1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

خودش هم مرد جوانیست؛ 27 ساله، به اسم مسعود، در زندان در انتظار دادگاه کیفری. اتهام او قتل 4 زنی است که همگی به قصد سرقت و تصاحب دارایی​هایی آن​ها انجام شده است. دختران جوانی که  پولدار نبودند ولی چند قطعه طلا دلیلی برای سکوت همیشگی​شان شد.

جسد اولین زن جوان، 25 ساله، 24 بهمن 1389 در شهرستان آبیک قزوین پیدا شد. قاتل در هشتگرد با فاطمه  آشنا شده، با  او طرح دوستی ریخته و روز حادثه او را به محل قتل كشانده بود. مسعود با شلیک گلوله به سر به زندگی فاطمه پایان داد و بعد اموال و طلاهایش را سرقت كرد. همان شیوه قتلی که برای مژگان هم به کار برد. جسد مژگان 30 ساله ، 12 اردیبهشت 1390 در نزدیکی محل کشف جسد اول پیدا شد. او هم با شلیک گلوله از اسلحه کمری به قتل رسیده بود. طبق اعترافات مسعود، انگیزه او از قتل مژگان پنهان کردن رابطه​اش با او بوده است.

بعد از این دو جنایت، قاتل از استان قزوین خارج می​شود و دو جنایت دیگرش را در استان مازندران مرتکب می​شود. رابطه قتل​های مازندران و قزوین بعد از دستگیری قاتل و به دست آوردن  مدارکی مربوط به مژگان در ماشین مسعود کشف شد.

دو مقتول دیگر، دو خواهر بودند که جسد آنها روز 8‌ تیر در پارك جنگلی سیسنگان در شهرستان نوشهر در فاصله 500 متری از یكدیگر كشف شد؛ این بار نیز هر دو مقتول از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند. تحقیقات برای شناسایی هویت اصلی مقتولان خیلی زود به نتیجه رسید چون  2 روز بعد مردی با مراجعه به پلیس آگاهی نوشهر از گم شدن 2 دخترش به نام‌های نرجس و نسترن خبر داد و مشخص شد این دو، همان مقتولان كشف شده در جنگل سیسنگان هستند.

قاتل از طریق همسرش با نرجس و نسترن آشنا شده بود، روز قتل به محل کار آن​ها رفته، به بهانه​ای  این دو دختر را با خود همراه کرده و با آبمیوه مسموم بیهوش کرده بود. پایان زندگی نرجس و نسترن هم مثل دو مقتول دیگر کشته شدن با گلوله و به سرقت رفتن طلاهایشان بود.

برای پیدا کردن قاتل، پای زن دیگری به میان آمد به نام مهدخت که همسر دوم مسعود و دوست نرجس و نسترن بوده است. او پس از بازداشت،  با یک قرار صوری همسرش را تسلیم ماموران پلیس کرد اما او هم در بازداشت پلیس و در انتظار دادگاه کیفری به سر می​برد چون بعد از انجام تحقیقات و اعترافات، بازجویان مهر بی​گناهی بر او نزدند و نمی توان به صراحت گفت گه او هیچ نقشی در خاموشی همیشگی 4 هم نوع خودش ندارد.

برای این قاتل سریالی که نمی توان گفت بهره​ای از هوش برده، چون خوشبختانه پیش از خرج یک دست گلوله شش تایی​اش شناسایی و بازداشت شد و بیشتر به مانند یک کلاغ، رنگ زرد و براق طلا را دنبال می​کرده، تمام گناه زنان حیله پذیریشان بود و این که می​شد به سادگی زنانه​شان اعتماد کرد.

دیدگاه‌ها  

+3 # زیبا 1391-03-06 16:57
موندم تو کار زنی که بهش کمک میکنه! اینا بیمار روانی هستن...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

شب های یلدا برای من بوی مادر بزرگم را می دهد.سال های سال برنامه خانواده ما در شب های یلدا این بود كه همه خانه مادر بزرگ جمع شویم.سفره بیاندازیم از این سر اتاق تا آن سر.منو غذا ثابت بود. وارد خانه كه می شدی بوی "دمپختك" فضای خانه را پر كرده بود.

عاشقانه های باران

این ستون، از این پس تنها به شما عزیزانی تعلق دارد که مطالب خود را برای لادیز نگار ارسال می کنید. گروه لادیز افتخار دارد، اولین تجربه لادیزنگار را به همراه خوش ذوق مان، اشک مهتاب اختصاص دهد. با تشکر از اشک مهتاب، از شما دوستان خوب دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.
برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد عشق همه چیز است دغدغه های مادرانه کاش مادر بودم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کیفی پر از مدرسه

روزهای آخر شهریور می توان از همه فروشگاههای لوازم التحریر متنفر بود. با انواع و اقسام مدادها و روان نویس ها و دفترها که هر کدام به تنهایی فریاد می زنند" من رو بخر، من رو بخر" و تو طلسم می شوی.

وزیر اقتصاد منزل تان باشید

یک خانم خانه دار از اول صبح که از خواب بیدار می شود،  با هدفی معین، شروع به برنامه ریزی می کند. یک کدبانو می تواند با برنامه ریزی و گرفتن اطلاعات به  انجام کارهایش سرعت ببخشد و حتی با همین شیوه  در اقتصاد خانواده نیز تاثیر گذار باشد.
ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد مادت حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره نکاتی درباره انتخاب یخچال

مطالب تصادفی

گزارش روز

تهرانی ها ازدواج نمی کنند

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی سازمان ثبت‌احوال کشور گفت: بیشترین نرخ ازدواج مربوط به استان خراسان‌جنوبی با 1/13 در هزار و کمترین آن مربوط به استان تهران با نرخ 3/6 درهزار است. علی‌اکبر محزون افزود: شاخص نسبت ازدواج به طلا

بیداد فروش بچه در تهران

«ما هیچ اطلاعی نداریم. اگر هم اطلاعاتی وجود داشته باشد محرمانه است. نباید به این موضوع دامن زد. بهتر است اگر چنین مشکلی هم وجود دارد، در خفا حل شود... .» به گزارش ایسنا، اینها پاسخ‌هایی است که برخی مسئولان به سؤال‌های خبرنگار دوهفته‌نامه «روبه‌رو» درباره خرید و فروش کودکان در تهران می‌دهند؛ پاسخ‌هایی ابهام‌آمیز که نه خبرهای خرید صد هزار تومانی کودکان را در تهران تأیید می‌کند و نه تکذیب. ماجرایی که از تابستان سال گذشته در یک نشست خبری از سوی فاطمه دانشور، رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران، بر سر زبان‌ها افتاد. فاطمه دانشور اعلام کرد که حالا دیگر در مراکز آسیب شهر، کودکان نوزادی که درد خماری را از نطفه حس می‌کنند به قیمت صد هزار تومان به فروش می‌رسند. اما این تمام ماجرا نبود. داستانی که فاطمه دانشور چند ماهی است، راوی آن شده، موضوعی قدیمی ‌در برخی از بیمارستان‌های این شهر است. مرجان، پرستار یکی از بیمارستان‌های تهران، می‌گوید: «دلالان و واسطه‌ها پس از شناسایی نوزادانی که ناخواسته یا نامشروع به دنیا می‌آیند، اقدام به خرید و فروش آنان می‌کنند.» او با بیان این که این اتفاق در بیمارستان‌های دولتی و بزرگ و بیمارستان‌هایی که زایشگاه دارند، بیشتر رخ می‌دهد، می‌گوید: «در این بیمارستان‌ها به دلیل بالاتر بودن تعداد نوزادان متولد شده در مقایسه با بیمارستان‌های خصوصی و کوچک، شناسایی افراد سخت‌تر است که این امر، مهم‌ترین دلیل بالاتر بودن آمار خرید و فروش نوزادان متولد شده در مراکز دولتی است.» مسئله‌ای که بلافاصله از سوی نیروی انتظامی ‌تکذیب شد. در خبرهای تأیید نشده می‌شد این جمله‌ها را شنید که آش به این شوری‌ها هم نیست اما کفش و کلاه کردن خبرنگاران و رفتن به بیمارستان‌هایی مانند مهدیه و اکبرآبادی تهران در همان روزهای پرالتهاب نشان می‌داد که از قضا آش بسیار شورتر از آنی است که دانشور خبر داده است. کودکانی که در توالت پارک حقانی نطفه‌شان بسته می‌شد، در بیشتر مواقع یا معتاد بودند یا خونشان آلوده به ویروس ایدز بود. نوزادان رنگ‌پریده‌ای که در بیمارستان، مجهول‌الهویه بودند و مادر حتی حاضر نبود برای دقایقی آنها را به زیر پستان بگیرد. از آن طرف، جدا از واسطه‌ها و گروه‌هایی که گدایان تهران را ساماندهی می‌کردند، بودند مادران و پدران جوانی که سال‌ها در آتشِ داشتن فرزند، سوخته و نتوانسته بودند از سد بهزیستی بگذرند. آنها برای آن که بتوانند زخم خود را التیام بخشند، به دروازه غار آمده بودند و کودکان معتاد بخوری این خیابان را با قیمتی از ۱۰۰ هزار تا پنج میلیون تومان خریده بودند. ناهید یکی از همین زنان است. ناهید ۳۸ ساله به همراه همسرش بهرام بعد از ۱۵ سال که در راهروهای بهزیستی دویده بودند، کودکشان سحرناز را از زنی معتاد در خیابان شوش تهران می‌خرند. سحرنازی که فقط ۱۸ ماه میهمان خانه آنها بود و بعد از آن به دلیل ابتلا به اچ‌آی‌وی و هپاتیت سی جان باخته بود. ناهید می‌گوید: «در ابتدای امر اصلا به ماجرای شناسنامه هم فکر نمی‌کردیم. بچه نه کارت بهداشت بیمارستان داشت نه پدرش معلوم بود. دو، سه روز مانده به زایمان، واسطه که یکی از رانندگان خطی میدان شوش به خراسان بود، با شوهرم تماس گرفت و از وجود سحرناز مطلع‌مان کرد. بچه در خانه به دنیا آمد. دو میلیون تومان به مادر دادیم و یک میلیون هم راننده گرفت. شوهرم هم گفت بعد از یکی، دو ماه، پیگیری می‌کند تا شناسنامه بگیریم. بچه همیشه بی‌حال و رنگ و رو رفته بود. شناسنامه نداشتیم و واکسن را هم از طریق یکی از اقوام که پزشک بود برایش زدیم. پنج‌ ماهه بود که به دلیل بی‌حالی‌های مداوم تصمیم گرفتیم آزمایش خون بدهیم و دیدیم کودک مبتلا به ایدز است و کمی‌ بعد از یک سالگی هم جان داد و ما ماندیم و داغی که تا آخر عمر روی سینه‌مان می‌ماند ... .» هر چند سال گذشته فرمانده نیروی انتظامی ‌تهران بزرگ با تأیید وجود این نوع خرید و فروش اعلام کرد که باید فکری به حال زنان آسیب‌دیده کرد، اما همان روزها گفت ما اطلاعاتی درباره خرید و فروش کودکان در دست نداریم. هنوز که هنوز است، سردار ساجدی‌نیا در مقابل تلاش‌های بی‌وقفه خبرنگار «روبه‌رو» برای گرفتن وقت مصاحبه درباره این معضل پاسخی نمی‌دهد و فقط به این جمله که «در دست اقدام است» بسنده می‌کند. فاطمه، پرستار یکی از بیمارستان‌های جنوب شهر تهران است. او می‌گوید: «تا اواخر سال گذشته، حتی بعضی از نیروهای بیمارستانی هم به عنوان دلال در این خرید و فروش پولی به جیب می‌زدند اما حالا سخت‌گیری‌ها زیاد شده، بخش نوزادان را جدا کرده‌اند و پرستاران آنها را کمتر می‌بینیم و به طور دائم مددکار در بخش سر می‌زند. الان وقتی کسی بچه‌اش را نمی‌خواهد پیش از زایمان به مددکاری می‌رود و اعلام می‌کند و بچه بعد از وضع حمل به بهزیستی می‌رود اما عده‌ای که می‌خواهند کاسبی کنند، بچه را می‌گیرند و سرِ خیابان به خانواده‌ها واگذار می‌کنند اما حالا تقریبا گرفتن شناسنامه هم غیر ممکن است. برای گرفتن شناسنامه کودک باید سابقه درمانی مادر و تمامی ‌آزمایشات موجود باشد.» فاطمه می‌گوید سهم دلالان در این خرید و فروش از یک میلیون تا سه میلیون تومان متغیر است: «مثلا یکی از همکاران خودمان حداقل ماهی پنج میلیون دلالی داشت اما حالا اخراج شده.» آمار سازمان بهزیستی بر اساس آمار عملکرد سازمان بهزیستی تقریبا سالانه بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کودک به فرزندی سپرده می‌شوند. این در حالی است که تعداد متقاضیان فرزندخواندگی چند برابر کودکانی است که به فرزندی سپرده می‌شوند. این امر حاکی از آن است که تقاضا برای دریافت کودک به‌ مراتب بیش از تعداد کودکان قابل واگذاری به خانواده‌هاست. از سوی دیگر فرایند اجرائی فرزندخواندگی مستلزم هماهنگی‌هایی بین سازمان بهزیستی، اداره سرپرستی قوه قضائیه، نیروی انتظامی، مراکز درمان ناباروری و سازمان پزشکی قانونی و ... است که همه اینها به اضافه فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک، فرایند فرزندپذیری را برای متقاضیان فرزندخواندگی، به طور طبیعی، طولانی و زمانبر می‌کند. انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی، در گفت‌وگو با «روبه‌رو» با تأیید وجود تجارت کودکان، از برنامه‌های بهزیستی برای جلوگیری از این تجارت گفت: «ترجیح ما این است که مادران را به گرفتن رحم اجاره‌ای تشویق کنیم. این مسئله هم باعث می‌شود که درآمدی برای زنان بی‌سرپرست ایجاد شود و هم جلوی سوءاستفاده‌های احتمالی گرفته ‌شود. البته این کار باید با ضوابط کاملا علمی‌ و قانونی انجام پذیرد. ضمن آن که ما نمی‌توانیم به مسئله خرید و فروش کودکان وارد شویم. این مسئله کاملا در اختیار قوه قضائیه و نیروی انتظامی ‌و دادستانی است. ما صرفا اطلاعات خود را در این‌ زمینه به ضابطان قضائی منتقل می‌کنیم. ما حتی اگر از چنین مسئله‌ای اطلاع هم پیدا کنیم باید برای ورود از قوه قضائیه مجوز بگیریم. از طرفی واگذاری کودکان به بهزیستی هم فقط با اجازه قوه قضائیه امکان‌پذیر است.» اما این همه حکایت نیست. علی یکی از پسرانی است که دو سال قبل بعد از رسیدن به ۱۸‌سالگی با گرفتن پنج میلیون تومان از بهزیستی ترخیص شده است. او می‌گوید: «بهزیستی قوانین عجیبی دارد. ما را به خانواده‌ها نمی‌دهند، چون اصرار دارند خانواده‌ها ملکی به نام ما بکنند. بعد جالب اینجاست که وقتی خودمان را از بهزیستی بیرون کردند، پنج میلیون تومان کف دستمان گذاشتند و خداحافظی کردند. آنها می‌گویند می‌خواهند آینده ما تأمین باشد و ممکن است اگر وارد خانواده‌ای بشویم به ما چیزی ندهند. خب مگر بهزیستی وقت ترخیص چیزی در اختیار ما می‌گذارد؟ اما اگر در خانواده بزرگ شویم، در بدترین شرایطِ ممکن در یک خانواده درس خوانده‌ایم، محبت دیده‌ایم و خانواده داریم. حداقلش این است که کسی در ۱۸سالگی بیرونمان نمی‌کند. من می‌خواهم بدانم مگر همه فرزندان واقعی خانواده‌ها وقتی به دنیا می‌آیند ملکی به نامشان می‌شود یا وقتی پدرشان می‌میرد یک کارخانه به آنها ارث می‌رسد؟ بچه‌های معمولی بیشتر خودشان روی پایشان می‌ایستند، خودشان خانه و مغازه می‌خرند و فقط تحت سایه حمایتی خانواده هستند.» تجارت پردرآمد مسیب راننده تاکسی است و می‌گوید خیلی از همکارانش از طریق دلالی بین خانواده‌ها پول خوبی درمی‌آورند. به گفته مسیب بچه نسبت به جنسیت و تمکن خریدار، قیمتش بالا و پایین می‌رود. او می‌گوید: «حالا خانواده‌ها شاخک‌هایشان تیز شده. می‌دانند بچه باید آزمایش سلامت داشته باشد. بچه سالم هم باز قیمتش متغیر است. اول فروشنده می‌گوید مثلا ۲۰ میلیون اما خریدارها زرنگ شده‌اند. گاهی این ۲۰ میلیون به دو میلیون هم می‌رسد اما واسطه‌ها کمترین مبلغی که این وسط به جیب می‌زنند یک میلیون تومان است.» اما تجارت کودکان فقط بین خانواده‌ها صورت نمی‌گیرد. کودکان بسیاری هم هستند که در این‌ میان گرفتار باندهای تبه‌کاری و گدایی می‌شوند. به گفته یکی از ساکنان دروازه غار، بیشتر کودکانی که معتاد و بیمار به دنیا می‌آیند، جذب باندهای گدایی می‌شوند؛ باندهایی که هیچ‌وقت سرنخ درستی از آن در دست هیچ‌کس نیست. کودکانی که روزانه ۱۰ هزار تومان اجاره می‌شوند و حداقل ۳۰ هزار تومان فروش روزانه‌شان را به صاحب‌کار تحویل می‌دهند. کمتر از یک ماه پیش، شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، روایت دیگری از خرید و فروش کودکان را اعلام کرد. مولاوردی درباره فروش نوزادان از سوی مادران با بیان این که امروز شاهد فروش نوزادان در شکم مادر و پیش از تولد هستیم، اظهار کرد: «آماری از تعداد این نوزادان نداریم اما آن‌ قدر تعداد آنها زیاد بوده که تبدیل به یک خبر شده است.» معاونت زنان و امور خانواده با تأکید بر این که پدیده فروش کودکان، تک‌عاملی نبوده و مجموعه‌ای از عوامل، زنجیروار در کنار هم قرار می‌گیرند تا یک زن ناچار به فروش فرزندش شود، خاطرنشان کرد: «فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، اعتیاد، کارتن‌خوابی و ازدواج کودکان از جمله عواملی هستند که می‌تواند باعث سوق‌ دادن زنان به سمت فروش کودکان خود شود.» او تصریح کرد: «اگر بخواهیم پدیده فروش کودکان ادامه پیدا نکند، باید به مجموع این عوامل توجه کرده و آن را حل کنیم.» یکی از فعالان اجتماعی در دروازه غار تهران می‌گوید، حالا کودکان را پیش‌فروش می‌کنند. سعید انتظاری به «روبه‌رو» می‌گوید: «حالا زن‌ها هدفدار حامله می‌شوند و در چهار، پنج‌ ماهگی که جنسیت نوزاد مشخص شد، آن را به خانواده‌ها می‌فروشند و کودک زیر نظر خریدار در بیمارستان به دنیا می‌آید. حالا کار راحت‌تر شده. خانواده‌ها با بیمارستان‌های خصوصی زدوبند می‌کنند و بعد از آن که کودک به دنیا آمد، نام مادر جعلی به جای مادر اصلی در اوراق هویتی ثبت می‌شود. به همین راحتی ....»  
وقتی «باغ شادونه» خشک شد زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد بار دیگر گشت امنیت اخلاقی هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

رازهای دلبری زنانه

وقتی صحبت از جذب و جلب توجه مردان می شود شاید صدها روش درست و غلط در این زمینه وجود دارد. دلیل اصلی اش این  است که مردان مشغول حدس و گمان خودشان هستند و مهم نیست چه علامتی بدهید یا حرفی بزنید. اگر از مردی خوش تان آمده است راه دیگری ندارید جز آنکه از راه های غیرمستقیم نشان دهید که او را فرد جالبی می دانید. برای همین اجازه بدهید از اول ماجرا شروع کنیم. جذب مردان با چشمک زدن و غنچه ایی کردن لب و حتی بر زبان آوردن کلمات صریح، نمی تواند میسر گردد. احساس اغواگری باید از لحظه ایی که از خواب بر می خیزید، لباسی که انتخاب می کنید و توجهی که به خودتان نشان می دهید .شروع شود. اینها یعنی قدرت و جذابیت شخصی… 1- نشان دهید که به او نظر دارید برای این کار قبل از هر چیز، مطمئن باشید که در موقعیت خوبی از ابراز وجود هستید. یادتان باشد هر آدمی بعضی روزهای شلخته دارد. گاهی بداخلاق و خسته است. روزهایی هم هستند که همه چیز آرام و راحت سپری می شود. باید متوجه حس و نشاط و انرژی خودتان باشید. به عبارت دیگر باید در بهترین حالت وجودی تان باشید. 2- بروز احساسات زنانه برای مردان، اجتماعی بودن و حرف زدن و حتی صمیمی بودن زنان، نشانه جالبی است ولی صحبت در باره جذابیت و کششی است که باید در زنان ببینند. میل و تمنایی که می خواهید منتقل کنید باید آرام و با وقار باشد. حرف زدن آرام با چاشنی طنازی شروع خوبی است. او بخصوص باید بفهمد برای تان دلنشین است که با گفتگو می کنید. یادتان نرود که احساسی بودن با سکسی بودن فرق دارد. اصلا به فکر این نباشید که از نظر جنسی او را اغوا کنید. اداهای جنسی در آوردن برای زنانی است که به خودشان و جذابیت زنانه شان اعتماد ندارند. 3- اعتمااد به نفس برای به دست آوردن مردان خاص و قدرتمند نمی توانید خجالتی باشید. باید به اندازه او قدرتمند و سرشار  و خاص باشید. این یعنی بدانید چه می خواهید و با چه قدرتی دنبالش هستید. باید این میل و تمنا برای به دست آوردنش را در خودتان بپرورانید. وقتی احساس کردید که او حق شما است به خودی خود یک حس و حضور در شما ایجاد می شود که جذابیت شما را بروز خواهد داد. 4- سکوت اجازه دهید حرکات بدن و دست و ایما و اشاره و نگاه تان حرف بزند. بدون حرف زدن نشان دهید که هم خواستنی هستید و هم او را می خواهید. خیلی صریح تر بگویم هر حرکت ساده شما باید گویای جادوی زنانه تان باشد. مردان با تمام وجود، این رفتارهای متین، با وقار و جذاب را می فهمند.

5 راه ایجاد اعتماد برای روابط پایدارتر

اگر خواهان یک رابطه سالم هستید، باید بدانید که چطور انواع اعتماد را در رابطه خود ایجاد کنید.اغلب زوج ها فکر می کنند اعتماد اینست که از نظر جنسی به همسرمان وفادار باشیم، که البته کاملاً درست است، اما تمام آن نیست. پس بیایید نگاهی به انواع اعتماد در زندگی بیندازیم:1- اعتماد به اینکه هر دوی شما از نظر جنسی به هم وفادار باشید.بدون وفاداری جنسی ازدواج کارآئی خود را ندارد. شریک_های جنسی می توانند با کمک متخصص از معضل بی وفایی عبور کنند. اگر ازدواج شما رضایت بخش نیست از مشاور کمک بگیرید نه اینکه رابطه فرازناشوئی با افراد دیگر برقرار کنید. 2- اعتماد به اینکه به همدیگر صدمه نمی زنید و طرد و کنترل گری ندارند.اعتماد در فضایی حاوی امنیت و آرامش پیشرفت می کند. آسیب رساندن به همدیگر چه فیزیکی چه کلامی و سپس طرد کردن همدیگر ترسیی ایجاد می کند که اعتماد را از ریشه و بن خراب می کند. با کنترل گری عدم اعتماد شکل می گیرد. پس مطمئن شوید که همسرتان را با مالکیت و وابستگی از خودتان دور نکنید. 3- اعتماد به اینکه همدیگر را دوست ندارید بدون اینکه علت های دیگر در اولویت باشد.باید به علاقه همدیگر به همین صورت که هستید و به خاطر وجود خودتان مطمئن شوید. علت دوست داشتن شما پول، خانواده، مقام و یا قیافه نباشد و یا اینکه شما به این علت که نیاز به فردی دارید که با او احساس ارزش کنید و یا برای اینکه تنها نباشید و از تنهایی دربیایید، نباشد. 4-اعتماد به اینکه در مواقعی که احساس خشم، تعارض و عدم تفاهم می کنند یکباره رها و ترک نمی کنند.خشم، تعارض و عدم تفاهم اجتناب ناپذیر است. با صحبت کردن آرام و تحت کنترل و بدون ترس از ترک کردن همدیگر به گفتگو را راحت و مطمئن کنید. 5- اعتماد به اینکه ازدواج شما و همسرتان در اولویت زندگی شما قرار دارد.زوج ها وقتی بهم قول داده اند تا همدیگر را دوست داشته باشند و به هم احترام بگذارند و همدیگر را گرامی بدارند، واقعا به هم اعتماد می کنندد. همدیگر را به خاطر فرض ها و غفلت در رابطه تان متهم و بازخواست نکنید و دائماً وقت و انرژی خود را برای چیزها و افراد دیگر صرف نکنید، که اعتماد بین شما کمرنگ می شود.به یاد داسته باشید هر روز از زندگی شما مهم است. اولویت های خود را مشخص کنید و زندگی مشترک و همسرتان را در بالای همه اولویت ها قرار دهید.  
عوارض خود ارضایی 5 نشانه که دوستتان شما را برای رابطه جنسی میخواهد نه برای ازدواج میزان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان با علایق مختلف متفاوت است بابای بچه ها دو تشویش ذهنی مردانه

زنان حادثه

ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟

ماه ژانویه وقتی دونالد ترامپ رییس جمهوری منتخب آمریکا رسما عهده‌دار این سمت شود، همسرش ملینا بانوی اول آمریکا خواهد شد. اما بسیاری از صاحبنظران معتقدند این ایوانکا دختر آقای ترامپ است که برخی از وظایف سیاسی را به عهده خواهد گرفت. در طول کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ دختر ۳۵ ساله‌اش همواره در کنار او بود، در اجتماعات سخنرانی می‌کرد و به اشکال گوناگون برای پدرش رای جمع می‌کرد. ملینا به عنوان یک فعال اقتصادی موفق و مادر سه فرزند، توانسته تا حدودی حمایت زنان را جلب کند که بسیاری از آنها به خاطر اظهار نظرها و رفتار آقای ترامپ با زنان از او دل خوشی ندارند. دونالد جونیور یکی از پسران آقای ترامپ می‌گوید ایوانکا فرزند مورد علاقه پدرش است و آقای ترامپ او را \"دختر کوچولوی بابا\" خطاب می‌کند. وقتی از هم دورند حداقل روزی پنج بار با هم تلفنی صحبت می‌کنند. در طول کارزار انتخاباتی ایوانکا برای حمایت از پدرش هزاران کیلومتر در سراسر آمریکا سفر کرد و برخی از مسافرت‌ها در دوره بارداری او بود. مجله وینتی فیر او را \"همسر نیابتی\" آقای ترامپ توصیف کرده و نوشت:\"به نظر می‌رسد کارزار تبلیغاتی دونالد ترامپ برای رساندن پیام خود به مردم ترجیح می‌دهد به جای همسرش از ایوانکا استفاده کند.\" این ایوانکا بود و نه ملینا همسر آقای ترامپ که او را بعنوان نامزد حزب جمهوری‌خواه برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرد. او زیرکانه از پدرش محافظت می‌کند و نقطه ضعف‌های او را می‌پوشاند. ایوانکا در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه ساندی تایمز گفت پدرش همواره حامی فمینیسم بوده و \"او یکی از دلایل اصلی است که من توانسته‌ام زنی باشم که امروزه می‌بینید.\" ایوانکا در اداره و مدیریت موسسات ترامپ و هتل‌های زنجیره‌ای آن به برادرانش اریک و دونالد جونیور کمک می‌کند. او در فعالیت‌های اقتصادی پدرش اختیاراتی دارد که هیچیک از همسران آقای ترامپ نداشته و ندارند. گفته می‌شود او مدیر بخشی از بزرگترین معاملات در موسسات اقتصادی ترامپ است. ایوانکا در عین حال مارک (برند) مد لباس خود را هم دارد که شعار تبلیغاتی آن \"زنانی که کار می‌کنند\" است. او در وبسایت خود می‌گوید :\"می‌خواهم به زنان الهام دهم و آنها را نیرومند کنم تا زندگی را که دوست دارند بسازند، زندگی که فقط به آنها تعلق دارد و نه توقعات و انتظارات دیگران.\" در شرایطی که دونالد ترامپ در طول کارزار انتخاباتی به تبعیض جنسیتی و بدرفتار با زنان متهم شد ایوانکا تلاش می‌کرد تا حمایت زنان را جلب کند. او در سخنرانی در ماه ژوئیه گفت:\"خانواده‌های آمریکایی به کمک نیاز دارند. سیاست‌هایی که به رشد و شکوفایی زنان صاحب فرزند کمک می‌کند نباید فقط برای عده معدود بلکه برای همه فراهم باشد. سیاستمداران از دستمزد برابر برای زنان صحبت می‌کنند ولی پدرم این روش را در تمام دوره مدیریتش در تمام شرکت‌های خود اجرا کرده است.\" دیدگاه او در مورد مرخصی زایمان و نگهداری از کودکان خردسال روی سیاست‌های پدرش تاثیر گذاشته است. دونالد ترامپ در یک اجتماع انتخاباتی در آیووا گفت:\"ایوانکا همیشه روی این مسئله اصرار داشته و مرتب به من گفته که باید این کار را بکنیم. او خیلی باهوش است و حق با اوست.\" در شبکه‌های اجتماعی ایوانکا از پدرش محتاط تر است. او در صفحه اینستاگرام خود که حدود ۱.۵ میلیون دنباله رو دارد، عکس‌های خانوادگی و یا نکته‌های الهام بخش منتشر می‌کند. در مقایسه با او ملینا همسر آقای ترامپ و بانوی اول آینده آمریکا فقط ۱۲ هزار و پانصد دنباله رو دارد. شاید امروزه عکس‌های هیلاری و بیل کلینتون در مراسم ازدواج دونالد ترامپ با ملینا حذف شوند ولی ایوانکا هنوز دوستی نزدیک خود با چلسی، دختر کلینتون‌ها را حفظ کرده است. هر چند طبق گزارش‌های منتشر شده در دوران کارزار انتخاباتی آنها روابط خود را موقتا متوقف کردند. ایوانکا در مصاحبه‌ای با مجله پیپل گفت:\"روابط ما دوستانه است ولی در حال حاضر در فضای زندگی هر دو ما فشار زیادی وجود دارد.\" در ماه اوت یکی از رسانه‌های آمریکایی از دونالد ترامپ پرسیده بود اگر به مقام ریاست جمهوری برسد کدام زن را وارد کابینه خواهد کرد؟ او در پاسخ گفت:\"زنان زیادی هستند که از بین آنها می‌توان انتخاب کرد. ولی همه خواهند گفت ایوانکا را انتخاب کن.\" ایوانکا در عرصه سیاست هیچ تجربه‌ای ندارد ولی پدرش دونالد ترامپ نیز هیچ تجربه سیاسی نداشت. در نتیجه بعید نیست ایوانکا به یکی از افراد مهم در حلقه نزدیکان رییس جمهور آینده آمریکا بدل شود. در جواب به سئوال مجله کوزموپولیتن که از او پرسید آیا زمانی در انتخابات ریاست جمهوری نامزد خواهد شد ایوانکا گفت چنین احتمالی را رد نمی‌کند و افزود:\"بعید می‌دانم. ولی یاد گرفته‌ام که در زندگی هیچگاه نباید گفت نه، چون آدم را محدود می‌کند.\"  

اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟

اما واتسون٬ هنرپیشه بریتانیایی و فعال فمینیست٬ در پاسخ به حملات چند روز گذشته منتقدانش در شبکه‌های اجتماعی گفته هرکس اختیار بدن خود را دارد و نمایش بخشی از آن نشانه پشت کردن به آرمان‌های عدالت جنسیتی نیست. ستاره فیلم‌های هری پاتر می‌گوید که فمینیسم به معنای دادن حق انتخاب به زنان است و آنان درباره بدن‌شان تصمیم می‌گیرند: فمینیسم چوبی نیست که با آن زنان را بکوبیم.‌ انتشار عکس اما واتسون در جلد مجله ونیتی‌فر در حالی که بخشی از سینه‌هایش پیداست٬ باعث انتقاد تند و گسترده منتقدانی شده که می‌گویند این فعال حقوق زنان به ایده‌آل‌های فمینیستی و برابری‌خواهانه خیانت کرده است. اما واتسون٬ سفیر حسن نیت سازمان ملل در امور زنان است و سخنرانی‌های او در اجلاس‌های جهانی برای برابری زنان مشهور است. بیش از دو سال است که او کارزاری را برای جلب حمایت مردان و از بین بردن شکاف جنسیتی شروع کرده و در این راه فعالیت می‌کند. نمایش فیلم دیو و دلبر او به تازگی آغاز شده و مجله ونیتی‌ فر هم در همین راستا عکس‌های تازه‌ای از او منتشر کرده است. در یکی از این عکس‌ها او کت کوتاهی پوشیده که بخش‌هایی از سینه‌هایش از زیر کت پیدا است. خانم واتسون درباره انتقادهایی که بعد از انتشار این عکس‌ها شده٬ می‌گوید: این فقط به من نشان می‌دهد که چقدر سوءبرداشت و کج‌فهمی درباره فمینیسم وجود دارد. به گفته اما واتسون، فمینسیم به زنان حق انتخاب می‌دهد. چوبی نیست که با آن زنان دیگر را بزنیم. فمینیسم درباره رهایی است و آزادی. درباره برابری است. من واقعا نمی‌فهمم پستان‌های من چه ارتباطی با این موضوع دارد. اما واتسون از منتقدان حقوق نابرابر زنان در سینما است و در سخنرانی‌های رسمی به این موضوع اعتراض کرده است. او در سازمان ملل هم از مردان خواست برای حق برابری زنان بجنگند.
پرونده ای با قتل 40 زن و دو كودك این زن نمی بخشد آلینوش طریان ، مادر دختران شایسته جهان ازکجا می آیند یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

حقوق زنان

سقط جنین در ایران، از داروخانه تا ناصر خسرو

در ایران سقط جنین به طور کامل ممنوع نیست. در مواردی از بیماری‌های خاص و خطرناک برای جنین و یا مادر، تا پیش از چهار ماهگی، این امکان وجود دارد که با ارایه مدرک به دادگاه و دریافت مجوز، سقط جنین کرد. برای سقط جنین حتی نیازی به موافقت پدر نیست زن می‌تواند به تنهایی، با ارایه مدارک پزشکی به دادگاه، اقدام کند. اما مشکل از آنجا آغاز می‌شود که تعداد زیادی از متقاضیان سقط جنین،این شرایط ندارند. یعنی نه جنین و نه مادر، بیماری ای ندارند اما به دلایل متفاوت میخواهند به بارداری خود خاتمه دهند. به طول مثال دخترانی هستند که ازدواج نکرده اند و یا حتی پس از چهار ماهگی به هر دلیل تصمیم به سقط جنین گرفته اند اینجاست که روند خطرناک سقط جنین‌های خانگی با داروهای خریده شده از خیابان ناصرخسرو و یا در اتاق های زیرزمینی آغاز می‌شود. سوالاتی مبنی بر راهنمایی برای سقط جنین در سایت ها و فروم های بارداری و نوزادان به وفور یافت میشود سارا، دختر جوان مجردی که به ناچار شیوه‌های مختلف سقط جنین زیرزمینی را امتحان کرده می‌گوید: من چند وقت پیش متوجه شدم که پنج ماه است از دوست پسرم باردارم. با توجه به شرایط خانوادگی و فرهنگی در ایران، نگاه داشتن بچه ممکن نبود. در نتیجه تصمیم گرفتم که سقط جنین کنم. کمی تحقیق کردم متوجه شدم سه روش برای سقط جنین می‌توانم انتخاب کنم: با قرص، آمپول و یا کورتاژ. به من گفتند که باید قرص (میزوپروستول) پیدا کنم و در یک ساعت، ده تا بخورم. این دارو گویا در داروخانه‌ها هم پیدا می‌شود و قیمتش حدود 8 هزار تومان است. اما چون من نسخه نداشتم باید به خیابان ناصرخسرو می‌رفتم. آنجا هر ده قرص را 200 هزار تومان می‌فروختند. آمپولی هم که برای این کار استفاده می‌شود «پروستاگلندین» است که باید دو عدد از آن را تزریق می‌کردم که هر کدام 40 هزار تومان قیمت داشت. اما شنیده بودم که تزریق این آمپول خطرناک است و امکان دارد دچار تشنج شوم. علاوه بر این، باید کسی را پیدا می‌کردم که تزریق آمپول را قبول می‌کرد. در نتیجه تصمیم گرفتم از ناصرخسرو قرص ها را بخرم. این منطقه جای مناسبی برای یک دختر تنها نیست. باید پول را هم اول می‌دادم تا بعد دارو را تحویل بدهند. من ترسیدم که داروی تقلبی و یا تاریخ مصرف گذشته به من بدهند در نتیجه پشیمان شدم و قرص را نخریدم. در نهایت تصمیم گرفتم که به یک پزشک مراجعه کنم. او گفت باید حتما کورتاژ انجام دهم. چون حاملگی اولم بود و امکان داشت تمامی جنین با دارو یا آمپول از رحم خارج نشود  و مشکلات دیگری برایم به وجود بیاید. همین خانم دکتر من را برای یافتنمحلی برای انجام عمل راهنمایی کرد. من به مطبی در جنوب شرقی تهران رفتم. دو خانم آنجا مشغول به کار بودند که در ابتدا فکر کردم پزشک هستند اما بعد فهمیدم ماما هستند. هیچ مردی را هم به داخل راه نمی‌دادند. مطب شلوغ بود.عدۀ زیادی برای ترمیم پرده بکارت و عده ای هم برای سقط جنین آمده بودند. به من گفتند که می‌توانم این کار را با دو قیمت انجام دهم: بدون بیهوشی 700 هزار تومان و با بیهوشی، یک میلیون و پانصدهزار تومان... می‌گفتند که داروی بیهوشی بسیار گران و کمیاب شده است. من از ترس خواستم که بیهوشم کنند. مدت کوتاهی من را بیهوش کردند و عمل سقط انجام شد و مشکلی هم پس از آن پیش نیامد. هنوز آمار سقط جنین در سال جاری اعلام نشده اما طبق آمارها سال گذشته و به روایت سازمان پزشکی قانونی، شش هزار و ۶۵۶ نفر برای دریافت مجوز سقط درمانی به مراکز پزشکی قانونی سراسر کشور مراجعه کرده اند. که تنها برای حدود  چهارهزار نفر این مجوز صادر شده است. در سال گذشته در استان تهران یک‌هزار و ۶۸۴ مراجعه برای دریافت مجوز سقط جنین درمانی وجود داشته که در مقایسه با دیگر استان‌ها بیشترین تعداد بوده است. از این تعداد ۷۶۱ نفر شرایط دریافت مجوز را داشتند. با یک حساب سرانگشتی ساده می‌توان متوجه شد ۹۲۳ نفر شرایط سقط جنین قانونی را نداشته‌اند و این تنها آمار رسمی کسانی است که به صورت قانونی تقاضا داده اند. یعنی فقط نوک آیسبرگ (کوه یخ)... چرا که درصد بالایی از متقاضیان سقط جنین به خاطر مشکلات قانونی و داشتن روابط جنسی خارج از ازدواج، به مراجع رسمی متوسل نمی‌شوند. پس برای جمعیت زیادی که خواهان سقط جنین هستند و نمی‌توانند به صورت قانونی اقدام به این کار کنند تنها یک راه می‌ماند: خیابان ناصر خسرو... از قرص برنج تا سیانور برای خودکشی تا داروهای نایاب هموفیلی و اعصاب و روان با قیمت‌های گزاف در ناصرخسرو بفروش می رسد چه رسد به قرص «میزوپروستول» و آمپول «پروستاگلندین» برای سقط جنین. این دو داروی اخیر، رایج‌ترین روش سقط جنین در ایران هستند. ممکن است که این قرص‌ها و آمپول‌ها موجب سقط کامل جنین نشود اما از آنجا که استفاده از این دو روش خونریزی شدید به دنبال دارد، حتی اگر بارداری از طریق روابط نامشروع صورت گرفته باشد بیمارستان‌ها مراجعه‌کننده را می‌پذیرند تا کورتاژ و سقط کامل صورت گیرد. این روز‌ها، چه در مطب و چه در زیرزمین‌ها، سقط جنین برای برخی پول هنگفتی به همراه دارد. بحث سقط جنین در جامعه امروز ایران به عنوان یکی از آسیب‌ها، دارای ابعاد پیچیده‌ای است. اما به دلیل شرایط فرهنگی حاکم بر کشور، اصولاً روابط خارج از ازدواج و تبعات آن همیشه پنهان مانده است. منبع: RFI

​​​​​​​افزایش چشمگیر زنان سالمند در ایران

آخرین سرشماری عمومی در سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که ۳/ ۹ درصد مردم ایران سالمند هستند و جمعیت به سرعت در حال پیر شدن است؛ شمار زنان سالمند نسبت به مردان سالمند رو به افزایش است و فقر در میان سالمندان به شدت رواج دارد. براساس نتایج آخرین سرشماری عمومی در سال ۱۳۹۵ جمعیت ایران برابر ۷۹ میلیون و ۹۲۶ هزار و ۲۷۰ نفر بوده است. سازمان ملل در مطالعات خود با توجه به متوسط امید به زندگی در سطح جهان، شروع سن سالمندی را ۶۰ سالگی اعلام کرده است. بر مبنای همین تعریف سازمان ملل متحد از سالمندی ۳/ ۹ درصد مردم ایران سالمند هستند که ۴/ ۷۲ درصد آنان در مناطق شهری و ۶/ ۲۷ درصد در مناطق روستایی زندگی می‌کنند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ایران جزو چند كشور اول جهان است كه به سرعت درصد سالمندی در آن افزایش می‌یابد. افزایش ۵/ ۱ برابری سالمندان در یک دهه اخیر بر اساس آخرین سرشماری عمومی در سال ۱۳۹۵، جمعیت سالمندان کشور بین سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ حدود یک‌ونیم برابر شده است. این افزایش در حالی است که سالمندان در دوران سالمندی در زمینه‌های مختلف اجتماعی و اقتصادی با شرایط منفی مختلفی روبرو می‌شوند. از جمله این شرایط منفی دور شدن آنها از فعالیت‌های اجتماعی، احساس تنهایی و بروز مشکلات روحی و کاهش میزان درآمد و افزایش مخارج زندگی به خاطر پرداخت هزینه‌های مراقبت‌های پزشکی هستند. نتایج سرشماری ۱۳۹۵ همچنین نشان می‌دهد که بیش از نیمی از سالمندان ایران (حدود ۵۴ درصد) بی‌سواد هستند. سالمندان بیسواد کسانی تعریف شده‌اند که در زندگی روزمره نمی‌توانند متن ساده‌ای را بخوانند و بنویسند. شمار زنان سالمند نسبت به مردان سالمند افزایش می‌یابد به گزارش مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت رفاه ایران، در مقابل هر ۹۷ نفر مرد در ایران ۱۰۰ زن وجود دارد و این امر حکایت از افزایش تعداد سالمندان زن نسبت به مردان سالمند دارد. البته افزایش تعداد سالمندان زن دور از انتظار نیست، زیرا در میان مردان امید به زندگی پایین تر از زنان است و نیز زنان نسبت به مردان به مراقبت‌های پزشکی حساس‌تر هستند. فقر در میان سالمندان به گفته رئیس سابق دبیرخانه شورای ملی سالمندان ایران، فقر سالمندان جدی است و نزدیک به ۳۰ درصد از سالمندان از فقیرترین اقشار جامعه محسوب می‌شوند. او می‌گوید یک میلیون و ۸۰۰ هزار سالمند در كشور از هیچ نوع پوشش دستگاه‌های حمایتی و صندوق‌های بازنشستگی برخوردار نیستند. كارگری و دست‌فروشی پیرمردان و پیرزنان در خیابان‌های شهرها بر شهروندان ایران پنهان نیست؛ سالمندانی که به دلیل نبود پشتوانه اجتماعی ناگزیرند در ایام پیری کار ‌کنند تا بتوانند هزینه زندگی خود را تامین کنند. زنان سالمند مجرد بسیاری از زنان سالمند مجبور به زندگی در تنهایی هستند. دلیل تنها زیستن این زنان را ناهید تاج‌الدین، عضو هیئت رئیسه كمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، هنجارهای اجتماعی می‌داند و با توجه به  آمارها می‌گوید که ۹۰ درصد زنان پس از طلاق ازدواج نمی‌كنند. ناهید تاج‌الدین در ادامه می‌گوید این آمار در حالی است كه ۹۰ درصد مردان پس از طلاق بار دیگر ازدواج می‌کنند. بر این اساس، بخت زنان ایرانی برای ازدواج مجدد یک‌نهم مردان است.  
مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان دهلی و سائوپائولو از نظر جنسی ناامن‌ترین کلان‌شهرها برای زنان قوانین نگهداری كودك در محل كار مادر سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام