1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

یک معلم ۶۵ ساله برلینی که صاحب ۱۳ فرزند است دوباره حامله شده. جنین او این بار چهارقلوست. وی ۷ نوه نیز دارد. آنه‌گرت معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستان است.

روزنامه "بیلد ام زونتاگ" چاپ آلمان روز یک‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) خبر از حامله شدن یک زن ۶۵ ساله داد که در حال حاضر مادر ۱۳ فرزند و مادربزرگ ۷ نوه است.

آنه‌گرت ر. که معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستانی در برلین است بارها از طریق لقاح مصنوعی و اهدای اسپرم در خارج از آلمان حامله شده است. حاملگی چهاردهم او تا کنون بدون مشکل بوده و او در حال حاضر در هفته بیست و یکم بارداری‌اش قرار دارد. بزرگترین فرزند او اکنون ۴۴ سال و آخرین فرزندش ۹ سال دارند.

او در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کرده و در صورتی که حاملگی کنونی‌اش بدون مشکل پیش رود، مسن‌ترین مادری در دنیاست که چهارقلو به دنیا می‌آورد. آنه‌گرت با حضور در یک برنامه تلویزیونی آلمان گفته است اهمیتی به قضاوت دیگران نمی‌دهد و تنها آن کاری را می‌کند که به نظر خودش درست است.

او گفته وقتی پزشک خبر داده که جنین او چهارقلو است شوکه شده اما تصمیم دارد آنها را نگه دارد. آخرین حاملگی این معلم برلینی پیش از این در سال ۲۰۰۵ و به صورت طبیعی بوده ولی این بار از طریق لقاح مصنوعی باردار شده است.

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مرگ هیچ وقت عادی نمی شود

آدم ها می میرند،مرگ طبیعی است اما مرگ آدم هایی كه دوستشان داریم برای ما عادی نمی شود. مرگ طبیعی است اما كسانی كه دوستشان داریم دفعه اولشان است كه می میرند و برای همین مرگ شان طبیعی نمی شود.

بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

شب های یلدا برای من بوی مادر بزرگم را می دهد.سال های سال برنامه خانواده ما در شب های یلدا این بود كه همه خانه مادر بزرگ جمع شویم.سفره بیاندازیم از این سر اتاق تا آن سر.منو غذا ثابت بود. وارد خانه كه می شدی بوی "دمپختك" فضای خانه را پر كرده بود.
دلم می خواهدت.. انگار همه روزها یکشنبه اند عشق همه چیز است برای زندگی بجنگ وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!!

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

نکاتی درباره انتخاب یخچال

می خواهید برای خانه تان یخچال بخرید؟ چند نفر هستید؟ تا چه اندازه از فضای داخل یخچال و فریز استفاده می‌کنید؟ میزان خرید های هفتگی تان چقدر است؟ ابتدا به این پرسش ها پاسخ دهید سپس به دنبال انتخاب یخچال باشید؛

از پس اندازتان مراقبت کنید

حقیقت این است که این روزها با این هزینه های سرسام آور همین که خانواده ای بتواند بودجه بندی را بنحوی مدیریت کند که منبع مالی خانواده تا پایان ماه دوام بیاورد شاهکار بزرگی صورت گرفته است. بسیاری از خانواده ها بدلیل عدم آشنایی با روش های درست پس انداز، آن را از دست می دهند.
5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) وزیر اقتصاد منزل تان باشید کنترل صفرهای قبض برق مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

