1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در باب چرایی شکست هیلاری کلینتون، کاندیدای دموکرات در انتخابات 2016 تحلیل‌های زیادی صورت گرفته است. عواملی همچون عدم محبوبیت، عدم حمایت کافی دموکرات‌ها، عملکرد ضعیف کمپین، حضور جیل استاین (کاندیدای حزب سبز) در انتخابات، اظهارات جیمز کومی (رئیس اف بی آی) درباره ایمیل های کلینتون و ابهامات مربوط به سلامتی، در شکست وی تاثیرگذار بودند اما در این مقاله قصد داریم یکی از عوامل شکست کلینتون، یعنی جیل استاین و حزبش را مورد بررسی قرار دهیم.

به گزارش ایسنا، «عصر ایران» در ادامه نوشت: خانم استاین، پزشک و فعال سیاسی 66 ساله در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 و 2016 کاندیدای حزب سبز آمریکا بوده است. وی در خانواده ای یهودی متولد شده است ولی هم اکنون منکر وجود خداوند است.

استاین در سال 2002 و 2010 در انتخابات فرمانداری ماساچوست و در سال 2004 در انتخابات مجلس نمایندگان، کاندیدا شد اما در هر سه انتخابات شکست خورد. وی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 توانست 470 هزار رای کسب کند و در انتخابات 2016 هم 1 میلیون 457 هزار رای به دست آورد.

حزب سبز آمریکا

این حزب یکی از احزاب کوچک در آمریکا محسوب می شود که در سال 2000 تشکیل شده است و تنها 256 هزار عضو رسمی دارد. این حزب از لحاظ تمایلات سیاسی به حزب دموکرات شباهت دارد. اما در بسیاری از موارد از حزب دموکرات پیشروتر است و منتقد رویکرد آنها محسوب می شود. این حزب طرفدار محیط زیست، عدالت اجتماعی، دموکراسی، عدالت جنسیتی، حقوق همجنس گرایان، ضد جنگ و ضد نژادپرستی است. از لحاظ سیاسی آنها متعلق به جناح چپ هستند و در سال 2016 خودشان را یک حزب اکو-سوسیالیسم نامیدند. این حزب تاکنون نتوانسته در مجلس نمایندگان و سنا هیچ کرسی ای کسب کند.

چرایی تاثیرگذاری استاین بر شکست کلینتون

با توجه به اینکه استاین پایگاه رای مشترکی با کلینتون داشت، آرائی که در انتخابات به دست آورد، آراء بالقوه کلینتون بود. آراء جوانان لیبرال و برخی از طرفداران سندرز که رویکرد انتقادی به مواضع کلینتون داشتند در سبد رای استاین انداخته شد. اما چگونه آراء 1.5 میلیونی استاین موجب شکست کلینتون با 65.8 میلیون رای شد در حالی که کلینتون بیش از 2.8 میلیون رای بیشتر از ترامپ آورد؟

مسئله به سیستم انتخابات آمریکا و اهمیت آراء الکترال ربط دارد. یعنی اگر در ایالت هایی که آراء کلینتون و ترامپ نزدیک بود، استاین آراء کلینتون را از آن خودش نمی کرد، الان کلینتون برنده انتخابات بود.

به طور مثال فاصله آراء ترامپ با کلینتون در میشیگان 12 هزار رای است اما استاین 50 هزار رای در این ایالت کسب کرده است. در ویسکانسین فاصله آراء ترامپ با کلینتون 27 هزار رای است و این در حالی است که استاین در این ایالت 31 هزار رای کسب کرده است.

کلینتون اگر می توانست در سه ایالت سنتی حزبش یعنی ویسکانسین، میشیگان و پنسیلوانیا که از سال 1988 تاکنون به دموکرات ها رای می دادند، پیروز شود، با کسب 278 رای الکترال در مقابل 260 رای ترامپ، برنده انتخابات می شد.

به همین دلیل است که آرائی که استاین از کلینتون تصاحب کرده است برای پیروزی کلینتون حیاتی بود. چون سیستم انتخاباتی آمریکا براساس قانون «برنده همه آراء الکترال را کسب می کند» قرار دارد، هر کاندیدایی که با اختلاف حتی 1 رای برنده ایالتی شود، کل آراء الکترال آن ایالت را کسب می کند. به همین دلیل اگر استاین در انتخابات حضور نداشت آراء وی در ایالت های رقابتی به سبد کلینتون ریخته می شد و برنده انتخابات تغییر می کرد.

سناریوی مشابه در انتخابات 2000

کاندیدای حزب سبز همین بلا را در سال 2000 هم بر سر دموکرات ها آورد. در انتخابات جنجالی و رقابتی سال 2000 که ال گور از حزب دموکرات با جورج دبلیو بوش، جمهوری خواه رقابت می کرد، این رالف نیدر، کاندیدای حزب سبز بود که برنده انتخابات را تعیین کرد. در انتخابات این سال با وجود این که گور از بوش با اختلاف 543 هزار رای، آراء مردمی بیشتری کسب کرد اما به خاطر آراء الکترال رقابت را به بوش واگذار کرد. بوش 271 رای الکترال و گور 266 رای کسب کرد.

اگر هر کدام از دو کاندیدا فلوریدا را می بردند، کل 25 رای الکترال آن را کسب می کردند. پس از گذشت یک ماه از انتخابات و بازشماری چندین باره آراء فلوریدا، بوش در این ایالت با اختلاف تنها 537 رای پیروز شد. این در حالی است که نیدر در فلوریدا 97 هزار رای کسب کرد. در نیوهمشایر هم بوش با اختلاف 7 هزار رای بر گور پیروز شد در حالی که نیدر در این ایالت 22 هزار رای به دست آورد.

مایکل مور، کارگردان و مستندساز معروف آمریکایی به خوبی فضای آن انتخابات را ترسیم می کند. مور در کتابش با عنوان «سفیدپوستان ابله» به حمایتش از نیدر و نقش وی در شکست گور اشاره می کند.

مور می نویسد: «مالی ایوینز از ستاد انتخاباتی نیدر، مقاله ای نوشت و توصیه هایی را در اختیار طرفداران نیدر و مخالفان بوش نهاد. او پیشنهاد می کرد که رای دهندگان اگر در ایالتی زندگی می کنند که انتظار می رود در آن گور و یا بوش با تفاوت زیادی برنده شوند، بهتر است به نیدر رای بدهند. اما اگر در جایی هستند که نتایج آراء این دو نامزد به هم نزدیک خواهد بود به گور رای بدهند تا راه بوش را مسدود سازند.» اما اوضاع عوض شد و کمپین نیدر استراتژی ایوینز را تغییر داد.

مور در ادامه می نویسد: «ستاد انتخاباتی نیدر از من خواست که در سفر به ایالت های بی طرف درست در آخرین هفته های قبل از انتخابات، آنها را همراهی کنم. من نپذیرفتم. گفتم دلم می خواهد در ایالت هایی کار کنم که رالف می تواند در آنها رای بیشتری کسب کند، بی آنکه مسئول پیروزی بوش باشم. چرا وقت و توانایی ام را در ایالت های نیویورک و تگزاس صرف نکنم که نتایجش روشن است؟ ولی این راهکاری نبود که ستاد نیدر مصمم به انجام دادنش بود. آنها برای من آرزوی موفقیت کردند.»

مور در ادامه به سخنرانی اش در فلوریدا و شرایط ویژه این ایالت اشاره می کند. «به خبرنگاران حاضر گفتم که باید جلوی بوش گرفته شود. به مردم فلوریدا گفتم اگر گور انتخاب آنهاست باید جلو بروند و به او رای بدهند. اما اگر قصد دارند به نیدر رای بدهند، از آنها انتظار دارم در این مورد خوب فکر کنند. گفتم احساس می کنم اوضاع در فلوریدا متفاوت است. اگر متوقف ساختن بوش برای آنها اهمیت داشت، پس ناچار می شدند به گور رای بدهند.»

مورد در ادامه به پیشنهادی که به کمپین نیدر داد اشاره می کند «آقایان می دانید که حالا قویترین مرد آمریکا، رالف نیدر است؟ آراء 5 درصدی او همه چیز را متفاوت خواهد ساخت. در این هفته بزرگترین آرزوی بوش این است که نیدر رای بیشتری بیاورد تا از آراء گور کم شود و بوش برنده شود و بزرگترین آرزوی گور این است که نیدر رای کمتری بیاورد و گور برنده شود. اگر نیدر در این مسابقه نبود، گور برنده می شد. امروز فقط یک نامزد انتخاباتی وجود دارد که می تواند واقعیات را به زبان بایورد و آن رالف نیدر است. اما بعد از انتخابات این قدرت نابود می شود.»

مور به کمپین نیدر پیشنهاد می دهد با توجه به این که آینده گور در دست نیدر است، وی باید با وی معامله کند و از وی تعهد بگیرد که به خواسته های مترقی اش همچون بهبود خدمات درمانی، پایان دادن جنگ دروغین مواد مخدر و حذف معافیت مالیاتی پولدارها عمل کند و در مقابل از رقابت ها کنار بکشد. کمپین نیدر اما مخالفت کرد.

مور به آنها می گوید: «امروز من و شما تمام قدرت را دست داریم. یکی از دو نامزد ریاست جمهوری نیاز به شرکت نیدر در انتخابات و دیگری نیاز به خروج او دارد. نتیجه این انتخابات با یکی دو درصد اختلاف روشن می شود. رالف از 2 تا 5 درصد مجموع آرا را به دست خواهد آورد. امروز همین حالا شما و رالف می توانید تصمیم بگیرید که رئیس جمهور آینده چه کسی باشد. شما هرگز دیگر در تمام عمرتان چنین قدرتی نخواهید داشت.»

مور می نویسد: «به آنها یادآوری کردم که رالف مجبور نیست کنار بکشد. فقط باید آراء ایالت های بی طرف را به سوی گور بکشاند. گور پس از ورود به کاخ سفید به نیدر مدیون خواهد بود. ما هم می توانیم به خواسته هایمان برسیم.»

مور به خوبی به نتیجه ای که در انتخابات اتفاق افتاد اشاره می کند: «درست روز قبل از ورود من به فلوریدا، نیدر 6 درصد آرا را به دست آورده بود. روزی که فلوریدا را ترک می کردم این میزان به 4 درصد رسیده بود و در روز انتخابات به 1.6 درصد تقلیل یافته بود. اما همین مقدار، نماینده 97 هزار رای برای نیدر در ایالت فلوریدا بود. اگر تنها 538 نفر از رای دهندگان می دانستند که با دادن رای به فردی دیگر سرنوشت انتخابات عوض می شود، به یقین این کار را می کردند.»

نقش مخرب حزب سبز در تاریخ آمریکا

اگر کمپین نیدر به حرف های مور گوش می داد، هم نیدر و هم حزب سبز بیشتر می توانستند به اهدافشان دست پیدا کنند. با پیروزی بوش آنها چه دستاوردی کسب کردند؟ آنها به گور انتقاد داشتند، اما می دانستند که بوش بدتر از گور است. ولی با بی تدبیری موجب شکست گور شدند. این حزب با این اقدام هیچ چیز به دست نیاورد. حتی کاندیدایشان در سال 2004 تنها 119 هزار رای به دست آورد و نیدر که به صورت مستقل در انتخابات شرکت کرد تنها 465 هزار رای کسب کرد.

حزب سبز همان طور که موجب روی کار آمدن بوش شد در انتخابات امسال هم باعث به قدرت رسیدن ترامپ شد. در انتخابات سال های اخیر هر بار که کاندیدای دموکرات شکست خورده به خاطر آراء الکترال بوده، در حالی که آراء مردمی را در اختیار داشته و هر بار هم به خاطر کاندیدای حزب سبز بوده است.

خانم استاین در حالی خواستار بازشماری آرا در سه ایالت میشیگان، پنسیلوانیا و ویسکانسین شده بود (سه ایالتی که فاصله آراء کلینتون و ترامپ بسیار کم بود) که می دانست با بازشماری شانس خودش افزایش نخواهد یافت اما احتمال تغییر نتایج به نفع کلینتون وجود داشت و در صورت وقوع چنین امری کلینتون برنده انتخابات خواهد شد. اما بازشماری نتیجه ای در برنداشت.

استاین در حالی باعث پیروزی ترامپ شد که قبل از انتخابات چندین مرتبه گفته بود که ریاست جمهوری ترامپ بهتر از کلینتون خواهد بود. شاید نیدر راضی به پیروزی بوش بر گور نبود و با بی تدبیری موجب این امر شد اما استاین با آگاهی و با رضایت این کار را کرد. اما سندرز با وجود انتقادات تند و بجایی که از کلینتون داشت، از کلینتون حمایت کرد تا ترامپ انتخاب نشود.

حکومت ترامپ برای آن دسته از روشنفکرها و لیبرال هایی که به استاین رای دادند قطعاً کابوس خواهد بود و آنها بیشتر از هر قشر دیگری از دوران ترامپ متضرر خواهند شد، همان گونه که مردم آمریکا و جهان از دوران بوش آسیب دیدند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

این مردهای غمگین نازنین !

این نوشته رو یکی از دوستان از وبلاگ خانم الهام ارسال نموده است! با اجازه از نویسنده مطلب آنرا منتشر می کنیم. مطلب جالب و نگاهی استثنائی به مردان از دید یک خانم. یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «... مردان» خاص نمیشود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند. وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوستمان داشتند ولی رفتند... یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند. مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل... همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی... و خدا نکند یکی از اینها نباشند...  ما هم برای خودمان خوشیم! مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلن نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند! مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد، نکند من را برای شب هایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟ در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی... مرد ها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی... درست بر عکس دنیای ما.  بیایید بس کنیم. بیایید میکرفون ها و تابلو های اعتراضیمان را کنار بگذاریم. من فکر میکنم مرد ها، واقعن مرد ها، انقدر ها که داریم نشان میدهیم بد نیستند. مردها احتمالن دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم... بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.
اتفاق همین روزهاست... رویاهایت را فراموش كن خدایا دست ات را از گلویم بردار بی زحمت مرا اهلی کن به دختران مجرد اینها را نگوئید

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.
لامپ کم مصرف حامی محیط زیست به یخچال تان عمری دوباره ببخشید مادر خرج سخت​تر از هر مادری در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ از خرید در فروشگاه های بزرگ لذت ببرید

مطالب تصادفی

گزارش روز

بحران نهنگ آبی

اقدام به خودکشی در ایران به ویژه نزد جوانان و نوجوانان سیری صعودی دارد. واقعیت را کمتر کسی انکار می‌کند اما در ریشه‌یابی این آسیب، فرافکنی می‌شود. تقصیر نهنگ آبی است یا سرگشتگی‌های نسلی و سرخوردگی‌های اجتماعی و اقتصادی؟ پنج مرگ داوطلبانه در یک روز در جنوب تهران، خودسوزی دو زن در اهواز و سقز و خودکشی ‌همزمان دو دانش‌آموز دختر در اصفهان. این نمونه‌ها تنها در آخرین هفته مهر ۹۶ روی داده‌ و به رسانه‌ها راه یافته‌اند: مشتی نمونه خروار... آن‌ها که به بن بست رسیده‌اند از خوردن آب باتری، آفت‌کش، وایتکس، سم مورچه، مرگ موش و قرص برنج گرفته تا طناب دار، ریل مترو و سقوط از بلندی را امتحان می‌کنند. کسی چه می‌داند در سر آنها چه می‌گذرد و دلایل تصمیم‌شان چیست. نه آماری رسمی از تعداد خودکشی‌ها هست و نه انگیزه‌ها و دلایل احتمالی، جایی فهرست شده‌اند. آماری به روز و تایید شده در این عرصه وجود ندارد زیرا خودکشی در ایران هم‌چنان به دلایل عرفی و مذهبی مکتوم نگاه داشته می‌شود. بسیاری خانواده‌ها، مرگ خودخواسته عزیزشان را ناشی از بیماری ناگهانی، مصرف نادرست دارو یا تصادف اعلام می‌کنند. تنها در چند سال اخیر و به ویژه به دلیل رواج خودکشی در ملاءعام، این تابو شکسته‌ شده است. رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز در عبور از مخفی‌کاری‌ اخبار خودکشی نقش دارند. حالا خبر خودکشی هم‌زمان دو دختر دانش‌آموز اصفهانی و پیام صوتی خداحافظی‌شان، بیش از آن که بحثی کارشناسی یا مردمی را پیرامون دلایل خودکشی دامن بزند، به میدان تایید و تکذیب الگوی خودکشی، یعنی بازی "نهنگ آبی" تبدیل شده است. دخترها ۱۵ و ۱۶ ساله بوده ‌و خود را از پل پرتاب کرده‌اند. یکی از آنها جان باخته و دیگری با بدنی خورد شده در بیمارستان بستری است. مهدی معصوم بیگی، رئیس پلیس اصفهان، صریحا گفته که این دو پیش از سقوط آزاد از روی پل، با ضبط یک پیام صوتی گفته‌اند که به خاطر بازی آنلاین "نهنگ آبی" چنین کاری می‌کنند. دادستانی و پلیس فتای اصفهان اما بر پیگیری‌ها و شواهد بیشتر تاکید می‌کنند؛ گویی اذعان به نقش "نهنگ آبی"، بر اتوریته و وظایف نظارتی آنها سایه می‌اندازد. سرهنگ مصطفی مرتضوی، رئیس پلیس فتای اصفهان می‌گوید تا بررسی دقیق و رسیدن به مستندات کافی نمی‌توان با قاطعیت اعلام کرد که علت خودکشی این دختران بازی "نهنگ آبی" بوده است. هم‌زمان، وزیر ارتباطات خواهان کنترل هرچه بیشتر والدین بر نحوه استفاده فرزندان از فضای مجازی شده است. محمد آذری جهرمی می‌گوید: «حاکمیت باید مروج ابزارهای نظارت والدین بر استفاده فرزندان از فضای مجازی و همچنین ترویج کننده نحوه صحیح استفاده کودکان و نوجوانان از این فضا و کمک به تولید محتوا و سرویس‌های متناسب با این سنین باشد.» وزیر ارتباطات پیش‌تر در پستی اینستاگرامی گفته بود که این بازی از بسیاری فروشگاه‌های نرم‌افزار حذف شده و برای عدم اشاعه خشونت از طریق شبکه اجتماعی نیز مذاکره خواهد شد. حسین اسدبیگی، رئیس اورژانس اجتماعی هم در مورد انتشار اخبار و تصاویر مربوط به "نهنگ آبی" هشدار داده بود. اما "نهنگ آبی" چگونه می‌تواند روح افراد را برای اقدام به خودکشی تسخیر کند؟ نهنگ قاتل بازی یا چالش "نهنگ آبی" که جوان روس ۲۱ ساله به نام فیلیپ بودکین در سال ۲۰۱۳ خالق آن بوده است، نوجوانان را به آسیب رساندن به خود از طریق پشت سر گذاشتن ۵۰ مرحله‌ پرحادثه، تحریک و تشویق می‌کند. اوج بازی در مرحله پنجاهم، اقدام به خودکشی است و فیلیپ بودکین به همین دلیل دستگیر و محکوم شده است. روزنامه روسی "نووایا گازتا" می‌نویسد سرنخ‌هایی از ارتباط بیش از ۱۳۰ خودکشی در روسیه با "نهنگ آبی" در یک دوره شش ماهه دیده می‌شود. بسیاری از کسانی که این بازی را دنبال می‌کنند، یک "نهنگ آبی" را روی دست خود خالکوبی یا نقاشی کرده‌ و یا این تصویر را در اینستاگرام یا پروفایل‌های خود گذاشته‌اند. به خاطر استقبال جوانان اروپایی از این بازی، مقامات دولتی بریتانیا و فرانسه به خانواده‌ها هشدار رسمی داده‌اند. در اسپانیا دو دختر ۱۵ و ۱۶ ساله به خاطر پریدن از بلندی روی ماشین در حال حرکت جان خود را از دست دادند. فیس‌بوک در آستانه روز جهانی پیشگیری از خودکشی (۱۰ سپتامبر) اعلام کرد که با سازمان‌های همکار خود در زمینه پیشگیری از خودکشی مشغول جمع‌آوری عبارت‌ها، هشتگ‌ها و اسامی گروه‌هایی است که با چالش‌های آن‌لاین برای تشویق به آسیب رساندن به خود مرتبط‌ هستند. فیس‌بوک چنین محتوایی را از روی شبکه اجتماعی خود حذف می‌کند. فیلیپ بودکین گفته که هدفش از خلق این بازی، ترغیب آدم‌های "بی‌مصرف" به پایان زندگی بوده است. خودکشی در آینه آمار ناجا، پلیس فتا، دادستانی‌ اصفهان، وزارت ارتباطات و بسیاری رسانه‌ها بیش از آن که به بسترها و عوامل خودکشی بپردازند، در پی بستن راه‌ نفوذ "نهنگ آبی" و پاک کردن صورت مسئله هستند. آیا برجسته کردن معلول در خودکشی دختران اصفهانی، عادی‌سازی خودکشی و به حاشیه بردن اصل مطلب نیست؟ آمارهای موجود می‌توانند صورت مسئله را تا حدودی روشن‌تر کنند. نرخ خودکشی در ایران ۳ تا ۵ نفر در هر ۱۰۰هزار نفر اعلام شده و ترکیب سنی و جغرافیایی آن قابل بررسی است. در آمار‌های جهانی، نرخ خودکشی افراد بالای ۷۰سال، سه برابر جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله است اما در ایران، این نسبت معکوس می‌شود: جوانان ۷۰درصد نسبت به سالمندان بیشتر خودکشی می‌کنند. در سال‌های ۸۰ تا ۹۱ و طبق اطلاعات سالنامه آماری مرکز آمار ایران ۴۱۰۷۹ نفر اقدام به خودکشی کرده‌اند. از این تعداد ۲۷۱۶۸ نفر فوت شده‌اند که ۲۰۴۱۶ نفرشان مرد و ۶۷۵۲ نفرشان زن بوده‌اند. در همین سالنامه آماری آمده که نرخ خودکشی در استان ایلام ۷۱ نفر در هر ۱۰۰هزار نفرست: شانزده برابر بیش از نرخ کشوری. اما سازمان پزشکی قانونی ایران، میزان فوت شدگان را در بازه زمانی مشابه، ۳۸۶۹۱ نفر اعلام کرده است. تفاوت آمار نیروی انتظامی و پزشکی قانونی ۱۱۵۲۳ نفر است: تفاوتی فاحش... خلاء اعتماد و نشاط حسن موسوی‌چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران و مدیرکل دفتر مدیریت عملکرد سازمان بهزیستی کشور، دو سال قبل در نشست "خودکشی و افکار عمومی جامعه ایرانی" گفته بود: «مشخصه‌های جامعه ما در این زمینه امیدوارکننده نیست. در کشور ما رضایت اجتماعی، نشاط و اعتماد پایین است و غمگینی و اختلال روانی زیاد در یک جامعه نشان می‌دهد که آن جامعه با نشاط نیست. در چنین شرایطی طبیعی است که عوارض اجتماعی داشته باشیم و خودکشی یکی از این عوارض است.» او یادآوری کرده بود که یک عامل به تنهایی نمی‌تواند منجر به خودکشی در افراد شود، بلکه مسائل روحی و روانی، ارتباطات اجتماعی و مهارت مقاومت و مبارزه با مشکلات از جمله مهم‌ترین‌ها هستند: «ما از منظر ارتباطات اجتماعی به شدت از یکدیگر فاصله گرفته‌ایم و مشکل از آنجا شروع می‌شود که افراد با یکدیگر حرف نمی‌زنند.» این مقام بهزیستی با هشدار نسبت به بی‌تفاوتی اجتماعی و خلاء حمایت‌های روانی در این زمینه گفته بود که رسانه‌ها گاه باعث یادگیری و جلب توجه می‌شوند: «بخشی از خودکشی یادگیرانه است در بهمن ۷۲ در یکی از مناطق کشور در عرض یک ماه ۴۵ خودکشی با قرص برنج رخ داده بود و دلیلش این بود که یادگیری اتفاق افتاده بود.» بحران‌های نسلی اکثر جامعه‌شناسان و روانشناسان تعارض سنت و مدرنیته، تضعیف پیوندهای اجتماعی، گسست هویتی، بیکاری و مشکلات خانوادگی را عمده‌ترین دلایل اقدام به خودکشی در کشور بر می‌شمارند. سعید معیدفر، جامعه‌شناس نیز دلایل مستقیم خودکشی در ایران را ناشی از "تضعیف پیوندها در جامعه" خوانده و دلایل غیر مستقیم را در بیکاری، تورم، مشکلات اقتصادی، خانوادگی و ... خلاصه کرده است. معیدفر خودکشی در مکان‌های عمومی را نشان‌دهنده واکنش فرد به جامعه و نوعی اعتراض به شرایط حاکم می‌داند. او به چالش کشیده شدن نهاد خانواده و از میان رفتن بنیان‌های محکم سنتی را نیز از عوامل بسیار موثر در افزایش خودکشی در ایران معرفی می‌کند: «خانواده ایرانی امروز دچار بحران است و همچون گذشته دارای استحکام نیست. نهادهای اجتماعی مانند محله، گروه‌های خویشاوندی یا روابط همسایگی دیگر به کمک خانواده نمی‌آیند و تعاملات گذشته از بین رفته‌اند.» نهنگی در دریای آسیب‌ها حسن هاشمی قاضی‌زاده، وزیر بهداشت، در بهار سال ۹۵ و پس از انتشار اخبار خودکشی‌های پیاپی در رسانه‌ها، جلسه‌ای فوری متشکل از سیاستگذاران و کار‌شناسان مسئول تشکیل داد و خواستار ریشه‌یابی بالا رفتن آمار خودکشی در ایران شد. او در این جلسه از جمله گفت: «زمانی که صحبت از نشاط اجتماعی می‌شود برخی فکر می‌کنند منظور برگزاری کنسرت است و مسئله به سمت و سوی سیاسی پیش می‌رود ولی آمار افسردگی در کشور بالا است و بیش از ۱۲ درصد از مردم دچار افسردگی بوده و نیاز به درمان دارند.» روزنامه "جام جم" در حاشیه خودکشی دو دختر اصفهانی و بحث بازی آنلاین می‌نویسد: «نه فقط نهنگ آبی که آسیب‌ها از ریز و درشت خیلی وقت است حریم نوجوانی و جوانی را شکسته و شده بخشی از زندگی، آسیب‌هایی که در گزارش‌های رسمی آموزش و پرورش با این واژه‌ها ازآن یاد می‌شود: رفتارهای پرخطر، بزهکاری، انحرافات اخلاقی، اختلالات روانی، آسیب‌های نوپدید و گرایش به دخانیات، مصرف موادمخدر، خودکشی، خشونت و...» طرفه آن که کاربری به نام امید در توئیتر نوشته است: «ما کل زندگی‌مون مرحله ۵۰ نهنگ آبی هست. هر روز تو فکر اینیم که تموم کنیم این زندگی لعنتی رو...»

سقط جنین انتخابی: گزیدن حق کنترل بدن

زن بالابلند است و جوان. زیبایی محزونی دارد. همسرش را دوماه قبل در تصادفی جانکاه از دست داده و حالا فهمیده دوماهه باردار است. حال خرابی دارد. پشتوانه مالی چندانی ندارند. همسرش کارمند ساده‌ای بوده در یک اداره دولتی و خانواده‌اش هم سنتی و کم بضاعت هستند. خودش هم زنی است برآمده از فرهنگی مردسالارانه. دانشگاه نرفته، مهارتی برای امرار معاش نمی‌داند. پیشتر به واسطه محدودیت‌های همسرش و حالا پس از او به واسطه سختگیری‌های هر دو خانواده مجال کار کردن و امرار معاش را نخواهد یافت و دیر یا زود ناچار خواهد بود به ازدواج دوم تن دهد یا تا ابد تنها بماند. کسی از حاملگی اش با خبر نیست جز همسر دوست نزدیک شوهر. می‌خواهد بچه را «بیندازد» تا او را با به دنیا آوردنش شریک بدبختی خود نکند. می‌گوید: «آنقدر خودخواه نیستم که فقط به خودم فکر کنم. بعضی‌ها می‌گویند بچه‌ام یادگاری از شوهرم است ولی وقتی که دیگر نیست چه فایده ای دارد؟» سقط جنین ممکن است خودبه‌خود رخ دهد، به دلایل پزشکی انجام شود و یا انتخابی باشد. در موارد اول و دوم بحث و جدلی در کار نیست اما سقط جنین انتخابی یکی از چالش‌های دولت‌ها با مردم است. در ایران این موضوع پیچیده تر هم هست چرا که علاوه بر ابعاد حقوقی ابعاد شرعی و عرفی هم دارد. آمارهای رسمی در ایران نشان می‌دهند بخش زیادی از زنان به دلایل متعدد خودشان تصمیم می‌گیرند که جنین خود را سقط کنند. واقعیت این است که سیاست‌های حکومتی در ایران بدون تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، اصلاح قوانین حمایت از خانواده و البته آموزش‌های مدنی نه تنها نتوانسته منجر به فرزندآوری شود، بلکه نتیجه‌ای معکوس داشته و حتی پاداش‌های مالی یک میلیون در ازای هر فرزند نتوانسته است مردم را مجاب کند تا دست از سقط جنین بکشند یا حداقل این رویداد سیر نزولی بیابد. در قوانین ایران تنها سقط جنین قانونی از نوع درمانی است. سقط درمانی هنگامی ضرورت دارد که بنا به دلایل پزشکی ادامه بارداری برای مادر خطرناک باشد و البته سقط پیش از حلول روح صورت پذیرد .بر اساس ماده واحده مصوب ۱۰/۰۳/۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی؛ سقط درمانی باید با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی در مواردی که عقب ماندگی یا ناقص‌الخلقه بودن جنین تشخیص داده شده یا خطر مرگ مادر را تهدید می کند، با رضایت زن انجام شود تا مجازات و مسوولیتی متوجه پزشک مباشر نباشد. این میان اما سقط انتخابی در جامعه ایران کم رخ نمی‌دهد. کافی است در میان نزدیکان و آشنایان پرس و جو کنید یا سری به روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی بزنید. براساس آمار رسمی منتشر شده در رسانه های داخلی ایران، آمار مراجعان برای سقط جنین به مراکز پزشکی در طول ۱۰ سال گذشته رشد صعودی داشته و از در هزار و ۹۲۹ مورد در سال ۸۵ به ۹ هزار و ۹۵۵ مورد در سال ۹۴ رسیده است. آمار غیر رسمی منتشر شده اما رقمی هولناک دارد. سایت فرارو در اردیبهشت ماه سال جاری آمار سقط جنین در ایران را چیزی بیش از ۲۲۰ هزار مورد اعلام کرده و از قول حسین مروتی پژوهشگر بحران جمعیتی گفته است در سال ۹۴ بیش از ۲۲۰ هزار مورد سقط جنین رخ داده که کمتر از ۶ هزار مورد از آنها قانونی بوده است. عمده‌ترین دلایل سقط جنین در ایران چیست؟ برخی گمان می‌کنند عمده ترین دلایل زنان برای سقط جنین بارداری‌های خارج از چارچوب ازدواج است، یا بارداری‌هایی که در نتیجه ازدواج‌های موقت اتفاق می‌افتند؛ چرا که این بچه‌ها عموما از سوی مردان رابطه پذیرفته نشده و زنان نیز به تنهایی قادر به حل و فصل مصائب آن نیستند. سیاست‌ها در جامعه ایران در سال‌های اخیر همواره بر این مبنا بوده که خانواده‌ها را به افزایش جمعیت، تشویق به ازدواج حتی به صورت موقت و فرزندآوری وادارد. در مواردی حتی مسئله‌ وازکتومی و توبکتومی را به عنوان اقدامات پزشکی غیرقانونی مطرح کرده و دسترسی زنان و مردان را به ابزارهای پیشگیری محدود کرده است. این اقدامات همگی بی‌توجه به عواقبی همچون شیوع بیماری‌های مقاربتی، بارداری زنانی که ازدواج رسمی نداشته یا حتی در زمان ازدواج موقت باردار شده بودند و به عنوان مادران مجرد با مصائب بی‌شماری در جامعه مواجه می‌شدند اتفاق افتاده است. نتیجه اما چیست؟ سقط جنین ممکن است خودبه‌خود رخ دهد، به دلایل پزشکی انجام شود و یا انتخابی باشد. در موارد اول و دوم بحث و جدلی در کار نیست اما سقط جنین انتخابی یکی از چالش‌های دولت‌ها با مردم است. در ایران این موضوع پیچیده تر هم هست چرا که علاوه بر ابعاد حقوقی ابعاد شرعی و عرفی هم دارد. آمارهای رسمی در ایران نشان می‌دهند بخش زیادی از زنان به دلایل متعدد خودشان تصمیم می‌گیرند که جنین خود را سقط کنند. واقعیت این است که سیاست‌های حکومتی در ایران بدون تلاش برای بهبود وضعیت اقتصادی، اصلاح قوانین حمایت از خانواده و البته آموزش‌های مدنی نه تنها نتوانسته منجر به فرزندآوری شود، بلکه نتیجه‌ای معکوس داشته و حتی پاداش‌های مالی یک میلیون در ازای هر فرزند نتوانسته است مردم را مجاب کند تا دست از سقط جنین بکشند یا حداقل این رویداد سیر نزولی بیابد. در قوانین ایران تنها سقط جنین قانونی از نوع درمانی است. سقط درمانی هنگامی ضرورت دارد که بنا به دلایل پزشکی ادامه بارداری برای مادر خطرناک باشد و البته سقط پیش از حلول روح صورت پذیرد .بر اساس ماده واحده مصوب ۱۰/۰۳/۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی؛ سقط درمانی باید با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تایید پزشکی قانونی در مواردی که عقب ماندگی یا ناقص‌الخلقه بودن جنین تشخیص داده شده یا خطر مرگ مادر را تهدید می کند، با رضایت زن انجام شود تا مجازات و مسوولیتی متوجه پزشک مباشر نباشد. این میان اما سقط انتخابی در جامعه ایران کم رخ نمی‌دهد. کافی است در میان نزدیکان و آشنایان پرس و جو کنید یا سری به روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتی بزنید. براساس آمار رسمی منتشر شده در رسانه های داخلی ایران، آمار مراجعان برای سقط جنین به مراکز پزشکی در طول ۱۰ سال گذشته رشد صعودی داشته و از در هزار و ۹۲۹ مورد در سال ۸۵ به ۹ هزار و ۹۵۵ مورد در سال ۹۴ رسیده است. آمار غیر رسمی منتشر شده اما رقمی هولناک دارد. سایت فرارو در اردیبهشت ماه سال جاری آمار سقط جنین در ایران را چیزی بیش از ۲۲۰ هزار مورد اعلام کرده و از قول حسین مروتی پژوهشگر بحران جمعیتی گفته است در سال ۹۴ بیش از ۲۲۰ هزار مورد سقط جنین رخ داده که کمتر از ۶ هزار مورد از آنها قانونی بوده است. عمده‌ترین دلایل سقط جنین در ایران چیست؟ برخی گمان می‌کنند عمده ترین دلایل زنان برای سقط جنین بارداری‌های خارج از چارچوب ازدواج است، یا بارداری‌هایی که در نتیجه ازدواج‌های موقت اتفاق می‌افتند؛ چرا که این بچه‌ها عموما از سوی مردان رابطه پذیرفته نشده و زنان نیز به تنهایی قادر به حل و فصل مصائب آن نیستند.    
مصرف مشروبات الکلی در ایران کاهش نیافته اشت زندگی زنان تحت حکومت داعش ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان چرا مردان زنان را آزار جنسی می‌دهند؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟

از دیرباز، آراستگی ظاهری برای زنان بسیار بیشتر از مردان حائز اهمیت بوده است و شکی نیست که این جنس لطیف برای نمایاندن زیبایی ظاهری خود وقت و هزینه بیشتری نسبت به مردان میگذارد، به گونه ای که حتی در حوزه تجارت هم مارکتینگ لوازم زنانه از رونق بیشتری برخوردار است. اما پرداختن به “چرایی” این تمایل زنانه نیازمند بحثی طولانی است که در این مقاله به طور خلاصه به بررسی این مقوله از سه منظر اکتفا میکنیم: 1-دیدگاه اجتماعی 2-ژنتیک 3-تساوی جنسیتی نخست می پردازیم به دیدگاه اجتماعی؛ در واقع این باور که زنان بیشتر از مردان به ظاهر خود اهمیت می دهند، در تمام جوامع جا افتاده است. شاید این باور بازگردد به این دیدگاه قدیمی که از دیرباز زنان برسر جذاب ترین و خوش اندام ترین مردان بر سر رقابت بوده اند. پس در باور زنان، هر چه زنی از لحاظ ظاهری سکسی تر باشد بیشتر مورد توجه مردان قرار می گیرد. معیارهای زیبایی یک زن سکسی داشتن کمری باریک، سینه هایی نسبتا درشت، صورتی ظریف، دست و پاهایی کوچک و در کنارش کمی چربی زیر پوست می باشد. البته در کنار تمامی این ها، نباید این را نادیده گرفت که مردی بلندبالا، عضلانی، با چهره ای ریش دار، مردانه و جذاب برای زنان نمایانگر یک مرد سکسی است. حال بیاییم به یک استثنا ژنتیکی بپردازیم؛ از زمان تاریخ پیدایش موجود زنده، ژن، این واحد مولکولی وظیفه انتقال صفات والد یا والدین را بر عهده داشته است. ژنها برروی کروموزوم ها قرار دارند. می دانیم که نوزاد دختر داری کروموزوم xx و نوزاد پسر دارای کروموزوم xy می باشد. حال این میان ممکن است استثنایی رخ دهد؛ دختری متولد شود با کروموزوم xy. به این پدیده نادر سندرم عدم حساسیت آندروژن یاAIS می گویند. در افرادی که دچار این عارضه نادر می شوند، هورمون آندروژن که باعث بروز صفات ثانویه جنسی در مردان (یعنی ظهور ریش و تغییر صدا) می شود، ترشح نمی گردد. در این افراد از لحاظ ژنتیکی یک کروموزوم xو یک کروموزوم y وجود دارد. (یعنی از لحاظ ژنتیکی مرد هستند) اما به دلیل نقص ژنتیکی بر روی کروموزوم x این نوزادان که قرار بوده مرد به دنیا بیایند، در زمان تولد با جنسیت ظاهری مونث به دنیا می آیند. در این گونه زنان بدن سرشار از هورمون جنسی مردانه است اما بدن هیچ گونه پاسخی به آن نمیدهد و تمام این هورمونها تبدیل به هورمون جنسی زنانه یعنی استروژن می شود. در نتیجه دختری به دنیا می آید که فاقد رحم می باشد و قابلیت بچه دار شدن ندارد. اما تمام صفات زنانه در این افراد وجود دارد. به طور معمول زنانی که دچار سندرم AIS هستند نسبت به دیگر زنان از قامتی بلندتر، پوستی صاف و شفاف تر برخوردارند. چهره ای زیبا دارند و بدنشان معمولا عرق نمی کند و بدبو نمی شود و موهای زائد در بدن این افراد معمولا رشدی ندارد. تمام علایق و سلایق این افراد زنانه است و تنها تفاوتی که با سایر زنان دارند، عدم توانایی در بچه دار شدن است. اما با توضیحات گفته شده آیا می توان به این نتیجه رسید که وجود ژن مردانه باعث عدم رسیدگی این زنان به ظاهر خود می شود؟خیر. اینگونه زنان نیز همانند دیگر همجنسان خود، ظاهرشان برایشان بسیار مهم است. آخرین موردی که آن را بررسی می کنیم مورد “تساوی جنسیتی” است که در جوانع امروزی، رو به پیشرفت می باشد. فرض کنیم بسیاری از زنان به دلیل نداشتن موقعیت اجتماعی بالا مجبور باشند برای جلب توجه بیشتر، خود را به صورت “اشیایی خواستنی” به نمایش بگذارند. اگر چنین فرضی درست باشد پس باید پیش بینی کنیم با افزایش تساوی جنسیتی در مشاغل و یا حتی مناصب سیاسی، زنان دیگر چندان به ظاهر خود رسیدگی نمی کنند. اما آمار چیز دیگری را نشان می دهد؛ به طور متوسط زنان در رده سنی 20 سال، به طور سالیانه 400 دلار خرج لباس خود می کنند که این رقم با افزایش سن و رسیدن به دهه 40 زندگی به مرز 700 دلار در سال می رسد. این آمار نشان می دهد که هر چه زنان در موقعیت های اجتماعی پیشرفت بیشتری داشته باشند از تمایل آنها به رسیدگی به ظاهر خود کم نخواهد شد. از طرف دیگر، در مقام مقایسه، باید گفت این رقم برای یک مرد مجرد به 400 دلار در سال می رسد حال آن که یک مرد متاهل تنها 280 دلار در سال هزینه لباس می کند. در واقع میتوان گفت یک مرد مجرد این هزینه را صرف جذب جنس مخالف می کند و زمانی که با ازدواج، مساله جذب جنس مخالف حل شود، بر اساس اصل سود گرایی، ترجیح می دهد این هزینه را به حداقل برساند. ولی برای یک خانم جذب جنس مخالف”همه چیز “نیست. هنگامی که یک خانم، پیش از رفتن به سر کار به ظاهر خود می رسد، در واقع بیشتر از ان که دوست داشته باشد یک “زن سکسی”به نظر برسد، تمایل دارد در محیط کاری خود بانویی موقر و شایسته به نظر برسد. با توجه به تمامی مطالب گفته به این نتیجه می رسیم که زنان با هر دیدگاه، گرایش جنسی، موقعیت اجتماعی و سطح سواد تمایل دارند که ظاهری دلنشین در جامعه داشته باشند. اما هر کدام برای این “ظاهر” دلایل خاص خود را دارند که همگی قابل احترام می باشند.

کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد

زیبا هستند، اما راحت؟ به هیچ‌عنوان. اگر قرار به راحتی باشد، کفش‌های پاشنه‌بلند به هیچ‌وجه چنین درخواستی را برآورده نمی‌کنند، اما به پا کردن آن‌ها ظاهرا یک مزیت بزرگ دارد که اخیرا پژوهشگران به آن پی برده‌اند؛ این کفش‌ها می‌توانند از مردان، جنتلمن‌هایی بی‌مثال بسازند. محققان دانشگاه Université de Bretagne Sud واقع در استان بریتانی در فرانسه به‌تازگی نتایج تحقیقی را در همین رابطه در مجله تخصصی " Archives of Sexual Behavior" منتشر کرده‌اند. این گروه از دانشمندان در این تحقیق میزان بلندی پاشنه کفش زنان بر رفتار مردان را زیر ذره‌بین قرار دادند.آن‌ها در جریان آزمایش‌های خود برای جذب مردان، از زنی جوان استفاده کردند که در تمامی آزمایش‌ها یک دست لباس ساده سیاه‌رنگ به تن داشت. تنها نکته متفاوت در هر آزمایش، کفش‌هایی بودند که وی با این لباس به پا می‌کرد. بسته به نوع آزمایش، این کفش‌ها مشکی تخت، کفش‌هایی با پاشنه ۵ سانتی‌متری یا ۹ سانتی‌متری بودند.در جریان یکی از این آزمایش‌ها این زن در یک مکان عمومی از عابران درخواست می‌کند تا یک فرم کوتاه نظر‌سنجی را پر کنند. در آزمایش دوم این زن عامدانه در خیابان دستکش خود را به زمین می‌اندازد. در آزمایش سوم وی بر سر میزی در یک بار نشسته و پاهایش را طوری روی هم می‌اندازد که کفش‌هایش به خوبی دیده شوند.نتیجه‌ای که از این سه آزمایش مختلف به دست آمد، کاملا واضح بود: هر چه پاشنه کفش بلندتر بود، مردان یاری‌دهنده‌تر و علاقه‌مندتر می‌شدند.به گفته محققان فرانسوی‌ برای این‌که چرا مردان تا به این اندازه تحت تأثیر پاشنه بلند کفش زنان قرار می‌گیرند، دلیل روشنی بر شمرد. اما می‌توان تصوراتی احتمال را در پاسخ به این پرسش مطرح کرد: کفش پاشنه‌بلند سایز پای زنان را کوچکتر از اندازه واقعی نشان می‌دهد و این ویژگی می‌تواند دوران کودکی و نوجوانی را در مردان تداعی کند. تصور دیگر این است که کفش پاشنه‌بلند بر جذابیت جنسی زنان در نظر مردان می‌افزاید، زیرا در تبلیغات و فیلم‌های پورنوگرافی غالبا زنان دارای جذابیت‌های جنسی با کفش پاشنه‌بلند به تصویر کشیده می‌شوند. از همین روست که به گفته محققان مردان به صورت خودکار کفش پاشنه‌بلند را با ویژگی جنسی پیوند می‌دهند.البته این‌ها همه دلایل فرضی است که محققان مطرح می‌کنند و برای یافتن دلیل حقیقی هنوز بایست تحقیقات علمی بیشتری انجام گیرد.
بعضی وقتها خوب است که بد باشیم ساده ترین درخواست زنان در اتاق خواب با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید تست / چقدر خرافاتی هستید؟ خصوصیات متولدین فصل بهار

زنان حادثه

قهرمان شطرنج: روسری سر کردن در ایران کافی بود، مسابقات عربستان را تحریم می‌کنم

قهرمان اوکراینی مسابقات جهانی شطرنج سرعت در عربستان سعودی را تحریم کرد آنا موزیچوک قهرمان اوکراینی شطرنج جهان می‌گوید در مسابقات جهانی شطرنج سرعت که قرار است ماه آینده در عربستان سعودی برگزار شود شرکت نخواهد کرد. این استادبزرگ شطرنج و چندین شطرنج‌باز مهم دیگر گفته‌اند به خاطر وضعیت حقوق زنان و حقوق بشر در آن کشور در مسابقات شرکت نمی‌کنند. مسابقات جهانی شطرنج سرعت که یکی از پرهیجان‌ترین رقابت‌های این ورزش محسوب می‌شود با جایزه ۲ میلیون دلاری از جذاب‌ترین تورنومنت‌ها است. آنا موزیچوک که در حال حاضر در مسابقات شطرنج سرعت مقام دوم جهان را دارد روز ۱۱ نوامبر در پیامی که روی صفحه فیسبوک خود منتشر کرد گفت: «با وجود جایزه نقدی بی‌سابقه من در ریاض بازی نخواهم کرد که به معنای از دست دادن دو مقام قهرمانی جهان است.» او در قسمت دیگری از پیام خود با اشاره به مسابقات قهرمانی جهان که چند ماه پیش در تهران برگزار شد، و همچنین قرار سفرش به عربستان برای مسابقات نوشت: «جان خود را به خطر بیندازم و تمام مدت هم چادر عربی بپوشم؟ هرچیزی یک حدی دارد و سر کردن روسری در ایران کافی بود.» در عربستان سعودی تمام زنان چه اهل این کشور باشند و چه خارجی در اماکن عمومی باید چادر عربی (عبای زنان) بپوشند. این نوع پوشش برای زنان در عربستان سعودی با سختگیری تمام اجرا می‌شود. فدراسیون جهانی شطرنج می‌گوید هنوز تمامی جزئیات مربوط به برگزاری مسابقات در عربستان سعودی و از جمله حد و حدود تابعیت شرکت‌کنندگان از نحوه پوشش در آن کشور مشخص نشده‌است. مسابقات جهانی شطرنج سرعت قرار است در روزهای ۲۶ تا ۳۰ دسامبر در ریاض برگزار شود. دولت عربستان نیز تاکنون اعلام نکرده که آیا شرکت‌کنندگان در این مسابقات مجبورند نحوه پوشش و سایر دستورات فرهنگی را رعایت کنند یا نه. با این وجود منتقدانی مثل امیل سوتوفسکی رئیس انجمن شطرنج‌بازان حرفه‌ای می‌گوید اساسنامه فدراسیون جهانی شطرنج این نهاد را موظف می‌کند که هر گونه تبعیض «براساس ملیت، تمایزات نژادی، عقیدتی و جنسیتی» را رد کند. او در صفحه فی‌سبوک خود نوشت: «بودجه بی‌سابقه مسلماً مسئولان فدراسیون جهانی شطرنج را تشویق خواهد کرد که ممنوعیت شرکت شطرنج‌بازان اسرائیلی، ایرانی و قطری در رقابت‌های ریاض را نادیده بگیرند.» او افزود: «به این وضع عادت کنید. ما باید از حامیان مالی ثروتمند استقبال کنیم. آنها حتی ممکن است به حد کافی مهربان باشند و از بازیکنان زن نخواهند که برقع بپوشند. شاید به روسری رضایت دهند. آنها دارند متحول می‌شوند؛ و شطرنج به ایجاد پل‌های بیشتری بین طرف‌ها کمک می‌کند.» سیلویو دانیلف، رئیس پیشین انجمن شطرنج‌بازان حرف‌ای اروپا، نیز که از منتقدان سرسخت فدراسیون جهانی شطرنج است در پیامی نوشت: «پس از ایران و عربستان سعودی مقصد بعدی کجا خواهد بود؟ جمهوری دمکراتیک خلق کره؟» این تحریم مورد دیگری از یک سال جنجالی برای شطرنج‌زنان است. دُرسا درخشانی شطرنج‌باز ۱۹ ساله ایرانی به خاطر اینکه در ماه ژانویه در جشنواره شطرنج مالت حجاب نداشت از سوی فدراسیون شطرنج ایران از شرکت در مسابقات محروم شد. پس از این ماجرا او به آمریکا رفت و به گفته فدراسیون شطرنج آمریکا او از این پس رسماً بعنوان یک شطرنج‌باز آمریکایی در رقابت‌های جهانی شرکت خواهد کرد. نازی پایکیدزه شطرنج‌باز گرجی-آمریکایی و قهرمان شطرنج آمریکا مسابقات جهانی را که در ماه فوریه در ایران برگزار شد به خاطر «قوانین اخلاقی» که مانع تماس زنان و مردان در مجامع عمومی می‌شود تحریم کرد. آنا موزیچوک شطرنج‌باز اوکراینی با پوشیدن روسری در آن مسابقات شرکت کرد و به مقام دوم رسید.

۶ ایرانی در لابراتوار هاروارد

دکتر پردیس ثابتی استاد ژنتیک در هاروارد بعد از شنیدن تلاش ترامپ برای محدود ساختن پناهنده ها و مهاجرین، تصمیم گرفت از ایرانیانی که در لابراتوار وی در دانشگاه هاروارد مشغول تحصیل و تحقیق هستند دعوت کند برای صرف چای … نیت او این بود که نشان دهد تصوری که ترامپ از مهاجرین دارد سالم و واقعی نیست. مهاجرین همیشه از بنیان های رشد و شکوفایی علمی و اقتصادی امریکا هستند. تحقیقاتدکتر ثابتی در زمینه کنترل ویروس ها و بیماری اپیدمیک او را بارها به افریقا کشانده است. او حتی خواننده و نوازنده یک گروه راک هم هست. او از دانشمدان مطرح زمینه دفاع بیولوزیک و ژنتیک در مقابل بیماری های واگیر است و حتی در برنامه معروف علمی TED هم سخنرانی داشته است. در لابراتوار دکتر ثابتی در دانشگاه هاروارد ۴۰ نفر به سرپرستی وی مشغول تحقیق هستند.
گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد گلناز؛ گزارش یک تجاوز موج اعتراض زنان ترک به عدم امنیت زنان در ترکیه با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند

حقوق زنان

مهریه را معقول تعیین کنید

بعد از فروكش كردن  هیجانات ازدواج، آقا داماد تازه  متوجه می شود كه چه چیزی را امضاء كرده و خوب، بزرگترین طلبكارش زنش می شود و طبیعی است هیچ كس دوست ندارد با طلبكارش زیر یك سقف زندگی كند.

ترامپ : از شنیدن خبر رسوایی اخلاقی هاروی شگفت زده نشدم

هاروی واینستاین، تهیه کننده برجسته و بانفوذ هالیوود و برنده شش اسکار بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای آمریکا متهم به آزار و اذیت جنسی هشت زن شده است. او پس از این اتهامات توسط هیات مدیره از کمپانی واینستاین اخراج شده است. پس از گزارش‌های منتشر شده در نیویورک تایمز درباره زندگی و رفتارهای یکی از بزرگترین تهیه‌کننده‌های هالیوود که آثار مهمی از جمله پالپ فیکشن، داستان‌های عامه پسند و شکسپیر عاشق را در کارنامه تهیه کنندگی خود دارد، او متهم به سواستفاده‌های جنسی شد. کمپانی واینستاین گفته است مدیران این کمپانی پس از سوءاستفاده‌های جدیدی که درباره رفتار واینستاین برملا شده، او را از این کمپانی اخراج کرده‌اند. هفته گذشته نیویورک تایمز گزارشی از سوء استفاده‌ها و آزارهای جنسی هاروی واینستاین در سه دهه گذشته را برملا کرد. این تهیه کننده ۶۵ ساله ابتدا عذرخواهی کرد و گفت که قصد دارد از کار کناره‌گیری کند. او همچنین اعلام کرد که تحت درمان روانپزشک و روانشناس است. واینستاین اما بعدتر اعلام کرد اتهاماتی را که بر اساس آنها او هشت زن را مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده است، قبول ندارد. روز گذشته دونالد ترامپ در واکنش به خبر رسوایی‌های اخلاقی واینستاین اعلام کرد که از این خبر شگفت زده نشده است. واینستاین یکی از قدرتمندترین افراد هالیوود است. او بنیانگذار کمپانی میرامکس و واینستاین است. به گفته نیویورک تایمز این اتهامات از سوی بازیگران جوانی همچون اشلی جود و رز مک‌گاوان که قصد پیوستن به صنعت سینما را داشتند، به واینستاین زده شده است. این زنان گفته اند هاروی آنها را مجبور می‌کرده تا او را ماساژ بدهند یا بدن عریانش را تماشا کنند. او در ازای دریافت خدمات جنسی به آنها قول می‌داده در رسیدن به اهداف کاری کمک‌شان کند. طبق آنچه نیویورک تایمز منتشر کرده است حداقل هشت زن واینستاین را به آزار و اذیت جنسی متهم کرده‌اند. نیویورک تایمز فاش کرده همکاران او به عنوان دستیار، بازیگران و یک مدل ایتالیایی جزو افرادی هستند که این اتهامات را به او وارد کرده‌اند.  
کانادا گذرنامه «جنسیت X» صادر خواهد کرد ازدواج! نه به هر قیمتی بالاخره روزی هم دماغ بزرگ زیبا خواهد شد «زن ذليل» واژه‌اي ضد زن با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید