1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام

 

قتل، عصر روز یك شنبه 15 تیر ماه 1376 در ویلای شماره 14 ارم جزیره كیش اتفاق افتاد. قاتل زنی بود به نام افسانه نوروزی و مقتول بهزاد مظفر مقدم سروان حفاظت اطلاعات .

داستان از زمانی آغاز می شود كه مصطفی شوهر افسانه كار و شغل خود را از دست می دهد و دست به هر كاری می زند تا خانواده اش را از فقر نجات دهد اما راهها همه برایش بسته می شود و ناچار یكی از كلیه هایش را می فروشد تا كمی برای خود و خانواده اش زمان بخرد، اما ناتوانی بعد از عمل وضع را دشوار تر می كند. مصطفی بعد از چند سال دوست قدیمی و خانوادگی خود یعنی بهزاد مظفر مقدم را پیدا می كند و بهزاد كه اكنون به پست و مقامی رسیده است از او و خانواده اش دعوت می كند كه به جزیره كیش بروند تا شاید آنجا مصطفی بتواند كاری پیدا كند.

تیر ماه سال 1376 مصطفی همراه خانواده اش وارد جزیره می شود. مهدیه و محمد دو فرزند خانواده خوشحالند از این تغییر، اما نمی دانند فقط چند روز مادر را كنار خود دارند. بهزاد مظفر مقدم در كیش صاحب نفوذ است این را خانواده مصطفی در همان ساعات اولیه می فهمند و بهزاد هم خودش را فرمانده كیش معرفی می كند.

دو روز بعد از رسیدن خانواده، بهزاد اجناسی را جور می كند تا مصطفی به تهران بیاورد و به كسی تحویل دهد. پدر، خانواده را در كیش به دست رفیق صمیمی اش می سپارد و راهی تهران می شود و فردای همان روز دوباره به كیش بازمی گردد. اما بهزاد كه فكرهایی در سر دارد مصطفی را خیلی زود دوباره به تهران می فرستد و زمانی كه مصطفی می خواهد به همسرش پولی بدهد می گوید من خانواده ات را اینجا تامین می كنم.

بعد از ظهر كه افسانه با بچه ها در خانه است بهزاد افسانه را به طبقه دوم فرامی خواند. زن كه به اتاق وارد می شود بهزاد را می بیند كه بدون لباس ایستاده و به محض ورود افسانه به او حمله ور می شود. آنان با هم درگیر می شوند. بچه ها كه صدای فریاد مادرشان را می شنوند وحشت می كنند اما افسانه در همان حین از بچه ها می خواهد كه آرام باشند. بهزاد بعد از زد و خورد افسانه را رها می كند و زن فرار می كند. بچه ها را برمی دارد و از خانه خارج می شود. تا شب در خیابان ها می چرخند. افسانه حتی نمی تواند به جایی پناه ببرد زیرا دیگر بعد از چند روز می داند كه بهزاد در كیش دارای قدرت و نفوذ است. تنها كاری كه می كند به شوهرش زنگ می زند و بدون این كه ماجرا را توضیح دهد از او می خواهد به جزیره برگردد. آخر شب در حالی كه خسته و گرسنه هستند به خانه برمی گردند. بهزاد دیگر روی خوش نشان نمی دهد و نه پولی به آنها می دهد و نه غذایی مهیا می كند تا آنجا كه افسانه فقط به بچه ها چای شیرین می دهد. كار مصطفی گیر می كند و نمی تواند تا دو روز دیگر به كیش برگردد.

فردای آن روز بهزاد همراه زن شیك پوشی كه او را خانم دكتر معرفی می كند به خانه می آید. در فرصتی به افسانه می گوید: "دیدی چقدر این خانم زیبا و خوش اندام و پول دار است. با داشتن ثروت زیاد و شوهر... زیر دست من هست، تو به چی خود می نازی، فكر می كنی چی داری..."

فردای آن روز، روز حادثه است. افسانه از فرصت خواب بودن بهزاد استفاده می كند تا در طبقه بالا بعد از چند روز به حمام برود. لباس هایش را با خود به داخل می برد و قبل از رفتن از ترس چاقویی راهم با خود به حمام می آورد تا در صورت تكرار اتفاق قبلی مرد را تهدید كند و بترساند.

استحمامش كه تمام می شود بهزاد را بدون لباس در میانه اتاق می بیند. باز با هم درگیر می شوند . زن خود را به چاقو می رساند . مرد رویش نشسته است، دست افسانه بالا می رود و چاقو را به پهلوی بهزاد وارد می كند. مرد نعره می زند و زن را به مشت و لگد می گیرد. در همان حال هم دست از تصمیم شیطانی خود برنمی دارد و می خواهد به افسانه تعرض كند. افسانه ضربه دوم را هم وارد می كند و دست بالا می رود و پایین می آید بلند كه می شود می بیند مرد موهایش را از پشت مشت می كند. و دیگر جنون است و خون و...

آخر این كه مرد كه از پا می افتد زن آلت مرد را نیز می برد. دیگر حال خود را نمی داند.ساعتی بعد كه مصطفی وارد می شود افسانه را میان خون و خشم می بیند. مرد خانواده اش را برمی دارد به تهران فرار می كنند اما یك روز بعد افسانه در تهران دستگیر می شود و چون قتل در كیش اتفاق افتاده به جزیره برگردانده می شود و بعد از آن به زندان بندر عباس منتقل می شود.

در مسیر دادرسی با اینكه همه شواهد مبنی بر دفاع از ناموس به نفع افسانه بود، اما به دلیل آن كه بهزاد فردی از نهادهای امنیتی بود پرونده پیچ خورد و در نهایت افسانه به اعدام محكوم شد.

بعد از آن، مطبوعات وارد عمل شدند و با اخبار و گزارش هایی كه منتشر كردند توانستند حكم را متوقف كنند. اما تا آزادی كامل افسانه هشت سال زمان صرف شد. همه می دانستند كه افسانه دفاع از ناموس كرده است حتی همسر مقتول در این رابطه از حق خود گذشت اما مادر بهزاد بر قصاص اصرار داشت. در هر حال هشت سال بعد از تیر 1376 افسانه نوروزی با پرداخت دیه توانست ازاعدام نجات پیدا كند.

افسانه بعد از آزادی اش می گوید: "وقتی قاضی دستور داد تا برای همیشه دستبند از دستانم باز شود، فکر می‎کردم هنوز خواب می‎بینم، نامه آزادی‎ام را نوشتند و به دستم دادند، چند بار آن را خواندم، باورم نمی‎شد، که چه اتفاقی افتاده است. بعد نامه را به مامورم دادم و از او خواستم تا برایم بخواند، مثل آدم‎های بیسواد شده بودم. فکر می‎کردم کلمات را اشتباه می‎خوانم، بعد برگه را به شوهرم دادم و از او خواستم نامه آزادی‎ام را بخواند، وقتی وکیلم گفت: از این به بعد می‎توانی هرجا که خواستی بروی، باور نمی‎کردم به طرف در خروجی دادگاه رفتم، واقعا باورم نمی‎شد که آزاد هستم، دوباره از قاضی سوال کردم و او گفت: برای همیشه می‎توانی آزاد باشی. وقتی از دادگاه خارج شدم با شوهرم مصطفی به خرید رفتیم، در خیابان‎ها می‎گشتم، دلم می‎خواست همه زیبایی‎ها را برای فرزندانم بخرم، با دخترم تماس گرفتم و گفتم برای همیشه آزاد شدم و به خانه بر می‎گردم. مهدیه هم مثل من باور نمی‎کرد، به هتل رفتیم، به مصطفی می‎گفتم، مطمئن هستی که فردا صبح نباید به زندان برگردم. مصطفی سعی می‎کرد از هیجان من کم کند، اما واقعا برایم غیر قابل باور بود."

افسانه وقتی از بچه هایش جدا شد آنان كودكانی بیش نبودند اما وقتی به خانه برگشت آنان دیگر نوجوان شده بودند.

دیدگاه‌ها  

+29 # شهرزاد 1390-06-27 17:41
چقدر دردناکه که یه زن حتی اگه از خودش دفاع کنه باز هم گرفتار می شه. اگه دفاع نکنه هم همه می گن کرم از خود درخته.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+13 # آندريا 1390-06-27 19:13
واقعا مادر مرده زن بود كه طرف پسرشو كه احتمالا خودش تو تربيتش كم گذاشته بود مي گرفت ؟ واقعا كه به جاي معذرت خواهي ش بود بهتره واسه اون دنياي پسرش بره دعا كنه. واقعا كه غم انگيزه ادم ها از اعتمادها چه نتيجه ها كه نمي گيرن . واقعا انقدر مردم بي اعتماد شدن ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # asal 1390-06-27 19:30
man ba nazare shahrzad jun movafegham albatte inam begam k shohare un khanum nabayad zano bachehasho ba mardi k hamsaresh khune nis va namahrame tu 1khune tanha mizasht.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # hamid 1390-06-28 00:37
فقط دمش گرم !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+18 # shamila 1390-06-28 13:35
من گریم گرفت.. ما زنا چقدر بدبختیم که با این مردای کثیف باید از خودمون دفاع کنیم اما بازم 8 سال از عمرمون رو تا اثبات بی گناهی باید تو زندان باشیم. افسانه خانم این شجاعت شما قابل تحسینه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # azam 1390-06-28 14:01
faghat afarin be in zane shoja.va moteasefam baraye khodemun.on vagh daiyeye hoghoghe basharam darim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آیناز 1390-06-29 11:52
khoda rahm kone be ma khanuma tu iran.afsane khanum behet eftekhar mikonim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ray 1390-06-30 02:31
شما چرا به اون خانومایی فکر نمیکنین که باوجود داشتن شوهر به همچین حیونایی پا میدن. من خودم یکی از دوستام از نامزدش به این دلیل جدا شد که با یه پسره دیده بودش که خداییش یه پول سیاه هم نمی ارزید. یا دخترایی که تا اسم دوست پسر و صیغه و خونه خالی میاد قند تو دلشون آب میشه. لعنت به هرچی زن و دختر هوس بازه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # شهلا 1390-06-31 20:09
خب چی بگم خودم هم مورد تعرض قرار گرفتم با اینکه جیغ کشدم دتد زدم ولی بم رحم نکرد وخودشو درعرض 50 ثانیه ارضا کرد هیچ وقت فراموش نمیکنم البته بگم که عاشق دوس بسرم بودم وبخاطر اون مجبورشدم باش به خونه برم اون مارو تنها گذاشت و >>>>>>>>>>>>>>>>>.......................... ولی من دارم واسه اینده برنامه میریزم که بکشمش چون متنفرم ازش حالا نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟تقصیر منه که عاشق شدم یا تقصیرخانوادهاس که باعث میشن مامخفیانه دوس شیم یا تقصیر..................................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # Mostafa 1390-07-04 00:05
سلام شهلا جان ببينم من خ دم بسرم و همه ي بسرا رو خوب ميشناسم همشون دنبال يك جيز دخترا هستن اصلا فك نميكنن ك دختر ب. بخت جه كناهي كرده
تازه مشكل از تو هست ميدوني جرا جون بسرابه بهانه ي عاشق شدن دخترا رو كول ميزنن تا ب هدفشون برسن در ضمن با كشتن اون جيزي درست نميشه بلكه بد بختي تو شروع ميشه من بودم جا تو يجايي كيرش مياوردم با داداش دايي عمو بالاخره با جنتا بسر اون وقت كاري ك با تو كردو باش ميكردم ب قول معروف كونشو باره ميكردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مینا 1390-07-02 20:12
shamila خانم دقت کنید که آقاهه صاحب منصب و پولدار بوده چرا الکی به خانوما انگ بدبختی میزنی آخه .....اگه آدم عادی بود که پدرشو در میووردند ......
ا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shamila 1390-07-03 17:01
فهمیدم منظورتو مینا جان
:(
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-07-04 03:05
ببخشید یه سوال چرا اون اقا یابهتره بگم animalکه میتونسته بقول خودش خیلی بهتر از افسانه را بدام بندازه به همسر دوستش دقت کنید همسر دوستش که باید مث ناموس خودش باشه اونکارو کرد اون حتی میدونست که افسانه آبرو داره وچقدر رفیقش بهش اعتماد کرده یعنی حاضر شد بخاطر اون چیز لعنتی که لذتش فقط چند دقیقس اینهمه ارزشو زیر پا بذاره حتی جونشم سر اینکار گذاشت خیلی احمق وپست بوده تو رو خدا تفاوتو ببین یکی جونشو سر حفظ ناموسش میذاره یکی جون بی ارزششو سر شهوت و تجاوز به همسر دوستش لعنت بر اون وکسایی که اون حیوون تبرعه کردن(اونا هم با بهزاد هیچ فرقی ندارن)و تنها بی گناه قضیه را قصاص کردن به جرم پایین بودن طبقه ی اجتماعیش
لعنت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-17 # محمد 1390-07-04 15:08
به نظرمن خود این خانم مقصره چراتوخانه ای که مرد نا محرم است حمام برود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ناشناس 1392-12-19 01:17
آین نظر شما مثل نظر کسانی است که می گن زن باید خودش رو بپوشاند تا مرد خطا نکند. چند وقت پیش که یه مشت عوضی تو یه باغ به چند تا خانواده حمله کردند و جلوی چشم شوهران،‌ به زنانشان تجاوز کردند،‌ امثال شما بودند که گفتند مقصر خود اون زنها بودند که لباس مناسب نپوشیده بودند.
البته حق با شماست.... وقتی آفریدگار آسمان و زمین و مرد و زن و هر چه هست،‌ زن را وسیله اطفاء شهوت مرد می داند و هیچ حقی برایش قائل نیست مگر این که نیازهای شکمی و زیر شکمی مرد را رفع کند،‌ از مردهایی مثل شما نباید بیش از این توقع داشت.
پس متعجب از آن زنانی هستم که دفاع می کنند از این آفریدگار و آخرین دین ارسالیش که کامل ترین و جامع ترین ادیان است و برای سعادت بشر و رهایی از همه گرفتاری ها و مشکلات نازل شده است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ti ti 1390-07-04 15:15
mohammad joon kassi nazare toro naporsid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Mostafa 1390-07-04 15:18
تو نظر نده محمد ادم بايد ادم باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # اشک مهتاب 1390-07-04 15:21
اقا محمد بهتره یکم عادلانه تر و واقع بینانه تر به موضوع نگاه کنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 15:32
ب مهتاب موافقم محمد ادم اكر دم بود جشم ب ناموس مردم نميانداخت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # علی110 1390-07-05 11:27
آن فرزند کثیف از آن مادر کثیفتر بدنیا آمده است که کثافت کاریش باعث بدبختی یک خانواده شده است.متاسفانه در مملکت اسلامی ما هستند چنین لجنهایی که هم پول دارند هم مقام دارند هم نفوذ.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # M A R Y A M 1390-07-05 12:05
hastand va kam ham nistand, dar haghighat moshkel haman sefati ast ke pas az mamlekat avardeh id
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # M A R Y A M 1390-07-05 12:06
be rag gheyratetoon bar nakhore ali110 aziz, man nazaramo goftam shoor hoseyni varet nadare yehoo
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # رامونا 1391-08-24 10:45
این خانم اگه واقعا مشکل اخلاقی داشت میتونست بابهزادرابطه داشته باشه و پول بگیره هیچکسم نفهمه حالا بخاطر دفاع از شرافتش میخواستن اعدامشم بکنن.قانونه داریم؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیرین 1392-12-16 22:53
افرین شهرزادواقعاگل گفتی منم خواستم همینوبگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # حمید 1392-12-17 09:32
فیلمی که خانم مهوش شیخ الاسلامی ساخته بود توسط یکی از شبکه مشاهده کردم و واقعاً جای تاسف داره که قانون نوشته های خودش را نقضی می کند که همان ماده 61 یا الان شده 151 که دفاع از خود و ناموس هست که افسانه فقط از حیثیت وشرف زنانه خود دفاع کرد وبس ولی می بایستی 8 سال زندان را تحمل کند و حتی تا پای چوبه دار هم رفت اگه مطبوعات و مدافعان حقوق بشر دخالت نمی کردند شاید افسانه الان زیرخروارها خاک پوسیده بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # طاهر 1392-12-17 15:09
منهم فیلم خانم شیخ الاسلامی را دیدم قبلا از طریق رسانه ها پیگیر بودم ولی با دیدن فیلم و حرفهای افسانه مردد شدم. ادم بی انصافی هم نیستم ولی این خانم افسانه همه ی حرفهاش صداقت نداشته است.......
یک جایی از حرفاش میگه میخواست چاقو رو از دست من بگیره من چنان تیغه چاقو رو گرفتم که تیغه چاقو کج شد(چاقو کج شد فکرش رو بکن )و آیا یک زن پاکدامن بعد از کشتن طرف آلت او رو هم با چاقو میبرد. یه جایی میگه من دو تا چاقو اماده کرده بودم!!!!
ولی به نظر من این همه ی آنچه گذشته است نیست...........
الله اعلم
ولی هر زنی از سرزمین من بخاطر ناموس از خود دفاع کند یک قهرمان است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-4 # ناشناس 1392-12-19 01:25
تمام این بدبختی ها و گرفتاری ها از دین مبین اسلام عزیز است. این آدم ها نبودند که افسانه را ۸ سال بی جهت دربند نگه داشتند. قانون اسلام عزیز بود.
اسلامی که برای زن کم ترین ارزشی قائل نیست.
اسلامی که می گه زن باید پالون به سرش بکشه تا مرد تحریک نشه.
اسلامی که ارزش وجودی زن نصف مرد است. اگر در همین حادثه، زن به جای مرد کشته شده بود، ول دم برای اجرا حکم قصاص باید نصف دیه را پرداخت می کرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # کامران 1392-12-19 01:54
در کشورهایی که حجاب اجباری نیست آمار تجاوز به عنف خیلی پایین تر از کشورهایی مثل ایران است که حجاب اجباریه.چون در اون کشورها اندام زنان برای مردان عادی شده .همه این تجاوز به عنفها در ایران بخاطر اینه که اندام خانمها برای مردان ایرانی عادی نشده.در اصل نه زنها مقصرند ونه مردها .مسئولینی که حجاب را اختیاری نمیکنند قاتلان اصلی این قبیل قتل ها هستند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فاطمه 1395-08-22 10:00
طبق کدام اماراین حرف رامی زنید؟که موثق هم نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-5 # بهنام 1392-12-19 11:36
دوستان اين تمام ماجرا نيست !!!!
1) آيا مي دانستيد افسانه نوروزي يك انگشتر و يك سكه طلا دو روز پيش از قتل از منزل بهزاد دزديده بوده (البته ادعهاي دزدي را خودش مطرح كرده و هنوز معلوم نيست اينها دستمزد كار اوست يا واقعا سرقت شده)
2) آيا مي دانستيد شوهر افسانه به پول سال 78 مبلغ 6 ميليون توان سفته دست بهزاد داشته كه ادعا مي كرده وجه آنرا پرداخت كرده اما بهزاد سفته ها را پس نمي داده
3) آيا مي دانستيد شوهر افسانه در لحظه وقوع قتل در جزيره كيش حضور داشته و بنا بر گفته خودش 5 دقيقه پس از قتل وارد خانه مقتول شده !!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هدی 1393-01-17 17:55
شما چون مردید دارید به نفع مردها حرف میزنید...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1395-07-01 20:25
شما اونجا بودي نكنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # بهنام 1392-12-19 11:37
4) آيا مي دانشتيد پس از قتل مقاديري پول نقد از خانه مقتول سرقت شده و به همين دليل شوهر افسانه به زندان افتاده است
5) دوستان به ولله قاضي از حداقل شعور برخوردار است و اطمينان داشته باشيد علت طولاني شدن اين پرونده فقط به اين دليل بوده كه دادستان فكر مي كرده قتل بهزاد به دلايل مالي با مشاركت همسر افسانه و با ظاهر دفاع از ناموس بوده است
6) فيلم ماده 61 را من هم ديدم ساير اطلاات نيز در اينترنت در دسترس است از جمله اظهارات مادر و همسر بهزاد يكطرفه به قاضي نرويد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ژاله 1394-11-13 23:01
برو عمووووووو جون پی کارت,از بدبختیش بوده که پول برداشته,تو جزیره متروکه بی پول وبی کس گیر افتاده,این چه ربطی به کثیف بودن یک شخص اطلاعاتی داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # اسی 1395-02-14 15:13
با یررسی دقیق این پرونده فهمیده میشه ک افسانه نوروزی و شوهرش به طمع پول و فرار از مشکلاتشون به بهزاد نزدیک میشن و به کیش میرن و تو اعترافات افسانه اون سه بار از خونه بهزاد سرقت میکنه انگشتر و سکه و پول.افسانه به هر دلیلی سه بار مرتکب جرم سرقت میشه.اون یه فرشته نیس که انقدر ازش دفاع میشه.بهزادی که با یه خانوم خوشگل و پولدار رابطه داشته و راحت به خونش میومده چرا باید به این خانوم که زن بهترین دوستشه تعرض کنه????? این پرونده ابهامات زیادی داره.در مورد دفاع مشروع و مباح بودن خون بهزاد شکی نیس از نظر قانو ن مجازات اسلامی ولی به نظر من افسانه هم مقصر بوده و این هشت سالم بخاطر جنایت بر میت و اون سرقتا که زندان بوده منصفانه به نظر میرسه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1395-07-01 20:22
اسي فكر ميكني خيلي حاليته اره در مورده انصاف حرف نزن كه اصلا بهت نمياد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ناشناس 1396-01-10 22:04
ولی من داستان و ی جور دیگه شنیدم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

اتفاق همین روزهاست...

نمی دانم شما هم همچین حسی داشتید یا نه. من همه عمرم منتظر یك اتفاق بزرگ بودم. همیشه فكر می كردم یك اتفاقی پیش می آید كه زندگی مرا از این رو به آن رو می كند. آن وقت همه پیشامد های زندگیم را با آن اتفاق بزرگی كه نمی دانستم چی هست می سنجیدم.

دختری که کسی منتظرش نیست

ترسیده. اضطراب در چهره اش موج می زند. گوشه ی چادرش را به دندان می گیرد و با صدایی لرزان از همراهش می پرسد: " چه طور بهش بگم؟" صدای پچ پچ حاضران در مطب بالاتر می رود. یکی از احتمال ناقص الخلقه بودن کودک به دنیا نآمده و دیگری از احتمال مرگش می گوید. اما به محض گریه سردادن زن شایعات پایان می گیرند: زن برای بار سوم دختری در راه دارد. چند هفته ای از آغاز سال 1391 می گذرد. زنان ایران زمین هر روز بیرق افتخاری جدید بر بلندای قله هایی رفیع به احتراز در می آورند و دیگر عرصه ای نیست که آن را چنان که بایسته و شایسته طی نکرده باشند. شاید گفته ی صاحبنظران در آغاز هزاره ی سوم پر بیراه نبوده که امروز زمین و زمان جولانگاه شکوفایی زنان است؛ زنان و مادرانی که به واسطه ی وجود محدودیت ها استوارتر گام برداشتن را نیک آموخته اند. نیازی نیست راه چندان دوری برویم؛ ایران خودمان آیینه ی خوبی برای تماشاست. 60 درصد از جمعیت دانشجویان کشور ما را زنان و دختران تشکیل می دهند. امروزه در تمام حوزه ها رنگ پررنگ حضور بانوان آشکارا قابل مشاهده است. بسیاری از مدیران، نمایندگان و حتی وزرای نه تنها فعال بلکه موفق خانم ها هستند. در سال 2006 نخستین بانویی که پا بر کره ی ماه گذاشت ایرانی بود اما امروز در سال 2012 هنوز مادری باید پیش از شادی برای سلامت فرزندش ضجه ی دختر بودنش را بزند و یا ترس از طرد شدن توسط همسرش را داشته باشد. آیا به راستی اگر فرزند سوم این زن پسر بود دیگر آرزویی بر این خانواده نمی ماند؟ تنها نوبل در تاریخ ایران را یک زن برای کشورمان به ارمغان آورده است و یا از طرفی این روزها همه در رثای زنی در حوزه ادبیات قلم فرسایی می کنیم (سیمین دانشور). اما هنوز زنی گوشه ی چادرش را گاز می گیرد و ضجه ی دختربودن فرزندش را می زند. از صلح جهانی می گوییم، از حقوق بشر و از تساوی جایگاه زن و مرد صحبت می کنیم. آن هنگام که شاهد تقابل مدرنیته و سنت هستیم ، پیشرفت های جامعه ی جهانی پس از پست مدرنیسم را گوشزد می کنیم و برای تحقق این واقعیت گاه حتی از آدابی که وجه تمایز فرهنگ دیرینه مان نسبت به بسیاری جوامع نوپاست می گذریم؛ تنها به امید پیوستن به خیل تجدد فراگیر روز جهان. غافل از آنکه وقتی نوعی از نگاه در حافظه ی جمعی ما نهادینه می شود چیزی فرای مناسبات روز جهان را طلب می کند. شاید اگر بیشتر جوامع پیشرفته توانسته اند بسیار پیشتر از ما از بحران دست و پا زدن در میان سنت های مذموم در افق های مطلوب بگذرند، به دلیل واقع نگری بوده است. زمانی که جامعه ی ما همچنان درگیر مشکلاتی عدیده در اساسی ترین تعاریف بشری است شاید بهتر باشد نگاه های بلندپروازانه خود را تعدیل و عزممان را برای اصلاح این معایب ریشه ای جزم کنیم؛ زیرا مادامیکه آن زن از ترس به دنیا آوردن فرزند دختر گوشه چادرش را می گزد، داد سخن راندن از حل مشکلات جهانی بیشتر به مثابه لطیفه ای است که چیزی جر تلخند حاصل نمی کند.
خدایا دست ات را از گلویم بردار من از تو خشمگین نمی شوم آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ دغدغه های مادرانه این مردهای غمگین نازنین !

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

با خیال راحت مهمان داری کنید

اعتراف می کنم که مهمان داری برای من کار سخت و طاقت فرسایی است. به خصوص اگر قرار بر این باشد که سه روز پشت سر هم مهمان داری کنم. اما دوستی دارم که محال است زیر سه روز مهمان داری کند و جالب این جاست که به همه نیز خوش می گذرد.
طلا؛ زیور یا سرمایه مادر خرج سخت​تر از هر مادری از پس اندازتان مراقبت کنید مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند 10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

مطالب تصادفی

گزارش روز

امروز روز بین المللی ترک سیگار

روز جهانی ترک سیگار هر سومین پنجشنبه نوامبر در بسیاری از نقاط جهان جشن گرفته می شود. این واقعه در سال 1977 توسط انجمن سرطان آمریکا برای پیشگیری از مصرف تنباکو و ارتقاء سلامت به وجود آمد.

بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران

ایران یکی از کشورهای منطقه با سرانه بالای مصرف لوازم آرایشی است. استقبال فراوان از این محصولات موجب شده تا نمونه‌های تقلبی و قاچاق به وفور در بازار این کشور یافت شود و سود سرشاری را نصیب قاچاقچیان کند. بازار داغ لوازم آرایشی تقلبی و بی‌کیفیت در ایران به دلیل استقبال فراوان مشتریان موجب شده تا قاچاق محصولات آرایشی در سال‌های اخیر به شدت در کشور رونق داشته باشد. به نوشته سایت "قانون" و با استناد به آمار ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، به طور سالانه در ایران "یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار" فرآورده‌های آرایشی مصرف می‌شوند که این آمار نشان‌دهنده آن است که میزان قاچاق لوازم آرایشی و بهداشتی "۱۰ برابر" واردات قانونی است. عمده محصولات قاچاق به ایران به صورت فله‌ای و از کشورهای همسایه نظیر عراق، پاکستان، افغانستان و نیز کشورهای حوزه خلیج فارس وارد می‌شوند و تشخیص آنها از محصولات اصلی در اکثر موارد کاری دشوار برای مصرف‌کنندگان عادی است.در گزارش "قانون" آمده است که بیش از ۵۰ درصد لوازم آرایشی در بازار ایران نظیر کرم پودر، رژلب، عطر و ریمل‌تقلبی هستند و اکثریت آنها کیفیتی نامرغوب و بعضا مضر برای سلامتی مصرف‌کننده دارند. انتظار طولانی مدت برای ترخیص کالا در گمرک یکی از دلایل عمده برای تمایل به قاچاق محصولات آرایشی و بهداشتی عنوان می‌شود. ستاد مبارزه با قاچاق کالا از وزارت بهداشت خواسته است تا میزان انتظار برای دریافت مجوز را کاهش را داده تا به این ترتیب کالاها برای مدت طولاتی در گمرک انبار نشوند. در همین حال مسئولان وزارت بهداشت نیز همواره ممانعت از قاچاق لوازم آرایشی غیربهداشتی را بر عهده نهادهایی نظیر نیروی انتظامی، وزارت بازرگانی و نیز ادارات کنترل مرزها دانسته‌اند. تاکنون این نهادها نتوانسته‌اند به هماهنگی در این خصوص دست یابند. زیبایی به قیمت سلامتی؟ قیمت لوازم آرایشی تقلبی در مقایسه با مارک‌های معروف به طور قابل توجهی ارزان‌ است و همین امر موجب استقبال مصرف‌کنندگان از این محصولات می‌شود. ترکیبات به کار رفته در فرآورده‌های تقلبی نامرغوب و غیر استاندارد می‌توانند برای مصرف‌کننده، بیمار‌ی‌های پوستی‌نظیر اگزما و آکنه و در برخی موارد حتی عفونت‌های پوستی را به همراه بیاورد. مریم‌ صفوی، متخصص پوست به "قانون" گفته است: «با توجه به وجود ‌بیش از ۸۰۰ ترکیب شیمیایی د‌ارای سمیت عصبی د‌ر مواد‌ آرایشی و عطرهای صنعتی استفاد‌ه مد‌اوم از این‌گونه لوازم آرایشی موجب جذب سالانه د‌و کیلو و ۵۰۰ گرم مواد‌شیمیایی به بد‌ن می‌شود‌که سلامتی مصرف کنند‌ه را تهد‌ید‌ می‌کند.» سرب یکی از ترکیبات مضر به کار رفته در این قبیل محصولات به ویژه رژلب است که به گفته پزشکان به هنگام ورود به بدن در حین خوردن غذا می‌تواند عوارض متعددی از جمله کاهش یادگیری یا اختلالات رفتاری را برای فرد مصرف‌کننده به همراه داشته باشد. منبع: DW
در"بهشت بانوان"، زنان نفس می کشند زندگی زنان تحت حکومت داعش 26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند ختنه دختران افزایش مصرف کوکائین و حشیش در میان زنان ایران

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

من یک ربع قرنی ام

من یک ربع قرنی ام و دیگر حوصله ی سروکله زدن با توهمات آدم هام را ندارم..من خسته میشوم از توضیح دادن..من آدم هام را انتظار دارم که بفهمند مرا..نگام را..لحنم را..خط کج لبخندم را..من عاجزم از تفسیر خودم اینروزها...نه..من همیشه خوب نیستم..

آیا پس از زایمان میتوان رابطه جنسی داشت؟

اگر زایمان طبیعی داشته باشید، نباید بلافاصله به رابطه جنسی فکر کنید چون ممکن است دردناک باشد. اما این که رابطه از چه زمانی شروع شود کاملاً بستگی به زن دارد. به گزارش سلامت نیوز به نقل از سلامانه از روزنامه «ایندیپندنت»، ممکن است خیلی از افراد بپرسند، می‌توان بعد از زایمان رابطه جنسی داشت یا نه؟ دکتر راگنی راجاسینگام، سخنگوی دانشگاه زنان و زایمان انگلیس درباره رابطه جنسی پس از زایمان گفته: «اگر زایمان طبیعی داشته باشید، نباید بلافاصله به رابطه جنسی فکر کنید چون ممکن است دردناک باشد. اما این که رابطه از چه زمانی شروع شود کاملاً بستگی به زن دارد. او باید ببیند که چه زمانی احساس آمادگی دارد و درد زیادی را متحمل نخواهد شد. شاید بهتر باشد او در ابتدا از ژل استفاده کند. اما اگر زن پس از زایمان دچار خون‌ریزی شود، احتمال عفونت وجود دارد. این عفونت خطری جدی است و زنان باید مراقب باشند.»اما آیا زایمان اثری روانی روی زنان دارد؟ او می‌گوید: «این بستگی به میزان حمایتی دارد که از زن می‌شود. همچنین رفتار خود زن و انتظاراتش. اگر شما انتظار داشته باشید که بلافاصله به همان‌جایی برگردید که بودید، اوضاعتان دشوار می‌شود. شما دیگر از یک فرد مستقل تبدیل شده‌اید به فردی که زندگی یک نفر دیگر کاملاً وابسته به شماست. زنان می‌توانند به این چالش‌ها غلبه کنند اما اغلب انتظار جامعه از آنها این است که مادری خندان باشند و همیشه لبخند بزنند. آن‌ها باید بدانند که چنین چیزی واقعیت ندارد. اوضاع مادران بسته به حمایتی که از آنها می‌شود و دوستانی که دارند، می‌تواند آسان یا سخت باشد.»
6 دلیل برای خیانت پدیده خود زشت انگاری، نشانه ها و راههای درمان در یک رابطه، خوب بودن بهتر از خود واقعی است با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید قصه شده ام!

زنان حادثه

عاشقی تا پای چوبه دار

می گويند تا آخرين لحظه باورش نمیشد كه به پايان خط رسيده است. مانند تمام مواقعی كه در دادگاه حاضر میشد كاملا سر و حال است و محكم. وقتی به چوبه دار نزديك می شود برمی گردد و به وكيل اش نگاه میكند. خرمشاهی وكيل شهلا سری تكان می دهد و تازه آن زمان است كه می فهمد اين بار ديگر تمام است.

چراغهای رابطه تاریک اند

دبستان می‌رفتم که با نام فروغ آشنا شدم. بلافاصله از بزرگ‌تر‌ها درباره‌اش پرس‌وجو کردم. اطرافیانم به اتفاق گفتند که «فروغ زنی بی‌اخلاق و هنجارشکن بود، آخرش هم جوانمرگ شد؛ لازم نیست وقتت را تلف کنی و اشعارش را بخوانی.» با شنیدن این پاسخ، فروغ هرچه بیشتر برایم به زنی اسرارآمیز تبدیل شد. چند سال گذشت و من از دختربچه‌ای رام و مطیع به نوجوانی سرکش و هنجارشکن تبدیل شدم؛ هیولایی که خانواده‌ام دیگر مرا نمی‌شناخت، هیولایی که نقاشی می‌کرد و کتاب می‌خواند. شانزده ساله بودم که مجموعه آثار کامل فروغ را از یکی از عزیز‌ترین و تلخ‌ترین انسان‌ها هدیه گرفتم. بعد از خواندن‌اش چنان با دفترهای «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» ارتباط برقرار کردم که دیوار اتاقم پر شد از عکس‌های او. تا به حال هیچ زنی بر من چنان تأثیری نگذاشته بود که فروغ گذاشت. همذات‌پنداری‌ام با فروغ تا آنجا پیش رفت که حتی دوست داشتم مثل او در ۳۲ سالگی بمیرم. بعد از کشف فروغ با دختران و زنان بسیاری آشنا شدم که از شناخت فروغ تجربه‌ای مشابه من داشتند. چه چیزی زندگی ما را به زندگی فروغ متصل می‌کرد؟ چرا می‌توانستیم زندگی روزمره خود را در آینه اشعار او پیدا کنیم؟ چرا هنوز هم دختران و زنان جوان اشعار فروغ را زندگی می‌کنند؟ عبور از مرزهای تن فروغ در برهه‌ای می‌زیست که معیارهای زن بودن از منشور ساختارهای پدرسالار جامعه می‌گذشت. زن خوب و با فضیلت زنی سنتی بود که به تمام ارزش‌های جامعه پدرسالار پایبند بود. زنی که می‌بایست نجیبانه در انتظار شوهری می‌بود که صاحب او شود. زنی که می‌بایست بدن‌اش را همچون کالایی دست نخورده به مردی تقدیم می‌کرد و برای همیشه به او وفادار می‌ماند. زنی که باید عشق و جسم و لذت و عمر خود را وقف شوهرش می‌کرد تا بنیان خانواده پدرسالار پابرجا بماند و فرزندانی زاییده شوند که سربازان و جیره‌خوران حکومت باشند. در چنین جامعه‌ای اگر زنی تصمیم می‌گرفت اختیار زندگی‌اش را در دست بگیرد غالباً روسپی، نانجیب و بی‌اخلاق قلمداد می‌شد. فروغ یکی از همین زنان بود، یکی از ماهی سیاه‌های کوچولو. در دفترهای شعر «اسیر»، «دیوار» و «عصیان» می‌توان تلاش او را برای شکستن هنجارهای پدرشاهی و به رسمیت شناختش بدن و امیالش دید، که همزمان مترادف بود با درافتادن با باورهای مذهبی و عرفی. واکنش فروغ در مقابل سرکوب فرهنگی و مذهبی ایران پدرسالار آن دوران عصیان و سر باز زدن از پذیرش زنانگی سنتی بود. او انتخاب کرد که زندگی‌اش را به کنج خانه و آشپزخانه و پرسه زدن لابه‌لای رخت‌ها و ظرف‌های نشسته محدود نکند. او عاشقی و لذت و دانستن را انتخاب کرد و پی رنج‌ها و زخم‌ها را بر تن خویش مالید. چنانکه در شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» سرود: «… من عریانم، عریانم، عریانممثل سکوت‌های میان کلام‌های محبت عریانمو زخم‌های من همه از عشق استاز عشق، عشق، عشق.من این جزیره سرگردان رااز انقلاب کوه گذر داده‌امو تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بودکه از حقیر‌ترین ذره‌هایش آفتاب به دنیا آمد…» چراغ‌های تاریک رابطه و پیوستن به خورشید فروغ در دو دفتر شعر آخرش بیش از پیش از نفهمیده شدن توسط معشوق و جامعه سرود؛ از تنگ‌نظری، دروغ، فریب و ریاکاری جامعه. او در شعر «پرنده مردنی است» ناامیدی‌اش را آشکارا بیان می‌کند.«دلم گرفته استدلم گرفته استبه ایوان می‌روم و انگشتانم رابر پوست کشیده‌ی شب می‌کشمچراغ‌های رابطه تاریکندچراغ‌های رابطه تاریکندکسی مرا به آفتابمعرفی نخواهد کردکسی مرا به میهمانی گنجشک‌ها نخواهد بردپرواز را بخاطر بسپارپرنده مردنی ست.» فروغ هم از افراد جامعه ناامید است و هم از جامعه به مثابه کل. او ناامید از جامعه‌ای است که مردمش را چنان می‌پروراند که زنان را پست‌تر از مردان می‌داند و آنان را به ابژه‌هایی تقلیل می‌دهد که مردی باید مالکشان شود. فروغ ناامید از جامعه‌ای است که مردمش اختیار جسم و روح خود را ندارند؛ جامعه‌ای که اگر در آن به اسیر بودن خود راضی و خشنود نباشی، هم با حکومت و هم با عرف درخواهی افتاد. این جامعه چگونه می‌تواند زنانی را تاب آورد که به شی ء بودن تن نمی‌دهند؟ برای زنانی که روح و جسمشان را از اسارت پدرشاهی‌‌ رها می‌کنند بسیار دشوار است که از مورد عشق قرار گرفتن توسط مردانی که در هوای مسموم چنین جامعه‌ای نفس کشیده‌اند، احساس خوشبختی کنند. فروغ این ادراک را در شعر «تولدی دیگر» اینگونه به کلام درآورد که «هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می‌ریزد مرواریدی کشف نخواهد کرد». نام دفا‌تر شعر «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» و محتوای اشعار این دو دفتر، گویای تناقصی است که سیر تحول فروغ را از تولدی دیگر به ایمان به ناامیدی و سرمای اجتماعی به تصویر می‌کشد. دانستن تلخ است و هر چه بیشتر بدانیم، تلخ‌تر می‌شویم، خصوصاً اگر در جامعه‌ای زیست کنیم که دانستن در آن جرم به شمار می‌رود. عصیان‌گری و رد شدن شجاعانه از مرزهای کهنه پدرشاهی، سیر تحول زنان بسیاری است که در پی یافتن خود و شکستن این هنجاری پوشالی‌اند. فروغ نیز با دانستن و تجربه کردن‌های مدام و عبور از حصار‌ها تلخ‌تر و تلخ‌تر شد. سیر تحول او جسورانه، واقع بینانه و تلخ بود؛ تحول زنی که می‌خواست انسانی آزاد باشد. در‌ ‌نهایت، ناامیدی و دلزدگی فروغ از انسان‌ها و جامعه انسانی او را به میل به یکی شدن با طبیعت می‌کشاند. او بیش از اینکه با زن همسایه همذات پنداری کند، با عناصر طبیعت همذات پنداری می‌کند؛ در کنار پنجره می‌ایستد و با آفتاب رابطه برقرار می‌کند. او در شعر «تن‌ها صداست که می‌ماند»، چنین می‌سراید: «من از سلاله درختانمتنفس هوای مانده ملولم می‌کندپرنده‌ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر بسپارم.‌‌نهایت تمامی نیرو‌ها پیوستن است، پیوستنبه اصل روشن خورشیدو ریختن به شعور نورطبیعی استکه آسیاب‌های بادی می‌پوسندچرا توقف کنم؟من خوشه‌های نارس گندم رابه زیر پستان می‌گیرمو شیر می‌دهم…در سرزمین قد کوتاهانمعیارهای سنجشهمیشه بر مدار صفر سفر کردهاندچرا توقف کنم؟من از عناصر چهارگانه اطاعت می‌کنم.» نسیم روشنایی
اندوه بی پایان گریس کلی انتشار عکس های خصوصی ستارگان سینما ستارگانی که دیر مادر شدند زندگی در برزخ همسران مردان سیاسی چه می‌کنند؟

حقوق زنان

مسائل مالی زندگی مشترک را جدی بگیرید

زندگی مشترک هم یک  جور شراکت است مثل همه شراکت های دیگر. وقتی با کسی شریک می شویم اول باید قواعد شراکت را یاد بگیریم تا بتونیم هم خودمان و هم شراکت رو خوب اداره کنیم.

او مرا کتک زد پس دوستم دارد!

دولت روسیه در سال ۲۰۱۶ از جرم «ضرب و شتم» که پایین‌ترین نوع خشونت در قانون اساسی روسیه تعریف شده، جرم‌زدایی کرد و بحث از همان زمان بالا گرفت. روسیه جزو سه کشوری در اروپا و آسیای مرکزی است که قوانین ویژه برخورد با خشونت خانگی ندارد. به گزارش ایسنا و به نقل از فرادید، اگر مردی زنش را به باد کتک گیرد، آیا مرتکب جرم شده است؟ پاسخ مثبت است و در بسیاری از کشورها دیگر در این مورد اصلا بحثی نمی‌شود اما دوما، پارلمان روسیه، این هفته طرحی را تصویب کرد که به موجب آن از خشونت خانگی جرم‌زدایی شده، مگر آن که مکرر یا موجب آسیب جدی شده باشد. اکونومیست نوشت: در سومین دوره ریاست‌جمهوری ولادیمیر پوتین و حمایت همه‌جانبه وی از سنت‌گرایی، شاهد تغییرات این چنینی بوده‌ایم. این تغییر رویکرد باعث شده تا زخم‌های قدیمی مجدد سر باز کنند. بسیاری از مردم روسیه در حال حاضر مفهوم لیبرال حقوق انفرادی را پذیرفته‌اند ولی برخی در جهت مخالف حرکت می‌کنند. فعالان حقوق بشری هشدار داده‌اند که جرم‌زدایی موجب قانونی شدن انواع سوءاستفاده‌ها خواهد شد. آندری سینل‌نیکف، عضو موسسه خیریه‌ پیشگیری از خشونت «آنا سنتر» می‌گوید: «پیام کلی به شهروندان روسیه این است که خشونت خانگی دیگر جرم نیست!» [جرم زدایی عبارت است از عقب‌نشینی حقوق کیفری از رهگذر زائل کردن کامل وصف مجرمانه از جرم یا بیرون بردن رفتار از قلمرو قانون جزا و باقی گذاشتن آن در گستره اقتدار عمومی که مستلزم اِعمال کنترل‌های غیر کیفری است.] دولت روسیه در سال ۲۰۱۶ از جرم «ضرب و شتم» که پایین‌ترین نوع خشونت در قانون اساسی روسیه تعریف شده، جرم‌زدایی کرد و بحث از همان زمان بالا گرفت. روسیه جزو سه کشوری در اروپا و آسیای مرکزی است که قوانین ویژه برخورد با خشونت خانگی ندارد. از این رو با خشونت خانگی شبیه انواع دیگر حمله برخورد شده و آسیب‌پذیری همسر و فرزندان نسبت به قربانیان دیگر به کل نادیده گرفته می‌شود. پارلمان روسیه در ماه ژوئن از جرم ضرب و شتم جرم‌زدایی کرد، تصمیم گرفت که خشونت خانگی را مستثنی بداند و برای آن حداکثر یک حبس دو ساله، مشابه جرایم ناشی از نژادپرستی، برخورد کند. آن اتفاق باعث خشنودی گروه‌های جامعه مدنی شد زیرا به دنبال تصویب اعمال قوانین سختگیرانه‌تر بودند اما کلیسای ارتودوکس روسیه از این اقدام خشمگین شد. کلیسا گفت که کتاب مقدس و سنت روسیه تاکید داشته که «استفاده منطقی و عاشقانه تنبیه بدنی موهبتی است که از سوی خداوند به والدین اعطا گشته است.» علاوه بر آن گروه‌های محافظه‌کار نگران به زندان افتادن والدین بودند. استدلالشان این بود که اگر والدین بیشتر از همسایه‌ها کودکشان را تنبیه کنند، نباید به زندان بیفتند. نمایندگان تحت فشار چنین گروه‌هایی، طرحی را به مجلس بردند که «پوبوی» نامیده می‌شود: ضرب و شتمی که آسیب طولانی مدت به جای نگذارد. نقض این قانون جریمه ۳۰ هزار روبلی (۵۰۲ دلار)، خدمات اجتماعی یا ۱۵ روز بازداشت را به همراه خواهد داشت. این مسئله همچنین موجب خواهد شد که جرم مرتکب شده وارد حوزه «پیگرد شخصی» شود، زیرا فرد قربانی شخصا مسئول جمع‌آوری اسناد و تشکیل پرونده خواهد شد. ارتکاب مجدد جرایم نیز تنها زمانی تخلف قانونی محسوب خواهد شد که در یک سال بعد از ارتکاب جرم انجام شود. بنابراین هر شخص عملا می‌تواند سالی یک مرتبه اطرافیانش را کتک بزند! ویاچسلاو ولودین، سخنگوی دوما، می‌گوید که «تصویب این لایحه به تحکیم بنیان خانواده کمک می‌کند.» دومین قرائت این لایحه در ۲۵ ژانویه انجام شد که با آرای ۳۸۵ رای از مجموع ۳۸۷ رای از مجلس خارج شد. احتمال می‌رود که پس از پیروزی در سومین قرائت شخصا توسط ولادیمیر پوتین به یک قانون تبدیل شود. او مرا کتک زد؛ شبیه بوسه نبود! آنا زاونروویچ با ادعای سخنگوی پارلمان روسیه مبنی بر کمک به تحکیم بنیان خانواده موافق نیست. خانم زاونروویچ، خبرنگار حوزه سبک زندگی در مسکو است. او شبی در دسامبر سال ۲۰۱۴ میلادی وارد مجادله کلامی با نامزدش شد. مرد سپس به سمتش حمله کرد و در نتیجه بدن آنا سیاه و کبود شد اما پس از آن که آنا روایتش از حادثه را به صورت آنلاین منتشر کرد، چند وکیل به کمکش شتافتند و موفق شدند که آن مرد را متهم کنند. خانم زاونروویچ می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند که این بلا سر خودشان نخواهد آمد. آن‌ها توهم دارند که در امنیت قرار دارند.» اگر تو را کتک بزند، پس دوستت دارد! خشونت خانگی ریشه‌های عمیق فرهنگی دارد. مثلا یک ضرب‌المثل قدیمی روسیه می‌گوید: «اگر تو را کتک بزند، پس دوستت دارد!» آلنا پوپووا، وکیل حوزه خشونت خانگی، می‌گوید: «خشونت نه تنها یک جرم نیست، بلکه سبک زندگی‌مان هست.» اندازه‌گیری مقیاس این مشکل کار دشواری است اما بنا به گفته وزارت امور داخلی روسیه، ۴۰ درصد جرایم خشونت در داخل خانواده رخ می‌دهد. بیش از ۷۰ درصد زنانی که با «آنا سنتر» تماس می‌گیرند، هرگز مورد خودشان را به پلیس گزارش نمی‌دهند. پروسه پیگیری شخصی که موانع اداری و کاغذبازی بی‌شماری دارد، باعث دلسردی قربانیان از پیگیری شکایت قانونی می‌شود. ناتالی تونیکووا، زنی است که ادعا می‌کند در مسیر شکایت قانونی به جای نرسیده است. وی می‌گوید: «حلقه جهنمی است. همین طور ادامه دارد.» با این حال آگاهی‌سازی نسبت به این مسئله همچنان ادامه دارد که بخشی از آن را باید مدیون جنبش گرسروت (grassroots) دانست. خانم زاونروویچ می‌گوید: «این که بگویم «تقصیر خود زن است» دیگر از مقبولیت برخوردار نیست.» خانم زاونروویچ از قوانین جدید استقبال می‌کند زیرا معتقد است که اگر زنان بدانند شوهر یا دوستشان به خاطر ضرب و شتم وی راهی زندان نخواهد شد، اعتراض می‌کنند. همچنین سال گذشته میلادی یک کمپین اعتراضی در فضای مجازی اوکراین و روسیه با هشتگ IamNotAfraidToSpeak شکل گرفت که در آن هزاران نفر ماجرای سو‌ءاستفاده از خودشان را به اشتراک گذاشتند. محافظه‌کاران تندروی روسیه هم تمایلی به صحبت کردن در این مورد ندارند. النا میزولینا، سناتوری که به خاطر تشدید قوانین ضد همجنسگرایی در روسیه شناخته می‌شود، از تغییرات اخیر نیز حمایت کرده و می‌گوید که «اگر مردی زنش را کتک بزند، به زنان دیگر توهینی وارد نشده است.» بازگشت به قرون وسطی از طرف دیگر طرفداران جرم‌زدایی در روسیه بر این باورند که امورات خانوادگی ارتباطی با دولت این کشور ندارد. ماریا مامیکنیان، رئیس جنبش «مقاومت والدین تمام روسی» که هزاران امضا برای حمایت از این طرح جمع‌آوری کرد، می‌گوید: «خانواده، محیط اجتماعی ظریفی است که مردم باید خودشان مسائل را رفع و رجوع کنند.» در جامعه‌ای که روزی درگیر کمونیسم بود و رویکرد تمامیت‌خواهی حکومت باعث شده بود که خانواده‌ها عملا هیچ نوع حریم خصوصی نداشته باشند، چنین حساسیت‌هایی قابل درک است. برخی از مخالفت‌های صورت گرفته علیه قوانین خشونت خانگی، برگرفته از ترس خردگرایانه‌ ناشی از دخالت بیشتر دستگاه قضا و پلیس فاسد روسیه در امور خانواده است. منتقدان می‌گویند که این قوانین محافظه‌کارانه به قوانین «دوموستروی» بازمی‌گردد: «مجموعه قوانین خانگی در دوران پادشاهی «ایوان مخوف». با این حال خانم مامیکنیان با این موضع منتقدان موافق نیست. وی می‌گوید: «آنچه آنها می‌گویند بازگشت به قرون وسطی نیست، بلکه فقط بازگشت به ارزش‌های تمدن‌های اروپایی در قرن‌ها ۱۹ و ۲۰ میلادی است.» البته همین اقدام در نظر بسیاری از زنان روسیه گامی رو به عقب محسوب می‌شود.» انتهای پیام
آدمک‌های زنانه روی چراغ‌های راهنمای ملبورن دخترکانی که مادر می شوند ماجراهای دفتر من زنان در بریتیش کلمبیای کانادا، دیگر مجبور به پوشیدن کفش پاشنه بلند نیستند رشته تحصیلی بنام مردانگی