مطالب تصادفی

گزارش روز

پژوهشی درباره روابط جنسی در آلمان

آیا می‌دانید زنان و مردان آلمانی در طول عمر خود با چند نفر رابطه جنسی برقرار می‌کنند؟ رابطه خارج از زناشویی چقدر در این کشور متداول است؟ بیشترین سکس را کدام رده سنی دارد؟ نتایج پژوهشی در نشریه "پزشکان آلمان". در نشریه "پزشکان آلمان" نتایج پژوهشی منتشر شده است که نشان می‌دهد مردهای آلمانی به گفته خودشان در طول عمر خود به طور متوسط با ۱۰ زن و زنان به گفته خودشان با ۵ مرد رابطه جنسی برقرار می‌کنند. به باور پژوهشگرانی که در این زمینه تحقیق کرده‌اند هنوز در آلمان داده‌های دقیقی وجود ندارد که گویای جوانب مختلف زندگی جنسی جمعیت این کشور باشد. نکته‌ای که از نظر محققان به‌ویژه به لحاظ پیشگیری از بیماری‌های واگیردار یا درمان آن‌ها مهم است. در این پژوهش از ۲۵۲۴ نفر سوال شده که بالای ۱۴ سال سن دارند. این که آمار داده شده از سوی پژوهشگران این کار تحقیقی چقدر قابل اتکاء باشد، جای سوال است. مثلا روشن نیست که چرا زنان این قدر تعداد کسانی را که با آن‌ها رابطه جنسی داشته‌اند، کم‌تر گفته‌اند. قاعدتا تعداد شریک جنسی هر دو باید یکسان باشد. به عبارتی منطق حکم می‌کند که هردو جنس به طور متوسط تعداد مساوی شریک جنسی داشته باشند؛ البته در صورتی‌که در هر رابطه جنسی فقط یک زن و یک مرد شریک هم بوده باشند. این که در نظرسنجی‌هایی در این زمینه معمولا ارقام واقعی گفته نمی‌شود، چیز جدیدی نیست. روانشناسان می‌گویند کسانی که مورد پرسش قرار گرفته‌اند، کمی در پاسخ‌های‌شان دستکاری کرده‌اند. آرنه دکر از دانشگاه هامبورگ معتقد است که ‌دلیل غلو کردن بعضی مردها این است که تصور می‌کنند اگر تعداد زنانی را که با آن‌ها رابطه جنسی داشته‌اند، بیشتر از واقعیت بگویند، جذاب‌تر به شمار می‌روند و اعتبار اجتماعی بالاتری پیدا می‌کنند. البته یکی از دلایل این اختلاف در تعداد پارتنر این است که هشت درصد مردهایی که مورد سوال قرار گرفته‌اند، به روسپی‌خانه هم سر زده‌اند.  آن‌ها به طور متوسط با چهار زن روسپی رابطه جنسی داشته‌اند. نتایج این تحقیق تحت تاثیر این هم می‌توانسته باشد که در میان زنان مورد پرسش واقع شده، شمار زنان روسپی کم یا صفر بوده است. بیشترین فعالیت جنسی در کدام گروه سنی به چه شکل؟ نتایج تحقیق منتشر شده در نشریه "پزشکان آلمان" گوشه‌های دیگری از زندگی جنسی آلمانی‌ها را هم نشان می‌دهد. جای تعجب نیست که بیشتر این زنان و مردان، به عبارتی ۸۸ درصد مردان و ۸۹ درصد زنان رابطه جنسی "عادی" یعنی واژینال داشته‌اند. تمایل به رابطه جنسی دهانی در میان مردان ۵۶ درصد و در میان زنان ۴۸ درصد بوده است. ۱۹ درصد مردان به شکل فعال و ۴ درصد به شکل غیرفعال رابطه جنسی از راه مقعد داشته‌اند و زنان ۱۷ درصد. هم‌چنین ۸۶ درصد مردان و ۸۲ درصد زنان گفته‌اند که به جنس مخالف تمایل دارند. پنج درصد مردان و هشت درصد زنان گفته‌اند که با جنس موافق هم یک بار رابطه جنسی داشته‌اند. برخی هم پاسخی به این سوال نداده‌اند یا گفته‌اند که به هیچ‌کدام این دسته‌بندی‌ها تعلق ندارند. پژوهش یاد شده نشان می‌دهد که گروه سنی ۲۵ تا ۲۹ سال بیشترین میزان رابطه جنسی را برقرار می‌کنند. در این سن مردان به طور میانگین ۶۰ بار در سال و زنان ۴۷ بار سکس دارند. آماری که با بالا رفتن سن به شدت افت می‌کند؛ مردهای بین ۵۰ تا ۵۹ سال ۳۴ بار و زنان تنها ۲۲ بار رابطه جنسی در سال برقرار می‌کنند. رابطه جنسی خارج از زناشویی آلمانی‌ها در رابطه با شریک زندگی‌شان چقدر وفادار هستند؟ پژوهش نشان می‌دهد که از هر پنج مرد، یعنی ۲۱ درصد پرسش شوندگان یک بار با زن دیگری رابطه برقرار کرده‌اند. این رقم در میان زنان تنها ۱۵ درصد است. ۵۷ درصد پرسش شوندگان در رابطه دائمی با شریک زندگی خود هستند. ۷۶ درصد مطلقا از کاندوم در رابطه جنسی با همسر یا شریک زندگی‌شان استفاده نمی‌کنند. ۵۱ درصد زنان زیر ۵۰ سال از قرص ضد حاملگی یا راه‌های دیگر جلوگیری از بارداری استفاده می‌کنند. ۵ درصد از هیچ روشی استفاده نمی‌کنند چون می‌خواهند بچه‌دار شوند. محققان نگران یک گروه کوچک (۲،۵ درصدی) هستند که در این پژوهش گفته‌اند هم‌زمان با افراد دیگری غیر از شریک زندگی‌شان رابطه جنسی دارند و معمولا از کاندوم استفاده نمی‌کنند. پژوهشگران این گروه را جزو دسته‌ای می‌گذارند که هم برای خود و هم شریک زندگی‌شان ریسک بالایی در ابتلا به انواع بیماری‌های جنسی از جمله ایدز یا سفلیس دارند. در عین حال که تعدد رابطه جنسی این دسته سه برابر بقیه است. محققان این پژوهش به این گروه توصیه می‌کنند که در صورت عدم استفاده از کاندوم، به شکل مرتب آزمایش بدهند تا حتی‌المقدور از گسترش بیماری‌های مقاربتی جلوگیری کنند.

افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران

معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر هشدار می‌دهد که مصرف حشیش و کوکائین در میان بخشی از زنان تهران به "سبک زندگی" تبدیل شده. این ستاد از سال ۹۰ مرکزی را مامور شناسایی ابعاد این مسئله کرده است. در سال‌های اخیر گزارش‌های فراوانی درباره افزایش مصرف مواد مخدر صنعتی، به ویژه "شیشه" در میان زنان ایران منتشر شده است. اکنون قائم مقام دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر از شیوع استفاده از کوکائین و حشیش در میان زنان ساکن پایتخت خبر می‌دهد. سایت خبری تابناک روز شنبه، ۲۶ مرداد ۹۲، از قول طه طاهری نوشت: «مسئله اعتیاد زنان موضوع مهمی است و از این رو این ستاد در سال ۹۰ مرکز توانمندسازی حوزه زنان را در دفتر توسعه مشارکت‌های مردمی تشکیل داد تا این مسئله به خوبی شناسایی و بررسی شود.» مصرف کوکائین به عنوان سبک زندگی بنابراین گزارش طاهری به اشاره به این که "سبک زندگی یعنی یک موضوع و پدیده به‌عنوان رفتاری ارزشمند تلقی می‌شود" می‌گوید: «متاسفانه امروز در کلانشهر تهران حشیش و کوکائین برای برخی از طبقات زنان و دختران به سبک زندگی تبدیل شده است.» جانشین مدیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر می‌افزاید: «همین سبک غلط منشاء بروز اعتیاد و وابستگی دائمی در آنان به مواد مخدر می‌شود؛ حتی در بعضی از موارد در توزیع و ترانزیت مواد مخدر از زنان استفاده می‌شود.» گسترش مصرف مواد مخدر چنان ابعادی دارد که به گفته‌ی طاهری "تاکنون در ۱۸ استان کشور، مرکز نگهداری درمان و کاهش آسیب معتادان راه‌اندازی شده است و اقدامات بسیاری توسط بهزیستی و سایر دستگاه‌ها در حوزه مبارزه با اعتیاد صورت گرفته با این همه او اعتراف می‌کند که "این اقدام‌ها هنوز نتوانسته حجم تهدید را کم کند." "شیشه" به عنوان داروی لاغری در حالی که مصرف کوکائین، به علت قیمت بالا، بیشتر در میان قشر مرفه رواج داد، شیوع مصرف شیشه، به جز ارزانی، انگیزه‌های دیگری دارد. شیشه که به نام‌های "اسید" و "کریستال" هم شناخته می‌شود از مخدرهای صنعتی "متاآمفتامین" است که به علت اثر آن در کاهش اشتها به عنوان داروی لاغری تبلیغ و تجویز می‌شود. مطابق برخی گزارش‌ها مصرف این مواد در برخی از آرایشگاه‌های زنانه و سالن‌های ورزشی و بدنسازی توصیه می‌شود. عباسعلی ناصحی، مدیر کل دفتر سلامت روانی و اجتماعی وزارت بهداشت می‌گوید: «عده ای از افراد سودجو از تمایل خانم‌ها برای کاهش وزن استفاده می‌کنند و با تجویز برخی از مخدرها که به عنوان داروهای گیاهی مطرح می‌شوند و حاوی مواد محرک روانی هستند آنها را به ورطه اعتیاد می‌کشانند.» افزایش اعتیاد در میان زنان ناصحی هشدار می‌دهد: «در سال‌های اخیر دو مسئله قابل توجه است؛ مسئله اول این است که سوء مصرف و اعتیاد به مواد محرک صنعتی مانند شیشه رو به افزایش است. مسئله قابل توجه دوم هم این است که آمار اعتیاد زنان نسبت به قبل روند افزایشی داشته.» مسئولان تاکنون در مورد شمار دقیق معتادان و ترکیب سنی و جنسی آنها آمار متفاوت و بعضا متناقضی ارائه کرده‌اند. مطابق برخی روایت‌های رسمی زنان معتاد ۶ تا ۹ درصد کل معتادان ایران را تشکیل می‌دهند. روزنامه قانون چندی پیش با استناد به گزارش‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر نوشت که از یک میلیون و ۳۲۵ هزار معتاد رسمی در کشور، حدود ۲۷۰ هزار نفر زن هستند. اعتراف به کتمان و سانسور آمار زنان معتاد به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر، طه طاهری در نخستین جلسه کمیته زنان و خانواده این ستاد که ۲۴ مرداد ۹۲ برگزار شد از اعضای کمیته خواست، با شناسایی و بررسی "صفر تا صد هر آنچه که مربوط به حوزه اعتیاد زنان و مواد مخدر در این طبقه جنسی است" در این مورد واقع‌نمایی کنند. طاهری، ضمن اعتراف تلویحی به غیرواقعی بودن گزارش‌های رسمی، گفت: «نباید مسئله اعتیاد را کتمان و مخفی کرد بلکه باید ابعاد آن را برای مردم به صراحت بیان کرد و بدون ملاحظه و سانسور نقش مخرب و آسیب‌زای آن را در همه ابعاد و تاثیرگذاری آن را در همه حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی، امنیتی، جامعه و خانواده را وانمایی کرد.»
حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد ایدز، بیماری كه برای ایرانیان تبدیل به آتشفشان شد زنان در جنبش بحرين سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود زوجها ژنهایی مشابه دارند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

فقط مردان بخوانند؛ چگونه دل خانمها را با کلمات صحیح بدست آورید!

بسیاری از مردان طرز صحبت کردن با یک خانم را نمی دانند، بهمین خاطر است که یک عمر از زندگیتان می گذرد و شما هنوز نتوانسته اید دل خانمی را بدست آورید و طبیعتا معنی و مفهوم عشق و خوشبختی را بچشید. این 15 نکته کوچک اولین قدمهایست که شما را به موفقیت می رساند. 1- شما باید در مورد موارد احساسی مانند خاطرات کودکی، آرزوها اهداف و مواردی که او را احساساتی می نماید صحبت نمایید. 2- زنان مردانی می خواهند که بتواند آنها را همراهی و رهبری نماید. وقتی دارید صحبت می کنید افسار مکالمه را در دست داشته باشیدف زنان دوست ندارند خود آغاز کننده، ادامه دهنده و کنترل کننده مکالمات باشند. 3- به حرکات غیر زبانی خانمه توجه داشته باشید. هنگام مکالمه زیاد نزدیک او نایستید، ممکن است ناخواسته  آب دهانتان بسمت او پرتاب شود یا او را معذب نمایید، خانمها با اشارات خود این را بشما خواهند فهماند. 4- این نکته را بخاطر بسپارید، شاد نه مسخره. خانمها ترجیح میدهند تا یک مکالمه پر انرژی از شما بشنوند تا یک جوک خننده دارو لودگی از شما. تفاوت این دو بسیار زیاد است. 5- حس رقابت را در او بر انگیزانید. خامها دوست دارند که در مقابل محرکی برانگیخته شوند. باید بتوانید این محرک را در آنان به آرامی و تحت کنترل بیدار نمایید. 6- زنان از مردانی که میدانند چه موقع و چگونه باید سطح مکالمات را به مسایل خصوصی کشاند خوششان می آید. معنی این آن نیست که در 5 دقیقه اول سعی نمایید از خصوصی ترین مسایل زنان سر در بیاورید. 7- زنان دوست دارند نظرتان را در موردشان ابراز دارید. آنچه را می بینید با نزاکت بیان دارید. 8- زیاد هم از ما تعریف نکنید. اگر زیاد از ما تعریف کنید ما فکر می کنیم که میخواهید ره صد ساله را یکشبه بروید و این بر ما اثر معکوس خواهد داشت. بنابراین بهتر است حتی اگر بچشم شما زیباترین زن عالم و آدم هستیم در یکی دو جمله مطلب را فیصله دهید . 9- اگر میخواهید ساعتها با یک خانم صحبت کنید و باعث سر رفتن حوصله نشوید از طرح سوالات پیاپی بپرهیزید. بهتر است سعی کنید نظر ایشان را راجع به مسایل مختلف بپرسید تا مانند یک جلسه کاری راجع به گذشته شان پیاپی سوال نمایید. 10- تفاوت سر صحبت را باز کردن بسیار زیاد است مثلا این جمله که: شما متولد کجا هستید؟ تا این جمله که بهتون نمیاد این اطراف بزرگ ششده باشید از زمین تا آسمان است. آقایانی که هنوز فکر میکنند جمله اول بهتر است از سطور بالا چیز زیادی هنوز یاد نگرفته اند. 11- بهیچوجه شخصیت خود را پنهان ننمایید. درمورد اعتقادات و احساساتتان رورواست باشید. صداقت بهترین حربه است این گفته را بخاطر داشته باشید. 12- هرگز مستقیما تنها چشمان یا اندام او را مورد ستایش قرار ندهید. 13- بهتر است جمله ای مناسب را پیدا نمایید تا به او بفهمانید که بمانند تنها یک آشنا با او احساس نمی کنید. 14- از مکالمات خود برای ایجاد فضای راحتتر و صمیمی تر استفاده نمایید. مراقب باشید که نوار ادب را قطع ننمایید. 15- خیلی زود هم در دام نیفتید، اگر ما احساس کنیم که خیلی زود میتوانیم شما را در دام بیندازیم کار شما تمام است و برای هیچ خانمی بدست آوردن راحت یک مرد کار سختی نیست. بهتر است خیلی آسان نباشید.

چرا نمی خواهم با مردی که دوستش دارم، سکس داشته باشم؟

آمارها در نقاط مختلف نشان می‌دهد که بین یک تا سه نفر از میان هر صد نفر "آسکشوال" (asexual) هستند یعنی تمایلی به رابطه جنسی ندارند و سکس برایشان جذابیتی ندارد. استیسی یکی از این افراد است که سال‌ها برایش سوال بوده که چرا نمی خواهد با هیچ‌کس رابطه جنسی داشته باشد. او در این مطلب توضیح می‌دهد که چطور دکترش واقعیت را به او گفته است. سال‌ها فکر می‌کردم که نوعی مشکل جدی ذهنی یا روانی دارم. فکر می‌کردم خیلی عجیب است که نخواهی با دیگران سکس داشته باشی. دوستانم از دوست پسرهایشان می‌گفتند و ستاره‌های مشهوری که دوست داشتند با آنها بخوابند. اما من هیچ کس را به این چشم نگاه نمی‌کردم. بیست و دو سه ساله بودم که کاملا متوجه این تفاوت شدم. اما حرفش را با کسی نمی‌زدم چون می‌ترسیدم فکر کنند آدمی "عجیب و غریب" هستم. آسکشوال بودن یا بی‌میلی کامل جنسی طیف گسترده‌ای را شامل می‌شود. خود من با این که تمایلی به رابطه جنسی ندارم، اما آدم رمانتیکی هستم و از نظر احساسی کاملا جذب آدم‌هایی می‌شوم که از آنها خوشم می‌آید. ۱۹ سالم بود که با دوست پسرم - که بعدا با هم ازدواج کردیم - آشنا شدم. آن موقع چیزی درباره بی‌میلی کامل جنسی نمی‌دانستم. فکر می‌کردم از بقیه عقب افتاده‌ام یا آدم املی هستم. پیش خودم فکر می‌کردم که "من عاشق این مرد هستم و اگر پیشنهاد ازدواج بدهد صد در صد قبول می‌کنم چون می‌دانم که می‌خواهم بقیه عمرم را با او بگذرانم، پس چرا تمایلی به خوابیدن با او ندارم؟ واقعا احمقانه است." من و شوهرم مدت‌ها با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کردیم و مثل سفری اکتشافی تلاش می‌کردیم ببینیم ماجرا از چه قرار است. او مرتب می‌گفت "من عاشق تو هستم و تا هر زمانی که لازم باشد صبر می‌کنم تا شاید روزی این اتفاق بیفتد". همسرم واقعا هوای مرا داشت و هرگز از من نخواست کاری بکنم که با آن راحت نبودم. معیارهای اجتماعی رایج، رابطه جنسی و بچه‌دار شدن را نیروی محرک رابطه می‌داند. دوستانم یکی یکی وارد رابطه می‌شدند، ازدواج می‌کردند و بعد بچه‌دار می‌شدند. من با خودم فکر می‌کردم "حتما از من هم انتظار دارند که با شوهرم سکس داشته باشم و بچه‌دار شوم." شب‌ها کابوس‌هایی می‌دیدم که مرتب تکرار می‌شد. خواب می‌دیدم که همسرم می‌خواهد مرا ترک کند و با کسی برود که عین خود من است ولی دوست دارد با او بخوابد. مجموعه این فشارها به جایی رسید که اضطراب و تشویش، مرا به آدمی غیر قابل تحمل تبدیل کرده بود. با خودم گفتم "باید این مسئله را رفع و رجوع کنی. باید سر در بیاوری که ماجرا از چه قرار است." در این مقطع ۲۷ یا ۲۸ سالم بود. این اشتباه بزرگ را مرتکب شدم که سراغ اینترنت بروم و دنبال دلایل نداشتن میل جنسی بگردم. واقعا اشتباه بدی بود. هزار و یک دلیل ریز و درشت مثل تنظیم نبودن هورمون‌ها پیدا کردم اما چیزی که ذهنم را مشغول کرد، تومور مغزی بود. فکر کردم حتما تومو مغزی دارم و به زودی می‌میرم. رفتم دکتر و پرسیدم "مشکلم جدی است؟ چقدر دیگر زنده می‌مانم؟" دکتر گفت :" آرام باش. تو احتمالا آسکشوال هستی". گفتم "چی هستم؟" دکتر سایت‌هایی را نشانم داد که از طریق آنها آدم‌های شبیه خودم را پیدا کردم. خیلی جالب و هیجان‌انگیز بود. هرگز چیزی درباره آسکشوال بودن یا بی‌میلی جنسی نشنیده بودم. تحقیقات بیشتری کردم و هر چه جلوتر می‌رفتم احساس بهتری داشتم. با همسرم صحبت کردم و گفتم "این مسئله احتمالا برای همیشه، داشتن سکس را برای من منتفی می‌کند." او هم چیزی شبیه این گفت که "خب، من خودم هم تا الان به همین نتیجه رسیده بودم، بنا براین خیلی مهم نیست." برخوردش واقعا خوب بود. کاملا مرا درک می‌کرد. دوست دارم فکر کنم شخصیت خودم آن قدر برایش جذاب بود که با خودش فکر کرده بود: "این یکی را بی‌خیال می‌شوم". هرگز آنچه را که مردم به عنوان میل شدید جنسی توصیف می‌کنند درک نکرده‌ام و اگر هم چیزی بوده بسیار بسیار اندک و گذرا بوده است. برای من بیش از آن که برانگیختن شهوانی در کار باشد، طی شدن یک روند بیولوژیک مطرح است که علاقه‌ای ندارم بقیه را در آن دخیل کنم، حتی شوهرم را. مثل این است که با خود بگویی " عجب، این هم حسی است که باید با آن کنار بیایم." من تقریبا خودم را از آن جدا کرده‌ام. آسکشوال بودن یا بی‌میلی جنسی طیف گسترده‌ای دارد. از جمله شامل آدم‌هایی می‌شود که بعد از آن که رابطه‌شان شکل گرفت و جا افتاد برای سکس با همسر یا دوستشان احساس راحتی می‌کنند. اما برای من این طور نیست. هر وقت تلاش کرده‌ام نزدیک شوم تمام بدنم فریاد کشیده که "نه، خیلی ممنون، ادامه نده، نمی‌خواهم." مسئله بچه‌دار شدن هم مطرح است. کسانی که درباره این موضوع با آنها صحبت کرده‌ام تقریبا بلافاصله این سوال را مطرح کرده‌اند که "حالا چطور می‌خواهی بچه‌دار شوی". جواب این است که اگر خودم بخواهم راه‌هایی برای این کار وجود دارد. این طور نیست که بچه‌دار شدن غیر ممکن باشد. من سه یا چهار سال پیش از بی‌میلی جنسی خودم خبردار شدم. این که برای این کلمه (asexual) از مخففACE (آس) استفاده می‌کنند، برایم خوشایند است. کمک می‌کند خودم را بهتر بشناسم، رفتارم را بهتر درک کنم و بفهمم ذهنم چطور کار می‌کند. من از این که ACE (آس) هستم خوشحالم و حتی به خودم افتخار می‌کنم. دوست دارم درباره آن صحبت کنم چون می‌خواهم آدم‌های ‌بیشتری از این موضوع باخبر شوند و بقیه را به خاطر این که سکس نمی‌خواهند ، سرزنش نکنند. خودم فکر می‌کنم اگر از ۱۸، ۱۹ سالگی درباره بی‌میلی جنسی می‌دانستم، سلامت ذهن و روانم در طول سال‌های بعدی به مراتب سالم‌تر بود.
من یک ربع قرنی ام مصایب مهربانی انتظارات نامعقول ار مردان آمار اطلاعات جنسی 26 کشور جهان بشر از نظر جنسی تنوع طلب است اما ترجیح می دهد متعهد باشد

زنان حادثه

سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌

شریه نیویورکر در بخشی از گزارش مفصلی که درباره تحقیقات علمی دانشمندان برای مبارزه با ویروس ابولا منتشر کرده است، به فعالیت‌های یک دانشمند آمریکایی ایرانی‌تبار به نام پردیس ثابتی، استادیار زیست‌شناسی در دانشگاه هاروارد در مبارزه با اپیدمی ابولا می‌پردازد که سرپرستی تلاش‌های آمریکا برای خواندن ژنوم انسان و تمام کروموزوم‌های موجود در ویروس ابولا را بر عهده دارد. خانم ثابتی مسئول آزمایشگاهی در دانشگاه هاروارد است، و پژوهش‌های مربوط  به ژنوم ویروسی در انستیتوی «براد» وابسته به دانشگاه‌های ام.آی.تی و هاروارد را سرپرستی می‌کند. ژنوم انسان ماده ژنتیکی است که حاوی دستورالعمل‌های ارثی برای ساخت، پیشبرد و نگهداری او را داراست و از مولکول‌های دی‌ان‌ای متمایز از یکدیگر، به نام کروموزوم تشکیل شده است. پردیس در خواندن و تجزیه و تحلیل ژنوم‌‌های اندام موجودات زنده متفاوت، بویژه در مطالعات مربوط به سیر تکامل ویروس – شیوه‌ای که ویروس‌ها در گذر زمان برای تطبیق دادن خود با محیط، تغییر می‌کنند – تخصص دارد. خانم ثابتی و گروهش در طول تابستان به خواندن ژنوم‌های ابولا ادامه دادند، و نتیجه مطالعات آنها در وبسایت مرکز ملی برای اطلاعات فناوری زیستی منتشر شد، تا دانشمندان در هر کجای این دنیا بتوانند آنها را بی‌درنگ مشاهده و بررسی کنند. سپس، در اواخر ماه اوت (اوایل شهریور ماه) مقاله‌ای در مجله معتبر «ساینس» (علوم) منتشر می‌کنند که در آن نتایج تحقیقات خود را به تفصیل شرح می‌دهند. خانم ثابتی در این زمینه می‌گوید «این کار نشان می‌دهد که شما می‌توانید ابولا را به موقع تجزیه و تحلیل کنید. این ویروس تنها نیست. حالا ما وارد آنچه که ویروس انجام می‌دهد شده‌ایم، و اکنون می‌توانیم در هر لحظه تشخیص دهیم در حال مبارزه با چه چیزی هستیم.» خانم ثابتی و تیم او اینک راهی پیدا کرده‌اند که ویروس ابولا را، در حالی که تغییر می‌کند، مشاهده کنند. حالا آنها دشمن خود را می‌بینند؛ معنایش این است که ویروس ابولا در حالی که تغییر می‌کند، می‌تواند به سرعت دگرگون شود، و دانشمندان همچنین ممکن است بتوانند شاهد جهش آن در جهات خطرناک باشند. دکتر پردیس ثابتی در ام.آی.تی در رشته زیست شناسی به تحصیل پرداخت. در سال ۱۹۹۷ میلادی (۱۳۷۶ خورشیدی) به کسب مدرک کارشناسی علوم نائل شد، در سال ۲۰۰۳ در دانشگاه آکسفورد در رشته ژنیتک تکاملی تحصیلات خود را کامل کرد و مدرک دکترا گرفت، و پس از آن در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵ خورشیدی) با درجه ممتاز از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد، با اخذ مدرک دکترای پزشکی فارغ‌التحصیل شد. اما او فقط یک دانشمند نیست؛ در اوقات فراغت برای گروهی به نام «هزار روز» می‌خواند و به ترانه سرای مشغول است. با این حال، فعالیت‌های او در زمینه تحقیقات علمی بر روی ویروس ابولا، موجب شده است انتشار چهارمین آلبوم گروه به تاخیر بیافتد.

فرشتگان نجات

خرید اسلحه در ایالات متحده آمریکا یک امر بسیار پیش پا افتاده، قانونی و ساده است. کافیست سری به 5000 مغازه اسلحه فروشی در سراسر کشور شوید و با یک خمپاره انداز بیرون بیایید. نه یک اسلحه کوچک جیبی بلکه با یک خمپاره انداز یا یک مسلسل از نمونه مسلسلهایی که در ارتشهای مختلف جهان استفاده میگردد. خود آمریکاییها به دو دسته تقسیم میشوند کسانی که موافق ادامه این قانون هستند و کسانی که مخالف اند. دلیل موافقان این قانون اینست که تجارت اسلحه در آمریکا از آغاز تشکیل این کشور 200 ساله آزاد بوده است و بنابراین باید چنین نیز باشد. همچنین آمریکا کشوریست با وسعت زیاد کلانتریها و نیروی پلیس کم بنابراین مردم باید حق داشتن اسلحه برای دفاع از خود را داشته باشند. همچنین استدلال آنان اینست که در طول سال تعداد بیشتری با سلاح سرد کشته میشوند بنابراین چرا چاقوها را از مغازه های لوازم خانگی جمع نمی کنید؟ ما در اینجا سعی به قضاوت درباره درستی این استدلالها را نداریم، هر کشوری قوانین خاص مربوط به خود را دارد. احتمالا همه ما در جریان واقعه دلخراش مدرسه ابتدایی شهر نیو تاون در ایالت کانکتیکات آمریکا قرار گرفته ایم. آدام لندزا جوان گوشه گیر و غصبی 23 ساله در یک روز عادی با نیم دوجین اسلحه به مدرسه محل کار مادرش میرود، ابتدا مادر خود و سپس 25 انسان بیگناه دیگر را میکشد و سپس خودکشی می نماید. در میان کشته شدگان 20 کودک 6 تا 8 ساله به چشم می خورند. دلیل این شورش بی دلیل هنوز معلوم نیست. تیراندازی بی دلیل به قربانیان برای دفعه اول اتفاق نیفتاده است کشتارهایی اینچنینی در سراسر سال در آمریکا اتفاق می افتد اما سابقه نداشته جوانی 23 ساله بدون هیچگونه سو پیشینه دست به انجام همچین جنایتی، کشتار کودکان زیر دهسال زده باشد. اگر آدام لندزا شیطان صفت در سوی تاریک این داستان قرار گرفته است در سوی دیگر این داستان اما معلمانی جوان قرار داشته اند که جانشان را برای نجات شاگردانشان بخطر انداخته اند. ماری جیکوبز کتابدار کتابخانه مدرسه وقتی صدای تیر اندازی شنید تمامی 18 کودکی که در کتابخانه بودند را سریعا به دفتر اداری کتابخانه انتقال داد و کمد بزرگی را به پشت در دفتر قرار داد وتا آمدن نیروی پلیس کمد را جابجا ننمود. ماری میگوید من شنیدم که او وارد کتابخانه شدو چون فکر میکردم که همگی ما لحظات آخر عمرمان را میگذرانیم بچه ها را بدور خود جمع نمودم و به آنها گفتم که چقدر عاشق تک تک آنان هستم، فکر کردم اگر مادرانشان اکنون پیش آنان بودند احتمالا همین حرفها را به آنان می زدند. پلیس میگوید اگر ماری کمی تعلل می نمود همگی کودکان کشته میشدند. اما سرنوشت ویکی لی سوتوی 27 ساله، معلم کلاس اولی ها طور دیگری رقم خورد. او هنگامی که صدای شلیک گلوله ها را شنید همگی بچه ها را در کمد جالباسی کلاس جا داد و هنگامی که قاتل وارد کلاس او شد و پرسید بچه ها کجا هستند او جواب داد: در سالن ورزش مدرسه، قاتل با شلیک تیری به او، او را جا بجا بقتل رساند. هنگامی که پلیس وارد کلاس وی شد شاگردانش بروی زمین در کنار جسد بیجان او حلقه زده بودند. مواردی اینچنینی از زنانی معمولی که در لحظاتی سخت تبدیل به فرشتگانی واقعی در دنیای تلخ کنونی ما میگردند و جان انسانها را نجات میبخشند کم نیستند، یک نمونه آنرا چندی پیش در کشور خودمان در زلزله اخیر ورزقان شاهد بودیم. گلین خانم یا همان گلی سعادتی از اهالی روستای چای کندی ورزقان. او دقایقی پس از زلزله توانسته به تنهایی دقایقی ۶ نفر را از زیر آوار بیرون بکشد که 4 نفر از آنها زنده مانده اند. او می گوید: "پسر کوچکم کنار دستم نشسته بود و داشتم در تنور نان می پختم که زمین به شدت لرزید ، مادر شوهرم که در ایوان طبقه دوم خانه کاه گلیمان نشسته بود با فروریختن خانه مان زیر آوار مانده بود بعد از اینکه پسر کوچکم را در محوطه باز قرار دادم، اولین نفری که از زیر آوار بیرون کشیدم مادر شوهر پیرم بود. در روستا بلوایی به پا شده بود و هر کس به طرفی می دوید ، یکی گریه می کرد یکی به سرش می کوبید. اولین کسانی که به ذهنم رسید پیرمرد و پیرزن پیری بود که همسایه مان بودند، وقتی وارد ویرانه خانه شان شدم پیرزن بین دو تیرک گیر کرده و مانده بود ، به خانه ویران شده اش زل زده بود و در حالیکه سر و رویش را گرد و خاک گرفته بود، به آرامی کمک می خواست و پیرمرد هم فقط کاسه سرش از زیر تل آوار معلوم بود ، بعد از اینکه پیرزن را بیرون آوردم با دستهایم خاک ها را پس زدم و مرد را به حیاط کشیدم ، خاک ها را از دهانش بیرون آوردم و راه نفسش را باز کردم، همین که به کوچه آمدم بچه های همسایه دیگرمان را دیدم که فریاد زنان برای مادر شان که زیر آوار مانده کمک می خواهند، به داخل خانه آنها دویدم ، اما خانه زیر و رو شده بود و جز تلی از خاک نبود، به این طرف و آن طرف می دویدم که از زیر پایم فریاد کمک "یوسف " پسر همسایه مان را شنیدم که گفت " خاله گلی " ما اینجاییم با مادرم ، کمکمان کن ، خاک ها را کنار زدم و پسر را زنده بیرون آوردم ، اما مادرش را که بیرون کشیدم و راه نفسش را باز کردم دیدم نفس ندارد و متاسفانه فوت کرده بود ، یک نفر را هم بعدا از زیر آوار بیرون کشیدم که او نیز متاسفانه فوت شده بود. آیا ما آمادگی ذهنی لازم برای تبدیل شدن به چنین ابر زنهایی که جان انسانها را در پیچهای حساس زندگی نجات میدهند، را داریم؟   عکس متعلق به ویکی لی سوتو، معلم کشته شده مدرسه سندی است.
اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم کیم کارداشیان در همسایگی ایران آیا پینار سلک محکوم میشود؟ ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟ گلناز؛ گزارش یک تجاوز

حقوق زنان

زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند

یک استان در کانادا، مقرراتی که زنان شاغل را ملزم به پوشیدن کفش پاشنه بلند می‌کرد، لغو کرد. دولت محلی بریتیش کلمبیا، در غرب کانادا، می‌گوید مجبور کردن زنان به پوشیدن کفش پاشنه بلند، تبعیض آمیز است و همچنین می‌تواند از نظر ایمنی در محیط کار خطرناک باشد. مقام‌ها همچنین گفته‌اند کسانی که کفش پاشنه بلند پا می‌کنند، با خطر زخمی شدن به دلیل سر خوردن یا زمین خوردن مواجهند که می‌تواند به پاها و کمر آسیب بزند و برای همین کفش‌ها باید متناسب با شرایط کار طراحی شوند. مقررات مربوط به پوشش بعد از آن لغو شد که یک سیاستمدار حزب سبزهای این استان، ماه پیش طرحی را به مجلس استانی آورد که لزوم پوشیدن کفش بر اساس جنسیت را منع می‌کرد. طرح اندرو ویور، رهبر حزب سبز‌های استان بریتیش کلمبیا، برای \\\\\\\"جلوگیری از الزام کارمندان از طرف کارفرمایان برای تعیین نوع کفش بر اساس جنسیت یا هویت جنسی\\\\\\\" طراحی شده بود. این طرح، همه کسب و کارها از جمله فروشگاه‌ها و دفتر شرکت‌های بزرگ را در بر می‌گیرد. اما دولت محلی به جای اعمال این طرح، قانون کار در مورد پوشیدن کفش را تغییر داد. کریستی کلارک، وزیر اول استان بریتیش کلمبیا، می‌گوید در بعضی از محیط‌های کاری استان، زنان مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند می‌شوند. دولت هم مانند بیشتر مردم استان اعتقاد دارد که این رویه اشتباه است و برای همین هم ما قانون را برای منع این الزام‌های تبعیض آمیز و ناایمن تغییر دادیم. قانون جدید می‌گوید طراحی، ساخت و مواد به کار رفته در کفش‌های کار باید متناسب با محیط کار باشد تا کارگر بتواند بدون خطر کار کند. همچنین کارگران نباید ملزم به پوشیدن پاپوش‌هایی خارج از این استاندارد شوند. این دستورالعمل جدید تا آخر ماه میلادی جاری اجرایی می‌شود. پاشنه‌های بلند و اینکه آیا زنان لازم است این نوع کفش‌ها را در محیط کار یا حتی جشنواره فیلم کن بپوشند، در سال‌های اخیر تبدیل به مسئله‌ای بحث برانگیز در دنیای مد شده است. در کانادا، بحث برسر پوشش زنان در محیط کار، بیشتر روی کارکنان رستوران‌ها متمرکز شده است. منتقدان می‌گویند تعیین شکل لباس کار کارمندان زن، براساس تفکرات کلیشه‌ای و جنسیت‌زده از پوشش زنان است.

اولین زنان موفق ایرانی

در تاریخ پر فراز ونشیب ایران زنان همواره نقشی برجسته در بهبود اوضاع و پیشرفت کشور داشته اند و در زمان نیاز از زمان یوتاب، در زمان هخامنشیان تا جنگهای تحمیلی در خط مقدم ایثار و شهامت قرار داشته اند. با هم نگاهی می اندازیم به بعضی از زنانی که اولین در رشته خود بودند و با سعی و کوشش خود عرصه را بروی دیگر زنان کشور باز نمودند. اولین زن جراح ایرانی: "سکینه پری"  در سال 1307 در روسیه دیپلم دکتری گرفت و در سال 1314 اجازه نامه ی پزشکی خود را دریافت کرد. اولین زن جراح پلاستیک ایرانی: "دکتر هاسمیک هارطونیان"  در سال 1339 در این رشته فارغ التحصیل شد. اولین زنان داروساز ایرانی: " اقدس غربی" و " اختر فردوس" اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در این رشته فارغ التحصیل شدند. اولین زن پرستارایرانی: " فاطمه توانایی" که در سال 1310 در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال 1314 در این رشته فارغ التحصیل شد. اولین زن وکیل دادگستری ایرانی: " یکاترینا سعید خانیان" متولد سال 1278 اولین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه در سال 1327 در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت. اولین زن تاجر ایرانی: "مهین افشار" در سال 1336 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد. اولین زن سرتیب ایرانی: "مرضیه ارفعی" در سال 1312 با درجه هم ردیف سروانی در ارتش مشغول خدمت شد و در سال 1338 به عنوان اولین زن به درجه سرتیپی رسید. اولین زن روزنامه نگار ایرانی: "صدیقه دولت " در اصفهان سال 1297 مجله " جمعیت نسوان وطن خواه " و مجله " زبان زنان " را منتشر کرد. اولین زن خلبان: " عفت تجارتی" در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را انجام داد. اولین زن  خواننده ایرانی: " قمرالملوک وزیری" متولد سال 1284.  نخستین کنسرت خود را در سال 1303 برگزار کرد. اولین هنرمندان زن تاتر: اولین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های " وارتوهی تریان" و" سرا کالندریان" بودند. اولین زن فضانورد ایرانی: یا اولین فضانورد ایرانی انوشه انصاری است که در سال 1385 به اولین سفر فضایی با هزینه شخصی رفت. اولین کتاب خانه داری نوین را بدرالملوک بامدادبرای زنان و دختران به رشته تحریر در اورد، کتابهای روانشناسی تربیت، هدف پرورش زن، تعلیم و تربیت دموکراسی از دیگر تالیفات وی میباشد. اولین زن وزیر بعد از انقلاب: مرضیه وحید دستجردی , وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت آقای دکتر محمود احمدی نژاد است. شما نیز میتوانید با اضافه نمودن زنان موفقی که میتوانند در این لیست قرار بگیرند ما را در جهت تکمیل شدن این مطلب یاری دهید.
بالی مجسمه‌های عریانش را از دید پادشاه عربستان نمی‌پوشاند پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان انتشار آمارهای تازه از کار زنان آلمانی در خانه و خارج از خانه چطور می شود نفقه را گرفت هیچ معلمی حق تنبیه ندارد