1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

ادل، خواننده بریتانیایی بعد از ماه‌ها انتشار شایعات مختلف در رسانه‌ها، تایید کرد که با سایمون کانکی، پدر فرزندش، ازدواج کرده است.

او در کنسرتی در بریزبن استرالیا مشغول اجرای زنده بود و درباره ترانه \"یک نفر مثل تو\" صحبت می کرد که ناگهان گفت \"من حالا متاهل هستم.\"

قبلا به طور غیررسمی شایعه شده بود که این زوج با هم ازدواج کرده‌اند و حتی گفته شد که در مراسم دریافت جایزه گرمی از شریکش به عنوان \"همسر\" یاد کرده است.

ادل و سایمون یک پسر چهار ساله دارند که نامش آنجلو اس

ویدیویی که او در آن اعلام می کند ازدواج کرده، بارها در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده است.

ترانه \"یک نفر مثل تو\" درباره تجربه شکست عشقی و مضمون آن این است: مهم نیست، بالاخره یکی مثل تو پیدا می‌کنم هرچند برای تو بهترین‌ها را آرزو می‌کنم.

ادل در کنسرت بریزبن استرالیا می‌گوید \"همان‌قدر که تجربه قطع یک رابطه عاشقانه می‌تواند، تلخ و وحشتناک و آشفته‌کننده باشد، تجربه عاشق شدن هم بهترین احساس روی زمین است و من به این حس معتادم.\"

او اضافه کرده که به هر حال نمی‌تواند درگیر آن احساسات شود، چون حالا ازدواج کرده است: \"آدم بعدی‌‌ام را پیدا کرده‌ام.\"

گفته می‌شود که این زوج در خانه ده میلیون دلاری خود در لس آنجلس آمریکا دور از هیاهوی رسانه‌ها ازدواج کرده‌اند.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

دلم می خواهدت..

دلم صبح به صبح گلدان پر از گل های رز زرد میخواهد که با چایی یخ زده ام به انتهای باع بنگرم آنجا که تو و پسرانم مشغول بازی اید دلم صبح به صبح خبرهای روزنامه را میخواهد دویدن ها و شیطنت های پسرانم را میخواهد خانه ای گرم در قلب پایتخت ، آنجا که برای خرید به نزدیک ترین بازار محلی می رویم دلم شب های پاییزی خانه مان را می خواهد آنجا که برای زمستان آذوقه یکسال را روی برگه می نویسی آنجا که جاده کوهستانی پر برفه روبه رو را می نگری صدای سوختن هیزم هایی که صبح به خانه آورده ای را میخواهد نوازش دستان ات را وقتی عاشق شدنمان در سردترین شب زمستانی را یاد آور می شوی آناشه

بیایید برای هم نامه بنویسیم

گاهی بعضی حرفا را نمی شود زد اما می توان نوشت. برای دوستان تان، نزدیكان تان و هر كس كه دوست دارید گاهی نامه بنویسید.اصلا بیایید برای خودتان نامه بنویسید می بینید با تمام این كه از احوالات تان خبر دارید وقت نوشتن خودتان را غافلگیر می كنید.
من از تو خشمگین نمی شوم دختری که کسی منتظرش نیست مردی که با او به شریکم خیانت نخواهم کرد وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!! برای زندگی بجنگ

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

وزیر اقتصاد منزل تان باشید

یک خانم خانه دار از اول صبح که از خواب بیدار می شود،  با هدفی معین، شروع به برنامه ریزی می کند. یک کدبانو می تواند با برنامه ریزی و گرفتن اطلاعات به  انجام کارهایش سرعت ببخشد و حتی با همین شیوه  در اقتصاد خانواده نیز تاثیر گذار باشد.

ماشین لباسشویی خانه شما، پول می خورد

می‌خواهید لباسشویی بخرید؟ فقط به خاطر این که ماشین لباسشویی شما از مد افتاده است و یا عوامل دیگری همچون مصرف آب و برق شما را برای تعویض آن تشویق کرده است؟
طلا؛ زیور یا سرمایه دردسرهای خرید گوشت قرمز کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره لامپ کم مصرف حامی محیط زیست جذاب ترین شغل های جهان

مطالب تصادفی

گزارش روز

سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند

یك بار دیگر جایزه صلح نوبل به زنان رسید و شاید برای اولین بار سه نفر توانستند نام خود را برای دریافت این جایزه در تاریخ ثبت كنند. یک بانوی یمنی و دو بانوی لیبریایی به خاطر تلاش برای ارتقای نقش زنان و دفاع از حقوق بشر، به عنوان برگزیدگان جایزه‌ صلح نوبل سال ۲۰۱۱ معرفی شدند.

بدرفتاری با سالمندان

آیا می دانید یکی از بزرگترین انواع خشونت های خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سواستفاده و بدرفتاری می‌تواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانه سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیرد. بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد و هر نوع از اذیت ها برای خود علائمی هم به بار می آورند.  که دانستن آنها می تواند از بار غم و درد بسیاری از سالمندان کم کند. 1 – بدرفتاری فیزیکی: نظیر کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادنعلایم هشدار دهنده: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و… 2 – بدرفتاری روانی:  که شامل تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک،دپرخاش و …علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس، 3 – بدرفتاری مالی: که شایع ترین نوع بدرفتاری با سالمندان است نظیرمجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال و …علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیره مالی فرد به نظر کافی است.پایین بودن استاندارد تغذیه و پوشاک که با سرمایه و موقعیت فرد همخوانی ندارد. اضطراب مداوم فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه و … 4 – بدرفتاری از طریف بی توجهی: انکار  مراجعات و نیازهای درمانی،  بی توجهی به زمان مصرف داروها،  رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و …علایم هشدار دهنده: سو تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر. ۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده می‌تواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات رکیک سکسی برای تحقیر یا تحریک.علایم هشدار دهنده: سرخوردگی،شرمندگی و افسردگی همیشگی، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوه برخورداری از مراقبت‌های روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی امیدوارم هم جامعه،‌ هماقوام و همسایه ها و هم پرسنل درمانی و هم مسئولین انتظامی و قضایی به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم. این متن در وبسایت شبنویس منتشر شده است و با اخذ اجازه آن را بازنشر کردیم
سال ۲۰۱۱ بر زنان جهان چگونه گذشت؟ حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی ! پدیده یا فاجعه ازدواج کمتر، دیرتر، نا موفق تر ختنه دختران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

برای داشتن یک چت امن از Whatsapp و Signal استفاده کنید

اگر می‌خواهید یک ارتباط امن داشته باشید، دیگر از تلگرام استفاده نکنید. نرم‌افزار تلگرام به‌طور پیش‌فرض محتوای پیام شما را رمزنگاری نمی‌کند، یعنی فرد سوم می‌تواند به‌راحتی به محتوای پیام شما دسترسی پیدا کند. اگر بخواهیم به‌طور عامیانه این مطلب را توضیح دهیم اینترنتی که شما استفاده می‌کنید توسط دولت تهیه و پشتیبانی می‌شود. اگر شما بخواهید مطلبی را ارسال کنید، اطلاعات شما از سرور ایران عبور می‌کند و در صورت نیاز نیروهای اطلاعاتی، چت شما را می‌توانند بررسی کنند و به آن دسترسی داشته باشند. اما زمانی که شما از دو نرم‌افزار Whatsapp  و Signal استفاده می‌کنید تمامی اطلاعات شما به‌صورت رمزنگاری منتقل می‌شود و برای فرد سوم قابل‌خواندن نیست. نرم‌افزار Whatsapp  که توسط فیس بوک حمایت و پشتیبانی می‌شود تمامی امکانات موردنظر اعم از ارتباط کلامی، نوشتاری و حتی ارسال عکس و … را به‌صورت رمزنگاری در می‌آورد. کارشناسان امنیت داده ها می گویند که تلگرام، پیام های ارسالی را در مبدا و مقصد رمزگذاری نمی کند و در عوض، از سیستم رمزی خاص خود برای حفظ امنیت پیام ها استفاده می کند که به خوبی طراحی و پیاده سازی نشده است. به علاوه، تمام برنامه‌های تلگرام اوپن سورس یا متن باز نوشته نشده اند و کارشناسان امکان بررسی دقیق نقاط ضعف امنیتی آنها را ندارند.

وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند

بدون شک مادران اسطوره های عشق و فداکاری هستند، اما همین موجودات نازنین گاهی اوقات بی آنکه تعمدی داشته باشند عرصه را برای فرزندان شان تنگ می کنند. کمابیش همه دختران لحظاتی با روی دیگر مادران شان مواجه شده اند که چندان باب طبع شان نبوده است. با رسیدن دختران به سن بلوغ، برخی از مادران رفتارشان را تغییر می دهند به دلایل بسیار آنها گاه دچار این تفکر می شوند که دختران آنها قدم های شان را از حد مورد انتظار فراتر گذاشته اند، همین امر باعث می شود آنها تلاش کنند دختر ها را به جایی برگردانند که در کودکی بوده اند. مادرانی که با آمادگی با بزرگ شدن دخترشان مواجه شوند، به آنها اجازه تجربه کردن می دهند. اما هستند مادرانی که اینطور رفتار نمی کنند. در این مطلب با بعضی از این مادران آشنا شوید: مادران سلطه گردرست است که هر خانواده ای برای تربیت فرزندانش اصولی دارد، اما این به معنای آن نیست که هر حرکت بچه ها را که خارج از آن عرف بود سرزنش کنند. مادرها باید به این درک برسند که فرزندان میل به تجربه شخصی دارند آنها نیاز دارند با بال های خودشان پرواز کنند. مادرانی هستند که مدام اشتباهات دختران شان را به رخ آنها می کشند و همیشه مترصد فرصتی هستند تا عیوب آنها را پیدا کرده و به روی شان بیاورند. چنین رفتاری بسیار خطرناک است. از آن جهت که چنین دخترانی با نوعی احساس گناه وارد سنین بزرگسالی می شوند و هرگز اعتماد بنفسی که برای زندگی در اجتماع و زندگی مشترک نیاز دارند را به دست نخواهند آورد. دختران افسرده یا آنها که همیشه در حال عصیان و ناسازگاری هستند دختران خلف مادران سلطه جو هستند. مادران دختر لوس کناین مادران هرگز نمی پذیرند که دختران شان بزرگ شده اند. آنها با نوعی حمایت و محبت کاذب اجازه بزرگ شدن را به فرزندان شان نمی دهند و آنها را در یک قفس شیشه ای نگه می دارند. این مادران هیچ حس مسوولیتی به دختران شان نمی دهند؛ بنابراین دختری که در چنین خانه ای بزرگ می شود قادر نیست تصمیمات جدی را بدون دخالت و صلاحدید دیگران بگیرد. آنها ارزش واقعی خود را درک نمی کنند و بدون آنکه شهامت انجام کاری را داشته باشند تبدیل به افرادی منفعل می شوند. مادران غیر حامییک دختر نوجوان بیشتر از هر چیز به حمایت همیشگی و نامحسوس مادرش نیاز دارد. او باید اطمینان داشته باشد که مادرش بی قید و شرط و همیشه برای کمک به او حاضر است. وقتی یک دختر نوجوان آغاز به حضور در اجتماع می کند بسیار آسیب پذیر و بی تجربه است و این وظیفه خانواده و در وهله نخست مادر است که او را راهنمایی کند. اما مادرانی هستند که این وظیفه را فراموش کرده اند. آنها یا مادرانی درگیر هستند که خود را در فضای حرفه ای غرق کرده اند یا هنوز نپذیرفته اند که مادر یک دختر نوجوان هستند و یا سواد و آمادگی کامل ندارند. در هر حال چنین مادرانی باید آمادگی این را داشته باشند که دختران نوجوان شان در بهترین شرایط از آنها فاصله ای جدی بگیرد. آنچه خطرناک است دوستان ناباب یا حامیان غیرواقعی است که این دختران جایگزین مهر مادری می کنند. مادران ایده آلیستدرست برعکس مادران غیر حامی مادرانی قرار دارند که بیش از حد معمول در کار دختران شان دخالت می کنند و حاضر نیستند دقیقه ای از زندگی دخترشان بدون اطلاع آنها اتفاق بیفتد. آنها همواره مشغول کنجکاوی در زندگی فرزندان هستند و هرگز از عملکرد آنها راضی نیستند.آنها همیشه توقع بیشتری از بچه ها دارند. معدل بالاتر، رشته بهتر، دوستان عاقل تر، اندام موزون تر، لباس های برازنده تر، دستپخت خوشمزه تر، همسر مناسب تر و ...فهرستی است که نزد این مادران تمامی ندارد. مادران ایده آلیست دخترانی نق نقو و عصبی تربیت می کنند. مادران فرق گذاراغلب مادران با اینکه چنین موضوعی را انکار میکنند، تمایل دارند فرزندان شان را دسته بندی کنند. آنها که شبیه خودشان هستند و آنها که شبیه پدرشانند. آنها که با محبتند و بی عاطفه ها، دست و دلباز ها و خسیس ها و ...اما حققیت این است که مادری که به آینده فرزندش اهمیت می دهد باید او را بی قید و شرط و بدون دلیل دوست بدارد. مادری که بین فرزندانش فرق می گذارد دو نوع فرزند دارد ؛ آنها که محبتی بیش از سایر خواهر و برادرها دریافت کرده اند، آنها از همه مردم توقع دارند آنها را بیش از بقیه دوست بدارند و نسبت به کسانی که آنها را به شکلی خاص دوست ندارند کینه ورز می شوند. فرزندانی که والدین شان  آنها را کمتر دوست دارند افرادی بار می آیند که یا حسودند و یا خود را چندان فرد ارزشمندی نمی بینند. مادران دخالت گربعضی از مادران همیشه می خواهند نظرشان را به دختران شان القا کنند آنها این رفتارشان را تا ازدواج دخترها حتی بعد از آن ادامه می دهند. این نوع رفتارها به ایجاد فاصله بین مادر و دختر و یا به هم خوردن زندگی مشتر آنها منجر می شود.
تست رضایت شخصی 5 راه ایجاد اعتماد برای روابط پایدارتر سنگ صبور شما کیست؟ زیبایی از درون می آید، 5 راه زیباتر شدن بدون نیاز به جراحی 3 دلیل مخرب حسادت

زنان حادثه

گلناز؛ گزارش یک تجاوز

نام اش گلناز نیست اما همه دنیا او را به این نام می شناسند. همه آن كسانی كه ماجرای زن افغانی را دنبال می كردند كه مورد تجاوز قرار گرفته و به 12 سال زندان محكوم شده است. گلناز از آنجا داستان اش مورد توجه مجامع بین اللملی قرار گرفت كه دادگاه قضایی رای بر این داد كه گلناز در صورتی می تواند از زندان آزاد شود كه با متجاوز خود ازدواج كند.این برای گلناز آخر خط بود.

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»
با پریسا تبریز، «شاهزاده امنیت» گوگل آشنا شوید من با واژنم رای نمی دهم یاسمن مقبلی در میان ۱۲ فضانورد آینده «ناسا» اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

حقوق زنان

۲۵ نوامبر روز جهانی رفع خشونت علیه زنان

سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر را روز جهانی رفع خشونت علیه زنان اعلام کرده است. بر اساس اطلاعات پایگاه اینترنتی unwomen (سازمان ملل متحد، نهادی برای برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان)خشونت علیه زنان و دختران اجتناب ناپذیر  و قابل قبول نیست. سازمان ملل متحد اعلام کرده است: با توجه به مطالعه سازمان جهانی بهداشت (WHO) در سال 2013، 35 درصد از زنان در سراسر جهان خشونت فیزیکی یا جنسی را تجربه کرده اند. این سازمان همچنین در این پایگاه اینترنتی اعلام کرده است: برخی مطالعات ملی نشان می دهد که تا 70 درصد زنان، خشونت فیزیکی یا جنسی در طول عمر خود را تجربه کرده اند. این سازمان با انجام مکانیزم خیر خواهانه خود به خشونت علیه زنان و دختران می پردازد. و از طرح های موثری که خشونت علیه زنان و دختران را به طور اصولی آشکار، کاهش و برطرف خواهند کرد، پشتیبانی می کند. این سازمان از زمان تاسیسش، برای پایان دادن به خشونت علیه زنان 95 میلیون دلار به 368 پروزه در 132 کشور و منطقه اهدا کرده است. صندوق سازمان ملل متحد در حال حاضر 77 برنامه در 70 کشور با ارزش 55،5 میلیون دلار را پشتیبانی می کند. با تصدیق قطعنامه 50/166 مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1996 و اجرای آن توسط زنان سازمان ملل UN Women به نمایندگی از سازمان ملل متحد، صندوق ائتلافی این سازمان با سازمان های غیر دولتی، دولت ها و  کشورهای عضو سازمان ملل متحد در این راستا فعالیت می کنند: جلوگیری از خشونت علیه زنان و دختران، به خصوص آن هایی که در معرض خشونت بیشتری قرار دارند، از جمله دختران نوجوان و زنان بومی یا زن های اقلیت قومی با تقویت و مشارکت گروه های رزمی از قبیل مردان و پسران جوان، و رهبران سنتی و پایبند ایمان برای تلاش به پیشگیری از این خشونت ها. گسترش دسترسی زنان و دختران نجات یافته از خشونت به خدمات، از جمله کمک های حقوقی، مشاوره روانی اجتماعی، مراقبت های بهداشتی، و افزایش ظرفیت خدمتگزاران در پاسخگویی به نیازهای زنان و دختران تحت تاثیر خشونت. تحکیم اجرای قوانین، سیاست ها و برنامه های حقوقی در مورد خشونت علیه زنان و دختران از طریق جمع آوری و تجزیه و تحلیل سوابق، افزایش ارائه دهندگان خدمات و  فعالیت موثرتر موسسات برای شفاف سازی و پاسخگویی در مقابله با خشونت علیه زنان.

«زن ذليل» واژه‌اي ضد زن

مردسالاری اگر چه به صورت عینی در جامعه دیده نمی شود اما روح این نگاه در ابعاد جامعه ایرانی جریان دارد. نگاهی که زنان را از بسیاری فرصت های پیش رویشان بازداشته است. زنان در جامعه ایرانی در بسیاری از فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شرکت می کنند اما فرصت برابر با مردان ندارند و نمی‌توانند آن گونه که باید و شاید از این مشارکت بهره ببرند. دکتر «کوروش محمدی»جامعه شناس و  رئیس مرکز آسیب شناسی ایران معتقد است تا زمانی که جامعه ما درگیر نگرش های سنتی و مردسالارانه است نمی توان انتظار تحولی در حوزه زنان و در خور شأن آنان  را داشت. ادامه گفت و گوي «قانون» با دكتر محمدي را در ادامه مي خوانيد: به لحاظ آسيب شناسي شرایط زنان در جامعه ما چگونه و آیا این وضعیت متناسب با جایگاه واقعی زنان ایرانی است؟در سال های اخیر در جامعه در رابطه با زنان تحولات خوبی را شاهد بوده ایم اما این به هیچ وجه به منزله این نیست که در این حوزه به اهداف کامل رسیده ایم. زنان ما فرصت های برابر با مردان ندارند چرا که جامعه ما درگیر نگرش های ذاتی و سنتی خود است. سبقه جامعه ما فرآیند مردسالارانه دارد و آثار این روند و نگاه مردسالارانه همچنان در جامعه ما باقی است برای همین وقتی در جایی  حرکتی در جهت به جلو راندن حضور زنان و مسائل آنها صورت می گیرد خواه ناخواه این حرکت در ذات خودش ناقص است. در عرصه های اجتماعی و سیاسی نیز فرصت ها برابر تقسیم نشده است. مصداق بارز این موضوع حضور زنان در مجلس شورای اسلامی است. هر چند که اکنون و در مجلس دهم تعداد زنان افزایش یافته و این مساله نسبت به ادوار گذشته حرکت رو به جلویی محسوب می شود اما باز هم  با شرایط عالی و مطلوبی که برای زنان در نظر است، فاصله دارد. در نظام کارفرمایی و کارگزاری هم زنان پایین تر از مردان در نظر گرفته می شوند؛ نگاه به زنان نگاه ابزاری است و حق و حقوق شان به درستی پرداخت نمی شود در حالی که این نوع نگاه نسبت به مردان وجود ندارد. نگاهی که در انظار عمومی نسبت به زن وجود دارد  نگاه سطح پایین است به عنوان مثال زنان حتی در رفت و آمد  و تردد با محدودیت مواجه هستند؛ هنوز تصدی یا حضور زنان را برای تعدادی از مشاغل باور نداریم. این افکار و اندیشه ها نزد خود زنان موثر واقع و باعث شده زنان برای حل مسائل شان پا پیش نگذاشته و کوتاه بیایند.  چرا چنین تفکری نسبت به زنان در جامعه وجود دارد؟ جامعه ما متاسفانه براساس باور قدیمی هنوز زن را جنس ضعیف می داند و ضعیفه را در ادامه این روند تقویت می کند و تفکری سبک نسبت به زنان دارد. نگاه مردسالارانه در همه جامعه ما سایه افکنده و این باعث شده همه مسائل با معیارهای مردانه سنجیده شود.ما یک روز از کلماتی مانند «زن ذلیل» استفاده می کنیم و با بیان این کلمه می خواهیم بگوییم زنان در مدیریت خانواده برتر هستند اما روز دیگر او را صرفا برطرف کننده نیاز جنسی می دانیم. گاهی می گوییم زن در مدیریت خانواده برتر است و او را سالار می دانیم اما وقتی همین سالار به مرز طلاق می رسد بیشترین آسیب را می بیند. همیشه می گوییم زن و مرد هردو پنجاه- پنجاه هستند اما وقتی  اختلافی میان شان می افتد بیشترین آسیب برای زن است. این همان نگاه ابزاری به زن است؛ قانون و ساختار اجتماعی مسئول کنترل نگاه اجتماعی است که همچنان روی جنس زن وجود دارد و نگاه ضعیف به زن را ترویج کرده است. بیشترین محدودیت در خانواده شامل دختر بچه ها است؛ اینجا نرو، این جوری حرف بزن  و موضوعاتی شبیه اینها که محدودیت های غیرمنطقی را تقویت می کند. متاسفانه آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد موثر، محدودیت های تربیتی را برای دختربچه ها بیشتر کرده است. چگونه می توان جایگاه واقعی زن را برای چنین جامعه ای به درستی تبیین کرد؟به نظرم باید در چند جهت کار کنیم. مهم ترین کار ترمیم نگرش جامعه است. برای تغییر این نگرش باید از سنین پایین شروع کنیم و از درون خانواده ها. برای تغییر وضعیت باید از نهادهای اجتماعی مثل خانواده، رسانه، تریبون های رسمی یعنی رسانه‌ها و آموزش و پرورش کمک بگیریم. به جای ایجاد محدودیت ها، تقویت آن و ترس های غیرمنطقی، زنان را قوی کنیم  و به دل جامعه بفرستیم.باید نگاه‌ها در حوزه زنان و به ویژه اشتغال و مدیریت ها تغییر کند و عدالت در تقسیم تصدی های مدیریتی برقرار شود.همین موضوع درباره قوانین نیز صادق است. قوانین ما برگرفته از دین و شریعت اسلام است .با توجه به همان قانون و شریعت می توان نگاه جدیدی به قوانین داشت تا زنان از حقوق متناسب با شأن خود برخوردار باشند. نقش رسانه ها در این میان چیست؟ به نظر شما رسانه های ما توانسته اند بازنمایی درستی از زن و جایگاه او داشته باشند؟رسانه ها مسئول تغییر نگرش یا کنترل و هدایت افکار عمومی یک جامعه هستند اما رسانه های ما تحت تاثیر باورها و نگرش های تاریخی و سنتی نسبت به زنان بوده اند؛ اگر نگرش منفی داریم و می‌بینیم همچنان  اين نگرش باقی مانده یعنی اینکه رسانه‌های ما درست عمل نکرده اند. تا چندین سال پیش زنان اجازه درس خواندن نداشتند. هنوز ریشه‌های همان تفکر باقی است  و این تفکرات در رسانه ها هم وجود دارد. رسانه را افرادی می‌گردانند که در همین آموزش و پرورش تحصیل کرده‌اند و با این نوع تفکرات انس دارند.در بسیاری از حوادثی که در جامعه صورت می گیرد  رسانه ها تنها صفحه حوادث خود را پر کرده اند و شاهد نبودیم  که به آسیب شناسی این موضوعات و اینکه چرا زنان آسیب می بینند بپردازند، شاید موارد انگشت‌شماری بوده که به آسیب شناسی پرداخته اند اما به دلیل همین انگشت شمار بودن تاثیر چندانی هم در جامعه نداشته است.متاسفانه رسانه  تاثیرگذاری مثل  تلویزیون نیز در این زمینه به درستی عمل نکرده است. برای همین فضا در دست رسانه های بیرونی و ماهواره افتاده که زن را عاملی برای خیانت نشان می دهند که این ظلم به زنان است. رسانه ها باید براساس تغییر مدل، تفکر جامعه را پیش ببرند. اگر می خواهیم نگاه به زنان را تغییر دهیم نیاز داریم رسانه ها در کنار سایر نهادهای اجتماعی قرار بگیرند. در اين ميان برگزاري جشنواره هاي رسانه‌اي در حوزه زن مي تواند در شناخت بهتر و بيشتر زنان موثر باشد البته به شرطی که فضای آن رفع تکلیفی نباشد. اینکه رسانه ها و خبرنگاران را جمع کنیم و بگوییم زنان خوبند و کف بزنیم کافی نیست. این دیدگاه ها در کتاب ها وجود دارد و بزرگان نیز درباره‌اش گفته اند و همه هم می دانند. مهم این است که گفته ها جنبه کاربردی داشته باشد و در روزهای بعد جشنواره نمود و اثر آن را در جامعه ببینیم. اگر جشنواره  درست تعریف شود می توان گفت موثر است  و فضا را تغییر می دهد و می تواند زنان را به منزلت حقیقی خود برساند.
پیشنهاد طعنه‌آمیز قانونگذار تگزاسی برای ممنوع کردن خودارضایی مردان تم امسال برای روز جهانی زنان برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها اولین زوج ‌هم‌جنس در آلمان ازدواج کردند ترامپ : از شنیدن خبر رسوایی اخلاقی هاروی شگفت زده نشدم