1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«انگیزه شورش در برابر بی عدالتی و خشونت علیه زنان همیشه در من وجود داشت. وقتی نوجوان بودم، موهایم را از ته می تراشیدم تا بتوانم بدون روسری در خیابانها راه بروم. نمی خواستم تسلیم بشوم. ۷ سال است که ایران را ترک کرده ام. می دانستم که نمی توانم برگردم. خیلی جدی به من گفتند: ما در ایران هنرمند نمی خواهیم.»

فراهانی می گوید که اشتیاقش به ایران منبع الهام اوست.
او می گوید: کشورم را از دست دادم، ولی حالا همه دنیا را دارم.

بازیگر ایرانی مقیم فرانسه در گفتگو با نامراتا جوشی (The Hindu) از سرکشی هایش، زندگی در تبعید و هنر به عنوان یک مساله حیاتی در ایران می گوید.

فراهانی را در هندوستان بیشتر به خاطر بازی اش در فیلم درباره الی (محصول ۲۰۰۹ به کارگردانی اصغر فرهادی) می شناسند. او در فیلم درام سنگ صبور یا The Patience Stone (محصول ۲۰۱۲ به کارگردانی عتیق رحیمی، نویسنده و کارگردان فرانسوی / افغانی تبار) نقش زنی افغان را بازی کرد که از شوهر فلج خود مراقبت می کند. فراهانی در کنار ایزابلا روسلینی و متیو آمالاریک در فیلم Chicken With Plums (محصول ۲۰۱۲ به کارگردانی مرجانه ساتراپی) نیز بازی کرده است. فیلم ویدیویی از او که در You Tube منتشر شد، میلیونها بیننده داشت.

گلشیفته فراهانی، بازیگر ۳۲ ساله ایرانی در خانواده ای هنرمند از پدر و مادری بازیگر و نویسنده به دنیا آمد و در سنین کودکی آموزش موسیقی را شروع کرد. در ۱۴ سالگی، بازی در فیلم درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی (محصول ۱۹۹۸) باعث شد شیفته سینما بشود.

از آن زمان به این سو، گلشیفته به یکی از مشهورترین چهره های ایران تبدیل شده است. فراهانی که به خاطر بازی در فیلم غربی Body of Lies در کنار لئوناردو دیکاپریو (محصول ۲۰۰۸ به کارگردانی ریدلی اسکات) از بازگشت به کشورش منع شد، با نیمه برهنه شدن در آگهی تبلیغاتی مراسم اهدای جوایز سینمایی Cesars (نسخه فرانسوی اسکار) و برهنه شدن برای مجله فرانسوی Egoiste جنجال بزرگی به پا کرد. او هم اکنون در فرانسه در تبعید بسر می برد. فراهانی پس از پایان کارش در فیلم Pater Son به کارگردانی جیم جارموشی، برای بازی در کنار عرفان خان و واحده رحمان در فیلم The Song of Scorpions (فیلمی از آنوپ سینگ) در هندوستان بسر می برد. او که قرار است برای ملاقات با والدینش به گوا برود، می گوید: از ۷ سال پیش که ایران را ترک کردم، با پدر و مادرم در خارج از ایران ملاقات کرده ام. این زن زیبا، باهوش و آگاه از مسایل سیاسی با ما از موسیقی، روحیه سرکش، زندگی در تبعید و اینکه چگونه لتنگی برای ایران در رشدش به عنوان هنرمند تاثیر گذاشته، صحبت کرده است.

به عنوان یک بازیگر و موسیقیدان، چگونه این دو قالب هنری را با همدیگر مرتبط می دانید؟

موسیقی ریتم، زمان بندی و بافت است. موسیقی از نظر من اساس اکثر هنرهاست. بیشتر فیلم هایی که در آن حضور داشتم دارای شخصیت هایی بودند که به نوعی با موسیقی ارتباط دارند. من در The Song of Scorpions، چند ترانه می خوانم و ساز می زنم. موسیقی همه جا مثل سایه مرا تعقیب می کند. فکر می کنم شاید حکمتی در آن است.

شما به خاطر روحیه مبارزه طلبتان مشهور هستید. آیا همیشه همینطور بودید. حتی در دوران کودکی؟

من شیطان، اما با ملاحظه بودم. انگیزه شورش در برابر بی عدالتی و خشونت علیه زنان همیشه در من وجود داشت. وقتی نوجوان بودم، موهایم را از ته می تراشیدم تا بتوانم بدون روسری در خیابانها راه بروم. نمی خواستم تسلیم بشوم. در تصوف، مثلی هست درباره پروانه ای که خود را به میان آتش می زند. من مثل آن پروانه شجاع هستم ولی گاهی کمی احمق. هر سنگی که پیش رویم قرار داشته باشد، از روی آن می پرم. بدون فکر کردن به ارتفاع آن و اینکه در پس آن چه چیزی قرار دارد. فکر نمی کنم. فقط می پرم. وقتی در هوا معلق هستم آنوقت فکر می کنم که حالا چطور باید فرود بیایم؟ اکثر آدم ها اینطور نیستند. آنها حساب شده عمل می کنند و از خودشان محافظت می کنند. من اکثر مواقع به دردسر می افتم. اما در نهایت نتیجه مثبتی از آن حاصل می شود.

برخورد جامعه ایران با تراشیدن سرتان چگونه بود؟

آنها متوجه نشدند. من به یک پسر تبدیل شده بودم. آنها فکر می کردند پسر هستم. وقتی ۱۴ ساله بودم برای بازی در فیلم مهرجویی سرم را تراشیدند. در شانزده سالگی خودم سرم را تراشیدم. برای خودم اسم امیر را انتخاب کردم. هر روز با مقنعه به مدرسه می رفتم ولی وقتی به خانه بر می گشتم مثل پسرها لباسی می پوشیدم، به خیابان می رفتم تا آزادانه بسکتبال بازی کنم. زندگی ام شده بود این بازی خطرناک. اگرلو می رفتم به دردسر بزرگی می افتادم. والدینم واقعا نگران بودند ولی نمی توانستند مرا کنترل کنند. می خواستم بدون اینکه کسی برایم سوت بکشد یا به من خیره شود، آزادانه دوچرخه سواری کنم. می خواستم به من به عنوان یک انسان نگاه کنند تا یک شیء خواستنی.

ولی این یعنی انکار جنسیت ات؟

آن زمان دوست پسر داشتم. بنابراین نیمی از وجودم دختر بود. تنها راه برای آزاد بودن در ایران این است که مردانه تر باشید. وقتی ایران را ترک کردم و به پاریس آمدم، دانستم که مجبور نیستم برای آزاد بودن مثل یک مرد سرسخت باشم. می توانستم زنی باشم با همه خصوصیات زنانه و در عین حال آزاد.

چگونه شد که در ایران ممنوع النصویر شدی؟

بعد از بازی در فیلم Body of Lies هفت ماه بازجویی شدم. اجازه خروج از کشور را نداشتم. آنها اجازه ندادند که برای افتتاحیه فیلم Prince of Persia به لندن بروم. وقتی بالاخره ایران را ترک کردم، می دانستم که پل های برگشت خراب شده اند. آنها به من گفتند که باید فیلم Body of Lies را ببینند تا به محاکمه ام پایان بدهند. فکر می کردند فیلم بر ضد دولت ایران است. توطئه ای از سوی CIA. سازمانی که در سال ۱۹۵۳ آخرین دولت منتخب در ایران را از قدرت ساقط کرد. آنقدر سختی و فشار تحمل کرده بودم که وقتی فیلم اکران شد و احمدی نژاد (رییس جمهور) به پدرم گفت که به گلشیفته بگویید برگردد، به حرف اش اعتماد نکردم. بعد از آن، هر کاری که به عنوان یک زن انجام دادم، ضد ایرانی و اقدامی سیاسی تلقی شد. این مساله فقط به ویدیوی تبلیغاتی Cesars محدود نشد. فیلمی که در You Tube منتشر شد، سر و صدای زیادی ایجاد کرد. چند سال بعد، عکس هایی که در Egoistic چاپ شد، جنجال به پا کرد. عصبانی بودم و از خودم می پرسیدم: مشکل مردان با بدن یک زن چیست؟ چرا بر علیه زنان خشونت روا می شود؟ دانستم که اگر می خواهم زندگی کنم، نمی توانم بین دو شتر معلق بمانم، باید یکی از آنها را انتخاب کنم، بر پشت اش بپرم و برانم.

از آن موقع دیگر به ایران نرفتی؟

۷ سال است که ایران را ترک کرده ام. می دانستم که نمی توانم برگردم. برای من مسیری که انتخاب کرده بودم، مهم تر بود. راهی که من باز کرده بودم، نه فقط برای خودم، بلکه برای نسل جدید در ایران بود. بعد از من چند بازیگر زن دیگر نیز صدای اعتراض خود را بلند کردند. مساله حجاب و سینه برهنه، جرقه ای در منطقه ایجاد کرد.

ایران می خواهد کشوری عاری از هنرمند باشد؟ کشور بدون هنرمندانش، چیست؟

هنر در ایران مانند درختی چند صد ساله است.  هنر مانند مشعلی در دست هنرمند و مردم است. هیچ قدرتی نتوانست این مشعل را خاموش کند، چون هنر در قلب مردم جای دارد. مردم اجازه نمی دهند نابود بشود.

می گویند که موانع می تواند خلاقیت هنرمند را افزایش بدهد

گاهی اینطور است، ولی نه همیشه. اگر به سینمای سوئد، آلمان، روسیه یا برزیل نگاه کنید، می بینید که گاهی فشارها باعث تبلور خلاقیت ها شده. ولی اگر به اتحاد جماهیر شوروی و دوران جنگ جهانی دوم نگاه کنید، از حجم آثار هنری که در آن زمان خلق شد حیرت می کنید.بخصوص در هنر نمایش. گروتوفسکی، استانیسلافسکی و هنرمندان دیگر بهترین آثارشان را زمانی خلق کردند که مردم و شهرهایشان در حال سوختن بودند.
اما این همیشه و همه جا صدق نمی کند. در ایران، حتی قبل از انقلاب بهترین کارگردان ها را داشتیم. سینمای ایران بعد از انقلاب شکل نگرفت. قبل از آن نیز وجود داشت. بعد از انقلاب فضای ایران آنقدر بسته شد که سینما به تنها دریچه برای ورود به کشور تبدیل شد. سینمای ایران با کارگردانانی مانند عباس کیارستمی، محسن مخملباف و دیگران شکوفا شد. واقعیت این است که ایران یک رنسانس هنری نه تنها در سینما بلکه در موسیقی و تئاتر را پشت سر گذاشته. هنر برای مردم، بخصوص جوانان، به یک امر حیاتی تبدیل شده، چیزی مثل اکسیژن و آب.

زندگی در تبعید بر روی شما به عنوان یک فرد و یک هنرمند چه تاثیری گذاشته است؟

تبعید دردناک است. حسی است که نمی توانم آن را توصیف کنم. به عنوان یک هنرمند بایستی بتوانید احساسات مختلف را درک کنید و آنها را بگونه ای متقاعد کننده روی صحنه یا روی پرده سینما پیاده کنید. تبعید بر این احساسات و عواطف افزود. حالا می توانم از آنها به عنوان یک بازیگر استفاده کنم. من کشورم را از دست دادم که بسیار دردناک است. درست مثل از دست دادن فرزند. هرگز نمی توانید این غم را تسکین بدهید. اما من حالا تمام دنیا را دارم. بهای گزافی برای آن پرداخته ام ولی دوست دارم به آن به چشم نیمه پر لیوان نگاه کنم. همه اشتیاقم به ایران منبع الهام من است. این درد جزوی از وجودم است. این دوری و دلتنگی به نوعی به رهایی می انجامد.

این اتفاق شما را با فرهنگهای مختلف آشنا کرد…

آژانسی که با آن کار می کنم همیشه به شوخی می گویند که با هیچ بازیگر دیگری به اندازه من سفر نمی کنند. از هند به نیویورک، مراکش و اردن.اوایل شروع کارم در خارج از ایران فکر می کردم که چهره ام مانع موفقیت ام خواهد شد، اما حالا می بینم که چه امتیاز بزرگی دارم. چون می توانم نقش هر کسی را بازی کنم. می توانم یک هندی باشم، یک خاورمیانه ای، اسپانیایی و همینطور آمریکایی.

ملاقات با والدین در خارج از کشور سخت است؟

بخصوص حالا که پدر و مادرم پا به سن گذاشته اند. شما از دیدن اینکه موهایشان چطور سفید می شود محروم هستید. ترجیح می دادم آنها هر روز جلوی چشمانم پیر بشوند تا اینکه بعد از دوری طولانی ببینم که چقدر پیرشده اند.

 

دیدگاه‌ها  

+1 # محبوبه 1395-02-01 11:10
من به این جسارت تبریک میگم......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

این مردهای غمگین نازنین !

این نوشته رو یکی از دوستان از وبلاگ خانم الهام ارسال نموده است! با اجازه از نویسنده مطلب آنرا منتشر می کنیم. مطلب جالب و نگاهی استثنائی به مردان از دید یک خانم. یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند... یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...  ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند! مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.  بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

این خانه جادو می كند

شاید كسی باور نكند اما من با قرعه كشی دو هفته مانده به حج عازم سرزمین كعبه شدم. وقتی اسمم از لای قرآن در آمد انگار ناگهان دكمه صدای مرا زدند و من به سكوتی فرو رفتم كه بیش از 40 روز طول كشید. دلشوره تا قبل از این كه سوار هواپیما شوم امانم را بریده بود.
انگار همه روزها یکشنبه اند تماشایی‌ترین تصویر شهر مراقب خودت و دیگری باش دغدغه های مادرانه عاشقانه های باران

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند

از دوراني که زنان فقط به عنوان مديران و چرخانندگان درون خانه شناخته مي​شدند، مدت  زمان طولاني نگذشته ولي زنان گام​هاي بلندي براي حضور در فعاليت​هاي اجتماعي برداشته​اند و حالا ديگر کمتر شغلي با نگاه جنستي زنانه يا  مردانه شناخته مي شود ولي به هر حال نمي​توان منکر اين واقعيت شد که حضور زنان در برخي مشاغل و حوزه​ها، جدي​تر و پررنگ​تر  بوده است. در تحقيقاتي که انجمن کار آمريکا انجام داده، مشاغلي که گردانندگان اصلي آن​ها بانوان هستند، مشخص شده است. اين آمارها و اعداد و ارقام متعلق به جامعه آمريکاست اما اگر نگاهي به جامعه خودمان بيندازيد و قياس کنيد، تشابه زيادي کشف مي​کنيد: - مراقبت​هاي پزشکي در کلينيک​هاو بيمارستان​ها بيشتر از مردان، زناني ديده مي شوند که مسئوليت مراقبت از بيماران و مداواي آن​ها ر برعهده گرفته​اند. براساس تحقيقات انجمن کار امريکا 78 درصد از نيروي شاغل در اين حوزه را زنان تشکيل مي دهند. - خدمات شغل يابي دفاتر شغل يابي هنوز در کشور ما جا نيفتاده است و تعداد آن​ها چندان زياد نيست ولي در ساير کشورها تمام کساني که قصد اشتغال دارند، گذارشان به اين دفاتر مي​افتد. دفاتري که اين روزها بيشتر توسط بانوان اداره مي​شود چون بانوان براي رده بندي و ليست کردن از نظم ذهني بيشتر برخوردارند و هم​چنين روابط عمومي قوي​تري براي ارتباط گرفتن و صحبت کردن با افراد مختلف دارند. حدود 60 درصد از دارندگان اين شغل خانم​ها هستند. - خدمات آموزشي واحدهاي مختلف آموزشي هميشه يکي از پايگاه​هاي بانوان شاغل بوده است. خدمات آموزشي در بخش​هاي مختلفي چون معلمي، مديريت مدرسه و ... به شدت با روحيه خانم​ها سازگار است. با استناد به گذشته، حضور خانم​ها در مدارس متداول بوده و هست  و تجربه نشان مي​دهد خانم​ها  نيروهاي بهتري براي آموزش بچه​ها هستند اما در سال​هاي اخير حضور خانم​ها در دانشگاه ها هم به عنوان مدرس پررنگ​تر شده است.با احتساب مدارس و دانشگاه، 70 درصد شاغلين اين حوزه را بانوان تشکيل مي دهند. - مددکاران اجتماعي مددکاران اجتماعي گروه گسترده​اي هستند که کودکان تا افراد مسن و سالخورده جامعه هدف آن​ها به شمار مي آيند. اين افراد ممکن است به عنوان کارمندان دولت در نهادهاي دولتي و يا در خيريه​هايي که توسط افراد خصوصي اداره مي​شود مشغول به کار باشند. بخشي از اين گروه داوطلبانه کار مي​کنند و حقوقي بابت خدمات خود دريافت نمي کنند. در تمام اين شرايط ، چه در بخش خصوصي و چه دولتي، چه با حقوق و چه بدون حقوق، بيشتر مددکاران اجتماعي بانوان هستند. حدود 74 درصد اين جامعه را زنان تشکيل مي​دهند. -  داروسازي با پيشرفت روزمره​اي که دانش داروسازي داشته و دارد، نيازمندنيروهاي مستعد و باهوشي است که اين علم را جلو ببرند. وقتي بخش عمده​اي از دانشجويان رشته پزشکي و شيمي بانوان هستند، در نتيجه محققان رشته داروسازي و داروسازها هم خانم​ها خواهند بود. در حال حاضر، 46 درصد شاغلان اين حوزه را زنان تشکيل مي​دهند ولي آمار دانشگاه​ها از ميزان دختران و پسران ورودي خبر از رشد چشمگير بانوان در اين حوزه مي دهد يعني آماري که نزديک به نصف است، به زودي از نيمه عبور مي کند. - تبليغات و روابط عمومي اين نکته براي همه ثابت شده که بانوان بهتر مي توانند درباره کالايي صحبت کنند، به گونه​اي که ديگران تشويق به خريدن و داشتن اين کالا بشوند. به استناد همين توانايي، در حال حاضر حدود 53 درصد از نيروي شاغل در بخش تبليغات و روابط عمومي بانوان هستند.

جذاب ترین شغل های جهان

" در آینده می خواهید چه کاره شوید؟ " این سوالی است که اغلب ما در کودکی ناچار بودیم به آن پاسخ دهیم. همه ی کودکان جهان فارغ از اینکه در کدام کشور، کدام محله ، کوچه یا کوچه باغ و حتی کدام زمان، دوره و... زندگی می کنند آرزوی شغل های آینده شان را در ذهن یا بازی هایشان تصویر می سازند. همه ی ما در کودکی شغل های دلخواه آینده مان را با همسالان خود دوره کرده ایم وساعت ها برایشان رویا بافته ایم اما دریغ از گذر سالیان که تا به سن اشتغال می رسیم اغلب یا رویاهایمان رنگ باخته اند یا در می یابیم شغلی که آرزویش را در سر می پروراندیم چندان در عالم واقعیت مناسب زیستمان نبوده یا نیستند. بارها و شاید سال ها خود را در لباس سپید پزشکی تجسم کردیم، در حیاط خانه با بچه های فامیل خلبان شدیم و به آن سوی آب ها پرواز کردیم. معلم شدیم و هر روز به خواهر کوچک مان دیکته گفتیم ، پرستار خوب عروسک بیمارمان شدیم و برایش آشپزی هم کردیم.  روزهای خوب کودکی گذشت و ما بزرگ شدیم. فرصت انتخاب برای همه ی ما یکسان نبوده و نخواهد بود اما طبق نتایج به دست آمده از تحقیقاتی میدانی در سرتاسر دنیا، عموم ما مردم جهان این روزها نقطه نظراتی یکسان یا در واقع شبیه در گزینش حرفه ی زندگی مان داریم. اگرچه بی تردید کم نیستند آنهایی که پی آرزوی قلبی خود می روند؛ نجار می شوند یا خیاط، روزها در اعماق آب شنا می کنند و یا هر روز ساعت 7:30 صبح پشت باجه بانک می نشینند. یکی ازمحبوب ترین شغل های مردم دنیا مهندسی کامپیوتر است. جالب است بدانید طبق نظرسنجی های انجام گرفته در سایت های مختلف تعداد افرادی که در کشورهای توسعه یافته و یا در حال توسعه این حرفه را انتخاب کرده اند با فاصله ی شگفتی نسبت به مشاغلی چون دندانپزشکی و مدیریت در صدر فهرست محبوب ترین های مشاغل دنیا قرار گرفته است. یکی از اصلی ترین دلایل گزینش چنین این است که مهندسین کامپیوتر طیف گسترده ای از انتخاب برای ورود در حیطه های گوناگون پیش رو دارند. نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق مناسبی دریافت می کنند و از همه مهم تر معمولاً سریع تر از باقی کارگزاران حرفه های دیگر وارد بازار کار می شوند. اما یکی از مهم ترین دغدغه های مردم در گوشه و کنار دنیای بزرگ برای گزینش شغل این است که استرس کمی حین کار داشته باشند و در عین حال محیط پیرامونشان نیز آرام و فرهیخته باشد. چه شغلی بهتر از تدریس در دانشگاه؟ محیطی فرهنگی که هر روز و هر لحظه در آن می شود لبریز از حس خوب آموختن شد. براساس نظرسنجی های مختلف از جمله فهرست تهیه شد در سایت فوربز، یکی از ایده آل ترینِ مشاغل در سرتاسر جهان تدریس در دانشگاه است. اگرچه درآمد حاصل از آن در بسیاری کشورها خصوصاً کشورهای در حال توسعه آنچنان قابل توجه نیست اما جالب است بدانید به دلیل جو حاکم بر محیط دانشگاهی این شغل بسیار قابل احترام و دارای شان مناسب در جایگاه به شمار می آید.
بانوی صندوق بین المللی پول ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد دردسرهای خرید گوشت قرمز حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید

مطالب تصادفی

گزارش روز

سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟

نوبل صلح در سال ۲۰۱۱ به سه زن تعلق گرفت و بهار عربی، زنان مهجور تونس، مصر، یمن، لیبی و سوریه را شکوفا کرد. صدراعظم آلمان، قدرتمندترین زن دنیا خوانده شد و یک زن چپ‌گرا برای اولین بار بر مسند ریاست جمهوری برزیل تکیه زد.

مرثیه ای به نام طلاق در ایران

زمانی نه چندان دور در همین كشور ایران دختر باید با لباس سفید به خانه بخت می رفت و با كفن از خانه شوهرش بیرون می آمد، اما مدتهاست كه دیگر این قانون عرفی شكسته شده است. طلاق واژه ای شده است كه راحت به زبان می آید. كلمه ای كه اگر روزی بر زبان كسی می آمد از خانواده طرد می شد.
تاریخچه موسسه خیریه بهنام دهش پور سرزمین هایی برای مادر نشدن ختنه دختران دست زنان از مسكن مهر كوتاه است سیگار خواهد کشت

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟

اگر زایمان طبیعی داشته باشید، نباید بلافاصله به رابطه جنسی فکر کنید چون ممکن است دردناک باشد. اما این که رابطه از چه زمانی شروع شود کاملاً بستگی به زن دارد. به گزارش سلامت نیوز به نقل از سلامانه از روزنامه «ایندیپندنت»، ممکن است خیلی از افراد بپرسند، می‌توان بعد از زایمان رابطه جنسی داشت یا نه؟ دکتر راگنی راجاسینگام، سخنگوی دانشگاه زنان و زایمان انگلیس درباره رابطه جنسی پس از زایمان گفته: «اگر زایمان طبیعی داشته باشید، نباید بلافاصله به رابطه جنسی فکر کنید چون ممکن است دردناک باشد. اما این که رابطه از چه زمانی شروع شود کاملاً بستگی به زن دارد. او باید ببیند که چه زمانی احساس آمادگی دارد و درد زیادی را متحمل نخواهد شد. شاید بهتر باشد او در ابتدا از ژل استفاده کند. اما اگر زن پس از زایمان دچار خون‌ریزی شود، احتمال عفونت وجود دارد. این عفونت خطری جدی است و زنان باید مراقب باشند.»اما آیا زایمان اثری روانی روی زنان دارد؟ او می‌گوید: «این بستگی به میزان حمایتی دارد که از زن می‌شود. همچنین رفتار خود زن و انتظاراتش. اگر شما انتظار داشته باشید که بلافاصله به همان‌جایی برگردید که بودید، اوضاعتان دشوار می‌شود. شما دیگر از یک فرد مستقل تبدیل شده‌اید به فردی که زندگی یک نفر دیگر کاملاً وابسته به شماست. زنان می‌توانند به این چالش‌ها غلبه کنند اما اغلب انتظار جامعه از آنها این است که مادری خندان باشند و همیشه لبخند بزنند. آن‌ها باید بدانند که چنین چیزی واقعیت ندارد. اوضاع مادران بسته به حمایتی که از آنها می‌شود و دوستانی که دارند، می‌تواند آسان یا سخت باشد.»

دو تشویش ذهنی مردانه

دکتر اقتصاد انشگاه هاروارد Seth Stephens-Davidowitz، از شیوه جدیدی از تحقیق بهره می برد که رابطه مستقیم با موتور جستجوی گوگل دارد. برای مثال او برای اینکه نشان دهد دو نگرانی اصلی جنسی زنان و مردان چیست به بررسی جستجوی امریکایی ها در اینترنت پرداخت. برای این کار، او همه جستجوهایی  مربوط به نگرانی های جنسی مردان و زنان در طول یک ماه را جمع آوری کرد تا بتواند 2 نامنی جنسی اصلی مردان و زنان را مورد شناسایی قرار دهد: 1 – نگرانی در باره کوچک بودن آلت جنسی هزاران دلیل، تحقیق، پرسشنامه و اعترافات جمع آوری شده زنان را در برابر ما مردان قرار دهند همچنان می خواهیم مطمئن شویم که آیا اندازه آلت تناسلی در رابطه جنسی موثر است؟ برای همین 90 درصد کنجکاوی و تشویش جنسی مردان در پیرامون قد و اندازه آلت جنسی دور می زند. 40 درصد مردان امریکایی با سکته قلبی و مغزی می میرند ولی توجه و تاکیدشان همچنان در باره این عضو مبارک و قد و قامتش است. مردان البته در جستجوهای گوگلی نگران پیر شدن هم هستند ولی نگرانی شان از پیر شدن برای روبرو شدن با بیماری های مزمن و کشنده و رنج آور نظیر آلزایمر و پارکینسون نیست. همه درد پیری، حداقل از طریق نشانه هایی که در جستجوهای اینترنتی بر جا می گذارند این است که چه بر سر شومبول مان میآید؟ در صورتی که به نسبت هر 170 باری که ما مردان در گوگل در باره سایز آلت مردان کنجکاوی می کنیم فقط یک سئوال از طرف زنان در این باره درج شده است. جالب توجه تر اینکه از بین سئوالات بسیار محدود زنها در باره آلت جنسی مردان، در 40 درص موارد نگرانی ها مربوط به دردسرهای آلت های بزرگ است. 2- استوار نگه داشتن دومین کنجکاوی و نگرانی مردانه در جستجوهای اینترنتی این است که چطور بتوانم در حین آمیزش استواری و استقامت بیشتری برای انزال نشدن تدارک ببینم؟ ما همواره در باره نقش خودمان در بستر زناشویی  احساس نامنی می کنیم چون می ترسیم مبادا نتوانیم طرف مقابل را راضی نگه داریم. این تشویش نیز در بیشتر موارد ساخته و پرداخته ذهن ما مردان است. تحقیقات دو دانشگاه امریکایی  و سنجش وسیع 26 هزار نفره ای که داشته اند نشان می دهد که 84 درصد زنان از تجربه جنسی شان خیلی راضی هستند. دهها سال است که مربیان آموزش جنسی و محققین تلاش می کنند به ما مردان بیاموزند که سکس و رابطه جنسی محدود به ارگاسم از طریق دخول نیست و زنان از لمس، نوازش و بوسه خیلی لذت می برند.  مهمتر آنکه زنان از سایر اعضای مردانه نظیر دست و لب  شان برای ارگاسم رسیدن به اندازه دخول آلت راضی هستند.  برای زنان تمام مسیر از لحظه اول تا آخرِ یک رابطه جنسی دلپذیر و ارضا کننده است نه مدت دخول…
5 حس جنسی زنانه که مردان باید بدانند اندازه آلت آقایان و میزان رضایت از زندگی زناشویی سکس برای یک دهم زنان بسیار دردناک است زنان، مجذوب اعتماد به نفس مردان می شوند نامه ای به مادرم

زنان حادثه

گلناز؛ گزارش یک تجاوز

نام اش گلناز نیست اما همه دنیا او را به این نام می شناسند. همه آن كسانی كه ماجرای زن افغانی را دنبال می كردند كه مورد تجاوز قرار گرفته و به 12 سال زندان محكوم شده است. گلناز از آنجا داستان اش مورد توجه مجامع بین اللملی قرار گرفت كه دادگاه قضایی رای بر این داد كه گلناز در صورتی می تواند از زندان آزاد شود كه با متجاوز خود ازدواج كند.این برای گلناز آخر خط بود.

قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

خودش هم مرد جوانیست؛ 27 ساله، به اسم مسعود، در زندان در انتظار دادگاه کیفری. اتهام او قتل 4 زنی است که همگی به قصد سرقت و تصاحب دارایی​هایی آن​ها انجام شده است. دختران جوانی که  پولدار نبودند ولی چند قطعه طلا دلیلی برای سکوت همیشگی​شان شد. جسد اولین زن جوان، 25 ساله، 24 بهمن 1389 در شهرستان آبیک قزوین پیدا شد. قاتل در هشتگرد با فاطمه  آشنا شده، با  او طرح دوستی ریخته و روز حادثه او را به محل قتل كشانده بود. مسعود با شلیک گلوله به سر به زندگی فاطمه پایان داد و بعد اموال و طلاهایش را سرقت كرد. همان شیوه قتلی که برای مژگان هم به کار برد. جسد مژگان 30 ساله ، 12 اردیبهشت 1390 در نزدیکی محل کشف جسد اول پیدا شد. او هم با شلیک گلوله از اسلحه کمری به قتل رسیده بود. طبق اعترافات مسعود، انگیزه او از قتل مژگان پنهان کردن رابطه​اش با او بوده است. بعد از این دو جنایت، قاتل از استان قزوین خارج می​شود و دو جنایت دیگرش را در استان مازندران مرتکب می​شود. رابطه قتل​های مازندران و قزوین بعد از دستگیری قاتل و به دست آوردن  مدارکی مربوط به مژگان در ماشین مسعود کشف شد. دو مقتول دیگر، دو خواهر بودند که جسد آنها روز 8‌ تیر در پارك جنگلی سیسنگان در شهرستان نوشهر در فاصله 500 متری از یكدیگر كشف شد؛ این بار نیز هر دو مقتول از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند. تحقیقات برای شناسایی هویت اصلی مقتولان خیلی زود به نتیجه رسید چون  2 روز بعد مردی با مراجعه به پلیس آگاهی نوشهر از گم شدن 2 دخترش به نام‌های نرجس و نسترن خبر داد و مشخص شد این دو، همان مقتولان كشف شده در جنگل سیسنگان هستند. قاتل از طریق همسرش با نرجس و نسترن آشنا شده بود، روز قتل به محل کار آن​ها رفته، به بهانه​ای  این دو دختر را با خود همراه کرده و با آبمیوه مسموم بیهوش کرده بود. پایان زندگی نرجس و نسترن هم مثل دو مقتول دیگر کشته شدن با گلوله و به سرقت رفتن طلاهایشان بود. برای پیدا کردن قاتل، پای زن دیگری به میان آمد به نام مهدخت که همسر دوم مسعود و دوست نرجس و نسترن بوده است. او پس از بازداشت،  با یک قرار صوری همسرش را تسلیم ماموران پلیس کرد اما او هم در بازداشت پلیس و در انتظار دادگاه کیفری به سر می​برد چون بعد از انجام تحقیقات و اعترافات، بازجویان مهر بی​گناهی بر او نزدند و نمی توان به صراحت گفت گه او هیچ نقشی در خاموشی همیشگی 4 هم نوع خودش ندارد. برای این قاتل سریالی که نمی توان گفت بهره​ای از هوش برده، چون خوشبختانه پیش از خرج یک دست گلوله شش تایی​اش شناسایی و بازداشت شد و بیشتر به مانند یک کلاغ، رنگ زرد و براق طلا را دنبال می​کرده، تمام گناه زنان حیله پذیریشان بود و این که می​شد به سادگی زنانه​شان اعتماد کرد.
اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ آیا پینار سلک محکوم میشود؟ اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید ستارگانی که دیر مادر شدند

حقوق زنان

تلاش برای درمان متجاوزان

یک مشاور مسائل جنسی در آلمان در پی تأسیس یک مرکز اورژانس برای ارائه مشاوره به مردانی است که تخیل خشونت جنسی دارند. او معتقد است چنین مرکزی می‌تواند از رنج متجاوز احتمالی بکاهد و مانع خشونت علیه زنان شود.   درد، اندوه، تلاش برای فراموشی و شرمساری- قربانیان تجاوز جنسی اغلب تا آخر عمر از پی‌آمدهای خشونتی که علیه آن‌ها اعمال شده رنج می‌برند. در آلمان طبق آمار رسمی، سال ۲۰۱۳ میلادی ۷ هزار و ۴۰۸ زن به دلیل تجاوز جنسی به پلیس شکایت کردند. پیش‌بینی می‌‌شود که آمار واقعی قربانیان تجاوز جنسی بسیار بالاتر از این رقم باشد. اووه هارتمن، کارشناس درمان مشکلات جنسی معتقد است که می‌توان با درمان زودهنگام مجرم، مانع خشونت جنسی شد. او در پی تأسیس یک مرکز اورژانس در دانشکده پزشکی هانوفر است تا به مردانی که به تجاوز جنسی فکر می‌کنند، مشاوره دهد. هارتمن معتقد است: «تجاوز جنسی ریشه در روحیات و تمایلات جنسی مجرم دارد.» او می‌گوید هر عمل مجرمانه‌ای که بتوانیم مانع انجام آن شویم یک مورد مثبت است. هارتمن در حال حاضر در پی تأمین منابع مالی تأسیس این مرکز است. البته یافتن چنین منابعی آسان نیست. هارتمن در زمینه‌‌ای پژوهش می‌کند که تا مدت‌ها مورد قبول بخش‌هائی از جامعه نبود؛ چون توجه بیشتری را معطوف مجرم می‌کرد. هارتمن اما در گفتگو با دویچه‌وله تأکید می‌کند: «من بی‌تردید کسی نیستم که بگوید همه این‌ها پسرهای بیچاره‌ای هستند که باید با رفتارشان تفاهم داشت.» و در ادامه تصریح می‌کند: «هدف من ارزش‌گذاری اخلاقی نیست، بلکه در پی این پرسش هستم که آیا می‌توان با این انسان‌ها ارتباط برقرار کرد؟ آیا می‌توانیم مشاوره‌ای به آن‌ها ارائه دهیم که کمک کند؟» تجربه درمان مردان پدوفیل این سکس تراپیست معتقد است، متجاوزان احتمالی از تصورات خود رنج می‌برد. هارتمن در این مورد توضیح می‌دهد: «من بر باور هستم که ما تخیل‌های جنسی‌مان را خودمان انتخاب نمی‌کنیم. رشد جنسی هر فرد چهارچوب دیگری دارد.» او ادامه می‌دهد: «پرسش این‌جاست که آیا می‌توان مانند تمایلات پدوفیلی، چنین تخیلاتی را نیز کنترل کرد؟ من پاسخ این پرسش را نمی‌دانم اما می‌توان با کار در این زمینه اطلاعات بیشتری در مورد آن به دست آورد.» مثال هارتمن در مقایسه میان مردانی که تخیل تجاوز جنسی دارند با مردانی که تمایلات پدوفیلی دارند، اتفاقی نیست. این پژوهشگر ساکن هانوفر از سه سال پیش مدیر یک مرکز اورژانس است که به مردان پدوفیل مشاوره می‌دهد. این مردان می‌توانند بدون اعلام نام و هویت خود و به طور رایگان به این مرکز درمانی مراجعه کنند. هدف این مرکز ارائه مشاروه به افراد پدوفیل برای کنار آمدن با تمایلات جنسی خود، بدون نزدیک شدن به قربانیان کودک است. عملکرد این مرکز که اکنون در شهرهای دیگر آلمان نیز فعال است، امیدبخش است. بر اساس ارزیابی شبکه "مجرم نشوید"، ۸۰ درصد مردانی که از کودکان سواستفاده جنسی کرده بودند، پس از مراجعه به این مراکز دیگر کودکان را مورد تعرض جنسی قرار ندادند و هیچ‌کدام از مردانی که سابقه چنین جرائمی نداشتند پس از دریافت مشاوره متعرض کودکان نشدند. البته این احتمال مطرح است که این مردان برای کنترل تمایلات جنسی خود از درمان پزشکی، از جمله استفاده دارو استفاده می‌کنند. تمرکز پژوهشگران بر مجرم و قربانی اووه هارتمن با توجه به تجربیات خود می‌گوید: «در مورد افراد پدوفیل باید به طور روشن گفت: مراقب باش، نمی‌توانی تا آخر عمر این تمایل را نادیده بگیری، بلکه باید آن را تحت کنترل درآوری.» او در ادامه تصریح می‌کند که در مورد مردانی که تخلیات تجاوز جنسی دارند، امکان زندگی جنسی طبیعی وجود دارد، چون به گفته او، این مردان به زنان بزرگسال علاقمند هستند. هارتمن مایل است از تجربیات خود برای درمان این مردان استفاده کند و به آن‌ها شیوه‌های جایگزن ارتباط جنسی را نشان دهد. او به طور مشخص در پی ارائه مشاروه فردی در یک مرکز اورژانس است. هارتمن می‌گوید: «برای افرادی که چنین تخیلاتی دارند حرف زدن با دیگران کمک بزرگی است.» او معتقد است که در طول درمان این افراد باید در پی ریشه‌های تمایل به تخیل تجاوز جنسی در آن‌ها بود و در نهایت اگر روشن شود که این تمایل قابل هدایت نیست، باید از دارو برای مهار آن کرد.

هزاران زن در ترکیه به اصلاحیه جدید قانون تجاوز به دختربچه‌ها اعتراض کردند

هزاران زن خشمگین در ترکیه به اصلاحیه قانون رابطه جنسی با دختران کم سن و سال اعتراض کردند. این اصلاحیه جدید به مردانی که با دختربچه‌ها رابطه جنسی برقرار می‌کنند به عنوان متجاوز برخورد نمی‌کند اگر آنها با قربانی ازدواج کنند. روز شنبه (۱۹ نوامبر - ۲۹ فروردین) هزاران زن در استانبول و چند شهر دیگر ترکیه با در دست گرفتن پلاکارد و پارچه‌نویسی‌هایی که روی آنها نوشته شده بود من ساکت نمی‌مانم به خیابان‌ها آمدند. این در حالی است که دولت ترکیه با دفاع ازاین لایحه گفته هدف از آن مقابله با سنت رایج ازدواج با دختربچه‌ها بوده است اما منتقدان می‌گویند چنین قانونی مجوز تجاوز به کودکان را صادر می‌کند. تظاهرات‌کنندگان خشمگین امروز فریاد می‌زدند: ما سکوت نمی کنیم. ما اطاعت نمی‌کنیم. این لایحه را فورا برچینید. بزرگترین تجمع امروز در استانبول برگزار شد که جمعیتی حدود ۳ هزار نفر در آن حضور داشتند اما هم‌زمان گزارش‌هایی از تجمع‌های مشابهی در شهرهای ازمیر و ترابوزان منتشر شده است. لایحه جدید زمینه آزادی مردانی را فراهم می کند که ثابت شود بدون زور و ارعاب و یا هر موردی که رضایت طرف مقابل را محدود کرده باشد  با دختری که زیر سن قانونی بوده ارتباط جنسی داشته‌اند و بعد هم با او ازدواج کرده‌اند. معترضان همچنین در پلاکاردها و شعارهایشان آوردند: تجاوز جنسی نمی تواند قانونی شودو یا این شعار که ای.کی.پ دستت را از بدن من عقب بکش. اشاره‌ای به حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری، که ارایه کننده این لایحه بوده است. در همین حال، گزارش شده بن‌علی یلدیریم، نخست‌وزیر، به نمایندگان حزب عدالت و توسعه گفته با مخالفان این لایحه بر سر میز مذاکره بنشینند. این لایحه روز پنجشنبه در مرحله اول به تصویب رسید اما برای تصویب نهایی باید روز سه شنبه دوباره در صحن پارلمان ترکیه به بحث گذاشته شود. همزمان، صندوق کودکان سازمان ملل متحد، یونیسف، نسبت به تصویب احتمالی این لایحه \\اظهار نگرانی شدید کرده است. سخنگوی یونیسف در واکنش به این لایحه گفته هرگونه خشونت علیه کودکان جرم محسوب می شود و باید با آن برخورد شود. در تابستان گذشته هم دادگاه قانون اساسی ترکیه در اقدامی جنجالی بخشی از تعریف و طبقه بندی رابطه جنسی با کودکان زیر ۱۵ سال را تغییر داده بود.
ازدواج! نه به هر قیمتی زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند سرنوشت تلخ زنان و دختران در دست بوکوحرام ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای