1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

برای انتخاب "دختر شایسته" در سطح جهان دو رقابت عمده وجود دارد. نخست "Miss World" و رقابت دیگر "Miss Universe". در آغاز فقط رقابت "Miss World" وجود داشت، اما در سال ۱۹۵۱ "یولاند بتبزه" پس از پیروزی در انتخاب دختر شایسته آمریکا از پوشیدن "بی‌کینی" برای حضور در این رقابت سرباز زد.

با بالاگرفتن مخالفت‌ها در زمینه پوشیدن "بی‌کینی" یکی از شرکت‌های اصلی اسپانسر رقابت "MissWorld" تصمیم گرفت که رقابت جدیدی با نام "Miss Universe" راه‌اندازی کند که دختران اجازه داشتند با "مایو" در صحنه ظاهر شوند. حالا در رقابت "Miss Universe" می‌توان هم با مایو و هم با بی‌کینی ظاهر شد، اما در رقابت "MissWorld" هنوز هم فقط بی‌کینی مجاز است.

 

رقابت دختر شایسته جهان "Miss Universe" برای نخستین‌بار در سال ۱۹۵۲ آغاز شد و "آرمی کوزلا" از فنلاند نخستین برنده این رقابت‌ها بود.

انتخاب دختر شایسته جهان تا سال ۱۹۷۱ فقط نخست در "لانگ بیج" ایالت کالیفرنیا و بعدا در "میامی بیج" ایالت فلوریدا برگزار می‌شد و بعد از آن بود که در دیگر کشورها نیز برگزار شد. از سال ۱۹۶۰ شبکه تلویزیونی "CBS" پخش سراسری انتخاب دختر شایسته را آغاز کرد و در سال ۲۰۰۳ شبکه "NBC" حق پخش آن را خریداری کرد.

 

انتخاب دختر شایسته جهان "Miss Universe" تنها یک بار در خاک اروپا و در یونان در سال ۱۹۷۳ صورت گرفته است. البته یک‌بار هم این رقابت‌ها در سال دو هزار در شهر نیکوزیای قبرس برگزار شده است.از کشورهای اروپایی سوئد تاکنون موفق شده است سه بار در سال‌های ۱۹۵۵، ۱۹۶۶و ۱۹۸۴ عنوان دختر شایسته "Miss Universe" را تصاحب کند.

از قاره آسیا برای نخستین بار دختر شایسته ژاپنی بود که در سال ۱۹۵۹ انتخاب شد. ژاپن یک‌بار دیگر نیز در سال ۲۰۰۷ به این عنوان دست یافت. دختران تایلند در سال‌های ۱۹۸۸و ۱۹۶۵، فیلیپین در سال ۱۹۶۹ و هند در سال ۱۹۹۴ و ۲۰۰۰ به عنوان "Miss Universe" دست یافتند.

جالب این‌که در میان کشورهای عربی تنها لبنان در سال ۱۹۷۱ و از اسرائیل هم در سال ۱۹۷۶ توانسته‌اند تاج "Miss Universe" را بر سر بگذارند.

رقابت اصلی بر سر کسب عنوان "Miss Universe" اما بین دو کشور آمریکا و ونزوئلا است. دختران آمریکایی تاکنون ۸ بار در تاریخ برگزاری این رقابت‌ها به این عنوان دست یافته‌اند.دختران شایسته ونزوئلا با کسب ۷ عنوان پس از آمریکا در رتبه دوم قرار دارند.بیشترین تعداد دختران شایسته جهان تاکنون از آمریکای جنوبی انتخاب شده‌اند: پرو ۱۹۵۷، کلمبیا ۱۹۵۸، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، آرژانتین ۱۹۶۲، برزیل ۱۹۶۳ و ۱۹۶۸، پورتوریکو۱۹۷۰، ۱۹۸۵، ۱۹۹۳،۲۰۰۱، ۲۰۰۶، ترنیداد و توباگو ۱۹۷۷، ونزوئلا ۱۹۷۹، ۱۹۸۱، ۱۹۸۶، ۱۹۹۶، ۲۰۰۸، ۲۰۰۹، ۲۰۱۳، پاناما ۲۰۰۲، مکزیک ۱۹۹۱، ۲۰۱۰ و جمهوری دومنیکن ۲۰۰۳.

در مراسم انتخاب دختر شایسته جهان (Miss Universe) سال ۲۰۱۵، پالینا وگا از کلمبیا توانست گوی سبقت را از دیگر رقیبان زیباروی خود برباید و تاج این عنوان را بر سر بگذارد. کلمبیا برای دومین سال پیاپی است که این عنوان را کسب می‌کند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مراقب خودت و دیگری باش

این روزها از نازنین آدمی دلگیرم اما نمی دانم که واقعا حق دلگیری دارم یا نه. ماجرا از این قرار بود که این آدم بین من و خودش ، خودش را انتخاب کرد .

...آنچنانکه تو هستی

شاید خداوند دوست داشت به تماشای لحظه با شکوه آفرینش بنشیند که تو را آفرید تا هر بار که زندگی از وجود تو جاری میشود دوباره زمزمه کند " فتبارک الله احسن الخالقین". تمامش این نیست، به باور من خدا میخواست آیینه ای بسازد تا عشق را که ذراتی از روح الهی خودش بود، جلوه گر شود، آنوقت بود که تو را آفرید. میخواست بگوید انسانی که برای فرشته هایش از او قصه ها گفته به واقع چگونه است، میخواست شمه ای از آنچه میدانست و فرشتگانش نمیدانستند به تصویر بکشد که تورا آفرید. گمان میکنم خداوند میخواست سنگ محکی بسازد برای سنجیدن محبت که هر دوست داشتنی را به معیار آن بسنجد که تو را آفرید. تو... که مادری و آمال همه مومنان تاریخ ، بهشت خشنودی پروردگار، زیر پای توست. تو، که مادری و خداوند به تماشای امتداد آفرینش از هستی تو نشسته و بزرگترین عشق ها را به تو داده و به آفریدن تو پیش تمام فرشته هایش میبالد. تو که دستانت بوی نور میدهد و سجاده ات همانجایی است که از مسیرش میشود به بهشت رفت و قلبت آتشفشان عشق است. عشق، خود تو هستی که بی بهانه ترین عشق ها، بی چشم داشت ترین دلواپسی ها و بی توقع ترین از خودگذشتگی ها تنها از تو سرچشمه میگرد. کاش یادم بدهی چگونه میشود مادر بود آن همه که تو هستی.
ساعت بی عقربه دغدغه های مادرانه بیایید برای هم نامه بنویسیم کاش مادر بودم عشق همه چیز است

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

وزیر اقتصاد منزل تان باشید

یک خانم خانه دار از اول صبح که از خواب بیدار می شود،  با هدفی معین، شروع به برنامه ریزی می کند. یک کدبانو می تواند با برنامه ریزی و گرفتن اطلاعات به  انجام کارهایش سرعت ببخشد و حتی با همین شیوه  در اقتصاد خانواده نیز تاثیر گذار باشد.

آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟

اگر همان روزها متولد شده بود، حالا دیگر نوزادی و کودکی را پشت سر گذاشته بود و این روزها، در یازدهمین سال تولدش، در آستانه بلوغ قرار داشت ولی هنوز اتاق​های مجلس یا فاصله میان مجلس و دولت را طی می کند تا شاید اجازه تولد او صادر شود. طرحی برای بیمه شدن زنان خانه​دار، 13 سال پیش در هیئت دولت مطرح و مرکز اموز زنان و خانواده ریاست جمهوری مسئول تهیه و تدوین طرح بیمه زنان خانه دار شد. در سال 81 این طرح را به دولت ارائه دادند و حالا 10 سال است به دلایل مختلف به مرحله عملی شدن نزدیک می​شود ولی این رویا تحقق پیدا نمی کند. ازنخستین روزهای ارائه این طرح به دولت نقایص زیادی در آن دیده شده و رفع این مشکلات تا امروز زمان برده است. مهم​ترین مسئله این است که منبع تامین هزینه این طرح حمایتی کجاست؟ براساس طرح اولیه که در سال 81 ارائه شد، خانه داربودن، شغل محسوب می​شود ولی شغلی که درآمدی ندارد، امکان پرداخت حق بیمه را نخواهد داشت و این مسئولیت باید به شخص یا ارگان دیگری واگذار شود. در طرح اولیه سازمان بهزیستی متولی اجرای آن بود، مقرر شد صندوقی با بودجه دولتی برای این طرح حمایتی در نظر گرفته شود و با زنان خانه دار مانند صاحبان مشاغل آزاد برخورد شود. بخشی از هزینه بیمه توسط خودشان پرداخت شود و بقیه هزینه توسط صندوق حمایتی دولت تامین شود. این طرح در سال 82 توسط سازمان بهزیستی اجرا شد اما اجرایی نیمه کاره و پایان تلخی در انتظار او بود و به دلیل عدم تامین بودجه لازم متوقف ماند. چند صباحی بعد، طرح دیگری جهت تامین بودجه طرح بیمه زنان خانه​دار از سوی مرکز اموز زنان به دولت پیشنهاد شد. این بار شوهران مسئول تامین هزینه بیمه همسران خود شناخته شده بودند. براساس این طرح هر مردی هنگام ادواج باید همسر خود را بیمه و حق بیمه او را ماهانه پرداخت می​کرد. بیمه هم می​شد یکی از قوانین ازدواج که با 600 تا 800 هزار ازدواجی که سالانه در کشور ما روی می دهد، زنان بسیاری را تحت پوشش می​گرفت اما همه چیز به همین سادگی نبود و از نظر کارشناسان این طرح عواقب اجتماعی و خانوادگی بسیاری داشت  و به زبان ساده بهانه اختلاف در درون خانواده​ها می​شد. یکی از پیش بینی​های کارشناسان این بود که آمار ازدواج دختران بیکار و فاقد شغل کاهش پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر هدف طرح تامین نخواهد شد چون این هزینه به هر حال از جیب خانواده پرداخت خواهد شد و یک طرح حمایتی محسوب نمی​شود. در همان روزها دکتر مظفر کریمی، مدیرکل بیمه‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که یکی از متولیان پیگیری این طرح بود، گفت :« این نوع بیمه برای زنان خانه دار مفید نیست و سبب بروز اختلاف در خانواده ها می شود به همین دلیل در برابر اجرای آن مقاومت می کنیم اما اگر راهی برای حل این مشکل پیدا کنیم حتما برای اجرای طرح بیمه زنان خانه دار و پرداخت مبلغ حق بیمه اقدام خواهیم کرد». بعد از شکست دومین ایده برای بیمه کردن زنان خانه دار، متولیان امور زنان پای اهالی مجلس را وسط کشیدند. آخرین پیشنهاد، تاسیس صندوق بازنشستگی زنان بود و براساس آن زنان خانه دار در گروه بیمه بازنشستگی محسوب می شدند. این لایحه گویا تقدیم مجلس شده و در فراکسیون زنان مورد بررسی قرار گرفته و حالا پشت درهای مجلس منتظر ورود به صحن علنی است. آخرین اظهار نظر دولتی ها هم در موردبیمه زنان خانه دار همین چند روز پیش اتفاق افتاد؛ مریم مجتهدزاده رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با بیان این که خانه داری ارزش افزوده زیادی دارد گفت: طبق تحقیقات هر خانم خانه دار 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کند؛ در نتیجه مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به عنوان متولی امور زنان باید در جهت احقاق حقوق این قشر فعالیت کند. به گفته او لایحه بیمه زنان خانه دار در مرحله نهایی است.
چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟ جذاب ترین شغل های جهان با خیال راحت مهمان داری کنید کیفی پر از مدرسه به یخچال تان عمری دوباره ببخشید

مطالب تصادفی

گزارش روز

ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد

طبق آمار رسمی هر ۶ ساعت یک نفر در کشور به ایدز مبتلا می‌شود. مدت هاست دیگر كارشناسان و مسوولان سكوت خود را شكسته و هشدارها را عیان كرده اند. حالا كه تعداد آلوده به ویروس ایدز در ایران از مرز صدهزارنفر گذشته است، مسوولان لب به سخن باز كرده اند.

هاوکینگ: درس‌هایی که باید از «برگزیت» و انتخابات آمریکا آموخت

استیون هاوکینگ، فیزیکدان بریتانیایی، در مقاله‌ای که این هفته در گاردین منتشر شد، در خصوص وضعیت کره زمین، پس از برگزیت و انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، «هشدار جدی» می‌دهد. او می‌گوید که به علت زندگی در کمبریج، که یک شهر دانشگاهی کوچک در بریتانیا است، معاشرینش اغلب از قشر فرهیخته جامعه دانشگاهی است و خود بر این واقف است که رشته کاری و همینطور بیماری‌اش (که قدرت تکلم و هر گونه حرکتی را از او سلب کرده) باعث شده از جهان پیرامونش بسیار منزوی شود. بنابراین خیزش اخیر مردم علیه قشر فرهیخته جامعه که در دو رای گیری مهم سال ۲۰۱۶ یعنی «برگزیت» که منجر به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا می‌شود و نیز انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، برایش «زنگ خطری» بود. او می‌گوید هر طور که به نتایج این دو رای‌گیری نگاه کنیم، شکی در این نیست که آنها «فریاد خشم» مردمی است که فکر می‌کنند رهبرانشان آنها را رها کرده‌اند. به گفته وی این مردم «فراموش‌شده» اعتراضشان را با رد نصایح متخصصان و فرهیختگان بیان کردند. هاوکینگ که خود قبل از رای‌‌گیری برگزیت، علیه آن هشدار داده بود، عقیده دارد که حالا آنچه مهم است واکنش فرهیختگان به صدای مردم است. او می‌گوید که رد کردن رای مردم به این بهانه که آنها فریب یک مشت عوام‌فریب را خورده‌اند و «دور زدن یا محدودکردن» آنها، بدترین اشتباهی است که می‌تواند توسط فرهیختگان انجام شود. او می‌گوید «دغدغه‌های پنهان شده زیر این آرا در مورد نتایج اقتصادی جهانی‌شدن و پیشرفت سریع و تغییر فن‌آوری کاملا قابل درک است. ماشینی شدن کارخانه‌ها همین حالا باعث از بین رفتن کارهای سنتی در کارخانه‌ها شده و رشد فن‌آوری هوش مصنوعی باعث از بین رفتن مشاغل طبقه متوسط جامعه‌ها خواهد شد و تنها مشاغل مراقبتی، خلاقانه و یا مدیریتی همچنان باقی خواهند ماند.» به عقیده این فیزیکدان نظری برجسته، این روند نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه شتاب آن از قبل هم بیشتر خواهد شد و این به شکاف طبقانی جوامع بیشتر دامن خواهد زد: «ما در جهانی زندگی می‌کنیم که شکاف‌ها در آن در حال گسترش است نه کم شدن. مردم می‌بینند که کیفیت زندگی‌شان و همینطور توانایی‌شان برای رسیدن به این کیفیت رو به افول است. بنابراین جای تعجب نیست که آنها در جستجوی «معامله» تازه‌ای هستند: چیزی ک برگزیت یا ترامپ تلاش کردند به آنها عرضه کنند.» نکته دیگری که هاوکینگ در مقاله خود به آن اشاره می‌کند،‌ اثر دیگر رسانه‌های اجتماعی و همینطور اینترنت فراگیر در تمام جهان است. او با اشاره به این نکته که تعداد افرادی که در شاخ آفریقا از تلفن همراه استفاده می‌کنند، از کسانی که به آب سالم آشامیدنی دسترسی دارند بیشتر است، می‌گوید «حالا عکس‌های زندگی ثروتمندان پیش روی همه مردم است. بنابراین جای تعجب نیست که جهان با مشکل مهاجرین اقتصادی روبه‌رو شده است. چرا که افراد فقیر حومه‌های شهرها برای رسیدن به این تصاویر، رنج مهاجرت و خطرات آن را به جان می‌خرند». او افزوده است «برای من، آنچه بیش از همه در مورد وضع کنونی جهان هشدار دهنده است این است که بیش از هر زمان دیگر در تاریخ، ما نیاز داریم تا با هم ‌هم‌کاری کنیم. ما با خطر بزرگ تغییر وضع اقلیمی جهان رو به‌رو هستیم. خطراتی مثل گرمایش زمین، تولید مواد غذایی، افزایش هرروزه جمیعت، نابود شدن بقیه گونه‌های جانوری، بیماری‌های همه‌گیر، اسیدی شدن اقیانوس‌ها». هاوکینگ می‌گوید ما در خطرناک‌ترین زمان ممکن در تاریخ بشری قرار داریم: «ما حالا فن‌آوری لازم برای تخریب کره زمین را داریم بدون آنکه هنوز راهی برای فرار از آن پیدا کرده باشیم. شاید تا چند صد سال دیگر بتوانیم مستعمراتی در سیاره‌های دیگر بسازیم، اما حالا فقط همین کره زمین را داریم و باید برای حفاظت از آن با هم بکوشیم.» این کیهان‌شناس برجسته توصیه می‌کند که به جای ساختن موانع تازه،‌ جوامع مختلف بشری باید در جهت از بین بردن آنچه اکنون باعث جدایی آنها شده است بکوشند: «وقتی نه تنها یک شغل، بلکه همه یک صنعت از بین می‌رود، افراد باید دوباره آموزش ببینید و از نظر اقتصادی حمایت شوند تا بتوانند برای کارهای تازه، آماده شوند». او در نهایت می‌گوید بسیار به آینده بشریت خوش‌بین است: «اما لازم است که فرهیختگان از لندن تا هاروارد، از کمبریج تا هالیوود از درس‌های سال رو به پایان بیاموزند».
بار دیگر گشت امنیت اخلاقی آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟ مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران وضعیت نامناسب محیط زیست ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

از چه قرص ضد بارداری استفاده کنیم

اکثر قرصهای ضدبارداری که در گذشته استفاده می شد دارای اثر مردانه زایی بودند به جز چند قرصی که اخیرا وارد بازار شده اند. ازجمله یاسمین، یاز، دیان و مارولون. مکانیسم اثر بیشتر قرصهای ضدبارداری از طریق توقف تخمک گذاری است اما بخش پروژسترونی قرص نیز باعث کاهش ضخامت لایه داخلی آندومتر می شود. این حالت باعث می شود اگر هم تخمک گذاری انجام شد جنین به راحتی داخل رحم ننشیند. علاوه براین، کاهش ضخامت لایه داخلی رحم باعث مرتب شدن عادت ماهانه و کاهش خونریزی ماهانه می شود. قرص های ضدبارداری گاه مانند شمشیرهای دو لبه عمل می کنند و مصرف نادرست آنها می تواند با افزایش خطر سرطان سینه، اضافه وزن، سقط جنین بعد از قطع قرص و … همراه باشد. از طرف دیگر بسته بودن فضای جامعه باعث شده بسیاری از عروس خانم ها بدون مراجعه به متخصص زنان به انتخاب خود این داروها را از داروخانه تهیه و مصرف کنند که کاری عقلانی نیست، پس این مطلب را بادقت بخوانید. قرص های جدید اثر مردانه زایی ندارند قرصهای ضدبارداری از ۲ بخش هورمونی کاملا متفاوت تشکیل شده اند. ماده موثر آنها اتینیل استرادیول است و قسمت دوم آنها از پروژسترون تشکیل شده است. از آنجایی که بخش اتینیل استرادیول معمولا در همه قرصها ثابت است، قرصها برحسب اینکه حاوی چه مقدار از این ماده باشند به قرصهایی با دوز بالا یا پایین تقسیم بندی می شوند. قسمت پروژسترونی قرصها هم قابل تغییر است و انواع مختلفی دارد. قبل از تجویز قرص باید سابقه خانوادگی فرد پرسیده شود که نباید دیابت و فشار خون داشته باشد و وزنش خیلی بالا نباشد آنهایی که نباید قرص بخورند مصرف قرص‌های ضد بارداری به مدت کوتاه برای مثال ۳ تا ۶ ماه معمولا مشکلی ایجاد نمی‌کند. بهتر است همیشه از قرص‌هایی با دوز پایین از جمله یاسمین، یاز، مارولون، دیان ۳۵ یا نوع ایرانی آنها مانند سیپروترون کامپاند یا LD استفاده شود. اگر این داروها در فرد جواب داد دیگر نیازی به استفاده از قرص‌های قوی مثل HD وجود ندارد. قبل از تجویز قرص باید سابقه خانوادگی فرد پرسیده شود که نباید دیابت و فشار خون داشته باشد وزنش خیلی بالا نباشد، بهتر است سیگار نکشد و سابقه بیماری فلبیت یا لخته شدن خون هم نداشته باشد زیرا این قرص‌ها می‌توانند باعث افزایش لخته یا ترمبوز در بدن شود به خصوص در افراد مبتلا به فلبیت می‌توانند منجر به سکته مغزی، سکته قلبی یا ترومبوز در پاها شوند. برای توقف تخمک گذاری تاکید می شود قرصهایی که جدیدا در بازار هستند از جمله یاسمین، یاز و مارولون حتما از روز دوم عادت ماهانه میل شوند چون این داروها یک مقدار ضعیفتر هستند همچنین فردی که قرص ضدبارداری می‌خورد و برای مثال دست یا پایش می‌شکند و مجبور می‌شود مدتی بی‌حرکت باشد بیشتر در خطر ترومبوز قرار دارد تا فردی که قرص مصرف نمی‌کند. علاوه براین کسانی که می‌خواهند عمل جراحی شوند حتما باید از یک ماه قبل مصرف قرص را قطع کنند چون ممکن است احتمال ترومبوز بعد از جراحی در عروق شان زیاد شود. از روز دوم قاعدگی بخورید نه روز پنجم! هورمونهای کنترل کننده تخمک گذاری (FSH و LH) توسط هیپوفیز ترشح می شوند. قرص های ضدبارداری با بالا بردن سطح هورمونهای زنانه باعث می شوند بدن تشخیص دهد چون به اندازه کافی هورمون زنانه وجود دارد پس نیازی به ترشح ۲ هورمون اصلی FSH و LH نیست بنابراین سطح آنها بسیار کاهش پیدا می کند و تخمک گذاری متوقف می شود. برای توقف تخمک گذاری تاکید می شود قرصهایی که جدیدا در بازار هستند از جمله یاسمین، یاز و مارولون حتما از روز دوم عادت ماهانه میل شوند چون این داروها یک مقدار ضعیفتر هستند و شروع مصرف از روز پنجم شاید یک مقدار دیر باشد. متاسفانه دیده شده که حتی داروخانه ها به عادت قدیم می گویند از روز پنجم قرص میل شود درنتیجه بعضی بارداری ها با وجود مصرف قرص اتفاق می افتد که می تواند خطرناک هم باشد. قرص ها اگر از روز پنجم خورده شوند باید درماه اول از یک وسیله پیشگیری دیگر هم استفاده کرد اما اگر از روز دوم خورده شوند از فردای آن روز قرص تاثیرگذار خواهد بود. اگر هم شک و تردید دارید می توانید در ماه اول از یک روش جلوگیری دیگر هم استفاده کنید. لازم به ذکر است که مصرف هیچ قرصی بعد از روز هفتم عادت ماهانه دیگر تاثیرگذار نخواهد بود. بعد از ۳ ماه آزمایش چربی و قند خون بدهید این داروها گاهی اوقات سردردهای میگرنی را تشدید می کنند یا حتی به وجود می آورند زیرا پروژسترون باعث احتباس آب در بدن می شود. استروژن موجود در قرص نیز گاهی اوقات باعث بزرگتر و دردناک شدن سینه ها می شود. اگر بیمار می خواهد قرص را طولانی مدت مصرف کند حتما باید ۳ ماه بعد از شروع مصرف، سطح چربی های بدنش از جمله کلسترول و تری گلیسیرید و همچنین قند خونش را اندازه گیری کند زیرا این قرص ها در تعداد کمی از افراد می تواند باعث افزایش چربی ها و قند خون شوند که اگر این مشکلات با رژیم غذایی همزمان، اصلاح نشوند باید مصرف قرص قطع شود. فقط برای موارد اورژانسی قرصهای اورژانسی یا در گذشته بیشتر از نوع HD بودند، درحال حاضر قرص های پروژسترونی به نام لونژیل موجود هستند که فقط پروژسترون دارند. طریقه مصرفشان هم به این صورت است که یک عدد بعد از رابطه جنسی و یک عدد ۱۲ ساعت بعد خورده می شود. این داروها فقط در ۷۲ ساعت اول بعد از مقاربت قابل استفاده هستند و هرچه زودتر مصرف شوند تاثیرگذاریشان هم بیشتر است. مصرف این قرص ها باید محدود باشد چون درصد موفقیتشان در حد ۸۵ درصد است و اصلا جلوی تخمک گذاری را نمی گیرند بلکه سطح هورمون را بالا می برند و بعد سطح هورمون دوباره پایین آمده و یک قاعدگی اتفاق می افتد، درنتیجه بارداری رخ نمی دهد. بهتر است خانم هایی که رابطه دارند این قرص را در منزل داشته باشند تا اگر کاندوم پاره شد یا خوردن قرص ضدبارداری فراموش شد بتوانند از آن استفاده کنند.  

چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟

بسیاری از ما مردان بعد از پایان یک عشقبازی و آمیزش موفق از طرف مقابل می پرسیم چطور بودیم و اگر امکانش بود حتی می خواهیم به کیفیت کار ما نمره هم بدهند. از همه مهمتر می خواهیم بدانیم آیا به مرحله اوج رسیده اند یا نه؟ متوجه هستیم که اغلب زنان دوست ندارند از آنها پرسیده شود اما اجازه دهید از زاویه حس و وجود مردان به این مسئله بنگریم. این ها بخشی از دلایل ما است: 1- ذات ما مردان با رقابت و مسابقه گره خورده است. دلیل خیلی ساده ای هم داریم، ما می خواهیم بهترین باشیم و به همین دلیل می خواهیم بدانیم چه احساسی دارید. می خواهیم بدانیم چقدر خوب بوده ایم. 2 – به اوج رساندن شما، نشانه ای است از مردانگی ما… ما می خواهیم سربلند و مغرور از رختخواب بیرون بیاییم 3 – ما چه بخواهیم یا نخواهیم حسود هستیم و دانستن اینکه نیاز جنسی تان را به خوبی و کافی برطرف کرده ایم به ما احساس اطمینان مطمئن می دهد. 4 – به قول مشهورترین روزنامه نگار و روانشناس سکس نویس انگلیس خانم تریسی کاکس لحظه ارگاسمِ زنان و گونه های کمابیش سرخ شده شان، دهان باز و دیدن صورت شان در ان لحظه، برای مردان خیلی زیبا است» و ما می خواهیم آن لحظه واقعا زیبا را هر بار شاهد باشیم. 5 – لحظه ارگاسم خیلی خصوصی و صمیمی و طبیعی است. صدای خیلی غریزی که حکایت از لذت واقعی  شما است تا مدتها در روح  و روان ما خواهد ماند. احساس غرور و افتخاری در ایجاد این لحظه است که قادر به توصیفش نیستیم. 6 – اگر همه این دلایل بالا نبود چرا اینقدر خود را به دردسر، مشکل، صرف وقت و عاطفه می انداختیم. چطور می توانستیم نه شنیدن ها و تحقیرهای مختلف را تحمل کنیم؟ می ماندیم خانه و خودمان را ارضا می کردیم. 7 – لذت بخشی و حتی دانستن کیفیت لذتی که می توانیم در زنان ایجاد کنیم به ما احساس به پایان رساندن یک هدف و مسئولیت دوست داشتنی می دهد. ما زیاد اهل ابراز احساس نیستیم. بگذارید حداقل در این لحظات خصوصی و مشترک، به دور از زد و بندها و تربیت های اکتسابی، احساست مان را بروز دهیم.  
آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟ دختر شایسته امسال آمریکا هندی است زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی 6 دلیل برای خیانت بعضی وقتها خوب است که بد باشیم

زنان حادثه

ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟

ماه ژانویه وقتی دونالد ترامپ رییس جمهوری منتخب آمریکا رسما عهده‌دار این سمت شود، همسرش ملینا بانوی اول آمریکا خواهد شد. اما بسیاری از صاحبنظران معتقدند این ایوانکا دختر آقای ترامپ است که برخی از وظایف سیاسی را به عهده خواهد گرفت. در طول کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ دختر ۳۵ ساله‌اش همواره در کنار او بود، در اجتماعات سخنرانی می‌کرد و به اشکال گوناگون برای پدرش رای جمع می‌کرد. ملینا به عنوان یک فعال اقتصادی موفق و مادر سه فرزند، توانسته تا حدودی حمایت زنان را جلب کند که بسیاری از آنها به خاطر اظهار نظرها و رفتار آقای ترامپ با زنان از او دل خوشی ندارند. دونالد جونیور یکی از پسران آقای ترامپ می‌گوید ایوانکا فرزند مورد علاقه پدرش است و آقای ترامپ او را \"دختر کوچولوی بابا\" خطاب می‌کند. وقتی از هم دورند حداقل روزی پنج بار با هم تلفنی صحبت می‌کنند. در طول کارزار انتخاباتی ایوانکا برای حمایت از پدرش هزاران کیلومتر در سراسر آمریکا سفر کرد و برخی از مسافرت‌ها در دوره بارداری او بود. مجله وینتی فیر او را \"همسر نیابتی\" آقای ترامپ توصیف کرده و نوشت:\"به نظر می‌رسد کارزار تبلیغاتی دونالد ترامپ برای رساندن پیام خود به مردم ترجیح می‌دهد به جای همسرش از ایوانکا استفاده کند.\" این ایوانکا بود و نه ملینا همسر آقای ترامپ که او را بعنوان نامزد حزب جمهوری‌خواه برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کرد. او زیرکانه از پدرش محافظت می‌کند و نقطه ضعف‌های او را می‌پوشاند. ایوانکا در مصاحبه‌ای با هفته‌نامه ساندی تایمز گفت پدرش همواره حامی فمینیسم بوده و \"او یکی از دلایل اصلی است که من توانسته‌ام زنی باشم که امروزه می‌بینید.\" ایوانکا در اداره و مدیریت موسسات ترامپ و هتل‌های زنجیره‌ای آن به برادرانش اریک و دونالد جونیور کمک می‌کند. او در فعالیت‌های اقتصادی پدرش اختیاراتی دارد که هیچیک از همسران آقای ترامپ نداشته و ندارند. گفته می‌شود او مدیر بخشی از بزرگترین معاملات در موسسات اقتصادی ترامپ است. ایوانکا در عین حال مارک (برند) مد لباس خود را هم دارد که شعار تبلیغاتی آن \"زنانی که کار می‌کنند\" است. او در وبسایت خود می‌گوید :\"می‌خواهم به زنان الهام دهم و آنها را نیرومند کنم تا زندگی را که دوست دارند بسازند، زندگی که فقط به آنها تعلق دارد و نه توقعات و انتظارات دیگران.\" در شرایطی که دونالد ترامپ در طول کارزار انتخاباتی به تبعیض جنسیتی و بدرفتار با زنان متهم شد ایوانکا تلاش می‌کرد تا حمایت زنان را جلب کند. او در سخنرانی در ماه ژوئیه گفت:\"خانواده‌های آمریکایی به کمک نیاز دارند. سیاست‌هایی که به رشد و شکوفایی زنان صاحب فرزند کمک می‌کند نباید فقط برای عده معدود بلکه برای همه فراهم باشد. سیاستمداران از دستمزد برابر برای زنان صحبت می‌کنند ولی پدرم این روش را در تمام دوره مدیریتش در تمام شرکت‌های خود اجرا کرده است.\" دیدگاه او در مورد مرخصی زایمان و نگهداری از کودکان خردسال روی سیاست‌های پدرش تاثیر گذاشته است. دونالد ترامپ در یک اجتماع انتخاباتی در آیووا گفت:\"ایوانکا همیشه روی این مسئله اصرار داشته و مرتب به من گفته که باید این کار را بکنیم. او خیلی باهوش است و حق با اوست.\" در شبکه‌های اجتماعی ایوانکا از پدرش محتاط تر است. او در صفحه اینستاگرام خود که حدود ۱.۵ میلیون دنباله رو دارد، عکس‌های خانوادگی و یا نکته‌های الهام بخش منتشر می‌کند. در مقایسه با او ملینا همسر آقای ترامپ و بانوی اول آینده آمریکا فقط ۱۲ هزار و پانصد دنباله رو دارد. شاید امروزه عکس‌های هیلاری و بیل کلینتون در مراسم ازدواج دونالد ترامپ با ملینا حذف شوند ولی ایوانکا هنوز دوستی نزدیک خود با چلسی، دختر کلینتون‌ها را حفظ کرده است. هر چند طبق گزارش‌های منتشر شده در دوران کارزار انتخاباتی آنها روابط خود را موقتا متوقف کردند. ایوانکا در مصاحبه‌ای با مجله پیپل گفت:\"روابط ما دوستانه است ولی در حال حاضر در فضای زندگی هر دو ما فشار زیادی وجود دارد.\" در ماه اوت یکی از رسانه‌های آمریکایی از دونالد ترامپ پرسیده بود اگر به مقام ریاست جمهوری برسد کدام زن را وارد کابینه خواهد کرد؟ او در پاسخ گفت:\"زنان زیادی هستند که از بین آنها می‌توان انتخاب کرد. ولی همه خواهند گفت ایوانکا را انتخاب کن.\" ایوانکا در عرصه سیاست هیچ تجربه‌ای ندارد ولی پدرش دونالد ترامپ نیز هیچ تجربه سیاسی نداشت. در نتیجه بعید نیست ایوانکا به یکی از افراد مهم در حلقه نزدیکان رییس جمهور آینده آمریکا بدل شود. در جواب به سئوال مجله کوزموپولیتن که از او پرسید آیا زمانی در انتخابات ریاست جمهوری نامزد خواهد شد ایوانکا گفت چنین احتمالی را رد نمی‌کند و افزود:\"بعید می‌دانم. ولی یاد گرفته‌ام که در زندگی هیچگاه نباید گفت نه، چون آدم را محدود می‌کند.\"  

رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است

امانوئل ماکرون ۳۹ ساله از دوران دبیرستان با معلم خودش Brigitte Trogneux آشنا شد و علاقه شان آنقدر ادامه یافت تا آنکه خانم معلم بعد از طلاق، ۱۰ سال پیش با شاگردش ازدواج کرد. البته برای فرانسوی ها، مدت ها است که زندگی خصوصی رهبران سیاسی در تصمیم گیری شان تاثیری ندارد. تنها نکته متفاوت این است که اغلب مردان سیاسی فرانسه دارای معشوقه های نصف سن خودشان بودند. زنان فرانسوی البته از این ماجرای جدید خشنود هستند و فکر می کنند وقتش رسیده است به همان اندازه که رابطه بین مردان مسن و زنان جوان در جامعه عادی شده است، رابطه زنان مسن با مردان خیلی جوانتر نیز عادی شود. مسئله مهم برای فرانسوی ها این است که این اتفاقات در دنیای بزرگسالان صورت می گیرد و حق شخصی هر انسانی است هر طور می خواهد زندگی اش را رقم بزند. امانوئل ماکرون طرفدار ماندن فرانسوی ها در اتحادیه اروپا است. برنامه های سختگیرانه ایی نسبت به مهاجرین و پناهنده ها ندارد و از نظر سیاسی تقریبا میانه رو است. او قبلا در بانک به عنوان مسئول سرمایه گذاری برای مشتریان، کار می کرده است. در آخرین مناظره تلویزیونی که با رقیب محافظه کارش مارین لوپن داشته است موفق تر ابراز وجود کرده است.  
گلناز؛ گزارش یک تجاوز من با واژنم رای نمی دهم زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت این زن نمی بخشد زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد

حقوق زنان

مردان ما بخوانند، رضایت حلقه گم شده روابط جنسی

دانشکده حقوق دانشگاه میشیگان، در مقاله‌ای که در ژورنال حقوقی ماه پیش منتشر کرده است، رضایت جنسی را از دیدگاه حقوقی این گونه تعریف کرده است: «توافق صریح و بدون ابهام دو طرف به برقراری رابطه جنسی به صورتی که طرفین مفهوم و معنای آن توافق را درک کرده باشند.» در چند سطر پیش رو می‌خواهیم بدانیم رضایت جنسی به چه معناست؟ رابطه تجاوز در بستر زناشویی با رضایت جنسی چیست؟ رویکرد کشورهای جهان و ایران به این موضوع چگونه است؟ چند نکته درباره رضایت -رضایت جنسی ممکن است در هر نقطه از رابطه زناشویی و یا دوستی از سوی یکی از طرفین پس گرفته شود. -رضایت جنسی باید کاملا داوطلبانه باشد. به عبارت دیگر رضایت به شروع رابطه جنسی در صورتی به شرط انجام عمل دیگری از سوی مرد مقید شده باشد، واقعی و حقوقی نیست.  -توافق به شروع رابطه جنسی نباید تحت تاثیر عواملی مانند فشار روانی، احساسی، جسمی، مالی، تهدید، اجبار و ترس باشد. -رضایت قبلی به روابط جنسی به معنای رضایت در برقراری روابط جنسی در آینده نیست. -همه ما باید درباره رضایت طرف مقابل قبل از هر بار روابط جنسی احساس مسئولیت کنیم. این احساس مسئولیت بدین معنی است که اگر مطمئن نیستیم طرف مقابل به برقراری رابطه راضی است یا نه، قبل از آغاز رابطه جنسی درباره احساسش از او سئوال کنیم. سکوت علامت رضایت نیست موقعیت‌های زیر لزوما به مفهوم رضایت جنسی طرف مقابل نیست: -رفتار و حرکات بدن، ظاهر فرد، نحوه لبخند زدن و طرز لباس پوشیدن -قرار دو نفره و یا وجود روابط جنسی در روزها، ماه‌ها و یا سال‌های قبل -ازدواج رسمی و یا غیر رسمی( بسیاری از تجاوزها در بستر زناشویی رخ می‌دهد و تجاوز در بستر زناشویی به جدیت و اهمیت تجاوز افراد مجرد تلقی می‌شود.) -سکوت، عدم مقاومت، عدم تحرک و یا انفعال (پس از آغاز رابطه جنسی، سکوت و یا عدم پاسخ طرف مقابل به معنای رضایت او نیست.) -ناتوانی (افرادی که تحت تاثیر الکل و یا مواد مخدر هستند، در حقیقت ناتوان از ابراز رضایت هستند. مصرف الکل معمولا سلاحی برای وانمود کردن رضایت طرف مقابل برای خشونت‌گر است.) تجاوز در بستر زناشویی نکته این جاست که در صورتی که زن مایل به برقراری رابطه جنسی با همسرش نباشد و مرد بدون توجه به رضایت او با او تماس برقرار کند، تجاوز در بستر زناشویی رخ می‌دهد. تجاوز در بستر زناشویی در حقیقت علاوه بر این که آسیب‌های اساسی و جدی به جسم زن وارد می‌کند، روح و روان او را نیز فلج کرده و همین موضوع سلامت خانواده را نیز به خطر می‌اندازد. جرم‌انگاری در ایران قانون مدنی و کیفری ایران نه تنها هیچ اشاره‌ای به تجاوز در بستر زناشویی نکرده است، بلکه بر عکس، عدم رضایت زن در برقراری رابطه جنسی را منشا تخلف زن دانسته است. قانون مدنی ایران در صورتی که زن مایل به برقراری رابطه جنسی نباشد، ضمانت اجراهای سنگینی بر تصمیم او بار کرده است. اولین ضمانت اجرای قانون مدنی، عدم پرداخت نفقه از سوی شوهر است. به عبارت دیگر در صورتی که زن از برقراری رابطه جنسی با شوهر سر باز زند، شوهر نیز می‌تواند وظیفه مالی خود را در قبال زن  انجام ندهد. دومین ضمانت‌ اجرای عدم تمکین زن، امکان طرح دعوای الزام به تمکین است. با این‌که تنها ضمانت اجرایی صریح قانون مدنی همان عدم استحقاق نفقه است، با این وجود، رویه عملی دادگاه‌ها چنین است که دعوای الزام به تمکین را می‌پذیرند و زوجه را محکوم به تمکین می‌کنند. جالب این‌جاست که رویه عملی برخی از دادگاه‌ها نشان داده است در مواردی که امکان الزام زن به تمکین و برقراری رابطه جنسی فراهم نیست، اجازه ازدواج دوم به مرد می‌دهند. عدم استحقاق اجرت‌المثل سومین ضمانت اجرای عدم رضایت در برقراری رابطه جنسی از سوی زن است زیرا شرط دریافت اجرت‌المثل، عدم خطای زوجه تلقی می‌شود و به نظر حقوقدانان عدم تمکین، مصداق بارزی از خطا در انجام وظایف زوجیت است. به عبارت دیگر پس از طلاق، در صورت درخواست زن مبنی بر مطالبه حق‌الزحمه کارهایی که شرعا به عهده او نبوده است، دادگاه نسبت به تامین خواسته او اقدام می‌کند. این در حالی است که در صورتی که زن راضی به ادامه رابطه جنسی با همسرش نبوده باشد، پس از جدایی نیز مستحق دریافت اجرت‌المثل نیست. جرم‌انگاری در جامعه جهانی تا قبل از تصویب اعلامیه منع خشونت علیه زنان از سوی مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۹، تمام  ایالت‌های آمریکا و درصد زیادی از کشورهای اروپایی و استرالیا تجاوز در بستر زناشویی را جرم‌انگاری کرده و برای آن ضمانت اجرایی مقرر کرد. اعلامیه منع خشونت علیه زنان و به دنبال آن اعلام روز 25 نوامبر به عنوان روز جهانی منع خشونت علیه زنان و فعالیت سازمان‌ها و دولت‌های مختلف در جهانی کردن این حرکت باعث شد تا دبیر کل سازمان ملل در سال ۲۰۰۶ خبر از پیگرد قانونی تجاوز در بستر زناشویی در ۱۰۴ کشور جهان دهد. کشور لهستان اولین کشوری است که تجاوز در بستر زناشویی را در سال ۱۹۳۲ جرم‌انگاری کرده است و مجازات سنگینی از جمله حبس ابد برای آن در نظر گرفته است.  به دنبال لهستان، چک، دانمارک، سوئد و نروژ هر کدام به فاصله پنج سال این موضوع را جرم‌انگاری کرده‌اند. این در حالی است که داکوتای جنوبی اولین ایالت آمریکایی است که در سال ۱۹۷۵ تجاوز در بستر زناشویی را جرم اعلام کرده است. مجازات این جرم در ایالت‌های آمریکا از جریمه ده هزار دلاری تا بیست سال زندان و یا هر دو وجود دارد. این در حالی است که تجاوز در بستر زناشویی هنوز در بسیاری از کشورها مانند، افغانستان، پاکستان، هند، چین، عربستان سعودی و بسیاری از کشورهای آفریقایی شمالی و شرقی و خاورمیانه به عنوان جرم شناخته نشده است. آمار چه می‌گوید؟ موسسه تحقیقات سلامت در سال گذشته اعلام کرد که تا به حال تنها دو پژوهش آماری در مورد تجاوز در بستر زناشویی صورت گرفته است. این سازمان معتقد است آمار تجاوز در بستر زناشویی یکی از پنهان‌ترین موضوعات آماری در سراسر جهان است. همین سازمان آمار تجاوز در بستر زناشویی در سال ۲۰۱۵ را این گونه به تصویر کشیده است: سی درصد از آمار تجاوز به بزرگسالان در آمریکا توسط همسر رسمی، غیر رسمی، شریک جنسی و یا دوست پسر انجام شده است.  ۹ درصد از تجاوزهای گزارش شده توسط همسر و یا همسر قبلی زن صورت گرفته است. زمانی که رابطه طرفین تحت تاثیر خشونت خانگی قرار دارد، احتمال تجاوز در بستر زناشویی تا هفتاد درصد افزایش پیدا می‌کند. تنها شانزده درصد از قربانیان تجاوز در بستر زناشویی، موضوع را به مقامات محلی گزارش داده‌‌اند. زنان مذهبی و یا دارای پیشینه مذهبی بیشتر از زنان دیگر قربانی تجاوز می‌شوند، چرا که از برچسب گناهکار بودن می‌ترسند و یا احتمال می‌دهند همسرانشان زن دیگری اختیار کند.  ۶۵ درصد از زنانی که تجربه محدودی از رابطه جنسی قبل از ازدواج دارند و یا افرادی که تجربه‌ای ندارند، فکر می‌کنند تجاوز در بستر زناشویی موضوعی معمولی است و آن را گزارش نمی‌کنند.  ۳۵ درصد از قربانیان تجاوز در بستر زناشویی قربانی انواع دیگری از خشونت خانگی نیز بوده‌اند. ۶۹ درصد از زنانی که همسرانشان به آن‌ها تجاوز می‌کنند، بیشتر از یک بار قربانی تجاوز در بستر زناشویی توسط همان فرد شده‌اند.  پنج درصد از زنانی که تجاوز در بستر زناشویی را اعلام کرده‌اند، گزارش کرده‌اند که فرزندانشان را نیز به اجبار همسرشان در رابطه جنسی داخل کرده‌اند.  هجده درصد از قربانیان اعلام کرده‌اند که فرزندانشان نیز شاهد تجاوز بوده‌اند. نکته دردناک این‌جاست که درصد بسیاری از مردم هنوز به تجاوز در بستر زناشویی معتقد نیستند و باور دارند که سکوت در مقابل خشونت‌گر نشانه همسر خوبی بودن است. حقیقت اما این است که تجاوز در بستر زناشویی یکی از انواع مهم خشونت خانگی و هم وزن تجاوز به عنف است. با وجود این که سازمان‌های اجتماعی و جهانی مختلف تمرکز خود را روی این موضوع قرار داده‌اند و سعی کرده‌اند سطح آگاهی عمومی مردم جهان را افرایش دهند، آمارها حاکی از این است که تنها درصد بسیار کمی از زنان، تجاوز در بستر زناشویی را به مقامات محلی گزارش می‌دهند. گروهی از روانشناسان معتقدند تجاوز در بستر زناشویی بیشتر از این که با هدف لذت جنسی باشد، به قصد نشان دادن قدرت و کنترل انجام می‌شود. تحقیقات همین موسسه نشان داده است دو سوم آمار تجاوز جنسی مربوط به روزهای آخر قبل از وقوع طلاق و یا جدایی همسران است.

آزار زنان و بازتولید هویت مردانگی

 خشونت نسبت به زنان سابقه ای طولانی و شکل های گوناگون دارد. شکل خاصی از خشونت را می توان در خشونت های جنسی مشاهده کرد. خشونت جنسی و تجاوز، تأثیرات مخربی بر روی زندگی، جسم، و روان زنان می گذارد اما باید به نکته دیگری نیز توجه داشت و آن این که در جوامع مردسالار که معمولاً زنان نه فقط جنس دوم بلکه مایملک مردان در نظر گرفته می شوند از طریق خشونت جنسی و تجاوز به زنان، مردان خشونت پیشه غلبه خود را بر مردان دیگری که زنان قربانی، زیر سلطه و نظارت آنان قرار دارند نمایش می دهند. به عبارت دیگر زنان به عنوان نشانه و ابزاری برای زورآزمایی مردان با یکدیگر (برای اثبات قدرت شان) در نظر گرفته می شوند. تجاوز جنسی به زنان، در واقع زنی را که تا لحظۀ تجاوز، زیر نظارت مرد دیگری بوده زیر سلطه فرد متجاوز در می آورد و نه تنها امکان نظارت بر زن را از آن مرد مغلوب می ستاند بلکه مردانگی او را نیز از بین می برد، و مرد غالب از این طریق به بازتولید هویت مردانه خود و نظم جدیدی از مردسالاری می رسد. مقاله زیر در رابطه با تجاوزهای جنسی فراوانی که در خلال جنگ و مناقشات کنونی منطقه ما نسبت به زنان صورت می گیرد تنظیم شده است اما روشن است که این نگاه را می توان به هر نوع تخریب و نابودی جسم و جان زنان مانند وقایع اسید پاشی و هم چنین قتل های ناموسی نیز تعمیم داد. مناقشاتی که در دهه های اخیر به علت درگیریهای قومی، مذهبی و نژادی در میان گروه های مختلف رخ می دهد دارای ویژگی های خاص خود هستند. هر چند که همیشه در جنگ ها خشونت و غارت و کشتن افراد غیر نظامی وجود داشته اما ابعاد خشونت در مناقشات و جنگ های کنونی در منطقه، بسیار گسترده تر شده است. گذشته از خشونت نسبت به افراد عادی، ویژگی دیگر این جنگ ها، خشونت و تجاوزهای مکرر جنسی به زنان است. هر چند که پس از جنگ دوم جهانی در سال ۱۹۴۹ و بعد در سال ۱۹۷۷ در کنوانسیون ژنو توجه به حقوق و موقعیت افراد غیر نظامی به ویژه وضعیت زنان و کودکان، در اسناد مختلف مطرح شد (کنوانسیون ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷) اما نگاه جامعه جهانی به این پدیده هولناک که از سال های پیش، آغاز شده بود تنها بعد از جنگ داخلی بوسنی به این امر تمرکز یافت. تا آن زمان زنان بسیاری در جنگ های متعدد برمه ، کنگو، رواندا و بوسنی – و در حال حاضر در سوریه و عراق – از طرف گروه های متخاصم مورد تجاوز، بردگی و آزار جنسی قرار گرفته، به بردگی گرفتار شده، و به فروش رسیده اند. یکی از دلایلی که معمولاً برای توجیه عمل تجاوز جنسی مطرح می شود توجیه بر اساس میل جنسی مردان است و گفته می شود که سربازان پس از پیروزی بر دشمنان و فتح سرزمین آنها، برای رفع نیازهای جنسی خود دست به این عمل می زنند. این توجیه بیشتر در حد گفتار برای افراد عادی قابل طرح است و از لحاظ بررسی های علمی هرگز مورد تأیید نیست. زیرا تجاوزهای جنسی بدون توجه به امکان برطرف کردن میل جنسی افراد صورت می گیرد و ارتباطی با در دسترس بودن یا در دسترس نبودن امکاناتی برای رفع نیازهای جنسی سربازان ندارد، بلکه بعضی از مردان در “خلاء فرهنگی” به وجود آمده در فضای جنگی، به این عمل شنیع دست می زنند. شواهد متعددی وجود دارد که مشخص می کند تجاوز نه عملی جنسی بلکه عملی تهاجمی است. آن چه متجاوز را راضی می کند نه صرف عمل بلکه تحقیر و خفیف کردن قربانی و دریافت احساس سلطه و قدرت بر زن است. با توجه به هدفمند بودن این رفتار که در مناقشات امروزی دیده می شود، خشونت جنسی را به عنوان سیاستگزاری جنگ و به عنوان یکی از ابزارهای جنگ – ساده ترین و ارزان ترین ابزار جنگ – با بیشترین منافع در نظر می گیرند. خشونت جنسی در سیاستگزاری جنگ در مجاورت سایر ابزار های جنگی در نظر گرفته می شود و یک استراتژی مؤثر برای پیشبرد اهداف جنگی است. خشونت جنسی زنان ساده ترین ابزار جنگی است زیرا به طور مستقیم در برگیرنده علایق مجرمان به انجام و تکرار آن است. ارزان ترین ابزار است زیرا برای گروه مهاجم هزینه ای در بر ندارد. وانگهی، بیشترین منافع را برای مهاجم به وجود می آورد زیرا آگاهی از وجود تجاوزات جنسی حتا قبل از این که سرزمینی فتح گردد باعث فرار افراد و رها کردن خانه و سرزمین خود می شود بنابراین فتح سرزمین و راندن افراد، ساده تر صورت می گیرد. توجه به شرایط حاکم بر جنگ که باعث انجام رفتارهای غیر عقلانی می شود نیز مهم است. افراد در شرایط جنگی از لحاظ احساسی سردرگم ، ناامید ، عصبانی و ترس خورده هستند و به دلیل شرایطی که در آن به سر می برند دست به رفتارهای غیر عقلانی می زنند طبعاً یکی از این رفتارهای خشن و غیرعقلانی، تجاوز به زنان است. در این حالت، تجاوز بخشی از سیاستگزاری جنگ نیست بلکه رفتاری است که از سربازان سر می زند. اما از بروز چنین اعمالی نه تنها جلوگیری نمی شود بلکه قصد جلوگیری را هم ندارند. گمان بر این است که چنین رفتاری برای سربازان و در زمان جنگ طبیعی است و باعث ایجاد همبستگی و کسب رضایت خاطر میان افراد می گردد. توجه به جهان بینی، باورهای جمعی و ساختار اجتماعی گروه های در مناقشه با یکدیگر، نکته دیگری را توضیح می دهد زیرا در ساختار اجتماعی برخی از گروه ها چنین رفتاری نه تنها مجاز بلکه مورد درخواست نیز می باشد از این روست که رفتار افراد را نمی توان تنها با توجه به دلایل فردی توجیه کرد بلکه باید عنوان رفتاری مورد انتظار در چهارچوب باورهای فرهنگی گروه نیز در نظر گرفت. اگر ساختار و فرهنگ زن ستیزی در گروه های مختلف در حال مناقشه با یکدیگر را در نظر داشته باشیم، مشخص می شود که این گروه ها دارای تفاوت هایی در مورد زبان، نژاد، مذهب و به صورت کلی تفاوت در جهان بینی شان با یکدیگرند اما اکثر آنان دارای ساختاری مردسالارانه و زن ستیز، البته با تفاوت هایی در درجه زن ستیزی با یکدیگر هستند. در این جوامع “مردانگی” اصلی بسیار مهم است، اما باید توجه داشت که “مردانگی” وابسته به نظارت بر کلیه وجوه زندگی زنان و قراردادن آنان در چهارچوب تفکرات مردانه. در فرهنگ های مختلف و ایدئولوژی های مختلف زن دارای ویژگی خاصی می باشد و تنها در صورتی که ان گونه رفتار کند، حرکت کند، فعالیت کند و پوششی مناسب با ایدئولوژی حاکم داشته باشد مردانگی مردان به اثبات می رسد. در نتیجه نمی توان خشونت های جنگی را به صورت فقط سیاستگزاری جنگی یا رفتار فردی در نظر گرفت بلکه باید به تاثیر ساختار فرهنگی توجه داشت، رفتارهای خشن با توجه به فرهنگ گروه را باید به صورت رفتارهایی مطابق با آداب فرهنگی و اجتماعی گروه در نظر گرفت و فرد در چارچوب رفتاری مورد قبول گروه زن ستیز خود رفتار می کند. هدف از درگیری های کنونی تنها فتح سرزمین نیست بلکه بر اساس ایدئولوژی خاصی باید موجودیت، و نسل گروه مخالف را از بین برد بنابراین نه تنها باید سرزمین را فتح کرد، نه تنها باید مردان را از میان برد و بدین وسیله قدرت خود را اثبات کرد بلکه از آن جا که مردانگی اصلی بسیار مهم و تعیین کننده است باید “مردانگی” مردان گروه مخالف را نیز از بین برد و آنان را به عنوان افرادی که قادر به حفظ سرزمین و حمایت از افراد خود به خصوص حفاظت از زنان نیستند مورد تحقیر قرار داد. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان غلبه گروهی بر گروه دیگر در مجاورت تغییراتی که در ساختار اجتماعی، حقوقی و سیاسی به وجود می آید، قواعد و مقررات مربوط به زنان هم تغییر می کند. گروه مهاجم در مورد زنان نیز نظارت های خاص خود ر ا اعمال کرده و سلطه خود را بر زنان نمایش می دهد. گروه طالبان زنانی را که در قبل نیز در یک جامعه مردسالار زندگی می کردند، در خانه ها محبوس کردند و از هر نوع حضور اجتماعی آنان جلوگیری به عمل آوردند، برای طالبان نامریی بودن زنان جهت اثبات مردانگی کفایت می کرد. گروه بوکو حرام نیز با ربودن دختران دانش آموز و ازدواج اجباری و به بردگی کشاندن آنان و دور ساختن شان از آموزش سعی در تقویت الگوی مردانگی مد نظر خود را دارند. در مورد «داعش» این مساله البته به شکلی بسیار فجیع تر و به صورت تجاوز جنسی، خرید و فروش زنان، و کشتن آنان مطرح است. خشونت جنسی در وهله اول به عنوان ارزان ترین سلاح جنگی افراد را حتا قبل از جنگ و تسلیم شدن، وادار به گریز از محل زندگی خود می کند و در بسیاری از موارد هرگز بازگشتی هم صورت نمی گیرد. پس فتح سرزمین به ساده ترین روش صورت گرفته است. از طرف دیگر تجاوزات جنسی که در بسیاری از موارد در برابر چشم دیگران، اعضای خانواده و یا همسایگان صورت می گیرد نه فقط باعث تحقیر و خُردشدن زن می شود بلکه به طرد او از محل زندگی و نزدیکان، و فروپاشی شرایط زندگی او و اطرافیانش می انجامد. در عین حال عملی است که به افراد فاتح رضایت خاطر می بخشد. این رضایت خاطر، نه تنها به دلیل انجام موفقیت آمیز عمل، بلکه به علت ایجاد حس مردانگی بالا، تعلق به گروه فاتح، و قدرتمندبودن هم است. از طریق تجاوز جنسی نه فقط سلطه بر سرزمین کسب می شود بلکه سلطه بر بدن ها نیز به دست می آید و این تنها به معنای سلطه بر بدن زن و نابود کردن جسمی و روانی او نیست بلکه از طریق خشونت جنسی بر زنان، سلطه کامل بر مردان مغلوب نیز به دست می آید. این مردان نه تنها سرزمین خود، اموال و مایملک خود را از دست داده اند بلکه مهم ترین ویژگی هویت مردانه شان یعنی نظارت بر زنان خود را نیز از دست داده اند و بدین ترتیب است که سلطه بر مردان مغلوب کامل می شود. از دید جوامع مردسالار، مردان تعیین کننده و به وجود آورنده جامعه هستند. از این منظر، هویت مردان، هویت جامعه را می سازد پس برای نابودی کامل یک جامعه باید هویت مردان یا مردانگی آنان را ازشان سلب کرد. بدین ترتیب در کنار کارکردهای متعددی که خشونت در جنگ به ویژه خشونت جنسی دارد، کارکرد بسیار مهم دیگری نیز باید برای آن در نظر گرفت که از طریق سلطه بر بدن زن، سلطه بر مردان نیز تأمین می شود. مردی که نتواند از بدن زنان مرتبط با خود محافظت کند یک ویژگی اساسی مردانگی یعنی نظارت بر بدن را از دست داده و «دیگری» این نظارت را از طریق تعرض به بدن زن، به چنگ آورده است. سخن پایانی نگاه فرودستانه به زنان و حاکمیت زن ستیزی در جوامع مردسالار، خواه ناخواه زنان را در موجودیت خود به عنوان یک فرد در نظر نمی گیرد بلکه زنان نشانه ای از روابط میان مردان هستند. در جوامع زن ستیز تحقیر یک زن و سلطه بر بدن اش گذشته از مشکلات فراوان برای او، جهت تحقیر مردان صورت می گیرد. با این عمل اولاً متجاوز برتری خود را به دیگران نشان می دهد و از طرف دیگر خشونت نسبت به زنان نمایشگر ناتوانی مرد مغلوب جهت محافظت از زن، و همین طور بیانگر ناتوانی جنسی او تلقی می شود. در چنین وضعیتی، این طور قلمداد می شود که مرد مغلوب هویت مردانه خود را از دست داده است. هر چند که مردان مغلوب آن جامعه، از مردانگی به دور افتاده اند ولی این به معنای رها شدن زنان از نظارت و کنترل نیست زیرا رفتار مردان پیروز، سبب بازتولید نوعی دیگر از نظارت بر زندگی و بدن زن و “بازتولید نظامی” دیگر از مردسالاری می شود، در این حالت تجاوز جنسی مولد هویت مردانه است. خشونت جنسی نه تنها ابزار جنگ بلکه ابزار قدرت نیز می باشد. قدرتی که پایه های آن در فرهنگ نهادینه شده گروه متجاوز، نهفته است. آنانی که دست به تجاوز جنسی می زنند در واقع قدرت خود را بر بدن و هویت زن، و از این طریق بر مردان و سرزمینی که زن به آن تعلق دارد نشان می دهند. سلطه بر بدن زنان اصلی مهم برای اثبات مردانگی است. شکل حاد آن به صورت تجاوز و بردگی جنسی در جنگ ها مشاهده می شود اما باید به اشکال خفیف تر آن نیز توجه داشت.  
چه وقت زن می تواند بدون طلاق ازدواج را فسخ كند دیوان دادگستری اروپا: منع حجاب در سر کار حق کارفرماست تلاش برای درمان متجاوزان بالاخره روزی هم دماغ بزرگ زیبا خواهد شد «زن ذليل» واژه‌اي ضد زن