1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام

 

قتل، عصر روز یك شنبه 15 تیر ماه 1376 در ویلای شماره 14 ارم جزیره كیش اتفاق افتاد. قاتل زنی بود به نام افسانه نوروزی و مقتول بهزاد مظفر مقدم سروان حفاظت اطلاعات .

داستان از زمانی آغاز می شود كه مصطفی شوهر افسانه كار و شغل خود را از دست می دهد و دست به هر كاری می زند تا خانواده اش را از فقر نجات دهد اما راهها همه برایش بسته می شود و ناچار یكی از كلیه هایش را می فروشد تا كمی برای خود و خانواده اش زمان بخرد، اما ناتوانی بعد از عمل وضع را دشوار تر می كند. مصطفی بعد از چند سال دوست قدیمی و خانوادگی خود یعنی بهزاد مظفر مقدم را پیدا می كند و بهزاد كه اكنون به پست و مقامی رسیده است از او و خانواده اش دعوت می كند كه به جزیره كیش بروند تا شاید آنجا مصطفی بتواند كاری پیدا كند.

تیر ماه سال 1376 مصطفی همراه خانواده اش وارد جزیره می شود. مهدیه و محمد دو فرزند خانواده خوشحالند از این تغییر، اما نمی دانند فقط چند روز مادر را كنار خود دارند. بهزاد مظفر مقدم در كیش صاحب نفوذ است این را خانواده مصطفی در همان ساعات اولیه می فهمند و بهزاد هم خودش را فرمانده كیش معرفی می كند.

دو روز بعد از رسیدن خانواده، بهزاد اجناسی را جور می كند تا مصطفی به تهران بیاورد و به كسی تحویل دهد. پدر، خانواده را در كیش به دست رفیق صمیمی اش می سپارد و راهی تهران می شود و فردای همان روز دوباره به كیش بازمی گردد. اما بهزاد كه فكرهایی در سر دارد مصطفی را خیلی زود دوباره به تهران می فرستد و زمانی كه مصطفی می خواهد به همسرش پولی بدهد می گوید من خانواده ات را اینجا تامین می كنم.

بعد از ظهر كه افسانه با بچه ها در خانه است بهزاد افسانه را به طبقه دوم فرامی خواند. زن كه به اتاق وارد می شود بهزاد را می بیند كه بدون لباس ایستاده و به محض ورود افسانه به او حمله ور می شود. آنان با هم درگیر می شوند. بچه ها كه صدای فریاد مادرشان را می شنوند وحشت می كنند اما افسانه در همان حین از بچه ها می خواهد كه آرام باشند. بهزاد بعد از زد و خورد افسانه را رها می كند و زن فرار می كند. بچه ها را برمی دارد و از خانه خارج می شود. تا شب در خیابان ها می چرخند. افسانه حتی نمی تواند به جایی پناه ببرد زیرا دیگر بعد از چند روز می داند كه بهزاد در كیش دارای قدرت و نفوذ است. تنها كاری كه می كند به شوهرش زنگ می زند و بدون این كه ماجرا را توضیح دهد از او می خواهد به جزیره برگردد. آخر شب در حالی كه خسته و گرسنه هستند به خانه برمی گردند. بهزاد دیگر روی خوش نشان نمی دهد و نه پولی به آنها می دهد و نه غذایی مهیا می كند تا آنجا كه افسانه فقط به بچه ها چای شیرین می دهد. كار مصطفی گیر می كند و نمی تواند تا دو روز دیگر به كیش برگردد.

فردای آن روز بهزاد همراه زن شیك پوشی كه او را خانم دكتر معرفی می كند به خانه می آید. در فرصتی به افسانه می گوید: "دیدی چقدر این خانم زیبا و خوش اندام و پول دار است. با داشتن ثروت زیاد و شوهر... زیر دست من هست، تو به چی خود می نازی، فكر می كنی چی داری..."

فردای آن روز، روز حادثه است. افسانه از فرصت خواب بودن بهزاد استفاده می كند تا در طبقه بالا بعد از چند روز به حمام برود. لباس هایش را با خود به داخل می برد و قبل از رفتن از ترس چاقویی راهم با خود به حمام می آورد تا در صورت تكرار اتفاق قبلی مرد را تهدید كند و بترساند.

استحمامش كه تمام می شود بهزاد را بدون لباس در میانه اتاق می بیند. باز با هم درگیر می شوند . زن خود را به چاقو می رساند . مرد رویش نشسته است، دست افسانه بالا می رود و چاقو را به پهلوی بهزاد وارد می كند. مرد نعره می زند و زن را به مشت و لگد می گیرد. در همان حال هم دست از تصمیم شیطانی خود برنمی دارد و می خواهد به افسانه تعرض كند. افسانه ضربه دوم را هم وارد می كند و دست بالا می رود و پایین می آید بلند كه می شود می بیند مرد موهایش را از پشت مشت می كند. و دیگر جنون است و خون و...

آخر این كه مرد كه از پا می افتد زن آلت مرد را نیز می برد. دیگر حال خود را نمی داند.ساعتی بعد كه مصطفی وارد می شود افسانه را میان خون و خشم می بیند. مرد خانواده اش را برمی دارد به تهران فرار می كنند اما یك روز بعد افسانه در تهران دستگیر می شود و چون قتل در كیش اتفاق افتاده به جزیره برگردانده می شود و بعد از آن به زندان بندر عباس منتقل می شود.

در مسیر دادرسی با اینكه همه شواهد مبنی بر دفاع از ناموس به نفع افسانه بود، اما به دلیل آن كه بهزاد فردی از نهادهای امنیتی بود پرونده پیچ خورد و در نهایت افسانه به اعدام محكوم شد.

بعد از آن، مطبوعات وارد عمل شدند و با اخبار و گزارش هایی كه منتشر كردند توانستند حكم را متوقف كنند. اما تا آزادی كامل افسانه هشت سال زمان صرف شد. همه می دانستند كه افسانه دفاع از ناموس كرده است حتی همسر مقتول در این رابطه از حق خود گذشت اما مادر بهزاد بر قصاص اصرار داشت. در هر حال هشت سال بعد از تیر 1376 افسانه نوروزی با پرداخت دیه توانست ازاعدام نجات پیدا كند.

افسانه بعد از آزادی اش می گوید: "وقتی قاضی دستور داد تا برای همیشه دستبند از دستانم باز شود، فکر می‎کردم هنوز خواب می‎بینم، نامه آزادی‎ام را نوشتند و به دستم دادند، چند بار آن را خواندم، باورم نمی‎شد، که چه اتفاقی افتاده است. بعد نامه را به مامورم دادم و از او خواستم تا برایم بخواند، مثل آدم‎های بیسواد شده بودم. فکر می‎کردم کلمات را اشتباه می‎خوانم، بعد برگه را به شوهرم دادم و از او خواستم نامه آزادی‎ام را بخواند، وقتی وکیلم گفت: از این به بعد می‎توانی هرجا که خواستی بروی، باور نمی‎کردم به طرف در خروجی دادگاه رفتم، واقعا باورم نمی‎شد که آزاد هستم، دوباره از قاضی سوال کردم و او گفت: برای همیشه می‎توانی آزاد باشی. وقتی از دادگاه خارج شدم با شوهرم مصطفی به خرید رفتیم، در خیابان‎ها می‎گشتم، دلم می‎خواست همه زیبایی‎ها را برای فرزندانم بخرم، با دخترم تماس گرفتم و گفتم برای همیشه آزاد شدم و به خانه بر می‎گردم. مهدیه هم مثل من باور نمی‎کرد، به هتل رفتیم، به مصطفی می‎گفتم، مطمئن هستی که فردا صبح نباید به زندان برگردم. مصطفی سعی می‎کرد از هیجان من کم کند، اما واقعا برایم غیر قابل باور بود."

افسانه وقتی از بچه هایش جدا شد آنان كودكانی بیش نبودند اما وقتی به خانه برگشت آنان دیگر نوجوان شده بودند.

دیدگاه‌ها  

+29 # شهرزاد 1390-06-27 17:41
چقدر دردناکه که یه زن حتی اگه از خودش دفاع کنه باز هم گرفتار می شه. اگه دفاع نکنه هم همه می گن کرم از خود درخته.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+12 # آندريا 1390-06-27 19:13
واقعا مادر مرده زن بود كه طرف پسرشو كه احتمالا خودش تو تربيتش كم گذاشته بود مي گرفت ؟ واقعا كه به جاي معذرت خواهي ش بود بهتره واسه اون دنياي پسرش بره دعا كنه. واقعا كه غم انگيزه ادم ها از اعتمادها چه نتيجه ها كه نمي گيرن . واقعا انقدر مردم بي اعتماد شدن ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # asal 1390-06-27 19:30
man ba nazare shahrzad jun movafegham albatte inam begam k shohare un khanum nabayad zano bachehasho ba mardi k hamsaresh khune nis va namahrame tu 1khune tanha mizasht.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # hamid 1390-06-28 00:37
فقط دمش گرم !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+18 # shamila 1390-06-28 13:35
من گریم گرفت.. ما زنا چقدر بدبختیم که با این مردای کثیف باید از خودمون دفاع کنیم اما بازم 8 سال از عمرمون رو تا اثبات بی گناهی باید تو زندان باشیم. افسانه خانم این شجاعت شما قابل تحسینه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # azam 1390-06-28 14:01
faghat afarin be in zane shoja.va moteasefam baraye khodemun.on vagh daiyeye hoghoghe basharam darim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آیناز 1390-06-29 11:52
khoda rahm kone be ma khanuma tu iran.afsane khanum behet eftekhar mikonim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ray 1390-06-30 02:31
شما چرا به اون خانومایی فکر نمیکنین که باوجود داشتن شوهر به همچین حیونایی پا میدن. من خودم یکی از دوستام از نامزدش به این دلیل جدا شد که با یه پسره دیده بودش که خداییش یه پول سیاه هم نمی ارزید. یا دخترایی که تا اسم دوست پسر و صیغه و خونه خالی میاد قند تو دلشون آب میشه. لعنت به هرچی زن و دختر هوس بازه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # شهلا 1390-06-31 20:09
خب چی بگم خودم هم مورد تعرض قرار گرفتم با اینکه جیغ کشدم دتد زدم ولی بم رحم نکرد وخودشو درعرض 50 ثانیه ارضا کرد هیچ وقت فراموش نمیکنم البته بگم که عاشق دوس بسرم بودم وبخاطر اون مجبورشدم باش به خونه برم اون مارو تنها گذاشت و >>>>>>>>>>>>>>>>>.......................... ولی من دارم واسه اینده برنامه میریزم که بکشمش چون متنفرم ازش حالا نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟تقصیر منه که عاشق شدم یا تقصیرخانوادهاس که باعث میشن مامخفیانه دوس شیم یا تقصیر..................................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # Mostafa 1390-07-04 00:05
سلام شهلا جان ببينم من خ دم بسرم و همه ي بسرا رو خوب ميشناسم همشون دنبال يك جيز دخترا هستن اصلا فك نميكنن ك دختر ب. بخت جه كناهي كرده
تازه مشكل از تو هست ميدوني جرا جون بسرابه بهانه ي عاشق شدن دخترا رو كول ميزنن تا ب هدفشون برسن در ضمن با كشتن اون جيزي درست نميشه بلكه بد بختي تو شروع ميشه من بودم جا تو يجايي كيرش مياوردم با داداش دايي عمو بالاخره با جنتا بسر اون وقت كاري ك با تو كردو باش ميكردم ب قول معروف كونشو باره ميكردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مینا 1390-07-02 20:12
shamila خانم دقت کنید که آقاهه صاحب منصب و پولدار بوده چرا الکی به خانوما انگ بدبختی میزنی آخه .....اگه آدم عادی بود که پدرشو در میووردند ......
ا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shamila 1390-07-03 17:01
فهمیدم منظورتو مینا جان
:(
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-07-04 03:05
ببخشید یه سوال چرا اون اقا یابهتره بگم animalکه میتونسته بقول خودش خیلی بهتر از افسانه را بدام بندازه به همسر دوستش دقت کنید همسر دوستش که باید مث ناموس خودش باشه اونکارو کرد اون حتی میدونست که افسانه آبرو داره وچقدر رفیقش بهش اعتماد کرده یعنی حاضر شد بخاطر اون چیز لعنتی که لذتش فقط چند دقیقس اینهمه ارزشو زیر پا بذاره حتی جونشم سر اینکار گذاشت خیلی احمق وپست بوده تو رو خدا تفاوتو ببین یکی جونشو سر حفظ ناموسش میذاره یکی جون بی ارزششو سر شهوت و تجاوز به همسر دوستش لعنت بر اون وکسایی که اون حیوون تبرعه کردن(اونا هم با بهزاد هیچ فرقی ندارن)و تنها بی گناه قضیه را قصاص کردن به جرم پایین بودن طبقه ی اجتماعیش
لعنت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-16 # محمد 1390-07-04 15:08
به نظرمن خود این خانم مقصره چراتوخانه ای که مرد نا محرم است حمام برود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ناشناس 1392-12-19 01:17
آین نظر شما مثل نظر کسانی است که می گن زن باید خودش رو بپوشاند تا مرد خطا نکند. چند وقت پیش که یه مشت عوضی تو یه باغ به چند تا خانواده حمله کردند و جلوی چشم شوهران،‌ به زنانشان تجاوز کردند،‌ امثال شما بودند که گفتند مقصر خود اون زنها بودند که لباس مناسب نپوشیده بودند.
البته حق با شماست.... وقتی آفریدگار آسمان و زمین و مرد و زن و هر چه هست،‌ زن را وسیله اطفاء شهوت مرد می داند و هیچ حقی برایش قائل نیست مگر این که نیازهای شکمی و زیر شکمی مرد را رفع کند،‌ از مردهایی مثل شما نباید بیش از این توقع داشت.
پس متعجب از آن زنانی هستم که دفاع می کنند از این آفریدگار و آخرین دین ارسالیش که کامل ترین و جامع ترین ادیان است و برای سعادت بشر و رهایی از همه گرفتاری ها و مشکلات نازل شده است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ti ti 1390-07-04 15:15
mohammad joon kassi nazare toro naporsid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Mostafa 1390-07-04 15:18
تو نظر نده محمد ادم بايد ادم باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # اشک مهتاب 1390-07-04 15:21
اقا محمد بهتره یکم عادلانه تر و واقع بینانه تر به موضوع نگاه کنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 15:32
ب مهتاب موافقم محمد ادم اكر دم بود جشم ب ناموس مردم نميانداخت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # علی110 1390-07-05 11:27
آن فرزند کثیف از آن مادر کثیفتر بدنیا آمده است که کثافت کاریش باعث بدبختی یک خانواده شده است.متاسفانه در مملکت اسلامی ما هستند چنین لجنهایی که هم پول دارند هم مقام دارند هم نفوذ.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # M A R Y A M 1390-07-05 12:05
hastand va kam ham nistand, dar haghighat moshkel haman sefati ast ke pas az mamlekat avardeh id
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # M A R Y A M 1390-07-05 12:06
be rag gheyratetoon bar nakhore ali110 aziz, man nazaramo goftam shoor hoseyni varet nadare yehoo
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # رامونا 1391-08-24 10:45
این خانم اگه واقعا مشکل اخلاقی داشت میتونست بابهزادرابطه داشته باشه و پول بگیره هیچکسم نفهمه حالا بخاطر دفاع از شرافتش میخواستن اعدامشم بکنن.قانونه داریم؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیرین 1392-12-16 22:53
افرین شهرزادواقعاگل گفتی منم خواستم همینوبگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # حمید 1392-12-17 09:32
فیلمی که خانم مهوش شیخ الاسلامی ساخته بود توسط یکی از شبکه مشاهده کردم و واقعاً جای تاسف داره که قانون نوشته های خودش را نقضی می کند که همان ماده 61 یا الان شده 151 که دفاع از خود و ناموس هست که افسانه فقط از حیثیت وشرف زنانه خود دفاع کرد وبس ولی می بایستی 8 سال زندان را تحمل کند و حتی تا پای چوبه دار هم رفت اگه مطبوعات و مدافعان حقوق بشر دخالت نمی کردند شاید افسانه الان زیرخروارها خاک پوسیده بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # طاهر 1392-12-17 15:09
منهم فیلم خانم شیخ الاسلامی را دیدم قبلا از طریق رسانه ها پیگیر بودم ولی با دیدن فیلم و حرفهای افسانه مردد شدم. ادم بی انصافی هم نیستم ولی این خانم افسانه همه ی حرفهاش صداقت نداشته است.......
یک جایی از حرفاش میگه میخواست چاقو رو از دست من بگیره من چنان تیغه چاقو رو گرفتم که تیغه چاقو کج شد(چاقو کج شد فکرش رو بکن )و آیا یک زن پاکدامن بعد از کشتن طرف آلت او رو هم با چاقو میبرد. یه جایی میگه من دو تا چاقو اماده کرده بودم!!!!
ولی به نظر من این همه ی آنچه گذشته است نیست...........
الله اعلم
ولی هر زنی از سرزمین من بخاطر ناموس از خود دفاع کند یک قهرمان است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # ناشناس 1392-12-19 01:25
تمام این بدبختی ها و گرفتاری ها از دین مبین اسلام عزیز است. این آدم ها نبودند که افسانه را ۸ سال بی جهت دربند نگه داشتند. قانون اسلام عزیز بود.
اسلامی که برای زن کم ترین ارزشی قائل نیست.
اسلامی که می گه زن باید پالون به سرش بکشه تا مرد تحریک نشه.
اسلامی که ارزش وجودی زن نصف مرد است. اگر در همین حادثه، زن به جای مرد کشته شده بود، ول دم برای اجرا حکم قصاص باید نصف دیه را پرداخت می کرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # کامران 1392-12-19 01:54
در کشورهایی که حجاب اجباری نیست آمار تجاوز به عنف خیلی پایین تر از کشورهایی مثل ایران است که حجاب اجباریه.چون در اون کشورها اندام زنان برای مردان عادی شده .همه این تجاوز به عنفها در ایران بخاطر اینه که اندام خانمها برای مردان ایرانی عادی نشده.در اصل نه زنها مقصرند ونه مردها .مسئولینی که حجاب را اختیاری نمیکنند قاتلان اصلی این قبیل قتل ها هستند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فاطمه 1395-08-22 10:00
طبق کدام اماراین حرف رامی زنید؟که موثق هم نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # بهنام 1392-12-19 11:36
دوستان اين تمام ماجرا نيست !!!!
1) آيا مي دانستيد افسانه نوروزي يك انگشتر و يك سكه طلا دو روز پيش از قتل از منزل بهزاد دزديده بوده (البته ادعهاي دزدي را خودش مطرح كرده و هنوز معلوم نيست اينها دستمزد كار اوست يا واقعا سرقت شده)
2) آيا مي دانستيد شوهر افسانه به پول سال 78 مبلغ 6 ميليون توان سفته دست بهزاد داشته كه ادعا مي كرده وجه آنرا پرداخت كرده اما بهزاد سفته ها را پس نمي داده
3) آيا مي دانستيد شوهر افسانه در لحظه وقوع قتل در جزيره كيش حضور داشته و بنا بر گفته خودش 5 دقيقه پس از قتل وارد خانه مقتول شده !!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هدی 1393-01-17 17:55
شما چون مردید دارید به نفع مردها حرف میزنید...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1395-07-01 20:25
شما اونجا بودي نكنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # بهنام 1392-12-19 11:37
4) آيا مي دانشتيد پس از قتل مقاديري پول نقد از خانه مقتول سرقت شده و به همين دليل شوهر افسانه به زندان افتاده است
5) دوستان به ولله قاضي از حداقل شعور برخوردار است و اطمينان داشته باشيد علت طولاني شدن اين پرونده فقط به اين دليل بوده كه دادستان فكر مي كرده قتل بهزاد به دلايل مالي با مشاركت همسر افسانه و با ظاهر دفاع از ناموس بوده است
6) فيلم ماده 61 را من هم ديدم ساير اطلاات نيز در اينترنت در دسترس است از جمله اظهارات مادر و همسر بهزاد يكطرفه به قاضي نرويد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ژاله 1394-11-13 23:01
برو عمووووووو جون پی کارت,از بدبختیش بوده که پول برداشته,تو جزیره متروکه بی پول وبی کس گیر افتاده,این چه ربطی به کثیف بودن یک شخص اطلاعاتی داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # اسی 1395-02-14 15:13
با یررسی دقیق این پرونده فهمیده میشه ک افسانه نوروزی و شوهرش به طمع پول و فرار از مشکلاتشون به بهزاد نزدیک میشن و به کیش میرن و تو اعترافات افسانه اون سه بار از خونه بهزاد سرقت میکنه انگشتر و سکه و پول.افسانه به هر دلیلی سه بار مرتکب جرم سرقت میشه.اون یه فرشته نیس که انقدر ازش دفاع میشه.بهزادی که با یه خانوم خوشگل و پولدار رابطه داشته و راحت به خونش میومده چرا باید به این خانوم که زن بهترین دوستشه تعرض کنه????? این پرونده ابهامات زیادی داره.در مورد دفاع مشروع و مباح بودن خون بهزاد شکی نیس از نظر قانو ن مجازات اسلامی ولی به نظر من افسانه هم مقصر بوده و این هشت سالم بخاطر جنایت بر میت و اون سرقتا که زندان بوده منصفانه به نظر میرسه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1395-07-01 20:22
اسي فكر ميكني خيلي حاليته اره در مورده انصاف حرف نزن كه اصلا بهت نمياد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ناشناس 1396-01-10 22:04
ولی من داستان و ی جور دیگه شنیدم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

دلنوشته ها

ساعت بی عقربه

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.

بیایید برای هم نامه بنویسیم

گاهی بعضی حرفا را نمی شود زد اما می توان نوشت. برای دوستان تان، نزدیكان تان و هر كس كه دوست دارید گاهی نامه بنویسید.اصلا بیایید برای خودتان نامه بنویسید می بینید با تمام این كه از احوالات تان خبر دارید وقت نوشتن خودتان را غافلگیر می كنید.
رویاهایت را فراموش كن آیا بچه‌ها باید مدیون پدر و مادر باشند؟ برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار مردان بخوانند! چه بگوییم، چه نگوییم بی زحمت مرا اهلی کن

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

1 درصد بسیار پولدار دنیا

آکسفام در تازه‌ترین گزارش خود، میزان توزیع ثروت در جهان را منتشر کرده است و می‌گوید که تا سال ۲۰۱۶ يک درصد افراد ثروتمند، مالک بيش از نيمی از ثروت جهان خواهند بود. به گزارش روز ۲۹ دی ماه خبرگزاری آسوشيتدپرس، در آستانه برگزاری نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئيس، موسسه آکسفام تازه‌ترين گزارش خود از ميزان توزيع ثروت جهانی را منتشر کرده است. سازمان خيريه آکسفام در این گزارش گفته که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۴، سهم دارایی ثروتمندترين افراد دنيا از ثروت جهانی، از ۴۴ درصد به ۴۸ درصد افزايش يافته و در سال ۲۰۱۵، يک درصد افراد ثروتمند مالک نيمی از ثروت جهان شدند. اين سازمان می افزايد در صورتی که اقدامات مشخصی برای توزيع عادلانه ثروت انجام نشود، سهم اين يک درصد در سال ۲۰۱۶ از ميزان دارايی ۹۹ درصد از جمعيت جهان بيشتر خواهد شد. افزايش نابرابری يکی از موانع مهم برای از بين بردن فقر جهانی است. به گزارش آکسفام در حالی که حقوق‌بگيران متوسط هنوز بار پرداخت هزينه‌های بحران مالی سال‌های اخير را به‌ دوش می‌کشند، بزرگترين شرکت‌های دنيا با چانه‌زنی و فشار بر دولت آمريکا و اتحاديه اروپا تلاش می‌کنند مقررات مالياتی را به نفع خود تبيين کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام بين‌المللی، می‌گوید: «آيا واقعا می‌خواهيم در دنيايی زندگی کنيم که يک درصد ثروتمند آن مالک ثروتی بيشتر از کل دارايی همه ما هستند؟ با وجود اين‌که موضوع نابرابری در مرکز توجه افکار بين‌المللی است ابعاد نابرابری جهانی آشکارا نشان می‌دهد که فاصله بين ثروثمند‌ترين طبقه و سايرين با سرعت در حال عميق‌ترشدن است». به‌رغم هشدارهای برخی از رهبران جهانی از جمله باراک اوباما، رييس جمهوری آمريکا، و کريستين لاگارد، رييس صندوق بين‌المللی پول درباره مبارزه با نابرابری شديد اقتصادی، خانم بيانياما گفت: «هنوز در انتظار اين هستيم تا رهبران ديگر هم به اين مبارزه بپيوندند». به گزارش موسسه آکسفام، موسسات مالی و خدمات پزشکی آمريکا با صرف ۹۰۰ ميليون دلار تلاش کردند که دولت آمريکا را به تصويب مقررات مالياتی مطلوب در سال ۲۰۱۳ ترغيب کنند. بيش از ۲۰۰ ميليون دلار نيز به همين منظور صرف لابی‌کردن در اتحاديه اروپا شد. آکسفام با ارائه آمار گزنده و ترسيم تصويری نگران‌کننده از جهان که شامل ثروتمندان نمی‌شود، افزود از هر ۹ نفر در دنيا، يک نفر غذای کافی برای خوردن ندارد و بيش از يک ميليارد نفر در جهان با درآمدی معادل روزانه ۱.۲۵ دلار زندگی می‌کنند. وينی بيانياما، مدير اجرايی موسسه آکسفام که در نشست مجمع‌ جهانی اقتصاد داووس شرکت دارد در بيانيه‌ای گفت: «حالا زمان آن است تا رهبران ما با مقابله با امتيازات و منافع عده‌ای ويژه، راه را برای برقراری دنيايی عادلانه‌تر و مرفه‌تر باز کنند». او افزود: «فقيران از نابرابری اقتصادی آسيب مضاعف می‌بينند، نه تنها سهم‌شان از اقتصاد جهانی کوچکتر است که نابرابری باعث کاهش رشد اقتصادی کشورشان شده و در نتيجه سهم آنها از رشد اقتصادی باز هم کوچکتر می‌شود». سازمان خيريه آکسفام از دولت‌های جهان خواسته است تا با فرار مالياتی شرکت‌ها و سرمايه‌دارهای بزرگ مبارزه کرده و همزمان در زيرساخت‌های بهداشتی، آموزشی و تبيين مقررات دستمزد عادلانه و برابر سرمايه‌گذاری کنند.

5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین

  هر چقدر شرایط اقتصادی رو به وخامت گذارد، میزان صرفه جویی در مخارج خانواده نیز خود بخود بالاتر خواهد رفت. یکی از موارد اصلی مخارج خانوارها هزینه بنزینی است که برای اتومبیلهای خانواده مصرف می گردد. با توجه به شرایط شهرهای بزرگ داشتن اتومبیل یکی از ملزومات هر خانواده است اما چگونه میتوانیم از عهده هزینه های زیاد بنزین بر بیاییم بدون اینکه میزان استفاده از آنرا کم نماییم؟ در ذیل چند نکته مهم را که میتوانید با گوشزد به آقایان آنان را تحت تاثیر قرار دهید با هم مرور می نماییم. 1-     موتور گرم کمتر سوخت مصرف می نماید. اگر چند جای مختلف باید بروید بهتر است اول از همه از دورترین مقصد شروع نمایید و کم کم به نزدیکترین نقطه به خانه برسید. 2-    کولر خاموش سعی نمایید از کولر اتومبیل تنها در سرعتهای بالاتر از 80 کیلومتر در ساعت استفاده نمایید. هوای بیرون در بیشتر مواقع آنقدرها بد هم نیست. کولر روشن مقدار زیادی از بنزین شما را بهدر می دهد. 3-    صندوق عقب خالی صندوق عقب اتومبیل خود را خالی نمایید. کیسه شن، زنجیر چرخ، جعبه ابزار بی مصرف همگی باعث سنگینی بیجهت اتومبیل و در نتیجه افزایش میزان سوخت اتومبیل می گردد. تنها آچار چرخ و جک اتومبیل برای شما کافیست. 4-      هر از چند گاهی میزان باد چرخای خود را چک نمایید. باد چرخها باید بصورت مساوی بین چهار چرخ اتومبیل تنظیم شده باشد. چرخهای پهن که بسیار هم مورد توجه است باعث بیشتر شدن مصرف سوخت میشود سعی نمایید کمی از تظاهر بدور باشید و با لاستیکهای به اندازه معمولی رانندگی نمایید. 5-      تنظیم موتور اتومبیل هر چند وقت یکبار موتور اتومبیل شما نیاز به تنظیم دارد سعی نمایید با تنظیم بموقع ار افزایش میزان مصرف اتومبیل خود جلوگیری نمایید. با توجه به این نکات ساده هم میتوانید به کاهش آلودگی هوا کمک نمایید و هم در مخارج خانه یک صرفه جویی اساسی انجام دهید. یادتان باشد این نکات را به شوهرتان یادآوری نمایید تا او را تحت تاثیر معلومات اتومبیلی خود قرار دهید.
جذاب ترین شغل های جهان با خیال راحت مهمان داری کنید کنترل صفرهای قبض برق نکاتی درباره انتخاب یخچال اولین تولد کافه ویسپو

مطالب تصادفی

گزارش روز

مرثیه ای به نام طلاق در ایران

زمانی نه چندان دور در همین كشور ایران دختر باید با لباس سفید به خانه بخت می رفت و با كفن از خانه شوهرش بیرون می آمد، اما مدتهاست كه دیگر این قانون عرفی شكسته شده است. طلاق واژه ای شده است كه راحت به زبان می آید. كلمه ای كه اگر روزی بر زبان كسی می آمد از خانواده طرد می شد.

سقط جنین، آماری كه ثبت نمی شود

آمار در ایران بیشتر از آن كه جنبه تحقیقاتی داشته باشد جنبه امنیتی دارد. فرقی هم نمی كند آمار قتل و جنایت باشد یا نفوس و مسكن. برای همین هم آمار دقیقی از سقط جنین در ایران نداریم. البته این یك جنبه مساله است، طرف دیگر برای این است كه سقط جنین در كشورمان قانونی نیست و این امر زیرزمینی انجام می شود برای همین در هیچ كجا ثبت نمی شود.
کودکان خیابانی، قربانیان سو استفاده جنسی زنان در جنبش بحرين ختنه دختران نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟

اگر زایمان طبیعی داشته باشید، نباید بلافاصله به رابطه جنسی فکر کنید چون ممکن است دردناک باشد. اما این که رابطه از چه زمانی شروع شود کاملاً بستگی به زن دارد. به گزارش سلامت نیوز به نقل از سلامانه از روزنامه «ایندیپندنت»، ممکن است خیلی از افراد بپرسند، می‌توان بعد از زایمان رابطه جنسی داشت یا نه؟ دکتر راگنی راجاسینگام، سخنگوی دانشگاه زنان و زایمان انگلیس درباره رابطه جنسی پس از زایمان گفته: «اگر زایمان طبیعی داشته باشید، نباید بلافاصله به رابطه جنسی فکر کنید چون ممکن است دردناک باشد. اما این که رابطه از چه زمانی شروع شود کاملاً بستگی به زن دارد. او باید ببیند که چه زمانی احساس آمادگی دارد و درد زیادی را متحمل نخواهد شد. شاید بهتر باشد او در ابتدا از ژل استفاده کند. اما اگر زن پس از زایمان دچار خون‌ریزی شود، احتمال عفونت وجود دارد. این عفونت خطری جدی است و زنان باید مراقب باشند.»اما آیا زایمان اثری روانی روی زنان دارد؟ او می‌گوید: «این بستگی به میزان حمایتی دارد که از زن می‌شود. همچنین رفتار خود زن و انتظاراتش. اگر شما انتظار داشته باشید که بلافاصله به همان‌جایی برگردید که بودید، اوضاعتان دشوار می‌شود. شما دیگر از یک فرد مستقل تبدیل شده‌اید به فردی که زندگی یک نفر دیگر کاملاً وابسته به شماست. زنان می‌توانند به این چالش‌ها غلبه کنند اما اغلب انتظار جامعه از آنها این است که مادری خندان باشند و همیشه لبخند بزنند. آن‌ها باید بدانند که چنین چیزی واقعیت ندارد. اوضاع مادران بسته به حمایتی که از آنها می‌شود و دوستانی که دارند، می‌تواند آسان یا سخت باشد.»

چگونه افراد را به هم معرفی کنیم؟

آداب معاشرت یک روند دائمی است و برخلاف آنچه تصور می شود مجموعه ای از ساده ترین روش ها برای احترام به دیگران است. با رعایت این روش ها شما این پیام را برای دیگران می فرستید که رفتار شما از نوعی ادب و نزاکت تبعیت می کند که مهم ترین اصل آن احترام به دیگران است.
این 5 قانون روانشناسی زندگی را برایتان آسانتر می کند چرا آراسته بودن برای زنان اهمیت زیادی دارد؟ آداب معاشرت در رستوران شخصیت پنهان خود را بشناسید زنان و خود ارضایی، کی و چگونه

زنان حادثه

مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن

به مناسبت نودمین سالگرد تولد مریلین مونرو، ستاره آمریکایی نمایشگاهی از عکس‌ها، فیلم‌ها و وسایل شخصی او در آمستردام برپا شد؛ سیر تحول دختری فقیر و بی سرپرست به آیکون سکس و مرگ ناگهانی او در ۳۶ سالگی. «نورما جین بکر» در فقر بزرگ شد، بدون پدر و مادر. مادرش، همانند مادر بزرگش، به روان پریشی دچار بود و پدرش پیش از تولد او مادرش را ترک کرده بود. نورما جین در یتیم خانه، نزد دوست مادرش، و در خانواده‌ای بزرگ شد که سرپرستی او را پذیرفته بود. در سال‌های اولیه زندگی‌اش نزد زنی بود که حق نداشت او را مادر خطاب کند. او در کودکی بارها پس گرفته و پس زده شد، مورد بی اعتنایی قرار گرفت و نادیده گرفته شد. به هنگام دعای روز یکشنبه در کلیسا در رویایش تجسم می‌کرد که همه لباس‌هایش را درآورد؛ طوری‌که همه به او نگاه کنند؛ می‌دانست این تصور آلوده به گناه است اما سبب می‌شد کمتر احساس تنهایی کند. و آنگاه نورما جین به سن بلوغ رسید. نورما جین در ۱۴ سالگی به زنی جذاب تبدیل شده بود، و این تغییر چنان او را از خود بیگانه ساخت که شروع کرد به این که خود را به‌عنوان دو نفر توصیف کند: دخترکی که کسی او را نمی‌خواست و دوست جادویی‌ای که در آینه می‌دید. حالا دیگر نورما جین نادیده گرفته نمی‌شد: مردان دنبال او می‌دویدند و زنان پشت سرش حرف می‌زدند. نورما جین خیلی زود فهمید که بدنش سرمایه اوست. وقتی مادرخوانده‌اش ازدواج کرد، نورما جین ۱۶ ساله ناگزیر شد با دوست مسن‌تری ازدواج کند. حالا او از کنترل مداوم سرپرستانش آزاد شده بود، اما در یک ازدواج زندانی بود. شش سال بعد زیبایی ظاهرش یک بار دیگر به آزادی‌اش منجر شد: شغل او به‌عنوان مدل عکاسی سبب شد از همسرش جدا شود. دوست جادویی نورما جین نام گرفت: مریلین مونرو. او از هیچ کس، به زن مشهوری تبدیل شد. نه تنها نام جدیدی گرفت بلکه چانه و بینی جدیدی. موهایش به رنگ بلوند روشن درآمد و لباس‌هایش تنگ‌تر، پوستش سفیدتر و لب‌هایش درشت‌تر شدند. بدنی که سبب شده بود نورما جین دیده شود، حالا به یک نهانگاه تبدیل شده بود. او بعدها گفت: «احساس می‌کنم همه این چیزها برای کسی اتفاق می‌فتد که درست در کنار من ایستاده است. من همین‌جا هستم، می‌توانم بشنوم، ولی در واقع این اتفاق برای من نمی‌افتد.» مریلین مونروی نوظهور شروع به گرفتن درس هنرپیشگی کرد: به نظر می‌آمد که حرفه بازیگری کاملا به او که در هر حال نقش بازی می‌کرد، برازنده است. «جویس کارول اوتاس» در کتابی داستان گونه که درباره او نوشته است (۲۰۰۰)، توصیف می‌کند که مریلین مونروی جوان چطور در آینه مانند یک کودک گناهکار به خودش نگاه می‌کند؛ نه از روبه‌رو بلکه از کنار، ترسان از این که صورت زشت و حسرت آلود نورما جین را در چهره آرایش شده مریلین مونرو ببیند. چشمان زل زده و پر حسرت نورما جین در درون چشمان به دقت آرایش شده مریلین مونرو. هویت بخشی به مریلین مونرو از طریق بدنش و این نتیجه گیری که نمی‌توان هویت او را جدا از بدنش دید، به طور غیر قابل بخشایشی سکسیستی است و در عین حال اجتناب ناپذیر است. هویت او را به میزان زیادی تفاوت میان درون و بیرون، میان نورما جین تنها و مریلین مونرو توجه طلب تعیین می‌کرد. «ترومن کاپوت» در کتاب «کودک زیبا» روزی را توصیف می‌کند که با مریلین مونرو مانند یک دوست خوب سر کرده بود. در داستان که در سال ۱۹۵۵ در نیویورک روی می‌دهد، مریلین مونرو همانطور است که دوستان با هم هستند: صریح، بدجنس و شوخ. او به توالت می‌رود و بعد از ۲۰ دقیقه هنوز برنگشته، ترومن کاپوت به دنبالش می‌رود. او مریلین مونرو را جلوی آینه می‌بیند و می‌پرسد چه کار می‌کنی؟ مونرو جواب می‌دهد: دارم به او نگاه می‌کنم. و لب‌هایش را ماتیک قرمز می‌زند. آنچه زمانی سرمایه او بود، حالا ۹۰ سال پس از تولد و ۵۴ سال پس از مرگش به میراث او تبدیل شده است. بدن زنده مریلین مونرو در فیلم‌ها، عکس‌ها، و روی صفحه نمایش مانند یک بنای یادبود هستند. جسم او در پیراهنی که باد دامن آن را بالا زده، بدنش لمیده بر روی مخمل سرخ، جسمش که همانند یک کشتی درآب ناآرام تاب می‌خورد. این چه چیزی است که بدن او را چنین ماندگار و تاثیرگذار می‌کند؟ «نورمان می‌لر» در بیوگرافی مریلین مونرو که در سال ۱۹۷۳ نوشته، پاسخ می‌دهد: سکس. به این ترتیب او و بقیه آمریکا با ستاره کوچک بلوند آشنا می‌شوند: مریلین نجات واقعی بود. او مانند یک ویولون کمیاب و گرانقیمت بود، همان‌طور لذت بخش، با روح، پرتمنا و نرم…سکس برای او مثل بستنی خامه‌ای بود. لبخند او می‌گفت: «مرا به دست بیاور، من آسانم، خوشحالم. من فرشته سکسم.» «استینم»، فمینیست و روزنامه نگار در کتابش که در سال ۱۹۸۸ منتشر شد توصیفی از آشنایی با مریلین مونرو می‌کند که از «می لر» متفاوت است. استینر زمانی مریلین مونرو را بر پرده سینما دید که خود نوجوان بود. او پپیش از پایان فیلم از سینما خارج شد. او نمی‌خواست با زنی تداعی شود که غرایزش چنان غیر قابل کنترل و از خود بیخود کننده بود. آنچه مونرو با بدنش تداعی می‌کرد. او هنوز خبر ندارد اما مریلین مونرو در نقطه‌ای ایستاده که مهم‌ترین نقش زندگی‌اش را بازی کند. رل کوچک اما چشمگیر او در فیلم «جنگل آسفالت» (۱۹۵۰) می‌تواند آغاز زندگی حرفه‌ای او را رقم بزند. در محل تمرین، مونرو در حضور شش مرد روی زمین می‌خوابد. زیرا آنجلا، که او نقشش را بازی می‌کند زمانی که به تماشاگران معرفی می‌شود روی مبل دراز کشیده است. او چشمانش را می‌بندد و در میان تعجب حاضران خودش را خواب می‌کند. بعد چشمانش را باز می‌کند و صحنه را شروع می‌کند: اوه، من باید خوابم برده باشد. نمی‌توان گفت که آیا تمرین مونرو در واقع به این ترتیب انجام شده یا نه. ولی به نحوی که این صحنه در «بلوند» توصیف شده است واقعیتی عریان می‌شود: روش بازی مونرو چنان طبیعی بود که تشخیص تفاوت آنچه واقعی بود با نقشی که بازی می‌کرد، دشوار بود.  آرتور میلر، نمایشنامه نویس و سومین همسر مریلین مونرو نیز عشقش با شرمساری به پایان رسید. او مونرو (همسر قبلی‌اش) را به عنوان مگی در نمایشنامه نیمه بیوگرافیک «پس از پائیز» وارد کرده است. مگی اگوی «کوانتین» شخصیت اول نمایشنامه را باد می‌زند و به مرد «قدرت می‌دهد تا او را تغییر» دهد. اما پس از عروسی معلوم می‌شود آنقدرها هم اهل تبعیت نیست. او دمدمی و غیرمنطقی است. غرایزش سیری ناپذیرند. نمایشنامه دو سال پس از مرگ مونرو بر روی صحنه رفت. در این فاصله استینم نظرش را درباره مونرو تغییر داده بود. او نوشت: «زمانی که مونرو مرده بود، شکنندگی‌اش دیگر برای مردان تحریک آمیز و برای زنان شرم آور نبود. شکنندگی‌اش تراژیک شده بود.» نمایشگاه بیوگرافیک مونرو که این روزها در «نیوکِرک» آمستردام برقرار است، «۹۰ سال مریلین» نام دارد. این مسئله که مونرو ۹۰ ساله نشد بلکه در ۳۶ سالگی به زندگی‌اش پایان داد، نقطه عزیمت نمایشگاه نیست. نمایشگاه از جمله شامل عکس، فیلم، و وسایل شخصی مریلین مونرو ترجیحا بر جنبه‌های آزادی بخش زندگی حرفه‌ای او از جمله: شم ذاتی او در امر بیزنس، بازاریابی و ایجاد شرکت تولید فیلم خودش تاکید دارد. آخرین متن نمایشگاه، مونرو را نه تنها به‌عنوان یک هنرپیشه و الگوی سبک زندگی بلکه همچنین به عنوان «پیشرو مبارزه برای آزادی زنان» معرفی می‌کند. «هدی آنکونا» یکی از هلندی‌های سرشناسی که در نمایشگاه سخنرانی می‌کند، مسئله را قدری تعدیل می‌کند. فمینیست‌ها در سال‌های ۷۰ دقیقا به زنانی که مونرو سمبل آن‌ها بود معترض بودند: کسی که برای رسیدن به هدف از بدنش استفاده می‌کند. اما اگر چه مریلین مونرو سمبل رهایی زنان در دهه ۷۰ نبود می‌تواند به عنوان پیشرو شاخه‌ای از فمینیسم امروزه دیده شود؛ فمینیسم ستاره‌های مشهور امروز که همزمان ایدئولوژیک و تجاری است و بر مدار آزادی از طریق بدن می‌گردد. هنرمندانی مانند بیانسه ادعای مالکیت ظاهرشان را دارند. آن‌ها دقیقا از طریق بنمایش گذاشتن بدن‌شان در پوشش و ژست‌های سکسی تاکید می‌کنند که این آن‌ها هستند که تعیین کننده‌اند. این، در جایی که قدرت در نهایت در دست مردانی است که باید تائید کنند آن‌ها سکسی هستند یا نه، یک ساختار شکننده است. شیوه‌ای که مونرو بدنش را به عنوان ابزار بازاریابی استفاده می‌کرد ظریف‌تر از «فروش سکس» بود. به ساق‌های عریان او که از زیر آن پیراهنی که باد زیر آن زده بود فکر کنید، یا به زبانش به هنگامی که در پاسخ به این سوال که: در رختخواب چه در بر داری، می‌گوید: شانل شماره ۵. مونرو تنها سکس نمی‌فروخت، او لذت می‌فروخت. او آزادی لذت بردن بدن خودش را نمایندگی می‌کرد؛ اینجا هم یک وجه مشترک با ستاره‌های معروف امروز وجود دارد، اما جسم مریلین مونرو و تمام کاستی‌هایش، همچنین سدی در برابر او بودند. مونرو لکنت زبان داشت و در خواندن مشکل داشت. بیماری رحم داشت. علاوه بر چند سقط جنین چندین بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفت و یکی از حاملگی‌هایش (از آرتور میلر) خارج از رحم بود و منجر به سقط جنین شد. او از بی خوابی رنج می‌برد و به دارو و الکل اعتیاد داشت. نمی‌تواند جز این باشد که او برخی اوقات از بدنش متنفر بود. همینطور وقتی که با شخصیتش در فیلم‌ها تداعی می‌شد. بدنش به عنوان هنرپیشه مهمترین ابزارش بود، و سمبل سکس بودن باعث می‌شد که در فیلم‌ها به او رل‌های سطحی داده شود. او در کتاب «کودک زیبا« به «ترومن کاپوت» می‌گوید: «من هرگز رل درست، آن رلی که دوست دارم را نخواهم گرفت. ظاهرم علیه من کار می‌کند. ظاهرم خیلی خاص است.»

یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

یک زن نویسنده آمریکایی که در پی ابتلا به سرطان تخمدان، در روزهای پایانی عمر به سر می‌برد، در یک سایت زوج‌یابی برای همسرش حساب کاربری باز کرده است تا او بتواندیک ماجرای عاشقانه دیگر برای خودش پیدا کند. ایمی کروس روزنتال در یادداشتی نوشته است که در حساب کاربری همسرش، خوبی‌های او را فهرست کرده و نوشته که امیدوار است: \"فردی مناسب او این را بخواند و جیسون (همسرش) را پیدا کند. در یادداشت این زن نویسنده در نیویورک‌تایمز آمده است: \"هیچوقت عضو تیندر، بامبل یا ایی‌هارمونی نبوده‌ام. هر سه این سایت‌ها در زمینه زوج‌یابی فعال هستند. ایمی نوشته است: اما برای جیسون یک حساب کاربری درست می‌کنم و مشخصات و ویژگی‌های او را بر اساس تجربه خودم از زندگی با او در یک خانه در مدت ۹۴۹۰ روزی که با او بودم، فهرست می‌کنم.\"ایمی از نویسندگان شناخته‌شده کتاب کودکان به شمار می‌رود و کتاب‌هایی هم با محور خاطراتش از اعضای خانواده و زندگی شخصی خودش منتشر کرده است. او و جیسون برای نزدیک به سه دهه با هم زندگی کرده‌اند. ایمی در یکی از یادداشت‌هایی که قبل از تشخیص سرطان، درباره زندگی خودش نوشت، از خوانندگانش خواست که یکی از آنها طرحی را برای خالکوبی مشترک پیشنهاد بدهد و بعد، در ماه سپتامبر به همراه خواننده‌ای که طرح منتخب را پیشنهاد داده بود، به یک مرکز خالکوبی رفت و با هم طرح مشترکی را خالکوبی کردند. او در تازه‌ترین یادداشت خود با یادآوری این موضوع نوشته اساین، دومین خالکوبی من بود. اولین خالکوبی یک حرف \'جی \' کوچک است که برای ۲۵ سال روی ساق پایم داشته‌ام. می‌توانید حدس بزنید که \'جی\' برای چه کلمه‌ای است. جیسون هم یک خالکوبی دارد: ای‌کی‌آر (مخفف اسم کامل ایمی) که کمی بلندتر از خالکوبی من است ایمی در اواخر یادداشت خود با عنوان \"شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید نوشته است: این (نوشته) را در روز ولنتاین نهایی می‌کنم و واقعی‌ترین و اصل‌ترین هدیه‌ای که می‌توانم امیدوار باشم به او بدهم، این است که فردی مناسب این را بخواند، جیسون را پیدا کند و یک ماجرای عاشقانه دیگر شروع شود.
زن ۶۵ ساله برلینی چهارقلو حامله است اما واتسون تنها نیست؛ من هر روز به خاطر اندازه پستان‌هایم قضاوت می‌شوم برگزیده‌ای از مجموعه عکس ''من یک زن هستم'' فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت

حقوق زنان

چطور می شود نفقه را گرفت

بسیاری به دفتر وكالت مراجعه می كنند و از ما می پرسند چطور می توانند نفقه خود را بگیرند. اگر این سوال شما نیز هست، این مطلب را بخوانید. برای نقد كردن نفقه زن می تواند دو نوع شكایت حقوقی و كیفری مطرح كند. یكی دادخواست حقوقی ودیگری شكایت كیفری است . در دادخواست حقوقی وقتی زن از شوهرش تمكین می كند اما شوهر از دادن نفقه خودداری می كند زن می تواند با مراجعه به دادگاه خانواده و طرح دعوی حقوقی برای گرفتن نفقه محكومیت شوهرش را به پرداخت نفقه از دادگاه بخواهد .در این صورت دادگاه پس از بررسی ادعای زن حكم به پرداخت نفقه خواهد داد . اما اگر شوهر محكوم به پرداخت نفقه شود اما مرد امتناع كرد یا واقعا در فقر باشد یا به قول خودش بخواهد زن را اذیت كند زن می تواند درخواست طلاق كند و قاضی مرد را مكلف و مجبورخواهد كرد كه او را طلاق دهد .در واقع یكی از اهرم های فشار برای زنان همین حق نفقه است كه در دادگاه ها علاوه بر مهریه آن را از شوهر مطالبه كنند. اما راه حل دیگر برای نقد كردن نفقه شكایت كیفری است كه علاوه بر دادخواست حقوقی از آنجا كه عدم پرداخت نفقه در قانون ایران جرم است زن در صورتی كه نفقه اش پرداخت نشود می تواند با مراجعه به دادسرای عمومی تعقیب جزایی شوهرش را از دادگاه بخواهد و در این صورت با اثبات عدم پرداخت نفقه مرد علاوه بر پرداخت نفقه به مجازات مقرر در قانون نیز محكوم خواهد شد . در ماده 642 ق.م.ا(قانون مجازات اسلامی) آمده است: هر كس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمكین ندهد یا از تادیه نفقه دیگر اشخاص واجب النفقه امتناع كند دادگاه او را از سه ماه و یك روز تا پنج ماه حبس محكوم خواهد كرد.

آیا لباس زنان ربطی به شخصیت شان دارد؟

این ماجرای قضاوت زنان از طریق نوع لباسی که می پوشند نه فقط در کشورها و مذاهبی که پوشش کامل را برای زنان واجب می دانند عمومیت دارد بلکه در فرهنگ معاصر همه نقاط جهان، هنوز یکی از شایع ترین نحوه قضاوتِ شخصیت زنان می باشد. به همین خاطر یک موسسهِ حقوق بشری سوئیسیTerre Des Femme که فعالیت هایش بیشتر از همه بر تهیه حقوق برابر برای زنان تمرکز یافته است در یک حرکت جدید و کمابیش آموزشی با این اعتقاد سنتی شده روبرو شده است. شکی نیست که انتخاب لباس می تواند نشانه ای از ماجراجو بودن، رسمی و جدی یا خجالتی بودن یا سایر خصوصیات فردی را آشکار سازد. اما در ضمن همه ما در زندگی روزمره بویژه در دنیای معاصر این شانس را داشته ایم که به شکل های مختلف از طریق لباس و سلیقه کمابیش متنوعی که به کار می بریم اعلام وجود کنیم.  برای همین حکم کلی صادر کردن در باره هویت و شخصیت زنان و حتی مردان بر اساس لباس، می تواند منطقی و واقعی نباشد.   با این وجود بر حسب عادت یا تربیت اجتماعی این شیوه قضاوت ریشه جان سختی را در ناخودآگاه ما کاشته است که اجازه می دهد بخشی از ما، این پیشفرض را بپذیریم که زنان را می توان از روی نحوه لباس پوشیدن قضاوت کرد. طراح اصلی این تصاویر، هنرمند آلمانی Theresa Wlokka به کمک دانشجویان مدرسه تبلیغات و مد هامبورگ این عکسها را تدارک دیده است. تصاویری که به شکل گویا توانست بی پایه و اساس بودن قضاوت های نظیر پوشیده، سنتی، بازیگوش، زرق و برقی، جلف، فاحشه و رایج ترین آنها « معلومه تنش می خواره» را نشان دهد. به نظر ما شیوه هوشمندانه موسسه سوئیسی در بازنگری قضاوتِ مردان معاصر موفق خواهد بود چون اکثر مردان این نسل، فرصت آشنایی و تماس با زنانی که پا به پای آنها در محیط درس و کار حضور دارند را بیش از نسل های قدیمی تر دارند. برای مرد امروز، قضاوت زنان فقط بر اساس نحوه لباس پوشیدن شان کمی ثقیل است و نمی خواهند به راحتی گذشته، نسبت به  هویتِ زنان حکم صادر کنند.
آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن دخترکانی که مادر می شوند نه به خشونت خانگی بر علیه زنان ۷۰۰ هزار زندانی زن در جهان ماجراهای دفتر من