زنان حادثه

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

سرگرد یاسمن مقبلی، خلبان ایرانی‌آمرکایی نیروی دریای ارتش ایالات متحده، به عنوان یکی از نفرات برگزیده برای شرکت در دوره دو ساله آموزشناسا معرفی شده است.

به گزارش شبکه خبری فاکس، خانم مقبلی به همراه چهار زن و هفت مرد دیگر از میان ۱۸ هزار فرد داوطلب برای شرکت در این دوره، برگزیده شده است.

یاسمن مقبلی که اهل شهر بالدوین در ایالت نیویورک است، مدرک مهندسی خود را از دانشگاه‌های ام آی تی و دانشکده عالی نیروی دریایی ارتش آمریکا دریافت کرده است.

خانم مقبلی که در حال حاضر دانشجوی مدرسه خلبانی است، در دوران خدمت در ارتش در بیش از ۱۵۰ ماموریت جنگی شرکت کرده است.

به گزارش ای بی سی، این دوازده زن و مرد از افرادی در رشته‌ها و سن‌های مختلف انتخاب شده‌اند. این افراد که برخی از آنها پزشک، استاد دانشگاه، زیست شناس، خلبان ومهندس هستند از ۲۹ تا ۴۲ سال سن دارند. رابرت لایتفوت، یکی از مسولین ناسا می‌‌گوید که وقتی به توانایی‌ها و سابقه درخشان این افراد نگاه می‌کند، «شایستگی‌های خودش را زیر سوال می‌برد!»

این دوره آموزشی فضانوردان را برای انجام فعالیت‌هایی مانند رفتن به ایستگاه بین‌المللی فضایی در مدار زمین، پرواز با سفینه‌های فضایی، یا فعالیت‌های تازه ناسا در فضا آماده می‌کند. در جشنی که به مناسبت انتخاب این افراد ترتیب داده شده بود، مایک پنس، معاون اول ریاست جمهوری آمریکا، گفت که آمریکا در عصر دونالد ترامپ دوباره رهبری خود در فضا را به دست خواهد گرفت.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

سلنا گومز، خواننده جوان پاپ یکی از پرطرفدارترین چهره ها در شبکه اینستاگرام است که بیشتر از صد و سیزده میلیون هوادار دارد.

او در گفتگویی که با مجله ووگ داشته می گوید زمانی که نامش به عنوان چهره ای با بیشترین هوادار اینستاگرام مطرح شد، وحشت کرد.

او می گوید زندگی اش اینستاگرام بود از زمانی که بیدار می شد تا زمانی که به تختمی رفت فکر و ذکرش مطالبی بود که بر این شبکه پست می کرد و یا می دید.

گومز می گوید چیزهایی که نمی خواستم ببینم را نیز در اینستاگرام می دیدم و همین برایم دغدغه فکری ایجاد می کرد.

از همین رو، او اپلیکیشن اینستاگرام را از روی تلفنش پاک کرد و از دستیارش خواست تا مدیریت صفحه اش را بر عهده بگیرد.

سلنا گومز در سال ۲۰۱۴ به مدت دو هفته برای درمان بیماری «لوپوس» بستری شد. در این بیماری، سیستم ایمنی بدن علیه ارگان های خود عمل می کند.

گومز در گفتگو با ووگ در مورد چالشهایی که در این مدت داشته صحبت کرده است و اینکه مجبور شد تور کنسرتهایش را کنسل کند و برای مداوای فراتر از آنچه انجام شده بودف اقدام کند.

این خواننده بیست و چهار ساله می گوید بیماری در او عدم اعتماد به نفس، افسردگی و اضطراب ایجاد کرده بود و این باعث می شد هر بار می خواهد روی سن برود و اجرا کند دچار حمله عصبی شود.

سلنا گومز می گوید همواره از طرفداران جوانش می خواست تا به او و همدیگر قول بدهند سالم و زیبا و با اعتماد به نفس بمانند اما پس از مدتی می دید جوانان بیست سی ساله در کنسرتهایش سیگار می کشند و مست می کنند اما از آنجایی که خودش هم با مشکلی مشابه روبرو بود، نمی توانست در چشمشان نگاه کند و از آنها قول بگیرد. از همین رو، کنسرتهایش را متوقف کرد و به مداوا مشغول شد.

گومز در مرکز درمانی تنسی بستری شد و آنطور که خود می گوید در آنجا با شش دختر دیگر بود که برایشان مهم نبود او کیست و چند هوادار در اینستاگرام دارد چرا که آنها برای بقا می جنگیدند.

گومز از این تجربه به عنوان یکی از دشوارترین تجربه هایش یاد می کند اما از انجام آن خوشحال است.

او در حال حاضر با آبل مکنن تسفی که با نام هنری « د ویکند» شناخته می شود در رابطه عاشقانه است.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

کمتر از یک ماه پیش، جیمنا ریکو، اسپانیایی و شازا اسماعیل زاده مصر مثل سایر زوجهای همجنسگرا در لندن بودند، جایی که عشقشان شکفته بود.

اما تماس تلفنی پدر خانم اسماعیل باعث شد که این زوج برای سفری کوتاه به دوبی بروند. سفری که به گفته خانم ریکو با یک تلفن ساده شروع شد اما با تهدید مرگ، فرار از مرزهای بین‌المللی و حبس شدن در یکی از زندان های ترکیه توام شد.

خانم اسماعیل گفته است که در زندان ترکیه با آنها رفتاری وحشتناک، غیر انسانی و غیر منتظره شده است.

خانم ریکو که اکنون در شهر توروکس، زادگاه خود در اسپانیاست، همراه با خانم اسماعیل جلوی دوربین خبرنگاران رفت تا از کابوسی تعریف کند که طی آن والدین دوست دخترش در دوبی سعی کردند آنها را به زور از هم جدا کنند. کابوس وحشتناکی که سه هفته به طول انجامید.

خانم ریکو به خبرنگاران گفت: می خواهم ماجرایمان را برای همه تعریف کنم چون فکر می کنم به بسیاری از همجنسگرایان که سرکوب می شوند، کمک می کند.

او که ۲۸ سال سن دارد به خبرنگاران گفت ماجرا خیلی ساده شروع شد. پدر خانم اسماعیل به او گفت که مادرش مریض و در بیمارستانی در دوبی بستری است. آنها به همین دلیل روز ۱۴ آوریل پرواز کردند و به دوبی رفتند.

جیمنا ریکو گفت: اما این یک کلک بود. او ما را تهدید به مرگ کرد و گفت که به جرم لزبین بودن ما را روانه زندان می کنند

آنطور که او می گوید، خانم اسماعیل که ۲۱ ساله است، توسط خانواده اش حبس شد اما آنها موفق به فرار شدند و به تفلیس در گرجستان پرواز کردند.

اما با وجود آنکه نزدیک به سه هزار کیلومتر از خانواده خانم اسماعیل فاصله گرفته بودند، هنوز در امنیت نبودند.

امیدوار بودند که از آنجا بتوانند با پروازی دیگر به لندن بیایند، اما پدر خانم اسماعیل در فرودگاه پیدایش شد و مدارک شناسایی و ویزای بازگشت او به لندن را پاره کرد.

خانم ریکو گفت که مقامات گرجستان سپس آنها را به مرز با ترکیه اسکورت کردند.

وزارت امور خارجه اسپانیا می گوید که آنها در سامسون در شمال ترکیه بازداشت و به استانبول منتقل شدند.

در آنجا به اتهاماتی در رابطه با تروریسم بازداشت شدند و به گفته خانم ریکو، مدارکی را امضا کردند که محتوایش را نمی فهمیدند.

خانم ریکو توانست به خانواده‌اش خبر دهد و آنها سپس پلیس اسپانیا را از موضوع مطلع کردند.

بعد از سه روز حبس در زندان ترکیه و با وساطت وزارت کشور اسپانیا، این زوج آزاد شده و خانواده خانم ریکو آنها را با آغوش باز پذیرفتند.

اما پدر خانم اسماعیل ماجرا را طور دیگر تعریف می کند. او اذعان کرده که به فردوگاه تفلیس رفته اما تنها پاسپورت قدیمی دخترش را پاره کرده است.

او که نامش فاش نشد به یکی از شبکه‌های تلویزیونی اسپانیا گفت "وقتی دخترم به فردوگاه دوبی رسید او را بغل کردم.

او گفته بود که می خواهد در لندن بماند اما من از او خواستم که به دوبی برگردد و در مورد لزبین شدنش صحبت کنیم. او از طریق پیام کوتاه (تکست) تلفنی به ما گفته بود که لزبین شده است.

پدر خانم اسماعیل گفت که او می خواست دخترش را پیش روانشناس ببرد و از او خواسته بود که در دوبی بماند و به درسش ادامه دهد. اما او خانه را ترک کرد.

دوستی به من اطلاع داد که دخترم به تفلیس رفته و من هم به پلیس گفتم که او فرار کرده و یا ربوده شده است.

جیمنا ریکو گفت این را می پذیرد که پدر خانم اسماعیل آنچه را انجام داده که "فکر می کند به صلاح دخترش است اما فکر او آنقدر بسته است که نمی فهمد".

خانم اسماعیل در حال حاضر با ویزای موقت در اسپانیا مانده است و خانم ریکو امیدوار است که بتوانند به زودی باهم ازدواج کنند.

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

امانوئل ماکرون ۳۹ ساله از دوران دبیرستان با معلم خودش Brigitte Trogneux آشنا شد و علاقه شان آنقدر ادامه یافت تا آنکه خانم معلم بعد از طلاق، ۱۰ سال پیش با شاگردش ازدواج کرد. البته برای فرانسوی ها، مدت ها است که زندگی خصوصی رهبران سیاسی در تصمیم گیری شان تاثیری ندارد.

تنها نکته متفاوت این است که اغلب مردان سیاسی فرانسه دارای معشوقه های نصف سن خودشان بودند. زنان فرانسوی البته از این ماجرای جدید خشنود هستند و فکر می کنند وقتش رسیده است به همان اندازه که رابطه بین مردان مسن و زنان جوان در جامعه عادی شده است، رابطه زنان مسن با مردان خیلی جوانتر نیز عادی شود.

مسئله مهم برای فرانسوی ها این است که این اتفاقات در دنیای بزرگسالان صورت می گیرد و حق شخصی هر انسانی است هر طور می خواهد زندگی اش را رقم بزند.

امانوئل ماکرون طرفدار ماندن فرانسوی ها در اتحادیه اروپا است. برنامه های سختگیرانه ایی نسبت به مهاجرین و پناهنده ها ندارد و از نظر سیاسی تقریبا میانه رو است. او قبلا در بانک به عنوان مسئول سرمایه گذاری برای مشتریان، کار می کرده است.

در آخرین مناظره تلویزیونی که با رقیب محافظه کارش مارین لوپن داشته است موفق تر ابراز وجود کرده است.

 

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

کارن گورملی خودش را فردی \"لبخند به لب و تقریبا خجالتی\" توصیف می‌کند، ولی می‌گوید که به خاطر اندازه پستان‌هایش، دیگران او را به گونه دیگری می‌بینند. او که ۴۵ سال دارد و در لنکشر بریتانیا زندگی می‌کند، بعد از انتشار گزارش‌ها درباره عکس‌های اما واتسون در مجله ونیتی‌فیر و واکنش‌ها به یکی از این عکس‌ها، از تجربه شخصی خود برای بی‌بی‌سی نوشت.

کارن می‌گوید که به طور خاص، زن‌ها براساس ظاهر او درباره شخصیتش قضاوت می‌کنند. این نوشته، ماجرای او از زبان خودش است:

من آدم ریزه‌اندامی هستم با پستان‌های بزرگ، و به دلیل همین شکل ظاهری، استنباط بیشتر آدم‌ها این است که من فرد بی‌بندوباری هستم. وقتی عده‌ای، اما واتسون را به دلیل نشان دادن بخشی از پستان‌هایش در یک عکس، هدف حمله قرار دادند، بحث‌هایی که درگرفت، برای من خیلی آشنا بود.

من هم یک فمینیست هستم و باور دارم که زن‌ها باید هر آنچه را دوست دارند، بپوشند.

برخلاف اما (واتسون) من خجالتی‌تر از آن هستم که بتوانم عکس (مشابهی) بگیرم، ولی به محض این که لباس‌هایی که می‌پوشم متناسب تن من هستند یا یقه بازی دارند، بلافاصله به من برچسب می‌زنند که به دنبال جلب توجه هستم.

ماجراها از ۱۴ سالگی من شروع شد. متوجه شدم که مردان میانسال دنبالم می‌کنند. با آن که لباس فرم مدرسه به تن داشتم (معلوم بود کم‌سن‌وسال هستم)، هر بار که به مرکز شهر می‌رفتم، کسی بود که دنبالم می‌کرد. واقعا ترسناک بود.

اما همیشه این مردان نبودند. یکبار یکی از معلمان زن به من گفت که نمی‌توانم روپوش بی‌آستینی را که لباس فرم مدرسه بود بپوشم، چون آن لباس من را \"نمی‌پوشاند\".

همیشه احساس می‌کردم که روی لبه تیغ هستم و شروع کردم به پوشیدن لباس‌های گشاد و به همین دلیل، دیگران فکر می‌کردند که من چاق هستم.

وقتی ۱۶ ساله شدم، به اندازه‌ای جرات پیدا کردم که در یک مهمانی لباسی متناسب تن خودم بپوشم. با آن که لباسی معمولی بود، درز بین پستان‌هایم در آن مشخص بود. همین که دوستانم من را دیدند، از این که چقدر وزن کم کرده و لاغر شده‌ام، ابراز تعجب کردند.

اما بدترین اتفاقی که تاکنون برایم رخ داده است، در ۲۱ سالگی من بود. وقتی که دوست‌پسرم من را به برادرش معرفی کرد و برادر او به جای این که بگوید مثلا \"از دیدن شما خوشوقتم\" به سینه‌ام اشاره کرد و گفت: \"اندازه آنها را ببین!\"

من به فکر جراحی برای کوچک کردن پستان‌هایم هستم. مخصوصا که پستان‌هایم باعث شده‌اند کمردرد بگیرم. این تصمیم بیشتر دلایل پزشکی دارد، ولی همزمان برخورد آدم‌ها هم در این تصمیم تاثیر داشته است.

نظر دوست یکی از دوستانم تیر آخر را زد. او گفت که من به این دلیل مورد توجه (مردان) قرار می‌گیرم که پستان‌های بزرگی دارم.

این حرف باعث شد احساس کنم چیزی نیستم جز پستان‌هایی که از سینه‌ام آویزان هستند و نمی‌خواهم چنین چیزی باشم.

 

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

قرارمان این نبود

قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم. قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی... هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟ قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند. قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده... تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند. قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود. من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد. قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد. قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم... چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده... آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا …

زودتر شروع کن. من دوست‌ دخترت نیستم

صدای زنگ در که آمد عجله کرد و پایش خورد به کناره‌ میز و گلدان روی میز افتاد. همینطور که چشمش به تصویر روی مانیتور آیفون بود گلدان را از روی زمین برداشت و گلهای مصنوعی را سرجایش برگرداند. گوشی آیفون را برداشت :کیه؟از طرف سامان اومدم.بفرمائید تو. دکمه را زد و آمد کنار پنجره. زن وارد شد و بدون اینکه توجهی به اطرافش بکند مستقیم آمد سمت ساختمان. در ورودی را باز کرد و سعی کرد لبخند بزند.سلام.سلام.خم شد تا زیپ چکمه هایش را باز کند. کارش کمی طول کشید. وقتی دوباره ایستاد از خونی که در اثر خم شدن به صورتش دویده بود کمی سرخ دیده می‌شد. کیفش را روی شانه‌اش جابه‌جا کرد و داخل شد. نگاهی به پسر انداخت:جمشید توئی؟ خودت به من زنگ زدی؟نه… جمشید دوستمه. واسه من تماس گرفته بود.در حالی که با چشمهایش تمام هال رو دوره میکرد گفت:چه دوست خوبی…و خیلی ناگهانی و بی‌مقدمه گفت:کجا باید بریم؟ تو اتاق یا همین هال؟الآن بریم؟ من گفتم برات یه نوشیدنی بیارم بعدش…چیزی نمی‌خورم. زیاد هم وقت ندارم. دوستت گفت یه ساعت.خب… من… تو اتاق چطوره؟زن موبایلش را توی جیبش برگرداند، هنوز هم به پسر توجهی نداشت:جلو برو نشون بده کدوم اتاقه.پسر راه افتاد به سمت گوشه‌ی چپی هال و وارد سالن کوچکی شد:از این طرف بیاین…در اتاقی که در کنار این سالن قرار داشت را باز کرد:این اتاق مهمونه… کسی زیاد توش نمیاد…زن کیفش را روی پاتختی گذاشت و شروع کرد به وارسی اتاق. گوشه‌ِ دیوارها، روی میز، پشت دیوارکوب تزئینی…دنبال چیزی میگردین؟خودتو ناراحت نکن، ولی زیاد از اینطور رو دستا خوردم. میخوام مطمئن شم دوربین نباشه…و در مقابل نگاه متعجب پسر اضافه کرد:بالاخره آدم لاشی زیاد پیدا میشه.برگشت سمت تختخواب و بند کمری پالتویش را باز کرد و با آرامش شروع کرد به باز کردن دکمه‌های پالتو.خونه‌ خودتونه؟چی؟… آره.خونه‌ قشنگ و بزرگیه. تنهائی؟مرسی… مامان و بابام نیستن. رفتن مسافرت…زن لبخندی زد و پالتویش را درآورد.خوش به حالت… زیر پالتو پولیور آبی‌رنگی به تن داشت. روی پولیور طرح یک گربه تکه‌دوزی شده بود. گره روسری‌اش را باز کرد و کش موی صورتی‌رنگش را روی پاتختی انداخت. موهایش شکلاتی رنگ بود. ریشه‌های سیاه حالت ناهمگونی به موهایش داده بود. پسر که سمت دیگر تخت ایستاده بود این‌پا و آن‌پا میکرد و سعی می‌کرد با نگاه کردن به اطراف حواسش را پرت کند. دستش را از توی جیبش بیرون آورد:من برم یه قهوه‌ای چیزی بیارم. الآن میام.و قبل از اینکه زن حرفی بزند از اتاق خارج شد. موقعی که پسر داخل اتاق برگشت زن روی تخت نشسته بود. یک آئینه کوچک دستش بود و توی آینه صورتش را وارسی میکرد. تی‌شرت کرم رنگی به تن داشت و موهایش روی شانه‌اش ریخته بود. پالتو و پولیورش روی جارختی دیواری آویزان بودند. روسری‌اش تا شده، روی دسته‌ی صندلی جلوی میز کنسول قرار داشت. سرش را بلند کرد: بار اولته؟پسر سینی به دست دم در اتاق خشک شد. گوشهایش کمی سرخ شدند. چند لحظه‌ای همانطور گذشت.چطور؟خودت پول این وقتو میدی. پس الکی هدرش نده.خب… من فکر می کردم اولش کمی حرف میزنیم.الآن داریم چکار میکنیم؟منظورم اینجوری نیست…من دوست‌دخترت نیستم. زودتر شروع کن. سینی دست پسر مانده بود. روی پاتختی پر بود. خم شد و گذاشتش روی زمین کنار تخت. تخت را دور زد و آمد کنار زن. نشست روی تخت و بی‌حرکت ماند. زن چند لحظه به پسر نگاه کرد، بعد زیرلب غرولندی کرد و با یک حرکت ناگهانی تی‌شرت از سرش بیرون کشید. بوی بدن زن با عطر ارزان‌قیمتی که استفاده کرده بود توی هوا پخش شد.نگاهی به پسر انداخت:قراره همینطوری زل بزنی به دیوار؟خوب… نه…داشتم فکر میکردم….نهار خوردی؟منو مسخره کردی؟نه… گفتم اگه نخوردی یه کم غذا بیارم… حالا فرصت هست هنوز…زن چند لحظه در همان حالت ماند. بعد در حرکتی ناگهانی تی‌شرتش را پوشید.وقتی میگم سنتون رو بگین واسه همین مسخره‌بازی‌هاس… موهایش را از داخل یقه‌ پولیور بیرون کشید و پشت‌سرش دسته کرد و با دست چپش روی تخت دنبال کش مو گشت:نیم‌ساعته منو منتر خودت کردی… برین همون خیابون‌گردی و متلک‌پرونی… شما رو چه به این کارا… یقه‌ پالتو را مرتب کرد و روسری را از روی دسته‌ی صندلی برداشت. پسر تکانی خورد و از جایش بلند شد. دست کرد توی جیب عقب شلوارش و چندتراول بیرون کشید و نشمرده به سمت زن دراز کرد. زن کیفش را از روی پاتختی برداشت:نمی‌خواد ولخرجی کنی. کرایه‌ی رفت و برگشتمو بده بسه .شما زمانتو اینجا بودی دیگه…زن لحظه‌ای مردد ماند. بعد تراول‌ها را از دست پسر گرفت و داخل کیفش گذاشت. راه افتاد سمت در. در را که باز کرد برگشت سمت پسر:شماره‌مو که داری… عقلت سرجاش اومد باز زنگ بزن.صدای بسته شدن در ورودی ساختمان آمد. قهوه‌ سرد شده توی فنجان‌ها ماسیده بود.
دختری که کسی منتظرش نیست مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان کاش مادر بودم چگونه به زنان توجه کنید

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کنترل صفرهای قبض برق

  آسودگی حق ما است، اما گاهی لازم است برای این آسودگی و استمرار آن کمی اندیشید. این روزها داخل فروشگاه های بزرگ وسایل آشپزخانه، انواع سرخ کن ها، ساندویچ سازها، غذاسازها، آب میوه گیرها و .... را مشاهده می کنید که هر کدام سعی کرده اند تا در رقابت با دیگر مارک های تجاری، مطلوبیت و کیفیت خود را به رخ بکشند. اما در شرایطی که این روزها برای ما مهم، عدد و تعداد صفرهایی است که روی قبض های برقمان درج می شود، شاید بهترین انتخاب در میان این وسایل، کم مصرف ترین آنها باشد.  

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.
کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره کار در خانه، فروش در اینستاگرام جذاب ترین شغل های جهان در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟

مطالب تصادفی

گزارش روز

ممنوع شدن فعالیت سیرکهای حیوانی در 10 استان

  با پیوستن ٧ استان دیگر به کمپین «سیرک نه»، تعداد استان‌هایی که فعالیت سیرک حیوانات در آنها ممنوع شد به ١٠ استان رسید. پس از خراسان‌رضوی، قم و گلستان، استان‌های خراسان‌شمالی، خراسان‌جنوبی، کهگیلویه‌وبویراحمد، کرمانشاه، آذربایجان‌شرقی، اصفهان و کرمان هم فعالیت سیرک‌ها را ممنوع کردند و به این ترتیب روی نقشه، نیمی از ایران سبز شده است. استان‌ها یکی پس از دیگری به کمپین «سیرک نه» می‌پیوندند و برپایی سیرک حیوانات را ممنوع اعلام می‌کنند. به گفته شهرام امیری‌شریفی، مدیر دیده‌بان حقوق حیوانات، پس از پیوستن این ١٠ استان به کمپین سیرک نه در روزهای آینده ٩ استان کشور هم به این کمپین خواهند پیوست. او با اشاره به این‌که در روزهای گذشته، خبر پیوستن این ٧ استان به‌دست ما رسیده بود، به «شهروند» گفت: «با توجه به سفر رئیس سازمان محیط‌زیست به خراسان‌شمالی این روز برای اعلام نام استان‌هایی که به این کمپین پیوسته‌اند، انتخاب شد.» امیری‌شریفی، با اشاره به این‌که در برخی استان‌ها، سیرک‌ها پیش از پیوستن استان به کمپین مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، از پیوستن مشروط این استان‌ها به کمپین خبر می‌دهد و افزود: «سیرک‌هایی که پیش از پیوستن ٣ استان کشور به کمپین «سیرک نه» از این استان‌ها مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، مجاز خواهند بود تا پایان امسال فعالیت داشته باشند، البته تلاش می‌کنیم زمان فعالیت آنها را کاهش دهیم.» دیروز همزمان با پیوستن استان‌های جدید به کمپین «سیرک نه»، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان، طی نامه‌ای رسمی به سازمان محیط‌زیست از ممنوعیت برپایی سیرک حیوانات در این استان خبر داد.سعید یوسف‌پور، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان به معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست در تهران نامه‌ای نوشت و اعلام کرد: «اداره حفاظت محیط‌زیست اصفهان بنابر رسالتی که برای جلوگیری از آزار و اذیت حیوانات دارد و با توجه به این‌که انجام نمایش توسط حیات‌وحش در سیرک‌ها مستلزم انواع آزار از قبیل جداسازی از طبیعت، تنبیه بدنی، تحمل گرسنگی و اسارت و شرطی کردن آنهاست که اخلاقا و شرعا ناپسند است، از این پس مانع برپایی سیرک حیوانات در این استان خواهد شد.» او درخصوص این نامه به مهر گفت: «طی نامه‌ای که امروز توسط مدیرکل اداره حفاظت محیط‌زیست استان اصفهان برای معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست ارسال شد، سیرک حیوانات در این استان را رسما ممنوع اعلام کرد. استان اصفهان، خوشامدگوی سیرک‌هایی با برنامه‌های سرگرم‌کننده، ورزشی و مهیج بدون استفاده از حیوانات خواهد بود و از اجرای این‌گونه برنامه‌های انسانی و اخلاقی استقبال می‌کند.» معاون پایش و نظارت محیط‌زیست اصفهان از استان‌های سراسر کشور دعوت کرد تا با پیوستن به موج ممنوعیت سیرک حیوانات، گامی موثر در جلوگیری از آزار مخلوقات بیگناه خداوند و نهایتا ثبت‌نام ایران در فهرست کشورهایی که سیرک حیوانات را ممنوع کرده‌اند، بردارند. نخستین استانی که سبز شد و فعالیت سیرک حیوانات را ممنوع اعلام کرد، خراسان‌رضوی بود. پس از آن در همایش حمایت از حقوق حیوانات، نماینده استان قم از سبز شدن این استان خبر داد و پس از آن استان‌ گلستان هم دیگر استان سبز کشور شد. پس از این سه استان، ٧ استان دیگر رنگ خود را به سبز تغییر دادند تا سیرک‌ها دیگر در ١٠ استان اجازه فعالیت نداشته باشند. شهروند

سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران

عضو هیئت رئيسۀ مجلس شورای اسلامی نسبت به بروز سرطان‌های جدید ناشی از هجوم ریزگردها به ایران هشدار داد. این هشدار در حالی اعلام می‌شود که بودجه‌ی مقابله با گرد و غبار در سال ۹۲ نسبت ‌به سال‌های قبل کاهش یافته است. کمال‌الدین پیرمؤذن، عضو هیأت رئيسه فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی ایران، روز چهارشنبه (۵ تیر/ ۲۶ ژوئن) در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر هشدار داد: «موج جدید سرطا‌ن‌های ناشی از ریزگردها در راه است و سلامت مردم با وجود این معضل به خطر افتاده است.» وی افزود: «امسال ۵۵ میلیارد تومان به منظور مقابله با حل این بحران در نظر گرفته شد که البته این میزان نسبت به سالهای گذشته کمتر است. لذا با توجه به این که موضوع ریزگردها به معضلی فراگیر در بسیاری از استان‌های کشور تبدیل شده و سلامت مردم را به خطر انداخته است، مسئولان باید توجه بیشتری به آن داشته باشند.» پیرمؤذن اقداماتی که در مورد حل مشکل ریز گرد ها در نظر گرفته شده را کافی ندانست و از نبود "برنامه مدون از سوی سازمان‌های مسئول و مدیران مربوطه" انتقاد کرد. پیش از این معاون حقوقی و امور مجلس نیز از حذف اعتبار مهار ریزگردها در سال ۱۳۹۲ انتقاد کرده و گفته بود، این اقدام عملا امکان مدیریت این پدیده را در سال ۱۳۹۲ غیرممکن می‌سازد. محمد نوری‌امیری در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفته بود، برای جلوگیری از ورود ریزگردهای عربی به ایران، در طول هر ‌صد کیلومتر از مرزهای این کشور، باید حد اقل حدود ۵۰ میلیارد دلار هزینه شود. نوری امیری همچنین تصریح کرد: «این امر مستلزم اختصاص اعتبار کافی در حدود ۵۰۰ میلیون دلار در سال است که طی یک فرآیند ۳ ساله، ریزگردهای ورودی از کشورهای عربی منطقه به کشورمان مهار گردند.» افزایش سرطان‌ها و بیماری‌های ریوی این نخستین بار نیست که نسبت به ظهور سرطان‌های ناشی از ریزگردها در ایران هشدار داده می‌شود. به گزارش وب‌سایت قانون، مهران افخمی، استاد محیط زیست دانشگاه علوم و تحقیقات اهواز در این باره گفته است: «ذرات گردوغبار، حاوی فلزات سنگین، باکتری‌ها و ویروس‌هایی هستند که در بلندمدت نرخ ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند.» افخمی می‌گوید، نه تنها این ذرات بر اعضای مختلف بدن مانند چشم و پوست تأثیر می‌گذارند بلکه همچنین حامل موادی هستند که می‌توانند خطری به مراتب مهم‌تر برای بدن ایجاد کنند. دکتر افخمی در مورد مواد قابل حمل توسط ذرات گرد و غبار توضیح داده است: «بستگی به محیطی دارد که گرد وغبار از آنجا گذر می‌کند. برای مثال به دلیل جنگ‌های بسیاری که در کشور عراق به وقوع پیوسته مواد شیمیایی و فلزات سنگین بسیاری در هوای این کشور وجود دارد که با وزش باد و گردوغبار وارد کشورمان می‌شود.» ورود ریزگردهای آغشته به اورانیوم مدتی است که اخباری مبنی براحتمال ورود ریزگردها ی آلوده به اورانیم و مواد شیمیائی به کشور، مردم ایران را نگران کرده است. امیر فاتح، مدیر کل دفتر هوای سازمان محیط زیست ایران، خردادماه سال جاری (۱۳۹۲) در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس با استناد به بررسی دانشگاه‌های شهید چمران و جندی‌ شاپور، این موضوع را رد کرد اما در عین حال تصریح کرد که برای یافتن حقیقت موضوع باید بررسی‌های زیادی صورت بگیرد. سال گذشته (۱۳۹۱) شریف حسینی‌، نماینده مردم خوزستان در مجلس از افزایش ۷۰ درصدی مراجعات مردم برای مشکلات ریوی در کشور خبر داد. او گفت: «در روزهایی که گردوغبار در هوا موجود است چیزی حدود ۶۲۴. ۶ گرم ذرات آن وارد ریه هر فرد می‌شود و به همین دلیل ۱۷ درصد بیماری‌های ریوی و آسم در کشور و مناطق درگیر افزایش یافته است. ۱۹ هزار بیمار نیز سالیانه به دلیل این پدیده به مراکز درمان و بهداشتی مراجعه می‌کنند که این رقم در استان خوزستان ۵ هزار نفر است.» منشاء ریزگردها گرد و غبار و ریزگرد پدیده‌ای است که سا‌ل‌هاست مردم ایران را درگیر کرده و به گفته کارشناسان، تا کنون بر بیش از ۲۳ استان کشور، به ویژه‌استان‌های غربی تأثیر گذاشته است. صاحب‌نظران حوزه محیط زیست می‌گویند، منشاء این ریزگردها را باید در کشورهای عربی پیدا کرد. محمد درویش، رئیس کار گروه تحقیقات مؤلفه‌های بیابان‌زایی در گفت‌وگو با روزنامه "آرمان" گفته است: «منشاء این ریزگردها به خارج از خاک‌های ایران برمی‌گردد. گرد و غبار به صورت عمده از عراق، میان رودان و بین‌النهرین و از جوار مرز بین عراق و سوریه سرچشمه می‌گیرد.» درویش دلیل عمده افزایش غلظت گرد و غبار را تالاب‌های اقماری متعدد در منطقه میان‌رودان می‌داند. این تالاب‌ها در حال حاضر خشک شده و به منبع تولید گرد و غبار تبدیل شده‌اند. میلیون‌ها هکتار زمین کشاورزی که از آب دجله و فرات آبیاری می‌شدند نیز اکنون به محل تولید گرد و غبار تبدیل شده‌اند. به گفته‌ی این کارشناس، در حقیقت سرچشمه‌های تولید گرد و غبار، خاک عراق و کانون‌های بحرانی در کشورهای بی‌ثباتی هستند که دولت مرکزی مقتدری ندارند. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت‌ماه ۹۲ اعلام کرد، بر اساس بررسی لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ و انطباق آن با احکام و اهداف برنامه پنجم توسعه، این لایحه با اولویت‌ها و معضلات زیست‌محیطی کشور همخوانی چندانی ندارد. این مرکز همچنین اعلام کرد که ایران برای رفع مشکل ریزگردها تصمیم‌های مناسب نگرفته است.
بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان ورود ممنوع دولت به زنان روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

10 دلیل آفرینش زن

دوست عزیزمان، شیرین، این مطلب جالب را برای لادیزنگار فرستاده اند. ضمن تشکر از ایشان از شما نیز دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

پنج نکته درباره کامیابی جنسی زنان

بعضی از مردان شدیدا نگران هستند که مبادا نتوانند یک زن را از نظر جنسی تامین کنند. شاید یکی از مشکلات این باشد که  تعریف شان از رضایت جنسی با زنان فرق می کند. اجازه دهید برای تان از پنج حس جنسی زنانه بگویم که اگر رعایت کنید دیگر هرگز نگران ما در رختخواب نخواهید بود. 1- لذت سکس برای ما یعنی احساس صمیمت، یعنی احساس خواستنی بودن، یعنی اینکه حس کنیم برای تان دوست داشتنی  است که ذره ذره بدن ما را کشف کنید. ما عاشق این احساس هستیم که با همه وجود ما را بخواهید. به نظر یک زن، وقت و توجهی که در مرحله عشقبازی در رختخواب نشان می دهید خیلی عزیز و لذتبخش است. تجربه ای که شاید به خودی خود به اندازه یک تجربه کامل جنسی است. 2 – اگر ببینیم خیلی نگران تمام شدن ما هستید چاره ای نداریم جز آنکه ادایش را در بیاوریم تا این فشارو حس بد را از روی شما برداریم. ما زنان گاهی نمی توانیم به مرحله اوج برسیم. تاثیرات روزی که از سر گذراندیم، وضعیت هورمونی و فاصله ما از روز تخمک گذاری و حتی اینکه احساس سکسی مان چقدر است در ایجاد این اتفاق موثر است. در این وضعیت نامشخص و همیشه متغیری که احساس جنسی ما دارد اگر این قرار ثابت هم باشد که ما باید به ارگاسم هم برسیم و به قول حرف هایی که این روزها می زنند زودتر از مردان هم باید ارضا شویم بر سختی ماجرا می افزاید. روحیه و حس و حال را از بیشتر از پیش از بین می برد. نتیجه اش اینکه نه ما تجربه ارضا شدن به یادماندنی خواهیم داشت و نه شما این خاطره غرور آمیز را کسب خواهید کرد. 3 – در درون اتاق خواب می شود باری به هر جهت بود. ما خصوصی ترین لحظات مان را با هم شریک می شویم برای همین بهتر است آن را با توقع و ترس و نگرانی در هم نیامیزیم. مهم نیست که سریع و هیجانزده به ارگاسم می رسید. بدون شرم وگناه، لذتش را ببرید. چون قبلا نشان داده اید که این زود آمدن را جبران می کنید. سکس آنطور که در پورن و فیلم های هالیوود نشان می دهند همیشه ارضای جنسی همزمان یک زوج نیست. فقط از لحظاتی که در کنار ما هستید لذت ببرید و مطمئن باشید که  به ما توجه لازم را می کنید و به احساس خواستنی بودن مان پاسخ می دهید. اصلا  چه چیزی از این سکسی تر که متوجه شویم آنقدر خواستنی هستیم که کنترل تان را از دست دادید. 4 – مهم این است که دوست داشته باشید ما را ارضا کنید پس فرق نمی کند قبل از ارضای شما باشد یا بعد … وقتی حس کنیم قصد و تلاش مشخصی را پی گرفتید خودمان هم همراه می شویم و خواهید دید که این مسیر را زیبا و به یادماندنی خواهیم کرد. پس یادتان باشد که تمنا و پیگیری تان برای لذت دادن برای ما دوست داشتنی است و ما را به آنجا که می خواهیم می کشاند. 5- نوازش و در کنار ما ماندن بعد از رضایت جنسی نیزاز آن رفتارها است که هرگز فراموش نمی کنیم. ما زنان می خواهیم ببینیم که فقط یک وسیله جنسی نیستیم. می خواهیم عاطفه و محبت شما را هم درست بعد از یک سکس خوب، شاهد باشیم. اینها برای ما مهم است و دفعه بعد، تشویق کننده و تحریک کننده خوبی خواهند بود.  
زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی آمار اطلاعات جنسی 26 کشور جهان زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم چطور بفهمیم که عاشق شدیم؟ تست / چقدر خرافاتی هستید؟

زنان حادثه

نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید

«انوشه انصاری» شاید یکی از شناحته‌شده‌ترین ایرانی‌های مقیم خارج باشد که دستی در تجارت دارد و شهرتی فراوان به خاطر کسب عنوان «نخستین زن توریست‌فضانورد ایرانی» که به ایستگاه فضایی سفر کرده است. وقتی حرف از جذب سرمایه و سرمایه‌گذار خارجی برای اقتصاد ایران می‌شود،‌ حتما باید نام او را هم در فهرست مدعوین گذاشت. خانم انصاری از بنیان‌گذاران شرکت ارتباطات از راه دور تی‌تی‌ای TTI است که ریاست هیات مدیره این شرکت را هم به عهده دارد؛ شرکتی که او و خانواده‌اش در سرمایه‌گذاری و توسعه آن مشارکت داشتند در زمینه ارتباطات جدید،‌ ارائه خدمات به منظور افزایش عملکرد سیستم‌،‌ ارتقای بهره‌وری و ایجاد فرصت‌های تازه درآمدزایی کار می‌کند. او علاوه بر این شرکت «پرودیا سیستمز» را راه‌اندازی کرده است که در زمینه خانه‌های هوشمند و فناوری‌های رسانه‌ای در خانه‌ها کار می‌کند. خانم انصاری در سال 2000 از طرف مجله زنان کارآفرین به عنوان «زن نمونه سال» معرفی شده است و بعد از سفرش به فضا که توجه رسانه‌ای زیادی را به خود جلب کرد و باعث شد او به عنوان نخستین زن و البته اولین ایرانی که با هزینه شخصی به فضا می‌رود، رکورددار شود،‌ جایزه «انصاری ایکس» را راه‌اندازی کرد تا به پروژه‌هایی که برای عمومی‌تر شدن سفرهای فضایی و خارج‌کردن آن از انحصار برخی دولت‌ها، طراحی می‌شوند، کمک کند. با این که افرادی مانند خانم انصاری با امکانات و ایده‌ها و علاقه خاص به ایران در دنیا کم نیستند، اما دولت‌ها در ایران هنوز در جذب سرمایه آن‌ها آن‌قدر ها موفق نبوده‌اند؛ به همین دلیل سوای همه کتاب‌هایی که تاجران خارجی در مورد ایران نوشته‌اند، ‌شاید نظر ایرانی‌های خارج از کشوری که چندان به ورود سرمایه‌شان به ایران خوشبین نیستند، اهمیتی ویژه داشته باشد. خانم انصاری در مورد لازمه‌های سرمایه‌گذاری افرادی چون خودش در ایران به ایسنا می‌گوید: « از مهم‌ترین خواسته‌هایم این است که بتوانم آزادانه به ایران رفت و آمد کنم. اما در مورد سرمایه‌گذاری و کار در ایران باید این تفکیک را قائل شویم که مشکلات در مورد سرمایه‌گذاری در ایران در دو گروه قرار می‌گیرد. یک سری مشکلات مربوط به سیاست‌هایی است که هر کشوری دارد تا فضای سرمایه‌گذاری را  آماده و با اعمال سیاست‌های نظارتی درست، امکان سرمایه‌گذاری را فراهم کند. موضوع دیگر این است که در ایران در قسمت آکادمیک از نظر حضور  مهندسان ظرفیت خوبی وجود دارد اما در حوزه مدیریت تجارت، کمبودهایی هست که لازمه رفع آن این است که دانشگاه‌های مدیریت و تجارت مکمل بخش مهندسی باشند. » « خیلی‌ها وارد بازار ایران می‌شوند و حتی به موفقیت‌هایی هم دست پیدا می‌کنند؛ اما این «دستیابی به اهدافشان خیلی بیشتر از هر جای دیگری طول می‌کشد.» شاید تنها دلیلی که می‌مانند و کارشان را ادامه می‌دهند این است که به کشور علاقه شخصی دارند، اگر کسی ایرانی نباشد و آن حس قوی را نسبت به ایران نداشته باشد، خیلی زود ناامید می‌شود . شاید کارکردن در ایران برای کسانی که اسم تجاری دارند راحت‌تر  باشد،‌ تا کسانی که می‌خواهند تازه شروع به کار کنند. خیلی‌ها هم هستند که  تجربه‌های خوبی نداشته‌اند و سرمایه‌شان را از دست داده‌اند،‌ یا کسی که با آن‌ها همکاری می‌کرده بعد از مدتی ناپدید شده است یا به خاطر تغییر ارزش برابری دلار و ریال مشکلاتی برایشان به وجود آمده که باعث شده ناامید شوند.» با این وجود دولت در تلاش  است تا بخشی از مشکلات سیاسی جذب سرمایه خارجی به داخل کشور را حل کند؛ البته اگر ابر و باد و مه خورشید و فلک دست به دست هم بدهند. خانم انصاری در این مورد می‌گوید: « امضای توافق برجام قدم مثبتی بود که در راه درست برداشته شد. با این توافق ایران به تمام دنیا گفت که «می‌خواهیم جزئی از جامعه بین‌المللی باشیم»؛ از این به بعد خیلی مهم است که این روند ادامه پیدا کند. در میان فعالان تجاری در دنیا شوق زیادی برای ورود به بازار ایران وجود دارد؛ چرا که نیازهای زیادی در این بازار هست.  من با هر کسی در نقاط مختلف دنیا صحبت می‌کنم می‌بینم که خیلی‌ها دوست دارند  وارد بازار ایران شوند. اگر این گام‌های درست ادامه پیدا کند، فکر می‌کنم نتایج مثبتی خواهیم گرفت؛ البته من و خیلی‌ها از نتایج انتخابات اخیر در آمریکا ناامید شدیم؛ حرف‌هایی که گفته می‌شود خیلی امیدوارکننده نیست؛ اما از آنجا که این سیستم یک دموکراسی است ما امیدوار هستیم که مجلس سنا و شورا توافق‌های صورت گرفته را حفظ کنند؛ چرا که جامعه جهانی به این توافق‌ها نیاز دارد.» و در نهایت خانم انصاری یک توصیه برای زنان کارآفرین در ایران دارد: «  من به زنانی که با وجود این همه مشکلات تلاش می‌کنند، می‌جنگند و به کار ادامه می‌دهند ادای احترام می‌کنم. می خواهم به آن‌ها بگویم شاید بسیاری بخواهند شما باور کنید که نمی‌توانید کاری انجام دهید؛ ما خیلی وقت‌ها به حرف‌هایی که دیگران در موردمان می‌گویند باور پیدا می‌کنیم و خودمان قبول می‌کنیم که نمی‌توانیم کاری انجام دهیم، در نتیجه افسرده می شویم،‌ باید این صداهای منفی را کنار گذاشت و به توانایی‌های خود امیدوار بود.»  

زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد

درست نه سال از مرگ زن اول می گذرد و كمتر از یك سال از مرگ زن دوم و مرد همچنان زنده است و زندگی می كند و فكر می كند قربانی این ماجرای چند ساله اوست. علی و عرفان دو پسر لاله و ناصر محمدخانی وقتی روز 17 مهرماه 1381 از مدرسه به خانه می آیند با پیكر غرق در خون مادر خود مواجه می شوند.
آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی کیم کارداشیان در همسایگی ایران یاسمن مقبلی در میان ۱۲ فضانورد آینده «ناسا» سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

حقوق زنان

تم امسال برای روز جهانی زنان

همه ساله هشتم مارس درسراسر جهان به عنوان روز جهانی زن و برای بزرگداشت مبارزات زنان برای برابری و رهایی گرامی داشته می‌شود. تم روز بین المللی زنان برای سال 2014 تحول الهام بخش می باشد. در حالی که نابرابری هن

مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند

در مطلب قبلی درباره مواردی گفتیم كه زن می تواند ازدواجش را فسخ كند. در اینجا به نظرم زنان باید بدانند كه در چه مواردی مردان هم می توانند ازدواج خود را فسخ كنند و نكته این است كه تعداد مواردی كه این حق را به مردان می دهد بیشتر از زنان است.
مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز