1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

دبستان می‌رفتم که با نام فروغ آشنا شدم. بلافاصله از بزرگ‌تر‌ها درباره‌اش پرس‌وجو کردم. اطرافیانم به اتفاق گفتند که «فروغ زنی بی‌اخلاق و هنجارشکن بود، آخرش هم جوانمرگ شد؛ لازم نیست وقتت را تلف کنی و اشعارش را بخوانی.»

با شنیدن این پاسخ، فروغ هرچه بیشتر برایم به زنی اسرارآمیز تبدیل شد. چند سال گذشت و من از دختربچه‌ای رام و مطیع به نوجوانی سرکش و هنجارشکن تبدیل شدم؛ هیولایی که خانواده‌ام دیگر مرا نمی‌شناخت، هیولایی که نقاشی می‌کرد و کتاب می‌خواند. شانزده ساله بودم که مجموعه آثار کامل فروغ را از یکی از عزیز‌ترین و تلخ‌ترین انسان‌ها هدیه گرفتم. بعد از خواندن‌اش چنان با دفترهای «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ارتباط برقرار کردم که دیوار اتاقم پر شد از عکس‌های او. تا به حال هیچ زنی بر من چنان تأثیری نگذاشته بود که فروغ گذاشت. همذات‌پنداری‌ام با فروغ تا آنجا پیش رفت که حتی دوست داشتم مثل او در ۳۲ سالگی بمیرم.

بعد از کشف فروغ با دختران و زنان بسیاری آشنا شدم که از شناخت فروغ تجربه‌ای مشابه من داشتند. چه چیزی زندگی ما را به زندگی فروغ متصل می‌کرد؟ چرا می‌توانستیم زندگی روزمره خود را در آینه اشعار او پیدا کنیم؟ چرا هنوز هم دختران و زنان جوان اشعار فروغ را زندگی می‌کنند؟

عبور از مرزهای تن

فروغ در برهه‌ای می‌زیست که معیارهای زن بودن از منشور ساختارهای پدرسالار جامعه می‌گذشت. زن خوب و با فضیلت زنی سنتی بود که به تمام ارزش‌های جامعه پدرسالار پایبند بود. زنی که می‌بایست نجیبانه در انتظار شوهری می‌بود که صاحب او شود. زنی که می‌بایست بدن‌اش را همچون کالایی دست نخورده به مردی تقدیم می‌کرد و برای همیشه به او وفادار می‌ماند. زنی که باید عشق و جسم و لذت و عمر خود را وقف شوهرش می‌کرد تا بنیان خانواده پدرسالار پابرجا بماند و فرزندانی زاییده شوند که سربازان و جیره‌خوران حکومت باشند.

در چنین جامعه‌ای اگر زنی تصمیم می‌گرفت اختیار زندگی‌اش را در دست بگیرد غالباً روسپی، نانجیب و بی‌اخلاق قلمداد می‌شد. فروغ یکی از همین زنان بود، یکی از ماهی سیاه‌های کوچولو. در دفترهای شعر «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» می‌توان تلاش او را برای شکستن هنجارهای پدرشاهی و به رسمیت شناختش بدن و امیالش دید، که همزمان مترادف بود با درافتادن با باورهای مذهبی و عرفی. واکنش فروغ در مقابل سرکوب فرهنگی و مذهبی ایران پدرسالار آن دوران عصیان و سر باز زدن از پذیرش زنانگی سنتی بود. او انتخاب کرد که زندگی‌اش را به کنج خانه و آشپزخانه و پرسه زدن لابه‌لای رخت‌ها و ظرف‌های نشسته محدود نکند. او عاشقی و لذت و دانستن را انتخاب کرد و پی رنج‌ها و زخم‌ها را بر تن خویش مالید. چنانکه در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» سرود:

«… من عریانم، عریانم، عریانم
مثل سکوت‌های میان کلام‌های محبت عریانم
و زخم‌های من همه از عشق است
از عشق، عشق، عشق.
من این جزیره سرگردان را
از انقلاب کوه گذر داده‌ام
و تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بود
که از حقیر‌ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد…»

چراغ‌های تاریک رابطه و پیوستن به خورشید

فروغ در دو دفتر شعر آخرش بیش از پیش از نفهمیده شدن توسط معشوق و جامعه سرود؛ از تنگ‌نظری، دروغ، فریب و ریاکاری جامعه. او در شعر «پرنده مردنی است» ناامیدی‌اش را آشکارا بیان می‌کند.
«دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می‌روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده‌ی شب می‌کشم
چراغ‌های رابطه تاریکند
چراغ‌های رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد برد
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنی ست.»

فروغ هم از افراد جامعه ناامید است و هم از جامعه به مثابه کل. او ناامید از جامعه‌ای است که مردمش را چنان می‌پروراند که زنان را پست‌تر از مردان می‌داند و آنان را به ابژه‌هایی تقلیل می‌دهد که مردی باید مالکشان شود. فروغ ناامید از جامعه‌ای است که مردمش اختیار جسم و روح خود را ندارند؛ جامعه‌ای که اگر در آن به اسیر بودن خود راضی و خشنود نباشی، هم با حکومت و هم با عرف درخواهی افتاد. این جامعه چگونه می‌تواند زنانی را تاب آورد که به شی ء بودن تن نمی‌دهند؟

برای زنانی که روح و جسمشان را از اسارت پدرشاهی‌‌ رها می‌کنند بسیار دشوار است که از مورد عشق قرار گرفتن توسط مردانی که در هوای مسموم چنین جامعه‌ای نفس کشیده‌اند، احساس خوشبختی کنند. فروغ این ادراک را در شعر «تولدی دیگر» اینگونه به کلام درآورد که «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد مرواریدی کشف نخواهد کرد».

نام دفا‌تر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و محتوای اشعار این دو دفتر، گویای تناقصی است که سیر تحول فروغ را از تولدی دیگر به ایمان به ناامیدی و سرمای اجتماعی به تصویر می‌کشد. دانستن تلخ است و هر چه بیشتر بدانیم، تلخ‌تر می‌شویم، خصوصاً اگر در جامعه‌ای زیست کنیم که دانستن در آن جرم به شمار می‌رود. عصیان‌گری و رد شدن شجاعانه از مرزهای کهنه پدرشاهی، سیر تحول زنان بسیاری است که در پی یافتن خود و شکستن این هنجاری پوشالی‌اند. فروغ نیز با دانستن و تجربه کردن‌های مدام و عبور از حصار‌ها تلخ‌تر و تلخ‌تر شد. سیر تحول او جسورانه، واقع بینانه و تلخ بود؛ تحول زنی که می‌خواست انسانی آزاد باشد.

در‌ ‌نهایت، ناامیدی و دلزدگی فروغ از انسان‌ها و جامعه انسانی او را به میل به یکی شدن با طبیعت می‌کشاند. او بیش از اینکه با زن همسایه همذات پنداری کند، با عناصر طبیعت همذات پنداری می‌کند؛ در کنار پنجره می‌ایستد و با آفتاب رابطه برقرار می‌کند. او در شعر «تن‌ها صداست که می‌ماند»، چنین می‌سراید:

«من از سلاله درختانم
تنفس هوای مانده ملولم می‌کند
پرنده‌ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم.
‌‌نهایت تمامی نیرو‌ها پیوستن است، پیوستن
به اصل روشن خورشید
و ریختن به شعور نور
طبیعی است
که آسیاب‌های بادی می‌پوسند
چرا توقف کنم؟
من خوشه‌های نارس گندم را
به زیر پستان می‌گیرم
و شیر می‌دهم…
در سرزمین قد کوتاهان
معیارهای سنجش
همیشه بر مدار صفر سفر کردهاند
چرا توقف کنم؟
من از عناصر چهارگانه اطاعت می‌کنم.»

نسیم روشنایی

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

چگونه به زنان توجه کنید

روانشناس و متخصص روابط زناشویی دکتر Tracy Thomas از یک راز کمابیش جالب در باره زنان می گوید که دانستنش می تواند برای مردان مفید باشد. شاید بسیاری از شما ناظر بوده اید که عزیزتان به یکباره در برابر شما ظاهر می شود و با نگاهی کنجکاوانه مستقیم یا غیرمستقیم از شما می پرسد که خوب! چه تغییری کرده ام؟ به هر دلیلی که شاید در ژن یا تربیت مردانه وجود دارد بیشتر مردان در این لحظات بخصوص عاجز از دیدن جزئیات هستند. هر جامعه ای نیز برای این رفتار مردان توجیهی دارد. این اواخر روانشناسی تکاملی و مردم شناسیِ انسان اولیه نیز توجیهی ارائه داد مبنی بر اینکه در قبایل اولیه وظایف زنان یافتن دانه های نباتی و میوه ها و گیاهان و دقت در رفتار روزانه مربوط به نگهداری و حفاظت از کودکان و سالخوردگان بود. لاجرم بر دقت شان افزوده شد ولی مردان در سفرهای تعقیب و شکارِ چند روزه، تکیه اصلی شان بر سرعت، شجاعت و قدرت بود و … این روزها که نحوه یادگیری مشاغل تخصصی و موقعیت زوج ها تقریبا شبیه به هم شده است برای مردان چاره ای نمی گذارد که یاد بگیرند توجه بیشتری برای شریک زندگی یا فردی که قرار است بیشتر آشنا شوند قائل شوند. مردان لازم نیست هوش و حواس خود را معطوف نوع تغییر آرایش موی سر یا لباس یا کفش خانم ها نمایند و با دستپاچگی و استعدادی که برای ندیدن جزئیات دارند به مورد مشخصی اشاره کنند. مثلا بگویند موی مشکی یا کوتاه جذابت می کند یا کفش کتانی چقدر قیافه جالبی به تو داده است و … اشاراتی که معمولا درست نیست و تلاش شما را بی نتیجه می گذارد. به قول متخصص روابط زناشویی برای زنان بیش از هر چیز مهم است که مردان متوجه وقت و انرژی که گذاشته اند باشند. رفتن به آرایشگاه یا مرتب کردن ناخن و لاک و … یا ساعت ها در فروشگاه ها با وسواس کامل برای یافتن لباس و کفشی که فکر می کنند برقامت شان زیبا است و شما هم حتما  او را قشنگتر خواهد دید واقعا نفسگیر است. خانم ها فقط می خواهند بعد از این همه تلاش در رویارویی با شما ببینند که شما قدر این کارشان را می دانید. برای آنها تشکر و خشنودی شما از حوصله و توجهی که برای رابطه زناشویی می گذارند مهم است. برای همین کافی است وقتی این بار در مقابل چشمان منتظر و کنجکاو عزیزتان قرار گرفتید خودتان را به در و دیوار نزنید که یک چیز مشخص و تغییر یافته را در ظاهر او کشف کنید. به قول دکتر Tracy Thomas این هماهنگی که از آن در روانشناسی رفتاری با عنوان behavioral conditioning یاد می کنند نوع تطبیق پذیری از واکنش است که قرار اصلی آن حمایت و مثبت دیدن نیت رفتار متقابل است و به دنبال یافتن دلایل غیرضروری و منفی نیست. اگر کفشی که خریده است کمی زیادی کوچک است یا کمی زیادی براق است لازم نیست متخصص و طراح کفش بشوید. کافی است بگویید :« چقدر این کفشها قشنگند توی پای تو» یا اگر موهای سرش را زیادی کوتاه کرده است چون می دانید بخشی از تصمیم او به خاطر خوشایند شما بوده است و می دانید که دو هفته دیگر موهایش به حدی که مطلوب شما است می رسد کافی است بگویید: « خیلی دوستت دارم چون مدام حالت های مختلفی از جذاب بودن داری»

برای زندگی بجنگ

امروز صبح وقتی که کیسه زباله را به داخل  شوتیگ هول می دادم  کنار دریچه، گلدانی گذاشته بودند که هنوز حیات در آن جاری بود. چند ساقه سبز و باریک که در انتهای هر کدام از آنها چند برگ رنگ پریده زندگی می‌کردند.
کاش مادر بودم دغدغه های مادرانه به دختران مجرد اینها را نگوئید بیایید برای هم نامه بنویسیم بی زحمت مرا اهلی کن

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید

خرید برای منزل تجربه ای خوشایند است، البته به شرط آنکه با در نظر گرفتن تمهیداتی بتوانیم به اندازه نیاز و بودجه مان خرید کنیم.  با یاد گرفتن تکنیک های خرید، دیگر از خرید در فروشگاه های بزرگ هراسی نخواهید داشت.
1 درصد بسیار پولدار دنیا آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید

مطالب تصادفی

گزارش روز

تاریخچه موسسه خیریه بهنام دهش پور

مؤسسه خیریه كمك به بیماران نیازمند مبتلا به سرطان كه با نام «موسسه خیریه بهنام دهش ‏پور» معروف می‌باشد، درحقیقت نام جوان هموطن قهرمانی را بر پیشانی دارد كه در آغاز هفدهمین بهار زندگیش مبتلا به بیماری سرطان شد و سه سال پنجه در پنجه این بیماری افكند و متأسفانه علیرغم معالجات مختلف در داخل و خارج از كشور در ٢١ سالگی عمر كوتاهش به پایان رسید. زمانی كه دوران درمان را در بیمارستان شهداء تجریش می گذراند، به شدت تحت تاثیر وضع ناگوار بیماران بخش ناتمام آنكولوژی (سرطان شناسی) قرار گرفت. او با وجود بیماری سخت، با روحیه و پشتكاری بی نظیر، تكمیل كارهای نیمه تمام بخش را وجه همت خود قرار داده و اولین بازار خیریه را به همین منظور در سال ١٣٧٤ برگزار نمود و همچنین با جمع‏ آوری كمك‏های مردمی در قالب شركت در فعالیت‏های خیرخواهانه و همایش‏های هنری و تقدیم آن به بیماران مبتلا به سرطان بیمارستان شهداء تجریش در نهایت صداقت، حركتی عظیم را بنیان نهاد. شمع زندگی كوتاهش در خانه با فروش شمع‏های تزئینی به نفع بیماران مبتلا به سرطان خاموش شد، اما نوری را در دل اطرافیان برجای گذاشت، تا گروهی به‏ صورت خودجوش راه او را ادامه دهند، و اینك خیریه بهنام دهش‏ پور به عنوان مركز یاری رسانی به مصیبت دیدگان این بیماری افتخار می كند. بخش سرطان بیمارستان شهداء تجریش، در سال ١٣٧٠ زمانی كه هنوز عملیات ساختمانی آن تكمیل نشده بود، با نیت تسریع امور درمانی بیماران، كار خود را آغاز كرد. سالن انتظار این بخش كه عملیات تجهیز آن به همت بهنام آغاز گردیده بود، در پائیز ٧٤، زمانی كه دیگر او در میان ما نبود، افتتاح گردید. سرانجام در اسفندماه سال ١٣٧٦ از محل كمك‏های مردمی، سایر بخش‏ها آماده پذیرائی از بیماران گردید. روزانه، جمع كثیری از مبتلایان به این بلای ناگهانی، لباس دغدغه و تشویش خود را در محیطی همدلانه كه شما در این بخش فراهم آورده و سكه‏ های مروتی كه به شماره حساب ٠١٠٤٦٦٠٩١٢٠٠٥ بانك ملی ایران، شعبه تجریش واریز كرده‏ اید، با جامه آرامش و تسكین عوض می‌كنند و با شما خواهند گفت كه در انتهای افق آرزوهای همه آنها، تمنائی مشترك نهفته است.

وقتی «باغ شادونه» خشک شد

  وقتی «باغ شادونه» خشک شد فاجعه باورنكردني بود. برنامه اي كه هميشه با صداي خنده معصومانه كودكان همراه بود با صداي اشك و ناله دردناك آنها پايان يافت. عصر پنج شنبه گذشته، بر اثر ازدحام هنگام خروج مردم از محل اجرای برنامه خاله شادونه در خرم‌دره، استان زنجان، 2 کودک ۷‌ساله کشته و ۶ نفر دیگر به شدت مجروح شدند كه يكي از مصدومان صبح روز بعد در گذشت.
زندگی زنان تحت حکومت داعش وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند دست زنان از مسكن مهر كوتاه است ممنوع شدن فعالیت سیرکهای حیوانی در 10 استان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی

اینترنت و ماهواره این روزها آکنده از تبلیغات برای بزرگ کردن آلت تناسلی مردان است و حتی در ایران در برخی داروخانه‌ها به مردان مشاوره می‌دهند و آنها را به استفاده از روش یا محصول خود تشویق می‌کنند. اما این تجارت عظیم که در تمام دنیا رونق دارد فقط بر پایه باورهای نادرست و نگرانی مردان از غیر طبیعی بودن بنا شده است. از این رو دانشمندان کینگز کالج لندن با همکاری نظام بهداشت و درمان بریتانیا (NHS) با بررسی بیش از ۲۰ مطالعه که بر روی بیش از ۱۵ هزار مرد در سنین مختلف (۱۷ تا ۹۱ سال) و در مناطق مختلف دنیا (اروپا، آفریقا، آمریکا و آسیا، از جمله در ایران) انجام شده، سعی کردند متوسط اندازه آلت تناسلی در مردان را مشخص کنند که نتایج آن امروز در نشریه بین المللی ارولوژی بریتانیا منتشر شد. دکتر دیوید ویل، نویسنده اصلی این تحقیق می‌گوید: "عقیده داریم نموداری که تهیه کرده ایم به پزشکان کمک می کند تا به اکثر مردان این اطمینان خاطر را بدهد که اندازه آلت تناسلی شان طبیعی است." بر اساس این تحقیق متوسط طول آلت تناسلی مردانه پیش از برانگیختگی ۹.۱۶ سانتی متر و متوسط محیط آن ۹.۳۱ سانتی متر است. در حالت برانگیختگی متوسط طول ۱۳.۱۲ و متوسط محیط آن ۱۱.۶۶ سانتی متر است. این محققان برای اولین بار نموداری که هم طول و هم محیط را در نظر گرفته ارائه کرده اند که فرد می تواند خود را با مردان دیگر مقایسه کند و دریابد که در قیاس با دیگران در کجای طیف طبیعی قرار می گیرد. این بررسی نشان می‌دهد که تنها ۲.۲۸ درصد مردان دچار کوچکی یا بزرگی غیر طبیعی آلت تناسلی هستند. این تحقیق همچنین نشانه‌ای از این پیدا نکرد که نژاد یا ملیت در اندازه آلت تناسلی نقش داشته باشد. علاوه بر این، ارتباطی بین اندازه آلت تناسلی با اندازه پا (نمره کفش)، طول انگشت سبابه، اندازه بیضه‌ها و سن یافت نشد. بزرگ کردن آلت تناسلی مردانه در تمام دنیا گروهی از مردان نگران اندازه آلت تناسلی خود هستند و حتی ممکن است از "اضطراب یا سندروم کوچک بودن آلت تناسلی" در رنج باشند. منشا آن در اکثریت قریب به اتفاق موارد باورهای غلطی است مثل این که اندازه آلت به مردانگی، قدرت باروری یا توانایی جنسی ربط دارد یا اینکه اگر آلت تناسلی کوچک باشد، باعث نارضایتی شریک جنسی می شود. تبلیغاتی که برای بزرگ کردن آلت تناسلی می شود به مردان روش های غیر جراحی (قرص، لوسیون، لوله خلاء، وسایل و روشهای کشش) توصیه می کنند که برای تاثیر آن کوچکترین مدرک علمی وجود ندارد و از نظر طبی بی اعتبار هستند. یک روش جراحی عبارت است از افزایش قطر با تزریق چربی قسمت دیگری از بدن به آلت تناسلی. اما بررسی وضعیت مردانی که از این روش استفاده کرده‌اند نشان می دهد که به مرور زمان با جذب چربی، اندازه آلت به حالت قبل بر می گردد و علاوه بر این، روش جراحی عوارضی مثل بدشکلی و زخم و عفونت دارد. در جراحی افزایش طول، لیگامانی را که آلت را به استخوان شرمگاهی وصل می کند قطع می کنند و با یک پیوند پوستی طول آلت را اضافه می کنند اما این روش تاثیری بر اندازه آلت در حالت برانگیختگی ندارد و ممکن است باعث دشواری در رابطه جنسی شود. اندازه آلت و رضایت شریک جنسی تحقیقات مختلف در باره رابطه اندازه آلت تناسلی و رضایت شریک جنسی، تقریبا همگی به این نتیجه رسید‌ه‌اند که چنین ارتباطی وجود ندارد و تاثیر اندازه آلت در رضایت جنسی چندان زیاد نیست. سال گذشته تحقیقی منتشر شد که نشان داده بود طول آلت تناسلی مردانه در جذابیت آنها برای زنان تاثیر دارد. این تحقیق در سطح وسیع بخصوص از طرف کسانی که در کار افزایش طول آلت مردانه هستند به عنوان دلیل علمی منتشر شد، اما این تحقیق فقط بر روی ۱۰۵ زن استرالیایی انجام شده بود و مردانی که این زنان جذابیتشان را ارزیابی کرده بودند، شخصیت های ویدئوهای کامپیوتری بودند. این تحقیق را مراجع معتبر فاقد معیارهای علمی لازم ارزیابی کردند. پروفسور کوان وایلی متخصص سلامت جنسی در دانشگاه شفیلد می‌گوید: "شاید برای بعضی مردان عجیب باشد اما بیشتر زنان علاقه ای به اندازه آلت مردان ندارند و این موضوع خود را در تحقیقات متعدد نشان داده است." به گفته پروفسور وایلی در رابطه جنسی برای زنان، رمانتیک بودن، نرمخویی و ملایمت، توجه به خواسته‌ها و نیازها بسیار بیشتر از اندازه آلت تناسلی اهمیت دارد. تحقیقی که خود پروفسور وایلی انجام داده نشان می دهد که بیش از ۸۵ درصد زنان از اندازه آلت تناسلی شریک جنسی شان رضایت دارند. اما به مردانی که این موضوع اسباب نگرانی شان است یا به آن اهمیت می دهند چند توصیه ساده می توان کرد: تراشیدن موهای ناحیه تناسلی کمک می کند اندازه آلت بزرگتر به نظر برسد. هر مرد از زاویه ای منحصر به فرد یعنی از بالا عضو جنسی خود را می بیند و این باعث می شود که این عضو کوچکتر از اندازه واقعی به نظر بیاید، بخصوص وقتی فرد خود را با دیگران مقایسه کند. نگاه کردن در آینه ارزیابی درست تری به دست می‌دهد. جلوی چاقی شکمی را بگیرید چون باعث می شود اندازه عضو جنسی کوچک به نظر بیاید. و سرانجام اینکه شخصیت، رفتار و آگاهی مردان از رابطه جنسی و داشتن یک رابطه عاطفی و محکم با شریک جنسی کلید یک رابطه جنسی مطلوب است، به جای بزرگ کردن عضو جنسی می‌توان به رشد شخصیت و رفتار جنسی توجه نشان داد.

زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم

به گزارش زی‌نیوز، برخی از مواد غذایی و خوراکی‌هایی که زنان و دختران باید به منظور داشتن رحم سالم، آنها را در برنامه غذایی خود بگنجانید عبارتند از: آجییل و دانه‌ها آجیل و بخصوص بادام و بادام زمینی یکی از مواد غذایی سرشار از اسیدهای چرب امگا-۳ و غنی از کلسترول خوب محسوب می‌شوند که در از بین بردن فیبروم اثر شایان توجهی دارند و همچنین از ابتلا به سرطان رحم جلوگیری می‌کنند. مصرف این دسته از مواد غذایی به دختران و زنان توصیه می‌شود. سبزیجات مصرف مقادیر زیادی سبزیجات را در رژیم غذایی روزانه خود شروع کنید و آن را همیشه ادامه دهید زیرا سبزیجات از جمله منابع بزرگ تامین کلسیم، پتاسیم، منیزیم و انواع ویتامین‌ها هستند. این گروه غذایی همچنین سرشار از فیتواستروژن است که توانایی رقابت با استروژن بدن را دارد. علاوه بر این، به پایین آمدن سطح استروژن کمک می‌کند که به نوبه خود باعث توقف رشد تومور در رحم می‌شود. از مصرف سبزیجاتی چون کلم، اسفناج و گزنه هم غافل نشوید چون به حفظ تعادل قلیایی رحم کمک می‌کنند. میوه میوه‌ها منبعی غنی از ویتامین C و بیوفلاونوئیدها به شمار می‌روند و مصرف روزانه آنها می‌تواند مانع از رشد فیبروم در رحم شود. میوه‌ها همچنین می‌توانند سطح استروژن را در حالت عادی و طبیعی نگه دارند. افزون بر این، بیوفلاونوئیدهای موجود در میوه‌ها هم قابلیت پیشگیری از سرطان تخمدان و کمک به حفظ سلامت دستگاه تناسلی زنانه را دارند.  لبنیات فراورده‌های لبنی همچون ماست، شیر و کره غنی از کلسیم و ویتامین D هستند که برای حفظ سلامت رحم ضروری‌اند. کلسیم به حفظ سلامت استخوان‌ها کمک می‌کند و ویتامین D نیز نقشی حیاتی در حفظ رحم )
با دخترتان راجع به بلوغ جسمی صحبت کنید دختران ایرانی سالانه بیش از 10 تریلیون تومان هزینه استفاده از لوازم آرایش می نماییند چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ آداب معاشرت در رستوران زنان به 6 دلیل ارگاسم دارند

زنان حادثه

آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی

طبق گزارش خبرنگاری ایسنا در روز جمعه 17 مرداد 1393 ، خانم سیمین بهبهانی - شاعر و نویسنده - همچنان در کماست. پرستار سیمین بهبهانی درباره وضعیت جسمی این شاعر پیشکسوت که از روز چهارشنبه (15 مرداد) به کما رفته است به خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گفت: خانم بهبهانی زیر دستگاه تنفسی هستند و هنوز به هوش نیامده‌اند. او در حال حاضر در کما به سر می‌برد و حالش زیاد مساعد نیست. به گفته پرستاران از روز گذشته، تماس‌های بسیاری با بیمارستان محل بستری سیمین بهبهانی گرفته شده است که همگی جویای حال این شاعر بوده‌اند، اما آنان در این‌باره فقط با خانواده او صحبت می‌کنند. دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا ، من ؟ کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم ، که دیده برگشودم ، به کنج تنگنا ، من . نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من نیز، چو تخته پاره بر موج ، رها ، رها ، رها ، من . ز من هر آنکه او دور، چودل به سینه نزدیک ؛ به من هر آنکه نزدیک ، ازو جدا، جدا ، من ! نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا ، من . ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گو یدم به پاسخ ، که زنده ام چرا من ؟ ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری ــ دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من ... سیمین بهبهانی

رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست

برای نخستین بار یک زن اهل عربستان سعودی موفق به فتح قله اورست، مرتفع‌ترین کوه جهان، شد. رها محرق، کوهنورد ۲۵ ساله، همچنین نام خود را به عنوان جوان‌ترین کوهنوردی که تا کنون موفق به فتح اورست شده، به ثبت رساند. رها محرق، ۲۵ ساله به همراه ۱۲ کوهنورد دیگر به قله اورست صعود کرد و به این ترتیب نام خود را در تاریخ به ثبت رساند. او که تحصیلات آکادمیک دارد، در شهر جده در عربستان سعودی متولد شده، اما در دوبی اقامت دارد. خانم محرق نه تنها نخستین زن از عربستان سعودی، بلکه جوان‌ترین کوهنورد عرب است که موفق به ایستادن بر فراز اورست شده است. او گفته است که راضی کردن خانواده‌اش در ابتدا به اندازه صعود به قله دشوار بوده است، هر چند آنها هم اینک از وی پشتیبانی می‌کنند. حسن محرق، پدر وی، از موفقیت دخترش ابراز خوشحالی کرده و گفت: «ما موفق به تماس با او شدیم. او بسیار خسته است و در حال حاضر استراحت می‌کند.» گروهی که این کوهنورد زن سعودی در آن عضویت دارد، در تلاش برای جمع‌آوری پول برای پروژه‌های تحصیلی در نپال است و از حمایت‌های عربستان سعودی برخوردار شده است. سال گذشته دولت عربستان برای نخستین بار به دو زن ورزشکار این کشور اجازه حضور در رقابت‌های المپیک را داد. از ابتدای ماه جاری نیز دختران در مدارس خصوصی عربستان اجازه حضور در کلاس‌های دو و میدانی را به دست آورده‌اند، با این شرط که بدن خود را پوشانده و در رشته‌های "شایسته و مناسب" تمرین کنند. به گفته سازمان دیده‌بان‌حقوق بشر، عربستان سعودی تنها کشور در جهان است که در آن دختران در مدارس دولتی حق حضور در کلاس‌های ورزش را ندارند. قله اورست ۸۸۴۸ متر ارتفاع دارد و پس از فتح آن برای نخستین بار در سال ۱۹۵۳ تا کنون، بیش از ۳ هزار کوهنورد موفق به صعود این قله شده‌اند.
سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌ زندگی در برزخ افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام این زن نمی بخشد امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند

حقوق زنان

وقتی کلمات جنسیتی می‌شوند: نواربهداشتی در مشمّای سیاه

جنسیت‌تان را به من بگویید. مرد هستید یا زن؟ می‌خواهم ببینم برای حرف زدن با شما از چه کلماتی استفاده کنم! حتما برایتان پیش آمده که بعضی از صحبت‌هایتان را مختص به همجنس‌های خودتان بدانید یا زنانی را دیده‌اید که هنگام ورود همکار مرد، حرف‌شان را قطع یا موضوع صحبت را عوض می‌کنند یا مردانی که در جمع دوستان همجنس‌شان، دایره واژگانی متفاوتی دارند و از کلماتی استفاده می‌کنند که خودشان اعتقاد دارند در حضور زنان نباید از آنها استفاده کرد. چرا ما کلمات را تقسیم بندی می‌کنیم و به دو جنس زن و مرد، دایره واژگانی متفاوتی را اختصاص می‌دهیم؟ زبان فارسی خلاف بسیاری از زبان‌های بین‌المللی دیگر، از لحاظ جنسی زبانی خنثی به شمار می‌رود. یعنی اجزای زبان، ضمایر، اسامی و افعال، وجه جنسیتی ندارند. اما مثل تمام زبان‌ها گاهی بعضی لغات و کلمات دارای ارزش های جنسیت محور هستند. برای مثال «مردم» که از ریشه مرد یا «آدمی» که از ریشه آدم (انسان اولیه تاریخ) گرفته شده است. اما بیشتر لغات کاربردی زبان فارسی مثل اسامی اشخاص و اشیا و مشاغل، فاقد بار جنسیتی هستند. اینکه در یک گروه خاص، زبان خاصی مرسوم باشد، یک مسأله طبیعی است. مثلا در گروه همسالان. نوجوانان دایره واژگانی خاصی برای خودشان دارند که ممکن است از آن کلمات در حضور خانواده استفاده نکنند. یا گروه دوستان در شبکه‌های اجتماعی. مثلا ممکن است افراد در توییتر زبان خاصی برای نوشتار خود داشته باشند و از کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنند که از استفاده آن در جمع همکاران یا خانواده خود پرهیز کنند. این یک مسأله طبیعی است که بر اساس سن، شغل، ویژگی‌های هنری و اجتماعی افراد و… گروه‌های زبانی مختلف داشته باشیم. اما اینکه بر اساس جنسیت افراد، گروه‌های مختلف زبانی شکل بگیرد و حوزه استفاده از عبارات و اصطلاحات بر مبنای زن و مرد بودن افراد مشخص شود غیرطبیعی است. شاید فکر کنید این استفاده متفاوت از کلمات ریشه در مذهب دارد. اما اگر نگاهی به کتاب‌های مذهبی انواع دین‌ها بیندازیم، می‌بینیم حتی در بستر نظام مردانه، بیان آنها وارد حوزه‌های مربوط به زنان می‌شود و تفکیک جنسیتی در زبان این کتاب‌ها جایی ندارد. مثلا در قرآن بارها اسم آلت زنانه (به همان شکلی که در زبان عربی بین مردم مرسوم است) آورده شده. یا در کتاب‌های رساله مسلمانان به راحتی راجع به مسائل مربوط به زنان صحبت شده و سانسور کلمه اتفاق نیفتاده است. در کتاب‌های عرفانی ما مثل مقالات شمس نیز می‌بینیم که هیچ اهمّیتی برای استفاده یا عدم استفاده از کلمات قائل نبوده‌اند و بر مبنای نیاز زبانی و بستر اجتماعی هر نوع کلمه ای آورده شده است. از طرفی این تفکیک جنسیتی زبان، مسأله‌ای است که حتی بین جوان‌ترها و کسانی که به گفته خودشان به دین و مذهب خاصی اعتقادی ندارند اتفاق می‌افتد. می‌شود نتیجه گرفت که این مسأله مربوط به فرهنگی است که ما در آن رشد کرده‌ایم و آنقدر با ما عجین شده که حتی برای رفتارهایمان دنبال دلیلی نمی‌گردیم. از خیلی زنان  و مردان که سوال کنیم چرا بعضی کلمات را در حضور یا در دیالوگ با غیرهمجنسشان استفاده نمی‌کنند، هیچ جوابی برای این سوال ندارند و دوباره برمی‌گردند به جمله‌ای که فقط نفی گفت وگوی آزاد و بدون درنظر گرفتن جنسیت است. بیایید دنبال علت های این مسأله بگیردیم و رفتار افراد را واکاوی کنیم: ۱- خیلی وقت‌ها زنان جامعه ما بعضی از کلمات را در مقابل گروه مردان به کار نمی‌برند زیرا هراس دارند که با به کار بردن آن کلمات و اصطلاحات، نظر مردان راجع به آن‌ها عوض شود. کلماتی که به راحتی در جمع‌های خصوصی زنانه ابراز می‌شود. مثلا کلمه «پریود» یا اسم آلت جنسی. حتی اگر این کلمات در بستر صحبت‌های معمولی و بیان وضعیت جسمی بوده باشد زنان از استفاده آن در مقابل مردان پرهیز می‌کنند. آیا واقعا نظر مردان با شنیدن بعضی از عبارات از دهان زنان درباره آنها عوض می‌شود؟ متاسفانه بله! اما آیا این دلیل خوبی برای عدم استفاده از این کلمات در بسترهای معمول زبانی است؟ خیر. مثل این می‌ماند که زن‌ها برقع بپوشند چون از نگاه کثیف بعضی از مردان هراس دارند و مثل این است که از این رفتار اشتباه دفاع کنیم. متاسفانه گاهی حتی خود زنها نیز دیدگاه‌شان نسبت به زنی که از این کلمات در حضور مردها استفاده می کند منفی است و اعتقاد دارند بعضی کلمات مختص گروه زنان و بعضی مختص جمع مردانه است. زنی که پا روی این تفکیک جنسیتی می گذارد، تن به خودسانسوری نمی‌دهد و از زبان بر اساس نیازهای خود استفاده می‌کند، حتی در دیدگاه بعضی زنان به عنوان یک خطر بالقوه شناخته می‌شود که قابلیت این را دارد که همسرشان را از چنگ‌شان در بیاورد! چرا؟ اگر از این زنها و مردها بپرسیم با بیان یک کلمه چه اتفاقی ممکن است بیفتد؟ چه چیزی عوض می‌شود؟ خیلی وقت‌ها جواب قانع کننده‌ای برایش نخواهند داشت. ۲- بعضی از مردها اعتقاد دارند اگر کلماتی را در حضور جمع زنانه به کار برند، قبح این مسأله شکسته خواهد شد و زنان وارد حوزه‌ای خواهند شد که سال‌هاست از آن منع شده اند و بعد از آن زن‌ها می توانند بدون سانسور بنشینند و درباره آن مسائل با مردها به بحث و گفت وگو بپردازند. خیلی از این مسائل در حوزه جنسی قرار می گیرد که جامعه مردسالار سعی کرده زن‌ها را از آن دور نگه دارد و به مسائلی نظیر تولید مثل و خانه داری و… مشغول کند و فقط این حوزه و حرف زدن درباره آن را برای شوهر جایز بشمارد. انگار این کلمات کلید وارد شدن به دنیایی هستند که در آن اتفاقاتی غیرقابل پیشبینی رخ خواهد داد. در جامعه ای که از کودکی، خودسانسوری به ما آموزش داده می‌شود، حتی استفاده از بعضی کلمات در بستری اجتماعی نیز خارج از ادب تلقی می‌شود. شاید بتوان گفت که جامعه ما برای زبان، تقدس خاصی قائل است. در ادبیات معاصر ما نیز شاهد این هستیم که مردم اعتقاد دارند بعضی کلمات نباید وارد شعر شود. اگر از آنها دلیل این «نباید» را بپرسیم. جواب می دهند چون این کلمات غیرشعری هستند. یعنی جواب تنها صورت سوال است و دربرگیرنده هیچ دلیل واضح و منطقی ای نیست. ۳- غیرت! یعنی احساس مالکیت یا دلواپسی از دست دادن و به عبارتی همان حسادت جنسی. بعضی از مردها فکر  می‌کنند اگر زنی درباره بعضی مسائل، عموماً مسائل جنسی و جنسیتی، در حضور مردهای غریبه و نامحرم صحبت کند این گونه تلقی می‌شود که این زن تمایل به برقراری ارتباطی فراتر از معمول با آن مردها دارد. احساس می‌کنند مسأله‌ای که به واسطه تربیت کودکی و فرهنگ جامعه تنها به آنها (شوهر) تعلق داشته حالا دارد در مقابل مردهای دیگر هم بیان می شود. و وقتی خود را در شنیدن این کلمات و مورد خطاب واقع شدن این اصطلاحات (مثلا خصوصی) با مردان دیگر شریک می‌دانند احساس خشم و عصبانیت و احساسِ «از دست دادن» می‌کنند که به «غیرت» تعبیر می‌شود. فرهنگ جامعه مردسالار ما این واژه و رفتارهای مربوط به آن را یک ویژگی مثبت مردانه قبولانده است و حتی شاهد این هستیم که زن‌ها تمایل دارند شریک زندگی شان باغیرت باشد. یعنی به روابط آن ها حسادت کند و این حسادت جنسی را به اشتباه نشان دهنده میزان مهر و علاقه آن فرد به خودشان می‌دانند. می‌توان فکر کرد و علت‌های بیشتری برای این قضیه برشمرد اما همه این دلایل برمی‌گردد به آموزشی که جامعه مردسالار از بچگی برای ما درنظر گرفته و رفتارهای زنانه /مردانه و کلمات زنانه/مردانه را تعریف کرده است. این نظام آموزشی نه فقط در مدارس بلکه سال ها قبل تر از آن در خانواده شروع می‌شود. همان طور که در طرز لباس پوشیدن، شیوه های بازی کودکانه و رفتارهایی مثل گریه کردن، رقصیدن و… بین دختر و پسر تفاوت های غیرواقعی ایجاد کرده، در نظام زبان هم دو دایره واژگانی متفاوت قرار داده است. در بزرگسالی نیز نهادهایی وجود دارند که این رفتار و منش را تقویت می کنند؛ مثل دوران سربازی که بر اساس نظام‌های تقابل دودویی زن و مرد به وجود آمده اند و رفتارهای زن ستیز در آن تقویت می‌شود. علاوه بر این سیاست‌هایی که در جامعه اعمال می شود مثل تفکیک جنسیتی دانشگاه ها، تفکیک جنسیتی کتب درسی و امثال اینها نیز باعث دامن زدن به تفکیک جنسیتی حوزه زبان و در نتیجه خودسانسوری بیشتر می‌شود. مطمئناً حل این مشکلات درهم تنیده فرهنگی که مجموعه پیچیده ای از علت و معلول ها ساخته است، کاری زیربنایی و بنیادین طلب می کند. اما اینکه چگونه می‌توان با وجود زبان مردانه، قوانین و فرهنگ زن ستیز و از همه مهم‌تر زنانی که خود در این فرهنگ مردانه بزرگ شده‌اند و این تفکیک‌های جنسیتی در عمیق‌ترین نقاط ضمیر ناخودآگاهشان ریشه کرده است به تغییریاساسی و پایدار دست زد، سؤالی مهم‌تر و اساسی تر است که پاسخ به آن در عمل با دشواری‌هایی تازه و ریشه‌ای‌تر روبه‌رو خواهد شد. فاطمه اختصاری

سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام

بنا به گزارش دیدبان حقوق بشر، گروه تروریستی بوکوحرام در نیجریه از زنان و دختران ربوده‌شده به صورت‌های مختلف سوءاستفاده می‌کند. این گروه اسلام‌گرای افراطی در روزهای اخیر موج جدیدی از غارت و آدم‌ربایی را آغاز کرده است. همزمان با انتشار اخباری در مورد موج جدید حملات بوکوحرام در نیجریه، گزارشی از "بهره‌برداری" این گروه تروریستی از زنان و دختران ربوده شده منتشر شده است.دیدبان حقوق بشر گزارش یادشده را بر مبنای گواهی گروهی از زنان و دختران تنظیم کرده که از خانه یا روستای خود، در حال کار روی زمین یا آوردن آب یا در مسیر مدرسه ربوده شده و بین دو روز تا سه ماه در بند شبه‌نظامیان بوکوحرام بوده‌اند.زنانی برای ارائه "خدمات ویژه"شاهدان در اسارتگاه‌های بوکوحرام، زنانی بین سن نوزادی تا حدود ۶۵ سالگی دیده‌اند که البته معلوم نبوده همه آنها گروگان بوده‌اند. زنان مقیم اردوگاه‌ها باید آشپزی و رفت و روب می‌کردند و کارهای خانه را انجام می‌داند؛ گروهی هم باید پس از یورش‌ها، اجناس غارتی را حمل و جابه‌جا می‌کردند. نا به گزارش دیدبان حقوق بشر، یکی از شاهدان، دخترانی را دیده که در خدمت زنان و دختران دیگری بوده‌اند؛ زنان و دخترانی که "به دلیل زیبایی‌شان برای امور ویژه" در نظر گرفته شده بودند.شاهدان همچنین از تجاوز به زنان و خشونت علیه آنان سخن گفته‌اند. یکی از شاهدان گفته که به زور و برای فرار از مرگ مجبور شده مسلمان شود.بر این اساس، یک دختر ۱۵ ساله گفته است که سنش برای ازدواج با یکی از شبه‌نظامیان کم است؛ یکی از فرماندهان اما برای برطرف کردن نگرانی‌های این دختر به او گفته که مشکلی نیست، چون دختر ۵ ساله‌ی خود او سال گذشته ازدواج کرده است.قتل و مراقبت از مهماتدر گزارش یادشده از جمله به زنی ۱۹ ساله اشاره شده که سال گذشته به مدت سه ماه در اردوگاه‌های بوکوحرام اسیر بوده است. این زن گفته که شبه نظامیان او را مجبور کرده‌اند در حملات این گروه شرکت کند: «وقتی می‌جنگیدند به من می‌گفتند روی چمن دراز بکشم و مراقب گلوله‌ها باشم. وقتی نبرد ادامه یافت پیش من آمدند تا گلوله بگیرند. در همین بین نیروهای امنیتی سر رسیدند و به سمت ما آتش گشودند، من از وحشت روی زمین افتادم. شورشیان فرار کردند و در مسیر بازگشت به اردوگاه من را روی زمین کشیدند.» این زن ۱۹ ساله همچنین از تجربه دیگری گفته که از او خواسته شده با چاقو شخصی را بکشد. قربانی یکی از ۵ پارتیزانی بوده که دستگیر شده و به شدت شکنجه شده بودند: «من از ترس می‌لرزیدم و نمی‌توانستم این کار را بکنم. در این هنگام همسر فرمانده اردوگاه چاقو را گرفت و او را کشت».موج حملات انتحاری توسط زنان؛ تأیید مدعا؟در ماه‌های آغازین سال جاری (۲۰۱۴) موجی از حملات انتحاری که زنان عامل آنها بودند به گمانه‌زنی‌ها در این مورد دامن زد که بوکوحرام به احتمال از زنان و دختران جوان برای حملات انتحاری استفاده می‌کند.در ماه ژوئیه هم دختری ده ساله در یکی از ایالت‌های شمال غرب نیجریه دستگیر شد که مواد منفجره به همراه داشت.البته تا کنون هیچ مدرک مستدلی به دست نیامده که نشان دهد مهاجمان قربانیان آدم‌ریایی بود و به اجبار تن به حمله انتحاری زده‌اند، یا داوطلب بوده‌اند. بنا به آمار دیدبان حقوق بشر از سال ۲۰۰۹ که شورش‌ها در نیجریه آغاز شد، ۵۰۰ زن و دختر در این کشور ربوده شده‌اند. برخی منابع شمار این گروگان‌ها را صدها تن بیشتر ارزیابی می‌کنند.دیدبان حقوق بشر مقام‌های نیجریه را متهم می‌کند که اقدامی برای مقابله با ربایش زنان و دختران انجام نداده و آدم‌ربایان را به پای میز محاکمه نکشیده‌اند. به گفته دانیل بکله، مدیر آفریقایی دیدبان حقوق بشر سازمان ملل، از نجات‌یافتگان هم آن‌طور که باید و شاید حمایت روحی و جسمی نشده است.
ازدواج فامیلی ازدواج مذاهب متفاوت چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند ناتالی پورتمن: به اشتون کوچنر سه برابر من دستمزد دادند زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند