1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یک معلم ۶۵ ساله برلینی که صاحب ۱۳ فرزند است دوباره حامله شده. جنین او این بار چهارقلوست. وی ۷ نوه نیز دارد. آنه‌گرت معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستان است.

روزنامه "بیلد ام زونتاگ" چاپ آلمان روز یک‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) خبر از حامله شدن یک زن ۶۵ ساله داد که در حال حاضر مادر ۱۳ فرزند و مادربزرگ ۷ نوه است.

آنه‌گرت ر. که معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستانی در برلین است بارها از طریق لقاح مصنوعی و اهدای اسپرم در خارج از آلمان حامله شده است. حاملگی چهاردهم او تا کنون بدون مشکل بوده و او در حال حاضر در هفته بیست و یکم بارداری‌اش قرار دارد. بزرگترین فرزند او اکنون ۴۴ سال و آخرین فرزندش ۹ سال دارند.

او در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کرده و در صورتی که حاملگی کنونی‌اش بدون مشکل پیش رود، مسن‌ترین مادری در دنیاست که چهارقلو به دنیا می‌آورد. آنه‌گرت با حضور در یک برنامه تلویزیونی آلمان گفته است اهمیتی به قضاوت دیگران نمی‌دهد و تنها آن کاری را می‌کند که به نظر خودش درست است.

او گفته وقتی پزشک خبر داده که جنین او چهارقلو است شوکه شده اما تصمیم دارد آنها را نگه دارد. آخرین حاملگی این معلم برلینی پیش از این در سال ۲۰۰۵ و به صورت طبیعی بوده ولی این بار از طریق لقاح مصنوعی باردار شده است.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

چرا قدر اکنون را نمی دانیم

خیلی از ما  قدر لحظه را نمی دانیم. متوجه هم هستیم که لحظه خاطره انگیزی است مثلا وقتی که دوست قدیمی مان، شمع تولدش را فوت می کند. یا وقتی  کنار پدرمان در آشپزخانه نشسته ایم و لقمه های کوچک نان سنگک و گردو را برای خودمان درست می کنیم… می دانیم که این لحظات صمیمی را از یاد نخواهیم برد ولی مشکل این است که در خودِ آن لحظه، ذهن ما جای دیگری است. جسم ما ریشه در اکنون دارد ولی ذهن ما بین گذشته و آینده در چرخش است. به نظر می رسد خیلی از وقایع، بر اهمیت و مطبوع بودن شان  به مرور افزوده می شود. ذهن ما  دوست دارد ماجراهای به یادماندنی را ویرایش کند،  صحنه های لوس و ناگوار را حذف نماید و یک  خاطره زیبا برای ما بسازد. در ضمن نمی خواهیم روی اکنون تمرکز داشته باشیم چون از لحظه بعدی مطمئن نیستیم. تشویش و نگرانی های منطقی و حتی بیمورد به ما اجازه نمی دهند از اکنون مان لذت ببریم. ترس از زلزله، آتش سوزی و یا جر و بحثی که با یک نفر داشته ایم تاثیر خودش را بر ما می گذارد. مغز ما شبیه یک غار عمیق و تاریک است. مغشوش و مملو از موضوعات نگران کننده… برای همین ما عملا نمی توانیم « من» را کنترل کنیم. دفعه بعد وقتی که مشغول دیدن غروب زیبای خورشید هستیم و همزمان نگران کارهای انجام نشده در اداره، لازم نیست احساس گناه کنیم از اینکه در لحظه حضور نداریم. چون می دانیم که مغز ما، نمونه مرتب شده هر ماجرایی را بعدا به ما تحویل می دهد.

مهر، با بوی تند مدرسه

هوا كه پاييزی می شود بوی مدرسه فضا را پر میكند. فرقی نمی كند چندم شهريور باشد يا اصلا پاييز آمده باشد. شهريور از نيمه كه میگذرد و نسيم های خنك وزيدن می گيرد با خود بوی مدرسه می آورد.
صد سال تنهایی من مراقب خودت و دیگری باش ...آنچنانکه تو هستی عاشقانه های باران کاش مادر بودم

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مادت

با توجه با شرایط اجتماعی کشور و قوانین پوشش اسلامی، مانتوی زنانه یک صنعت پر سود و درآمدزا برای دست اندرکاران این صنف بحساب می آید. اما شاید جنس، دوخت و طراحی مانتو های سری دوز شده ای که اکثرا در میدان هفت تیر بفروش می رسد بسیاری از ما را زیاد راضی ننماید. خانم حسامی که مصاحبه با وی در ذیل می آید یکی از طراحان خوش ذوق و جوان است که بدلیل علاقه خود به طراحی و مد چند وقتی است کار طراحی و دوخت مانتوهای خاص و شیک که دارای نقوش زیبای محلی و ایرانی است را آغاز  نموده است با وی درباره چند و چون کار و  علایق و سلایق ایشان گفتگو نمودیم که ماحصل این مصاحبه را چند عکس از آخرین طرحهایشان را میتوانید در این مصاحبه مطالعه نمایید. خانم اکبری لطفا بصورت خلاصه خود را معرفی نمایید و بما بگویید چگونه و از کی به کار طراحی پارچه و خیاطی روی آوردید؟ من یاسمن حسامی دانش آموخته طراحی صنعتی به علت علاقه زیادی که به طراحی مد و پوشاک دارم چند سال است که به این کار را آغاز نموده ام در ضمن متاهل هستم و دو پسر 10 و 4 ساله دارم. چگونه به خیاطی بالاخص خیاطی مانتو علاقمند گشتید؟ دلایل گرایش من به این کار فقط علاقه شخصی بود . این کار و عکاسی از کارهای مورد علاقه من هستند. مادت به چه معنی است و چگونه این نام را برای محصولات خود انتخاب نمودید؟ مادت در گویش لری بمعنی دختر ماه است و من خیلی دنبال نام مناسب با معنی ایرانی گشتم تا این اسم را انتخاب نمودم. دوست داشتم اسم کارهایم ارتباط با یکی از گویشهای محلی ایران زمین باشدو حس نوستالژیکی که مادات برای من بوجود آورد خیلی بدلم نشست. چگونه طرحهای خود را انتخاب می نمایید؟ من بعد از طراحی کارها ابتدا بررسی هاو تغییرات مورد نظرم را انجام میدهم و بعد رنگ آمیزی میکنم بعد کاملا میتوانم آن را در بدن یک مدل زنده و بعضی وقتها برای خودم تجسم کنم.بنابراین انتخاب ها همگی به نظر خودم به جا هستند و البته نظر دیگران را هم حتما جویا خواهم شد. مدل کار شما چگونه است؟ آیا سفارش طراحی و دوخت مانتوی تک نیز انجام می دهید؟ مدل کار من به این صورت هست که بعد از مرحله انتخاب طرح و پارچه آنرادریک یاچند سایز به خیاط میدهم و بله من سفارش تکی هم انجام میدهم. چگونه بین کار و وظایف خانه داری تعادل برقرار می نمایید؟ به راحتی این تعادل برقرار میشود به دلیل عشق فراوان مادران به خانواده و در من این علاقه به کار هم نیروی مضاعفی برای ایجاد این تعادل است. نقش خانواده در کمک به خانم خانه برای موفقیت در کار به چه اندازه است؟ خیلی زیاد مهم است برای من که خیلی موثر بود همسرم از نظر معنوی و مالی خیلی حمایتم کرد. در طراحی و دوخت مانتوهای خود بیشتر از مدلهای خارجی استفاده می نمایید یا نقوش ایرانی؟ دوست دارم از نقوش ایرانی استفاده کنم که به نظرم آرامش زیادی در خود دارند و حس میکنم هم شخصی که استفاده میکند و هم دیگران که او را میبینند از این آرامش بی بهره نمیمانند. آیا کار شما فصلی است؟ برای کدام فصل میزان تقاضای مانتو بالا می رود؟ فصلی نیست در همه فصل این نیاز هست ولی در تابستان بیشتر است. بیشتر خانمها چه مدل از مانتو را می پسندند؟ سلیقه ها به شدت متفاوت است انقدر که گاهی گیج کننده میشوداغلب خانمها با طرحهای مدرن موافقند آیا قوانین پوشش بانوان در میزان خرید مانتوهای بلند از شما تفاوت ایجاد نموده است؟ خیر این گرایش به مانتوهای بلند فقط به دلیل مرسوم شدن یا مد شدن آن در سال جدید بود. مانتو چیست؟ لباس یا پوشش؟ لباسی که پوشش است و باید نشانگر شخصیت صاحبش باشد. شما خود به کارهای کدامیک از طراحان لباس مشهور جهان علاقمندید؟ من به کارهای طراحان خانم بیشتر علاقه دارم و نام خاصی در نظرم نیست. موانع توسعه کار شما چیست؟ موانع بیشتر مالی هستند و البته گاهی عزیزان خیاط هم من را بی نصیب نگذاشتند. طراحی مهمتر است یا دوخت؟ هر دو به یک میزان مهم هستند.از هم جدایی ناپذیرند. چه عواملی باعث جلب علاقه عموم نسبت به کی مدل یا طرح و بوجود امدن پدیده ای بنام مد می گردد؟ بیشتر سلیقه عموم جامعه باعث گسترش چند مدل میشوند ولی طراحان هم در بوجود آوردن این موج خیلی نقش دارند.یک طرح خوب میتواند انقلابی در سلیقه ها ایجاد کند. چالشهای اصلی کار شما چیست؟ چالشهای این کار اول از نظر من ماجراهای اقتصادی و مالی است و دیگر این که گاهی عدم هماهنگی بین خیاط و طراح مسایلی را بوجود میاورد و یکی هم شک افراد به استفاده از یک رنگ یا طرح برای پیشگیری از مشکلات محدودیت پوشاک است که من این  تجربه  را در مورد رنگ دارم. از نظر من ما در جامعه بی رنگی زندگی میکنیم و این باعث عدم اعتماد مردم در استفاده از رنگهای شادتر است یک راهنمایی برای آنان که میخواهند وارد این حرفه شوند؟ نا امید نشوند . اگر به قوت طرح خود اطمینان دارند پیش روی را شروع کنند هرچند که مشکلات راه فراوان است. نظر، پیشنهاد و دیدگاه دیگری که مطرح نشده است فقط یک دیدگاه دارم و اینکه دوست دارم یعنی بیشتر آرزو دارم کسانی که در کار پوشاک هستند کمی به پوشاک هند و پیشرفت های چشمگیر آن عمیق فکر کنند.با توجه به اینکه نیاکان ما از اولین اقوامی بودند که پوشاک رسمی امروزی از میراث آنهاست (اگر درست گفته باشم.تقریبا اطمینان دارم که ایرانیان مبدع شلوار هستند)

کار در خانه، فروش در اینستاگرام

  همسرش خبر ندارد که او در خانه یک کسب و کار کوچک راه  انداخته و فقط  به پخت و پز و بشور و بساب اکتفا نکرده است: «خانواده همسرم سنتی هستند و مخالف کار کردن زن بیرون از خانه. از اول که ازدواج کردیم، شوهرم گفت دوست ندارم بیرون از خانه کار کنی.» همسرش بازاری است و وضع مالی آن ها بد نیست اما «ملیحه» دوست دارد استقلال مالی داشته باشد: «دوست ندارم همیشه چشمم به دست فرد دیگری باشد. به خاطر همین، چند سال است که دور از چشم شوهرم برای خودم کار می‌کنم.» او در خانه‌اش کار می‌کند اما می‌داند اگر روزی شوهرش از این موضوع بو ببرد، دیگر نمی‌گذارد به کارش ادامه دهد: « یکی از اتاق‌های خانه را برای کار در نظر گرفته‌ام. روزهایی که مشتری دارم، بعد از رفتن همسرم قالیچه کف اتاق را جمع می‌کنم که تارهای مو روی قالی نریزد و قبل از آمدنش، کف زمین را جارو می‌کشم و دوباره قالیچه را پهن می‌کنم.» ملیحه برای یادگرفتن بافت مو و اکستنشن پولی پرداخت نکرده است: «خواهرم آرایش‎گر است، از او یاد گرفتم. دو سال پیش هر بار که او را می‌دیدم، یک مدل بافت را یادم می‌داد. من هم در خانه تمرین می‌کردم. موهای دوستانم را می‌بافتم و برایشان مجانی اکستنشن انجام می‌دادم تا این که دستم راه افتاد.» او حالا خودش کلاس آموزش بافت و اکستنشن هم برگزار می‌‌کند: «سه جلسه آموزش بافت مو دارم که شهریه‌اش 150 هزار تومان است و پنج جلسه هم اکستنشن درس می دهم که هزینه آن 300 هزار تومان است.» بیش تر مشتری‌های ملیحه آشنا هستند. اول برای چند تا از دوستانش کار کرده و بعد آن ها کارش را بین دوستان و آشنایان تبلیغ کرده‌اند. قیمت بافت و اکستنشن مو با بلندی و حجم مو تناسب دارد: «هر روز که مشتری ندارم اما گاهی‌ تا ماهی یک میلیون تومان هم کار می‌کنم؛ یک ماه کم تر و یک ماه هم بیش تر. پول ثابتی نیست اما لااقل دلم قرص است که یک کاری انجام می دهم.» می پرسم اگر شوهرت بفهمد...نمی‌گذارد حرفم تمام شود و فوری می‌گوید: «خدا نکند.» ملیحه تنها زنی نیست که یک کسب و کار کوچک در خانه‌اش راه انداخته، زنان زیادی در ایران سراغ این کسب و کارهای کوچک و تک نفره رفته‌اند. بسیاری از آن ها طراحی و کاشت ناخن و کاشت مژه یاد گرفته‌اند و گوشه ای ‌از خانه‌های خود را به محل کسب درآمد تبدیل کرده‌اند. دستمزدشان از آرایشگاه‌ها کم تر است اما در عوض از اجاره و مالیات خبری نیست. «مهسا» چهار سال است کار تاتوی حنا در خانه‌اش انجام می‌دهد و حالا حسابی شناخته شده است. او اوایل از طریق پخش تراکت تبلیغ کرده و دو سال پیش یک صفحه در فیس بوک راه‌انداخته است و چند وقتی است از طریق اینستاگرام مشتری جلب می‌کند: «من خودم عاشق خال کوبی بودم اما دلم می‌خواست تاتویی داشته باشم که هر وقت دلم را زد، به راحتی پاکش کنم. به خاطر همین، وقتی خاصیت تاتوی حنا را شنیدم، خودم رفتم عطاری، یک مقدار حنا خریدم و شروع کردم. رنگ تاتوهایم اوایل خوب نمی‌شد، نارنجی از کار در می آمد تا این‌که از یک خانم تبریزی که در ترکیه دوره دیده بود، یادگرفتم.» او بابت یک جلسه آموزش تاتو با حنا، چهار سال پیش 50 هزار تومان پرداخته اما حالا برای طراحی‌های خیلی کوچک 50 هزارتومان می‌گیرد: «حسن کار من این است که طرح‌هایم ابداعی هستند و مشتری‌هایم این را به خوبی می‌دانند.» اغلب مشتری‌های مهسا را دختران جوان تشکیل می دهند: «اکثرا دوست دارند از روی شانه‌ها تا توی کمرشان را طراحی کنم. آقایان هم اغلب از طرح‌های بزرگی که از روی گردن تا پشت باسن کشیده می‌شود، استقبال می‌کنند. بعضی هم که ناف‌شان پرسینگ دارد، دور ناف را تاتو می‌کنند. این قسمت هم طرفداران زیادی دارد.» تاتو با حنا بیش تر از پنج هفته نمی‌ماند و اغلب مشتری‌های مهسا بعد از یک بار تاتوی حنا، مرتب به سراغش می‌روند:«فکر می‌کنم تاتو اعتیادآور است.» او معمولا ماهی دو میلیون تومان درآمد دارد: «البته روی کار آزاد نمی‌شود مطمئن حساب کرد؛ یک روز مشتری زیاد است و یک روز نه.» «سارا» هم در خانه کار می‌کند. وقتی متوجه شده حقوق کارمندی شوهرش کفاف خواسته‌های زیاد دو بچه را نمی‌دهد، مدتی را در مطب یک پزشک منشی گری کرده اما بعد از یک مدت فکری به ذهنش رسیده و دست به کار شده است. او ابتدا یک موبایل ایرانسل تهیه کرده و بعد تراکت‌هایی را  با این مضمون به چاپ رسانده است: «انواع سبزی‌‌های پاک کرده، خرد شده و سرخ شده، بادمجان سرخ شده، لوبیا پاک شده و پیازداغ آماده.» می گوید:«تراکت‌ها را بالای شهر پخش کردم و فقط شماره ایرانسل را گذاشتم که کسی از آشنایان و فامیل از کاری که می‌کنم، با خبر نشود. من آشپزی را دوست دارم و با این کارها کمک خرج خانه می‌شوم اما بعضی آشنایان اگر بفهمند، شاید فکرهای دیگری بکنند.» مشتری‌ها با او تماس می‌گیرند، او سفارشات را می‌پذیرد و بعد سبزیجات آماده را با پیک موتوری می‌فرستد و مشتری‌ها هم دستمزدش را به پیک می‌دهند: «نمی‌خواستم اصلا با مشتری رو در رو شوم. این بود که این راه را انتخاب کردم.» او هزینه روغن، سبزیجات، گاز، آب و برقی را که مصرف می‌کند، در نظر می‌گیرد و دستمزد خودش را به هزینه‌ها اضافه می‌کند. سارا در مورد درآمد ماهیانه خود می‌گوید: «اصلا معلوم نیست اما بنای ما بر این است که پولی را که من در می‌آورم، هزینه تفریح و خوشحال کردن بچه‌ها کنیم؛ مثلا هزینه رستوران رفتن و مسافرت و خرید برای بچه‌ها با من است. هر چه قدر باشد، خرج همین چیزها می‌شود. کم ترین درآمدی که داشته ام، 400 هزار تومان بوده و بیش ترین درآمدم یک میلیون و 400صد هزار تومان.» او هم به تازگی یک صفحه اینستاگرام راه انداخته، عکس سبزیجاتش را در این شبکه اجتماعی قرار می‌دهد و شماره تلفنش را می‌گذارد. «شعله» اما آن قدر در کارش پیشرفت کرده که حالا دو کارمند خانم هم استخدام کرده است. کارش را از ساخت جعبه کادو شروع کرده اما بعد به درست کردن عروسک پلیشی رسیده و حالا علاوه بر این‌ها، کیف‌ پول دست دوز چرم هم تولید می کند.خودش قصه‌اش را از روز ولنتاین سه سال پیش تعریف می‌کند: «بهمن ماه سال 91 به شدت دنبال کار بودم. دانشگاه آزاد قبول شده بودم و باید شهریه را تهیه می‌کردم.» او سراغ  آگهی کار روزنامه «همشهری» می‌رود و متوجه می‌شود یک کارگاه جوراب بافی برای بسته‌بندی جوراب‌ها و قیچی‌ کردن نخ‌های اضافی احتیاج به کارگر دارد: «حقوقش را یادم نیست اما یادم می آید حقوق نسبتا خوبی بود. وقتی تماس گرفتم، فردی که پاسخ می‌داد گفت شرط استخدام این است که باید یک روز مجانی در این‌جا کار کنید تا سرعت عمل شما سنجیده شود. من هم قبول کردم.» شعله وقتی به آدرس مورد نظر می‌رود، پنج زن دیگر را آن جا می‌بیند: «از هر سنی بودند؛ از زنی که 60 سالش بود تا دختری 15 ساله.» آن‌ها هشت صبح کار را شروع می‌کنند و مردی که خودش را به عنوان کارفرما معرفی می‌کند، مدام راه می‌رود و می‌گوید: «هر که تعداد بیش تری بسته‌بندی کند، استخدام می‌شود.»شعله تعریف می کند:«این را  هر چند وقت یک بار با لحنی که مشخص بود منظورش این است که ما عقبیم، تکرار می‌کرد. آخر وقت همه خسته بودیم و فکر می‌کردیم بالاخره دو نفر از این تعداد استخدام می‌شوند اما خانمی داخل جمع آمد و گفت آقای مدیر رفتند، ما با  کسانی که پذیرفته شدند، تماس می‌گیریم.» شعله شماره هر چهار نفر را گرفته، با همه آن‌ها تماس می‌گیرد: «بعد از سه روز که به همه زنگ زدم و همگی گفتند با ما تماس نگرفتند، فهمیدم گول خورده ایم. روزنامه را که خریدم و تکرار آگهی را در صفحه نیازمندی‌ها دیدم، شَکَم به یقین تبدیل شد. صاحب جوراب بافی فقط هزینه آگهی روزنامه را می‌پرداخت و هر روز جوراب‌هایش را توسط کسانی که دنبال کار می‌گشتند، بسته بندی می‌کرد.» این ماجرا باعث می‌شود، شعله خودش آستین بالا بزند و کار خودش را راه بیاندازد: «نزدیک ولنتاین بود، مغازه‌ها پر شده بودند از عروسک و جعبه کادو. با یکی از مغازه‌ها صحبت کردم و یک قیمت پایین برای درست کردن جعبه کادو دادم. الگوی درست کردن جعبه‌ها را داشتم؛ یعنی از کتاب ریاضی راهنمایی که مکعب مربع و مستطیل را درس داده بودند، در آوردم و دست به کار شدم.» او تمام شهریه چهار سال دانشگاه را از طریق همین کار پرداخت کرده و مدرک لیسانس مدیریت بازرگانی خود را گرفته اما شغلش را تغییر نداده است: «ترجیح من این است که برای خودم کار کنم؛ گوشه خانه‌ام، کنار بچه‌‌هایم.»
با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید مادر خرج سخت​تر از هر مادری کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره کیفی پر از مدرسه نکاتی درباره انتخاب یخچال

مطالب تصادفی

گزارش روز

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود شهر ويران بود اما جنگي نبود.شهر رها شده بود به امان خدا.شايد همه منتظر بودند حالا كه خدا خرمشهر را آزاد كرده است آباد هم كند.مسجد خرمشهر.جاي گلوله روي ديوار به يادگار مانده بود.راه. غروب بي پايان خوزستان.اشك.حيرت.افسوس.همه سوغات آن سفر بود از خرمشهر.سالها بود كه از جنگ مي گذشت.شهر ها ديگر آزاد بودند.عده اي همچنان از جنگ مي گفتند.صاحبان جنگ و آن دفاع بزرگ اما سكوت بودند.

افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران

معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر هشدار می‌دهد که مصرف حشیش و کوکائین در میان بخشی از زنان تهران به "سبک زندگی" تبدیل شده. این ستاد از سال ۹۰ مرکزی را مامور شناسایی ابعاد این مسئله کرده است. در سال‌های اخیر گزارش‌های فراوانی درباره افزایش مصرف مواد مخدر صنعتی، به ویژه "شیشه" در میان زنان ایران منتشر شده است. اکنون قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر از شیوع استفاده از کوکائین و حشیش در میان زنان ساکن پایتخت خبر می‌دهد. سایت خبری تابناک روز شنبه، ۲۶ مرداد ۹۲، از قول طه طاهری نوشت: «مسئله اعتیاد زنان موضوع مهمی است و از این رو این ستاد در سال ۹۰ مرکز توانمندسازی حوزه زنان را در دفتر توسعه مشارکت‌های مردمی تشکیل داد تا این مسئله به خوبی شناسایی و بررسی شود.» مصرف کوکائین به عنوان سبک زندگی بنابراین گزارش طاهری به اشاره به این که "سبک زندگی یعنی یک موضوع و پدیده به‌عنوان رفتاری ارزشمند تلقی می‌شود" می‌گوید: «متاسفانه امروز در کلانشهر تهران حشیش و کوکائین برای برخی از طبقات زنان و دختران به سبک زندگی تبدیل شده است.» جانشین مدیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌افزاید: «همین سبک غلط منشاء بروز اعتیاد و وابستگی دائمی در آنان به مواد مخدر می‌شود؛ حتی در بعضی از موارد در توزیع و ترانزیت مواد مخدر از زنان استفاده می‌شود.» گسترش مصرف مواد مخدر چنان ابعادی دارد که به گفته‌ی طاهری "تاکنون در ۱۸ استان کشور، مرکز نگهداری درمان و کاهش آسیب معتادان راه‌اندازی شده است و اقدامات بسیاری توسط بهزیستی و سایر دستگاه‌ها در حوزه مبارزه با اعتیاد صورت گرفته با این همه او اعتراف می‌کند که "این اقدام‌ها هنوز نتوانسته حجم تهدید را کم کند." "شیشه" به عنوان داروی لاغری در حالی که مصرف کوکائین، به علت قیمت بالا، بیشتر در میان قشر مرفه رواج داد، شیوع مصرف شیشه، به جز ارزانی، انگیزه‌های دیگری دارد. شیشه که به نام‌های "اسید" و "کریستال" هم شناخته می‌شود از مخدرهای صنعتی "متاآمفتامین" است که به علت اثر آن در کاهش اشتها به عنوان داروی لاغری تبلیغ و تجویز می‌شود. مطابق برخی گزارش‌ها مصرف این مواد در برخی از آرایشگاه‌های زنانه و سالن‌های ورزشی و بدنسازی توصیه می‌شود. عباسعلی ناصحی، مدیر کل دفتر سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت می‌گوید: «عده ای از افراد سودجو از تمایل خانم‌ها برای کاهش وزن استفاده می‌کنند و با تجویز برخی از مخدرها که به عنوان داروهای گیاهی مطرح می‌شوند و حاوی مواد محرک روانی هستند آنها را به ورطه اعتیاد می‌کشانند.» افزایش اعتیاد در میان زنان ناصحی هشدار می‌دهد: «در سال‌های اخیر دو مسئله قابل توجه است؛ مسئله اول این است که سوء مصرف و اعتیاد به مواد محرک صنعتی مانند شیشه رو به افزایش است. مسئله قابل توجه دوم هم این است که آمار اعتیاد زنان نسبت به قبل روند افزایشی داشته.» مسئولان تاکنون در مورد شمار دقیق معتادان و ترکیب سنی و جنسی آنها آمار متفاوت و بعضا متناقضی ارائه کرده‌اند. مطابق برخی روایت‌های رسمی زنان معتاد ۶ تا ۹ درصد کل معتادان ایران را تشکیل می‌دهند. روزنامه قانون چندی پیش با استناد به گزارش‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر نوشت که از یک میلیون و ۳۲۵ هزار معتاد رسمی در کشور، حدود ۲۷۰ هزار نفر زن هستند. اعتراف به کتمان و سانسور آمار زنان معتاد به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر، طه طاهری در نخستین جلسه کمیته زنان و خانواده این ستاد که ۲۴ مرداد ۹۲ برگزار شد از اعضای کمیته خواست، با شناسایی و بررسی "صفر تا صد هر آنچه که مربوط به حوزه اعتیاد زنان و مواد مخدر در این طبقه جنسی است" در این مورد واقع‌نمایی کنند. طاهری، ضمن اعتراف تلویحی به غیرواقعی بودن گزارش‌های رسمی، گفت: «نباید مسئله اعتیاد را کتمان و مخفی کرد بلکه باید ابعاد آن را برای مردم به صراحت بیان کرد و بدون ملاحظه و سانسور نقش مخرب و آسیب‌زای آن را در همه ابعاد و تاثیرگذاری آن را در همه حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی، امنیتی، جامعه و خانواده را وانمایی کرد.»
چرا مردان زنان را آزار جنسی می‌دهند؟ رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال سرزمین هایی برای مادر نشدن مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تست رضایت شغلی

بعنوان یک فرذ شاغل، ما مدت زیادی از زندگی روزانه مان را در محیط کار می گذرانیم. اگر این محیط به هر دلیل برای ما فضایی پر تنش و ناخوشایند باشد اثر آن را در بقیه جنبه های زندگی مان هم خواهیم دید. البته اصل این موضوع هم صادق است. پس بهتر است بدانیم آیا محیط کاری وشغل ما رضایتی که خواهان آن هستیم را برای مان به ارمغان می آورد یا خیر. پیش از هر چیز لازم به یاداوری است که این تست یک آزمون روانشناسی با معیارهای کلینیکی نیست. پاسخ هر سوال، یکی از گزینه های هیچوقت، گاهی، اکثرا و همیشه است. 1- در محل کار هر گاه مشکلی پیش می آید خودم را در مورد آن مقصر می دانم. 2- تمام دلخوری های محل کار را در خودم می ریزم و در نتیجه همیشه حس بدی دارم. 3- برای فرار از مشکلات شخصی بیشتر وقتم را صرف کار می کنم. 4- وقتی تحت فشار قرار می گیرم الگوهای رفتاری ام به الگوهای منفی متمایل می شوند. 5- جنبه هاب منفی بیش از جنبه های مثبت توجه مرا جلب می کنند. 6- نسبت به شرایط جدید و تغییرات احساس خوشایندی ندارم. 7- احساس می کنم سمت و نقشی که در محیط کار به من سپرده اند چندان ارزشمند نیست. 8- من اغلب به محل کار یا قرارهای کاری دیر می رسم. 9- جواب انتقاد را با لحن و رفتاری تند می دهم. 10- اگر در کل زمان کار مشغول کار نباشم احساس گناه می کنم. به هیچوقت امتیاز 3، به گاهی 2، به اکثرا 1 و به همیشه امتیاز 0 را بدهید و امیتیازها را بشمارید. کارهایی که بیش از حد توانم هست را قبول می کنم. حتی وقتی خیلی کار دارم و احساس خستگی می کنم هم نمی توانم بخشی از آن را به دیگران واگذار نمی کنم. امتیاز بین 25 تا 36شما یا بر اساس تجربه یا ذاتا قادر هستید هیجانات خود را کنترل کنید. در بدترین شرایط کاری و تحت شدید ترین فشارها شما هنوز قادر هستید منطقی رفتار کنید و درست بیندیشید. بطور کلی شما برای همکاران و مدیرتان یک موهبت به شمار می آیید. فردی قابل اعتماد و محترم هستید و نظرات شما اکثرا مورد توجه قرار می گیرد. امتیاز بین 18 تا 25شما کمی نسبت به استرس حساس هستید. با این حال تا حد زیادی می توانید آن را مهار کنید. لازم است تعادل بیشتری بین میل به موفقیت و ترس از شکست های تان برقرار کنید. از هر چیز برای شما واجب تر یاد گرفتن این موضوع مهم است که باید مشکلات کاری را در همان جا نگه دارید و آن را به خانه نبرید. امتیاز بین بین 10 تا 18:استرس بخشی از کار شماست. شما باید برای کاهش سطح هیجانات ناخوشایند در محیط کارتان تلاش بیشتری کنید. متاسفانه استرس کاری شما به زندگی شحصی تان هم کشیده شده و روی روابط تان تاثیر بدی گذاشته است. لازم است وقتی استرس زیادی احساس می کنید محیط تان را ترک کنید. چند نفس عمیق، دور شدن از فضای استرس زا به شما کمک می کند با انرژی بیشتری به کارتان برگردید. امتیاز زیر 10:شاید وقت آن رسیده باشد که برای کمک به کنترل استر س تان در محیط کار از یک مشاور کمک بگیرید. استرس در سطوح بالا نه تنها فعالیت های شما را مختل می کند که بر سلامت جسم تان هم اثر مخربی می گذارد. ظاهرا کار و هر آنچه در محیط کارتان پیش می آید در اولویت قرار دارند با این حال هرگز آنطور که باید نسبت به فعالیت تان احساس رضا یت نمی کنید.

چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟

آداب معاشرت یک روند دائمی است و برخلاف آنچه تصور می شود مجموعه ای از ساده ترین روش ها برای احترام به دیگران است. با رعایت این روش ها شما این پیام را برای دیگران می فرستید که رفتار شما از نوعی ادب و نزاکت تبعیت می کند که مهم ترین اصل آن احترام به دیگران است.
تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید قصه شده ام! چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ 3 دلیل مخرب حسادت

زنان حادثه

همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

«بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند.» به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: «بانوی اول کشوری‌ بودن نقشی نیست که در قانون اساسی تعریف شده باشد. بانوی اول همواره وضعیتی منفعل و وابسته داشته است. بنابراین چارچوب و موازین مشخصی برای ارزیابی و تحلیل اقدامات و دستاوردهای این بانوان در اختیار نیست. تنها یک اصل وجود دارد؛ فردیت آنها و فقط می‌توان ثمرات کارآمد بودن آنها در زمینه‌های گوناگون را مقایسه کرد. بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند. مثل هیلاری کلینتون که به گزارش نشنال ریویو، پس از فارغ‌التحصیلی، کار در سازمان‌های مربوط به دفاع از حقوق کودکان، نوجوانان زندانی در کارولینا و کودکان معلول جسمی در ماساچوست را ترجیح داد و در جایگاه بانوی اول تلاش‌های وافری برای اصلاح مراقبت‌های بهداشتی درمانی کودکان داشت. هیلاری در نقش بانوی اول نماند و وسوسه سیاست او را به دولت اوباما کشاند و اینجاست که اقداماتی از او می‌بینیم که دیگر با فعالیت‌های داوطلبانه و خیرخواهانه همسو به‌ نظر نمی‌رسد. به گزارش مجله پالتیک‌فکت، کلینتون یکی از مهره‌های مهم در تحریم ایران در سال ٢٠١٥ بوده و در ‌سال ٢٠١٠ سازمان ملل‌ متحد را بر تحمیل تحریم بر ایران ترغیب کرده است. یکی از اقداماتی که در ‌سال ٢٠١٢ موجب نقصان ٦/٦‌درصدی اقتصادی شد؛ چرا که صادرات نفت ایران به نصف کاهش یافت. کلینتون همچنین رضایت روسیه و چین و ٩ کشور دیگر سازمان ملل متحد را برای سنگین‌ترین تحریم‌ها علیه ایران جلب کرده بود. زندگی کوتاه زنی قدرتمند ایوا پرون زنی بود که با حمایت و همراهی همسرش برای انتخابات ریاست‌جمهوری موانع تبعیض جنسیتی کشورش را درهم‌ شکست و در ‌سال ١٩٤٦ بر جایگاه بانوی اول آرژانتین نشست. پرون که خود فرزندخانواده‌ای فقیر و مشقات زیادی را در زندگی سپری کرده بود، از همان ابتدا قشر مستمند جامعه را مورد توجه قرار داد و با ادعای درک فلاکت و تیره‌روزی آنها در کنار همسرش وقت زیادی را صرف آنان ‌کرد و بالتبع نزد فقرا و کارگران به محبوبیت زیادی رسید. وی همچنین با بازدید از کارخانه‌ها و بیمارستان‌ها و ملاقات دردمندان به چهره‌ای مردمی بدل شد و حاصل آن فعالیت در عرصه بهداشت و درمان و تلاش برای ریشه‌کن‌ کردن بیماری‌هایی چون سل، جزام و مالاریا بود. نتیجه دیگر راه‌اندازی مؤسسه رفاهی ماریا ایوا دوارت پرون برای مبارزه علیه فقر بود که غذا و دارو و حتی پول را میان محتاج‌ها قسمت می‌کرد. پرون گاهی خود این کار را انجام می‌داد و با نوازش فقرا از آنان دلجویی می‌کرد. هزینه این موسسه بیشتر از مالیات‌ها تأمین می‌شد که البته گاهی با رضایت خاطر و گاه با فشار و اجبار تحویل داده می‌شد و نتیجه‌اش برای انبوه جمعیت فقرا خوشایند بود و برای نورچشمی‌ها و مقامات دلگیرکننده. گر چه بانو پرون همواره بر فعالیت‌های اجتماعی اصرار داشت، ناظران سیاسی او را به حضور در امور دولتی ترغیب کردند. او هم «تور رنگین‌کمان» را طرح‌ریزی کرد و در سفری پرطمطراق با همراهان بسیار  راهی اروپا شد و به دیدار رهبران ایتالیا، پرتغال، فرانسه، سوییس و موناکو رفت تا بتواند ارتباطاتی برقرار کند. برخی از کشورها با روی گشاده او را پذیرفتند و برخی دولت‌ها و مردمان چندان از او استقبال نکردند. در نهایت پرون به برزیل و اروگوئه سفر کرد و به خانه بازگشت. یکی از قدرت‌های پرون تسلط بر مطبوعات بود که اگر به مذاقش خوش نمی‌آمد، تعطیل می‌شد. او مجله تایمز آرژانتین را که مقاله‌ای درباره‌اش چاپ کرده بود و در آن خبری از تعریف و تمجید نبود چهار ماه تعطیل کرد و در سال ١٩٤٨ بنا بر ادعایی، با گروه خودش مجله‌ای تأسیس کرد و هر هفته در ستونی به نام «ایوا پرون می‌گوید...» می‌نوشت. اویتا پرون در سال ١٩٤٧ با دستیابی به یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌هایش یعنی تصویب لایحه حق رأی زنان خشم مقامات نظامی را بیش از پیش برانگیخت و با نامزدی برای سمت معاونت ریاست‌جمهوری، به پیشنهاد همسرش، با مخالفت‌های شدید آنان مواجه شد. این مخالفت با بیماری حاد او همراه شد و از آنجا که احتمال توطئه هم می‌رفت، از مبارزه در این مسیر صرف‌ نظر کرد. پرون در ١٩٥٢ در ٣٢سالگی در پی سرطان درگذشت و غمی بی‌سابقه بر آرژانتین نشست. نقش عمده او در سیاست آرژانتین همچنان مورد بحث است و کشمکش و مشاجره هواداران و مخالفانش در این مقاله نمی‌گنجد اما نامش به‌ عنوان بانوی اولی مقتدر و تاثیرگذار در تاریخ ثبت شده است. از «روز من» تا روزگار یک ملت طبق اطلاعات سایت firstlady النور روزولت، (١٨٨٤-١٩٦٦) همسر فرانکلین روزولت، سی‌ودومین رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا از سرآمدترین شخصیت‌ها در جایگاه (١٩٣٣-١٩٤٥) بانوی اول بوده است و در مدت کوتاهی توانسته حرمت و ارج و قرب بالایی در میان ملتش کسب کند و این محبوبیت پس از مرگش همچنان ادامه دارد. او برای جایگاهش، همسر رئیس‌جمهوری، ماهیتی نو برگزید و نقش و رنگی تازه به آن بخشید. با توجه به خانواده سرشناسش انتظار می‌رفت که یک زن فعال اجتماعی و علاقمند به رویدادهای ملی و همگانی باشد و ازدواجش با فرانکلین او را در این مسیر پیش برد. او و همسرش با همراهی هم، در دو بحران بزرگ جنگ جهانی دوم و رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در ١٩٢٩ حضور داشتند؛ هر چند فرانکلین به بیماری سخت و طاقت‌فرسایی مبتلا شد اما همت و تکاپوی بی‌امان همسرش او را به دنیای سیاست بازگرداند و زمینه کامیابی او در انتخابات ریاست‌جمهوری در ١٩٣٢ را فراهم کرد و به این ترتیب دوشادوش او وارد کاخ‌سفید شد. بانوی اول از همان ابتدا تصمیم به پویایی گرفت. دیدگاه‌ها و افکارش را هر هفته به اطلاع گزارشگران می‌رساند و از ‌سال ١٩٣٥ ستونی تحت‌ عنوان «روز من» در روزنامه‌های متفاوتی از جمله واشینگتن دیلی و بوستون گلوب منتشر می‌کرد. گر چه ابتدا تمرکزش بر فعالیت‌های اجتماعی بود اما سیاست هم خیلی زود در زندگی او جای خود را باز کرد و اخبارش منتشر شد. این اقدام رسانه‌ای، او را به زنان خانه‌ها نزدیک کرد و البته در ادامه جد و جهدهایی چون بازدید از کارگران معدن، دفاع از حقوق زنان، مبارزه با نژادپرستی‌ علیه آمریکایی‌های سیاه‌پوست، کمک و مساعدت به بیکاران و همراهی همسرش در دوران‌های سخت او را عضو جدایی‌ناپذیر دستگاه مدیریتی فرانکلین روزولت قرار داد. در دوره جنگ جهانی دوم او هیچ هراسی از مخالفت با همسرش یا مواجهه با نقدهای سرگشاده و آزاد و پذیرش اشتباهاتش نداشت. نخستین خبرها درباره خطری که یهودیان را در اروپا تهدید می‌کرد، در سال ١٩٤٠ به آمریکا رسید و بانوی اول بی‌ هیچ تعللی بنا کرد به برقراری ارتباطات لازم و تبلیغ در جهت نجات و امداد به آنها. او با آگاهی از نبود امنیت با مهاجران ارتباط برقرار می‌کرد و همسرش این برخورد را ساده‌لوحانه و ایده‌آل‌گرایانه می‌پنداشت و زیر بار انجام هیچ کاری در این حوزه نرفت. در اینجا محدودیت اختیارات بانو رخ نشان می‌دهد. فرانکلین روزولت هرگز به همسرش اجازه نداد تا در امور سیاسی که در آنها رأی مخالف داشت، مداخله  کند. نبود مهارت کافی در این وادی مشکلات متعددی را پیش روی این زوج می‌گذارد. جهت‌گیری النور روزولت در حوزه نژادپرستی آمریکایی و جنبش فاشیزم هم توجه عموم را برانگیخت. هر چند ٨٠‌سال از آن واقعه می‌گذرد اما حالا مشخص می‌شود که روزولت در آن زمان چه نقش مهمی در رفع و رجوع مشکلات آمریکا داشته است. او پس از مرگ همسرش همچنان در  فضای سیاست ماند. هری ترومن، رئیس‌جمهوری وقت او را به نمایندگی در هیأت ایالات‌متحده در ملل متحد منصوب کرد و او در این جایگاه بر پدید آمدن اظهارنامه حقوق بشر نظارت کرد. علاوه بر اینها او عضو افتخاری اتحادیه کار بود. رد نفوذ این سازمان در او را می‌شود در سخنانش دید. سخنانی که در جست‌وجوی رفاه اجتماعی و همگانی است: «ما نمی‌توانیم فقط حرف بزنیم. باید عمل کنیم... باید پیشرفت را در زندگی عموم مردم ببینیم؛ نه فقط در یک گروه خاصی که در صدر قرار دارند.» این رفتار، در کنار بسیاری از عملکردهای دیگر، یک عمر تلاش او را در جهت ارزش‌هایی اساسی چون دموکراسی، برابری و عدالت اعتلا بخشید. رسانه‌ها درباره‌ او می‌نویسند: علاوه بر اینها نوآوری‌های پیروزمندانه فراوانی که او در طول عمرش بانی و حامی‌اش بوده، همچون در دفاع و حمایت‌های بی‌دریغ از گروهایی چون آفریقایی - آمریکایی‌ها، زنان و قشر کارگر یاد او را زنده نگه داشتند و در ‌سال ٢٠١٦ نام او برای پنجمین بار به عنوان محبوب‌ترین بانوی اول ایالات متحده مطرح شد. من با عقیده خودم زندگی می‌کنم نخست‌وزیر ژاپن، شینزو آبه نماینده حزب دموکرات در ٢٠١٢ بر سر قدرت آمد و در حالی‌ که سعی می‌کرد خودش را به‌ عنوان مهره‌ای قوی و مسلط در سیاست‌های داخلی تثبیت کند، مهم‌ترین تغییرات در خانه‌اش رخ داد. از ‌سال ٢٠٠٦ آکی آبه که تقریبا پیش از این تنها در نقش حمایتگر همسرش ظاهر می‌شد، با دنبال‌ کردن سبک و رویه خودش تبدیل به یک چهره ملی شد. او در مجلات حضور پر رنگی دارد و به تمام نقاط کشورش سفر می‌کند تا نظرات مردم چه پیر و چه جوان را بشنود. برای پشتیبانی از محرومان و شهروندان که در فجایع ٢٠١١ ژاپن مصیبت‌های جانگداز را پشت سر گذاشتند، همواره حاضر بوده و جمعیت‌های ضعیف‌ جامعه را برای دستیابی به خواست‌هایشان تشویق کرده است. او در رسانه‌ها شخصیت جذابی دارد و نگرش‌های آزادی‌خواهانه‌اش تقریبا همیشه نرم‌ کننده نخست‌وزیر محافظه‌کار بوده است و به وضوح از جایگاه معمول و عادی بانوان اول که تنها در خانه حامی همسران‌شان بوده‌اند و در انظار عمومی حاضر نمی‌شده‌اند، درآمده است. آکی آبه در مصاحبه اخیر خود گفته: «فکر نمی‌کنم استعداد خاصی داشته باشم. من فقط می‌دانم چطور با مردم ارتباط برقرار کنم. من یکی از معدود افراد این کشورم که می‌تواند با قشر گسترده‌ای از مردم صحبت کند از امپراتور گرفته تا بی‌خانمان‌ها.» او گفته است: «در ٢٠٠٦ هیچ‌ وسیله‌ای برای پیام دادن به مردم نداشتم. بنابراین مردم خبر نداشتند من چه می‌کنم  اما حالا هر روز برای آنها در صفحه مجازی‌ام می‌نویسم و افرادی که من را دنبال می‌کنند از احوالات و اقداماتم باخبرند.» آکی آبه در ابتدای ازدواجش معتقد بوده که باید مانند یک زن سنتی ژاپنی رفتار کند. کسی که شانه‌ به‌ شانه همسرش پیش نمی‌رود و همیشه یک یا دو قدم از او عقب‌تر است. پس از آن‌ که همسرش شینزو در سال ١٩٩٣ یکی از قانونگذاران مجلس شد، آکی آبه بیشتر وقتش را در هواداری از همسرش می‌گذراند. اگر چه با سیاست دولت موافق نبود اما از انتشار نظراتش به‌ طور علنی اجتناب می‌کرد، زیرا معتقد بود همسر یک سیاستمدار نباید در مسائلی که قبلا برایش تصمیم گرفته شده، دخالت کند. تا وقتی همسرش برای نخستین بار در جایگاه نخست‌وزیری نشست، به همین رویه ادامه داد و ساکت ماند و انتقادی از جامعه هم محبوبیت همسرش را تهدید نکرد. وقتی آکی آبه در سال ٢٠٠٧ نخستین کتابش «من با عقیده خودم زندگی می‌کنم» را نگاشت، همسرش از این سمت استعفا کرد. آکی آبه نوشت به نظرش درست می‌آید که خودش باشد و آکی آبه زندگی کند، نه همسر شینزو آبه. سپس به دانشگاه بازگشت و تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد تکمیل کرد و برخی فعالیت‌های اجتماعی‌اش را ادامه داد؛ از جمله ساخت مدارسی در میانمار. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، نظراتش را در رابطه با برخی موارد منتشر کرد؛ حتی آنهایی که در تناقض با سیاست‌های همسرش یا حزب همسرش بودند. در نتیجه به او لقبی با این مفهوم دادند: «حزب مخالف در خانه». از آن روز آکی آزادانه برخی سیاست‌ها را در حوزه‌های مختلف زیر سوال می‌برد؛ از صادرات تکنولوژی گرفته تا نیروی هسته‌ای. او با خنده می‌گوید: «من دوست ندارم این منصب، طولانی‌مدت باشد. کارهای زیادی دارم که بعد از پایان دوره نخست‌وزیری او می‌خواهم انجام بدهم.» بانوی شعر و موسیقی بانوی اول هند، سوروا در ١٩٤٠ در بنگلادش به دنیا آمد و در ١٠سالگی به کلکته مهاجرت کرد. او در ١٧سالگی با بناب موخرجی ازدواج کرد و یک دختر و دو پسر به دنیا آورد. با انتخاب همسرش، پرناب موخرجی در ‌سال ٢٠١٢ به نخست‌وزیری، بانوی اول هند شد. سوروا تحصیلکرده و از هواداران دوآتشه اشعار رابیندرانات تاگور بوده و بسیاری از اشعار راببندرا سنگیت را سال‌های ‌سال در نقاط مختلف، از هند گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقا اجرا کرده است. یکی از مهم‌ترین کارهای او راه‌اندازی گروه گیتانجالی‌ است؛ گروهی که مأموریت دارد فلسفه تاگور را با آوازها و اشعاری که برای نمایش‌ها سروده شده(dance drama)  نشر بدهد و سوروا به‌ عنوان نیروی راهنما همواره در تولیدات حضور داشته است. او همچنین نقاشی چیره‌دست است و نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی بسیاری برپا داشته و مادرش را سرچشمه الهامات خلاقانه‌ در آثارش می‌داند؛ آثاری که تحسین و تمجید فراوانی را برانگیخته است. سوروا موخرجی دو کتاب هم نوشته «Chokher Aloey» شرحی در باب ارتباط و تعامل نزدیکش با ایندیرا گاندا و «Chena Achenai Chin»  سفرنامه‌ای از چین. ورود سوروا به عمارت ریاست‌جمهوری در دهلی با نواختن تنبور و ارگ کوچک همراه بود و هدایایی برای او از سوی DL ROY، استاد موسیقی بنگالی. سوروا دچار بیماری قلبی و تنفسی بود و در بیمارستان ارتش در دهلی ‌سال ٢٠١٥ در ٧٤ سالگی درگذشت. مقام شنوا رولا غنی، نخستین زن در تاریخ افغانستان است که در فعالیت‌های همسرش برای ریاست‌جمهوری پرتکاپو حضور داشته است. او در روز بین‌المللی زنان در برابر عموم حاضر شد و به فارسی دری برای جمعیت انبوه زنان افغان سخنرانی کرد و گفت: «نیمی از جمعیت افغانستان زنانند و معلوم است که باید در توسعه کشور عزیزمان نقش داشته باشند. زنان توانمندی‌های زیادی دارند و باید از اقدامات آنها قدردانی شود.» رولا غنی در لبنان به‌ دنیا آمده و بزرگ شده است. در دانشگاه علوم سیاسی پاریس در ‌سال ١٩٦٩ تحصیلاتش را تکمیل کرده و کارشناسی ارشد علوم سیاسی را از دانشگاه آمریکایی بیروت در سال ١٩٧٤ اخذ کرده است. در همانجا با اشرف غنی آشنا شده و پس از آن در ‌سال ١٩٨٣ مقطع کارشناسی ارشد خبرنگاری را هم در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به پایان رسانده است. او و رئیس‌جمهوری اشرف غنی در سال ١٩٧٥ با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام مریم و یک پسر به نام تارک دارند. هشت ماه پیش که اشرف غنی زمام امور را به دست گرفت، بی‌سابقه‌ترین کار را در مراسم تحلیف حکم ریاست‌جمهوری انجام داد. او در سخنرانی‌ افتتاحیه همسرش را معرفی کرد. از آن زمان به بعد رولا غنی دوشادوش همسرش همواره در پی انجام امور مردم‌سالارانه بوده و سخنرانی‌هایی در باب مسائل روز داشته است اما سخنان او همواره نرم، سنجیده و دقیق و البته به دور از سیاست‌های حساس و مرکز توجه افغان بوده است. رولا غنی در جامعه سنتی افغانستان که زن‌ها را پشت درهای بسته نگه داشته، سنت‌شکنی‌های بسیار کرده است؛ از جمله سخنرانی‌هایی رسا و عمومی درباره خشونت علیه زنان، اصول قانون و قدرت مذهب. اشرف غنی زنان افغان را در اکتبر گذشته در ارگ ریاست‌جمهوری در کابل ملاقات کرد و پیشنهاد آنان برای تشکیل شورای زنان را پذیرفته است؛ شورایی که در مسائل مربوط به حقوق زنان و مشارکت آنان در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی به دولت مشاوره بدهد. آنها اعلام کردند حضور همسر ریاست‌جمهوری در مراسم تحلیف و سخنرانی و معرفی او به خوبی گویای حمایت او از زنان افغان بوده است. رولا غنی در گفت‌وگوی با آسوشیتدپرس اعلام کرده: «من کار سیاسی نمی‌کنم.» از ماه سپتامبر صدها نفر از مردم به اتاق او سرازیر شده‌اند تا مشکلات‌شان را مطرح کنند و از پندها و پیشنهادات او بهره‌ ببرند. او به گفته خودش خود را «یک مشاور ... یک مقام شنوا» می‌بیند؛ کسی که احتیاج و لزوم حضور زنانه را در نزدیکی قلب دولت افغان مرتفع می‌کند. یک تیم در کانادا سوفی گرگوار ترادو، روزنامه‌نگار، شخصیت‌ سرشناس تلویزیونی و فعال اجتماعی - سیاسی، مربی یوگا و همسر نخست‌وزیر کاناداست. به گفته رسانه‌ها شخصیت جذاب و کاریزماتیک این زن او را چهره‌ محبوب کشورش و دولتمردان آن سوی مرزهای کشور، ملکه انگلیس، اوباما و همسرش و امپراتور ژاپن و همسرش کرده است. به قول خودش، او و همسرش جاستین در کنار یکدیگر، یک تیم‌اند و نخست‌وزیر از ستودن او در برنامه‌های عمومی ابایی ندارد. سوفی در رشته تجارت و پس از آن ارتباطات در مونترال کانادا تحصیل و در زمینه تبلیغات و فروش کار کرده است. او عاشق تمرین و ورزش‌های بدنی است. حرکت کنیم میشل اوباما هم مثل هیلاری از نسل و دوران بعد از جنگ جهانی دوم است. دوران ازدیاد زاد و ولد در آمریکا که از ١٩٤٥ شروع شد و تا ١٩٦٤ ادامه داشت؛ یعنی درست‌ سال تولد میشل اوباما. اگر در موتور جست‌وجوی گوگل درباره ظاهر میشل اوباما جست‌وجو کنید، ٢٠٩‌ هزار نتیجه خواهید داشت و در مقابل تحصیلات او ١٨٣‌هزار . سخنرانی درباره نوع لباس، زیورآلات و آرایش بد نیست اما چیزهای مهم‌تر از ظاهر هم در این زن وجود دارد. او یکی از ٤ بانوی اول ایالات‌متحده است که تحصیلات دانشگاهی دارد. در رشته حقوق درس خوانده است و وقتی در سال ٢٠٠٧ همسرش اوباما کاندیدای ریاست‌جمهوری شد، ابتدا در کمپین او مسئولیتی را نپذیرفت. مراقبت از دو دخترش را مهم‌تر از این مسأله می‌دانست اما در سال ٢٠٠٨ همکاری او به میزان قابل‌ ملاحظه‌ای افزایش یافت و او بنا کرد به نوشتن متن‌های سخنرانی‌ و بعد نطق‌هایی در جهت حمایت از همسرش. در سال ٢٠٠٩ اوباما به ریاست‌جمهوری رسید و او در جایگاه بانوی اول قرار گرفت. در این برهه از خانواده‌های نظامیان آمریکا پشتیبانی‌های زیادی کرد. با همکاری دکتر جیل بیدن برنامه «نیروهای پیوسته» را به راه انداخت و از تمامی آمریکایی‌ها دعوت کرد تا مدافع نظامیان و خانواده‌های‌شان باشند. از مهم‌ترین کامیابی‌های او در جایگاه بانوی اول راه‌اندازی سایت «حرکت کنیم» است که در مسیر تأکید بر تغذیه سالم کودکان و پیشگیری از چاقی آنان گام برداشته است. یکی دیگر از اقدامات میشل اوباما راه‌اندازی برنامه «بالاتر» است که سعی داشت جوانان آمریکایی را برای ادامه تحصیل بعد از دبیرستان ترغیب کند. میشل اوباما در روزهای پایانی ریاست‌جمهوری همسرش نطق آتشینی در مخالفت با نگرش و صحبت‌های توهین‌آمیز دونالد ترامپ درباره زنان سر داد و گفت: «این سخنان معمول نیست، سیاست هم نیست» و با پافشاری اظهار داشت: «مردان قدرتمند برای نمایش توانایی‌های‌شان نیازی به اهانت و تحقیر زنان نمی‌بینند.» بر اساس گزارش CNN در پی انتخابات آمریکا در ٢٠١٦ ملانی ترامپ خودش را آماده می‌کند تا به جایگاه بانوی اول برسد. به این زودی مشخص نمی‌شود او تصمیم دارد به‌ عنوان بانوی اول ایالات متحده چه مسیری را طی کند. اگر چه پیش از این اظهار داشته دوست دارد از این موقعیت برای مبارزه علیه باجگیری‌های اینترنتی استفاده کند اما در مقایسه با بانوان پیشین، تکیه‌ زدن بر جای آنان سخت به‌ نظر می‌رسد.»

این زن نمی بخشد

ماجرای طاهره میان همه حوادث روزانه گم شد تا اینكه آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی، مجید كسی كه به صورتش اسید پاشیده بود، را بخشید. آنوقت بود كه طاهره لب به سخن گشود. آنان یك شباهت دیگر هم دارند و آن این كه هر دو برای طرف مقابل خود در محكمه حكم قصاص گرفته اند. فقط یك تفاوت میان آنان وجود دارد و آن این كه طاهره می گوید نمی بخشد.
زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا میشل اوباما برای انتخابات ۲۰۲۰؟ من با واژنم رای نمی دهم زندگی در برزخ افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام

حقوق زنان

برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها

این‌که فیلم‌ها بر اساس میزان خشونت٬ عریانی٬ سکس و توهین‌آمیز بودن طبقه‌بندی بشوند٬ امر دور از انتظاری نیست٬ اما رتبه‌بندی فیلم‌ها بر اساس برابری جنسی بدعتی تازه است؛ بدعتی که سوئد آن را پایه‌گذاری کرده است.به گزارش آسوشیتد پرس برخی سینماهای سوئد تصمیم گرفته‌اند فیلم‌ها را بر اساس میزان تبعیض جنسی نیز دسته‌بندی‌ کنند و فیلم‌ها برای این‌که بالاترین درجه را در رتبه‌بندی فیلم‌ها به دست بیاورند باید از آزمون «بِکدِل» سربلند بیرون بیایند. بر اساس آزمون بکدل یک فیلم باید حداقل حاوی یک صحنه باشد که در آن دو قهرمان زن فیلم با یکدیگر در مورد موضوعی غیر از مردان صحبت می‌کنند. اِلِن تِیله٬ مدیر سینمای «بیو ریو» در استکهلم می‌گوید فیلم‌های مشهور بسیاری هستند که در آزمون بکدل شکست خورده‌اند؛ سه گانه ارباب حلقه‌ها٬ تمامی مجموعه جنگ ستارگان٬ پالپ فیکشن٬ شبکه اجتماعی و تمامی هری‌پاتر‌ها٬ به جز یک قسمت آن. روزنامه بریتانیایی گاردین به این فهرست٬ فیلم‌های نامزد اسکار ۲۰۱۴ را نیز از جمله «کاپیتان فیلیپس»٬ «پیشخدمت»٬ «مِلک پنجم» و «جاذبه» که بازیگر نقش اول آن ساندرا بولاک است٬ افزوده است. آزمون بکدل نامش را از آلیسون بکدل٬ کارتونیست آمریکایی گرفته که این ایده را سال ۱۹۸۵ در یکی از کمیک استریپ‌های خود به نام «لزبین‌هایی که باید مراقبشان بود» به تصویر کشیده است. این کمیک استریپ که وقایعش در ایالات متحده رخ می‌دهد٬ درمورد زندگی٬ مراودات و روابط گروهی است که اکثرشان لزبین‌ هستند. رتبه‌بندی بر اساس آزمون بکدل از ماه گذشته در چهار سینمای سوئد به اجرا گذاشته شده است و هدف از آن «ترویج برابری جنسی» است. انستیتوی فیلم سوئد که بودجه‌اش دولتی است از این آزمون حمایت کرده است. در عین حال شبکه سوئدی «ویاسات فیلم»٬که برای کشورهای حوزه اسکاندیناوی برنامه پخش می‌‌کند٬ گفته است می‌خواهد از این رتبه‌بندی استفاده کند. این شبکه همچنین قرار است ۲۶ آبان‌ماه تنها فیلم‌هایی را به نمایش بگذارد که در آزمون بکدل موفق بوده‌اند؛ فیلم‌هایی چون «بانوی آهنین» و «عطش مبارزه». به گزارش گاردین بر اساس تحقیقاتی که در آمریکا صورت گرفته است٬ بر روی پرده نقره‌ای سینما٬ «زنان به طور کامل و آن طور که باید همجنسان خود را نمایندگی نمی‌کنند و این روند در ۶۰ سال گذشته تغییر چندانی نکرده است». مرکز مطالعات «زنان در تلویزیون و فیلم» در سن دیه‌گوی آمریکا می‌گوید تنها ۳۳ درصد از کل شخصیت‌های صد فیلم برتر سال ۲۰۱۱ آمریکا را زنان تشکیل داده‌اند و ۱۱ درصد از کل شخصیت‌های اصلی این فیلم‌ها زن بوده‌اند. مطالعات دیگری که از سوی دانشگاه پنسیلوانیا صورت گرفته حاکی است که در شش دهه گذشته نسبت حضور مردان و زنان در فیلم‌ها دو به یک بوده است. همچنین بررسی ۸۵۵ فیلم برتر سال‌های ۱۹۵۰ تا ۲۰۰۶ از سوی این دانشگاه٬ نشان داده است که امکان به نمایش درآمدن یک زن در صحنه‌های جنسی دو برابر بازیگر مرد است و مرد‌ها بیشتر در صحنه‌های خشونت‌آمیز نمایش داده می‌شوند.

پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز

اواخر سال ۲۰۱۲ بود که خبری تکان‌دهنده بسیاری از مردم هند را به خیابان‌ها کشاند و تظاهرات خشمگین آنان را موجب شد: یک دختر دانشجوی ۲۳ ساله، در ساعت ۹:۳۰ شب در اتوبوسی در حال حرکت در خیابان‌های دهلی مورد تجاوز گروهی قرار گرفته بود. مهاجمان او و دوستش را با میله‌ای آهنی مورد ضرب و شتم قرار داده و بدن نیمه‌جان آنها را از اتوبوس بیرون پرتاب کردند. دختر جوان کمتر از دو هفته بعد به دلیل جراحاتش جان باخت؛ اعتراضات ـ ملی و بین‌المللی ـ به عدم امنیت زنان در خیابان‌های هند اما ادامه یافت زیرا حادثه دهلی تنها یکی بود از نمونه‌های بسیار. به نوشته روزنامه «تایمز آف ایندیا» در فاصله سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۳، به طور متوسط در هر ۳۰ دقیقه یک تجاوز جنسی در کشور هند رخ داده‌است که در ۹۰ درصد موارد متجاوزان از خویشان، همسایگان یا دیگر آشنایان قربانی و یک سوم قربانیان نیز زیر سن قانونی (۱۸ سال) بوده‌اند. از میان این پرونده‌ها، ۷۷ درصد آنها بدون مجازات عاملان مختومه شد؛ اتفاقی که بسیاری از معترضان خشمگین هندی و ناظران خارجی آن را به فساد پلیس و ناکارآمدی سیستم قضایی هند نسبت می‌دهند اما برخی معتقدند ریشه اصلی این بحران را باید در فرهنگ و جامعه هند جستجو کرد. یکی از این افراد، رام دیویننی فیلمساز و نویسنده هندی است که متاثر از ماجرای دردناک دهلی و نمونه‌های مشابه، کتاب مصوری به نام «پریا شاکتی» [به معنی قدرتِ پریا] خلق کرده؛ کتابی که قهرمان آن قربانی تجاوز می‌شود اما با کمک خدایان هندو نیروی خود را باز می‌یابد تا به دفاع از خود و بقیه قربانیان برخیزد. این کتاب که برای نوجوانان هندی تهیه شده به گفته تهیه‌کنندگان آن بناست با استفاده از اصول و نمادهای دین هندو به خوانندگانش ایستادن در مقابل «پدرسالاری، زن‌ستیزی و بی‌تفاوتی» را بیاموزد. این کتاب که سازمان مردم‌نهاد «آپنه آپ» نیز در تهیه آن مشارکت کرده‌است، داستان «پریا» را روایت می‌کند؛ دختری کوچک که آرزو دارد معلم شود اما توسط والدینش به دلیل فقر از رفتن به مدرسه بازمی‌ماند. پریا علاقه و ایمان سفت و سختی به یکی از خدایان مونث هندو به نام «پراواتی» دارد، در نتیجه هنگامی که در نوجوانی قربانی تجاوز می‌شود، «پراواتی»، خشمگین از بلایی که روی زمین بر سر زنان می‌آید تصمیم می‌گیرد دست به کار شود. «پریا» که به دلیل «بی‌آبرویی» از خانه والدینش طرد شده، به خواست پراواتی سوار بر ببری بزرگ به دهکده‌اش باز می‌گردد تا مجرمان را به مجازات برساند و مردم را وادارد رفتارشان را با زنان تغییر دهند. در بخش‌هایی از این کتاب که می‌توان آن را به صورت رایگان روی اینترنت مشاهده کرد، ماجرای تعدادی از قربانیان تجاوز از گوشه و کنار هند با صدای خودشان روایت می‌شود. نویسنده این اثر می‌گوید: «من با قربانیان تجاوز گروهی در سراسر هند مصاحبه کرده‌ام و همه آنها به من گفته‌اند امیدی به عدالت ندارند... همه فکر می‌کنند آنها باید از آنچه بر سرشان آمده شرمسار باشند و بیشتر آنها در ترسی مداوم از کشته شدن زندگی می‌کنند. این دلیلِ دور باطل فعلی است؛ مردانی هستند که با خیال راحت مرتکب تجاوز می‌شوند زیرا می‌دانند که از مجازات معاف خواهند ماند». به‌رغم نگرانی شدید نهادهای بین‌المللی در مورد افزایش چشمگیر آمار تجاوز در هند، دولت این کشور معتقد است این آمار، جدید نیست و این افزایش تعداد گزارش‌ها صرفاً به این باز می‌گردد در سایه قوانین سفت و سختی که پس از فاجعه دهلی وضع شد ـ و به اعدام مجرمان انجامید ـ زنان بیشتری جرات می‌کنند پا پیش بگذارند. فعالان اما می‌گویند آمار فعلی در بهترین حالت ۱۰٪ تعداد قربانیان واقعی را نشان می‌دهد. قربانیانی که خاموش می‌مانند نه تنها در هند، که در بقیه جهان نیز بسیاری از قربانیان تعرض جنسی در مورد آنچه بر سرشان آمده سکوت می‌کنند زیرا از انتقام متجاوز و یا تحقیر و انگشت‌نما شدن وحشت دارند. قربانیان تجاوز در هند در بسیاری از مواقع از این می‌ترسند که با فاش شدن ماجرا دیگر کسی خواستار ازدواج با آنها نباشد و به‌علاوه خانواده‌ها نیز اغلب به علت «بی‌آبرویی»، قربانیان تجاوز را در میان خود نمی‌پذیرند. مانند بسیاری از جوامع دیگر، فرهنگ هند نیز به شدت پدرسالار است و در آن فرزندان پسر بر فرزندان دختر اولویت دارند. بر مبنای سنت‌های هندی، پسران زنده‌نگه‌دارنده نام خانوادگی و منبع ثروت و سربلندی محسوب می‌شود در حالی که دختران را باید پس از تامین جهیزیه‌ای کلان به خانه شوهرانشان فرستاد. از سوی دیگر با مدرن‌تر شدن جامعه و حضور زنان در عرصه اجتماع برای کار و تحصیل، بخش‌های سنت‌گراتر از جامعه این حضور را برنمی‌تابد و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. در نتیجه عجیب نیست که بسیاری از چهره‌های محافظه‌کار در هند «طرز لباس پوشیدن» زنان و حضور آنها در خارج از خانه در ساعات «نامناسب» را عامل «تحریک» متجاوزان می‌دانند و معتقدند «رفتار» زنان یکی از دلایل بروز تجاوز است. نویسنده کتاب «پریا شاکتی» به یاد می‌آورد که یک افسر پلیس در مورد قربانیِ حادثه دهلی گفته بود: «هیچ دخترِ خوبی این ساعت از شب تنها در خیابان نمی‌ماند». به‌علاوه بیش از نیمی از جمعیت هند زیر سی سال سن دارند و از این تعداد بسیاری از آنها در فقر شدیدی زندگی می‌کنند؛ فقری که محرومیت از تحصیل و بیکاری را با خود می‌آورد و مردان جوان هندی را رو به رفتارهای خشن و مخرب سوق می‌دهد. نظام طبقاتی موجود در هند نیز ـ که افراد را به «کاست»‌های گوناگون تقسیم می‌کندـ نه تنها به این فقر و محرومیت دامن می‌زند که تأثیری مستقیم‌تر بر مسئله خشونت علیه زنان دارد. بر اساس این نظام، افرادی که در خانواده‌های منتسب به کاستی مانند «دالیت» متولد می‌شوند، «نجس» به شمار می‌آیند و افراد طبقات بالاتر از آنها دوری می‌کنند. بر اساس برخی آمار در تعداد قابل توجهی از تجاوزات صورت گرفته در مناطق غیرشهری، قربانیان به این طبقه و یا سایر طبقات پایین اجتماعی تعلق دارند در حالی که متجاوزان از طبقات بالاتر هستند. به این ترتیب سواستفاده از بدنِ «فرودست» جرمی است که به علت جایگاه بالاتر متجاوز، رسیدگی به آن با کارشکنی‌های سیستماتیک مواجه می‌شود و به احتمال بسیار بی‌مجازات می‌ماند. در بحبوحه جنایت دهلی، یکی از مقامات ارشد ایالت اوتار پرادش جمله‌ای به زبان آورد که جنجال رسانه‌ای قابل توجهی به راه انداخت. او در یک نشست انتخاباتی گفت: «خب پسرها همین هستند دیگر، گاهی هم اشتباه می‌کنند». با وجود تدابیری که دولت مدعی است برای نجات هند از این «رسوایی اجتماعی» اندیشیده، اظهارنظرهایی از این دست نشان می‌دهد که این کشور هنوز راه درازی برای ریشه‌کن کردن بحران در پیش دارد؛ «پریا شاکتی» شاید قدمی کوچک در همین راه به حساب بیاید.
رشته تحصیلی بنام مردانگی سقط جنین در ایران، از داروخانه تا ناصر خسرو دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام