1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

 

در معدن «سراپرده» شهرستان کوهبنان در 150 کیلومتری کرمان، برای مهناز میرزایی که در زیر زمین کار می کند، حجاب چه معنائی می تواند داشته باشد؟ او مهندس معدن و متولد سال ۵۹ است. از سال ۸۴ در اعماق معادن شمال کرمان شانه به شانه مردان کار می کند. در گذشته زیر زمین بود و حالا گاه روی زمین است و گاه زیر زمین. او مدیر معدن سراپرده شده است.

می گوید:

زمانی که بعنوان نخستین زن مهندس معدن پای در معدن سراپرده گذاشتم هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای کار در معدن آمده باشم، آن‌هم در معدنی که تا آن زمان مهندس معدن نداشت.

وقتی وارد معدن شدم کارگران مرد با تعجب به من نگاه می‌کردند و باورشان نمی‌شد من برای کار به اینجا آمده باشم، جالب‌تر اینکه در همان روز فردی که باید معدن و محیط کار را به من نشان می‌داد سخت‌ترین جاهای معدن را به من نشان داد، در عمق چند صد متری زمین و در مکان‌هایی بسیار تنگ و دور از ذهن. طول معدن چهار کیلومتر در زیرزمین است. روزانه هزاران نفر در این معادن در همین شرایط سخت کار می‌کنند و تصورش هم برای مردم عادی غیرممکن است. در همین معدن در کنار 90 نفر با هم کار می کنیم.

روزهایی را به یاد می‌آورم که کارگران معدن به دلیل اینکه زن هستم حرف هایم را بعنوان مهندس معدن جدی نمی‌گرفتند، اما درنهایت به مهارت و توان من پی بردند و حالا معدن سراپرده از بهترین معادن شمال استان کرمان است. دو برادر و همسرم هم در همین معدن کار می‌کنند.

برخی روزها مجبورم فرزند خردسالم را هم به محل کارم بیآورد. معدن سراپرده سه میلیون تن ذخیره دارد و ده‌ها معدنچی در اعماق زمین با دستگاه‌های مختلف در حال استخراج ذغال سنگ هستند.

گازگرفتگی و انفجار مهمترین خطری است که معدنچیان را تهدید می‌کند اما به هر صورت خطر در اکثر مشاغل وجود دارد.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

رویاهایت را فراموش كن

آدمیزاد اگر بداند از زندگی چه می خواهد خوشبخت تر است. من آدم واقع گرایی هستم. سعی می کنم روزگار را آن طور که هست ببینم و خودم را برای ساختن زندگی سال هاست آماده کرده ام.

اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

ما احساس خوبی نداریم از اینکه چشم به پنجره می دوزیم. چون فکر می کنیم باید به جای آن مشغول کار باشیم یا در حال درس خواندن یا درگیر حل مسائلی که در ذهن مان، لیست کرده ایم.   زل زدن به پنجره شاید برای خیلی از ما، تعبیری جز تلف کردن وقت نباشد. چون به نظر می رسد کاری انجام نمی دهیم و در خدمت هدفی نیست. حتی می تواند معنایش این باشد که حوصله مان سر رفته است یا اینکه می خواهیم برای لحظاتی حواس مان را پرت کنیم. دست به چانه و چشم به بیرون پنجره دوختن، هیچ نوع پرستیژی در بر ندارد برای همین راه نمی افتیم به دیگران بگوییم بهترین لحظاتی که امروز داشته ام زل زدن به پنجره بوده است. اما شاید در یک  جامعه متفاوت، انسانی ترین کاری است که از ما سر خواهد زد. زل دن به یک نقطه در بیرون از پنجره، در تضاد با کاری است که می کنیم چون در حقیقت، ذهن ما نه تنها در جستجوی دیدن چیز مشخصی در بیرون نیست بلکه به صورت خیلی نامحسوس، در جستجوی افکار و ماجراهایی هستیم که در درون ما می گذرد. در وهله اول خیلی آسان می شود تصور کرد در باره چه چیزی فکر می کنیم و چه احساسی داریم ولی تشخیص کامل آن به ندرت اتفاق می افتد. برای همین، بخش بزرگی از چیزهایی که هویت و شخصیت ما را می سازد به صورت دست نخورده و غیرقابل استفاده، فقط در ذهن و روان ما برای خودشان وجود دارند. برای همین، قسمت مهمی از هر آنچه که هستیم توانایی بروز نمی یابد. بسیاری از افکار ما حساس تر از آن هستند که با سئوال های مستقیم، خود را بروز دهند. به همین خاطر، چشم دوختن به پنجره، اگر درست انجام شود می تواند دریچه ایی  ساده و بی غل و غش باشد به افکار عمیق تری که در نهاد ما هستند. افلاطون یک تشبیه برای فعالیت ذهن به کار برده است به این صورت که می گوید: « ایده های ما مثل پرنده های هستند که درون محوطه مغز، بال و پر می زنند. اما برای نشستن و آرام گرفتن پرنده ها، ما نیاز به ایجاد لحظات آرام و بی حساب و کتاب داریم و چشم دوختن به پنجره یکی از همین فرصت ها می تواند باشد. چشمان ما قادرند در حین زل زدن به پنجره، عبور زندگی را بی اختیار ببیند و از هیاهوی روزمره کمی فاصله بگیرند. به مقاومت بته  های روی زمین، در برابر باد بنگرند. مثل شعر زیبابی ایرانی وقتی که می گوید« گون از نسیم پرسید به کجا چنین شتابان؟» چشم دوختن بدون هیچ نیت از پیش تعیین شده، شاید در دنیایی که ملاک و معیارش تولید و مصرف بیشتر است مهم جلوه نکند. اما ایستادگی در برابر هجوم خواسته های ناتمام و روزمره، به ایجاد بزرگترین ایده ها نیز ختم می شود. به افکار عمیق تر خودمان، فرصت کشف بدهیم.
مهر، با بوی تند مدرسه من از تو خشمگین نمی شوم دغدغه های مادرانه دختری که کسی منتظرش نیست عشق همه چیز است

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

به یخچال تان عمری دوباره ببخشید

آخر سال زمان مناسبی است برای آنکه اشکالات خانه را اصلاح کنیم. برخی از لوازم منزل ما عمر مفید طولانی ای دارند اما به دلیل استفاده نامناسب از آنها ناچار می شویم آنها را زودتر از زمان مقرر به تعمیرگاه بفرستیم یا حتی تعویض کنیم. یکی از این وسایل یخچال است.

1 درصد بسیار پولدار دنیا

آکسفام در تازه‌ترین گزارش خود، میزان توزیع ثروت در جهان را منتشر کرده است و می‌گوید که تا سال ۲۰۱۶ يک درصد افراد ثروتمند، مالک بيش از نيمی از ثروت جهان خواهند بود. به گزارش روز ۲۹ دی ماه خبرگزاری آسوشيتدپرس، در آستانه برگزاری نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئيس، موسسه آکسفام تازه‌ترين گزارش خود از ميزان توزيع ثروت جهانی را منتشر کرده است. سازمان خيريه آکسفام در این گزارش گفته که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، سهم دارایی ثروتمندترين افراد دنيا از ثروت جهانی، از ۴۴ درصد به ۴۸ درصد افزايش يافته و در سال ۲۰۱۵، يک درصد افراد ثروتمند مالک نيمی از ثروت جهان شدند. اين سازمان می افزايد در صورتی که اقدامات مشخصی برای توزيع عادلانه ثروت انجام نشود، سهم اين يک درصد در سال ۲۰۱۶ از ميزان دارايی ۹۹ درصد از جمعيت جهان بيشتر خواهد شد. افزايش نابرابری يکی از موانع مهم برای از بين بردن فقر جهانی است. به گزارش آکسفام در حالی که حقوق‌بگيران متوسط هنوز بار پرداخت هزينه‌های بحران مالی سال‌های اخير را به‌ دوش می‌کشند، بزرگترين شرکت‌های دنيا با چانه‌زنی و فشار بر دولت آمريکا و اتحاديه اروپا تلاش می‌کنند مقررات مالياتی را به نفع خود تبيين کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام بين‌المللی، می‌گوید: «آيا واقعا می‌خواهيم در دنيايی زندگی کنيم که يک درصد ثروتمند آن مالک ثروتی بيشتر از کل دارايی همه ما هستند؟ با وجود اين‌که موضوع نابرابری در مرکز توجه افکار بين‌المللی است ابعاد نابرابری جهانی آشکارا نشان می‌دهد که فاصله بين ثروثمند‌ترين طبقه و سايرين با سرعت در حال عميق‌ترشدن است». به‌رغم هشدارهای برخی از رهبران جهانی از جمله باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا، و کريستين لاگارد، رييس صندوق بين‌المللی پول درباره مبارزه با نابرابری شديد اقتصادی، خانم بيانياما گفت: «هنوز در انتظار اين هستيم تا رهبران ديگر هم به اين مبارزه بپيوندند». به گزارش موسسه آکسفام، موسسات مالی و خدمات پزشکی آمريکا با صرف ۹۰۰ ميليون دلار تلاش کردند که دولت آمريکا را به تصويب مقررات مالياتی مطلوب در سال ۲۰۱۳ ترغيب کنند. بيش از ۲۰۰ ميليون دلار نيز به همين منظور صرف لابی‌کردن در اتحاديه اروپا شد. آکسفام با ارائه آمار گزنده و ترسيم تصويری نگران‌کننده از جهان که شامل ثروتمندان نمی‌شود، افزود از هر ۹ نفر در دنيا، يک نفر غذای کافی برای خوردن ندارد و بيش از يک ميليارد نفر در جهان با درآمدی معادل روزانه ۱.۲۵ دلار زندگی می‌کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام که در نشست مجمع‌ جهانی اقتصاد داووس شرکت دارد در بيانيه‌ای گفت: «حالا زمان آن است تا رهبران ما با مقابله با امتيازات و منافع عده‌ای ويژه، راه را برای برقراری دنيايی عادلانه‌تر و مرفه‌تر باز کنند». او افزود: «فقيران از نابرابری اقتصادی آسيب مضاعف می‌بينند، نه تنها سهم‌شان از اقتصاد جهانی کوچکتر است که نابرابری باعث کاهش رشد اقتصادی کشورشان شده و در نتيجه سهم آنها از رشد اقتصادی باز هم کوچکتر می‌شود». سازمان خيريه آکسفام از دولت‌های جهان خواسته است تا با فرار مالياتی شرکت‌ها و سرمايه‌دارهای بزرگ مبارزه کرده و همزمان در زيرساخت‌های بهداشتی، آموزشی و تبيين مقررات دستمزد عادلانه و برابر سرمايه‌گذاری کنند.
کنترل صفرهای قبض برق از پس اندازتان مراقبت کنید اولین تولد کافه ویسپو حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید کیفی پر از مدرسه

مطالب تصادفی

گزارش روز

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود

جنگ برای خرمشهر تمام نمی شود شهر ويران بود اما جنگي نبود.شهر رها شده بود به امان خدا.شايد همه منتظر بودند حالا كه خدا خرمشهر را آزاد كرده است آباد هم كند.مسجد خرمشهر.جاي گلوله روي ديوار به يادگار مانده بود.راه. غروب بي پايان خوزستان.اشك.حيرت.افسوس.همه سوغات آن سفر بود از خرمشهر.سالها بود كه از جنگ مي گذشت.شهر ها ديگر آزاد بودند.عده اي همچنان از جنگ مي گفتند.صاحبان جنگ و آن دفاع بزرگ اما سكوت بودند.

سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران

عضو هیئت رئيسۀ مجلس شورای اسلامی نسبت به بروز سرطان‌های جدید ناشی از هجوم ریزگردها به ایران هشدار داد. این هشدار در حالی اعلام می‌شود که بودجه‌ی مقابله با گرد و غبار در سال ۹۲ نسبت ‌به سال‌های قبل کاهش یافته است. کمال‌الدین پیرمؤذن، عضو هیأت رئيسه فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی ایران، روز چهارشنبه (۵ تیر/ ۲۶ ژوئن) در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر هشدار داد: «موج جدید سرطا‌ن‌های ناشی از ریزگردها در راه است و سلامت مردم با وجود این معضل به خطر افتاده است.» وی افزود: «امسال ۵۵ میلیارد تومان به منظور مقابله با حل این بحران در نظر گرفته شد که البته این میزان نسبت به سالهای گذشته کمتر است. لذا با توجه به این که موضوع ریزگردها به معضلی فراگیر در بسیاری از استان‌های کشور تبدیل شده و سلامت مردم را به خطر انداخته است، مسئولان باید توجه بیشتری به آن داشته باشند.» پیرمؤذن اقداماتی که در مورد حل مشکل ریز گرد ها در نظر گرفته شده را کافی ندانست و از نبود "برنامه مدون از سوی سازمان‌های مسئول و مدیران مربوطه" انتقاد کرد. پیش از این معاون حقوقی و امور مجلس نیز از حذف اعتبار مهار ریزگردها در سال ۱۳۹۲ انتقاد کرده و گفته بود، این اقدام عملا امکان مدیریت این پدیده را در سال ۱۳۹۲ غیرممکن می‌سازد. محمد نوری‌امیری در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفته بود، برای جلوگیری از ورود ریزگردهای عربی به ایران، در طول هر ‌صد کیلومتر از مرزهای این کشور، باید حد اقل حدود ۵۰ میلیارد دلار هزینه شود. نوری امیری همچنین تصریح کرد: «این امر مستلزم اختصاص اعتبار کافی در حدود ۵۰۰ میلیون دلار در سال است که طی یک فرآیند ۳ ساله، ریزگردهای ورودی از کشورهای عربی منطقه به کشورمان مهار گردند.» افزایش سرطان‌ها و بیماری‌های ریوی این نخستین بار نیست که نسبت به ظهور سرطان‌های ناشی از ریزگردها در ایران هشدار داده می‌شود. به گزارش وب‌سایت قانون، مهران افخمی، استاد محیط زیست دانشگاه علوم و تحقیقات اهواز در این باره گفته است: «ذرات گردوغبار، حاوی فلزات سنگین، باکتری‌ها و ویروس‌هایی هستند که در بلندمدت نرخ ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند.» افخمی می‌گوید، نه تنها این ذرات بر اعضای مختلف بدن مانند چشم و پوست تأثیر می‌گذارند بلکه همچنین حامل موادی هستند که می‌توانند خطری به مراتب مهم‌تر برای بدن ایجاد کنند. دکتر افخمی در مورد مواد قابل حمل توسط ذرات گرد و غبار توضیح داده است: «بستگی به محیطی دارد که گرد وغبار از آنجا گذر می‌کند. برای مثال به دلیل جنگ‌های بسیاری که در کشور عراق به وقوع پیوسته مواد شیمیایی و فلزات سنگین بسیاری در هوای این کشور وجود دارد که با وزش باد و گردوغبار وارد کشورمان می‌شود.» ورود ریزگردهای آغشته به اورانیوم مدتی است که اخباری مبنی براحتمال ورود ریزگردها ی آلوده به اورانیم و مواد شیمیائی به کشور، مردم ایران را نگران کرده است. امیر فاتح، مدیر کل دفتر هوای سازمان محیط زیست ایران، خردادماه سال جاری (۱۳۹۲) در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس با استناد به بررسی دانشگاه‌های شهید چمران و جندی‌ شاپور، این موضوع را رد کرد اما در عین حال تصریح کرد که برای یافتن حقیقت موضوع باید بررسی‌های زیادی صورت بگیرد. سال گذشته (۱۳۹۱) شریف حسینی‌، نماینده مردم خوزستان در مجلس از افزایش ۷۰ درصدی مراجعات مردم برای مشکلات ریوی در کشور خبر داد. او گفت: «در روزهایی که گردوغبار در هوا موجود است چیزی حدود ۶۲۴. ۶ گرم ذرات آن وارد ریه هر فرد می‌شود و به همین دلیل ۱۷ درصد بیماری‌های ریوی و آسم در کشور و مناطق درگیر افزایش یافته است. ۱۹ هزار بیمار نیز سالیانه به دلیل این پدیده به مراکز درمان و بهداشتی مراجعه می‌کنند که این رقم در استان خوزستان ۵ هزار نفر است.» منشاء ریزگردها گرد و غبار و ریزگرد پدیده‌ای است که سا‌ل‌هاست مردم ایران را درگیر کرده و به گفته کارشناسان، تا کنون بر بیش از ۲۳ استان کشور، به ویژه‌استان‌های غربی تأثیر گذاشته است. صاحب‌نظران حوزه محیط زیست می‌گویند، منشاء این ریزگردها را باید در کشورهای عربی پیدا کرد. محمد درویش، رئیس کار گروه تحقیقات مؤلفه‌های بیابان‌زایی در گفت‌وگو با روزنامه "آرمان" گفته است: «منشاء این ریزگردها به خارج از خاک‌های ایران برمی‌گردد. گرد و غبار به صورت عمده از عراق، میان رودان و بین‌النهرین و از جوار مرز بین عراق و سوریه سرچشمه می‌گیرد.» درویش دلیل عمده افزایش غلظت گرد و غبار را تالاب‌های اقماری متعدد در منطقه میان‌رودان می‌داند. این تالاب‌ها در حال حاضر خشک شده و به منبع تولید گرد و غبار تبدیل شده‌اند. میلیون‌ها هکتار زمین کشاورزی که از آب دجله و فرات آبیاری می‌شدند نیز اکنون به محل تولید گرد و غبار تبدیل شده‌اند. به گفته‌ی این کارشناس، در حقیقت سرچشمه‌های تولید گرد و غبار، خاک عراق و کانون‌های بحرانی در کشورهای بی‌ثباتی هستند که دولت مرکزی مقتدری ندارند. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت‌ماه ۹۲ اعلام کرد، بر اساس بررسی لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ و انطباق آن با احکام و اهداف برنامه پنجم توسعه، این لایحه با اولویت‌ها و معضلات زیست‌محیطی کشور همخوانی چندانی ندارد. این مرکز همچنین اعلام کرد که ایران برای رفع مشکل ریزگردها تصمیم‌های مناسب نگرفته است.
امروز روز بین المللی ترک سیگار ختنه دختران زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان وضعیت اسفناک زنان ایرانی در زندانهای مالزی

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

بعضی وقتها خوب است که بد باشیم

بنجامین فرانکلین یکی از پنج شخصیت اصلی استقلال امریکا، هم دانشمند بود هم مخترع و هم محقق… سیاستمدار معروف در همه بحران های سیاسی و نظامی و مامور همیشگی صلح و سازش هم بود. او حتی یک فراماسون سخت کوش و معتقد هم بود آن هم در دورانی که نیت شان خیر بود. او وقتی 20 ساله بود 13 خصلت و رفتار انسانی (سخت کوشی، عدالت خواهی، سکوت، تمیزی، صبوری، نظم،اسراف نکردن، احترام،افراطی نبودن، مفید بودن، متانت، نجابت جنسی، صادق بودن) را بر روی یک نقشه ترسیم کرده بود و با خودش عهد کرده بود هر بار که از اصولش در هر روز از ماه تخطی کند یک نقطه بر روی نقشه اضافه کند. فرانکلین البته خیلی زود فهمید با همه تلاشش، فرد خطاکاری است. نقطه ها در طی روزها و هفته ها بر روی نقشه ای که ترسیم کرده بود اضافه می شد. او پس از مدتی تسلیم این واقعیت شد که نمی تواند بدون خطاهای کوچک اینجا و انجا به زندگی ادامه دهد. بعد از نزدیک به 300 سال از توافق فرانکلین با خودش، شاهد موج جدیدی از نظریات و تحقیات هستیم که معتقد است برای رسیدن به یک هدف خوب، گاهی می توان شیطنت هم داشت. به عبارت دیگر، راه هایی نظیر سخت کوشی خارق العاده  و حذف و کنترل هر نوع « کوتاه آمدن»، برای همه انسانها عملی نیست. در فرهنگ عمومی، مدام مشاورین اقتصادی به افراد می گویند اگر به فکر خرید خانه هستید چند سالی سفر نروید یا ماشین دلخواه تان را نخرید. روحانیون همه مذاهب هر هفته هشدار می دهند که هیچ نوع گناهی مرتکب نشوید. طراحان رژیم های غذایی توصیه صریح می کنند که با دقت و کنترل تمام، خود را از محدوده تعیین شده  مصرف کالری خارج نسازید. اما یکی از محققین برجسته نظریه جدید Rita Coelho do Vale استاد دانشگاه اقتصاد و بازرگانی در لیسبون پرتغال، معتقد است رفتارهای گاها متضاد با اهداف مان، به ما نیروی کافی برای ادامه راه سخت کوشانه را می دهد. خلاصه ایده و همه تحقیقاتی که وی تهیه دیده است در این واقعیت ساده نهفته است که اگر گاهی یک کیک شکلاتی بزرگ را در بین رژیم غذایی تان بخورید شانس ماندن تان بر سر رژیم غذایی سختی که انتخاب کرده اید بیشتر خواهد بود. برای همین به طور مثال یادآوری می شود افرادی که در فروشگاه های غذایی، فکر و ذکرشان را مصروف تهیه موادغذایی ارزان قیمت می کنند و حسابگری های شان تا جلوی صندوق ادامه می یابد برای خلاصی از این فشار و حتی تحقیر ناخوداگاه، یک پاکت چیپس گران یا مجله الکی را با قیمت گران می خرند. اصلا یکی از دلایل اصلی قرار دادن مجلات و تنقلات در جلو صندوق پرداخت، برای همین واکنش انسانی است. پشتوانه دیدگاه او بر می گردد به نظریات روانشناسانی نظیر Roy Baumeister که معتقدند انسانها سهم مشخصی از منیت و غرور و انرژی درونی دارند که اگر با اهداف بسیار مطلق بینانه، مدام به آنها نهیب زده شود به یکباره باطری خالی می کنند. ( Ego depletion ). شکی نیست که بعضی انسانها، از توانمندی و انگیزه های خارق العاده ایی برخوردارند. آنها ممکن است به هر دلیلی از یک ایمان آهنین برخوردار باشند. بعضی افراد ممکن است به دلیل داشتن انواع بیماری های روحی و روانی نظیر خودشیفتگی یا حتی نابغه بودن، مسیر بیرحم و طاقت فرسایی را برای رسیدن به هدف خود بپیمایند و اصلا هم نگران سلامت و آسایش خودشان نباشند. اما حقیقت عمومی تر این است که اکثریت بشر نمی تواند و نمی خواهد اینگونه زندگی، کار و هدف داشته باشد. این روزها، بر اساس تحقیقات و مطالعات، مطرح شده است که مثلا شانس موفق شدن و پیگیری درازمدت یک هدف توسط یک فرد « بی خیال» که از خانواده متوسط یا متمول وارد زندگی اجتماعی می شود خیلی بیشتر از یک فرد سخت کوش و از خودگذشته است که از درون فقر و محدودیت راهش را می خواهد به سمت اهداف بزرگتر بکشاند. فردی با محدودیت های بیشتر، شانس خیلی کمتری برای خطا کردن و شیطنت های کوچک و عقب نشینی های موقت دارد. بخصوص که خطر « باطری خالی کردن Ego depletion» همیشه یک واقعیت روزمره است که افسردگی ها و شکست های زناشویی و پناه بردن به قمار، مواد مخدر، و جرائم از نتایج آن است. ریشه این بحث رفتارشناسی قدمتی چند هزار ساله دارد. در دوران طلایی منطق و فلسفه بشری در یونان، ارسطو گفته بود که میل و نیاز، محرک حیوانات است ولی برای انسان، منطق وسیله و دلیل تلاش است. افلاطون ولی قبل از او معتقد بود که بشر با همراهی دو اسب سیاه هیجان و اسب سفید منطق پیشرفت می کند. سقراط  قبل از هر دوی انها اعتقاد داشت که منطق مهمتر از هیجان و اشتیاق است. بنجامین فرانکلین بر اساس شعور دوران جوانی نتوانست به خودش حق دهد که می تواند خطاکار هم باشد. برای همین بود که در 20 سالگی، همه ضعف هایش را به گردن غرور انداخت. اما بعدها در حین نوشتن سرگذشتش به خطاکار بودن خود و تلاش اولیه اش برای انسانِ بی نقص بودن، اشاره کرد. او متوجه شد که همه دستاوردی که در زندگی اش داشته است نمی توانست  تحقق یابد اگر گاه و بیگاه به بیراهه نزده بود.

می خواهم قد بلندی داشته باشم

هروقت می‌خواهم به مهمانی بروم، قصه همین است! یا یک جفت کفش با پاشنه‌های خیلی بلند می‌پوشم که از اول تا آخر مهمانی نمی‌توانم قدم از قدم بردارم و آخرش هم با کمردرد و پادرد راهی خانه می‌شوم! یا موهایم را به شدت می‌کشم و بالای سرم می‌بندم تا شاید قدم بلندتر از چیزی که هست، به نظر بیاید! خلاصه از هر ترفندی استفاده می‌کنم تا قدم کوتاه‌تر از بقیه خانم‌های فامیل نباشد! دست به دامن هر قرص و دارویی هم شده‌ام؛ از قرص‌های استخوان‌ساز که در شبکه‌های مختلف ماهواره تبلیغ می‌کنند تا هر پودر و قرصی که عطاری‌ها برای بلند شدن قد پیشنهاد می‌کنند! البته مدتی هم بسکتبال بازی کردم و مدام از میله بارفیکس آویزان می‌شدم که هیچ‌کدام فایده نداشت! بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم شاید تنها راه بلندتر شدن قدم جراحی باشد اما می‌ترسم! دوست دارم با روش‌های کم‌خطر چند سانتی‌متری به قدم اضافه کنم؛ یعنی می‌شود؟!» علت را ریشه‌یابی کنید تا کی می‌شود امید داشت؟ افزایش قد جزئی از فرایند رشد است که تحت تاثیر عوامل وراثت و محیط رخ می‌دهد اما مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده قد افراد مسائل ژنتیک است. میانگین قد والدین به علاوه عدد ۶.۵ در پسران و منهای عدد ۶.۵ در دختران، به عنوان قد مورد انتظار برای افراد محسوب می‌شود. در واقع تا زمانی که صفحات رشد استخوانی باز باشند - یعنی حدود ۵ سال پس از بلوغ- می‌توان انتظار داشت که طول قد افزایش پیدا کند و بعد از آن دیگر با هیچ دارو یا غذایی نمی‌شود طول قد را افزایش داد. اما عوامل محیطی متعددی تا قبل از بسته شدن صفحات رشد، این ویژگی را تحت تاثیر قرار می‌دهند. مهم‌ترین عامل محیطی تاثیرگذار روی قد افراد مسئله نوع و میزان تغذیه است. پیروی از یک رژیم متنوع و متعادل که نیازمندی‌های بدن کودکان و نوجوانان را نسبت به مواد اولیه در طول زمان رشد فراهم کند، شرط لازم برای دستیابی به حداکثر استعداد ژنتیک برای افزایش طول استخوان‌هاست. کلسیم عنصر اصلی در ترکیب استخوان بوده و بدون حضور مقدار مناسب آن در رژیم غذایی، رسیدن به بالاترین ظرفیت وراثت طول استخوانی میسر نیست. لبنیات و کلم و مرکبات از منابع اصلی و توصیه شده این عنصر هستند. خوراکی‌های مفید میل کنید استخوان‌سازها را بشناسید پروتئین از اجزای اصلی مورد نیاز برای رشد است که باید در رژیم غذایی کودکان و نوجوانان گنجانده شود که البته نوع حیوانی پروتئین ارجحیت دارد؛ گوشت و تخم‌مرغ منبع اصلی تامین پروتئین حیوانی است. کلسیم عنصر اصلی در ترکیب استخوان بوده و بدون حضور مقدار مناسب آن در رژیم غذایی، رسیدن به بالاترین ظرفیت وراثت طول استخوانی میسر نیست. البته برای ترشح هورمون‌های موثر در رشد و ساخت بستر استخوانی و در کنار آن عضلات، بدن به ویتامین‌ها و عناصر دیگری مانند روی، منیزیم، آهن و فلوئور نیاز دارد که رعایت یک الگوی صحیح تغذیه‌ای، اساسی‌ترین عامل در رشد طولی استخوان‌هاست. استراحت خوب است یا تحرک؟ هم ورزش کنید و هم بخوابید! اگر اهل ورزش هستید و دوست دارید حرکات ورزشی متناسب با افزایش قد انجام دهید، خوب است بدانید انجام حرکات ورزشی و کششی مثل یوگا، بارفیکس و امثال آنها هم می‌تواند تا حدودی به رشد استخوانی کمک کند. البته رعایت ریتم مناسب خواب هم یکی دیگر از عوامل تاثیرگذار بر رشد طولی استخوان‌هاست، زیرا خواب مناسب باعث ترشح منظم هورمون رشد شده و کودکان بیشترین بهره را از آن می‌برند. در مقابل، همان‌قدر که خواب خوب و مناسب بر رشد مناسب جسم و قد تاثیرگذار است، خواب نامنظم، شب‌بیداری و خوابیدن تا دیروقت روز با ایجاد اختلال در روند ترشح هورمون رشد می‌تواند مانع از رشد واقعی قد در نوجوانان شود؛ به این ترتیب نوجوانی که شرایط ژنتیک لازم برای قدبلند شدن را داراست، ممکن است با شب‌بیداری و ساعات نامنظم خواب، فرصت قدبلند شدن را از دست بدهد. البته نباید تاثیر برخی بیماری‌ها را بر مختل شدن روند رشد قد افراد نادیده گرفت؛ برخی بیماری‌ها مانند نارسایی کلیه، اختلالات روده‌ای که جذب مواد غذایی را کاهش می‌دهد یا ابتلا به دیابت و کم‌کاری تیروئید در دوران کودکی، موجب اختلال در رشد قدی می‌شود که تشخیص و درمان این بیماری‌ها در حوزه متخصصان غدد درون‌ریز و متابولیسم قرار دارد و هیچ نوع خود درمانی در این موارد جایز نیست. باورهای رایج درباره کوتاهی قد آیا کافئین و سیگار باعث کوتاهی قد می‌شود؟ بعضی‌ها تصور می‌کنند مصرف کافئین مانع از رشد قد می‌شود اما مطالعات پژوهشگران این ادعا را رد می‌کند. مصرف مداوم کافئین تنها می‌تواند بر کیفیت و نظم خواب تاثیر بگذارد؛ کودکان و افراد میانسال به ۹ تا ۱۰ ساعت خواب خوب شبانه نیاز دارند و مصرف بیش از حد کافئین مانع از این مقدار خواب می‌شود. محققان در مورد تاثیر سیگار بر BMI بدن هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده‌اند اما تحقیقاتی که در دانشگاه کلمبیا انجام شده، نشان داده بچه‌هایی که در سنین پایین سیگار کشیده یا در معرض دود سیگار قرار گرفته‌اند، نسبت به بچه‌های غیرسیگاری یا بچه‌هایی که والدین غیرسیگاری دارند، قدشان کوتاه‌تر است. همچنین ثابت شده مصرف دخانیات و الکل توسط مادران در دوران بارداری میتواند بر رشد قدی کودکان تاثیر منفی داشته باشد. ژنتیک، مهم‌تر از همه است با وجود همه مواردی که گفته شد، نباید فراموش کرد که وراثت اصلی‌ترین عامل تعیین میزان قد افراد است. در واقع متخصصان برای قد افراد، محدوده‌ای را در نظر می‌گیرند که رعایت نکات تغذیه‌ای و ورزشی تنها می‌تواند آنها را از حداقل این محدوده دور و به حداکثر آن نزدیک کند، بنابراین نمی‌توان با مصرف بیشتر لبنیات و… باعث افزایش رشد قد شد. خیلی از افراد تصور می‌کنند هر چه مواد مورد نیاز برای رشد را بیشتر در اختیار فرزندان‌شان قرار دهند، شرایط بلندتر شدن قد آنها را فراهم می‌کنند و با همین هدف لبنیات، گوشت و میوه بیشتری در اختیار آنان می‌گذارند، غافل از اینکه مصرف بیش از حد این مواد، نه تنها افزایش قد را در پی نخواهد داشت، بلکه باعث چاقی آنها می‌شوند که این چاقی، وضعیت ترشح هورمونی‌شان را تحت تاثیر قرار داده و افزایش قدشان را مختل می‌کند. به یاد داشته باشید که اضافه وزن و چاقی یکی از موانع رشد قدی محسوب شده و درمان آن نیز جز با رعایت رژیم غذایی مناسب حاصل نخواهد شد. داروهای ماهواره‌ای را باور کنیم؟ داروها و روش‌های موجود در بازار که با هدف افزایش قد و عمدتا از راه‌های غیرقانونی مثل شبکه‌های ماهواره‌ای یا عطاری‌های غیرمجاز عرضه می‌شوند، هیچ تاثیری در افزایش قد افراد ندارند. عمده این داروها ترکیبات مولتی‌ویتامینی است که با برندهای مختلف در داروخانه‌ها موجود بوده و در صورت رعایت یک الگوی صحیح غذایی، بدن نیازی به مصرف آنها ندارد. برخی دیگر از این داروها و همچنین وسایلی مانند انواع کفش‌ها و… چیزی جز فریبکاری نیست و نه‌تنها افزایش قدی در پی ندارند، بلکه در برخی موارد ممکن است سلامت فرد را به خطر بیندازند. نکته آخر اینکه یادتان باشد همیشه برای تعیین میزان قد مورد انتظار و نحوه دستیابی به آن، از پزشک و متخصص تغذیه برای طراحی یک برنامه غذایی صحیح و الگوی فعالیت بدنی مناسب
چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟ مصایب مهربانی مردانی که از تصمیم گیری می ترسند 9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود تست رضایت شغلی

زنان حادثه

همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

«بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند.» به گزارش ایسنا، روزنامه شهروند نوشت: «بانوی اول کشوری‌ بودن نقشی نیست که در قانون اساسی تعریف شده باشد. بانوی اول همواره وضعیتی منفعل و وابسته داشته است. بنابراین چارچوب و موازین مشخصی برای ارزیابی و تحلیل اقدامات و دستاوردهای این بانوان در اختیار نیست. تنها یک اصل وجود دارد؛ فردیت آنها و فقط می‌توان ثمرات کارآمد بودن آنها در زمینه‌های گوناگون را مقایسه کرد. بسیاری از آنان تنها به وظایف اولیه و مقدماتی اکتفا می‌کنند و برخی که حرفی برای گفتن دارند، همت می‌گمارند تا از این موقعیت بهره ببرند و ثمراتی که به نظر خودشان ارزشمند و مهم است‌ برای تاریخ به یادگار بگذارند. این‌ که در این مسیر کامروا می‌شوند یا نه، می‌ماند به عهده مردم و گذر زمان. برخی از آنان هم بعد از این تجربه وارد حوزه سیاست می‌شوند. مثل هیلاری کلینتون که به گزارش نشنال ریویو، پس از فارغ‌التحصیلی، کار در سازمان‌های مربوط به دفاع از حقوق کودکان، نوجوانان زندانی در کارولینا و کودکان معلول جسمی در ماساچوست را ترجیح داد و در جایگاه بانوی اول تلاش‌های وافری برای اصلاح مراقبت‌های بهداشتی درمانی کودکان داشت. هیلاری در نقش بانوی اول نماند و وسوسه سیاست او را به دولت اوباما کشاند و اینجاست که اقداماتی از او می‌بینیم که دیگر با فعالیت‌های داوطلبانه و خیرخواهانه همسو به‌ نظر نمی‌رسد. به گزارش مجله پالتیک‌فکت، کلینتون یکی از مهره‌های مهم در تحریم ایران در سال ٢٠١٥ بوده و در ‌سال ٢٠١٠ سازمان ملل‌ متحد را بر تحمیل تحریم بر ایران ترغیب کرده است. یکی از اقداماتی که در ‌سال ٢٠١٢ موجب نقصان ٦/٦‌درصدی اقتصادی شد؛ چرا که صادرات نفت ایران به نصف کاهش یافت. کلینتون همچنین رضایت روسیه و چین و ٩ کشور دیگر سازمان ملل متحد را برای سنگین‌ترین تحریم‌ها علیه ایران جلب کرده بود. زندگی کوتاه زنی قدرتمند ایوا پرون زنی بود که با حمایت و همراهی همسرش برای انتخابات ریاست‌جمهوری موانع تبعیض جنسیتی کشورش را درهم‌ شکست و در ‌سال ١٩٤٦ بر جایگاه بانوی اول آرژانتین نشست. پرون که خود فرزندخانواده‌ای فقیر و مشقات زیادی را در زندگی سپری کرده بود، از همان ابتدا قشر مستمند جامعه را مورد توجه قرار داد و با ادعای درک فلاکت و تیره‌روزی آنها در کنار همسرش وقت زیادی را صرف آنان ‌کرد و بالتبع نزد فقرا و کارگران به محبوبیت زیادی رسید. وی همچنین با بازدید از کارخانه‌ها و بیمارستان‌ها و ملاقات دردمندان به چهره‌ای مردمی بدل شد و حاصل آن فعالیت در عرصه بهداشت و درمان و تلاش برای ریشه‌کن‌ کردن بیماری‌هایی چون سل، جزام و مالاریا بود. نتیجه دیگر راه‌اندازی مؤسسه رفاهی ماریا ایوا دوارت پرون برای مبارزه علیه فقر بود که غذا و دارو و حتی پول را میان محتاج‌ها قسمت می‌کرد. پرون گاهی خود این کار را انجام می‌داد و با نوازش فقرا از آنان دلجویی می‌کرد. هزینه این موسسه بیشتر از مالیات‌ها تأمین می‌شد که البته گاهی با رضایت خاطر و گاه با فشار و اجبار تحویل داده می‌شد و نتیجه‌اش برای انبوه جمعیت فقرا خوشایند بود و برای نورچشمی‌ها و مقامات دلگیرکننده. گر چه بانو پرون همواره بر فعالیت‌های اجتماعی اصرار داشت، ناظران سیاسی او را به حضور در امور دولتی ترغیب کردند. او هم «تور رنگین‌کمان» را طرح‌ریزی کرد و در سفری پرطمطراق با همراهان بسیار  راهی اروپا شد و به دیدار رهبران ایتالیا، پرتغال، فرانسه، سوییس و موناکو رفت تا بتواند ارتباطاتی برقرار کند. برخی از کشورها با روی گشاده او را پذیرفتند و برخی دولت‌ها و مردمان چندان از او استقبال نکردند. در نهایت پرون به برزیل و اروگوئه سفر کرد و به خانه بازگشت. یکی از قدرت‌های پرون تسلط بر مطبوعات بود که اگر به مذاقش خوش نمی‌آمد، تعطیل می‌شد. او مجله تایمز آرژانتین را که مقاله‌ای درباره‌اش چاپ کرده بود و در آن خبری از تعریف و تمجید نبود چهار ماه تعطیل کرد و در سال ١٩٤٨ بنا بر ادعایی، با گروه خودش مجله‌ای تأسیس کرد و هر هفته در ستونی به نام «ایوا پرون می‌گوید...» می‌نوشت. اویتا پرون در سال ١٩٤٧ با دستیابی به یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌هایش یعنی تصویب لایحه حق رأی زنان خشم مقامات نظامی را بیش از پیش برانگیخت و با نامزدی برای سمت معاونت ریاست‌جمهوری، به پیشنهاد همسرش، با مخالفت‌های شدید آنان مواجه شد. این مخالفت با بیماری حاد او همراه شد و از آنجا که احتمال توطئه هم می‌رفت، از مبارزه در این مسیر صرف‌ نظر کرد. پرون در ١٩٥٢ در ٣٢سالگی در پی سرطان درگذشت و غمی بی‌سابقه بر آرژانتین نشست. نقش عمده او در سیاست آرژانتین همچنان مورد بحث است و کشمکش و مشاجره هواداران و مخالفانش در این مقاله نمی‌گنجد اما نامش به‌ عنوان بانوی اولی مقتدر و تاثیرگذار در تاریخ ثبت شده است. از «روز من» تا روزگار یک ملت طبق اطلاعات سایت firstlady النور روزولت، (١٨٨٤-١٩٦٦) همسر فرانکلین روزولت، سی‌ودومین رئیس‌جمهوری ایالات متحده آمریکا از سرآمدترین شخصیت‌ها در جایگاه (١٩٣٣-١٩٤٥) بانوی اول بوده است و در مدت کوتاهی توانسته حرمت و ارج و قرب بالایی در میان ملتش کسب کند و این محبوبیت پس از مرگش همچنان ادامه دارد. او برای جایگاهش، همسر رئیس‌جمهوری، ماهیتی نو برگزید و نقش و رنگی تازه به آن بخشید. با توجه به خانواده سرشناسش انتظار می‌رفت که یک زن فعال اجتماعی و علاقمند به رویدادهای ملی و همگانی باشد و ازدواجش با فرانکلین او را در این مسیر پیش برد. او و همسرش با همراهی هم، در دو بحران بزرگ جنگ جهانی دوم و رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در ١٩٢٩ حضور داشتند؛ هر چند فرانکلین به بیماری سخت و طاقت‌فرسایی مبتلا شد اما همت و تکاپوی بی‌امان همسرش او را به دنیای سیاست بازگرداند و زمینه کامیابی او در انتخابات ریاست‌جمهوری در ١٩٣٢ را فراهم کرد و به این ترتیب دوشادوش او وارد کاخ‌سفید شد. بانوی اول از همان ابتدا تصمیم به پویایی گرفت. دیدگاه‌ها و افکارش را هر هفته به اطلاع گزارشگران می‌رساند و از ‌سال ١٩٣٥ ستونی تحت‌ عنوان «روز من» در روزنامه‌های متفاوتی از جمله واشینگتن دیلی و بوستون گلوب منتشر می‌کرد. گر چه ابتدا تمرکزش بر فعالیت‌های اجتماعی بود اما سیاست هم خیلی زود در زندگی او جای خود را باز کرد و اخبارش منتشر شد. این اقدام رسانه‌ای، او را به زنان خانه‌ها نزدیک کرد و البته در ادامه جد و جهدهایی چون بازدید از کارگران معدن، دفاع از حقوق زنان، مبارزه با نژادپرستی‌ علیه آمریکایی‌های سیاه‌پوست، کمک و مساعدت به بیکاران و همراهی همسرش در دوران‌های سخت او را عضو جدایی‌ناپذیر دستگاه مدیریتی فرانکلین روزولت قرار داد. در دوره جنگ جهانی دوم او هیچ هراسی از مخالفت با همسرش یا مواجهه با نقدهای سرگشاده و آزاد و پذیرش اشتباهاتش نداشت. نخستین خبرها درباره خطری که یهودیان را در اروپا تهدید می‌کرد، در سال ١٩٤٠ به آمریکا رسید و بانوی اول بی‌ هیچ تعللی بنا کرد به برقراری ارتباطات لازم و تبلیغ در جهت نجات و امداد به آنها. او با آگاهی از نبود امنیت با مهاجران ارتباط برقرار می‌کرد و همسرش این برخورد را ساده‌لوحانه و ایده‌آل‌گرایانه می‌پنداشت و زیر بار انجام هیچ کاری در این حوزه نرفت. در اینجا محدودیت اختیارات بانو رخ نشان می‌دهد. فرانکلین روزولت هرگز به همسرش اجازه نداد تا در امور سیاسی که در آنها رأی مخالف داشت، مداخله  کند. نبود مهارت کافی در این وادی مشکلات متعددی را پیش روی این زوج می‌گذارد. جهت‌گیری النور روزولت در حوزه نژادپرستی آمریکایی و جنبش فاشیزم هم توجه عموم را برانگیخت. هر چند ٨٠‌سال از آن واقعه می‌گذرد اما حالا مشخص می‌شود که روزولت در آن زمان چه نقش مهمی در رفع و رجوع مشکلات آمریکا داشته است. او پس از مرگ همسرش همچنان در  فضای سیاست ماند. هری ترومن، رئیس‌جمهوری وقت او را به نمایندگی در هیأت ایالات‌متحده در ملل متحد منصوب کرد و او در این جایگاه بر پدید آمدن اظهارنامه حقوق بشر نظارت کرد. علاوه بر اینها او عضو افتخاری اتحادیه کار بود. رد نفوذ این سازمان در او را می‌شود در سخنانش دید. سخنانی که در جست‌وجوی رفاه اجتماعی و همگانی است: «ما نمی‌توانیم فقط حرف بزنیم. باید عمل کنیم... باید پیشرفت را در زندگی عموم مردم ببینیم؛ نه فقط در یک گروه خاصی که در صدر قرار دارند.» این رفتار، در کنار بسیاری از عملکردهای دیگر، یک عمر تلاش او را در جهت ارزش‌هایی اساسی چون دموکراسی، برابری و عدالت اعتلا بخشید. رسانه‌ها درباره‌ او می‌نویسند: علاوه بر اینها نوآوری‌های پیروزمندانه فراوانی که او در طول عمرش بانی و حامی‌اش بوده، همچون در دفاع و حمایت‌های بی‌دریغ از گروهایی چون آفریقایی - آمریکایی‌ها، زنان و قشر کارگر یاد او را زنده نگه داشتند و در ‌سال ٢٠١٦ نام او برای پنجمین بار به عنوان محبوب‌ترین بانوی اول ایالات متحده مطرح شد. من با عقیده خودم زندگی می‌کنم نخست‌وزیر ژاپن، شینزو آبه نماینده حزب دموکرات در ٢٠١٢ بر سر قدرت آمد و در حالی‌ که سعی می‌کرد خودش را به‌ عنوان مهره‌ای قوی و مسلط در سیاست‌های داخلی تثبیت کند، مهم‌ترین تغییرات در خانه‌اش رخ داد. از ‌سال ٢٠٠٦ آکی آبه که تقریبا پیش از این تنها در نقش حمایتگر همسرش ظاهر می‌شد، با دنبال‌ کردن سبک و رویه خودش تبدیل به یک چهره ملی شد. او در مجلات حضور پر رنگی دارد و به تمام نقاط کشورش سفر می‌کند تا نظرات مردم چه پیر و چه جوان را بشنود. برای پشتیبانی از محرومان و شهروندان که در فجایع ٢٠١١ ژاپن مصیبت‌های جانگداز را پشت سر گذاشتند، همواره حاضر بوده و جمعیت‌های ضعیف‌ جامعه را برای دستیابی به خواست‌هایشان تشویق کرده است. او در رسانه‌ها شخصیت جذابی دارد و نگرش‌های آزادی‌خواهانه‌اش تقریبا همیشه نرم‌ کننده نخست‌وزیر محافظه‌کار بوده است و به وضوح از جایگاه معمول و عادی بانوان اول که تنها در خانه حامی همسران‌شان بوده‌اند و در انظار عمومی حاضر نمی‌شده‌اند، درآمده است. آکی آبه در مصاحبه اخیر خود گفته: «فکر نمی‌کنم استعداد خاصی داشته باشم. من فقط می‌دانم چطور با مردم ارتباط برقرار کنم. من یکی از معدود افراد این کشورم که می‌تواند با قشر گسترده‌ای از مردم صحبت کند از امپراتور گرفته تا بی‌خانمان‌ها.» او گفته است: «در ٢٠٠٦ هیچ‌ وسیله‌ای برای پیام دادن به مردم نداشتم. بنابراین مردم خبر نداشتند من چه می‌کنم  اما حالا هر روز برای آنها در صفحه مجازی‌ام می‌نویسم و افرادی که من را دنبال می‌کنند از احوالات و اقداماتم باخبرند.» آکی آبه در ابتدای ازدواجش معتقد بوده که باید مانند یک زن سنتی ژاپنی رفتار کند. کسی که شانه‌ به‌ شانه همسرش پیش نمی‌رود و همیشه یک یا دو قدم از او عقب‌تر است. پس از آن‌ که همسرش شینزو در سال ١٩٩٣ یکی از قانونگذاران مجلس شد، آکی آبه بیشتر وقتش را در هواداری از همسرش می‌گذراند. اگر چه با سیاست دولت موافق نبود اما از انتشار نظراتش به‌ طور علنی اجتناب می‌کرد، زیرا معتقد بود همسر یک سیاستمدار نباید در مسائلی که قبلا برایش تصمیم گرفته شده، دخالت کند. تا وقتی همسرش برای نخستین بار در جایگاه نخست‌وزیری نشست، به همین رویه ادامه داد و ساکت ماند و انتقادی از جامعه هم محبوبیت همسرش را تهدید نکرد. وقتی آکی آبه در سال ٢٠٠٧ نخستین کتابش «من با عقیده خودم زندگی می‌کنم» را نگاشت، همسرش از این سمت استعفا کرد. آکی آبه نوشت به نظرش درست می‌آید که خودش باشد و آکی آبه زندگی کند، نه همسر شینزو آبه. سپس به دانشگاه بازگشت و تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد تکمیل کرد و برخی فعالیت‌های اجتماعی‌اش را ادامه داد؛ از جمله ساخت مدارسی در میانمار. پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، نظراتش را در رابطه با برخی موارد منتشر کرد؛ حتی آنهایی که در تناقض با سیاست‌های همسرش یا حزب همسرش بودند. در نتیجه به او لقبی با این مفهوم دادند: «حزب مخالف در خانه». از آن روز آکی آزادانه برخی سیاست‌ها را در حوزه‌های مختلف زیر سوال می‌برد؛ از صادرات تکنولوژی گرفته تا نیروی هسته‌ای. او با خنده می‌گوید: «من دوست ندارم این منصب، طولانی‌مدت باشد. کارهای زیادی دارم که بعد از پایان دوره نخست‌وزیری او می‌خواهم انجام بدهم.» بانوی شعر و موسیقی بانوی اول هند، سوروا در ١٩٤٠ در بنگلادش به دنیا آمد و در ١٠سالگی به کلکته مهاجرت کرد. او در ١٧سالگی با بناب موخرجی ازدواج کرد و یک دختر و دو پسر به دنیا آورد. با انتخاب همسرش، پرناب موخرجی در ‌سال ٢٠١٢ به نخست‌وزیری، بانوی اول هند شد. سوروا تحصیلکرده و از هواداران دوآتشه اشعار رابیندرانات تاگور بوده و بسیاری از اشعار راببندرا سنگیت را سال‌های ‌سال در نقاط مختلف، از هند گرفته تا اروپا و آسیا و آفریقا اجرا کرده است. یکی از مهم‌ترین کارهای او راه‌اندازی گروه گیتانجالی‌ است؛ گروهی که مأموریت دارد فلسفه تاگور را با آوازها و اشعاری که برای نمایش‌ها سروده شده(dance drama)  نشر بدهد و سوروا به‌ عنوان نیروی راهنما همواره در تولیدات حضور داشته است. او همچنین نقاشی چیره‌دست است و نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی بسیاری برپا داشته و مادرش را سرچشمه الهامات خلاقانه‌ در آثارش می‌داند؛ آثاری که تحسین و تمجید فراوانی را برانگیخته است. سوروا موخرجی دو کتاب هم نوشته «Chokher Aloey» شرحی در باب ارتباط و تعامل نزدیکش با ایندیرا گاندا و «Chena Achenai Chin»  سفرنامه‌ای از چین. ورود سوروا به عمارت ریاست‌جمهوری در دهلی با نواختن تنبور و ارگ کوچک همراه بود و هدایایی برای او از سوی DL ROY، استاد موسیقی بنگالی. سوروا دچار بیماری قلبی و تنفسی بود و در بیمارستان ارتش در دهلی ‌سال ٢٠١٥ در ٧٤ سالگی درگذشت. مقام شنوا رولا غنی، نخستین زن در تاریخ افغانستان است که در فعالیت‌های همسرش برای ریاست‌جمهوری پرتکاپو حضور داشته است. او در روز بین‌المللی زنان در برابر عموم حاضر شد و به فارسی دری برای جمعیت انبوه زنان افغان سخنرانی کرد و گفت: «نیمی از جمعیت افغانستان زنانند و معلوم است که باید در توسعه کشور عزیزمان نقش داشته باشند. زنان توانمندی‌های زیادی دارند و باید از اقدامات آنها قدردانی شود.» رولا غنی در لبنان به‌ دنیا آمده و بزرگ شده است. در دانشگاه علوم سیاسی پاریس در ‌سال ١٩٦٩ تحصیلاتش را تکمیل کرده و کارشناسی ارشد علوم سیاسی را از دانشگاه آمریکایی بیروت در سال ١٩٧٤ اخذ کرده است. در همانجا با اشرف غنی آشنا شده و پس از آن در ‌سال ١٩٨٣ مقطع کارشناسی ارشد خبرنگاری را هم در دانشگاه کلمبیا در نیویورک به پایان رسانده است. او و رئیس‌جمهوری اشرف غنی در سال ١٩٧٥ با هم ازدواج کردند و یک دختر به نام مریم و یک پسر به نام تارک دارند. هشت ماه پیش که اشرف غنی زمام امور را به دست گرفت، بی‌سابقه‌ترین کار را در مراسم تحلیف حکم ریاست‌جمهوری انجام داد. او در سخنرانی‌ افتتاحیه همسرش را معرفی کرد. از آن زمان به بعد رولا غنی دوشادوش همسرش همواره در پی انجام امور مردم‌سالارانه بوده و سخنرانی‌هایی در باب مسائل روز داشته است اما سخنان او همواره نرم، سنجیده و دقیق و البته به دور از سیاست‌های حساس و مرکز توجه افغان بوده است. رولا غنی در جامعه سنتی افغانستان که زن‌ها را پشت درهای بسته نگه داشته، سنت‌شکنی‌های بسیار کرده است؛ از جمله سخنرانی‌هایی رسا و عمومی درباره خشونت علیه زنان، اصول قانون و قدرت مذهب. اشرف غنی زنان افغان را در اکتبر گذشته در ارگ ریاست‌جمهوری در کابل ملاقات کرد و پیشنهاد آنان برای تشکیل شورای زنان را پذیرفته است؛ شورایی که در مسائل مربوط به حقوق زنان و مشارکت آنان در حوزه‌های اجتماعی و سیاسی به دولت مشاوره بدهد. آنها اعلام کردند حضور همسر ریاست‌جمهوری در مراسم تحلیف و سخنرانی و معرفی او به خوبی گویای حمایت او از زنان افغان بوده است. رولا غنی در گفت‌وگوی با آسوشیتدپرس اعلام کرده: «من کار سیاسی نمی‌کنم.» از ماه سپتامبر صدها نفر از مردم به اتاق او سرازیر شده‌اند تا مشکلات‌شان را مطرح کنند و از پندها و پیشنهادات او بهره‌ ببرند. او به گفته خودش خود را «یک مشاور ... یک مقام شنوا» می‌بیند؛ کسی که احتیاج و لزوم حضور زنانه را در نزدیکی قلب دولت افغان مرتفع می‌کند. یک تیم در کانادا سوفی گرگوار ترادو، روزنامه‌نگار، شخصیت‌ سرشناس تلویزیونی و فعال اجتماعی - سیاسی، مربی یوگا و همسر نخست‌وزیر کاناداست. به گفته رسانه‌ها شخصیت جذاب و کاریزماتیک این زن او را چهره‌ محبوب کشورش و دولتمردان آن سوی مرزهای کشور، ملکه انگلیس، اوباما و همسرش و امپراتور ژاپن و همسرش کرده است. به قول خودش، او و همسرش جاستین در کنار یکدیگر، یک تیم‌اند و نخست‌وزیر از ستودن او در برنامه‌های عمومی ابایی ندارد. سوفی در رشته تجارت و پس از آن ارتباطات در مونترال کانادا تحصیل و در زمینه تبلیغات و فروش کار کرده است. او عاشق تمرین و ورزش‌های بدنی است. حرکت کنیم میشل اوباما هم مثل هیلاری از نسل و دوران بعد از جنگ جهانی دوم است. دوران ازدیاد زاد و ولد در آمریکا که از ١٩٤٥ شروع شد و تا ١٩٦٤ ادامه داشت؛ یعنی درست‌ سال تولد میشل اوباما. اگر در موتور جست‌وجوی گوگل درباره ظاهر میشل اوباما جست‌وجو کنید، ٢٠٩‌ هزار نتیجه خواهید داشت و در مقابل تحصیلات او ١٨٣‌هزار . سخنرانی درباره نوع لباس، زیورآلات و آرایش بد نیست اما چیزهای مهم‌تر از ظاهر هم در این زن وجود دارد. او یکی از ٤ بانوی اول ایالات‌متحده است که تحصیلات دانشگاهی دارد. در رشته حقوق درس خوانده است و وقتی در سال ٢٠٠٧ همسرش اوباما کاندیدای ریاست‌جمهوری شد، ابتدا در کمپین او مسئولیتی را نپذیرفت. مراقبت از دو دخترش را مهم‌تر از این مسأله می‌دانست اما در سال ٢٠٠٨ همکاری او به میزان قابل‌ ملاحظه‌ای افزایش یافت و او بنا کرد به نوشتن متن‌های سخنرانی‌ و بعد نطق‌هایی در جهت حمایت از همسرش. در سال ٢٠٠٩ اوباما به ریاست‌جمهوری رسید و او در جایگاه بانوی اول قرار گرفت. در این برهه از خانواده‌های نظامیان آمریکا پشتیبانی‌های زیادی کرد. با همکاری دکتر جیل بیدن برنامه «نیروهای پیوسته» را به راه انداخت و از تمامی آمریکایی‌ها دعوت کرد تا مدافع نظامیان و خانواده‌های‌شان باشند. از مهم‌ترین کامیابی‌های او در جایگاه بانوی اول راه‌اندازی سایت «حرکت کنیم» است که در مسیر تأکید بر تغذیه سالم کودکان و پیشگیری از چاقی آنان گام برداشته است. یکی دیگر از اقدامات میشل اوباما راه‌اندازی برنامه «بالاتر» است که سعی داشت جوانان آمریکایی را برای ادامه تحصیل بعد از دبیرستان ترغیب کند. میشل اوباما در روزهای پایانی ریاست‌جمهوری همسرش نطق آتشینی در مخالفت با نگرش و صحبت‌های توهین‌آمیز دونالد ترامپ درباره زنان سر داد و گفت: «این سخنان معمول نیست، سیاست هم نیست» و با پافشاری اظهار داشت: «مردان قدرتمند برای نمایش توانایی‌های‌شان نیازی به اهانت و تحقیر زنان نمی‌بینند.» بر اساس گزارش CNN در پی انتخابات آمریکا در ٢٠١٦ ملانی ترامپ خودش را آماده می‌کند تا به جایگاه بانوی اول برسد. به این زودی مشخص نمی‌شود او تصمیم دارد به‌ عنوان بانوی اول ایالات متحده چه مسیری را طی کند. اگر چه پیش از این اظهار داشته دوست دارد از این موقعیت برای مبارزه علیه باجگیری‌های اینترنتی استفاده کند اما در مقایسه با بانوان پیشین، تکیه‌ زدن بر جای آنان سخت به‌ نظر می‌رسد.»

روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام

سلنا گومز، خواننده جوان پاپ یکی از پرطرفدارترین چهره ها در شبکه اینستاگرام است که بیشتر از صد و سیزده میلیون هوادار دارد. او در گفتگویی که با مجله ووگ داشته می گوید زمانی که نامش به عنوان چهره ای با بیشترین هوادار اینستاگرام مطرح شد، وحشت کرد. او می گوید زندگی اش اینستاگرام بود از زمانی که بیدار می شد تا زمانی که به تختمی رفت فکر و ذکرش مطالبی بود که بر این شبکه پست می کرد و یا می دید. گومز می گوید چیزهایی که نمی خواستم ببینم را نیز در اینستاگرام می دیدم و همین برایم دغدغه فکری ایجاد می کرد. از همین رو، او اپلیکیشن اینستاگرام را از روی تلفنش پاک کرد و از دستیارش خواست تا مدیریت صفحه اش را بر عهده بگیرد. سلنا گومز در سال ۲۰۱۴ به مدت دو هفته برای درمان بیماری «لوپوس» بستری شد. در این بیماری، سیستم ایمنی بدن علیه ارگان های خود عمل می کند. گومز در گفتگو با ووگ در مورد چالشهایی که در این مدت داشته صحبت کرده است و اینکه مجبور شد تور کنسرتهایش را کنسل کند و برای مداوای فراتر از آنچه انجام شده بودف اقدام کند. این خواننده بیست و چهار ساله می گوید بیماری در او عدم اعتماد به نفس، افسردگی و اضطراب ایجاد کرده بود و این باعث می شد هر بار می خواهد روی سن برود و اجرا کند دچار حمله عصبی شود. سلنا گومز می گوید همواره از طرفداران جوانش می خواست تا به او و همدیگر قول بدهند سالم و زیبا و با اعتماد به نفس بمانند اما پس از مدتی می دید جوانان بیست سی ساله در کنسرتهایش سیگار می کشند و مست می کنند اما از آنجایی که خودش هم با مشکلی مشابه روبرو بود، نمی توانست در چشمشان نگاه کند و از آنها قول بگیرد. از همین رو، کنسرتهایش را متوقف کرد و به مداوا مشغول شد. گومز در مرکز درمانی تنسی بستری شد و آنطور که خود می گوید در آنجا با شش دختر دیگر بود که برایشان مهم نبود او کیست و چند هوادار در اینستاگرام دارد چرا که آنها برای بقا می جنگیدند. گومز از این تجربه به عنوان یکی از دشوارترین تجربه هایش یاد می کند اما از انجام آن خوشحال است. او در حال حاضر با آبل مکنن تسفی که با نام هنری « د ویکند» شناخته می شود در رابطه عاشقانه است.  
کیم کارداشیان در همسایگی ایران فرشتگان نجات آیا پینار سلک محکوم میشود؟ رها محرق، اولین زن عرب فاتح اورست یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

حقوق زنان

خرده مصیبتهای بچه دار نشدن

هرچند روشنگری و بعد جنبش‌های دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی در اروپا تلاش کردند تولید مثل را از یک وظیفه ذاتی برای بشر به یک امر عادی و غیرالزامی تبدیل کنند و تا حدود زیادی هم موفق بودند، اما این موضوع همچنان در فرهنگ‌های مذهبی و محافظه‌کار محل مناقشه است. جوانان زیادی از دخالت خانواده‌ها و اطرافیان‌شان در مورد بچه‌دار شدن یا نشدن در عذابند. این دخالت‌ها به‌ویژه زنان را –که اساس فرآیند تولد بچه در بدن آن‌ها، شخصی‌ترین حوزه یک انسان، اتفاق می‌افتد- نشانه رفته است. جامعه‌ای که بچه‌دار شدن را وظیفه زن می‌داند، در واقع تلاش می‌کند برای کنترل و سلطه بر بدن زن به آخرین دستاویزها متوسل می‌شود. وظیفه انگاشتن بچه‌دار شدن، فقط در ایران محل بحث نیست. سایت نشریه معتبر اشپیگل ۳۰ ژانویه، ۱۱ بهمن، یادداشتی از یک دانشجوی دکترا در یک رشته مهندسی منتشر کرده در مورد فشاری که این زن برای بچه‌دار شدن متحمل می‌شود. متن زیر، ترجمه این یادداشت است به‌علاوه تجربه تعدادی از زنان ایرانی که با چالش مشابهی درگیرند. «دست بردارید از پرسیدن کی بچه‌دار می‌شوی!» توضیح اشپیگل: «بالاخره کی آمادگی‌اش را خواهید داشت؟» نویسنده ۲۷ ساله این مقاله، از وقتی ازدواج کرده، باید مدام سوالاتی در مورد برنامه بچه‌دار شدنش پاسخ بدهد- و مجبور است دروغ بگوید. واقعیت را بهتر است کسی نداند. بیش از یک سال قبل درسم را تمام کردم، اما همچنان در دانشگاه مانده‌ام. بعد از دوره فوق لیسانسم در حوزه مهندسی، فرصت را برای این که پی‌اچ‌دی بگیرم مناسب دیدم. فکر می‌کردم این بهترین موقعیت است برای این که در بازار کار جایگاه خوبی پیدا کنم، خیلی خوب. یک کرسی تمام‌وقت در دانشگاه به دست آوردم و به خودم می‌بالیدم. من بزرگ‌ترین بچه در خانواده بزرگ‌مان هستم. پدرم کشاورز است. وقتی در مورد فرصت پی‌اچ‌دی باهاش حرف زدم، به من و به خودش افتخار می‌کرد، آن‌قدر که موضوع را برای همه تعریف می‌کرد، مسئله‌ای که فشار زیادی روی من آورد، اما مشکلی نبود. موضوع فقط این نیست. من یک زن هستم. و زنان چه کار می‌کنند؟ بچه به دنیا می‌آورند. هرچه بیشتر، بهتر. فقط پدر من نیست که این‌طور فکر می‌کند. از وقتی که شوهرم اوایل سال گذشته تقاضای ازدواج کرد و ما در تابستان گذشته ازدواج کردیم،‌ هفته‌ای نبوده است که به سوال «آیا حامله‌ای؟‌» جواب نداده باشم، یا این که پیشاپیش برای اثبات این که باردار نیستم، یک شات مشروب سنگین ننوشیده باشم! زجرآور است. «نه، نمی‌خواهم بچه بغل کنم» متاسفانه همسران هر دو برادر من بچه‌‌دار شده‌اند، و گویا قرار است این دست سوالات من را خوشحال کنند: «خلاصه کِی بچه‌دار می‌شوید؟ من فکر کردم خیلی سریع بچه دار شوی، چون من می‌خواهم به سرعت زن‌دایی بشوم، زن‌دایی خوب!» یا «نمی‌خواهی این کوچولو را بغل کنی؟ این‌طور مزه بچه‌دار شدن را می‌فهمی!» هیچ‌یک از این زنان اخیرا نوشتن تز دکترای‌شان را شروع نکرده‌اند و در واقع اصلا مدرک دانشگاهی ندارند. و نه، نمی‌خواهم بچه را در آغوش بگیرم. به‌خصوص اگر دلیلش این باشد که “مزه‌اش را بفهمم”. من خواهران و براداران کوچک‌تر زیاد داشته‌ام. می‌دانم بغل کردن نوزاد چه حسی دارد. حالا در این موقعیت قرار گرفته‌‌ام: در منگنه پی‌اچ‌دی و «برنامه خانوادگی». هر دو سخت. نشستن روی کرسی دانشگاه چندان آسان نیست. البته که همکاران خوبی دارم که حمایتم می‌کنند، اما کار تمام نیرو و انرژی‌ام را می‌گیرد. الان بچه‌دار شدن دیگر خیلی زیادی‌ است. خواهران و همسران برادران من این شانس را دارند که بچه‌های‌شان را پیش پدربزرگ و مادربزرگ‌شان بگذارند. کار هم نمی‌کنند، برنامه انعطاف‌پذیری دارند و لازم نیست پول مهدکودک بدهند. من و همسرم اما خیلی دور از شهر پدرومادرمان زندگی می‌کنیم. علاوه‌بر آن رئیسم هم از تکرار این موضوع خسته نمی‌شود که اگر بچه‌دار شوم، نمی‌توانم پی‌اچ‌دی‌ام را به جایی برسانم: «پی‌اچ‌دی‌تان؟ به زودی نزد من خواهید آمد و خبر باردار شدن‌تان را در میان خواهید گذاشت. آن‌وقت اولویت‌های‌تان به کلی عوض می‌شود.» این درحالی است که خود او در دوره دکترای‌ش بچه‌دار شده، و خب البته که او یک مرد است. «کاش این سوال هم تابو بود، مثل بیماری‌های جنسی» شوهرم فشاری را که روی من است به این سادگی نمی‌فهمد. قبل از هرچیزی به این دلیل که کلا آدمی نیست که خیلی خودش را اذیت کند. به‌هرحال سوال‌ها هم از او پرسیده نمی‌شوند. گویا سوال درباره «برنامه خانوادگی» فقط زنان را هدف می‌گیرد. در ماه‌های گذشته با همسرم درباره این موضوع دعوا کرده‌ایم. من همه‌ش تلاش می‌کنم به او حالی کنم که این سوالات و فشارها چه بلایی سر من می‌آورد. او نهایتا وقتی عمق مساله را فهمید که پیام یکی از آشنایان مسن را نشانش دادم. این مرد خیلی مستقیم و بی‌واسطه از من پرسیده بود «آیا فشار “برنامه خانوادگی” را احساس می‌کنی؟ ساعت بیولوژیک بدنت خیلی بلند تیک‌تاک می‌کند!» برای شما هم سوال است؟ بله، من با کمال میل دوست دارم بچه‌دار شوم. من بچه‌ها را دوست دارم. فکر می‌کنم مادر خوبی می‌شوم. اما این‌ها به کسی مربوط نیست. به سوال کردن در مورد وضعیت رحم من خاتمه دهید. گاهی آرزو می‌کنم، کاش این موضوع هم مثل پرسیدن در مورد درآمد یا بیماری‌های جنسی، تابو بود. با زنان ایرانی تارا: «حالا خودت می‌دانی، ولی اشتباه می‌کنی!» تارا، ۳۰ ساله، دکترای روان‌شناسی بالینی دارد و تراپیست است. هشت سال است که ازدواج کرده و می‌گوید او و همسرش قصد بچه‌دار شدن ندارند. ولی دوستان و همکاران و فامیل مدام از او در مورد بچه‌دار شدن می‌پرسند. او در مورد حسش به این سوال می‌گوید: «بستگی دارد به جایگاه سوال‌کننده و این که چطور می‌پرسد. لحنش مهم است. در کل ولی دوست ندارم. حریم خصوصی من است و کنجکاوی یا اصرار از طرف دیگران به این مسئله برای‌ام آزاردهنده است.» تارا از شکل‌های مختلف پرسیدن این سوال مثال می‌زند: «زندگی شما خوب است و باهم خوبید، چرا نمی‌خواهید بچه داشته باشید؟» یا «سن‌تان بالا می‌رود و بی‌حوصله می‌شوید» و «نکند مشکلی دارید که بچه‌دار نمیشوید؟» او سخت‌ترین تجربه‌اش را این‌طور تعریف می‌کند: «آزاردهنده‌ترین بخش ماجرا برایم وقتی است که یکی از اقوام همسر هربار من را می‌بیند به حالت بغل کردن شکمم را لمس می‌کند که مطمئن شود باردار نیستم.  ظاهرا فکر می‌کنند مشکل سقط مکرر یا ناباروری دارم.» تارا می‌گوید این سوالات درمجموع چندان برایش اهمیت ندارد، به سوال کنندگان توضیح کوتاهی می‌دهد و اگر قانع نشوند و ادامه دهند، او صحبت نمی‌کند و صحبت‌های اطرافیانش معمولا ختم به این می‌شود که «حالا خودت می‌دانی، ولی اشتباه می‌کنی.» تصمیم مشترک او و همسرش برای‌اش مهم‌تر از حرف دیگران است. نازی: دلسوزی است، نه دخالت خانواده نازی، مهندس شیمی، هم مدام از او می‌پرسند که چرا بچه‌دار نمی‌شود: «همه فامیل تا من را می‌بینند شروع می‌کنند به نصیحت کردن.» او می‌گوید «طبیعتا» حس خوبی به این سوال ندارد، به‌خصوص که در شهری زندگی می‌کند که وقتی کسی زود بچه‌دار نمی‌شود، می‌گویند «لابد مشکلی دارد.» این برنامه‌نویس ۲۷ ساله در مورد واکنشش می‌گوید: «سعی می‌کنم با شوخی و خنده یا چشم گفتن الکی رد کنم.» نازی این سوال را به حساب متفاوت بودن دنیاها می‌گذارد و معتقد است از سر دل‌سوزی است، نه دخالت. او هرچند چندان ناراحت نمی‌شود، ولی می‌گود معلوم است که ترجیح می‌داد این “گیر دادن‌ها” نباشد. آناهیتا: وظیفه من نیست آناهیتا هم در معرض این سوال و فشار است، سوال از جانب آشنایان دورتر و همکاران، و فشار از طرف خانواده. او می‌گوید هرچند عادت کرده، اما «وقتی تصور می‌شود که مشکلاتش با بچه‌دار شدن حل می‌شود» اذیت می‌شود. این کارشناس ارشد ساخت و تولید و طراح قطعات خودرو که این‌طور به این سوال واکنش نشان می‌دهد: «می‌گویم نه و بعد هرچه بپرسند و بگویند، فقط لبخند می‌زنم. ولی وقتی پدر و مادر خودم به زندگی و خواسته‌های من بی‌توجهی می‌کنند و بچه‌دار شدن را وظیفه من می‌دانند، ناراحت می‌شوم.» الی: برایم مهم نیست الی، که فوق‌لیسانس مهندسی برق دارد و در حوزه طراحی سیستم تست تصادف خودرو شاغل است، از شش سال پیش در آلمان زندگی می‌کند. خانواده دوست‌پسر آلمانی او این سوال را زیاد از او می‌پرسند که آیا نمی‌خواهد بچه‌دار شود: «ولی فکر می‌کنم چون خانواده خودم را زیاد نمی‌بینم، متوجه نیستم. اگر فامیل‌های‌مان اینجا بودند، قطعا ردیف اول این سوال آن‌ها بودند.» او هیچ اهمیتی به سوال و فشار مادر دوست‌پسرش نمی‌دهد. می‌گوید شش سال پیش که به آلمان آمده، برایش عجیب بوده که در آلمان چنین سوالی از او بپرسند، ولی الان دیگر نه. او می‌گوید: «از همین جامعه آلمان یار گرفتم که نظرم را صریح بیان کنم. این است که در روی خودشان می‌گویم که غسل تعمید و ازدواج در کلیسا و لزوم بچه‌دار شدن احمقانه است.»

نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای

رییس انجمن متخصصان زنان، مامایی و نازایی درباره تبدیل شدن استفاده از رحم اجاره‌ای به یک فرهنگ در کشور هشدار داده و ابراز نگرانی کرده است. اعظم سادات موسوی گفته است در هیچ جای دنیا استفاده از رحم اجاره‌ای یک خواسته دلخواه نیست: «استفاده از رحم اجاره‌ای در تمام دنیا در صورت شرایط خاص انجام می‌شود و سازمان بهداشت جهانی در شرایطی که مادر به دلایل خاصی رحمش را از دست داده باشد، اجازه استفاده از رحم اجاره‌ای را می‌دهد.» خانم موسوی به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته است زنان تنها در صورت از دست دادن رحم خود بر اثر بیماری، نداشتن رحم به طور مادرزادی، آسیب رحم بر اثر سقط‌های مکرر یا انجام پیوند کبد اجازه استفاده از رحم اجاره‌ای دارند: «زنانی می‌توانند از رحم اجاره‌ای استفاده کنند که با وجود بیماری از سوی پزشک عمری طبیعی برای آنها پیش‌بینی شده است.» او با اشاره به قرارداد میان درخواست کننده رحم اجاره‌ای و صاحب رحم گفته است طبق قانون باید معاهده‌ای بین آنها منعقد شود تا بعدها از لحاظ حقوقی و عاطفی برای طرفین مشکلی ایجاد نشود. به گفته رییس انجمن متخصصان زنان، مامایی و نازایی، در ایران بیمارانی هستند که به دلایل مختلف از رحم اجاره‌ای استفاده می‌کنند. اعظم سادات موسوی به یک نمونه اشاره کرده و گفته است خواهر بیماری که به دلیل سرطان رحم خود را از دست داده، رحم خود را برای بارداری در اختیار خواهرش قرار داده است. او درباره زنان داوطلب اجاره دادن رحم هم گفته است: «زنانی که داوطلب هستند در مراکز نازایی ثبت‌نام می‌کنند و از نظر سلامت بررسی می‌شوند. سپس یک قرارداد رسمی در مرکز نازایی بین دو طرف منعقد و بر اساس آن حق و حقوق دو طرف مشخص {می‌شود} و اگر مبلغی هم تعیین شده باشد، طبق قرارداد پرداخت می‌شود.» خانم موسوی درباره آمار استفاده از رحم اجاره‌ای در ایران هم گفته است آمار دقیقی در این باره در اختیار ندارد، اما ابراز امیدواری کرده که این اتفاق در جامعه به یک فرهنگ تبدیل نشود.  
نفقه، حقی واجب بر گردن مردان ۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان پادرمیانی خدایان هندی برای جلوگیری از تجاوز بازارچه نوروزی خانه ای برای آینده عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته