1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«انگیزه شورش در برابر بی عدالتی و خشونت علیه زنان همیشه در من وجود داشت. وقتی نوجوان بودم، موهایم را از ته می تراشیدم تا بتوانم بدون روسری در خیابانها راه بروم. نمی خواستم تسلیم بشوم. ۷ سال است که ایران را ترک کرده ام. می دانستم که نمی توانم برگردم. خیلی جدی به من گفتند: ما در ایران هنرمند نمی خواهیم.»

فراهانی می گوید که اشتیاقش به ایران منبع الهام اوست.
او می گوید: کشورم را از دست دادم، ولی حالا همه دنیا را دارم.

بازیگر ایرانی مقیم فرانسه در گفتگو با نامراتا جوشی (The Hindu) از سرکشی هایش، زندگی در تبعید و هنر به عنوان یک مساله حیاتی در ایران می گوید.

فراهانی را در هندوستان بیشتر به خاطر بازی اش در فیلم درباره الی (محصول ۲۰۰۹ به کارگردانی اصغر فرهادی) می شناسند. او در فیلم درام سنگ صبور یا The Patience Stone (محصول ۲۰۱۲ به کارگردانی عتیق رحیمی، نویسنده و کارگردان فرانسوی / افغانی تبار) نقش زنی افغان را بازی کرد که از شوهر فلج خود مراقبت می کند. فراهانی در کنار ایزابلا روسلینی و متیو آمالاریک در فیلم Chicken With Plums (محصول ۲۰۱۲ به کارگردانی مرجانه ساتراپی) نیز بازی کرده است. فیلم ویدیویی از او که در You Tube منتشر شد، میلیونها بیننده داشت.

گلشیفته فراهانی، بازیگر ۳۲ ساله ایرانی در خانواده ای هنرمند از پدر و مادری بازیگر و نویسنده به دنیا آمد و در سنین کودکی آموزش موسیقی را شروع کرد. در ۱۴ سالگی، بازی در فیلم درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی (محصول ۱۹۹۸) باعث شد شیفته سینما بشود.

از آن زمان به این سو، گلشیفته به یکی از مشهورترین چهره های ایران تبدیل شده است. فراهانی که به خاطر بازی در فیلم غربی Body of Lies در کنار لئوناردو دیکاپریو (محصول ۲۰۰۸ به کارگردانی ریدلی اسکات) از بازگشت به کشورش منع شد، با نیمه برهنه شدن در آگهی تبلیغاتی مراسم اهدای جوایز سینمایی Cesars (نسخه فرانسوی اسکار) و برهنه شدن برای مجله فرانسوی Egoiste جنجال بزرگی به پا کرد. او هم اکنون در فرانسه در تبعید بسر می برد. فراهانی پس از پایان کارش در فیلم Pater Son به کارگردانی جیم جارموشی، برای بازی در کنار عرفان خان و واحده رحمان در فیلم The Song of Scorpions (فیلمی از آنوپ سینگ) در هندوستان بسر می برد. او که قرار است برای ملاقات با والدینش به گوا برود، می گوید: از ۷ سال پیش که ایران را ترک کردم، با پدر و مادرم در خارج از ایران ملاقات کرده ام. این زن زیبا، باهوش و آگاه از مسایل سیاسی با ما از موسیقی، روحیه سرکش، زندگی در تبعید و اینکه چگونه لتنگی برای ایران در رشدش به عنوان هنرمند تاثیر گذاشته، صحبت کرده است.

به عنوان یک بازیگر و موسیقیدان، چگونه این دو قالب هنری را با همدیگر مرتبط می دانید؟

موسیقی ریتم، زمان بندی و بافت است. موسیقی از نظر من اساس اکثر هنرهاست. بیشتر فیلم هایی که در آن حضور داشتم دارای شخصیت هایی بودند که به نوعی با موسیقی ارتباط دارند. من در The Song of Scorpions، چند ترانه می خوانم و ساز می زنم. موسیقی همه جا مثل سایه مرا تعقیب می کند. فکر می کنم شاید حکمتی در آن است.

شما به خاطر روحیه مبارزه طلبتان مشهور هستید. آیا همیشه همینطور بودید. حتی در دوران کودکی؟

من شیطان، اما با ملاحظه بودم. انگیزه شورش در برابر بی عدالتی و خشونت علیه زنان همیشه در من وجود داشت. وقتی نوجوان بودم، موهایم را از ته می تراشیدم تا بتوانم بدون روسری در خیابانها راه بروم. نمی خواستم تسلیم بشوم. در تصوف، مثلی هست درباره پروانه ای که خود را به میان آتش می زند. من مثل آن پروانه شجاع هستم ولی گاهی کمی احمق. هر سنگی که پیش رویم قرار داشته باشد، از روی آن می پرم. بدون فکر کردن به ارتفاع آن و اینکه در پس آن چه چیزی قرار دارد. فکر نمی کنم. فقط می پرم. وقتی در هوا معلق هستم آنوقت فکر می کنم که حالا چطور باید فرود بیایم؟ اکثر آدم ها اینطور نیستند. آنها حساب شده عمل می کنند و از خودشان محافظت می کنند. من اکثر مواقع به دردسر می افتم. اما در نهایت نتیجه مثبتی از آن حاصل می شود.

برخورد جامعه ایران با تراشیدن سرتان چگونه بود؟

آنها متوجه نشدند. من به یک پسر تبدیل شده بودم. آنها فکر می کردند پسر هستم. وقتی ۱۴ ساله بودم برای بازی در فیلم مهرجویی سرم را تراشیدند. در شانزده سالگی خودم سرم را تراشیدم. برای خودم اسم امیر را انتخاب کردم. هر روز با مقنعه به مدرسه می رفتم ولی وقتی به خانه بر می گشتم مثل پسرها لباسی می پوشیدم، به خیابان می رفتم تا آزادانه بسکتبال بازی کنم. زندگی ام شده بود این بازی خطرناک. اگرلو می رفتم به دردسر بزرگی می افتادم. والدینم واقعا نگران بودند ولی نمی توانستند مرا کنترل کنند. می خواستم بدون اینکه کسی برایم سوت بکشد یا به من خیره شود، آزادانه دوچرخه سواری کنم. می خواستم به من به عنوان یک انسان نگاه کنند تا یک شیء خواستنی.

ولی این یعنی انکار جنسیت ات؟

آن زمان دوست پسر داشتم. بنابراین نیمی از وجودم دختر بود. تنها راه برای آزاد بودن در ایران این است که مردانه تر باشید. وقتی ایران را ترک کردم و به پاریس آمدم، دانستم که مجبور نیستم برای آزاد بودن مثل یک مرد سرسخت باشم. می توانستم زنی باشم با همه خصوصیات زنانه و در عین حال آزاد.

چگونه شد که در ایران ممنوع النصویر شدی؟

بعد از بازی در فیلم Body of Lies هفت ماه بازجویی شدم. اجازه خروج از کشور را نداشتم. آنها اجازه ندادند که برای افتتاحیه فیلم Prince of Persia به لندن بروم. وقتی بالاخره ایران را ترک کردم، می دانستم که پل های برگشت خراب شده اند. آنها به من گفتند که باید فیلم Body of Lies را ببینند تا به محاکمه ام پایان بدهند. فکر می کردند فیلم بر ضد دولت ایران است. توطئه ای از سوی CIA. سازمانی که در سال ۱۹۵۳ آخرین دولت منتخب در ایران را از قدرت ساقط کرد. آنقدر سختی و فشار تحمل کرده بودم که وقتی فیلم اکران شد و احمدی نژاد (رییس جمهور) به پدرم گفت که به گلشیفته بگویید برگردد، به حرف اش اعتماد نکردم. بعد از آن، هر کاری که به عنوان یک زن انجام دادم، ضد ایرانی و اقدامی سیاسی تلقی شد. این مساله فقط به ویدیوی تبلیغاتی Cesars محدود نشد. فیلمی که در You Tube منتشر شد، سر و صدای زیادی ایجاد کرد. چند سال بعد، عکس هایی که در Egoistic چاپ شد، جنجال به پا کرد. عصبانی بودم و از خودم می پرسیدم: مشکل مردان با بدن یک زن چیست؟ چرا بر علیه زنان خشونت روا می شود؟ دانستم که اگر می خواهم زندگی کنم، نمی توانم بین دو شتر معلق بمانم، باید یکی از آنها را انتخاب کنم، بر پشت اش بپرم و برانم.

از آن موقع دیگر به ایران نرفتی؟

۷ سال است که ایران را ترک کرده ام. می دانستم که نمی توانم برگردم. برای من مسیری که انتخاب کرده بودم، مهم تر بود. راهی که من باز کرده بودم، نه فقط برای خودم، بلکه برای نسل جدید در ایران بود. بعد از من چند بازیگر زن دیگر نیز صدای اعتراض خود را بلند کردند. مساله حجاب و سینه برهنه، جرقه ای در منطقه ایجاد کرد.

ایران می خواهد کشوری عاری از هنرمند باشد؟ کشور بدون هنرمندانش، چیست؟

هنر در ایران مانند درختی چند صد ساله است.  هنر مانند مشعلی در دست هنرمند و مردم است. هیچ قدرتی نتوانست این مشعل را خاموش کند، چون هنر در قلب مردم جای دارد. مردم اجازه نمی دهند نابود بشود.

می گویند که موانع می تواند خلاقیت هنرمند را افزایش بدهد

گاهی اینطور است، ولی نه همیشه. اگر به سینمای سوئد، آلمان، روسیه یا برزیل نگاه کنید، می بینید که گاهی فشارها باعث تبلور خلاقیت ها شده. ولی اگر به اتحاد جماهیر شوروی و دوران جنگ جهانی دوم نگاه کنید، از حجم آثار هنری که در آن زمان خلق شد حیرت می کنید.بخصوص در هنر نمایش. گروتوفسکی، استانیسلافسکی و هنرمندان دیگر بهترین آثارشان را زمانی خلق کردند که مردم و شهرهایشان در حال سوختن بودند.
اما این همیشه و همه جا صدق نمی کند. در ایران، حتی قبل از انقلاب بهترین کارگردان ها را داشتیم. سینمای ایران بعد از انقلاب شکل نگرفت. قبل از آن نیز وجود داشت. بعد از انقلاب فضای ایران آنقدر بسته شد که سینما به تنها دریچه برای ورود به کشور تبدیل شد. سینمای ایران با کارگردانانی مانند عباس کیارستمی، محسن مخملباف و دیگران شکوفا شد. واقعیت این است که ایران یک رنسانس هنری نه تنها در سینما بلکه در موسیقی و تئاتر را پشت سر گذاشته. هنر برای مردم، بخصوص جوانان، به یک امر حیاتی تبدیل شده، چیزی مثل اکسیژن و آب.

زندگی در تبعید بر روی شما به عنوان یک فرد و یک هنرمند چه تاثیری گذاشته است؟

تبعید دردناک است. حسی است که نمی توانم آن را توصیف کنم. به عنوان یک هنرمند بایستی بتوانید احساسات مختلف را درک کنید و آنها را بگونه ای متقاعد کننده روی صحنه یا روی پرده سینما پیاده کنید. تبعید بر این احساسات و عواطف افزود. حالا می توانم از آنها به عنوان یک بازیگر استفاده کنم. من کشورم را از دست دادم که بسیار دردناک است. درست مثل از دست دادن فرزند. هرگز نمی توانید این غم را تسکین بدهید. اما من حالا تمام دنیا را دارم. بهای گزافی برای آن پرداخته ام ولی دوست دارم به آن به چشم نیمه پر لیوان نگاه کنم. همه اشتیاقم به ایران منبع الهام من است. این درد جزوی از وجودم است. این دوری و دلتنگی به نوعی به رهایی می انجامد.

این اتفاق شما را با فرهنگهای مختلف آشنا کرد…

آژانسی که با آن کار می کنم همیشه به شوخی می گویند که با هیچ بازیگر دیگری به اندازه من سفر نمی کنند. از هند به نیویورک، مراکش و اردن.اوایل شروع کارم در خارج از ایران فکر می کردم که چهره ام مانع موفقیت ام خواهد شد، اما حالا می بینم که چه امتیاز بزرگی دارم. چون می توانم نقش هر کسی را بازی کنم. می توانم یک هندی باشم، یک خاورمیانه ای، اسپانیایی و همینطور آمریکایی.

ملاقات با والدین در خارج از کشور سخت است؟

بخصوص حالا که پدر و مادرم پا به سن گذاشته اند. شما از دیدن اینکه موهایشان چطور سفید می شود محروم هستید. ترجیح می دادم آنها هر روز جلوی چشمانم پیر بشوند تا اینکه بعد از دوری طولانی ببینم که چقدر پیرشده اند.

 

دیدگاه‌ها  

+1 # محبوبه 1395-02-01 11:10
من به این جسارت تبریک میگم......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

بی زحمت مرا اهلی کن

اگر کمی درهای دل و قلب مان را روی آدم ها باز کنیم اتفاقات غیر قابل پیش بینی جالبی می افتد که زندگی را شیرین می کند.

مهر، با بوی تند مدرسه

هوا كه پاييزی می شود بوی مدرسه فضا را پر میكند. فرقی نمی كند چندم شهريور باشد يا اصلا پاييز آمده باشد. شهريور از نيمه كه میگذرد و نسيم های خنك وزيدن می گيرد با خود بوی مدرسه می آورد.
دغدغه های مادرانه صد سال تنهایی من خدایا دست ات را از گلویم بردار بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی..... آیا شوهر خوبی برای من میشه؟

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

  هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟ در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم. 1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید. اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید. 2-    کولر خاموش سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد. 3-    صندوق عقب خالی صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست. 4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید. باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید. 5-      تنظیم موتور اتومبیل هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید. با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.

بانوی صندوق بین المللی پول

کریستین لاگارد 55 ساله، متولد کشور فرانسه است. او از جمله بانوان موفق درعرصه اقتصاد جهانی است که بعد از انتخاب وی به عنوان رئیس صندوق بین المللی پول بعد از 67 سال بعنوان تنها زن رئیس این صندوق انتخاب شده است.
وزیر اقتصاد منزل تان باشید کنترل صفرهای قبض برق در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید

مطالب تصادفی

گزارش روز

آیا این محرومیت از حق تحصیل است؟

آیا انسانها حق دارند برابر شایستگی هایی که دارند پله هایی ترقی را طی کنند و به موفقیت هایی که برای به دست آوردنش تلاش کرده اند، دست پیدا کنند؟ تردیدی نیست که هر انسانی فارغ از دین، ملیت، نژاد و جنسیت به این سؤال پاسخ مثبت میدهد.

بیداد فروش بچه در تهران

«ما هیچ اطلاعی نداریم. اگر هم اطلاعاتی وجود داشته باشد محرمانه است. نباید به این موضوع دامن زد. بهتر است اگر چنین مشکلی هم وجود دارد، در خفا حل شود... .» به گزارش ایسنا، اینها پاسخ‌هایی است که برخی مسئولان به سؤال‌های خبرنگار دوهفته‌نامه «روبه‌رو» درباره خرید و فروش کودکان در تهران می‌دهند؛ پاسخ‌هایی ابهام‌آمیز که نه خبرهای خرید صد هزار تومانی کودکان را در تهران تأیید می‌کند و نه تکذیب. ماجرایی که از تابستان سال گذشته در یک نشست خبری از سوی فاطمه دانشور، رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران، بر سر زبان‌ها افتاد. فاطمه دانشور اعلام کرد که حالا دیگر در مراکز آسیب شهر، کودکان نوزادی که درد خماری را از نطفه حس می‌کنند به قیمت صد هزار تومان به فروش می‌رسند. اما این تمام ماجرا نبود. داستانی که فاطمه دانشور چند ماهی است، راوی آن شده، موضوعی قدیمی ‌در برخی از بیمارستان‌های این شهر است. مرجان، پرستار یکی از بیمارستان‌های تهران، می‌گوید: «دلالان و واسطه‌ها پس از شناسایی نوزادانی که ناخواسته یا نامشروع به دنیا می‌آیند، اقدام به خرید و فروش آنان می‌کنند.» او با بیان این که این اتفاق در بیمارستان‌های دولتی و بزرگ و بیمارستان‌هایی که زایشگاه دارند، بیشتر رخ می‌دهد، می‌گوید: «در این بیمارستان‌ها به دلیل بالاتر بودن تعداد نوزادان متولد شده در مقایسه با بیمارستان‌های خصوصی و کوچک، شناسایی افراد سخت‌تر است که این امر، مهم‌ترین دلیل بالاتر بودن آمار خرید و فروش نوزادان متولد شده در مراکز دولتی است.» مسئله‌ای که بلافاصله از سوی نیروی انتظامی ‌تکذیب شد. در خبرهای تأیید نشده می‌شد این جمله‌ها را شنید که آش به این شوری‌ها هم نیست اما کفش و کلاه کردن خبرنگاران و رفتن به بیمارستان‌هایی مانند مهدیه و اکبرآبادی تهران در همان روزهای پرالتهاب نشان می‌داد که از قضا آش بسیار شورتر از آنی است که دانشور خبر داده است. کودکانی که در توالت پارک حقانی نطفه‌شان بسته می‌شد، در بیشتر مواقع یا معتاد بودند یا خونشان آلوده به ویروس ایدز بود. نوزادان رنگ‌پریده‌ای که در بیمارستان، مجهول‌الهویه بودند و مادر حتی حاضر نبود برای دقایقی آنها را به زیر پستان بگیرد. از آن طرف، جدا از واسطه‌ها و گروه‌هایی که گدایان تهران را ساماندهی می‌کردند، بودند مادران و پدران جوانی که سال‌ها در آتشِ داشتن فرزند، سوخته و نتوانسته بودند از سد بهزیستی بگذرند. آنها برای آن که بتوانند زخم خود را التیام بخشند، به دروازه غار آمده بودند و کودکان معتاد بخوری این خیابان را با قیمتی از ۱۰۰ هزار تا پنج میلیون تومان خریده بودند. ناهید یکی از همین زنان است. ناهید ۳۸ ساله به همراه همسرش بهرام بعد از ۱۵ سال که در راهروهای بهزیستی دویده بودند، کودکشان سحرناز را از زنی معتاد در خیابان شوش تهران می‌خرند. سحرنازی که فقط ۱۸ ماه میهمان خانه آنها بود و بعد از آن به دلیل ابتلا به اچ‌آی‌وی و هپاتیت سی جان باخته بود. ناهید می‌گوید: «در ابتدای امر اصلا به ماجرای شناسنامه هم فکر نمی‌کردیم. بچه نه کارت بهداشت بیمارستان داشت نه پدرش معلوم بود. دو، سه روز مانده به زایمان، واسطه که یکی از رانندگان خطی میدان شوش به خراسان بود، با شوهرم تماس گرفت و از وجود سحرناز مطلع‌مان کرد. بچه در خانه به دنیا آمد. دو میلیون تومان به مادر دادیم و یک میلیون هم راننده گرفت. شوهرم هم گفت بعد از یکی، دو ماه، پیگیری می‌کند تا شناسنامه بگیریم. بچه همیشه بی‌حال و رنگ و رو رفته بود. شناسنامه نداشتیم و واکسن را هم از طریق یکی از اقوام که پزشک بود برایش زدیم. پنج‌ ماهه بود که به دلیل بی‌حالی‌های مداوم تصمیم گرفتیم آزمایش خون بدهیم و دیدیم کودک مبتلا به ایدز است و کمی‌ بعد از یک سالگی هم جان داد و ما ماندیم و داغی که تا آخر عمر روی سینه‌مان می‌ماند ... .» هر چند سال گذشته فرمانده نیروی انتظامی ‌تهران بزرگ با تأیید وجود این نوع خرید و فروش اعلام کرد که باید فکری به حال زنان آسیب‌دیده کرد، اما همان روزها گفت ما اطلاعاتی درباره خرید و فروش کودکان در دست نداریم. هنوز که هنوز است، سردار ساجدی‌نیا در مقابل تلاش‌های بی‌وقفه خبرنگار «روبه‌رو» برای گرفتن وقت مصاحبه درباره این معضل پاسخی نمی‌دهد و فقط به این جمله که «در دست اقدام است» بسنده می‌کند. فاطمه، پرستار یکی از بیمارستان‌های جنوب شهر تهران است. او می‌گوید: «تا اواخر سال گذشته، حتی بعضی از نیروهای بیمارستانی هم به عنوان دلال در این خرید و فروش پولی به جیب می‌زدند اما حالا سخت‌گیری‌ها زیاد شده، بخش نوزادان را جدا کرده‌اند و پرستاران آنها را کمتر می‌بینیم و به طور دائم مددکار در بخش سر می‌زند. الان وقتی کسی بچه‌اش را نمی‌خواهد پیش از زایمان به مددکاری می‌رود و اعلام می‌کند و بچه بعد از وضع حمل به بهزیستی می‌رود اما عده‌ای که می‌خواهند کاسبی کنند، بچه را می‌گیرند و سرِ خیابان به خانواده‌ها واگذار می‌کنند اما حالا تقریبا گرفتن شناسنامه هم غیر ممکن است. برای گرفتن شناسنامه کودک باید سابقه درمانی مادر و تمامی ‌آزمایشات موجود باشد.» فاطمه می‌گوید سهم دلالان در این خرید و فروش از یک میلیون تا سه میلیون تومان متغیر است: «مثلا یکی از همکاران خودمان حداقل ماهی پنج میلیون دلالی داشت اما حالا اخراج شده.» آمار سازمان بهزیستی بر اساس آمار عملکرد سازمان بهزیستی تقریبا سالانه بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کودک به فرزندی سپرده می‌شوند. این در حالی است که تعداد متقاضیان فرزندخواندگی چند برابر کودکانی است که به فرزندی سپرده می‌شوند. این امر حاکی از آن است که تقاضا برای دریافت کودک به‌ مراتب بیش از تعداد کودکان قابل واگذاری به خانواده‌هاست. از سوی دیگر فرایند اجرائی فرزندخواندگی مستلزم هماهنگی‌هایی بین سازمان بهزیستی، اداره سرپرستی قوه قضائیه، نیروی انتظامی، مراکز درمان ناباروری و سازمان پزشکی قانونی و ... است که همه اینها به اضافه فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک، فرایند فرزندپذیری را برای متقاضیان فرزندخواندگی، به طور طبیعی، طولانی و زمانبر می‌کند. انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی، در گفت‌وگو با «روبه‌رو» با تأیید وجود تجارت کودکان، از برنامه‌های بهزیستی برای جلوگیری از این تجارت گفت: «ترجیح ما این است که مادران را به گرفتن رحم اجاره‌ای تشویق کنیم. این مسئله هم باعث می‌شود که درآمدی برای زنان بی‌سرپرست ایجاد شود و هم جلوی سوءاستفاده‌های احتمالی گرفته ‌شود. البته این کار باید با ضوابط کاملا علمی‌ و قانونی انجام پذیرد. ضمن آن که ما نمی‌توانیم به مسئله خرید و فروش کودکان وارد شویم. این مسئله کاملا در اختیار قوه قضائیه و نیروی انتظامی ‌و دادستانی است. ما صرفا اطلاعات خود را در این‌ زمینه به ضابطان قضائی منتقل می‌کنیم. ما حتی اگر از چنین مسئله‌ای اطلاع هم پیدا کنیم باید برای ورود از قوه قضائیه مجوز بگیریم. از طرفی واگذاری کودکان به بهزیستی هم فقط با اجازه قوه قضائیه امکان‌پذیر است.» اما این همه حکایت نیست. علی یکی از پسرانی است که دو سال قبل بعد از رسیدن به ۱۸‌سالگی با گرفتن پنج میلیون تومان از بهزیستی ترخیص شده است. او می‌گوید: «بهزیستی قوانین عجیبی دارد. ما را به خانواده‌ها نمی‌دهند، چون اصرار دارند خانواده‌ها ملکی به نام ما بکنند. بعد جالب اینجاست که وقتی خودمان را از بهزیستی بیرون کردند، پنج میلیون تومان کف دستمان گذاشتند و خداحافظی کردند. آنها می‌گویند می‌خواهند آینده ما تأمین باشد و ممکن است اگر وارد خانواده‌ای بشویم به ما چیزی ندهند. خب مگر بهزیستی وقت ترخیص چیزی در اختیار ما می‌گذارد؟ اما اگر در خانواده بزرگ شویم، در بدترین شرایطِ ممکن در یک خانواده درس خوانده‌ایم، محبت دیده‌ایم و خانواده داریم. حداقلش این است که کسی در ۱۸سالگی بیرونمان نمی‌کند. من می‌خواهم بدانم مگر همه فرزندان واقعی خانواده‌ها وقتی به دنیا می‌آیند ملکی به نامشان می‌شود یا وقتی پدرشان می‌میرد یک کارخانه به آنها ارث می‌رسد؟ بچه‌های معمولی بیشتر خودشان روی پایشان می‌ایستند، خودشان خانه و مغازه می‌خرند و فقط تحت سایه حمایتی خانواده هستند.» تجارت پردرآمد مسیب راننده تاکسی است و می‌گوید خیلی از همکارانش از طریق دلالی بین خانواده‌ها پول خوبی درمی‌آورند. به گفته مسیب بچه نسبت به جنسیت و تمکن خریدار، قیمتش بالا و پایین می‌رود. او می‌گوید: «حالا خانواده‌ها شاخک‌هایشان تیز شده. می‌دانند بچه باید آزمایش سلامت داشته باشد. بچه سالم هم باز قیمتش متغیر است. اول فروشنده می‌گوید مثلا ۲۰ میلیون اما خریدارها زرنگ شده‌اند. گاهی این ۲۰ میلیون به دو میلیون هم می‌رسد اما واسطه‌ها کمترین مبلغی که این وسط به جیب می‌زنند یک میلیون تومان است.» اما تجارت کودکان فقط بین خانواده‌ها صورت نمی‌گیرد. کودکان بسیاری هم هستند که در این‌ میان گرفتار باندهای تبه‌کاری و گدایی می‌شوند. به گفته یکی از ساکنان دروازه غار، بیشتر کودکانی که معتاد و بیمار به دنیا می‌آیند، جذب باندهای گدایی می‌شوند؛ باندهایی که هیچ‌وقت سرنخ درستی از آن در دست هیچ‌کس نیست. کودکانی که روزانه ۱۰ هزار تومان اجاره می‌شوند و حداقل ۳۰ هزار تومان فروش روزانه‌شان را به صاحب‌کار تحویل می‌دهند. کمتر از یک ماه پیش، شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، روایت دیگری از خرید و فروش کودکان را اعلام کرد. مولاوردی درباره فروش نوزادان از سوی مادران با بیان این که امروز شاهد فروش نوزادان در شکم مادر و پیش از تولد هستیم، اظهار کرد: «آماری از تعداد این نوزادان نداریم اما آن‌ قدر تعداد آنها زیاد بوده که تبدیل به یک خبر شده است.» معاونت زنان و امور خانواده با تأکید بر این که پدیده فروش کودکان، تک‌عاملی نبوده و مجموعه‌ای از عوامل، زنجیروار در کنار هم قرار می‌گیرند تا یک زن ناچار به فروش فرزندش شود، خاطرنشان کرد: «فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، اعتیاد، کارتن‌خوابی و ازدواج کودکان از جمله عواملی هستند که می‌تواند باعث سوق‌ دادن زنان به سمت فروش کودکان خود شود.» او تصریح کرد: «اگر بخواهیم پدیده فروش کودکان ادامه پیدا نکند، باید به مجموع این عوامل توجه کرده و آن را حل کنیم.» یکی از فعالان اجتماعی در دروازه غار تهران می‌گوید، حالا کودکان را پیش‌فروش می‌کنند. سعید انتظاری به «روبه‌رو» می‌گوید: «حالا زن‌ها هدفدار حامله می‌شوند و در چهار، پنج‌ ماهگی که جنسیت نوزاد مشخص شد، آن را به خانواده‌ها می‌فروشند و کودک زیر نظر خریدار در بیمارستان به دنیا می‌آید. حالا کار راحت‌تر شده. خانواده‌ها با بیمارستان‌های خصوصی زدوبند می‌کنند و بعد از آن که کودک به دنیا آمد، نام مادر جعلی به جای مادر اصلی در اوراق هویتی ثبت می‌شود. به همین راحتی ....»  
تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود مرثیه ای به نام طلاق در ایران بارداری بدون داشتن رابطه جنسی 26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند ماه گرفتگی

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

هوش جنسی چیست

مشاور زناشویی و نویسنده کتاب پر سر و صدای « زناشویی در قفس» Esther Perel که به شکل خارق العاده ایی به درون امیال جنسی بشر معاصر نقب می زند مصاحبه ایی داشته است با مجله سلامت مردان به خاطر انتشار کتاب جدیدش « بازنگری خیانت» که بخش هایی از آن را برای تان تهیه کرده ایم: منظورت از هوش جنسی چیست؟ اول از همه دوست دارم تاکید کنم تصوری که در جامعه از مردان و نیازهای جنسی اش ایجاد کرده اند بیشتر شبیه یک جوک است تا واقعیت. می گویند مردان موجودات فیزیکی هستند و همیشه گرسنه جنسی هستند و فرقی نمی کند با چه زنی سکس داشته باشند و فکر و ذکرشان فرو کردن آلت شان است و … این همه توقع فیزیکی، مردان بیچاره را در موقعیتی مضطرب قرار می دهد که در هر رابطه جنسی باید پرقدرت باشند و عملا فقط مثل یک ماشین سکس اجرا کنند. ولی اگر دنیا بداند که این توقع، چقدر مردان را عذاب می دهد و می ترساند و اوضاع شان را در رختخواب به هم می زند دست از این تصور می کشیدند. تصوری که فقط مربوط به تازه به دوران رسیده ها است. بخش بزرگی از مردان از زودانزالی و جواب نه شنیدن در رنج هستند. آنها به خاطر توقع فیزیکی که یاد می گیرند موقع سکس داشته باشند نه خودشان لذتی بیشتر از یک ارضای حیوانی می برند و نه یاد می گیرند که لذت واقعی به زنان بدهند. با این تصور، سکس مردان شبیه رفع گشنگی در یک رستوران سرپایی است. می خورند که سیر شوند. و متاسفانه هیچ چیز خاصی از آن در خاطره شان نخواهد ماند. سکس خوب مثل پختن غذا در خانه یا یک رستورانِ خیلی خوب است. غذایی که مواد خوب و سالمی برای تهیه اش فراهم شده است. آشپزش می داند چطورمواد مختلف را با چه سرعت زمانی در هم بیامیزد و داغ کند و بجوشاند تاغذایی به یادماندنی درست کند. من در طی سال ها مشاوره زناشویی مدام این بحث زوج هایی که از هم ناراضی هستند را می شنوم که مرد به همسرش می گوید « « همه این سال ها انگار با یک جسد سکس داشتم. هیچوقت احساسی از خودت بروز ندادی» که زنها هم معمولا جواب می دهند « این همه سال تو فقط می خواستی سریع تموم بشی و من رو وسط زمین و آسمون رها کنی» این همان اتفاقی است که من آن را کمبود هوش جنسی می دانم. اکثر مردان و زنان یاد نگرفتند از مرحل سکس حیوانی عبور کنند. یاد نگرفتند در خصوصی و شکننده ترین حالت شان یعنی وقتی در کنار هم لخت درازکشیده اند با هم صمیمی و راحت باشند. تلاش نکردند اصلا بفهمند هر کدام شان از سکس چه می خواهند؟ اکثریت بشر ولی یکبار به درستی کنار شریک جنسی اش ننشسته و از هم نپرسیدند منظورشان از سکس چیست؟ چه احساسی از لمس و بوسه دارند؟ ایا به دنبال همدلی و یکی شدن هستند؟ ایا در جستجوی قدرت هستند؟ ایا سکس یک نوع فرار است؟ ایا می خواهند با سکس به یک انسان دیگر تسلط یا مالکیت داشته باشند؟ ایا می خواهند خودشان را تسلیم کنند؟ می خواهند لذت دوست داشتنی بودن را تجربه کنند؟ می خواهند تر و خشک شوند؟ لوس شوند؟ ایا حتی می خواهند بترسند و تحقیر شوند؟ مردان و زنان می توانند مراحل خیلی انسانی تری از هوس و میل جنسی و جذبه و بخصوص لذت را تجربه کنند اگر به دام توقع و تربیت حیوانی از سکس نرسند. ما باید بدانیم که حیوانات سکس دارند. ما هوس و لذت جنسی داریم. انسان ها می خواهند حس کنند خواستنی هستند. که مرکز جهان یک نفر دیگر هستند. که بدن شان برای یک فرد دیگر مطبوع است. برای همین مردان و زنان باید با هم حرف بزنند. باید برای رابطه جنسی قصه و حرف و راز درست کنند. سکس یک هدف نیست که به آن دست یابند. سکس یک لذت است که باید تجربه کنند. لذت هم، مدام می تواند تعریف بهترو عمیقتری داشته باشد. ما انسانها صمیمانه و بدون خجالت باید برسیم به این حقیقت که سکس یعنی عشق ورزیدن. فقط در این صورت است که سکس از گناه و شرم فاصله می گیرد.

آمار اطلاعات جنسی 26 کشور جهان

یکی ااز تحقیقات وسیع که البته توسط کمپانی durex انجام شده در برگیرنده سنجش 26 هزار نفر از 26 کشور جهان بوده است توانسته یک تصویر کمابیش کلی از وضعیت فعالیت جنسی بخشی از سیاره ما ارائه کند. بیشترین تعداد سکس 87 درصد یونانی ها در هفته سکس دارند و بعد از آنها برزیل (82) روسیه (80) چین ( 78) و ایتالیا ( 76) و امریکای ها با 52 درصد رتبه تقریبا آخر را دارند. بیشترین تعداد ارگاسم چینی ها البته با وجود درصد بالای سکس در هفته از کمترین مقدار ارگاسم برخوردارند. چینی ها در همه پرسی اعلام کردند که بیش از دو سوم شان به اوج لذت جنسی نمی رسند. اسپانیا، ایتالیا و مکزیک رتبه سوم عدم رضایت جنسی در حین سکس را برای خود اشغال کرده اند. 48 درصد، میانگین ارضا نشدن افراد در 26 کشور فوق بوده است. در این میان فرانسوی ها با رضایتمندی 84 درصدی، رتبه اول به اوج رسیدن را دارا هستند. خبر به نوعی تاسف انگیز این است که به طور میانگین مردان دو برابر زنان در حین رابطه جنسی به ارگاسم می رسند. بیشترین لذت اگر از تعداد و کمیت به کیفیت بخواهیم اشاره کنیم به نظر می رسد 67 درصد نیجریه ای ها، 63 درصد مکزیکی ها، 61 درصد هندی ها و 54 درصد لهستانی رتبه های لذت بیشتر در حین رابطه جنسی را به خود اختصاص داده اند. ژاپنی ها تنها کشوری هستند که بیش از نیمی از آنها اعلام کرده اند کمترین لذت را از رابطه جنسی شان می برند.  
نگاه کانتی به تمایلات بشری چرا معاشقه در شب؟ تست مهارت ارتباطی پاسخ تست روانشناسی خصوصیات متولدین فصل بهار

زنان حادثه

زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است

یک معلم ۶۵ ساله برلینی که صاحب ۱۳ فرزند است دوباره حامله شده. جنین او این بار چهارقلوست. وی ۷ نوه نیز دارد. آنه‌گرت معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستان است. روزنامه "بیلد ام زونتاگ" چاپ آلمان روز یک‌شنبه ۱۲ آوریل (۲۳ فروردین) خبر از حامله شدن یک زن ۶۵ ساله داد که در حال حاضر مادر ۱۳ فرزند و مادربزرگ ۷ نوه است. آنه‌گرت ر. که معلم زبان‌های روسی و انگلیسی در دبستانی در برلین است بارها از طریق لقاح مصنوعی و اهدای اسپرم در خارج از آلمان حامله شده است. حاملگی چهاردهم او تا کنون بدون مشکل بوده و او در حال حاضر در هفته بیست و یکم بارداری‌اش قرار دارد. بزرگترین فرزند او اکنون ۴۴ سال و آخرین فرزندش ۹ سال دارند. او در رشته تعلیم و تربیت تحصیل کرده و در صورتی که حاملگی کنونی‌اش بدون مشکل پیش رود، مسن‌ترین مادری در دنیاست که چهارقلو به دنیا می‌آورد. آنه‌گرت با حضور در یک برنامه تلویزیونی آلمان گفته است اهمیتی به قضاوت دیگران نمی‌دهد و تنها آن کاری را می‌کند که به نظر خودش درست است. او گفته وقتی پزشک خبر داده که جنین او چهارقلو است شوکه شده اما تصمیم دارد آنها را نگه دارد. آخرین حاملگی این معلم برلینی پیش از این در سال ۲۰۰۵ و به صورت طبیعی بوده ولی این بار از طریق لقاح مصنوعی باردار شده است.  

یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات

مریم میرزاخانی، ریاضی‌دان ایرانی و استاد دانشگاه استنفورد، برنده 'مدال فیلدز'، معتبرترین جایزه ریاضیات در جهان شده است. مدال فیلدز که به نوبل ریاضی معروف است، هر چهار سال یک بار به ۲ تا ۴ ریاضی‌دان زیر ۴۰ سال داده می‌شود. خانم میرزاخانی، نخستین زن و اولین ایرانی است که توانسته این جایزه را دریافت کند. او که ۳۷ سال دارد، دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف تهران و دانشگاه هاروارد آمریکا است. خانم میرزاخانی پیش از تدریس در دانشگاه استنفورد، در دانشگاه پرینستون درس می‌داد. این ریاضی‌دان که از برندگان دو دوره المپیاد جهانی ریاضی بوده است، پیش از تدریس در دانشگاه استنفورد آمریکا، در دانشگاه پرینستون درس می‌داد. اتحادیه جهانی ریاضی مدال فیلدز را در کنگره جهانی ریاضی اعطاء می‌کند که هر چهار سال یکبار برگزار می‌شود. کنگره جهانی ریاضیات سال جاری از روزسیزدهم اوت به مدت یک هفته در سئول پایتخت کره جنوبی برگزار می‌شود. سه ریاضی‌دان دیگر، آرتور آویلا از برزیل، منجول بارگاوا نظریه‌دان اعداد در دانشگاه پرینستون و مارتین هایرر از دانشگاه وارویک در بریتانیا برندگان دیگر امسال هستند. اینگرید دوبشی، رئیس اتحادیه جهانی ریاضی می‌گوید: "به عنوان یک زن برایم فوق‌العاده است که می‌بینم مریم میرزاخانی برنده شده است و تصور این‌که یک زن برنده مهم‌ترین جایزه ریاضی شود، دیگر عجیب نیست." مریم میرزاخانی به خاطر تحقیقاتش در زمینه ديناميک و هندسه رویه‌های ريمانى و فضاهاى پيمانه‌اى آنها این جایزه را دریافت کرده است. او پیش از این هم جوایز متعددی در رشته ریاضیات دریافت کرده بود. در سال ۲۰۰۶ مجله "پاپیولار ساینس" او را به عنوان یکی از ۱۰ نابغه آمریکای شمالی معرفی کرد. مدال فیلدز به یاد جان چارلز فیلدز، ریاضی‌دان کانادایی پایه‌گذاری شد و همراه با یک جایزه نقدی به مبلغ ۱۵ هزار دلار کانادا اعطا می‌شود. این جایزه اولین بار در سال ۱۹۳۶ به دو ریاضی‌دان فنلاندی و آمریکایی داده شد.
من با واژنم رای نمی دهم زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت اندوه بی پایان گریس کلی مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی انتشار عکس های خصوصی ستارگان سینما

حقوق زنان

قانون حمایت از مادران باردار و دوران شیر دهی

طبق قانون، دستگاههاى دولتى و وابسته به دولت و كارگاههاى مشمول قانون كار موظفند تسهیلات لازم و مناسب را براى تغذیه شیرخوارگان با شیر مادر در جوار محل كار كاركنان زن به صورتى كه مسأله تغذیه شیرخوارگان به سهولت كامل انجام پذیرد را ایجاد نمایند. یكی از بهترین قوانین حمایت از مادران شاغل مربوط به ایران است. در بخش اول این نوشتار به بررسی قانونی لایحه حمایت از مادران در دوران شیر دهی می پردازیم. قانون حمایت دولت از مادران در دوران باردارى و شیردهى در سال 1374 به تصویب مجلس شوراى اسلامى رسیده است. طبق قانون فوق الذكر دستگاههاى دولتى و وابسته به دولت و كارگاههاى مشمول قانون كار موظفند تسهیلات لازم و مناسب را براى تغذیه شیرخوارگان با شیر مادر در جوار محل كار كاركنان زن به صورتى كه مسأله تغذیه شیرخوارگان به سهولت كامل انجام پذیرد را ایجاد نمایند كه با توجه به صراحت قانونى و به كار بردن كلماتى چون: دستگاهها موظف هستند، تسهیلات لازم و مناسب، قرار گرفتن مكان مناسب جهت شیردهى فرزندان درجوار محل كار به صورتى كه تغذیه شیرخوارگان به سهولت و بدون ایجاد مشكلاتى براى مادر انجام پذیرد و همچنین تكلیفى بودن این عمل توسط دستگاههاى دولتى و غیردولتى همه وهمه حكایت از اهمیت این موضوع داشته و قانونگذار به خاطر رفاه حال فرزندان ومادران این اجازه را نیز به مادران داده است كه روزى یك ساعت از وقت ادارى خود را به این امر اختصاص داده كه این وقت جزو اوقات كار آنها محسوب مى شود و نیازى به اخذ مرخصى نیز نخواهد بود و حتى در صورت تمایل مادر مى تواند مرخصى مزبور را تا 3 نوبت در روز استفاده كنند. لازم به توضیح است یك ساعت مذكور فقط اختصاص به شیردادن داشته و زمان رفت و آمد مادر به محل نگهدارى در كودكان را در بر نمى گیرد زیرا قانونگذار ایجاد محل نگهدارى كودكان را در جوار محل كار زنان داراى طفل شیرخوار وظیفه تكلیفى (نه وظیفه اختیارى) سازمانها دانسته است و نزدیكترین فاصله به محل كار مادران و ترجیحاً استفاده از قسمتى از ساختمان محل كار مورد تأكید قانونگذار در ماده 2 آیین نامه قرار گرفته است. بر طبق ماده78 قانون كار دركارگاههایى كه داراى كاركنان زن هستند كارفرمایان مكلف هستند به مادران شیرده تا پایان دوسالگى كودك پس از هر سه ساعت، نیم ساعت فرصت شیردادن بدهند. این فرصت جزو ساعات كار آنان محسوب مى شود و همچنین كارفرمایان مكلف هستند متناسب با تعداد كودكان و با در نظر گرفتن گروه سنى آنها مراكز مربوط به نگهدارى كودكان از قبیل شیرخوارگاه و مهدكودك و آمادگى را ایجاد نمایند. طبق تبصره ماده فوق الذكر ضوابط تأسیس و اداره شیرخوارگاه و مهدكودك توسط سازمان بهزیستى كل كشور تهیه و به تصویب وزیر كار و امور اجتماعى به مرحله اجرا گذاشته شده است. طبق ماده 1 این آیین نامه مركز نگهدارى این دسته ازكودكان مؤسسه اى است آموزشى، پرورش و رفاهى كه كودكان را براى شیرخوارگاه تا 2 سالگى و مهدكودك از 2 سالگى تا 5 سالگى و آمادگى قبل از دبستان از5 سالگى تا قبل از ورود به دبستان را شامل مى شود. طبق تبصره 4 این آیین نامه كارگاهها موظفند كه براى بانوانى كه حتى در نوبت دوم نیز در محل كار به كار مشغولند خدمات خود را در این رابطه نیز ارائه كنند. طبق ماده 4 آیین نامه مربوطه نمایندگان وزارت كار و امور اجتماعى، وزارت بهداشت و درمان و همچنین سازمان بهزیستى كشور بر این مراكز نظارت خواهند نمود تا كارفرمایان برخلاف مقررات مقرر در این قانون اقدام ننمایند. بدیهى است مسؤولیت رسیدگى به تخلفات و شكایات مراكز نگهدارى كودكان با شوراى نظارت بر مراكز نگهدارى كودكان خواهد بود و حضور افراد عضو در شوراى مركزى نظارت الزامى است علاوه بر این طبق این آیین نامه مدیران این مراكز باید از بین بانوان داراى تحصیلات لیسانس و بالاتر در رشته هاى علوم تربیتى، روانشناسى، مددكارى اجتماعى، مشاوره و یا مدیریت آموزشى با داشتن حداقل یك سال تجربه كار آموزشى در ارتباط با كودك باشد و یا دارا بودن دیپلم با حداقل 5 سال تجربه كار آموزشى و تربیتى در ارتباط با كودك بوده این مدیر در برابر ضرر و زیان مادى و معنوى و آسیبهاى احتمالى وارده به كودكان مسؤولیت داشت و باید پاسخگو باشد و در صورت بروز حادثه در اثر كمبود امكانات كارفرما و مدیر مؤسسه مسؤول خواهد بود.

زنان ترک قهقهه‌زنان توییتر را فتح کردند

زنان ترک در اعتراض به اظهارنظر یک مقام سیاسی کشور که زنان را از خنده در معابر عمومی منع کرده بود هزاران بار عکس‌های در حال خنده‌ی خود را در توییتر منتشر کردند. زنان از دیگر کشورها نیز به آن‌ها پیوسته‌اند. یک اظهارنظر بحث‌انگیز کافی بود که توییتر به تصرف زنان ترکیه‌ای که عکس‌های خندان خود را منتشر کردند درآید. وقتی بولنت آرینک٬ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه (۲۸ ژوئیه/ ۶ مرداد)٬ درباره خنده زنان نظر داد جرقه حرکتی زده شد که هزاران زن ترک را به شبکه‌های اجتماهی خصوصا توییتر کشاند تا عکس‌های خود را در حال قهقهه‌ زدن منتشر کنند. این زنان با لبخند‌های پهن که صورتشان را پوشانده به چه اعتراض کردند؟ معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه گفت زنان نباید با صدای بلند و در ملاءعام بخندند. او البته موارد دیگری را نیز منع کرد. او از مکالمه طولانی زنان با تلفن‌های همراه انتقاد و از جذابیت‌های زنانه در محیط‌های عمومی ابراز ناخرسندی کرد. او گفت که همه این‌ها نشانه فاسد شدن اخلاقی جامعه ترکیه است و باید ممنوع شود. این معاون نخست‌وزیر در حالی حتی از صحبت زنان با تلفن‌های همراه انتقاد کرد که هزاران "سلفی‌" که زنان ترک با تلفن‌های هوشمند خود گرفته‌اند و در آن‌ها دارند می‌خندند در توییتر منتشر شد و هشتگ "kahkaha" هزاران بار از سوی آنان استفاده شد. معنی این کلمه در ترکی خنده یا همان قهقهه است. در توییت‌ها هشتگ direnkahkaha نیز به کرات استفاده شد. این عبارت در ترکی به معنای "خنده‌ی مقاومت" است. به گزارش وب سایت مشابل این هشتگ از دوشنبه تا کنون بیش از ۳۵ هزار بار استفاده شده است. برخی از توییت‌ها نیز از این قرار هستند که "خنده اقدامی انقلابی است" یا کاربری دیگر در توییتش پیشنهاد کرده است که زنان روز خود را با خنده شروع کنند. در یکی از توییت‌ها هم عکس همسر رجب طبیب اردوغان٬ نخست ‌وزیر ترکیه در حال خندیدن در یک مراسم عمومی منتشر شده و زیر آن نوشته شده است: «برای حفظ عفت عمومی… زنان حتما بخندند.» این حرکت البته به زنان ترک محدود نمانده است و زنان از دیگر نقاط دنیا نیز در حال ابراز همبستگی با زنان ترک‌اند. زنانی که از کشورهای مختلف دنیا پیغام همبستگی برای زنان ترک توییت می‌کنند ابتدا جمله‌ای به نشانه همبستگی و اتحاد جهانی زنانه می‌نویسند و سپس نام کشور خود را می‌آورند. به این ترتیب زنان خنده‌ روی توییتر هر ساعت در حال بیش‌تر شدن‌اند و از مرزهای ترکیه سرازیر شده و در اقصی نقاط دنیا مشغول اعتراض به سیاستمداری هستند که اظهارات واپس‌گرایانه‌اش قابل قبول واقع نشد. در ترکیه تعدادی از چهره‌های شناخته شده سیاسی و فرهنگی نیز در توییت‌هایی جداگانه همبستگی خود با زنان کشور را اعلام کردند.
شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟ هیچ معلمی حق تنبیه ندارد رشته تحصیلی بنام مردانگی مردان هم می توانند ازدواج را فسخ كنند کانادا گذرنامه «جنسیت X» صادر خواهد کرد