زنان حادثه

1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
کارن گورملی خودش را فردی \"لبخند به لب و تقریبا خجالتی\" توصیف می‌کند، ولی می‌گوید که به خاطر اندازه پستان‌هایش، دیگران او را به گونه دیگری می‌بینند. او که ۴۵ سال دارد و در لنکشر بریتانیا زندگی می‌کند، بعد از انتشار گزارش‌ها درباره عکس‌های اما واتسون در مجله ونیتی‌فیر و واکنش‌ها به یکی از این عکس‌ها، از تجربه شخصی خود برای بی‌بی‌سی نوشت. کارن می‌گوید که به طور خاص، زن‌ها براساس ظاهر او درباره شخصیتش قضاوت می‌کنند. این نوشته، ماجرای او از زبان خودش است: من آدم ریزه‌اندامی هستم با پستان‌های بزرگ، و به دلیل همین شکل ظاهری، استنباط بیشتر آدم‌ها این است که من فرد بی‌بندوباری هستم. وقتی عده‌ای، اما واتسون را به دلیل نشان دادن بخشی از پستان‌هایش در یک عکس، هدف حمله قرار دادند، بحث‌هایی که درگرفت، برای من خیلی آشنا بود. من هم یک فمینیست هستم و باور دارم که زن‌ها باید هر آنچه را دوست دارند، بپوشند. برخلاف اما (واتسون) من خجالتی‌تر از آن هستم که بتوانم عکس (مشابهی) بگیرم، ولی به محض این که لباس‌هایی که می‌پوشم متناسب تن من هستند یا یقه بازی دارند، بلافاصله به من برچسب می‌زنند که به دنبال جلب توجه هستم. ماجراها از ۱۴ سالگی من شروع شد. متوجه شدم که مردان میانسال دنبالم می‌کنند. با آن که لباس فرم مدرسه به تن داشتم (معلوم بود کم‌سن‌وسال هستم)، هر بار که به مرکز شهر می‌رفتم، کسی بود که دنبالم می‌کرد. واقعا ترسناک بود. اما همیشه این مردان نبودند. یکبار یکی از معلمان زن به من گفت که نمی‌توانم روپوش بی‌آستینی را که لباس فرم مدرسه بود بپوشم، چون آن لباس من را \"نمی‌پوشاند\". همیشه احساس می‌کردم که روی لبه تیغ هستم و شروع کردم به پوشیدن لباس‌های گشاد و به همین دلیل، دیگران فکر می‌کردند که من چاق هستم. وقتی ۱۶ ساله شدم، به اندازه‌ای جرات پیدا کردم که در یک مهمانی لباسی متناسب تن خودم بپوشم. با آن که لباسی معمولی بود، درز بین پستان‌هایم در آن مشخص بود. همین که دوستانم من را دیدند، از این که چقدر وزن کم کرده و لاغر شده‌ام، ابراز تعجب کردند. اما بدترین اتفاقی که تاکنون برایم رخ داده است، در ۲۱ سالگی من بود. وقتی که دوست‌پسرم من را به برادرش معرفی کرد و برادر او به جای این که بگوید مثلا \"از دیدن شما خوشوقتم\" به سینه‌ام اشاره کرد و گفت: \"اندازه آنها را ببین!\" من به فکر جراحی برای کوچک کردن پستان‌هایم هستم. مخصوصا که پستان‌هایم باعث شده‌اند کمردرد بگیرم. این تصمیم بیشتر دلایل پزشکی دارد، ولی همزمان برخورد آدم‌ها هم در این تصمیم تاثیر داشته است. نظر دوست یکی از دوستانم تیر آخر را زد. او گفت که من به این دلیل مورد توجه (مردان) قرار می‌گیرم که پستان‌های بزرگی دارم. این حرف باعث شد احساس کنم چیزی نیستم جز پستان‌هایی که از سینه‌ام آویزان هستند و نمی‌خواهم چنین چیزی باشم.  
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
اما واتسون٬ هنرپیشه بریتانیایی و فعال فمینیست٬ در پاسخ به حملات چند روز گذشته منتقدانش در شبکه‌های اجتماعی گفته هرکس اختیار بدن خود را دارد و نمایش بخشی از آن نشانه پشت کردن به آرمان‌های عدالت جنسیتی نیست. ستاره فیلم‌های هری پاتر می‌گوید که فمینیسم به معنای دادن حق انتخاب به زنان است و آنان درباره بدن‌شان تصمیم می‌گیرند: فمینیسم چوبی نیست که با آن زنان را بکوبیم.‌ انتشار عکس اما واتسون در جلد مجله ونیتی‌فر در حالی که بخشی از سینه‌هایش پیداست٬ باعث انتقاد تند و گسترده منتقدانی شده که می‌گویند این فعال حقوق زنان به ایده‌آل‌های فمینیستی و برابری‌خواهانه خیانت کرده است. اما واتسون٬ سفیر حسن نیت سازمان ملل در امور زنان است و سخنرانی‌های او در اجلاس‌های جهانی برای برابری زنان مشهور است. بیش از دو سال است که او کارزاری را برای جلب حمایت مردان و از بین بردن شکاف جنسیتی شروع کرده و در این راه فعالیت می‌کند. نمایش فیلم دیو و دلبر او به تازگی آغاز شده و مجله ونیتی‌ فر هم در همین راستا عکس‌های تازه‌ای از او منتشر کرده است. در یکی از این عکس‌ها او کت کوتاهی پوشیده که بخش‌هایی از سینه‌هایش از زیر کت پیدا است. خانم واتسون درباره انتقادهایی که بعد از انتشار این عکس‌ها شده٬ می‌گوید: این فقط به من نشان می‌دهد که چقدر سوءبرداشت و کج‌فهمی درباره فمینیسم وجود دارد. به گفته اما واتسون، فمینسیم به زنان حق انتخاب می‌دهد. چوبی نیست که با آن زنان دیگر را بزنیم. فمینیسم درباره رهایی است و آزادی. درباره برابری است. من واقعا نمی‌فهمم پستان‌های من چه ارتباطی با این موضوع دارد. اما واتسون از منتقدان حقوق نابرابر زنان در سینما است و در سخنرانی‌های رسمی به این موضوع اعتراض کرده است. او در سازمان ملل هم از مردان خواست برای حق برابری زنان بجنگند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
یک زن نویسنده آمریکایی که در پی ابتلا به سرطان تخمدان، در روزهای پایانی عمر به سر می‌برد، در یک سایت زوج‌یابی برای همسرش حساب کاربری باز کرده است تا او بتواندیک ماجرای عاشقانه دیگر برای خودش پیدا کند. ایمی کروس روزنتال در یادداشتی نوشته است که در حساب کاربری همسرش، خوبی‌های او را فهرست کرده و نوشته که امیدوار است: \"فردی مناسب او این را بخواند و جیسون (همسرش) را پیدا کند. در یادداشت این زن نویسنده در نیویورک‌تایمز آمده است: \"هیچوقت عضو تیندر، بامبل یا ایی‌هارمونی نبوده‌ام. هر سه این سایت‌ها در زمینه زوج‌یابی فعال هستند. ایمی نوشته است: اما برای جیسون یک حساب کاربری درست می‌کنم و مشخصات و ویژگی‌های او را بر اساس تجربه خودم از زندگی با او در یک خانه در مدت ۹۴۹۰ روزی که با او بودم، فهرست می‌کنم.\"ایمی از نویسندگان شناخته‌شده کتاب کودکان به شمار می‌رود و کتاب‌هایی هم با محور خاطراتش از اعضای خانواده و زندگی شخصی خودش منتشر کرده است. او و جیسون برای نزدیک به سه دهه با هم زندگی کرده‌اند. ایمی در یکی از یادداشت‌هایی که قبل از تشخیص سرطان، درباره زندگی خودش نوشت، از خوانندگانش خواست که یکی از آنها طرحی را برای خالکوبی مشترک پیشنهاد بدهد و بعد، در ماه سپتامبر به همراه خواننده‌ای که طرح منتخب را پیشنهاد داده بود، به یک مرکز خالکوبی رفت و با هم طرح مشترکی را خالکوبی کردند. او در تازه‌ترین یادداشت خود با یادآوری این موضوع نوشته اساین، دومین خالکوبی من بود. اولین خالکوبی یک حرف \'جی \' کوچک است که برای ۲۵ سال روی ساق پایم داشته‌ام. می‌توانید حدس بزنید که \'جی\' برای چه کلمه‌ای است. جیسون هم یک خالکوبی دارد: ای‌کی‌آر (مخفف اسم کامل ایمی) که کمی بلندتر از خالکوبی من است ایمی در اواخر یادداشت خود با عنوان \"شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید نوشته است: این (نوشته) را در روز ولنتاین نهایی می‌کنم و واقعی‌ترین و اصل‌ترین هدیه‌ای که می‌توانم امیدوار باشم به او بدهم، این است که فردی مناسب این را بخواند، جیسون را پیدا کند و یک ماجرای عاشقانه دیگر شروع شود.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
ادل، خواننده بریتانیایی بعد از ماه‌ها انتشار شایعات مختلف در رسانه‌ها، تایید کرد که با سایمون کانکی، پدر فرزندش، ازدواج کرده است. او در کنسرتی در بریزبن استرالیا مشغول اجرای زنده بود و درباره ترانه \"یک نفر مثل تو\" صحبت می کرد که ناگهان گفت \"من حالا متاهل هستم.\" قبلا به طور غیررسمی شایعه شده بود که این زوج با هم ازدواج کرده‌اند و حتی گفته شد که در مراسم دریافت جایزه گرمی از شریکش به عنوان \"همسر\" یاد کرده است. ادل و سایمون یک پسر چهار ساله دارند که نامش آنجلو اس ویدیویی که او در آن اعلام می کند ازدواج کرده، بارها در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده است. ترانه \"یک نفر مثل تو\" درباره تجربه شکست عشقی و مضمون آن این است: مهم نیست، بالاخره یکی مثل تو پیدا می‌کنم هرچند برای تو بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. ادل در کنسرت بریزبن استرالیا می‌گوید \"همان‌قدر که تجربه قطع یک رابطه عاشقانه می‌تواند، تلخ و وحشتناک و آشفته‌کننده باشد، تجربه عاشق شدن هم بهترین احساس روی زمین است و من به این حس معتادم.\" او اضافه کرده که به هر حال نمی‌تواند درگیر آن احساسات شود، چون حالا ازدواج کرده است: \"آدم بعدی‌‌ام را پیدا کرده‌ام.\" گفته می‌شود که این زوج در خانه ده میلیون دلاری خود در لس آنجلس آمریکا دور از هیاهوی رسانه‌ها ازدواج کرده‌اند.
1 1 1 1 1 1 1 1 1 1
«انوشه انصاری» شاید یکی از شناحته‌شده‌ترین ایرانی‌های مقیم خارج باشد که دستی در تجارت دارد و شهرتی فراوان به خاطر کسب عنوان «نخستین زن توریست‌فضانورد ایرانی» که به ایستگاه فضایی سفر کرده است. وقتی حرف از جذب سرمایه و سرمایه‌گذار خارجی برای اقتصاد ایران می‌شود،‌ حتما باید نام او را هم در فهرست مدعوین گذاشت. خانم انصاری از بنیان‌گذاران شرکت ارتباطات از راه دور تی‌تی‌ای TTI است که ریاست هیات مدیره این شرکت را هم به عهده دارد؛ شرکتی که او و خانواده‌اش در سرمایه‌گذاری و توسعه آن مشارکت داشتند در زمینه ارتباطات جدید،‌ ارائه خدمات به منظور افزایش عملکرد سیستم‌،‌ ارتقای بهره‌وری و ایجاد فرصت‌های تازه درآمدزایی کار می‌کند. او علاوه بر این شرکت «پرودیا سیستمز» را راه‌اندازی کرده است که در زمینه خانه‌های هوشمند و فناوری‌های رسانه‌ای در خانه‌ها کار می‌کند. خانم انصاری در سال 2000 از طرف مجله زنان کارآفرین به عنوان «زن نمونه سال» معرفی شده است و بعد از سفرش به فضا که توجه رسانه‌ای زیادی را به خود جلب کرد و باعث شد او به عنوان نخستین زن و البته اولین ایرانی که با هزینه شخصی به فضا می‌رود، رکورددار شود،‌ جایزه «انصاری ایکس» را راه‌اندازی کرد تا به پروژه‌هایی که برای عمومی‌تر شدن سفرهای فضایی و خارج‌کردن آن از انحصار برخی دولت‌ها، طراحی می‌شوند، کمک کند. با این که افرادی مانند خانم انصاری با امکانات و ایده‌ها و علاقه خاص به ایران در دنیا کم نیستند، اما دولت‌ها در ایران هنوز در جذب سرمایه آن‌ها آن‌قدر ها موفق نبوده‌اند؛ به همین دلیل سوای همه کتاب‌هایی که تاجران خارجی در مورد ایران نوشته‌اند، ‌شاید نظر ایرانی‌های خارج از کشوری که چندان به ورود سرمایه‌شان به ایران خوشبین نیستند، اهمیتی ویژه داشته باشد. خانم انصاری در مورد لازمه‌های سرمایه‌گذاری افرادی چون خودش در ایران به ایسنا می‌گوید: « از مهم‌ترین خواسته‌هایم این است که بتوانم آزادانه به ایران رفت و آمد کنم. اما در مورد سرمایه‌گذاری و کار در ایران باید این تفکیک را قائل شویم که مشکلات در مورد سرمایه‌گذاری در ایران در دو گروه قرار می‌گیرد. یک سری مشکلات مربوط به سیاست‌هایی است که هر کشوری دارد تا فضای سرمایه‌گذاری را  آماده و با اعمال سیاست‌های نظارتی درست، امکان سرمایه‌گذاری را فراهم کند. موضوع دیگر این است که در ایران در قسمت آکادمیک از نظر حضور  مهندسان ظرفیت خوبی وجود دارد اما در حوزه مدیریت تجارت، کمبودهایی هست که لازمه رفع آن این است که دانشگاه‌های مدیریت و تجارت مکمل بخش مهندسی باشند. » « خیلی‌ها وارد بازار ایران می‌شوند و حتی به موفقیت‌هایی هم دست پیدا می‌کنند؛ اما این «دستیابی به اهدافشان خیلی بیشتر از هر جای دیگری طول می‌کشد.» شاید تنها دلیلی که می‌مانند و کارشان را ادامه می‌دهند این است که به کشور علاقه شخصی دارند، اگر کسی ایرانی نباشد و آن حس قوی را نسبت به ایران نداشته باشد، خیلی زود ناامید می‌شود . شاید کارکردن در ایران برای کسانی که اسم تجاری دارند راحت‌تر  باشد،‌ تا کسانی که می‌خواهند تازه شروع به کار کنند. خیلی‌ها هم هستند که  تجربه‌های خوبی نداشته‌اند و سرمایه‌شان را از دست داده‌اند،‌ یا کسی که با آن‌ها همکاری می‌کرده بعد از مدتی ناپدید شده است یا به خاطر تغییر ارزش برابری دلار و ریال مشکلاتی برایشان به وجود آمده که باعث شده ناامید شوند.» با این وجود دولت در تلاش  است تا بخشی از مشکلات سیاسی جذب سرمایه خارجی به داخل کشور را حل کند؛ البته اگر ابر و باد و مه خورشید و فلک دست به دست هم بدهند. خانم انصاری در این مورد می‌گوید: « امضای توافق برجام قدم مثبتی بود که در راه درست برداشته شد. با این توافق ایران به تمام دنیا گفت که «می‌خواهیم جزئی از جامعه بین‌المللی باشیم»؛ از این به بعد خیلی مهم است که این روند ادامه پیدا کند. در میان فعالان تجاری در دنیا شوق زیادی برای ورود به بازار ایران وجود دارد؛ چرا که نیازهای زیادی در این بازار هست.  من با هر کسی در نقاط مختلف دنیا صحبت می‌کنم می‌بینم که خیلی‌ها دوست دارند  وارد بازار ایران شوند. اگر این گام‌های درست ادامه پیدا کند، فکر می‌کنم نتایج مثبتی خواهیم گرفت؛ البته من و خیلی‌ها از نتایج انتخابات اخیر در آمریکا ناامید شدیم؛ حرف‌هایی که گفته می‌شود خیلی امیدوارکننده نیست؛ اما از آنجا که این سیستم یک دموکراسی است ما امیدوار هستیم که مجلس سنا و شورا توافق‌های صورت گرفته را حفظ کنند؛ چرا که جامعه جهانی به این توافق‌ها نیاز دارد.» و در نهایت خانم انصاری یک توصیه برای زنان کارآفرین در ایران دارد: «  من به زنانی که با وجود این همه مشکلات تلاش می‌کنند، می‌جنگند و به کار ادامه می‌دهند ادای احترام می‌کنم. می خواهم به آن‌ها بگویم شاید بسیاری بخواهند شما باور کنید که نمی‌توانید کاری انجام دهید؛ ما خیلی وقت‌ها به حرف‌هایی که دیگران در موردمان می‌گویند باور پیدا می‌کنیم و خودمان قبول می‌کنیم که نمی‌توانیم کاری انجام دهیم، در نتیجه افسرده می شویم،‌ باید این صداهای منفی را کنار گذاشت و به توانایی‌های خود امیدوار بود.»  

دلنوشته ها

آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟

از صبح تا شب به فکر این هستیم که چطور به بچه‌ها برسیم. از مدرسه و کلاسهای متفرقه گرفته تا سلامتی‌، ورزش، تغذیه، فرهنگ و سرگرمی های پی ‌در پی‌. همینطور که طبق معمول به وعده‌های متعدد هر روز می‌رسیدم، ناگهان یک روز، دم در، سر اینکه بچه‌ها به موقع حاضر نشدند و قبل از پوشیدنِ کفش، یک دور اضافه بدنبال هم دویدند، مثل کوه آتشفشان ترکیدم و سر به زاری گذشتم. اشکهایم خودم را غافلگیر کرد. سکوت بچه‌ها حاکی‌از گیجی کامل در مقابل صحنه‌ای غیر قابل درک بود. سدی شکسته بود و مدتی‌طول کشید تا دوباره تکه‌های آنرا جمع کنم و توازن خود را بازیابم. در راه ذره ذره به تجزیه تحلیل این واقعه همت کردیم. بچه‌ها خیلی‌صادقانه عنوان کردند که متوجه نبودند تاخیر زیادی در آماده شدن داشته‌اند. من به آنها گفتم که من تا آخرین لحظه موجود به آنها فرصت بازی داده بودم و لحظه‌ای  که به آنها گفتم وقت رفتن است، دیگر هیچ فرصت تامل نبود. ولی‌هیچیک از اینها جوابگوی این نبود که چرا من اینچنین توازن خود را از دست داده بودم. خوب که به عمق این برخورد رفتم دیدم اشکهایم نتیجه یک حس عمیق بی‌عدالتی بود. بنظر می‌رسد که در ضمیر ناخوداگاهم، برای اینکه فشار روزمره رسیدگی به آنها را مدام متحمل می شوم تبعیت بچه‌ها از درخواستم را حق بدیهی ‌خود می‌دانستم.  گنجاندن نیازهای چندگانه بچه‌ها و خودمان در ۲۴ ساعت، کلاف سر در گمی است که هر روز باید آنرا باز کنم. حقیقت محض روزانه این است که تلاش هر روزه همچون اژدهایی است که باید مدام بر آن فائق شوم. با این وجود به خاطر اینکه همه این افکار در ذهنم انجام می گیرد از دید اعضای خانواده پنهان است. بی‌توجهی، یا بهتر بگویم، بی‌خبری بچه‌ها از این موضوع، معمولا مسبب چند تذکر برای عجله می شود ولی ‌آن ‌روز کاسه صبر لبریز شد و… ولی ‌این بی‌عدالتی هم باید زیر سوال برده شود. اینکه من خود را وقف بچه‌ها می‌کنم آیا دلیل بر این است که آنها تابع هر درخواست من باشند؟ یک چنین برداشتی تنها می تواند بر پایه این بنا شود که بچه‌ها را مدیون خود می‌دانم! آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ متأسفانه رابطه‌ای که بر پایه مدیون بودن بنا می شود رابطهِ سالمی نمی‌تواند باشد. تا وقتی‌که خود را مدیون کسی ‌حس می‌کنیم آرام نداریم تا خود را از آن  دین برهانیم. اگر آنرا  بپردازیم، رابطه خاتمه پیدا می‌کند. اگر پرداخت ناپذیر باشد، از آن کس که بار این توقع را بر دوش‌مان گذاشته رفته رفته متنفر می‌شویم یا زیر سنگینی وجدان جریحه دار شده خرد میشویم. در یکی‌از قسمتهای سریال معروف « هاوس»1، دکتر هاوس تشخیص می‌دهد که مریض او در فکر این بوده که رابطه خود با دوست دخترش را منتفی کند. چندی بعد مریض محتاج به پیوند جگر میشود و معلوم می‌شود دوست دخترش با او همخون است. دوست دختر مریض، بی‌تامل راضی‌ می‌شود که قسمتی‌از جگر خود را بدهد تا عشقش نجات یابد.  در حالی‌ که گذشت این دختر شجاع اشکمان را در آورده بود،  در پایان فیلم  بکباره متوجه ‌شدیم که او کاملا واقف بوده که دوستش در فکر پایان رابطه‌شان بوده و از جگر خود گذشته تا او را مدیون خود کند و رابطه‌شان را ابدی سازد. تمامی ‌فرهنگها سرشارند از شعر و داستان بر وصف گذشت مادر در قبال فرزندانش. این گذشت را باید زیر ذره‌بین گذاشت. یک قسمتش که غریزه حیوانی ما است که نمی‌شود آن را گذشت نامید چون خودآگاه نیست. اگر بقیه‌اش هم در اِزای انتظارات متفرقه انجام شود، دیگر گذشت نیست بلکه یک نوع سرمایه گذاری است. گذشت را در حالت مطلق و بی شرط و شروط  می توان  گذشت خواند؛ آن هم حقی‌ به گردن کسی‌ باقی‌ نمی گذارد. چه‌ها باید خود را آزاد از هر دینی  نسبت به پدر و مادر حس کنند. باید رها و مستقل در افق هستی ‌بال بکشند و یک ذره در بند تبعیت از پدر و مادر نباشند. باید خالقِ مطلق زندگی خود باشند تا آن گوشهٔ یگانه و نوین وجود خود را کشف  و دنیا را از آن سرشار کنند. و ما هم  اگر از جمله والدین خوش شانسی باشیم که رابطه سالمی با فرزندان برقرار می کنند، شاید گاهی اوقات به لانه کهنه مان سرکی بکشند.  

صد سال تنهایی من

می خواهم یاد بگیرم از تنهایی نترسم و بیشتر از آن لذت ببرم. می خواهم این را با خودم تمرین کنم که زندگی با بقیه آدم ها بسیار جذاب است اما نبودن دوستی نباید مانع خوشی من شود. می خواهم با صد سال تنهایی ام زندگی کنم.
عشق همه چیز است بی زحمت مرا اهلی کن تماشایی‌ترین تصویر شهر عاشقانه های باران به دختران مجرد اینها را نگوئید

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»

چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟

همه ما دوستان و آشنایانی داریم که در کنار کارهای خانه داری و بچه داری کارهای کوچکی نیز راه انداخته اند . کمک خرج هزینه های سر سام آور امروز برای خانواده شده اند. طراحی مانتو و خیاطی، طراحی و ساخت زیور آلات و یا پخت و پز نمونه ای از کارهایی هستند که با صرف هزینه اولیه کم میتوان از عهده آن برآمد. اما برای گسترش کسب و کار کوچک شما احتیاج به نگرشی بیشتر از بحثهای فنی در نوع هنر و فعالیت خود هستید که در ذیل چهار مورد آنرا به اختصار توضیح میدهیم. 1- هوش و ذکاوت: اگر این مطلب را در این سایت میخوانید بنابراین به اندازه کافی باهوش هستید ولی منظور ما از کلمه ذکاوت بیشتر بمعنی هوش بازاری یا زیرکی خیابانی آن است. در حقیقت بین شخص مبتکر و موفق تفاوتهایی وجودد دارد. شخص مبتکر معمولا سر رشته آنچنانی از  فعالیتهای اقتصادی ندارد و همچنان یک فروشنده موفق غالبا یک مبتکر یا مخترع موفق نیست. بنابراین باید یک توازن مناسب از این دو، ابتکار- هنر و شم اقتصادی بوجود آورد.   2- روش و رفتار، نگرش مثبت دوستی داشتم که میخواست کسب و کار کوچکی راه اندازی نماید، دوست مشترک ما، مانند گلوم در کارتون گالیور، یک منفی نگر محض بود که دایما نگران عدم موفقیت کار بود و به دوست مبتکرم گفت سر دو سال مجبور می شوی خانه ات را بروی این کار بفروشی، دوست مبتکرم جواب داد پس حداقل این دو سال بهترین سالهای زندگیم خواهد بود. این نوع برخوردی است که یک مبتکر یا کار آفرین نسبت به کارش باید از خود نشان دهد. شوق و اشتیاق نسبت به بوجود آورن یک کار جدید و موفقیت کلیدی ترین اندوخته شما در کارتان است. شما باید برای شکست خوردن و ورشکست شدن آماده باشید. هیچ گارانتی در بیزنس وجود ندارد. بنابراین بهتر است از الان آماده مقابله با بدترین شرایط موجود باشید. در روزهای سخت فشار مالی و بی پولی تنها چیزی که شما را نجات خواهد داد، نگرش مثبت و اخلاق و روش و رفتار شما خواهد بود. همچنین باید سعی نمایید که وارد کاری شوید که از لحظه به لحظه آن لذت میبرید. اگر نوع کار شما طوری باشد که احساس نمایید در زندان گیر افتاده ایدو برای رهایی لحظه شماری می نمایید بنابراین بهتر است از الان وارد همچین کاری نشوید. 3- توانایی رهبری مدیران خوب لزوما رهبران ایده الی نیستند. رهبری در معنی کلی آن یعنی داشتن ایده های مشخص و توانایی برقراری ارتباط آن ایده ها با جامعه مخاطب. این مطلب شامل ارتباط با افرادی نیز که برای شما کاری انجام نمی دهند نیز میشود. کلا دور یک فعالیت اقتصادی موفق افراد زیادی وجود دارند که باید از لحاظ فکری قانع شوند. این کار سختتر هم میشود چون شما یک خانم هستید. توانایی اقناع افرای به سرمایه گذاری در تجارت شما یا همراهی با ایده های شما کار سختی نیست ولی آسان هم نیست. حتما شما نباید دارای مدارج علمی بالا باشید تا بتوانید ایده های خود را بقبولانید، در اطراف ما هستند کسانی که دراری مدارک پایین هستند و در فعالیت تجاری خود افراد موفقی بشمار می آیند. 4- دانش در میان چهار عامل فوق این شاید کمترین درجه اهمیت را دارا باشد اما بی اهمیت نیز نمی باشد.  اگر شما بعنوان مثال میخواهید یک تجارت کوچک در زمینه کیک سازی راه اندازی نمایید، احتیاج به دانشی حداقل در زمینه مراحل پخت و پز و وسالی که در آن بکار میرود هستید. ولی در همین حال اگر متخصص کیک و شیرینی باشیدو درچیزی از قابلیتهای سه گانه بالا را نداشته باشید حتما موفق نخواهید شد. ولی چه خواهد شد اگر کسی هیچکدام از قابلیتهای چهارگانه فوق را نداشته باشد؟  آیا باید به حقوق ناچیز کارمندی بسنده نماید؟ نکته مثبت در این زمینه این است که قابلیتهای بالا اکثرا اکتسابی هستند و می توان با آموزش خود آنها را ارتقا داد. ولی کلید اصلی موفقیت اینست که اهداف خود را با توجه به توانایی های خود انتخاب نماییم و از بیاد داشته باشیم که سنگ بزرگ علامت نزدن است.
وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران از پس اندازتان مراقبت کنید لامپ کم مصرف حامی محیط زیست مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

مطالب تصادفی

گزارش روز

وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی

دو زن جوان ایرانی به جرم حمل مواد مخدر در مالزی به اعدام محکوم شدند. ندا و شهرزاد ۲۶ و ۳۱ ساله حامل حدود پنج کیلو مفتامین بوده‌اند که در فرودگاه کوالالامپور دستگیر می‌شوند. به گزارش رسانه‌های گروهی، هریک از این دو بیش از دو کیلو مفتامین با خود داشته‌اند اما "شراره سعیدی" فعال حقوق زندانیان در مالزی  می‌گوید که یکی از این دونفر هیچ ماده مخدری همراهش نبوده بلکه تنها به دلیل همراهی و دوستی با فرد دیگر دستگیر می‌شود. زن دیگری که مواد را در لباس‌هایش جاسازی کرده بوده در ازای دریافت ۳ میلیون تومان پول حاضر به این کار شده است. این فرد که به گفته خانم سعیدی در تمام طول این سه سال حمایت مالی صاحب اصلی مواد را داشته، حاضر نشده شهادت دهد که دوستش از این جریان بی اطلاع بوده است. خانم سعیدی البته تاکید می‌کند که شرایط زندان‌های مالزی آنقدر بد و اسف‌بار است که اصلا نمی‌توان از زندانیان انتظار داشت رفتارهای منطبق با عقل و منطق انجام دهند. یکی از زنانی که مدت ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده و به تازگی آزاد شده است به دویچه‌وله می‌گوید که در حال حاضر بین ۳۰ تا ۳۵ زندانی زن در فاصله سنی ۲۶ تا ۶۵ سال در این زندان هستند که جرم یا اتهام اکثر آنان حمل مواد مخدر است. این فرد که نخواست نامش فاش شود، شرایط بهداشتی و غذایی این زندانیان را "اسف‌بار" توصیف می‌کند و می‌گوید: «زنان در اتاقک‌های کوچک سه در چهار متری نگهداری می‌شوند و در هر اتاق ۱۵ تا ۱۶ نفر به سر می‌برند. در چنین شرایطی، با جمعیت زیاد و فضای فوق‌العاده کم، فقط جای کوچکی را به "سرویس بهداشتی" اختصاص داده‌اند که البته نمی‌شود اسم آن را سرویس بهداشتی گذاشت به خاطر این‌که از آن به عنوان دست‌شویی، حمام، روشویی و دست‌شویی استفاده می‌شود. خانم‌ها از ناراحتی‌های زنان و پوستی رنج می‌برند. به یک نوع بیماری قارچ به نام "گوراب" که مربوط به آب و هوا و وضعیت غیربهداشتی اینجاست، مبتلا می‌شوند. شپش ‌در زندان بیداد می‌کنند. چون اکثر مجرم‌هایی که با هم‌دیگر هستند، موهای‌شان بلند است و استحمام در آن‌جا انجام نمی‌گیرد، به همین خاطر شپش‌ها منتقل می‌شوند. تشک‌های آن‌جا فوق‌العاده کثیف و بدبو هستند که روی زمین پهن می‌شوند». به گفته این فرد برخی از این زنان به خاطر تامین غذا و دارو مجبور به تن‌فروشی می‌شوند و مسئولان زندان هم این موضوع را می‌دانند اما بر آن سرپوش می‌گذارند. این زندانی سابق می‌گوید: «در ماه رمضان همه‌ی بچه‌ها را به یک سلول منتقل کردند که خیلی زجرآور بود. مثلاً بعضی خانم‌ها پریود بودند و نمی‌توانستند روزه بگیرند، اما شرایط را برای همه یکسان کرده بودند. بچه‌ها می‌گفتند ما نمی‌توانیم روزه ‌بگیریم، باید غذا بخوریم، روزه گرفتن و نماز خواندن ما حرام است، ولی به آن‌ها گفته می‌شد که فرقی نمی‌کند، شما هم همان دو وعده غذا را دارید». حمل ماده‌ای که نمی‌دانند چیست فرد گفت و گو کننده با دویچه‌وله می‌گوید بیش از نیمی از این زندانیان نمی‌دانستند که حامل مواد مخدر هستند و تنها به آنها گفته شده که اینها دارویی است که ممکن است ورودش به مالزی قدغن باشد اما اگر به ماموران فرودگاه رشوه بدهید کاری با شما نخواهند داشت. شراره سعیدی نیز تایید می‌کند که اکثر کسانی که به صورت گروهی دستگیر شده‌اند اصلا نمی‌دانسته‌اند که حامل مواد مخدر هستند. او می‌گوید در هر گروه تنها یک نفر از موضوع اطلاع دارد و او هم اجازه ندارد چیزی در این مورد به بقیه بگوید. به گفته این زندانی سابق، بیشتر زنان زندانی متارکه کرده ‌و بیکار هستند و به همین دلیل نیاز مالی شدید دارند و در ازای دریافت ۳ تا ۵ میلیون تومان پول حاضر به حمل این مواد شده‌اند. برخی دیگر نیز از سوی همسرانشان وادار به این کار شده‌اند. این فرد به زن مسنی اشاره می‌کند که به دلیل تامین هزینه خرید کلیه برای شوهرش حاضر به حمل مواد مخدر به مالزی شده و زن دیگری که دختری عقب‌مانده دارد و برای تامین هزینه‌های او ناچار به این کار شده است. سفارتی که حامی نیست در طول چند سال اخیر که تعداد زندانیان ایرانی مالزی افزایش پیدا کرده است تنها دوبار نماینده‌ای از سفارت ایران در مالزی به دیدار این زندانیان رفته است. در حالی که به گفته زنی که با دویچه‌وله گفت و گو کرد، نمایندگان سفارت‌خانه‌های کشورهای دیگر مثل ویتنام و میانمار هر ماه به دیدار زندانیانشان می‌روند و در تامین غذا و داروی آنها کمک می‌کنند. این زن می‌گوید: «بچه‌هایی هستند که قرار است آزاد بشوند. آن‌ها می‌گویند ما قرار است آزاد بشویم و سفارت آمار ما را هم دارد، ولی متأسفانه کوتاهی می‌کند و به موقع در دادگاه‌شان حاضر نمی‌شود و هیچ کنترلی هم بر پرونده آنها نمی‌کند. می‌گویند از لحاظ دارو و درمان، سفارت می‌تواند به آن‌ها کمک کند، ولی متأسفانه این کمک‌ها را دریغ می‌کند. یکی دوبار هم که نماینده‌ی سفارت به آن‌جا رفته، فقط گفته که شما با این کارتان آبروی ایران را برده‌اید و از ما انتظار کمک نداشته باشید. با توجه به کاری هم که کرده‌اید، مجرم هستید و هر بلایی‌هم که سرتان بیاید، حق‌تان است». از روز اول اکتبر امسال (۹ مهر) دولت مالزی مدت ویزای ایرانیان را که سه ماه بود به ۱۴ روز تقلیل داده است. به گفته وزیر کشور مالزی این تغییر به این دلیل صورت گرفته که ایرانیان از مالزی برای عبور و مهاجرت غیرقانونی به استرالیا استفاده می‌کنند. او تصریح کرده که این کار به درخواست دولت استرالیا انجام شده است. شراره سعیدی می‌گوید این اقدام نیز در راستای فشار بیشتر بر ایرانیان است که تا کنون با اعتراضی از سوی دولت ایران روبرو نشده است. دو زنی که به اعدام محکوم شده‌اند از روز ۹ مهر به سلول انفرادی منتقل شده‌اند. بر اساس قوانین مالزی به محض صدور حکم اعدام حتی در مرحله بدوی، زندانی به سلول انفرادی منتقل می‌شود. به گفته خانم سعیدی در حال حاضر ۷۰ زندانی ایرانی به اعدام محکوم شده‌اند و کسانی در میان آنها هستند که دو سال و نیم است در انفرادی به سر می‌برند. این فعال حقوق زندانیان می‌گوید وقتی به دیدن این افراد می‌رود از او خواهش می‌کنند تا بیشتر بماند تا آنها را دیرتر به سلول انفرادی برگردانند. زنی که ۴۲ روز در زندان کوالالامپور بوده می‌گوید: «اینجا آخرالزمان است». منبع:DW

تهرانی ها ازدواج نمی کنند

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت‌احوال کشور گفت: بیشترین نرخ ازدواج مربوط به استان خراسان‌جنوبی با 1/13 در هزار و کمترین آن مربوط به استان تهران با نرخ 3/6 درهزار است. علی‌اکبر محزون افزود: شاخص نسبت ازدواج به طلا
بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران دست زنان از مسكن مهر كوتاه است سیگار خواهد کشت تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ زندگی زنان تحت حکومت داعش

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست خودشناسی 2

این تست به شما می گوید از نظر شخصیتی صریح و بی پروایید یا خجالتی و آرام. جواب تست را فردا مشاهده کنید.

زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم

به گزارش زی‌نیوز، برخی از مواد غذایی و خوراکی‌هایی که زنان و دختران باید به منظور داشتن رحم سالم، آنها را در برنامه غذایی خود بگنجانید عبارتند از: آجییل و دانه‌ها آجیل و بخصوص بادام و بادام زمینی یکی از مواد غذایی سرشار از اسیدهای چرب امگا-۳ و غنی از کلسترول خوب محسوب می‌شوند که در از بین بردن فیبروم اثر شایان توجهی دارند و همچنین از ابتلا به سرطان رحم جلوگیری می‌کنند. مصرف این دسته از مواد غذایی به دختران و زنان توصیه می‌شود. سبزیجات مصرف مقادیر زیادی سبزیجات را در رژیم غذایی روزانه خود شروع کنید و آن را همیشه ادامه دهید زیرا سبزیجات از جمله منابع بزرگ تامین کلسیم، پتاسیم، منیزیم و انواع ویتامین‌ها هستند. این گروه غذایی همچنین سرشار از فیتواستروژن است که توانایی رقابت با استروژن بدن را دارد. علاوه بر این، به پایین آمدن سطح استروژن کمک می‌کند که به نوبه خود باعث توقف رشد تومور در رحم می‌شود. از مصرف سبزیجاتی چون کلم، اسفناج و گزنه هم غافل نشوید چون به حفظ تعادل قلیایی رحم کمک می‌کنند. میوه میوه‌ها منبعی غنی از ویتامین C و بیوفلاونوئیدها به شمار می‌روند و مصرف روزانه آنها می‌تواند مانع از رشد فیبروم در رحم شود. میوه‌ها همچنین می‌توانند سطح استروژن را در حالت عادی و طبیعی نگه دارند. افزون بر این، بیوفلاونوئیدهای موجود در میوه‌ها هم قابلیت پیشگیری از سرطان تخمدان و کمک به حفظ سلامت دستگاه تناسلی زنانه را دارند.  لبنیات فراورده‌های لبنی همچون ماست، شیر و کره غنی از کلسیم و ویتامین D هستند که برای حفظ سلامت رحم ضروری‌اند. کلسیم به حفظ سلامت استخوان‌ها کمک می‌کند و ویتامین D نیز نقشی حیاتی در حفظ رحم )
5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج نامه ای به مادرم آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟ چرا جذاب نیستم؟ بابای بچه ها

زنان حادثه

«دوستم باش» اپلیکیشنی برای امنیت زنان هندی

به تازگی اپلیکیشنی در شهر اوریسا هند راه افتاده است که به زنان در شرایط خطر  و آزار خیابانی کمک می کند. اپلیکیشن «دوستم باش» برای سلامت و امنیت زنان شاغلی است که شب‌ها به تنهایی در شهر عبور و مرور می کنند. یک افسر پلیس در این باره گفته است که زنان باید نام خودشان و شماره تماس خانواده و سه دوستشان را برای پیگیری در این سامانه ثبت کنند. پس از آن در شرایط خطر  با کمک جی‌پی‌اس مکان شخصی که تحت خطر است شناسایی و به او کمک‌رسانی می‌شود. کسانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند باید دکمه روشن و خاموش گوشی را فشار داده تا پیام هشداری به اتاق کنترل پلیس و خانواده و دوستان او فرستاده شود.  تابستان سال گذشته پلیس هند سرویس «پینک آتو ریک‌شاو» را راه اندازی کرد که زنان به کمک آن می‌توانستند بدون احساس خطر یا هراس در شهر رفت و آمد کنند. همچنین پلیس اواخر تابستان سال گذشته مرکزی برای حمایت از زنان راه‌اندازی کرد که به کسانی که مورد آسیب و آزار قرار گرفته‌اند حمایت‌های قانونی و پزشکی ارائه می شود.

زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد

درست نه سال از مرگ زن اول می گذرد و كمتر از یك سال از مرگ زن دوم و مرد همچنان زنده است و زندگی می كند و فكر می كند قربانی این ماجرای چند ساله اوست. علی و عرفان دو پسر لاله و ناصر محمدخانی وقتی روز 17 مهرماه 1381 از مدرسه به خانه می آیند با پیكر غرق در خون مادر خود مواجه می شوند.
چراغهای رابطه تاریک اند آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی گلشیفته و سندرم بریژیت باردو اندوه بی پایان گریس کلی دختران شایسته جهان ازکجا می آیند

حقوق زنان

دیوان دادگستری اروپا: منع حجاب در سر کار حق کارفرماست

دیوان دادگستری اروپا می‌گوید آن‌چه در منشور حقوق بشر اتحادیه اروپا و اغلب قانون‌های اساسی کشورهای اروپایی درباره آزادی مذهب تضمین شده محترم است؛ حتی پوشیدن نمادهای مذهبی در مجامع عمومی آزاد است اما در آن‌جایی که این موضوع با منافع مشروع اشخاص ثالث ـ از جمله در سر کار ـ در تضاد قرار می‌گیرد می‌تواند تحت شرایطی ممنوع باشد. از جمله این موارد حجاب است که می‌تواند در شرایط خاصی مجاز باشد. قضات دیوان دادگستری اروپا در لوکزامبورگ پس از بررسی پرونده دو زن مسلمان در این زمینه، روز سه‌شنبه ۱۴ مارس / ۲۴ اسفند آرای خود را صادر کردند. یکی از این زن‌ها در بخش پذیرش یک شرکت خدمات امنیتی در بلژیک کار می‌کرد و دیگری زنی بود که در یک شرکت توسعه نرم‌افزاری در فرانسه فعالیت داشت. این دو زن به دلیل آن‌که نخواستند حجاب خود را در سر کار بردارند برکنار شدند اما رأی دیوان دادگستری اروپا در مورد آن‌ها متفاوت بود. دیوان دادگستری اروپا در مورد اول حق را به کارفرما داد زیرا زن شکایت‌کننده به‌عنوان منشی در خدمات بیرونی فعالیت داشته و در واقع شرکت را در برابر مشتری نمایندگی می‌کرده است. افزون بر این، کارکنان این شرکت خدمات امنیتی از حمل و پوشیدن علائم مذهبی و سیاسی به‌صراحت ممنوع شده بودند. با توجه به رأی دیوان دادگستری اروپا هیچ تبعیض مستقیمی نسبت به باورهای افراد رخ نداده و مقررات پوشیدن لباس‌های خنثی بر سر کار، دستیابی به هدف حرفه‌ای را نزدیکتر و توجیه‌پذیر می‌کند. دیوان دادگستری اروپا شکایت زن دیگری که در فرانسه کار می‌کرد را نیز بررسی کرد. این زن که مهندس است پس از آن‌که یکی از مشتریان شرکت نرم‌افزار علیه حجاب او شکایت کرده بود حاضر نشده بود حجاب خود را در سر کار کنار بگذارد و به همین دلیل اخراج شده بود. قضات دادگاه اروپا گفته‌اند برآورده ساختن خواست تنها یک مشتری نمی‌تواند تعیین‌کننده باشد. در ضمن توانایی تخصصی این زن موضوع مسئله نبوده و روسری او مانع از پیشبرد کارش نیست. بدین ترتیب دیوان دادگستری اروپا ضمن تأکید بر «پوشش خنثی» و ممانعت از حمل و پوشیدن نمادهای مذهبی در سر کار، گفته است که منع حجاب در سر کار نه بر اساس خواست مشتری که بر اساس مقررات داخلی قابل اجراست.

۱۳ کشوری که زنانش عالی‌ترین سمت‌های دولتی را دارند

  نخست وزیر جدید کانادا جاستین ترودو در اقدامی تاریخی، اعلام کرد که نیمی از کابینه او را زنان تشکیل خواهند داد. این گفته ترودو چندان عجیب نبود چون او خود را فمینیست خوانده و وعده داده کهبرنامه‌هایی مترقی را در دولت خود اجرا خواهد کرد. البته کانادا کشوری نیست که بیشترین تعداد زنان را در قدرت داشته باشد اما کابینه ترودو، این کشور را وارد گروه کشورهایی کرد که دست کم تعداد ورزای زن و مردشان در کابینه مساوی است. در مقام مقایسه، در کابینه فعلی اوباما تنها ۲۵ درصد زن هستند. اما نه کانادا و نه آمریکا هیچ کدام در قله کشورهایی که زنان در آنها بیشترین قدرت را در دولت دارند، نیستند. بر اساس گزارشی که اتحادیه بین‌المجالس در ژانویه ۲۰۱۵ منتشر کرده، آمریکا از نظر حضور زنان در کابینه یا پست‌های دیگر مربوط به وزارت، در رتبه ۲۹ جهان ایستاده است. اگر کابینه ترودو در زمان تهیه این گزارش حضور می‌داشت، رتبه چهارم را کسب می‌کرد. اما کدام کشورها از نظر قرار دادن زنان در پست‌های بالای دولتی بهتر عمل کرده‌اند؟ اینجا می‌توانید ۱۳ کشور بالای جدول را ببینید: فنلاند فنلاند رتبه اول این جدول است. ۶۲.۵ درصد از ۱۶ وزارت‌خانه این کشور توسط زنان اداره می‌شون کابوورده کابو ورده یک کشور بسیار کوچک در شمال غربی آفریقاست که کیپ ورده هم نامیده می‌شود. این کشور ۱۷ وزیر در کابینه دارد که ۹ نفر از آنها زن هستند که معادل ۵۲.۹ درصد سوید وزرای زن کابینه سوئد ۵۲.۲ درصد وزرای این کشور هستند. تعداد کل وزرای زن آنها در کابینه از فنلاند هم بیشتر است چون در مجموع ۲۳ وزیر دارند. سوئد ۱۲ وزیر زن دارد. فرانسه و لیختن اشتاین فرانسه و لیختن اشتاین با هم رتبه چهارم را دارند. در این دو کشور ۵۰ درصد وزرای کابینه زن هستند. فرانسه ۱۶ وزارت‌خانه دارد که ۸ نفر از وزرا زن هستند. لیختن اشتاین که بسیار کوچک‌تر از فرانسه است، چهار وزارت‌خانه دارد که دو نفر آنها زن هستند! نیکاراگویه و نروژ نیکاراگوئه با ۸ وزیر زن از مجموع ۱۷ وزیر در رتبه پنجم قرار دارد. این یعنی ۴۷.۱ درصد وزرای این کشور زن هستند. همچنین نروژ هم با رقمی مشابه در رتبه پنجم کنار نیکاراگوئه قرار می‌گیرد. هلند در هلند ۴۶.۷ درصد ار وزرا زن هستند. این کشور ۱۵ وزارت‌خانه دارد که هفت نفر آنها زن هستند. استونی و گرانادا در استونی ۴۶.۲ درصد وزرا زن هستند و در رتبه هفتم این جدول قرار می‌گیرد. از ۱۳ وزارت‌خانه این کشور، شش وزارتخانه را زنان اداره می‌کنند. کشور گرانادا هم از این نظر مشابه وضعیت استونی را دارد. ایسلند ۴۴.۴ درصد وزارتخانه‌های ایسلند را زنان اداره می‌کنند. ایسلند ۹ ورازت‌خانه دارد که چهار تای آنها وزیر زن دارند. ایتالیا و اسلوونی ایتالیا و اسلوونی در رتبه نهم جدول کشورهایی با بیشترین تعداد زن در کابینه قرار دارند. هر دوی این کشورها ۴۳.۸ درصد از وزرایشان زن هستند و در هر دو کشور ۷ وزیر زن در میان ۱۶ وزیر کار می‌کنند  
تم امسال برای روز جهانی زنان رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟ مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟ نرم‌افزار طلاق