درست نه سال از مرگ زن اول می گذرد و كمتر از یك سال از مرگ زن دوم و مرد همچنان زنده است و زندگی می كند و فكر می كند قربانی این ماجرای چند ساله اوست. چهارشنبه 18 مهرماه سال 1381 همه روزنامه های سراسری كشور خبر قتل همسر مربی تیم پیروزی را منتشر كردند. علی و عرفان دو پسر لاله و ناصر محمدخانی وقتی روز 17 مهرماه 1381 از مدرسه به خانه می آیند با پیكر غرق در خون مادر خود مواجه می شوند.علی وحشتزده به خیابان می رود و از راننده سرویس خود كمك می خواهد و بلافاصله پلیس در صحنه حاضر می شود. كارآگاهان با دیدن پیكر بی جان لاله پی بردند كه عامل قتل قربانی اش را غافلگیر كرده است و تحقیقات نشان می دهد كه همسر محمدخانی به مهمانان خود اعتماد خاصی داشته است زیرا او در حالی كه منتظر بازگشت فرزندان اش از مدرسه بوده پس از استحمام وقتی می خواسته موهایش را سشوار کند، در را به روی عاملان قتل باز كرده است و ضربات چاقو نشان می دهد قاتلان از پشت سر وی مورد حمله قرار داده و با 37 ضربه چاقو او را از پای در آورده اند.همه اینها در شرایطی اتفاق افتاد كه ناصر محمد خانی همراه تیم پیروزی در سفر آلمان بود.

لاله سحرخیزان همسر 32 ساله ناصر محمد خانی مربی وقت پیروزی و بازیكن قدیمی همین تیم است. لاله اهل شیراز بود اما همراه با خانواده اش مقیم كشورقطر بوده است. ناصر محمدخانی با لاله زمانی آشنا می شود كه در یكی از تیم های این كشور بازی می كرده است. آنها در قطر با هم ازدواج می كنند و لاله با ناصر به ایران می آید. خانواده لاله همچنان مقیم قطر هستند.

پس از تجسس های اولیه جسد به پزشكی قانونی منتقل ولی اجازه دفن داده نمی شود. كارآگاهان منتظر گزارش پزشكی قانونی هستند و خانواده و دوستان منتظر ناصر محمدخانی تا از آلمان برگردد. اولین كسی كه از دوستان محمدخانی بر سر جنازه لاله حاضر می شود حمید درخشان است كه بسیار شوكه شده و گریه می كند. او و خانواده اش با خانواده محمدخانی معاشرت و سابقه دوستی دارند.

روزها تیتر صفحات حوادث روزنامه ها مربوط به پرونده لاله سحرخیزان بود. پرونده ای كه احتمال سرقت در آن منتفی شد چون هیچ سرقتی صورت نگرفته بود. با اینكه كلید روی گاوصندوق و طلاهای لاله روی میز ارایش بود. آنچه همه كارشناسان بر آن اتفاق نظر داشتند مساله انتقام یا تسویه حساب بود.

در بررسی های اولیه معلوم می شود كه لاله عاملان قتل را می شناخته و آنها حتی فرصت معاشرت هم داشته اند. كارآگاهان پس از تجسس به یك ته سیگار برخوردند كه نشان می داد عامل قتل فرصت خاموش كردن آن را نیافته است و در واقع دقایقی قبل از رسیدن سرویس بچه ها قتل را انجام داده است.

علاوه بر این حوله خیس دیگری نیز در اتاق خواب پیدا شد كه نشان می داد قاتل بعد از انجام جنایت در حمام خود را شسته و با این حوله خشك كرده است.

همچنین یكی از كسبه محل حدود ساعت یك بعد از ظهر زن و مرد جوانی را می بیند كه وارد مغازه اش شدند و دو پاكت آبمیوه خریدند و پس از خروج از مغازه پس از تاملی به سمت خانه شماره 46 یعنی منزل مقتوله رفتند و پس از باز كردن در توسط صاحبخانه وارد آنجا شدند.

كمتر از یك هفته بعد از قتل، اولین مظنون به قتل لاله سحرخیزان در شیراز محل تولد او دستگیر شد.

یك راننده تاكسی به پلیس مراجعه می كند و می گوید كه شب قبل از قتل مرد 38 ساله ای را از خیابان ری به مقصد میرداماد سوار می كند كه روزنامه ورزشی در دست داشته و در طول راه كه كم هم نبوده برای او تعریف كرده است كه از آشنایان پدر همسر محمدخانی است. با چهره نگاری كه انجام شد مشخص گردید چهره دایی ناتنی لاله ترسیم شده است. اما او در تمام بازجویی ها قتل را انكار كرد و گفت كه پدر لاله مرا فرستاد تهران تا تعدادی سند از دخترش بگیرم. من هم همین كار را كردم ولی لاله را نكشتم.

پس از دستگیری مظنون اجازه دفن پیكر لاله از سوی مراجع قضایی صادر شد و جنازه او به شیراز منتقل شد تا در همانجا تشییع و به خاك سپرده شود. در اواخر آبان ماه همان سال كارآگاهان توانستند سرنخ های دیگری نیز پیدا كنند. لیست تلفن های روز قتل از منزل محمدخانی نشان می دهد كه ناشناسی از تلفن خانه با یكی از شهرستان ها تماس می گیرد و فقط یك كلام می گوید:"تمام".

پرونده لاله سحرخیزان یكی از پر رمز و راز ترین پرونده ای جنایی چند دهه اخیر ایران است.

زمستان همان سال ناصر محمد خانی، همسر لاله با آن كه در زمان وقوع قتل در ایران نبود اما از سوی كارآگاهان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت و پس از آن بود كه پای زن دوم پرونده به ماجرا باز شد. زنی كه هشت سال پس از لاله دومین مرگ پرونده را به نام خود رقم زد. او كسی نبود جز شهلا جاهد.

ادامه دارد...