1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در باب چرایی شکست هیلاری کلینتون، کاندیدای دموکرات در انتخابات 2016 تحلیل‌های زیادی صورت گرفته است. عواملی همچون عدم محبوبیت، عدم حمایت کافی دموکرات‌ها، عملکرد ضعیف کمپین، حضور جیل استاین (کاندیدای حزب سبز) در انتخابات، اظهارات جیمز کومی (رئیس اف بی آی) درباره ایمیل های کلینتون و ابهامات مربوط به سلامتی، در شکست وی تاثیرگذار بودند اما در این مقاله قصد داریم یکی از عوامل شکست کلینتون، یعنی جیل استاین و حزبش را مورد بررسی قرار دهیم.

به گزارش ایسنا، «عصر ایران» در ادامه نوشت: خانم استاین، پزشک و فعال سیاسی 66 ساله در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 و 2016 کاندیدای حزب سبز آمریکا بوده است. وی در خانواده ای یهودی متولد شده است ولی هم اکنون منکر وجود خداوند است.

استاین در سال 2002 و 2010 در انتخابات فرمانداری ماساچوست و در سال 2004 در انتخابات مجلس نمایندگان، کاندیدا شد اما در هر سه انتخابات شکست خورد. وی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 توانست 470 هزار رای کسب کند و در انتخابات 2016 هم 1 میلیون 457 هزار رای به دست آورد.

حزب سبز آمریکا

این حزب یکی از احزاب کوچک در آمریکا محسوب می شود که در سال 2000 تشکیل شده است و تنها 256 هزار عضو رسمی دارد. این حزب از لحاظ تمایلات سیاسی به حزب دموکرات شباهت دارد. اما در بسیاری از موارد از حزب دموکرات پیشروتر است و منتقد رویکرد آنها محسوب می شود. این حزب طرفدار محیط زیست، عدالت اجتماعی، دموکراسی، عدالت جنسیتی، حقوق همجنس گرایان، ضد جنگ و ضد نژادپرستی است. از لحاظ سیاسی آنها متعلق به جناح چپ هستند و در سال 2016 خودشان را یک حزب اکو-سوسیالیسم نامیدند. این حزب تاکنون نتوانسته در مجلس نمایندگان و سنا هیچ کرسی ای کسب کند.

چرایی تاثیرگذاری استاین بر شکست کلینتون

با توجه به اینکه استاین پایگاه رای مشترکی با کلینتون داشت، آرائی که در انتخابات به دست آورد، آراء بالقوه کلینتون بود. آراء جوانان لیبرال و برخی از طرفداران سندرز که رویکرد انتقادی به مواضع کلینتون داشتند در سبد رای استاین انداخته شد. اما چگونه آراء 1.5 میلیونی استاین موجب شکست کلینتون با 65.8 میلیون رای شد در حالی که کلینتون بیش از 2.8 میلیون رای بیشتر از ترامپ آورد؟

مسئله به سیستم انتخابات آمریکا و اهمیت آراء الکترال ربط دارد. یعنی اگر در ایالت هایی که آراء کلینتون و ترامپ نزدیک بود، استاین آراء کلینتون را از آن خودش نمی کرد، الان کلینتون برنده انتخابات بود.

به طور مثال فاصله آراء ترامپ با کلینتون در میشیگان 12 هزار رای است اما استاین 50 هزار رای در این ایالت کسب کرده است. در ویسکانسین فاصله آراء ترامپ با کلینتون 27 هزار رای است و این در حالی است که استاین در این ایالت 31 هزار رای کسب کرده است.

کلینتون اگر می توانست در سه ایالت سنتی حزبش یعنی ویسکانسین، میشیگان و پنسیلوانیا که از سال 1988 تاکنون به دموکرات ها رای می دادند، پیروز شود، با کسب 278 رای الکترال در مقابل 260 رای ترامپ، برنده انتخابات می شد.

به همین دلیل است که آرائی که استاین از کلینتون تصاحب کرده است برای پیروزی کلینتون حیاتی بود. چون سیستم انتخاباتی آمریکا براساس قانون «برنده همه آراء الکترال را کسب می کند» قرار دارد، هر کاندیدایی که با اختلاف حتی 1 رای برنده ایالتی شود، کل آراء الکترال آن ایالت را کسب می کند. به همین دلیل اگر استاین در انتخابات حضور نداشت آراء وی در ایالت های رقابتی به سبد کلینتون ریخته می شد و برنده انتخابات تغییر می کرد.

سناریوی مشابه در انتخابات 2000

کاندیدای حزب سبز همین بلا را در سال 2000 هم بر سر دموکرات ها آورد. در انتخابات جنجالی و رقابتی سال 2000 که ال گور از حزب دموکرات با جورج دبلیو بوش، جمهوری خواه رقابت می کرد، این رالف نیدر، کاندیدای حزب سبز بود که برنده انتخابات را تعیین کرد. در انتخابات این سال با وجود این که گور از بوش با اختلاف 543 هزار رای، آراء مردمی بیشتری کسب کرد اما به خاطر آراء الکترال رقابت را به بوش واگذار کرد. بوش 271 رای الکترال و گور 266 رای کسب کرد.

اگر هر کدام از دو کاندیدا فلوریدا را می بردند، کل 25 رای الکترال آن را کسب می کردند. پس از گذشت یک ماه از انتخابات و بازشماری چندین باره آراء فلوریدا، بوش در این ایالت با اختلاف تنها 537 رای پیروز شد. این در حالی است که نیدر در فلوریدا 97 هزار رای کسب کرد. در نیوهمشایر هم بوش با اختلاف 7 هزار رای بر گور پیروز شد در حالی که نیدر در این ایالت 22 هزار رای به دست آورد.

مایکل مور، کارگردان و مستندساز معروف آمریکایی به خوبی فضای آن انتخابات را ترسیم می کند. مور در کتابش با عنوان «سفیدپوستان ابله» به حمایتش از نیدر و نقش وی در شکست گور اشاره می کند.

مور می نویسد: «مالی ایوینز از ستاد انتخاباتی نیدر، مقاله ای نوشت و توصیه هایی را در اختیار طرفداران نیدر و مخالفان بوش نهاد. او پیشنهاد می کرد که رای دهندگان اگر در ایالتی زندگی می کنند که انتظار می رود در آن گور و یا بوش با تفاوت زیادی برنده شوند، بهتر است به نیدر رای بدهند. اما اگر در جایی هستند که نتایج آراء این دو نامزد به هم نزدیک خواهد بود به گور رای بدهند تا راه بوش را مسدود سازند.» اما اوضاع عوض شد و کمپین نیدر استراتژی ایوینز را تغییر داد.

مور در ادامه می نویسد: «ستاد انتخاباتی نیدر از من خواست که در سفر به ایالت های بی طرف درست در آخرین هفته های قبل از انتخابات، آنها را همراهی کنم. من نپذیرفتم. گفتم دلم می خواهد در ایالت هایی کار کنم که رالف می تواند در آنها رای بیشتری کسب کند، بی آنکه مسئول پیروزی بوش باشم. چرا وقت و توانایی ام را در ایالت های نیویورک و تگزاس صرف نکنم که نتایجش روشن است؟ ولی این راهکاری نبود که ستاد نیدر مصمم به انجام دادنش بود. آنها برای من آرزوی موفقیت کردند.»

مور در ادامه به سخنرانی اش در فلوریدا و شرایط ویژه این ایالت اشاره می کند. «به خبرنگاران حاضر گفتم که باید جلوی بوش گرفته شود. به مردم فلوریدا گفتم اگر گور انتخاب آنهاست باید جلو بروند و به او رای بدهند. اما اگر قصد دارند به نیدر رای بدهند، از آنها انتظار دارم در این مورد خوب فکر کنند. گفتم احساس می کنم اوضاع در فلوریدا متفاوت است. اگر متوقف ساختن بوش برای آنها اهمیت داشت، پس ناچار می شدند به گور رای بدهند.»

مورد در ادامه به پیشنهادی که به کمپین نیدر داد اشاره می کند «آقایان می دانید که حالا قویترین مرد آمریکا، رالف نیدر است؟ آراء 5 درصدی او همه چیز را متفاوت خواهد ساخت. در این هفته بزرگترین آرزوی بوش این است که نیدر رای بیشتری بیاورد تا از آراء گور کم شود و بوش برنده شود و بزرگترین آرزوی گور این است که نیدر رای کمتری بیاورد و گور برنده شود. اگر نیدر در این مسابقه نبود، گور برنده می شد. امروز فقط یک نامزد انتخاباتی وجود دارد که می تواند واقعیات را به زبان بایورد و آن رالف نیدر است. اما بعد از انتخابات این قدرت نابود می شود.»

مور به کمپین نیدر پیشنهاد می دهد با توجه به این که آینده گور در دست نیدر است، وی باید با وی معامله کند و از وی تعهد بگیرد که به خواسته های مترقی اش همچون بهبود خدمات درمانی، پایان دادن جنگ دروغین مواد مخدر و حذف معافیت مالیاتی پولدارها عمل کند و در مقابل از رقابت ها کنار بکشد. کمپین نیدر اما مخالفت کرد.

مور به آنها می گوید: «امروز من و شما تمام قدرت را دست داریم. یکی از دو نامزد ریاست جمهوری نیاز به شرکت نیدر در انتخابات و دیگری نیاز به خروج او دارد. نتیجه این انتخابات با یکی دو درصد اختلاف روشن می شود. رالف از 2 تا 5 درصد مجموع آرا را به دست خواهد آورد. امروز همین حالا شما و رالف می توانید تصمیم بگیرید که رئیس جمهور آینده چه کسی باشد. شما هرگز دیگر در تمام عمرتان چنین قدرتی نخواهید داشت.»

مور می نویسد: «به آنها یادآوری کردم که رالف مجبور نیست کنار بکشد. فقط باید آراء ایالت های بی طرف را به سوی گور بکشاند. گور پس از ورود به کاخ سفید به نیدر مدیون خواهد بود. ما هم می توانیم به خواسته هایمان برسیم.»

مور به خوبی به نتیجه ای که در انتخابات اتفاق افتاد اشاره می کند: «درست روز قبل از ورود من به فلوریدا، نیدر 6 درصد آرا را به دست آورده بود. روزی که فلوریدا را ترک می کردم این میزان به 4 درصد رسیده بود و در روز انتخابات به 1.6 درصد تقلیل یافته بود. اما همین مقدار، نماینده 97 هزار رای برای نیدر در ایالت فلوریدا بود. اگر تنها 538 نفر از رای دهندگان می دانستند که با دادن رای به فردی دیگر سرنوشت انتخابات عوض می شود، به یقین این کار را می کردند.»

نقش مخرب حزب سبز در تاریخ آمریکا

اگر کمپین نیدر به حرف های مور گوش می داد، هم نیدر و هم حزب سبز بیشتر می توانستند به اهدافشان دست پیدا کنند. با پیروزی بوش آنها چه دستاوردی کسب کردند؟ آنها به گور انتقاد داشتند، اما می دانستند که بوش بدتر از گور است. ولی با بی تدبیری موجب شکست گور شدند. این حزب با این اقدام هیچ چیز به دست نیاورد. حتی کاندیدایشان در سال 2004 تنها 119 هزار رای به دست آورد و نیدر که به صورت مستقل در انتخابات شرکت کرد تنها 465 هزار رای کسب کرد.

حزب سبز همان طور که موجب روی کار آمدن بوش شد در انتخابات امسال هم باعث به قدرت رسیدن ترامپ شد. در انتخابات سال های اخیر هر بار که کاندیدای دموکرات شکست خورده به خاطر آراء الکترال بوده، در حالی که آراء مردمی را در اختیار داشته و هر بار هم به خاطر کاندیدای حزب سبز بوده است.

خانم استاین در حالی خواستار بازشماری آرا در سه ایالت میشیگان، پنسیلوانیا و ویسکانسین شده بود (سه ایالتی که فاصله آراء کلینتون و ترامپ بسیار کم بود) که می دانست با بازشماری شانس خودش افزایش نخواهد یافت اما احتمال تغییر نتایج به نفع کلینتون وجود داشت و در صورت وقوع چنین امری کلینتون برنده انتخابات خواهد شد. اما بازشماری نتیجه ای در برنداشت.

استاین در حالی باعث پیروزی ترامپ شد که قبل از انتخابات چندین مرتبه گفته بود که ریاست جمهوری ترامپ بهتر از کلینتون خواهد بود. شاید نیدر راضی به پیروزی بوش بر گور نبود و با بی تدبیری موجب این امر شد اما استاین با آگاهی و با رضایت این کار را کرد. اما سندرز با وجود انتقادات تند و بجایی که از کلینتون داشت، از کلینتون حمایت کرد تا ترامپ انتخاب نشود.

حکومت ترامپ برای آن دسته از روشنفکرها و لیبرال هایی که به استاین رای دادند قطعاً کابوس خواهد بود و آنها بیشتر از هر قشر دیگری از دوران ترامپ متضرر خواهند شد، همان گونه که مردم آمریکا و جهان از دوران بوش آسیب دیدند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

دغدغه های مادرانه

دربارۀ خودم و دخترم می نویسم یا شاید بهتر است بگویم برای خودم و دخترم می نویسم تا در آینده ای نه چندان دور که به یادش آوردم و شاید دچار نسیان زودرس بودم، از این تاریکی ذهن رنجیده خاطر نشوم.

بوی عیدی ،بوی توپ، بوی كاغذ رنگی.....

شب های یلدا برای من بوی مادر بزرگم را می دهد.سال های سال برنامه خانواده ما در شب های یلدا این بود كه همه خانه مادر بزرگ جمع شویم.سفره بیاندازیم از این سر اتاق تا آن سر.منو غذا ثابت بود. وارد خانه كه می شدی بوی "دمپختك" فضای خانه را پر كرده بود.
رویاهایت را فراموش كن مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد این مردهای غمگین نازنین ! تماشایی‌ترین تصویر شهر راز هایت را نفروش

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

این روزها همه در جستجوی راهکارهایی برای کاهش هزینه های خانه و زندگی هستند که یکی از این راه کارها که از سالها پیش نیز تبلیغات وسیعی برای آن شده، استفاده از لامپ های کم مصرف است.

طلا؛ زیور یا سرمایه

خانم های بسیاری را می شناسم که همراه با مد، طلاهای خود را عوض کرده و تغییر می دهند. پای صحبت آنها که می نشینم تازه مدعی هم می شوند که این طلا سرمایه ای است برای روز مبادا و تازه از این طریق کمی هم از تعویض و تغییر آن لذت هم می برند.
از پس اندازتان مراقبت کنید مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید جذاب ترین شغل های جهان کیفی پر از مدرسه

مطالب تصادفی

گزارش روز

آمارهایی در ارتباط با روابط جنسی در ایران

مرکز پژوهش های مجلس در گزارشی به وضعیت روابط جنسی در ایران پرداخته است. در این گزارش تاکید شده است که "روابط جنسی نامشروع در حد نگران کننده ای افزایش یافته است." این مرکز یکی از راه حل های مبارزه با این روابط را ازدواج موقت دانسته است.  به نقل از فرارو، مرکز پژوهش های مجلس بازوی تحقیقاتی مجلس شورای اسلامی  گزارشی با عنوان "ازدواج موقت وتاثیر آن ر تعدیل روابط نامشروع جنسی" منتشر کرده است. در این گزارش ۸۲ صفحه ای نسبت به وضعیت روابط جنسی در ایران هشدار داده است. این گزارش "ازدواج موقت را مرهمی بر درد، روابط و رفتار های جنسی خطر ناک" دانسته است. در این گزارش مشکلات روابط جنسی در غرب ذکر شده و حقوق ازدواج در سندهای حقوق بشری بررسی شده است. در بخشی از این گزارش منع تعدد زوجات در سندهای حقوق بشری مورد نقد قرار گرفته است و آمده است: «حق تعدد زوجات مبتنی بر واقعیتی تکوینی است و نفی آن در گسترش فحشای جنسی در غرب موثر بوده است.» مرکز پژوهش های مجلس در ادامه گزارش روابط جنسی از منظر دین را بررسی کرده است، در همین راستا ازدواج موقت را به عنوان یک راهکار برای جلوگیری از روابط نامشروع جنسی مطرح می کند. این گزارش می گوید: «شکی نیست که در قرآن و سنت ازدواج موقت امری مشروع وحتی مستحب است.»   مرکز پژوهش ها قواعد فقهی و حقوقی ازدواج موقت را ذکر کرده است.   این گزارش تاکید کرده است که "متاسفانه فرهنگ جوامع اسلامی به واسطه رفت و آمد، وسایل ارتباط جمعی، ماهواره و اینترنت به شدت از فرهنگ غرب تاثیر پذیرفته است."    همچنین آورده است "بالارفتن  سن ازدواج، تمایل به زندگی مجردی، روابط جنسی آزاد، کاهش ازدواج و افزایش طلاق و ... از تاثیرات فرهنگی غرب بر جوامع اسلامی است."   آمارهایی از روابط جنسی در ایران مرکز پژوهش ها در سر فصل مهمی از گزارش با عنوان "وضعیت موجود در آیینه آمار" شرایط روابط جنسی در ایران را تشریح کرده است. اين گزارش با استناد به نامه‌ای از وزارت آموزش و پرورش، نتايج تحقيق بر روی ۱۴۱ هزار و ۵۵۵ دانش آموز دختر و پسر دوره متوسطه در سال تحصيلی ۱۳۸۷-۱۳۸۶ منتشر کرده است.   بر اساس اين تحقيق، ۱۰۵ هزار و ۴۶ نفر دانش آموز يعنی ۷۴.۳ درصد دارای رابطه «غير مجاز با جنس مخالف» بوده‌اند.   همچنين تعداد ۲۴ هزار و ۸۸۹ نفر که ۱۷.۵ درصد دانش آموزان مورد تحقيق را در بر می‌گیرد، همجنس‌گرا بوده‌اند و ۱۱ هزار و ۶۸۲ نفر يعنی ۸.۲ درصد نيز دست به خودارضايی می‌زده‌اند.   اين گزارش همچنين با استناد به آمار مرکز تحقيقات سايبری سپاه و سخنان ابراهيم بيانی، معاون اطلاعات سپاه فجر استان  فارس، خبر داده که در زمينه مراجعه به سايت‌های غير اخلاقی در ظهر عاشورا، از بين ۱۸۲ کشور جهان، تهران مقام نخست و شيراز رتبه پانزدهم را به خود اختصاص داده است.   در بخشی با عنوان "بدحجابی خودرایی تحریک کننده"  آماری از میزان دستگیری بدحجابان منتشر شده است.   براساس این آمار: از نظر گروه سنی بالغ بر ۹.۷۸ درصد زیر ۱۵ سال، ۴۶.۹ درصد بین ۱۶ تا ۲۰ سال، ۳۱.۵ درصد ۲۱ تا ۲۵ سال و ۱۳.۸ درصدشان ۲۶ تا ۳۰ سال داشته اند.   به لحاظ وضعیت تاهل ۸۴.۶ درصد مجرد بوده اند ۱.۳ درصد متاهل و ۲.۲ درصد مطلقه بوده اند.   به لحاظ وضعیت تحصیلی نیز 46.9درصد دارای تحصیلات متوسطه و دیپلم، ۲۷.۷درصد فوق دیپلم و لیسانس، ۲۵.۴ درصدشان بالاتر از لیسانس بوده اند.   این گزارش همچنین به تحقیق از محمود گلزاری روانشناس و  استاد دانشگاه علامه طباطبایی اشاره کرده است که تائید می کند درصد دختران مورد پرسش در چند دبيرستان دخترانه تهران گفته‌اند که  دوستی با جنس مخالف را تجربه کرده‌اند.   گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس به نقل از کارشناسان و مسئولين از کاهش سن روسپيگيری به ۱۵ سال خبر داده است. اين گزارش به نتايج تحقيقی اشاره کرده  که بر اساس آن، «آمار روسپيگری بين زنان متاهل بيشتر از مجردهاست».   بر اساس آنچه که در اين گزارش ادعا شده است، «۱۱ درصد روسپيان شهر تهران با اطلاع همسران‌شان دست به روسپيگری می‌زنند».   گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به تشکيل ۲۸۰ پرونده‌ تجاوز جنسی در چهار ماهه اول سال ۱۳۸۸، از يک تحقيق انجام شده توسط اعضای هيات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از زنان ۱۵ تا ۳۵ ساله خبر داده که بر اساس آن، ۱۲.۵ درصد از زنان در مقابل لمس اعضای بدن و ۶۲.۵ درصد در مقابل متلک‌های زننده سکوت می‌کنند، اين در حالی است که بيش از ۶۰ درصد زنان سابقه مواجهه با اين آزارهای جنسی را داشته‌اند.   بیشتر آماری که مرکز پژوهش ها مورد استناد قرار داده است پیش از این رسانه های داخلی کشور منتشر شده اند.   گزارش بازوی پژوهشی مجلس شورای اسلامی با استناد به این آمارها اوضاع رابطه جنسی در ایران را نگران کننده خوانده و تاکید کرده است "تشکيل کانون‌های ازدواج موقت و تبليغ اين روش ازدواج" راه حلی برای این نگرانی است و  استدلال های خود را مطرح کرده است.  

از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور

فاطمه اکرمی ژیمناستی است که از سال پیش پارکور و سقوط آزاد را همزمان شروع کرده است. او به دویچه وله می‌گوید در شهر همه چیز را به شکل مانع می‌بیند. اکرمی یک‌بار در هنگام سقوط آزاد میان ۳ عقاب گیر افتاده است. فاطمه اکرمی متولد اسفند ۱۳۷۲ است. او از چهارده سال پیش رشته ورزشی ژیمناستیک را آغاز کرده است و حدود یک سال پیش "سقوط آزاد" و پارکور را همزمان شروع کرد. او می‌گوید یکی از هم‌ دانشگاهی‌هایش در ایران به او پارکور آموزش داده است. فاطمه اکرمی آموزش سقوط آزاد را هم در چند مرحله در دبی فرا گرفته است. !در جواب اینکه چرا سقوط آزاد را در دبی آموزش دیده، توضیح می دهد که: در ایران متدهای آموزش سقوط آزاد خیلی قدیمی هستند. کسانی هستند در ایران که سقوط آزاد آموزش می‌دهند ولی با متدهای بسیار قدیمی و با همان حالت ارتشی. فاطمه تعریف می کند که در هنگام فرود در یکی از سقوط آزادها وقتی چتر خود را باز کرده و تنها ۳۰۰ متر با زمین فاصله داشته، چند نقطه سیاه در اطراف خود دیده است. «اول فکر کردم آدم‌هایی هستند که لباس بالدار می‌پوشند، پایین‌تر که رفتم متوجه شدم این‌ها آدم نیستند، سه تا عقاب هستند. تنها کاری که توانستم انجام دهم جیغ‌زدن بود. چون اگر بالشان به چتر من گیر می‌کرد مطمئناً سقوط می‌کردم و در ۳۰۰ متر امکان باز کردن چتر دوم را هم نداشتم». تجربه سقوط آزاد از ارتفاع ۴ هزار متری را دارد.   و اما پارکور او معتقد است که پارکور ورزش نیست، یک هنر است، اصلا نباید به پارکور به عنوان یک ورزش نگاه کرد. پارکور یک شیوه زندگی است به همین دلیل خیلی به آمادگی ذهنی بستگی دارد ... «وقتی تمرینات پارکور را شروع می‌کنید، دیگر همه اشیاء اطراف خود را شبیه مانع می‌بیند. روزها که برای کارهای روزمره از خانه بیرون می‌رویم، دوروبرمان را نگاه می‌کنیم و می‌بینم مثلا چقدر این مکان برای پارکور مناسب است. دفعه بعد همان‌جا ۱۰ حرکت دیگر به حرکت‌های قبلی اضافه می‌کنیم». در انتها او می گوید که در ژیمناسیک دو بار آسیب دیده و مجبور شده پای خود را عمل کند؛ تا به حال در پارکور اما دچار آسیب‌دیدگی نشده است.   منبع: دویچه وله فارسی
مشکل زود و بزرگ مردان ما بیداد فروش بچه در تهران ختنه دختران تهرانی ها ازدواج نمی کنند مسایل جنسی، منطقه ممنوعه خانواده ها

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها

كامران دانشجوگفت: چیزی به نام تفكیك جنسیتی در برنامه‌های دولت وجود نداشته است و این واژه اصلا مال ما نیست.

تست خودشناسی 2

این تست به شما می گوید از نظر شخصیتی صریح و بی پروایید یا خجالتی و آرام. جواب تست را فردا مشاهده کنید.
تست / چقدر خرافاتی هستید؟ روز دختران در چین، روز عشق پایدار یازده خطای دخترانه مسله خیانت از زاویه دیگر تست رضایت شخصی

زنان حادثه

این زن نمی بخشد

ماجرای طاهره میان همه حوادث روزانه گم شد تا اینكه آمنه بهرامی قربانی اسید پاشی، مجید كسی كه به صورتش اسید پاشیده بود، را بخشید. آنوقت بود كه طاهره لب به سخن گشود. آنان یك شباهت دیگر هم دارند و آن این كه هر دو برای طرف مقابل خود در محكمه حكم قصاص گرفته اند. فقط یك تفاوت میان آنان وجود دارد و آن این كه طاهره می گوید نمی بخشد.

اندوه بی پایان گریس کلی

کارنامه گریس کلی در سینما کوتاه اما درخشان بود. این ستاره برجسته در ۲۷ سالگی و اوج موفقیت، کار در هالیوود را کنار گذاشت تا "ملکه موناکو" شود. فیلمی تازه سرنوشت او را بار دیگر به رسانه‌های جمعی کشانده است. تهیه فیلمی از سرگذشت گریس کلی امری طبیعی است، چون زندگی این ستاره به افسانه پریان بی‌شباهت نیست و سینما همیشه به افسانه‌گویی نزدیک بوده است. دوره امسال جشنواره سینمایی کن با نمایش فیلم "گریس موناکو" گشایش یافت، که برداشتی از زندگی ستاره مشهور سینماست. در این فیلم نیکول کیدمن در نقش "پرنسس گریس" ظاهر شده است. از پرده سینما تا کاخ موناکو گریس کلی در ۲۱ سالگی و با همان یکی، دو فیلم اول خود شهرتی جهانگیر پیدا کرد. او در فعالیت سینمایی کوتاه ۵ ساله‌اش یکی از محبوب‌ترین ستارگان دهه ۱۹۵۰ بود و در اوج شهرت و موفقیت سینما را برای همیشه ترک کرد. گریس کلی در سال ۱۹۵۶ به تقاضای خواستگاری شاهزاده رنیه سوم، حکمران موناکو، پاسخ مثبت داد و ملکه دربار افسانه‌ای "سواحل لاجوردی" شد. وداع او با سینما، دوستدارانش را به اندوه فرو برد و تا مدتها سوژه داغی برای رسانه‌ها بود. درباره گریس کلی حرف و حدیث فراوان است. گفته‌اند که زندگی او با ثروت و شکوه همراه شد، اما از شور و محبت خالی بود. او "شهبانو" شد، اما خوشبخت نشد. روزنامه‌های پرتیراژ بارها و بارها از زندگی "این پرنده غمگین در قفس طلایی" داستان‌های سوزناک سرهم کرده‌اند. فیلم "گریس موناکو" به کارگردانی اولیویه دهان، فیلمساز فرانسوی، از این حرف و حدیث‌ها دور نمانده است. داستان فیلم درباره روزهای بحرانی در زناشویی گریس کلی است، یعنی همان دوراهی و پرسش همیشگی که تصمیم او مبنی بر کنار گذاشتن سینما و ازدواج با حکمران موناکو تا چه حد درست بوده است. فیلم به همان تصویر "رسمی" تکیه دارد؛ به این معنی که گریس کلی را زنی باتدبیر و تیزهوش نشان می‌دهد که نه از روی هوا و هوس، بلکه آگاهانه و به خاطر عشقی واقعی به دربار موناکو می‌رود، همسری باوفا و مادری فداکار می‌شود و با سرنوشت خود به خوبی کنار می‌آید. فیلم روی هم رفته تصویری سطحی و ساده‌نگرانه از دربار موناکو و سرگذشت گریس کلی ارائه می‌دهد و از ژرف‌نگری در جوانب تیره و تار آن باز می‌ماند. بیشتر منتقدان سینمایی فیلم را تکرار کلیشه‌های بازاری رایج ارزیابی کردند. منتقدان از فیلم خرده می‌گیرند که تصویری ساده‌لوحانه از مناسبات درونی دربار موناکو ارائه می‌دهد و تماشاگر ناآگاه را با القای جلال و شکوه "دودمان پادشاهی" گیج می‌کند. با وجود این برخورد مثبت و تا حدی "تبلیغاتی"، واکنش پادشاهی موناکو شگفت‌انگیز است. شاهزادگان کنونی موناکو، یعنی فرزندان شاهزاده گریس کلی، گفتند که در مراسم جشنواره کن شرکت نمی‌کنند، زیرا به نظر آنها زندگی گریس کلی "به خاطر منافع صرفا مالی" تحریف شده است. بهانه‌ای که البته زیاد موجه نیست، آن هم از سلطنتی که یکپارچه به خاطر "منافع مالی" شکل گرفته و تا امروز سرپا مانده است. یک کارنامه درخشان گریس کلی در طول تنها پنج سال یعنی از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۶ با بازی در تنها ۱۱ فیلم سینمایی در اوج شهرت و افتخار قرار گرفت. او در این دوره کوتاه با برخی از مهمترین کارگردان‌های سینما کار کرد، از جان فورد (در فیلم موگامبو) تا فرد زینه‌مان (در فیلم ماجرای نیمروز). اما سینماگری که از او چهره‌ای بی همتا ساخت بی‌تردید آلفرد هیچکاک بود. گریس کلی در سه فیلم هیچکاک ظاهر شد: "میم را به نشانه مرگ بگیر!"، "پنجره عقبی" یا "پنجره رو به حیاط" و سرانجام فیلم "دستگیری یک دزد". او با موهای بلوند، نگاه سرد و رفتار باوقار اما بی‌تفاوت همان زن دلخواه هیچکاک بود، که ظاهری خاموش و آرام دارد، اما در درون او جوشش و نیرویی هست که او را به بی‌باک‌ترین کارها توانا می‌سازد. گریس کلی در سال ۱۹۸۲ در ۵۳ سالگی در تصادف اتومبیل درگذشت.  
انتشار عکس های خصوصی ستارگان سینما هلنا کاستا، زنی در قلمرو مردان گفت‌وگو با گلشیفته فراهانی: هنر در قلب مردم جای دارد زنان حادثه؛ دو مرگ و یك مرد امل کلونی نسل کشی ارامنه را پیگیری می کند

حقوق زنان

«زن ذليل» واژه‌اي ضد زن

مردسالاری اگر چه به صورت عینی در جامعه دیده نمی شود اما روح این نگاه در ابعاد جامعه ایرانی جریان دارد. نگاهی که زنان را از بسیاری فرصت های پیش رویشان بازداشته است. زنان در جامعه ایرانی در بسیاری از فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شرکت می کنند اما فرصت برابر با مردان ندارند و نمی‌توانند آن گونه که باید و شاید از این مشارکت بهره ببرند. دکتر «کوروش محمدی»جامعه شناس و  رئیس مرکز آسیب شناسی ایران معتقد است تا زمانی که جامعه ما درگیر نگرش های سنتی و مردسالارانه است نمی توان انتظار تحولی در حوزه زنان و در خور شأن آنان  را داشت. ادامه گفت و گوي «قانون» با دكتر محمدي را در ادامه مي خوانيد: به لحاظ آسيب شناسي شرایط زنان در جامعه ما چگونه و آیا این وضعیت متناسب با جایگاه واقعی زنان ایرانی است؟در سال های اخیر در جامعه در رابطه با زنان تحولات خوبی را شاهد بوده ایم اما این به هیچ وجه به منزله این نیست که در این حوزه به اهداف کامل رسیده ایم. زنان ما فرصت های برابر با مردان ندارند چرا که جامعه ما درگیر نگرش های ذاتی و سنتی خود است. سبقه جامعه ما فرآیند مردسالارانه دارد و آثار این روند و نگاه مردسالارانه همچنان در جامعه ما باقی است برای همین وقتی در جایی  حرکتی در جهت به جلو راندن حضور زنان و مسائل آنها صورت می گیرد خواه ناخواه این حرکت در ذات خودش ناقص است. در عرصه های اجتماعی و سیاسی نیز فرصت ها برابر تقسیم نشده است. مصداق بارز این موضوع حضور زنان در مجلس شورای اسلامی است. هر چند که اکنون و در مجلس دهم تعداد زنان افزایش یافته و این مساله نسبت به ادوار گذشته حرکت رو به جلویی محسوب می شود اما باز هم  با شرایط عالی و مطلوبی که برای زنان در نظر است، فاصله دارد. در نظام کارفرمایی و کارگزاری هم زنان پایین تر از مردان در نظر گرفته می شوند؛ نگاه به زنان نگاه ابزاری است و حق و حقوق شان به درستی پرداخت نمی شود در حالی که این نوع نگاه نسبت به مردان وجود ندارد. نگاهی که در انظار عمومی نسبت به زن وجود دارد  نگاه سطح پایین است به عنوان مثال زنان حتی در رفت و آمد  و تردد با محدودیت مواجه هستند؛ هنوز تصدی یا حضور زنان را برای تعدادی از مشاغل باور نداریم. این افکار و اندیشه ها نزد خود زنان موثر واقع و باعث شده زنان برای حل مسائل شان پا پیش نگذاشته و کوتاه بیایند.  چرا چنین تفکری نسبت به زنان در جامعه وجود دارد؟ جامعه ما متاسفانه براساس باور قدیمی هنوز زن را جنس ضعیف می داند و ضعیفه را در ادامه این روند تقویت می کند و تفکری سبک نسبت به زنان دارد. نگاه مردسالارانه در همه جامعه ما سایه افکنده و این باعث شده همه مسائل با معیارهای مردانه سنجیده شود.ما یک روز از کلماتی مانند «زن ذلیل» استفاده می کنیم و با بیان این کلمه می خواهیم بگوییم زنان در مدیریت خانواده برتر هستند اما روز دیگر او را صرفا برطرف کننده نیاز جنسی می دانیم. گاهی می گوییم زن در مدیریت خانواده برتر است و او را سالار می دانیم اما وقتی همین سالار به مرز طلاق می رسد بیشترین آسیب را می بیند. همیشه می گوییم زن و مرد هردو پنجاه- پنجاه هستند اما وقتی  اختلافی میان شان می افتد بیشترین آسیب برای زن است. این همان نگاه ابزاری به زن است؛ قانون و ساختار اجتماعی مسئول کنترل نگاه اجتماعی است که همچنان روی جنس زن وجود دارد و نگاه ضعیف به زن را ترویج کرده است. بیشترین محدودیت در خانواده شامل دختر بچه ها است؛ اینجا نرو، این جوری حرف بزن  و موضوعاتی شبیه اینها که محدودیت های غیرمنطقی را تقویت می کند. متاسفانه آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد موثر، محدودیت های تربیتی را برای دختربچه ها بیشتر کرده است. چگونه می توان جایگاه واقعی زن را برای چنین جامعه ای به درستی تبیین کرد؟به نظرم باید در چند جهت کار کنیم. مهم ترین کار ترمیم نگرش جامعه است. برای تغییر این نگرش باید از سنین پایین شروع کنیم و از درون خانواده ها. برای تغییر وضعیت باید از نهادهای اجتماعی مثل خانواده، رسانه، تریبون های رسمی یعنی رسانه‌ها و آموزش و پرورش کمک بگیریم. به جای ایجاد محدودیت ها، تقویت آن و ترس های غیرمنطقی، زنان را قوی کنیم  و به دل جامعه بفرستیم.باید نگاه‌ها در حوزه زنان و به ویژه اشتغال و مدیریت ها تغییر کند و عدالت در تقسیم تصدی های مدیریتی برقرار شود.همین موضوع درباره قوانین نیز صادق است. قوانین ما برگرفته از دین و شریعت اسلام است .با توجه به همان قانون و شریعت می توان نگاه جدیدی به قوانین داشت تا زنان از حقوق متناسب با شأن خود برخوردار باشند. نقش رسانه ها در این میان چیست؟ به نظر شما رسانه های ما توانسته اند بازنمایی درستی از زن و جایگاه او داشته باشند؟رسانه ها مسئول تغییر نگرش یا کنترل و هدایت افکار عمومی یک جامعه هستند اما رسانه های ما تحت تاثیر باورها و نگرش های تاریخی و سنتی نسبت به زنان بوده اند؛ اگر نگرش منفی داریم و می‌بینیم همچنان  اين نگرش باقی مانده یعنی اینکه رسانه‌های ما درست عمل نکرده اند. تا چندین سال پیش زنان اجازه درس خواندن نداشتند. هنوز ریشه‌های همان تفکر باقی است  و این تفکرات در رسانه ها هم وجود دارد. رسانه را افرادی می‌گردانند که در همین آموزش و پرورش تحصیل کرده‌اند و با این نوع تفکرات انس دارند.در بسیاری از حوادثی که در جامعه صورت می گیرد  رسانه ها تنها صفحه حوادث خود را پر کرده اند و شاهد نبودیم  که به آسیب شناسی این موضوعات و اینکه چرا زنان آسیب می بینند بپردازند، شاید موارد انگشت‌شماری بوده که به آسیب شناسی پرداخته اند اما به دلیل همین انگشت شمار بودن تاثیر چندانی هم در جامعه نداشته است.متاسفانه رسانه  تاثیرگذاری مثل  تلویزیون نیز در این زمینه به درستی عمل نکرده است. برای همین فضا در دست رسانه های بیرونی و ماهواره افتاده که زن را عاملی برای خیانت نشان می دهند که این ظلم به زنان است. رسانه ها باید براساس تغییر مدل، تفکر جامعه را پیش ببرند. اگر می خواهیم نگاه به زنان را تغییر دهیم نیاز داریم رسانه ها در کنار سایر نهادهای اجتماعی قرار بگیرند. در اين ميان برگزاري جشنواره هاي رسانه‌اي در حوزه زن مي تواند در شناخت بهتر و بيشتر زنان موثر باشد البته به شرطی که فضای آن رفع تکلیفی نباشد. اینکه رسانه ها و خبرنگاران را جمع کنیم و بگوییم زنان خوبند و کف بزنیم کافی نیست. این دیدگاه ها در کتاب ها وجود دارد و بزرگان نیز درباره‌اش گفته اند و همه هم می دانند. مهم این است که گفته ها جنبه کاربردی داشته باشد و در روزهای بعد جشنواره نمود و اثر آن را در جامعه ببینیم. اگر جشنواره  درست تعریف شود می توان گفت موثر است  و فضا را تغییر می دهد و می تواند زنان را به منزلت حقیقی خود برساند.

ناتالی پورتمن: به اشتون کوچنر سه برابر من دستمزد دادند

ناتالی پورتمن، بازیگر سرشناس هالیوود و برنده اسکار گفته است که برای بازی در کمدی درام \\\"بدون تعهد\\\"(No String Attached) در سال ۲۰۱۱ به اشتون کوچر، بازیگر نقش مقابلش سه برابر بیشتر از او دستمزد پرداخت شده بود. خانم پورتمن گفته است که این اختلاف دستمزد به دست اندرکاران ساخت این فیلم مربوط می‌شود که احتمالا تصور کرده‌اند که بازیگر مرد نقش مقابل من ارزش پرداخت این پول را دارد. به گفته این بازیگر \\\"او (اشتون کوچر) سه برابر بیشتر از من دستمزد گرفت. حتما آنها گفتند که او باید سه برابر بیشتر از من بگیرد.\\\" این بازیگر افزوده: \\\"من آنقدر که باید عصبانی نشدم. منظورم این است که به ما آنقدری پرداخت می‌شود که سخت است شکایت کنیم. اما این اختلاف دستمزدها دیوانه کننده است. \\\" وجود شکاف جنسیتی در هالیوود در سال ۲۰۱۵ پس از آن که شرکت سونی هک شد، به مسئله‌ای برجسته تبدیل شد. مدارکی که درز کرد، حاکی از اختلاف در پرداخت دستمزدها در بین بازیگران مرد و زن سرشناس در هالیوود بود. براساس این مدارک دستمزد جنیفر لارنس ، بازیگر برنده اسکار به میزان چشمگیری کمتر از بردلی کوپر و کریستین بیل هم بازی‌های او در فیلم \\\"کلاهبرداری آمریکایی\\\" (American Hustle)بود. خانم لارنس در همان زمان عصبانیتش را در این مورد با نوشتن نامه‌ای نشان داد. او در این نامه نوشت: \\\"وقتی سونی هک شد، آن وقت بود که فهمیدم چقدر به من کمتر از همبازی‌های خوش شانس مرد من پرداخت شده است. از دست سونی عصبانی نشدم از دست خودم عصبانی شدم. من به عنوان یک مذاکره کننده شکست خوردم چون زود تسلیم شدم. من نمی‌خواستم سر میلیون‌ها دلاری بحث کنم که راستش به خاطر دو فیلم، به آن نیازی نداشتم.\\\" خانم لارنس در بخش دیگری از این نامه افزود: \\\"اما اگر با خودم روراست باشم، باید بگویم که نیاز به دوست داشته شدن و این که لوس به نظر نرسم بر تصمیمم در مورد توافق بدون آن که برایش بجنگم، تاثیر گذاشت.\\\"
پلی‌بوی انتشار تصاویر برهنه را از سر می‌گیرد چراغ سبزهای قانون برای ندادن نفقه چطور می شود نفقه را گرفت رشته تحصیلی بنام مردانگی شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