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، کاربران نا‌شناس یک سایت اشتراک عکس به نام «آنون آی بی‌» طی هفته گذشته مدعی شده بودند که عکس‌های هک شده‌ ایت ستارگان را در اختیار دارند. حتی تعدادی از کاربران نیز اقدام به فروش این عکس‌ها و یا تبادل آنها با عکس‌های مشابه کرده بودند. وبسایت تخصصی «نکست وب» در گزارشی مدعی شده است که هکر‌ها نقطه ضعفی در سرویس «آیفون من را پیدا کن»، و اپلیکیشنی که گوشی‌های گمشده و یا دزدیده شده را ردیابی می‌کند، یافته‌اند. در ادامه این گزارش آمده است که اپل اشکال مورد نظر را رفع کرده است. رسوایی جدید می‌تواند ضربه بزرگی به شرکت‌ها بزرگ دنیای تکنولوژی باشد که کاربران را به استفاده از سرویس‌هایی مانند «آی کلود»، «دراپ باکس»، و «گوگل درایو» برای نگهداری اطلاعات شخصی خود دعوت می‌کنند.
چراغهای رابطه تاریک اند کیم کارداشیان در همسایگی ایران افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام زندگی در برزخ آلینوش طریان ، مادر

حقوق زنان

آیا معاون نخست‌وزیر سوئد می‌خواسته ترامپ را دست بیاندازد؟

ایزابلا لووین، معاون نخست‌وزیر سوئد، عکسی روی صفحه فیس‌بوکش چاپ کرده که بسیاری معتقدند طعنه به دونالد ترامپ است. در این عکس خانم لووین را می‌بینیم که چشم به دوربین دوخته و قانونی را امضا‌ء می‌کند. کنارش چند همکار و دستیار ایستاده‌اند که همگی زن‌اند. هفته پیش عکسی از دونالد ترامپ منتشر شده بود که یک فرمان اجرایی ضد سقط جنین را امضاء می‌کرد. در آن عکس همه حضار مرد بودند. شباهت عکس خانم لووین با عکس هفته پیش آقای ترامپ (که در آن یک زن هم نیست) موجب شده بسیاری بگویند معاون نخست‌وزیر سوئد می‌خواسته طعنه‌ای به رئیس‌جمهور آمریکا بزند. چند ساعت پس از نشر این عکس، هزاران کاربر فیس‌بوک آن را بازنشر کردند. یک کاربر نوشته: \\\"عجب عکسی! کاش برای آن آقا آن‌ور اقیانوس هم بفرستید. یکی دیگر نوشته: \\\"عظمت سیاره‌مان را به آن برگردانیم (که اشاره‌ای است به شعار آقای ترامپ که می‌گوید عظمت آمریکا را به آن برگردانیم). اما کاربری به نام کیمینی دلفوس معتقد است عکسی مثل عکس خانم لووین نباید چنین واکنشی ایجاد کند. او خطاب به دیگران نوشته چرا باید با عکسی که همه آدم‌هایش زن‌اند این‌قدر مشکل داشته باشیم اما با عکسی که همه آدم‌هایش مردند، نه؟ در عین حال بسیاری کاربران رسانه‌های اجتماعی، از جمله در توییتر، خانم لووین را به خاطر تکه انداختن به رئیس‌جمهور آمریکا تحسین کرده‌اند. کاربری به نام ایان سینکینز می‌نویسد:خیلی از تکه‌ای که معاون نخست‌وزیر سوئد با عکس امضای قانون تغییرات آب‌وهوایی به دونالد ترامپ انداخته، خوشم آمد یکی دیگر به نام میکائلا هیلدبراند می‌نویسد:ایزابلا لووین قانون جدید اقلیمی سوئد را امضاء کرده، با عکسی محشر برای چزاندن ترامپ! شاهکار! عکس اصلی (که عکس خانم لووین را با آن مقایسه می‌کنند) به نوبه خود خبرساز بود. برخی روزنامه‌نگاران و کاربران رسانه‌های اجتماعی این واقعیت را که هنگام امضای فرمانی در تضاد با سقط جنین هیچ زنی حاضر نیست، نقد و مسخره کردند. چند روز بعد (جمعه ۳ فوریه)، خانم لووین در حالی که قانون جدید محیط‌زیستی سوئد را امضاء می‌کرد، کشورهای اروپایی را تشویق کردحالا که ایالات متحده دیگر در صف مقدم نیست، پیش‌گام مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی باشند. قانون جدید محیط‌زیستی سوئد اهدافی درازمدت برای کاهش گازهای گلخانه‌ای تعیین کرده که دولت‌های بعدی هم موظف به اجرای آن خواهند بود. خانم لووین گفته کشورش می‌خواهد در دورانی که کسانی که تغییرات اقلیمی را باور ندارند در دنیا قدرت می‌گیرند، برای دیگران الگو باشد. آقای ترامپ پیشتر گفته تغییرات اقلیمی حقه‌بازی است. بعضی ناظران می‌گویند او ممکن است ایالات متحده را از توافق پاریس (برای کاهش گازهای گلخانه‌ای و کنترل افزایش دمای زمین) خارج کند. دولت سوئد - که کمی پیشتر اعلام کرده بودنخستین دولت فمینیست جهان است - اخیرا بیانیه‌ای منتشر کرده و تأکید کرده که برابری جنسی از مهم‌ترین اولویت‌هایش است. در بخشی از این بیانیه آمده:\\\"برابری جنسی بخشی از راه‌حل مشکلات جامعه است، و در دولت رفاه مدرن امری بدیهی است - چه برای عدالت چه توسعه اقتصادی

ماجرای ختنه شدن من

تابستان امسال یکی از موضوع‌های داغ در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی روسیه ختنه زنان در جمهوری خودمختار داغستان بود که پیشتر دربارۀ آن تقریباً صحبت نمی‌کردند. (این مطلب حاوی مطالبی است که ممکن است برای بعضی از مخاطبان ما ناخوشایند باشد.) روز یازدهم مرداد (اول اوت) مطلب \"سوِتلانا آنوخینا\" تحت عنوان \"زن‌های ختنه‌شده دختران خود را ختنه می‌کنند\" منتشر شد و دو هفته بعد، گزارش سازمان حقوق‌بشری \"اقدام حقوقی\" همگانی شد. در این گزارش به نقل از سازمان ملل متحد آمده است: \"ختنۀ زنان، صرف نظر از خطراتی که در پی دارد و به رغم این که خلاف مجموعه‌ای از هنجارهای بین‌المللی در زمینۀ حقوق بشر است، هنوز رواج دارد\". به باور مقام‌های سازمان ملل متحد دلیل بقای این آیین این است که \"برخی از دولت‌ها و جوامع آن را زیر سؤال نبرده‌اند و افراد پایبند به ختنۀ زنان آن را یک امر اخلاقی می‌دانند\". نویسندگان این دو گزارش گفتند که سنت ختنۀ زنان همچنان در برخی از مناطق داغستان رواج دارد و تلاش کرده‌اند دلیل تداوم آن را دریابند. در همین حال، واکنش مردم داغستان به توجه فزاینده دیگران به موضوع ختنۀ زنان در این جمهوری خودمختار همراه با ناراحتی بوده است. سوتلانا آنوخینا نویسندۀ مقالۀ \"زن‌های ختنه‌شده دختران خود را ختنه می‌کنند\" در گفتگو با بی‌بی‌سی توضیح داد که چگونه این موضوع توجه او را به خود جلب کرده است. \"اولین بار ۳۳ یا ۳۴ سال پیش بود که از یک همکارم شنیدم ختنه، تنها مربوط به پسران نیست. او آن زمان تقریباً ۲۵ ساله بود. به من گفت که در دوران بچگی‌اش او را همراه با چند دختربچۀ ده تا دوازده‌ساله به خانۀ پیرزنی بردند که کلیتوریس همه‌شان را برید. از شنیدن این داستان یکه خوردم. عجیب‌ترین نکته‌اش این بود که دختربچه‌ها را با استفاده از پشم‌چین گوسفندی ختنه کرده بودند. ولی پیش خودم گفتم که این کار از بازمانده‌های سنت‌های قدیمی منسوخه بوده. همکار من از یک روستای کوهستانی بود.\" دفعه دوم با این موضوع ۱۳ سال پیش برخورد کردم. آن زمان در هیئت تحریریه روزنامه \"چِرنوویک\" بودم. یک دختر جوان محجبه وارد دفتر شد. با خودش یک مقاله آورده بود. مقاله را داد و در دفتر ماند و برایم از زندگی خودش تعریف کرد. داستان خوشایندی نبود؛ این دختر ازدواج ناموفقی داشته. می‌گفت تنها به دلیل مذهبی بودن نامزدش با او ازدواج کرده بود. می‌گفت شوهرش را پس از آن ترک کرد که او می‌خواست دختر هشت‌ساله‌شان را ختنه کند. سال ۲۰۰۷ (نُه سال پیش) در روزنامۀ السلام، از مهم‌ترین نشریه‌های اسلامی داغستان مقاله‌ای منتشر شد که می‌گفت ختنه دختران، کار مطلوبی است. بعدا کتاب \"گسترۀ زنان در میان اقوام قفقاز\" به قلم یو کارپف به دستم افتاد که آن‌جا هم از ختنۀ زنان یاد شده بود. سال ۲۰۱۳ ( سه سال پیش) در صفحۀ اینترنتی رسمی یکی از دو روزنامۀ اسلامی اصلی داغستان مطلبی منتشر شد که نه تنها بر ضرورت ختنۀ زنان تأکید داشت، بلکه هدف از انجام آن را هم توضیح می‌داد. نوشته بودند که ختنۀ زنان به منظور تقویت اخلاق آنها توسط محرومیت از امکان تجربۀ لذت جنسی صورت می‌گیرد. زیر این مطلب نام دو نفر بود: سردبیر روزنامه و یک متخصص معروف رفتار و اختلالات جنسی در داغستان. من از دوستان و آشنایان سؤال ‌کردم و در نتیجه معلوم شد که در میان دوستان نزدیک من هم دو زن جوان ختنه شده بوده‌اند. گذشته از این، روشن شد که در روستاهای آنها این سنت هنوز رایج است و حتی این باور وجود دارد که دختر ختنه‌نشده حتماً بدکاره می‌شود. بعد از آن یک زن جوان را پیدا کردم که به عنوان مردم‌شناس این موضوع را مطالعه کرده بود. کمک او برایم بی‌بها بود. او بسیار سفر می‌کرد و مطالب به اصطلاح \"میدانی\" فراوانی داشت و آنها را در اختیار من گذاشت.\" یکی از قهرمانان مقالۀ سوِتلانا \"زهره\" است (نام خودش نیست). زهره، یک زن جوان از داغستان، ماجرای زندگی‌اش را برای طرح \"صد زن\" با بی‌بی‌سی در میان گذاشت. \"شاید شش یا هفت سالم بود. تابستان بود؛ اوایل دهۀ ۱۹۹۰. خوب یادم هست. مادرم مرا به روستا فرستاد تا تابستان را آن‌جا بمانم و خودش به شهر رفت. مادرم کار می‌کرد. من با خاله‌ام بودم. یک روز خاله‌ام مرا شستشو داد... بعد از آن یک خالۀ دیگرم را صدا کرد و به زبان ما یک چیزهایی به او گفت. می‌گفت: \"باید این کار را کرد...\" آن زمان از تلفن همراه خبری نبود. با جایی نمی‌شد تماس گرفت. نمی‌دانم اگر امکانش را داشتند از مادرم اجازه می‌خواستند یا نه، شاید هم اجازه نمی‌خواستند... فردای آن روز مرا به خانۀ پیرزنی در همان روستا بردند و گفتند: \"این خانم یک عمل کوچولو میخواهد انجام دهد، ولی تو نترس\". نمی‌دانستم منظورشان از \"عمل کوچولو\" چه بود. من هرگز جراحی نشده بودم و البته که ترسیدم. ولی زن گفت که این عمل ضروری است: \"تو یک زن واقعی می شوی، مسلمان واقعی می شوی. همه ما طبق سنت این کار را کردیم\". من سر پا ایستاده بودم. لباس‌هایم را درآوردند... پیراهنم را بالا کشیدند. خاله‌ام از پشت من را نگه داشته بود. مرا به آغوش کشیده بود تا دست و پا نزنم. و این حالت من را بیش از پیش وحشت‌زده کرده بود. خوب یادم هست... قیچی را برداشت. به نظرم آمد قیچی زیادی بزرگ بود. قطعاً قیچی مانیکور نبود. من زدم زیر گریه. زهره‌ترک شده بودم. خاله‌ام به زبان ما می‌گفت: \"آرام باش، گریه نکن\". سرم را می‌مالید و می‌گفت: \"دیگر تمام شد\". لباس‌هایم را سریع تنم کردند تا به بدنم دست نزنم. جای زخم را ضدعفونی نکردند؛ نه با الکل و نه با یُد. این هم دقیقاً یادم مانده. چند سال گذشت و پزشک تشخیص داد که هپاتیت دارم. حتی مادرم فکر کرد که دلیلش همان ختنه بوده. مطمئن نیستم که دلیلش همان بود یا چیز دیگر. یادم است که برای مدت‌ها از کنار خانۀ آن زن هم رد نمی‌شدم. سال بعد هم که به روستا برگشتم، نزدیک خانه‌اش نمی‌رفتم. برایم خیلی دردآور بود. بعد از انجام عمل سریعا به خانه برگشتم. وقتی که می‌دویدم درد را احساس نمی‌کردم. از ترس مثل برگ بید می‌لرزیدم. یادم هست، وقتی که مادرم برگشت من طبعاً بلافاصله داستان را برایش تعریف کردم. خیلی رنجیده بودم. چون در خانواده هرگز هیچ کس مرا آزار نمی‌داد. همه دوستم داشتند: پدر، مادر و برادر بزرگم. همیشه مواظب من بودند، ولی آن‌جا با من چنین رفتاری کردند. آن تجربه برای من تکان‌دهنده بود. یادم هست که مادرم دستم را گرفت و پیش خاله رفت که دعوا کند. چه جنجالی بپا شد! آنها به زبان ما با هم دعوا می‌کردند. به یکدیگر فحش می‌دادند. مادرم بسیار ناراضی بود. چرا این کار را کردند؟ واقعاً دلیلش را نمی‌دانم. خاله‌ام فقط می‌گفت که باید آن کار را می‌کردیم، همه می‌کنند و این سنت ماست. مرا آرام می‌کرد و می‌گفت که \"تو از این به بعد دختر نجیب و مؤدبی می شوی\". می‌گفت: \"عاقل می شوی\"، یعنی \"بدکاره نمی شوی\". ولی تأکید اصلی‌اش روی این نکته بود که این، سنت ماست و باید هم چنین باشد. موضوع ناخوشایند و آزاردهنده است... نمی‌دانم، آیا احساس از دست دادن چیزی را دارم یا نه، چون سا‌ل‌هاست با این وضع زندگی می‌کنم. ظاهراً به این حالت عادَت کرده‌ام. آیا احساس لذت جنسی به من دست می‌دهد؟ نمی‌دانم. جدی می‌گویم. من فقط یک مرد در زندگی‌ام بوده، آن هم شوهرم. فوران احساسات و فریاد نشاط هرگز با من اتفاق نمی‌افتد. من بسیار ناراحتم که افراد دیگر به جای من تصمیم گرفتند که با بدن من این کار را بکنند. حالا خودم هم دختر دارم. هشت‌ساله است. هر بار که به روستا می‌رویم، من او را همراهی می‌کنم یا مادرم یا شوهرم. من و شوهرم در این مورد اتفاق نظر داریم که دخترمان را ختنه نکنیم. اخیراً وقتی که جنجالی در این مورد درگرفت، در روستای ما همه برآشفته بودند. خویشاوندان روستایی من ناراحت بودند... می‌گفتند به دیگران چه کار، این جزء سنت‌های ماست. فهمیدم که این سنت هنوز هم رایج است\".
ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران این جا جای زن نیست برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها تلاش برای درمان متجاوزان خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش