1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام

 

قتل، عصر روز یك شنبه 15 تیر ماه 1376 در ویلای شماره 14 ارم جزیره كیش اتفاق افتاد. قاتل زنی بود به نام افسانه نوروزی و مقتول بهزاد مظفر مقدم سروان حفاظت اطلاعات .

داستان از زمانی آغاز می شود كه مصطفی شوهر افسانه كار و شغل خود را از دست می دهد و دست به هر كاری می زند تا خانواده اش را از فقر نجات دهد اما راهها همه برایش بسته می شود و ناچار یكی از كلیه هایش را می فروشد تا كمی برای خود و خانواده اش زمان بخرد، اما ناتوانی بعد از عمل وضع را دشوار تر می كند. مصطفی بعد از چند سال دوست قدیمی و خانوادگی خود یعنی بهزاد مظفر مقدم را پیدا می كند و بهزاد كه اكنون به پست و مقامی رسیده است از او و خانواده اش دعوت می كند كه به جزیره كیش بروند تا شاید آنجا مصطفی بتواند كاری پیدا كند.

تیر ماه سال 1376 مصطفی همراه خانواده اش وارد جزیره می شود. مهدیه و محمد دو فرزند خانواده خوشحالند از این تغییر، اما نمی دانند فقط چند روز مادر را كنار خود دارند. بهزاد مظفر مقدم در كیش صاحب نفوذ است این را خانواده مصطفی در همان ساعات اولیه می فهمند و بهزاد هم خودش را فرمانده كیش معرفی می كند.

دو روز بعد از رسیدن خانواده، بهزاد اجناسی را جور می كند تا مصطفی به تهران بیاورد و به كسی تحویل دهد. پدر، خانواده را در كیش به دست رفیق صمیمی اش می سپارد و راهی تهران می شود و فردای همان روز دوباره به كیش بازمی گردد. اما بهزاد كه فكرهایی در سر دارد مصطفی را خیلی زود دوباره به تهران می فرستد و زمانی كه مصطفی می خواهد به همسرش پولی بدهد می گوید من خانواده ات را اینجا تامین می كنم.

بعد از ظهر كه افسانه با بچه ها در خانه است بهزاد افسانه را به طبقه دوم فرامی خواند. زن كه به اتاق وارد می شود بهزاد را می بیند كه بدون لباس ایستاده و به محض ورود افسانه به او حمله ور می شود. آنان با هم درگیر می شوند. بچه ها كه صدای فریاد مادرشان را می شنوند وحشت می كنند اما افسانه در همان حین از بچه ها می خواهد كه آرام باشند. بهزاد بعد از زد و خورد افسانه را رها می كند و زن فرار می كند. بچه ها را برمی دارد و از خانه خارج می شود. تا شب در خیابان ها می چرخند. افسانه حتی نمی تواند به جایی پناه ببرد زیرا دیگر بعد از چند روز می داند كه بهزاد در كیش دارای قدرت و نفوذ است. تنها كاری كه می كند به شوهرش زنگ می زند و بدون این كه ماجرا را توضیح دهد از او می خواهد به جزیره برگردد. آخر شب در حالی كه خسته و گرسنه هستند به خانه برمی گردند. بهزاد دیگر روی خوش نشان نمی دهد و نه پولی به آنها می دهد و نه غذایی مهیا می كند تا آنجا كه افسانه فقط به بچه ها چای شیرین می دهد. كار مصطفی گیر می كند و نمی تواند تا دو روز دیگر به كیش برگردد.

فردای آن روز بهزاد همراه زن شیك پوشی كه او را خانم دكتر معرفی می كند به خانه می آید. در فرصتی به افسانه می گوید: "دیدی چقدر این خانم زیبا و خوش اندام و پول دار است. با داشتن ثروت زیاد و شوهر... زیر دست من هست، تو به چی خود می نازی، فكر می كنی چی داری..."

فردای آن روز، روز حادثه است. افسانه از فرصت خواب بودن بهزاد استفاده می كند تا در طبقه بالا بعد از چند روز به حمام برود. لباس هایش را با خود به داخل می برد و قبل از رفتن از ترس چاقویی راهم با خود به حمام می آورد تا در صورت تكرار اتفاق قبلی مرد را تهدید كند و بترساند.

استحمامش كه تمام می شود بهزاد را بدون لباس در میانه اتاق می بیند. باز با هم درگیر می شوند . زن خود را به چاقو می رساند . مرد رویش نشسته است، دست افسانه بالا می رود و چاقو را به پهلوی بهزاد وارد می كند. مرد نعره می زند و زن را به مشت و لگد می گیرد. در همان حال هم دست از تصمیم شیطانی خود برنمی دارد و می خواهد به افسانه تعرض كند. افسانه ضربه دوم را هم وارد می كند و دست بالا می رود و پایین می آید بلند كه می شود می بیند مرد موهایش را از پشت مشت می كند. و دیگر جنون است و خون و...

آخر این كه مرد كه از پا می افتد زن آلت مرد را نیز می برد. دیگر حال خود را نمی داند.ساعتی بعد كه مصطفی وارد می شود افسانه را میان خون و خشم می بیند. مرد خانواده اش را برمی دارد به تهران فرار می كنند اما یك روز بعد افسانه در تهران دستگیر می شود و چون قتل در كیش اتفاق افتاده به جزیره برگردانده می شود و بعد از آن به زندان بندر عباس منتقل می شود.

در مسیر دادرسی با اینكه همه شواهد مبنی بر دفاع از ناموس به نفع افسانه بود، اما به دلیل آن كه بهزاد فردی از نهادهای امنیتی بود پرونده پیچ خورد و در نهایت افسانه به اعدام محكوم شد.

بعد از آن، مطبوعات وارد عمل شدند و با اخبار و گزارش هایی كه منتشر كردند توانستند حكم را متوقف كنند. اما تا آزادی كامل افسانه هشت سال زمان صرف شد. همه می دانستند كه افسانه دفاع از ناموس كرده است حتی همسر مقتول در این رابطه از حق خود گذشت اما مادر بهزاد بر قصاص اصرار داشت. در هر حال هشت سال بعد از تیر 1376 افسانه نوروزی با پرداخت دیه توانست ازاعدام نجات پیدا كند.

افسانه بعد از آزادی اش می گوید: "وقتی قاضی دستور داد تا برای همیشه دستبند از دستانم باز شود، فکر می‎کردم هنوز خواب می‎بینم، نامه آزادی‎ام را نوشتند و به دستم دادند، چند بار آن را خواندم، باورم نمی‎شد، که چه اتفاقی افتاده است. بعد نامه را به مامورم دادم و از او خواستم تا برایم بخواند، مثل آدم‎های بیسواد شده بودم. فکر می‎کردم کلمات را اشتباه می‎خوانم، بعد برگه را به شوهرم دادم و از او خواستم نامه آزادی‎ام را بخواند، وقتی وکیلم گفت: از این به بعد می‎توانی هرجا که خواستی بروی، باور نمی‎کردم به طرف در خروجی دادگاه رفتم، واقعا باورم نمی‎شد که آزاد هستم، دوباره از قاضی سوال کردم و او گفت: برای همیشه می‎توانی آزاد باشی. وقتی از دادگاه خارج شدم با شوهرم مصطفی به خرید رفتیم، در خیابان‎ها می‎گشتم، دلم می‎خواست همه زیبایی‎ها را برای فرزندانم بخرم، با دخترم تماس گرفتم و گفتم برای همیشه آزاد شدم و به خانه بر می‎گردم. مهدیه هم مثل من باور نمی‎کرد، به هتل رفتیم، به مصطفی می‎گفتم، مطمئن هستی که فردا صبح نباید به زندان برگردم. مصطفی سعی می‎کرد از هیجان من کم کند، اما واقعا برایم غیر قابل باور بود."

افسانه وقتی از بچه هایش جدا شد آنان كودكانی بیش نبودند اما وقتی به خانه برگشت آنان دیگر نوجوان شده بودند.

دیدگاه‌ها  

+32 # شهرزاد 1390-06-27 17:41
چقدر دردناکه که یه زن حتی اگه از خودش دفاع کنه باز هم گرفتار می شه. اگه دفاع نکنه هم همه می گن کرم از خود درخته.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+14 # آندريا 1390-06-27 19:13
واقعا مادر مرده زن بود كه طرف پسرشو كه احتمالا خودش تو تربيتش كم گذاشته بود مي گرفت ؟ واقعا كه به جاي معذرت خواهي ش بود بهتره واسه اون دنياي پسرش بره دعا كنه. واقعا كه غم انگيزه ادم ها از اعتمادها چه نتيجه ها كه نمي گيرن . واقعا انقدر مردم بي اعتماد شدن ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # asal 1390-06-27 19:30
man ba nazare shahrzad jun movafegham albatte inam begam k shohare un khanum nabayad zano bachehasho ba mardi k hamsaresh khune nis va namahrame tu 1khune tanha mizasht.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+7 # hamid 1390-06-28 00:37
فقط دمش گرم !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+19 # shamila 1390-06-28 13:35
من گریم گرفت.. ما زنا چقدر بدبختیم که با این مردای کثیف باید از خودمون دفاع کنیم اما بازم 8 سال از عمرمون رو تا اثبات بی گناهی باید تو زندان باشیم. افسانه خانم این شجاعت شما قابل تحسینه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # azam 1390-06-28 14:01
faghat afarin be in zane shoja.va moteasefam baraye khodemun.on vagh daiyeye hoghoghe basharam darim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # آیناز 1390-06-29 11:52
khoda rahm kone be ma khanuma tu iran.afsane khanum behet eftekhar mikonim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ray 1390-06-30 02:31
شما چرا به اون خانومایی فکر نمیکنین که باوجود داشتن شوهر به همچین حیونایی پا میدن. من خودم یکی از دوستام از نامزدش به این دلیل جدا شد که با یه پسره دیده بودش که خداییش یه پول سیاه هم نمی ارزید. یا دخترایی که تا اسم دوست پسر و صیغه و خونه خالی میاد قند تو دلشون آب میشه. لعنت به هرچی زن و دختر هوس بازه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # شهلا 1390-06-31 20:09
خب چی بگم خودم هم مورد تعرض قرار گرفتم با اینکه جیغ کشدم دتد زدم ولی بم رحم نکرد وخودشو درعرض 50 ثانیه ارضا کرد هیچ وقت فراموش نمیکنم البته بگم که عاشق دوس بسرم بودم وبخاطر اون مجبورشدم باش به خونه برم اون مارو تنها گذاشت و >>>>>>>>>>>>>>>>>.......................... ولی من دارم واسه اینده برنامه میریزم که بکشمش چون متنفرم ازش حالا نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟تقصیر منه که عاشق شدم یا تقصیرخانوادهاس که باعث میشن مامخفیانه دوس شیم یا تقصیر..................................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # Mostafa 1390-07-04 00:05
سلام شهلا جان ببينم من خ دم بسرم و همه ي بسرا رو خوب ميشناسم همشون دنبال يك جيز دخترا هستن اصلا فك نميكنن ك دختر ب. بخت جه كناهي كرده
تازه مشكل از تو هست ميدوني جرا جون بسرابه بهانه ي عاشق شدن دخترا رو كول ميزنن تا ب هدفشون برسن در ضمن با كشتن اون جيزي درست نميشه بلكه بد بختي تو شروع ميشه من بودم جا تو يجايي كيرش مياوردم با داداش دايي عمو بالاخره با جنتا بسر اون وقت كاري ك با تو كردو باش ميكردم ب قول معروف كونشو باره ميكردم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # مینا 1390-07-02 20:12
shamila خانم دقت کنید که آقاهه صاحب منصب و پولدار بوده چرا الکی به خانوما انگ بدبختی میزنی آخه .....اگه آدم عادی بود که پدرشو در میووردند ......
ا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # shamila 1390-07-03 17:01
فهمیدم منظورتو مینا جان
:(
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+4 # اشک مهتاب 1390-07-04 03:05
ببخشید یه سوال چرا اون اقا یابهتره بگم animalکه میتونسته بقول خودش خیلی بهتر از افسانه را بدام بندازه به همسر دوستش دقت کنید همسر دوستش که باید مث ناموس خودش باشه اونکارو کرد اون حتی میدونست که افسانه آبرو داره وچقدر رفیقش بهش اعتماد کرده یعنی حاضر شد بخاطر اون چیز لعنتی که لذتش فقط چند دقیقس اینهمه ارزشو زیر پا بذاره حتی جونشم سر اینکار گذاشت خیلی احمق وپست بوده تو رو خدا تفاوتو ببین یکی جونشو سر حفظ ناموسش میذاره یکی جون بی ارزششو سر شهوت و تجاوز به همسر دوستش لعنت بر اون وکسایی که اون حیوون تبرعه کردن(اونا هم با بهزاد هیچ فرقی ندارن)و تنها بی گناه قضیه را قصاص کردن به جرم پایین بودن طبقه ی اجتماعیش
لعنت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-17 # محمد 1390-07-04 15:08
به نظرمن خود این خانم مقصره چراتوخانه ای که مرد نا محرم است حمام برود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # ناشناس 1392-12-19 01:17
آین نظر شما مثل نظر کسانی است که می گن زن باید خودش رو بپوشاند تا مرد خطا نکند. چند وقت پیش که یه مشت عوضی تو یه باغ به چند تا خانواده حمله کردند و جلوی چشم شوهران،‌ به زنانشان تجاوز کردند،‌ امثال شما بودند که گفتند مقصر خود اون زنها بودند که لباس مناسب نپوشیده بودند.
البته حق با شماست.... وقتی آفریدگار آسمان و زمین و مرد و زن و هر چه هست،‌ زن را وسیله اطفاء شهوت مرد می داند و هیچ حقی برایش قائل نیست مگر این که نیازهای شکمی و زیر شکمی مرد را رفع کند،‌ از مردهایی مثل شما نباید بیش از این توقع داشت.
پس متعجب از آن زنانی هستم که دفاع می کنند از این آفریدگار و آخرین دین ارسالیش که کامل ترین و جامع ترین ادیان است و برای سعادت بشر و رهایی از همه گرفتاری ها و مشکلات نازل شده است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ژنرال فاطی 1396-05-17 11:32
خدا وکیلی لایک داری تو بابا ترکوندی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ti ti 1390-07-04 15:15
mohammad joon kassi nazare toro naporsid
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # Mostafa 1390-07-04 15:18
تو نظر نده محمد ادم بايد ادم باشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # اشک مهتاب 1390-07-04 15:21
اقا محمد بهتره یکم عادلانه تر و واقع بینانه تر به موضوع نگاه کنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Mostafa 1390-07-04 15:32
ب مهتاب موافقم محمد ادم اكر دم بود جشم ب ناموس مردم نميانداخت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+6 # علی110 1390-07-05 11:27
آن فرزند کثیف از آن مادر کثیفتر بدنیا آمده است که کثافت کاریش باعث بدبختی یک خانواده شده است.متاسفانه در مملکت اسلامی ما هستند چنین لجنهایی که هم پول دارند هم مقام دارند هم نفوذ.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # M A R Y A M 1390-07-05 12:05
hastand va kam ham nistand, dar haghighat moshkel haman sefati ast ke pas az mamlekat avardeh id
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # M A R Y A M 1390-07-05 12:06
be rag gheyratetoon bar nakhore ali110 aziz, man nazaramo goftam shoor hoseyni varet nadare yehoo
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+5 # رامونا 1391-08-24 10:45
این خانم اگه واقعا مشکل اخلاقی داشت میتونست بابهزادرابطه داشته باشه و پول بگیره هیچکسم نفهمه حالا بخاطر دفاع از شرافتش میخواستن اعدامشم بکنن.قانونه داریم؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیرین 1392-12-16 22:53
افرین شهرزادواقعاگل گفتی منم خواستم همینوبگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+9 # حمید 1392-12-17 09:32
فیلمی که خانم مهوش شیخ الاسلامی ساخته بود توسط یکی از شبکه مشاهده کردم و واقعاً جای تاسف داره که قانون نوشته های خودش را نقضی می کند که همان ماده 61 یا الان شده 151 که دفاع از خود و ناموس هست که افسانه فقط از حیثیت وشرف زنانه خود دفاع کرد وبس ولی می بایستی 8 سال زندان را تحمل کند و حتی تا پای چوبه دار هم رفت اگه مطبوعات و مدافعان حقوق بشر دخالت نمی کردند شاید افسانه الان زیرخروارها خاک پوسیده بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # طاهر 1392-12-17 15:09
منهم فیلم خانم شیخ الاسلامی را دیدم قبلا از طریق رسانه ها پیگیر بودم ولی با دیدن فیلم و حرفهای افسانه مردد شدم. ادم بی انصافی هم نیستم ولی این خانم افسانه همه ی حرفهاش صداقت نداشته است.......
یک جایی از حرفاش میگه میخواست چاقو رو از دست من بگیره من چنان تیغه چاقو رو گرفتم که تیغه چاقو کج شد(چاقو کج شد فکرش رو بکن )و آیا یک زن پاکدامن بعد از کشتن طرف آلت او رو هم با چاقو میبرد. یه جایی میگه من دو تا چاقو اماده کرده بودم!!!!
ولی به نظر من این همه ی آنچه گذشته است نیست...........
الله اعلم
ولی هر زنی از سرزمین من بخاطر ناموس از خود دفاع کند یک قهرمان است
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # ناشناس 1392-12-19 01:25
تمام این بدبختی ها و گرفتاری ها از دین مبین اسلام عزیز است. این آدم ها نبودند که افسانه را ۸ سال بی جهت دربند نگه داشتند. قانون اسلام عزیز بود.
اسلامی که برای زن کم ترین ارزشی قائل نیست.
اسلامی که می گه زن باید پالون به سرش بکشه تا مرد تحریک نشه.
اسلامی که ارزش وجودی زن نصف مرد است. اگر در همین حادثه، زن به جای مرد کشته شده بود، ول دم برای اجرا حکم قصاص باید نصف دیه را پرداخت می کرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # کامران 1392-12-19 01:54
در کشورهایی که حجاب اجباری نیست آمار تجاوز به عنف خیلی پایین تر از کشورهایی مثل ایران است که حجاب اجباریه.چون در اون کشورها اندام زنان برای مردان عادی شده .همه این تجاوز به عنفها در ایران بخاطر اینه که اندام خانمها برای مردان ایرانی عادی نشده.در اصل نه زنها مقصرند ونه مردها .مسئولینی که حجاب را اختیاری نمیکنند قاتلان اصلی این قبیل قتل ها هستند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # فاطمه 1395-08-22 10:00
طبق کدام اماراین حرف رامی زنید؟که موثق هم نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ژنرال فاطی 1396-05-17 11:42
آره ممکنه آمار درست نباشه ولی هر چی باشه توی کشور اسلامی باید از هر 10000نفر یه دختر بدبخت بشه نه سالی 10556نفر(تازه این آمار سال نوده الان رو نمیدونم ).درضمن دولت همش میگه خواهرم حجابت را حفظ کن خدایی یه بار هم بگین برادر نگاهت را حفظ کن خداییییییییی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-6 # بهنام 1392-12-19 11:36
دوستان اين تمام ماجرا نيست !!!!
1) آيا مي دانستيد افسانه نوروزي يك انگشتر و يك سكه طلا دو روز پيش از قتل از منزل بهزاد دزديده بوده (البته ادعهاي دزدي را خودش مطرح كرده و هنوز معلوم نيست اينها دستمزد كار اوست يا واقعا سرقت شده)
2) آيا مي دانستيد شوهر افسانه به پول سال 78 مبلغ 6 ميليون توان سفته دست بهزاد داشته كه ادعا مي كرده وجه آنرا پرداخت كرده اما بهزاد سفته ها را پس نمي داده
3) آيا مي دانستيد شوهر افسانه در لحظه وقوع قتل در جزيره كيش حضور داشته و بنا بر گفته خودش 5 دقيقه پس از قتل وارد خانه مقتول شده !!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # هدی 1393-01-17 17:55
شما چون مردید دارید به نفع مردها حرف میزنید...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # محمد 1395-07-01 20:25
شما اونجا بودي نكنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-2 # بهنام 1392-12-19 11:37
4) آيا مي دانشتيد پس از قتل مقاديري پول نقد از خانه مقتول سرقت شده و به همين دليل شوهر افسانه به زندان افتاده است
5) دوستان به ولله قاضي از حداقل شعور برخوردار است و اطمينان داشته باشيد علت طولاني شدن اين پرونده فقط به اين دليل بوده كه دادستان فكر مي كرده قتل بهزاد به دلايل مالي با مشاركت همسر افسانه و با ظاهر دفاع از ناموس بوده است
6) فيلم ماده 61 را من هم ديدم ساير اطلاات نيز در اينترنت در دسترس است از جمله اظهارات مادر و همسر بهزاد يكطرفه به قاضي نرويد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ژاله 1394-11-13 23:01
برو عمووووووو جون پی کارت,از بدبختیش بوده که پول برداشته,تو جزیره متروکه بی پول وبی کس گیر افتاده,این چه ربطی به کثیف بودن یک شخص اطلاعاتی داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-3 # اسی 1395-02-14 15:13
با یررسی دقیق این پرونده فهمیده میشه ک افسانه نوروزی و شوهرش به طمع پول و فرار از مشکلاتشون به بهزاد نزدیک میشن و به کیش میرن و تو اعترافات افسانه اون سه بار از خونه بهزاد سرقت میکنه انگشتر و سکه و پول.افسانه به هر دلیلی سه بار مرتکب جرم سرقت میشه.اون یه فرشته نیس که انقدر ازش دفاع میشه.بهزادی که با یه خانوم خوشگل و پولدار رابطه داشته و راحت به خونش میومده چرا باید به این خانوم که زن بهترین دوستشه تعرض کنه????? این پرونده ابهامات زیادی داره.در مورد دفاع مشروع و مباح بودن خون بهزاد شکی نیس از نظر قانو ن مجازات اسلامی ولی به نظر من افسانه هم مقصر بوده و این هشت سالم بخاطر جنایت بر میت و اون سرقتا که زندان بوده منصفانه به نظر میرسه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # محمد 1395-07-01 20:22
اسي فكر ميكني خيلي حاليته اره در مورده انصاف حرف نزن كه اصلا بهت نمياد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ناشناس 1396-01-10 22:04
ولی من داستان و ی جور دیگه شنیدم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

وقتی مردی شما را واقعا بخواهد!!!!

وقتی مردی شما رو بخواد، هیچ چیز نمی تونه جلوش رو بگیره!! پس بدانید اگر واسه ازدواج بهانه مشكلات رو میاره، یا شما رو نمی خواد یا هنوز تردید داره كه شما كیس ازدواجشید یا دیگری! وقتی مردی شما رو نخواد، هیچ چیز نمی توونه نظرش رو برگردونه و نگهش داره!!! پس اگه واسه نگه داشتنش مجبورید خیلی وقتا از خیلی چیزا بگذرید یا متوسل به دعا و حاجت شید، بدونید كه رفتنیه!! وقتتون رو تلف نكنید! اون حتی بعد از ازدواج با شما نیز، مال شما نیست! دست از بهانه گیری به جهت رفتار یه مرد بردارید! اونا اصلاً به حرفای شما گوش نمی دن!! این باعث می شه به مرور شما رو یه زن نق نقو یا غرغرو بدونند و وقتی دارید انتقاد می كنید به همه چیز فكر كنند جز حرفای شما! اصولاً اگه از رفتارشون شكایت دارید بهتره بزارید واسه یه فرصت دیگه! زمانی كه به عشق شما معترفه و نمی تونه به شما توجه نكنه! یادتون باشه رفتار آرامتر، همیشه بهتره هیچوقت خودتون رو برای حفظ رابطه ای كه خودتون تشخیص می دید ارزشش رو نداره، تغییر ندید. چون مدتها بعد، زمانی كه تغییر كردید و دلتون واسه خودتون تنگ شد، می فهمید شخصی كه روبروی شما ارزشش رو نداشته و اون زمان دیگه فرصتی واسه جبران نیست قبل از اینكه بفهمید واقعاً چه چیزی خوشحالتون می كنه، با كسی ارتباط برقرار نكنید

چرا قدر اکنون را نمی دانیم

خیلی از ما  قدر لحظه را نمی دانیم. متوجه هم هستیم که لحظه خاطره انگیزی است مثلا وقتی که دوست قدیمی مان، شمع تولدش را فوت می کند. یا وقتی  کنار پدرمان در آشپزخانه نشسته ایم و لقمه های کوچک نان سنگک و گردو را برای خودمان درست می کنیم… می دانیم که این لحظات صمیمی را از یاد نخواهیم برد ولی مشکل این است که در خودِ آن لحظه، ذهن ما جای دیگری است. جسم ما ریشه در اکنون دارد ولی ذهن ما بین گذشته و آینده در چرخش است. به نظر می رسد خیلی از وقایع، بر اهمیت و مطبوع بودن شان  به مرور افزوده می شود. ذهن ما  دوست دارد ماجراهای به یادماندنی را ویرایش کند،  صحنه های لوس و ناگوار را حذف نماید و یک  خاطره زیبا برای ما بسازد. در ضمن نمی خواهیم روی اکنون تمرکز داشته باشیم چون از لحظه بعدی مطمئن نیستیم. تشویش و نگرانی های منطقی و حتی بیمورد به ما اجازه نمی دهند از اکنون مان لذت ببریم. ترس از زلزله، آتش سوزی و یا جر و بحثی که با یک نفر داشته ایم تاثیر خودش را بر ما می گذارد. مغز ما شبیه یک غار عمیق و تاریک است. مغشوش و مملو از موضوعات نگران کننده… برای همین ما عملا نمی توانیم « من» را کنترل کنیم. دفعه بعد وقتی که مشغول دیدن غروب زیبای خورشید هستیم و همزمان نگران کارهای انجام نشده در اداره، لازم نیست احساس گناه کنیم از اینکه در لحظه حضور نداریم. چون می دانیم که مغز ما، نمونه مرتب شده هر ماجرایی را بعدا به ما تحویل می دهد.
صد سال تنهایی من آیا شوهر خوبی برای من میشه؟ عاشقانه های باران برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار تماشایی‌ترین تصویر شهر

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

اولین تولد کافه ویسپو

جشن اولین سال تاسیس کافه ویسپو با حضور تعداد زیادی از همراهان این کافه در یکسال گذشته برگزار گردید. این کافه دنج و زیبا که با مدیریت خانم هرندی در خیابان ظفر طبقه همکف برج سینا فعالیت می نماید از جمله معدود نقاطی در تهران است که فعالیتهای هنری و مراسم مختلفی را بصورت هفتگی برگزار می نماید. در اولین سالگرد تولد این کافه  دوست داشتنی نیز دو گروه موسیقی از دوستداران کافه ویسپو برای دعوت شدگان بصورت زنده برنامه اجرا نمودند. با هم چند عکس از این شب زیبا را مرور می نماییم. از جمله حاضران در این مراسم همکاران انجمن حمایت از کودکان کار بودند که امروز و فردا بازارچه خیریه ای در حمایت از کودکان کار برگزار می نمایند. شما نیز میتوانید با مراجعه به آدرس خیابان ولیعصر بالاتر از میدان ونک، خیابان عطار، باشگاه ونک به این امر خیر کمک نمایید.  

وزیر اقتصاد منزل تان باشید

یک خانم خانه دار از اول صبح که از خواب بیدار می شود،  با هدفی معین، شروع به برنامه ریزی می کند. یک کدبانو می تواند با برنامه ریزی و گرفتن اطلاعات به  انجام کارهایش سرعت ببخشد و حتی با همین شیوه  در اقتصاد خانواده نیز تاثیر گذار باشد.
نکاتی درباره انتخاب یخچال در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ با خیال راحت مهمان داری کنید 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند

مطالب تصادفی

گزارش روز

ماه گرفتگی

بر همه کسانی که دوست دارند یک بار دیگر ماه گرفتگی را ببیند یک خبر خوش این که قرار است امشب چهارشنبه از ساعت ۲۱ و ۵۴ دقیقه و ۳۷ ثانیه  یک ماه گرفتگی با خسوف نیمسایه ای آغاز شود و در ساعت ۳ و ۳۰ دقیقه و ۴۱ ثانیه روز ۲۶ خردادبه پایان رسد.

زنان در جنبش بحرين

زنان در جنبش بحرينکوفتگي​هايت بيشتر درد مي​گيردو زخم​هايت بيشتر مي سوزد وقتي هم جنسي مقابل پيکر زنانه​ات مي ايستد و با تمام توان ضربه ميزند.
مشکل زود و بزرگ مردان ما از سقوط آزاد میان عقاب‌ها تا زندگی به سبک پارکور ‘مختار مایی’زن جوان پاکستانی، که متجاوزان جنسی را به محاکمه کشاند وقتی «باغ شادونه» خشک شد سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

تفاوت دختران ترامپ

تیفانی ترامپ در کل زندگی‌اش با خیل عظیم بی‌عدالتی‌های ناشی از \"دختر کوچک بودنِ در یک خانواده ثروتمند\" رو به رو بوده است.به گزارش العالم، سارا الیسون، روزنامه نگار و نویسنده ونیتی فر، اخباری جذاب درباره رابطه بین فرزندان ترامپ یعنی ایوانکا و تیفانی دارد. شاید پس از خواندن این خبر باید دلمان به حال این \"وارثه میلیونر\" بسوزد!به نقل از نیویورک مگزین، تیفانی ترامپ در کل زندگی‌اش مورد هجوم خیل عظیم بی‌عدالتی‌های ناشی از \"دختر کوچک بودن در یک خانواده ثروتمند\" قرار گرفته است.گفته می‌شود که تیفانی – یا به قولی دختر \"فراموش شده\" ترامپ – بیشتر از هر کسی از خواهر ناتنیِ بزرگترش، \"ایوانکا\" الگوبرداری می‌کند. الیسون به قول یکی از دوستان تیفانی می‌نویسد: «ایوانکا تمام خصوصیات مهم دونالد ترامپ مثل برند، شخصیت و حضور در اینستاگرام را دارد.»دوست تیفانی به سارا الیسون گفت: «ایوانکا نه تنها نصیحت‌های سیاسی، رفتار با جنس مخالف و نصیحت‌های خواهرانه به خواهر کوچکترش [تیفانی] می‌دهد، بلکه در مورد نوع رنگ لباسش در مقابل دوربین هم او را راهنمایی می‌کند. مثلا به تیفانی می‌گوید وقتی در مقابل دوربین بر روی صندلی نشستی، پاهایت را روی هم بیندازی. همین اخیرا تیفانی که بین دوستانش به \"تیف\" معروف است، به خاطر رژ لبی که ایوانکا پیشنهاد داده بود، از سرویس امنیتی خواست تا برای خرید آن رژ لب همراهش بیایند.»آنچه از روایت سارا الیسون مشهود است این است که همیشه دونالد ترامپ خریدار مشاوره‌های ایوانکا بوده است اما تیفانی – که همراه مادرش مارلا میپلز در کالیفرنیا بزرگ شده – از امتیازات دیگر فرزندان ترامپ برخوردار نبوده است. مثلا وقتی که آن‌ها کوچکتر بودند و تیفانی می‌خواست که به کارت اعتباری والدینش دسترسی داشته باشد، ایوانکا واسطه می‌شد. ایوانکا در کتابش \"کارت ترامپ\" می‌نویسد: «پیش پدرمان رفتم و پیشنهاد دادم. او قصد داشت برای کریسمس تیفانی را با خرید یک کارت اعتباری و واریز پول ماهانه غافلگیر کنم.»الیسون از قول دوست تیفانی می‌نویسد: «دونالد ترامپ ماهانه 500 دلار به تیفانی پول می‌داد، نه بیشتر. وقتی قرار بود که دونگ رستوران را حساب کنیم، تیفانی حتی پول خوردی که باید پس می‌داد را هم حساب می‌کرد. ماهی فقط 500 دلار؟ خیلی بد است.»به قول دوست تیفانی، او آدم سخت کوشی است؛ خیلی اهل مطالعه است و مهربانی‌اش تمامی ندارد. یک بار داشتیم برای بخش \"بچه پولدارهای\" مجله دو ژور عکس می‌گرفتیم، اما او به خاطر اینکه داشت بر روی یک مقاله کار می‌کرد دیر رسید.الیسون در انتها می‌نویسد: «از این حیث، همه ما تیفانی ترامپ هستیم و برای رسیدن به دونالد به ایوانکا نیاز داریم.» بله، همه ما تیفانی ترامپ هستیم به استثنای اینکه نه حساب بانکی او را داریم و نه پدر مردم‌فریبش را و نه ...، همین کافی است.

تست رضایت شخصی

انجام این تست به شما نشان می دهد که از زندگی شخصی و کار و تحصیلات تان تا چه حد احساس رضایت می کنید.
تست خودشناسی 2 قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند چرا مردم در کامنت‌ها فکر می‌کنند بهتر از همه می‌دانند؟ سنگ صبور شما کیست؟

زنان حادثه

مهناز میرزایی، معدنچی کرمانی

  در معدن «سراپرده» شهرستان کوهبنان در 150 کیلومتری کرمان، برای مهناز میرزایی که در زیر زمین کار می کند، حجاب چه معنائی می تواند داشته باشد؟ او مهندس معدن و متولد سال ۵۹ است. از سال ۸۴ در اعماق معادن شمال کرمان شانه به شانه مردان کار می کند. در گذشته زیر زمین بود و حالا گاه روی زمین است و گاه زیر زمین. او مدیر معدن سراپرده شده است. می گوید: زمانی که بعنوان نخستین زن مهندس معدن پای در معدن سراپرده گذاشتم هیچ‌کس تصور نمی‌کرد برای کار در معدن آمده باشم، آن‌هم در معدنی که تا آن زمان مهندس معدن نداشت. وقتی وارد معدن شدم کارگران مرد با تعجب به من نگاه می‌کردند و باورشان نمی‌شد من برای کار به اینجا آمده باشم، جالب‌تر اینکه در همان روز فردی که باید معدن و محیط کار را به من نشان می‌داد سخت‌ترین جاهای معدن را به من نشان داد، در عمق چند صد متری زمین و در مکان‌هایی بسیار تنگ و دور از ذهن. طول معدن چهار کیلومتر در زیرزمین است. روزانه هزاران نفر در این معادن در همین شرایط سخت کار می‌کنند و تصورش هم برای مردم عادی غیرممکن است. در همین معدن در کنار 90 نفر با هم کار می کنیم. روزهایی را به یاد می‌آورم که کارگران معدن به دلیل اینکه زن هستم حرف هایم را بعنوان مهندس معدن جدی نمی‌گرفتند، اما درنهایت به مهارت و توان من پی بردند و حالا معدن سراپرده از بهترین معادن شمال استان کرمان است. دو برادر و همسرم هم در همین معدن کار می‌کنند. برخی روزها مجبورم فرزند خردسالم را هم به محل کارم بیآورد. معدن سراپرده سه میلیون تن ذخیره دارد و ده‌ها معدنچی در اعماق زمین با دستگاه‌های مختلف در حال استخراج ذغال سنگ هستند. گازگرفتگی و انفجار مهمترین خطری است که معدنچیان را تهدید می‌کند اما به هر صورت خطر در اکثر مشاغل وجود دارد.

زندگی در برزخ

18 سال یك عمر است. این رقم به حرف آسان می آید اما اگر فكر كنی كه این رقم سالهایی است كه یك زن به اتهام قتل در زندان است خودش می شود یك عمر. توجه كنید به جرم قتل نه به اتهام قتل. یعنی هیچ وقت بر قانون اثبات شد او گناهكار است.
آخرین وضعیت جسمی سیمین بهبهانی کیم کارداشیان در همسایگی ایران من با واژنم رای نمی دهم عشق آقای رئیس جمهور ستارگانی که دیر مادر شدند

حقوق زنان

با هفت شرط پای سفره عقد بنشینید

توی دفتر خانه ازدواج و طلاق یک عالمه برگه های حقوقی است که آدم ها برای ثبت ازدواجشان باید آنها را امضا کنند. شما هم که غرق در دنیای عاشقانه روزهای اول زندگی، همینطوری بدون توجه و دقت و مطالعه خودکار را روی ورقه می گذارید و امضا می کنید. ولی لطفا دست نگه دارید، چندتا چیز دیگر است که باید به این مواردی که امضا می کنید اضافه کنید. شما بدون اضافه کردن این موارد به عقدنامه خود برخی از حقوق تان را از دست می دهید. مثلا شما حق طلاق گرفتن، حق سفر کردن بدون اجازه شوهر، حق تحصیل کردن، حق انتخاب شغل، حق انتخاب محل زندگی و حق حضانت فرزندانتان را به راحتی از دست می دهید. سال ها است که فعالان حقوق زنان برای تغییر این قوانین تلاش می کنند اما نه تنها قوانین تغییری نکرده اند که در برخی موارد موادی هم به آن اضافه شده است که مثلا به مردان اجازه اختیار کردن همسر دوم بدون اجازه همسر اول و تنها با حکم دادگاه را می دهد. حالا در این شرایط که قانون از حقوق زنان حمایت نمی کند باید به راهکارهای دیگری مانند "شروط ضمن عقد" روی آورد. بر این اساس زن و شوهر در مورد مسائلی که قانون در مورد آنها سکوت کرده و یا نظر قانون مورد پذیرش آنها نیست ولی خود قانون توافق خلاف آن را ممکن ساخته، شروطی را در سند ازدواج ثبت می کنند. همان دوازده موردی که عروس و داماد در عقدنامه پای آن را امضا می کنند هم شروطی است که مرد به زن در آن وکالت می دهد که با اثبات آنها برای گرفتن حکم طلاق وکالت داشته باشد. البته بعضی دفترخانه های ازدواج و طلاق از ثبت شروط ضمن امتناع می کنند که برای رفع این مشکل شما می توانید از قبل دفترخانه هایی را که برای گنجاندن شروط ضمن عقد مشکلی ندارند پیدا کنید. این شروط باید با عبارات حقوقی معینی در عقدنامه نوشته شود و در صورت ذکر نشدن برخی عبارات خاص حقوقی از حیث اعتبار خارج است و نمی توان به آنها استناد کرد. بنابراین در زیر هفت شرط ضمن عقدی که برخی از حقوق شما را تضمین می کند با عبارات حقوقی آورده شده است که عینا می توان به عنوان شروط ضمن عقد از آنها استفاده کرد. 1- زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمانی که بخواهد از جانب زوج اقدام به متارکه کرده و از قید زوجیت خود را رها کند، به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه. 2- زوجه اجازه دارد از هم اکنون هرگاه خواست به خارج از کشور برود و نیاز به اجازه مجدد زوج ندارد، چه برای اخذ یا تمدید یا تجدید گذرنامه و این اجازه دائمی است. 3- زوجه حق ادامه تحصیل تا هر مرحله یی که لازم بداند و در هر مکان و محلی که ایجاب کند مخیر است. 4- زوج، زوجه را در انتخاب هر شغلی که مایل باشد و هر کجا که بتواند کار کند، مخیر می کند و اجازه می دهد که مشغول به کار شود. 5- زوج و زوجه متعهد می شوند هنگام جدایی اعم از اینکه متارکه به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن کلیه دارایی که بعد از ازدواج دائم زوجین به دست می آورند بین آنها به مناصفه تقسیم شود. 6- حق انتخاب مسکن و تعیین شهر یا محلی که زندگی مشترک در آنجا ادامه پیدا کند با زوجه خواهد بود. 7- اگر در آینده زوجین دارای فرزند شدند و طلاق اتفاق افتاد حضانت فرزندان به عهده زوجه باشد و در صورت خروج از کشور نیازی به اذن پدر ندارند. با همه اینها باید به یاد داشته باشیم که شروط ضمن عقد تنها یک راهکار موقت است برای مشکل نابرابری حقوقی که زن و مرد با ازدواج به آن دچار می شوند: راهکار موقتی که تا بازنگری و اصلاح قوانین خانواده می تواند کفه ترازوی ازدواج را برای زن و مرد برابر کند.

مردان بدلیل مجوزهای قانونی دست به خشونت علیه زنان می زنند

عضو هیات مدیره کانون وکلای مرکز درباره حقوق شهروندی گفت: متاسفانه قانون اساسی را هر کسی نمی‌خواند و از حقوقی که در آن برای ملت در نظر گرفته شده است بی‌خبر هستند.بهشید ارفع نیا در گفت‌و‌گو با ایلنا با اشاره به منشور حقوق شهروندی گفت: منشور حقوق شهروندی در واقع متنی است که موارد مصرحه در مبحث حقوق ملت در قانون اساسی را به تفصیل بیان کرده است. من با این گفته که منشور حقوق شهروندی ضمانت اجرا ندارد مخالف هستم چراکه این حقوق در قانون اساسی در سال ۵۸ تصویب شده و این حقوق در بالا‌ترین قانون کشور در نظر گرفته شده است اما آنقدر اجرا نشده‌ که فراموش شده‌اند.عضو هیات مدیره کانون وکلای مرکز گفت: متاسفانه قانون اساسی را هر کسی نمی‌خواند و از حقوقی که در آن برای ملت در نظر گرفته شده است بی‌خبر هستند اما وقتی این حقوق را در غالب منشور حقوق شهروندی تدوین و منتشر می‌کنند مردم بیشتر آنرا می‌خوانند و از آن مطلع می‌شوند و با این دید به این قانون نگاه می‌کنند که من شهروند هستم پس این حقوق من است و از این رو آن‌ها را مطالبه می‌کنند.این حقوقدان افزود: در مقدمه قانون اساسی از نقش والای زن گفته شده است اما در واقع زنان در هیچ کجای جامعه و خانواده نقش والایی ندارند حتی اگر تحصیلات عالیه داشته و متخصص باشد، همیشه به عنوان شهروند درجه دو به آن‌ها نگاه می‌شود.ارفع‌نیا افزود: کسی نمی‌خواهد حقی از مردان گرفته شود و به زنان داده شود بلکه زنان خواهان این هستند که کرامت انسانی آن‌ها رعایت شود. در بسیاری از قوانین حقوق زنان تضییع شده است و اهم آن‌ها هم ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی است که ریاست خانواده را با مرد می‌داند. حتی در جایی هم که به زنان بدون اجازه شوهر یا ولی‌شان اجازه خروج به ان‌ها داده نمی‌شود هم نوعی خشونت است.این فعال حقوق زنان افزود: مردان به دلیل اجازه‌ای که قانون به آن‌ها داده است علیه زنان دست به خشونت می‌زنند. برخی قوانین مانند بخش‌هایی از قانون مدنی و قانون مجازات نیاز به اصلاح دارند. البته به جز اصلاح قوانین باید فرهنگ سازی هم شود. در برخی مواقع زنان گمان می‌کنند مردان به دلیل ریاستی که بر خانواده دارند می‌توانند هر کاری کنند. البته آیت الله بجنوردی بر خلاف این نظر را دارند و معتقدند که «قوامون» به معنی کسی است که هزینه زندگی را می‌پردازد و به معنی ریاست و داشتن حاکمیت نیست. به نظر من منشا تمام این خشونت‌ها ماده ۱۱۰۵ قانون مدنی است.
برابری جنسیتی، معیار نوین رتبه بندی فیلمها شیوع 'پورن انتقامی' در استرالیا قانون حمایت از مادران باردار و دوران شیر دهی بالاخره روزی هم دماغ بزرگ زیبا خواهد شد دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد