1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. صحبت كردن از مسایل جنسی حرف زدن از ناگفته هاست. در ایران كمترمادری پیدا می شود كه به دختر خود آموزش های لازم جنسی را بدهد. هنوز هم اگر زنی در میانه دهه های چهارم و پنجم زندگی بخواهد از این قبیل مسایل حرف بزند صدایش را پایین می آورد و قبل از آغاز به حرف از مخاطب خود معذرت خواهی می كند.هرچند در نسل های جدید این مسایل مانند دیگر مسایل زندگی شده و راحت تر درباره آن سخن می گویند اما هنوز در بین بسیاری از خانواده ها صحبت از مسایل جنسی پا گذاشتن به منطقه ممنوعه است. شاید برای همین پنهان كاری و حجب و حیای مادران مان بوده است كه مسایل جنسی یكی از معضلات نسل امروز جامعه ما شده است. هر چند كه باید قبول كرد شاید زنان نسل گذشته هم آگاهی چندانی از آن نداشتند كه بخواهند دختران شان را آموزش دهند.

اما اتفاق افتاده است. آمارها نگران كننده شده است. ناآگاهی های جوانان ما معضلی را رقم زده است كه امروز همه را نگران كرده است.

مدیر مركز سلامت خانواده در خبری اعلام كرد كه بر اساس آمارهای رسمی 50 درصد علت طلاق در كشور به عدم آگاهی‌ها درباره مسائل جنسی مربوط می‌شود ولی آمارهای این مركز عدد بیشتری را نشان می دهد.

تهرانی با بیان اینكه یكی از عوامل مهم طلاق مسائل جنسی است تصریح كرد: عدم آگاهی‌ها در این زمینه موجب بدكاركردهای جنسی می‌شود به طوری كه براساس آمارهای رسمی پژوهش‌ها نشان می‌دهند 50 درصد علت طلاق مشكلات جنسی است اما بر اساس آمارهای این پژوهشكده بالای 78 درصد علت طلاق به مسائل جنسی مربوط می‌شود.

از طرفی رییس دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد در حاشیه پنجمین کنگره سراسری خانواده و سلامت جنسی گفته بود كه «باید توجه داشت که مسائل جنسی، یک کار‌کرد طبیعی میان زن و مرد است و ارضای این غریزه باید به طریقی که فرهنگ ایرانی ما تعریف کرده است اتفاق بیفتد اما بنا به دلایلی می‌تواند دچار نقصان شود.» دکتر رسول روشن افزود: «از جمله اهداف برگزاری این کنگره، شکستن تابوی پرداختن به مسائل جنسی، ایجاد بستر برای انجام پژوهش‌های کاربردی و اماده‌سازی و ارائه بسته‌های آموزشی اخلاق جنسی است.» وی با بیان اینکه در این بسته‌های آموزشی سعی خواهد شد به آموزش مسائل جنسی از کودکی تا کهنسالی پرداخته شود. عنوان کرد: «به عنوان مثال به خانواده‌ موزش داده می‌شود که چگونه به مسائل جنسی کودک پاسخ بدهند. در واقع یک بخش از این بسته‌های آموزشی مربوط به خانواده‌ها و بخش دیگر مربوط به متخصصان این حوزه و مسئولان است.»

رئیس دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد ادامه داد: «برخی باور‌ها درباره مسائل تربیتی کودکان یا مسائل جسمی و فیزیولوژیک می‌توانند بر هم زنند این کار کرد باشند و بر هم خوردن این کار کرد باعث بروز مشکلاتی چون بهانه‌جویی، اضطراب، افسردگی و نزاع می‌شود. در عین حال، ادامه یافتن این درگیری و نزاع‌ها منجر به بروز طلاق عاطفی و در نهایت طلاق حقوقی خواهد شد و همانطور که می‌بینیم درصد بالایی از طلاق‌ها به همین مسائل جنسی برمی‌گردند.» این روان‌شناس درباره ارتباط بیماری‌های روانی و بروز اختلال‌های جنسی نیز توضیح داد: «بیماری‌های روانی می‌توانند در بروز این اختلال‌ها مؤثر باشند؛ به عنوان مثال یکی از ملاک‌های تشخیص ما برای افسردگی، کاهش میل جنسی است. البته این رابطه دو‌جانبه است و گاهی فشار و استرس هم می‌تواند موجب سرکوبی این غریزه شود."

از طرف دیگر یك قاضی دادگستری معتقد است در گذشته مرد ها تنوع‌طلب بودند، امروزه مردان و زنان به دنبال تنوع جنسی هستند.

او در این باره می گوید: متاسفانه در شرایط امروز روابط نامشروع دختر و پسر در بین اقشار جامعه بیشتر شده و حساسیت خانواده‌ها نسبت به آن تحلیل رفته است.

قاضی وطن‌خواهان در میزگرد تجاوز به عنف در دانشگاه شهرکرد، دسترسی به ماهواره‌ها را در روابط نامشروع دختر و پسر بسیار تاثیرگذار دانست و تصریح کرد: امروزه تقابل بین فرهنگ سنتی و خارجی ایجاد شده به طوری که فرهنگ خارجی غلبه پیدا کرده است و یک‌سری قواعد بازی به‌وجود آورده که در این قواعد قبحی که نسبت به روابط نامشروع وجود داشت از بین رفته و موجب شده افراد ابایی از رابطه نامشروع نداشته باشند.

وی ادامه داد: در گذشته اگر رابطه‌ای وجود داشت دیگران خیلی دیر از آن مطلع می‌شدند اما امروزه به سرعت اطلاعات پخش می‌شود.

این قاضی دادگستری تنوع‌طلبی را از دیگر دلایل روابط نامشروع دانست و افزود: در گذشته مرد دارای تنوع‌طلبی جنسی بود ولی زن نه اما امروزه آن قوانین تحلیل رفته و مشاهده می‌شود که مردان و زنان به دنبال تنوع جنسی هستند.

دیدگاه‌ها  

+3 # .... 1390-10-21 14:48
«باید توجه داشت که مسائل جنسی، یک کار‌کرد طبیعی میان زن و مرد است و ارضای این غریزه باید به طریقی که فرهنگ ایرانی ما تعریف کرده است اتفاق بیفتد اما بنا به دلایلی می‌تواند دچار نقصان شود.
.
man ke nafahmidam in yani chi.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # شوماخر 1390-10-21 14:56
آها چون خانوم ها تنوع طلب شدن همه مشکلات و طلاق ها هم بر میگرده به خانم ها...مسخره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-8 # ali 1390-10-21 15:00
tanavo talabi tou marda hamishe boode bara hamin sighe ro gozashtan dar kenar aghd diiige
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+13 # مریم 1390-10-21 15:01
مردا از این می ترسن که زنا هم عین خودشون بشن. چقدر پوچ و مسخره و کودکانه فکر می کنن بعضی از آقایون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # camelia 1390-12-01 11:04
ali agha khanooma ham az tanavo badeshon nemiyad
be nazare man tanavo talabi to masaele jensi bishtar baraye heyvonast
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # ASAL 1390-12-02 19:13
dar morede khanuma ham tanavo talabi hast ama ag khanuma az shohareshun tavajoh nabinan va kheyli az mavarede zana shuyi ke mojarada az un bietela'an tu zendegishun faravun bashe dast be karhaye gheyre manteghi mizanam vali aghayun che bedi bokhoran che nadi bazam kare khodeshuno mikonan kolan tu kare golchinan! bad ye esme sighe mizaran rush midan be khorde atrafiyaneshun!man vaghean az in mozu bizaram kare kasifiye!adam harkariam anjam mide enghad ensaniyat dashte bashe hamun sharafesh bishtare ta be SIGHE KARDAN...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # مجید 1390-12-03 10:17
چیزی که من تجربه کردم اینه که وقتی قبل از ازدواج هیچ ارتباطی نباشه یه سری مسکلات که اینجا جای بحثش نیست به وجود می اید که شاید در نگاه اول متوجه نباشید اما یهو یه سری مشکلات بی ربط بر می خورید که ریشه همه در ناکامیابی جنسی و عقده های سرپوش گذارده شدده است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # محبوبه 1391-02-04 23:14
روابط جنسی تعریف داره اگه به هدفی که خدا داشته واین غریزه روخلق کرده توجه نکنیم مطمئنا این روابط جز دردسر هیچ عاقبتی نداره چه برای زنان وچه برای مردان.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # رها 1391-02-05 17:04
محبوبه خانم یکم بیشتر تعریف کنید بدونیم دیگه...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

بسیاری از مردان با مشاهده زنی که برای مان جذاب است به آنها نزدیک می شویم و طبیعتا می خواهیم احساس مان را بدون هیچ حساب و کتابی بر زبان بیاوریم. ولی با ناباوری تمام با واکنش تندخویانه خانم ها روبرو می شویم. برای خیلی از ما تشخیص این رفتار زنانه قابل درک نیست و حتی به شخصیت مان نیز بر می خورد. برای همین، شاید بد نباشد بدانیم چرا توصیف ما باعث جریحه دار شدن زنان می شود. شاید با شناختی کاملتر، طوری ابراز علاقه کنیم که هیچکس نرنجد. 1 – توصیف های آشکار جنسی جسم افراد یک پدیده بسیار خصوصی و شخصی است. افراد بدون آشنایی و رابطه ایی که وجود ندارد بهتر است وارد حریم شخصی همدیگر نشوند. هیچ انسانی با این رفتار احساس راحتی نمی کند. اگر اصرار دارید که در اولین دیدار دل به دریا بزنید پس لااقل از پوست لطیف و یا موی پرپشت شان بگویید و سعی کنید از اشاره به باسن جذاب یا سینه های برجسته و … پرهیز کنید چون عملا آنها را تبدیل به شی جنسی ساخته اید. ۲ – وصف جذابیت فردی که نمی شناسید این فرض واقعی را در نظر بگیرید که بسیاری از زنان، توصیف قد بلند و چشم قشنگ شان به یکباره از طرف یک غریبه، برای شان راحت نیست. بنابر این به هر اندازه که مقدور است امکان گفتگو و معرفی و شناخت از همدیگر را ایجاد کنید. حرف زدن چندین سود با خود خواهد داشت. خودتان را در معرض قضاوت می گذارید. نشان خواهید داد که مستاصل و اسیر انرژی سکسی نبوده اید که ناگهان از دیدن بدن زیبا یا خنده مطبوعش به وجد آمده اید و اختیار از کف داده اید. 3 –  نیت خوب کافی نیست این را صد در صد بدانید که زنان و دختران در هر سن و موقعیت و کلاسی باشند مدام در معرض قضاوت خصوصیات جنسی هستند. پس با همه نیت خوب تان از این کار دوری بجویید و سعی کنید به یکی از خصوصیات خصلتی نظیر اجتماعی بودن یا با سواد بودن یا اگر از قبل او را می شناختید از قابلیت های شغلی یا رفتاری اش نظیر سخت کوشی یا رفتار محترمانه شان با دیگران یا دقیق بودن شان بگویید. 4 – به توقع تان پر و بال زیادی ندهید اگر یک زن جذاب است و به او این واقعیت را متذکر شدید عالی. بگویید و بدون هیچ توقعی دور شوید. اگر اتفاقی افتاد که چه بهتر وگرنه بهتر است شانس خودتان را جای دیگر بجویید. ابراز احساس محترمانه نسبت به زنان به خودی خود خوب است اگر برای به چنگ آوردن شان نباشد. این روزها زنان خیلی راحت متوجه می شوند. این روزها انتقال تجربیات در بین زنان و دختران  به اندازه وسعت دسترسی به فیلم و ترانه و داستان های زیادی است که می خوانند و می بینند. تماس های وسیع شبکه های اجتماعی که دیگر نیاز به توضیح ندارد.. 5 – صادق باشید لحظه ایی شک نکنید که زنان از توصیف مثبت خصوصیات وجودی شان و حتی توجه تان به فیزیک شان ناراحت نمی شوند به شرطی که صمیمانه و محترمانه و واقعی باشد.  

مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد

نمی‌دانم چرا اینها را خطاب به تو می‌نویسم. شاید چون می‌خواهم با این روش این فصل را برای همیشه در زندگی‌ام ببندم. یا شاید چون معتقدم که آدم‌ها حتی وقتی از کنار هم عبورر می‌کنند هم روح یکدیگر را لمس می‌کنند. تا مدت‌ها پس از آنکه همدیگر را دیدیم، من احساس می‌کردم به وجد آمده‌ام. دیروقت شب بود که در مستی با هم گفت و گو می‌کردیم. سرت را چند درجه‌ای به راست چرخاندی و لبخند زدی. می‌دانستم داری فکر می‌کنی که «خودش است.» من هم می‌دانستم که دیگر کسی مثل تو به من نگاه نخواهد کرد. چقدر دلم تنگ آن لحظه شده… چند ثانیه‌ای پیش از آنکه احساس گناه کنم، این حس لذت را تجربه کردم. آیا به تو این پیام دادم که «آماده و در دسترسم؟» برای اولین بار در زندگی‌ام در موقعیت خیانت قرار گرفته بودم. رابطه‌ام با همسرم همیشه خیلی خوب نبود. اما به هر حال توانسته بودم که تردیدهایم را برای خودم نگه دارم و مطمئن بودم که کسی را جز او نمی‌خواهم. مطمئن بودم که این طور است. مطمئنم که اگر مجرد بودم هم نسبت به تو چینین احساسی می‌داشتم. نمی‌دانم اینکه متاهل بودم چقدر در احساسی که به تو داشتم موثر بود. قبلا هرگز مجبور نبودم به احتمال قطع ارتباط میان واقعیت و خیال فکر کنم، هرگز تا این اندازه به قلمرو خارج از ازدواج تعلق نداشتم. البته لزوما این طور نبوده که آدم‌هایی را که خیانت می‌کنند قضاوت کرده باشم، پیش تر تنها تصور می‌کردم این موضوع ربطی به من ندارد. شادی من خیلی وابسته به شادی دیگران است. چطور ممکن است آن را به چنین بهایی به دست بیاورم؟ به تو گفتم که باید کار درست را انجام بدهم اما تو پرسیدی پس کار درست در مورد تو چه می‌شود؟ شاید من آدم ترسویی هستم. اما نمی‌توانم شروع‌کننده کاری باشم که می‌دانم درد و رنج به ارمغان می‌آورد و من این امکان را دارم که انجامش ندهم. نمی‌توانستم درباره این موضوع با دوستانم حرف بزنم بنابراین درباره نتایج و عواقب خیانت کردن در گوگل جست‌و جو کردم. شاید دنیال چیزی بودم که آن را تایید کند. دنبال یک توافق عمومی درباره‌اش می‌گشتم.  در عوض به مجموعه ای از ناراحتی‌ها، پشیمانی‌ها و غم‌ها رسیدم. به آدم‌هایی رسیدم که زندگی‌شان از هم پاشیده بود. خیلی از آدم‌های ویران، کسانی بودند که خیانت کرده بودند. دیدم که آدم‌ها به چه سادگی توی این موقعیت افتاده بودند. جرقه روشنی بود: اینکه آنچه تو در لحظه می‌خواهی لزوما درست نیست. شاید من آدم ترسویی هستم، اما چیزی را که می‌دانم باعث درد و رنج می‌شود انتخاب نمی‌کنم. تو ممکن است موجودی استثنایی باشی، اما من برای فهم این یگانگی تو آزاد نیستم. می‌دانم که خیلی لطمه خواهم خورد، اما آدم نمی‌تواند هیچ ادعایی درباره کسی که با او رابطه پنهانی دارد داشته باشد. اندوه تمام کردن رابطه در مقایسه با  آزار دادن کسی که این وسط هیچ گناهی ندارد مضجک و دردناک است. من در سن و سالی هستم که اتفاق‌های ناراحت‌کننده‌ای از این قبیل در اطرافم زیاد می‌افتد. زندگی کوتاه و بی رحم است. یک چشم انداز این است که آدم نیازهای خود را سرکوب نکند. اما چشم انداز دیگری هم هست: چرا وقتی که لزومی ندارد دیگران را آزار بدهیم؟  
رویاهایت را فراموش كن آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ چرا قدر اکنون را نمی دانیم صد سال تنهایی من برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

این روزها همه در جستجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه های خانه و زندگی هستند که یکی از این راه کارها که از سالها پیش نیز تبلیغات وسیعی برای آن شده، استفاده از لامپ های کم مصرف است.

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
اولین تولد کافه ویسپو با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد دردسرهای خرید گوشت قرمز مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مطالب تصادفی

گزارش روز

آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران

مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به وضعیت روابط جنسی در ایران پرداخته است. در این گزارش تاکید شده است که "روابط جنسی نامشروع در حد نگران کننده ای افزایش یافته است." این مرکز یکی از راه حل های مبارزه با این روابط را ازدواج موقت دانسته است.  به نقل از فرارو، مرکز پژوهش های مجلس بازوی تحقیقاتی مجلس شورای اسلامی  گزارشی با عنوان "ازدواج موقت وتاثیر آن ر تعدیل روابط نامشروع جنسی" منتشر کرده است. در این گزارش ۸۲ صفحه ای نسبت به وضعیت روابط جنسی در ایران هشدار داده است. این گزارش "ازدواج موقت را مرهمی بر درد، روابط و رفتار های جنسی خطر ناک" دانسته است. در این گزارش مشکلات روابط جنسی در غرب ذکر شده و حقوق ازدواج در سندهای حقوق بشری بررسی شده است. در بخشی از این گزارش منع تعدد زوجات در سندهای حقوق بشری مورد نقد قرار گرفته است و آمده است: «حق تعدد زوجات مبتنی بر واقعیتی تکوینی است و نفی آن در گسترش فحشای جنسی در غرب موثر بوده است.» مرکز پژوهش های مجلس در ادامه گزارش روابط جنسی از منظر دین را بررسی کرده است، در همین راستا ازدواج موقت را به عنوان یک راهکار برای جلوگیری از روابط نامشروع جنسی مطرح می کند. این گزارش می گوید: «شکی نیست که در قرآن و سنت ازدواج موقت امری مشروع وحتی مستحب است.»   مرکز پژوهش ها قواعد فقهی و حقوقی ازدواج موقت را ذکر کرده است.   این گزارش تاکید کرده است که "متاسفانه فرهنگ جوامع اسلامی به واسطه رفت و آمد، وسایل ارتباط جمعی، ماهواره و اینترنت به شدت از فرهنگ غرب تاثیر پذیرفته است."    همچنین آورده است "بالارفتن  سن ازدواج، تمایل به زندگی مجردی، روابط جنسی آزاد، کاهش ازدواج و افزایش طلاق و ... از تاثیرات فرهنگی غرب بر جوامع اسلامی است."   آمارهایی از روابط جنسی در ایران مرکز پژوهش ها در سر فصل مهمی از گزارش با عنوان "وضعیت موجود در آیینه آمار" شرایط روابط جنسی در ایران را تشریح کرده است. اين گزارش با استناد به نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش، نتايج تحقيق بر روی ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصيلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر کرده است.   بر اساس اين تحقيق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز يعنی ۷۴.۳ درصد دارای رابطه «غير مجاز با جنس مخالف» بوده‌اند.   همچنين تعداد ۲۴ هزار و ۸۸۹ نفر که ۱۷.۵ درصد دانش آموزان مورد تحقيق را در بر می‌گیرد، همجنس‌گرا بوده‌اند و ۱۱ هزار و ۶۸۲ نفر يعنی ۸.۲ درصد نيز دست به خودارضايی می‌زده‌اند.   اين گزارش همچنين با استناد به آمار مرکز تحقيقات سايبری سپاه و سخنان ابراهيم بيانی، معاون اطلاعات سپاه فجر استان  فارس، خبر داده که در زمينه مراجعه به سايت‌های غير اخلاقی در ظهر عاشورا، از بين ۱۸۲ کشور جهان، تهران مقام نخست و شيراز رتبه پانزدهم را به خود اختصاص داده است.   در بخشی با عنوان "بدحجابی خودرایی تحریک کننده"  آماری از میزان دستگیری بدحجابان منتشر شده است.   براساس این آمار: از نظر گروه سنی بالغ بر ۹.۷۸ درصد زیر ۱۵ سال، ۴۶.۹ درصد بین ۱۶ تا ۲۰ سال، ۳۱.۵ درصد ۲۱ تا ۲۵ سال و ۱۳.۸ درصدشان ۲۶ تا ۳۰ سال داشته اند.   به لحاظ وضعیت تاهل ۸۴.۶ درصد مجرد بوده اند ۱.۳ درصد متاهل و ۲.۲ درصد مطلقه بوده اند.   به لحاظ وضعیت تحصیلی نیز 46.9درصد دارای تحصیلات متوسطه و دیپلم، ۲۷.۷درصد فوق دیپلم و لیسانس، ۲۵.۴ درصدشان بالاتر از لیسانس بوده اند.   این گزارش همچنین به تحقیق از محمود گلزاری روانشناس و  استاد دانشگاه علامه طباطبایی اشاره کرده است که تائید می کند درصد دختران مورد پرسش در چند دبيرستان دخترانه تهران گفته‌اند که  دوستی با جنس مخالف را تجربه کرده‌اند.   گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس به نقل از کارشناسان و مسئولين از کاهش سن روسپيگيری به ۱۵ سال خبر داده است. اين گزارش به نتايج تحقيقی اشاره کرده  که بر اساس آن، «آمار روسپيگری بين زنان متاهل بيشتر از مجردهاست».   بر اساس آنچه که در اين گزارش ادعا شده است، «۱۱ درصد روسپيان شهر تهران با اطلاع همسران‌شان دست به روسپيگری می‌زنند».   گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به تشکيل ۲۸۰ پرونده‌ تجاوز جنسی در چهار ماهه اول سال ۱۳۸۸، از يک تحقيق انجام شده توسط اعضای هيات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از زنان ۱۵ تا ۳۵ ساله خبر داده که بر اساس آن، ۱۲.۵ درصد از زنان در مقابل لمس اعضای بدن و ۶۲.۵ درصد در مقابل متلک‌های زننده سکوت می‌کنند، اين در حالی است که بيش از ۶۰ درصد زنان سابقه مواجهه با اين آزارهای جنسی را داشته‌اند.   بیشتر آماری که مرکز پژوهش ها مورد استناد قرار داده است پیش از این رسانه های داخلی کشور منتشر شده اند.   گزارش بازوی پژوهشی مجلس شورای اسلامی با استناد به این آمارها اوضاع رابطه جنسی در ایران را نگران کننده خوانده و تاکید کرده است "تشکيل کانون‌های ازدواج موقت و تبليغ اين روش ازدواج" راه حلی برای این نگرانی است و  استدلال های خود را مطرح کرده است.  

در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند

تجربه این كه باد توی موهایت بپیچد تجربه غریبی است. اولین بار كه بعد از سال ها برایم اتفاق افتاد حس كردم تازه دارم نفس می كشم. اینها را من نمی گویم، شیما می گوید كه ازتجربه خود در پارك بانوان حرف می زند.
چرا مردان زنان را آزار جنسی می‌دهند؟ تاریخچه موسسه خیریه بهنام دهش پور ازدواج كودكان؛ فاجعه ادامه دارد سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

قصه شده ام!

برایت قصه میگویم از روزهایی که دور نیستکه دیر نیستاز روزهایی که اردیبهشت ، عطر نارنج های نورسیده ی کلاردشت رو میداد و عشق به رنگ شال های رنگ رنگ من بود که میان کوچه های غرق شکوفه از سرم سر میخورد و میان شانه هایم رقاصی میکرد برایت قصه میگویم از روزهایی که دور نیستکه دیر نیست

مردانی که از تصمیم گیری می ترسند

همه ما در مراحل زندگی، مدام با تصمیمات و انتخاب هایی روبرو می شویم که هر کدام شان می تواند وضعیت زندگی ما را کاملا دگرگون کند. به همین دلیل جرئت و جسارت در تصمیم گیری، از نشانه ها معتبر برای ابراز وجود مردانه بوده است. شاید در دوران ما، تنوع تصمیمات و انتخاب ها کمی گیج کننده به نظر برسد و همیشه فکر کنیم فرصت یک انتخاب یا یک عمل بهتر برای ما وجود دارد و خود این مسئله بر سختی تصمیم و انتخاب بیفزاید. متاسفانه بعضی از مردان جرئت لازم را ندارند. آنها همه عمر از شغل شان و نوع تحصیلی که انتخاب کرده اند یا تحصیلی که نخواستند داشته باشند ناراضی هستند. ریسک نمی کنند. بلندپروازی ندارند. از اشتباه می ترسند و همیشه یک دلیل بیرون از خودشان، مسئول کم آوردن ها و بدبختی های شان است. این نوع افراد جرئت ندارند بپذیرند هر تصمیمی ممکن است اشتباه باشد چون شکست، اشتباه و جواب رد گرفتن با روحیه ضعیفی که دارند همخوانی ندارد. پذیرش شکست و نه شنیدن، نوعی شجاعت می طلبد و مشخصه اصلی اش این است که هویت استوار و قابل اعمادی برای خود قائل هستند. این نوع افراد مثلا در محیط اجتماعی و گردهم آیی های دوستانه اهل پیشنهاد دادن نیستند. سلیقه خودشان را و نیت خودشان را به طور آشکار بروز نمی دهند. به دوستان شان فیلم خوب، سفر جالب، قهوه خانه دنج پیشنهاد نمی دهند. آنها می ترسند که سلیقه شان مورد پسند نباشد. این نوع افراد ترجیح می دهند از بقیه، مدام پیروی کنند ولی در درون ذهن شان، همیشه متعجب هستند که چرا هیچکس قدر شان را نمی داند و بهای کافی به آنها نمی دهد. آنها دست بر قضا، اگر در یک جمع با دختری که برای شان دوست داشتنی به نظر برسد همان شیوه همیشگی را دنبال می کنند. سریع به این نتیجه می رسند که فرد مورد نظر دست نیافتنی است و راه حل شان معمولا  پناه بردن به افکار منفی نسبت به فرد مزبوراست. یک لحظه به این فکر نمی کنند که هیچ جدئت و ارزش جذابی از خودشان یا ازحرکات چشم و دست و حالت نشستن شان ساطع نمی شود که جذاب شان بسازد. آنها در درون و خلوت خودشان، تصور خوشایند و جذابی از خودشان ندارند. برای همین جرئت  ابراز وجود ندارند. این نوع مردان، معمولا ناکامی شان را به چیزهای نسبت می دهند که ندارند یا فکر می کنند ندارند. قاطعانه باور دارند یا باید بسیار جذاب و اجتماعی باشند یا خیلی پولدار… آنها قادر به دیدن بخش بزرگی از دختران و زنان جامعه شان نیستند که برای شان پول و قیافه بسیار جذاب مردانه اصل نیست. نمی خواهند بپذیرند خیلی از دختران و زنان امروز کار و اندازه منطقی زیبایی خودشان را می شناسند و برای همین واقعبینانه دنبال یک مرد می گردند که بیش از هر چیز قابل اعتماد به خود و آنها باشد.
وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند خانم ها همیشه مقدم نیستند بشر از نظر جنسی تنوع طلب است اما ترجیح می دهد متعهد باشد هر فرد 13 راز شخصی دارد افزایش دوقلوها در جهان

زنان حادثه

زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد

درست نه سال از مرگ زن اول می گذرد و كمتر از یك سال از مرگ زن دوم و مرد همچنان زنده است و زندگی می كند و فكر می كند قربانی این ماجرای چند ساله اوست. علی و عرفان دو پسر لاله و ناصر محمدخانی وقتی روز 17 مهرماه 1381 از مدرسه به خانه می آیند با پیكر غرق در خون مادر خود مواجه می شوند.

فرشتگان نجات

خرید اسلحه در ایالات متحده آمریکا یک امر بسیار پیش پا افتاده، قانونی و ساده است. کافیست سری به 5000 مغازه اسلحه فروشی در سراسر کشور شوید و با یک خمپاره انداز بیرون بیایید. نه یک اسلحه کوچک جیبی بلکه با یک خمپاره انداز یا یک مسلسل از نمونه مسلسلهایی که در ارتشهای مختلف جهان استفاده میگردد. خود آمریکاییها به دو دسته تقسیم میشوند کسانی که موافق ادامه این قانون هستند و کسانی که مخالف اند. دلیل موافقان این قانون اینست که تجارت اسلحه در آمریکا از آغاز تشکیل این کشور 200 ساله آزاد بوده است و بنابراین باید چنین نیز باشد. همچنین آمریکا کشوریست با وسعت زیاد کلانتریها و نیروی پلیس کم بنابراین مردم باید حق داشتن اسلحه برای دفاع از خود را داشته باشند. همچنین استدلال آنان اینست که در طول سال تعداد بیشتری با سلاح سرد کشته میشوند بنابراین چرا چاقوها را از مغازه های لوازم خانگی جمع نمی کنید؟ ما در اینجا سعی به قضاوت درباره درستی این استدلالها را نداریم، هر کشوری قوانین خاص مربوط به خود را دارد. احتمالا همه ما در جریان واقعه دلخراش مدرسه ابتدایی شهر نیو تاون در ایالت کانکتیکات آمریکا قرار گرفته ایم. آدام لندزا جوان گوشه گیر و غصبی 23 ساله در یک روز عادی با نیم دوجین اسلحه به مدرسه محل کار مادرش میرود، ابتدا مادر خود و سپس 25 انسان بیگناه دیگر را میکشد و سپس خودکشی می نماید. در میان کشته شدگان 20 کودک 6 تا 8 ساله به چشم می خورند. دلیل این شورش بی دلیل هنوز معلوم نیست. تیراندازی بی دلیل به قربانیان برای دفعه اول اتفاق نیفتاده است کشتارهایی اینچنینی در سراسر سال در آمریکا اتفاق می افتد اما سابقه نداشته جوانی 23 ساله بدون هیچگونه سو پیشینه دست به انجام همچین جنایتی، کشتار کودکان زیر دهسال زده باشد. اگر آدام لندزا شیطان صفت در سوی تاریک این داستان قرار گرفته است در سوی دیگر این داستان اما معلمانی جوان قرار داشته اند که جانشان را برای نجات شاگردانشان بخطر انداخته اند. ماری جیکوبز کتابدار کتابخانه مدرسه وقتی صدای تیر اندازی شنید تمامی 18 کودکی که در کتابخانه بودند را سریعا به دفتر اداری کتابخانه انتقال داد و کمد بزرگی را به پشت در دفتر قرار داد وتا آمدن نیروی پلیس کمد را جابجا ننمود. ماری میگوید من شنیدم که او وارد کتابخانه شدو چون فکر میکردم که همگی ما لحظات آخر عمرمان را میگذرانیم بچه ها را بدور خود جمع نمودم و به آنها گفتم که چقدر عاشق تک تک آنان هستم، فکر کردم اگر مادرانشان اکنون پیش آنان بودند احتمالا همین حرفها را به آنان می زدند. پلیس میگوید اگر ماری کمی تعلل می نمود همگی کودکان کشته میشدند. اما سرنوشت ویکی لی سوتوی 27 ساله، معلم کلاس اولی ها طور دیگری رقم خورد. او هنگامی که صدای شلیک گلوله ها را شنید همگی بچه ها را در کمد جالباسی کلاس جا داد و هنگامی که قاتل وارد کلاس او شد و پرسید بچه ها کجا هستند او جواب داد: در سالن ورزش مدرسه، قاتل با شلیک تیری به او، او را جا بجا بقتل رساند. هنگامی که پلیس وارد کلاس وی شد شاگردانش بروی زمین در کنار جسد بیجان او حلقه زده بودند. مواردی اینچنینی از زنانی معمولی که در لحظاتی سخت تبدیل به فرشتگانی واقعی در دنیای تلخ کنونی ما میگردند و جان انسانها را نجات میبخشند کم نیستند، یک نمونه آنرا چندی پیش در کشور خودمان در زلزله اخیر ورزقان شاهد بودیم. گلین خانم یا همان گلی سعادتی از اهالی روستای چای کندی ورزقان. او دقایقی پس از زلزله توانسته به تنهایی دقایقی ۶ نفر را از زیر آوار بیرون بکشد که 4 نفر از آنها زنده مانده اند. او می گوید: "پسر کوچکم کنار دستم نشسته بود و داشتم در تنور نان می پختم که زمین به شدت لرزید ، مادر شوهرم که در ایوان طبقه دوم خانه کاه گلیمان نشسته بود با فروریختن خانه مان زیر آوار مانده بود بعد از اینکه پسر کوچکم را در محوطه باز قرار دادم، اولین نفری که از زیر آوار بیرون کشیدم مادر شوهر پیرم بود. در روستا بلوایی به پا شده بود و هر کس به طرفی می دوید ، یکی گریه می کرد یکی به سرش می کوبید. اولین کسانی که به ذهنم رسید پیرمرد و پیرزن پیری بود که همسایه مان بودند، وقتی وارد ویرانه خانه شان شدم پیرزن بین دو تیرک گیر کرده و مانده بود ، به خانه ویران شده اش زل زده بود و در حالیکه سر و رویش را گرد و خاک گرفته بود، به آرامی کمک می خواست و پیرمرد هم فقط کاسه سرش از زیر تل آوار معلوم بود ، بعد از اینکه پیرزن را بیرون آوردم با دستهایم خاک ها را پس زدم و مرد را به حیاط کشیدم ، خاک ها را از دهانش بیرون آوردم و راه نفسش را باز کردم، همین که به کوچه آمدم بچه های همسایه دیگرمان را دیدم که فریاد زنان برای مادر شان که زیر آوار مانده کمک می خواهند، به داخل خانه آنها دویدم ، اما خانه زیر و رو شده بود و جز تلی از خاک نبود، به این طرف و آن طرف می دویدم که از زیر پایم فریاد کمک "یوسف " پسر همسایه مان را شنیدم که گفت " خاله گلی " ما اینجاییم با مادرم ، کمکمان کن ، خاک ها را کنار زدم و پسر را زنده بیرون آوردم ، اما مادرش را که بیرون کشیدم و راه نفسش را باز کردم دیدم نفس ندارد و متاسفانه فوت کرده بود ، یک نفر را هم بعدا از زیر آوار بیرون کشیدم که او نیز متاسفانه فوت شده بود. آیا ما آمادگی ذهنی لازم برای تبدیل شدن به چنین ابر زنهایی که جان انسانها را در پیچهای حساس زندگی نجات میدهند، را داریم؟   عکس متعلق به ویکی لی سوتو، معلم کشته شده مدرسه سندی است.
زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است ستارگانی که دیر مادر شدند آیا پینار سلک محکوم میشود؟ برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' عشق آقای رئیس جمهور

حقوق زنان

با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید

توی دفتر خانه ازدواج و طلاق یک عالمه برگه های حقوقی است که آدم ها برای ثبت ازدواجشان باید آنها را امضا کنند. شما هم که غرق در دنیای عاشقانه روزهای اول زندگی، همینطوری بدون توجه و دقت و مطالعه خودکار را روی ورقه می گذارید و امضا می کنید. ولی لطفا دست نگه دارید، چندتا چیز دیگر است که باید به این مواردی که امضا می کنید اضافه کنید. شما بدون اضافه کردن این موارد به عقدنامه خود برخی از حقوق تان را از دست می دهید. مثلا شما حق طلاق گرفتن، حق سفر کردن بدون اجازه شوهر، حق تحصیل کردن، حق انتخاب شغل، حق انتخاب محل زندگی و حق حضانت فرزندانتان را به راحتی از دست می دهید. سال ها است که فعالان حقوق زنان برای تغییر این قوانین تلاش می کنند اما نه تنها قوانین تغییری نکرده اند که در برخی موارد موادی هم به آن اضافه شده است که مثلا به مردان اجازه اختیار کردن همسر دوم بدون اجازه همسر اول و تنها با حکم دادگاه را می دهد. حالا در این شرایط که قانون از حقوق زنان حمایت نمی کند باید به راهکارهای دیگری مانند "شروط ضمن عقد" روی آورد. بر این اساس زن و شوهر در مورد مسائلی که قانون در مورد آنها سکوت کرده و یا نظر قانون مورد پذیرش آنها نیست ولی خود قانون توافق خلاف آن را ممکن ساخته، شروطی را در سند ازدواج ثبت می کنند. همان دوازده موردی که عروس و داماد در عقدنامه پای آن را امضا می کنند هم شروطی است که مرد به زن در آن وکالت می دهد که با اثبات آنها برای گرفتن حکم طلاق وکالت داشته باشد. البته بعضی دفترخانه های ازدواج و طلاق از ثبت شروط ضمن امتناع می کنند که برای رفع این مشکل شما می توانید از قبل دفترخانه هایی را که برای گنجاندن شروط ضمن عقد مشکلی ندارند پیدا کنید. این شروط باید با عبارات حقوقی معینی در عقدنامه نوشته شود و در صورت ذکر نشدن برخی عبارات خاص حقوقی از حیث اعتبار خارج است و نمی توان به آنها استناد کرد. بنابراین در زیر هفت شرط ضمن عقدی که برخی از حقوق شما را تضمین می کند با عبارات حقوقی آورده شده است که عینا می توان به عنوان شروط ضمن عقد از آنها استفاده کرد. 1- زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمانی که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و از قید زوجیت خود را رها کند، به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه. 2- زوجه اجازه دارد از هم اکنون هرگاه خواست به خارج از کشور برود و نیاز به اجازه مجدد زوج ندارد، چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه و این اجازه دائمی است. 3- زوجه حق ادامه تحصیل تا هر مرحله یی که لازم بداند و در هر مکان و محلی که ایجاب کند مخیر است. 4- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلی که مایل باشد و هر کجا که بتواند کار کند، مخیر می کند و اجازه می دهد که مشغول به کار شود. 5- زوج و زوجه متعهد می شوند هنگام جدایی اعم از اینکه متارکه به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن کلیه دارایی که بعد از ازدواج دائم زوجین به دست می آورند بین آنها به مناصفه تقسیم شود. 6- حق انتخاب مسکن و تعیین شهر یا محلی که زندگی مشترک در آنجا ادامه پیدا کند با زوجه خواهد بود. 7- اگر در آینده زوجین دارای فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از کشور نیازی به اذن پدر ندارند. با همه اینها باید به یاد داشته باشیم که شروط ضمن عقد تنها یک راهکار موقت است برای مشکل نابرابری حقوقی که زن و مرد با ازدواج به آن دچار می شوند: راهکار موقتی که تا بازنگری و اصلاح قوانین خانواده می تواند کفه ترازوی ازدواج را برای زن و مرد برابر کند.

۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان

سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر را روز جهانی رفع خشونت علیه زنان اعلام کرده است. بر اساس اطلاعات پایگاه اینترنتی unwomen (سازمان ملل متحد، نهادی برای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان)خشونت علیه زنان و دختران اجتناب ناپذیر  و قابل قبول نیست. سازمان ملل متحد اعلام کرده است: با توجه به مطالعه سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال 2013، 35 درصد از زنان در سراسر جهان خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده اند. این سازمان همچنین در این پایگاه اینترنتی اعلام کرده است: برخی مطالعات ملی نشان می دهد که تا 70 درصد زنان، خشونت فیزیکی یا جنسی در طول عمر خود را تجربه کرده اند. این سازمان با انجام مکانیزم خیر خواهانه خود به خشونت علیه زنان و دختران می پردازد. و از طرح های موثری که خشونت علیه زنان و دختران را به طور اصولی آشکار، کاهش و برطرف خواهند کرد، پشتیبانی می کند. این سازمان از زمان تاسیسش، برای پایان دادن به خشونت علیه زنان 95 میلیون دلار به 368 پروزه در 132 کشور و منطقه اهدا کرده است. صندوق سازمان ملل متحد در حال حاضر 77 برنامه در 70 کشور با ارزش 55،5 میلیون دلار را پشتیبانی می کند. با تصدیق قطعنامه 50/166 مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1996 و اجرای آن توسط زنان سازمان ملل UN Women به نمایندگی از سازمان ملل متحد، صندوق ائتلافی این سازمان با سازمان های غیر دولتی، دولت ها و  کشورهای عضو سازمان ملل متحد در این راستا فعالیت می کنند: جلوگیری از خشونت علیه زنان و دختران، به خصوص آن هایی که در معرض خشونت بیشتری قرار دارند، از جمله دختران نوجوان و زنان بومی یا زن های اقلیت قومی با تقویت و مشارکت گروه های رزمی از قبیل مردان و پسران جوان، و رهبران سنتی و پایبند ایمان برای تلاش به پیشگیری از این خشونت ها. گسترش دسترسی زنان و دختران نجات یافته از خشونت به خدمات، از جمله کمک های حقوقی، مشاوره روانی اجتماعی، مراقبت های بهداشتی، و افزایش ظرفیت خدمتگزاران در پاسخگویی به نیازهای زنان و دختران تحت تاثیر خشونت. تحکیم اجرای قوانین، سیاست ها و برنامه های حقوقی در مورد خشونت علیه زنان و دختران از طریق جمع آوری و تجزیه و تحلیل سوابق، افزایش ارائه دهندگان خدمات و  فعالیت موثرتر موسسات برای شفاف سازی و پاسخگویی در مقابله با خشونت علیه زنان.
پای صحبت الکساندرا شفچنکو، یکی از سه رهبر اصلی گروه فمن تغییر معنای برهنگی ازدواج! نه به هر قیمتی گرفتن حق باید محضری شود رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟ ماجراهای دفتر من