1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

در باب چرایی شکست هیلاری کلینتون، کاندیدای دموکرات در انتخابات 2016 تحلیل‌های زیادی صورت گرفته است. عواملی همچون عدم محبوبیت، عدم حمایت کافی دموکرات‌ها، عملکرد ضعیف کمپین، حضور جیل استاین (کاندیدای حزب سبز) در انتخابات، اظهارات جیمز کومی (رئیس اف بی آی) درباره ایمیل های کلینتون و ابهامات مربوط به سلامتی، در شکست وی تاثیرگذار بودند اما در این مقاله قصد داریم یکی از عوامل شکست کلینتون، یعنی جیل استاین و حزبش را مورد بررسی قرار دهیم.

به گزارش ایسنا، «عصر ایران» در ادامه نوشت: خانم استاین، پزشک و فعال سیاسی 66 ساله در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 و 2016 کاندیدای حزب سبز آمریکا بوده است. وی در خانواده ای یهودی متولد شده است ولی هم اکنون منکر وجود خداوند است.

استاین در سال 2002 و 2010 در انتخابات فرمانداری ماساچوست و در سال 2004 در انتخابات مجلس نمایندگان، کاندیدا شد اما در هر سه انتخابات شکست خورد. وی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 توانست 470 هزار رای کسب کند و در انتخابات 2016 هم 1 میلیون 457 هزار رای به دست آورد.

حزب سبز آمریکا

این حزب یکی از احزاب کوچک در آمریکا محسوب می شود که در سال 2000 تشکیل شده است و تنها 256 هزار عضو رسمی دارد. این حزب از لحاظ تمایلات سیاسی به حزب دموکرات شباهت دارد. اما در بسیاری از موارد از حزب دموکرات پیشروتر است و منتقد رویکرد آنها محسوب می شود. این حزب طرفدار محیط زیست، عدالت اجتماعی، دموکراسی، عدالت جنسیتی، حقوق همجنس گرایان، ضد جنگ و ضد نژادپرستی است. از لحاظ سیاسی آنها متعلق به جناح چپ هستند و در سال 2016 خودشان را یک حزب اکو-سوسیالیسم نامیدند. این حزب تاکنون نتوانسته در مجلس نمایندگان و سنا هیچ کرسی ای کسب کند.

چرایی تاثیرگذاری استاین بر شکست کلینتون

با توجه به اینکه استاین پایگاه رای مشترکی با کلینتون داشت، آرائی که در انتخابات به دست آورد، آراء بالقوه کلینتون بود. آراء جوانان لیبرال و برخی از طرفداران سندرز که رویکرد انتقادی به مواضع کلینتون داشتند در سبد رای استاین انداخته شد. اما چگونه آراء 1.5 میلیونی استاین موجب شکست کلینتون با 65.8 میلیون رای شد در حالی که کلینتون بیش از 2.8 میلیون رای بیشتر از ترامپ آورد؟

مسئله به سیستم انتخابات آمریکا و اهمیت آراء الکترال ربط دارد. یعنی اگر در ایالت هایی که آراء کلینتون و ترامپ نزدیک بود، استاین آراء کلینتون را از آن خودش نمی کرد، الان کلینتون برنده انتخابات بود.

به طور مثال فاصله آراء ترامپ با کلینتون در میشیگان 12 هزار رای است اما استاین 50 هزار رای در این ایالت کسب کرده است. در ویسکانسین فاصله آراء ترامپ با کلینتون 27 هزار رای است و این در حالی است که استاین در این ایالت 31 هزار رای کسب کرده است.

کلینتون اگر می توانست در سه ایالت سنتی حزبش یعنی ویسکانسین، میشیگان و پنسیلوانیا که از سال 1988 تاکنون به دموکرات ها رای می دادند، پیروز شود، با کسب 278 رای الکترال در مقابل 260 رای ترامپ، برنده انتخابات می شد.

به همین دلیل است که آرائی که استاین از کلینتون تصاحب کرده است برای پیروزی کلینتون حیاتی بود. چون سیستم انتخاباتی آمریکا براساس قانون «برنده همه آراء الکترال را کسب می کند» قرار دارد، هر کاندیدایی که با اختلاف حتی 1 رای برنده ایالتی شود، کل آراء الکترال آن ایالت را کسب می کند. به همین دلیل اگر استاین در انتخابات حضور نداشت آراء وی در ایالت های رقابتی به سبد کلینتون ریخته می شد و برنده انتخابات تغییر می کرد.

سناریوی مشابه در انتخابات 2000

کاندیدای حزب سبز همین بلا را در سال 2000 هم بر سر دموکرات ها آورد. در انتخابات جنجالی و رقابتی سال 2000 که ال گور از حزب دموکرات با جورج دبلیو بوش، جمهوری خواه رقابت می کرد، این رالف نیدر، کاندیدای حزب سبز بود که برنده انتخابات را تعیین کرد. در انتخابات این سال با وجود این که گور از بوش با اختلاف 543 هزار رای، آراء مردمی بیشتری کسب کرد اما به خاطر آراء الکترال رقابت را به بوش واگذار کرد. بوش 271 رای الکترال و گور 266 رای کسب کرد.

اگر هر کدام از دو کاندیدا فلوریدا را می بردند، کل 25 رای الکترال آن را کسب می کردند. پس از گذشت یک ماه از انتخابات و بازشماری چندین باره آراء فلوریدا، بوش در این ایالت با اختلاف تنها 537 رای پیروز شد. این در حالی است که نیدر در فلوریدا 97 هزار رای کسب کرد. در نیوهمشایر هم بوش با اختلاف 7 هزار رای بر گور پیروز شد در حالی که نیدر در این ایالت 22 هزار رای به دست آورد.

مایکل مور، کارگردان و مستندساز معروف آمریکایی به خوبی فضای آن انتخابات را ترسیم می کند. مور در کتابش با عنوان «سفیدپوستان ابله» به حمایتش از نیدر و نقش وی در شکست گور اشاره می کند.

مور می نویسد: «مالی ایوینز از ستاد انتخاباتی نیدر، مقاله ای نوشت و توصیه هایی را در اختیار طرفداران نیدر و مخالفان بوش نهاد. او پیشنهاد می کرد که رای دهندگان اگر در ایالتی زندگی می کنند که انتظار می رود در آن گور و یا بوش با تفاوت زیادی برنده شوند، بهتر است به نیدر رای بدهند. اما اگر در جایی هستند که نتایج آراء این دو نامزد به هم نزدیک خواهد بود به گور رای بدهند تا راه بوش را مسدود سازند.» اما اوضاع عوض شد و کمپین نیدر استراتژی ایوینز را تغییر داد.

مور در ادامه می نویسد: «ستاد انتخاباتی نیدر از من خواست که در سفر به ایالت های بی طرف درست در آخرین هفته های قبل از انتخابات، آنها را همراهی کنم. من نپذیرفتم. گفتم دلم می خواهد در ایالت هایی کار کنم که رالف می تواند در آنها رای بیشتری کسب کند، بی آنکه مسئول پیروزی بوش باشم. چرا وقت و توانایی ام را در ایالت های نیویورک و تگزاس صرف نکنم که نتایجش روشن است؟ ولی این راهکاری نبود که ستاد نیدر مصمم به انجام دادنش بود. آنها برای من آرزوی موفقیت کردند.»

مور در ادامه به سخنرانی اش در فلوریدا و شرایط ویژه این ایالت اشاره می کند. «به خبرنگاران حاضر گفتم که باید جلوی بوش گرفته شود. به مردم فلوریدا گفتم اگر گور انتخاب آنهاست باید جلو بروند و به او رای بدهند. اما اگر قصد دارند به نیدر رای بدهند، از آنها انتظار دارم در این مورد خوب فکر کنند. گفتم احساس می کنم اوضاع در فلوریدا متفاوت است. اگر متوقف ساختن بوش برای آنها اهمیت داشت، پس ناچار می شدند به گور رای بدهند.»

مورد در ادامه به پیشنهادی که به کمپین نیدر داد اشاره می کند «آقایان می دانید که حالا قویترین مرد آمریکا، رالف نیدر است؟ آراء 5 درصدی او همه چیز را متفاوت خواهد ساخت. در این هفته بزرگترین آرزوی بوش این است که نیدر رای بیشتری بیاورد تا از آراء گور کم شود و بوش برنده شود و بزرگترین آرزوی گور این است که نیدر رای کمتری بیاورد و گور برنده شود. اگر نیدر در این مسابقه نبود، گور برنده می شد. امروز فقط یک نامزد انتخاباتی وجود دارد که می تواند واقعیات را به زبان بایورد و آن رالف نیدر است. اما بعد از انتخابات این قدرت نابود می شود.»

مور به کمپین نیدر پیشنهاد می دهد با توجه به این که آینده گور در دست نیدر است، وی باید با وی معامله کند و از وی تعهد بگیرد که به خواسته های مترقی اش همچون بهبود خدمات درمانی، پایان دادن جنگ دروغین مواد مخدر و حذف معافیت مالیاتی پولدارها عمل کند و در مقابل از رقابت ها کنار بکشد. کمپین نیدر اما مخالفت کرد.

مور به آنها می گوید: «امروز من و شما تمام قدرت را دست داریم. یکی از دو نامزد ریاست جمهوری نیاز به شرکت نیدر در انتخابات و دیگری نیاز به خروج او دارد. نتیجه این انتخابات با یکی دو درصد اختلاف روشن می شود. رالف از 2 تا 5 درصد مجموع آرا را به دست خواهد آورد. امروز همین حالا شما و رالف می توانید تصمیم بگیرید که رئیس جمهور آینده چه کسی باشد. شما هرگز دیگر در تمام عمرتان چنین قدرتی نخواهید داشت.»

مور می نویسد: «به آنها یادآوری کردم که رالف مجبور نیست کنار بکشد. فقط باید آراء ایالت های بی طرف را به سوی گور بکشاند. گور پس از ورود به کاخ سفید به نیدر مدیون خواهد بود. ما هم می توانیم به خواسته هایمان برسیم.»

مور به خوبی به نتیجه ای که در انتخابات اتفاق افتاد اشاره می کند: «درست روز قبل از ورود من به فلوریدا، نیدر 6 درصد آرا را به دست آورده بود. روزی که فلوریدا را ترک می کردم این میزان به 4 درصد رسیده بود و در روز انتخابات به 1.6 درصد تقلیل یافته بود. اما همین مقدار، نماینده 97 هزار رای برای نیدر در ایالت فلوریدا بود. اگر تنها 538 نفر از رای دهندگان می دانستند که با دادن رای به فردی دیگر سرنوشت انتخابات عوض می شود، به یقین این کار را می کردند.»

نقش مخرب حزب سبز در تاریخ آمریکا

اگر کمپین نیدر به حرف های مور گوش می داد، هم نیدر و هم حزب سبز بیشتر می توانستند به اهدافشان دست پیدا کنند. با پیروزی بوش آنها چه دستاوردی کسب کردند؟ آنها به گور انتقاد داشتند، اما می دانستند که بوش بدتر از گور است. ولی با بی تدبیری موجب شکست گور شدند. این حزب با این اقدام هیچ چیز به دست نیاورد. حتی کاندیدایشان در سال 2004 تنها 119 هزار رای به دست آورد و نیدر که به صورت مستقل در انتخابات شرکت کرد تنها 465 هزار رای کسب کرد.

حزب سبز همان طور که موجب روی کار آمدن بوش شد در انتخابات امسال هم باعث به قدرت رسیدن ترامپ شد. در انتخابات سال های اخیر هر بار که کاندیدای دموکرات شکست خورده به خاطر آراء الکترال بوده، در حالی که آراء مردمی را در اختیار داشته و هر بار هم به خاطر کاندیدای حزب سبز بوده است.

خانم استاین در حالی خواستار بازشماری آرا در سه ایالت میشیگان، پنسیلوانیا و ویسکانسین شده بود (سه ایالتی که فاصله آراء کلینتون و ترامپ بسیار کم بود) که می دانست با بازشماری شانس خودش افزایش نخواهد یافت اما احتمال تغییر نتایج به نفع کلینتون وجود داشت و در صورت وقوع چنین امری کلینتون برنده انتخابات خواهد شد. اما بازشماری نتیجه ای در برنداشت.

استاین در حالی باعث پیروزی ترامپ شد که قبل از انتخابات چندین مرتبه گفته بود که ریاست جمهوری ترامپ بهتر از کلینتون خواهد بود. شاید نیدر راضی به پیروزی بوش بر گور نبود و با بی تدبیری موجب این امر شد اما استاین با آگاهی و با رضایت این کار را کرد. اما سندرز با وجود انتقادات تند و بجایی که از کلینتون داشت، از کلینتون حمایت کرد تا ترامپ انتخاب نشود.

حکومت ترامپ برای آن دسته از روشنفکرها و لیبرال هایی که به استاین رای دادند قطعاً کابوس خواهد بود و آنها بیشتر از هر قشر دیگری از دوران ترامپ متضرر خواهند شد، همان گونه که مردم آمریکا و جهان از دوران بوش آسیب دیدند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم

بسیاری از مردان با مشاهده زنی که برای مان جذاب است به آنها نزدیک می شویم و طبیعتا می خواهیم احساس مان را بدون هیچ حساب و کتابی بر زبان بیاوریم. ولی با ناباوری تمام با واکنش تندخویانه خانم ها روبرو می شویم. برای خیلی از ما تشخیص این رفتار زنانه قابل درک نیست و حتی به شخصیت مان نیز بر می خورد. برای همین، شاید بد نباشد بدانیم چرا توصیف ما باعث جریحه دار شدن زنان می شود. شاید با شناختی کاملتر، طوری ابراز علاقه کنیم که هیچکس نرنجد. 1 – توصیف های آشکار جنسی جسم افراد یک پدیده بسیار خصوصی و شخصی است. افراد بدون آشنایی و رابطه ایی که وجود ندارد بهتر است وارد حریم شخصی همدیگر نشوند. هیچ انسانی با این رفتار احساس راحتی نمی کند. اگر اصرار دارید که در اولین دیدار دل به دریا بزنید پس لااقل از پوست لطیف و یا موی پرپشت شان بگویید و سعی کنید از اشاره به باسن جذاب یا سینه های برجسته و … پرهیز کنید چون عملا آنها را تبدیل به شی جنسی ساخته اید. ۲ – وصف جذابیت فردی که نمی شناسید این فرض واقعی را در نظر بگیرید که بسیاری از زنان، توصیف قد بلند و چشم قشنگ شان به یکباره از طرف یک غریبه، برای شان راحت نیست. بنابر این به هر اندازه که مقدور است امکان گفتگو و معرفی و شناخت از همدیگر را ایجاد کنید. حرف زدن چندین سود با خود خواهد داشت. خودتان را در معرض قضاوت می گذارید. نشان خواهید داد که مستاصل و اسیر انرژی سکسی نبوده اید که ناگهان از دیدن بدن زیبا یا خنده مطبوعش به وجد آمده اید و اختیار از کف داده اید. 3 –  نیت خوب کافی نیست این را صد در صد بدانید که زنان و دختران در هر سن و موقعیت و کلاسی باشند مدام در معرض قضاوت خصوصیات جنسی هستند. پس با همه نیت خوب تان از این کار دوری بجویید و سعی کنید به یکی از خصوصیات خصلتی نظیر اجتماعی بودن یا با سواد بودن یا اگر از قبل او را می شناختید از قابلیت های شغلی یا رفتاری اش نظیر سخت کوشی یا رفتار محترمانه شان با دیگران یا دقیق بودن شان بگویید. 4 – به توقع تان پر و بال زیادی ندهید اگر یک زن جذاب است و به او این واقعیت را متذکر شدید عالی. بگویید و بدون هیچ توقعی دور شوید. اگر اتفاقی افتاد که چه بهتر وگرنه بهتر است شانس خودتان را جای دیگر بجویید. ابراز احساس محترمانه نسبت به زنان به خودی خود خوب است اگر برای به چنگ آوردن شان نباشد. این روزها زنان خیلی راحت متوجه می شوند. این روزها انتقال تجربیات در بین زنان و دختران  به اندازه وسعت دسترسی به فیلم و ترانه و داستان های زیادی است که می خوانند و می بینند. تماس های وسیع شبکه های اجتماعی که دیگر نیاز به توضیح ندارد.. 5 – صادق باشید لحظه ایی شک نکنید که زنان از توصیف مثبت خصوصیات وجودی شان و حتی توجه تان به فیزیک شان ناراحت نمی شوند به شرطی که صمیمانه و محترمانه و واقعی باشد.  

قرارمان این نبود

قرار نبوده تا نم باران زد، دست پاچه شویم و زود چتری از جنس پلاستیک روی سر‌ بگیریم مبادا مثل کلوخ آب شویم. قرار نبوده این قدر دور شویم و مصنوعی. ناخن های مصنوعی، دندان های مصنوعی، خنده های مصنوعی، آواز‌های مصنوعی، دغدغه های مصنوعی... هر چه فكر می‌کنم می‌بینم قرار نبوده ما این چنین با بغل دستی هایمان در رقابت های تنگانگ باشیم تا اثبات کنیم موجود بهتری هستیم، این همه مسابقه و مقام و رتبه و دندان به هم نشان دادن برای چیست؟ قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید می دانم راه تعالی بشری از دانشگاه ها و مدرک های ما رد بشود. باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند، دراز بکشد نی لبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند. قرار نبوده این ‌همه در محاصره سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد، بی شک این همه کامپیوتر...و پشت های غوز کرده آدم های ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده... تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟ کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست. این چشم ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌ برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید، اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند. قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ کار نیایند و ساعت های دیجیتال به ‌جایشان صبح خوانی کنند. آواز جیرجیرک های شب نشین حکمتی داشته حتماً، که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و این طور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود. من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه دار و ندار زندگی مان، همه دغدغه‌زنده بودن مان. قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد. قرار نبوده این طور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره ها نخوابیده باشیم. قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا بر علیه خورشید عالم تاب و گرما و محبتش، زره بگیریم و جنگ کنیم. قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پایمان یک بار هم بی واسطه کفش لاستیکی یا چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد. قرار نبوده من از اینجا و شما از آنجا، صورتک زرد به نشانه سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم... چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین قدر می‌دانم که این ‌همه قرار نبوده ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی مان را آشفته‌ و سردرگم کرده... آنقدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سر در نمی‌آوریم چرا …
دختری که کسی منتظرش نیست مهر، با بوی تند مدرسه این مردهای غمگین نازنین ! عاشقانه های باران اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.

آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟

اگر همان روزها متولد شده بود، حالا دیگر نوزادی و کودکی را پشت سر گذاشته بود و این روزها، در یازدهمین سال تولدش، در آستانه بلوغ قرار داشت ولی هنوز اتاق​های مجلس یا فاصله میان مجلس و دولت را طی می کند تا شاید اجازه تولد او صادر شود. طرحی برای بیمه شدن زنان خانه​دار، 13 سال پیش در هیئت دولت مطرح و مرکز اموز زنان و خانواده ریاست جمهوری مسئول تهیه و تدوین طرح بیمه زنان خانه دار شد. در سال 81 این طرح را به دولت ارائه دادند و حالا 10 سال است به دلایل مختلف به مرحله عملی شدن نزدیک می​شود ولی این رویا تحقق پیدا نمی کند. ازنخستین روزهای ارائه این طرح به دولت نقایص زیادی در آن دیده شده و رفع این مشکلات تا امروز زمان برده است. مهم​ترین مسئله این است که منبع تامین هزینه این طرح حمایتی کجاست؟ براساس طرح اولیه که در سال 81 ارائه شد، خانه داربودن، شغل محسوب می​شود ولی شغلی که درآمدی ندارد، امکان پرداخت حق بیمه را نخواهد داشت و این مسئولیت باید به شخص یا ارگان دیگری واگذار شود. در طرح اولیه سازمان بهزیستی متولی اجرای آن بود، مقرر شد صندوقی با بودجه دولتی برای این طرح حمایتی در نظر گرفته شود و با زنان خانه دار مانند صاحبان مشاغل آزاد برخورد شود. بخشی از هزینه بیمه توسط خودشان پرداخت شود و بقیه هزینه توسط صندوق حمایتی دولت تامین شود. این طرح در سال 82 توسط سازمان بهزیستی اجرا شد اما اجرایی نیمه کاره و پایان تلخی در انتظار او بود و به دلیل عدم تامین بودجه لازم متوقف ماند. چند صباحی بعد، طرح دیگری جهت تامین بودجه طرح بیمه زنان خانه​دار از سوی مرکز اموز زنان به دولت پیشنهاد شد. این بار شوهران مسئول تامین هزینه بیمه همسران خود شناخته شده بودند. براساس این طرح هر مردی هنگام ادواج باید همسر خود را بیمه و حق بیمه او را ماهانه پرداخت می​کرد. بیمه هم می​شد یکی از قوانین ازدواج که با 600 تا 800 هزار ازدواجی که سالانه در کشور ما روی می دهد، زنان بسیاری را تحت پوشش می​گرفت اما همه چیز به همین سادگی نبود و از نظر کارشناسان این طرح عواقب اجتماعی و خانوادگی بسیاری داشت  و به زبان ساده بهانه اختلاف در درون خانواده​ها می​شد. یکی از پیش بینی​های کارشناسان این بود که آمار ازدواج دختران بیکار و فاقد شغل کاهش پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر هدف طرح تامین نخواهد شد چون این هزینه به هر حال از جیب خانواده پرداخت خواهد شد و یک طرح حمایتی محسوب نمی​شود. در همان روزها دکتر مظفر کریمی، مدیرکل بیمه‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که یکی از متولیان پیگیری این طرح بود، گفت :« این نوع بیمه برای زنان خانه دار مفید نیست و سبب بروز اختلاف در خانواده ها می شود به همین دلیل در برابر اجرای آن مقاومت می کنیم اما اگر راهی برای حل این مشکل پیدا کنیم حتما برای اجرای طرح بیمه زنان خانه دار و پرداخت مبلغ حق بیمه اقدام خواهیم کرد». بعد از شکست دومین ایده برای بیمه کردن زنان خانه دار، متولیان امور زنان پای اهالی مجلس را وسط کشیدند. آخرین پیشنهاد، تاسیس صندوق بازنشستگی زنان بود و براساس آن زنان خانه دار در گروه بیمه بازنشستگی محسوب می شدند. این لایحه گویا تقدیم مجلس شده و در فراکسیون زنان مورد بررسی قرار گرفته و حالا پشت درهای مجلس منتظر ورود به صحن علنی است. آخرین اظهار نظر دولتی ها هم در موردبیمه زنان خانه دار همین چند روز پیش اتفاق افتاد؛ مریم مجتهدزاده رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری با بیان این که خانه داری ارزش افزوده زیادی دارد گفت: طبق تحقیقات هر خانم خانه دار 600 هزار تومان ارزش افزوده تولید می کند؛ در نتیجه مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری به عنوان متولی امور زنان باید در جهت احقاق حقوق این قشر فعالیت کند. به گفته او لایحه بیمه زنان خانه دار در مرحله نهایی است.
از پس اندازتان مراقبت کنید کیفی پر از مدرسه وضعیت زنان کارگر جنسی در ایران طلا؛ زیور یا سرمایه بانوی صندوق بین المللی پول

مطالب تصادفی

گزارش روز

هاوکینگ: درس‌هایی که باید از «برگزیت» و انتخابات آمریکا آموخت

استیون هاوکینگ، فیزیکدان بریتانیایی، در مقاله‌ای که این هفته در گاردین منتشر شد، در خصوص وضعیت کره زمین، پس از برگزیت و انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، «هشدار جدی» می‌دهد. او می‌گوید که به علت زندگی در کمبریج، که یک شهر دانشگاهی کوچک در بریتانیا است، معاشرینش اغلب از قشر فرهیخته جامعه دانشگاهی است و خود بر این واقف است که رشته کاری و همینطور بیماری‌اش (که قدرت تکلم و هر گونه حرکتی را از او سلب کرده) باعث شده از جهان پیرامونش بسیار منزوی شود. بنابراین خیزش اخیر مردم علیه قشر فرهیخته جامعه که در دو رای گیری مهم سال ۲۰۱۶ یعنی «برگزیت» که منجر به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا می‌شود و نیز انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، برایش «زنگ خطری» بود. او می‌گوید هر طور که به نتایج این دو رای‌گیری نگاه کنیم، شکی در این نیست که آنها «فریاد خشم» مردمی است که فکر می‌کنند رهبرانشان آنها را رها کرده‌اند. به گفته وی این مردم «فراموش‌شده» اعتراضشان را با رد نصایح متخصصان و فرهیختگان بیان کردند. هاوکینگ که خود قبل از رای‌‌گیری برگزیت، علیه آن هشدار داده بود، عقیده دارد که حالا آنچه مهم است واکنش فرهیختگان به صدای مردم است. او می‌گوید که رد کردن رای مردم به این بهانه که آنها فریب یک مشت عوام‌فریب را خورده‌اند و «دور زدن یا محدودکردن» آنها، بدترین اشتباهی است که می‌تواند توسط فرهیختگان انجام شود. او می‌گوید «دغدغه‌های پنهان شده زیر این آرا در مورد نتایج اقتصادی جهانی‌شدن و پیشرفت سریع و تغییر فن‌آوری کاملا قابل درک است. ماشینی شدن کارخانه‌ها همین حالا باعث از بین رفتن کارهای سنتی در کارخانه‌ها شده و رشد فن‌آوری هوش مصنوعی باعث از بین رفتن مشاغل طبقه متوسط جامعه‌ها خواهد شد و تنها مشاغل مراقبتی، خلاقانه و یا مدیریتی همچنان باقی خواهند ماند.» به عقیده این فیزیکدان نظری برجسته، این روند نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه شتاب آن از قبل هم بیشتر خواهد شد و این به شکاف طبقانی جوامع بیشتر دامن خواهد زد: «ما در جهانی زندگی می‌کنیم که شکاف‌ها در آن در حال گسترش است نه کم شدن. مردم می‌بینند که کیفیت زندگی‌شان و همینطور توانایی‌شان برای رسیدن به این کیفیت رو به افول است. بنابراین جای تعجب نیست که آنها در جستجوی «معامله» تازه‌ای هستند: چیزی ک برگزیت یا ترامپ تلاش کردند به آنها عرضه کنند.» نکته دیگری که هاوکینگ در مقاله خود به آن اشاره می‌کند،‌ اثر دیگر رسانه‌های اجتماعی و همینطور اینترنت فراگیر در تمام جهان است. او با اشاره به این نکته که تعداد افرادی که در شاخ آفریقا از تلفن همراه استفاده می‌کنند، از کسانی که به آب سالم آشامیدنی دسترسی دارند بیشتر است، می‌گوید «حالا عکس‌های زندگی ثروتمندان پیش روی همه مردم است. بنابراین جای تعجب نیست که جهان با مشکل مهاجرین اقتصادی روبه‌رو شده است. چرا که افراد فقیر حومه‌های شهرها برای رسیدن به این تصاویر، رنج مهاجرت و خطرات آن را به جان می‌خرند». او افزوده است «برای من، آنچه بیش از همه در مورد وضع کنونی جهان هشدار دهنده است این است که بیش از هر زمان دیگر در تاریخ، ما نیاز داریم تا با هم ‌هم‌کاری کنیم. ما با خطر بزرگ تغییر وضع اقلیمی جهان رو به‌رو هستیم. خطراتی مثل گرمایش زمین، تولید مواد غذایی، افزایش هرروزه جمیعت، نابود شدن بقیه گونه‌های جانوری، بیماری‌های همه‌گیر، اسیدی شدن اقیانوس‌ها». هاوکینگ می‌گوید ما در خطرناک‌ترین زمان ممکن در تاریخ بشری قرار داریم: «ما حالا فن‌آوری لازم برای تخریب کره زمین را داریم بدون آنکه هنوز راهی برای فرار از آن پیدا کرده باشیم. شاید تا چند صد سال دیگر بتوانیم مستعمراتی در سیاره‌های دیگر بسازیم، اما حالا فقط همین کره زمین را داریم و باید برای حفاظت از آن با هم بکوشیم.» این کیهان‌شناس برجسته توصیه می‌کند که به جای ساختن موانع تازه،‌ جوامع مختلف بشری باید در جهت از بین بردن آنچه اکنون باعث جدایی آنها شده است بکوشند: «وقتی نه تنها یک شغل، بلکه همه یک صنعت از بین می‌رود، افراد باید دوباره آموزش ببینید و از نظر اقتصادی حمایت شوند تا بتوانند برای کارهای تازه، آماده شوند». او در نهایت می‌گوید بسیار به آینده بشریت خوش‌بین است: «اما لازم است که فرهیختگان از لندن تا هاروارد، از کمبریج تا هالیوود از درس‌های سال رو به پایان بیاموزند».

سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران

عضو هیئت رئيسۀ مجلس شورای اسلامی نسبت به بروز سرطان‌های جدید ناشی از هجوم ریزگردها به ایران هشدار داد. این هشدار در حالی اعلام می‌شود که بودجه‌ی مقابله با گرد و غبار در سال ۹۲ نسبت ‌به سال‌های قبل کاهش یافته است. کمال‌الدین پیرمؤذن، عضو هیأت رئيسه فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی ایران، روز چهارشنبه (۵ تیر/ ۲۶ ژوئن) در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر هشدار داد: «موج جدید سرطا‌ن‌های ناشی از ریزگردها در راه است و سلامت مردم با وجود این معضل به خطر افتاده است.» وی افزود: «امسال ۵۵ میلیارد تومان به منظور مقابله با حل این بحران در نظر گرفته شد که البته این میزان نسبت به سالهای گذشته کمتر است. لذا با توجه به این که موضوع ریزگردها به معضلی فراگیر در بسیاری از استان‌های کشور تبدیل شده و سلامت مردم را به خطر انداخته است، مسئولان باید توجه بیشتری به آن داشته باشند.» پیرمؤذن اقداماتی که در مورد حل مشکل ریز گرد ها در نظر گرفته شده را کافی ندانست و از نبود "برنامه مدون از سوی سازمان‌های مسئول و مدیران مربوطه" انتقاد کرد. پیش از این معاون حقوقی و امور مجلس نیز از حذف اعتبار مهار ریزگردها در سال ۱۳۹۲ انتقاد کرده و گفته بود، این اقدام عملا امکان مدیریت این پدیده را در سال ۱۳۹۲ غیرممکن می‌سازد. محمد نوری‌امیری در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس گفته بود، برای جلوگیری از ورود ریزگردهای عربی به ایران، در طول هر ‌صد کیلومتر از مرزهای این کشور، باید حد اقل حدود ۵۰ میلیارد دلار هزینه شود. نوری امیری همچنین تصریح کرد: «این امر مستلزم اختصاص اعتبار کافی در حدود ۵۰۰ میلیون دلار در سال است که طی یک فرآیند ۳ ساله، ریزگردهای ورودی از کشورهای عربی منطقه به کشورمان مهار گردند.» افزایش سرطان‌ها و بیماری‌های ریوی این نخستین بار نیست که نسبت به ظهور سرطان‌های ناشی از ریزگردها در ایران هشدار داده می‌شود. به گزارش وب‌سایت قانون، مهران افخمی، استاد محیط زیست دانشگاه علوم و تحقیقات اهواز در این باره گفته است: «ذرات گردوغبار، حاوی فلزات سنگین، باکتری‌ها و ویروس‌هایی هستند که در بلندمدت نرخ ابتلا به سرطان را افزایش می‌دهند.» افخمی می‌گوید، نه تنها این ذرات بر اعضای مختلف بدن مانند چشم و پوست تأثیر می‌گذارند بلکه همچنین حامل موادی هستند که می‌توانند خطری به مراتب مهم‌تر برای بدن ایجاد کنند. دکتر افخمی در مورد مواد قابل حمل توسط ذرات گرد و غبار توضیح داده است: «بستگی به محیطی دارد که گرد وغبار از آنجا گذر می‌کند. برای مثال به دلیل جنگ‌های بسیاری که در کشور عراق به وقوع پیوسته مواد شیمیایی و فلزات سنگین بسیاری در هوای این کشور وجود دارد که با وزش باد و گردوغبار وارد کشورمان می‌شود.» ورود ریزگردهای آغشته به اورانیوم مدتی است که اخباری مبنی براحتمال ورود ریزگردها ی آلوده به اورانیم و مواد شیمیائی به کشور، مردم ایران را نگران کرده است. امیر فاتح، مدیر کل دفتر هوای سازمان محیط زیست ایران، خردادماه سال جاری (۱۳۹۲) در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس با استناد به بررسی دانشگاه‌های شهید چمران و جندی‌ شاپور، این موضوع را رد کرد اما در عین حال تصریح کرد که برای یافتن حقیقت موضوع باید بررسی‌های زیادی صورت بگیرد. سال گذشته (۱۳۹۱) شریف حسینی‌، نماینده مردم خوزستان در مجلس از افزایش ۷۰ درصدی مراجعات مردم برای مشکلات ریوی در کشور خبر داد. او گفت: «در روزهایی که گردوغبار در هوا موجود است چیزی حدود ۶۲۴. ۶ گرم ذرات آن وارد ریه هر فرد می‌شود و به همین دلیل ۱۷ درصد بیماری‌های ریوی و آسم در کشور و مناطق درگیر افزایش یافته است. ۱۹ هزار بیمار نیز سالیانه به دلیل این پدیده به مراکز درمان و بهداشتی مراجعه می‌کنند که این رقم در استان خوزستان ۵ هزار نفر است.» منشاء ریزگردها گرد و غبار و ریزگرد پدیده‌ای است که سا‌ل‌هاست مردم ایران را درگیر کرده و به گفته کارشناسان، تا کنون بر بیش از ۲۳ استان کشور، به ویژه‌استان‌های غربی تأثیر گذاشته است. صاحب‌نظران حوزه محیط زیست می‌گویند، منشاء این ریزگردها را باید در کشورهای عربی پیدا کرد. محمد درویش، رئیس کار گروه تحقیقات مؤلفه‌های بیابان‌زایی در گفت‌وگو با روزنامه "آرمان" گفته است: «منشاء این ریزگردها به خارج از خاک‌های ایران برمی‌گردد. گرد و غبار به صورت عمده از عراق، میان رودان و بین‌النهرین و از جوار مرز بین عراق و سوریه سرچشمه می‌گیرد.» درویش دلیل عمده افزایش غلظت گرد و غبار را تالاب‌های اقماری متعدد در منطقه میان‌رودان می‌داند. این تالاب‌ها در حال حاضر خشک شده و به منبع تولید گرد و غبار تبدیل شده‌اند. میلیون‌ها هکتار زمین کشاورزی که از آب دجله و فرات آبیاری می‌شدند نیز اکنون به محل تولید گرد و غبار تبدیل شده‌اند. به گفته‌ی این کارشناس، در حقیقت سرچشمه‌های تولید گرد و غبار، خاک عراق و کانون‌های بحرانی در کشورهای بی‌ثباتی هستند که دولت مرکزی مقتدری ندارند. مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در اردیبهشت‌ماه ۹۲ اعلام کرد، بر اساس بررسی لایحه بودجه سال ۱۳۹۲ و انطباق آن با احکام و اهداف برنامه پنجم توسعه، این لایحه با اولویت‌ها و معضلات زیست‌محیطی کشور همخوانی چندانی ندارد. این مرکز همچنین اعلام کرد که ایران برای رفع مشکل ریزگردها تصمیم‌های مناسب نگرفته است.
مشکل زود و بزرگ مردان ما رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟ بار دیگر گشت امنیت اخلاقی

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

زنان و دختران بخوانند: خوردنی‌هایی برای حفظ سلامت رحم

به گزارش زی‌نیوز، برخی از مواد غذایی و خوراکی‌هایی که زنان و دختران باید به منظور داشتن رحم سالم، آنها را در برنامه غذایی خود بگنجانید عبارتند از: آجییل و دانه‌ها آجیل و بخصوص بادام و بادام زمینی یکی از مواد غذایی سرشار از اسیدهای چرب امگا-۳ و غنی از کلسترول خوب محسوب می‌شوند که در از بین بردن فیبروم اثر شایان توجهی دارند و همچنین از ابتلا به سرطان رحم جلوگیری می‌کنند. مصرف این دسته از مواد غذایی به دختران و زنان توصیه می‌شود. سبزیجات مصرف مقادیر زیادی سبزیجات را در رژیم غذایی روزانه خود شروع کنید و آن را همیشه ادامه دهید زیرا سبزیجات از جمله منابع بزرگ تامین کلسیم، پتاسیم، منیزیم و انواع ویتامین‌ها هستند. این گروه غذایی همچنین سرشار از فیتواستروژن است که توانایی رقابت با استروژن بدن را دارد. علاوه بر این، به پایین آمدن سطح استروژن کمک می‌کند که به نوبه خود باعث توقف رشد تومور در رحم می‌شود. از مصرف سبزیجاتی چون کلم، اسفناج و گزنه هم غافل نشوید چون به حفظ تعادل قلیایی رحم کمک می‌کنند. میوه میوه‌ها منبعی غنی از ویتامین C و بیوفلاونوئیدها به شمار می‌روند و مصرف روزانه آنها می‌تواند مانع از رشد فیبروم در رحم شود. میوه‌ها همچنین می‌توانند سطح استروژن را در حالت عادی و طبیعی نگه دارند. افزون بر این، بیوفلاونوئیدهای موجود در میوه‌ها هم قابلیت پیشگیری از سرطان تخمدان و کمک به حفظ سلامت دستگاه تناسلی زنانه را دارند.  لبنیات فراورده‌های لبنی همچون ماست، شیر و کره غنی از کلسیم و ویتامین D هستند که برای حفظ سلامت رحم ضروری‌اند. کلسیم به حفظ سلامت استخوان‌ها کمک می‌کند و ویتامین D نیز نقشی حیاتی در حفظ رحم )

مسله خیانت از زاویه دیگر

در وصف «خیانت» هزاران سال است قانون و اخلاق، تهیه و تنظیم شده است ولی بشر با وجود حکم سنگسار، اعدام ، طرد شدن از جامعه و مجازات های سنگین، این رفتار را ترک نکرده است. مذاهب هم در طی هزاران سال، ترس از جهنم و تنبیه خدا را به مردم   هشدار داده اند پس چرا خیانت روز به روز گسترش می یابد؟ برای شروع اجازه دهید به سراغ یک مشاور زناشویی برویم و نظر غیرمتعارف او را مطرح کنیم. دکتر اشتر پرل معتقد است طلاق راه حل مناسبی برای کشف خیانت نیست چون اکثر زوج های معاصر، برای ترک یک رابطه زناشویی نیست که خیانت را تجربه می کنند. او با پشتوانه بیش از 20 سال تجربه کار مستقیم در اروپا و امریکا، باور دارد که زوج ها با وجود اینکه همدیگر را دوست دارند باز هم مرتکب خیانت می شوند. به نظر او، تناقض فوق، ریشه اش در ازدواج مدرن نهفته است که توقع زیادی از رابطه دوستی و مهر بین دو همسر را طلب می کند. او می گوید برای همین: « افراد در جستجوی فرد جدید که جایگزین همسرشان باشند نیستند. زنان یا مردان به ناگهان وارد یک رابطه بیرون از تعهد زناشویی می شوند چون به دنبال خویشتن از دست رفته ایی هستند که در ازدواج، شاید گم یا بی رنگ شده است.» او می افزاید  در دنیای قدیمی تر، بشر چاره ای نداشت که برای دست یافتن به یک همراه و همبستر، ازدواج کند. بیشتر انسانها، حق طلاق هم نداشتند و به همین خاطر توقع زیادی هم نداشتند.  تنها تجربه شان بود و آن را می پذیرفتند. این روزها، آدم ها تماس و تجربه زیادی قبل از ازدواج دارند. برای همین زیاد هم ناآگاهانه و بر اساس شانس، ازدواج نمی کنند. دلیل اصلی از اینکه آدم ها خیانت می کنند بد بودن رابطه زناشویی شان نیست. چون واقعا اگر رابطه بدی داشته باشند می توانند طلاق بگیرند. اما آمارها نشان می دهد که اغلب آنها که خیانت شان برملا شده است خواهان طلاق نیستند. دیدگاه این خانم مشاور مسائل زناشویی که برنامه هایش در سراسر دنیا  بازتاب یافته  شاید کامل و درست نباشد ولی می شود فهمید که به دنبال آسان ترین دلایل خیانت نرفته است. خانم Esther Perel معتقد است دلیل اصلی خیانت، سکس نیست. افراد مرتکب خیانت شوند تا احساس غرور کنند. تا در مرکز توجه یک نفر باشند تا احساس زنده بودن در آنها ایجاد شود. چون ازدواج بیش از حد، زندگی دو انسان و توقع شان از شادی و خشنودیرا بر عهده گرفته است.  آیا نسل های جدیدتر به خودشان فرصت می دهد که بدون پیشداوری، در باره این عمل  کمابیش عمومی ولی پنهان بشری فکر کند؟ فرصت می یابند که چرا بلافاصله رابطه جنسی کاملا آزاد و بر اساس انتخاب آگاهانه، بدون زد و بند، بدون تکیه بر قدرت، ثروت و زور، تبدیل به یک عمل شنیع می شود؟ چرا بشر، تلاش مستمر و عقلانی تری را برای تشخیص و توجیه خیانت به خرج نمی دهد؟ چرا یک بار برای همیشه مضرات و تاثیرات ناهجار آن به طور علمی مدون و مکتوب نمی شود؟ چرا دانشمندان نظرات مشابه و هماهنگ در این زمینه ندارند؟
9 اصلی که باید سر میز غذا رعایت شود چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟ کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد مردانی که از تصمیم گیری می ترسند تفاوتها در رابطه سمی و سالم زوجین

زنان حادثه

آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی

طبق گزارش خبرنگاری ایسنا در روز جمعه 17 مرداد 1393 ، خانم سیمین بهبهانی - شاعر و نویسنده - همچنان در کماست. پرستار سیمین بهبهانی درباره وضعیت جسمی این شاعر پیشکسوت که از روز چهارشنبه (15 مرداد) به کما رفته است به خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) گفت: خانم بهبهانی زیر دستگاه تنفسی هستند و هنوز به هوش نیامده‌اند. او در حال حاضر در کما به سر می‌برد و حالش زیاد مساعد نیست. به گفته پرستاران از روز گذشته، تماس‌های بسیاری با بیمارستان محل بستری سیمین بهبهانی گرفته شده است که همگی جویای حال این شاعر بوده‌اند، اما آنان در این‌باره فقط با خانواده او صحبت می‌کنند. دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من گر از قفس گریزم ، کجا روم ، کجا ، من ؟ کجا روم ؟ که راهی به گلشنی ندانم ، که دیده برگشودم ، به کنج تنگنا ، من . نه بسته ام به کس دل ، نه بسته کس به من نیز، چو تخته پاره بر موج ، رها ، رها ، رها ، من . ز من هر آنکه او دور، چودل به سینه نزدیک ؛ به من هر آنکه نزدیک ، ازو جدا، جدا ، من ! نه چشم دل به سویی ، نه باده در سبویی که تر کنم گلویی به یاد آشنا ، من . ز بودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد ؟ که گو یدم به پاسخ ، که زنده ام چرا من ؟ ستاره ها نهفتم ، در آسمان ابری ــ دلم گرفته ، ای دوست ! هوای گریه با من ... سیمین بهبهانی

عاشقی تا پای چوبه دار

می گويند تا آخرين لحظه باورش نمیشد كه به پايان خط رسيده است. مانند تمام مواقعی كه در دادگاه حاضر میشد كاملا سر و حال است و محكم. وقتی به چوبه دار نزديك می شود برمی گردد و به وكيل اش نگاه میكند. خرمشاهی وكيل شهلا سری تكان می دهد و تازه آن زمان است كه می فهمد اين بار ديگر تمام است.
ماجرای زوج همجنسگرا‌یی که از زندان ترکیه سر درآوردند فرشتگان نجات آیا پینار سلک محکوم میشود؟ زندگی در برزخ گلناز؛ گزارش یک تجاوز

حقوق زنان

ماجرای ختنه شدن من

تابستان امسال یکی از موضوع‌های داغ در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی روسیه ختنه زنان در جمهوری خودمختار داغستان بود که پیشتر دربارۀ آن تقریباً صحبت نمی‌کردند. (این مطلب حاوی مطالبی است که ممکن است برای بعضی از مخاطبان ما ناخوشایند باشد.) روز یازدهم مرداد (اول اوت) مطلب \"سوِتلانا آنوخینا\" تحت عنوان \"زن‌های ختنه‌شده دختران خود را ختنه می‌کنند\" منتشر شد و دو هفته بعد، گزارش سازمان حقوق‌بشری \"اقدام حقوقی\" همگانی شد. در این گزارش به نقل از سازمان ملل متحد آمده است: \"ختنۀ زنان، صرف نظر از خطراتی که در پی دارد و به رغم این که خلاف مجموعه‌ای از هنجارهای بین‌المللی در زمینۀ حقوق بشر است، هنوز رواج دارد\". به باور مقام‌های سازمان ملل متحد دلیل بقای این آیین این است که \"برخی از دولت‌ها و جوامع آن را زیر سؤال نبرده‌اند و افراد پایبند به ختنۀ زنان آن را یک امر اخلاقی می‌دانند\". نویسندگان این دو گزارش گفتند که سنت ختنۀ زنان همچنان در برخی از مناطق داغستان رواج دارد و تلاش کرده‌اند دلیل تداوم آن را دریابند. در همین حال، واکنش مردم داغستان به توجه فزاینده دیگران به موضوع ختنۀ زنان در این جمهوری خودمختار همراه با ناراحتی بوده است. سوتلانا آنوخینا نویسندۀ مقالۀ \"زن‌های ختنه‌شده دختران خود را ختنه می‌کنند\" در گفتگو با بی‌بی‌سی توضیح داد که چگونه این موضوع توجه او را به خود جلب کرده است. \"اولین بار ۳۳ یا ۳۴ سال پیش بود که از یک همکارم شنیدم ختنه، تنها مربوط به پسران نیست. او آن زمان تقریباً ۲۵ ساله بود. به من گفت که در دوران بچگی‌اش او را همراه با چند دختربچۀ ده تا دوازده‌ساله به خانۀ پیرزنی بردند که کلیتوریس همه‌شان را برید. از شنیدن این داستان یکه خوردم. عجیب‌ترین نکته‌اش این بود که دختربچه‌ها را با استفاده از پشم‌چین گوسفندی ختنه کرده بودند. ولی پیش خودم گفتم که این کار از بازمانده‌های سنت‌های قدیمی منسوخه بوده. همکار من از یک روستای کوهستانی بود.\" دفعه دوم با این موضوع ۱۳ سال پیش برخورد کردم. آن زمان در هیئت تحریریه روزنامه \"چِرنوویک\" بودم. یک دختر جوان محجبه وارد دفتر شد. با خودش یک مقاله آورده بود. مقاله را داد و در دفتر ماند و برایم از زندگی خودش تعریف کرد. داستان خوشایندی نبود؛ این دختر ازدواج ناموفقی داشته. می‌گفت تنها به دلیل مذهبی بودن نامزدش با او ازدواج کرده بود. می‌گفت شوهرش را پس از آن ترک کرد که او می‌خواست دختر هشت‌ساله‌شان را ختنه کند. سال ۲۰۰۷ (نُه سال پیش) در روزنامۀ السلام، از مهم‌ترین نشریه‌های اسلامی داغستان مقاله‌ای منتشر شد که می‌گفت ختنه دختران، کار مطلوبی است. بعدا کتاب \"گسترۀ زنان در میان اقوام قفقاز\" به قلم یو کارپف به دستم افتاد که آن‌جا هم از ختنۀ زنان یاد شده بود. سال ۲۰۱۳ ( سه سال پیش) در صفحۀ اینترنتی رسمی یکی از دو روزنامۀ اسلامی اصلی داغستان مطلبی منتشر شد که نه تنها بر ضرورت ختنۀ زنان تأکید داشت، بلکه هدف از انجام آن را هم توضیح می‌داد. نوشته بودند که ختنۀ زنان به منظور تقویت اخلاق آنها توسط محرومیت از امکان تجربۀ لذت جنسی صورت می‌گیرد. زیر این مطلب نام دو نفر بود: سردبیر روزنامه و یک متخصص معروف رفتار و اختلالات جنسی در داغستان. من از دوستان و آشنایان سؤال ‌کردم و در نتیجه معلوم شد که در میان دوستان نزدیک من هم دو زن جوان ختنه شده بوده‌اند. گذشته از این، روشن شد که در روستاهای آنها این سنت هنوز رایج است و حتی این باور وجود دارد که دختر ختنه‌نشده حتماً بدکاره می‌شود. بعد از آن یک زن جوان را پیدا کردم که به عنوان مردم‌شناس این موضوع را مطالعه کرده بود. کمک او برایم بی‌بها بود. او بسیار سفر می‌کرد و مطالب به اصطلاح \"میدانی\" فراوانی داشت و آنها را در اختیار من گذاشت.\" یکی از قهرمانان مقالۀ سوِتلانا \"زهره\" است (نام خودش نیست). زهره، یک زن جوان از داغستان، ماجرای زندگی‌اش را برای طرح \"صد زن\" با بی‌بی‌سی در میان گذاشت. \"شاید شش یا هفت سالم بود. تابستان بود؛ اوایل دهۀ ۱۹۹۰. خوب یادم هست. مادرم مرا به روستا فرستاد تا تابستان را آن‌جا بمانم و خودش به شهر رفت. مادرم کار می‌کرد. من با خاله‌ام بودم. یک روز خاله‌ام مرا شستشو داد... بعد از آن یک خالۀ دیگرم را صدا کرد و به زبان ما یک چیزهایی به او گفت. می‌گفت: \"باید این کار را کرد...\" آن زمان از تلفن همراه خبری نبود. با جایی نمی‌شد تماس گرفت. نمی‌دانم اگر امکانش را داشتند از مادرم اجازه می‌خواستند یا نه، شاید هم اجازه نمی‌خواستند... فردای آن روز مرا به خانۀ پیرزنی در همان روستا بردند و گفتند: \"این خانم یک عمل کوچولو میخواهد انجام دهد، ولی تو نترس\". نمی‌دانستم منظورشان از \"عمل کوچولو\" چه بود. من هرگز جراحی نشده بودم و البته که ترسیدم. ولی زن گفت که این عمل ضروری است: \"تو یک زن واقعی می شوی، مسلمان واقعی می شوی. همه ما طبق سنت این کار را کردیم\". من سر پا ایستاده بودم. لباس‌هایم را درآوردند... پیراهنم را بالا کشیدند. خاله‌ام از پشت من را نگه داشته بود. مرا به آغوش کشیده بود تا دست و پا نزنم. و این حالت من را بیش از پیش وحشت‌زده کرده بود. خوب یادم هست... قیچی را برداشت. به نظرم آمد قیچی زیادی بزرگ بود. قطعاً قیچی مانیکور نبود. من زدم زیر گریه. زهره‌ترک شده بودم. خاله‌ام به زبان ما می‌گفت: \"آرام باش، گریه نکن\". سرم را می‌مالید و می‌گفت: \"دیگر تمام شد\". لباس‌هایم را سریع تنم کردند تا به بدنم دست نزنم. جای زخم را ضدعفونی نکردند؛ نه با الکل و نه با یُد. این هم دقیقاً یادم مانده. چند سال گذشت و پزشک تشخیص داد که هپاتیت دارم. حتی مادرم فکر کرد که دلیلش همان ختنه بوده. مطمئن نیستم که دلیلش همان بود یا چیز دیگر. یادم است که برای مدت‌ها از کنار خانۀ آن زن هم رد نمی‌شدم. سال بعد هم که به روستا برگشتم، نزدیک خانه‌اش نمی‌رفتم. برایم خیلی دردآور بود. بعد از انجام عمل سریعا به خانه برگشتم. وقتی که می‌دویدم درد را احساس نمی‌کردم. از ترس مثل برگ بید می‌لرزیدم. یادم هست، وقتی که مادرم برگشت من طبعاً بلافاصله داستان را برایش تعریف کردم. خیلی رنجیده بودم. چون در خانواده هرگز هیچ کس مرا آزار نمی‌داد. همه دوستم داشتند: پدر، مادر و برادر بزرگم. همیشه مواظب من بودند، ولی آن‌جا با من چنین رفتاری کردند. آن تجربه برای من تکان‌دهنده بود. یادم هست که مادرم دستم را گرفت و پیش خاله رفت که دعوا کند. چه جنجالی بپا شد! آنها به زبان ما با هم دعوا می‌کردند. به یکدیگر فحش می‌دادند. مادرم بسیار ناراضی بود. چرا این کار را کردند؟ واقعاً دلیلش را نمی‌دانم. خاله‌ام فقط می‌گفت که باید آن کار را می‌کردیم، همه می‌کنند و این سنت ماست. مرا آرام می‌کرد و می‌گفت که \"تو از این به بعد دختر نجیب و مؤدبی می شوی\". می‌گفت: \"عاقل می شوی\"، یعنی \"بدکاره نمی شوی\". ولی تأکید اصلی‌اش روی این نکته بود که این، سنت ماست و باید هم چنین باشد. موضوع ناخوشایند و آزاردهنده است... نمی‌دانم، آیا احساس از دست دادن چیزی را دارم یا نه، چون سا‌ل‌هاست با این وضع زندگی می‌کنم. ظاهراً به این حالت عادَت کرده‌ام. آیا احساس لذت جنسی به من دست می‌دهد؟ نمی‌دانم. جدی می‌گویم. من فقط یک مرد در زندگی‌ام بوده، آن هم شوهرم. فوران احساسات و فریاد نشاط هرگز با من اتفاق نمی‌افتد. من بسیار ناراحتم که افراد دیگر به جای من تصمیم گرفتند که با بدن من این کار را بکنند. حالا خودم هم دختر دارم. هشت‌ساله است. هر بار که به روستا می‌رویم، من او را همراهی می‌کنم یا مادرم یا شوهرم. من و شوهرم در این مورد اتفاق نظر داریم که دخترمان را ختنه نکنیم. اخیراً وقتی که جنجالی در این مورد درگرفت، در روستای ما همه برآشفته بودند. خویشاوندان روستایی من ناراحت بودند... می‌گفتند به دیگران چه کار، این جزء سنت‌های ماست. فهمیدم که این سنت هنوز هم رایج است\".

مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید

زندگی مشترک هم یک  جور شراکت است مثل همه شراکت های دیگر. وقتی با کسی شریک می شویم اول باید قواعد شراکت را یاد بگیریم تا بتونیم هم خودمان و هم شراکت رو خوب اداره کنیم.
چطور می شود نفقه را گرفت رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا رابطه جنسی در ایران، لذت‌جویی یا فرزندآوری؟ عمل های سزارین بر روند تکامل اثر گذاشته زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند