1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

کارنامه گریس کلی در سینما کوتاه اما درخشان بود. این ستاره برجسته در ۲۷ سالگی و اوج موفقیت، کار در هالیوود را کنار گذاشت تا "ملکه موناکو" شود. فیلمی تازه سرنوشت او را بار دیگر به رسانه‌های جمعی کشانده است.

تهیه فیلمی از سرگذشت گریس کلی امری طبیعی است، چون زندگی این ستاره به افسانه پریان بی‌شباهت نیست و سینما همیشه به افسانه‌گویی نزدیک بوده است.

دوره امسال جشنواره سینمایی کن با نمایش فیلم "گریس موناکو" گشایش یافت، که برداشتی از زندگی ستاره مشهور سینماست. در این فیلم نیکول کیدمن در نقش "پرنسس گریس" ظاهر شده است.

از پرده سینما تا کاخ موناکو

گریس کلی در ۲۱ سالگی و با همان یکی، دو فیلم اول خود شهرتی جهانگیر پیدا کرد. او در فعالیت سینمایی کوتاه ۵ ساله‌اش یکی از محبوب‌ترین ستارگان دهه ۱۹۵۰ بود و در اوج شهرت و موفقیت سینما را برای همیشه ترک کرد.

گریس کلی در سال ۱۹۵۶ به تقاضای خواستگاری شاهزاده رنیه سوم، حکمران موناکو، پاسخ مثبت داد و ملکه دربار افسانه‌ای "سواحل لاجوردی" شد. وداع او با سینما، دوستدارانش را به اندوه فرو برد و تا مدتها سوژه داغی برای رسانه‌ها بود.

درباره گریس کلی حرف و حدیث فراوان است. گفته‌اند که زندگی او با ثروت و شکوه همراه شد، اما از شور و محبت خالی بود. او "شهبانو" شد، اما خوشبخت نشد. روزنامه‌های پرتیراژ بارها و بارها از زندگی "این پرنده غمگین در قفس طلایی" داستان‌های سوزناک سرهم کرده‌اند.

فیلم "گریس موناکو" به کارگردانی اولیویه دهان، فیلمساز فرانسوی، از این حرف و حدیث‌ها دور نمانده است. داستان فیلم درباره روزهای بحرانی در زناشویی گریس کلی است، یعنی همان دوراهی و پرسش همیشگی که تصمیم او مبنی بر کنار گذاشتن سینما و ازدواج با حکمران موناکو تا چه حد درست بوده است.

فیلم به همان تصویر "رسمی" تکیه دارد؛ به این معنی که گریس کلی را زنی باتدبیر و تیزهوش نشان می‌دهد که نه از روی هوا و هوس، بلکه آگاهانه و به خاطر عشقی واقعی به دربار موناکو می‌رود، همسری باوفا و مادری فداکار می‌شود و با سرنوشت خود به خوبی کنار می‌آید.

فیلم روی هم رفته تصویری سطحی و ساده‌نگرانه از دربار موناکو و سرگذشت گریس کلی ارائه می‌دهد و از ژرف‌نگری در جوانب تیره و تار آن باز می‌ماند. بیشتر منتقدان سینمایی فیلم را تکرار کلیشه‌های بازاری رایج ارزیابی کردند.

منتقدان از فیلم خرده می‌گیرند که تصویری ساده‌لوحانه از مناسبات درونی دربار موناکو ارائه می‌دهد و تماشاگر ناآگاه را با القای جلال و شکوه "دودمان پادشاهی" گیج می‌کند. با وجود این برخورد مثبت و تا حدی "تبلیغاتی"، واکنش پادشاهی موناکو شگفت‌انگیز است.

شاهزادگان کنونی موناکو، یعنی فرزندان شاهزاده گریس کلی، گفتند که در مراسم جشنواره کن شرکت نمی‌کنند، زیرا به نظر آنها زندگی گریس کلی "به خاطر منافع صرفا مالی" تحریف شده است. بهانه‌ای که البته زیاد موجه نیست، آن هم از سلطنتی که یکپارچه به خاطر "منافع مالی" شکل گرفته و تا امروز سرپا مانده است.

یک کارنامه درخشان

گریس کلی در طول تنها پنج سال یعنی از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶ با بازی در تنها ۱۱ فیلم سینمایی در اوج شهرت و افتخار قرار گرفت.

او در این دوره کوتاه با برخی از مهمترین کارگردان‌های سینما کار کرد، از جان فورد (در فیلم موگامبو) تا فرد زینه‌مان (در فیلم ماجرای نیمروز). اما سینماگری که از او چهره‌ای بی همتا ساخت بی‌تردید آلفرد هیچکاک بود.

گریس کلی در سه فیلم هیچکاک ظاهر شد: "میم را به نشانه مرگ بگیر!"، "پنجره عقبی" یا "پنجره رو به حیاط" و سرانجام فیلم "دستگیری یک دزد". او با موهای بلوند، نگاه سرد و رفتار باوقار اما بی‌تفاوت همان زن دلخواه هیچکاک بود، که ظاهری خاموش و آرام دارد، اما در درون او جوشش و نیرویی هست که او را به بی‌باک‌ترین کارها توانا می‌سازد.

گریس کلی در سال ۱۹۸۲ در ۵۳ سالگی در تصادف اتومبیل درگذشت.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

به دختران مجرد اینها را نگوئید

درصد زیادی از افراد در شهرهای بزرگ دنیا مجرد زندگی می کنند ولی ما یا به خاطر وضعیت خودمان یا تربیت و عادت، نمی توانیم این اتفاق عمومی را عادی بدانیم. یکی از تحقیقات در این زمینه نشان داده است که ۴۶۶ درصد افراد مجرد مایل به ازدواج هستند. ۲۵ درصد شان جواب منفی داده اند و ۲۹۹ درصدشان گفتند هنوز تصمیم نگرفته اند. با این همه خیلی از ما اصرار داریم که دیگران بر طبق سنت های پیشین زندگی کنند. به قول Shani Silver «گفتن بعضی چیزها می تواند نامناسب باشد نظیر»: ۱ – تو که خیلی خوشگلی!؟ … باور نمی کنم مردی توی زندگی ات نباشه اولاْ که با این حرف دارید می گویید با آنکه زیبا بودن برای پیدا کردن شریک زندگی مهم است ولی خیری از آن ندیدم و بنابراین دیگر امیدی به یافتن فرد مورد دلخواه ندارم. دوماْ مگر خودت خیلی خوشگلی بودی که یک نفر در زندگی ات وجود دارد. من ندارم چون هنوز پیش نیامده است و من مشکلی ندارم و مستاصل هم نیستم. ۲ – خوش به حالت که مجردی. مردا واقعا احمق هستند نه مردا احمق نیستند. مردا خیلی با حال هستند. توی مردا، باهوش زیاد هست. خیلی های شان شوخ طبع های با مزه ایی هستند. بعضی های شان هم خیلی مهربان و خوش قلب هستند. مردها خوبی های مشترک و مشابه با ما زنها را دارند. مردها بازو دارند و من یکی از اون بازوها را می خواهم. فقط به خاطر اینکه جلوی پای من سبز نمی شوند نگوییم احمق هستند. ۳ – درک می کنم وضعیتت را … من هم بادم می آید چه احساسی داشتم وقتی ۲۵ ساله بودم و مجرد این را متوجه باشید که مجرد بودن توی دهه ۲۰ سالگی خیلی با مجرد بودن در ۳۰ سالگی فرق دارد. در دهه ۲۰ سالگی٬ اکثر آدم های دور و بر مجرد هستند. ولی در دوره سی سالگی به بعد یکدفعه جمعیت مجردها کم می شود. در ضمن، تلاشی که به خرج می دهید دوست داشتنی است ولی قادر به درک من نیستید همانطوری که من نمی توانم بفهمم متاهل بودن در دهه سی سالگی چطور می تواند باشد. ۴ –  اگر بخواهی من یک مجرد می شناسم. می خواهی برایت جفت و جور کنم؟ صادقانه و بدون هیچ طعنه و کنایه باید بگویم که خیلی ممنون هستم که به فکر من هستی و این نشانه خوش قلبی تو است. منکر این نیستم که فرصت اشنای ایجاد کردن راهی است که درصد شانس آن را نباید نادیده گرفت ولی به جایش کاش می گفتید: « ما داریم می رویم شب بیرون با چند تا از دوستان … دوست داری بیا٬ خوش خواهد گذشت»  

خدایا دست ات را از گلویم بردار

این روزها از دست خدا کلافه ام. اصولا رابطه من و خدا خیلی خوب است. من شاید بنده شاکر خوبی نباشم او اما همیشه شش دانگ حواس اش به من است. این روزها نمی دانم سرش به کدامین بنده اش گرم است که حس می کنم پیچ خورده ایم به هم.
مهر، با بوی تند مدرسه مرگ هیچ وقت عادی نمی شود بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... رویاهایت را فراموش كن رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

طلا؛ زیور یا سرمایه

خانم های بسیاری را می شناسم که همراه با مد، طلاهای خود را عوض کرده و تغییر می دهند. پای صحبت آنها که می نشینم تازه مدعی هم می شوند که این طلا سرمایه ای است برای روز مبادا و تازه از این طریق کمی هم از تعویض و تغییر آن لذت هم می برند.

از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید

خرید برای منزل تجربه ای خوشایند است، البته به شرط آنکه با در نظر گرفتن تمهیداتی بتوانیم به اندازه نیاز و بودجه مان خرید کنیم.  با یاد گرفتن تکنیک های خرید، دیگر از خرید در فروشگاه های بزرگ هراسی نخواهید داشت.
10 زن میلیاردر جهان را بشناسید نکاتی درباره انتخاب یخچال بانوی صندوق بین المللی پول از پس اندازتان مراقبت کنید لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

مطالب تصادفی

گزارش روز

زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران

  آنچنان که مرکز آمار ایران گزارش داده است، بیش از ۵۷ درصد مردان و تنها  ۱۰ درصد زنان ده سال به بالا که در سن کار قرار دارند، شاغل هستند. خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)،  در بررسی نتایج آمارگیری نیروی کار در بهار ۱۳۹۴ که از سوی مرکز آمار ایران انتشار یافته ، گزارش داده که نرخ بیکاری فصل بهار در سال ۹۴نسبت به زمستان ۹۳ حدود یک درصد کاهش داشته است. فصل‌های بهار و تابستان که کار کشاورزی افزایش پیدا می کند، نرخ بیکاری نسبت به فصول پاییز و زمستان کاهش می یابد. در همین حال مهمترین ویژگی های بیکاری در ایران بالا بودن نرخ بیکاری زنان، جوانان و افراد تحصیل کرده است به طوری که این نرخ برای زنان ۱۹، برای جوانان حدود ۲۱ درصد و فارغ التحصیلان دانشگاهی بین ۳۶ تا ۴۸ درصد است. نسبت اشتغال نشان می دهد که چند درصد جمعیت واقع در سن کار، شاغل هستند. این نسبت در مناطق شهری برای جمعیت ۱۵سال به بالا حاکی از آن است که در مناطق شهری حدود  ۳۵ درصد و روستایی حدود ۴۱ درصد از جمعیت در سن کار ایران شاغل هستند.  بر اساس تعریف مرکز آمار ایران از افراد شاغل «تمام افراد ده ساله یا بیشتر که در طول هفته آمارگیری، حداقل یک ساعت در هفته کار کرده یا بنا به دلایلی به طور موقت کار را ترک کرده باشند، شاغل حساب می‌شوند.» نسبت های یادشده وضعیت مناسبی از بازار کار در ایران  را نشان نمی دهد. آنچنان که فریدون خاوند، کارشناس اقتصادی رادیو فردا مقیم فرانسه می گوید: «برای مبارزه با بيکاری تنها يک راه وجود دارد و آن رشد اقتصادی است. اگر چين يازده ميليون شغل خالص در سال ايجاد ميکند و يا آمريکا ۲۲۰ هزار شغل خالص در ماه، تنها دليلش رشد است. » به گفته آقای خاوند، «ايران به نرخ رشد هفت يا هشت در صد در سال نياز دارد و اين امکان پذير نيست مگر با افزايش سرمايه گذاری از منابع داخلی و خارجی. يک اقتصاد گرفتار دولت و انحصار های شبه دولتی نمی تواند فرصت شغلی به وجود بيآورد.»     آنچنان که منابع رسمی همچون علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران اعلام کرده اند، در حال حاضر حدود شش میلیون نیروی انسانی بیکار در ایران وجود دارد.   

ماه گرفتگی

بر همه کسانی که دوست دارند یک بار دیگر ماه گرفتگی را ببیند یک خبر خوش این که قرار است امشب چهارشنبه از ساعت ۲۱ و ۵۴ دقیقه و ۳۷ ثانیه  یک ماه گرفتگی با خسوف نیمسایه ای آغاز شود و در ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه و ۴۱ ثانیه روز ۲۶ خردادبه پایان رسد.
تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ گردشگران ایرانی کدام کشورها را بیشتر ترجیح می دهند از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت بیش از سه هزار زن کارتن خواب در تهران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

سنگ صبور شما کیست؟

  روان شناسان معتقدند دختران جوان بیش از هرچیز نیاز به همصحبتی و همدردی  دارند. هرکس باید بتواند با یک فرد مورد اطمینانش درد دل کند. شما با چه کسی اطمینان می کنید؟چه کسی محرم اسرارتان است؟ در تحقیقاتی که اخیرا میان زنان 16 کشور انجام شده، محققان به این نتیجه رسیده اند که بیش از نیمی از دختران و ز نان عمیق ترین آرزوها و تاریک ترین هراس هایشان را به دوست صمیمی شان می گویند . تنها در فرانسه و انگلستان است که همسران پا به پای دوستان شریک اسرار هستند. اما در هیچ کشوری به اندازه فیلیپین دوستان نزدیک در شنیدن درددل یکدیگر نقش ندارند.در این کشور51% زنان اسرارشان را به دوستان شان می گویند. خیلی ها با بهترین دوستان شان درددل می کنند چون نمی خواهند همسر و والدین شان را نگران کنند. برخی هم دوست ندارند توسط  دیگران  قضاوت شوند. اما جالب است که  هدف بیشتر دختران جوان از همصحبتی با دوستان نزدیکشان این است که آنها راز همدیگر را نگه می دارند، چون هر دو به یک میزان از اسرار هم با اطلاع هستند. جالب این است که در حالیکه در برزیل مادرها نزدیکترین فرد به دختران برای درددل هستند، تنها 11% دختران استرالیایی با مادرشان صحبت می کنند. به ما بگویید، شما با چه کسی درددل می کنید؟

هر فرد 13 راز شخصی دارد

فصلنامه خصلتهای فردی و اجتماعی در آمریکا تحقیقی را منتشر کرده است که ماحصل بررسی بیش از ده هزار راز چندین سنجش می باشد. تیم تحقیقاتی بر اساس نتیجه گیری و تقسیم بندی انواع رازهای ثبت شده، آنها را در معرض بازبینی و انتخاب دوباره در بین دو هزار نفر دیگر قرار داده اند و در مرحله نهایی متوجه شده اند که: به طور میانگین انسانها حدود ۱۳ راز شخصی دارند که پنج تا از آنها آنقدر مهم هستند که به هیچکس نمی گویند. البته توجه این تحقیق بیشتر از هر چیز در باره صدماتی است که نگهداری راز بر روی افراد ایجاد می کند. پروفسور دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه کلمبیا  Michael Slepian و سرپرست تیم تحقیق می گوید « ما متوجه شدیم که فکر کردن افراد در باره اسراری که پنهان می کنند صدمات روحی و جسمی اش خیلی بیشتر از نگرانی ناشی از فاش شدنش می باشد» محققین این گزارش، صریحا تاکید دارند که کلنجار رفتن مداوم در باره رازی که افراد پیش خود محفوظ نگه می دارند باعث صرف انرژی روحی و فیزیکی زیادی می شود. . سواستفاده از اعتماد باعث شکل گیری حدود نیمی از اسرار آدمها است. دروغ و کلک های اقتصادی هم بخش بزرگی از اسرار شخصی افراد را شامل می شوند. دزدی، خیانت و در رفتن از مسئولیت های شغلی نیز بیش از ۳۰ درصد رازها را در بر می گیرند. تحقیق فوق در ضمن نشان داده است که بخش اعظم کلنجار رفتن در باره اسرار شخصی وقتی صورت می گیرد که افراد تنها هستند. به عبارت دیگر، نگرانی از لو رفتن یک راز خیلی کمتر از اذیتی است که فکر و خیال در باره رازها، ایجاد می کنند. تا مادامیکه یک فرد، یک راز را حمل می کند تشویش اصلی وجود خواهد داشت.  
مسله خیانت از زاویه دیگر نامه عاشقانه زنی به همسرش در جنگ جهانی دوم بعد از ۷۲ سال به صاحبش رسید من یک ربع قرنی ام این 5 قانون روانشناسی زندگی را برایتان آسانتر می کند آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟

زنان حادثه

فرشتگان نجات

خرید اسلحه در ایالات متحده آمریکا یک امر بسیار پیش پا افتاده، قانونی و ساده است. کافیست سری به 5000 مغازه اسلحه فروشی در سراسر کشور شوید و با یک خمپاره انداز بیرون بیایید. نه یک اسلحه کوچک جیبی بلکه با یک خمپاره انداز یا یک مسلسل از نمونه مسلسلهایی که در ارتشهای مختلف جهان استفاده میگردد. خود آمریکاییها به دو دسته تقسیم میشوند کسانی که موافق ادامه این قانون هستند و کسانی که مخالف اند. دلیل موافقان این قانون اینست که تجارت اسلحه در آمریکا از آغاز تشکیل این کشور 200 ساله آزاد بوده است و بنابراین باید چنین نیز باشد. همچنین آمریکا کشوریست با وسعت زیاد کلانتریها و نیروی پلیس کم بنابراین مردم باید حق داشتن اسلحه برای دفاع از خود را داشته باشند. همچنین استدلال آنان اینست که در طول سال تعداد بیشتری با سلاح سرد کشته میشوند بنابراین چرا چاقوها را از مغازه های لوازم خانگی جمع نمی کنید؟ ما در اینجا سعی به قضاوت درباره درستی این استدلالها را نداریم، هر کشوری قوانین خاص مربوط به خود را دارد. احتمالا همه ما در جریان واقعه دلخراش مدرسه ابتدایی شهر نیو تاون در ایالت کانکتیکات آمریکا قرار گرفته ایم. آدام لندزا جوان گوشه گیر و غصبی 23 ساله در یک روز عادی با نیم دوجین اسلحه به مدرسه محل کار مادرش میرود، ابتدا مادر خود و سپس 25 انسان بیگناه دیگر را میکشد و سپس خودکشی می نماید. در میان کشته شدگان 20 کودک 6 تا 8 ساله به چشم می خورند. دلیل این شورش بی دلیل هنوز معلوم نیست. تیراندازی بی دلیل به قربانیان برای دفعه اول اتفاق نیفتاده است کشتارهایی اینچنینی در سراسر سال در آمریکا اتفاق می افتد اما سابقه نداشته جوانی 23 ساله بدون هیچگونه سو پیشینه دست به انجام همچین جنایتی، کشتار کودکان زیر دهسال زده باشد. اگر آدام لندزا شیطان صفت در سوی تاریک این داستان قرار گرفته است در سوی دیگر این داستان اما معلمانی جوان قرار داشته اند که جانشان را برای نجات شاگردانشان بخطر انداخته اند. ماری جیکوبز کتابدار کتابخانه مدرسه وقتی صدای تیر اندازی شنید تمامی 18 کودکی که در کتابخانه بودند را سریعا به دفتر اداری کتابخانه انتقال داد و کمد بزرگی را به پشت در دفتر قرار داد وتا آمدن نیروی پلیس کمد را جابجا ننمود. ماری میگوید من شنیدم که او وارد کتابخانه شدو چون فکر میکردم که همگی ما لحظات آخر عمرمان را میگذرانیم بچه ها را بدور خود جمع نمودم و به آنها گفتم که چقدر عاشق تک تک آنان هستم، فکر کردم اگر مادرانشان اکنون پیش آنان بودند احتمالا همین حرفها را به آنان می زدند. پلیس میگوید اگر ماری کمی تعلل می نمود همگی کودکان کشته میشدند. اما سرنوشت ویکی لی سوتوی 27 ساله، معلم کلاس اولی ها طور دیگری رقم خورد. او هنگامی که صدای شلیک گلوله ها را شنید همگی بچه ها را در کمد جالباسی کلاس جا داد و هنگامی که قاتل وارد کلاس او شد و پرسید بچه ها کجا هستند او جواب داد: در سالن ورزش مدرسه، قاتل با شلیک تیری به او، او را جا بجا بقتل رساند. هنگامی که پلیس وارد کلاس وی شد شاگردانش بروی زمین در کنار جسد بیجان او حلقه زده بودند. مواردی اینچنینی از زنانی معمولی که در لحظاتی سخت تبدیل به فرشتگانی واقعی در دنیای تلخ کنونی ما میگردند و جان انسانها را نجات میبخشند کم نیستند، یک نمونه آنرا چندی پیش در کشور خودمان در زلزله اخیر ورزقان شاهد بودیم. گلین خانم یا همان گلی سعادتی از اهالی روستای چای کندی ورزقان. او دقایقی پس از زلزله توانسته به تنهایی دقایقی ۶ نفر را از زیر آوار بیرون بکشد که 4 نفر از آنها زنده مانده اند. او می گوید: "پسر کوچکم کنار دستم نشسته بود و داشتم در تنور نان می پختم که زمین به شدت لرزید ، مادر شوهرم که در ایوان طبقه دوم خانه کاه گلیمان نشسته بود با فروریختن خانه مان زیر آوار مانده بود بعد از اینکه پسر کوچکم را در محوطه باز قرار دادم، اولین نفری که از زیر آوار بیرون کشیدم مادر شوهر پیرم بود. در روستا بلوایی به پا شده بود و هر کس به طرفی می دوید ، یکی گریه می کرد یکی به سرش می کوبید. اولین کسانی که به ذهنم رسید پیرمرد و پیرزن پیری بود که همسایه مان بودند، وقتی وارد ویرانه خانه شان شدم پیرزن بین دو تیرک گیر کرده و مانده بود ، به خانه ویران شده اش زل زده بود و در حالیکه سر و رویش را گرد و خاک گرفته بود، به آرامی کمک می خواست و پیرمرد هم فقط کاسه سرش از زیر تل آوار معلوم بود ، بعد از اینکه پیرزن را بیرون آوردم با دستهایم خاک ها را پس زدم و مرد را به حیاط کشیدم ، خاک ها را از دهانش بیرون آوردم و راه نفسش را باز کردم، همین که به کوچه آمدم بچه های همسایه دیگرمان را دیدم که فریاد زنان برای مادر شان که زیر آوار مانده کمک می خواهند، به داخل خانه آنها دویدم ، اما خانه زیر و رو شده بود و جز تلی از خاک نبود، به این طرف و آن طرف می دویدم که از زیر پایم فریاد کمک "یوسف " پسر همسایه مان را شنیدم که گفت " خاله گلی " ما اینجاییم با مادرم ، کمکمان کن ، خاک ها را کنار زدم و پسر را زنده بیرون آوردم ، اما مادرش را که بیرون کشیدم و راه نفسش را باز کردم دیدم نفس ندارد و متاسفانه فوت کرده بود ، یک نفر را هم بعدا از زیر آوار بیرون کشیدم که او نیز متاسفانه فوت شده بود. آیا ما آمادگی ذهنی لازم برای تبدیل شدن به چنین ابر زنهایی که جان انسانها را در پیچهای حساس زندگی نجات میدهند، را داریم؟   عکس متعلق به ویکی لی سوتو، معلم کشته شده مدرسه سندی است.

من با واژنم رای نمی دهم

دو چهره مشهور هنر و ادبیات آمریکا در مصاحبه با برنامه نیوزنایت بی‌بی‌سی انتقادهایی را درباره نظام سیاسی آمریکا مطرح کرده‌اند. سوزان ساراندون، هنرپیشه هالیوود، گفته نباید فقط به خاطر زن بودن، به هیلاری کلینتون رای داد. پل استر، نویسنده، هم ضمن مخالفت با دونالد ترامپ، پیش‌بینی کرده که نظام سیاسی آمریکا در آستانه فروپاشی است. انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، سه‌شنبه هشت نوامبر، برگزار می‌شود. سوزان ساراندون، که بسیاری او را با نقش لوییز در فیلم تلما و لوییز می‌شناسند، طرفدار حزب سبز است و اعتقاد دارد هیچ کدام از دو نامزد فعلی، گزینه‌های مناسبی برای آینده آمریکا نیستند. واکنش او به این سوال مجری که پرسید انتخاب احتمالی هیلاری کلینتون به عنوان رییس جمهور آمریکا، اتفاق مهمی برای زنان است، این بود: \"من با واژن‌ام رای نمی‌دهم.\" استدلال سوزان ساراندون این است که به خاطر برتری یک جنسیت بر دیگری، ارزش‌های خود را در انتخاب زیر پا نمی‌گذارد. خانم ساراندون گفت: من به دنبال زنی مناسب هستم. در راس کشورها زنان بزرگی بوده‌اند که من آنها را می‌ستایم\" او خطاب مجری بی‌بی‌سی در بریتانیا، کشوری که دو نخست‌وزیر زن داشته، گفت: شما هم از این زنان داشته‌اید. نمی‌دانم چه احساسی داشتید اما من با واژن خود رای نمی‌دهم. بحث من مهم‌تر از این چیزهاست و نمی‌خواهم وقتم را به این بگذرانم که درباره ترامپ و هیلاری صحبت کنم چون برای این موضوع اینجا نیامده‌ام. این موضوع بالاتر از این حرف‌هاست.\" این صحبت‌های هنرپیشه هالیوود تازه نیست. او قبلا هم این موضوع را مطرح و درباره آن توییت کرده بود. او یک فهرست ۱۱ شماره‌ای دارد از این‌که چرا نباید به کلینتون رای داد. خانم ساراندون انتخابات روز هشتم نوامبر در آمریکا را انتخاب بین \"بد\" و \"بدتر\" می‌داند و می‌گوید برای این آمریکا به شرایط از نظر او اسفناک امروز رسیده که در گذشته همه به \"شر کم‌تر\" رای داده‌اند. او در نهایت پیش‌بینی کرده است که خانم کلینتون، نامزد دموکرات‌ها به پیروزی برسد چرا که به گفته او پول و رسانه و همه امکانات دراختیارش است. پل استر؛ \'مردم در آستانه روانی‌شدن هستند پل استر، نویسنده سرشناس آمریکایی هم ضمن مخالفت با دونالد ترامپ، نامزد جمهوری‌خواهان، گفته است که نظام سیاسی آمریکا در آستانه بن‌بست است. او می‌گوید: \"این سخت‌ترین کمپین در زندگی من و شاید در تاریخ آمریکا است. هر کسی که می‌شناسم در آستانه بیماری روانی است\" او این جمله تبلیغاتی دونالد ترامپ را که گفته \"بیاید دوباره آمریکا را باعظمت کنیم\"، به این تعبیر می کند که بیایید دوباره آمریکا را سفیدپوست کنیم.\" \"من و همسرم سیری (هوستوت، نویسنده آمریکایی)، داخل تاکسی بودیم. روزهای اول آغاز رقابت‌های انتخاباتی. یک جوان باهوش سیاه‌پوست راننده تاکسی بود. رادیو هم روشن بود و در اخبار این جمله ترامپ پخش شد. از راننده پرسیدم فکر می‌کنی منظورش چیست؟ \' او بلافاصله گفت \'یعنی بیایید آمریکا را کشور سفیدها کنیم.  پس اگر سیاه‌ها چنین برداشتی دارند، بقیه هم چنین فکر خواهند کرد\" مجری از آقای استر پرسید \"پس اگر ترامپ ببرد آیا آمریکا را کشور نژادپرستی می شود؟\" او پاسخ داد: \"آمریکا در حال حاضر هم به هزاران شکل، کشوری نژادپرست است. اما وقتی رییس مملکت چنین چیزی بگوید آن وقت وضعیت خطرناک می‌شود\" پل استر می‌گوید انتخاب باراک اوباما به عنوان یک رییس جمهور سیاه‌پوست، آمریکا را در مقطعی از تاریخ قرار داد که تصور می‌شد \"این کشور بالاخره به سطحی از بینش رسیده که یک رییس‌جمهور سیاه پوست را در راس قدرت بنشاند و فارغ از رنگ پوست او تصور کند که این مرد بهترین شخص برای هدایت این کشور است\" اما به گفته او جمهوری‌خواهان در مقابل این اتفاق رویکرد درستی نداشتند و به همین دلیل آمریکا اکنون \"در همان شرایط سال ۱۸۶۱ قرار گرفته که جنگ داخلی شروع شد. دو طرف نمی‌توانند با هم صحبت کنند او می گوید نمی‌تواند پیش بینی کند چه کسی برنده است اما از روی نظرسنجی‌ها حدس می‌زند که کلینتون جلو باشد. و می‌گوید جمهوری‌خواهان خود را برای شب نهم دسامبر آماده کرده‌اند که به طور خصمانه‌ای دنبال کلینتون راه بیافتند و علیه او اقدام کنند. به همین دلیل، از نظر او سال‌های \"سختی\" که اوباما بعد از دوران ریاست جمهوری داشت در مقایسه با سال‌های ریاست جمهوری کلینتون دوران آسوده \"کودکستان\" به نظر خواهد آمد. در پایان مصاحبه مجری از پل استر پرسید آیا نظام سیاسی فعلی آمریکا به بن‌بست رسیده است؟ پاسخ او این بود: \"بله داریم به آن نقطه می‌رسیم.. من هیچ وقت تا این اندازه مایوس نبودم. با این پرسش‌ها که ما که هستیم و به کجا می‌رویم؟\"
زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اندوه بی پایان گریس کلی همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟ زندگی در برزخ آیا پینار سلک محکوم میشود؟

حقوق زنان

گرفتن حق باید محضری شود

این روزها به موازات اینكه طلاق افزایش پیدا كرده است، شكل مهریه ها نیز به اشكال و شرایط دیگری معطوف شده است. بسیاری از خانواده ها كه عمدتا خانواده دختر هستند ترجیح می دهند در كنار مهریه شرایطی نیز لحاظ شود. عمده این شرایط حق طلاق و حق حضانت است.

انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه

در آستانه روز جهانی زن در آلمان آمارهای تازه‌ای درباره میزان نقش زنان و مردان در کار خانه و بیرون از خانه منتشر شده است که نشان می‌دهد در جامعه آلمان نقش‌های تعریف‌شده کلاسیک برای کار زنان و مردان همچنان عمل می‌کند.   مانوئلا شوِزیگ، وزیر امور زنان آلمان از حزب سوسیال دمکرات روز سه‌شنبه ۷ مارس / ۱۷ اسفند گزارشی از بررسی کارشناسان درباره کار زنان در خانه ارائه داد که بر اساس آن، زنان نسبت به مردان ۵۲ درصد بیشتر کارهای روزمره خانه را انجام می‌دهند. بنا به این گزارش، زنان در روز ۸۷ دقیقه بیشتر از مردان برای این‌گونه کارهای بی‌مزد وقت صرف می‌کنند. این کارها به‌طور عمده شامل کارهای خانگی و کارهای داوطلبانه هستند. وزیر امور زنان آلمان خواستار تغییرات قانونی در این زمینه شد. به گفته کارشناسان، رسیدن به برابری بین زنان و مردان به‌عنوان یک هدف در آلمان هنوز عملی نشده است. از سوی دیگر دفتر آمار فدرال آلمان نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد که کار به‌شیوه کلاسیک آن در بسیاری از خانواده‌های آلمانی که بچه‌های کوچک دارند هنوز وجود دارد. بنا به این آمار، در سال ۲۰۱۵، تنها ۱۰ درصد از مادران با کودکان زیر سه سال کار تمام وقت داشته‌اند. این میزان در بخش شرق آلمان ۲۱ درصد بوده است. ترکیبِ پدر با کار تمام‌وقت و مادر با کار پاره‌وقت، در بین یک‌چهارم از زوج‌های آلمانی وجود دارد. در سال ۲۰۱۵ تنها در بین ۸ درصد از زوج‌ها زن و مرد هر دو کار تمام‌وقت داشتند.
هیچ معلمی حق تنبیه ندارد مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟ مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند مهریه را معقول تعیین کنید